Telegram
نقدآگین
📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۶)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
6️⃣ حق تنبیه بدنی همسر (تقدسِ خشونت خانگی)
🔸و محمد، و البته دیگر محمدیان، حق دارد طبقِ آیهی ۳۴ سورهی نساء، خود را «قوام» و سرپرستِ زن (ولو مثل خدیجه پول توجیبی و کل پروژۀ سیاسیاش از جیب او تامین شود!) بداند و در صورتِ صرفا ترس از نافرمانی (نشوز)، در مقامِ قاضی و مجریِ حکم، زن را از بالا موعظه، سپس تحریم عاطفی و جنسی و سپس تنبیه بدنی کند (وَاضْرِبُوهُنَّ).
🔶 تقویت خشونت و زور در خانواده: کفایتِ"خوف" و فقدانِ تعریفِ روشن نشوز
🔸نقطهٔ آغازین این فاجعه، نه تحقق نشوز، بلکه صرفاً احساس و گمانِ مرد است. آیه نمیگوید «اگر نشوز محقق شد»، بلکه میگوید «و آن زنانی که از نشوزشان میترسید». این یک مجوزِ پیشگیرانهٔ استبدادی است؛ پروانهای برای خشونت که بر پایهی سوءظن، بدگمانی، و کمفهمیِ هر مردی با هر سطح از دانش و حکمت و تعادل روانی صادر میشود.
🔸بحرانِ تعریفِ سیال: خدای حکیم و علیم، نشوز را که بهای آن زدن است، دقیق تعریف نکرده و آن را به تعریف شناور و سلیقهای هر فرد واگذارده است. این یعنی هرگونه اعتراض، بحث، ابراز نارضایتی عاطفی، یا حتی عزت نفسِ زن در برابر قوامیت مرد، میتواند به سرعت در گودالِ "نشوز" افتاده و با چماقِ شرع پاسخ داده شود.
🔸فرار از دیالوگ: مهمتر آنکه، آیه با کمالِ سادگی، مسیرهای انسانی، حکیمانه، صمیمانه، دلجویانه، و صادقانهٔ حل اختلاف را دور میزند. دعوت به گفتگوی متقابل و تفاهم، یا رجوع به یک بزرگِ عاقلِ بیطرف (پیش از مراحل تنبیه و از موضعِ بالا نصیحت کردنِ مرد) مطلقاً در این سلسله مراتب وجود ندارد. در عوض، حکم از همان ابتدا بر اقتدار از موضع بالا و اجرای انضباطِ نظامی استوار است.
🔶 برچیده شدنِ مفهومِ «شریکِ زندگی» و تقدسِ قساوت
🔸عدالتِ قرآنی در اینجا نقاب از چهره برمیدارد و چماقِ قانون را نشان میدهد. در کجایِ جهانِ اخلاق، «شریکِ زندگی» حق دارد شریکش را کتک بزند؟ این آیه، خشونتِ خانگی را تقدس بخشیده و به مرد اجازه میدهد که هرگاه اطاعتِ محض ندید، دست به خشونت ببرد. زنی که زیرِ سایهی ترس از ضربوشتم زندگی میکند، «همسر» نیست، «اسیر» است که برای بقا، باید تظاهر به اطاعت کند.
🔸استفاده از حیات عاطفی به عنوان اهرم: این حکم نه تنها زدن را مجاز میکند، بلکه به سادگی، تحریمِ رابطهٔ عاطفی و جنسی (دوری در بستر) را به عنوان یک ابزار تنبیهی در اختیار مرد قرار میدهد. گویی میل جنسی و نیاز عاطفی زن وجود ندارد یا سزاوار ملاحظه نیست؛ بلکه فقط یک کلید کنترل است که مرد میتواند برای انقیادِ همسر، آن را بچرخاند.
🔶 تجمیع فسادانگیز قدرتِ سهگانهٔ قاضی، پلیس و جلاد در حریم خصوصی
🔻آیهٔ نشوز، مرد را به اقتدار سهگانه و همزمان مجهز میکند؛ تمرکز افسارگسیختهای از قدرت که ریشهٔ فساد و شرارت است:
1️⃣ قاضی (تشخیصِ نشوز): مرد با "خوف" و "گمان" شخصی خود، حکم احتمالِ نشوز را صادر میکند.
2️⃣ پلیس (حبس در بستر و منعِ معاشرت): مرد اجرای حکم انضباطی و حبس عاطفی را آغاز میکند.
3️⃣ جلاد (حق ضرب و تنبیه بدنی): مرد مجری مستقیم خشنترین بخش حکم است.
🤬🩸مجوزِ آتشبهاختیاری در حوزهٔ خصوصی: خدای حکیم و علیم بجای آنکه با علم به جرم و جنایتها و خشونتهای هر روزه در خانوادهها، راهکاری جهتِ کاهش خشونت و ظلم ارائه کند، مشابه با موردِ دعوتش به نوشتنِ قول و قرارها (مانند آیه ۲۸۲ سوره بقره) که حرکتی معقول و حقوقی بودهاست، بهصورت احمقانهای دعوت به آتشبهاختیاری کردهاست! این تمرکزِ قدرتِ قضایی و اجرایی در دستِ یک فرد در حریم خصوصی، زمینهسازِ انواع جنونهای حاصل از سوءظن، قتلهای ناموسی و خشونتهای افسارگسیخته در طول تاریخ بودهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۶)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
6️⃣ حق تنبیه بدنی همسر (تقدسِ خشونت خانگی)
🔸و محمد، و البته دیگر محمدیان، حق دارد طبقِ آیهی ۳۴ سورهی نساء، خود را «قوام» و سرپرستِ زن (ولو مثل خدیجه پول توجیبی و کل پروژۀ سیاسیاش از جیب او تامین شود!) بداند و در صورتِ صرفا ترس از نافرمانی (نشوز)، در مقامِ قاضی و مجریِ حکم، زن را از بالا موعظه، سپس تحریم عاطفی و جنسی و سپس تنبیه بدنی کند (وَاضْرِبُوهُنَّ).
«مردان، سرپرست و برتر از زناناند، بهسبب آنچه الله برخی از آنان را بر برخی برتری داده و نیز بهسبب خرجیای که از اموالشان میدهند. پس زنانِ شایسته، فرمانبردارند و (در غیاب شوهر) حافظ آن چیزیاند که خدا (برای حقوق مرد) حفظش را واجب کرده است. و آن زنانی که از نشوزشان میترسید (خوف دارید و احتمال میدهید)، نخست پندشان دهید؛ سپس در بستر از آنان دوری کنید؛ و اگر سود نداد، ضربوشتمشان کنید. پس اگر فرمانبردار شدند، دیگر هیچگونه تنبیه و آزار و ضرب و شتم آنها مجاز نیست. همانا الله والا و بزرگ است.» (سوره نساء، آیه ۳۴)
🔶 تقویت خشونت و زور در خانواده: کفایتِ"خوف" و فقدانِ تعریفِ روشن نشوز
🔸نقطهٔ آغازین این فاجعه، نه تحقق نشوز، بلکه صرفاً احساس و گمانِ مرد است. آیه نمیگوید «اگر نشوز محقق شد»، بلکه میگوید «و آن زنانی که از نشوزشان میترسید». این یک مجوزِ پیشگیرانهٔ استبدادی است؛ پروانهای برای خشونت که بر پایهی سوءظن، بدگمانی، و کمفهمیِ هر مردی با هر سطح از دانش و حکمت و تعادل روانی صادر میشود.
🔸بحرانِ تعریفِ سیال: خدای حکیم و علیم، نشوز را که بهای آن زدن است، دقیق تعریف نکرده و آن را به تعریف شناور و سلیقهای هر فرد واگذارده است. این یعنی هرگونه اعتراض، بحث، ابراز نارضایتی عاطفی، یا حتی عزت نفسِ زن در برابر قوامیت مرد، میتواند به سرعت در گودالِ "نشوز" افتاده و با چماقِ شرع پاسخ داده شود.
🔸فرار از دیالوگ: مهمتر آنکه، آیه با کمالِ سادگی، مسیرهای انسانی، حکیمانه، صمیمانه، دلجویانه، و صادقانهٔ حل اختلاف را دور میزند. دعوت به گفتگوی متقابل و تفاهم، یا رجوع به یک بزرگِ عاقلِ بیطرف (پیش از مراحل تنبیه و از موضعِ بالا نصیحت کردنِ مرد) مطلقاً در این سلسله مراتب وجود ندارد. در عوض، حکم از همان ابتدا بر اقتدار از موضع بالا و اجرای انضباطِ نظامی استوار است.
🔶 برچیده شدنِ مفهومِ «شریکِ زندگی» و تقدسِ قساوت
🔸عدالتِ قرآنی در اینجا نقاب از چهره برمیدارد و چماقِ قانون را نشان میدهد. در کجایِ جهانِ اخلاق، «شریکِ زندگی» حق دارد شریکش را کتک بزند؟ این آیه، خشونتِ خانگی را تقدس بخشیده و به مرد اجازه میدهد که هرگاه اطاعتِ محض ندید، دست به خشونت ببرد. زنی که زیرِ سایهی ترس از ضربوشتم زندگی میکند، «همسر» نیست، «اسیر» است که برای بقا، باید تظاهر به اطاعت کند.
🔸استفاده از حیات عاطفی به عنوان اهرم: این حکم نه تنها زدن را مجاز میکند، بلکه به سادگی، تحریمِ رابطهٔ عاطفی و جنسی (دوری در بستر) را به عنوان یک ابزار تنبیهی در اختیار مرد قرار میدهد. گویی میل جنسی و نیاز عاطفی زن وجود ندارد یا سزاوار ملاحظه نیست؛ بلکه فقط یک کلید کنترل است که مرد میتواند برای انقیادِ همسر، آن را بچرخاند.
🔶 تجمیع فسادانگیز قدرتِ سهگانهٔ قاضی، پلیس و جلاد در حریم خصوصی
🔻آیهٔ نشوز، مرد را به اقتدار سهگانه و همزمان مجهز میکند؛ تمرکز افسارگسیختهای از قدرت که ریشهٔ فساد و شرارت است:
1️⃣ قاضی (تشخیصِ نشوز): مرد با "خوف" و "گمان" شخصی خود، حکم احتمالِ نشوز را صادر میکند.
2️⃣ پلیس (حبس در بستر و منعِ معاشرت): مرد اجرای حکم انضباطی و حبس عاطفی را آغاز میکند.
3️⃣ جلاد (حق ضرب و تنبیه بدنی): مرد مجری مستقیم خشنترین بخش حکم است.
🤬🩸مجوزِ آتشبهاختیاری در حوزهٔ خصوصی: خدای حکیم و علیم بجای آنکه با علم به جرم و جنایتها و خشونتهای هر روزه در خانوادهها، راهکاری جهتِ کاهش خشونت و ظلم ارائه کند، مشابه با موردِ دعوتش به نوشتنِ قول و قرارها (مانند آیه ۲۸۲ سوره بقره) که حرکتی معقول و حقوقی بودهاست، بهصورت احمقانهای دعوت به آتشبهاختیاری کردهاست! این تمرکزِ قدرتِ قضایی و اجرایی در دستِ یک فرد در حریم خصوصی، زمینهسازِ انواع جنونهای حاصل از سوءظن، قتلهای ناموسی و خشونتهای افسارگسیخته در طول تاریخ بودهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۷)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔶 سکوتِ فجیع: نادیده گرفتنِ ظلم متقابل و درسِ تاریخِ خونین
‼️این آیه در یک عدالتِ نامتقارن عمل میکند؛ در حالی که برای "خوف از نشوزِ زن" سه مرحله تنبیه در نظر میگیرد، هیچ دستورالعمل مشابهی برای نشوز و ظلم مرد (مثل خیانت، ترک نفقه یا حتی ناتوانی مالی از تامین معاش، یا بیمحلی یا خشونتهای شدید گفتاری) ارائه نمیدهد؛ گویا این تنها زناناند که از وظایف و حدودِ اخلاقی قرارداد ازدواج خارج میشوند، و مردان در طولِ تاریخ، یکسره از فرشتگان و اولیاءالله بودهاند!
😠 این سکوت، گویی مرد را از هرگونه خطایی مبرا میداند؛ گویی مرد هیچگاه از حقوق ابتدایی چون نفقه یا محبت و حفظ حدود زن تجاوز نمیکند، و تاریخ بشر، شاملِ انبوهی از خشونتهای افسارگسیختۀ خانوادگی شوهران و پدران علیه زنان و دختران بیدفاعشان نبوده، که نیاز به توصیههای متقابل و بیشتر باشد.
🔶 تشابه با منطقِ قهر و استیلای قرآنی در جامعه و خانواده: انقیاد به جای تفاهم
🗡 این روش حل اختلاف (آیه نشوز)، در ردیف همان راهحلهای بدوی، قهرآمیز و غیرمتمدنانه قرار میگیرد که قرآن در مواجهه با دیگریهای عقیدتی ارائه داده است. منطقِ حاکم بر این دو حوزه (خانواده و جامعه) یکسان است: خشونت و تهدید از موضع بالا به عنوان ابزار مشروع برای انقیاد و اطاعتِ محض. در هر دو مورد، هدف، نه حل ریشهایِ مشکل یا ارتقاء سطح مدنیِ رابطه، بلکه لغو ارادهٔ فردی و تثبیت سلسله مراتب قدرت است:
😡 در حوزه عمومی: مخالفان باید «نماز بخوانند و زکات بپردازند تا کشته نشوند!» (اشاره به آیه ۵ سوره توبه). یعنی: اطاعتِ دینی و مالی در برابر حفظ حیات جسمانی.
😡 در حوزه خصوصی/خانوادگی: زن باید «فرمانبردار شود تا کتک نخورد و تحریم عاطفی نشود!» (۳۴ سوره نساء). یعنی: اطاعتِ عاطفی و رفتاری در برابر حفظ سلامت جسمانی و روانی.
🔺این همسانیِ ساختاری، عملاً جوازِ بازگشت به غریزهٔ سرکوبگر و خشونت افسارگسیخته را در مقدسترین و خصوصیترین حوزهٔ زندگی صادر میکند. با این حکم، خانه از یک کانونِ مودت به یک پادگانِ فرماندهی تبدیل میشود که در آن، هرگونه تخطی از دستور، مجازات فیزیکی یا روانی در پی دارد. این رویکرد، در تقابل بنیادین با هرگونه ایدهٔ حقوق متقابل، گفتگو، و تفاهم انسانی است.
7️⃣ حق تقلیل زن به "زمینِ کشاورزی" (لغوِ هویت انسانی)
🔸و محمد حق دارد به زن به چشمِ یک «زمینِ کشاورزی» و ابزارِ تولیدِ مثل نگاه کند (سوره بقره آیه ۲۲۳: نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ...).
🔻انکارِ هویت و تقلیل به «ظرفِ تولیدمثلی»: تقلیلِ جایگاهِ انسانیِ زن به «کشتزار»، اوجِ کالاییسازی و لغوِ هویتِ مستقل است.
🔺این تشبیه قرآنی، هویت مستقلِ زن را انکار میکند و او را صرفاً ظرفی برای حملِ نطفهی مرد معرفی میکند.
🔺حذفِ لذت و ارادهٔ زن: در این نگاه، لذت و رضایتِ زن هیچ محلی از اعراب ندارد. اگرچه برخی مفسرین سعی در تلطیفِ این آیه داشتهاند، اما زبانِ آیه کاملاً مشخص است: تنها «مالکیتِ کشاورز بر زمین» و محصولدهی مهم است. این حکم، یک تفکرِ پدرسالارانهٔ سختگیر را تثبیت میکند که بدنِ زن را صرفاً ابزاری برای ادامهٔ نسلِ مرد میداند.
🔺همارزی با اموال: استفاده از واژهٔ "حَرْثٌ" زن را عملاً در ردیفِ اموالِ منقولِ مرد قرار میدهد که مانند گله و زمین، میتواند با او مراودهٔ غیرعاطفی و صرفاً تولیدی داشته باشد. این توهین به کرامتِ انسانی، زیربنایِ تمامیِ قوانینِ مالکیتمحورِ اسلام در خصوصِ زنان است.
❇️ نتیجهگیری: بحث عدالت در قرآن
⚖️ عدالت در کانتکستِ قرآن، آنگونه که در این مجموعه آیاتِ صریح (از حق دسترسی جنسی نامحدود و لغو نوبتبندی تا تبدیل زن به کالای هبهشده و حکم بیوگی ابدی) و نظامهای تنبیهی (تجمیع اقتدار قاضی/جلاد در دست مرد برای تنبیه همسر) متجلی است، نه یک موازنهٔ اخلاقی یا تساوی حقوقی است، بلکه یک "چکلیستِ امتیازاتِ مطلق و یکجانبهٔ مردانه" است که توسط مجوزهای الهی تأیید شده است. این سیستم، زن را از جایگاهِ "شریکِ زندگی" به "اسیرِ تحتِ انقیاد"، و از "هویتِ انسانی مستقل" به "زمینِ کشاورزیِ صرفاً تولیدمثلی" تقلیل میدهد؛ سیستمی که به جای دعوت به تفاهم، دلجویی و گفتگوی حکیمانه و صمیمانه، بر "خوف" و "سوءظن" مرد متکی است و با امتدادِ ساختاریِ منطقِ قهرآمیزِ قرآن در حوزهٔ عمومی (جهاد/استیلا)، خشونتِ افسارگسیخته را در مقدسترین حوزهٔ حیات (خانواده) تقدیس میکند تا ارادهٔ زن را لغو و سلسلهمراتبِ قدرتِ پدرسالارانه را تثبیت نماید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۷)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔶 سکوتِ فجیع: نادیده گرفتنِ ظلم متقابل و درسِ تاریخِ خونین
‼️این آیه در یک عدالتِ نامتقارن عمل میکند؛ در حالی که برای "خوف از نشوزِ زن" سه مرحله تنبیه در نظر میگیرد، هیچ دستورالعمل مشابهی برای نشوز و ظلم مرد (مثل خیانت، ترک نفقه یا حتی ناتوانی مالی از تامین معاش، یا بیمحلی یا خشونتهای شدید گفتاری) ارائه نمیدهد؛ گویا این تنها زناناند که از وظایف و حدودِ اخلاقی قرارداد ازدواج خارج میشوند، و مردان در طولِ تاریخ، یکسره از فرشتگان و اولیاءالله بودهاند!
😠 این سکوت، گویی مرد را از هرگونه خطایی مبرا میداند؛ گویی مرد هیچگاه از حقوق ابتدایی چون نفقه یا محبت و حفظ حدود زن تجاوز نمیکند، و تاریخ بشر، شاملِ انبوهی از خشونتهای افسارگسیختۀ خانوادگی شوهران و پدران علیه زنان و دختران بیدفاعشان نبوده، که نیاز به توصیههای متقابل و بیشتر باشد.
🔶 تشابه با منطقِ قهر و استیلای قرآنی در جامعه و خانواده: انقیاد به جای تفاهم
🗡 این روش حل اختلاف (آیه نشوز)، در ردیف همان راهحلهای بدوی، قهرآمیز و غیرمتمدنانه قرار میگیرد که قرآن در مواجهه با دیگریهای عقیدتی ارائه داده است. منطقِ حاکم بر این دو حوزه (خانواده و جامعه) یکسان است: خشونت و تهدید از موضع بالا به عنوان ابزار مشروع برای انقیاد و اطاعتِ محض. در هر دو مورد، هدف، نه حل ریشهایِ مشکل یا ارتقاء سطح مدنیِ رابطه، بلکه لغو ارادهٔ فردی و تثبیت سلسله مراتب قدرت است:
😡 در حوزه عمومی: مخالفان باید «نماز بخوانند و زکات بپردازند تا کشته نشوند!» (اشاره به آیه ۵ سوره توبه). یعنی: اطاعتِ دینی و مالی در برابر حفظ حیات جسمانی.
😡 در حوزه خصوصی/خانوادگی: زن باید «فرمانبردار شود تا کتک نخورد و تحریم عاطفی نشود!» (۳۴ سوره نساء). یعنی: اطاعتِ عاطفی و رفتاری در برابر حفظ سلامت جسمانی و روانی.
🔺این همسانیِ ساختاری، عملاً جوازِ بازگشت به غریزهٔ سرکوبگر و خشونت افسارگسیخته را در مقدسترین و خصوصیترین حوزهٔ زندگی صادر میکند. با این حکم، خانه از یک کانونِ مودت به یک پادگانِ فرماندهی تبدیل میشود که در آن، هرگونه تخطی از دستور، مجازات فیزیکی یا روانی در پی دارد. این رویکرد، در تقابل بنیادین با هرگونه ایدهٔ حقوق متقابل، گفتگو، و تفاهم انسانی است.
7️⃣ حق تقلیل زن به "زمینِ کشاورزی" (لغوِ هویت انسانی)
🔸و محمد حق دارد به زن به چشمِ یک «زمینِ کشاورزی» و ابزارِ تولیدِ مثل نگاه کند (سوره بقره آیه ۲۲۳: نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ...).
🔻انکارِ هویت و تقلیل به «ظرفِ تولیدمثلی»: تقلیلِ جایگاهِ انسانیِ زن به «کشتزار»، اوجِ کالاییسازی و لغوِ هویتِ مستقل است.
کشاورز هر وقت بخواهد و هر طور بخواهد به زمینش وارد میشود، شخم میزند و بذر میپاشد؛ زمین حقِ تعیین و تکلیف و اعتراض ندارد.
🔺این تشبیه قرآنی، هویت مستقلِ زن را انکار میکند و او را صرفاً ظرفی برای حملِ نطفهی مرد معرفی میکند.
🔺حذفِ لذت و ارادهٔ زن: در این نگاه، لذت و رضایتِ زن هیچ محلی از اعراب ندارد. اگرچه برخی مفسرین سعی در تلطیفِ این آیه داشتهاند، اما زبانِ آیه کاملاً مشخص است: تنها «مالکیتِ کشاورز بر زمین» و محصولدهی مهم است. این حکم، یک تفکرِ پدرسالارانهٔ سختگیر را تثبیت میکند که بدنِ زن را صرفاً ابزاری برای ادامهٔ نسلِ مرد میداند.
🔺همارزی با اموال: استفاده از واژهٔ "حَرْثٌ" زن را عملاً در ردیفِ اموالِ منقولِ مرد قرار میدهد که مانند گله و زمین، میتواند با او مراودهٔ غیرعاطفی و صرفاً تولیدی داشته باشد. این توهین به کرامتِ انسانی، زیربنایِ تمامیِ قوانینِ مالکیتمحورِ اسلام در خصوصِ زنان است.
❇️ نتیجهگیری: بحث عدالت در قرآن
⚖️ عدالت در کانتکستِ قرآن، آنگونه که در این مجموعه آیاتِ صریح (از حق دسترسی جنسی نامحدود و لغو نوبتبندی تا تبدیل زن به کالای هبهشده و حکم بیوگی ابدی) و نظامهای تنبیهی (تجمیع اقتدار قاضی/جلاد در دست مرد برای تنبیه همسر) متجلی است، نه یک موازنهٔ اخلاقی یا تساوی حقوقی است، بلکه یک "چکلیستِ امتیازاتِ مطلق و یکجانبهٔ مردانه" است که توسط مجوزهای الهی تأیید شده است. این سیستم، زن را از جایگاهِ "شریکِ زندگی" به "اسیرِ تحتِ انقیاد"، و از "هویتِ انسانی مستقل" به "زمینِ کشاورزیِ صرفاً تولیدمثلی" تقلیل میدهد؛ سیستمی که به جای دعوت به تفاهم، دلجویی و گفتگوی حکیمانه و صمیمانه، بر "خوف" و "سوءظن" مرد متکی است و با امتدادِ ساختاریِ منطقِ قهرآمیزِ قرآن در حوزهٔ عمومی (جهاد/استیلا)، خشونتِ افسارگسیخته را در مقدسترین حوزهٔ حیات (خانواده) تقدیس میکند تا ارادهٔ زن را لغو و سلسلهمراتبِ قدرتِ پدرسالارانه را تثبیت نماید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فحاشی پیروان یک مکتب چه حقیقتی را برملا میکند؟
— سنجشِ شیعه با کلام مسیح و منشِ ذن بودیسم
🔻عیسی مسیح، انجیل متی ۷:۱۵–۲۰
🔺قانونِ عیسی صریح است: حقیقتِ یک مکتب را نه در ادعاهای گزافِ آسمانی، که در «خروجیِ زمینی و رفتارِ پیروان» جستجو کنید.
🔺امروزه وقتی از تریبونهای مقدسِ هیئت، رکیکترین الفاظِ جنسی و زنستیزانه علیه یک روحانی سالخورده (مانند سلیمانی اردستانی) صادر میشود، تنها با یک بیاخلاقی ساده روبرو نیستیم؛ ما با شکستِ مطلقِ یک سیستم تربیتی مواجهیم.
🧘♂️ درسِ اخلاق از «کافرِ» شرقی
🍂 بیایید لحظهای این «شیعهیِ دوآتشه» را که رگهای گردنش از فحاشی متورم شده، با یک استادِ ذن بودیسم یا یک راهبِ شرقی مقایسه کنیم.
🍂 آن استادِ بودایی – که از دیدِ این حضرات، مشرک و نجس و گمراه است – سالها تمرین میکند تا بر «نفس» مسلط شود؛ تا در برابرِ دشنام، لبخند بزند؛ تا خشم را مهار کند و زبانش را به آلودگی نیالاید.
🍂 چگونه است که «درختِ بودیسم» (که آن را باطل میخوانید) میوهاش «آرامش، ادب و تسلط بر خویشتن» است، اما «درختِ ولایت» (که آن را تنها حقِ مطلقِ جهان میدانید) در بزنگاهِ خشم، میوهاش «رکیکترین توهینهای ناموسی»ست؟ اگر حقانیت به ادعا نیست و به «میوه» است، کدام یک نشانهای از اتصال به منبع «خیر و زیبایی» دارند؟
🩸ریشهیابی در «الهیات زنازادگی»
🔻چرا این سقوط اخلاقی در میانِ بخشی از جامعهی مذهبی تا این حد عریان و بیپرواست؟ پاسخ در لایههای پنهانِ احادیثی است که بهمثابه «مجوزِ شرعیِ فحاشی» عمل میکنند. روایاتی منسوب به متون دینی وجود دارد با این مضمون که:
🔻این گزاره، عملاً یک «چکلیستِ تکفیرِ جنسی» را در اختیار هر شیعهزادهای قرار میدهد:
🔺اینجا اعتقاد تبدیل به ابزارِ ترورِ شخصیت میشود. با تکیه بر این احادیث، فحاشی دیگر یک گناه زبانی نیست، بلکه نوعی «کشف حقیقت ولایی» و افشای ماهیتِ دشمن تلقی میشود.
🔥 از عایشه تا منتقدِ امروز: تیغی که برمیگردد
📌 این منطق، همان ریشهای است که قرنهاست فحاشیهای جنسی و تهمتهای شرمآور علیه نمادهای اهل سنت (بهویژه عمر و عایشه) را تغذیه کرده است. وقتی ذهنِ مومن عادت کرد که «دیگریِ عقیدتی» را نه به عنوان یک انسانِ محترم، بلکه به عنوان یک «محصولِ بیولوژیکِ ناپاک» ببیند، قبحِ کلام میریزد.
آنچه امروز بر سرِ منتقدِ شیعی میآید، بازتولیدِ همان خشونتیست که دیروز بر سرِ "سنی" میآمد.
⚖️ قضاوت نهایی
به سخن عیسی بازگردیم:
🔺مکتبی که پیروش برای اثبات حقانیت، دهانش را به کلماتی باز میکند که اراذل و اوباش بکار میبرند، نسبتی با «مکارم اخلاق و معنویت» ندارد؛ هرچقدر هم نذری و خیرات بدهد، به خودش زنجیر و قمه بزند، دعاهای جانسوز بخواند و...
🔺وقتی یک راهبِ بودایی در سکوت و وقارِ خود، تصویری انسانیتر از یک مداحِ عربدهکشِ فحاش ارائه میدهد، باید پذیرفت که ریشهها بیمار است.
🔺این قرائت از مذهب که مجوزِ کندوکاو در نطفه و بسترِ مخالفان را از احادیثِ خود استخراج میکند، طبقِ استانداردِ عیسی مسیح، درختی است که میوهاش جز نفرت و تعفن نیست؛ و هیچ تقدسی نمیتواند بویِ بدِ این میوه را بپوشاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— سنجشِ شیعه با کلام مسیح و منشِ ذن بودیسم
🔻عیسی مسیح، انجیل متی ۷:۱۵–۲۰
«از انبیای دروغین بر حذر باشید. آنان در لباس گوسفندان نزد شما میآیند، اما در باطن، گرگان درندهاند.
ایشان را از میوههایشان خواهید شناخت. آیا انگور را از بوتۀ خار و انجیر را از علف هرز میچینند؟ همچنین هر درخت نیکو میوۀ نیکو میدهد، اما درخت بد میوۀ بد.
درخت نیکو نمیتواند میوۀ بد بدهد، و درخت بد نیز نمیتواند میوۀ نیکو آوَرَد..
بنابراین، آنان را از میوههایشان خواهید شناخت».
🔺قانونِ عیسی صریح است: حقیقتِ یک مکتب را نه در ادعاهای گزافِ آسمانی، که در «خروجیِ زمینی و رفتارِ پیروان» جستجو کنید.
🔺امروزه وقتی از تریبونهای مقدسِ هیئت، رکیکترین الفاظِ جنسی و زنستیزانه علیه یک روحانی سالخورده (مانند سلیمانی اردستانی) صادر میشود، تنها با یک بیاخلاقی ساده روبرو نیستیم؛ ما با شکستِ مطلقِ یک سیستم تربیتی مواجهیم.
🧘♂️ درسِ اخلاق از «کافرِ» شرقی
🍂 بیایید لحظهای این «شیعهیِ دوآتشه» را که رگهای گردنش از فحاشی متورم شده، با یک استادِ ذن بودیسم یا یک راهبِ شرقی مقایسه کنیم.
🍂 آن استادِ بودایی – که از دیدِ این حضرات، مشرک و نجس و گمراه است – سالها تمرین میکند تا بر «نفس» مسلط شود؛ تا در برابرِ دشنام، لبخند بزند؛ تا خشم را مهار کند و زبانش را به آلودگی نیالاید.
🍂 چگونه است که «درختِ بودیسم» (که آن را باطل میخوانید) میوهاش «آرامش، ادب و تسلط بر خویشتن» است، اما «درختِ ولایت» (که آن را تنها حقِ مطلقِ جهان میدانید) در بزنگاهِ خشم، میوهاش «رکیکترین توهینهای ناموسی»ست؟ اگر حقانیت به ادعا نیست و به «میوه» است، کدام یک نشانهای از اتصال به منبع «خیر و زیبایی» دارند؟
🩸ریشهیابی در «الهیات زنازادگی»
🔻چرا این سقوط اخلاقی در میانِ بخشی از جامعهی مذهبی تا این حد عریان و بیپرواست؟ پاسخ در لایههای پنهانِ احادیثی است که بهمثابه «مجوزِ شرعیِ فحاشی» عمل میکنند. روایاتی منسوب به متون دینی وجود دارد با این مضمون که:
«دشمنِ ما نیست، مگر کسی که ولادتش ناپاک باشد» (لَا يُبْغِضُنَا إِلَّا... خُبْثُ وِلَادَةٍ).
🔻این گزاره، عملاً یک «چکلیستِ تکفیرِ جنسی» را در اختیار هر شیعهزادهای قرار میدهد:
"مخالفِ من و فرد دگراندیش، دشمنِ اهل بیت است؛
و چون دشمنِ اهل بیت حتماً نطفهاش مشکل دارد،
پس من حق دارم به جای نقدِ اندیشهاش، عفتِ مادرش را نشانه بگیرم!".
🔺اینجا اعتقاد تبدیل به ابزارِ ترورِ شخصیت میشود. با تکیه بر این احادیث، فحاشی دیگر یک گناه زبانی نیست، بلکه نوعی «کشف حقیقت ولایی» و افشای ماهیتِ دشمن تلقی میشود.
🔥 از عایشه تا منتقدِ امروز: تیغی که برمیگردد
📌 این منطق، همان ریشهای است که قرنهاست فحاشیهای جنسی و تهمتهای شرمآور علیه نمادهای اهل سنت (بهویژه عمر و عایشه) را تغذیه کرده است. وقتی ذهنِ مومن عادت کرد که «دیگریِ عقیدتی» را نه به عنوان یک انسانِ محترم، بلکه به عنوان یک «محصولِ بیولوژیکِ ناپاک» ببیند، قبحِ کلام میریزد.
آنچه امروز بر سرِ منتقدِ شیعی میآید، بازتولیدِ همان خشونتیست که دیروز بر سرِ "سنی" میآمد.
تیغی که با آن «عمرکشون» راه میانداختند و در مجالسِ خصوصی به ناموسِ محمد و صحابی او در صدرِ اسلام دشنام میدادند، حالا گلوی «خودیهای منتقد» را میبرد.
⚖️ قضاوت نهایی
به سخن عیسی بازگردیم:
«درخت را از میوهاش بشناسید»
🔺مکتبی که پیروش برای اثبات حقانیت، دهانش را به کلماتی باز میکند که اراذل و اوباش بکار میبرند، نسبتی با «مکارم اخلاق و معنویت» ندارد؛ هرچقدر هم نذری و خیرات بدهد، به خودش زنجیر و قمه بزند، دعاهای جانسوز بخواند و...
🔺وقتی یک راهبِ بودایی در سکوت و وقارِ خود، تصویری انسانیتر از یک مداحِ عربدهکشِ فحاش ارائه میدهد، باید پذیرفت که ریشهها بیمار است.
🔺این قرائت از مذهب که مجوزِ کندوکاو در نطفه و بسترِ مخالفان را از احادیثِ خود استخراج میکند، طبقِ استانداردِ عیسی مسیح، درختی است که میوهاش جز نفرت و تعفن نیست؛ و هیچ تقدسی نمیتواند بویِ بدِ این میوه را بپوشاند.
📺 وجود خدا هم قابلِ بحث است
📺 شکاکیت و جستجوگری را باید تا گور حمل کرد
📕سوژۀ مقاومِ مدرن یا سوژۀ ولایی؟
— شریعتی و سروش و روحانیت نقاد در برابر نهیلیسمِ چپِ فردیدی - حکومتی
📕بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟
.
#نقد_شیعه #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
(۸)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔴 فاجعهآفرینیِ بدعتِ الله علیه «حکمتِ عیسوی» (۱)
— چندهمسری: منشاء «فغان و رنج و خون» در خانۀ محمد و آل علی
🍂 گفتیم که:
🔸و در ادامه، در ۷ عنوان، مختصرا معنای ظالمانه و فتنهانگیز و نیرینهسالارِ «عدالت» در کانتکستِ قرآن را واشکافی کردیم.
🔻حال به این امر میپردازیم که همین حقّ یکطرفۀ «چندهمسری» یا «هوسبازیِ نامحدود» برای مردان (اگر نامحدود بودنِ امکانِ رابطه با کنیزها و صیغهها را نیز در نظر بگیریم یا این امکان که امام حسن شیعیان آن را شکوفا کرد، یعنی طلاق گرفتن زنانِ سابق و گرفتنِ زنان جدید را نیز در نظر بگیریم)، چگونه زمینهٔ شکلگیری رنج و خشونت را در محیط خانۀ خاندان محمد و علی بهصورت سیستماتیک آفرید.
🔺در زندگی امام جواد، همانطور که روحانی نواندیش جناب سلیمانی اردستانی گفت، ازدواج دوم او (در روایتهای شیعی) آشکارا موجبِ حسادت و رنج همسر اولش شده و این تنش خانوادگی به مسمومیت نهایی او [آنگونه که برخی مستند به منابع شیعه میگویند، مسمومیت از طریق زهرآلود کردن اندام جنسیِ زنانه که امام جواد آن را بهنحوی با دهان و زبانش چشیده است] ختم یافتهاست.
🔺در چنین چارچوبی، سرنوشتِ امام جواد نه صرفا حاصل یک توطئهٔ سیاسی، بلکه قربانیِ ضروریِ ساختاری شد که قرآن و سیرۀ نبوی طراحی کردهبود: ساختاری که در آن مرد مجاز است رابطهٔ موازی برقرار کند و زن موظف است تحمل کند. ساختاری که «فحشا/زنا/خیانت» از نظر عیسی («کلمه و روح» الله در توصیف قرآن) را حقّ مشروع مرد جا انداختهاست.
🔶 شکستنِ حکمِ الله (📱سیمکارتِ سفید) در مقابلِ خشم و رنجشِ فاطمه!
🔻ماجرا مربوط است به زمانی که علی قصد داشت دختر ابوجهل را به عقد خود درآورد. در روایتهای صحیح بخاری و مسلم آمده:
🥺😢 فاطمه نزد محمد آمد، چهرهاش آشکارا ناراحت و آزرده بود. او از اینکه علی میخواهد همسر دیگری بگیرد شکایت کرد.
😡😤 محمد پس از شنیدن شکایت او، بر منبر رفت و بشدت اعلام کرد:
❌حال آنکه دختر ابوجهل مسلمان بود و علی نیز جز فاطمه همسر دیگری نداشت، و قرآن و سیرۀ محمدی نیز بر تعدد زوجات، تا چهار عدد، را به رسمیت شناخته بود.
❌😎 امّا همین پیامبر خدا که مدعی عدمِ جمع شدنِ دخترش با دخترِ دشمنش بود، «امّ حبیبه»، دختر ابوسفیان را که او نیز دشمنش بود -قبل از اسلام ابوسفیان- به عقد خویش درآورد!
😑😵💫 عجیب است که دخترِ دشمنِ رسولِ خدا بودن اجازه و حقّ ازدواج را از او و مرد مورد نظرش که دختر پیامبر را در عقد نکاح دارد سلب مےکند، اما عقد دخترِ دشمنِ رسول خدا با خودِ رسول خدا هیچ منعی ندارد، و ایشان مشتاق زفاف با دخترِ دشمنش نیز مےشود؛ حتی اگر حد نصاب چهار نفر را نیز بگذراند.
🔺این شواهد گواهی میدهند که این بدعتِ شرآفرین دبارۀ چندهمسری بهاسم الله، که در تقابل با حکم حکیمانه و صریحِ «کلمة الله و روحالله» (عیسی، بر اساس تصریح قرآن) قرار داشت:
🔺از همان آغاز اسلام، منبع شر و رنج بود. حدیث فغانآمیز محمد که گفت:
که در پی ماجرای عزم علی برای هوو آوردن برای فاطمه صادر شد، نشان میدهد که حتی فاطمه، دختر پیامبر، تحمل چنین نظام زنستیزانهای که پدرش به الله نسبت میداد را نداشت.
🔺این عدم پذیرش و رنج، گواهی بر هوشیاری آنان نسبت به خلافِ فطرت، وجدان و اخلاق بودنِ این احکامِ زنستیزانه و آزادیستیزانه بود. چنانکه زینب، دیگر دختر محمد نیز، تا آخرین لحظات، عشق (به همسر غیرمسلمانش) را بر دین و قوانینِ پدرسالارانه پدرش و حتی نزدیکی فیزیکی به او ترجیح داد. اینها نشان میدهند که زنان نزدیک به کانون نبوت نیز، به روشنی تضادِ این نظام را با کرامتِ انسانی، تشخیص میدادند.
🔺این سخن، اعترافی عملیست به اینکه حکم چندهمسریِ اللهِ ذهنِ محمد یا دیگر مولفانِ قرآن، از نظر عاطفی مخرب و غیرقابلتحمل است و حکمی خلافِ فطرت و عدالت و کانونِ مقدسِ خانواده. اینکه محمد برخلاف حکم قرآن و اللهِ علیم و حکیم(!) «تبصره زد» تا دختر خود را از رنج و شکنجۀ احکامِ غیربشریِ الله نجات دهد، خود نشانهٔ ناهماهنگی میان قانونِ الله و اخلاق انسانیست. اگر این حکم اخلاقی بود، نخستین قربانی آن خانوادهٔ پیامبر نمیشد!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۸)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔴 فاجعهآفرینیِ بدعتِ الله علیه «حکمتِ عیسوی» (۱)
— چندهمسری: منشاء «فغان و رنج و خون» در خانۀ محمد و آل علی
🍂 گفتیم که:
در قرآن، چندهمسری حقی شرعی برای مرد است، و از او انتظار میرود که میان چند زن «عدل» برقرار کند؛ حکمی که در عمل—حتی صدر اسلام—غیرقابل تحقق بودنش آشکار شدهاست، و حتی خود قرآن نیز عدالت را از منظر ارضای هوسهای بینهایت نرِ قبیله تعریف میکند!
🔸و در ادامه، در ۷ عنوان، مختصرا معنای ظالمانه و فتنهانگیز و نیرینهسالارِ «عدالت» در کانتکستِ قرآن را واشکافی کردیم.
🔻حال به این امر میپردازیم که همین حقّ یکطرفۀ «چندهمسری» یا «هوسبازیِ نامحدود» برای مردان (اگر نامحدود بودنِ امکانِ رابطه با کنیزها و صیغهها را نیز در نظر بگیریم یا این امکان که امام حسن شیعیان آن را شکوفا کرد، یعنی طلاق گرفتن زنانِ سابق و گرفتنِ زنان جدید را نیز در نظر بگیریم)، چگونه زمینهٔ شکلگیری رنج و خشونت را در محیط خانۀ خاندان محمد و علی بهصورت سیستماتیک آفرید.
🔺در زندگی امام جواد، همانطور که روحانی نواندیش جناب سلیمانی اردستانی گفت، ازدواج دوم او (در روایتهای شیعی) آشکارا موجبِ حسادت و رنج همسر اولش شده و این تنش خانوادگی به مسمومیت نهایی او [آنگونه که برخی مستند به منابع شیعه میگویند، مسمومیت از طریق زهرآلود کردن اندام جنسیِ زنانه که امام جواد آن را بهنحوی با دهان و زبانش چشیده است] ختم یافتهاست.
🔺در چنین چارچوبی، سرنوشتِ امام جواد نه صرفا حاصل یک توطئهٔ سیاسی، بلکه قربانیِ ضروریِ ساختاری شد که قرآن و سیرۀ نبوی طراحی کردهبود: ساختاری که در آن مرد مجاز است رابطهٔ موازی برقرار کند و زن موظف است تحمل کند. ساختاری که «فحشا/زنا/خیانت» از نظر عیسی («کلمه و روح» الله در توصیف قرآن) را حقّ مشروع مرد جا انداختهاست.
🔶 شکستنِ حکمِ الله (📱سیمکارتِ سفید) در مقابلِ خشم و رنجشِ فاطمه!
🔻ماجرا مربوط است به زمانی که علی قصد داشت دختر ابوجهل را به عقد خود درآورد. در روایتهای صحیح بخاری و مسلم آمده:
🥺😢 فاطمه نزد محمد آمد، چهرهاش آشکارا ناراحت و آزرده بود. او از اینکه علی میخواهد همسر دیگری بگیرد شکایت کرد.
😡😤 محمد پس از شنیدن شکایت او، بر منبر رفت و بشدت اعلام کرد:
«فاطمه پارهٔ تن من است؛ هرکس او را بیازارد مرا آزرده و من هرگز اجازه نمیدهم دختر پیامبر خدا و دختر دشمن خدا زیر یک سقف باشند»
❌حال آنکه دختر ابوجهل مسلمان بود و علی نیز جز فاطمه همسر دیگری نداشت، و قرآن و سیرۀ محمدی نیز بر تعدد زوجات، تا چهار عدد، را به رسمیت شناخته بود.
❌😎 امّا همین پیامبر خدا که مدعی عدمِ جمع شدنِ دخترش با دخترِ دشمنش بود، «امّ حبیبه»، دختر ابوسفیان را که او نیز دشمنش بود -قبل از اسلام ابوسفیان- به عقد خویش درآورد!
😑😵💫 عجیب است که دخترِ دشمنِ رسولِ خدا بودن اجازه و حقّ ازدواج را از او و مرد مورد نظرش که دختر پیامبر را در عقد نکاح دارد سلب مےکند، اما عقد دخترِ دشمنِ رسول خدا با خودِ رسول خدا هیچ منعی ندارد، و ایشان مشتاق زفاف با دخترِ دشمنش نیز مےشود؛ حتی اگر حد نصاب چهار نفر را نیز بگذراند.
🔺این شواهد گواهی میدهند که این بدعتِ شرآفرین دبارۀ چندهمسری بهاسم الله، که در تقابل با حکم حکیمانه و صریحِ «کلمة الله و روحالله» (عیسی، بر اساس تصریح قرآن) قرار داشت:
📌📌📌 «هرکس زنش را به هر علتی جز خیانت طلاق دهد و با زن دیگری ازدواج کند، زناکار محسوب میشود» (متی ۱۹: ۴).
🔺از همان آغاز اسلام، منبع شر و رنج بود. حدیث فغانآمیز محمد که گفت:
«فاطمه پارهٔ تن من است؛ هرکس او را بیازارد، مرا آزرده...»
که در پی ماجرای عزم علی برای هوو آوردن برای فاطمه صادر شد، نشان میدهد که حتی فاطمه، دختر پیامبر، تحمل چنین نظام زنستیزانهای که پدرش به الله نسبت میداد را نداشت.
🔺این عدم پذیرش و رنج، گواهی بر هوشیاری آنان نسبت به خلافِ فطرت، وجدان و اخلاق بودنِ این احکامِ زنستیزانه و آزادیستیزانه بود. چنانکه زینب، دیگر دختر محمد نیز، تا آخرین لحظات، عشق (به همسر غیرمسلمانش) را بر دین و قوانینِ پدرسالارانه پدرش و حتی نزدیکی فیزیکی به او ترجیح داد. اینها نشان میدهند که زنان نزدیک به کانون نبوت نیز، به روشنی تضادِ این نظام را با کرامتِ انسانی، تشخیص میدادند.
🔺این سخن، اعترافی عملیست به اینکه حکم چندهمسریِ اللهِ ذهنِ محمد یا دیگر مولفانِ قرآن، از نظر عاطفی مخرب و غیرقابلتحمل است و حکمی خلافِ فطرت و عدالت و کانونِ مقدسِ خانواده. اینکه محمد برخلاف حکم قرآن و اللهِ علیم و حکیم(!) «تبصره زد» تا دختر خود را از رنج و شکنجۀ احکامِ غیربشریِ الله نجات دهد، خود نشانهٔ ناهماهنگی میان قانونِ الله و اخلاق انسانیست. اگر این حکم اخلاقی بود، نخستین قربانی آن خانوادهٔ پیامبر نمیشد!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۹)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔴 فاجعهآفرینی بدعتِ الله علیه «حکمتِ عیسوی» (۲)
— چندهمسری: منشاء «فغان و رنج و خون» در خانۀ محمد و آل علی
🍂 این چرخهٔ جهنمیِ رنج و عذابِ حاصل از احکام ظالمانه بهاسم الله در قرآن، در زندگی خاندانِ علی و امامان شیعه نیز تکرار شد. امام حسن، که بنا بر روایات از لحاظ صورت و اخلاق به محمد اشبه ناس بود، با ازدواجها و طلاقهای بیشمار (مطَلِّق بودن)، نمونهٔ بارزی از پیامدهای طلاق یکطرفهٔ قرآنی و مجوز شرعی برای بیثباتی عاطفی و حقِ تعویض نامحدود زن بود.
🍂 حق شرعی طلاق در اختیار مرد، به بیثباتی شدید روابط، سقوط منزلت زنان پس از طلاق، و تبدیل کردن همسران به کالایی قابل جایگزینی انجامید. این فضای ناامن و بیاعتبارکننده، همان بسترِ سیستماتیک و روانشناختی بود که در نهایت منجر به شکلگیری روایاتی پیرامون تحریک یکی از همسران (جعده) برای مسموم کردن او شد. در این تحلیل نقادانه، مسمومیت امام حسن صرفاً یک توطئهٔ سیاسی نیست؛ بلکه نتیجهٔ طبیعیِ سیستمی است که زنان را تا حد ابزاری ناپایدار تنزل میدهد و آنها را مستعدِ انتقام و تحریکِ بیرونی میسازد. این پیامدها نه صرفا از «اخلاق فردی» حسن، بلکه از ساختار حقوقی-اخلاقیای ناشی شدهبود که مولفان قرآن فراهم کردهاند.
🍂 در زندگی امام سجاد نیز نظام کنیزداری—که قرآن آن را مجاز و قانونی دانسته—پیامدهای اخلاقی و انسانی سنگینی دارد. رابطهٔ جنسی با کنیز، بهعنوان «حق مالک»، بهطور طبیعی حسادت، رنج و بیعدالتی میان زنان ایجاد میکرد، حتی اگر منابع شیعی تلاش کرده باشند آن را با توصیفات معنوی تلطیف کنند. مالکیت جنسی زنان، خواه کنیز باشند یا همسر، سیستم یکسانی از نابرابری را بازتولید میکند.
🍂 امام صادق نیز گرفتار اختلافات خانوادگی ناشی از چندهمسری بود. روایتها نشان میدهند همسرش—حمیده—از وضعیت زنان دیگر در خانه دلخور بود، هرچند صدای او در ساختار شرعی جایی نداشت. روایتهایی وجود دارند که نشان میدهند امام صادق وظیفهٔ آموزش و تربیت کنیزان را به همسر اصلیشان، حمیده، سپرده بودند. این مدیریت و آموزش دادن به رقبای بالقوه، هرچند از یک سو نشاندهندهٔ تسلیم او به نظام شرعی بوده، اما از سوی دیگر یک بار سنگین عاطفی و مدیریتی است:
🔸ماجرای تَمُّوز (ام ولد موسی کاظم): مشهور است که وقتی کنیزی (به نام تموز یا کنیزی دیگر) برای امام صادق آورده شد، ایشان آن را برای آموزشهای مربوطه و آگاهی شرعی به حمیده سپردند. حمیده پس از تربیت، او را بهترین کنیز معرفی کرد و سپس آن کنیز تبدیل به ام ولد (مادر فرزند) امام کاظم شد. سپردن وظیفه تربیت هوو به دست زن اصلی، نشان از فشاری است که سیستم چندهمسری بر زنان وارد میآورد تا رنج عاطفی خود را به یک وظیفهٔ شرعی تبدیل کنند.
🍂 اختلافهای میان فرزندان امام صادق (از همسران و کنیزان مختلف)، که به پیدایش فرقههایی چون اسماعیلیه و افطحیه انجامید، نیز ریشه در همین خانوادهٔ چندمادری دارد. به بیان دیگر، حکم شرعی چندهمسری نهفقط خانوادهٔ امام را دچار بحران کرد، بلکه معادلات مذهبی و تاریخ تشیع را برای همیشه تغییر داد.
🍂 امام کاظم نیز با داشتن همسران و کنیزان متعدد و فرزندان فراوان، درگیر شبکهای از حسادت و رقابتهای زنانه شد. این وضعیت موجب شکلگیری مدعیان امامت، اختلاف بر سر جانشینی و شکافهایی شد که برخی از آنها هنوز در شاخههای مختلف تشیع وجود دارند. اینجا نیز حکم قرآن (که نشان دادیم از نظر عیسی مسیح مصداقِ بارز «ترویج زنا و فحشا و خیانت» دانسته شدهاست) بیش از آنکه «اخلاق» تولید کنند، «اختلاف» و «حساسیت» پدید آوردند.
🍂 حتی امام رضا نیز از پیامدهای همان ساختار در امان نبود. ازدواج سیاسی او با دختر مأمون—که طبق روایتها مورد پسند دیگر زنان نبود—نشان میدهد که در ساختاری که زن جایگاهی برابر ندارد، هر ازدواج جدید لایهای تازه از تنش ایجاد میکند. این رابطهها، هرچند در ظاهر «شرعی» بودند، در عمل زمینهٔ بیثباتی خانوادگی و نزاعهای درونی را فراهم کردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۹)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔴 فاجعهآفرینی بدعتِ الله علیه «حکمتِ عیسوی» (۲)
— چندهمسری: منشاء «فغان و رنج و خون» در خانۀ محمد و آل علی
🍂 این چرخهٔ جهنمیِ رنج و عذابِ حاصل از احکام ظالمانه بهاسم الله در قرآن، در زندگی خاندانِ علی و امامان شیعه نیز تکرار شد. امام حسن، که بنا بر روایات از لحاظ صورت و اخلاق به محمد اشبه ناس بود، با ازدواجها و طلاقهای بیشمار (مطَلِّق بودن)، نمونهٔ بارزی از پیامدهای طلاق یکطرفهٔ قرآنی و مجوز شرعی برای بیثباتی عاطفی و حقِ تعویض نامحدود زن بود.
🍂 حق شرعی طلاق در اختیار مرد، به بیثباتی شدید روابط، سقوط منزلت زنان پس از طلاق، و تبدیل کردن همسران به کالایی قابل جایگزینی انجامید. این فضای ناامن و بیاعتبارکننده، همان بسترِ سیستماتیک و روانشناختی بود که در نهایت منجر به شکلگیری روایاتی پیرامون تحریک یکی از همسران (جعده) برای مسموم کردن او شد. در این تحلیل نقادانه، مسمومیت امام حسن صرفاً یک توطئهٔ سیاسی نیست؛ بلکه نتیجهٔ طبیعیِ سیستمی است که زنان را تا حد ابزاری ناپایدار تنزل میدهد و آنها را مستعدِ انتقام و تحریکِ بیرونی میسازد. این پیامدها نه صرفا از «اخلاق فردی» حسن، بلکه از ساختار حقوقی-اخلاقیای ناشی شدهبود که مولفان قرآن فراهم کردهاند.
🍂 در زندگی امام سجاد نیز نظام کنیزداری—که قرآن آن را مجاز و قانونی دانسته—پیامدهای اخلاقی و انسانی سنگینی دارد. رابطهٔ جنسی با کنیز، بهعنوان «حق مالک»، بهطور طبیعی حسادت، رنج و بیعدالتی میان زنان ایجاد میکرد، حتی اگر منابع شیعی تلاش کرده باشند آن را با توصیفات معنوی تلطیف کنند. مالکیت جنسی زنان، خواه کنیز باشند یا همسر، سیستم یکسانی از نابرابری را بازتولید میکند.
🍂 امام صادق نیز گرفتار اختلافات خانوادگی ناشی از چندهمسری بود. روایتها نشان میدهند همسرش—حمیده—از وضعیت زنان دیگر در خانه دلخور بود، هرچند صدای او در ساختار شرعی جایی نداشت. روایتهایی وجود دارند که نشان میدهند امام صادق وظیفهٔ آموزش و تربیت کنیزان را به همسر اصلیشان، حمیده، سپرده بودند. این مدیریت و آموزش دادن به رقبای بالقوه، هرچند از یک سو نشاندهندهٔ تسلیم او به نظام شرعی بوده، اما از سوی دیگر یک بار سنگین عاطفی و مدیریتی است:
🔸ماجرای تَمُّوز (ام ولد موسی کاظم): مشهور است که وقتی کنیزی (به نام تموز یا کنیزی دیگر) برای امام صادق آورده شد، ایشان آن را برای آموزشهای مربوطه و آگاهی شرعی به حمیده سپردند. حمیده پس از تربیت، او را بهترین کنیز معرفی کرد و سپس آن کنیز تبدیل به ام ولد (مادر فرزند) امام کاظم شد. سپردن وظیفه تربیت هوو به دست زن اصلی، نشان از فشاری است که سیستم چندهمسری بر زنان وارد میآورد تا رنج عاطفی خود را به یک وظیفهٔ شرعی تبدیل کنند.
🍂 اختلافهای میان فرزندان امام صادق (از همسران و کنیزان مختلف)، که به پیدایش فرقههایی چون اسماعیلیه و افطحیه انجامید، نیز ریشه در همین خانوادهٔ چندمادری دارد. به بیان دیگر، حکم شرعی چندهمسری نهفقط خانوادهٔ امام را دچار بحران کرد، بلکه معادلات مذهبی و تاریخ تشیع را برای همیشه تغییر داد.
🍂 امام کاظم نیز با داشتن همسران و کنیزان متعدد و فرزندان فراوان، درگیر شبکهای از حسادت و رقابتهای زنانه شد. این وضعیت موجب شکلگیری مدعیان امامت، اختلاف بر سر جانشینی و شکافهایی شد که برخی از آنها هنوز در شاخههای مختلف تشیع وجود دارند. اینجا نیز حکم قرآن (که نشان دادیم از نظر عیسی مسیح مصداقِ بارز «ترویج زنا و فحشا و خیانت» دانسته شدهاست) بیش از آنکه «اخلاق» تولید کنند، «اختلاف» و «حساسیت» پدید آوردند.
🍂 حتی امام رضا نیز از پیامدهای همان ساختار در امان نبود. ازدواج سیاسی او با دختر مأمون—که طبق روایتها مورد پسند دیگر زنان نبود—نشان میدهد که در ساختاری که زن جایگاهی برابر ندارد، هر ازدواج جدید لایهای تازه از تنش ایجاد میکند. این رابطهها، هرچند در ظاهر «شرعی» بودند، در عمل زمینهٔ بیثباتی خانوادگی و نزاعهای درونی را فراهم کردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۱۰)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔴 فاجعهآفرینی بدعتِ الله علیه «حکمتِ عیسوی» (۳)
— چندهمسری: منشاء «فغان و رنج و خون» در خانۀ محمد و آل علی
🍂 در چنین بستر تاریخیای، مرگ رقتانگیزِ امام جواد [با مسموم شدن از فرج زن اولش که از اقدام به ازدواج مجدد او شاکی بودهاست]، نه عجیب است و نه استثنایی. او قربانی سلسلهاحکامی شد که پیش از او نیز بارها مسئول رنج زنان، از زنان پیامبر تا فاطمه، و درگیریهای خانوادگی امامان بودهاند. این احکام حسادت را ساختاری کردند، خشونت را عادی، و تنش را اجتنابناپذیر. قرآن با مشروع کردن چندهمسری و دادن حقّ مطلق طلاق به مرد، پایههای اخلاق خانوادگی را بر نابرابری بنا کرد و طبیعیست که این نابرابری دیر یا زود به خشونت آشکار یا پنهان منجر شود.
📌📌📌 مقایسهٔ این وضعیت با اخلاق زناشویی در گفتار عیسی مسیح و اناجیل تضاد را روشنتر میکند. در دیدگاه عیسی، ازدواج رابطهای یگانه و مبتنی بر وفاداری کامل است و ازدواج مجدد بدون انحلال واقعی رابطهٔ پیشین «زنا» محسوب میشود. در این نگاه، کرامت زن و ثبات خانواده اصل است، نه امتیاز جنسی نامحدودِ دنیوی و اخروی به مرد. اما قرآن رابطهٔ موازی و خیانت را طبیعی و طبیعتِ مرد، آن هم مردِ مومن! و نبی و امام و الگویِ تقوایِ جامعه، میداند و رنج زن را بهعنوان پیامد قابلقبول این «حق» میپذیرد. تفاوت این دو نگرش، تفاوت اخلاقیِ دو تمدن را شکل میدهد.
📌 در مجموع میتوان گفت امام جواد، همچون امام حسن، امام صادق، امام کاظم، و زنان آنان، و همچنین فاطمه، و اکثریتِ همسران پیامبر پس از خدیجه، از جمله عایشه، حفصه، سوده، زینب بنت جحش و ماریه قبطیه (کنیز)، همه قربانیان همان ساختاریاند که قرآن بنا کرد:
🔺ساختاری که به مرد حق چندهمسری، حقّ طلاق یکطرفه و حقّ مالکیت جنسی میدهد و زن را به «تحمل»، «صبر» و «اطاعت» فرا میخواند. مرگ امام جواد نتیجهٔ طبیعی همین منطقیست که اختلاف و خشونت را از دل خانه آغاز میکند و در نهایت، بر سر یکی از طرفین آوار میکند. او کشتهٔ ساختاریست که رنج زن را نادیده گرفت، قدرت مرد را مقدس کرد و حسادت و خشونت را بخشی طبیعی از زندگی خانوادگی ساخت. این همان ساختاریست که قرار بود «مکارم اخلاق» را کامل کند، اما در عمل، مکرر فروریخت و قربانی گرفت—از خانهٔ محمد و علی گرفته تا خانهٔ امامان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۱۰)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔴 فاجعهآفرینی بدعتِ الله علیه «حکمتِ عیسوی» (۳)
— چندهمسری: منشاء «فغان و رنج و خون» در خانۀ محمد و آل علی
🍂 در چنین بستر تاریخیای، مرگ رقتانگیزِ امام جواد [با مسموم شدن از فرج زن اولش که از اقدام به ازدواج مجدد او شاکی بودهاست]، نه عجیب است و نه استثنایی. او قربانی سلسلهاحکامی شد که پیش از او نیز بارها مسئول رنج زنان، از زنان پیامبر تا فاطمه، و درگیریهای خانوادگی امامان بودهاند. این احکام حسادت را ساختاری کردند، خشونت را عادی، و تنش را اجتنابناپذیر. قرآن با مشروع کردن چندهمسری و دادن حقّ مطلق طلاق به مرد، پایههای اخلاق خانوادگی را بر نابرابری بنا کرد و طبیعیست که این نابرابری دیر یا زود به خشونت آشکار یا پنهان منجر شود.
📌📌📌 مقایسهٔ این وضعیت با اخلاق زناشویی در گفتار عیسی مسیح و اناجیل تضاد را روشنتر میکند. در دیدگاه عیسی، ازدواج رابطهای یگانه و مبتنی بر وفاداری کامل است و ازدواج مجدد بدون انحلال واقعی رابطهٔ پیشین «زنا» محسوب میشود. در این نگاه، کرامت زن و ثبات خانواده اصل است، نه امتیاز جنسی نامحدودِ دنیوی و اخروی به مرد. اما قرآن رابطهٔ موازی و خیانت را طبیعی و طبیعتِ مرد، آن هم مردِ مومن! و نبی و امام و الگویِ تقوایِ جامعه، میداند و رنج زن را بهعنوان پیامد قابلقبول این «حق» میپذیرد. تفاوت این دو نگرش، تفاوت اخلاقیِ دو تمدن را شکل میدهد.
📌 در مجموع میتوان گفت امام جواد، همچون امام حسن، امام صادق، امام کاظم، و زنان آنان، و همچنین فاطمه، و اکثریتِ همسران پیامبر پس از خدیجه، از جمله عایشه، حفصه، سوده، زینب بنت جحش و ماریه قبطیه (کنیز)، همه قربانیان همان ساختاریاند که قرآن بنا کرد:
🔺ساختاری که به مرد حق چندهمسری، حقّ طلاق یکطرفه و حقّ مالکیت جنسی میدهد و زن را به «تحمل»، «صبر» و «اطاعت» فرا میخواند. مرگ امام جواد نتیجهٔ طبیعی همین منطقیست که اختلاف و خشونت را از دل خانه آغاز میکند و در نهایت، بر سر یکی از طرفین آوار میکند. او کشتهٔ ساختاریست که رنج زن را نادیده گرفت، قدرت مرد را مقدس کرد و حسادت و خشونت را بخشی طبیعی از زندگی خانوادگی ساخت. این همان ساختاریست که قرار بود «مکارم اخلاق» را کامل کند، اما در عمل، مکرر فروریخت و قربانی گرفت—از خانهٔ محمد و علی گرفته تا خانهٔ امامان.
🔻حسین میرصلاح
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدال «دو حقیقت»؛ مطلقِ حق و مطلقِ باطل؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیر مقدس یا تراژدی هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ حق الهیِ ولایت
📻 زینت جنایت: زیبایی صفیه، بازیچۀ مشاطهگران دین سیف
📺 از ملکه تا کنیزِ محمد
📕رابطه با زن شوهردار اسیر
📺 «بردگانِ جنسی» در اسلام
📕حقوق زنان: عقبگرد از عرف و ادیان
📺 ازدواجهای محمد با زنان یهودی
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— از «تحریم ربیبه» تا نظر به عروس
🫖 قوریِ راسل: اللهِ جُنُب در شکار!
📕طمع به عروس، نقض دهفرمان
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
📺 گناهی به نام زن بودن
📕حقوق زنان عرب قبل اسلام
📕نامه علی دربارۀ زنان
📺 عدالت در قرآن!
📕ضرورتِ ویراستاری و نشر آزاد نسخههای قرآن
📺 امضای هوسرانی اسوۀ حسنه؟
📺 «اعجاز اخلاقی/ادبی قرآن؟ قرآن را به فارسی بخوانیم!»
🔻زنان محمد - عبدالصمد
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
🔻مسیحیت Vs اسلام
📺 رد محمد: توماس آکویناس
📕مسیح قرآن: خدایی که خدا نیست!
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
📺 تمایزِ اسلام و مسیحیت
📕زیباییشناسیِ گناه
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت؟
🔻سلیمانی اردستانی
📺 نقد حکم ارتداد و تعارضات فقهی
📕سوژۀ مقاومِ مدرن یا سوژۀ ولایی؟
— شریعتی و سروش و روحانیت نقاد در برابر نهیلیسمِ چپِ فردیدی - حکومتی
📺 حکومت نمیتواند دینی باشد!
.
#نقد_قرآن #نقد_شیعه #نقد_اسلام #زنان_و_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربهای ضد سرقتِ زمان پیامبر
✍🏻 #حسن_دلبر
🔻امایمن گوید:
🔻گفته شده وقتی فردا پیامبر متوجه شد، فرمودند محتوی ظرف را بریزند. ام ایمن اعتراف کرد که نوشیده. روایت نقل میکند پیامبر خندید و گفت:
🔻پینوشت:
خامنهای (آخوند شیعه) چند روز پیش و دربارۀ حوادثی که همگان دیدند و خودیها نیز گواهی دادند، چنین گفتهاست:
🔸بعد شیعه دربارۀ حوادثِ صدر اسلام، که اولین سند مکتوبش به دو قرن بعد بازمیگردد، چنان با جزئیات دربارۀ «درب خانه» و اینکه چه کسی پشتش بوده، و نحوۀ کشتهشدنِ حسین و سپاهش، سخن میگوید، که گویی با پهباد تکتک جزئیات ضبط شده و بلافاصله مکتوب شده توسط نگارندگانی بیطرف!
🔺اساس نظامباور هر فرقهای همین قصههاست که بشکل شفاهی یککلاغچلکلاغ شده، تا میان ما و دیگران تمایز غیرقابل پرشدن ایجاد کند، و نوعی هویت/چسب قبیلگی درست کند (ما حقیم و مابقی زنازادگان و پستفطرتان).
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #حسن_دلبر
🔻امایمن گوید:
یک شب پیامبر ظرف سفالیای داشت که در آن ادرار کرده بودند. آن شب از تشنگی از همان ظرف نوشیدم بدون اینکه بدانم چیست
🔻گفته شده وقتی فردا پیامبر متوجه شد، فرمودند محتوی ظرف را بریزند. ام ایمن اعتراف کرد که نوشیده. روایت نقل میکند پیامبر خندید و گفت:
«از امروز به بعد شکم تو درد نخواهد گرفت.»
🔻پینوشت:
خامنهای (آخوند شیعه) چند روز پیش و دربارۀ حوادثی که همگان دیدند و خودیها نیز گواهی دادند، چنین گفتهاست:
در جنگ ۱۲ روزه شرارت کردند، کتک خوردند و دست خالی برگشتند
🔸بعد شیعه دربارۀ حوادثِ صدر اسلام، که اولین سند مکتوبش به دو قرن بعد بازمیگردد، چنان با جزئیات دربارۀ «درب خانه» و اینکه چه کسی پشتش بوده، و نحوۀ کشتهشدنِ حسین و سپاهش، سخن میگوید، که گویی با پهباد تکتک جزئیات ضبط شده و بلافاصله مکتوب شده توسط نگارندگانی بیطرف!
🔺اساس نظامباور هر فرقهای همین قصههاست که بشکل شفاهی یککلاغچلکلاغ شده، تا میان ما و دیگران تمایز غیرقابل پرشدن ایجاد کند، و نوعی هویت/چسب قبیلگی درست کند (ما حقیم و مابقی زنازادگان و پستفطرتان).
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
🔸این مقاله پس از تماشایِ بخشی از سخنانِ نقادانۀ آخوند #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی دربارۀ نقشِ امام جواد شیعیان در رقمزدنِ مرگ خودش، و بیمعنا بودنِ عزاداری برای چنین مرگهایی از مشاهیر و امامانِ و مقدسینِ شیعه، در مناظرهای با موضوعِ «مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟» نگاشته شدهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
🔸این مقاله پس از تماشایِ بخشی از سخنانِ نقادانۀ آخوند #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی دربارۀ نقشِ امام جواد شیعیان در رقمزدنِ مرگ خودش، و بیمعنا بودنِ عزاداری برای چنین مرگهایی از مشاهیر و امامانِ و مقدسینِ شیعه، در مناظرهای با موضوعِ «مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟» نگاشته شدهاست.
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
.
#نقد_قرآن #نقد_اسلام #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
🔻عیسی مسیح:
❓آیا مرگِ مشکوکِ امام حسن یا امام جواد، صرفاً یک توطئۀ سیاسیِ خارجی بود، یا نتیجۀ اجتنابناپذیرِ یک «بحرانِ خانگی» که ریشه در احکامِ قرآن و سیره داشت؟
🔸این اپیزود، دست روی نقطهای میگذارد که کمتر کسی جرأتِ لمس آن را دارد: چگونه ساختاری که برای مرد «حقِ بینهایت» و برای زن «اطاعتِ مطلق» تعریف کرده بود، در نهایت کمانه کرد و قلبِ خانهی آلعلی را نشانه رفت؟
🔸در این پادکست، تحلیلی متفاوت و تکاندهنده را میشنوید که ادعا میکند بدعتِ «تعدد زوجات» در اسلام در تقابل با حکمتِ عیسی مسیح که ازدواجِ مجدد و طلاق همسر سابق (مگر پس از اثبات خیانت) را مصداقِ آشکار «زنا و فحشا و خیانت» میداند، نهتنها مکارم اخلاق را تکمیل نکرد، بلکه بذرِ «خشم، حسادت و انتقام» را در اندرونیِ مقدسترین خاندانهای تاریخ اسلام کاشت. از ماجرایِ خشمِ فاطمه نسبت به عزم علی برای ازدواج مجدد، تا "چکلیستِ امتیازاتِ مردانه" در سورههای تحریم و احزاب، همگی قطعاتِ پازلی هستند که تصویرِ متفاوتی از «عدالت» را برملا میکنند.
🔔 اگر میخواهید بدانید چرا خدایِ خالقِ بیشمار کهکشان به یک «بادیگاردِ شخصی» و «کارگزار دائمی» برای مدیریتِ و توسعۀ حرمسرا تبدیل میشود و چگونه «حقِ طلاق و جایگزینی» امنیت روانیِ زن، از فاطمۀ زهرا تا حتی بهاصطلاح «امالمومنین» را گروگان میگیرد، این اپیزود را از دست ندهید.
📻 در اپیزودِ هشتاد و چهارم از پادکست #نقدآگینگپ، به کاوشی عمیق در مقالهای جنجالی و موشکافانه از جناب آقای دکتر #حسین_میرصلاح با همین عنوان [قسمت اول - قسمت دوم تا دهم] پرداختهایم. مقالۀ قبلی ایشان نیز یک جستار تحقیقی بینظیر در تاریخِ نقدِ دینی بود، که افتخار تبدیلِ آن به پادکستی چند قسمتی، نصیبِ تحریریۀ نقدآگین شد:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
🔻عیسی مسیح:
«هرکس زنش را به هر علتی جز خیانت طلاق دهد و با زن دیگری ازدواج کند، زناکار محسوب میشود» (متی فصل ۱۹ آیه ۴).
❓آیا مرگِ مشکوکِ امام حسن یا امام جواد، صرفاً یک توطئۀ سیاسیِ خارجی بود، یا نتیجۀ اجتنابناپذیرِ یک «بحرانِ خانگی» که ریشه در احکامِ قرآن و سیره داشت؟
🔸این اپیزود، دست روی نقطهای میگذارد که کمتر کسی جرأتِ لمس آن را دارد: چگونه ساختاری که برای مرد «حقِ بینهایت» و برای زن «اطاعتِ مطلق» تعریف کرده بود، در نهایت کمانه کرد و قلبِ خانهی آلعلی را نشانه رفت؟
🔸در این پادکست، تحلیلی متفاوت و تکاندهنده را میشنوید که ادعا میکند بدعتِ «تعدد زوجات» در اسلام در تقابل با حکمتِ عیسی مسیح که ازدواجِ مجدد و طلاق همسر سابق (مگر پس از اثبات خیانت) را مصداقِ آشکار «زنا و فحشا و خیانت» میداند، نهتنها مکارم اخلاق را تکمیل نکرد، بلکه بذرِ «خشم، حسادت و انتقام» را در اندرونیِ مقدسترین خاندانهای تاریخ اسلام کاشت. از ماجرایِ خشمِ فاطمه نسبت به عزم علی برای ازدواج مجدد، تا "چکلیستِ امتیازاتِ مردانه" در سورههای تحریم و احزاب، همگی قطعاتِ پازلی هستند که تصویرِ متفاوتی از «عدالت» را برملا میکنند.
🔔 اگر میخواهید بدانید چرا خدایِ خالقِ بیشمار کهکشان به یک «بادیگاردِ شخصی» و «کارگزار دائمی» برای مدیریتِ و توسعۀ حرمسرا تبدیل میشود و چگونه «حقِ طلاق و جایگزینی» امنیت روانیِ زن، از فاطمۀ زهرا تا حتی بهاصطلاح «امالمومنین» را گروگان میگیرد، این اپیزود را از دست ندهید.
📻 در اپیزودِ هشتاد و چهارم از پادکست #نقدآگینگپ، به کاوشی عمیق در مقالهای جنجالی و موشکافانه از جناب آقای دکتر #حسین_میرصلاح با همین عنوان [قسمت اول - قسمت دوم تا دهم] پرداختهایم. مقالۀ قبلی ایشان نیز یک جستار تحقیقی بینظیر در تاریخِ نقدِ دینی بود، که افتخار تبدیلِ آن به پادکستی چند قسمتی، نصیبِ تحریریۀ نقدآگین شد:
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدال «دو حقیقت»؛ مطلقِ حق و مطلقِ باطل؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیر مقدس یا تراژدی هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ حق الهیِ ولایت
.
#نقد_قرآن #نقد_شیعه #نقد_اسلام #زنان_و_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
🔸مناظرهای میان #عقیل_هاشمی (خداباور) و #اشکان (خداناباور) بر سر ماهیت اخلاق و چگونگی پاسخگویی به شر در جهان
@fargasht22
🔗 دوستانِ اهل دانشی که مایلند تا با همدیگر دیالوگ و مناظرهای با موضوعات دینی و اسلامی داشتهباشیم، این پستِ نقدآگین را ببینند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸مناظرهای میان #عقیل_هاشمی (خداباور) و #اشکان (خداناباور) بر سر ماهیت اخلاق و چگونگی پاسخگویی به شر در جهان
۱. 💡 معنای زندگی و حسابرسی
* دیدگاه عقیل هاشمی:
* ایمان به خدا، آخرت، و حساب و کتاب (بهشت و جهنم) تنها راهی است که به زندگی انسان معنا میدهد و او را از پوچی و خودکشی نجات میدهد.
* چالش اصلی اینجاست که در جهانبینی خداناباوران، جنایتکارانی مانند استالین یا ابراهیم رئیسی و علی خامنهای، زندگی پرلذتی دارند و سپس بدون هیچ مکافاتی، مانند قربانیان خود از دنیا میروند. اعتقاد به آخرت، حداقل برای بازماندگان، یک تسکین روحی فراهم میکند.
* دیدگاه اشکان:
* طبیعت و جهان به انسان هیچ عدالتی بدهکار نیستند.
* وعده مجازات در آخرت، صرفاً یک سازوکار برای تسکین عاطفی در این دنیا است و رنج واقعی بازماندگان را درمان نمیکند.
۲. ⚖️ معیار خیر و شر
* سؤال عقیل هاشمی: اگر خدا وجود ندارد، معیار خداناباوران برای تشخیص خیر و شر (خوب و بد) چیست؟ و آیا اخلاق نزد آنها عینی است یا نسبی؟
* پاسخ اشکان:
* معیار اخلاق، کشف و تجربه انسانی و عقل است. اخلاقیات با گذشت زمان و تجربه تغییر میکنند (اخلاق را تا حدودی عینی و تا حدودی احساسی میدانند).
* رفتار نیک، آن است که منجر به افزایش بهروزی، رفاه و همیاری در میان انسانها شود.
* همچنین، ایشان مطرح کردند که سکولاریسم و استفاده از عقل بوده که در ۳۰۰ سال اخیر، خشونت را در جوامع کاهش داده است، نه دین.
۳. 👑 چگونگی توقف جنایتکار
* چالش تکراری عقیل هاشمی:
* اگر خدایی نیست و هیچ حسابی وجود ندارد، شما به عنوان خداناباور چه حرفی برای گفتن به یک دیکتاتور (مانند رهبر کره شمالی یا خامنهای) دارید که میگوید: «من میخواهم از قدرت خود لذت ببرم و منفعت من در سرکوب مخالفان است. چرا باید لذت خود را فدای دیگران کنم؟»
* پاسخ اشکان:
* بسیاری از این دیکتاتورها از نظر روانی دچار اختلال هستند و فراتر از استدلال اخلاقی معمول قرار دارند.
* با این حال، میتوان از آزمون ذهنی "پرده جهل" جان رالز استفاده کرد: از دیکتاتور سؤال میشود که آیا او حاضر است بدون دانستن موقعیت خود، به عنوان یکی از رعایای فقیر و مظلوم در همان جامعه متولد شود؟ اگر پاسخ او منفی باشد، نشان میدهد که رفتار او غیرعقلانی است.
بحث در نهایت با توافق برای ادامه در جلسات آینده به پایان رسید.
@fargasht22
🔗 دوستانِ اهل دانشی که مایلند تا با همدیگر دیالوگ و مناظرهای با موضوعات دینی و اسلامی داشتهباشیم، این پستِ نقدآگین را ببینند.
📕در ردّ برهان علیت
📕نقد توجیه مسئله شر
📺 داروین و خلقتِ آدموحوا در قرآن
📻 مسئله شر و رد صفات خدا
📕هیوم و نقد معجزات
📓گفتوگوها درباب دین طبیعی
📻 مسئله اخلاق برای بیخدایان
📻 خلاصهای از کتابِ «گفتگوهایی دربارۀ دین طبیعی»
📕نقد برهان نظم [بخش اول | بخش دوم و سوم]
📻 روشنفکری و دینداری: تناقضها در کجاست؟
📺 معرفی کتاب در حوزۀ نقد اسلام
🔻مناظرات
📻 هدف خلقت در قرآن
📻مناظرهای درباب «برهان نظم»
📺 آیا خدا واجبالوجود است؟
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📺 نقد و بررسی مناظرۀ حسین کامکار با وریا امیری
📻 جدالی درباب برهان علیت
📻 نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #مناظره
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
🔸مناظرهای میان #عقیل_هاشمی (خداباور) و #اشکان (خداناباور) بر سر ماهیت اخلاق و چگونگی پاسخگویی به شر در جهان
@fargasht22
🔗 دوستانِ اهل دانشی که مایلند تا با همدیگر دیالوگ و مناظرهای با موضوعات دینی و اسلامی داشتهباشیم، این پستِ نقدآگین را ببینند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸مناظرهای میان #عقیل_هاشمی (خداباور) و #اشکان (خداناباور) بر سر ماهیت اخلاق و چگونگی پاسخگویی به شر در جهان
۱. 💡 معنای زندگی و حسابرسی
* دیدگاه عقیل هاشمی:
* ایمان به خدا، آخرت، و حساب و کتاب (بهشت و جهنم) تنها راهی است که به زندگی انسان معنا میدهد و او را از پوچی و خودکشی نجات میدهد.
* چالش اصلی اینجاست که در جهانبینی خداناباوران، جنایتکارانی مانند استالین یا ابراهیم رئیسی و علی خامنهای، زندگی پرلذتی دارند و سپس بدون هیچ مکافاتی، مانند قربانیان خود از دنیا میروند. اعتقاد به آخرت، حداقل برای بازماندگان، یک تسکین روحی فراهم میکند.
* دیدگاه اشکان:
* طبیعت و جهان به انسان هیچ عدالتی بدهکار نیستند.
* وعده مجازات در آخرت، صرفاً یک سازوکار برای تسکین عاطفی در این دنیا است و رنج واقعی بازماندگان را درمان نمیکند.
۲. ⚖️ معیار خیر و شر
* سؤال عقیل هاشمی: اگر خدا وجود ندارد، معیار خداناباوران برای تشخیص خیر و شر (خوب و بد) چیست؟ و آیا اخلاق نزد آنها عینی است یا نسبی؟
* پاسخ اشکان:
* معیار اخلاق، کشف و تجربه انسانی و عقل است. اخلاقیات با گذشت زمان و تجربه تغییر میکنند (اخلاق را تا حدودی عینی و تا حدودی احساسی میدانند).
* رفتار نیک، آن است که منجر به افزایش بهروزی، رفاه و همیاری در میان انسانها شود.
* همچنین، ایشان مطرح کردند که سکولاریسم و استفاده از عقل بوده که در ۳۰۰ سال اخیر، خشونت را در جوامع کاهش داده است، نه دین.
۳. 👑 چگونگی توقف جنایتکار
* چالش تکراری عقیل هاشمی:
* اگر خدایی نیست و هیچ حسابی وجود ندارد، شما به عنوان خداناباور چه حرفی برای گفتن به یک دیکتاتور (مانند رهبر کره شمالی یا خامنهای) دارید که میگوید: «من میخواهم از قدرت خود لذت ببرم و منفعت من در سرکوب مخالفان است. چرا باید لذت خود را فدای دیگران کنم؟»
* پاسخ اشکان:
* بسیاری از این دیکتاتورها از نظر روانی دچار اختلال هستند و فراتر از استدلال اخلاقی معمول قرار دارند.
* با این حال، میتوان از آزمون ذهنی "پرده جهل" جان رالز استفاده کرد: از دیکتاتور سؤال میشود که آیا او حاضر است بدون دانستن موقعیت خود، به عنوان یکی از رعایای فقیر و مظلوم در همان جامعه متولد شود؟ اگر پاسخ او منفی باشد، نشان میدهد که رفتار او غیرعقلانی است.
بحث در نهایت با توافق برای ادامه در جلسات آینده به پایان رسید.
@fargasht22
🔗 دوستانِ اهل دانشی که مایلند تا با همدیگر دیالوگ و مناظرهای با موضوعات دینی و اسلامی داشتهباشیم، این پستِ نقدآگین را ببینند.
📕در ردّ برهان علیت
📕نقد توجیه مسئله شر
📺 داروین و خلقتِ آدموحوا در قرآن
📻 مسئله شر و رد صفات خدا
📕هیوم و نقد معجزات
📓گفتوگوها درباب دین طبیعی
📻 مسئله اخلاق برای بیخدایان
📻 خلاصهای از کتابِ «گفتگوهایی دربارۀ دین طبیعی»
📕نقد برهان نظم [بخش اول | بخش دوم و سوم]
📻 روشنفکری و دینداری: تناقضها در کجاست؟
📺 معرفی کتاب در حوزۀ نقد اسلام
🔻مناظرات
📻 هدف خلقت در قرآن
📻مناظرهای درباب «برهان نظم»
📺 آیا خدا واجبالوجود است؟
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📺 نقد و بررسی مناظرۀ حسین کامکار با وریا امیری
📻 جدالی درباب برهان علیت
📻 نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #مناظره
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 وحشتناکترین حرف
🎙 #عبدالرحیم_سلیمانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #عبدالرحیم_سلیمانی
📺 وجود خدا هم قابلِ بحثه
📺 شکاکیت و جستجوگری را باید تا گور حمل کرد
📕سوژۀ مقاومِ مدرن یا سوژۀ ولایی؟
— شریعتی و سروش و روحانیت نقاد در برابر نهیلیسمِ چپِ فردیدی - حکومتی
📻 ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزِگی!
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
📻 محمد در دامِ علمای یهود
📺 نضر بن حارث
— روشنفکری که محمد را در مناظره شکست داد!
📕نگاهی انتقادی به پاسخها به پرسشهای یهودیان و دلالتهای آن
🔻سلیمانی اردستانی
📕"جایگاهِ شرمآورِ مادر" در اسلام
📕فحاشی پیروان یک مکتب چه حقیقتی را برملا میکند؟
— سنجشِ شیعه با کلام مسیح و منشِ ذن بودیسم
📺 در قرآن مجازاتِ اعدام نداریم!
📺 سرتا پای «جایگاه مادر» در اسلامِ موجود افتضاحه
📻 دفاع از بشار اسد؛ تکلیف شرعی یا مصلحت سیاسی؟!
📺 نقد حکم ارتداد و تعارضات فقهی
📺 حکومت نمیتواند دینی باشد!
📺 حق «عدم بیعت»
📺 مردم ایران یا فلسطین؟ [قسمت یک | قسمت دو]
.
#نواندیشی #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 این هم «استاد اخلاقِ» اصلاحطلبان حکومتی!
🔸خصلت فرقهای و دکوندستگاهیِ شیعه بخوبی بیرون زده و آشکار شده که چون ویروس چنان ذهن پیروانش را دچار اختلال کرده که در مواجهه با بحثی علمی، تاریخی و منطقی، یکسره به جفتکاندازی، تحقیر، فحاشیِ رکیک افتادهاند، و نقاب از چهرۀ «داعشی شیعه» برداشتهاند؛ آن هم مقابل یک عالم دین!
🔸این هم ثمرۀ نهاییِ «اخلاق اهل بیت» و «علم امام صادق» که مکرر تبلیغش را میکردند که اگر فلانی حتی فحش هم میداد، با ادب و محبت پاسخش را میدادند، و با هر دگراندیشی با علم و ادب مناظره میکردند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸خصلت فرقهای و دکوندستگاهیِ شیعه بخوبی بیرون زده و آشکار شده که چون ویروس چنان ذهن پیروانش را دچار اختلال کرده که در مواجهه با بحثی علمی، تاریخی و منطقی، یکسره به جفتکاندازی، تحقیر، فحاشیِ رکیک افتادهاند، و نقاب از چهرۀ «داعشی شیعه» برداشتهاند؛ آن هم مقابل یک عالم دین!
🔸این هم ثمرۀ نهاییِ «اخلاق اهل بیت» و «علم امام صادق» که مکرر تبلیغش را میکردند که اگر فلانی حتی فحش هم میداد، با ادب و محبت پاسخش را میدادند، و با هر دگراندیشی با علم و ادب مناظره میکردند.
🔻سلیمانی اردستانی
📕فحاشی پیروان یک مکتب چه حقیقتی را برملا میکند؟
— سنجشِ شیعه با کلام مسیح و منشِ ذن بودیسم
📕"جایگاهِ شرمآورِ مادر" در اسلام
📺 در قرآن مجازات اعدام نداریم!
📺 سرتا پای «جایگاه مادر» در اسلام افتضاحه
📻 دفاع از بشار؛ تکلیف یا مصلحت؟!
📺 نقد حکم ارتداد
📺 حکومت نمیتواند دینی باشد!
📺 حق عدم بیعت
📺 مردم ایران یا فلسطین؟ [قسمت یک | قسمت دو]
📺 وحشتناکترین حرف
📕سوژۀ مقاوم مدرن یا سوژۀ ولایی؟
📺 وجود خدا هم قابلِ بحثه
📺 شکاکیت را باید تا گور حمل کرد
.
#نقد_شیعه #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘سستیِ منابع اسلامی
۱- جمع کثیری از علمای شیعه و سنی، قائل به عدم اعتبار روایاتِ مرسل هستند؛ برخی از ایشان عبارتند از: محقق حلی، علامه حلی، شهید اول، شهید ثانی و آیت الله خویی؛ و نیز: حاجبی، عضدی، بیضاوی، رازی و شافعی.
۲- با وجود تأملاتی، به نظر میرسد که تمام احادیث و روایات اسلامی، از نظر قواعد حدیثی، «مرسل» هستند؛ و بلکه، دارای «ارسال طویل» میباشند.
یعنی، هیچ روایت غیرمرسلی، وجود خارجی ندارد.
سؤال:
چرا تمامی روایات و احادیث، مرسل هستند؟
پاسخ:
🍂 یکی از مسائل بنیادین در معرفتشناسی اسلامی، توجه به «روایتبودنِ» تمامی منابع دینی است. «حدیث، تاریخ، سیره، تفسیر» و حتی خود متن موجود قرآن، همگی واقعنما هستند نه «واقع».
🍂 یعنی آنچه امروز در اختیار ماست، نه خودِ رخداد، بلکه حکایت از رخداد است؛ و حکایت، بهطور ماهوی، امری «قابل صدق و کذب» است. بدین ترتیب، ذاتیترین ویژگی هر معرفت تاریخی ـ دینی، امکانِ خطا، تحریف، افتادگی یا افزودهشدن در طول انتقال است.
🍂 بر اساس این تحلیل، تمام آنچه به عنوان معارف اسلامی در دست داریم، مجموعهای از گزارشهاست؛ گزارشهایی که دربارهٔ گفتار و رفتار پیامبر یا دربارهٔ متن وحی ارائه شدهاند. از این منظر، حتی متن قرآن موجود نیز «خودِ رخداد وحی» نیست، بلکه گزارشی مکتوب و نیز محفوظ در سینهها، از آن چیزی است که بر پیامبر ابلاغ شده است.
🍂 بنابراین، تفاوتی ندارد که این گزارشها در قالب نقل شفاهی آمده باشند یا در قالب نوشتهای که بهعنوان شاهد فیزیکی انتقال، نقش «راوی» را ایفا میکنند. در هر دو صورت، ما با «واسطه» روبهروییم نه با «اصل».
🍂 دومین نکتهٔ مهم آن است که در علوم حدیثی اسلامی، همواره دربارهٔ «انتقال شفاهیِ روایات» بحث شده است، اما فرآیند انتقال کتبی - یعنی نقش نسخههای خطی بهعنوان حاملان روایت - کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است.
🍂 اگر یک نسخهٔ خطی را همچون «راوی» بدانیم، همان معیارهایی که برای راویان انسانی بهکار میرود، باید در مورد نسخهها نیز رعایت شود. نسخه باید «قابل اعتماد، همعصر، فاقد احتمال تبانی، و دارای طبقات انتقال روشن» باشد. اما بررسی نسخهشناسی منابع حدیثی متقدم به نسبت حال، نشان میدهد که هیچگاه چنین شرایطی فراهم نبوده است.
🍂 اکنون اگر فاصلهٔ زمانی میان حیات مؤلف یک کتاب حدیثی متقدم را با کهنترین نسخهٔ موجود از آن در حال حاضر، بررسی کنیم، در تمامی موارد، ما با چند قرن فاصله میان مؤلف و نسخهٔ استنساخی از مؤلف، روبهرو هستیم؛ و این یعنی، «ارسال طویل نسخهای».
🍂 این «ارسال طویل» نه استثنایی، بلکه قاعدهٔ حاکم بر تمامی منابع حدیثی اسلامی است.
🍂 به این ترتیب، همهٔ روایات اسلامی از نظر علم حدیث، «اخبار واحدِ مرسل» محسوب میشوند؛ زیرا نه همعصری نسخهها با مؤلف برقرار است، نه تعدد نسخههای همزمان نشاندهندهٔ عدم تبانی.
(برای اطلاع بیشتر، یادداشت «معضل مهم منابع حدیثی» را ببینید).
@htidah
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
۱- جمع کثیری از علمای شیعه و سنی، قائل به عدم اعتبار روایاتِ مرسل هستند؛ برخی از ایشان عبارتند از: محقق حلی، علامه حلی، شهید اول، شهید ثانی و آیت الله خویی؛ و نیز: حاجبی، عضدی، بیضاوی، رازی و شافعی.
۲- با وجود تأملاتی، به نظر میرسد که تمام احادیث و روایات اسلامی، از نظر قواعد حدیثی، «مرسل» هستند؛ و بلکه، دارای «ارسال طویل» میباشند.
یعنی، هیچ روایت غیرمرسلی، وجود خارجی ندارد.
سؤال:
چرا تمامی روایات و احادیث، مرسل هستند؟
پاسخ:
🍂 یکی از مسائل بنیادین در معرفتشناسی اسلامی، توجه به «روایتبودنِ» تمامی منابع دینی است. «حدیث، تاریخ، سیره، تفسیر» و حتی خود متن موجود قرآن، همگی واقعنما هستند نه «واقع».
🍂 یعنی آنچه امروز در اختیار ماست، نه خودِ رخداد، بلکه حکایت از رخداد است؛ و حکایت، بهطور ماهوی، امری «قابل صدق و کذب» است. بدین ترتیب، ذاتیترین ویژگی هر معرفت تاریخی ـ دینی، امکانِ خطا، تحریف، افتادگی یا افزودهشدن در طول انتقال است.
🍂 بر اساس این تحلیل، تمام آنچه به عنوان معارف اسلامی در دست داریم، مجموعهای از گزارشهاست؛ گزارشهایی که دربارهٔ گفتار و رفتار پیامبر یا دربارهٔ متن وحی ارائه شدهاند. از این منظر، حتی متن قرآن موجود نیز «خودِ رخداد وحی» نیست، بلکه گزارشی مکتوب و نیز محفوظ در سینهها، از آن چیزی است که بر پیامبر ابلاغ شده است.
🍂 بنابراین، تفاوتی ندارد که این گزارشها در قالب نقل شفاهی آمده باشند یا در قالب نوشتهای که بهعنوان شاهد فیزیکی انتقال، نقش «راوی» را ایفا میکنند. در هر دو صورت، ما با «واسطه» روبهروییم نه با «اصل».
🍂 دومین نکتهٔ مهم آن است که در علوم حدیثی اسلامی، همواره دربارهٔ «انتقال شفاهیِ روایات» بحث شده است، اما فرآیند انتقال کتبی - یعنی نقش نسخههای خطی بهعنوان حاملان روایت - کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است.
🍂 اگر یک نسخهٔ خطی را همچون «راوی» بدانیم، همان معیارهایی که برای راویان انسانی بهکار میرود، باید در مورد نسخهها نیز رعایت شود. نسخه باید «قابل اعتماد، همعصر، فاقد احتمال تبانی، و دارای طبقات انتقال روشن» باشد. اما بررسی نسخهشناسی منابع حدیثی متقدم به نسبت حال، نشان میدهد که هیچگاه چنین شرایطی فراهم نبوده است.
🍂 اکنون اگر فاصلهٔ زمانی میان حیات مؤلف یک کتاب حدیثی متقدم را با کهنترین نسخهٔ موجود از آن در حال حاضر، بررسی کنیم، در تمامی موارد، ما با چند قرن فاصله میان مؤلف و نسخهٔ استنساخی از مؤلف، روبهرو هستیم؛ و این یعنی، «ارسال طویل نسخهای».
مثلاً کتاب کافی که در قرن چهارم تدوین شده، اما کهنترین نسخهٔ آن (که البته کاملاً ناقص است) مربوط به قرن هفتم است. از این فاصلهٔ زمانی طولانی، نتیجهای قطعی حاصل میشود که: میان مؤلف و نسخهٔ موجود، طبقات ناشناخته و گمشدهٔ انتقال کتبی قرار دارد.
🍂 این «ارسال طویل» نه استثنایی، بلکه قاعدهٔ حاکم بر تمامی منابع حدیثی اسلامی است.
🍂 به این ترتیب، همهٔ روایات اسلامی از نظر علم حدیث، «اخبار واحدِ مرسل» محسوب میشوند؛ زیرا نه همعصری نسخهها با مؤلف برقرار است، نه تعدد نسخههای همزمان نشاندهندهٔ عدم تبانی.
(برای اطلاع بیشتر، یادداشت «معضل مهم منابع حدیثی» را ببینید).
@htidah
🔻سندیتسنجی
📺 افسانۀ پهلویِ فاطمه
📺 سندیتِ اصول کافی؟
📺 دربارۀ نقشِ شیخ محمدباقر مجلسی
📺 کمیل و مجلسی
📺 اعتبارِ کتبِ رجالی شیعه؟
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📕کلینی و اصول کافی؟
📺 سندیتِ دعای کمیل
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕سندیت زیارت جامعۀ کبیره
📕دعای عرفه و حسين؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📺 نهجالبلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (قسمت ۱)، (قسمت ۲)
📺 مرجعی با ۵ دلیل ریشۀ قرآن را زد
📺 محدث نوری و ۱۲ دلیل تحریف قرآن
📻 قرآن؛ ضعیفترین سند اسلامی
📻 دستکاریِ قرآن؟
📻 مصحف فاطمه و تألیف قرآن
📺 قرآنِ مفقود شده
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
🔻حیدری: نقد قرآن تا حصر
📺 امام صادق: ۲/۳ قرآن [تحریف به] حذف شده!
📺 ۵ دلیل در تحریف قرآن
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
📺 قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
🗄 پترانامه
📻 تین و زیتون: اسمِ مکان و نه میوه!
📻 کعبه: از سرابِ حجاز تا حقیقتِ مکتومِ پترا
📓کاندید جایگاه البلد الحرام و زیستگاه محمد
.
#بازنگری #نقد_شیعه #تشیع
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🍂 حداقل یکبار نوشتم که شیعه در میزان مسلمانی، مشرک و کافر است. این هم ویژه امامیه نیست، از بامداد کیسانیه چنین بوده است. خدای شیعه "الله" نیست، سلسله امامان همان خدایان شیعهاند. "الله" برای شیعه تکلف زایدی بیش نیست؛ خدای خدایانشان علی است! 🍂 شیعهی غالی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM