نقدآگین
12.2K subscribers
3.85K photos
3.4K videos
93 files
9.09K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا ایرانیان باید شن یون را تماشا کنند
— گفت‌وگو با دکتر مهناز خسروی

🔸خانم دکتر مهناز خسروی روانشناس، در گفت‌وگو با شهرزاد قانعی درباره هنرهای نمایشی شن یون، پیامی که این برنامه هنری و فرهنگی برای مردم دنیا دارد و اینکه چرا ایرانیان و نیز مردم سراسر دنیا بدون توجه به فرهنگ و زبان‌شان می‌توانند با شن یون ارتباط برقرار کنند و از تماشای آن بهره‌مند شوند صحبت می‌کند.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ایران‌اینترنشنال: نمونه‌ای کوچک از صداوسیما در بی‌پرنسیبی

🔻ایران‌ اینترنشنال همواره کپسول خبری‌اش
رو با این عبارت شروع میکنه که
جنگ «در حمایت از مردم ایران» است.

موضوعی که واقعیت نداره!

آمریکا و اسرائیل برای منافع خودشون
این جنگ رو شروع کردند.
جنگی که در ادامه جنگ ۱۲ روزه است!
جنگی که در ادامه ۲۰ سال برنامه هسته‌ای، مذاکرات و دیپلماسی شکست خورده است.
جنگی که محصول سیاست‌های ۴۷ ساله جمهوری اسلامی است.

شما نگاه کنید به پیشنهادهای ۱۵ گانه اخیر ترامپ، اسمی از مردم ایران و خواسته‌های مردم ایران نیست! چگونه این جنگ برای حمایت از مردم ایرانه ولی حتی درخواست رفراندوم، آزادی زندانیان سیاسی و… نشده؟

بله! این یک حقیقت است که در «رفتن جمهوری اسلامی» منفعت مشترکی بین آمریکا، اسرائیل، مردم ایران و کشورهای منطقه پدید آمده.

منافع مردم ایران، امروز همراستا شده
با حرکت جهان و قدرت‌های جهانی و سمت و سویی که کشورهای منطقه برای پیشرفت و توسعه می‌روند.


اما این به منزله این نیست که این جنگ «در حمایت از مردم ایران» است!

کما اینکه همین امروز هم ترامپ بازهم بر مدل «ونزوئلا» یعنی بقای اصل رژیم، و مذاکره با رژیم و دستیابی به توافق با رژیم برای همراهی با آمریکا تاکیده کرده است.

واقعیت صریح اینه: نه مردم ایران به خاطر منافع آمریکا و اسرائیل، خواستار سرنگونی و پایان جمهوری اسلامی هستند، و نه آمریکا و اسرائیل، به خاطر منافع مردم و حمایت از مردم ایران، وارد این جنگ شده‌اند!
دلایل این جنگ در همه سخنان و پیشنهادهایی که روی میز مذاکرات گذاشته می‌شوند روشن است «هسته‌ای، موشکی، نیابتی»! و از چند روز پیش هم موضوع «تنگه هرمز»!

اینجا فقط یک «منفعت مشترک» پیش آمده و آن: پایان جمهوری اسلامی است که موجودیتش جز تباهی برای ایران و مردم ایران نداشت و بقایش در پایان جنگ، بدترین خبر است! چون بارها و بارها بدتر خواهد شد.

منت این جنگ را بر سر مردم نگذارید! جایی که حتی در پیشنهادهای توافق و مذاکره‌شان،‌ نامی از مردم نیست!


@farahmand_alipour

✍🏻 #فرهمند_علی‌پور

.


#نقد_رسانه



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 کلاهبرداری بزرگ رسولی فاش شد: پولس رسول هیچ‌کدام از نامه‌ها را ننوشته است! 🔸این ویدیو گفتگویی طولانی (بیش از ۶ ساعت) میان میزبان پادکست «هیستوری ولی» و دکتر #رابرت_ام_پرایس، از برجسته‌ترین محققان منتقد و اسطوره‌پژوهِ عهد جدید، است. موضوع محوری این بحث،…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 معنویت برای ناباوران

🎙#سم_هریس

⚖️ چالش واژگان: چرا «معنویت»؟
سم هریس اذعان می‌کند که کلمه معنویت (Spirituality) حتی در ذهن خودش هم واژه‌ای دشوار و گاهی منفور است. دلیل این امر، پیوند تاریخی این واژه با ادیان ابراهیمی، عرفان‌های سنتی و خرافات «عصر جدید» است. با این حال، او استدلال می‌کند که ما به این واژه نیاز داریم چون جایگزین سکولار دقیقی نداریم که بتواند «عمق تجربه انسانی» و «تلاش برای درک ماهیت آگاهی» را به درستی منتقل کند. او معتقد است باید این واژه را از لایه‌های مذهبی و جزم‌اندیشی پاک کرد.

🧠 معرفت‌شناسی درونی (دانش از طریق تجربه)
یکی از مهم‌ترین بخش‌های گفتگو، تفاوت میان «دانش بیرونی» (تجربی/امپیریکال) و «دانش درونی» است. هریس می‌گوید بسیاری از مردم دانش حاصل از تامل درونی را جدی نمی‌گیرند، در حالی که حالات خاصی از تجربه وجود دارد که فقط از طریق نگاه به درون (Reflection) قابل درک است. این حالات شامل فروپاشی حس بدن، توقف افکار و رسیدن به «آگاهی خالص» بدون مرز است.

🧘 توهم «من» (The Self)
🔻هریس بر این باور است که بزرگترین مانع درک حقیقت، توهم «من» به عنوان یک ناظر مستقل در سر است. او توضیح می‌دهد که:
🔹 در حالت عادی، ما احساس می‌کنیم یک «سوژه» (من) هستیم که دارد به «ابژه» (تجربیات، صداها، افکار) نگاه می‌کند.
🔹 از طریق مدیتیشن، می‌توان دریافت که این دوقطبی (سوژه-ابژه) وجود ندارد.
🔹 آگاهی صرفاً فضایی است که تجربیات در آن پدیدار می‌شوند، بدون اینکه کسی در مرکز آن نشسته باشد.

🌬 مدیتیشن به مثابه یک آزمایش علمی
او مدیتیشن را نه یک آیین مذهبی، بلکه یک «تمرین برای توجه» می‌داند. او اشاره می‌کند که اگر فردی به درستی تمرین کند (مثلاً روی تنفس تمرکز کند)، متوجه می‌شود که حتی افکارش به طور خودکار ظاهر می‌شوند و او «نویسنده» افکارش نیست. هریس معتقد است کسانی که این تجربه را ندارند، در واقع تمرین را به درستی انجام نداده‌اند و در جریان دائمی افکار غرق هستند.

🪞 تمثیل آینه و نور
🔻برای تبیین ماهیت غیردوگانه آگاهی، هریس از استعاره آینه استفاده می‌کند:
🔸 آینه همه‌چیز را (زیبا یا زشت) منعکس می‌کند.
🔸 از نگاه خودِ آینه، تمام این تصاویر چیزی جز «نور» بر روی سطح آن نیستند.
🔸 آینه با آنچه نشان می‌دهد تغییر نمی‌کند؛ نه با زشتی آلوده می‌شود و نه با زیبایی ارتقا می‌یابد.
او آگاهی را مانند این آینه می‌داند که فضایی تهی برای ظهور پدیدارهاست.


زمان و فیزیک تجربه
در بخش‌های پایانی، بحث به مفاهیم انتزاعی‌تری مثل «زمان» می‌رسد. هریس معتقد است در حالات عمیق مدیتیشن، مفهوم زمان فرو می‌ریزد. او می‌گوید شاید زمان یک ویژگی بنیادین در جهان نباشد و صرفاً محصول جانبی تجربه ماست. او با استفاده از مفاهیم بودایی، آگاهی را به صورت لحظاتی توصیف می‌کند که در آن همه‌چیز در جای خود است (Suchness) و تقسیم‌بندی‌های گذشته و آینده رنگ می‌بازند.

🛡 برتری زبان بودایی
هریس توضیح می‌دهد که چرا زبان بودایی را به سایر سنت‌ها ترجیح می‌دهد. او معتقد است بودیسم به جای اینکه آگاهی را «یک چیز واحد» یا «خدا» بنامد، از واژگانی مثل «ظهور خالی» استفاده می‌کند که با علم مدرن و منطق سازگاری بیشتری دارد و از ادعاهای گزاف مذهبی فاصله می‌گیرد.

نتیجه کلی:
این گفتگو تلاشی است برای نشان دادن اینکه «امر قدسی» یا عمیق‌ترین تجربیات انسانی نیازی به پذیرش داستان‌های ماورالطبیعه ندارد. معنویت از نظر هریس، یعنی درک علمی و تجربی این حقیقت که «منِ» جداگانه‌ای وجود ندارد و آگاهی، تنها بسترِ یگانه برای تمام تجربیات جهان است.

.


#فلسفیدن #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧 نگاهی از زاویه مفهوم «پوست در بازی» #نسیم_طالب (برای نتانیاهو، ترامپ و روبیو)
— بر اساس واقعیت میدانی امروز

متن این یادداشت چند قسمتی را در اینجا بخوانید.


.


#سیاست #حکومت_اسلامی #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
🎧توافق ترامپ با سرداران سپاه: گذار از جمهوری اسلامی اول؟

چرا ترامپ برای باز کردن تنگه هرمز تعلل می‌کند؟

— از «خط لوله اسلامی» تا خط لوله نتانیاهو

🎙#عبدالله_شهبازی

گفتاری است که سه‌شنبه، ۱۱ فروردین ۱۴۰۵/ ۳۱ مارس ۲۰۲۶ در اتاق «ایران جوان» آقای محسن مدیرشانه‌چی عرضه کردم.

در بخش اول، درباره احتمالات آتی دو فرایند موازی جنگ و انقلاب در ایران سخن گفتم. احتمال توافق ترامپ با کانونی از سرداران سپاه را مطرح کردم. بنظر نمی‌رسد ترامپ حاضر به تعامل و توافق با جبهه پزشکیان و اصلاح‌طلبان، که بخش سیاسی قدرت را بطور عمده در دست دارند، به رهبری حسن روحانی، باشد، برخلاف بریتانیا و فرانسه و کانون‌ مالی قدرتمندی که مجله «اکونومیست» نماینده آن است، زیرا می‌داند که این بخش فاقد قدرت واقعی در جمهوری اسلامی است. گزینه مورد قبول ترامپ کانون نظامی است که سردار محمدباقر قالیباف آن را نمایندگی می‌کند.

احتمال دارد که ترامپ با کانون قالیباف و شرکا به توافق برسد و بدینسان خروج آمریکا از جنگ را اعلام کند. و حتی ممکن است دیداری با قالیباف ترتیب دهد و عکسی منتشر کنند و بدینسان تنش‌های مالی ناشی از جنگ با ایران را آرام کند. ولی تأکید می‌کنم که این کانون گزینه آمریکا و اسرائیل برای آینده ایران نیست و امکان ندارد پس از این همه دشواری و هزینه پروژه کلان خود را ناتمام و زخمی رها کنند. این تعامل تنها یک دوره موقت و کوتاه گذار است به سوی استقرار چنان نظمی در منطقه خلیج فارس که تمامی این تحرکات برای آن طراحی و اجرا شده.

اگر این توافق پنهان با قالیباف و کانون نظامی فوق صورت نگیرد، آمریکا از جنگ خارج نمی‌شود و حملات خود را آنقدر ادامه می‌دهد و حذف سران نظامی آنقدر تداوم پیدا می‌کند تا سرانجام این تسلیم و تعامل صورت بگیرد.

گمان می‌کنم از سخنان ۹ بعدازظهر امروز، چهارشنبه اول آوریل، ترامپ می‌توان آینده جنگ و انقلاب ایران را فهمید: اگر خروج آمریکا از جنگ را اعلام کند بدان معناست که این تعامل صورت گرفته و دوران گذار آغاز شده است. اگر برعکس، در این سخنان از ورود نیروهای زمینی به خاک ایران و حتی اعلام رسمی جنگ سخن بگوید بیانگر آن است که هنوز چنین تعاملی صورت نگرفته و حملات تداوم خواهد یافت.

نظم مورد نظر آمریکا و اسرائیل انتقال قدرت به قالیباف و سرداران سپاه و تثبیت حاکمیت‌شان بر ایران نیست هرچند خود آنان چنین تصور کنند. این نظم تنها از طریق استقرار یک نظام سیاسی مورد حمایت مردم که کاملاً مورد اطمینان آمریکا و اسرائیل باشد تحقق می‌یابد. این مرحله، اگر به آن وارد شویم، تنها دوران گذار است به آن نظم مطلوب.

در بخش دوم سخنانم گفتم که ترامپ به شکلی آشکار در باز کردن تنگه هرمز تعلل می‌کند و آن را به ابزاری برای بازی‌های سیاسی و مالی خود تبدیل کرده است. بسته ماندن تنگه هرمز در درازمدت به سود اقتصاد آمریکا، و جامعه آمریکا، نیست ولی در میان‌مدت ترامپ نهایت بهره‌برداری را از آن می‌کند. عللی را که ترامپ به این بازی دست زده است به شرح زیر بیان کردم:

تصویب بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری نظامی برای سال مالی ۲۰۲۷ که برابر با بودجه اوج جنگ جهانی دوم است (با محاسبه نرخ روز دلار)،
موجه کردن حضور زمینی احتمالی در جزایر و سواحل ایران و حتی اعلام رسمی جنگ،‌
فشار بیشتر بر اروپا و ناتو،
افزایش صادرات نفت آمریکا بعنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان،
افزایش صادرات گاز ال‌ان‌جی آمریکا که در سال‌های اخیر سهم اول را در جهان و در بازار اروپا پیدا کرده است،
تزریق بودجه نظامی به غول‌های تسلیحانی آمریکا (مجتمع نظامی- صنعتی) مانند لاکهید مارتین،‌ نورثروپ گرومن و غیره.

بعلاوه، نتانیاهو در پی قبولانیدن طرح انتقال خط لوله گاز خلیج فارس به اروپا از طریق بنادر اسرائیل در مدیترانه است به حکومت‌های عربی جنوب خلیج فارس و بسته ماندن تنگه هرمز عامل مهمی است در ترغیب اعراب به این پروژه و سرمایه‌گذاری در آن.

در بخش سوم و پایانی درباره تاریخچه این خط لوله سخن گفتم که در زمان دولت‌ احمدی‌نژاد، با سفر وزیر نفت به سوریه و انعقاد تفاهم‌نامه با بشار اسد مطرح و جنجالی شد و به «خط لوله اسلامی» شهرت یافت. این خط باید از طریق عراق و سوریه و مدیترانه گاز ایران را به یونان و جنوب اروپا منتقل می‌کرد. این همان خطی است که اینک، در وضعیت جدید منطقه، نتانیاهو مطرح می‌کند.

در ضمن این گفتار، آقای پوریا شفیعی‌تبار درباره خط لوله فوق توضیحات مفیدی بیان کرده‌اند.

@abdollahshahbazi

.


#سیاست #حکومت_اسلامی #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
جنگ در یک بن‌بست موقت گرفتار شده است؛ و این امر طبیعی است. از نقطه‌ای به بعد، اشراف اطلاعاتی دشمن—به‌واسطه لو رفتن تکنیک‌های مورد استفاده—کاهش می‌یابد و عملاً امکان ادامه همان الگوهای عملیاتی از بین می‌رود. اسرائیل برای هدف قرار دادن حسن نصرالله از سال ۲۰۰۵ و برای حذف خامنه‌ای از حدود سال ۲۰۰۰ در حال جمع‌آوری اطلاعات بود؛ اما پس از حذف نصرالله و هاشم صفی‌الدین (جانشین اول)، دیگر نتوانست نعیم قاسم، جانشین دوم، را در لبنانِ کوچک و در همسایگی خود از بین ببرد.

همچنین در جنگ سال گذشته که به عقب‌نشینی حزب‌الله از لیتانی انجامید، اسرائیل طی حدود یک ماه نزدیک به ۳۰۰ نفر از فرماندهان اصلی را ترور کرد؛ اما امروز، با وجود حمله زمینی و حتی تصرف بخشی از خاک لبنان، دیگر خبری از حذف رهبران ارشد نیست. این موضوع کاملاً قابل‌درک است؛ چرا که پس از حذف نصرالله، ساختار اطلاعاتی و فرماندهی حزب‌الله تغییر کرد و از یک ساختار متمرکز، به مجموعه‌ای از هسته‌های پراکنده، خودمختار و ایزوله تبدیل شد.

در خصوص ایران نیز وضعیت مشابهی شکل گرفته است. پس از جنگ ۱۲ روزه، ساختار جمهوری اسلامی تغییراتی اساسی را تجربه کرد؛ برای هر فرمانده، تا چهار جانشین تعیین شد. دیگر فرماندهان در محل سکونت شخصی خود حضور ندارند تا هدف ترورهای شبانه قرار بگیرند. محل استقرار فرماندهان رده دوم به خانه‌های امن و محل اختفای فرماندهان اصلی به تونل‌های زیرزمینی و احتمالاً شهرهای موشکی منتقل شده است.

وظایف هر بخش—اعم از ضابطین قضایی، نیروهای سرکوب، و واحدهای اطلاعاتی و ضد اطلاعات—به‌طور مشخص تعریف شده است. از همان ساعات اولیه جنگ، اینترنت به‌سرعت قطع شد و کشور چهره‌ای شبیه به حکومت نظامی به خود گرفت، با ایست‌های بازرسی گسترده در سطح شهرها. حتی با ایجاد پارازیت روی ماهواره یوتل‌ست، دریافت سیگنال‌های ماهواره‌ای مختل شد و اینترنت استارلینک نیز از طریق شناسایی و ردیابی، هدف حذف قرار گرفت.

این اقدامات طبیعی بود؛ چرا که جمهوری اسلامی برای چنین سناریویی برنامه‌ریزی کرده بود. پیش‌تر نیز اشاره کرده بودم که حتی در صورت حذف خامنه‌ای، تغییری بنیادین در ساختار رخ نخواهد داد و این جنگ، کوتاه‌مدت نخواهد بود.

اکنون جنگ به یک بن‌بست نسبی رسیده است. تنگه هرمز بسته مانده، فشار بر اقتصاد جهانی افزایش یافته، بازارهای سهام در اروپا و چین دچار افت شده‌اند و تورم ناشی از افزایش قیمت حامل‌های انرژی بالا رفته است. اروپا در حال فشار آوردن به ترامپ برای پایان دادن به جنگ است. ایالات متحده یا نخواسته، یا نتوانسته امنیت تنگه هرمز را به‌طور کامل برقرار کند. در همین حال، اورانیوم با غنای ۹۰ درصد همچنان در اصفهان قرار دارد و—به‌فرض تداوم شرایط—می‌تواند ظرف مدت کوتاهی به سلاح هسته‌ای تبدیل شود.

در داخل، حکومت همچنان کنترل خیابان‌ها را در اختیار دارد و آن شکافی که نتانیاهو از آن به‌عنوان عامل فروپاشی یاد می‌کرد، هنوز شکل نگرفته است.

با این حال، این بن‌بست برای هر دو طرف موقتی است. جمهوری اسلامی نیز با محدودیت‌های جدی مواجه است:
دیگر کالاها به‌راحتی از دبی ترخیص نمی‌شوند؛ صرافی‌های فعال برای انتقال پول همکاری نمی‌کنند؛ انتقال ارز به داخل کشور به‌شدت محدود شده است. زیرساخت‌ها آسیب دیده‌اند و نیاز فوری به منابع مالی وجود دارد. کشور حدود دو ماه در وضعیت تعطیلی و قطعی اینترنت به‌سر می‌برد و کسب‌وکارها عملاً متوقف شده‌اند. در چنین شرایطی، دولت نیز با کاهش شدید درآمدهای مالیاتی—که بیش از ۵۰ درصد بودجه را تشکیل می‌دهد—مواجه است.

احتمال کمبود یا حتی بحران در تأمین مواد غذایی نیز وجود دارد؛ اما سیستم حاکم تصور می‌کند این وضعیت موقتی است و اگر بتواند یکی دو ماه دیگر دوام بیاورد، ممکن است فشارها کاهش یابد.

در مقابل، اگر فشارهای ایالات متحده در همین سطح ادامه پیدا کند، احتمال بروز ناتوانی در اداره کشور، افزایش ضعف ساختاری و در نهایت شکل‌گیری بی‌نظمی وجود دارد.

در نهایت، سرنوشت این جنگ به «تداوم» و «استمرار» گره خورده است. این یک نبرد کوتاه‌مدت نیست و در بازه یک یا دو هفته‌ای تعیین تکلیف نخواهد شد؛ بلکه دست‌کم به دو تا سه ماه زمان نیاز دارد. در این میان، طرفی برنده خواهد بود که توان حفظ استمرار و تاب‌آوری بیشتری داشته باشد.

✍️ #صریح_القلم

@sarihalghalam

.


#سیاست #حکومت_اسلامی #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
1️⃣ در باب دیوانگان «آره بذار بزنه بعدش ما رژیم رو می‌اندازیم»

اینا قرار بود «تحریم که بشیم مردم گرسنه بشن بعدش ما رژیمو می‌اندازیم»، بعدش شدن «نقطه‌زنی که کنن ما رژیم رو می‌اندازیم، بمب اول بخوره می‌ریزیم بیرون»، حالا رسیدن به «برق و پل و نفت رو بزنه دیگه ما رژیم رو می‌اندازیم». فکر می‌کنید مرحله‌ی آخرشونه؟ نه. مرحله‌ی بعدی: «سدهای آب رو که بزنن دیگه بعدش ما رژیم رو می‌اندازیم»، بعدش «یه صدتا بمب اتم که بزنن بعدش ما رژیم رو می‌اندازیم».

هپروتی‌های حرومزاده!

2️⃣ در باب «محکوم کردن»

کاش دنیا انقدر کودکانه بود که با «محکوم کردن» ما توش تغییراتی رخ بده. مسئله‌ی من محکوم کردن چیزی نیست. آماده شدن برای پیامدهای چیزاییه که کنترل‌شون دست ما نیست.

دنیا برای من به دسته‌های «خوب» و «بد» تقسیم نمیشه. به «قابل پیشبینی» و «غیرقابل پیشبینی» تقسیم میشه. اینکه جناح‌های مختلف دنبال منافع خودشون باشن برای من قابل پیشبینیه. از چیز قابل پیشبینی هم تعجبی نمی‌کنم. اینکه اسرائیل برای حفظ جان مردمش هرکاری بکنه قابل پیشبینیه. اینکه رژیم ج.ا. برای حفظ نظام هرکاری بکنه قابل پیشبینیه. اینکه آمریکا برای به زانو در آوردن یه مشت جغله که با پهپاد ۳۰ هزار دلاری شاخ و شونه‌ی جهانی می‌کشن حاضره مارو هم به فنا بده قابل پیشبینیه. چیزی که قابل پیشبینیه من رو بهم نمی‌ریزه. تنها چیزی که غیرقابل پیشبینیه و عجیبه یه مشت دیوانه‌ان که تحت هذیانات اینترنشنال و سوشال‌مدیا، نزدیک یک قدمی جهنم هستن و ماجرا رو شوخی گرفتن و هیچ آمادگی‌ای کسب نکردن، نمی‌کنن و حتی ژست عاقل‌اندرسفیه هم می‌گیرن که «هفته‌ی دیگه اینا رفتن بیا برقصیم». بجز این خفیف‌العقل‌ها همه‌ی بازیکنان دارن تلفاتی ایجاد می‌کنن که حداقل مطابق منافعشونه. فقط این جماعتن که بی‌خود و بی‌جهت هم دارن به خودشون آسیب می‌زنن هم به دیگرانی که بهشون گوش میدن.

3️⃣ چند آمار قابل توجه از برق کشورهای منطقه که درگیر جنگ بودن:


۱. قطعی برق در لبنان معمولاً تا ۱۸ ساعت در روز رخ می‌دهد. بسیاری از مناطق، به ویژه در مناطق دورافتاده و حاشیه‌ای، حتی بیشتر از این مدت بدون برق هستند. علاوه بر این، قیمت برق بسیار بالا است و بسیاری از مردم مجبور به استفاده از ژنراتورهای خصوصی برای تأمین برق مورد نیاز خود هستند.

۲. در بسیاری از مناطق یمن، برق فقط چند ساعت در روز (بین ۴ تا ۸ ساعت) در دسترس است و مردم مجبورند برای استفاده از برق به ژنراتورهای خصوصی یا منابع جایگزین روی آورند. در برخی از مناطق جنوبی و روستایی، برق حتی کمتر از ۴ ساعت در روز در دسترس است.

۳. در دهه‌های اخیر، میزان تأمین برق در عراق بسیار ناپایدار بوده و در سال‌های اخیر میان ۸ تا ۱۲ ساعت در روز قابل دسترسی بوده است. البته در برخی مناطق خاص مانند بغداد و اربیل وضعیت بهتر است، اما در مناطق دیگر (مثل بخش‌هایی از موصل، فلوجه، یا دیالی) قطعی‌های طولانی‌تر رخ می‌دهد.

۴. بسیاری از مناطق سوریه به ویژه در حلب، حمص، و دمشق با قطعی‌های برق مواجه هستند که معمولاً ۸ تا ۱۲ ساعت در روز است.

✍🏻 #نولان

@NolanWrites

.


#اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻کارشناس(!) شبکه یک:
باید جنگ را برای سه هفته دیگر ادامه بدهیم حتی اگر زیرساخت‌ها را بزنند.


باید جنگ رو سه هفته دیگه ادامه بدیم، حتی اگر زیرساخت بزنه، میخواد ما رو بترسونه که تنگه رو رها کنیم
باید سه هفته دیگر جنگ را ادامه بدهیم
تا دنیا به مشکل نفت بخوره، رهبر (مجتبی خامنه‌ای) دستور داده تنگه بسته بماند. تنگه بسته می‌ماند تا تحقق شکست کامل آمریکا.



🌾 @Naqdagin
📺 آیا یک «پیام کامل» می‌تواند اینقدر گیج‌کننده باشد؟

🔍 ۱. تعریف کمال در ارتباطات (Clarity vs. Depth)


📌 ویدئو با یک اصل ساده شروع می‌شود: اگر پیامی «کامل» است، باید شفاف (Clear) باشد، نه «عمیق» یا «چندپهلو».

مثال آدرس: اگر کسی به شما آدرسی بدهد که بسته به تفسیر شما، به سه شهر مختلف ختم شود، آن آدرس را «کامل» نمی‌نامید، بلکه آن را «گیج‌کننده» یا «بد» توصیف می‌کنید.


🔺در الهیات، معمولاً وقتی متن با تناقض یا ابهام روبرو می‌شود، مدافعان از واژه «عمق» استفاده می‌کنند. ویدئو استدلال می‌کند که در دنیای واقعی، «ابهام» نشانه‌ی ضعف فرستنده در انتقال پیام است، نه نشانه بزرگی او.

🚥 ۲. قیاس چراغ راهنمایی (Universal Symbols)

پیام شفاف: چراغ قرمز یعنی ایست. هیچ فیلسوف یا مفسری قرن‌ها وقت صرف نمی‌کند تا بفهمد آیا قرمز واقعاً به معنای توقف است یا صرفاً یک استعاره از ایستادن درونی!

پیام دینی:
اما در متون دینی، یک آیه واحد توسط گروه‌های مختلف به صلح، خشونت، معنای نمادین یا معنای تحت‌اللفظی تعبیر می‌شود.

نتیجه: اگر هدف پیام، هدایت همه بشریت است، چرا وضوح آن حتی به اندازه یک چراغ راهنمایی ساده نیست؟

👨‍🏫 ۳. مسئولیت فرستنده (The Perfect Communicator)


یکی از رایج‌ترین دفاعیات مذهبی این است: «پیام کامل است، اما انسان‌ها ناقص‌اند». ویدئو این را یک «بهانه» می‌خواند.

استدلال: یک معلم خوب، درس را با توجه به سطح درک و نقص‌های دانش‌آموزانش طراحی می‌کند. اگر فرستنده پیام «قادر مطلق» و «عالم مطلق» بوده‌است، حتماً می‌دانسته که مخاطب او (انسان) دارای خطای درک است. بنابراین، یک فرستنده کامل باید پیامی طراحی کند که علی‌رغم نقص‌های گیرنده، به درستی درک شود.

مثال دفترچه راهنما: اگر شرکتی دفترچه‌ای منتشر کند که نیمی از کاربران با استفاده از آن به دستگاه آسیب بزنند، شرکت نمی‌گوید «دفترچه ما کامل است، کاربران احمق‌اند یا فاسد»؛ بلکه دفترچه را بازنویسی می‌کند.


🧩 ۴. بن‌بست تفسیر و وابستگی به «واسطه»


وقتی پیامی نیاز به تفسیر داشته باشد، قدرت از «فرستنده» به «مفسر» منتقل می‌شود.

زنجیره وابستگی: برای فهمیدن متن، شما به تخصص در زبان اصلی، دانستن بافت تاریخی، نظر علما و تحلیل‌های زبان‌شناختی نیاز پیدا می‌کنید.

نقد: پیامی که برای فهمیده شدن به «واسطه» نیاز دارد، دیگر یک پیام مستقیم و جهانی نیست. در این حالت، شما در واقع پیرو «تفسیرِ مفسر» هستید، نه پیرو «پیام خدا».

⚖️ ۵. الگوی تکراری در تمام ادیان


ویدئو نشان می‌دهد که این مشکل مختص یک دین خاص نیست:

مسیحیت: هزاران فرقه (کاتولیک، پروتستان، ارتدوکس) با یک متن واحد بر سر مسائل بنیادین مثل نجات و آیین‌ها تضاد دارند.

اسلام: مکاتب فکری و فقهی مختلف که در برداشت از قانون و الهیات با هم در نبردند.

هندویسم: طیف وسیعی از باورها از توحید تا کثرت‌گرایی، همه بر اساس متون کهن.

🔺 این نشان‌دهنده یک «الگو» است؛ متونی که ادعای کمال دارند اما در عمل باعث تفرقه و ابهام می‌شوند.

۶. زمان و تغییر معنا (سیالیت پیام)


اخلاق: متون دینی در دوره‌ای برای توجیه برده‌داری استفاده می‌شدند و امروز همان متون برای لغو آن! این نشان می‌دهد که پیام «ثابت» نیست، بلکه «موم» مانندی است که در دست فرهنگِ هر عصر شکل می‌گیرد.

ترجمه: اکثر مردم پیام را به زبان اصلی نمی‌خوانند. ترجمه هرگز بی‌طرف نیست و هر کلمه ترجمه شده، لایه‌ای از سوگیری مترجم را به پیام اضافه می‌کند.

🧪 ۷. تفاوت دین و علم در رسیدن به حقیقت
در علم:


وقتی پدیده‌ای به وضوح تبیین شود، با گذشت زمان و آزمایش، توافق جمعی روی آن بیشتر می‌شود.

📌📌📌 در دین: با گذشت زمان، توافق کمتر و شکاف‌ها بیشتر می‌شود. تفاسیر قدیمی نمی‌میرند، بلکه تفاسیر جدید به آن‌ها اضافه می‌شوند. این یعنی سیستم به سمت «وضوح» حرکت نمی‌کند، بلکه به سمت «پیچیدگی بیهوده» می‌رود.

🏁 ۸. نتیجه‌گیری نهایی ویدئو


ادعای «کمال پیام» یک فرض پیشینی است که مؤمنان با خود به متن می‌آورند. اما اگر این پیش‌فرض را کنار بگذاریم و به شواهد (اختلافات عظیم، نیاز به مفسر، تناقضات اخلاقی در طول زمان، مغالطات منطقیِ متعدد متونی چون قرآن، حشویات موجود در قرآن با وجود ادعای اعجاز زبانی) نگاه کنیم، به این نتیجه می‌رسیم:
این پیام نه مانند یک پیام الهی کامل، بلکه دقیقاً مانند یک «ارتباط انسانی ناقص» رفتار می‌کند؛ یعنی وابسته به بافت، زبان، فرهنگ و تفسیر و بضاعتِ بس محدودِ مولفانِ متون است.

.


#نقد_قرآن



🌾 @Naqdagin
Forwarded from جنگاوران
اسمان مملکت به واسطه شبکه یکپارچه پدافند هوایی که ول است. هر جارو میخواهند میزنند..فقط در بلوف های صدا و سیما ما شکارچی آسمان هستیم..همه میدانند که چه خبر است....این از دفاعمان
در بخش تهاجمی هم دست کم برای حمله به اسرائیل یک مشت ریز مهمات که نهایت آن در پنجره خانه ها پایین می‌آید و یا مسنب غیر نظامی کشته می‌شوند که به درد کسی نمی‌خورد
جناب جمهوری اسلامی..اینجوری پیش بره به پگاه میرویما...
حکومت و حامیانش چه در تجمعات شبانه‌شان در خیابان‌ها، چه در منابر و صدا و سیما و……. یک صدا هرگونه مذاکره برای رسیدن توافق
و بازکردن تنگه هرمز رو رد می‌کنن!

حتی با آتش بس مخالفت می‌کنن!
حتی در لندن تجمع میکنن و شعار
موشک بارون اسرائیل و تداوم جنگ میدن.

در تلویزیون میگن سه هفته دیگه باید جنگ رو ادامه بدیم حتی اگه کشور ویران بشه،
همزمان به عده‌ای قلیل و انتخاب شده‌،
سیم‌کارت سفید دادن

که بیان بگن مقصر ویرانی کشور مردم معترض است! همون معترضینی که ۴۰ هزارتاشون
رو کشتن! تنگه رو باز کنید و کشور رو ویران‌تر نکنید٫ قدرت رو به مردم واگذار کنید.

✍🏻 #فرهمند_علیپور



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🔻کارشناس(!) شبکه یک: باید جنگ را برای سه هفته دیگر ادامه بدهیم حتی اگر زیرساخت‌ها را بزنند. باید جنگ رو سه هفته دیگه ادامه بدیم، حتی اگر زیرساخت بزنه، میخواد ما رو بترسونه که تنگه رو رها کنیم باید سه هفته دیگر جنگ را ادامه بدهیم تا دنیا به مشکل نفت بخوره،…
طوری صحبت میکنند انگار زیرساخت‌های ایران
اموال شخصی مجتبی خامنه‌ای است!

که تصمیم گرفته به قیمت ویرانی‌شون
مقاومت کنه تا سه هفته دیگه
که قیمت نفت بره بالا!!

خب اگه توی این سه هفته کل نفت و پتروشیمی و صنایع و‌ برق ایران نابود بشه،
قیمت بالای نفت چه دردی از ایران
رو دوا میکنه؟


ما نه خودتون رو‌می‌خوایم،
نه هسته‌ای‌تون نه تفکراتتون رو!

✍🏻 #فرهمند_علیپور



🌾 @Naqdagin
برگردان نوشته کریم سجادپور، تحلیلگر مسائل ایران در موسسه آتلانتیک

تصمیم‌گیری‌های کلیدی در این جنگ، نه بین آمریکا و ایران، بلکه بین ترامپ و خودش است. او بین عقب‌نشینی کامل و وعده بمباران ایران تا «عصر حجر» نوسان داشته است. ایران اما ثابت‌قدم بوده: ایدئولوژی‌اش مقاومت، استراتژی‌اش ایجاد آشوب، و هدف نهایی‌اش بقاست.

ترامپ ماهیت جمهوری اسلامی را اشتباه فهمیده است. تهدیدهای او برای نابودی ایران، رژیمی را که از بدو تأسیس نشان داده که حاضر به نابودی کشور و مردمش است تا قدرت یا ایدئولوژی‌اش را مصالحه نکند، تکان نداده است.

برخلاف ترامپ که هیچ دیدگاه ثابتی در سیاست خارجی ندارد، طبقه حاکم تهران به دلیل وفاداری به اصول انقلاب، به ویژه مقاومت در برابر آمریکا و رد موجودیت اسرائیل، خود را "اصولگرا" می‌نامند.

این آرمان‌های انقلابی هم به عنوان چسب - که رژیم را در کنار هم نگه می‌دارد - و هم به عنوان لنگری که ملت را مهار می‌کند، عمل می‌کنند. کشور هرگز بدون کنار گذاشتن ایدئولوژی پیشرفت نخواهد کرد. رژیم معتقد است که اگر اصول خود را کنار بگذارد، نمی‌تواند زنده بماند.
ترامپ در مورد این درگیری به عنوان مذاکره‌ای برای دستیابی به یک معامله بزرگ صحبت می‌کند. تهران ممکن است در ازای آتش‌بس، توافقی محدود را بپذیرد، اما دشمنی‌اش با آمریکا و اسرائیل همچنان پابرجا خواهد ماند. علی خامنه‌ای شهادت را به عادی‌سازی ترجیح داد؛ پسرش نیز همین کار را خواهد کرد.

جمهوری اسلامی در طول ۴۷ سال تنها دو مصالحه بزرگ انجام داده است. اولین مورد، تصمیم سال ۱۹۸۸ برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق بود - پس از هشت سال و مرگ حدود ۲۰۰ هزار ایرانی - امتیازی که خمینی آن را به نوشیدن زهر تشبیه کرد. مورد دوم، توافق هسته‌ای اوباما در سال ۲۰۱۵ بود.

در هر دو مورد، الگو یکسان بود: ایران با فشار اقتصادی وجودی مواجه شد و یک خروج دیپلماتیک مشخص به آن پیشنهاد شد که مستلزم کنار گذاشتن هویت انقلابی‌اش نبود. ترامپ این فشار را بدون خروج واضح ارائه داده است.
یکی از عمیق‌ترین سوءتفاهم‌های آمریکا در مورد ایران، تلفیق منافع ملی ایران با منافع رژیم بوده است. این دو اغلب متضاد هستند. آنچه به نفع ایرانیان است - ثبات، ادغام مجدد جهانی، عادی‌سازی - مافیای مذهبی را که در انزوا رشد می‌کند، تهدید می‌کند. تناقض جمهوری اسلامی این است که تنها تحت فشار شدید تمایل به سازش دارد، اما همین فشار و انزوای خارجی به تثبیت رژیم کمک کرده است.

یک درس روشن از عراق، افغانستان و بهار عربی این است که ایالات متحده نمی‌تواند نتایج سیاسی را دیکته کند. مخالفان رژیم در ایران به طور قابل توجهی از حامیان رژیم بیشتر هستند، اما هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند اجماع ملی جدیدی برای ایرانیان ایجاد کند.

تاریخ نشان می‌دهد که تهران در بازی خود زیاده‌روی خواهد کرد. دیپلمات‌های آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز گروگان گرفت - که به قیمت جایگاه بین‌المللی ایالات متحده تمام شد. جنگ ویرانگر خود با عراق را طولانی کرد. از حمله ۷ اکتبر حماس - که منجر به نابودی نیروهای نیابتی آن شد - تمجید کرد.

مهم‌ترین اولویت، برنامه هسته‌ای ایران نیست - تنگه هرمز است. تهران در تلاش است تا آن را به عنوان کانال پانامای خود عادی‌سازی کند. این مشکلی است که باید یک راه‌حل دیپلماتیک داشته باشد: اروپا، آسیا و شرکای عرب همگی علاقه زیادی به باز نگه داشتن آن دارند.

ترامپ خواهان یک توافق سریع است. رژیم، به دلایل ایدئولوژیک و ساختاری، نمی‌تواند به چنین توافقی دست یابد. تا زمانی که جمهوری اسلامی بر ایران حکومت می‌کند، نتیجه‌ی اجتناب‌ناپذیر، بازگشت به جنگ سردی است که پیش از این درگیری وجود داشته و احتمالاً پس از آن هم ادامه خواهد یافت.

جنگ‌ها، مانند انقلاب‌ها، بر اساس نظم‌های سیاسی که می‌سازند قضاوت می‌شوند، نه بر اساس آنچه ویران می‌کنند. ترامپ این جنگ را بر اساس آنچه ویران کرده است، می‌سنجد. تاریخ آن را بر اساس تأثیر ماندگارش بر ایران، خاورمیانه و نظم جهانی گسترده‌تر قضاوت خواهد کرد.

@babakgha

.


#سیاست #حکومت_اسلامی #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
🔹 ترامپ در مصاحبه امشب دو نکته مهم گفت:

1️⃣ اگر همین امروز از ایران برویم، ساختن دوباره‌ی ایران بیست سال طول می‌کشد. اگر فردا زیرساخت‌ها را بزنم، ساختن دوباره‌ی ایران صد سال طول می‌کشد. من دوست دارم در ساخت کشورشان کمک کنم! من نمی‌خواهم زیرساخت‌ها را بزنم. ساخت دوباره‌ی ایران فقط با کمک آمریکا ممکن هست.

2️⃣ هدف من از اول، تغییر رژیم نبود. ولی بعضی‌ها فکر می‌کنند من ‌بی‌برنامه هستم. نه! من برای تک تک این روزها و‌ کارهایی که می‌کنیم از قبل برنامه ریختم. اما به شما نمی‌گویم برنامه چیست.

🔸 نتیجه اینکه: ترامپ خوب میدونه زدن زیرساخت یعنی عقب رفتن ایران و ساختن دوباره‌ی‌ کشور با کمک چین ممکن هست… آمریکا هرگز اجازه نمیده بعد از کشته شدن ۱۵ سرباز آمریکایی و خرج شدن ۲۰ میلیارد دلار، ایران به عقد دشمن آمریکا یعنی چین دربیاید… شاید به صورت محدود به تأسیسات برق یا پل‌ها حمله کند ولی هرچه حساب می‌کنم، زدن زیرساخت‌ها بطور اساسی یعنی ایجاد مشکل جدید برای کُل خاورمیانه! و حتی کشورهای عربی. بنابراین احتمالأ «برنامه» چیز دیگری‌ست! چیزی که ترامپ برای تک تک این روزها در ذهن داشته.

@hoghough_khososi

.


#سیاست #حکومت_اسلامی #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
📝 در ضرورت ایستادن علیه مصادرۀ صدای اپوزیسیون: مرثیه‌ای بر ویرانی زیرساخت‌ها به نامِ رهایی

سایۀ سنگین یک فاجعه‌ی قریب‌الوقوع بر سر خاورمیانه و بطور خاص ایران سنگینی می‌کند. در این میان، خطرناک‌ترین سناریوی ممکن، نه صرفا تحقق تهدید، بلکه «مصادرۀ صدای اپوزیسیون» برای توجیه این ویرانی‌ست. متأسفانه، روایت‌سازی‌هایی از سوی چهره‌هایی چون ترامپ در جریان است که تلاش می‌کنند نابودی زیرساخت‌های حیاتی ایران را هم‌راستا با «خواست مردم معترض» نشان دهند، درحالی‌که شاهزاده رضا پهلوی و تمام چهره‌های اپوزیسیون آشکارا علیهِ این دست از مواضعِ فکرنشده‌ی ترامپ موضع گرفته‌بودند. این یادداشت، تحلیلی است بر ابعاد فاجعه‌بار این توهمِ استراتژیک و پیامدهای جبران‌ناپذیر آن برای آینده ایران.

🔥 ویران‌سازی به نام حمایت: یک خیانتِ تاریخی

جا زدنِ انهدام زیرساخت‌های انرژی، پالایشگاه‌ها، شبکه‌های برق و پل‌های ارتباطی به عنوانِ «پاسخ به مطالبات معترضان»، عملاً خنجری زهرآگین بر پشت همان مردمی است که برای زندگی بهتر به خیابان‌ها آمده‌اند. مردمی که برای توسعه، آزادی و رفاه مبارزه می‌کنند، هرگز خواهان بازگشت کشورشان به عصر حجر نیستند. سکوت یا انفعالِ بخش‌هایی از اپوزیسیون و ایرانیان خارج از کشور در برابر این روایت‌سازی، راه را برای مشروعیت‌بخشیدن به یک جنایت ملی باز می‌کند. انفعال در کشیدنِ یک خط قرمزِ پررنگ میان «مخالفت با حاکمیت» و «حفاظت از موجودیت و زیرساخت‌های ملی»، خطایی است که تاریخ آن را نخواهد بخشید.

می‌توان حتی یک فعال ضدجنگ نبود، اما در مقابل دروغ‌ها و تحریف‌های خطرناک ترامپ ایستاد و تجمعاتی برای اثرگذاری علیع این دست از مواضع برگزار کرد. می‌توان حتی جنگ را نتیجه‌ی ایدئولوژی بنیادگرایانه و آخرالزمانی و یهودستیزانه‌ی جمهوری اسلامی دانست اما مقابل مواضعِ خطرناک و مصادره‌گرایانه‌ی ترامپ ایستاد، خصوصا در جوامع آزاد غرب.

🏗 تله‌ی «ویرانه صد ساله» و بن‌بستِ بازسازی

فرض کنیم این حملات جنون‌آمیز به زیرساخت‌ها انجام شود و حتی در نهایت به تغییرات سیاسی عمده بینجامد. همان‌طور که ترامپ ادعا کرده بازسازی چنین ویرانه‌ای شاید «صد سال» زمان ببرد. حکومتی که قرار است بر خاکسترهای یک کشورِ سوخته و فاقد شریان‌های انرژی و اقتصادی بنا شود، از همان روز اول یک حکومتِ فلج و ناتوان و وابسته خواهد بود. دموکراسی و رفاه بر روی پل‌های فروریخته و نیروگاه‌های بمباران‌شده شکوفا نمی‌شود، بلکه فقر و وابستگیِ مطلق اقتصادی به بار می‌آورد.

⚖️ بازتولیدِ رادیکالیسم و چرخه بی‌پایانِ دوقطبی‌ها

خطرِ این استراتژی تنها در فروریختن سازه‌های بتنی و فولادی نیست، بلکه در فروپاشیِ انسجام روانی و اجتماعیِ فردای ایران است. اگر زیرساخت‌های کشور با چراغ سبز (یا سکوتِ تأییدآمیزِ) مخالفانِ خارج‌نشین نابود شود و در پی آن حکومتی مستقر گردد، این حکومت در چشمِ بخش قابل‌توجهی از جامعه (شامل ۱۰ درصد از ایرانیان حامی حاکمیت ج.ا و نیروهای چپ‌گرا) به عنوان یک «دولتِ دست‌نشانده‌ی ویرانگر» شناخته خواهد شد.

این امر به معنای:
🔹 شکل‌گیری یک کینه‌ی عمیق و دشمنیِ ایدئولوژیکِ پایدار علیه نظم جدید؛
🔹 از بین رفتن هرگونه مشروعیتِ ملی برای دولتی که روی کار می‌آید؛
🔹 بازتولیدِ چرخه خشونت و دوقطبی‌های مرگبار؛
🔹 ظهور مجدد و قدرتمندترِ نیروهای رادیکال (اعم از بنیادگرایان اسلامی و چپ‌های رادیکال) که با پرچم «مبارزه با امپریالیسمِ ویرانگر»، مجدداً فضای سیاسی را به تسخیر درخواهند آورد؛
خواهد بود.

🎭 سراب تغییر با جنگ


باید با واقعیت روبرو شد: به‌نظر می‌رسد مجموعی از شرایط تاریخی کنار هم قرار گرفته که آمریکا برخلاف عراق هیچ برنامۀ جدی و پرهزینه‌ای برای ورود نیروی زمینی و ایجاد یک تغییرِ ساختاریِ کنترل‌شده به نفع دموکراسی در ایران ندارد. به‌نظر برای آمریکا، انتخابِ راه‌حلِ «ساده‌تر و رسواتر» یعنی انهدام زیرساخت‌ها و فلج کردن کشور، بسیار منطقی‌تر و کم‌هزینه‌تر از یک جنگِ تمام‌عیارِ فرسایشی‌ست. به‌نظر، یک ایرانِ ضعیف، مخروبه و درگیرِ بحران‌های بی‌پایانِ داخلی را ترجیح می‌دهند.

اگر این راه طی شود، عملا ایران بطور کامل به زیر یوغ استعمار چین و روسیه می‌رود، و حکومتِ مافیایی - رانتی سپاه تا چند دهه‌ی دیگر تضمین می‌شود. حکومت زامبی‌ها از فلاکت ملت قوی‌تر می‌شود.

📌 ضرورت مرزبندی ملی

امروز، رسالتِ تاریخیِ ایرانیان، به‌ویژه در دیاسپورا، شکستنِ این سکوتِ مرگبار است. حتی با وجود اظهارات صریح چهره‌های شاخص اپوزیسیون علیه این دست مواضع، نیازمندِ یک حرکت منسجم‌تر و اثرگذارتر هستیم. باید صدای اصیلِ مردمِ ایران از چنگالِ روایت‌های تحریف‌گرِ ترامپ و نتانیاهو بیرون کشیده شود. مبارزه برای عبور از یک ساختار سیاسی، هرگز نباید به قیمتِ نابودیِ بسترِ فیزیکی و تمدنیِ کشوری تمام شود که قرن‌ها قرار است خانه نسل‌های آینده باشد.



🌾 @Naqdagin
صنایع فولاد را زدند، و پتروشیمی‌ها را! همین امروز اگر جنگ تمام شود، بازسازی اینها در بهترین شرایط (در دسترس بودن پول لازم، نبود تحریم‌ها...) لااقل سه سال زمان خواهد برد. اقتصاد رو به زوال ایران در سراشیبی سقوط کامل است. آنها که می‌گفتند آمریکا و اسرائیل کاری به زیرساخت‌ها ندارند در اشتباه بودند. آن ابلهانی نیز که می‌گفتند که آنها جرات نمی‌کنند طرف زیرساخت‌ها بروند نیز!

در مورد نیروگاه‌ها هم همینطور!

مسلماً نوعی ساده‌اندیشی (و در بعضی موارد، خباثت) در ایرانیانی بود که، خسته و ناامید از نظام حاکم، آرزوی حمله نظامی به ایران را داشتند و حتی به نحوی آن را تشویق کردند. از طرفداران رضاپهلوی گرفته تا دیگران.

ولی یک نکته را باید کاملاً روشن کرد: علت جنگ اینها نبودند. این جنگ سال‌هاست که از هر دو طرف در حال پخته شدن بوده است. از باب مسوولیت‌پذیری، ترامپ باید در آمریکا و در مقابل آمریکاییان مسوول این جنگ شناخته شود، نتانیاهو در اسرائیل و در مقابل اسرائیلی‌ها، و حاکمان ایران در ایران و در مقابل ایرانی‌ها.

این روزها و به خصوص در این چند ساعت باقیمانده به فاجعه، هر وطندوست حقیقی فقط و فقط باید روی این متمرکز شود که از مسوولان مملکت خودمان بخواهد که کوتاه بیایند. باید بلند گفت که در نظر ما، مسوول هر نوع فاجعه برای ایران فقط و فقط و فقط آنها خواهند بود.

دو واقعیت:
۱- کره شمالی که ۴۷ سال کشور دوست و برادر حساب و خطاب می‌شد، از اول جنگ فعلی ساکت بوده است. حتی کشته شدن رهبر را هم تسلیت نگفت و تبریکی برای رهبر جدید نفرستاد.

۲- دو روز مانده به اولتیماتوم ترامپ برای زدن نیروگاه‌ها، یکی از شروطِ ج.ا. برای آتش‌بس، توقف حملهٔ اسرائیل به حزب‌الله لبنان بوده است.

حالا هر طور دوست دارید این دو واقعیت را تفسیر کنید.

✍🏻 #جناب_گاو



🌾 @Naqdagin