E2 1776
@Naqdagin
🎧 پیامد های ششم ژانویه، بزرگترین کمپین سانسور و سرکوب انلاین و استیضاح ترامپ برای بار دوم
— اپیزود دوم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#پادکستکش #سیاست #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
— اپیزود دوم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#پادکستکش #سیاست #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
نقدآگین
📘«مرگ خدا» در جهان رمانهای داستایفسکی ✍🏻 #الف_هامان #نقد_ادبی #فلسفیدن ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘یک صدای جمعی زیبا
— شعر شروین و شاملو
✍🏻 #سایه_اقتصادینیا
🍂 شروین حاجیپور، با ساختن قطعۀ «برای»، سرودی ماندگار به دفتر سرودهای اعتراضی فارسیزبانان اضافه کرد: سرودی ساده، درویشانه و پاک؛ پاک چون هزارخوانی سحری.
🍂 قطعهای تماماً آیکونیک: شأن متن، نوع اجرا، شیوۀ ضبط و طرز انتشار آن آینۀ بیزنگار تمامنمایی است از زندگی نسلهایی از ایرانیان که نتبهنت و لغتبهلغت آن را زیسته و گریستهاند. جوان غیرمرکزنشینی که در سال اصلاحات، ۱۳۷۶، زاده شده، با یک تیشرت سیاه بینقشونگار، بیهیچ گریم و نورپردازی و صحنهآرایی، در اتاقخوابش در یک آپارتمان معمولی مینشیند، با رشته کردن توییتهایی یک خطی از حسرتها و آمال ایرانیان ترانهای ردیف میکند و آن را با ملودی سادهای عجین میسازد، با صدای محزونی میخواند، با گوشی تلفنش ضبط میکند و با اینترنتی «که هر لحظه در او بیم فروریختن است»، به صفحۀ اینستاگرامش میفرستد. سرود به طرفهالعینی مشرق را تا مغرب درمینوردد و ورد زبانها میگردد. بدین ترتیب، یک سادگی بیحد، از فرط «صمیمیت حزن»، به شکوهی تمامعیار و بینقص بدل میگردد.
🍂 ساختمان ترانه ساده است و اسکلتبندی بلاغی آن بر عنصر «تکرار» بنا شده. متن ترانه از گزارههایی تشکیل شده که با کلمۀ «برای» آغاز میشوند:
🍂 ساختمان بلاغی ترانۀ «برای» از منظر بلاغی یادآور شعر «از عموهایت» شاملوست که از سر تا ته با گزارههایی بنا شده که با «نه به خاطرِ و به خاطرِ» شروع شدهاند:
🍂 «از عموهایت» و «برای» نهفقط در عنصر اصلی برسازندۀ بلاغتشان، «تکرار»، مشترکاند، که در هالههای برسازندۀ معنا و محتوا هم همگراییهایی دارند: مایۀ معصومیت و بیگناهی و قناعت در لایههای معنایی هر دو شعر مکرر شده. راوی شعر شاملو میگوید آنان که به خاک افتادند، آرزوهای بزرگ و دستنیافتنی نداشتند، شادیهای کوچک و زیباییهایی انسانی برایشان کافی میبود. راوی شعر شروین هم «برای حسرت یک زندگی معمولی» است که میخواند. اما تفاوتی بسیار معنادار و فارق در آخر شعر است که متجلی میشود. شاملو شعر را با ستایش شهدای چپ یعنی عموها، و مشخصاً شهید تودهای، مرتضی کیوان، تمام میکند و به این ترتیب به آخرین درِ شعر قفل میزند و آن را میبندد:
شعر شاملو از لحاظ دیگری هم در قیاس با ترانۀ باز شروین، بسته است: شروین شعر را با فعل نمیبندد. شاملو سرانجام فعل «به خاک افتادند» را میآورد و شعر را در قید زمان و شخص میاندازد و آن را میبندد. ترانۀ شروین فعل ندارد، پس شخص و زمان ندارد. یعنی «آزادی» در سطح نحوی شعر هم اجرا شده است.
🍂 ترانۀ شروین، هرقدر از ایدۀ انحصارگرایانۀ شعر شاملوی چپ دور میشود، به ایدۀ سپانلوی ملیگرا نزدیک، و اصلاً تحققِ خودِ همان آرزو میگردد. سپانلو در شعر «نام تمام مردگان یحیی است»، که معجون قاتلی از اندوه و امید است، از آوازی جادویی میگوید: آوازی که، سرانجام و لاجرم، پس از بمبارانها و مرگها و مرارتها، از به هم پیوستن دهانهای خاموش سروده میشود و صدای جمعی زیبایی را پدید میآورد:
🍂 ترانۀ شروین ما بچهها را، ما خسوخاشاکها را، ما اراذل و اوباش و الواط را، ما ضعیفهها و ناشزهها و عجوزهها را، ما امردان و مخنثان و منحرفان را، ما گدایانِ از گرسنگیِ صبحگاهی برخاسته را، ناگاه، پادشاه کردهاست.
#نقد_ادبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— شعر شروین و شاملو
✍🏻 #سایه_اقتصادینیا
🍂 شروین حاجیپور، با ساختن قطعۀ «برای»، سرودی ماندگار به دفتر سرودهای اعتراضی فارسیزبانان اضافه کرد: سرودی ساده، درویشانه و پاک؛ پاک چون هزارخوانی سحری.
🍂 قطعهای تماماً آیکونیک: شأن متن، نوع اجرا، شیوۀ ضبط و طرز انتشار آن آینۀ بیزنگار تمامنمایی است از زندگی نسلهایی از ایرانیان که نتبهنت و لغتبهلغت آن را زیسته و گریستهاند. جوان غیرمرکزنشینی که در سال اصلاحات، ۱۳۷۶، زاده شده، با یک تیشرت سیاه بینقشونگار، بیهیچ گریم و نورپردازی و صحنهآرایی، در اتاقخوابش در یک آپارتمان معمولی مینشیند، با رشته کردن توییتهایی یک خطی از حسرتها و آمال ایرانیان ترانهای ردیف میکند و آن را با ملودی سادهای عجین میسازد، با صدای محزونی میخواند، با گوشی تلفنش ضبط میکند و با اینترنتی «که هر لحظه در او بیم فروریختن است»، به صفحۀ اینستاگرامش میفرستد. سرود به طرفهالعینی مشرق را تا مغرب درمینوردد و ورد زبانها میگردد. بدین ترتیب، یک سادگی بیحد، از فرط «صمیمیت حزن»، به شکوهی تمامعیار و بینقص بدل میگردد.
🍂 ساختمان ترانه ساده است و اسکلتبندی بلاغی آن بر عنصر «تکرار» بنا شده. متن ترانه از گزارههایی تشکیل شده که با کلمۀ «برای» آغاز میشوند:
برای توی کوچه رقصیدن
برای ترسیدن به وقت بوسیدن
برای خواهرم خواهرت خواهرامون
برای تغییر مغزها که پوسیدن
برای شرمندگی برای بیپولی
برای حسرت یک زندگی معمولی...
🍂 ساختمان بلاغی ترانۀ «برای» از منظر بلاغی یادآور شعر «از عموهایت» شاملوست که از سر تا ته با گزارههایی بنا شده که با «نه به خاطرِ و به خاطرِ» شروع شدهاند:
نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه
به خاطر سایۀ بام کوچکش
به خاطر ترانهای کوچکتر از دستهای تو
نه به خاطر جنگلها، نه به خاطر دریا
به خاطر یک برگ، به خاطر یک قطره روشنتر از چشمهای تو....
🍂 «از عموهایت» و «برای» نهفقط در عنصر اصلی برسازندۀ بلاغتشان، «تکرار»، مشترکاند، که در هالههای برسازندۀ معنا و محتوا هم همگراییهایی دارند: مایۀ معصومیت و بیگناهی و قناعت در لایههای معنایی هر دو شعر مکرر شده. راوی شعر شاملو میگوید آنان که به خاک افتادند، آرزوهای بزرگ و دستنیافتنی نداشتند، شادیهای کوچک و زیباییهایی انسانی برایشان کافی میبود. راوی شعر شروین هم «برای حسرت یک زندگی معمولی» است که میخواند. اما تفاوتی بسیار معنادار و فارق در آخر شعر است که متجلی میشود. شاملو شعر را با ستایش شهدای چپ یعنی عموها، و مشخصاً شهید تودهای، مرتضی کیوان، تمام میکند و به این ترتیب به آخرین درِ شعر قفل میزند و آن را میبندد:
به خاطر تو🍂 این انحصار در ترانۀ شروین وجود ندارد: شعر با کلمۀ بلند «آزادی» پایان میگیرد؛ کلمهای که دقیقاً خلاف «انحصار» است. اینجاست که آواز با تکرار کلمۀ «آزادی» اوج میگیرد، از حزن جدا میشود و به فریاد آزادی، به خود آزادی تبدیل میشود. آزادی نه در انحصار دسته و حزب و مرام خاصی، بلکه برای همه.
به خاطر هرچیز کوچک و هر چیز پاک به خاک افتادند
به یاد آر
عموهایت را میگویم
از مرتضا سخن میگویم.
شعر شاملو از لحاظ دیگری هم در قیاس با ترانۀ باز شروین، بسته است: شروین شعر را با فعل نمیبندد. شاملو سرانجام فعل «به خاک افتادند» را میآورد و شعر را در قید زمان و شخص میاندازد و آن را میبندد. ترانۀ شروین فعل ندارد، پس شخص و زمان ندارد. یعنی «آزادی» در سطح نحوی شعر هم اجرا شده است.
🍂 ترانۀ شروین، هرقدر از ایدۀ انحصارگرایانۀ شعر شاملوی چپ دور میشود، به ایدۀ سپانلوی ملیگرا نزدیک، و اصلاً تحققِ خودِ همان آرزو میگردد. سپانلو در شعر «نام تمام مردگان یحیی است»، که معجون قاتلی از اندوه و امید است، از آوازی جادویی میگوید: آوازی که، سرانجام و لاجرم، پس از بمبارانها و مرگها و مرارتها، از به هم پیوستن دهانهای خاموش سروده میشود و صدای جمعی زیبایی را پدید میآورد:
آنک دهانهای به خاموشی فروبسته به هم پیوست
تا یک صدای جمعی زیبا پدید آید
مجموعهای در جزء جزئش، جامهایی که به هم میخورد
آواز گنجشک و بلور و برف
آواز کار و زندگی و حرف
آواز گلهایی که در سرما و یخبندان نخواهد مرد
از عاشقان، از حلقۀ پیوند و بینایی
موسیقی احیای زیبایی
موسیقی جشن تولدها
آهنگهای شهربازیها، نمایشها
در تار و پود سازهای سیمی و بادی
شعر جهانگردی و تعطیلی و آزادی
این همسرایان نامشان یحیی است
و آن دهان، خوانندهاش دریاست
با فکر احیای طبیعتها، سفرها، میهمانیها
دم میدهد یحیی
و بچهها همراه او آواز میخوانند
🍂 ترانۀ شروین ما بچهها را، ما خسوخاشاکها را، ما اراذل و اوباش و الواط را، ما ضعیفهها و ناشزهها و عجوزهها را، ما امردان و مخنثان و منحرفان را، ما گدایانِ از گرسنگیِ صبحگاهی برخاسته را، ناگاه، پادشاه کردهاست.
#نقد_ادبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘صندوق رأی و دولت شبهمدرن ✍🏻 #اریک 🍂 در بین همه چیزهایی که داعش شیعه، اونا رو به نهایت ابتذال کشوند، مسخرهبازی با صندوق رأی، ایدۀ خودش نبود؛ چون کپیرایتش در اختیار پهلویهاست. درسته که امروز، خیلی بسطیافتهتر شده، مثل همۀ چیزهایی که در طول زمان و در…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘دموکراسی؛ از ذهنیات تا امر واقع
✍🏻 #اریک
🍂 حتی وقتی کمتر از ۱۰ درصد مردم در سیرک انتخابات حکومتی شرکت میکنند، که ۲۰ سال پیش در حد یک رویا بود، باز برای عدهای جای نگرانی وجود داره که «باید با این ۱۰ درصد چه کرد؟ چون حتی اگه یه روز به دموکراسی رسیدیم، همین ۱۰ درصد کافیه تا همهچیز به سمت قهقرا بره!».
🔻این نگرانی، معمولا روی دو رفتار عوام متمرکزه:
1️⃣ مردم سواد لازم برای انتخاب ندارند و اصلا نمیفهمند دارند چه تصمیمی میگیرند؛
2️⃣ مردم حاضرند به ازای دریافت مبلغ اندکی پول رأیشون رو بفروشند؛ یعنی میدونند دارند چه تصمیمی میگیرند ولی پول براشون مهمتره.
🍂 خود این نگرانی، محصول صندوقپرستی رایج در دلقکخانۀ ایرانه؛ و گرنه هر دو مسئله در کشورهای دموکراتیک هم وجود داره و فاجعهای رخ نداده. هرجا که دموکراسی برقراره، وقتی مردم گزینههای نامناسبی انتخاب کردهاند، یا به گزینههای مناسب احزاب دیگه باختهاند، یا اگه پیروز شدهاند گندی بالا آوردهاند که آینده سیاسیشون رو برای مدتها تخریب کرده.
🍂 وقتی دموکراسی واقعیست و ماکت نیست؛ قشر نادان یا میبازه، یا توسط قوههای دیگه مهار میشه. فکر میکنید الان کم هستند آمریکاییهایی که رأیشون اینه که باید همۀ مهاجران رو دیپورت کرد؟ حتی تعداد اونهایی که رأیشون اینه که باید برحسب مذهبشون دیپورتشون کرد هم قابل توجهه، اما یا نمیتونند برنده بشن، یا وقتی برنده شدند با دادگاه عالی طرفند.
🍂 همچنین فکر میکنید برلوسکونی اگه مهار نداشت، دلش نمیخواست به هر ایتالیایی چند صد یورو بده و رأیشون رو بخره؟ البته که دلش میخواست. و فکر میکنید اگه راهش باز بود، کم بودند ایتالیاییهایی که این معامله رو بپذیرند؟
🍂 «دموکراسی نیاز به مردم با سواد دارد» و «دموکراسی نیاز به مردمی دارد که لنگ پول نباشند»، هر دو گزارههای غلطی هستند. فکر میکنم قول محمد قائد بود که گفت «برای دموکراسی مردم باید دموکرات باشند!». که این هم حرف غلطی بود. هیچکس در عمل دموکرات نیست که اکثریت بخواد دموکرات باشه، که مردم ایران هم بخواد دموکرات باشه. ازونجایی که هرکس به دنبال منافع خودشه، عملا کسی علاقمند به دموکراسی نیست. دقیقا کسانی تن دادهاند به دموکراسی که ازش خوششون نمیآد.
🍂 اما این تنها چیزیه که میتونه خون رو از همه معادلات حذف کنه، و این ورای همه منافع بوده؛ بنابراین شما برای برقراری دموکراسی، نیاز به مردمی که دموکرات باشند نداری، بلکه به مردمی نیاز داری که نخوان در کشورشون خون ببینند. برای همین، در کشوری آفریقایی که سالها جنگ داخلی با حد بالایی از خشونت جریان داشته، یهو ساختار دموکراتیک شکل میگیره و از همسایهها هم جلو میزنه، و در کشور دیگهای که فلهای فیلسوف و مهندس تولید میکنه، خبری نیست؛ چون اون کشوری که دست بچه سیزده ساله هم کلاشینکف بوده، پتانسیل این رو داره که بگه «خون بسه دیگه». تضمینی به این نتیجه نمیرسه، ولی پتانسیل بالایی براش داره.
🍂 برای همین حتی «دموکراسی معجزه نمیکند» هم گزاره غلطیه. اینکه آفریقای جنوبی پوتین رو بعنوان مهمان نپذیرفت معجزه نیست؟ شخصا همشون فن پوتین هستند. اگه مجبور به تبعیت از قانونی که تحت قواعد دموکراتیک روش به توافق رسیدهاند، نبودند، برای استقبال ازش یک کارناوال ملی هم راه مینداختن.
#سیاست #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
✍🏻 #اریک
🍂 حتی وقتی کمتر از ۱۰ درصد مردم در سیرک انتخابات حکومتی شرکت میکنند، که ۲۰ سال پیش در حد یک رویا بود، باز برای عدهای جای نگرانی وجود داره که «باید با این ۱۰ درصد چه کرد؟ چون حتی اگه یه روز به دموکراسی رسیدیم، همین ۱۰ درصد کافیه تا همهچیز به سمت قهقرا بره!».
🔻این نگرانی، معمولا روی دو رفتار عوام متمرکزه:
1️⃣ مردم سواد لازم برای انتخاب ندارند و اصلا نمیفهمند دارند چه تصمیمی میگیرند؛
2️⃣ مردم حاضرند به ازای دریافت مبلغ اندکی پول رأیشون رو بفروشند؛ یعنی میدونند دارند چه تصمیمی میگیرند ولی پول براشون مهمتره.
🍂 خود این نگرانی، محصول صندوقپرستی رایج در دلقکخانۀ ایرانه؛ و گرنه هر دو مسئله در کشورهای دموکراتیک هم وجود داره و فاجعهای رخ نداده. هرجا که دموکراسی برقراره، وقتی مردم گزینههای نامناسبی انتخاب کردهاند، یا به گزینههای مناسب احزاب دیگه باختهاند، یا اگه پیروز شدهاند گندی بالا آوردهاند که آینده سیاسیشون رو برای مدتها تخریب کرده.
🍂 وقتی دموکراسی واقعیست و ماکت نیست؛ قشر نادان یا میبازه، یا توسط قوههای دیگه مهار میشه. فکر میکنید الان کم هستند آمریکاییهایی که رأیشون اینه که باید همۀ مهاجران رو دیپورت کرد؟ حتی تعداد اونهایی که رأیشون اینه که باید برحسب مذهبشون دیپورتشون کرد هم قابل توجهه، اما یا نمیتونند برنده بشن، یا وقتی برنده شدند با دادگاه عالی طرفند.
🍂 همچنین فکر میکنید برلوسکونی اگه مهار نداشت، دلش نمیخواست به هر ایتالیایی چند صد یورو بده و رأیشون رو بخره؟ البته که دلش میخواست. و فکر میکنید اگه راهش باز بود، کم بودند ایتالیاییهایی که این معامله رو بپذیرند؟
🍂 «دموکراسی نیاز به مردم با سواد دارد» و «دموکراسی نیاز به مردمی دارد که لنگ پول نباشند»، هر دو گزارههای غلطی هستند. فکر میکنم قول محمد قائد بود که گفت «برای دموکراسی مردم باید دموکرات باشند!». که این هم حرف غلطی بود. هیچکس در عمل دموکرات نیست که اکثریت بخواد دموکرات باشه، که مردم ایران هم بخواد دموکرات باشه. ازونجایی که هرکس به دنبال منافع خودشه، عملا کسی علاقمند به دموکراسی نیست. دقیقا کسانی تن دادهاند به دموکراسی که ازش خوششون نمیآد.
🍂 اما این تنها چیزیه که میتونه خون رو از همه معادلات حذف کنه، و این ورای همه منافع بوده؛ بنابراین شما برای برقراری دموکراسی، نیاز به مردمی که دموکرات باشند نداری، بلکه به مردمی نیاز داری که نخوان در کشورشون خون ببینند. برای همین، در کشوری آفریقایی که سالها جنگ داخلی با حد بالایی از خشونت جریان داشته، یهو ساختار دموکراتیک شکل میگیره و از همسایهها هم جلو میزنه، و در کشور دیگهای که فلهای فیلسوف و مهندس تولید میکنه، خبری نیست؛ چون اون کشوری که دست بچه سیزده ساله هم کلاشینکف بوده، پتانسیل این رو داره که بگه «خون بسه دیگه». تضمینی به این نتیجه نمیرسه، ولی پتانسیل بالایی براش داره.
🍂 برای همین حتی «دموکراسی معجزه نمیکند» هم گزاره غلطیه. اینکه آفریقای جنوبی پوتین رو بعنوان مهمان نپذیرفت معجزه نیست؟ شخصا همشون فن پوتین هستند. اگه مجبور به تبعیت از قانونی که تحت قواعد دموکراتیک روش به توافق رسیدهاند، نبودند، برای استقبال ازش یک کارناوال ملی هم راه مینداختن.
#سیاست #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
📘استبدادخواهی در لوای تجددخواهی
✍🏻 #مهرپویا_علا
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۱۸۶۸ واژه
🗄پست مرتبط
📕توهمِ پینوشهخواهی
📻 آیا توسعۀ اقتصادی بدون دموکراسی ممکن است؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
✍🏻 #مهرپویا_علا
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۱۸۶۸ واژه
🗄پست مرتبط
📕توهمِ پینوشهخواهی
📻 آیا توسعۀ اقتصادی بدون دموکراسی ممکن است؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘استبدادخواهی در لوای تجددخواهی
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 یک تفسیر غلط و ضد آزادی از تاریخ معاصر ایران رایج است که مطابق آن، پهلویها و پیش از آن، روشنفکران سکولار مشروطهخواه، و پیش از آنها، امیرکبیر میخواستند جامعه را متجدد و مدرن کنند، اما با مخالفت شدید اکثریت سنتگرا و مرتجع مواجه شدند. مطابق این تفسیر، در چند مقطع زمانی - مثل وقایع خرداد سال ۴۲ - حکومتِ اقلیت متجدد موفق شد که اکثریت مرتجع را بر سر جایشان بنشاند، اما در نهایت، در سال ۵۷ بهدلایلی، از قبیل رئوف بودن بیش از حد شاه، گرایش روشنفکران به مارکسیسم، سیاستهای غلط کارتر، بیماری شاه و... اکثریت مرتجع غلبه کردند و به آنچه میخواستند، رسیدند. مطابق با نظر هواداران این تفسیر، اگر به فرض، حکومت در سال ۵۵ یا ۵۰ انتخابات آزاد برگزار میکرد، همان طیفی که بعداً پیروز انقلاب شدند، یا افرادی با تفکرات مشابه آنان، اکثریت پارلمان را به دست میگرفتند و تمام برنامههای متجددانۀ دولت بر باد میرفت.
🍂 این تحلیل که در چند سال اخیر، میان اقشار کتابخوان طرفدار پیدا کردهاست، هم از لحاظ تفسیر رویدادهای تاریخی و هم از لحاظ نظری غلط است. اصولاً پیدایش و گسترش چنین تفسیری، معطوف به قدرت سیاسی جریانهاییست که اعتقادی به دمکراسی و اصول لیبرالیسم ندارند و با حذف مؤلفۀ «درآمد نفت» - که مانند حزباللهیها آن را ملک طلق و «انفال» دولت میدانند -، کل نظام فکری و کاخ آرزوهای مدرنیستیشان، بهسادگی دچار فروپاشی میشود.
🍂 اینکه به «کتابخوان» بودن بخشی از طرفداران این تفسیر اشاره کردم، دلیلش این است که این تفسیر، از روایتهایی نشأت میگیرد که اغلب، توسط روشنفکران اواخر قاجار و اوائل پهلوی - که خود مسئول استقرار استبداد جدید در ایران بودند - نوشته شدهاند و به تبع، کتابخوان امروزی با خواندن متون آنها، به همان نتایجی میرسد که آنها مد نظر داشتند.
🍂 در یک نگاه کلانتر، رد این طرز فکر را باید در گسترش جهانی تفکر دولتگرایی (Etatism) در اوایل قرن بیستم جستوجو کرد که نتیجۀ آن، تولد و قدرتگیری جریانهای رنگارنگ، ولی با آبشخور یکسانی همچون نازیسم، فاشیسم، بلشویسم، کمالیسم، مائوئیسم، پرونیسم، سوسیالیسم دمکرات و در نهایت، اسلامیسم در قرن بیستم و در چهار گوشۀ جهان بود. حکومت پهلوی و همچنین حکومتهای وابسته به استالینِ پیشهوری و قاضی محمد نیز ریشه در همین جریان داشتند. این طرز فکریست که تداوم آن تا امروز، کشور را به بنبست سیاسی کشاندهاست و امروز بعد از صد سال، سراسر جامعۀ ایران باید از آن گذر کند، نه اینکه به ریشههای بدبختی خود باز گردد.
🍂 کتابخوان امروزی با ناامیدی و رویگردانی از روشنفکران دهههای سی و چهل و پنجاه خورشیدی - که به شاخهای دیگر از درخت تنومند دولتگرایی تعلق داشتند -، ناگهان در تقیزاده و فروغی و دشتی و یارشاطر و شفا و امثال اینان، گنجهای ناشناخته یافتهاند که دست ارتجاع تا امروز از ما پنهان کردهبود.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۱۸۶۸ واژه
#نقد_روشنفکران #آینه_تاریخ #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 یک تفسیر غلط و ضد آزادی از تاریخ معاصر ایران رایج است که مطابق آن، پهلویها و پیش از آن، روشنفکران سکولار مشروطهخواه، و پیش از آنها، امیرکبیر میخواستند جامعه را متجدد و مدرن کنند، اما با مخالفت شدید اکثریت سنتگرا و مرتجع مواجه شدند. مطابق این تفسیر، در چند مقطع زمانی - مثل وقایع خرداد سال ۴۲ - حکومتِ اقلیت متجدد موفق شد که اکثریت مرتجع را بر سر جایشان بنشاند، اما در نهایت، در سال ۵۷ بهدلایلی، از قبیل رئوف بودن بیش از حد شاه، گرایش روشنفکران به مارکسیسم، سیاستهای غلط کارتر، بیماری شاه و... اکثریت مرتجع غلبه کردند و به آنچه میخواستند، رسیدند. مطابق با نظر هواداران این تفسیر، اگر به فرض، حکومت در سال ۵۵ یا ۵۰ انتخابات آزاد برگزار میکرد، همان طیفی که بعداً پیروز انقلاب شدند، یا افرادی با تفکرات مشابه آنان، اکثریت پارلمان را به دست میگرفتند و تمام برنامههای متجددانۀ دولت بر باد میرفت.
🍂 این تحلیل که در چند سال اخیر، میان اقشار کتابخوان طرفدار پیدا کردهاست، هم از لحاظ تفسیر رویدادهای تاریخی و هم از لحاظ نظری غلط است. اصولاً پیدایش و گسترش چنین تفسیری، معطوف به قدرت سیاسی جریانهاییست که اعتقادی به دمکراسی و اصول لیبرالیسم ندارند و با حذف مؤلفۀ «درآمد نفت» - که مانند حزباللهیها آن را ملک طلق و «انفال» دولت میدانند -، کل نظام فکری و کاخ آرزوهای مدرنیستیشان، بهسادگی دچار فروپاشی میشود.
🍂 اینکه به «کتابخوان» بودن بخشی از طرفداران این تفسیر اشاره کردم، دلیلش این است که این تفسیر، از روایتهایی نشأت میگیرد که اغلب، توسط روشنفکران اواخر قاجار و اوائل پهلوی - که خود مسئول استقرار استبداد جدید در ایران بودند - نوشته شدهاند و به تبع، کتابخوان امروزی با خواندن متون آنها، به همان نتایجی میرسد که آنها مد نظر داشتند.
🍂 در یک نگاه کلانتر، رد این طرز فکر را باید در گسترش جهانی تفکر دولتگرایی (Etatism) در اوایل قرن بیستم جستوجو کرد که نتیجۀ آن، تولد و قدرتگیری جریانهای رنگارنگ، ولی با آبشخور یکسانی همچون نازیسم، فاشیسم، بلشویسم، کمالیسم، مائوئیسم، پرونیسم، سوسیالیسم دمکرات و در نهایت، اسلامیسم در قرن بیستم و در چهار گوشۀ جهان بود. حکومت پهلوی و همچنین حکومتهای وابسته به استالینِ پیشهوری و قاضی محمد نیز ریشه در همین جریان داشتند. این طرز فکریست که تداوم آن تا امروز، کشور را به بنبست سیاسی کشاندهاست و امروز بعد از صد سال، سراسر جامعۀ ایران باید از آن گذر کند، نه اینکه به ریشههای بدبختی خود باز گردد.
🍂 کتابخوان امروزی با ناامیدی و رویگردانی از روشنفکران دهههای سی و چهل و پنجاه خورشیدی - که به شاخهای دیگر از درخت تنومند دولتگرایی تعلق داشتند -، ناگهان در تقیزاده و فروغی و دشتی و یارشاطر و شفا و امثال اینان، گنجهای ناشناخته یافتهاند که دست ارتجاع تا امروز از ما پنهان کردهبود.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۱۸۶۸ واژه
#نقد_روشنفکران #آینه_تاریخ #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
Telegraph
استبدادخواهی در لوای تجددخواهی
مهرپویا علا یک تفسیر غلط و ضد آزادی از تاریخ معاصر ایران رایج است که مطابق آن، پهلویها و پیش از آن، روشنفکران سکولار مشروطهخواه، و پیش از آنها، امیرکبیر میخواستند جامعه را متجدد و مدرن کنند، اما با مخالفت شدید اکثریت سنتگرا و مرتجع مواجه شدند. مطابق این…
نقدآگین
📓کتابِ «در ستایش عقل» 🍂 چرا عقل اهمیت دارد؟ اگر که همهچیز در نهایت مبتنی است بر ایمانِ کور یا غریزهٔ درونی (و بهنظر میرسد باور بسیاری از مردمان چنین باشد)، اهمیت عقل در چیست؟ چرا صرفاً بسنده نکنید به آنچه به آن اعتقاد دارید، حتی اگر در تضاد باشد با شواهد؟…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به کتابِ فرشتگان بهتر ذات ما
@Naqdagin
🎧 نگاهی به کتاب «فرشتگانِ بهتر ذات ما؛ چرا خشونت کاهش یافتهاست» نوشتۀ #استیون_پینکر
🎙جناب #اشکان | کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش»
🍂 کتابی پیرامون موضوعی که شاید مهمترین رویداد تمامی تاریخ باشد. باور کنید یا نه -که میدانم بیشتر مردم باور نمیکنند- خشونت در طول بازههای بلند زمان کاهش یافتهاست و زندگی امروز ما صلحآمیزترین وضعیت در دوران سکونت انسان بر روی کرۀ زمین است. شک نیست که افول خشونت دائمی نبوده، هرگز به صفر نخواهد رسید، و کاهش همیشگی آن هم تضمینی ندارد. اما این خود پیشرفتی بیچونوچرا است که در هر مقیاسی، از هزاره تا هر ساله، از جنگافروزی تا تنبیه بدنی بچهها، به چشم میآید.
#نقد_کتاب #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙جناب #اشکان | کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش»
🍂 کتابی پیرامون موضوعی که شاید مهمترین رویداد تمامی تاریخ باشد. باور کنید یا نه -که میدانم بیشتر مردم باور نمیکنند- خشونت در طول بازههای بلند زمان کاهش یافتهاست و زندگی امروز ما صلحآمیزترین وضعیت در دوران سکونت انسان بر روی کرۀ زمین است. شک نیست که افول خشونت دائمی نبوده، هرگز به صفر نخواهد رسید، و کاهش همیشگی آن هم تضمینی ندارد. اما این خود پیشرفتی بیچونوچرا است که در هر مقیاسی، از هزاره تا هر ساله، از جنگافروزی تا تنبیه بدنی بچهها، به چشم میآید.
#نقد_کتاب #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
E3 1776
@Naqdagin
🎧 عفو نشدن آسانژ و پایان ناامیدکنندۀ ترامپ شروع انتقامجویانۀ بایدن و مرور کمپینهای انتخاباتی فاجعهبارش
— اپیزود سوم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#سیاست #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
— اپیزود سوم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#سیاست #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 هدیۀ امام زمان
🍂 علیالظاهر «امام زمان» برای لاکچریبازها و بازاریها و آخوندها («خمسِ» امام غائب از اموالِ شیعیانِ خرافاتی)، خصوصا اگر همراه قدرتِ زمان باشند (نفت و گاز و معادنِ ایرانیان بهمثابه «انفال»)، خوب خدمات میدهد، اما برای مردمِ کپرنشین و محروم و سیلزدهٔ سیستان و بلوچستان و اکثریتِ مردمِ مستضعفِ لهشده زیر خطِ فقر و اقتصادِ تورمزدۀ ایران (که نیمقرن تورم بالا و دو رقمی را تجربه میکند)، هیچ بستۀ پیشنهادیای ندارد، جز تماشا و رضا به قضا و دعا!
🍂 هرچند امام زمان، برای تنها نائب بر حقش هم نتوانست با توسل به انواع نیروهای ماورایی و ادعیه و اجنه و اوراد و حِیَل شرعی، چیزی بیش از ۴۰ درصد مشارکت (که گویا بخش عمدهای از آن هم، آرای باطله، از سر اجبار و ترسِ شغلی و... بوده) جور کند و حکومتِ آخوندی-اسلامیِ «ولایت فقیه» (بعنوان تنها حکومتِ شیعۀ اثنی عشریِ کرۀ خاکی) را از تکرارِ این «ننگ» (بقول خودِ ولی فقیه) نجات دهد.
✍🏻 #علیرضاموثق
🗄پست مرتبط
📕امام زمان و گروههای انحرافی
📕باور به «امام زمان» و «جزئینگری»
#خواب_عمیق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 علیالظاهر «امام زمان» برای لاکچریبازها و بازاریها و آخوندها («خمسِ» امام غائب از اموالِ شیعیانِ خرافاتی)، خصوصا اگر همراه قدرتِ زمان باشند (نفت و گاز و معادنِ ایرانیان بهمثابه «انفال»)، خوب خدمات میدهد، اما برای مردمِ کپرنشین و محروم و سیلزدهٔ سیستان و بلوچستان و اکثریتِ مردمِ مستضعفِ لهشده زیر خطِ فقر و اقتصادِ تورمزدۀ ایران (که نیمقرن تورم بالا و دو رقمی را تجربه میکند)، هیچ بستۀ پیشنهادیای ندارد، جز تماشا و رضا به قضا و دعا!
🍂 هرچند امام زمان، برای تنها نائب بر حقش هم نتوانست با توسل به انواع نیروهای ماورایی و ادعیه و اجنه و اوراد و حِیَل شرعی، چیزی بیش از ۴۰ درصد مشارکت (که گویا بخش عمدهای از آن هم، آرای باطله، از سر اجبار و ترسِ شغلی و... بوده) جور کند و حکومتِ آخوندی-اسلامیِ «ولایت فقیه» (بعنوان تنها حکومتِ شیعۀ اثنی عشریِ کرۀ خاکی) را از تکرارِ این «ننگ» (بقول خودِ ولی فقیه) نجات دهد.
✍🏻 #علیرضاموثق
🗄پست مرتبط
📕امام زمان و گروههای انحرافی
📕باور به «امام زمان» و «جزئینگری»
#خواب_عمیق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسلمانها بيدار شيد و به عيسي خداوند ايمان بياريد روز داوري و امدن عيسي خداوند نزديكه!
🍂 میتوان این صحنۀ رقتانگیز را بطور اجمالی چنین وصف کرد: وقتی کور-معتادی در توهمات حاصل از مخدرات، میخواهد دستِ کور-معتادی دیگری را بگیرد و او را از مخدری متفاوت نجات بدهد و وارد گَنگِ مصرفکنندگانِ خود کند: بتِ الله و... را بیندازید و خود را «گناهکارِ ازلی و موروثی» و «مستوجبِ هلاکت»، بهخاطر «چیدنِ یک سیبِ» ناقابل بدانید و عیسای ناصری را زادهشده از مریم باکره(!) و ۲۰۲۴ سال(!) زنده وهم کنید و مآلاً، با تعطیل عقلانیت، خود را محتاج و بردۀ عیسی بهمثابه خدا(!) و فیالواقع، بردۀ کلیسا و احمقانِ مستخدمِ آن بعنوان کشیش، کنید.
🍂 کودکستانِ دنیا کی از دست این جنگ حیدری-نعمتیِ احمقانِ خودشیفتۀ معتاد به خرافات و اباطیل، خلاص میشود؟ بنظرم فقط «اصلاح ژنتیک» میتواند این میل شدید به توهم و خودفریبی را متوقف کند؛ البته حکومت دینی نیز نوعی واکسیناسیون فراگیر است و تا زمانی که دانش و تکنولوژی ما به حد مطلوب نرسیده، باید به معجزۀ آگاهسازیِ چنین واکسنِ دردناکی امید ببندیم!
✍🏻 #علیرضاموثق
#خواب_عمیق #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin