نقدآگین
12.2K subscribers
3.86K photos
3.4K videos
93 files
9.1K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘ذبح عقلانیت ارتباطی در مسلخ جزم‌گرایی
(۱)
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 اخیرا عکسی در فضای مجازی منتشرشد که درآن داریوش آشوری مترجم و روشنفکر مشهور ایرانی درکنار شهلا شفیق پژوهشگر ‏و نویسنده چپ گرا به دیدار شاهزاده رضا پهلوی رفته اند البته درمعیت تنی چند از فعالان و کنشگران دیگر چپ. اقای عبدی ‏کلانتری در صفحه خویش با تمسخر آشوری چنین نوشته اند: ‏
‏«چنین گفت زرتشت: سبزی پلو با ماهی»‏


🍂 زمانی که یک فیلسوف و زبان‌شناس در ابعاد داریوش آشوری — کسی که دهه‌ها بر روی «زبانِ باز» و «مدرنیته» تامل کرده — ‏تصمیمی سیاسی می‌گیرد، پاسخ شایسته به او باید از سنخ استدلال باشد، نه استهزا. فروکاستن ساحت فکری آشوری به یک شعار ‏خیابانی، پیش از آنکه به آشوری لطمه بزند، نشان‌دهنده‌ی تهی‌شدگی فضای نقد در میان مدعیان چپ است. این رفتار، نه یک نقد ‏، بلکه یک «وندالیسم فکری»‌‎ ‎است که می‌خواهد هرگونه پل ارتباطی میان نیروهای متکثر را پیش از شکل‌گیری ویران کند‎.‎

🍂 هابرماس بر این باور است که «عقلانیت ارتباطی» تنها زمانی محقق می‌شود که کنشگران فارغ از پیش‌فرض‌های صلب، وارد گفتگو ‏شوند تا به یک «تفاهم»‌‎(Understanding) ‎برسند. جریانی که امروز بر این دیدار می‌تازد، عملاً امکان هرگونه دیالوگ ملی را ‏منتفی می‌داند‎.‎

🍂 آن‌ها به جای استقبال از شکسته شدن دیوارهای بلند میان «چپ لاییک» و «راست ملی‌گرا»، بر طبل جدایی می‌کوبند‎.‌‏ این رویکرد، ‌‏«سیاست» را نه ساحتِ ممکن‌ها و ائتلاف‌ها، بلکه ساحتِ «تصفیه‌های فرقه‌ای» می‌بیند‎.‌‏ کسی که گفتگو را «خیانت» قلمداد می‌کند، ‏در واقع به توتالیتاریسم فکری دچار است؛ چرا که پیشاپیش حقیقت را در انحصار خود دانسته و دیگران را تنها در صورتی ‏می‌پذیرد که «هم‌شکل» او باشند‎.‎

🍂 یکی از رادیکال‌ترین جنبه‌های این برخوردها، انکار حق تحول فکری برای انسان است. تاریخ اندیشه، تاریخِ «چرخش‌ها»ست. از ‏هما ناطق تا دیگران، شجاعتِ بازنگری در گذشته، فضیلتی است که تنها در جوامع باز ارج نهاده می‌شود‎.‌‏ مضحکه و مسخره کردنِ ‏کسی که از جزمیت‌های گذشته فاصله گرفته و به دنبال راه‌حل‌های جدید در فضای ملی است، نوعی «انگیزاسیون مدرن»‌‎ ‎است‎.‎این‌ها می‌خواهند کنشگر را در «گورستان ایدئولوژیک» گذشته‌اش دفن کنند. اگر انسانی حق نداشته باشد از گذشته‌ی خود ‏فراتر رود، «آزادی» معنای محصلی نخواهد داشت‎.‎

🍂 ایرانِ امروز در تب‌وتاب گذار، بیش از هر چیز به «هم‌گراییِ منتقدانه»، به عقلانیت ارتباطی و تفاهمی‎ ‎نیاز دارد. ‏رویکردی که دیدار دو روشنفکر با یک چهره سیاسی را به «سقوط» تعبیر می‌کند، در واقع از یک «ترس پنهان» رنج می‌برد: ترس از ‏ریختن هیمنه‌ی ایدئولوژی‌های صلب‎. ‎این چپِ محفلی، با برچسب‌زنی و تمسخر، عملاً در زمینِ وضع موجود بازی می‌کند؛ چرا که ‏هرگونه امکانِ شکل‌گیری یک «بلوک تاریخی» (به تعبیر گرامشی) برای تغییر را با ایجاد تفرقه از بین می‌برد‎.‎

🍂 تمسخرِ داریوش آشوری و شهلا شفیق، نه نشانه‌ی وفاداری به آرمان‌های چپ، بلکه نشانه‌ی دور افتادن از اخلاقِ گفتگو و ‏عقلانیت سیاسی است. روشنفکری که نتواند حضور رقیب یا حتی دشمن سابق را در میز گفتگو تحمل کند، هنوز در دوران ‏پیشامدرن سیر می‌کند گیریم که درنیویورک هم زندگی کند.‏

🍂 عبارت «چنین گفت زرتشت: «سبزی پلو با ماهی»، بازنمایی لودگی فکری و انسداد معرفتی طیفی از کنشگران است؛ در حالی که ‏نیاز امروز ما، سیاستِ «به رسمیت شناختن دیگری» و شجاعت برای عبور از مرزهای خودساخته است. داریوش آشوری با این ‏دیدار، شاید بیش از تمام آثار مکتوبش، «گشودگی» را تمرین کرد؛ و منتقدانش با این واکنش، «بستگی» و انسداد فکری خود را ‏فریاد زدند. دموکراسی لفاظی نیست

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘ذبح عقلانیت ارتباطی در مسلخ جزم‌گرایی
(۲)
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🔶روان‌شناسی سیاسی کنشگران چپ در مواجهه با پرسمان پادشاهی مشروطه


🔸برای واکاوی این موضوع از منظر روان‌شناسی سیاسی، باید به لایه‌های زیرین و ناخودآگاه جمعی جریانی نگریست که هرگونه ‏نزدیکی به نهاد سلطنت (حتی در قالب گفتگو) را یک «گناه کبیره» و فروپاشی اخلاقی قلمداد می‌کند‎.‎

🔻در اینجا به چند مولفه کلیدی در روان‌شناسی این برخوردها می‌پردازیم‎:‎

‏۱‌‎. گرهِ هیستریک «ترومای ۵۷»‏


🍂 بسیاری از منتقدانِ امروزِ داریوش آشوری، همچنان در فضای روانی سال ۱۳۵۷ تنفس می‌کنند. برای این طیف، «شاه» تنها یک نهاد ‏سیاسی یا تاریخی نیست، بلکه یک «ابژه تابو»‌‎ ‎است‎.‌‏ در روان‌شناسی سیاسی، وقتی یک گروه نتواند ترومای شکست یا ‏پیروزی‌های گذشته خود را هضم کند، دچار ‌‎«تکرار اجبارگونه»‌‎(Repetition Compulsion) ‎ می‌شود‎.‌‏ آن‌ها با حمله به آشوری ‏یا شفیق، در واقع در حال بازسازی فضای انقلابی ۵۷ هستند تا دوباره بر «دشمن طبقاتی» پیروز شوند. این رفتار نه یک کنش معطوف ‏به آینده، بلکه یک واکنش دفاعی برای حفظ هویتِ در حال زوال است‎.‎

‏۲‌‎. پارادایم «خلوص عقیدتی»‌‎ (Ideological Purity)‎

🍂 در روان‌شناسی جریانات چپ رادیکال، مفهومی به نام «خلوص» وجود دارد. هرگونه تماس با «دیگریِ ناپاک» (سلطنت، لیبرالیسم ‏یا راست ملی‌گرا) منجر به «آلودگی نمادین»‌‎ ‎می‌شود‎.‌‏ از این منظر، سیاست نه ساحتِ «مذاکره» و «سازش»، بلکه میدانِ «بقای ‏قدسی» است‎.‌‏ تمسخرِ داریوش آشوری با ادبیات سخیف، در واقع یک مراسم «تکفیر سکولار»‌‎ ‎است. آن‌ها می‌خواهند با طردِ او، ‏مرزهای لرزانِ هویت خود را تثبیت کنند. این «ترس از آلودگی» نشان‌دهنده یک ایگوی‎ (Ego) ‎ضعیف است که گمان می‌کند با ‏یک نشست و برخاست، کلِ بنای فکری‌اش فرو می‌ریزد‎.‎

۳. حسادتِ ساختاری به «مرجعیت فکری»‏

🍂 داریوش آشوری برای دهه‌ها مرجع زبان‌شناختی و روشنفکری ایران بوده است. وقتی شخصیتی در این تراز، بن‌بست‌های ‏ایدئولوژیک را نادیده می‌گیرد و وارد فضای «سیاستِ واقع‌گرایانه‎» (Realpolitik) ‎می‌شود، در واقع اعتبارِ «چپِ منجمد» را زیر ‏سوال می‌برد‎.‌‏ واکنش‌های تند و تمسخرآمیز، نوعی «مکانیسم دفاعیِ فرافکنی»‌‎ ‎است‎.‌‏ منتقدان به جای مواجهه با ناتوانی خود در ‏ارائه راهکار عملی برای امروزِ ایران، «خیانتِ» مفروضِ آشوری را برجسته می‌کنند تا بر بی‌پناهی و یتیم‌شدگی فکری خود سرپوش ‏بگذارند‎.‎

‏۴‌‎. عقده‌ی «پدرکشی» ناتمام


🍂 در ناخودآگاه سیاسی بخشی از چپ ایران، ستیز با «شاه» معادل ستیز با «پدر اقتدارگرا»ست. تا زمانی که این گره روانی گشوده ‏نشود، آن‌ها نمی‌توانند با «رضا پهلوی» به عنوان یک کنشگر سیاسی معاصر (و نه پادشاه قدرقدرت گذشته) مواجه شوند. ‎تمسخرِ ‏دیدارکنندگان، در واقع تلاشی است برای حفظ نقشِ «فرزندِ شورشی». آن‌ها می‌ترسند که با گفتگو، این نقش تاریخی و ‏هویت‌بخش را از دست بدهند و مجبور شوند در دنیای بلوغ‌یافته‌ی سیاست، مسئولیتِ «توافق» را بپذیرند‎.

🍂‏ برخورد با داریوش ‏آشوری و شهلا شفیق نشان داد که بخشی از فضای سیاسی ما دچار «فوبیای گفتگو»‌‎ ‎است. این فوبیا ریشه در ترسی عمیق دارد: ‏ترس از اینکه بفهمیم «رقیب سیاسی» هم یک انسان است و می‌توان با او پشت یک میز نشست‎.‌‏ توهین‌ها و مضحکه‌سازی‌ها، نقاب‌هایی بر ‏چهره‌ی جریانی است که از «تغییر»می‌ترسد. کسی که به آشوری می‌تازد، در واقع به «امکانِ تغییرِ خودش» می‌تازد؛ چرا که ‏پذیرشِ تحولِ فکریِ آشوری، به معنای پذیرشِ ضرورتِ تحول در خودِ اوست.‏

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘ذبح عقلانیت ارتباطی در مسلخ جزم‌گرایی
(۳)
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🔶 تأثیر «رادیکالیسمِ کلامی» بر عقیم ماندن جنبش‌های مدنی و دموکراسی‌خواهی

🔻تحلیل تاثیر این «رادیکالیسم کلامی»‌‎ ‎بر عقیم ماندن جنبش‌های مدنی، ما را به قلب تضادهای جامعه‌ی در حال گذار ایران ‏می‌برد. وقتی نخبگان و کنشگران به جای «زبانِ تفاهم»، از «زبانِ طرد» استفاده می‌کنند، هزینه‌ی تغییر برای کل جامعه افزایش ‏می‌یابد‎.‎ در اینجا به بررسی پیامدهای مخرب این رویه بر بدنه کنشگری داخل ایران می‌پردازیم‎:‎

‏۱. تخریب «سرمایه‌ی اجتماعی» و فرسایش اعتماد


🍂 دموکراسی پیش از آنکه صندوق رأی باشد، یک «قرار داد اخلاقی»برای همزیستی میان اضداد است‎.‌‏ وقتی فضای ‏روشنفکری (به‌ویژه در خارج از کشور) سیگنالِ « انعطاف‌ناپذیری» و «تمسخر» صادر می‌کند، کنشگرِ داخل ایران که زیر فشار ‏سرکوب است، دچار ناامیدی استراتژیک می‌شود‎.‌‏ رادیکالیسمِ کلامی، شکاف‌های کاذب ایجاد می‌کند و باعث می‌شود ‏نیروهایی که در هدفِ کلان (گذار به دموکراسی) مشترک هستند، به جای هم‌افزایی، انرژی خود را صرف خنثی‌سازی یکدیگر ‏کنند‎.‎

‏۲‌‎. بازتولید ساختار «دشمن‌ساز»‏

🍂 تراژدی بزرگ اینجاست که منتقدانِ تندخوی داریوش آشوری، ناخواسته همان متدولوژیِ قدرتِ مستقر را بازتولید می‌کنند‎.‌‏ ‏ساختار تمامیت‌خواه همواره بر «خودی و غیرخودی» و «خائن و خادم» تاکید دارد‎.‌‏ وقتی چپِ رادیکال یا هر جریان دیگری، گفتگو ‏با مخالف را «خیانت» یا «سقوط» می‌نامد، در واقع در حال تمرینِ همان استبدادی است که مدعی مبارزه با آن است. این پیام به ‏جامعه منتقل می‌شود که:
«اگر ما به قدرت برسیم، باز هم فضایی برای مخالف و دگراندیش نخواهد بود».


‏۳‌‎. از کار انداختنِ «سیاستِ میانجی»‏


🍂 جنبش‌های مدنی پیروز در جهان (مانند آفریقای جنوبی یا لهستان)، مدیونِ «چهره‌های میانجی»‌‎ ‎بودند؛ کسانی که توانستند میان ‏قطب‌های متضاد پل بزنند‎.‌‏ حمله به شخصیت‌هایی مثل آشوری و شفیق، در واقع «ترورِ جایگاهِ میانجی»‌‎ ‎است‎.‌‏ با حذف ‏میانجی‌ها، سیاست به یک بازیِ «همه یا هیچ»‌ ‎ (Zero-sum game) ‎تبدیل می‌شود. در چنین فضایی، مصالحه ملی ناممکن شده و ‏تنها گزینه باقی‌مانده، برخورد خشن و حذفی خواهد بود که معمولاً به بازتولیدِ یک دیکتاتوری جدید می‌انجامد‎.‎

‏۴‌‎. اتمیزه کردن جامعه و انزوای کنشگران


🍂 این نوع برخوردها، یک «مارپیچ سکوت»‌‎ ‎ایجاد می‌کند. کنشگرانِ میانه رو و خردگرا در داخل ایران، از ترسِ ترور شخصیت و ‏برچسب خوردن توسط رادیکال‌های مجازی، ترجیح می‌دهند سکوت کنند یا عقب بنشینند‎.‌‏ درنتیجه میدانِ عمل خالی می‌ماند برای ‏کسانی که بلندتر فریاد می‌زنند، نه کسانی که عمیق‌تر فکر می‌کنند‎.‌‏ جامعه‌ای که در آن «فکر کردن» و «تغییر موضع» مضحکه شود، ‏جامعه‌ای است که به سوی صلب‌شدگی و انفجار می‌رود، نه تحولِ دموکراتیکِ گام‌به‌گام‎.‎

🍂 رادیکالیسم کلامی و برخورد جزم‌گرایانه با دیدارِ اخیر، نشان داد که بخشی از اپوزیسیون و روشنفکری ایران، هنوز به «بلوغِ ‏سیاسیِ دموکراتیک»‌‎ ‎نرسیده است. آن‌ها دموکراسی را می‌خواهند، اما ابزارهای رسیدن به آن (گفتگو، رواداری و ائتلاف) را ‏نجس می‌شمارند‎.

🍂 اگر قرار است ایران از چرخه‌ی استبداد رها شود، راه آن از مسیرِ «به رسمیت شناختنِ حقِ گفتگو»‌‎ ‌‏ و ‏عقلانیت ارتباطی و مفاهمه ای می‌گذرد؛ حتی با کسانی که دهه‌ها با آن‌ها دشمن بوده‌ایم. حرکتِ آشوری، یک جسارتِ مدنی ‏برای شکستنِ این طلسم بود و واکنش‌های هیستریک، تلاشِ بیهوده‌ی جزم‌اندیشی برای حفظِ قفس‌های کهنه

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin‎.‎
📘ذبح عقلانیت ارتباطی در مسلخ جزم‌گرایی
(۴)
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🔻تدوین یک «منشور اخلاقِ گفتگو»‌‎ ‎در فضای سیاسی ایران، نه یک تمرین آکادمیک، بلکه یک ضرورت حیاتی برای خروج از ‏وضعیت «جنگ همه با هم» است. برای عبور از بن‌بستِ برچسب‌زنی و حرکت به سوی یک عقلانیت تفاهمی (به سبک هابرماسی)، ‏می‌توان اصول زیر را به عنوان میثاق فکری کنشگران پیشنهاد داد‎:‎

‏۱‌‎. اصل «تفکیکِ ایده از شخص» (جدایی نقد از تخریب)‏


🍂 هرگونه نقد باید متوجه استدلال و عملکرد افرادباشد، نه ترور شخصیت‎.‌‏ تمسخرِ فیزیکی، نسبت دادنِ بیماری‌های روانی، یا ‏استفاده از القاب تحقیرآمیز برای متفکرانی چون داریوش آشوری یا شهلا شفیق، خروج از دایره‌ی اخلاقِ سیاسی است‎.‌‏ نقدِ ‏رادیکال، نقدی است که ریشه‌ی اندیشه را واکاوی کند، نه اینکه ریشه‌یِ حرمتِ انسانی را بزند‎.‎

‏۲‌‎. اصل «حقِ شدن» و دگرگونی فکری


🍂 انسان موجودی ایستا نیست. هر کنشگری حق دارد بر اساس تجربه‌های زیسته و تاملات جدید، در مواضع گذشته‌ی خود بازنگری ‏کند‎.‌‏ برچسب زدن به افراد بر اساس مواضع ۳۰ یا ۴۰ سال پیش (بدون در نظر گرفتن فرآیند تحول آن‌ها)، نوعی استبدادِ زمانی ‏است‎.‌‏ جامعه‌ی دموکراتیک، جامعه‌ای است که در آن «تغییرِ عقیده» نه یک رسوایی، بلکه نشانه‌ی پویایی عقل است‎.‎

‏۳‌‎. اصل «رسمیت بخشیدن به دیگریِ مخالف»‏


📌 گفتگو با رقیب یا حتی دشمنِ سابق، به معنای پذیرشِ حقانیتِ او نیست، بلکه به معنای پذیرشِ واقعیتِ حضورِ او در ساحت ملی ‏است. سیاستِ دموکراتیک یعنی نشستن با کسانی که لزوماً دوستشان نداریم‎.‌‏ تکفیرِ کسانی که وارد دیالوگ می‌شوند، عملاً بستنِ ‏تنها راهِ مسالمت‌آمیز برای گذار از بحران‌هاست‎.‎


‏۴‌‎. ممنوعیتِ «تکفیرِ سکولار» و برچسب‌زنی ایدئولوژیک


🍂 واژگانی چون «خائن»، «فروخته‌شده»، «سقوط‌کرده» و «مزدور»، ابزارهای سرکوبِ زبانی هستند‎.‌‏ در فضای گفتگو، انتسابِ افراد به ‌‏«کانون‌های قدرت» بدون سند، برای خاموش کردن صدای آن‌ها، رفتاری فاشیستی است‎.‌‏ باید از انحصارِ حقیقت دست کشید؛ ‏هیچ جریانی (چه چپ، چه راست) مالکِ مطلقِ خیرِ عمومی نیست‎.‎

‏۵‌‎. اصل «شنیدنِ همدلانه»


🍂 در نقدِ یک کنش سیاسی (مانند دیدار اخیر)، باید ابتدا سعی کرد بهترین و منطقی‌ترین تفسیر را از آن کنش درک کرد، نه بدترین و ‏غرض‌آلودترین را‎.‌‏ به جای اینکه فرض کنیم آشوری برای «سهم‌خواهی» رفته است، می‌توان فرض کرد او برای «تسهیلِ فهمِ متقابل» ‏قدم برداشته است. این نوع نگاه، فضای گفتگو را از تنشِ غریزی به تاملِ فلسفی می‌برد‎.‎

🔺پایبندی به این منشور، به معنای کنار گذاشتنِ اختلافات نیست، بلکه به معنای «متمدنانه کردنِ مواجهه اختلافات»‌‎ ‎است. برخورد اخیر ‏با داریوش آشوری نشان داد که ما هنوز در مرحله‌ی «قبیله‌گرایی سیاسی» هستیم؛ جایی که هر که با ما نیست، بر ماست و شایسته‌ی ‏تحقیر‎.

🔺گذار به دموکراسی در ایران، پیش از آنکه نیازمند تغییرات ساختاری باشد، نیازمند یک انقلابِ اخلاقی در زبان و ‏رفتار روشنفکران و کنشگران است. ‎باشد که زبان هیچ یک از ما از کردار ما پیشی نگیرد. ‏دموکراسی بیش از آنکه یک صندوق رأی باشد، یک «فرهنگِ مدارا» است. اگر در دوران مبارزه، تمرینِ شنیدن، تکثرگرایی و ‏نقدپذیری نکنیم، پیروزی ما تنها طلوعِ یک زمستانِ دیگر با نامی متفاوت خواهد بود‎.‌

🔺امروز، بیش از هر زمان دیگری، مبارزان نیاز ‏دارند که آینه‌ای در برابر خود بگیرند. آیا ما در حال کشتنِ استبداد هستیم، یا در حالِ یادگیریِ فنونِ آن برای فردا روزِ خودمان؟ ‏پاسخ به این سؤال، سرنوشتِ نسل‌های آتی را رقم خواهد زد

@nasaksara

.


#سیاست #اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
📘دیدار تاریخی برای آینده‌ی ایران

✍🏻 #آزاد_عندلیبی

🔸دیدار شاهزاده رضا پهلوی و داریوش آشوری تاریخی‌ست. از لحظاتی‌ست که در آیندهٔ ایران بارها از آن یاد می‌شود. زلزله‌ای که این دیدار در فضای فرهنگیِ ایران پدید آورده قابل‌انتظار بود. یک‌سو میراث‌دارِ پادشاهیِ مشروطهٔ ایران و رهبرِ انقلابِ شیروخورشید و یک‌سو بزرگِ روشنفکرانِ میهن‌دوستِ ایران و میراث‌دارِ ارجمندترین چهره‌های روشنفکریِ ایرانی از سپیده‌دمانِ مشروطه و موجِ اولِ روشنفکریِ ایرانی. یک‌سو رهبری سیاسی که «همه‌پرسی» را مبنای آیندهٔ ایران قرار داده و یک‌سو کسی که واژهٔ «همه‌پرسی» را در زبانِ ما ساخته است.

🔺مطالعه‌ی ادامه در عکس‌نوشته‌ها

📕ذبح عقلانیت ارتباطی در مسلخ جزم‌گرایی

.


#سیاست #اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 در این ماهِ رمضان لطفا قرآن را به فارسی بخوانید! یک بار کلش را مرور کنید، ولو شده روزنامه‌وار.

🔻آزمونِ افشاگرانه‌ی یهود
📺 سورۀ کهف: آیه‌ای روشن بر «کذبِ نبوت محمد»
📺 ذوالقرنین کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
🔻ویدیو دوم به اصحاب کهف پرداخته‌بود:
📺 زمین مسطح و «غروبِ خورشید در چشمۀ گلِ‌آلود» در قرآن
📻 شکستِ مطلق در آزمونِ نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزِگی!
— کاوشی عمیق در مقالۀ "ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش"

🔻ذوالقرنین و رمانس اسکندر
📓
افسانۀ اسکندر در قرآن
📕افسانۀ سُریانیِ دروازه‌ی اسکندر
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📕طناب‌های آسمانی و مرجعیت پیامبرانه

🔻اصحاب کهف
📺 اصحاب کهف: بافتۀ کشیشی مسیحی
📺 چرا قرآن تعداد اصحاب کهف را ذکر نکرد
📕بررسی قصۀ اصحاب کهف در قرآن و نقد دفاعیۀ روشنفکران دینی
📻 «آزمونِ [یهودیِ] نبوتِ محمد» در ترازوی نواندیشان دینی

قرآن و علم؟
📕معجزهٔ کروی بودن زمین در قرآن؟ (یک | دوم)
📕معجزه سقف محفوظ بودن آسمان در قرآن
📕پیش‌بینی تعداد دقیق مفصل‌های انسان
📕معجزهٔ جنین:
|یکم:
۱ | ۲| ۳| ۴
|دوم: سه تاريكی
|سوم: تعیین جنسیت کودک
|چهارم: نطفهٔ امشاج
|پنجم: صلب و ترائب
📕معجزهٔ اثر انگشت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از عجایبِ سهمیه‌ها و رانت‌ها در این تصویر خودش را آشکار می‌کند. دانشجوی بی‌خرد‌-و‌-هوشِ بسیجی، برای یک موشِ عروسکی بالای درخت به هیجان افتاده که نجاتش دهد، و عملا قبول کرده که آن موش نماد رهبرش است و در حالِ اعدام، و وظیفه‌ی اوست که کاری کند!
🍂 در تحلیل وضعیت فعلی، سابقاً گفتم که خامنه‌ای خودش را یک برگزیده می‌بیند و شیوه عملکرد او بیش از هر کسی به یحیی سنوار شباهت دارد. حماس که می‌دانست از نظر نظامی قابل رقابت با اسرائیل نیست، تحت محاصره است، نمی‌تواند کمک دریافت کند و مردمش بی‌‌پناه هستند، یک قمار با احتمال نود درصد باخت کرد. حماس به امید اینکه حمله به اسرائیل باعث می‌شود «توافق ابراهیم» به‌هم بخورد و کشورهای عربی را به مقابله نظامی با اسرائیل بیاورند، عملیات ۷ اکتبر را انجام داد. نتیجه عملیات قابل تصور بود: حمله نظامی اسرائیل به غزه و کشته شدن اقلاً ۴۰ هزار نفر.

🍂 با این وجود، حماس نه برای تحویل گروگان‌ها و نه برای خلع سلاح خودش، تن به صلح نداد و با گذاشتن هزار کشته روی دست اسرائیل، مردم بی‌گناه غزه را به مسلخ برد. چیزی که برای سران حماس مهم بود، باور به ماورایی بودن اعتقادات‌شان و کمک گرفتن از «الله» بود؛ اینکه یا در لحظه آخر معجزه می‌شود و مسلمانان بر یهودیان پیروز می‌شوند یا تا دم آخر می‌جنگند و کشته می‌شوند و به بهشت می‌روند. این منش فکری بین بیشتر رهبران افراطی مشترک است که یا می‌کشیم و پیروز می‌شویم یا کشته می‌شویم و به بهشت می‌رویم.

🍂 روح‌الله خمینی، القاعده، داعش، حماس و شیعیان زیدی یمن همگی در این منش مشترک هستند که درک «هزینه و فایده» ندارند؛ برای‌شان سود و زیان مهم نیست، انجام تکلیف مهم است. خصوصاً اگر رهبری امر بر او مشتبه شود که برگزیده خدا است و خود را ماورایی ببیند -که در خصوص خامنه‌ای همین‌طور است- اوضاع وخیم‌تر می‌شود. لذا جمهوری اسلامی با علم بر اینکه توان مقابله ندارد، به مصاف دشمنی می‌رود تا کربلای دیگری رقم بخورد. باور رهبر رژیم این است که یا در لحظه آخر معجزه می‌شود -مثل «صلح حدیبیه» که عهدنامه را مورچه خورد یا لحظه آخری که فرعونیان به موسی حمله کردند و در دریا غرق شدند- که با زنده ماندن و بقا در برابر آمریکا تبدیل به یک سیستم با رهبر ماورایی می‌شود، یا در برابر حملات آمریکا کشته می‌شود که در این صورت تن به ذلت نداده و به بهشت می‌رود.

🍂 این وضعیت زمانی برایم مسجل شد که وقتی ناو آمریکایی به خلیج فارس رسید، خامنه‌ای بدون کوچک‌ترین تأثری حرف از غرق کردن ناو زد. سابقاً ذکر کرده بودم که آمریکا تمایلی به جنگ در برابر ایران ندارد، چرا که منافعش در خاورمیانه به حدی نیست که بخواهد مداخله مستقیم کند و میدان را به بازیگران منطقه سپرده و تمرکز خود را روی نیم‌کره غربی و همسایگان خودش گذاشته است. اما وقایع اعتراضات دی، ورق را برگرداند. تا یک ماه پیش هم دولت آمریکا تمایلی برای حمله قطعی نداشت و علیرغم اینکه ترامپ تهدیدات سنگینی علیه ایران می‌کرد، هیچ خبری از اعزام تجهیزات نبود و اشاره کردم که فعلاً خبری از جنگ نیست.

🍂 اما ایران با تحریک کردن آمریکا، میدان را بر او تنگ کرده؛ به گونه‌ای که با ندادن هیچ امتیازی در مذاکرات و لفاظی‌های خامنه‌ای علیه ترامپ، مسیر برگشت بدون جنگ را بر او بسته است. ترامپ امروز دیگر بخواهد هم امکان برگشت از مسیر طی شده بدون یک جنگ را ندارد. در مقابل، جمهوری اسلامی به اطمینان از اینکه آمریکا نیروی زمینی در ایران پیاده نمی‌کند، سناریوی جنگ را چیده است. سناریوی ایران «تحمل ضربه برای بقا» است؛ عبارتی است که می‌گوید «دردی که مرا نکشد، قوی‌ترم خواهد کرد».

🍂 با احتمال حمله آمریکا به ایران، در چند مرحله مقامات اصلی مخفی شده، اختیار کار به فرماندهان درجه دو و سه تقسیم شده و اطلاعات و فرامین به صورت یک شبکه به ارکان زیردست منتقل می‌شود تا مقابله انجام گیرد. قسمت اصلی پلن جمهوری اسلامی، آمادگی برای مقابله با معترضین است. حضور بسیج در خیابان، اعدام معترضین، شناسایی معترضین و سرکوب آن‌ها برنامه اصلی سیستم است. نظام باور دارد حتی با تبدیل شدن ایران به غزه، در صورتی که خیابان را مهار کند، باز هم در پایان جنگ به بقا ادامه می‌دهد؛ همان‌طور که امروز در غزه با وجود فشارهای بی‌امان، همچنان کنترل غزه در دست حماس است.

🍂 با حمله احتمالی آمریکا، شبکه‌های امنیتی جمهوری اسلامی برای کنترل خیابان‌ها به شدت به کار می‌افتد تا با یک بقای نیمه‌رسمی، کنترل خود را بر کشور حفظ کند. تصور می‌کنم با حمله آمریکا و بعد از اتمام آن، شاهد رشته درگیری چندماهه بین مردم معترض و نیروهای سپاه و بسیج در خیابان باشیم.

✍🏻 #صریح‌القلم

@sarihalghalam

📕موسایِ عصرِ ما یا فرعونِ تاریخ؟ غرق شدن در توهمِ شکافتنِ دریا!

.


#سیاست #حکومت_اسلامی #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin