نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
#تفکر_انتقادی #مغلطجات

📘درد بی‌بستری
— نقد یک خطای رایج شناختی

✍️ #محمدرضا_عین

این روزها بحث بر سر این است که از پیروزی یا باخت تیم ملی فوتبال باید ناراحت شویم یا خوشحال؟ اگرچه معتقدم جنس این پرسش ممکن است پرابهام باشد، اما در وهله‌ی اول باید پرسید، مگر «خوشحال شدن یا ناراحت شدن» امری اختیاری یا ارادی است؟

البته برخی به خوبی اشاره کردند که در این خصوص، ابراز این خوشحالی و شدت و حدتش، حداقل می‌توان با رعایت وضع و حال جامعه‌ی داغ‌دیده‌ی ما تناسب داشته‌باشد.

اما یک سوال و یا موضوع دیگر نیز که در این شرایط مطرح شده این است که «برد تیم ملی فوتبال ایران اصلا و اساسا یک برد ملی است و ربطی به سیاست هم ندارد».

در ادامه، طرفداران این ادعا می‌گویند که در سالیان بعد، این واقعه‌ی تاریخی به اسم ایران خواهد بود و نه جهوری اسلامی (ج.ا) و حتی از این جهت می‌گویند که، «اصلا تمام این اتفاقات زیر سر ج.ا است» و … .

اما به گمان من، این نوع تفسیر و تعبیر اشتباه است و نه فقط پیرامون این واقعه، بلکه ما اکثرن با یک عینک واحد اشتباه، وقایع اجتماعی را تفسیر می‌کنیم.


🌐 مطالعهٔ متن کامل
زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۳۶۳ واژه



🌾 نقدآگین
📘نشیمن‌گزِ آرمان‌خواهی

✍🏻 #محمدرضا_عین

🍂
زمانی که کیانوش در سریال شب‌های برره توسط ماری گزیده شد (برره‌ای‌ها به این مار «نشیمن‌گز» می‌گفتند) به جایی پرت شد که متعلق به آن نبود؛ نه آداب و رسوم آن دیار مال او بود، نه حتی هویت جنسی او (کیانوش نامی زنانه در برره بود).

🍂 کیانوش، روزنامه‌نگار (کاشف و عیان‌کنندۀ حقیقت)، در پی انتشار سرمقاله‌ای انتقادی تبعید شده‌بود به جایی که حتی جذام هم در آنجا حضور داشت؛ جایی با کم‌ترین نظارت‌های حکومتی. اما او، به‌طریقی، سر از دیاری در برآورد که به‌دنبال به‌رسمیت شناخته‌شدن از طریق حاکمیت بود (برره‌ای‌ها به‌دنبال این بودند که «بخش» حساب شوند).

🍂 حال کیانوش برای بقای خود و فرار از جایی که آنجا را نمی‌شناخت و احتمالا توصیف‌های آنجا ترسناک‌تر از واقعیتش بود، سعی می‌کرد که در میان برره‌ای‌ها پذیرفته شود.

🍂 او البته در مبارزه‌ی شریفش در شهر، سر تعظیم فرو نیاورد، اما در برره برابر هر خانِ بالا و پایینی، تبدیل به ملیجکی شده‌بود که حتی تن به ازدواج با یکی از زنان این دیار هم داد.

🍂 خواننده می‌تواند با این سطح از برداشت با سریال موافق نباشد و برداشت دیگری داشته‌باشد (مخصوصا آنکه شخص می‌تواند این سطح از برداشت را دور از ذهنیت کارگردانی چون مهران مدیری ببیند). اما من تا همینجا، برداشت و تفسیر خودم را به اتمام می‌رسانم؛ چرا که معتقدم در حد این تفسیر، مختصات نمادهای مورد نظرم را به مخاطب معرفی کرده‌ام.

🍂 در این برداشت و حتی تمثیل، برره از نظر من به پایگاه اصلاح‌طلبانی نزدیک است که نه‌تنها شباهتی بسیار به حاکمیت دارند، بلکه چنان القا می‌کنند که شهروند برای بقای خود، مجبور به اتکای به آن‌هاست. و مهم‌تر آنکه برای این اتکا، مجبور است در آداب‌و‌رسوم و فرهنگ آن‌ها حل شود، و یا به تعبیری، این فرهنگ باید توسط کیانوش «درک» شود.

🍂 یکی از ترفندهای اصلاح‌طلبان برای کاهشِ سطح آرمان‌خواهی مردم، چیزی‌ست که می‌توانیم آن را «درک سیاستمدار» بخوانیم. در این ترفند، جایگاه و پتانسیل سیاستمدار، مخصوصا در زمانی که در قدرت است، «ضعیف، ومحدود»، و با توجیهِ تداوم فعالیت (فارغ از هرگونه اعتراض) «مطالبه و چانه‌زنی در سطوحِ قدرت» است.

🍂 این تشریح از سوی #اصلاح‌طلبان به طوری اعلام می‌شود که بیش از هرچیز اعم از روشنگری، جایگاه سیاستمدار را به مردم حقنه می‌کند. در واقع، گویی مردم در جایگاه سیاستمدار نشسته و باید او را «درک» کنند.

🍂 در پی این درکِ حاصل از تغییر جایگاه است که سطح آرمان‌خواهی نیز کاهش پیدا می‌کند. این درحالی‌ست که اساسا باید مسئله را وارونه دید. به‌عبارتی، این سیاستمدار است که باید ببیند در قد و اندازه‌ی سطح آرمان‌خواهیِ مردم یا هر شهروند قرار می‌گیرد یا خیر.

🍂 در یک فعالیت مشترک سالم بین مردم و سیاستمدار، این اتفاقا سیاستمدار است که باید واقع‌بین باشد و با توجه به شرایط موجود، تدبیری بیاندیشد و سیاستِ موجود را نزدیک‌تر به آرمان شهروندان کند.

🍂 سیاستمدار ذاتا هیچ‌گاه «آرمان‌خواه» نیست و نخواهد بود مگر در کسب قدرت بیش‌تر، اما این بدین معنی نیست که آرمان‌خواهیِ مردم باید با جایگاه سیاستمدار در تطابق باشد.

🍂 در واقع، اتفاقا این «آرمان‌خواهی مردم» در برابر «واقع‌گرایی سیاستمدار» است که خود را در قامت معیاری برای «کنترل قدرت» و «سنجشِ سیاستمدار» نشان خواهد داد.

🍂 به زبان برره‌ای، ما به جد نیازمندِ نشیمن‌گزی هستم که جایگاه مردم و سیاستمدار را تغییر داده و در مسیرِ درست خود قرار دهد. یکی از این نشیمن‌گزها به نظر من آرمان‌خواهی است.


#سیاست #استمرارطالبان


🌾 @Naqdagin
📘دستاوردهای جنبش زن، زندگی،‌آزادی

✍🏻 #محمدرضا_عین

«ما در جنبش زن-زندگی-آزادی (ز.ز.آ) گول خوردیم»، «جنبش ز.ز.آ بیش از فایده به ما ضرر رساند»، «دستاوردهای جنبش ز.ز.آ چه بود؟» و «آیا محدودیت‌ها، نارضایتی اقتصادی، ناامیدی از اصلاح و تغییر نظام، شکست جنبش ز.ز.آ را کلید نمی‌زند؟»

موارد فوق، تنها برخی نظرات، سوالات و ابهاماتی‌ست که ذهن بسیاری از ما را درگیر کرده‌است. مخصوصا آنکه نه بویی از تغییر معنادار از آمدن فرشته‌وار پزشکیان پس از دیو رئیسی-جلیلی به مشام می‌رسد، و نه اقتصاد این مرزوبوم کمی رونق می‌گیرد. از هر دو ناامیدکننده‌تر شاید، بودن در آستانه‌ی جنگی است که گویی برخی نیروهای اجتماعی را به هرچه نزدیک شدن به حاکمیت برای بقا نزدیک می‌کند.

🍂 در چنین شرایطی، خواندن یک پست که مثلا بخواهد از جنبش ز.ز.آ دفاع کند نیز حوصله می‌خواهد و گویی چنین محتوایی اصلا محلی از اعراب ندارد چون اصلا آن جنبش مُرد و تمام شد.

🍂 اما گهگاه حادثه‌ای چون #دختر_علوم_تحقیقات اتفاقا به خوبی نشان می‌دهد که چگونه یک جنبش زنده است.

🔻پیش از هر چیز به گمانم بد نیست مروری داشته باشیم بر آنچه گذشت و اینکه چطور جنبش ز.ز.آ شکل گرفت.

🟥 مروری بر جنبش زن، زندگی، آزادی

۱. ظهور جنبش زن، زندگی، آزادی

جنبش زن-زندگی-آزادی مترادفی عینی‌وار به نام جنبش مهسا امینی نیز دارد. واقعه‌ای که خون بسیاری از ایرانیان را به علت سرکوب زنان به وسیله‌ی قانونی دینی-اسلامی (در مرحله‌ی پیشاقانونی و شرعی) به جوش آورد ...

🌐مطالعۀ ادامۀ متن (تلگراف)
زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۴۰۰ واژه


.


#سیاست #جامعه #زنان #اپوزیشنقد #استمرارطالبان #آهو_دریایی #اصلاح‌طلبان #اپوزیسیون #مهسا_امینی



🌾 @Naqdagin
📘روشنفکر و خُلق و زبانی بسیجی‌وار؟!

✍🏻 #محمدرضا_عین

🍂
بیژن عبدالکریمی نمونه‌‌ای تاسف‌آور از تاثیر مخرب و غیرقابل اجتنابِ نزدیکی روشنفکران به قدرت سیاسی است؛ خصوصا اگر با قدرتی اساسا نامشروع و ضدملی طرف باشیم. زوال عبدالکریمی در این مناظره‌ی عقیم انقدر وخیم است که در آخر، به‌جای نشان‌دادن شجاعت در بیان معذرت‌خواهی، ولو برای صرفا رفعِ کدورت از یک استاد برجستۀ کشور، یا حداقل سکوت و صبر تا زمان برگشتِ طرف دیگر بحث و احترام به او و جایگاهِ علمی‌اش، مثل یک عوامِ دچارِ عقدۀ میکرفن از جنسِ «بچه‌شیعه‌های ولایی»، میکرفن را می‌گیرد و با یک‌طرفه به منبر رفتن دربارۀ شخص غایب مناظره، ترک دیگر شرکت‌کننده در مناظره را (آن هم شخصیتی که یکی از متین‌ترین، آرام‌ترین و باوقارترین اساتید علوم انسانی‌ست)، به منزله‌ی برد خود در بحث و تصدیق اتهاماتِ رگباری‌اش تلقی می‌کند؛ ترکی که البته حاصلِ توهین‌های ناموجه و بی‌شمار عبدالکریمی در طرح مسئله‌ی خودش برای بحت بود. اگر قادری به این انحراف در دیالوگ تن می‌داد، گفتگو بجای آنکه حول بررسی مساله‌ای مشخص و سوالات دقیق طرفین از مدعیات هم پیش برود، باید در دفاعِ یک‌سوی بحث از اتهامات مسلسل‌وارِ بی‌استناد و و ارجاع یک‌طرف بحث تلف می‌شد.

🍂 ج.ا اینطور می‌تواند انسان‌ها را زمین بزند؛ فیلسوف‌نمایی که دغدغه‌ش کم‌تر دیده‌شدن از علی دایی بود، حالا از سمت حاکمیت مورد حمایت و عنایت‌های مکرر قرار گرفته و ده‌ها برنامه به‌قول خودش دعوت می‌شود. حالا که بیش‌تر از علی دایی قدر می‌بیند از حاکمیت و نیروهای ذوب در آن و حوزویان، چرا با تف‌کردن مکرر به صورت روشنفکران بی‌نوا (که حتی نمی‌دانند بابت گفتگو با چون اویی، آیا ساعتی دیگر احضار خواهند شد، یا بکل از کار و زندگی روزمرۀ خود اخراج) چنین ملق‌هایی نزند؟!


🗄 پست مرتبط
📕عبدالکریمی را چه شده‌است؟! (نقد علی صاحب‌الحواشی بر این متن)
📕بیژن عبدالکریمی استادِ «حشو و اطناب»
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکال‌پنداری با ذهنی بسیجی‌‌مآب!
📕زیست‌جهان یا برگشت به غار افلاطون؟

.


#نقد_روشنفکران



🌾 @Naqdagin