نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗آیا انسان‌ها تا ابد تن به «بردگی» می‌دهند؟
— به بهانۀ مرگ آرمیتا، قربانیِ دیگرِ قانونِ «حجاب اجباری»

✍🏻 #علیرضاموثق


➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗آیا انسان‌ها تا ابد تن به «بردگی» می‌دهند؟
— به بهانۀ مرگ آرمیتا، قربانیِ دیگرِ قانونِ «حجاب اجباری»

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 مدعای من این است که این رژیم سیاسی، نرینه‌سالار و واجد تبعیض و ظلمِ ساختاری‌ست؛ چون حقّ پیشینی برای حکمرانی را به مردانِ شیعه و قبیلۀ آخوندها می‌دهد، اما برخی دوستانِ مذهبیِ ما برای توجیه استبدادِ این رژیم سیاسی و حتی برایِ توجیه برده‌داری در اسلام، مرتب به اصطلاحِ نیچه‌ایِ «اخلاق ضعیفان» استناد می‌کنند و مدعی‌اند که اسلام، اهل «اخلاق ضعیفان» نیست و تن به «حکومتِ کافرانِ ایرانی» نمی‌دهد یا وقتی کفار، زن و بچۀ آنها را در جنگ اسیر می کردند و به بردگی و کنیزی می‌کشیدند، مسلمین نیز برای مهار دشمن، مقابله‌به‌مثل می‌کردند!

🍂 لکن در اینجا باید گفت که:

اولا) برای مثال آیا اگر کفار حمله کردند و دختر بچۀ مسلمین را مورد تجاوز جنسی قرار دادند و کشتند و خوردند، در مقابل مسلمین نیز مجاز هستند که تقاص کنند و دختر بچۀ آنها را مورد تجاوز جنسی قرار دهند و بکشند و بخورند؟ حدود و قیودِ این امر و مصادیقش چیست؟

ثانیا) اگر نهاد برده‌داری توسط غربی‌ها و با بسط مدرنیسم و حقوق بشر، لغو نمی‌شد، آیا چنین ظرفیتی در اسلام وجود داشت که از متنِ قرآن و اسلام به لزومِ لغوِ آن برسند؟ اگر وجود داشت، چرا در هیچ زمینه‌ای، از جمله در لغوِ مجازات شلاق و قطع دست و پا و سنگسار و جواز ازدواجِ دختر بچه ۹ ساله، چنین نمی‌کنند؟

🍂 این دوستان اگر بپذیرند که اسلام، آلوده به خاکِ عرف و تاریخ و نیز زمانمند و مکانمند است و این امور در متن قرآن رسوخ دارد و نیز بپذیرند که قرآن باید در ظرفِ عقل و عدل زمانه و زمینۀ خود، داوری شود و در کثیری از موارد، با عقل و عدلِ زمانه و زمینۀ ما تضاد دارد؛ به نیکی می‌دانند که کل متن، دود می‌شود و به هوا می‌رود؛ چرا؟ چون اگر احکام جزایی و حقوقی اسلام و در حوزه قصاص و شلاق و سنگسار و قطع دست و پا و ارث و دیه زنان و جواز ازدواجِ دختر بچه ۹ ساله و امثالهم، عصری و عرفی و خطاناک و بشری و غیرمطلق است، چرا بقیۀ ساحاتِ قرآن چنین نیست؟ به چه دلیل این ویژگی در خداشناسی و انسان‌شناسی و جهان‌شناسی و وحی‌شناسی و ارزش‌شناسی قرآن‌ بسط ندارد؟ به‌عبارت دیگر، می‌فهمند که از متن، تقدس‌زدایی می‌شود و قاطعیت و مطلقیتِ آن ستانده می‌شود.

🍂 از طرفی ماجرای این دوستانِ مذهبی ما، شبیه به «چوبِ دو سر طلا»ست؛ نه می توانند تن به واقعیتِ مذکور و حیثیتِ تاریخیِ متن بدهند و نه می‌توانند به چالش‌ها و تضاد اسلام با علم و عقل و دموکراسی و آزادی و حقوق بشر در ظرف تاریخیِ روزگار ما، پاسخ مناسب بدهند.

🍂 از این بحث که بگذریم، در خصوصِ استناد ایشان به «اخلاقِ سروران» (البته خدا اموات نیچه را بیامرزد!) برای توجیه «حقّ مطلقِ حکمرانی بر مخالفان اسلام» در داخلِ ایران، باید گفت: اخلاقا و عقلا چرا آنچه برای خود می‌پسندید برای دیگران نمی‌پسندید؟ چرا بخش مدرن و مخالفِ اسلام در جامعه ما باید تابعِ زِبَر-دستی و سَروریِ شما باشند و به اخلاق ضعیفان و زیر-دستان و بردگان و به ظلم و استبداد و حکومتِ شما مذهبی هایِ ولایی تن دهند؟ خب! حال چاره کار چیست؟ تا ابد با یکدیگر بجنگیم و مدتی ما سرور و مدتی شما سرور باشید؟ و...

🍂 راه‌ حل در برساختن نظمی و نظامی سیاسی با توافق بر اصول و ارزش‌هایی مشترک و همه‌شمول است؛ یعنی یک بازی برد-برد. راه حل عملی و واقع‌بینانه این است که طرفین، مقداری تخفیف دهند و هر دو در یک نظام دموکراتیک و با تضمین حقوق طرفین، در سیاست مشارکت کنند و سبک زندگی خود را داشته باشند؛ یعنی یگانه شیوۀ مطلوب و معقول و در درازمدت، ناگزیر، برای زیست جمعی در یک جامعه متکثر؛ والا تسلسل حاصل می‌شود تا ظهورِ امام غایبِ شیعیان؛ یعنی جنگ‌ِ مکرر بین دو نیروی اجتماعیِ سنتی و مدرن برای سروری بر دیگری.

🍂 هیچ قومی تا ابد تن به بردگی شما نمی‌دهد؛ کما اینکه امپراطورهای اَبَر-غول و بزرگ تاریخ که شما در مقابل‌شان ذره‌ای بیش نیستید، نتوانستند در درازمدت بر مدار رابطه «ارباب/رعیتی» و «فرعون/بردگی» بر مردم مستولی شوند و حکومت کنند.


#نقد_اسلام #حکومت_اسلامی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ۲۶۰۰ سال تاریخ در یک شئ — منشور #کوروش (۲۰۱۲)

🍂 یک سفال استوانه‌ای شکل که روی آن با خط میخی اکدی نوشته شده، آسیب‌دیده و شکسته است. منشور کوروش ، نماد قدرت، بردباری مذهبی و چندفرهنگی‌ست. در این بحث مجذوب‌کننده، نیل مک‌گرگور، مدیر موزه بریتانیا، ۲۶۰۰ سال تاریخِ میان‌رودان (خاورمیانه) را در این شئ، ردیابی و ترسیم می‌کند.


🗄پست‌ مرتبط
📻 پیرامون کوروش
📻 کوروش آزاده‌کیش و چپ کهنه‌اندیش

#ایران #آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @TEDPersianSubtitle
📘درباره‌ی استوانه‌ی #کوروش

✍🏻
#آذر_برزین‌مهر

🍂 معمولاً اسم استوانه‌ی کورش را می‌شنوید که با عبارت وصفیه‌ی "نخستین اعلامیه‌ی حقوق بشر" همراه است. این ادعا آشکارا بی‌معنی است، زیرا استوانه‌ی کورش اصلاً درباره‌ی حقوق نیست، چه رسد به حقوق بشر. اما اهمیت آن برای سیاست ایران و احیاناً منطقه در عصر ما به دلایل دیگر به قوت خود باقی‌ست.

🍂 استوانه‌ی کورش نوعی اعلامیه‌ی خبری از طرف شاهنشاه ایران، کورش هخامنشی، پس از فتح بابل است که محتوای آن شرح چگونگی پیروزی او و حمایت خدا(یان) از او در این مهم است. این اعلامیه چیزی از جنس قانون‌نامه‌ی حمورابی یا هیچ سند حقوقی دیگر نیست. ولی تبعات حقوقی آن بسیار مهم است.

🍂 در زمان سقوط بابل، یهودیان در آنجا در اسارت به سر می‌برند و از امکان عبادت خدای خود در معبد خود محروم‌اند. با درک معاصر ما از مسائل حقوقی، دو مورد نقض آشکار حقوق بشر در مورد آنها صورت گرفته است: سرکوب معتقدات و مناسک دینی و تهجیر [به انگلیسی Uprooting] جلای وطن بالاجبار.

🍂 کورش آنان را از تبعید و اسارت در بابل نجات می‌دهد و علت تقدس او در کتاب مقدس یهودیان همین است. او ضمناً چه در حرف و چه در عمل نشان می‌دهد که نظریه و رویه‌ی جدیدی برای کشورداری دارد که ما نمی‌دانیم از کجا آورده و از چه کسی آموخته یا اگر اختراع خودش است چگونه به آن رسیده.

🍂 به هر روی کورش شاه نیست، بلکه شاهنشاه است، یعنی شاهِ شاهان. این لفظ به معنای آن است که واحد‌های سیاسی/قومی/دینی/زبانی مختلف زیر دست وی قرار دارند و ایده‌ی اصلی کورش برای کشورداری فراهم آوردن امکانی است برای زیست همه‌ی اینها در کنار هم، توام با صلح و هم‌گرایی.

🍂 اقتدار بی‌سابقه و تکرارنشده‌ی ایران در عصر هخامنشی موید موفقیت ایده‌ی کورش است. او به نماد فرمانروایی خردمندانه مبدل می‌شود و در یونان دوردست، کسنوفن، متفکر یونانی، کتابی به نام کورش‌نامه [کوروپایدیا] در آموزش فنّ کشورداری می‌نویسد که الگوی آن کورش و رویه‌ی کشورداری اوست.

🍂 بواسطه‌ی همین کتاب است که منتسکیو، فیلسوف و حقوقدان فرانسوی و واضع ایده‌ی تفکیک قوا و نیز پیروانش، پدران بنیانگذار، یعنی نویسندگان قانون اساسی آمریکا، قرن‌ها بعد کورش را می‌شناسند و می‌ستایند. جفرسن و بنجامین فرانکلین ایده‌های او را برای حکومت بر کشوری با تنوع فرهنگی الهام‌بخش می‌دانند.

🍂 در استوانه‌ی کورش یک برنهاد/تز سیاسی به تلویح طرح شده که آن را فراتر از اهمیت تاریخی به زمانه‌ی ما مربوط می‌کند: ایده‌ی صلح ایرانی (Pax Iranica) ایده‌ای که می‌گوید اگر ایران ضامن امنیت همه‌ی اشخاص از همه‌ی گروه‌های قومی/زبانی/دینی باشد، می‌تواند حافظ صلح در منطقه نیز باشد.

🍂 همانطور که ادوارد گیبُن، از مورخان و متفکران برجسته‌ی عصر روشنگری، به تفصیل نشان داده، در پس ایده‌ی امپراتوری، ناچار باید ایده‌ی سکولاریسم هم باشد. ساختار بزرگ سیاسی تنها با پذیرش تنوع و تفاوت‌ها می‌تواند پابرجا و قدرتمند بماند. امپراتوری روم پس از آنکه "مسیحی" و سرکوبگر شد، نابود شد.

🍂 به دلیل این وجود این جنبه‌هاست که متن استوانه‌ی کورش اگرچه سند حقوقی نیست، تداعی‌های حقوق بشری دارد. نیل مک‌گرگور، رئیس موزه‌ی بریتانیا، یک قصه‌گوی مادرزاد و نویسنده‌ی کتاب بی‌اندازه جالبی درباره‌ی آلمان و نیز روایت تاریخ جهان از خلال صد شیء (که ترجمه بسیار بدی به فارسی دارد) در این ویدئو توضیحات بیشتری می‌دهد.

#ایران #آینه_تاریخ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Azarborzinmehr
📘دستانِ هنوز خونین خدای ادیانِ ابراهیمی
—
قرآن، بایبل عبری و سخنانِ بنیامین نتانیاهو

1️⃣ #عدنان_فلاحی

🍂 هرچند زمانی کارل شمیت گفته بود که «دولت مدرن» در امتداد قرون وسطا قرار دارد و فقط جای مفاهیم و مقدسات الهیاتی را با مفاهیم و مقدسات جدیدی عوض کرده‌، اما عدۀ بسیاری می‌گویند که تمدن نوین غربی، از سیاست به طور کامل افسون‌زدایی کرده و هیچ ردپایی از الهیات ـ ولو در ظاهر ـ در سپهر سیاسی دولت‌های سکولار مدرن وجود ندارد‌، اما دولت اسراییل - به عنوان مهم‌ترین متحد غرب در جهان شرق - احتمالا بزرگ‌ترین ناقض این ایدۀ غربی‌ست؛ دولتی که آرمان، تکوین، نمادها و ساختارش یکسره ـ دستکم در ظاهر ـ برگرفته از الهیات یهودی‌ست و گاه در حیاتی‌ترین و استثنایی‌ترین شرایط، نخست‌وزیر نتانیاهو برای تشویق حملات سنگین‌تر علیه غزه، به کتب عهد عتیق و جنگ بنی‌اسراییل با قوم عمالیق ارجاع می‌دهد؛ جایی که بر اساس کتاب اول سموئیل، آنها مجاز به قتل زنان و نوزادان و حتی حیوانات اهلی عمالیق بودند.


2️⃣ #فریدون_فرخ

🍂 روزگاری که مسلمان بودم، یکی از اشکالات جدی که با آن در قرآن مواجه شدم، همین بی‌تفاوتی محضِ وجدان‌سوزِ قرآن، نسبت به جنایات فوقِ داعشی موجود در بایبل عبری بود؛ برخلاف مواجهۀ عرازشه که طبق معمول، با پایین‌تنه‌شان فکر می‌کنند، و از این‌ رو، به روابط جنسیِ پادشاهان یهود و پیامبرانش می‌پیچیدند و آن را نشانۀ تحریف کتاب سابق خدا می‌دانستند؛ درحالیکه این بخش‌ها، اتفاقن نقطۀ قوت این کتاب بود که وجوه بشری افراد برجستـهٔ تاریخ را انکار نمی‌کرد و از آنها چهره‌هایی هپروتی، ماورایی و غیرقابل دسترس و در نتیجه، غیرقابل الگوگیری نمی‌ساخت و نگاهی رمان‌گون و واقعیت‌بینانه به ماهیت خاکستری انسان و سیرِ دائمن در حالِ افت و خیزش داشت.

🍂 و از آن‌جایی که در هیچ جای قرآن، به تحریف بایبل عبری و اناجیل اشاره‌ای نشده* و تنها تحریفی که قرآن به آن اشاره می‌کند، تحریف شفاهی-تفسیری کلام خداست**، همین امر از منظر درون‌دینی، برای یک دیندار محقق در حقیقتِ الاهی-اخلاقی بودنِ منشاء صدور قرآن، نقش یک آیۀ روشنگر را ایفا می‌کند و برای وجدانش آشکار می‌کند که مؤلفِ قرآن، ذره‌ای از اوامر و اعمالِ فوقِ داعشی و رذالت‌بار یهوه، شرمنده نبوده و به دنبال تصحیح این حد از بدنام‌سازی امر قدسی با استفادۀ ابزاری از خدا برای زدن رنگ تقدس به بالاترین حد از جنایت و درنده‌خویی نبوده‌است.

🍂 از همین‌روست که مؤلف/مؤلفان قرآن و شاگردان درجۀ یکِ این مکتب، در مواجهه با یهودیان بنی‌قریظه و بنی‌نظیر و مشرکان و ایرانیان و...، سیاست مشابهی با خدای فوقِ داعشیِ تصویر شده در بایبل را پیش می‌گیرند.

🍂 جنگ قرآن با مشرکان (اهل تثلیث) و یهود، جنگِ هویتی-عقیدتی و برای در صدر نشستن است، نه یک جنگ اخلاقی-فلسفی برای نقد اخلاقیات منحط موجود در بایبل عبری و اناجیل مسیحی، یا نقد خرافات و اباطیلی که به امر قدسی نسبت داده‌اند (مانند داستانِ گناه نخستین و به ارث رسیدن این گناه و به خود-فدیه‌سازی خدا برای بخشیدنِ این امر نامعقول، یا داستانِ اقدام به قتل کودک به فرمان خدا -ابراهیم، خضر و یفتاح***- و...).


🔺ارجاعات

* ر.ک. «تحلیلی زبان‌شناختی‌ـ‌تاریخی از معنای «تحریف» در قرآن و روند تحول معنایی آن پس از قرآن» و «تاریخ انگاره تحریف بایبل در مجادلات مسیحی‌ ـ ‌اسلامی»

** ر.ک. «تبدیل» و «نوشتن کتاب با دستان»؛ تحلیلی زبان‌شناختی از دو گزارۀ موهم تحریف بایبل در قرآن
چکیده: در میان آیاتی که برای اثبات تحریف تورات بدانها استناد می‌‌شود، دو دسته آیات خاص وجود دارند که بسیاری از محققان و قرآن‌پژوهان آن‌ها را حاکی از وقوع «تحریف لفظی» در بایبل قلمداد کرده‌اند. یکی آیاتی که در آن‌ها از «تبدیل» سخن به میان آمده و دیگری آیۀ ۷۹ بقره که از «نوشتن کتاب با دستان» توسط یهودیان سخن می‌راند.

این بررسی نشان می‌دهد که بر اساس کاربردهای قرآنی، «تبدیل» صرفاً موضوعی مربوط به فضای شفاهی است و هیچ ارتباطی با تورات یا سایر کتاب‌های مقدس ندارد؛ بلکه تنها ناظر به تبدیل سخن خاصی است که در قرآن صراحتاً به آن اشاره شده است.

«نوشتن کتاب با دستان» نیز، برخلاف دیدگاه رایج نزد مفسران که آن را دال بر تحریف تورات یا جعل کتابی در کنار تورات می‌دانند، تنها اشاره به یک دیدگاه غلوآمیز یهودیان دربارۀ چگونگی کتابت متن تورات دارد و بنابراین کاملاً بی‌ارتباط با موضوع تحریف است.

*** در هنگام یک جنگ، «یفتاح» نامی، نذر کرد که اگر سپاه او پیروز شود، هر چه از درِ خانه‌اش بیرون آید، برای یهوه در روز «قربانی سوختنی» تقدیم کند؛ دخترش آمد و ناچار چنین کرد، بدون ظاهر شدنِ فرشته‌ای جلوگیرنده از این نذر احمقانه و عمل احمقانه‌تر به آن، یا شماتت بعدی او در بایبلِ عبری توسط یهوه.


#نقد_ادیان #نقد_قرآن
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘خشونت در بایبل عبری
—
خشونت در ادیان و راه‌های گذار از آن

✍🏻#اکبر_گنجی

🌐 مطالعۀ متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۵ دقیقه
🔖 ۴۹۸۶ واژه


🗄پست‌ مرتبط
📕دستانِ هنوز خونین خدای ادیانِ ابراهیمی

#نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📘خشونت در بایبل عبری
—
خشونت در ادیان و راه‌های گذار از آن (۱)

✍🏻#اکبر_گنجی

🍂 این مقاله در دو بخش عرضه می‌شود. در بخش اول گزارشی از خشونت‌های بایبل عبری ارائه می‌شود. در بخش دوم نشان می‌دهیم که یهودیان و مسیحیان به چه روش‌هایی این خشونت‌ها را کنار گذاشتند و مسلمان‌ها هم می‌توانند به همان روش ها- یا روش‌هایی دیگر- این نوع خشونت‌ها را کنار بگذارند.

🍂 طرح مسئله: واژه معنایی جز "کاربرد" ندارد (ویتگنشتاین). واژه دین حداقل سه کاربرد متفاوت دارد که مشخص می‌شوند با:

- متن مقدس (تورات، انجیل، قرآن، و...).
- فهم و تفسیر مؤمنان در طول تاریخ از متن مقدس خود.
- رفتار و تاریخی که مؤمنان براساس فهم و تفسیرشان از متن مقدس آفریده‌اند.

🍂 وقتی مؤمنان متن مقدس خود را می‌خوانند و تفسیر می‌کنند، "یهودیت‌ها"، "مسیحیت ها" و "اسلام‌ها" زاده می‌شوند. هریک از اینها نیز سه طیف بسیار وسیع "دین سنت‌گرا"، "دین بنیادگرا" و "دین تجددگرا" را ساخته و اختراع کرده‌اند.

🍂 در سطح رفتاری و تاریخ سازی نیز باید توجه کرد که هیچ دینی تمامی هویت فرد را تشکیل نمی‌دهد. هویت افراد و گروه‌ها از منابع مختلف تشکیل می‌شود. به همین دلیل وقتی به تاریخ یهودیان، مسیحیان و مسلمانان نگریسته می‌شود، باید نشان داد که دقیقاً کدام رفتارهای آنان "معلول انحصاری" فهم آنان از متن مقدس شان شان بوده و کدام رفتارشان "برخلاف" فرامین متن مقدس شان صورت گرفته است.

🍂 در سطح اول، یعنی متن مقدس، تبلیغات وسیعی به راه انداخته‌اند که قرآن مانیفست خشونت و جنگ است. گویی تورات و انجیل پیراسته از آنهاست. از این منظر می‌توان این سه متن را با یکدیگر به طور تطبیقی مقایسه کرد.

🍂 یهودیت و مسیحیت و اسلام متعلق به سنت ادیان ابراهیمی هستند. قرآن در آیات بسیاری خود را ادامه این سنت به شمار آورده و خود را تصدیق کننده تورات و انجیل معرفی کرده است. فهم و تفسیر قرآن، بدون فهم و تفسیر تورات و انجیل، و روابط محمد و پیروانش با یهودیان و مسیحیان جزیرة العرب، بسیار دشوار است.

🍂 محمدبن عبدالله بسیاری از داستان ها، احکام و فرامین تورات و انجیل را با اندکی اصلاح وارد قرآن کرده است. اصلاحات او داستان‌ها را عقلایی تر کرده و از خشونت‌های فرامین و احکام کاسته است. اما در هر صورت، قرآن نیز متنی متعلق به دنیای ماقبل مدرن بوده و در سیاقی (context) که زاده شده، باید مورد داوری قرار گیرد.

🍂 این مقاله در دو بخش عرضه می‌شود. در بخش اول گزارشی از خشونت‌های کتاب مقدس (Bible) ارائه می‌شود. در بخش دوم نشان می‌دهیم که یهودیان و مسیحیان به چه روش‌هایی این خشونت‌ها را کنار گذاشتند و مسلمان‌ها هم می‌توانند به همان روش ها- یا روش‌هایی دیگر- این نوع خشونت‌ها را کنار بگذارند.
خشونت‌های بایبل عبری

🍂 وقتی از خشونت‌های متون مقدس دینی سخن گفته می‌شود، منظور رویدادها و فرامین و مجازات‌هایی است که انسان‌های دوران مدرن، براساس اخلاق و حقوق بشر کنونی آنها را خشونت به شمار می‌آورند، در حالی که آن رویدادها و فرامین و مجازات‌ها در زمان خود عرف همگانی بوده‌اند. به عنوان مثال، برده‌داری تا قرن نوزدهم تداوم داشته است. زنان با موج اول و دوم و سوم جنبش‌های فمینیستی به بسیاری از حقوق مردان دست یافتند. بدین ترتیب نمی‌توان از تورات و انجیل و قرآن انتظار داشت که مردسالار نباشند و نگاه زنانه به عالم و آدم داشته باشند، یا فاقد رویدادها و فرامینی که در دوران مدرن خشونت به شمار می‌روند، نباشند.

🍂 ابتدأ به شواهد دوازده گانه زیر از کتاب مقدس بنگرید:
شاهد اول- قتل عام همه‌ی مردم مدیان
شاهد دوم- مرتد شدن یهودیان و مجازات آنها
شاهد سوم- شکست عوج پادشاه
شاهد چهارم- قوم خاص خدا
شاهد پنجم- قوانین جنگ
شاهد ششم- خداوند خطاب به سموئیل
شاهد هفتم- تسخیر و خرابی شهر عای
شاهد هشتم- نگاه داشتن آفتاب برای کشتار بیشتر
شاهد نهم- مجازات اورشلیم
شاهد دهم- قتل عام هفتاد و پنج هزار ایرانی
شاهد یازدهم- قتل عام ۴۵۰ پیامبر بت پرست در یک روز
شاهد دوازدهم- برده داری
شاهد سیزدهم: برخی از مجازات‌های کیفری بایبل عبری
۱- مجازات سنگسار:
برای ۱) قربانی کردن کودک ۲) جادوگری ۳) کفرگویی ۴) کار کردن در روز شنبه ۵) بت پرستی و تبلیغ آن ۶) پسر لجوج و سركش ۷) زنا ۸) صاحب گاو قاتل
۲- مجازات سوزاندن
۳- قصاص
۴- حجاب و مجازات زنان عشوه گر
۵- همجنس‌ گرایی
۶- مجازات مرگ برای جرائم زیر:
زدن پدر و مادر
آدم ربایی
لعنت کردن پدر و مادر
تمرد از حکم کاهن و قاضی

🌐 مطالعۀ متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۵ دقیقه
🔖 ۴۹۸۶ واژه


#نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📘یهودیان و مسیحیان چگونه از خشونت‌های بایبل گذر کردند؟
—
خشونت در ادیان و راه‌های گذار از آن (۲)

✍🏻#اکبر_گنجی

🌐 مطالعۀ متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۱ دقیقه
🔖 ۴۰۶۶ واژه


#نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📘یهودیان و مسیحیان چگونه از خشونت‌های بایبل گذر کردند؟
—
خشونت در ادیان و راه‌های گذار از آن (۲)

✍🏻#اکبر_گنجی

🍂 در بخش اول این مقاله گزارشی از خشونت‌های کتاب مقدس (Bible) ارائه شد. اینک در بخش دوم و پایانی، نشان می‌دهیم که یهودیان و مسیحیان به چه روش‌هایی این خشونت‌ها را کنار گذاشتند و مسلمان‌ها هم می‌توانند به همان روش ها- یا روش‌هایی دیگر- این نوع خشونت‌ها را کنار بگذارند.

🍂 یهودیت و مسیحیت و اسلام همانی نیستند که موسی، عیسی و محمد آوردند. این سه دین در طول تاریخ توسط پیروانشان برساخته شده‌اند و نمی‌توانند نسخه برابر اصل باشند. به هر مکان/کشوری که وارد شده اند، رنگ و بوی فرهنگ آن مردم را به خود گرفته‌اند. به تعبیر دیگر، رشد معرفتی و تکنولوژیک بشریت، موجب تغییر فهم و تفسیر مؤمنان از متن مقدسشان شده است.

🍂 فرایند مدرنیزاسیون، در تعاملی دو سویه با دین، هم یهودیت و مسیحت را تغییر داد، هم- به تعبیر ماکس وبر در کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری– از آن تأثیر پذیرفت.

🍂 یکی از مدعیات ناپذیرفتنی این است که جهان ماقبل مدرن، جهان تک منبعی دین بود. هیچ عرصه بیرون دینی وجود نداشت. صدق و کذب مدعای تماماً دینی بودن دوران ماقبل مدرن موضوع این نوشتار نیست. اما با آغاز عصر جدید، رقیبان جدی از راه رسیدند و عرصه‌های مستقل از دین تشکیل شد و ادیان از قلمروهای گوناگون عقب نشستند.

🍂 جامعه شناسانی چون کارل مارکس، ماکس وبر و امیل دورکهایم، دوران مدرن را دوران فرایند گسترده تفکیک (differentiation) به شمار آورده‌اند. طی فرایند تفکیک، دین از سیاست، اقتصاد، فرهنگ (که خود زاده تفکیک است) و حتی “سنت” (که اختراع مدرنیته و تفکیک قدیم و جدید است) متمایز می‌شود. سازمان دین، از دیگر سازمان‌ها جدا می‌شود.

🍂 در این دوران، ایده‌هایی چون دموکراسی، حقوق بشر، آزادی، پلورالیسم، رواداری، فمینیسم، سکولاریسم، و…برساخته شد، و سپس گسترش و مشروعیت یافت. دین هم خود را با این ایده‌ها و نهادهایی که از نظر بشر جدید اخلاقاً موجه اند، روبرو دیده و مؤمنان مجبور به بازخوانی متن مقدس خود شده‌اند. در چنین سیاقی خوانش‌های جدید از متون مقدس دینی شکل گرفت:

یکم- نقد تاریخی تورات و انجیل
دوم- تعارض علم و دین
سوم- متون مقدس دینی کتاب تاریخ نیستند
چهارم- باطن گرایی عرفانی در برابر ظاهر گرایی شریعتمدار
پنجم- متون مقدس دینی کتاب حقوقی نیستند

🌐 مطالعۀ متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۱ دقیقه
🔖 ۴۰۶۶ واژه


#نقد_ادیان #روشنفکری_دینی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📗خودشیفتگیِ دینی چیست؟

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 برخی از هندوان، گاو را مقدس و خوردن ادرار و سرگین آن را برای شفا و تبرک و تطهیر درونی جایز می‌شمارند؛ چون گاو را مظهر رزاقیت می‌دانند. برای پاک شدن زن زائو یا کسی که از خاک هندوستان بیرون رفته باشد، مقرر شده‌است که پَنچَگَویه (یعنی پنج چیز گاوی: شیر، ماست، روغن، ادرار و سرگین گاو) را بخورد!

🍂 این اعمال از دید مسلمین، خرافه و جهل مقدس درک می‌شود و اگر آن را در علن به سخره نگیرند، نهایتاً از روی خودشیفتگی مذهبی، افسوس خواهند خورد که چرا این گمراهان، از نعمتِ «قرآن و سنت و اهل بیت» محروم‌اند و غرق در جهالت شده‌اند؟! اما کسانی باید از خرافه و جهل مقدس هندوان گلایه کنند که خودشان، در باتلاق خرافات و جهالت‌ها گرفتار نباشند؛ خوب است که آقایان، سری به قرآن بزنند و تصورات محمد بن عبدالله از خدا و جهان را ببینند.

🍂 از دید پیامبر اسلام:
▪️خدا یک وجود مذکر است که بخاطر زن‌ نداشتن(!)، فرزند ندارد (۱۰۱، انعام)؛
▪️هفت آسمان و هفت زمین خلق کرد (۱۲، طلاق) و این هفت آسمان را روی یکدیگر قرار داد (۱۵، نوح)؛
▪️هفت زمین هم زیر یکدیگرند و فاصله هر زمین تا زمین بعد ۵۰۰ سال است (ترمذی ۴۰۴/۵)؛
▪️آسمان‌ها را هم بدون سوراخ(!) (۶، قاف) و با یکسری ستون نامرئی نگه داشت تا فرو نریزند(!) (۲، رعد)؛
▪️ماه را در هر هفت آسمان نور قرار داد (۱۶، نوح)؛
▪️خورشید را هم هر روز، از شرق بیرون می‌آورد و هنگام غروب، در چشمه‌ای گل‌آلود و سیاه فرو می‌برد(!) (۸۶، کهف)؛
▪️ستارگان را هم در آسمانِ اول گذاشت تا از طرفی «زینت آسمان» باشند و از طرفی شیاطین بوالفضول را رجم کند که جاسوسی (استراق سمع) ملأ اعلی را نکنند(!) (۶ تا ۱۰، صافات)؛
▪️بالای هفت آسمان هم آبی‌ست که تخت خدا روی آن قرار دارد (۷، هود) که خدا بعد از خلق آسمان‌ها و زمین روی آن تکیه(!) زد (۴، سجدة) و طبق روایات، روی آن آب هم هشت بزِ(!) نرِ کوهی‌ است و عرش خدا روی کمر(!) آن بزهاست و خدای رویش نشسته (سنن ترمذی ۱۶۴/۹) وروز قیامت تخت خدا را هشت فرشته حمل می‌کنند(!) (۱۷، حاقة) و خدا و ملائک صف‌درصف می‌آیند(!) (۲۲، فجر).

🔺اینها تنها بخشی از جهان‌‌شناسی و خداشناسی خام و خرافی و عامیانۀ محمد بن عبدالله است. اگر بخواهم تمام آیات و روایات را ردیف کنم، نتیجه یک فاجعۀ تمام‌عیار می‌شود. در جستاری جداگانه با عنوان «محمد؛ عارف عامی و توتالیتر» به تفصیل و از منظری دیگر، به این مضمون پرداخته‌ام.

🍂 هر غیرمسلمانِ منصف و اهل فکری که به این کتابِ آشفته و پر ادعا بنگرد، آن را متنی مملو از خرافات و اباطیل و خزعبلات، و وام‌گرفته از اساطیر باستان و ادیان سابق می‌یابد که در برخی موارد، اندک تغییراتی در آن‌ها داده‌ شده‌است؛ برای عقلانیت مستقل از مکتب، ظاهر قرآن حجت است، نه توجیهات و ماله‌کشی‌های متناقض مسلمین که به مرور زمان، آپدیت هم می‌شود.

🍂 اینکه کثیری از مسلمین در مواجهه با جهان جدید، بخاطر تعصبات قبیلگی و موروثی، دست به دامان انواع ماله‌کشی‌ها شده‌اند تا از قرآن و پیامبرشان دفاع کنند، ربطی به دیدگاهِ خود محمد بن عبدالله ندارد. نظر محمد بن عبدالله همان است که در ظاهر این آیات بیان کرده و اگر نظرش، مشابه تفاسیر مسلمین بود، آیاتش را به‌صراحت و با مضمون همین تفاسیر بیان می‌کرد تا بعد از خودش، مسلمین به نمایندگی از الله و محمد، اینقدر عرق نریزند که منظورِ الله و رسولش را بیان کنند، یا هر از چندی بر منظور اللهِ علیمِ حکیم، اصلاحیه بزنند!

🍂 ادیان تاریخی، مشتی خرافات و اباطیل و اساطیر را سخن خدا معرفی کرده‌اند و چون جز ادعاهای گزافِ بلادلیل، چیزی در چنتۀ خود نداشتند و اموری را به خدا نسبت داده‌اند که نمی‌توانستند صدورش از خدا را اثبات کنند، تا همین چندی قبل، خیال می‌کردند، اینکه کتابی به دست بگیرند و صبح و شام مدعی شوند که کلام خداست، یا به مغالطات سخیفی چون «تحدی» متمسک شوند [پیرامون این موضوع، در جستاری جامع با عنوانِ «پیرامون مغالطهٔ تحدی در قرآن»، به تفصیل سخن گفته‌ام]، ثابت می‌شود که کتاب‌شان کلام خودِ خداست. هرچند در جهان سنت، غلبه با عوامِ مبتلا به خرافات و جهل و جنون مقدس بود و نوادری که اهل پرسش‌گری و تشکیک و تفکر انتقادی بودند، ندای‌شان زیر سیل عوام فرومایه گم می‌شد و این مدعیان سخنگوییِ خدا، به‌سهولت رسوا نمی‌شدند، اما در جهان مدرن، دیگر باور به چنین مدعیاتی، حتا برای عموم دیندارانِ دچارِ شده به عقلانیت مدرن نیز به امری محال بدل شده‌است. به‌اصطلاح «روشنفکران دینی»، در چنین اتمسفری ظهور یافته‌اند تا با وصل اکسیژن، ادیان تاریخی را که در مسما و محتوا مرده‌اند و در وضعیتِ کمای حاصل از سکتۀ مغزی به سر می‌برند، در حد اسم و ظاهر زنده نگه دارند.


#نقد_ادیان #نقد_اسلام #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘نشانه‌های وجود الله در قرآن
(۱/۲)

چکیده
الله معجزه‌ای به محمد نداده، ولی بارها ادعا کرده که در قرآن، نشانه‌هایی برای وجود خود، ارائه می‌کند (بقره٩٩)، ولی به نظر می‌رسد هیچ نشانه‌ای ارائه نشده یا نشانه‌هایی که ارائه شده، مغلطه‌هایی سطحی بوده، نه در راستای موجه کردن ادعای سترگ محمد بن عبدالله. آیا اگر محمد فرستادۀ خدای خالق (علم و حکمت مطلق) بود، اینچنین از آوردن معجزه یا استدلالی بدون مغالطه‌های درشت و بدخیم، عاجز می‌ماند؟

توضیح
الله، در مقایسه با یهوه و مسیح (که بنا به کتب مقدس مسیحیان و یهودیان، معجزاتی برای قوم خود آوردند) هیچ معجزه‌ای برای محمد قرار نداده و در قرآن نیز صراحت دارد که معجزه‌ای به محمد عطا نکرده و محمد معجزه‌ای ندارد (ر.ک. شعراء ۴، اسراء ۹۰-۹۳، طه ۱۳۳ قصص ۴۸، انعام ۱۰۹-۱۱۰، انفال ۳۲-۳۴، اسراء ۵۹)، ولی ادعا کرده که نشانه‌های برای تصدیق وجود الله فرستاده‌است.

🍂 برخی از مهمترین نشانه‌های وجود اللهِ قرآن را با هم مرور می‌کنیم:

۱- «بی‌گمان یکی از نشانه‌های الله این است که الله با رعد و برق شما را می‌ترساند(!)» (روم۲۴) «و از جمله آيات پروردگار اين است که او برق را آشكار نمايد، كز آن بيمتان در دل است، و يا آنكه اميدتان حاصل است».

نقد: آیا واقعا ترس از رعد و برق، نشانه‌ای برای وجودِ الله است؟! یا اینکه انسان‌های جاهل و بدوی در گذشته فکر می‌کردند، پدیده‌های طبیعی مثل خورشیدگرفتگی یا رعد و برق، نشانۀ خشم خدای آسمان‌هاست و با آن انسان‌ها را تهدید می‌کند؟

۲- «بی‌گمان یکی از نشانه‌های الله این است که در دریاها باد می‌وزد، ولی اگر خدا می‌خواست، نمی‌وزید» (شوری ۳۲و ۳۳).
نقد: آیا وزیدن باد، نشانۀ قطعی وجود خدایی متشخص و با اراده، و بطور خاص، اللهِ مورد ادعای قرآن است؟! وزیدن باد، نشانۀ وجود جریان هواست و توضیحی کاملا فیزیکی منطقی در حد علوم تجربی سوم دبستان دارد.

۳- «اینکه زمین می‌میرد و دوباره زنده می‌شود و گیاهان دوباره از زمین می‌رویند، نشانۀ وجود الله است» (یس۳۳).

نقد: برخی از گذشتگان، به‌اشتباه فکر می‌کردند که درختان و زمین در زمستان می‌میرند و دوباره زنده می‌شوند، درحالی‌که ما می‌دانیم واقعا نمی‌میرند و اگر چیزی واقعا بمیرد، امکان علمیِ دوباره زنده شدنش نیست، ولی آیا این پدیده‌های طبیعی که توضیحاتی علمی در حد علوم تجربی دوره ابتدائی دارند، نشانه‌های وجود داشتنِ الله مورد ادعای قرآن و پیامبر بودن محمد هستند؟! ذکر این دست نشانه‌های طبیعی، البته در قرآن زیاد است؛ وجود آسمان‌ها و زمین و شب و روز و ستاره و خورشید و کوه و حتی شتر، از نشانه‌های الله است.

۴- «اگر خدایی غیر از الله وجود داشت، آسمان‌ها و زمین فاسد می‌شد» (انبیاء ۲۲).
«اگر جز خدا داشت ربى وجود / خلل راه مى‌يافت در هرچه بود
گر كه مى‌بود جز خدایی الاه، اين زمين و سپهر بودند تباه»

نقد: امکان ندارد چندین خدا، دنیا را بین خود تقسیم کنند و هر یک، قلمرو و وظایف خود را داشته باشند؟ آیا مدل چندخدایی یا ثنویت (دوخدایی)، از مدل تک‌خدایی، در مواجهه با برهان شر، موجه‌تر نیست؟ آیا آشوب و بی‌نظمی، بخشی بنیادین و غیرقابل انکار از کیهان نیست؟ این‌همه شرور پس چیست؟

۵- «اینکه سایه وجود دارد و خورشید باعث ایجاد و گسترش سایه است، از آیات خداست و اگر این را نفهمی حیوانی و از حیوان هم نادان‌تری!» (فرقان ۴۴ و ۴۵).
«مى‌نبينى كه چون خداى مجيد / بر زمين طول سايه‌ها بكشيد
بود ساكن اگر خدا مى‌خواست، مهر پس بهر سايه رهنماست»

نقد: آیا وجود سایه وجود خدا را اثبات می‌کند؟! برهان سایه؟! البته استدلالات قرآن، معمولا از همین دست و بسیار خام و کودکانه است و بهتر است نامش را کتابِ «فرهنگ مغالطات جهان باستان» یا «مغالطات‌نامه» بگذاریم و به‌عنوان یک واحد درسی، برای آموزش انواع مغالطات، با مثال‌های متنوع و گوناگون در هر صفحه‌اش، تدریس شود.

🍂 حال آیا می‌دانستید دلیل پیامبر بودن پیامبران چیست؟ «دلیل پیامبری پیامبران این است که خدا می‌داند که آنها پیامبرند(!)» (یس۱۵ و ۱۶). می‌بینید که قوم پیامبران از ایشان دلیل و اثبات می‌خواستند و پیامبران جواب می‌دادند که «خدا شاهده ما پیامبریم(!)» [برای مطالعۀ بیشتر ر.ک. «برهان قاطعِ محمد: "خدا سر شاهده!"»].

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
📘نشانه‌های وجود الله در قرآن
(۲/۲)

🍂 یا بعنوان مثال در شعراء ۱۹۶-۱۹۷ می‌خوانیم: «قرآن در كتاب‌هاى پيامبران پيشين است؛ آيا براى ايشان همين نشانه كافى نيست كه دانشوران بنى‌اسرائيل قرآن را مى‌شناسند؟».

نقد: بیشتر به سخن گفتن آیت‌الله شش کلاسه، دوکتر رئیسی می‌ماند تا سخن گفتن شخصیتی دارای علم و حکمت مطلق! قرآن در کتب قبلی هست؟ و علمای بنی‌اسرائیل قرآن را می‌شناسند ولی یهودی مانده‌اند و این نشانه حقانیت قرآن است؟! آن هم نشانه‌ای کافی؟! یعنی چه؟ اگر منظور، بشاراتی در کتب پیشین به نبوت محمد است که این، خود ادعایی مغالطی‌ست که کمترین شاهد و استدلال واضحی در خود قرآن که کدام بخش بایبل به نبوت محمد اشاره داشته، نیامده‌است. مواردی هم که مسلمانان در طول تاریخ مدعی شده‌اند نیز در مقالات مختلفی به شکل مستند و مدلل، یک‌به‌یک نقد و بررسی شده‌است [بشارت‌تراشی‌ مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)].

🍂 مثال دیگر، هلاک شدن اقوام پیشین است که بارها بعنوان نشانۀ وجود الله در قرآن آمده‌است. آیا اگر حتا نابودی اقوامی، با تقریب بالا، از جهت تاریخی تصدیق شود، مدعای یک مدعی نبوت را ثابت می‌کند؟

🍂 مثال دیگر، عذاب مردم در جهنم است که از نشانه‌های وجود الله در قرآن است. عذابی که کسی ندیده، نشانۀ وجود خدایی‌ست ک کسی ندیده‌است!

🍂 آیا اینکه الله از ما خواسته که با دلایل و نشانه های غیرمنطقی و ضعیف، به او ایمان بیاوریم، با عدالت الله در تضاد نیست؟ با آیاتی که دعوت به تعقل و تفکر و تدبر میکند در تضاد نیست؟ آیا باور بوجود الله و صدقِ نبوت محمد بن عبدالله، با این نشانه‌های ضعیف، باوری موجه‌ است؟


#مغلطجات #نقد_قرآن
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar