Telegram
نقدآگین
🍂 اینها از امراض و فجایع دینیست که میخواهد بهزور سرنیزه، همه را ارشاد و هدایت نماید و به بهشت بفرستد و میگوید: «"لا اكراه فیالدين" منسوخ شدهاست»، و یا اینکه «خدا هم جبار است».
🍂 خدا جبار است به تو چه مربوط؟ آیا خدا به تو هم گفته که جبار باشی؟ کی و کجا گفته؟ در گوشی؟! مثل خیلی از درگوشیهای مشهور دیگر؟!
🍂 میگویی گفته: «ای رسول بر کافران و منافقان غضب کن!»، مگر تو رسولی؟! تو اصلاً بیا «مسلمان بودن»ت را با نشانههای قرآنی ثابت کن، «مؤمن بودن» طلب تو!! آیاتِ «قهر و غضب و قتال »در همه جای قرآن، علناً مخاطبی جز «رسول و مؤمنان» ندارد.
🍂 کدامیک از «صدها نشانۀ یک مؤمن» در قرآن، در شما دیده میشود که خود را مأمورِ «قهر و غضب و قتال» پنداشتهای و در خیابان، قد-و-بالا و چشم-و-ابرو و موهای زنان مردم را دید میزنی و تعزیرشان میکنی؟!
🍂 مگر به تو نگفتهاند که آیۀ حجاب یکی مربوط به «زنان پیامبر» است که هیچکدام از زنان ما «زن پیامبر» نیستند، زیرا نبوت «ختم» شدهاست و ما فراموش کردهایم و هر یک، خود را پیامبر فرض نمودهایم! و دیگری آیۀ مربوط به «زنان مؤمنه» است که «به زنان مؤمنه بگو که خود را بپوشانند که این بهتر است...».
اولا) مؤمن و زن مؤمنه، در دهها آیۀ قرآن، نشانههائی دارد که با این نشانهها، یک درصد از زنان و مردان مسلمان را هم نمیتوان مؤمن به حساب آورد؛ همانطور که قرآن میفرماید : «نگویید که ما مؤمن هستیم! بگوئید که تازه دعوی اسلام کردهایم و بدانید که اکثر مردم ایمان نمیآورند!»، پس اکثریت مردم طبق سنت خدا، «غیرمؤمنان» هستند؛ پس حجاب مشمول حال اینها نمیشود؛
دوما) تازه آیۀ حجاب که ذکرش رفت، در مورد «زنان مؤمنه» هم «امری مستحب» است ("بهتر است که...") نه «واجب»؛
سوما) حجاب یکی از «امور عبادی»ست و امور عبادی که «تعریز و عقاب و حساب» ندارد! آیا میشود کسی را بهدلیل عاشق نبودن، محاکمه کرد و شلاق زد؟ مؤمن بودن همان عاشق بودن است؛ عشق به حق که در دل میدرخشد و امر ارادی و تلقینی و مدرسهای و کتابی نیست: «هیچ دلی ایمان نمیآورد، الا به اذن خدا» (قرآن کریم)؛ پس ایمان، واقعهای قلبیست، نه ذهنی و فلسفی و تفسیری و فقهی و شرعی.
✍🏻 #علیاکبر_خانجانی
#روشنفکری_دینی #زنان #بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 خدا جبار است به تو چه مربوط؟ آیا خدا به تو هم گفته که جبار باشی؟ کی و کجا گفته؟ در گوشی؟! مثل خیلی از درگوشیهای مشهور دیگر؟!
🍂 میگویی گفته: «ای رسول بر کافران و منافقان غضب کن!»، مگر تو رسولی؟! تو اصلاً بیا «مسلمان بودن»ت را با نشانههای قرآنی ثابت کن، «مؤمن بودن» طلب تو!! آیاتِ «قهر و غضب و قتال »در همه جای قرآن، علناً مخاطبی جز «رسول و مؤمنان» ندارد.
🍂 کدامیک از «صدها نشانۀ یک مؤمن» در قرآن، در شما دیده میشود که خود را مأمورِ «قهر و غضب و قتال» پنداشتهای و در خیابان، قد-و-بالا و چشم-و-ابرو و موهای زنان مردم را دید میزنی و تعزیرشان میکنی؟!
🍂 مگر به تو نگفتهاند که آیۀ حجاب یکی مربوط به «زنان پیامبر» است که هیچکدام از زنان ما «زن پیامبر» نیستند، زیرا نبوت «ختم» شدهاست و ما فراموش کردهایم و هر یک، خود را پیامبر فرض نمودهایم! و دیگری آیۀ مربوط به «زنان مؤمنه» است که «به زنان مؤمنه بگو که خود را بپوشانند که این بهتر است...».
اولا) مؤمن و زن مؤمنه، در دهها آیۀ قرآن، نشانههائی دارد که با این نشانهها، یک درصد از زنان و مردان مسلمان را هم نمیتوان مؤمن به حساب آورد؛ همانطور که قرآن میفرماید : «نگویید که ما مؤمن هستیم! بگوئید که تازه دعوی اسلام کردهایم و بدانید که اکثر مردم ایمان نمیآورند!»، پس اکثریت مردم طبق سنت خدا، «غیرمؤمنان» هستند؛ پس حجاب مشمول حال اینها نمیشود؛
دوما) تازه آیۀ حجاب که ذکرش رفت، در مورد «زنان مؤمنه» هم «امری مستحب» است ("بهتر است که...") نه «واجب»؛
سوما) حجاب یکی از «امور عبادی»ست و امور عبادی که «تعریز و عقاب و حساب» ندارد! آیا میشود کسی را بهدلیل عاشق نبودن، محاکمه کرد و شلاق زد؟ مؤمن بودن همان عاشق بودن است؛ عشق به حق که در دل میدرخشد و امر ارادی و تلقینی و مدرسهای و کتابی نیست: «هیچ دلی ایمان نمیآورد، الا به اذن خدا» (قرآن کریم)؛ پس ایمان، واقعهای قلبیست، نه ذهنی و فلسفی و تفسیری و فقهی و شرعی.
✍🏻 #علیاکبر_خانجانی
#روشنفکری_دینی #زنان #بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مقصر ماجرای مادر قمی جریانیست که این عکاسیها را تئوریزه کرد
✍🏻 #محمد_رهبری
🍂 پس از اعتراضات تابستان و پاییز ۱۴۰۱، گشت ارشاد جای خودش را به «جریمه» داد. لایحه حجاب که محصول مشترک دولت و مجلس انقلابی بود، عملا برای نداشتن روسری جریمههایی را تعیین و آن را تبدیل به قانون کرد. با این حال این لایحه ضمانت اجرایی نداشت. چطور میشد کسانی را که روسری بر سر ندارند شناسایی و جریمه کرد؟
🍂 ابتدا ادعا شد که تشخیص چهره از طریق «هوش مصنوعی» برای اعمال جریمه انجام میشود. اما اهل فن میدانند که چنین کاری پیچیدگیهای خاص خودش را دارد. لذا برای جریمه افراد بدون روسری، و کنترل جامعه، چارهای نبود که از مردم به صورت مخفیانه عکس گرفته شود و این تصاویر مبنای جریمه افراد قرار بگیرد. در نتیجه با حمایت یک جریان خاص، جریمه زنان بدون روسری به کمک عکاسی از آنها آغاز شد. ماجرای عکاسی یک طلبه از مادری که در درمانگاه روسری از سرش افتاده بود را ذیل همین موضوع باید تحلیل کرد.
🍂 در ماجرای مادر قمی این جریان پشت آن طلبهی عکاس قایم شده است. در حالی که اتفاقا مسئول و مقصر اصلی، تفکر و جریانی است که این عکاسی را تئوریزه کرد و برای آن منافع مادی و معنوی تعریف کرد. کسانی که تصور میکنند «جریمه» جایگزین مناسبی برای «گشت ارشاد» است و هنوز هم بر عقاید غلط خود پافشاری میکنند.
🍂 کسانی که مدافع این عکاسیها هستند، تصور میکنند که منافع این کار بیشتر از گشت ارشاد و مضراتش کمتر است. آنها تصور میکنند که از طریق جریمه، احتمال «برخورد فیزیکی» کمتر میشود و در نتیجه تنش کمتر رخ میدهد. حال آن که برای چندمین بار است که تنش بر سر عکاسی از زنان بدون روسری مشاهده میشود.
🍂 پیشبینی این فرایند سخت نیست و در صورت تداوم به تنشهای بیشتری منجر خواهد شد. شش ماه پیش که این بحثها تازه در جریان بود در این رابطه نوشته بودم:
🍂 آن طلبهی عکاس چندان مهم نیست. بلکه تفکر و جریان حامی این عکاسیها مهم است؛ آنها مسئول اصلی این وضع هستند.
#حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #محمد_رهبری
🍂 پس از اعتراضات تابستان و پاییز ۱۴۰۱، گشت ارشاد جای خودش را به «جریمه» داد. لایحه حجاب که محصول مشترک دولت و مجلس انقلابی بود، عملا برای نداشتن روسری جریمههایی را تعیین و آن را تبدیل به قانون کرد. با این حال این لایحه ضمانت اجرایی نداشت. چطور میشد کسانی را که روسری بر سر ندارند شناسایی و جریمه کرد؟
🍂 ابتدا ادعا شد که تشخیص چهره از طریق «هوش مصنوعی» برای اعمال جریمه انجام میشود. اما اهل فن میدانند که چنین کاری پیچیدگیهای خاص خودش را دارد. لذا برای جریمه افراد بدون روسری، و کنترل جامعه، چارهای نبود که از مردم به صورت مخفیانه عکس گرفته شود و این تصاویر مبنای جریمه افراد قرار بگیرد. در نتیجه با حمایت یک جریان خاص، جریمه زنان بدون روسری به کمک عکاسی از آنها آغاز شد. ماجرای عکاسی یک طلبه از مادری که در درمانگاه روسری از سرش افتاده بود را ذیل همین موضوع باید تحلیل کرد.
🍂 در ماجرای مادر قمی این جریان پشت آن طلبهی عکاس قایم شده است. در حالی که اتفاقا مسئول و مقصر اصلی، تفکر و جریانی است که این عکاسی را تئوریزه کرد و برای آن منافع مادی و معنوی تعریف کرد. کسانی که تصور میکنند «جریمه» جایگزین مناسبی برای «گشت ارشاد» است و هنوز هم بر عقاید غلط خود پافشاری میکنند.
🍂 کسانی که مدافع این عکاسیها هستند، تصور میکنند که منافع این کار بیشتر از گشت ارشاد و مضراتش کمتر است. آنها تصور میکنند که از طریق جریمه، احتمال «برخورد فیزیکی» کمتر میشود و در نتیجه تنش کمتر رخ میدهد. حال آن که برای چندمین بار است که تنش بر سر عکاسی از زنان بدون روسری مشاهده میشود.
🍂 پیشبینی این فرایند سخت نیست و در صورت تداوم به تنشهای بیشتری منجر خواهد شد. شش ماه پیش که این بحثها تازه در جریان بود در این رابطه نوشته بودم:
این مردان و زنانی که در خیابان دوربین بهدست از دیگران فیلم میگیرند تا برای حجاب جریمهشان کنند را درنظر بگیرید. عجیب نیست اگر روزی گروهی از مردم، برای این که فیلمشان ضبط نشود و جریمه نشوند، با این افراد درگیر شوند و کسی هم در این میان آسیب ببیند و آنگاه بحران جدیدی از دل آن خلق شود. این سیاستها در ذات خود بحرانساز هستند. جامعه تغییر کرده است و نمیتوان با ابزار زور و قانون جلوی تغییرات اجتماعی را گرفت.
🍂 آن طلبهی عکاس چندان مهم نیست. بلکه تفکر و جریان حامی این عکاسیها مهم است؛ آنها مسئول اصلی این وضع هستند.
#حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘حکومتِ روحانیت
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 روحانیت، چونان طبقه و صنفِ برتر در جامعۀ اسلامی، به واسطۀ توهمِ برگزیدگی و نمایندگیِ خدا و دین و شرع، حق و تکلیفِ خویش میشناسد که در زیست و معیشتِ مردمان، دخالتِ آمرانه و قلدرانه داشته باشد و بهنحوی برای زندگیِ انسانها تعیینِ تکلیف کند.
🍂 روحانیت، در خیالِ برگزیده و نماینده بودن از جانب خدا و شریعت، خود را محق و حتی مکلف میبیند که با آمریت در سبکِ زندگی و نحوۀ معیشتِ مردمان، رعیت و امتِ خویش را به تنها صراطِ مستقیم، که مسئول و عاملِ شناخت و فهم آن برعهدۀ روحانیت است، هدایت و ارشاد کند. نمودِ عینی و علنیِ هدایتگری و ارشادگری، با عاملیتِ روحانیت، دخالتِ دستوری و امری و جبری و قهری در گزینش و انتخابِ شخصی-خصوصی و جمعی-عمومیِ مردمان است.
🍂 حکومت و قدرتِ سیاسی، به روحانیت امکان و توانِ عملی میدهد برای آمریت و دخالت در زندگیِ شهروندان. در واقع، بهرهگیری از اقتدار و زورِ سیاسی، روحانیت را در کاربستِ حق و تکلیفِ شرعی و صنفی متنفذ و مقتدر میسازد.
🍂 روحانیت، سوار بر قدرت و برخوردار از اقتدار، با پشتیبانی از نیروی قهر و خشونت، آزادانه در زندگیِ مردم دخالت میورزد؛ با مداخلۀ مستقیم و جبری در عقیده و نظر، عمل و رفتارِ مردم، نهایتاً برای افراد تعیین میکند چه مذهب و کیش و چه لباس و پوششی داشته باشند.
🍂 در واقع، حکومت و قدرتِ دینی، که در عمل حکومتِ روحانیت است، یعنی استوار بر حق و ولایتِ پیشینیِ روحانیت در حاکمیت و مزیت و امتیازِ برتر در اجتماع، دستِ روحانیت را در تجاوز به حریمِ شخصی و تعدی به حقوقِ اساسیِ شهروندان باز میگذارد، تا جایی برای حریمِ خصوصی و حقوق فردی نماند.
🍂 بدون حکومت و قدرتِ سیاسی، بدون انحصار ابزار زور و خشونت، روحانیت توانی برای امر و نهی ندارد، قدرتی برای فرمانروایی ندارد و اقتداری برای دخالت هم ندارد. در دولتِ سکولار دموکرات، آمریت و دخالتِ روحانیت در زیستِ مردمان، امریست خلاف قانون که مجازات در پی دارد. اما در حکومتِ دینی، هم توان و امکانِ عملی و هم جواز و حقّ قانونی برای آمریت و دخالتِ روحانیت میدهد، درحالیکه به هیچ نهادی و هیچ قانونی، پاسخ نخواهد گفت و مسئول نخواهد بود.
🍂 پس بعید و بدیع نیست که روحانیت، درحالیکه حامل حکومت و سوار بر قدرت است، در خصوصیترین حریمِ مردم سرک بکشد، در شخصیترین حقوقِ شهروندان فضولی کند، چون حق خود میداند که در همهچیز دخالت کند و در هرچیزی امر و نهی کند، درحالی که به هیچ جایی پاسخ نمیدهد. این طبیعتِ حکومتِ دینی، یا همان حکومتِ روحانیت است.
#آخوندیسم #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 روحانیت، چونان طبقه و صنفِ برتر در جامعۀ اسلامی، به واسطۀ توهمِ برگزیدگی و نمایندگیِ خدا و دین و شرع، حق و تکلیفِ خویش میشناسد که در زیست و معیشتِ مردمان، دخالتِ آمرانه و قلدرانه داشته باشد و بهنحوی برای زندگیِ انسانها تعیینِ تکلیف کند.
🍂 روحانیت، در خیالِ برگزیده و نماینده بودن از جانب خدا و شریعت، خود را محق و حتی مکلف میبیند که با آمریت در سبکِ زندگی و نحوۀ معیشتِ مردمان، رعیت و امتِ خویش را به تنها صراطِ مستقیم، که مسئول و عاملِ شناخت و فهم آن برعهدۀ روحانیت است، هدایت و ارشاد کند. نمودِ عینی و علنیِ هدایتگری و ارشادگری، با عاملیتِ روحانیت، دخالتِ دستوری و امری و جبری و قهری در گزینش و انتخابِ شخصی-خصوصی و جمعی-عمومیِ مردمان است.
🍂 حکومت و قدرتِ سیاسی، به روحانیت امکان و توانِ عملی میدهد برای آمریت و دخالت در زندگیِ شهروندان. در واقع، بهرهگیری از اقتدار و زورِ سیاسی، روحانیت را در کاربستِ حق و تکلیفِ شرعی و صنفی متنفذ و مقتدر میسازد.
🍂 روحانیت، سوار بر قدرت و برخوردار از اقتدار، با پشتیبانی از نیروی قهر و خشونت، آزادانه در زندگیِ مردم دخالت میورزد؛ با مداخلۀ مستقیم و جبری در عقیده و نظر، عمل و رفتارِ مردم، نهایتاً برای افراد تعیین میکند چه مذهب و کیش و چه لباس و پوششی داشته باشند.
🍂 در واقع، حکومت و قدرتِ دینی، که در عمل حکومتِ روحانیت است، یعنی استوار بر حق و ولایتِ پیشینیِ روحانیت در حاکمیت و مزیت و امتیازِ برتر در اجتماع، دستِ روحانیت را در تجاوز به حریمِ شخصی و تعدی به حقوقِ اساسیِ شهروندان باز میگذارد، تا جایی برای حریمِ خصوصی و حقوق فردی نماند.
🍂 بدون حکومت و قدرتِ سیاسی، بدون انحصار ابزار زور و خشونت، روحانیت توانی برای امر و نهی ندارد، قدرتی برای فرمانروایی ندارد و اقتداری برای دخالت هم ندارد. در دولتِ سکولار دموکرات، آمریت و دخالتِ روحانیت در زیستِ مردمان، امریست خلاف قانون که مجازات در پی دارد. اما در حکومتِ دینی، هم توان و امکانِ عملی و هم جواز و حقّ قانونی برای آمریت و دخالتِ روحانیت میدهد، درحالیکه به هیچ نهادی و هیچ قانونی، پاسخ نخواهد گفت و مسئول نخواهد بود.
🍂 پس بعید و بدیع نیست که روحانیت، درحالیکه حامل حکومت و سوار بر قدرت است، در خصوصیترین حریمِ مردم سرک بکشد، در شخصیترین حقوقِ شهروندان فضولی کند، چون حق خود میداند که در همهچیز دخالت کند و در هرچیزی امر و نهی کند، درحالی که به هیچ جایی پاسخ نمیدهد. این طبیعتِ حکومتِ دینی، یا همان حکومتِ روحانیت است.
#آخوندیسم #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
چهارشنبهسوری بعنوان آیین جمعی
@Naqdagin
🎧 چهارشنبهسوری بعنوان آیینِ جمعی
— زردی من از تو سرخی تو از من
🎙دکتر #شروین_وکیلی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
— زردی من از تو سرخی تو از من
🎙دکتر #شروین_وکیلی
.
#ایران #در_چنین_روزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
Telegram
نقدآگین
🎧 مرتضی مطهری، نمادِ بیسوادی و ایرانستیزی
🔻گوشهای از سخنان آخوند مطهری:
🍂 کسی که سخنگوی خرافیترین فرقۀ یک دین خرافی، یعنی شیعۀ اثنی عشریِ باورمند به امام زمانِ زندۀ ۱۲۰۰ ساله و شفاعتِ مردگان برگزیده و شفادهیِ تربت و...، است، با تمسکی بیربط (در زمینۀ امری غیردینی و یک رسم و کارناوال شادیِ جمعی) به یک جملۀ قرآن (که سوای شیعه، بخش عمدهای از خرافات خود قرآن و سنت نبوی را نیز به باد میدهد)، و در جو «مارکسیسمزدۀ زمانهاش»، تصور میکند که ژستی مترقی گرفته و برای عقاید خرافیِ مذهبش، «وجههای مترقی» و «روشنفکرانه» و «چپپسند» دستوپا کردهاست. البته روح توتالیتر اسلام نیز در اینجا دخیل است که میکوشد هر غیری که «رقیب فرهنگی» محسوب میشود، بهاسم «خرافه و سنت باطلِ گذشتگان» بکوبد و بکل از صفحۀ روزگار محو کند. ایجادِ «بیحافظگی و گسستِ تاریخی»، همیشه پیشدرآمدی برای «توتالیتاریسم» بودهاست؛ کافیست نگاهی به شوروی، چین کمونیست، کامبوج و سرانجام رژیم اسلامی بیندازید و مواجههشان با سنتهای تاریخی. آخر، وقتی مدعیای از «ترک سنن باطل موروثی» سخن میگوید، نباید از خود بپرسد که باور به وجود شخصیتی بهنام «الله» که خود (در قرآن) توصیف کرده و یک بخش مهم از دغدغههای جنابش در طبقۀ هفتم آسمان، ارضای امیال آنرمالِ تنانۀ سخنگوی انحصاریاش بوده، چقدر معقولتر و اخلاقیتر بوده از باور قدیمیترِ تثلیث یا دیگر صور چندخدایی؟ و در مقایسه، واقعا یکی مظهر «خردگرایی و منطق و استدلالورزی و پرهیز از مغالطه و اخلاق والا» بودهاست و دیگری، خرافۀ محض و جاهلیت و انحطاطِ تام؟ و اسلام جزو دستۀ اول بودهاست؟!
🍂 معلمهای این مملکت، اگر کمی و فقط کمی، غیرت و شخصیت و زیرکیِ یک اهل علم و فرهنگ را داشتند و خود را صرفا مدرکدار و کارمندِ مستخدم و مزدورِ دولت نمیشناختند، و نبودند، جدا از خواستهای بحقّ معیشتی، باید یکی از مطالبات جدیشان، پاک کردن این لکۀ ننگِ تاریخی بر پیشانی هر معلم و ساحت فرهنگ و علم و دانش میبود و باشد: ننگ اینکه «روز معلم»، به چنین احمقِ بیسواد و خرافاتیِ ایرانستیزی، کوچکترین ربطی، حتی در حد قرابتِ زمانی چند روزه، داشتهباشد. تغییر «روز معلم» به روزی که حداقل خودِ معلمان به آن رای دهند، باید بعنوان یکی از مطالباتِ مرکزیِ معلمان مطرح شود و پیگیرِ مجدانۀ آن باشند.
🍂 معلمی که نتواند روز منسوب به خودش در تاریخ (یعنی چهرهای که با آن در جامعه معرفی میشود) را تعیین کند، دقیقا چه چیز جدی دیگری را میتواند تعیین کند؟ فقط کمی افزودن به دستمزدِ ناچیزِ بیگاری کردن (حقوق «بیکاری» در آمریکا، بطور متوسط حدودِ ۳۸ میلیون تومان است!) سرِ بهاصطلاح کلاسهای درسِ غیراستانداردی که از فشردگی جمعیت در فضایی محدود، به زندانهای قرونِ وسطی شبیهترند؟
🍂 فرض کنید که در ایران، روزی بهنام «روز سیاستمدار» بود، و مجبور بودیم روز سیاستمدار را بهنامِ فردی چون «اسکندر مقدونیِ» گجسته یا «عمر/علی» یا «سلطان حسین صفوی» بشناسیم، نه یک سیاستمدارِ ایرانیِ میهندوست که بهنسبتِ همصنفان خود در تاریخ، ویژگیهای برجستهای بروز دادهاست و بطور طبیعی در بالای بسیاری از آنها (بطور نسبی) قرار گرفتهاست. آنوقت سیاستمدارانی که نمیتوانستند «روز سیاستمدار» را بنا به انتخاب و آگاهیِ خود تعیین کنند (و حتی نمیخواستند و این بدل به یک «خواست و دغدغۀ عمومی»شان نشدهبود)، آیا چندان کار جدیای در حیطۀ «حقوق مردم» و «منافع ملی» نیز میتوانستند انجام دهند؟ و اساسا میشد اسمشان را سیاستمدار و فردی که برای حقوق و منافع مردم کشورش کنشگری جدی میکند، نام گذاشت؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻گوشهای از سخنان آخوند مطهری:
چهارشنبهسوری که میرسد «بسیاری از خانوادههای احمقها» آتشی روشن میکنند و از روی آتش میپرند و میگویند: «ای آتش، زردی من از تو، سرخی تو از من»، این چه حماقتیست؟ آخر چرا چنین میکنید؟ قرآن میگوید اگر رسمی دارید که دلیلِ «خریت پدرانتان» است، رویش را بپوشانید؛ چرا دیگر این «سند حماقت» را سال به سال تجدید میکنید؟! این فقط یک «سند حماقت» است. هی کوشش میکنید که این «سند حماقت» را همیشه زنده نگه دارید: ماییم که «چنین پدر و مادرهای احمقی» داشتهایم! .... روزی که «سمبلِ خرافه و حماقتِ ماست» (۱۳ فروردین) آنوقت روز تعطیلیست!
🍂 کسی که سخنگوی خرافیترین فرقۀ یک دین خرافی، یعنی شیعۀ اثنی عشریِ باورمند به امام زمانِ زندۀ ۱۲۰۰ ساله و شفاعتِ مردگان برگزیده و شفادهیِ تربت و...، است، با تمسکی بیربط (در زمینۀ امری غیردینی و یک رسم و کارناوال شادیِ جمعی) به یک جملۀ قرآن (که سوای شیعه، بخش عمدهای از خرافات خود قرآن و سنت نبوی را نیز به باد میدهد)، و در جو «مارکسیسمزدۀ زمانهاش»، تصور میکند که ژستی مترقی گرفته و برای عقاید خرافیِ مذهبش، «وجههای مترقی» و «روشنفکرانه» و «چپپسند» دستوپا کردهاست. البته روح توتالیتر اسلام نیز در اینجا دخیل است که میکوشد هر غیری که «رقیب فرهنگی» محسوب میشود، بهاسم «خرافه و سنت باطلِ گذشتگان» بکوبد و بکل از صفحۀ روزگار محو کند. ایجادِ «بیحافظگی و گسستِ تاریخی»، همیشه پیشدرآمدی برای «توتالیتاریسم» بودهاست؛ کافیست نگاهی به شوروی، چین کمونیست، کامبوج و سرانجام رژیم اسلامی بیندازید و مواجههشان با سنتهای تاریخی. آخر، وقتی مدعیای از «ترک سنن باطل موروثی» سخن میگوید، نباید از خود بپرسد که باور به وجود شخصیتی بهنام «الله» که خود (در قرآن) توصیف کرده و یک بخش مهم از دغدغههای جنابش در طبقۀ هفتم آسمان، ارضای امیال آنرمالِ تنانۀ سخنگوی انحصاریاش بوده، چقدر معقولتر و اخلاقیتر بوده از باور قدیمیترِ تثلیث یا دیگر صور چندخدایی؟ و در مقایسه، واقعا یکی مظهر «خردگرایی و منطق و استدلالورزی و پرهیز از مغالطه و اخلاق والا» بودهاست و دیگری، خرافۀ محض و جاهلیت و انحطاطِ تام؟ و اسلام جزو دستۀ اول بودهاست؟!
🍂 معلمهای این مملکت، اگر کمی و فقط کمی، غیرت و شخصیت و زیرکیِ یک اهل علم و فرهنگ را داشتند و خود را صرفا مدرکدار و کارمندِ مستخدم و مزدورِ دولت نمیشناختند، و نبودند، جدا از خواستهای بحقّ معیشتی، باید یکی از مطالبات جدیشان، پاک کردن این لکۀ ننگِ تاریخی بر پیشانی هر معلم و ساحت فرهنگ و علم و دانش میبود و باشد: ننگ اینکه «روز معلم»، به چنین احمقِ بیسواد و خرافاتیِ ایرانستیزی، کوچکترین ربطی، حتی در حد قرابتِ زمانی چند روزه، داشتهباشد. تغییر «روز معلم» به روزی که حداقل خودِ معلمان به آن رای دهند، باید بعنوان یکی از مطالباتِ مرکزیِ معلمان مطرح شود و پیگیرِ مجدانۀ آن باشند.
🍂 معلمی که نتواند روز منسوب به خودش در تاریخ (یعنی چهرهای که با آن در جامعه معرفی میشود) را تعیین کند، دقیقا چه چیز جدی دیگری را میتواند تعیین کند؟ فقط کمی افزودن به دستمزدِ ناچیزِ بیگاری کردن (حقوق «بیکاری» در آمریکا، بطور متوسط حدودِ ۳۸ میلیون تومان است!) سرِ بهاصطلاح کلاسهای درسِ غیراستانداردی که از فشردگی جمعیت در فضایی محدود، به زندانهای قرونِ وسطی شبیهترند؟
🍂 فرض کنید که در ایران، روزی بهنام «روز سیاستمدار» بود، و مجبور بودیم روز سیاستمدار را بهنامِ فردی چون «اسکندر مقدونیِ» گجسته یا «عمر/علی» یا «سلطان حسین صفوی» بشناسیم، نه یک سیاستمدارِ ایرانیِ میهندوست که بهنسبتِ همصنفان خود در تاریخ، ویژگیهای برجستهای بروز دادهاست و بطور طبیعی در بالای بسیاری از آنها (بطور نسبی) قرار گرفتهاست. آنوقت سیاستمدارانی که نمیتوانستند «روز سیاستمدار» را بنا به انتخاب و آگاهیِ خود تعیین کنند (و حتی نمیخواستند و این بدل به یک «خواست و دغدغۀ عمومی»شان نشدهبود)، آیا چندان کار جدیای در حیطۀ «حقوق مردم» و «منافع ملی» نیز میتوانستند انجام دهند؟ و اساسا میشد اسمشان را سیاستمدار و فردی که برای حقوق و منافع مردم کشورش کنشگری جدی میکند، نام گذاشت؟
.
#آخوندیسم #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 «آنچه در چهارشنبهسوری نهفته، مقاومت در برابر دین تحمیلشده به ایرانیان است»
🍂 در نبود نهاد رسمی برای اعلام زمان جشن چهارشنبهسوری امسال، در برخی رسانهها و شبکههای اجتماعی نظرات متفاوتی برای برگزاری آن مطرح شده است. چهارشنبه سوری امسال دقیقا چه روزی است، سهشنبه ۲۲ اسفند یا سهشنبه ۲۹ اسفند؟
🍂 بسیاری از ایرانیان گمان میکنند که چون امسال، لحظۀ تحویل سال، بامداد چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ است، مراسم چهارشنبهسوری را باید در شامگاه سهشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ جشن بگیرند، اما مجتبی روهنده، ایرانشناس و ایرلندشناس مقیم فرانسه میگوید:
🍂 این پژوهشگر با یادآوری این که چهارشنبهسوری از جشنهای متعلق به دوران ایران زرتشتی و پیشا اسلامی است میگوید:
🍂 او با یادآوری اینکه پنج روز آخر سال به نام «پنجه گمشده» معروف بوده، میگوید: اگر ما چهارشنبه هفته آینده را جشن بگیریم، دیگر از پنجه آخر سال خارج شدهایم. او درباره رسوم چهارشنبهسوری تصریح میکند:
🍂 او در باب فلسفۀ رسوم مرتبط با چهارشنبهسوری میگوید:
🍂 علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در اسفند ۹۴ فتوا داد که این جشن «هیچ مبنای شرعی ندارد» و بنابراین «مناسب است از آن اجتناب شود».
#ایران #نقد_فرهنگ #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در نبود نهاد رسمی برای اعلام زمان جشن چهارشنبهسوری امسال، در برخی رسانهها و شبکههای اجتماعی نظرات متفاوتی برای برگزاری آن مطرح شده است. چهارشنبه سوری امسال دقیقا چه روزی است، سهشنبه ۲۲ اسفند یا سهشنبه ۲۹ اسفند؟
🍂 بسیاری از ایرانیان گمان میکنند که چون امسال، لحظۀ تحویل سال، بامداد چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ است، مراسم چهارشنبهسوری را باید در شامگاه سهشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ جشن بگیرند، اما مجتبی روهنده، ایرانشناس و ایرلندشناس مقیم فرانسه میگوید:
«این جشن همانگونه که از اسمش پیداست، جشن چهارشنبه آخر سال است. چهارشنبه هفته آینده، روز نخست سال آینده است، بنابراین نمیتواند چهارشنبه سال جاری تلقی شود.»
🍂 این پژوهشگر با یادآوری این که چهارشنبهسوری از جشنهای متعلق به دوران ایران زرتشتی و پیشا اسلامی است میگوید:
«این جشن در اصل مربوط به بازگشت روان درگذشتگان به روی زمین بوده است. بر اساس باورهای ایرانی، مردگان در این روز به زمین بازمیگردند تا ببینند زندگی بازماندگانشان بههنجار و اَشَوان است».
🍂 او با یادآوری اینکه پنج روز آخر سال به نام «پنجه گمشده» معروف بوده، میگوید: اگر ما چهارشنبه هفته آینده را جشن بگیریم، دیگر از پنجه آخر سال خارج شدهایم. او درباره رسوم چهارشنبهسوری تصریح میکند:
«البته در ایران باستان از روی آتش نمیپریدند چون این کار اهانت بزرگی به آتش به حساب میآمده و تمام این رسوم و شعرها، از جمله "زردی من از تو، سرخی من از تو" در دوران اسلامی به این جشن افزوده شدهاست».
🍂 او در باب فلسفۀ رسوم مرتبط با چهارشنبهسوری میگوید:
«چیزی که درون چهارشنبهسوری نهفته است، روح مقاومت در برابر دین دیگریست که بر ایرانیان تحمیل شدهاست. نفس جشن چهارشنبهسوری بزرگداشت آتش است که خودش مرجع است، این آئینیست که از نیاکان به ما به ارث رسیده و بهنظر من باید آن را بهخوبی برگزار کنیم».
🍂 علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در اسفند ۹۴ فتوا داد که این جشن «هیچ مبنای شرعی ندارد» و بنابراین «مناسب است از آن اجتناب شود».
#ایران #نقد_فرهنگ #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 رقص در #ایران — از دوران باستان تا #حکومت_اسلامی #مستند #بزمگه ➖➖➖ 🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
#نظرسنجی ۲۲
نظر شما دربارۀ «آدمِ عربِ مخفیِ ۱۱۹۱ ساله» (حدود ۱۶ برابر سن متوسط انسان امروز) چیست؟ حکومتِ مبتنی بر این باور تا چه میزان واقعبین خواهد بود و به سعادت عموم مردم منجر میشود؟
نظر شما دربارۀ «آدمِ عربِ مخفیِ ۱۱۹۱ ساله» (حدود ۱۶ برابر سن متوسط انسان امروز) چیست؟ حکومتِ مبتنی بر این باور تا چه میزان واقعبین خواهد بود و به سعادت عموم مردم منجر میشود؟
#نظرسنجی ۲۳
دربارۀ روزۀ ماه رمضان کدام وصف حال شماست؟
دربارۀ روزۀ ماه رمضان کدام وصف حال شماست؟
Anonymous Poll
6%
۱. روزه میگیرم، چون حکم خداست، ولو برای سلامتی ضرر داشتهباشد.
11%
۲. روزه میگیرم، چون مسلمانم و از نظر علمی ثابت شده مفید بودنش برای سلامتی
19%
۳. روزه نمیگیرم، چون روزۀ مرسوم اسلامی را نیز مضر یا ناسودمند برای سلامتی میدانم.
53%
۴. روزه نمیگیرم، چون به اسلام بعنوان دین الاهی باور ندارم.
10%
۵. روزه نمیگیرم چون حال و حوصله یا طاقتش رو ندارم، مثل نماز.
#نظرسنجی ۲۴
دربارهٔ مداخلهٔ دولت در ماه رمضان، نظر شما چیست؟
دربارهٔ مداخلهٔ دولت در ماه رمضان، نظر شما چیست؟
Anonymous Poll
5%
۱. مسلمانم. باید جلوی خوردن و نوشیدن علنی در خیابانها، رستورانها، کافهها و فستفودها را بگیرد
39%
۲. مسلمانم. نباید/حق ندارد جلوی خوردن علنی در خیابانها، رستورانها، کافهها و فستفودها را بگیرد
56%
۳. نامسلمانم. نباید/حق ندارد جلوی خوردن علنی در خیابانها، رستورانها، کافهها و فستفودها را بگیرد
نقدآگین
📺 «آنچه در چهارشنبهسوری نهفته، مقاومت در برابر دین تحمیلشده به ایرانیان است» 🍂 در نبود نهاد رسمی برای اعلام زمان جشن چهارشنبهسوری امسال، در برخی رسانهها و شبکههای اجتماعی نظرات متفاوتی برای برگزاری آن مطرح شده است. چهارشنبه سوری امسال دقیقا چه روزی است،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 آتش فرزندِ خداست. خدا خوشۀ همۀ جانهاست؛ پس آتش، نماد همۀ جانهاست. ایرانی در آتش، جان و زندگی را میدید؛ از اینرو، او «جانپرست» بود و نه آتشپرست.
🍂 ایرانی در آتش، «فرازمندی و بزرگی و زیبایی و رنگارنگی و گرمای پایدارِ همۀ جانها» را میدید. «ایر» در پارۀ نخست واژۀ ایران، همان «هیر» به چَم «آتش» است. ایرانزمین، سرزمینِ مهرِ تابان و آتش جاودان و بالندگی همۀ جانها بود.
🍂 «پرستش» همانا در نزد ایرانیان، برپایی سور و جشن بود. پرستش، «پرستاری و پاسداری از جشن» بود. پرستش «عبد» و «عبید» شدن نبود، بلکه «همکاری و همبستگی و همراهی و تمرین آزادگی و جوانمردی» بود.
🍂 هم واژۀ «یزدان» (خدا) و هم «جشن»، از ریشۀ «یز» به چمِ «ستایش و سرور» هستند؛ پس خدای ایرانیان، هم «جشنساز» بود و هم «خودِ جشن» بود. چرا؟ چونکه همۀ جانها در جشن بود که خوشه (یا سیمرغ گستردهپر) و یا خدا میشدند. سورِ آتش، جشن ارجمندیِ جانها، بر همۀ کسانیکه دلشان برای فرهنگ ژرف ایران میتپد، خجسته و همایون باد.
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
#ایران #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 ایرانی در آتش، «فرازمندی و بزرگی و زیبایی و رنگارنگی و گرمای پایدارِ همۀ جانها» را میدید. «ایر» در پارۀ نخست واژۀ ایران، همان «هیر» به چَم «آتش» است. ایرانزمین، سرزمینِ مهرِ تابان و آتش جاودان و بالندگی همۀ جانها بود.
🍂 «پرستش» همانا در نزد ایرانیان، برپایی سور و جشن بود. پرستش، «پرستاری و پاسداری از جشن» بود. پرستش «عبد» و «عبید» شدن نبود، بلکه «همکاری و همبستگی و همراهی و تمرین آزادگی و جوانمردی» بود.
🍂 هم واژۀ «یزدان» (خدا) و هم «جشن»، از ریشۀ «یز» به چمِ «ستایش و سرور» هستند؛ پس خدای ایرانیان، هم «جشنساز» بود و هم «خودِ جشن» بود. چرا؟ چونکه همۀ جانها در جشن بود که خوشه (یا سیمرغ گستردهپر) و یا خدا میشدند. سورِ آتش، جشن ارجمندیِ جانها، بر همۀ کسانیکه دلشان برای فرهنگ ژرف ایران میتپد، خجسته و همایون باد.
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
#ایران #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پاسخ دو پرسش
(۱/۲)
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
پرسش نخست: آیا واژۀ «سوری» از «گل سوری» یا «گل سرخ» گرفته شدهاست و خاستگاه راستینِ «چهارشنبهسوری» چه بودهاست؟
🍂 «سور» معنیهای گوناگونی چون بزم و جشن و مهمانی و عروسی و رنگ سرخ و رنگ خاکستری رو به سیاهی و نام مرغی را داشتهاست. انسانها در جشن گرفتن و گردهم آمدن و سور و شادی کردن و خوشهشدن، خدا میشدند. شادی همان عروسی و یا «پیوند و جفت شدنِ انسان با گیتی» بودهاست.
🍂 «سور» که هم به رنگ سرخ باشد و هم به رنگ خاکستریِ رو به سیاهی، رنگِ «سیمرغ» است؛ چراکه سیمرغ بر اساس شاهنامه، در آسمانِ پر از ابرهای سیاه و پر از آذرخش نمایان میشد.
🍂 ایرانیان در گذشتههای بسیار دور، ماههای ۳۰ روزه داشتند، برای همین، سالهای آنها ۳۶۰ روزه میشد. از اینرو، در پایان سال، ۵ روز به آن میافزودند. این را «پنجک» یا «پنجه دزدیدهشده» یا «بهیزک» میگفتند. این ۵ روز، در آغاز به باور آنها، ۵ تخمی بودند که باهم، سال نو و زمان از آنها میرویید. نامهای این ۵ روز: «آفرین»، «فرخ»، «فیروز» ( پیروز= هما = هوما= سیمرغ خدا ) «رامشت» (رام) و «درود» (بهرام) بود.
🍂 «رام» خدای زندگی، عشق ، شناخت و موسیقی و رقص، و «بهرام» خدای پدافندکنندۀ جانها و خدای جهانگرد، از «فیروز» یا «سیمرغ» پیدایش مییافتند. این «حاجیفیروز» هم که تن پوشی به رنگِ سرخ (سور) میپوشد و چهرۀ خود را سیاه میکند، اینهمانی با «سیمرغ» دارد.
🍂 از گفتار دور نشویم، به باور کهن نیاکانی، «رام» و «بهرام» با هم عروسی میکردند و میآمیختند و جهان از آنها پیدایش مییافت. جهان از «عشق خدایان» و «همآغوشی خدایان» پیدایش مییافت. خدا بعنوان بن نخستین، از جهان «جدا» نبود، بلکه این خدا بود که با گستردن و جهیدنش، جهان میشد؛ از اینرو در هر چیزِ خُرد یا کلانی، بُنِ خدایی وجود داشت.
🍂 دربارۀ گل سرخ (سوری) باید بگویم که بر پایۀ کتاب «بندهش» که ملا-موبدهای زرتشتی در آن دستبری بسیاری بردهاند، گل سوری (در لری «سرخ سور») گلِ روزِ شانزدهم هر ماه بود که «مِهر »نام داشتهاست. رُستنی این روز، باید «مهرگیا» باشد که انسان بر فرازش، پیدایش مییابد، ولی در روایت زرتشتی، آن را «گل سرخ» کردهاند.
🍂 واژۀ «سور» همچنین در زبان سانسکریت، به چمِ «خورشید» است که در زبان فارسی، همان «خور» یا «هور» است و در زبان عربی، واژۀ «نور» از همین خانواده ساخته شدهاست. خورشید نامهای بسیاری دارد که در واژهنامۀ ارزشمند «برهان قاطع» آمدهاست؛ از جمله: «گل سرخ ، خاتون آسمان، دختر خم، خاتون جهان، بانوی خاور ، عروس فلک ، عروس خاوری». خورشید (یا چراغ آسمان) همان «سیمرغ در روز» است که در شب ماه ( =سین= سئنا) میگردد.
🍂 ایرانیان جشنی داشتند که «هفتهفته» نام داشت که «هفتهفته» به درازا میکشید. این جشن همان جشن «سده» است که از دهم بهمن آغاز میشد و تا نوروز دنبال میگردید که ایرانیان بهجز دستافشانی و پایکوبی و شادی و میگساری، آتش نیز میافروختند. واژۀ «سده» یا «سته» یا «ستی»، سه تخم یا سه بن یا سه «زنخدا» یا سه آغاز بودند که با هم یکی میشدند. این همان فلسفۀ «سه گانه -یگانه» است که نگرش چیره بر اندیشههای ایرانیان، پیش از پیدایش «دوتاگرایی زرتشتی» بودهاست.
🍂 «هفتهفته» را حتا در دوران امویان و عباسیان نیز جشن میگرفتند که کمکم از زمان آن کاسته شد و به دو روز (یکی «جشن سده» و دیگری «چهارشنبهسوری») کاهش یافت. جشن سده را در دهم بهمن میگرفتند و جشن چهارشنبهسوری، در فرجامین سهشنبۀ هر سال برپا میشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
پرسش نخست: آیا واژۀ «سوری» از «گل سوری» یا «گل سرخ» گرفته شدهاست و خاستگاه راستینِ «چهارشنبهسوری» چه بودهاست؟
🍂 «سور» معنیهای گوناگونی چون بزم و جشن و مهمانی و عروسی و رنگ سرخ و رنگ خاکستری رو به سیاهی و نام مرغی را داشتهاست. انسانها در جشن گرفتن و گردهم آمدن و سور و شادی کردن و خوشهشدن، خدا میشدند. شادی همان عروسی و یا «پیوند و جفت شدنِ انسان با گیتی» بودهاست.
🍂 «سور» که هم به رنگ سرخ باشد و هم به رنگ خاکستریِ رو به سیاهی، رنگِ «سیمرغ» است؛ چراکه سیمرغ بر اساس شاهنامه، در آسمانِ پر از ابرهای سیاه و پر از آذرخش نمایان میشد.
🍂 ایرانیان در گذشتههای بسیار دور، ماههای ۳۰ روزه داشتند، برای همین، سالهای آنها ۳۶۰ روزه میشد. از اینرو، در پایان سال، ۵ روز به آن میافزودند. این را «پنجک» یا «پنجه دزدیدهشده» یا «بهیزک» میگفتند. این ۵ روز، در آغاز به باور آنها، ۵ تخمی بودند که باهم، سال نو و زمان از آنها میرویید. نامهای این ۵ روز: «آفرین»، «فرخ»، «فیروز» ( پیروز= هما = هوما= سیمرغ خدا ) «رامشت» (رام) و «درود» (بهرام) بود.
🍂 «رام» خدای زندگی، عشق ، شناخت و موسیقی و رقص، و «بهرام» خدای پدافندکنندۀ جانها و خدای جهانگرد، از «فیروز» یا «سیمرغ» پیدایش مییافتند. این «حاجیفیروز» هم که تن پوشی به رنگِ سرخ (سور) میپوشد و چهرۀ خود را سیاه میکند، اینهمانی با «سیمرغ» دارد.
🍂 از گفتار دور نشویم، به باور کهن نیاکانی، «رام» و «بهرام» با هم عروسی میکردند و میآمیختند و جهان از آنها پیدایش مییافت. جهان از «عشق خدایان» و «همآغوشی خدایان» پیدایش مییافت. خدا بعنوان بن نخستین، از جهان «جدا» نبود، بلکه این خدا بود که با گستردن و جهیدنش، جهان میشد؛ از اینرو در هر چیزِ خُرد یا کلانی، بُنِ خدایی وجود داشت.
🍂 دربارۀ گل سرخ (سوری) باید بگویم که بر پایۀ کتاب «بندهش» که ملا-موبدهای زرتشتی در آن دستبری بسیاری بردهاند، گل سوری (در لری «سرخ سور») گلِ روزِ شانزدهم هر ماه بود که «مِهر »نام داشتهاست. رُستنی این روز، باید «مهرگیا» باشد که انسان بر فرازش، پیدایش مییابد، ولی در روایت زرتشتی، آن را «گل سرخ» کردهاند.
🍂 واژۀ «سور» همچنین در زبان سانسکریت، به چمِ «خورشید» است که در زبان فارسی، همان «خور» یا «هور» است و در زبان عربی، واژۀ «نور» از همین خانواده ساخته شدهاست. خورشید نامهای بسیاری دارد که در واژهنامۀ ارزشمند «برهان قاطع» آمدهاست؛ از جمله: «گل سرخ ، خاتون آسمان، دختر خم، خاتون جهان، بانوی خاور ، عروس فلک ، عروس خاوری». خورشید (یا چراغ آسمان) همان «سیمرغ در روز» است که در شب ماه ( =سین= سئنا) میگردد.
🍂 ایرانیان جشنی داشتند که «هفتهفته» نام داشت که «هفتهفته» به درازا میکشید. این جشن همان جشن «سده» است که از دهم بهمن آغاز میشد و تا نوروز دنبال میگردید که ایرانیان بهجز دستافشانی و پایکوبی و شادی و میگساری، آتش نیز میافروختند. واژۀ «سده» یا «سته» یا «ستی»، سه تخم یا سه بن یا سه «زنخدا» یا سه آغاز بودند که با هم یکی میشدند. این همان فلسفۀ «سه گانه -یگانه» است که نگرش چیره بر اندیشههای ایرانیان، پیش از پیدایش «دوتاگرایی زرتشتی» بودهاست.
🍂 «هفتهفته» را حتا در دوران امویان و عباسیان نیز جشن میگرفتند که کمکم از زمان آن کاسته شد و به دو روز (یکی «جشن سده» و دیگری «چهارشنبهسوری») کاهش یافت. جشن سده را در دهم بهمن میگرفتند و جشن چهارشنبهسوری، در فرجامین سهشنبۀ هر سال برپا میشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin