Telegram
نقدآگین
📺 مغالطاتِ قرآن در رد اهل کتاب
— الله: استادِ مغالطه و عوامفریبی
🔸این ویدیو بخشی از سخنرانی سید #احمد_قبانچی (اندیشمند و منتقد عراقی و مسلط به زبان فارسی و تاثیرپذیرفته از جریانهای نواندیش و روشنفکر دینی ایرانی) است که تحت عنوان «مغالطه در قرآن در پاسخ به اهل کتاب» منتشر شده است. او در این ویدیو با نگاهی نقادانه به بررسی روش قرآن در تقابل با عقاید مسیحیان و یهودیان میپردازد و معتقد است که قرآن در برخی موارد دچار «تحریفِ معنایی» یا «مغالطه» شده تا عقاید آنها را سخیف نشان دهد.
📖 ۱. نقد برخورد قرآن با عقیده مسیحیان (پسر خدا)
📍 مغالطه در معنای «فرزند»: القبانجی استدلال میکند که وقتی مسیحیان میگویند «عیسی پسر خداست»، منظورشان ولادت جسمانی و بیولوژیک (مانند تولد انسان از پدر و مادر) نیست. آنها به معنای فلسفی و روحانی معتقدند که مسیح «صادرِ اول» یا کلمه خداست؛ مشابه همان چیزی که فلاسفه مسلمان درباره «عقل اول» یا صوفیه درباره «نور محمدی» میگویند.
📍 تحریف قرآن: او میگوید قرآن این معنای روحانی را به معنای جسمانی تحریف کرده و میپرسد: «چگونه او را فرزندی باشد در حالی که همسری نداشته است؟» (انعام: ۱۰۱). القبانجی معتقد است قرآن با این پرسش، عقیده مسیحیان را به شکلی سادهلوحانه بازسازی کرده تا به راحتی آن را ابطال کند، در حالی که اصل عقیده آنها بر پایه ازدواج و همسر نبوده است.
📜 ۲. نقد برخورد قرآن با عقاید یهودیان
📍 ادعای «عُزیر پسر خداست»: او اشاره میکند که قرآن میگوید یهودیان معتقدند عزیر پسر خداست (توبه: ۳۰)، در حالی که او معتقد است این ادعا صرفاً برای مخدوش کردن توحیدِ یهودیان مطرح شده و یهودیان چنین عقیدهای ندارند.
📍 پرستش احبار و راهبان: القبانجی به آیه «اتخذوا احبارهم ورهبانهم ارباباً من دون الله» (توبه: ۳۱) اشاره میکند که میگوید یهودیان و مسیحیان، عالمان و راهبان خود را به جای خدا، پروردگار گرفتند.
🤔 ۳. مغالطه در تفسیر «عبادت» و «اطاعت»
📍 روایت امام صادق: او به روایتی استناد میکند که در آن از امام صادق پرسیده شد: «آیا آنها واقعاً عالمانشان را میپرستیدند؟» و پاسخ این بود که: «خیر، آنها را عبادت نمیکردند، بلکه در هر چه میگفتند از آنها اطاعت میکردند».
📍 نقد القبانجی: او میگوید اگر اطاعت محض از عالمان به معنای «عبادت» و «شرک» باشد، پس مسلمانان (چه شیعه در تقلید از مراجع و چه سنی در پیروی از مشایخ) نیز در حال عبادت عالمان خود هستند. او میپرسد چرا قرآن اطاعتِ یهودیان از عالمانشان را «عبادت و شرک» مینامد اما همین رفتار را در میان مسلمانان مجاز میداند؟ او این کار را نوعی «تحریف معنایی» برای زیر سوال بردن اخلاص و توحید اهل کتاب میخواند.
✨ نتیجهگیری کلی:
احمد القبانجی در این ارائه کوتاه سعی دارد بگوید که قرآن در مقام محاجه با مخالفان، گاهی سخن آنها را تغییر داده یا از معنای اصلی تهی کرده تا بتواند بر آنها پیروز شود؛ روشی که او آن را نوعی «مغالطه» در استدلالهای قرآنی میداند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— الله: استادِ مغالطه و عوامفریبی
🔸این ویدیو بخشی از سخنرانی سید #احمد_قبانچی (اندیشمند و منتقد عراقی و مسلط به زبان فارسی و تاثیرپذیرفته از جریانهای نواندیش و روشنفکر دینی ایرانی) است که تحت عنوان «مغالطه در قرآن در پاسخ به اهل کتاب» منتشر شده است. او در این ویدیو با نگاهی نقادانه به بررسی روش قرآن در تقابل با عقاید مسیحیان و یهودیان میپردازد و معتقد است که قرآن در برخی موارد دچار «تحریفِ معنایی» یا «مغالطه» شده تا عقاید آنها را سخیف نشان دهد.
📖 ۱. نقد برخورد قرآن با عقیده مسیحیان (پسر خدا)
📍 مغالطه در معنای «فرزند»: القبانجی استدلال میکند که وقتی مسیحیان میگویند «عیسی پسر خداست»، منظورشان ولادت جسمانی و بیولوژیک (مانند تولد انسان از پدر و مادر) نیست. آنها به معنای فلسفی و روحانی معتقدند که مسیح «صادرِ اول» یا کلمه خداست؛ مشابه همان چیزی که فلاسفه مسلمان درباره «عقل اول» یا صوفیه درباره «نور محمدی» میگویند.
📍 تحریف قرآن: او میگوید قرآن این معنای روحانی را به معنای جسمانی تحریف کرده و میپرسد: «چگونه او را فرزندی باشد در حالی که همسری نداشته است؟» (انعام: ۱۰۱). القبانجی معتقد است قرآن با این پرسش، عقیده مسیحیان را به شکلی سادهلوحانه بازسازی کرده تا به راحتی آن را ابطال کند، در حالی که اصل عقیده آنها بر پایه ازدواج و همسر نبوده است.
📜 ۲. نقد برخورد قرآن با عقاید یهودیان
📍 ادعای «عُزیر پسر خداست»: او اشاره میکند که قرآن میگوید یهودیان معتقدند عزیر پسر خداست (توبه: ۳۰)، در حالی که او معتقد است این ادعا صرفاً برای مخدوش کردن توحیدِ یهودیان مطرح شده و یهودیان چنین عقیدهای ندارند.
📍 پرستش احبار و راهبان: القبانجی به آیه «اتخذوا احبارهم ورهبانهم ارباباً من دون الله» (توبه: ۳۱) اشاره میکند که میگوید یهودیان و مسیحیان، عالمان و راهبان خود را به جای خدا، پروردگار گرفتند.
🤔 ۳. مغالطه در تفسیر «عبادت» و «اطاعت»
📍 روایت امام صادق: او به روایتی استناد میکند که در آن از امام صادق پرسیده شد: «آیا آنها واقعاً عالمانشان را میپرستیدند؟» و پاسخ این بود که: «خیر، آنها را عبادت نمیکردند، بلکه در هر چه میگفتند از آنها اطاعت میکردند».
📍 نقد القبانجی: او میگوید اگر اطاعت محض از عالمان به معنای «عبادت» و «شرک» باشد، پس مسلمانان (چه شیعه در تقلید از مراجع و چه سنی در پیروی از مشایخ) نیز در حال عبادت عالمان خود هستند. او میپرسد چرا قرآن اطاعتِ یهودیان از عالمانشان را «عبادت و شرک» مینامد اما همین رفتار را در میان مسلمانان مجاز میداند؟ او این کار را نوعی «تحریف معنایی» برای زیر سوال بردن اخلاص و توحید اهل کتاب میخواند.
✨ نتیجهگیری کلی:
احمد القبانجی در این ارائه کوتاه سعی دارد بگوید که قرآن در مقام محاجه با مخالفان، گاهی سخن آنها را تغییر داده یا از معنای اصلی تهی کرده تا بتواند بر آنها پیروز شود؛ روشی که او آن را نوعی «مغالطه» در استدلالهای قرآنی میداند.
🔻احمد قبانچی ۱
📺 نقد بنیادینِ کوثر و قدر
📺 فیل: توهین به شعور بشر
📺 ابراهیمِ قرآن: در تضاد با عقل
📺 نقد سورۀ الرحمن
📺 نقد سورۀ همزه
📺 نقد سورۀ قریش؛ اعجاز ادبی؟
📺 راز نغمۀ الهی؛ چرا قرآن معجزه است؟
📺 محمد صادق بود اما قرآن کلام خدا نیست
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی
🔻احمد قبانچی ۲
📺 آیا عرب قادر به آوردن متنی مشابهِ قرآن نبود؟
📺 آیا کعبه توسط ابراهیم ساخته شد؟
📺 ضرر شریعت بیش از نفع آن است!
— لزوم الغای شریعتِ اسلام بدلیلِ «غلبۀ ضرر بر منفعت»
📻 کفرِ خدا به خدای ادیان
🔻احمد قبانچی ۳
📺 قصۀ معراج در حد کارتون کودکان است!
📺 مهدی منتظر: بین اسطوره و نیاز روانی
📺 نقدِ ادلۀ وجود امام زمان
📺 طول عمر امام مهدی؟
🔻مسیحیت Vs اسلام
📕مسیح قرآن: خدایی که خدا نیست!
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
📺 تمایزِ اسلام و مسیحیت
📕زیباییشناسیِ گناه
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت؟
📕 محمد و علی در قعر جهنم دانته
📺 اسلام بدعت صدم مسیحیت: یوحنای دمشقی
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
📕آموزههای یعقوب: شمشیر و پیامبری یا دجال؟
📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 تصدیقِ صلیبکشیدهشدن و رستاخیزِ عیسا در قرآن (کریستف لوکزنبرگ)
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
📺 قرآن مصدقِ بایبل، بایبل مکذبِ قرآن!
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📕بشارتتراشی مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 انجیل خرافی/بیاعتبار توماس و خلق پرنده در کودکی
.
#نقد_قرآن #نقد_اسلام #مغالطات
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📘دموکراسی کالا نیست، اما آزادی گاهی از لولهی تفنگ میگذرد! 🔸ادعای گلشیفته فراهانی مبنی بر اینکه «من به دخالت نظامی خارجی برای آوردن دموکراسی اعتماد ندارم این روش هیچ وقت کار نکرده»، بیش از آنکه یک حقیقت تاریخی باشد، ناشی از لکنتِ فکریِ چپگرایانۀ اوست که…
Telegram
نقدآگین
📺 آیا گلشیفته فراهانی و پدرش به قاسم سلیمانی ارادت ورزیدهبودند و برای حل مشکل خود به او رجوع کردهبودند؟
با توجه به شواهد و مستندات دقیق، این شخص در ویدیوی مصاحبه با نرجس سلیمانی گلشیفته فراهانی نیست. در واقع، روایتهای مطرح شده توسط نرجس سلیمانی و قرائن موجود نشان میدهد که این موضوع به فریماه فرجامی (و در برخی روایتهای مشابه به الهام چرخنده یا بازیگران دیگر در بسترهای متفاوت) نسبت داده شده است، اما با مورد گلشیفته فراهانی تفاوتهای اساسی دارد.
در اینجا دلایل رد این فرضیه و تطبیق با واقعیت را بررسی میکنیم:
۱. تفاوت در نوع ارتباط و موضعگیری
* گلشیفته فراهانی: وی از سال ۲۰۰۸ از ایران خارج شده و مواضع سیاسی تند و صریحی علیه کل ساختار نظام داشته است. هیچ سندی مبنی بر اینکه او قاسم سلیمانی را «تنها فرد مورد قبول نظام» بداند یا برای تشییع او (که در ایران برگزار شد) آمده باشد، وجود ندارد.
* فریماه فرجامی: این بازیگر پیشکسوت در سالهای پایانی عمر خود (که در داخل ایران بود) در مصاحبهای صراحتاً از حاج قاسم سلیمانی به عنوان یک «قهرمان ملی» یاد کرد.
۲. موضوع حل مشکل در خارج از کشور
* نرجس سلیمانی اشاره کرده بود که آن خانم بازیگر در خارج از کشور دچار «مشکل حادی» شده بود که با واسطه قاسم سلیمانی حل شد تا او بتواند به کشور بازگردد یا وضعیتش ثبات یابد.
* در مورد گلشیفته فراهانی، مشکل او (ممنوعالخروجی اولیه و سپس مهاجرت دائمی) عملاً با رویکردهای امنیتی گره خورده بود و مسیر او کاملاً از فضای داخلی جدا شد.
۳. ماجرای «تشییع» و «پدر»
* مجری در آن برنامه به حضور پدرِ آن بازیگر در مراسم تشییع اشاره میکند.
* پدر گلشیفته فراهانی (بهزاد فراهانی)، اگرچه هنرمندی محترم است، اما هیچ گزارش رسمی یا مصاحبهای مبنی بر اینکه «تنها حاج قاسم را قبول دارد» و به خاطر او در آن مراسم شرکت کرده باشد، وجود ندارد.
* این توصیفات بیشتر با خانوادههایی تطبیق دارد که شاید با کلیت سیاستها زاویه داشتند اما به دلیل یک لطف شخصی یا نگاه ملی سلیمانی، به او علاقهمند شده بودند.
۴. نام بردن از دیگران
در فضای رسانهای، گاهی نام ماری کُنراد (بازیگر فرانسوی-ایرانی) یا هنرمندانی که در پروژههای برونمرزی دچار مشکل شده بودند نیز مطرح شده است، اما نام فریماه فرجامی به دلیل همان مصاحبه ویدئویی معروفش درباره «قهرمان ملی»، به این روایت نزدیکتر است.
نتیجهگیری: گلشیفته فراهانی به دلیل خروج دائمی و مواضع متضادش، نمیتواند فرد مورد نظر در سخنان نرجس سلیمانی باشد. این روایت مربوط به بازیگری است که علقههای ملیاش حفظ شده و پیوند عاطفیاش با حاج قاسم بر پایه یک کمک انسانی شکل گرفته بود.
با بررسی دقیقتر و بر اساس گزارشهای رسانهای، حضور بهزاد فراهانی (پدر گلشیفته فراهانی) در مراسم رسمی تشییع یا یادبود حاج قاسم سلیمانی به صورت رسمی ثبت یا تایید نشده است.
در واقع، این روایت نرجس سلیمانی و اشاره مجری، با احتمال بسیار زیاد به خانواده «مریم امیرجلالی» یا «فریماه فرجامی» و یا حتی بازیگرانی که کمتر در فضای تند سیاسی بودهاند، بازمیگردد. اما یک مورد بسیار مشهور که با این توصیفات (مشکل در خارج از کشور و وساطت حاج قاسم) همخوانی دارد، مربوط به «ماری کُنراد» یا موارد مشابه در پروژههای سینمایی خارج از کشور است.
چرا بهزاد فراهانی (پدر گلشیفته) گزینه مورد نظر نیست؟
* مواضع سیاسی: بهزاد فراهانی همواره مواضع انتقادی خود را داشته و هیچگاه بیانیهای مبنی بر اینکه «تنها حاج قاسم را در نظام قبول دارد» صادر نکرده است.
* مراسم تشییع: در لیست چهرههای شاخص هنری که در مراسم تشییع حضور داشتند یا پیام تسلیت رسمی دادند، نام هنرمندانی مثل مهران مدیری، شهاب حسینی و مسعود کیمیایی (در ابتدا) دیده میشد، اما نام بهزاد فراهانی جزو موارد برجسته نبود.
پس منظور چه کسی بوده؟
شواهد نشان میدهد که منظور نرجس سلیمانی احتمالاً یکی از دو مورد زیر است:
۱. فریماه فرجامی: او صراحتاً در یک ویدیو از حاج قاسم به عنوان «قهرمان ملی» یاد کرد. خانواده او نیز به دلیل احترامی که سلیمانی برای این بازیگر پیشکسوت قائل شده بود (در دورانی که او منزوی و بیمار بود)، نگاه مثبتی به او پیدا کرده بودند.
۲. بازیگری که نامش برده نشده: نرجس سلیمانی در آن مصاحبه از بردن نام قطعی خودداری کرد تا حریم خصوصی آن خانم حفظ شود. اما مشخصات «مشکل در خارج از کشور» و «وساطت برای بازگشت یا حل مشکل مالی/حقوقی» با پروندههایی که سلیمانی در قالب کمکهای فرامرزی به ایرانیان (بدون توجه به حجاب یا گرایش سیاسیشان) انجام میداد، کاملاً سازگار است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
با توجه به شواهد و مستندات دقیق، این شخص در ویدیوی مصاحبه با نرجس سلیمانی گلشیفته فراهانی نیست. در واقع، روایتهای مطرح شده توسط نرجس سلیمانی و قرائن موجود نشان میدهد که این موضوع به فریماه فرجامی (و در برخی روایتهای مشابه به الهام چرخنده یا بازیگران دیگر در بسترهای متفاوت) نسبت داده شده است، اما با مورد گلشیفته فراهانی تفاوتهای اساسی دارد.
در اینجا دلایل رد این فرضیه و تطبیق با واقعیت را بررسی میکنیم:
۱. تفاوت در نوع ارتباط و موضعگیری
* گلشیفته فراهانی: وی از سال ۲۰۰۸ از ایران خارج شده و مواضع سیاسی تند و صریحی علیه کل ساختار نظام داشته است. هیچ سندی مبنی بر اینکه او قاسم سلیمانی را «تنها فرد مورد قبول نظام» بداند یا برای تشییع او (که در ایران برگزار شد) آمده باشد، وجود ندارد.
* فریماه فرجامی: این بازیگر پیشکسوت در سالهای پایانی عمر خود (که در داخل ایران بود) در مصاحبهای صراحتاً از حاج قاسم سلیمانی به عنوان یک «قهرمان ملی» یاد کرد.
۲. موضوع حل مشکل در خارج از کشور
* نرجس سلیمانی اشاره کرده بود که آن خانم بازیگر در خارج از کشور دچار «مشکل حادی» شده بود که با واسطه قاسم سلیمانی حل شد تا او بتواند به کشور بازگردد یا وضعیتش ثبات یابد.
* در مورد گلشیفته فراهانی، مشکل او (ممنوعالخروجی اولیه و سپس مهاجرت دائمی) عملاً با رویکردهای امنیتی گره خورده بود و مسیر او کاملاً از فضای داخلی جدا شد.
۳. ماجرای «تشییع» و «پدر»
* مجری در آن برنامه به حضور پدرِ آن بازیگر در مراسم تشییع اشاره میکند.
* پدر گلشیفته فراهانی (بهزاد فراهانی)، اگرچه هنرمندی محترم است، اما هیچ گزارش رسمی یا مصاحبهای مبنی بر اینکه «تنها حاج قاسم را قبول دارد» و به خاطر او در آن مراسم شرکت کرده باشد، وجود ندارد.
* این توصیفات بیشتر با خانوادههایی تطبیق دارد که شاید با کلیت سیاستها زاویه داشتند اما به دلیل یک لطف شخصی یا نگاه ملی سلیمانی، به او علاقهمند شده بودند.
۴. نام بردن از دیگران
در فضای رسانهای، گاهی نام ماری کُنراد (بازیگر فرانسوی-ایرانی) یا هنرمندانی که در پروژههای برونمرزی دچار مشکل شده بودند نیز مطرح شده است، اما نام فریماه فرجامی به دلیل همان مصاحبه ویدئویی معروفش درباره «قهرمان ملی»، به این روایت نزدیکتر است.
نتیجهگیری: گلشیفته فراهانی به دلیل خروج دائمی و مواضع متضادش، نمیتواند فرد مورد نظر در سخنان نرجس سلیمانی باشد. این روایت مربوط به بازیگری است که علقههای ملیاش حفظ شده و پیوند عاطفیاش با حاج قاسم بر پایه یک کمک انسانی شکل گرفته بود.
با بررسی دقیقتر و بر اساس گزارشهای رسانهای، حضور بهزاد فراهانی (پدر گلشیفته فراهانی) در مراسم رسمی تشییع یا یادبود حاج قاسم سلیمانی به صورت رسمی ثبت یا تایید نشده است.
در واقع، این روایت نرجس سلیمانی و اشاره مجری، با احتمال بسیار زیاد به خانواده «مریم امیرجلالی» یا «فریماه فرجامی» و یا حتی بازیگرانی که کمتر در فضای تند سیاسی بودهاند، بازمیگردد. اما یک مورد بسیار مشهور که با این توصیفات (مشکل در خارج از کشور و وساطت حاج قاسم) همخوانی دارد، مربوط به «ماری کُنراد» یا موارد مشابه در پروژههای سینمایی خارج از کشور است.
چرا بهزاد فراهانی (پدر گلشیفته) گزینه مورد نظر نیست؟
* مواضع سیاسی: بهزاد فراهانی همواره مواضع انتقادی خود را داشته و هیچگاه بیانیهای مبنی بر اینکه «تنها حاج قاسم را در نظام قبول دارد» صادر نکرده است.
* مراسم تشییع: در لیست چهرههای شاخص هنری که در مراسم تشییع حضور داشتند یا پیام تسلیت رسمی دادند، نام هنرمندانی مثل مهران مدیری، شهاب حسینی و مسعود کیمیایی (در ابتدا) دیده میشد، اما نام بهزاد فراهانی جزو موارد برجسته نبود.
پس منظور چه کسی بوده؟
شواهد نشان میدهد که منظور نرجس سلیمانی احتمالاً یکی از دو مورد زیر است:
۱. فریماه فرجامی: او صراحتاً در یک ویدیو از حاج قاسم به عنوان «قهرمان ملی» یاد کرد. خانواده او نیز به دلیل احترامی که سلیمانی برای این بازیگر پیشکسوت قائل شده بود (در دورانی که او منزوی و بیمار بود)، نگاه مثبتی به او پیدا کرده بودند.
۲. بازیگری که نامش برده نشده: نرجس سلیمانی در آن مصاحبه از بردن نام قطعی خودداری کرد تا حریم خصوصی آن خانم حفظ شود. اما مشخصات «مشکل در خارج از کشور» و «وساطت برای بازگشت یا حل مشکل مالی/حقوقی» با پروندههایی که سلیمانی در قالب کمکهای فرامرزی به ایرانیان (بدون توجه به حجاب یا گرایش سیاسیشان) انجام میداد، کاملاً سازگار است.
.
#نقد_رسانه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘«گفتگو با معترضان» بهسبک خلافت اسلامی!
— ولی پزشکیان فرق داره!
آذر منصوری، اصغرزاده و امینزاده بازداشت شدند
فارس: اتهامات این افراد شامل هدفگیری انسجام ملی، موضعگیری علیه قانون اساسی، هماهنگی با تبلیغات دشمن، ترویج تسلیمطلبی، انحراف گروههای سیاسی و ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه عنوان شده است.
@Entekhab_ir
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— ولی پزشکیان فرق داره!
آذر منصوری، اصغرزاده و امینزاده بازداشت شدند
فارس: اتهامات این افراد شامل هدفگیری انسجام ملی، موضعگیری علیه قانون اساسی، هماهنگی با تبلیغات دشمن، ترویج تسلیمطلبی، انحراف گروههای سیاسی و ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه عنوان شده است.
@Entekhab_ir
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📕هندسۀ فرمانبری
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 حکم داریم که تیر جنگی شلیک کنیم!
📕 سلاخی با بسمالله
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همهشان محارب بودند!
📺 اعتراف سفیر سلطنتِفقیه در فرانسه به کشتار گسترده
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مرگِ «مرگپرستی»، تولدِ «الهیاتِ زندگی»
✍🏻 #حامد_کناریوند
🍂 آنچه بر سر مزار جانباختگانِ ما میگذرد، دیگر "عزاداری" نیست؛ یک "گسستِ آیینی" (Ritualistic Rupture) تمامعیار است. ما در حال تماشای پایانِ یک عصرِ هزارساله و آغازِ یک رنسانسِ ایرانی هستیم.
🍂 «در روانشناسیِ ناخودآگاهِ جمعیِ ما، "مرگ" همواره با "ترس"، "طلبِ بخشش" و "واسطهگریِ کلماتِ عربی" گره خورده بود. حتی بیاعتقادترینها هم محضِ احتیاط، برای "آنطرف" فاتحهای نذر میکردند. اما چه شد که اینبار، مادران و پدران داغدار، آن "توشهی آخرت" را دور ریختند و به جایش "رقص" را برگزیدند؟
🍂 پاسخ در یک حقیقتِ روانشناختی هولناک نهفته است: وقتی "قاتل" با همان آیات و صلوات ماشه را میکشد، "مقتول" دیگر نمیتواند با زبانِ قاتل بدرقه شود.
🍂 این خانوادهها دچارِ یک "شناختِ شهودی" شدهاند: آنها میدانند کلماتی که وردِ زبانِ جلاد است، نمیتواند آرامبخشِ روحِ قربانی باشد. پس آنها "زبانِ دینِ رسمی" را که به ابزارِ مرگ تبدیل شده، پس زدند و به "زبانِ جهانیِ زندگی" (رقص و موسیقی) پناه بردند.
🍂 این رقصِ بر سرِ مزار، بیاحترامی به مُرده نیست؛ بلکه "تقدسزدایی از مرگِ ایدئولوژیک" است. این رنسانسِ ماست: بازگشت از "آسمانهای ترسناک" به "زمینِ گرم و زنده".
🍂 آنها میرقصند تا بگویند: "تو جانش را گرفتی، اما شوری که در رگهایش بود را نمیتوانی بگیری." این دیگر پایانِ خط نیست؛ این اعلامِ پیروزیِ "فرهنگِ زندگی" بر "فرهنگِ شهادتطلبی" است. تاریخ خواهد نوشت: ایرانیان، قومی بودند که حتی مرگ را هم از چنگالِ استبداد بیرون کشیدند و آن را دوباره "انسانی" کردند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #حامد_کناریوند
🍂 آنچه بر سر مزار جانباختگانِ ما میگذرد، دیگر "عزاداری" نیست؛ یک "گسستِ آیینی" (Ritualistic Rupture) تمامعیار است. ما در حال تماشای پایانِ یک عصرِ هزارساله و آغازِ یک رنسانسِ ایرانی هستیم.
🍂 «در روانشناسیِ ناخودآگاهِ جمعیِ ما، "مرگ" همواره با "ترس"، "طلبِ بخشش" و "واسطهگریِ کلماتِ عربی" گره خورده بود. حتی بیاعتقادترینها هم محضِ احتیاط، برای "آنطرف" فاتحهای نذر میکردند. اما چه شد که اینبار، مادران و پدران داغدار، آن "توشهی آخرت" را دور ریختند و به جایش "رقص" را برگزیدند؟
🍂 پاسخ در یک حقیقتِ روانشناختی هولناک نهفته است: وقتی "قاتل" با همان آیات و صلوات ماشه را میکشد، "مقتول" دیگر نمیتواند با زبانِ قاتل بدرقه شود.
🍂 این خانوادهها دچارِ یک "شناختِ شهودی" شدهاند: آنها میدانند کلماتی که وردِ زبانِ جلاد است، نمیتواند آرامبخشِ روحِ قربانی باشد. پس آنها "زبانِ دینِ رسمی" را که به ابزارِ مرگ تبدیل شده، پس زدند و به "زبانِ جهانیِ زندگی" (رقص و موسیقی) پناه بردند.
🍂 این رقصِ بر سرِ مزار، بیاحترامی به مُرده نیست؛ بلکه "تقدسزدایی از مرگِ ایدئولوژیک" است. این رنسانسِ ماست: بازگشت از "آسمانهای ترسناک" به "زمینِ گرم و زنده".
🍂 آنها میرقصند تا بگویند: "تو جانش را گرفتی، اما شوری که در رگهایش بود را نمیتوانی بگیری." این دیگر پایانِ خط نیست؛ این اعلامِ پیروزیِ "فرهنگِ زندگی" بر "فرهنگِ شهادتطلبی" است. تاریخ خواهد نوشت: ایرانیان، قومی بودند که حتی مرگ را هم از چنگالِ استبداد بیرون کشیدند و آن را دوباره "انسانی" کردند.
📕رقص سوگ
📺 پایانِ سلطۀ شیعهگری در مراسم جاویدنامهای میهنپرست
📻 سوگواری برای قهرمانان در یونان باستان
🔻بدعت عزا و مازوخیسم
📺 جنونِ رنجپرستی و بدعتهای شیعه
🚩چرا شیعه رنج میبَرَد و میچشاند؟
📕روانکاویِ «دلهرۀ مرگ» در ساختارهای ایدئولوژیک
📺 مازوخیسم شیعه سادیسم را میزاید
📺 شیعه و جنونِ خودآزاری و غمپرستی
📺 تاریخچۀ شکلگیری اجزایِ عزاداری محرم
📺 مریم رجوی و ذهنِ چندپارۀ شیعه😅
📺 نگاه انتقادیِ مولوی به حسینبنعلی و شیعهگری/عزاپرستی
📺 بدعت در دین و تقلید صفویه از مسیحیت
📕تبارشناسی عزاداری توسط دکتر علی شریعتی
.
#حکومت_اسلامی #نقد_شیعه #رنسانس_ایرانی #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 پایانِ سلطۀ شیعهگری در مراسم جاویدنامهای میهنپرست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕رقص سوگ
📕مرگِ «مرگپرستی»، تولدِ «الهیاتِ زندگی
📻 سوگواری برای قهرمانان در یونان باستان
🔻بدعت عزا و مازوخیسم
📺 جنونِ رنجپرستی و بدعتهای شیعه
🚩چرا شیعه رنج میبَرَد و میچشاند؟
📕روانکاویِ «دلهرۀ مرگ» در ساختارهای ایدئولوژیک
📺 مازوخیسم شیعه سادیسم را میزاید
📺 شیعه و جنونِ خودآزاری و غمپرستی
📺 تاریخچۀ شکلگیری اجزایِ عزاداری محرم
📺 مریم رجوی و ذهنِ چندپارۀ شیعه😅
📺 نگاه انتقادیِ مولوی به حسینبنعلی و شیعهگری/عزاپرستی
📺 بدعت در دین و تقلید صفویه از مسیحیت
📕تبارشناسی عزاداری توسط دکتر علی شریعتی
.
#حکومت_اسلامی #نقد_شیعه #رنسانس_ایرانی #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 این روزها تا نیمقرن دیگر، بعنوان نقطهی عطفی در تاریخ ایران باقی میماند
🎙دکتر #شروین_وکیلی
🔸با هر کسی صحبت میکنید، یکی از دوستان و آشنایانش در این دو روز، مورد تهاجم حکومتِ داعشی قرار گرفته و آسیب دیدهاست
🔸این توجیه چرندیست که موساد در جمعیتها بوده و ما همه را بستیم به رگبار! غلط کردی! برو موسادی رو بگیر، اگر مهمل نمیگی! و مساله برای تو حادتر میشود اگر بپذیریم چرندی را که میگویی، که اگه تو مسئول امنیت ملتی، این همه موسادی اینجا چه کار میکنه؟! و اگر کار موساد بوده، چرا بابتِ گرفتنِ جسد بچههای ملت با وقاحت و رذالت طلب پول تیر میکنی یا تقلا میکنی که اسمش را بهعنوان بسیجی و طرفدار حکومت رد کنی؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙دکتر #شروین_وکیلی
🔸با هر کسی صحبت میکنید، یکی از دوستان و آشنایانش در این دو روز، مورد تهاجم حکومتِ داعشی قرار گرفته و آسیب دیدهاست
🔸این توجیه چرندیست که موساد در جمعیتها بوده و ما همه را بستیم به رگبار! غلط کردی! برو موسادی رو بگیر، اگر مهمل نمیگی! و مساله برای تو حادتر میشود اگر بپذیریم چرندی را که میگویی، که اگه تو مسئول امنیت ملتی، این همه موسادی اینجا چه کار میکنه؟! و اگر کار موساد بوده، چرا بابتِ گرفتنِ جسد بچههای ملت با وقاحت و رذالت طلب پول تیر میکنی یا تقلا میکنی که اسمش را بهعنوان بسیجی و طرفدار حکومت رد کنی؟
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📕هندسۀ فرمانبری
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻علی شکوریراد، نماینده سابق مجلس، پرده از یک واقعیت تکاندهنده برداشت:
به گفته او:
🔸او تأکید میکند این روش از ابتدا وجود داشته و هر روز هم خشنتر شده است. شکوریراد به مقالهای در نشریه دانشگاه امام حسین اشاره میکند که در آن صراحتاً از «کشتهسازی نیروهای خودی» بهعنوان یکی از روشهای سرکوب نام برده شده است.
🔸به گفته او، کشته شدن بسیجی یا نیروی انتظامی، آتش زدن مسجد، امامزاده و حتی قرآن، بخشی از پروژهای است که برای مشروعسازی سرکوب طراحی میشود.
🔻صوتِ کامل این افشاگری را اینجا بشنوید:
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
به گفته او:
نهادهای سرکوبِ جمهوری اسلامی در هر اعتراضی عمداً خشونت تزریق میکنند تا همان خشونت را بهانه سرکوب قرار دهند.
🔸او تأکید میکند این روش از ابتدا وجود داشته و هر روز هم خشنتر شده است. شکوریراد به مقالهای در نشریه دانشگاه امام حسین اشاره میکند که در آن صراحتاً از «کشتهسازی نیروهای خودی» بهعنوان یکی از روشهای سرکوب نام برده شده است.
🔸به گفته او، کشته شدن بسیجی یا نیروی انتظامی، آتش زدن مسجد، امامزاده و حتی قرآن، بخشی از پروژهای است که برای مشروعسازی سرکوب طراحی میشود.
🔻صوتِ کامل این افشاگری را اینجا بشنوید:
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📕هندسۀ فرمانبری
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻اریک برونه، خبرنگار و مجری تلویزیون فرانسه، در بهمن ۱۴۰۴ با اشاره به سـرکوبهای گسترده در ایران گفت:
🔻او ادامه داد که:
«هرگز در تاریخ قومی، حکومتها چنین عملی علیه مردم خود انجام ندادهاند که پلیس، نیروهای مذهبی و سـ.ـپاه طی دو روز اخیر با مردم خودشان در ایران انجام دادند».
🔻او ادامه داد که:
قتلعام حدود ۳۰ هزار ایرانی را تنها میتوان با کشتار یهودیان در هولوکاست مقایسه کرد. در نزدیکی کییف جوخههای مرگ نازی در ۲۹ و ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱، ۳۳۳ هزار یهودی را اعدام کردند. این «هولوکاست با گلوله» است؛ قتلعام «بابی بار». جزئیات هولناک این است که مورخان امروزه میدانند این هولوکاست با گلوله، باعث ایجاد ناراحتی و بدحالی زیادی در صفوف سربازان اس اس (نازی) شدهبود. این یکی از دلایلی بود که حکومت رایش سوم را به سمت روشهای دیگر اعدام یهودیان سوق داد، که مورخان امروز بهخوبی از آن آگاهاند.
ملاها این قتلعام را از قبل طراحی و آماده کردهبودند. تکنیکهایی وجود دارد. مثلا جمعیت را در یک مکان جمع کردند و بعد آنها را به رگبار بستند. حوادثی مثل آتشسوزی بازار رشت را راه انداختند؛ موجی از جمعیت و وحشت درست کردند و باز مردم را به رگبار بستند.
📘کشتار بزرگ یهودیان در "بابی یار"، یادبود فاجعه پس از ۷۵ سال
🍂 روز ۲۹ سپتامبر ۱۹۴۱ بزرگترین کشتار هولوکاست در دره "بابی یار" رخ داد. نیروهای "اساس" ساکنان یهودی شهر کییف را در این دره جمع کرده به رگبار بستند. در آن روز بیش از ۳۰ هزار یهودی جان خود را از دست دادند. پارک یادبود قربانیان بابی یار در کییف
🍂 ژوئن سال ۱۹۴۱ ارتش نازی به خاک شوروی حمله کرد و در ماههای پس از آن تقریبا تمامی خاک اوکراین فعلی از جمله کییف، پایتخت را به زیر سلطه خود در آورد. در آن زمان حدود ۵۰ هزار یهودی در این شهر سکونت داشتند.
🍂 خیلی از یهودیان پیش از رسیدن آلمانیها از شهر به سمت شرق فرار کرده یا به ارتش سرخ پیوسته بودند.
🍂 ویکتوریا ایوانووا هیچگاه آن روزها را فراموش نکرد: «چهار، پنج روز پس از حمله، آلمانیها عملیات شکار مردان یهودی را به راه انداختند. مردان را از خانههاشان بیرون میکشیدند به زانو در میآوردند. بعد هم سربازان آلمانی با قنداق تفنگ به کمر آنها میکوبیدند.»
🍂 این دختر ۹ ساله در آن زمان خبر نداشت که شاهد سرآغاز یکی از بزرگترین کشتارهای جنگ جهانی دوم است.
🔗 مطالعه ادامهی گزارش در مشاهده فوری
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🍂 روز ۲۹ سپتامبر ۱۹۴۱ بزرگترین کشتار هولوکاست در دره "بابی یار" رخ داد. نیروهای "اساس" ساکنان یهودی شهر کییف را در این دره جمع کرده به رگبار بستند. در آن روز بیش از ۳۰ هزار یهودی جان خود را از دست دادند. پارک یادبود قربانیان بابی یار در کییف
🍂 ژوئن سال ۱۹۴۱ ارتش نازی به خاک شوروی حمله کرد و در ماههای پس از آن تقریبا تمامی خاک اوکراین فعلی از جمله کییف، پایتخت را به زیر سلطه خود در آورد. در آن زمان حدود ۵۰ هزار یهودی در این شهر سکونت داشتند.
🍂 خیلی از یهودیان پیش از رسیدن آلمانیها از شهر به سمت شرق فرار کرده یا به ارتش سرخ پیوسته بودند.
🍂 ویکتوریا ایوانووا هیچگاه آن روزها را فراموش نکرد: «چهار، پنج روز پس از حمله، آلمانیها عملیات شکار مردان یهودی را به راه انداختند. مردان را از خانههاشان بیرون میکشیدند به زانو در میآوردند. بعد هم سربازان آلمانی با قنداق تفنگ به کمر آنها میکوبیدند.»
🍂 این دختر ۹ ساله در آن زمان خبر نداشت که شاهد سرآغاز یکی از بزرگترین کشتارهای جنگ جهانی دوم است.
🔗 مطالعه ادامهی گزارش در مشاهده فوری
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلولهی نازیها
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
کشتار بزرگ یهودیان در "بابی یار"، یادبود فاجعه پس از ۷۵ سال
روز ۲۹ سپتامبر ۱۹۴۱ بزرگترین کشتار هولوکاست در دره "بابی یار" رخ داد. نیروهای "اساس" ساکنان یهودی شهر کییف را در این دره جمع کرده به رگبار بستند. در آن روز بیش از ۳۰ هزار یهودی جان خود را از دست دادند.
عذرخواهی از خشونتِ مقدس
✍️ آیتالله محقق داماد
من بهعنوان یک روحانی نسبتاً سالخورده، از همهی ملت ایران عذرخواهی میکنم. ما نتوانستیم اخلاق اسلامی را ارتقا ببخشیم و نسل امروز را مهربان و رحیم و بدون خشونت تربیت کنیم.
سیاهترین و دشوارترین خشونت، خشونتهای ناشی از انگیزههای قدسی و دینی است؛ یعنی، به نام خدا، آدمکشی کردن و بردهسازی کردن و سر بریدن و به نام خدا اسیر و ویران کردن.
تمام جنگهای تاریخ ناشی از خشونت بوده است. هیچ خشونتی هم به تلخی خشونتِ مقدس نیست. ما نمونههای آن را در قرون وسطی دیدهایم که به نام خدا و دین چه کردند و متأسفانه هنوز هم ادامه دارد.
منظور از جهل؛ نادانی و نفهمیدن مفهوم خدا و سوءبرداشت از مفاهیم قدسی است. اینها ناشی از کجاندیشی دین است. مفاهیم قدسی همه همینطور است که اگر درست فهمیده نشود، گمراهکننده میشود. چه باید کرد؟ باید وقت خودمان را برای پرورش اخلاق قبل از دینداری گذاشت.
✍️ آیتالله محقق داماد
من بهعنوان یک روحانی نسبتاً سالخورده، از همهی ملت ایران عذرخواهی میکنم. ما نتوانستیم اخلاق اسلامی را ارتقا ببخشیم و نسل امروز را مهربان و رحیم و بدون خشونت تربیت کنیم.
سیاهترین و دشوارترین خشونت، خشونتهای ناشی از انگیزههای قدسی و دینی است؛ یعنی، به نام خدا، آدمکشی کردن و بردهسازی کردن و سر بریدن و به نام خدا اسیر و ویران کردن.
تمام جنگهای تاریخ ناشی از خشونت بوده است. هیچ خشونتی هم به تلخی خشونتِ مقدس نیست. ما نمونههای آن را در قرون وسطی دیدهایم که به نام خدا و دین چه کردند و متأسفانه هنوز هم ادامه دارد.
منظور از جهل؛ نادانی و نفهمیدن مفهوم خدا و سوءبرداشت از مفاهیم قدسی است. اینها ناشی از کجاندیشی دین است. مفاهیم قدسی همه همینطور است که اگر درست فهمیده نشود، گمراهکننده میشود. چه باید کرد؟ باید وقت خودمان را برای پرورش اخلاق قبل از دینداری گذاشت.
📘پایانِ اعتبارِ بَزَک؛ چرا نسخه نواندیشی دیگر درمانگر نیست؟
— نه، جناب آقای محققداماد!
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
نخست آنکه عفو بفرمایید که "آیتالله" خطابتان نکردم، خود را هم "دکتر" خطاب نمیکنم، چون قصدی برای جلوهفروشی یا "ارعاب" ندارم؛ ما را سخن حق و وزین بسنده است. اما بعد:
دو تعبیر مبهم بهکار بردید: یکی "ارتقای اخلاقاسلامی"ست که من نمیدانم "اخلاقاسلامی" چیست تا ارتقایش چه باشد؛ دوم "تربیت نسلِ بیخشونت".
اخلاق، اخلاق است؛ اسلامی و کافری ندارد. آنچه اسلامی وکافری و مهندسی و رانندگی و ورزشی دارد، "اخلاق" (Morality) نیست، هنجار (Ethics) یا الگوی رفتار (Code of Conduct) است. "ارتقایِاخلاق" هم ترکیبِ مُهملی است مثل ارتقایِ هنر، یا ارتقایِ فلسفه، یا ارتقای اسطوره.
البته متوجهم که شما ارباب عمائم در "خطابیات" بار آمدهاید، ولی ماها که بارآمدگانِ علومتجربی هستیم، نوعاً شامّه تیزی برای لفّاظیهای تهی داریم که "خطابیات"، اعم از منبری و غیر آن، پُر از آنهاست. بنابراین اغماض بفرمایید که در ارزیابی یادداشتتان "مو را از ماست میکشم"؛ خلافِ اهلِ خطابیات، ما اهلِ علومتجربی و علومانسانی الفتی با حرفهای شکمی نداریم.
در قضیه "تربیت نسل بیخشونت"، انصاف بدهید که اینکار از هرکه برآید، از شما اسلامیان برنیاید. نیمنگاهی به مایهتاریخیِ دینتان کفایت بر یک کتابخانه تطویل کند؛ بهتر آنست که اگر داعیهدارِ عدمخشونت هستید، آن را از ایستارِ اسلامی و بدنهی سورههای مدنیِ قرآن طرح نفرمایید. میتوانید به صدر مسیحیت، یا آموزههای گوتاما بودا، یا خودیتر به "اسرارالتوحید" ابوسعید و لطایف از منتسبات به ابوالحسنخرقانی و امثال اینها واگذارش کنید، والا اسلامنبویِ قرآنی که در خشونت بالید و با خشونت پیشرفت و بر خشونت مستقر شد، ابداً مرجع مناسبی برای تبلیغِ خشونتپرهیزی نیست.
وارد خطابیاتی چون "نفی خشونتمقدس" نمیشوم که اگر واقعاً این نفی را بکنید، رقم بطلان بر سیره پیامبر و علیابنابیطالب کشیده باشید که این دومی را در زمانه خودش "قَتّالالعَرَب" لقب دادند، از بس که آدم کُشت! اجازه بدهید از این بگذرم و به قصه "کجاندیشیدینی" که ادعا فرمودید بپردازم:
جناب آقای محقق داماد، نمیشود در این یکونیمهزاره همه کُبارِ اهل شریعت و سیره و کلام و تفسیرِ اسلام "کج" فهمیده باشند و تنها شما درست فهم کرده باشید! ایننمیشود! هرگز نمیشود! در همچو وضعیتِ حیرتافکنی، قطعا عکسِ ادعای شما درست است. یعنی آنچه "کجاندیشیِ دینی"اش میخوانید، همان اصلِ "راستکیشی"، و آنچه راستاندیشیاش از اسلام گمان کردهاید، مصداقِ کجاندیشی است!
منتها شما در این وارونه جلوهدادنِ اسلام تنها نیستید که هیچ، اولین فرد نیز نیستید. ما حدود صدوپنجاه سال است که شاهد افتتاح "آرایشگاهِ اسلام" در جهان شدهایم. این آرایشگاه، نخست از جهان عرب یا ایران برنخاست، از شبهقاره هند برخاست که معروفتر از همه اقبال لاهوری بود، والا مشاطهگران بسیاری در شبهقاره برای اسلام بودند که بیخشان شاید به "داراشکوه" و "مجمعالبحرین"اش برسد، که فعلاً کاری به او ندارم که قصد و غرضش تقریب مسلمانها و هندوها بود که برادرِ اسلامپناه و شریعتمدارش کُشت!
"آرایشگاههای نوپدیدِ اسلام"، برای صورتِ مدرنپسند دادن به این دین افتتاح شدند. منتها امواج مُدهای زمانه مدرن متأسفانه سخت مُتلَوّن بوده است تا آرایشگاههای اسلام را در زحمت انداخت. مثلا علیشریعتی در آرایشگاهش، اسلام را مارکسیستی آراست، آنگاه که رونق بازار مارکسیسم در اوج بود. دکتر سروش، اسلام را عرفانی میآرایند که با ذوقِ New-age Spirituality غرب هم موافق میافتد و بویناکی تاراننده را از اسلامِ اهلشریعت پنهان میسازد تا شامه عاقلهها منزجر نشوند. شما هم مدتی است که در آرایشگاهتان اسلام را بزکِ خشونتپرهیزی میکنید که منطبق بر تازهترین مد و پسند زمانه حاضر است. نکته اینجاست که گویی خودِ واقعیِ این اسلامِ بیچاره را هیچکس نمیخواهد، تا دارندگانش بهناگزیر آرایشکردهاش را پشت ویترین میگذارند، بلکه اقبالی به او شود! چهره باید زیاده زشت و زننده باشد تا بازارگردانانِ او جز به بَزَکهایِ غلیظ از دکانش بیرون نیاورند!
اما در آخر، سخن از "پرورش اخلاق قبل از دینداری" زدید. عزیزا، از خود نپرسیدی که اگر اخلاق را بشود پیش از دینداری آموخت، پس چه نیازی به دین هست؟! و اگر خودِ دینداری نتواند "اخلاق" بیاموزد، پس او چه آموزَد؟ خم و راست شدنشِ نماز را، یا بر سر و سینه کوفتن خونِ حسین را، یا از بام تا شام روزه داشتن را؟! که چه بشود؟! البته ملتفت هستید که "دلخوش شدن"، پاسخ موجهی نیست؛ حتی اگر واقعیت باشد، گفتناش خلاف خطابیاتِ جلبکننده است، پس ناگفتنش اولیتر است.
در جامعهای که سخت ناامناش کردهاید، سلامت و در امان باشید.
— نه، جناب آقای محققداماد!
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
نخست آنکه عفو بفرمایید که "آیتالله" خطابتان نکردم، خود را هم "دکتر" خطاب نمیکنم، چون قصدی برای جلوهفروشی یا "ارعاب" ندارم؛ ما را سخن حق و وزین بسنده است. اما بعد:
دو تعبیر مبهم بهکار بردید: یکی "ارتقای اخلاقاسلامی"ست که من نمیدانم "اخلاقاسلامی" چیست تا ارتقایش چه باشد؛ دوم "تربیت نسلِ بیخشونت".
اخلاق، اخلاق است؛ اسلامی و کافری ندارد. آنچه اسلامی وکافری و مهندسی و رانندگی و ورزشی دارد، "اخلاق" (Morality) نیست، هنجار (Ethics) یا الگوی رفتار (Code of Conduct) است. "ارتقایِاخلاق" هم ترکیبِ مُهملی است مثل ارتقایِ هنر، یا ارتقایِ فلسفه، یا ارتقای اسطوره.
البته متوجهم که شما ارباب عمائم در "خطابیات" بار آمدهاید، ولی ماها که بارآمدگانِ علومتجربی هستیم، نوعاً شامّه تیزی برای لفّاظیهای تهی داریم که "خطابیات"، اعم از منبری و غیر آن، پُر از آنهاست. بنابراین اغماض بفرمایید که در ارزیابی یادداشتتان "مو را از ماست میکشم"؛ خلافِ اهلِ خطابیات، ما اهلِ علومتجربی و علومانسانی الفتی با حرفهای شکمی نداریم.
در قضیه "تربیت نسل بیخشونت"، انصاف بدهید که اینکار از هرکه برآید، از شما اسلامیان برنیاید. نیمنگاهی به مایهتاریخیِ دینتان کفایت بر یک کتابخانه تطویل کند؛ بهتر آنست که اگر داعیهدارِ عدمخشونت هستید، آن را از ایستارِ اسلامی و بدنهی سورههای مدنیِ قرآن طرح نفرمایید. میتوانید به صدر مسیحیت، یا آموزههای گوتاما بودا، یا خودیتر به "اسرارالتوحید" ابوسعید و لطایف از منتسبات به ابوالحسنخرقانی و امثال اینها واگذارش کنید، والا اسلامنبویِ قرآنی که در خشونت بالید و با خشونت پیشرفت و بر خشونت مستقر شد، ابداً مرجع مناسبی برای تبلیغِ خشونتپرهیزی نیست.
وارد خطابیاتی چون "نفی خشونتمقدس" نمیشوم که اگر واقعاً این نفی را بکنید، رقم بطلان بر سیره پیامبر و علیابنابیطالب کشیده باشید که این دومی را در زمانه خودش "قَتّالالعَرَب" لقب دادند، از بس که آدم کُشت! اجازه بدهید از این بگذرم و به قصه "کجاندیشیدینی" که ادعا فرمودید بپردازم:
جناب آقای محقق داماد، نمیشود در این یکونیمهزاره همه کُبارِ اهل شریعت و سیره و کلام و تفسیرِ اسلام "کج" فهمیده باشند و تنها شما درست فهم کرده باشید! ایننمیشود! هرگز نمیشود! در همچو وضعیتِ حیرتافکنی، قطعا عکسِ ادعای شما درست است. یعنی آنچه "کجاندیشیِ دینی"اش میخوانید، همان اصلِ "راستکیشی"، و آنچه راستاندیشیاش از اسلام گمان کردهاید، مصداقِ کجاندیشی است!
منتها شما در این وارونه جلوهدادنِ اسلام تنها نیستید که هیچ، اولین فرد نیز نیستید. ما حدود صدوپنجاه سال است که شاهد افتتاح "آرایشگاهِ اسلام" در جهان شدهایم. این آرایشگاه، نخست از جهان عرب یا ایران برنخاست، از شبهقاره هند برخاست که معروفتر از همه اقبال لاهوری بود، والا مشاطهگران بسیاری در شبهقاره برای اسلام بودند که بیخشان شاید به "داراشکوه" و "مجمعالبحرین"اش برسد، که فعلاً کاری به او ندارم که قصد و غرضش تقریب مسلمانها و هندوها بود که برادرِ اسلامپناه و شریعتمدارش کُشت!
"آرایشگاههای نوپدیدِ اسلام"، برای صورتِ مدرنپسند دادن به این دین افتتاح شدند. منتها امواج مُدهای زمانه مدرن متأسفانه سخت مُتلَوّن بوده است تا آرایشگاههای اسلام را در زحمت انداخت. مثلا علیشریعتی در آرایشگاهش، اسلام را مارکسیستی آراست، آنگاه که رونق بازار مارکسیسم در اوج بود. دکتر سروش، اسلام را عرفانی میآرایند که با ذوقِ New-age Spirituality غرب هم موافق میافتد و بویناکی تاراننده را از اسلامِ اهلشریعت پنهان میسازد تا شامه عاقلهها منزجر نشوند. شما هم مدتی است که در آرایشگاهتان اسلام را بزکِ خشونتپرهیزی میکنید که منطبق بر تازهترین مد و پسند زمانه حاضر است. نکته اینجاست که گویی خودِ واقعیِ این اسلامِ بیچاره را هیچکس نمیخواهد، تا دارندگانش بهناگزیر آرایشکردهاش را پشت ویترین میگذارند، بلکه اقبالی به او شود! چهره باید زیاده زشت و زننده باشد تا بازارگردانانِ او جز به بَزَکهایِ غلیظ از دکانش بیرون نیاورند!
اما در آخر، سخن از "پرورش اخلاق قبل از دینداری" زدید. عزیزا، از خود نپرسیدی که اگر اخلاق را بشود پیش از دینداری آموخت، پس چه نیازی به دین هست؟! و اگر خودِ دینداری نتواند "اخلاق" بیاموزد، پس او چه آموزَد؟ خم و راست شدنشِ نماز را، یا بر سر و سینه کوفتن خونِ حسین را، یا از بام تا شام روزه داشتن را؟! که چه بشود؟! البته ملتفت هستید که "دلخوش شدن"، پاسخ موجهی نیست؛ حتی اگر واقعیت باشد، گفتناش خلاف خطابیاتِ جلبکننده است، پس ناگفتنش اولیتر است.
در جامعهای که سخت ناامناش کردهاید، سلامت و در امان باشید.
Telegram
نقدآگین
عذرخواهی از خشونتِ مقدس
✍️ آیتالله محقق داماد
من بهعنوان یک روحانی نسبتاً سالخورده، از همهی ملت ایران عذرخواهی میکنم. ما نتوانستیم اخلاق اسلامی را ارتقا ببخشیم و نسل امروز را مهربان و رحیم و بدون خشونت تربیت کنیم.
سیاهترین و دشوارترین خشونت، خشونتهای…
✍️ آیتالله محقق داماد
من بهعنوان یک روحانی نسبتاً سالخورده، از همهی ملت ایران عذرخواهی میکنم. ما نتوانستیم اخلاق اسلامی را ارتقا ببخشیم و نسل امروز را مهربان و رحیم و بدون خشونت تربیت کنیم.
سیاهترین و دشوارترین خشونت، خشونتهای…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «دروغِ بزرگِ» میرحسین موسوی
🎙#مهدی_خزعلی
🔸میرحسین موسوی جندان سوژۀ عجیبی نیست. موسوی همان پزشکیان است، همان حسن روحانی، همان محمد خاتمی، همان مهدی کروبی، همان مصطفی تاجزاده. همۀ آنهایی که عملا گذشتهی حکومتِ دینی را خیلی قابلدفاعتر از امروزش میدانند و معرفی میکند، و بنیادِ حکومتِ دینی و اسلام و الگوهای حکومت دینی (محمد و علی) را بدونِ جنایات بزرگ و کوچک میبینند و الگوی بشریت برای هدایت و حکمرانی توهم میکنند، و مشکل و سقوط را از نطقهای میدانند که سفرۀ انقلاب از آنها دریغ شد و دیگر آنها را در این غنیمتِ دادهشده توسطِ الله، شریک نکردند.
🔸اما بخشی از روشنفکران و کنشگرانِ چپ خارج از قدرت عجیباند که هنوز برای امثالِ او احترام قائلاند و بیانیههای شاعرانه و انتزاعی و تناقضآمیزش را، راهگشا میدانند، و او را شخصیتی میدانند که میتوان بدو وقعی نهاد و کاری از مواضعش برمیآید.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙#مهدی_خزعلی
🔸میرحسین موسوی جندان سوژۀ عجیبی نیست. موسوی همان پزشکیان است، همان حسن روحانی، همان محمد خاتمی، همان مهدی کروبی، همان مصطفی تاجزاده. همۀ آنهایی که عملا گذشتهی حکومتِ دینی را خیلی قابلدفاعتر از امروزش میدانند و معرفی میکند، و بنیادِ حکومتِ دینی و اسلام و الگوهای حکومت دینی (محمد و علی) را بدونِ جنایات بزرگ و کوچک میبینند و الگوی بشریت برای هدایت و حکمرانی توهم میکنند، و مشکل و سقوط را از نطقهای میدانند که سفرۀ انقلاب از آنها دریغ شد و دیگر آنها را در این غنیمتِ دادهشده توسطِ الله، شریک نکردند.
🔸اما بخشی از روشنفکران و کنشگرانِ چپ خارج از قدرت عجیباند که هنوز برای امثالِ او احترام قائلاند و بیانیههای شاعرانه و انتزاعی و تناقضآمیزش را، راهگشا میدانند، و او را شخصیتی میدانند که میتوان بدو وقعی نهاد و کاری از مواضعش برمیآید.
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
▪️این خطا نیست؛ خط است!
✍🏻 #محمدجواد_اکبرین
هفت ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، اظهارات جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله درباره نمونهای از خبرسازی در آن روزها، تصویری بزرگتر از یک خطا را به ما نشان میدهد. او میگوید تیمی که در خردادماه ۱۴۰۴ به عنوان «شبکه پهپاد سازی موساد» کشف و به مردم معرفی شده بود اصلا وجود نداشت و بازداشتشدگان، همکاران وزارت دفاع بودند که اشتباهی بازداشت شدند. این داده اما نه یک خطا، که خطی امنیتی و رسانهای در سیستم حکمرانی و ماشین روایتسازیِ جمهوری اسلامی است که از قضا در این روزها به مخاطب کمک میکند تا مدل حکومت در روایت قتل عام را روشنتر درک کند.
یکم: برای اینکه بدانیم چرا این تنها یک «خطا» نیست، بلکه یک خط است، ابتدا روایت را دقیقتر مرور کنیم. حسین نجات، جانشین قرارگاه ثارالله که مسئولیت امنیت پایتخت را بر عهده دارد میگوید: «در جنگ دوازده روزه هیچ کارگاه پهپاد انتحاری در ایران کشف نشد و فراجا به اشتباه کارگاههای دانشبنیان دارای پوشش وزارت دفاع و نیروی هوافضای سپاه پاسداران را زده بود که برای حفظ پوشششان نگفته بودند برای کجا کار میکنند». حالا برگردیم به ۲۵ و ۲۶ خرداد، زمانی که این خبر، تیتر اول اخبار کشور بود. آن روز سردار رادان فرمانده کل نیروی انتظامی اعلام کرد: «همکاران ما در سازمان اطلاعات فراجا، کارگاهی را که در آن ریزپرندهها برای عملیاتهای کور در تهران مونتاژ میشد، شناسایی و منهدم کردند. متهمان این پرونده مستقیم با افسران رژیم صهیونیستی در ارتباط بودند». صدا و سیما هم در شرح خبر گفت که آنها برای آموزش به اربیل و باکو رفته بودند و رمز ارزهای اسراییلی برایشان شارژ میشد. اگر اصل بازداشت محصول خطا بود؛ ساختن و پرداختن جزئیاتی مثل آموزش در کشور ثالث و واریز ارز دیجیتال، محصول چه بود؟
دوم: قابل فهم است که دیکتاتور تهران با تعدد نهادهای امنیتی گرفتار بحرانی شده باشد که نیروهایش به جای تدبیر سریعتر، به شکار سریعتر روی آورند تا از کارنامهشان دفاع کنند و این البته نتیجه طبیعی حکمرانی اوست. اما بنابر ادعای سردار نجات، نه تنها یک کارگاه محرمانه را بدون استعلام، «کشف» کردند بلکه برای آنکه «خطای بازداشت نیروهای خودی» پنهان شود، سناریوهای تخیلی را به پرونده الصاق کردهاند. حالا تصور کنید کسانی را که بر اساس این اخبار دروغین (حضور تیمهای پهپادی موساد در تهران) تحلیل میکنند و تصمیم میگیرند و نوع واکنش نظامی و امنیتی کشور را با این دادهها محاسبه میکنند.
سوم: دقیقاً همین الگو در برخورد با اعتراضات و کشتار دیماه ۱۴۰۴ تکرار شده است. دستگاهی که توانست برای نخبگان وزارت دفاع خودی، هویتِ «جاسوس موساد» بسازد، به طریق اولی برای معترضان و جانباختگان دیماه نیز روایتسازی میکند و آنها را به «تیمهای هدایتشده از خارج» نسبت میدهد. چنانکه همین روزها در روایت اعتراضات دیماه، بارها از کشف «انبار اسلحه» یا «اعترافات لیدرهای وابسته» خبر دادهاند. این رویه در مورد وقایع دیماه، فاجعهبارتر است. وقتی روایت رسمی درباره یک «کارگاه فیزیکی» تا این حد دروغین است، روایت آنها درباره هویت و انگیزه معترضان و قاتلان و کشته شدگان در خیابانها به مراتب بیاعتبارتر است.
تضاد میان گفتههای سردار رادان در خرداد و سردار نجات در بهمن، نشان میدهد که سیستم امنیتی جمهوری اسلامی در بحرانها نخست شهروندانی را شکار میکند و سپس از آنها دشمنی میسازد که وجود ندارد تا بتواند پیروزیهایی را جشن بگیرد که واقعی نیست. در چنین ساختاری، دروغ نه یک ابزار ثانویه، بلکه ستون اصلی روایتگری برای فریب و بقاست.
@Akbarin
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #محمدجواد_اکبرین
هفت ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، اظهارات جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله درباره نمونهای از خبرسازی در آن روزها، تصویری بزرگتر از یک خطا را به ما نشان میدهد. او میگوید تیمی که در خردادماه ۱۴۰۴ به عنوان «شبکه پهپاد سازی موساد» کشف و به مردم معرفی شده بود اصلا وجود نداشت و بازداشتشدگان، همکاران وزارت دفاع بودند که اشتباهی بازداشت شدند. این داده اما نه یک خطا، که خطی امنیتی و رسانهای در سیستم حکمرانی و ماشین روایتسازیِ جمهوری اسلامی است که از قضا در این روزها به مخاطب کمک میکند تا مدل حکومت در روایت قتل عام را روشنتر درک کند.
یکم: برای اینکه بدانیم چرا این تنها یک «خطا» نیست، بلکه یک خط است، ابتدا روایت را دقیقتر مرور کنیم. حسین نجات، جانشین قرارگاه ثارالله که مسئولیت امنیت پایتخت را بر عهده دارد میگوید: «در جنگ دوازده روزه هیچ کارگاه پهپاد انتحاری در ایران کشف نشد و فراجا به اشتباه کارگاههای دانشبنیان دارای پوشش وزارت دفاع و نیروی هوافضای سپاه پاسداران را زده بود که برای حفظ پوشششان نگفته بودند برای کجا کار میکنند». حالا برگردیم به ۲۵ و ۲۶ خرداد، زمانی که این خبر، تیتر اول اخبار کشور بود. آن روز سردار رادان فرمانده کل نیروی انتظامی اعلام کرد: «همکاران ما در سازمان اطلاعات فراجا، کارگاهی را که در آن ریزپرندهها برای عملیاتهای کور در تهران مونتاژ میشد، شناسایی و منهدم کردند. متهمان این پرونده مستقیم با افسران رژیم صهیونیستی در ارتباط بودند». صدا و سیما هم در شرح خبر گفت که آنها برای آموزش به اربیل و باکو رفته بودند و رمز ارزهای اسراییلی برایشان شارژ میشد. اگر اصل بازداشت محصول خطا بود؛ ساختن و پرداختن جزئیاتی مثل آموزش در کشور ثالث و واریز ارز دیجیتال، محصول چه بود؟
دوم: قابل فهم است که دیکتاتور تهران با تعدد نهادهای امنیتی گرفتار بحرانی شده باشد که نیروهایش به جای تدبیر سریعتر، به شکار سریعتر روی آورند تا از کارنامهشان دفاع کنند و این البته نتیجه طبیعی حکمرانی اوست. اما بنابر ادعای سردار نجات، نه تنها یک کارگاه محرمانه را بدون استعلام، «کشف» کردند بلکه برای آنکه «خطای بازداشت نیروهای خودی» پنهان شود، سناریوهای تخیلی را به پرونده الصاق کردهاند. حالا تصور کنید کسانی را که بر اساس این اخبار دروغین (حضور تیمهای پهپادی موساد در تهران) تحلیل میکنند و تصمیم میگیرند و نوع واکنش نظامی و امنیتی کشور را با این دادهها محاسبه میکنند.
سوم: دقیقاً همین الگو در برخورد با اعتراضات و کشتار دیماه ۱۴۰۴ تکرار شده است. دستگاهی که توانست برای نخبگان وزارت دفاع خودی، هویتِ «جاسوس موساد» بسازد، به طریق اولی برای معترضان و جانباختگان دیماه نیز روایتسازی میکند و آنها را به «تیمهای هدایتشده از خارج» نسبت میدهد. چنانکه همین روزها در روایت اعتراضات دیماه، بارها از کشف «انبار اسلحه» یا «اعترافات لیدرهای وابسته» خبر دادهاند. این رویه در مورد وقایع دیماه، فاجعهبارتر است. وقتی روایت رسمی درباره یک «کارگاه فیزیکی» تا این حد دروغین است، روایت آنها درباره هویت و انگیزه معترضان و قاتلان و کشته شدگان در خیابانها به مراتب بیاعتبارتر است.
تضاد میان گفتههای سردار رادان در خرداد و سردار نجات در بهمن، نشان میدهد که سیستم امنیتی جمهوری اسلامی در بحرانها نخست شهروندانی را شکار میکند و سپس از آنها دشمنی میسازد که وجود ندارد تا بتواند پیروزیهایی را جشن بگیرد که واقعی نیست. در چنین ساختاری، دروغ نه یک ابزار ثانویه، بلکه ستون اصلی روایتگری برای فریب و بقاست.
@Akbarin
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 در وضعیت استیصال، رویاهای دیگری را بفهمیم!
🎙#اسد_امیدی
🔻گفتم:
🔻گفتند:
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙#اسد_امیدی
🔻گفتم:
«بنخفتی شهر!
همه شب
به نجوا
نگرانِ چه بودی؟»
🔻گفتند:
«برآمدنِ روز را
به دعا
شبزندهداری کردیم.
مگر به یُمنِ دعا
آفتاب
برآید»
.
#نقد_فرهنگ #زیستروان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 تمایز حکومت غربگرای محتاجِ مشروعیت، و حکومت اسلامیِ غربستیزِ بیتفاوت به مشروعیت بینالمللی و داخلی
۱. تبیین دقیق ادعا
طرح مسئله:
۲. صحتسنجی تاریخی (دوران پهلوی)
* دسترسی به زندانها: این بخش از ادعا کاملاً مستند است. در اواخر سال ۱۳۵۵، محمدرضا پهلوی تحت فشار دولت کارتر، پروتکلهای نظارتی را پذیرفت. کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC) از زندانهای اوین و قصر بازدید کرد و گزارشهای آنها مستقیماً بر کاهش برخوردهای فیزیکی در آن مقطع اثر گذاشت
* علت همکاری: دولت پهلوی پیوند استراتژیک و وابستگی شدیدی به بلوک غرب داشت و پذیرش ناظران بینالمللی را بهای لازم برای حفظ حمایت سیاسی و نظامی آمریکا میدانست.
۳. علتسنجی و تحلیل بنبست کنونی
با وجود وقوع فاجعهای با این ابعاد (بیش از ۳۳ هزار کشته)، چرا سازمانهای بینالمللی مانند قبل عمل نمیکنند؟
۱. بنبست در حقوق بینالملل (حاکمیت در برابر نظارت):
سازمان ملل متحد هیچ ابزار قانونی برای «ورود اجباری» به قلمرو یک کشور عضو ندارد، مگر تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل که مستلزم تایید شورای امنیت است. در دوران پهلوی، نظارتها «داوطلبانه» و برای حفظ وجهه پذیرفته میشد، اما اکنون دولت ایران رسماً اجازه ورود به گزارشگران ویژه (مانند گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران) را نمیدهد و این سازمانها ابزار پلیسی برای شکستن این سد ندارند.
۲. تغییر در ساختار قدرت جهانی (تأثیر وتو):
در صورت وقوع چنین کشتار وسیعی، شورای امنیت باید وارد عمل شود. اما برخلاف دهه ۵۰، امروزه بلوکبندیهای جدیدی (چین و روسیه) وجود دارند که هرگونه قطعنامه اجرایی یا مداخلهجویانه تحت عنوان «مسئولیت حمایت» (R2P) را به دلیل منافع ژئوپلیتیک خود وتو میکنند. این موضوع سازمان ملل را به یک نهاد صِرفاً «گزارشگر» تبدیل کرده است.
۳. ناکارآمدی اهرمهای فشار کلاسیک:
در گذشته، تهدید به قطع روابط یا فشارهای دیپلماتیک لرزه بر پیکره دولتها میانداخت. اما امروزه به دلیل تجربه سالها تحریم، دولت ایران نسبت به فشارهای سیاسیِ بدون ضمانت اجرایی، «مصونیت» یا «بیتفاوتی» پیدا کرده است. وقتی ناظر بینالمللی پشت مرز میماند و ابزار ورود ندارد، عملاً سرکشی به زندان غیرممکن میشود.
۴. جابهجایی اولویتها در سیاست بینالملل:
گاه سازمانهای بزرگ بینالمللی متهم میشوند که مسائل حقوق بشری را فدای پروندههای کلانتر (مثل توافقات اتمی یا ثبات منطقه) میکنند. در این تحلیل، سکوت یا انفعال در برابر ۳۳ هزار کشته میتواند ناشی از یک معامله سیاسی یا ترس از فروپاشی کل منطقه باشد که منجر به ترجیح «ثبات» بر «عدالت» میشود.
نتیجهگیری
تفاوت در این است که در دوران پهلوی، نظام سیاسی به «مشروعیت بینالمللی» نیاز داشت و به ناظران اجازه ورود داد، اما اکنون نظام سیاسی خود را ملزم به پاسخگویی به این نهادها نمیبیند. سازمان ملل نیز در برابر دولتی که درها را میبندد و از سوی قدرتهای بزرگ (دارای حق وتو) حمایت میشود، عملاً به بنبست اجرایی رسیده است و تنها به مستندسازی از راه دور بسنده میکند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
۱. تبیین دقیق ادعا
طرح مسئله:
«در زمان پهلوی، فشارهای بینالمللی باعث شد درهای زندانها به روی صلیب سرخ و ناظران باز شود؛ اما اکنون که با فاجعهای در ابعاد حداقل ۳۳ هزار کشته در عرض دو روز (۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴) روبرو هستیم، سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری عملاً هیچ حضور میدانی یا قدرت بازدارندگی برای ورود به زندانها و توقف کشتار ندارند.»
۲. صحتسنجی تاریخی (دوران پهلوی)
* دسترسی به زندانها: این بخش از ادعا کاملاً مستند است. در اواخر سال ۱۳۵۵، محمدرضا پهلوی تحت فشار دولت کارتر، پروتکلهای نظارتی را پذیرفت. کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC) از زندانهای اوین و قصر بازدید کرد و گزارشهای آنها مستقیماً بر کاهش برخوردهای فیزیکی در آن مقطع اثر گذاشت
* علت همکاری: دولت پهلوی پیوند استراتژیک و وابستگی شدیدی به بلوک غرب داشت و پذیرش ناظران بینالمللی را بهای لازم برای حفظ حمایت سیاسی و نظامی آمریکا میدانست.
۳. علتسنجی و تحلیل بنبست کنونی
با وجود وقوع فاجعهای با این ابعاد (بیش از ۳۳ هزار کشته)، چرا سازمانهای بینالمللی مانند قبل عمل نمیکنند؟
۱. بنبست در حقوق بینالملل (حاکمیت در برابر نظارت):
سازمان ملل متحد هیچ ابزار قانونی برای «ورود اجباری» به قلمرو یک کشور عضو ندارد، مگر تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل که مستلزم تایید شورای امنیت است. در دوران پهلوی، نظارتها «داوطلبانه» و برای حفظ وجهه پذیرفته میشد، اما اکنون دولت ایران رسماً اجازه ورود به گزارشگران ویژه (مانند گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران) را نمیدهد و این سازمانها ابزار پلیسی برای شکستن این سد ندارند.
۲. تغییر در ساختار قدرت جهانی (تأثیر وتو):
در صورت وقوع چنین کشتار وسیعی، شورای امنیت باید وارد عمل شود. اما برخلاف دهه ۵۰، امروزه بلوکبندیهای جدیدی (چین و روسیه) وجود دارند که هرگونه قطعنامه اجرایی یا مداخلهجویانه تحت عنوان «مسئولیت حمایت» (R2P) را به دلیل منافع ژئوپلیتیک خود وتو میکنند. این موضوع سازمان ملل را به یک نهاد صِرفاً «گزارشگر» تبدیل کرده است.
۳. ناکارآمدی اهرمهای فشار کلاسیک:
در گذشته، تهدید به قطع روابط یا فشارهای دیپلماتیک لرزه بر پیکره دولتها میانداخت. اما امروزه به دلیل تجربه سالها تحریم، دولت ایران نسبت به فشارهای سیاسیِ بدون ضمانت اجرایی، «مصونیت» یا «بیتفاوتی» پیدا کرده است. وقتی ناظر بینالمللی پشت مرز میماند و ابزار ورود ندارد، عملاً سرکشی به زندان غیرممکن میشود.
۴. جابهجایی اولویتها در سیاست بینالملل:
گاه سازمانهای بزرگ بینالمللی متهم میشوند که مسائل حقوق بشری را فدای پروندههای کلانتر (مثل توافقات اتمی یا ثبات منطقه) میکنند. در این تحلیل، سکوت یا انفعال در برابر ۳۳ هزار کشته میتواند ناشی از یک معامله سیاسی یا ترس از فروپاشی کل منطقه باشد که منجر به ترجیح «ثبات» بر «عدالت» میشود.
نتیجهگیری
تفاوت در این است که در دوران پهلوی، نظام سیاسی به «مشروعیت بینالمللی» نیاز داشت و به ناظران اجازه ورود داد، اما اکنون نظام سیاسی خود را ملزم به پاسخگویی به این نهادها نمیبیند. سازمان ملل نیز در برابر دولتی که درها را میبندد و از سوی قدرتهای بزرگ (دارای حق وتو) حمایت میشود، عملاً به بنبست اجرایی رسیده است و تنها به مستندسازی از راه دور بسنده میکند.
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلولهی نازیها
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📕هندسۀ فرمانبری
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
.
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻کارشناس CBN:
➖➖➖
🌾@Naqdagin
رژیم اسلامی در دو روز بیشتر از صدام در طول طولانیترین جنگ قرن بیستم، غیرنظامیان ایرانی را کشته است.
📺 دفاعِ بدونِ روتوش از صدام حسین!
📕 تحلیل آماری و استانداردهای دوگانه بیژن عبدالکریمی در دفاع از جنایاتِ صدام حسین
📕جابجایی نقش متجاوز با پدر
📕مغالطات بیژن در مناظره با وریا
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلولهی نازیها
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📕هندسۀ فرمانبری
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin