This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻کهرم خطاب به پزشکیان:
🔸اسماعیل کهرم، بومشناس و مشاور پیشین سازمان محیط زیست، در گفتوگو با روزنامۀ جهان صنعت با انتقاد تند از نحوه مواجهه دولت با کشتارهای اخیر در کشور، خطاب به پزشکیان خواستار معرفی عاملان این حوادث شد و با اشاره به آمار حدود ۴۰ هزار مورد، تأکید کرد صرف ابراز نگرانی یا بیخوابی کافی نیست و رئیسجمهور باید با اطلاعرسانی شفاف و اقدام عملی، ملت را از ابهام خارج کند.
🔺یک مقام سابق سیاسی در داخلِ ایران، در مصاحبه با یک روزنامهی داخلی به عدد ۴۰ هزار اشاره کردهاست. بعد یکسری خونشورِ بیشرمِ عمدتا چپ/اصلاحطلب، با انواع بهانهها (آمار غزه را خواستهاند به حاشیه ببرند، خواستهاند اقدام نظامی را توجیه کنند و....)، آمار کفی که اینترنشنال اعلام کردهبود را نیز منکر شدهبودند!
بیخوابی کافی نیست، مقصر کشتار ۴۰ هزار ایرانی را معرفی کنید
🔸اسماعیل کهرم، بومشناس و مشاور پیشین سازمان محیط زیست، در گفتوگو با روزنامۀ جهان صنعت با انتقاد تند از نحوه مواجهه دولت با کشتارهای اخیر در کشور، خطاب به پزشکیان خواستار معرفی عاملان این حوادث شد و با اشاره به آمار حدود ۴۰ هزار مورد، تأکید کرد صرف ابراز نگرانی یا بیخوابی کافی نیست و رئیسجمهور باید با اطلاعرسانی شفاف و اقدام عملی، ملت را از ابهام خارج کند.
🔺یک مقام سابق سیاسی در داخلِ ایران، در مصاحبه با یک روزنامهی داخلی به عدد ۴۰ هزار اشاره کردهاست. بعد یکسری خونشورِ بیشرمِ عمدتا چپ/اصلاحطلب، با انواع بهانهها (آمار غزه را خواستهاند به حاشیه ببرند، خواستهاند اقدام نظامی را توجیه کنند و....)، آمار کفی که اینترنشنال اعلام کردهبود را نیز منکر شدهبودند!
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا میکند!
— نقد خونشویی عمادالدین باقی
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند تن از کسانی که طیفهای مختلفِ مشروطهخواهان و پادشاهیخواهان را یککاسه میکردند و فحاش و بیادب و لمپن مینامیدند. یک بار این فحاشان سرشناس و بیشرم را محکوم کردهاند؟
کسانی که از نامهی بیادبانهی بهاره هدایت بهدرستی شکایت کردهبودند و آن را نقد کردهبودند، آیا از فحاشیِ متداول اسامیِ سرشناس جمهوریخواهی نیز روایت کردهاند و آن را موضوعِ نقد و هشدارِ خود قرار دادهاند؟
از اکبر گنجی تا عبدالکریم سروش و اکبر معصوم بیگی و آتش شاکرمی و اسامی سرشناس دیگری، که بسادگی گرایشِ متفاوتِ سیاسی و رقیبِ خود (نه دشمن) را، که بسیاری از جاویدنامها و آسیبدیدگان به آن گرایش و آن خانواده تعلقِ خاطر داشتهاند، با پسوندهای تحقیرآمیز و بهتانهای شرمآور، صدا زدهاند؛ آیا یک بار دیدهاید که جمهوریخواهان و چپها آنها را بعنوان افرادِی فحاش و بیادب و نزاکت سیاسی، محکوم کنند؟ و از «اخلاق رقابتِ سیاسی» بگویند؟ واقعیت این است که ادب نیز بدل به ابزار پروپاگاندای یک گرایش سیاسی شدهاست که غیر از محکوم کردنِ شبانهروزی رقیب و براندازیِ پیشدستانۀ آن، هیچ برنامۀ ایجابیای برای تغییر و انقلاب و هدایت و سازماندهی مردم ندارد.
کسانی که از نامهی بیادبانهی بهاره هدایت بهدرستی شکایت کردهبودند و آن را نقد کردهبودند، آیا از فحاشیِ متداول اسامیِ سرشناس جمهوریخواهی نیز روایت کردهاند و آن را موضوعِ نقد و هشدارِ خود قرار دادهاند؟
از اکبر گنجی تا عبدالکریم سروش و اکبر معصوم بیگی و آتش شاکرمی و اسامی سرشناس دیگری، که بسادگی گرایشِ متفاوتِ سیاسی و رقیبِ خود (نه دشمن) را، که بسیاری از جاویدنامها و آسیبدیدگان به آن گرایش و آن خانواده تعلقِ خاطر داشتهاند، با پسوندهای تحقیرآمیز و بهتانهای شرمآور، صدا زدهاند؛ آیا یک بار دیدهاید که جمهوریخواهان و چپها آنها را بعنوان افرادِی فحاش و بیادب و نزاکت سیاسی، محکوم کنند؟ و از «اخلاق رقابتِ سیاسی» بگویند؟ واقعیت این است که ادب نیز بدل به ابزار پروپاگاندای یک گرایش سیاسی شدهاست که غیر از محکوم کردنِ شبانهروزی رقیب و براندازیِ پیشدستانۀ آن، هیچ برنامۀ ایجابیای برای تغییر و انقلاب و هدایت و سازماندهی مردم ندارد.
Telegram
نقدآگین
📘دربارهی ویدیوی احترام به عقاید (پس از واکنشِ نامعقول و ناشیانهی علی کریمی)
🔻ضمن ارج نهادن به دغدغهمندی و نیات دلسوزانهی این بانوی محترم، ذکر چند نکتهی تحلیلی برای شفافسازیِ بحث و جلوگیری از خلط مفاهیم، ضروری به نظر میرسد:
۱. تفکیک «احترام به انسان» از «احترام به عقیده»
گزارهی «باید به تمام عقاید احترام گذاشت» از منظر منطقی و اخلاقی مخدوش است. عقاید، ایدهها و افکار، مقدساتِ مصون از خطا نیستند؛ بلکه پدیدههایی بشریاند که باید زیر تیغ نقد، پرسشگری و راستیآزمایی قرار گیرند. برای مثال، باوری که «کودکهمسری» را مجاز میشمارد، صرفاً یک «تفاوتِ سلیقه» نیست؛ بلکه ایدهای مخرب و خطرناک است که تجاوز به جسم و روان کودک را تئوریزه و اخلاقی جلوه میدهد. در برابر چنین باورهای آسیبزایی، سکوت یا احترام معنایی ندارد. وظیفهی مدنی و انسانیِ ماست که این عقاید را با صریحترین، مستدلترین و بُرندهترین بیانها به چالش بکشیم. نقدِ بیرحمانهی ایدهها، موتور محرکِ پیشرفت و حقوق بشر است.
۲. برابری خدشهناپذیرِ حقوق شهروندی
هرچند عقاید با یکدیگر برابر نیستند و برخی از نظر عقلی و اخلاقی برتر از برخی دیگرند، اما انسانها با هر عقیدهای، در پیشگاه قانون و حقوق بشر کاملاً برابرند. داشتن یک عقیدهی نادرست، خرافی یا حتی ارتجاعی، مادامی که به اقدام عملی علیه حقوق و امنیت دیگران منجر نشود، باعث سلب حقوق شهروندی، آزادی بیان یا کرامت انسانیِ آن فرد نخواهد شد. جامعهی دموکراتیک موظف است از حقوق مدنیِ انسانی که حتی با عقایدش عمیقاً مخالف است، دفاع کند.
۳. درکِ همدلانه نسبت به پیروانِ عقاید (توجه به جبر محیطی)
در مسیر نقدِ تندترین عقاید، باید مراقب بود که شخصیتِ خودِ افراد هدف تخریب و تحقیر قرار نگیرد. بسیاری از باورها، انتخابِ آگاهانه و آزادانهی افراد نیستند؛ بلکه محصول جبر جغرافیا، تربیتِ موروثی و القائات محیطی از دوران کودکیاند. بنابراین، به جای حمله به «فرد معتقد» و برچسبزدن به او، باید با رویکردی آسیبشناسانه ریشههای شکلگیری آن باور را درک کرد. نوک پیکانِ حمله باید به سمت «خودِ عقیده» و «نهادهای تولیدکنندهی آن» باشد، نه انسانی که خود در واقع قربانیِ ناآگاهِ آن ساختار فکری است.
۴. پرهیز از کنشهای نامعقول و غیرپراگماتیک (محاسبهی هزینه-فایده)
نقد رادیکال، تاریخی و علمیِ متون و باورهای مقدس، یک ضرورت روشنفکرانه است؛ اما اعمالی که صرفاً با هدف توهین و تحقیرِ نمادهای مقدسپنداشته (مثل سوزاندن کتب) انجام میشوند، از منظر عملگرایانه (پراگماتیک) خطای استراتژیک هستند. اینگونه رفتارها معمولاً هیچ دستاوردِ معرفتی یا روشنگرانهای ندارند. نتیجهی آنها غالباً جریحهدار شدن شدید عواطف تودهها، بسته شدنِ بابِ گفتوگو، ایجاد مظلومنمایی برای نهادهای سرکوبگر مذهبی، و تشدیدِ تعصباتِ کور است. وقتی کفه «تولید رنج، کینه و هزینهی اجتماعی» بسیار سنگینتر از کفه «آگاهیبخشی» باشد، یک کنشگر خردمند از آن روش دوری میجوید.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔻ضمن ارج نهادن به دغدغهمندی و نیات دلسوزانهی این بانوی محترم، ذکر چند نکتهی تحلیلی برای شفافسازیِ بحث و جلوگیری از خلط مفاهیم، ضروری به نظر میرسد:
۱. تفکیک «احترام به انسان» از «احترام به عقیده»
گزارهی «باید به تمام عقاید احترام گذاشت» از منظر منطقی و اخلاقی مخدوش است. عقاید، ایدهها و افکار، مقدساتِ مصون از خطا نیستند؛ بلکه پدیدههایی بشریاند که باید زیر تیغ نقد، پرسشگری و راستیآزمایی قرار گیرند. برای مثال، باوری که «کودکهمسری» را مجاز میشمارد، صرفاً یک «تفاوتِ سلیقه» نیست؛ بلکه ایدهای مخرب و خطرناک است که تجاوز به جسم و روان کودک را تئوریزه و اخلاقی جلوه میدهد. در برابر چنین باورهای آسیبزایی، سکوت یا احترام معنایی ندارد. وظیفهی مدنی و انسانیِ ماست که این عقاید را با صریحترین، مستدلترین و بُرندهترین بیانها به چالش بکشیم. نقدِ بیرحمانهی ایدهها، موتور محرکِ پیشرفت و حقوق بشر است.
۲. برابری خدشهناپذیرِ حقوق شهروندی
هرچند عقاید با یکدیگر برابر نیستند و برخی از نظر عقلی و اخلاقی برتر از برخی دیگرند، اما انسانها با هر عقیدهای، در پیشگاه قانون و حقوق بشر کاملاً برابرند. داشتن یک عقیدهی نادرست، خرافی یا حتی ارتجاعی، مادامی که به اقدام عملی علیه حقوق و امنیت دیگران منجر نشود، باعث سلب حقوق شهروندی، آزادی بیان یا کرامت انسانیِ آن فرد نخواهد شد. جامعهی دموکراتیک موظف است از حقوق مدنیِ انسانی که حتی با عقایدش عمیقاً مخالف است، دفاع کند.
۳. درکِ همدلانه نسبت به پیروانِ عقاید (توجه به جبر محیطی)
در مسیر نقدِ تندترین عقاید، باید مراقب بود که شخصیتِ خودِ افراد هدف تخریب و تحقیر قرار نگیرد. بسیاری از باورها، انتخابِ آگاهانه و آزادانهی افراد نیستند؛ بلکه محصول جبر جغرافیا، تربیتِ موروثی و القائات محیطی از دوران کودکیاند. بنابراین، به جای حمله به «فرد معتقد» و برچسبزدن به او، باید با رویکردی آسیبشناسانه ریشههای شکلگیری آن باور را درک کرد. نوک پیکانِ حمله باید به سمت «خودِ عقیده» و «نهادهای تولیدکنندهی آن» باشد، نه انسانی که خود در واقع قربانیِ ناآگاهِ آن ساختار فکری است.
۴. پرهیز از کنشهای نامعقول و غیرپراگماتیک (محاسبهی هزینه-فایده)
نقد رادیکال، تاریخی و علمیِ متون و باورهای مقدس، یک ضرورت روشنفکرانه است؛ اما اعمالی که صرفاً با هدف توهین و تحقیرِ نمادهای مقدسپنداشته (مثل سوزاندن کتب) انجام میشوند، از منظر عملگرایانه (پراگماتیک) خطای استراتژیک هستند. اینگونه رفتارها معمولاً هیچ دستاوردِ معرفتی یا روشنگرانهای ندارند. نتیجهی آنها غالباً جریحهدار شدن شدید عواطف تودهها، بسته شدنِ بابِ گفتوگو، ایجاد مظلومنمایی برای نهادهای سرکوبگر مذهبی، و تشدیدِ تعصباتِ کور است. وقتی کفه «تولید رنج، کینه و هزینهی اجتماعی» بسیار سنگینتر از کفه «آگاهیبخشی» باشد، یک کنشگر خردمند از آن روش دوری میجوید.
.
#اپوزیشنقد #نقد_ادیان #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔸بعد این وحوش به مبارزان میگویند هتاک، و جالب اینکه دقیقا خودشان این توصیف شایستهشان است؛ در مجلس شادی روضه میخوانند و در مجلس عزا دوبس دوبس میکنند و بالا پایین میپرند، بدون هیچ فلسفهای؛ اما رقصِ خانوادههای سوگوار فلسفه دارد، و خوب تا مغز استخوانشان را سوزانده.
🔺اساسا این وحوش علاقه دارند زجر کشیدن و عزاداری ببینند؛ ماتم و سرخوردگی انسانها برایشان علامت پیروز شدن است و هیچ لذتی برایشان با دیدن آه و ناله انسان سرکوب شده برابری نمیکند؛ برای همین با دیدن رقص مادران بر مزار فرزندان، رسماً دیوانه شدهاند.
✍🏻 #وحید_هروآبادی
| @vahidheroabadi |
🌾 @Naqdagin
🔺اساسا این وحوش علاقه دارند زجر کشیدن و عزاداری ببینند؛ ماتم و سرخوردگی انسانها برایشان علامت پیروز شدن است و هیچ لذتی برایشان با دیدن آه و ناله انسان سرکوب شده برابری نمیکند؛ برای همین با دیدن رقص مادران بر مزار فرزندان، رسماً دیوانه شدهاند.
✍🏻 #وحید_هروآبادی
| @vahidheroabadi |
📕رقص سوگ مقابل توحشِ مرگپرستان
📺 رقصِ وداع والدین 💔🖤
📕رزمرقصِ زندگی بر فرازِ لجنزارِ مرگ
— تبارشناسیِ یک طغیانِ نیچهای
📕رقص سوگ
📕مرگِ «مرگپرستی»، تولدِ «الهیاتِ زندگی»
📺 پدر سپهر: از زندگی و شادی بگید
🖤 جشن عزاست برقص برقص
📺 پایانِ سلطۀ شیعهگری در مراسم جاویدنامهای میهنپرست
.➖➖➖
انقلاب_ملی #داعش_شیعی
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🔸بعد این وحوش به مبارزان میگویند هتاک، و جالب اینکه دقیقا خودشان این توصیف شایستهشان است؛ در مجلس شادی روضه میخوانند و در مجلس عزا دوبس دوبس میکنند و بالا پایین میپرند، بدون هیچ فلسفهای؛ اما رقصِ خانوادههای سوگوار فلسفه دارد، و خوب تا مغز استخوانشان…
🔸لبولوچۀ انسانهای مذهبی همیشه آویزان است. آنها آدمهای خیلی غمگینی هستند. آنها زندگی این جهانی را تعطیل کردهاند. آنها هنوز زندگی با خدا را شروع نکردهاند. آنها به غم چسبیدهاند.
🔸افراد مذهبی تنها خودشان غمگین نیستند، بلکه در دل مردم دیگر هم غم ایجاد میکنند. آنها نمیتوانند شادی کسی را تحمل کنند. هر جا که چیزی را شاد کننده مییابند، در پیِ ویرانکردنش بر میآیند. در پیِ محکوم کردنش برمیآیند.
🔸آنها با همه خوشیها مخالفند. آنها با همه خوشیهای سالم دشمناند، و این خصلتشان روح و جان مردم را مسموم میکند.
✍🏻 #اشو
@whitelotuss
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸افراد مذهبی تنها خودشان غمگین نیستند، بلکه در دل مردم دیگر هم غم ایجاد میکنند. آنها نمیتوانند شادی کسی را تحمل کنند. هر جا که چیزی را شاد کننده مییابند، در پیِ ویرانکردنش بر میآیند. در پیِ محکوم کردنش برمیآیند.
🔸آنها با همه خوشیها مخالفند. آنها با همه خوشیهای سالم دشمناند، و این خصلتشان روح و جان مردم را مسموم میکند.
✍🏻 #اشو
@whitelotuss
📕کورچشمی و وارونگیِ بچهشیعه
📕رقص سوگ مقابل توحشِ مرگپرستان
📺 رقصِ وداع والدین 💔🖤
📕رزمرقصِ زندگی بر فرازِ لجنزارِ مرگ
— تبارشناسیِ یک طغیانِ نیچهای
📕رقص سوگ
📕مرگِ «مرگپرستی»، تولدِ «الهیاتِ زندگی»
📺 پدر سپهر: از زندگی و شادی بگید
🖤 جشن عزاست برقص برقص
📺 پایانِ سلطۀ شیعهگری در مراسم جاویدنامهای میهنپرست
.
#گزیدهسخن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است. به همین دلیل من به سراغ یکی از جامعهشناسان به نام چارلز تیلی (Charles Tilly) رفتم که نظریهی «دینامیکهای فعالسازی مرز» را مطرح کرده است. این نظریه کاملاً به دردِ تحلیلِ این موقعیت میخورد و خیلی از مسائل را روشن میکند.
❓پرسش اساسی این است که چه اتفاقی افتاد که ناگهان اپوزیسیونِ ملیگرا/پادشاهیخواه دستِ برتر را پیدا کرد و بقیهی جریانات را به حاشیه راند؟ آیا این یک اتفاق تصادفی است یا ریشه در جریانات مشخص اجتماعی-سیاسی دارد؟ با استفاده از این نظریه میتوان گفت نهتنها این اتفاق تصادفی نیست، بلکه ریشهدار است و بر اساس مکانیسمهای شناختهشده شکل گرفته است.
🔸بحرانِ نمایندگی در طیفِ جمهوریخواه، عدمِ تحملِ پوزیسیون (جمهوری اسلامی) در به رسمیت شناختنِ گروههای متضاد، عدمِ هویتسازی و شبکهسازیِ جریاناتِ چپ، و شکستِ روایتِ اصلاحطلبی... همگی به جنبشی یاری رساندند که به طور ایجابی خود را با شعارها و نمادهای مشخص مطرح نمود، شبکهها و پیوندهای اجتماعی درونگروهی مشخصی ایجاد کرد و نمایندگیِ آن نیز توسط رهبر اپوزیسیون به رسمیت شناخته شد.
متن کامل را از اینجا بخوانید.
@amorDei_amorFati
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است. به همین دلیل من به سراغ یکی از جامعهشناسان به نام چارلز تیلی (Charles Tilly) رفتم که نظریهی «دینامیکهای فعالسازی مرز» را مطرح کرده است. این نظریه کاملاً به دردِ تحلیلِ این موقعیت میخورد و خیلی از مسائل را روشن میکند.
❓پرسش اساسی این است که چه اتفاقی افتاد که ناگهان اپوزیسیونِ ملیگرا/پادشاهیخواه دستِ برتر را پیدا کرد و بقیهی جریانات را به حاشیه راند؟ آیا این یک اتفاق تصادفی است یا ریشه در جریانات مشخص اجتماعی-سیاسی دارد؟ با استفاده از این نظریه میتوان گفت نهتنها این اتفاق تصادفی نیست، بلکه ریشهدار است و بر اساس مکانیسمهای شناختهشده شکل گرفته است.
🔸بحرانِ نمایندگی در طیفِ جمهوریخواه، عدمِ تحملِ پوزیسیون (جمهوری اسلامی) در به رسمیت شناختنِ گروههای متضاد، عدمِ هویتسازی و شبکهسازیِ جریاناتِ چپ، و شکستِ روایتِ اصلاحطلبی... همگی به جنبشی یاری رساندند که به طور ایجابی خود را با شعارها و نمادهای مشخص مطرح نمود، شبکهها و پیوندهای اجتماعی درونگروهی مشخصی ایجاد کرد و نمایندگیِ آن نیز توسط رهبر اپوزیسیون به رسمیت شناخته شد.
متن کامل را از اینجا بخوانید.
@amorDei_amorFati
.
#جامعه #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴ بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
مقدمه خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴، صرفاً یک رویداد اعتراضی زودگذر یا واکنشی مکانیکی به بحرانهای اقتصادی نبود، بلکه در نقطهی تلاقی پیچیدهترین دینامیکهای جامعهشناختی و تاریخی رخ داد. این اعتراضات که از بازارهای تهران و در واکنش به سقوط فاجعهبار ارزش پول ملی…
نقدآگین
📘تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴ — بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها ✍🏻 #مهدی_رضاییان 🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است. به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دی ۱۴۰۴؛ پایانِ عصرِ خاکستری: چرا دوقطبی شدن، پیششرطِ تغییرات بزرگ است؟
— خلاصهای از مقالهی «تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴ِ؛ بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها» به قلمِ #مهدی_رضاییان
🔸خیزش دی ۱۴۰۴ با خروج جامعه از «وضعیت ژلاتینی» و فعالسازی مرزهای هویتی میان ملت و حاکمیت، به یک رویارویی هستیشناسانه بدل شد که در آن جریان ملیگرا با تشکیل یک «کتنت» (ترکیب مقوله و شبکه) قدرتمند و ارائه «داستانهای استاندارد» ساده و ایجابی، گوی سبقت را از رقبای خود ربود.
🔸در حالی که بحران اقتصادی و سرکوب خشن به عنوان کاتالیزور دوقطبیسازی عمل کردند، جریانهای چپ و جمهوریخواه به دلیل پیچیدگیهای نظری، فقدان روایت اسطورهای بسیجکننده و مخالفت با اصل «نمایندگی»، نتوانستند نمایش منسجمی از WUNC (شایستگی، اتحاد، تعداد و تعهد) ارائه دهند و عملاً از صحنه رقابت قدرت حذف شدند. این تحول نشاندهنده «تغییر ابژه» از مطالبات صنفی و اقتصادی به سمت یک نبرد وجودی برای حذف کامل ساختار فعلی و بقای تمدن ایرانی است.
📻 در اپیزود هشتاد و ششم از پادکست نقدآگینگپ به واکاویِ عمیقتر این مقاله پرداختیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خلاصهای از مقالهی «تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴ِ؛ بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها» به قلمِ #مهدی_رضاییان
🔸خیزش دی ۱۴۰۴ با خروج جامعه از «وضعیت ژلاتینی» و فعالسازی مرزهای هویتی میان ملت و حاکمیت، به یک رویارویی هستیشناسانه بدل شد که در آن جریان ملیگرا با تشکیل یک «کتنت» (ترکیب مقوله و شبکه) قدرتمند و ارائه «داستانهای استاندارد» ساده و ایجابی، گوی سبقت را از رقبای خود ربود.
🔸در حالی که بحران اقتصادی و سرکوب خشن به عنوان کاتالیزور دوقطبیسازی عمل کردند، جریانهای چپ و جمهوریخواه به دلیل پیچیدگیهای نظری، فقدان روایت اسطورهای بسیجکننده و مخالفت با اصل «نمایندگی»، نتوانستند نمایش منسجمی از WUNC (شایستگی، اتحاد، تعداد و تعهد) ارائه دهند و عملاً از صحنه رقابت قدرت حذف شدند. این تحول نشاندهنده «تغییر ابژه» از مطالبات صنفی و اقتصادی به سمت یک نبرد وجودی برای حذف کامل ساختار فعلی و بقای تمدن ایرانی است.
📻 در اپیزود هشتاد و ششم از پادکست نقدآگینگپ به واکاویِ عمیقتر این مقاله پرداختیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴ — بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها ✍🏻 #مهدی_رضاییان 🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است. به…
دی ۱۴۰۴؛ پایانِ عصرِ خاکستری
@Naqdagin
🎧 دی ۱۴۰۴؛ پایانِ عصرِ خاکستری: چرا دوقطبی شدن، پیششرطِ تغییرات بزرگ است؟
📺 خلاصۀ ویدیوییِ مقاله
🔸در اپیزود هشتاد و ششم از #نقدآگینگپ به واکاویِ عمیقتر از مقالهی «تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴؛ بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها» به قلمِ #مهدی_رضاییان میپردازیم.
🔸خیزش دی ۱۴۰۴ با خروج جامعه از «وضعیت ژلاتینی» و فعالسازی مرزهای هویتی میان ملت و حاکمیت، به یک رویارویی هستیشناسانه بدل شد که در آن جریان ملیگرا با تشکیل یک «کتنت» (ترکیب مقوله و شبکه) قدرتمند و ارائه «داستانهای استاندارد» ساده و ایجابی، گوی سبقت را از رقبای خود ربود.
🔸در حالی که بحران اقتصادی و سرکوب خشن به عنوان کاتالیزور دوقطبیسازی عمل کردند، جریانهای چپ و جمهوریخواه به دلیل پیچیدگیهای نظری، فقدان روایت اسطورهای بسیجکننده و مخالفت با اصل «نمایندگی»، نتوانستند نمایش منسجمی از WUNC (شایستگی، اتحاد، تعداد و تعهد) ارائه دهند و عملاً از صحنه رقابت قدرت حذف شدند. این تحول نشاندهنده «تغییر ابژه» از مطالبات صنفی و اقتصادی به سمت یک نبرد وجودی برای حذف کامل ساختار فعلی و بقای تمدن ایرانی است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 خلاصۀ ویدیوییِ مقاله
🔸در اپیزود هشتاد و ششم از #نقدآگینگپ به واکاویِ عمیقتر از مقالهی «تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴؛ بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها» به قلمِ #مهدی_رضاییان میپردازیم.
🔸خیزش دی ۱۴۰۴ با خروج جامعه از «وضعیت ژلاتینی» و فعالسازی مرزهای هویتی میان ملت و حاکمیت، به یک رویارویی هستیشناسانه بدل شد که در آن جریان ملیگرا با تشکیل یک «کتنت» (ترکیب مقوله و شبکه) قدرتمند و ارائه «داستانهای استاندارد» ساده و ایجابی، گوی سبقت را از رقبای خود ربود.
🔸در حالی که بحران اقتصادی و سرکوب خشن به عنوان کاتالیزور دوقطبیسازی عمل کردند، جریانهای چپ و جمهوریخواه به دلیل پیچیدگیهای نظری، فقدان روایت اسطورهای بسیجکننده و مخالفت با اصل «نمایندگی»، نتوانستند نمایش منسجمی از WUNC (شایستگی، اتحاد، تعداد و تعهد) ارائه دهند و عملاً از صحنه رقابت قدرت حذف شدند. این تحول نشاندهنده «تغییر ابژه» از مطالبات صنفی و اقتصادی به سمت یک نبرد وجودی برای حذف کامل ساختار فعلی و بقای تمدن ایرانی است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸بر پایه گزارشهای منتشر شده شمار قابل توجهی از دانشجویان دانشگاه شریف مقابل سلف تجمع کرده بودند تا در سکوت، با عکس جاویدنامها را برافراشته به آنها ادای احترام کنند.
🔸پس از پخش اذان، دانشجویان تشویق کرده و سوت زدند و بعد از آن شعارهایی چون «مرگ بر خامنهای» و «جاوید شاه» سر دادند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸پس از پخش اذان، دانشجویان تشویق کرده و سوت زدند و بعد از آن شعارهایی چون «مرگ بر خامنهای» و «جاوید شاه» سر دادند.
📻 دی ۱۴۰۴؛ پایانِ عصرِ خاکستری: چرا دوقطبی شدن، پیششرطِ تغییرات بزرگ است؟
.
#انقلاب_ملی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 سخن #مارک_لوین که ترامپ حدود ۴ ساعت پیش پست کرد
چه میشد اگر ما بهترین توافق تاریخ را از ایران میگرفتیم؟ آنها قرار است از بمبهای هستهای خود دست بکشند، قرار است از موشکهای بالستیک خود دست بکشند، قرار است تبدیل به پیشاهنگان پسر و دختر (کنایه از آدمهای بسیار خوب و بیخطر) شوند، دیگر تروریسمی در کار نخواهد بود. درست است. آنها قرار است ایدئولوژی اسلامگرایانه قرن هفتمی خودشان را که برای شستشوی مغزی دیگران استفاده کردهاند و هر روز آن را موعظه میکنند، کنار بگذارند. درست است.
بله، ما آن توافق را امضا خواهیم کرد. حتماً، آن را امضا میکنیم.
حالا چرا آنها باید چنین توافقی را امضا کنند؟ چه میشود اگر این بزرگترین توافق در میان تمام توافقهای تاریخ باشد؟ چرا باید آن را امضا کنند؟
خانمها و آقایان، میبینید که مشکل این است؛ این مسئله ربطی به یک توافق، مذاکره، دیپلماسی یا پیش بردن این بازی ندارد.
خامنهای، [و] نازیهای اسلامگرا، به ما گفتهاند که قصد دارند چه کار کنند. و آنها معتقدند که این کار از سوی خدا هدایت میشود. و آنها دهها هزار نفر از مردم خودشان را در چند هفته اخیر، [و] در طول سالها، قتلعام کردهاند تا این دستورکار را پیش ببرند.
آیا فکر میکنید امضای یک توافق قرار است جلوی چیزی را بگیرد؟ آیا فکر میکنید آنها به توافق احترام خواهند گذاشت؟
مسئله این نیست که آیا ما مذاکره میکنیم یا نه. سوال این است که چرا مذاکره میکنیم؟ سوال این است که چرا فکر میکنیم یک توافق قرار است این... این افراد را تحت کنترل نگه دارد؟
اینطور نخواهد شد.
حالا شاید به طور موقت [این کار را بکند]. ممکن است آنها به طور موقت عقبنشینی کنند، دقیقاً همان کاری که کره شمالی کرد. اوه آنها عقبنشینی کردند. آنها برای چند سال عقبنشینی کردند و ناگهان، هی، حدس بزنید چه شد؟ ما چند بمب هستهای داریم.
آنها این بازی را خواهند کرد. آنها به بازی بلندمدت نگاه میکنند. و حتی اگر قرار باشد در طول دوران ریاستجمهوری ترامپ عقبنشینی کنند، این یعنی سه سال دیگر. بعد از آن چه؟ چه میشود اگر ما یک بایدن یا یک اوباما داشته باشیم؟ یا چه میشود اگر ما یک جمهوریخواه ضعیف داشته باشیم؟
تنها رئیسجمهوری که واقعاً اقدام قاطعی علیه ایران انجام داده، رئیسجمهورِ امروز، دانلد ترامپ است. وقتی او برود چه اتفاقی میافتد؟
خانمها و آقایان، ما به عنوان نسل خودمان، نمیتوانیم این مسئله را برای نسل بعدی، [یعنی] فرزندان و نوههایمان رها کنیم تا با آن سر و کله بزنند. ما باید با این مسئله برخورد کنیم.
وگرنه آنها دهها هزار موشک بالستیک خواهند داشت. آنها دهها کلاهک هستهای خواهند داشت. و قادر خواهند بود به کشور ما برسند. و از آنجایی که آنها حاضر بودهاند مردم خودشان را دهها هزار نفر دهها هزار نفر قتلعام کنند، بهتر است باور کنید که از آن کلاهکهای هستهای علیه فرزندان و نوههای ما هم استفاده خواهند کرد.
آنها از هر زمان دیگری ضعیفتر هستند. آنها دیگر هرگز به این اندازه ضعیف نخواهند بود.
و آنها از توافقات پیروی نمیکنند. وقتی ما در سال ۲۰۱۸ از آن توافق اوباما خارج شدیم، آنها فوراً شروع به نقض توافقی کردند که هنوز با اروپا پابرجا بود.
نقضهای سیستماتیک. ایران عمداً پایبندی خود به توافق را به صورت مرحلهای کاهش داد که منجر به نقضهای مستمرِ متعدد به جای یک رویداد واحد شد.
سطوح غنیسازی. ایران غنیسازی اورانیوم خود را به ۶۰ درصد افزایش داد که به طور قابل توجهی بالاتر از محدودیت ۳.۶۷ درصدی تعیین شده توسط توافق بود.
محدودیتهای ذخایر. در اواخر سال ۲۰۱۹، ایران محدودیت ۳۰۰ کیلوگرمی اورانیوم غنیشده را نقض کرد و بعداً ذخایر خود را به ۳۰ برابر حد مجاز رساند.
تعلیقهای نظارتی. از فوریه ۲۰۲۱، ایران آژانس بینالمللی انرژی اتمی سازمان ملل را از نظارت کامل بر تأسیسات هستهای خود محدود کرد.
خاتمه رسمی. آنها این را در اکتبر ۲۰۲۵ اعلام کردند.
شما فکر میکنید فرستادگان ما، یا فرستادگان شخص دیگری، یا امضای یک توافق قرار است طرز فکر یک رژیم تروریستی را که همین الان که من صحبت میکنم در حال قتلعام مردمش است و از قبل در تلاش برای ساختن بمبهای هستهای جدید است، تغییر دهد؟ ما یک کاغذ امضا کردیم، صلح در زمانه ما [تضمین شد]؟ نه.
مشکل، مذاکرات نیست. مشکل این نیست که آنها با این یا آن موافقت نمیکنند یا ما میتوانیم بهترین توافق تاریخ جهان را به دست بیاوریم. مشکل، خودِ آنها هستند.
غرب باید بفهمد که ما به مدت ۴۷سال با چه چیزی روبرو هستیم. من نمیدانم چه چیزی لازم است [تا بیدار شوند]، اما ما باید درک کنیم که با چه چیزی طرف هستیم.
چه میشد اگر ما بهترین توافق تاریخ را از ایران میگرفتیم؟ آنها قرار است از بمبهای هستهای خود دست بکشند، قرار است از موشکهای بالستیک خود دست بکشند، قرار است تبدیل به پیشاهنگان پسر و دختر (کنایه از آدمهای بسیار خوب و بیخطر) شوند، دیگر تروریسمی در کار نخواهد بود. درست است. آنها قرار است ایدئولوژی اسلامگرایانه قرن هفتمی خودشان را که برای شستشوی مغزی دیگران استفاده کردهاند و هر روز آن را موعظه میکنند، کنار بگذارند. درست است.
بله، ما آن توافق را امضا خواهیم کرد. حتماً، آن را امضا میکنیم.
حالا چرا آنها باید چنین توافقی را امضا کنند؟ چه میشود اگر این بزرگترین توافق در میان تمام توافقهای تاریخ باشد؟ چرا باید آن را امضا کنند؟
خانمها و آقایان، میبینید که مشکل این است؛ این مسئله ربطی به یک توافق، مذاکره، دیپلماسی یا پیش بردن این بازی ندارد.
خامنهای، [و] نازیهای اسلامگرا، به ما گفتهاند که قصد دارند چه کار کنند. و آنها معتقدند که این کار از سوی خدا هدایت میشود. و آنها دهها هزار نفر از مردم خودشان را در چند هفته اخیر، [و] در طول سالها، قتلعام کردهاند تا این دستورکار را پیش ببرند.
آیا فکر میکنید امضای یک توافق قرار است جلوی چیزی را بگیرد؟ آیا فکر میکنید آنها به توافق احترام خواهند گذاشت؟
مسئله این نیست که آیا ما مذاکره میکنیم یا نه. سوال این است که چرا مذاکره میکنیم؟ سوال این است که چرا فکر میکنیم یک توافق قرار است این... این افراد را تحت کنترل نگه دارد؟
اینطور نخواهد شد.
حالا شاید به طور موقت [این کار را بکند]. ممکن است آنها به طور موقت عقبنشینی کنند، دقیقاً همان کاری که کره شمالی کرد. اوه آنها عقبنشینی کردند. آنها برای چند سال عقبنشینی کردند و ناگهان، هی، حدس بزنید چه شد؟ ما چند بمب هستهای داریم.
آنها این بازی را خواهند کرد. آنها به بازی بلندمدت نگاه میکنند. و حتی اگر قرار باشد در طول دوران ریاستجمهوری ترامپ عقبنشینی کنند، این یعنی سه سال دیگر. بعد از آن چه؟ چه میشود اگر ما یک بایدن یا یک اوباما داشته باشیم؟ یا چه میشود اگر ما یک جمهوریخواه ضعیف داشته باشیم؟
تنها رئیسجمهوری که واقعاً اقدام قاطعی علیه ایران انجام داده، رئیسجمهورِ امروز، دانلد ترامپ است. وقتی او برود چه اتفاقی میافتد؟
خانمها و آقایان، ما به عنوان نسل خودمان، نمیتوانیم این مسئله را برای نسل بعدی، [یعنی] فرزندان و نوههایمان رها کنیم تا با آن سر و کله بزنند. ما باید با این مسئله برخورد کنیم.
وگرنه آنها دهها هزار موشک بالستیک خواهند داشت. آنها دهها کلاهک هستهای خواهند داشت. و قادر خواهند بود به کشور ما برسند. و از آنجایی که آنها حاضر بودهاند مردم خودشان را دهها هزار نفر دهها هزار نفر قتلعام کنند، بهتر است باور کنید که از آن کلاهکهای هستهای علیه فرزندان و نوههای ما هم استفاده خواهند کرد.
آنها از هر زمان دیگری ضعیفتر هستند. آنها دیگر هرگز به این اندازه ضعیف نخواهند بود.
و آنها از توافقات پیروی نمیکنند. وقتی ما در سال ۲۰۱۸ از آن توافق اوباما خارج شدیم، آنها فوراً شروع به نقض توافقی کردند که هنوز با اروپا پابرجا بود.
نقضهای سیستماتیک. ایران عمداً پایبندی خود به توافق را به صورت مرحلهای کاهش داد که منجر به نقضهای مستمرِ متعدد به جای یک رویداد واحد شد.
سطوح غنیسازی. ایران غنیسازی اورانیوم خود را به ۶۰ درصد افزایش داد که به طور قابل توجهی بالاتر از محدودیت ۳.۶۷ درصدی تعیین شده توسط توافق بود.
محدودیتهای ذخایر. در اواخر سال ۲۰۱۹، ایران محدودیت ۳۰۰ کیلوگرمی اورانیوم غنیشده را نقض کرد و بعداً ذخایر خود را به ۳۰ برابر حد مجاز رساند.
تعلیقهای نظارتی. از فوریه ۲۰۲۱، ایران آژانس بینالمللی انرژی اتمی سازمان ملل را از نظارت کامل بر تأسیسات هستهای خود محدود کرد.
خاتمه رسمی. آنها این را در اکتبر ۲۰۲۵ اعلام کردند.
شما فکر میکنید فرستادگان ما، یا فرستادگان شخص دیگری، یا امضای یک توافق قرار است طرز فکر یک رژیم تروریستی را که همین الان که من صحبت میکنم در حال قتلعام مردمش است و از قبل در تلاش برای ساختن بمبهای هستهای جدید است، تغییر دهد؟ ما یک کاغذ امضا کردیم، صلح در زمانه ما [تضمین شد]؟ نه.
مشکل، مذاکرات نیست. مشکل این نیست که آنها با این یا آن موافقت نمیکنند یا ما میتوانیم بهترین توافق تاریخ جهان را به دست بیاوریم. مشکل، خودِ آنها هستند.
غرب باید بفهمد که ما به مدت ۴۷سال با چه چیزی روبرو هستیم. من نمیدانم چه چیزی لازم است [تا بیدار شوند]، اما ما باید درک کنیم که با چه چیزی طرف هستیم.
📺 شناخت ترامپ و تیمش از علی خامنهای
📺 اگر الان کار را یکسره نکنیم شاید دیگر نشود
📺 ترامپ، فاکسنیوز و مارک لوین
📕مارک لوین در نقد جنبش اول آمریکا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 با چه دولتی روبهرو هستيم؟
🔻حسام سلامت (چپگرا) در این بخش از مناظره به نکته مهمی اشاره میکند:
🔸از سوی دیگر تجربهٔ دهههای گذشته نیز نشان داده است که این نظام، به دلیل مبانی الهیاتی و معماری خاص آن اصولا اصلاح ناپذیر است.
🔸در چنین شرایطی، مسئلهٔ اصلی، یافتن بهترین و کمهزینهترین مسیر برای تغییر این نظام سیاسی است و رویکردهایی که بدون ارائهٔ پیشنهادهای عملی برای تغییر، یا با تکرار راهحلهای شکست خوردهٔ گذشته، صرفا به نقد راهحلهای موجود میپردازند، از آنجا که در نهایت حامیان خود را در فضای تعلیق نگه میدارند خواسته یا ناخواسته در جهت حفظ ساختار سیاسی کنونی گام برمیدارند؛ ساختاری که حدی در کشتن برای خود نمیشناسد و تجربهٔ تاریخی نشان داده است با ادامهٔ حیات آن، میتواند بحرانهای بزرگتری را پدید آورد.
✍🏻 #سجاد_فتاحی
🔻حسام سلامت (چپگرا) در این بخش از مناظره به نکته مهمی اشاره میکند:
«ما با دولتی روبرو هستیم که حدی در کشتن برای خود نمیشناسد...»
🔸از سوی دیگر تجربهٔ دهههای گذشته نیز نشان داده است که این نظام، به دلیل مبانی الهیاتی و معماری خاص آن اصولا اصلاح ناپذیر است.
🔸در چنین شرایطی، مسئلهٔ اصلی، یافتن بهترین و کمهزینهترین مسیر برای تغییر این نظام سیاسی است و رویکردهایی که بدون ارائهٔ پیشنهادهای عملی برای تغییر، یا با تکرار راهحلهای شکست خوردهٔ گذشته، صرفا به نقد راهحلهای موجود میپردازند، از آنجا که در نهایت حامیان خود را در فضای تعلیق نگه میدارند خواسته یا ناخواسته در جهت حفظ ساختار سیاسی کنونی گام برمیدارند؛ ساختاری که حدی در کشتن برای خود نمیشناسد و تجربهٔ تاریخی نشان داده است با ادامهٔ حیات آن، میتواند بحرانهای بزرگتری را پدید آورد.
✍🏻 #سجاد_فتاحی
📻 دی ۱۴۰۴؛ پایانِ عصر خاکستری
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
نقدآگین
📘تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴ — بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها ✍🏻 #مهدی_رضاییان 🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است. به…
🍂 یکی از نکاتی که باید رویش تاکید کرد مسئلهی «شفافیت» در وضعیت دوقطبیِ رادیکال است. در متن بالا دو بار تاکید کردم که وضعیتِ دوقطبی نهتنها در این شرایط مذموم یا تصنعی نیست، بلکه سازوکاری طبیعی و ضروری برای پیشروی جنبش است. اگر دوقطبی ایجاد نشود اصلا جنبش، به معنای دقیق کلمه که در مقابل پوزیسیون صفآرایی رسمی کند، به وجود نمیآید. یکی از عناصر بنیادین شکلگیری این دوقطبی، و نیز تشدید و ثبات آن، شفافیتِ مواضع است.
🍂 این یک الزام ساختاری است تا جامعه از یک فاز تاریخی به فاز دیگری عبور کند، یا به عبارت دیگر شرایط تحقق «فازِ آلترناتیو» ممکن گردد. الزام آن به این دلیل است که جنبشها زمانی موفق به ایجاد یکپارچگی و اعلام وجود میگردند که از وضعیت ژلاتینی (وضعیت سیال و شبکههای درهمتنیده با مرزهای محو) خارج شوند، و لازمهی این امر تقلیل یافتن بحثهای پیچیده و روایتهای مبهم به روایتی شفاف و روشن است. در این شرایط مکانیسمهای اجتماعی به صورت خودکار به سمتِ تولیدِ شفافیتِ مطلق و حذف مناطق خاکستری حرکت میکنند.
🍂 همه چیز شفاف میشود: کوچکترین مصاحبه و حرفی به دقت توسط مردم رصد میشود و به سرعت در مورد اینکه فرد گوینده در کدام قطب قرار میگیرد تصمیمگیری میشود. اگر چپها یا جمهوریخواهان در حال پیچیدهگویی هستند، مردم با دیدن کوچکترین نشانهای در صحبت هایشان آنها را در قطب مخالف دستهبندی میکنند و از قطب خود طرد میکنند. برای مثال فعال حزب کارگری که شروع به صحبت از رنج کارگران و طبقه فرودست میکند و از فعالیتهای خود و همکارانش برای رهایی ستمدیدگان در ایران سخنرانی میکند، مخاطب فقط منتظر مینشیند که نشانهای در او بیابد. به محض اینکه آن فعال میگوید «ما معتقدیم جنبش نیاز به یک فرد به عنوان رییس یا رهبر ندارد» آن نشانه دریافت میشود و مردم با انتساب شباهت، او را به قطب مخالف (جمهوری اسلامی) پرتاب میکنند. هیچ میانهای در شرایط دوقطبی مطلق وجود ندارد. همه چیز به سمت روشنی و شفافیت و سادگی حرکت میکند. در این بین طیف راست، خصوصا راست محافظهگرا، به دلیل روشنی و شفافیت مواضع (دفاع از ملیت، سنت و اسطورهی زمینی و انضمامی) و حمایت از نمایندگی جنبش، از قطب رقیب پیشی میگیرد.
🍂 به همین دلیل اکتهای بدنی (مانند رقصِ داغدیده بر سر مزار) با پذیرش عمومی و محبوبیت مواجه میشود، زیرا «بدن» همیشه شفافتر از «زبان» خود را نشان میدهد. و نیز به همین دلیل نسل جدید اعلام میکند «ما نیاز نداریم کسی به ما یاد بدهد» بلکه نیاز به همراهی داریم. یعنی ما در این شرایط بحرانی و دوقطبیشده، نیاز به مغلقگوییهای نظری نداریم، بلکه شفافیت و اکت میخواهیم.
🍂 صفبندی دو قطب در دانشگاهها (در اخبار امروز) به وضوح این نکته را نشان میدهد: دو گروه در برابر یکدیگر صف کشیدهاند، و میانشان فاصلهای چندمتری وجود دارد. هیچ فردی در این میانه (در این فاصلهی چند متری) حضور ندارد. افراد یا در این قطب هستند یا در آن قطب. اگر فردی در آن میانه بایستد و بقیه را دعوت به آرامش کند (طرف هیچکدام نباشد) یا نادیده گرفته میشود و طرد میشود یا انگ و برچسب میخورد، زیرا به مثابه یک امر ناشفاف و مضر برای جنبش شناخته میشود.
🍂 هر قطب نمایندهی مطلق یک طرف اخلاقی است: خیر مطلق، شر مطلق. کسانی که در میانه میایستند و موضع شفافی ندارند و پیچیدهگویی و ابهام دارند، به عنوان خیانتکارانِ بیاخلاق (بیشرف) شناخته میشوند. تمام اینها مکانیسمهای اجتماعی در این وضعیت است. نمیتوان آن را دور زد و یا پیچاند. قطعا هرکسی که توانی برای تفکرات پیچیده دارد (بواسطه خواندن زیاد و تحصیل در علوم انسانی)، میتواند به راحتی انبوهی از گزارههای پیچیده را بنویسد یا بگوید. اما فرد باهوش میداند که در این شرایط دوقطبی شده، این سخنان فایدهای ندارد. چه بسا حتی خودش با ضعف افکار و حتی ناصادقی خودش مواجه شود، زیرا وقتی همهچیز رو به وضوح و سادگی میرود، او تازه متوجه میشود که تاکنون موضعی شفاف نداشته و تکلیفش با خودش مشخص نیست.
✍🏻 #مهدی_رضاییان
@amorDei_amorFati
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 این یک الزام ساختاری است تا جامعه از یک فاز تاریخی به فاز دیگری عبور کند، یا به عبارت دیگر شرایط تحقق «فازِ آلترناتیو» ممکن گردد. الزام آن به این دلیل است که جنبشها زمانی موفق به ایجاد یکپارچگی و اعلام وجود میگردند که از وضعیت ژلاتینی (وضعیت سیال و شبکههای درهمتنیده با مرزهای محو) خارج شوند، و لازمهی این امر تقلیل یافتن بحثهای پیچیده و روایتهای مبهم به روایتی شفاف و روشن است. در این شرایط مکانیسمهای اجتماعی به صورت خودکار به سمتِ تولیدِ شفافیتِ مطلق و حذف مناطق خاکستری حرکت میکنند.
🍂 همه چیز شفاف میشود: کوچکترین مصاحبه و حرفی به دقت توسط مردم رصد میشود و به سرعت در مورد اینکه فرد گوینده در کدام قطب قرار میگیرد تصمیمگیری میشود. اگر چپها یا جمهوریخواهان در حال پیچیدهگویی هستند، مردم با دیدن کوچکترین نشانهای در صحبت هایشان آنها را در قطب مخالف دستهبندی میکنند و از قطب خود طرد میکنند. برای مثال فعال حزب کارگری که شروع به صحبت از رنج کارگران و طبقه فرودست میکند و از فعالیتهای خود و همکارانش برای رهایی ستمدیدگان در ایران سخنرانی میکند، مخاطب فقط منتظر مینشیند که نشانهای در او بیابد. به محض اینکه آن فعال میگوید «ما معتقدیم جنبش نیاز به یک فرد به عنوان رییس یا رهبر ندارد» آن نشانه دریافت میشود و مردم با انتساب شباهت، او را به قطب مخالف (جمهوری اسلامی) پرتاب میکنند. هیچ میانهای در شرایط دوقطبی مطلق وجود ندارد. همه چیز به سمت روشنی و شفافیت و سادگی حرکت میکند. در این بین طیف راست، خصوصا راست محافظهگرا، به دلیل روشنی و شفافیت مواضع (دفاع از ملیت، سنت و اسطورهی زمینی و انضمامی) و حمایت از نمایندگی جنبش، از قطب رقیب پیشی میگیرد.
🍂 به همین دلیل اکتهای بدنی (مانند رقصِ داغدیده بر سر مزار) با پذیرش عمومی و محبوبیت مواجه میشود، زیرا «بدن» همیشه شفافتر از «زبان» خود را نشان میدهد. و نیز به همین دلیل نسل جدید اعلام میکند «ما نیاز نداریم کسی به ما یاد بدهد» بلکه نیاز به همراهی داریم. یعنی ما در این شرایط بحرانی و دوقطبیشده، نیاز به مغلقگوییهای نظری نداریم، بلکه شفافیت و اکت میخواهیم.
🍂 صفبندی دو قطب در دانشگاهها (در اخبار امروز) به وضوح این نکته را نشان میدهد: دو گروه در برابر یکدیگر صف کشیدهاند، و میانشان فاصلهای چندمتری وجود دارد. هیچ فردی در این میانه (در این فاصلهی چند متری) حضور ندارد. افراد یا در این قطب هستند یا در آن قطب. اگر فردی در آن میانه بایستد و بقیه را دعوت به آرامش کند (طرف هیچکدام نباشد) یا نادیده گرفته میشود و طرد میشود یا انگ و برچسب میخورد، زیرا به مثابه یک امر ناشفاف و مضر برای جنبش شناخته میشود.
🍂 هر قطب نمایندهی مطلق یک طرف اخلاقی است: خیر مطلق، شر مطلق. کسانی که در میانه میایستند و موضع شفافی ندارند و پیچیدهگویی و ابهام دارند، به عنوان خیانتکارانِ بیاخلاق (بیشرف) شناخته میشوند. تمام اینها مکانیسمهای اجتماعی در این وضعیت است. نمیتوان آن را دور زد و یا پیچاند. قطعا هرکسی که توانی برای تفکرات پیچیده دارد (بواسطه خواندن زیاد و تحصیل در علوم انسانی)، میتواند به راحتی انبوهی از گزارههای پیچیده را بنویسد یا بگوید. اما فرد باهوش میداند که در این شرایط دوقطبی شده، این سخنان فایدهای ندارد. چه بسا حتی خودش با ضعف افکار و حتی ناصادقی خودش مواجه شود، زیرا وقتی همهچیز رو به وضوح و سادگی میرود، او تازه متوجه میشود که تاکنون موضعی شفاف نداشته و تکلیفش با خودش مشخص نیست.
✍🏻 #مهدی_رضاییان
@amorDei_amorFati
📻 دی ۱۴۰۴؛ پایانِ عصر خاکستری
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
.
#جامعه #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است.…
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است.…