نقدآگین
🎬 قرآن در ترازو: ملاحظاتی انتقادی بر سورهٔ ماعون در قدم هفدهم #پادکست_نقدآگین، به بازخوانی صوتی یادداشتی با عنوان کلی «#قرآن_در_ترازو»، پیرامون سورهٔ ماعون میپردازیم. علیرضا موثق تاکنون مواضع و ملاحظات انتقادیاش در مورد اسلام را در قالب «مناظره، جستار…
🎬 قرآن در ترازو: ملاحظاتی انتقادی بر سورهٔ کوثر
در قدم بیست و یکم #پادکست_نقدآگین، به بازخوانی صوتی یادداشتی با عنوان کلی «#قرآن_در_ترازو»، پیرامون سورهٔ #کوثر میپردازیم.
علیرضا موثق تاکنون مواضع و ملاحظات انتقادیاش در مورد اسلام را در قالب «مناظره، جستار و یادداشت» در ۳ جلد از کتابی با عنوان «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش»، در دست انتشار دارد (جلد اول را اینجا به رایگان دانلود نمایید)، اما در سلسله یادداشتهای اخیرش، در قالبی دیگر به مواجههٔ نقادانه با متن قرآن پرداخته است که شاید بتوان آن را «تفسیر انتقادی قرآن» نامید؛ ایشان در یادداشتهای مذکور، ابتدا ترجمهٔ سوره یا بخشی از سورهٔ مد نظر را آورده و سپس، نقطه نظرات انتقادی و پرسشهای خود را مطرح کرده است.
🔗بدون طالبشکن در کانال پادکست (اینجا)، یا در تلگرام (اینجا) بشنوید.
#نقد_قرآن
#فاطمه
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸اینستاگرام
📽 یوتیوب
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
در قدم بیست و یکم #پادکست_نقدآگین، به بازخوانی صوتی یادداشتی با عنوان کلی «#قرآن_در_ترازو»، پیرامون سورهٔ #کوثر میپردازیم.
علیرضا موثق تاکنون مواضع و ملاحظات انتقادیاش در مورد اسلام را در قالب «مناظره، جستار و یادداشت» در ۳ جلد از کتابی با عنوان «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش»، در دست انتشار دارد (جلد اول را اینجا به رایگان دانلود نمایید)، اما در سلسله یادداشتهای اخیرش، در قالبی دیگر به مواجههٔ نقادانه با متن قرآن پرداخته است که شاید بتوان آن را «تفسیر انتقادی قرآن» نامید؛ ایشان در یادداشتهای مذکور، ابتدا ترجمهٔ سوره یا بخشی از سورهٔ مد نظر را آورده و سپس، نقطه نظرات انتقادی و پرسشهای خود را مطرح کرده است.
🔗بدون طالبشکن در کانال پادکست (اینجا)، یا در تلگرام (اینجا) بشنوید.
#نقد_قرآن
#فاطمه
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸اینستاگرام
📽 یوتیوب
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
📓نامههایی برای محمد پیامبر (پژوهشی بر ریشههای قرآن)
✍️ #امین_قضایی
(۱/۳)
✂️ برشهایی از كتاب
مکان مؤلفان قرآن
🔻چنانچه از نظر گذشت، باورهای مذهبی نویسندگان و متون مقدس ایشان بیش از هر چیز با فرقه ابیونیها مطابقت دارد. البته دانش ما از این فرقه بسیار اندك است و معدود اشارات نیز به قرن اول میلادی برمیگردد و معلوم نیست که این فرقه در سدههای بعدی چه تغییراتی از سر گذرانده و یا به چه فرقههای دیگری منشعب شده و یا چه فرقههای دیگری از ایشان متاثر بودهاند. با این حال، چند نکته مسلم است.
🔻نویسندگان به یک فرقهٔ الحادی مسیحی-یهودی تعلق داشتهاند. در آنها هیچ نشانی از عقاید و ادبیات مسیحیان ارتودوکس و یهودستیزی دیده نمیشود؛ زیرا هم شریعت یهود را تایید میکردند و بیش از هر چیزی درباره موسی سخن گفتهاند. با این حال عیسی به عنوان پیامبر خدا مورد قبول آنهاست و نسبت به بنی اسراییل تصور مثبتی نداشتهاند و برخلاف یهودیان، به ترویج دین بین تمام مردم اعتقاد داشته و میسیونرهای مذهبی مانند محمد در اختیار داشتهاند. این نشان میدهد که آنها صرفا یهودی نبودهاند و در عین حال مسیحی ارتودوکس هم نبودهاند. تمام این یافتهها بیش از هر چیز با باورهای ابیونیها و صابئین مطابقت دارد.
🔻 اما این فرقه در کجا اسکان داشته و این نامهها از کدام منطقه به دست محمد میرسیده است؟ گزینههای احتمالی به قرار زیر است:
۱. سوریه و آناتولی (یا فلسطین)؛
۲. حبشه و یمن.
🔻یک رویکرد زبان شناختی تا حدی میتواند در تشخیص مکان نویسندگان به ما کمک کند. اینکه کلمات غیرعربی قرآن به کدامیک از زبانهای پیرامونی (آرامی- سریانی، عبری و قبطی..) نزدیکتر است زبان اصلی نویسندگان را نیز نشان خواهد داد؛ زیرا آنها حتما در ترجمه به عربی، کلمات زبان خود را نیز منتقل کردهاند.
کریستف لوکزنبرگ، پژوهشگر آلمانی، در کتاب جنجالبرانگیز خود تحت عنوان «خوانش سوری-آرامی از قرآن»، نشان میدهد که بسیاری از کلمات غیرعربی که حتی مفسرین مسلمان معنای آنرا نمیدانند، اصالتا کلماتی سریانی هستند که یا به اشتباه نقطهگذاری شدهاند و یا به اشتباه تعبیر شدهاند. ذکر تمامی مواردی که لوکزنبرگ (Luksenburg 2007) ذکر میکند از حوصله بحث خارج است. با این حال چند نمونه در اینجا ذکر میشود:
🔹«چرا آنها از تذکر روى گردانند؟ گویى گورخرانى رمیدهاند که از مقابل شیرى فرار کردهاند» (سوره ۷۴، آیات ۴۹-۵۱).
کلمه قسوره در اینجا، «شیر» ترجمه میشود، اما این کلمه عربی نیست و تنها بنا بر حدس مترجمین، شیر ترجمه شده است. لوکزنبرگ با رجوع به معادل آن در زبان آرامی نشان میدهد که منظور «الاغ» است. «الاغی که پیر است و قادر به حمل بار نیست».
بنابراین منظور متن این نیست که مشرکین با شنیدن تذکر مانند گورخرانی هستند که از یک شیر ژیان میترسند و فرار میکنند. متن میخواهد بگوید که آنها مانند گورخرانی هستند که از الاغ ضعیف و پیر میترسد در حالیکه (این ذکر) هیچ تهدیدی برای آنها ندارد.
🔹در سه آیه نخست سوره ۴۳ میخوانیم:
«حاء میم؛ وحى [نامه]اى است از جانب [خداى] رحمتگر مهربان کتابى است که آیات آن به روشنى بیان شده؛ قرآنى به زبان عربى براى عربزبانان».
در زبان عربی «فصل» به معنی جدا کردن است و در اینجا مترجم آنرا به عنوان توضیح دادن و روشن کردن تعبیر میکنند، اما لوکزنبورگ با رجوع به ریشه سریانی «فصل» دریافته است که منظور اصلی آن در اینجا «ترجمه کردن» است. بنابراین وی آیه فوق را اینگونه ترجمه میکند:
«کتابی که آیاتش ترجمه شده، «منتخبیست از بایبل و ادعیه یهودیان» به زبان عربی برای عربزبانان».
این تصحیح لوکزنبرگ مطابقت کامل با فرضیه ما درباره ارسال کتب به همراه نامهها دارد.
🔹 لوکزنبورگ دهها مورد دیگر نیز ذکر میکند از جمله کلماتی مانند «حور عین» که آنرا «باکرگان بهشتی» تعبیر میکنند، اما وی نشان میدهد که در اصل این کلمه به معنای «انگور سفید» است، و یا کلمهٔ #کوثر که مفسرین مسلمان بنا به روایتی از عایشه، آنرا جويی در بهشت میدانند که به محمد اعطا شده است، چیزی که چندان با عقل جور در نمیآید، لوکزنبرگ با رجوع به معادل سریانی این کلمه نشان میدهد که کوثر به معنی «استقامت در کار و عبادت» است.
🔻وجود کلماتی که اصالتا سریانی هستند و هنگام ترجمه وارد متن قرآن شدهاند، نشان میدهد که نویسندگان به زبان سریانی مینوشتند، اما این الزاما اثبات نمیکند که نویسندگان در بلاد شام سکنی داشتهاند؛ زیرا بسیاری از علمای دین مسیحی به زبان آرامی یا سریانی مینوشتند و مطالعه میکردند. زبان سریانی یک زبان علمی و معتبر در کل امپراتوری روم شرقی بود. به همین دلیل تفسیر زبانشناختی نمیتواند چیزی از مکان دقیق این فرقهٔ مسیحی به ما بگوید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️ #امین_قضایی
(۱/۳)
✂️ برشهایی از كتاب
مکان مؤلفان قرآن
🔻چنانچه از نظر گذشت، باورهای مذهبی نویسندگان و متون مقدس ایشان بیش از هر چیز با فرقه ابیونیها مطابقت دارد. البته دانش ما از این فرقه بسیار اندك است و معدود اشارات نیز به قرن اول میلادی برمیگردد و معلوم نیست که این فرقه در سدههای بعدی چه تغییراتی از سر گذرانده و یا به چه فرقههای دیگری منشعب شده و یا چه فرقههای دیگری از ایشان متاثر بودهاند. با این حال، چند نکته مسلم است.
🔻نویسندگان به یک فرقهٔ الحادی مسیحی-یهودی تعلق داشتهاند. در آنها هیچ نشانی از عقاید و ادبیات مسیحیان ارتودوکس و یهودستیزی دیده نمیشود؛ زیرا هم شریعت یهود را تایید میکردند و بیش از هر چیزی درباره موسی سخن گفتهاند. با این حال عیسی به عنوان پیامبر خدا مورد قبول آنهاست و نسبت به بنی اسراییل تصور مثبتی نداشتهاند و برخلاف یهودیان، به ترویج دین بین تمام مردم اعتقاد داشته و میسیونرهای مذهبی مانند محمد در اختیار داشتهاند. این نشان میدهد که آنها صرفا یهودی نبودهاند و در عین حال مسیحی ارتودوکس هم نبودهاند. تمام این یافتهها بیش از هر چیز با باورهای ابیونیها و صابئین مطابقت دارد.
🔻 اما این فرقه در کجا اسکان داشته و این نامهها از کدام منطقه به دست محمد میرسیده است؟ گزینههای احتمالی به قرار زیر است:
۱. سوریه و آناتولی (یا فلسطین)؛
۲. حبشه و یمن.
🔻یک رویکرد زبان شناختی تا حدی میتواند در تشخیص مکان نویسندگان به ما کمک کند. اینکه کلمات غیرعربی قرآن به کدامیک از زبانهای پیرامونی (آرامی- سریانی، عبری و قبطی..) نزدیکتر است زبان اصلی نویسندگان را نیز نشان خواهد داد؛ زیرا آنها حتما در ترجمه به عربی، کلمات زبان خود را نیز منتقل کردهاند.
کریستف لوکزنبرگ، پژوهشگر آلمانی، در کتاب جنجالبرانگیز خود تحت عنوان «خوانش سوری-آرامی از قرآن»، نشان میدهد که بسیاری از کلمات غیرعربی که حتی مفسرین مسلمان معنای آنرا نمیدانند، اصالتا کلماتی سریانی هستند که یا به اشتباه نقطهگذاری شدهاند و یا به اشتباه تعبیر شدهاند. ذکر تمامی مواردی که لوکزنبرگ (Luksenburg 2007) ذکر میکند از حوصله بحث خارج است. با این حال چند نمونه در اینجا ذکر میشود:
🔹«چرا آنها از تذکر روى گردانند؟ گویى گورخرانى رمیدهاند که از مقابل شیرى فرار کردهاند» (سوره ۷۴، آیات ۴۹-۵۱).
کلمه قسوره در اینجا، «شیر» ترجمه میشود، اما این کلمه عربی نیست و تنها بنا بر حدس مترجمین، شیر ترجمه شده است. لوکزنبرگ با رجوع به معادل آن در زبان آرامی نشان میدهد که منظور «الاغ» است. «الاغی که پیر است و قادر به حمل بار نیست».
بنابراین منظور متن این نیست که مشرکین با شنیدن تذکر مانند گورخرانی هستند که از یک شیر ژیان میترسند و فرار میکنند. متن میخواهد بگوید که آنها مانند گورخرانی هستند که از الاغ ضعیف و پیر میترسد در حالیکه (این ذکر) هیچ تهدیدی برای آنها ندارد.
🔹در سه آیه نخست سوره ۴۳ میخوانیم:
«حاء میم؛ وحى [نامه]اى است از جانب [خداى] رحمتگر مهربان کتابى است که آیات آن به روشنى بیان شده؛ قرآنى به زبان عربى براى عربزبانان».
در زبان عربی «فصل» به معنی جدا کردن است و در اینجا مترجم آنرا به عنوان توضیح دادن و روشن کردن تعبیر میکنند، اما لوکزنبورگ با رجوع به ریشه سریانی «فصل» دریافته است که منظور اصلی آن در اینجا «ترجمه کردن» است. بنابراین وی آیه فوق را اینگونه ترجمه میکند:
«کتابی که آیاتش ترجمه شده، «منتخبیست از بایبل و ادعیه یهودیان» به زبان عربی برای عربزبانان».
این تصحیح لوکزنبرگ مطابقت کامل با فرضیه ما درباره ارسال کتب به همراه نامهها دارد.
🔹 لوکزنبورگ دهها مورد دیگر نیز ذکر میکند از جمله کلماتی مانند «حور عین» که آنرا «باکرگان بهشتی» تعبیر میکنند، اما وی نشان میدهد که در اصل این کلمه به معنای «انگور سفید» است، و یا کلمهٔ #کوثر که مفسرین مسلمان بنا به روایتی از عایشه، آنرا جويی در بهشت میدانند که به محمد اعطا شده است، چیزی که چندان با عقل جور در نمیآید، لوکزنبرگ با رجوع به معادل سریانی این کلمه نشان میدهد که کوثر به معنی «استقامت در کار و عبادت» است.
🔻وجود کلماتی که اصالتا سریانی هستند و هنگام ترجمه وارد متن قرآن شدهاند، نشان میدهد که نویسندگان به زبان سریانی مینوشتند، اما این الزاما اثبات نمیکند که نویسندگان در بلاد شام سکنی داشتهاند؛ زیرا بسیاری از علمای دین مسیحی به زبان آرامی یا سریانی مینوشتند و مطالعه میکردند. زبان سریانی یک زبان علمی و معتبر در کل امپراتوری روم شرقی بود. به همین دلیل تفسیر زبانشناختی نمیتواند چیزی از مکان دقیق این فرقهٔ مسیحی به ما بگوید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 آیا پیامبر اسلام وجود تاریخی داشته است؟| محمد هاجری، رهبری یهودی-نصرانی | اشتراکات اسلام و فرقهی مرتدی یهودی
🎙#یوسف_تیکطاک
محمد هاجری: (محمد واقعی-تاریخی) رهبری یهودی که توسط روایات بنی عباس محو شد!
🔅این #مستند تاریخی ارزشمند، به جستجوی شخصیت محمد…
🎙#یوسف_تیکطاک
محمد هاجری: (محمد واقعی-تاریخی) رهبری یهودی که توسط روایات بنی عباس محو شد!
🔅این #مستند تاریخی ارزشمند، به جستجوی شخصیت محمد…
نقدآگین
📕خدای نامتشخص، معنویت و لیبرالیسم (۱/۴) ✍️#علیرضاموثق یکی از مخاطبان محترم نقدی کوتاه را نسبت به ایدههای راقم این سطور مطرح کردهاست (اینجا). حقیقتاً به نظرم یکی از عمیقترین لذتهای دنیا، مصاحبت با انسانهای فرهیخته است و یکی از رنجهای عالم، مواجهه با…
👥 آیا دوباره «عیب از مسلمانی ماست»؟!
(#گفتگو پیرامون سلسله یادداشتهای انتقادی «قرآن در ترازو»)
(۱/۲)
1️⃣کامنت مخاطب محترم R: «در برابر نقدهای وارد شده بر سوره #کوثر (اینجا) در این گفتار می توان به صورت زیر یک "طرح دفاعیه" آورد:
اول اینکه این نقدها نشان میدهد که منظور از سوره که در آیات تحدی به آوردن مثل آن اشاره شده، تکه ای از قرآن با نام کوثر که از "انا اعطیناک" تا "هوالابتر" را شامل است، نیست. و باید معنای دیگری برای سوره در آیات تحدی جست، هر چند بسیاری از مفسران از بخش کوثر به عنوان مصداق سوره در تحدی یاد کرده باشند.
دوم اینکه این نقدها نشان می دهد که تفسیری که از آیات تحدی به عنوان عدم امکان تولید یک متن مشابه با مشارکت همه بشریت شده، تفسیری نادرست است و باید به دنبال تفسیری دیگر بود. آن همه اشکالات متعددی که بر آیات تحدی وارد شده است، در واقع به تفسیرهای متداول از این آیات وارد شده است و نه به خود آیات. و راهکار نیز جستجوی تفسیری دیگر بر آیات تحدی است که از اشکالات وارد شده مبرا باشد
قرآن خود را کتابی برای عامه و عموم مردم برمیشمرد و نه طیفی خاص مانند متولیان ادیان یا ادبا و فضلا. و آنچه که از وجوه هستی و هستی مندها به عنوان شواهد ادعاهای خود می آورد، امور همگانی و دم دستی که همه طبقات افراد به آنها دسترسی دارند، مانند روز و شب و خورشید و ماه و ستارگان و چهارپایان و تبدیل نطفه به انسان و رُستن گیاه توسط بارش و امثال این امور پیش چشم عموم است. پس چگونه ممکن است معنای آیات تحدی آن اعجاز ادبی و بلاغی و معنایی مورد نظر مفسران باشد که لااقل متضمن تسلط به ادب و بلاغت عرب و توانایی تشخیص ریزه کاریهای ادبی و بلاغی عربی و امکان مقایسه آن با وجوه ادبی آثار ادبی عربی دیگر است، یعنی امری که حداکثر برای عده ای بسیار قلیل ممکن بوده است؟»
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📽 یوتیوب
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
(#گفتگو پیرامون سلسله یادداشتهای انتقادی «قرآن در ترازو»)
(۱/۲)
1️⃣کامنت مخاطب محترم R: «در برابر نقدهای وارد شده بر سوره #کوثر (اینجا) در این گفتار می توان به صورت زیر یک "طرح دفاعیه" آورد:
اول اینکه این نقدها نشان میدهد که منظور از سوره که در آیات تحدی به آوردن مثل آن اشاره شده، تکه ای از قرآن با نام کوثر که از "انا اعطیناک" تا "هوالابتر" را شامل است، نیست. و باید معنای دیگری برای سوره در آیات تحدی جست، هر چند بسیاری از مفسران از بخش کوثر به عنوان مصداق سوره در تحدی یاد کرده باشند.
دوم اینکه این نقدها نشان می دهد که تفسیری که از آیات تحدی به عنوان عدم امکان تولید یک متن مشابه با مشارکت همه بشریت شده، تفسیری نادرست است و باید به دنبال تفسیری دیگر بود. آن همه اشکالات متعددی که بر آیات تحدی وارد شده است، در واقع به تفسیرهای متداول از این آیات وارد شده است و نه به خود آیات. و راهکار نیز جستجوی تفسیری دیگر بر آیات تحدی است که از اشکالات وارد شده مبرا باشد
قرآن خود را کتابی برای عامه و عموم مردم برمیشمرد و نه طیفی خاص مانند متولیان ادیان یا ادبا و فضلا. و آنچه که از وجوه هستی و هستی مندها به عنوان شواهد ادعاهای خود می آورد، امور همگانی و دم دستی که همه طبقات افراد به آنها دسترسی دارند، مانند روز و شب و خورشید و ماه و ستارگان و چهارپایان و تبدیل نطفه به انسان و رُستن گیاه توسط بارش و امثال این امور پیش چشم عموم است. پس چگونه ممکن است معنای آیات تحدی آن اعجاز ادبی و بلاغی و معنایی مورد نظر مفسران باشد که لااقل متضمن تسلط به ادب و بلاغت عرب و توانایی تشخیص ریزه کاریهای ادبی و بلاغی عربی و امکان مقایسه آن با وجوه ادبی آثار ادبی عربی دیگر است، یعنی امری که حداکثر برای عده ای بسیار قلیل ممکن بوده است؟»
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📽 یوتیوب
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
Telegram
📚نقدآگین
🎬 قرآن در ترازو: ملاحظاتی انتقادی بر سورهٔ کوثر
در قدم بیست و یکم#پادکست_نقدآگین، به بازخوانی صوتی یادداشتی با عنوان کلی «#قرآن_در_ترازو»، پیرامون سورهٔ كوثر میپردازیم.
علیرضا موثق تاکنون مواضع و ملاحظات انتقادیاش در مورد اسلام را در قالب «مناظره، جستار…
در قدم بیست و یکم#پادکست_نقدآگین، به بازخوانی صوتی یادداشتی با عنوان کلی «#قرآن_در_ترازو»، پیرامون سورهٔ كوثر میپردازیم.
علیرضا موثق تاکنون مواضع و ملاحظات انتقادیاش در مورد اسلام را در قالب «مناظره، جستار…
📘افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
— معرفی کتاب «افسانهی سُریانیِ دروازهی اسکندر: آخرالزمانگرایی در برخورد بیزانس و ایران» (نوشتهی تُماسُ تِسِیی در اکتبر ۲۰۲۳ میلادی)
✍️#کوثر_میررضی
✂️ بریدههایی از متن
🔻 کتاب «افسانهی سُریانیِ دروازهی اسکندر: آخرالزمانگرایی در برخورد میان بیزانس و ایران» با عنوان انگلیسیِ The Syriac Legend of Alexander's Gate: Apocalypticism at the Crossroads of Byzantium and Iran، نوشتهی تُماسُ تِسِیی، بهتازگی در اکتبر سال ۲۰۲۳ میلادی از سوی نشر دانشگاه آکسفورد منتشر شده است.
🔻نویسنده در این کتاب به موضوع مهم و البته مناقشهبرانگیزِ داستان اسکندر به زبانِ سُریانی بر اساس متن سُریانیزبانِ «نِصحانا» پرداخته است. این موضوع در سالهای اخیر، مورد توجه برخی پژوهشگران، از جمله قرآنپژوهان، قرار گرفته است. اهمیت این موضوع در قرآنپژوهی در آنجاست که داستان اسکندر، آنگونه که در این متنِ سُریانی روایت شده است، شباهت بسیاری با داستان ذوالقَرنین دارد که در آیههای ۸۳ تا ۱۰۵ از سورهی کهف در قرآن آمده است.
[...]
🔻 نخستین بار تِئودور نُلدِکِه، در سال ۱۸۹۰ میلادی، شباهت قرآن با «افسانهی اسکندر به سریانی» —و احتمال وامگیری نویسندهی متنِ قرآن از متنِ سُریانی— را مطرح کرد. پس از نُلدِکِه موضوع برای مدتی مسکوت ماند، تا اینکه کوین فُنبِلَدِل در مقالهی «افسانهی اسکندر در قرآن» ارتباط این دو داستان را با جزئیات بیشتری مطرح کرد و نشان داد که متن مزبور منبع قرآن در داستان ذوالقرنین بودهاست [۲]. پس از مقالهی فُنبِلَدِل، تُماسُ تِسِیی در مقالهی «پیشگوییِ ذوالقَرنین (قرآن، کهف<۱۸>: ۸۳–۱۰۲) و خاستگاههای مجموعهمتون قرآنی» موضوع را دنبال کرد و بر اساس شواهد و قرائن بیشتری فرضیهی فُنبلَدِل را تأیید کرد [۳] —این مقاله پیش از این در عنقاء معرفی شدهاست. تِسِیی در آن مقاله بر اساس نوع خاص روایت نِصحانا که در نوع خود بیهمتاست و در هیچ متن دیگری تکرار نشده، استدلال میکند که به دلیل شباهت زیاد روایت قرآن با نصحانا، این متنِ سُریانی منبع احتمالیِ روایتِ قرآن است.
[...]
🔻 اما پژوهشهای فُنبِلَدِل و تِسِیی، بهویژه پژوهش او در این کتاب، شواهد و بررسیهایی ارائه میکنند که احتمال وامگیری قرآن از روایت سریانی اسکندر را تأیید میکنند. این پژوهشها همچنین نشان میدهند که نیازی نیست تا ذوالقرنین با شخصیتی تاریخی —چه اسکندرِ تاریخی و چه کوروش تاریخی— تطبیق داشته باشد، زیرا هم شخصیت اسکندر در افسانهی اسکندر به سُریانی و هم شخصیتِ ذوالقرنین در قرآنِ عربی آمیزهای از افسانه، اسطوره، و درونمایهها و بنمایههای روایی و داستانیاند و صرفاً از بعضی ویژگیهای اسکندر تاریخی الگوبرداری کردهاند اما اساساً برای منظورهای دیگری ساخته شدهاند.
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۷۸ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anqanotes
— معرفی کتاب «افسانهی سُریانیِ دروازهی اسکندر: آخرالزمانگرایی در برخورد بیزانس و ایران» (نوشتهی تُماسُ تِسِیی در اکتبر ۲۰۲۳ میلادی)
✍️#کوثر_میررضی
✂️ بریدههایی از متن
🔻 کتاب «افسانهی سُریانیِ دروازهی اسکندر: آخرالزمانگرایی در برخورد میان بیزانس و ایران» با عنوان انگلیسیِ The Syriac Legend of Alexander's Gate: Apocalypticism at the Crossroads of Byzantium and Iran، نوشتهی تُماسُ تِسِیی، بهتازگی در اکتبر سال ۲۰۲۳ میلادی از سوی نشر دانشگاه آکسفورد منتشر شده است.
🔻نویسنده در این کتاب به موضوع مهم و البته مناقشهبرانگیزِ داستان اسکندر به زبانِ سُریانی بر اساس متن سُریانیزبانِ «نِصحانا» پرداخته است. این موضوع در سالهای اخیر، مورد توجه برخی پژوهشگران، از جمله قرآنپژوهان، قرار گرفته است. اهمیت این موضوع در قرآنپژوهی در آنجاست که داستان اسکندر، آنگونه که در این متنِ سُریانی روایت شده است، شباهت بسیاری با داستان ذوالقَرنین دارد که در آیههای ۸۳ تا ۱۰۵ از سورهی کهف در قرآن آمده است.
[...]
🔻 نخستین بار تِئودور نُلدِکِه، در سال ۱۸۹۰ میلادی، شباهت قرآن با «افسانهی اسکندر به سریانی» —و احتمال وامگیری نویسندهی متنِ قرآن از متنِ سُریانی— را مطرح کرد. پس از نُلدِکِه موضوع برای مدتی مسکوت ماند، تا اینکه کوین فُنبِلَدِل در مقالهی «افسانهی اسکندر در قرآن» ارتباط این دو داستان را با جزئیات بیشتری مطرح کرد و نشان داد که متن مزبور منبع قرآن در داستان ذوالقرنین بودهاست [۲]. پس از مقالهی فُنبِلَدِل، تُماسُ تِسِیی در مقالهی «پیشگوییِ ذوالقَرنین (قرآن، کهف<۱۸>: ۸۳–۱۰۲) و خاستگاههای مجموعهمتون قرآنی» موضوع را دنبال کرد و بر اساس شواهد و قرائن بیشتری فرضیهی فُنبلَدِل را تأیید کرد [۳] —این مقاله پیش از این در عنقاء معرفی شدهاست. تِسِیی در آن مقاله بر اساس نوع خاص روایت نِصحانا که در نوع خود بیهمتاست و در هیچ متن دیگری تکرار نشده، استدلال میکند که به دلیل شباهت زیاد روایت قرآن با نصحانا، این متنِ سُریانی منبع احتمالیِ روایتِ قرآن است.
[...]
🔻 اما پژوهشهای فُنبِلَدِل و تِسِیی، بهویژه پژوهش او در این کتاب، شواهد و بررسیهایی ارائه میکنند که احتمال وامگیری قرآن از روایت سریانی اسکندر را تأیید میکنند. این پژوهشها همچنین نشان میدهند که نیازی نیست تا ذوالقرنین با شخصیتی تاریخی —چه اسکندرِ تاریخی و چه کوروش تاریخی— تطبیق داشته باشد، زیرا هم شخصیت اسکندر در افسانهی اسکندر به سُریانی و هم شخصیتِ ذوالقرنین در قرآنِ عربی آمیزهای از افسانه، اسطوره، و درونمایهها و بنمایههای روایی و داستانیاند و صرفاً از بعضی ویژگیهای اسکندر تاریخی الگوبرداری کردهاند اما اساساً برای منظورهای دیگری ساخته شدهاند.
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۷۸ واژه
.
#بازنگری #نقد_کتاب #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anqanotes
Telegraph
افسانهی سُریانیِ دروازهی اسکندر
🔍 آخرالزمانگرایی در باستان متأخر: سفر افسانهایِ اسکندر در روایتهای سُریانی و عربی 📌 معرفی کتاب «افسانهی سُریانیِ دروازهی اسکندر: آخرالزمانگرایی در برخورد بیزانس و ایران» نوشتهی تُماسُ تِسِیی در اکتبر ۲۰۲۳ میلادی کوثر میررضی 🔻 کتاب «افسانهی سُریانیِ…
Telegram
نقدآگین
📺 رد محمد و اسلام توسط توماس آکویناس
(۲/۲)
🔻توماس آکویناس به این موضوع اشاره میکند که:
🔻همچنین در سورۀ ۲، آیۀ ۱۶ آمدهاست:
🔺این آیه نشان میدهد که جنگیدن بخشی از «ذات اسلام» است و امری «انتخابی» نیست، چون بعنوان یک وظیفۀ اخلاقی-شرعی در نظر گرفته میشود. اگر کسی به جنگ فراخواندهشود، باید آماده باشد.
🔻آکویناس سخنش را پایان میبخشد با این گفته:
🍂 او میگوید که هیچ پیامبر یا نوشتهای در مورد محمد نه در عهد عتیق و نه در عهد جدید صحبت نکردهاست.
🍂 علاوه بر این، اسلام آموزش میدهد که خودِ کتاب مقدس تحریف شده و نباید به آن اعتماد کرد. جالب اینجاست که خیلی از مسلمانها به کتاب مقدس استناد میکنند تا بگویند محمد در آن پیشگویی شدهاست، درحالیکه در عین حال به تحریفشدگی کتاب مقدس هم اعتقاد دارند. آنها هر جزئی که با باورهاشون بخوانه را انتخاب میکنند و وقتی به نفعشون باشه، استفاده میکنند.
🍂 سنت توماس آکویناس به وضوح میگوید که اگر کسی به دنبال حقیقت هست، نباید به آموزههای اسلام بچسبد.
▪️با سپاس از بانو #کوثر برای ترجمه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🔻توماس آکویناس به این موضوع اشاره میکند که:
کسانی که از اول به او ایمان آوردند، مردان حکیم و آگاه به مسائل الهی و انسانی نبودند، بلکه مردانی وحشی بودن که در بیابانها زندگی میکردند و کاملاً نسبت به تعالیم قدیمی الهی ناآگاه بودهاند، و این کثرت جمعیتی از این دست مردان و نیروی نظامی بود که دیگران را مجبور به تسلیم کردن به شریعت و دین او کرد.
این نیروی افراد مسلح سازماندهیشده بود که بخش زیادی از پیشرفت محمد را ساخت و به او قدرت زیادی در میان مسلمانان بخشید.
🔻همچنین در سورۀ ۲، آیۀ ۱۶ آمدهاست:
جنگیدن بر شما مؤمنان واجب شده، هرچند که نخواهید و از آن اکراه داشتهباشید.
🔺این آیه نشان میدهد که جنگیدن بخشی از «ذات اسلام» است و امری «انتخابی» نیست، چون بعنوان یک وظیفۀ اخلاقی-شرعی در نظر گرفته میشود. اگر کسی به جنگ فراخواندهشود، باید آماده باشد.
🔻آکویناس سخنش را پایان میبخشد با این گفته:
هیچ یک از وحیهای الهی پیامبران در دورانهای گذشته، گواهی بر تصدیق او نبودهاند، بلکه او تقریباً تمام آموزههای عهد عتیق و عهد جدید را با داستانهای پر از افسانهاش خراب کرد؛ همانطور که این امر را میتوان با بررسیِ شریعتش دید.
🍂 او میگوید که هیچ پیامبر یا نوشتهای در مورد محمد نه در عهد عتیق و نه در عهد جدید صحبت نکردهاست.
🍂 علاوه بر این، اسلام آموزش میدهد که خودِ کتاب مقدس تحریف شده و نباید به آن اعتماد کرد. جالب اینجاست که خیلی از مسلمانها به کتاب مقدس استناد میکنند تا بگویند محمد در آن پیشگویی شدهاست، درحالیکه در عین حال به تحریفشدگی کتاب مقدس هم اعتقاد دارند. آنها هر جزئی که با باورهاشون بخوانه را انتخاب میکنند و وقتی به نفعشون باشه، استفاده میکنند.
🍂 سنت توماس آکویناس به وضوح میگوید که اگر کسی به دنبال حقیقت هست، نباید به آموزههای اسلام بچسبد.
▪️با سپاس از بانو #کوثر برای ترجمه
🗄پست مرتبط
📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 تصدیقِ صلیبکشیدهشدن و رستاخیزِ عیسا در قرآن (کریستف لوکزنبرگ)
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
.
#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین #نقد_اسلام #نقد_قرآن#مسیحیت #آکویناس #توماس_آکویناس #اسلام #قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin