Telegram
نقدآگین
📺 مسئله شر و رد صفات خدا
— تحلیل دیوید هیوم (+)
🎙#اشکان
🔻دیوید هیوم بر این باور است که مسئله شر را میتوان در دو بخش خلاصه کرد.
۱. مسئلهی سازگاری (consistency problem):
آیا وجود شر با وجود خدایی قادر مطلق، دانای مطلق و خیر مطلق سازگار است؟
۲. مسئلهی استنتاج (inference problem):
آیا از مشاهدهی جهان میتوان وجود خدایی با صفات نیک استنتاج کرد؟
🔸ادعای کلی هیوم در کتاب گفتوگوها درباب دین طبیعی این است که انسان باید پس از تجربهی جهان به این نتیجه برسد که خدایی خیرخواه و نیک وجود دارد. ولی اگر بخواهیم از مشاهدهی جهان این باور را استنتاج کنیم، با شکست مواجه خواهیم شد. درست است که فهم و شناخت ما به جهان پیرامون محدود است، اما به هیچ رو ما را مجاز نمیکند که صفاتی چون عدالت و خیرخواهی را به خداوند نسبت دهیم.
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
— تحلیل دیوید هیوم (+)
🎙#اشکان
🔻دیوید هیوم بر این باور است که مسئله شر را میتوان در دو بخش خلاصه کرد.
۱. مسئلهی سازگاری (consistency problem):
آیا وجود شر با وجود خدایی قادر مطلق، دانای مطلق و خیر مطلق سازگار است؟
۲. مسئلهی استنتاج (inference problem):
آیا از مشاهدهی جهان میتوان وجود خدایی با صفات نیک استنتاج کرد؟
🔸ادعای کلی هیوم در کتاب گفتوگوها درباب دین طبیعی این است که انسان باید پس از تجربهی جهان به این نتیجه برسد که خدایی خیرخواه و نیک وجود دارد. ولی اگر بخواهیم از مشاهدهی جهان این باور را استنتاج کنیم، با شکست مواجه خواهیم شد. درست است که فهم و شناخت ما به جهان پیرامون محدود است، اما به هیچ رو ما را مجاز نمیکند که صفاتی چون عدالت و خیرخواهی را به خداوند نسبت دهیم.
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
📻 مسئله اخلاق برای بیخدایان
📕هیوم و نقد معجزات
📺 نقد و بررسی مناظرۀ حسین کامکار با وریا امیری
📓گفتوگوها درباب دین طبیعی
📻 خلاصهای از کتابِ «گفتگوهایی دربارۀ دین طبیعی»
📻آیا باور به خدای ادیان ابراهیمی موجه است؟
📻 «برهان نظم» در ترازو
📻 بررسی مناظرۀ جردن پیترسون
📻 خدا، طراحی هوشمند و پیامبری
📺 آیا خدا واجبالوجود است؟
📕نقد برهان نظم [بخش اول | بخش دوم و سوم]
📕اگر کسی خالق ما بوده، مطمئناً باهوش نبوده
📓علم و دین: پنج پرسش
📻 جدالی درباب برهان علیت
📻 خدای سید حسینِ نصر در ترازو
📻 خداشناسی دینانی در ترازو
📻 نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📻 روشنفکری و دینداری: تناقضها در کجاست؟
📺 بحث خدا: هریس و داوکینز
📺 مناظرۀ «فرگشتگرا» / «خلقتگرا»
📺 بینهایت محاله؟
📺 «باور» چیست؟
📺 چرا انسان «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
📺 مناظره هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
📺 آیا براهین وجود خدا قانعکنندهاند؟
📺 بزرگترین چالش اعتقاد به خدا چیست؟
📺 خالق بینقص یا فرگشت
📺 بزرگترین چالش اعتقاد به خدا چیست؟
📺 از کشیشی پرشور تا بیخدایی قاطع
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Telegram
نقدآگین
🎧مسئله شر و رد صفات خدا
— تحلیل دیوید هیوم (+)
🎙#اشکان
🔻دیوید هیوم بر این باور است که مسئله شر را میتوان در دو بخش خلاصه کرد.
۱. مسئلهی سازگاری (consistency problem):
آیا وجود شر با وجود خدایی قادر مطلق، دانای مطلق و خیر مطلق سازگار است؟
۲. مسئلهی استنتاج (inference problem):
آیا از مشاهدهی جهان میتوان وجود خدایی با صفات نیک استنتاج کرد؟
🔸ادعای کلی هیوم در کتاب گفتوگوها درباب دین طبیعی این است که انسان باید پس از تجربهی جهان به این نتیجه برسد که خدایی خیرخواه و نیک وجود دارد. ولی اگر بخواهیم از مشاهدهی جهان این باور را استنتاج کنیم، با شکست مواجه خواهیم شد. درست است که فهم و شناخت ما به جهان پیرامون محدود است، اما به هیچ رو ما را مجاز نمیکند که صفاتی چون عدالت و خیرخواهی را به خداوند نسبت دهیم.
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
— تحلیل دیوید هیوم (+)
🎙#اشکان
🔻دیوید هیوم بر این باور است که مسئله شر را میتوان در دو بخش خلاصه کرد.
۱. مسئلهی سازگاری (consistency problem):
آیا وجود شر با وجود خدایی قادر مطلق، دانای مطلق و خیر مطلق سازگار است؟
۲. مسئلهی استنتاج (inference problem):
آیا از مشاهدهی جهان میتوان وجود خدایی با صفات نیک استنتاج کرد؟
🔸ادعای کلی هیوم در کتاب گفتوگوها درباب دین طبیعی این است که انسان باید پس از تجربهی جهان به این نتیجه برسد که خدایی خیرخواه و نیک وجود دارد. ولی اگر بخواهیم از مشاهدهی جهان این باور را استنتاج کنیم، با شکست مواجه خواهیم شد. درست است که فهم و شناخت ما به جهان پیرامون محدود است، اما به هیچ رو ما را مجاز نمیکند که صفاتی چون عدالت و خیرخواهی را به خداوند نسبت دهیم.
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
📻 مسئله اخلاق برای بیخدایان
📕هیوم و نقد معجزات
📺 نقد و بررسی مناظرۀ حسین کامکار با وریا امیری
📓گفتوگوها درباب دین طبیعی
📻 خلاصهای از کتابِ «گفتگوهایی دربارۀ دین طبیعی»
📻آیا باور به خدای ادیان ابراهیمی موجه است؟
📻 «برهان نظم» در ترازو
📻 بررسی مناظرۀ جردن پیترسون
📻 خدا، طراحی هوشمند و پیامبری
📺 آیا خدا واجبالوجود است؟
📕نقد برهان نظم [بخش اول | بخش دوم و سوم]
📕اگر کسی خالق ما بوده، مطمئناً باهوش نبوده
📓علم و دین: پنج پرسش
📻 جدالی درباب برهان علیت
📻 خدای سید حسینِ نصر در ترازو
📻 خداشناسی دینانی در ترازو
📻 نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📻 روشنفکری و دینداری: تناقضها در کجاست؟
📺 بحث خدا: هریس و داوکینز
📺 مناظرۀ «فرگشتگرا» / «خلقتگرا»
📺 بینهایت محاله؟
📺 «باور» چیست؟
📺 چرا انسان «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
📺 مناظره هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
📺 آیا براهین وجود خدا قانعکنندهاند؟
📺 بزرگترین چالش اعتقاد به خدا چیست؟
📺 خالق بینقص یا فرگشت
📺 بزرگترین چالش اعتقاد به خدا چیست؟
📺 از کشیشی پرشور تا بیخدایی قاطع
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Telegram
نقدآگین
🔸آنها که از "جریحهدار شدنِ عفت عمومی" گفتند تا واکنشِ ملیگرایانۀ مردم را مصادرهبهمطلوب کنند و در بلبشوی موجود مانوری بدهند، آیا پیگیرِ این این دهانِ «سوپر-عفیف» هم میشوند؟
🔸«خاکریز حجاب» یعنی بکارگیریِ ادبیاتِ خشنِ جنگی در عرصۀ فرهنگ، و این نتیجۀ دسترسیِ آخوندها و سپاهیان به بالاترین مقاماتِ سیاسیِ ایران بودهاست. اگر ۵۷ رخ نمیداد، چنین اراذلی کجا جرات میکردند پوششِ نیمی از جامعه را خاکریز خود بدانند، و بطور آشکار بگویند که بخشِ بزرگی از جامعه را دشمنِ خود میدانند و در جنگ با آن هستند، و برای تسلط بر آن، به زور بند بودهاند و منتظرِ زوریابیِ مجددند؟ و مجلس و دولت نیز چیزی جز ابزاری برای اعمالِ زور و قلدری و پیگیری جنگشان با مردم ایران نیست؟
🔸علی مطهری نیز اخیرا خاکریز خود را از «موی زنان» به «نافِ زنان» جابجا کردهاست. اگر سر سوزنی شعور و شرم در میانِ این اوباش وجود داشت، خاکریزِ خود را دهانِ افرادِ دچارِ چشمان و آلتهای بیقرار تعیین میکردند، تا آنچه را با چشمانِ بیمارِ خود دنبال میکنند، با دهانِ هرز خود فریاد نزنند، و اینگونه خود را چنین مضحکه و رسوایِ عام نکنند. قرار نیست چوبِ بیماری و توحشِ قلیلی را بخشِ بزرگی از مردم بخورند، و پوششِ خود را بنا به طبعِ بیمار آنها تغییر دهند.
🔸نکتۀ دیگر این است که زبانِ چنین موجوداتی، دقیقا موقعی که خشتکشان زیر تحقیرِ تمامعیار نظامیِ کشوری بس کوچکتر جر خورده، و کمرِ مردم را زیر قیمتِ دلار و مسکن و برنج و نان خم کردهاند، دراز میشود تا ج.ا را در موضعِ تهاجمی بنمایانند، و مردم را پیشاپیش با تغییر موضوعِ اصلی و فرعی، سردرگم کنند، و با عربدههای مکررِ خود، بهراسانند؛ یعنی نقشِ «شامپانزههای آدرسغلطدهِ نظام» بر عهدۀ آنان است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸«خاکریز حجاب» یعنی بکارگیریِ ادبیاتِ خشنِ جنگی در عرصۀ فرهنگ، و این نتیجۀ دسترسیِ آخوندها و سپاهیان به بالاترین مقاماتِ سیاسیِ ایران بودهاست. اگر ۵۷ رخ نمیداد، چنین اراذلی کجا جرات میکردند پوششِ نیمی از جامعه را خاکریز خود بدانند، و بطور آشکار بگویند که بخشِ بزرگی از جامعه را دشمنِ خود میدانند و در جنگ با آن هستند، و برای تسلط بر آن، به زور بند بودهاند و منتظرِ زوریابیِ مجددند؟ و مجلس و دولت نیز چیزی جز ابزاری برای اعمالِ زور و قلدری و پیگیری جنگشان با مردم ایران نیست؟
🔸علی مطهری نیز اخیرا خاکریز خود را از «موی زنان» به «نافِ زنان» جابجا کردهاست. اگر سر سوزنی شعور و شرم در میانِ این اوباش وجود داشت، خاکریزِ خود را دهانِ افرادِ دچارِ چشمان و آلتهای بیقرار تعیین میکردند، تا آنچه را با چشمانِ بیمارِ خود دنبال میکنند، با دهانِ هرز خود فریاد نزنند، و اینگونه خود را چنین مضحکه و رسوایِ عام نکنند. قرار نیست چوبِ بیماری و توحشِ قلیلی را بخشِ بزرگی از مردم بخورند، و پوششِ خود را بنا به طبعِ بیمار آنها تغییر دهند.
🔸نکتۀ دیگر این است که زبانِ چنین موجوداتی، دقیقا موقعی که خشتکشان زیر تحقیرِ تمامعیار نظامیِ کشوری بس کوچکتر جر خورده، و کمرِ مردم را زیر قیمتِ دلار و مسکن و برنج و نان خم کردهاند، دراز میشود تا ج.ا را در موضعِ تهاجمی بنمایانند، و مردم را پیشاپیش با تغییر موضوعِ اصلی و فرعی، سردرگم کنند، و با عربدههای مکررِ خود، بهراسانند؛ یعنی نقشِ «شامپانزههای آدرسغلطدهِ نظام» بر عهدۀ آنان است.
.
#حکومت_اسلامی #زنان #زنان_و_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آغازِ قصۀ تلخ کره شمالی
🔸داستانِ آغازِ مشابهِ کرۀ شمالی و جمهوری اسلامی: وعدۀ رایگانبخشی، برای نابود کردنِ آزادیهای جامعه.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸داستانِ آغازِ مشابهِ کرۀ شمالی و جمهوری اسلامی: وعدۀ رایگانبخشی، برای نابود کردنِ آزادیهای جامعه.
📺 چرا برده داری؟ قهرمانان دلاری، بردگان مخفی کره شمالی
📻 چوسان ۱
📻 چوسان ۲
📻 چوسان ۳
.
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 سفر یعقوب و یوسف به ایران 😂 این شوخی و طنز صرفا با بازیگران سریال یوسف پیامبر بوده و توهین و اهانتی نه به مقدسات است نه به بزرگان و پیامبران 🔺فقط توجیه و کلکشرعیای که برای ساختِ کلیپ درست کردن:) 😆 . #نقدخند #حکومت_اسلامی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📺 نقدِ فیلمِ "زن و بچه" (+) — با کارگردانیِ سعید روستایی و بازی پریناز ایزدیار و پیمان معادی 🎙#مسعود_فراستی . #نقد_فیلم ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نقد فیلمِ F1 (+)
— محصول ۲۰۲۵ به کارگردانی جوزف کوشینسکی؛ با بازی برد پیت و خاویر باردم
🎙#مسعود_فراستی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— محصول ۲۰۲۵ به کارگردانی جوزف کوشینسکی؛ با بازی برد پیت و خاویر باردم
🎙#مسعود_فراستی
.
#نقد_فیلم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 آیا «همسایهات را... دوست بدار» دعوتی به محبتِ فراگیر است؟
— معنای «همسایه» در بایبل عبری و اناجیل
(۱/۲)
🔻انجیل مرقس، باب ۱۲
🔻ویدیو به بررسی انتقادی این ایده میپردازد که مسیحیت دینی مبتنی بر «عشق جهانی»ست. با بررسی دقیق متون اصلی و تاریخ، مشخص میشود که دستور «همسایه خود را دوست بدار»، همواره مفهومی محدود، مشروط و انحصاری بوده است.
۱. ریشههای قبیلهای عشق در تورات
🔸«همسایه» به معنای همقوم: دستور «همسایه خود را مانند خودت دوست بدار» در کتاب لاویان (۱۹:۱۸) به صراحت به «پسران قوم خود» اشاره دارد. واژه عبری «rehea» به معنای همراه یا همقبیله است و تقریباً همیشه به کسی در جامعه یا عهدِ قوم اسرائیل اشاره میکند.
🔸عشق به غریبه، یک دستور مشروط: حتی در لاویان ۱۹:۳۴ که به دوست داشتن غریبه اشاره دارد، این دستور در متن قوانینی قرار گرفته که به وضوح با غریبهها متفاوت از اسرائیلیها رفتار میکند. در همین کتاب (لاویان ۲۵: ۴۴-۴۶)، اجازه داده شده که اسرائیلیها، غریبهها را به عنوان «برده» بخرند، مالک شوند و به ارث ببرند، در حالی که بردگی دائمی در مورد «برادران» اسرائیلی ممنوع است. این نشان میدهد که «عشق به غریبه» یک اخلاق جهانی نیست، بلکه یک «عطوفت کنترلشده» در چارچوب یک سلسلهمراتب است.
🔸کارکرد اجتماعی: در تورات، عشق یک ابزار برای انسجام قبیلهای و حفظ عدالت و همبستگی درون جامعه قومی-مذهبی اسرائیل است، نه یک اخلاق بشردوستانه جهانی.
۲. بازتعریف مشروط عشق توسط عیسی
- خانوادهای مبتنی بر اطاعت: عیسی در متی ۱۲: ۴۸-۵۰، پیوندهای خونی را از بین برده و خانواده را بر اساس اطاعت از اراده خدا تعریف میکند. او میگوید:
در اینجا، وابستگی به او مشروط به اطاعت است و هر کسی خارج از این چارچوب، حتی مادر بیولوژیکی، از دایره «خانواده» خارج میشود.
🔸شمشیر و جدایی: در متی ۱۰: ۳۴-۳۶، عیسی به وضوح اعلام میکند:
این عبارت نشان میدهد که وفاداری به عیسی بر تمام وفاداریهای دیگر، حتی خانواده، برتری دارد.
🔸بازترسیم دایره: عیسی مفهوم «همسایه» را به همه گسترش نمیدهد، بلکه دایره آن را دوباره ترسیم میکند. این دایره دیگر محدود به قوم اسرائیل نیست، بلکه به کسانی محدود میشود که از او پیروی و از اراده خدا اطاعت میکنند [البته گوینده شرح نمیدهد که مخاطب عیسی بهعنوان یک یهودی، یهودیان بودهاند، و جهانیسازیِ پیامِ او توسط اراده امپراتوری روم و پولس رخ دادهاست]. اخلاق عشق هنوز هم انحصاری است و بر وفاداری و اطاعت استوار است.
۳. دوگانگی و انزجار از «جهان» در آموزههای یوحنا
🔸عشق به خدا و نفرت از جهان: در اول یوحنا ۲: ۱۵-۱۷، یوحنا به صراحت میگوید:
در منطق یوحنا، «جهان» (cosmos) به معنای نظام کفر، شورش و فساد است.
🔸تقسیم بشریت: یوحنا در اول یوحنا ۳: ۱۰، بشریت را به دو دسته کاملاً سیاه و سفید تقسیم میکند: «فرزندان خدا» و «فرزندان شیطان». در اینجا، هیچ منطقه خاکستری وجود ندارد.
🔸عشق فقط برای درونگروه: یوحنا در اول یوحنا ۴: ۲۰-۲۱، دستور به عشق ورزیدن به «برادران» میدهد که به وضوح به اعضای درونگروه و مومنان اشاره دارد. عشق به «جهان» یعنی همسویی با دشمنان خدا، و این کار ایمان فرد را باطل میکند.
۴. نتیجهگیری: عشق انحصاری و پیامدهای آن
🔸خط سیر عشق:
از تورات (عشق قبیلهای) به عیسی (عشق مشروط) و سپس به یوحنا (عشق دوگانه) میرسیم. این خط سیر هرگز به عشق جهانی نمیرسد، بلکه فقط مرزهای کسانی را که شایسته عشق هستند، تغییر میدهد.
🔸نمونه کارلتون پیرسون:
به داستان کارلتون پیرسون، کشیشی که به دلیل موعظه «عشق بیقید و شرط خدا به همه انسانها» از جامعه خود طرد و مرتد شناخته شد، اشاره میشود. این اتفاق نشان میدهد که ایده عشق جهانی نه تنها در متن مسیحیت وجود ندارد، بلکه در عمل نیز به عنوان کفر و بدعت مجازات میشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— معنای «همسایه» در بایبل عبری و اناجیل
(۱/۲)
🔻انجیل مرقس، باب ۱۲
۱۲:۲۹-۳۰ عیسی پاسخ داد: «اولین فرمان این است: «ای اسرائیل بشنو، خداوند خدای ما، یک خداست. پس خداوند، خدای خود را با تمامی دل، با تمامی جان، با تمامی فکر و با تمامی توان خود دوست بدار»
۱۲:۳۱-۳۲ و دومین فرمان این است: «همسایهات را همچون خودت دوست بدار». بزرگتر از اینها فرمانی نیست. کاتب به او گفت: «ای استاد، نیک گفتی. راست گفتی که او یکتاست و جز او خدایی نیست».
🔻ویدیو به بررسی انتقادی این ایده میپردازد که مسیحیت دینی مبتنی بر «عشق جهانی»ست. با بررسی دقیق متون اصلی و تاریخ، مشخص میشود که دستور «همسایه خود را دوست بدار»، همواره مفهومی محدود، مشروط و انحصاری بوده است.
۱. ریشههای قبیلهای عشق در تورات
🔸«همسایه» به معنای همقوم: دستور «همسایه خود را مانند خودت دوست بدار» در کتاب لاویان (۱۹:۱۸) به صراحت به «پسران قوم خود» اشاره دارد. واژه عبری «rehea» به معنای همراه یا همقبیله است و تقریباً همیشه به کسی در جامعه یا عهدِ قوم اسرائیل اشاره میکند.
🔸عشق به غریبه، یک دستور مشروط: حتی در لاویان ۱۹:۳۴ که به دوست داشتن غریبه اشاره دارد، این دستور در متن قوانینی قرار گرفته که به وضوح با غریبهها متفاوت از اسرائیلیها رفتار میکند. در همین کتاب (لاویان ۲۵: ۴۴-۴۶)، اجازه داده شده که اسرائیلیها، غریبهها را به عنوان «برده» بخرند، مالک شوند و به ارث ببرند، در حالی که بردگی دائمی در مورد «برادران» اسرائیلی ممنوع است. این نشان میدهد که «عشق به غریبه» یک اخلاق جهانی نیست، بلکه یک «عطوفت کنترلشده» در چارچوب یک سلسلهمراتب است.
🔸کارکرد اجتماعی: در تورات، عشق یک ابزار برای انسجام قبیلهای و حفظ عدالت و همبستگی درون جامعه قومی-مذهبی اسرائیل است، نه یک اخلاق بشردوستانه جهانی.
۲. بازتعریف مشروط عشق توسط عیسی
- خانوادهای مبتنی بر اطاعت: عیسی در متی ۱۲: ۴۸-۵۰، پیوندهای خونی را از بین برده و خانواده را بر اساس اطاعت از اراده خدا تعریف میکند. او میگوید:
«هر کس اراده پدر من در آسمان را انجام دهد، او برادر و خواهر و مادر من است.»
در اینجا، وابستگی به او مشروط به اطاعت است و هر کسی خارج از این چارچوب، حتی مادر بیولوژیکی، از دایره «خانواده» خارج میشود.
🔸شمشیر و جدایی: در متی ۱۰: ۳۴-۳۶، عیسی به وضوح اعلام میکند:
«من نیامدهام تا صلح بیاورم، بلکه شمشیر آوردهام.»
این عبارت نشان میدهد که وفاداری به عیسی بر تمام وفاداریهای دیگر، حتی خانواده، برتری دارد.
🔸بازترسیم دایره: عیسی مفهوم «همسایه» را به همه گسترش نمیدهد، بلکه دایره آن را دوباره ترسیم میکند. این دایره دیگر محدود به قوم اسرائیل نیست، بلکه به کسانی محدود میشود که از او پیروی و از اراده خدا اطاعت میکنند [البته گوینده شرح نمیدهد که مخاطب عیسی بهعنوان یک یهودی، یهودیان بودهاند، و جهانیسازیِ پیامِ او توسط اراده امپراتوری روم و پولس رخ دادهاست]. اخلاق عشق هنوز هم انحصاری است و بر وفاداری و اطاعت استوار است.
۳. دوگانگی و انزجار از «جهان» در آموزههای یوحنا
🔸عشق به خدا و نفرت از جهان: در اول یوحنا ۲: ۱۵-۱۷، یوحنا به صراحت میگوید:
«جهان یا چیزهای دنیا را دوست ندارید... اگر کسی دنیا را دوست داشته باشد، محبت پدر در او نیست».
در منطق یوحنا، «جهان» (cosmos) به معنای نظام کفر، شورش و فساد است.
🔸تقسیم بشریت: یوحنا در اول یوحنا ۳: ۱۰، بشریت را به دو دسته کاملاً سیاه و سفید تقسیم میکند: «فرزندان خدا» و «فرزندان شیطان». در اینجا، هیچ منطقه خاکستری وجود ندارد.
🔸عشق فقط برای درونگروه: یوحنا در اول یوحنا ۴: ۲۰-۲۱، دستور به عشق ورزیدن به «برادران» میدهد که به وضوح به اعضای درونگروه و مومنان اشاره دارد. عشق به «جهان» یعنی همسویی با دشمنان خدا، و این کار ایمان فرد را باطل میکند.
۴. نتیجهگیری: عشق انحصاری و پیامدهای آن
🔸خط سیر عشق:
از تورات (عشق قبیلهای) به عیسی (عشق مشروط) و سپس به یوحنا (عشق دوگانه) میرسیم. این خط سیر هرگز به عشق جهانی نمیرسد، بلکه فقط مرزهای کسانی را که شایسته عشق هستند، تغییر میدهد.
🔸نمونه کارلتون پیرسون:
به داستان کارلتون پیرسون، کشیشی که به دلیل موعظه «عشق بیقید و شرط خدا به همه انسانها» از جامعه خود طرد و مرتد شناخته شد، اشاره میشود. این اتفاق نشان میدهد که ایده عشق جهانی نه تنها در متن مسیحیت وجود ندارد، بلکه در عمل نیز به عنوان کفر و بدعت مجازات میشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 آیا «همسایهات را... دوست بدار» دعوتی به محبتِ فراگیر است؟
— معنای «همسایه» در بایبل عبری و اناجیل
(۲/۲)
🔶 کارلتون پیرسون که بود؟
کارلتون پیرسون (Carlton Pearson) یک کشیش آمریکایی بود که داستان او نمونهای بارز از چگونگی برخورد جامعه مذهبی با دیدگاههای جدید و متفاوت است. او از یک ستاره در دنیای پروتستانهای انجیلی به یک چهره جنجالی و طرد شده تبدیل شد.
پیرسون در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ یکی از چهرههای بسیار محبوب و قدرتمند در کلیساهای انجیلی بود. او شاگرد ارشد کشیش معروف، اورال رابرتز، بود و کلیسای خودش به نام «مرکز انجیلی ابعاد برتر» را در شهر تالسا، اوکلاهاما تأسیس کرد. کلیسای او هزاران عضو داشت و برنامههای تلویزیونیاش در سراسر آمریکا پخش میشد. او به دلیل سخنرانیهای پرشور و موعظههای سنتیاش در مورد نجات و جهنم شناخته شده بود.
🔶 «انجیل شمولگرایی» (Gospel of Inclusion)
نقطه عطف زندگی پیرسون، پس از دیدن گزارشی در تلویزیون درباره نسلکشی در رواندا رخ داد. او دچار بحران ایمان شد و از خود پرسید که:
🔺این سؤال، او را به مطالعه مجدد کتاب مقدس وادار کرد و در نهایت به این باور رسید که جهنم ابدی وجود ندارد و تمام بشریت، بدون در نظر گرفتن دین یا باورشان، از طریق قربانی عیسی مسیح نجات یافتهاند. این باور جدید او که به «انجیل شمولگرایی» مشهور شد، بر این اصل استوار بود که عشق خدا واقعاً جهانی و بیقید و شرط است و خداوند هیچ انسانی را به عذاب ابدی محکوم نمیکند.
🔶 پیامدها و عواقب
پیامدهای این تغییر دیدگاه برای پیرسون فاجعهبار بود. در سال ۲۰۰۴، هیئتی از رهبران انجیلی او را مرتد و بدعتگذار اعلام کردند. این حکم به سرعت از سوی کلیساهای دیگر نیز پذیرفته شد.
🔻نتیجه این بود که:
- اعضای کلیسای او از هزاران نفر به چند صد نفر کاهش یافتند.
- کلیسای بزرگ و موفق او ورشکست شد و بسته شد.
- برنامههای تلویزیونی او قطع شد و از صحنه عمومی محو گردید.
- او با مشکلات مالی و روانی شدید مواجه شد.
داستان پیرسون نشان میدهد که ایدهی «عشق جهانی» در مسیحیت سنتی، آنقدر که به نظر میرسد پذیرفتهشده نیست و میتواند به طرد و مجازات فردی که آن را جدی میگیرد، منجر شود. او تمام زندگی و اعتبار خود را از دست داد تا به آنچه اعتقاد داشت، وفادار بماند. او در سال ۲۰۲۳ درگذشت.
🔺نتیجهگیری نهایی:
مسیحیت از همان ابتدا بر اساس عشق مشروط، محدود و انحصاری بنا شده است. این سیستم به شدت به مرزهای «خودی و غیرخودی» وابسته است. هر تلاشی برای گسترش عشق فراتر از این مرزها، کل ساختار قضاوت، جدایی و عهد را تضعیف میکند. عشق واقعی از «بشریت» میآید، نه از «آسمانها».
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— معنای «همسایه» در بایبل عبری و اناجیل
(۲/۲)
🔶 کارلتون پیرسون که بود؟
کارلتون پیرسون (Carlton Pearson) یک کشیش آمریکایی بود که داستان او نمونهای بارز از چگونگی برخورد جامعه مذهبی با دیدگاههای جدید و متفاوت است. او از یک ستاره در دنیای پروتستانهای انجیلی به یک چهره جنجالی و طرد شده تبدیل شد.
پیرسون در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ یکی از چهرههای بسیار محبوب و قدرتمند در کلیساهای انجیلی بود. او شاگرد ارشد کشیش معروف، اورال رابرتز، بود و کلیسای خودش به نام «مرکز انجیلی ابعاد برتر» را در شهر تالسا، اوکلاهاما تأسیس کرد. کلیسای او هزاران عضو داشت و برنامههای تلویزیونیاش در سراسر آمریکا پخش میشد. او به دلیل سخنرانیهای پرشور و موعظههای سنتیاش در مورد نجات و جهنم شناخته شده بود.
🔶 «انجیل شمولگرایی» (Gospel of Inclusion)
نقطه عطف زندگی پیرسون، پس از دیدن گزارشی در تلویزیون درباره نسلکشی در رواندا رخ داد. او دچار بحران ایمان شد و از خود پرسید که:
آیا ممکن است خداوند تمام این انسانهای بیگناه را فقط به خاطر اینکه مسیحی نبودهاند، به جهنم بفرستد؟
🔺این سؤال، او را به مطالعه مجدد کتاب مقدس وادار کرد و در نهایت به این باور رسید که جهنم ابدی وجود ندارد و تمام بشریت، بدون در نظر گرفتن دین یا باورشان، از طریق قربانی عیسی مسیح نجات یافتهاند. این باور جدید او که به «انجیل شمولگرایی» مشهور شد، بر این اصل استوار بود که عشق خدا واقعاً جهانی و بیقید و شرط است و خداوند هیچ انسانی را به عذاب ابدی محکوم نمیکند.
🔶 پیامدها و عواقب
پیامدهای این تغییر دیدگاه برای پیرسون فاجعهبار بود. در سال ۲۰۰۴، هیئتی از رهبران انجیلی او را مرتد و بدعتگذار اعلام کردند. این حکم به سرعت از سوی کلیساهای دیگر نیز پذیرفته شد.
🔻نتیجه این بود که:
- اعضای کلیسای او از هزاران نفر به چند صد نفر کاهش یافتند.
- کلیسای بزرگ و موفق او ورشکست شد و بسته شد.
- برنامههای تلویزیونی او قطع شد و از صحنه عمومی محو گردید.
- او با مشکلات مالی و روانی شدید مواجه شد.
داستان پیرسون نشان میدهد که ایدهی «عشق جهانی» در مسیحیت سنتی، آنقدر که به نظر میرسد پذیرفتهشده نیست و میتواند به طرد و مجازات فردی که آن را جدی میگیرد، منجر شود. او تمام زندگی و اعتبار خود را از دست داد تا به آنچه اعتقاد داشت، وفادار بماند. او در سال ۲۰۲۳ درگذشت.
🔺نتیجهگیری نهایی:
مسیحیت از همان ابتدا بر اساس عشق مشروط، محدود و انحصاری بنا شده است. این سیستم به شدت به مرزهای «خودی و غیرخودی» وابسته است. هر تلاشی برای گسترش عشق فراتر از این مرزها، کل ساختار قضاوت، جدایی و عهد را تضعیف میکند. عشق واقعی از «بشریت» میآید، نه از «آسمانها».
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📺 دگرگشتِ خدایِ پدرِ اسلام/مسیحیت (یهودیت)
📺 میلیاردها مسیحی بهزودی گردنشان زدهخواهد شد!
📺 چه کسانی و چگونه مسیحیت را ساختند؟
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📺 داستانِ اسطورهایِ «بکارتِ» مریم
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📻 رستگارشدگان ربوده خواهند شد!
📻 برای خدا و بر ضد پیامبری
📕خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
📕چرا بسیاری از مسیحیان تا این حد بیرحم هستند؟
📕فروپاشی حافظۀ تاریخی ایران در سایۀ گفتمان امتگرا
.
#نقد_ادیان #نقد_مسیحیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘عبدالکریمی؛ از فلسفه تا خطابههای بازاری
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 گفتگوی اخیر بیژن عبدالکریمی با صادق زیباکلام، نه تنها صحنهای برای گفتوگوی روشنفکرانه نبود، بلکه به یک نمایش تمامعیار از سطحینگری، هذیانگویی و مغلطههای پیدرپی بدل شد. اگر قرار بود دو نفر از کوچه و بازار، بیهیچ پشتوانه علمی و فلسفی، دربارهی «استکبار جهانی» و «نئولیبرالیسم» داد سخن بدهند، احتمالاً گفتوگویی پختهتر و صادقانهتر شکل میگرفت. اما وقتی کسی که خود را فیلسوف مینامد، به سطح عوامانهترین کلیشههای تبلیغاتی سقوط میکند، تنها نتیجهاش رسوایی اندیشه است.
🍂 زبان عبدالکریمی در این گفتگو بیش از آنکه رنگی از فلسفه داشته باشد، به زبان خطابههای رسمی و پروپاگاندای حکومتی شبیه است. واژهها به جای آنکه حامل معنا و دقت باشند، همچون گلولههایی بیهدف پرتاب میشوند: «استکبار»، «نئولیبرالیسم»، «غربزدگی»، «جبهه مقاومت». این واژهها نه برای توضیح، بلکه برای تهییج به کار گرفته میشوند؛ ابزاری برای القای احساسات، نه ابزار فهم. فیلسوفی که باید با دقت مفهومی سخن بگوید، به بازاریِ سیاست بدل میشود و بر منطق و روش تحلیلی پشت پا میزند.
🍂 مغلطههای او نیز کمیک و در عین حال خطرناکاند. او سیاستهای تعدیل اقتصادی دولت هاشمی را «پیشتازی نئولیبرالیسم» میخواند، بیآنکه ساختار رانتی–نظامی و اقتصاد دولتی–خودیاری جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد. چنین سادهسازیای، چیزی جز تحریف عامدانه تاریخ اقتصادی کشور نیست. عبدالکریمی با این کار، تقصیر بحرانهای ساختاری را از شانههای نظام برمیدارد و راحت آن را بر گردن «نئولیبرالیسم» میاندازد؛ واژهای که برای او نه یک مکتب اقتصادی دقیق، بلکه مترادف «هرچه بد است» است.
🍂 از همه فاجعهبارتر، موضعگیری جنگطلبانه او در دفاع از «جبهه مقاومت» و «مبارزه با استکبار» است. عبدالکریمی آشکارا خود را در همان صفی مینشاند که چهار دهه است ایران را در چرخهی بیپایان بحران، انزوا و تحریم نگه داشته. او بیاعتنا به واقعیت فروپاشی اقتصاد، گسترش فقر، مهاجرت نخبگان و نابودی سرمایه اجتماعی، همچنان رؤیای نبرد آخرالزمانی با «غرب» را تکرار میکند. این نه تحلیل سیاسی است و نه فلسفه؛ این صرفاً همان ایدئولوژی جنگافروزانهای است که به زبان یک دانشگاهی بازنشر میشود تا مشروعیتی کاذب برای ویرانگریهای قدرت فراهم آورد.
🍂 عبدالکریمی در این گفتگو عملاً به جای فلسفه، مشغول فرافکنی است. به جای پرسش از «علل ساختاری بحران»، انگشت اتهام را به سوی دولتهای اصلاحات یا «پیشتازی نئولیبرالیسم» میگیرد؛ گویی کل ساختار جمهوری اسلامی، با نهادهای نظامی–امنیتی، با شورای نگهبان، با بیت رهبری، با سپاه پاسداران و امپراتوری اقتصادیاش، هیچ نقشی در سرنوشت کشور نداشته است. این نوع استدلال نه تنها نادرست، بلکه توهین به شعور جامعه است؛ زیرا مردم به وضوح میبینند که مراکز واقعی قدرت کجا قرار دارند.
🍂 بزرگترین رسوایی اما سقوط یک مدعی «فلسفه» به سطح «خطابه تبلیغاتی» است. فیلسوف کسی است که با دقت مفهومی، با پرسشگری و با نقد بیامان حقیقت را بجوید. اما عبدالکریمی با تسلیم شدن در برابر زبان ایدئولوژیک، از فیلسوف به خطیب دولتی بدل شده است. او همان مغلطهها و همان برساختههای گفتمان رسمی را، با لحنی کمی دانشگاهیتر، بازتولید میکند. این خیانت به فلسفه است: به جای روشن کردن ذهن، تاریکی را عمیقتر میکند.
🍂 اگر فلسفه در معنای کلاسیک آن، دعوت به اندیشیدن آزاد است، آنچه عبدالکریمی ارائه میدهد دقیقاً ضد فلسفه است: دعوت به تسلیم در برابر کلیشهها، دعوت به پذیرش دشمنتراشی دائمی، دعوت به جنگ بیپایان با «دیگری». چنین گفتاری نه تنها فکری نمیآفریند، بلکه بر بحران میافزاید؛ زیرا به جای نقد قدرت، توجیهگر آن میشود.
🍂 بنابراین نقد رادیکال بر عبدالکریمی این است: او نه تنها فیلسوف نیست بلکه فلسفه دان هم نیست، زبان و مشی او بازتولیدکننده همان زبان قدرت است؛ زبانی مغشوش، هیجانی و پر از مغلطه. اگر فلسفه در ایران به چنین ابتذالی فروکاسته شود، دیگر جایی برای شرم باقی نمیماند. عبدالکریمی با دفاع تمامقد از گفتمان جنگافروز و با تحریف بحرانهای ساختاری، تنها یک چیز را نشان میدهد: سقوط اندیشه به سطحی که حتی یک گفتگوی بازاری میتواند از آن پربارتر باشد. این، نهایت فاجعهی روشنفکری وابسته است
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 گفتگوی اخیر بیژن عبدالکریمی با صادق زیباکلام، نه تنها صحنهای برای گفتوگوی روشنفکرانه نبود، بلکه به یک نمایش تمامعیار از سطحینگری، هذیانگویی و مغلطههای پیدرپی بدل شد. اگر قرار بود دو نفر از کوچه و بازار، بیهیچ پشتوانه علمی و فلسفی، دربارهی «استکبار جهانی» و «نئولیبرالیسم» داد سخن بدهند، احتمالاً گفتوگویی پختهتر و صادقانهتر شکل میگرفت. اما وقتی کسی که خود را فیلسوف مینامد، به سطح عوامانهترین کلیشههای تبلیغاتی سقوط میکند، تنها نتیجهاش رسوایی اندیشه است.
🍂 زبان عبدالکریمی در این گفتگو بیش از آنکه رنگی از فلسفه داشته باشد، به زبان خطابههای رسمی و پروپاگاندای حکومتی شبیه است. واژهها به جای آنکه حامل معنا و دقت باشند، همچون گلولههایی بیهدف پرتاب میشوند: «استکبار»، «نئولیبرالیسم»، «غربزدگی»، «جبهه مقاومت». این واژهها نه برای توضیح، بلکه برای تهییج به کار گرفته میشوند؛ ابزاری برای القای احساسات، نه ابزار فهم. فیلسوفی که باید با دقت مفهومی سخن بگوید، به بازاریِ سیاست بدل میشود و بر منطق و روش تحلیلی پشت پا میزند.
🍂 مغلطههای او نیز کمیک و در عین حال خطرناکاند. او سیاستهای تعدیل اقتصادی دولت هاشمی را «پیشتازی نئولیبرالیسم» میخواند، بیآنکه ساختار رانتی–نظامی و اقتصاد دولتی–خودیاری جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد. چنین سادهسازیای، چیزی جز تحریف عامدانه تاریخ اقتصادی کشور نیست. عبدالکریمی با این کار، تقصیر بحرانهای ساختاری را از شانههای نظام برمیدارد و راحت آن را بر گردن «نئولیبرالیسم» میاندازد؛ واژهای که برای او نه یک مکتب اقتصادی دقیق، بلکه مترادف «هرچه بد است» است.
🍂 از همه فاجعهبارتر، موضعگیری جنگطلبانه او در دفاع از «جبهه مقاومت» و «مبارزه با استکبار» است. عبدالکریمی آشکارا خود را در همان صفی مینشاند که چهار دهه است ایران را در چرخهی بیپایان بحران، انزوا و تحریم نگه داشته. او بیاعتنا به واقعیت فروپاشی اقتصاد، گسترش فقر، مهاجرت نخبگان و نابودی سرمایه اجتماعی، همچنان رؤیای نبرد آخرالزمانی با «غرب» را تکرار میکند. این نه تحلیل سیاسی است و نه فلسفه؛ این صرفاً همان ایدئولوژی جنگافروزانهای است که به زبان یک دانشگاهی بازنشر میشود تا مشروعیتی کاذب برای ویرانگریهای قدرت فراهم آورد.
🍂 عبدالکریمی در این گفتگو عملاً به جای فلسفه، مشغول فرافکنی است. به جای پرسش از «علل ساختاری بحران»، انگشت اتهام را به سوی دولتهای اصلاحات یا «پیشتازی نئولیبرالیسم» میگیرد؛ گویی کل ساختار جمهوری اسلامی، با نهادهای نظامی–امنیتی، با شورای نگهبان، با بیت رهبری، با سپاه پاسداران و امپراتوری اقتصادیاش، هیچ نقشی در سرنوشت کشور نداشته است. این نوع استدلال نه تنها نادرست، بلکه توهین به شعور جامعه است؛ زیرا مردم به وضوح میبینند که مراکز واقعی قدرت کجا قرار دارند.
🍂 بزرگترین رسوایی اما سقوط یک مدعی «فلسفه» به سطح «خطابه تبلیغاتی» است. فیلسوف کسی است که با دقت مفهومی، با پرسشگری و با نقد بیامان حقیقت را بجوید. اما عبدالکریمی با تسلیم شدن در برابر زبان ایدئولوژیک، از فیلسوف به خطیب دولتی بدل شده است. او همان مغلطهها و همان برساختههای گفتمان رسمی را، با لحنی کمی دانشگاهیتر، بازتولید میکند. این خیانت به فلسفه است: به جای روشن کردن ذهن، تاریکی را عمیقتر میکند.
🍂 اگر فلسفه در معنای کلاسیک آن، دعوت به اندیشیدن آزاد است، آنچه عبدالکریمی ارائه میدهد دقیقاً ضد فلسفه است: دعوت به تسلیم در برابر کلیشهها، دعوت به پذیرش دشمنتراشی دائمی، دعوت به جنگ بیپایان با «دیگری». چنین گفتاری نه تنها فکری نمیآفریند، بلکه بر بحران میافزاید؛ زیرا به جای نقد قدرت، توجیهگر آن میشود.
🍂 بنابراین نقد رادیکال بر عبدالکریمی این است: او نه تنها فیلسوف نیست بلکه فلسفه دان هم نیست، زبان و مشی او بازتولیدکننده همان زبان قدرت است؛ زبانی مغشوش، هیجانی و پر از مغلطه. اگر فلسفه در ایران به چنین ابتذالی فروکاسته شود، دیگر جایی برای شرم باقی نمیماند. عبدالکریمی با دفاع تمامقد از گفتمان جنگافروز و با تحریف بحرانهای ساختاری، تنها یک چیز را نشان میدهد: سقوط اندیشه به سطحی که حتی یک گفتگوی بازاری میتواند از آن پربارتر باشد. این، نهایت فاجعهی روشنفکری وابسته است
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از بیسوادی سیاسی تا بیوجدانی اخلاقی
📺 آدرس غلط یا رساییِ سهتیغکرده
📕وقتی ایران گروگانِ ایدئولوژیپردازان میشود
📕سُقراطُ الوِلاية
📕«اصغر لجن و علی گاوکش» در دانشگاه
📺کاریکاتوری بدبو از شریعتی
📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار
📕سارق فلاسفه و تطهیر «نظام سلطۀ» اسلامی
📺 مقاومت میکنیم ولو ببازیم!
.
#استمرارطالبان #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin