نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 من بی‌خود و تو بی‌خود، ما را کی بَرَد خانه؟
موزیک‌ویدیوی مولانا (+)

🔸غزلی از مولانا که مستی دو عاشق را به تصویر می‌کشد؛ حالتی که در آن، «من» و «تو» در آتش عشق گم می‌شوند، و خانه و راه نیز محو در شور وصال است.

🎶 متن شعر
‌‎من بی‌خود و تو بی‌خود، ما را کی بَرَد خانه؟
‌‎من چند تو را گفتم: «کم خور دو سه پیمانه؟»

‌‎در شهر یکی کس را، هُشیار نمی‌بینم
‌‎هر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه

‌‎جانا! به خرابات آ، تا لَذّتِ جان بینی
‌‎جان را چه خوشی باشد، بی‌صحبتِ جانانه؟

‌‎هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی
‌‎وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه

‌‎تو وقفِ خراباتی، دَخلت مِی و خَرجت مِی
‌‎زین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه

‌‎ای لولیِ بَربَط‌زن! تو مست‌تری یا من؟
‌‎ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من افسانه

‌‎از خانه برون رفتم، مَستیم به پیش آمد
‌‎در هر نظرش مُضمَر، صد گلشن و کاشانه

‌‎چون کشتیِ بی‌لنگر، کَژ می‌شد و مَژ می‌شد
‌‎وز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه

‌‎گفتم: «ز کجایی تو؟»، تَسخر زد و گفت: «ای جان!
‌‎نیمیم ز تُرکستان، نیمیم ز فَرغانه

‌‎نیمیم ز آب و گِل، نیمیم ز جان و دل
‌‎نیمیم لبِ دریا، نیمی همه دُردانه»

‌‎گفتم که «رفیقی کن، با من که منم خویش‌ات»
‌‎گفتا که «بِنَشْناسَم، من خویش، ز بیگانه»

‌‎من بی‌دل و دستارم، در خانهٔ خَمّارم
‌‎یک سینه سخن دارم، هین شرح دهم یا نِه؟

‌‎در حلقهٔ لنگانی، می‌بایدْت لنگیدن
‌‎این پند ننوشیدی، از خواجهٔ عُلْیانه؟

‌‎سرمستِ چنان خوبی، کِی کم بُوَد از چوبی؟
‌‎برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه

‌‎شمس‌الحقِ تبریزی! از خلق چه پرهیزی؟
‌‎اکنون که درافکندی، صد فتنهٔ فَتّانه


🔻شرق Vs اسلام
📺 نگاه انتقادیِ مولوی به حسین‌
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را می‌کشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بت‌پرستی یک خطای خطرناکِ تاریخی‌ست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
🔻سادگرو، اشو و مورتی
📕 مصاحبه‌ اشو دربارۀ مراقبه
🚬 چطور سیگار را ترک کنیم؟
📺 چرا نسل‌های نو دیگر دین را نمی‌پذیرند؟
📺 مذهب به‌مثابه یک روان‌کاوی ارزانِ
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن‌؟
📺 ادیان بخشی از مشکل‌اند
📺 تروریسم و بوکیسم
📕خدا یا عروسک‌خرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!

.


#شعرانه #بوقت_آواز #مولانا #شعر_مولانا #دکلمه_عرفانی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گزارش‌نویسی یا گزارش‌دهی و صحبت با اعضای خانواده دربارهٔ امور روزمره و به ظاهر بی‌اهمیت، چه تأثیری می‌تواند روی شکل‌گیری و رشد شخصیت ما داشته باشد؟

🎙‌بخشی از مصاحبه #مهدی_فیروزان

🔸 مهدی فیروزان، مدیر فرهنگی و ناشر پیشرو، را بسیاری به‌عنوان «پدر کتاب الکترونیک ایران» می‌شناسند.

او با مدیریت و توسعهٔ مجموعه‌های بزرگی همچون #شهرکتاب و نیز فعالیت‌های مؤثر در حوزهٔ نشر دیجیتال، نقش مهمی در تغییر مسیر کتاب و محتوای فرهنگی از شکل سنتی به عرصهٔ الکترونیک داشته است.

از مدیریت انتشارات گرفته تا پشتیبانی از پروژه‌های نوآورانه در زمینهٔ کتاب الکترونیک، حضور او نقطه‌ای ماندگار در تاریخ نشر معاصر ایران به شمار می‌رود.


.


#تجربه_زیسته #زیست‌روان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘ناتوانی در درک وظایف ریاست جمهوری
— وقتی «نمی‌دانم» به جای «تصمیم» می‌نشیند

✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 اظهارات اخیر رئیس‌جمهور ایران مبنی بر اینکه «دیپلماسی بلد نیستم» و یا اینکه «کسی بیاید به من بگوید چه باید بکنیم» نه تنها حیرت‌آور، بلکه توهینی آشکار به مفهوم ریاست جمهوری و شعور عمومی جامعه است. این جملات به‌ظاهر ساده، نشانگر بحرانی عمیق در ساختار سیاسی و مدیریتی کشور هستند؛ بحرانی که در آن فردی بر رأس قوه مجریه قرار گرفته که نه تنها فاقد حداقل توانایی‌های لازم برای مدیریت دولت است، بلکه حتی از پذیرش مسئولیت خود نیز شانه خالی می‌کند.

🍂 ریاست جمهوری در هر نظام سیاسی – چه دموکراتیک و چه اقتدارگرا – جایگاهی استراتژیک و سرنوشت‌ساز دارد. رئیس‌جمهور قرار است نماد خرد سیاسی، انسجام اجرایی و توان چانه‌زنی در عرصه داخلی و بین‌المللی باشد. وقتی کسی در این جایگاه اعتراف می‌کند که «دیپلماسی بلد نیست»، معنای عریان آن چیزی جز «من برای این مقام شایستگی ندارم» نیست. این اعتراف، اگر در یک نظام سیاسی پاسخگو رخ می‌داد، کافی بود تا پارلمان یا جامعه مدنی بلافاصله خواستار استعفا یا برکناری او شوند. اما در ایران، چنین سخنانی نه تنها عواقب سیاسی ندارد، بلکه به نوعی عادی‌سازی mediocrity (میان‌مایگی) در سطح عالی قدرت تبدیل می‌شود.

🍂 ریشه این فاجعه در دو سطح باید دیده شود: نخست در سازوکارهای معیوب گزینش و مهندسی سیاسی که افراد را نه بر اساس شایستگی، تجربه یا توان مدیریتی، بلکه صرفاً بر اساس میزان وفاداری به ساختار قدرت بالا می‌کشد. نتیجه آن است که به جای یک سیاستمدار خبره، یک مدیر اجرایی کارآزموده یا حتی یک تکنوکرات باسواد، فردی بر مصدر قدرت قرار می‌گیرد که مهم‌ترین ابزارش در مواجهه با بحران‌ها «بی‌اطلاعی» و «التماس راهنمایی» است.

🍂 سطح دوم بحران، به فرهنگ سیاسی حاکم بازمی‌گردد؛ فرهنگی که در آن پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری ارزش محسوب نمی‌شود، بلکه وفاداری به حلقه‌های قدرت اصلی‌ترین معیار بقاست. بنابراین، وقتی رئیس‌جمهور می‌گوید «کسی بیاید بگوید چه کار کنیم»، این جمله نه یک طنز تلخ، بلکه اعترافی بی‌پرده است به این واقعیت که دولت عملاً اداره کشور را به نیروهای پنهان، نهادهای موازی و مراکز غیررسمی قدرت واگذار کرده است. رئیس‌جمهور در چنین وضعی چیزی جز یک تدارکاتچی بی‌اختیار و یک سخنگوی بی‌رمق نیست.

🍂 اما پیامدهای این «ندانم‌کاری» صرفاً محدود به سطح گفتار نیست. در عمل، ما با دولتی مواجهیم که در برابر بحران‌های اقتصادی، زیست‌محیطی، اجتماعی و بین‌المللی واکنشی منفعلانه دارد. اقتصاد کشور در ورطه تورم افسارگسیخته و رکود ساختاری دست‌وپا می‌زند، روابط خارجی به انزوای بی‌سابقه‌ای دچار شده، مهاجرت نخبگان شتاب گرفته و شکاف میان دولت و جامعه به عمیق‌ترین سطح خود رسیده است. در چنین شرایطی، رهبر قوه مجریه باید نقش موتور محرک، مبتکر و بحران‌گشا را ایفا کند؛ اما آنچه دیده می‌شود، کسی است که با بیانی کودکانه از جامعه می‌پرسد: «چه کنم؟»

🍂 این جملات نه تنها بی‌لیاقتی فردی را آشکار می‌سازند، بلکه به بحران مشروعیت ساختار نیز دامن می‌زنند. زیرا شهروندان وقتی می‌بینند فردی که بالاترین مقام اجرایی کشور است آشکارا به ناتوانی خود اعتراف می‌کند، به این نتیجه می‌رسند که کل سازوکار قدرت عمداً بی‌کفایتی را بازتولید می‌کند. این امر به تشدید بی‌اعتمادی عمومی و فروپاشی سرمایه اجتماعی می‌انجامد. جامعه‌ای که به این نتیجه برسد «بالادستی‌ها هم نمی‌دانند چه می‌کنند»، به سرعت در برابر هرگونه سیاست رسمی مقاومت خواهد کرد و حتی کوچک‌ترین اصلاحات نیز بی‌اثر می‌شوند.

در علوم سیاسی، یکی از معیارهای اصلی «دولت ورشکسته» (failed state) ناتوانی حکومت در ارائه راه‌حل‌های مؤثر به بحران‌هاست. وقتی رئیس دولت خود علناً اذعان می‌کند که راه‌حلی ندارد و از دیگران طلب کمک می‌کند، معنای آن این است که کشور در مسیر فروغلتیدن به الگوی شکست‌خورده دولت‌ها حرکت می‌کند. چنین وضعیتی نه تنها امنیت ملی را تهدید می‌کند، بلکه خطرناک‌تر از آن، اعتماد به امکان تغییر از درون را از بین می‌برد.

🍂 بنابراین، نقد رادیکال بر این موضع‌گیری‌های مضحک رئیس‌جمهور این است: شما نه تنها فاقد توانایی اداره کشورید، بلکه با اعتراف‌های نابخردانه‌تان، آخرین رشته‌های اعتماد عمومی را نیز قطع می‌کنید. این صدای «ندانم‌کاری» شما، پژواکی است از سیاستی که عامدانه می‌خواهد جامعه را در وضعیت سرگشتگی و بی‌افقی نگاه دارد. مسئولیت یک رئیس‌جمهور، «یاد گرفتن» پس از رسیدن به قدرت نیست؛ بلکه آوردن تجربه، دانش و چشم‌انداز به میز تصمیم‌گیری است. وقتی این عناصر غایب‌اند، آنچه باقی می‌ماند فقط و فقط حکمرانی بر پایه سردرگمی و بی‌لیاقتی است.

.


#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin| @nasaksara
📺 دیۀ ایرانیانِ غیرمسلمان «صفر» است!
اسلام، کامل‌ترین دین جهان؟

💬
حمیدرضا گودرزی قاضی باسابقه با اشاره به خلأهای قانونی در موضوع دیه گفت:
«اگر یک شهروند مسیحی، کلیمی یا زرتشتی [و بهایی و ناباور] به دست مسلمانی کشته شود، دیه‌ای برای او در نظر گرفته نمی‌شود. چرا؟ مگر اینان هموطن ما نیستند؟ مگر در روزهای سخت و جنگ در کنار مردم ایران نجنگیدند؟»


🔺عجیب این‌جاست که چنین امور اساسی و مهمی هنوز هم حل نشده ولی، دغدغۀ اصلی چپ‌های منقطع از نگاهِ تاریخی و دانشگاهیان‌ِ چپ‌زده و اصلاح‌طلبانِ حکومتی، اساسا چنین اموری نبوده و نیست! اما همه، از رئیس‌جمهورِ بی‌سواد و قوم‌گرای مملکت تا درپیت‌ترین رسانه‌های چپ، از مثلا «عدمِ آموزش به زبان مادری» به‌عنوان ستمِ بزرگِ جمهوری اسلامی یاد می‌کنند، یا از «ضرورتِ فدرال‌‌سازیِ» کشوری تاریخا یکپارچه و ممزوج‌شده می‌گویند. جابجایی مساله‌های اصلی و مسائل فرعی و نامساله‌ها، از هنرهای مشترک این گروه‌هاست.

🔺جانِ شهروندانِ ایران، صرفا به‌خاطر تمایز عقیدتی، پشیزی ارزش ندارد و با سگ و گربه یکی گرفته می‌شود، یا حقّ اینترنت آزاد و ابرازِ آزادانۀ عقده و فکر، و برابری عقیدتی در استخدام‌ها و کسبِ مقاماتِ سیاسی، ذره‌ای در میان نیست، اما برخی دنبالِ اموری‌اند که در بسیاری کشورهای دموکراتیکِ دنیا نیز محل بحث و جدل است.

🔺مشابه همین مساله، در موضوع مهریه و کالاسازیِ عشق و رابطۀ زناشویی و عدمِ حقوقِ برابر طرفین وجود دارد. هستۀ ستم، اگر بخواهیم صادق باشیم، در همین قوانینِ مربوط به خانواده شکل می‌گیرد، جایی که مرد بابتِ رابطه‌ای طبیعی و دارای سود/تقاضای دوطرفه، از آغاز گروگان گرفته می‌شود و هستیِ اقتصادی‌ و زندگی‌‌اش به‌خاطر بدعتِ جاهلیِ مهریه به تاراج می‌رود، و زن نیز همین‌طور؛ از آزادیِ سفر و طلاق و...، یا حقّ اقامۀ شکایت از شوهرش به‌خاطر برقراریِ رابطه بدونِ رضایت، که از بدیهی‌ترین حقوقِ یک انسانِ آزاد در سال ۲۰۲۵ محسوب می‌شود، محروم می‌شود.

🔺بدل‌سازی مهم‌ترین رابطۀ مهرآمیز بشر، که نسل‌های بعد بر محور آن ساخته می‌شود، و باید بر محورِ آزادی و صداق حداکثری و مشارکت باشد، بر محور پیش‌خرید و خرید و فروش و تضمین‌های اقتصادیِ پیشینی، یا فروشِ حقوقِ اولیۀ یکی از طرفین به‌سود نفر دیگر رابطه، یک شاهکار است که فقط از دلِ حکومتی اسلامی برمی‌آید، و یکی از معجزاتِ اسلام است که باید به جهانیان عرضه شود تا همگی فوج‌فوج مسلمان شوند.

.


#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان #نقد_چپ #نقد_اسلام #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘مسئلهٔ ناف
از «نافِ بیرون گذاشته» تا سیاستِ بی‎معنایی

💬 علی مطهری در گفت‌وگویی تازه می‌گوید:
«درست است که می‌گوییم سخت‌گیری نباید باشد ولی کسی که نافش را بیرون گذاشته، چه کسی باید جلویش را بگیرد؟»

این جمله به‌ظاهر دربارهٔ پوشش است، اما نشانه‌شناختی‌تر که نگاه کنیم، سؤالی دربارهٔ اولویت‌های حکمرانی است: وقتی «نافِ بیرون» بدل به مسئلهٔ اصلی می‌شود، چه چیزهایی از میدانِ توجه بیرون می‌افتد؟

🔺در ۷ اسلاید بخوانید.


📺 از خطراتِ ناف 😬
📕«قانونِ این مملکته»
📕قانون یا «عادلانه» است یا «اصلاً قانون نیست»
📕نقد دیدگاه عبدالعلیِ بازرگان دربارۀ حجاب
📕حجاب یا کشفِ حجاب از «سوادِ فقها»
📕تدبیر بالاتر از هر ابزار جنگی‌
📕حجاب اجباری «بدعت» و حامیانش «سگان دوزخ‌‌»اند
📕اسماعیل دولابی، گشت ارشاد و نماز زوری
📺 حجاب اجباری از مصادیقِ «بدعت» و «وهنِ اسلام»
📺 جنگِ حکومت علیه زنان چه نسبتی با اسلام دارد؟
📻 محسن برهانی: حجاب اجباری بدعت است

.


#فلسفیدن #زنان #حکومت_اسلامی #ناف_علی_مطهری #میلان_کوندرا #جشن_بی_معنائی #حجاب_اجباری #زن_زندگی_آزادی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM