نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 کپی‌کاریِ خدا از خاخام‌ها؟! (+)
— شباهت عجیب قرآن و تلمود که نمی‌خواهند بدانید!

🎙#فردزیلا

🔸آیا تا به حال به منشأ داستان‌های قرآن فکر کرده‌اید؟ کتابی که بسیاری آن را کلام مستقیم و بدون خدشه خدا می‌دانند. در این ویدیو، دو متن را کنار هم قرار می‌دهیم و شباهت‌های انکارناپذیرشان را بررسی می‌کنیم. این موضوع چه تاثیری بر ادعای الهی بودن و بی‌نقص بودن قرآن دارد؟ آیا ممکن است قرآن، به جای وحی مستقیم، بازتابی از باورها، افسانه‌ها و متون رایج در فرهنگ زمانه خود باشد؟

📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم در آتش: اشتباهات الله در کُپ‌زدن!
📺 قرآن: تجربۀ نبوی یا کپی‌پیست‌هایی ناشیانه؟
📺 الله و کلاغ
📺 افسانهٔ ایران‌ستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 عیسی و انجیل شهادتی بر عدم وحی
📺 پشت پردۀ قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 ذوالقرنین قرآن کپی «رمانس اسکندر»
📺 آیت‌الله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
.


#نقد_قرآن #نقد_ادیان #نقد_اسلام


🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روان‌کاویِ «افسرده‌نشدن» در جامعۀ بی‌ثباتِ ایران (+)

🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی


.


#زیست‌روان #جامعه #روان‌کاوی #افسردگی #روان‌شناسی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 راز پنهان «بحران ایران» در دل اسطوره‌ها (+)
— تحلیل اسطوره‌شناختی بحران سیاسی ایران

🔸کهن‌الگوها نه به عنوان «داستان‌های مردهٔ باستانی»، بلکه به مثابهٔ نرم‌افزارهای ناخودآگاهِ حاکم بر رفتار جمعی هستند. همان‌طور که DNA، طرح اولیهٔ بدن انسان را می‌ریزد، کهن‌الگوها نیز الگوهای نامرئیِ حاکم بر جنگ‌های سیاسی، بحران‌های اجتماعی، و حتی انتخاب‌های روزمره‌اند.


.


#زیست‌روان #اسطوره‌شناسی #حکومت_اسلامی #روان‌کاوی #یونگ #کهن‌الگو #بحران_سیاسی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ ۴ هوش مصنوعی دربارۀ آینده حکومت ایران (+)

🔸در این ویدیو چهار شخصیت ساخته هوش مصنوعی با گرایشات لیبرال، سلطنت‌طلب (پادشاهی‌خواه)، چپِ سوسیال و اصلاح‌طلب با یکدیگر درباره آیندۀ سیاسی ایده‌آلی که برای ایران امروز متصور هستند به بحث می‌نشینند.

جزییات امتیاز داورها (اینجا)

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین

📺 مناظره هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
📺 مناظره هوش مصنوعی انقلابی با هوش مصنوعی ضد انقلاب
📻 مناظره‌ای درباب «محمد و اسلام»
📺 ذهنیت غربی و شرقی
📺 «باور» چیست؟

.


#سیاست #ایران #هوش_مصنوعی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘داستانِ تکراریِ «این اسلام، اسلامِ واقعی نیست!»

🍂 قبلتر در «پورنوگرافی یا مذهب؟ مخدر قوی‌‌تر را بده!» به شباهت جنت‌خواه و عبدالله (اریک) در مواجهه با مذهب، بطور خاص روایت‌های برساخته حول علی، صحبت شد (هرچند اریک بعد از آن به نقد مواجهۀ کودکانۀ جنت‌خواه پرداخت؛ بطور کلی، نگاه نقادانه و مستقل جدی‌تری نشان داده و می‌دهد، همانطور که در روایت‌گری و بهره‌گیری از اسطوره‌ها، ماهرانه‌تر عمل می‌کند). در ادامه یک مواجهۀ مشابه اریک و شخصی به‌نام خانجانی را می‌بینیم. نسبت دادنِ مذهب کنونی به مغول و مشکل را «اسلام مغولی» دانستن، البته پیش‌تر هم مشکل را «اسلام عباسی/خلافت‌ساخته» می‌دانست:

🔻علی‌اکبر خانجانی -مدعیِ کوهِ عرفان و نواندیش مسلمان که ادعا کرده‌بود امام زمان و انبیا پشتش نماز خوانده‌اند و ماه بر او فرود آمده، در افسانۀ «حمله اعراب به ایران» گفته‌بود:
"از ترکان بیزار باشید، نه اسلام عربی رهایی‌بخش!"

بنابراین، اسلام ایرانیان، محمدی نبود بلکه عباسی بود و تشیع ایرانیان هم علوی نبود بلکه صفوی بود که هر دوی آن ترکی‌شده و بزور شمشیر و سرنیزه و غارت و قتل‌عام بر ایرانیان تحمیل شد.

پس بجای حمله اعراب بایستی از «حمله ترکان» به ایران سخن نمود که تحت عنوان دفاع از اسلام عباسی، طی حدود هزار سال، ایران‌زمین را مورد قتل و غارت و چپاول همه جانبه قرار دادند.


🔻اریک: مشکل اسلامِ محمدی-علوی نیست، اسلامِ مغولی‌ست!
داشت درباره خیانت‌های پسران به پدران و تأثیرش روی سرنوشت آیندگان حرف میزد و مثال میاورد تا رسید به مغول‌ها. که وقتی چنگیز حمله کرد ایرانی‌ها گفتند الله محافظ ماست، و چنگیز گفت الله من رو فرستاده. انقدر دور بود از آیین و مذهب این منطقه که اینطور تمسخرآمیز جواب‌شون رو داد. اینکه مسجدها رو کردن اصطبل که بماند. اما چند نسل بعدش، و پسرعموهای خودش، مسلمان شدند و به الله سجده کردند و همه‌جای ایران و هند مسجد ساختند. اگه این نسل بعد به اون فرهنگ بدوی چنگیز خیانت نمی‌کردند شاید بساط اسلام برای همیشه از ایران جمع میشد و الان یه کشور متفاوت بودیم.

گفتم اون موقع که مسلمون شدند و مسجد ساختند، ازین جهت نبود که یهو فهمیدند محمد عجب آدم درستی بوده. برای این بود که فهمیدن ساختارش رو برای بسط قدرت لازم دارند.

تو فرهنگ مغولی، که همه سرزمین‌هایی که گرفتند رو تا همین الان آلوده کرده، مثل روسیه و ایران، موجودیت در یک دوگانه تعریف شده: مرد مقتدر، و بقیه مردان که باید نوکر اون مقتدر باشند. تعیین تکلیف هرکس یه الگوریتم ساده داشت که به محض چشم باز کردن محاسبه‌ش می‌کرد: زورمندم؟ اگه اره، پس بقیه رو باید نوکر خودم کنم. اگه نه، باید ببینم باید نوکری کی رو بکنم! (اگه کسی تو روسیه الان زندگی کرده باشه و صادق باشه، اون جامعه رو باید همینجوری توصیف کنه).

از یه جایی به بعد، مغول‌ها دیدن «مرد مقتدر» باید مسلمان باشه، تا کنترل بهتری روی نوکر مسلمان داشته باشه. بنابراین پسر هم داشت بر مبنای فکری پدر حرکت می‌کرد، اما ابزار و امکانات و روش‌ها تغییر کرد. برعکس، چیزی که خیلی در شکل‌گیری سرنوشت این کشور نقش داشته همین بوده که پسر کپی پدر بوده‌.

مذهبی که امروز می‌بینی، و آرزو می‌کنی که کشور ازش خلاص میشد، اون چیزی که از حجاز اومده بود نیست. این ساختار مغولیه که لازمه کشورت رو ازش خلاص کنی.


🔺اگر اسلام ایده‌ای آزادی‌‌بنیان بود و خدایش تجسمِ قدرت و زور و برده‌پروری نبود که باید از صاحب‌اتوریتۀ مدعیِ اتصال به او اطاعت مطلق کرد، چنین ساده ابزار هر مستبدِ اسلام‌پناهی نمی‌شد؛ از خلفا تا مغول‌ها و ترکان تا ولایت فقیه. هیچ‌وقت استالین و هیتلر با تکیه بر ارزش‌های لیبرال و حقوق بشری و حقوق و آزادی‌های فردی و احترام به مالکیت فردی، نمی‌توانستند چنان فجایعی را در چنان ابعادی رقم بزنند، اینکه اسلام همیشه ابزار قدرت‌های مسلط بوده، اعم از شیعه و سنی، و حتی دینِ محبوبِ هیتلر بوده، و قرآن چنین متنی بوده، یعنی سوراخ‌های قرآن و اسلام یکی دو تا نبوده‌است، و خود همین برای یک انسان روراست و آزاده کافی‌ست که مکرر از این پستان آویزان نشود و بدان ارجاع ندهد و در پی تطهیر آن از انحطاط موجود برنیاید.

🍂 محمد تا زمانی که شمشیر نداشت، دعوتش در مکه طی ۱۳ سال، حتی ۹۰ نفر هم جذب نکرد، یعنی بطور متوسط، زیر ۸ نفر در سال! و بعد از رسیدن به قدرت و شمشیر در مدینه و وعدۀ غنائم و کنیزه/برده‌ کثیر و حوری/غلمان‌ بهشتی، جمعیت‌ پیروانش بطور جدی رو به افزایش گذاشت. بعد، شما از اینکه مغول‌ها اسلام را پله کردند می‌گویی؟ اولین نفر که اسلام را پله کرد، خود محمد بن عبدالله بوده (بر فرضِ وجودِ تاریخی!)، و این یعنی این مذهب اساسا در بیسِ خودش قلدرسالار بوده و شمشیرمحور، بخاطر همین محمد گفته:
«بهشت زیر سایۀ شمشیر‌هاست».

🔺مقایسه کنید با سیرۀ مانی، و تا حدی عیسی، و سرعت نفوذشان بی‌ تمسک به شمشیر!



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ایرانی‌ها گرفتارِ کابوسِ «نفرت‌/مرگ‌»پرستیِ ملاها

یکی از دو تا از بدترین سفرهای قرن بیستم، هواپیمایی بود که خمینی رو از پاریس به تهران برد و دومی قطاری بود که لنین رو به پتروگراد آورد

‏‌
🎙داگلاس موری⁩

🔸داگلاس موری (زادهٔ ۱۶ ژوئیه ۱۹۷۹) مفسر سیاسی، منتقد فرهنگی و روزنامه‌نگار نومحافظه‌کار بریتانیایی است. او در حال حاضر دستیار سردبیر مجله سیاسی و فرهنگی محافظه کار بریتانیایی The Spectator است و به‌طور منظم در تایمز، دیلی تلگراف، سان، دیلی میل، نیویورک، نشنال ریویو، فری پرس و آنهرد همکاری کرده است.

🔸از کتاب های او می توان به نئومحافظه کاری: چرا به آن نیاز داریم (2006)، مرگ عجیب اروپا: مهاجرت، هویت، اسلام (2017)، جنون جمعیت: جنسیت، نژاد و هویت (2019) و جنگ با غرب (2022) اشاره کرد. موری از سال 2011 تا 2018 دستیار مدیر انجمن هنری جکسون، یک اتاق فکر نومحافظه کار بود. موری منتقد اسلام و سیاستِ مهاجرتی کنونیِ اروپا است.


🔸معمولا کسانی که میان حکومت اسلامی و فرهنگِ ایرانیان تفکیکی بنیادین قائل می‌شوند، و از فرهنگِ ایرانیان، همسو با تمایلات خودشیفتۀ ایرانی، تمجید می‌کنند و از شرارت‌ها و شیطان‌صفتی‌های نامرتبطِ رژیم آیت‌الله‌ها (چه به ایرانیان و چه به عملکرد خود غربی‌ها) می‌گویند، در تحلیل مسالۀ تاریخی و پیچیدۀ ایران، دچار ساده‌سازی و اسطوره‌پردازی می‌شوند، و اثراتِ ناخودآگاهِ وجودِ قدرتمند و تاریخیِ اسلام در این فرهنگ را درک نمی‌کنند، که به‌نحوی ایرانیان را در عمل، تسلیمِ حکومت اسلامی می‌کند، ولو با آن در زبان بسیار مخالف باشند و روزانه‌ ده‌ها جوک و فحش درباره‌اش تولید کنند. جنبش سبز دقیقا به‌خاطر همین پاشنۀ آشیل شکست خورد و حرکتی عقیم و گورزاد بود؛ چرا که نسبتش را با اسلام و مذهب در تاریخ و قدرت را مشخص نکرده‌بود، و رهبرش فراتر از این، نسبت به شخصیتی چون خمینی (به‌عنوانِ یک عبدِ اسلام و تشیع) یک عبد و مریدِ تمام‌عیار بود،‌ حتی در دورانِ حصر!

🔸عبارتِ «بدیلی برای حکومت اسلامی وجود ندارد» نیز بیشتر از زبانِ همین قشر بیرون می‌آید که به روحیۀ محافظه‌کاری دچارند و علقه‌ و ارادتی ولو ناچیز به اسلام دارند و آن را مبنای معنابخشی خود می‌دانند، و لااقل آن را از عوامل انحطاط تاریخیِ ایران، خصوصا در این نیم‌قرن نمی‌دانند، و از آنجا که اسلام برخلافِ مثلا مسیحیت، ارتباطی جدی با حکومت دارد و نوعی ایدئولوژی قدرت است، در ذهنِ این افراد، کنار رفتنِ سایۀ حاکمِ مرتبط با اسلام و مدعی امامت، نوعی وضعیتِ هرج‌ومرجِ حاصل از مرگِ پدر را متصور می‌سازد که در آن فضای آزاد، حس مسئولیتِ (و بالتبع اضطرابِ وجودیِ) آنها را (که عادت به زیستی رمه‌وار در سایۀ پدرِ تصمیم‌گیر مقتدرِ متصل به آسمان را داشته‌اند) بسیار جدی می‌کند؛ به‌همین‌خاطر هم در بهترین حالت، چنین افرادی به ایدۀ بازگشت به وضعیتِ قبل از انقلاب ۵۷ توسل می‌جویند، اما همین هم برای بسیاری از نسل ۵۷ که خود را مسلمان می‌دانند و ملتزم به شریعت، ناممکن است و امری رادیکال، و در تناقض با حافظه و هویت‌شان درک می‌شود. این وضعیتِ شیزوفرنیِ فرهنگی، از آن اسلحه‌هایی که به سر و چشم و اندام‌های معترضان شلیک می‌کند، بسی قدرتمندتر و مهمتر است در سرکوب و اخته‌سازی.

@RealPersianGodless

.


#نقد_فرهنگ #نقد_اسلام #حکومت_اسلامی



🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مدلِ لیبی چه بود؟
— چه کسی فکر می‌کرد قذافی خودش پیشنهاد مذاکره با آمریکا را بدهد؟ (+)


📺 عایشه قذافی، ملکۀ مرموزِ لیبی
📺 رغد (دختر صدام) به‌دنبال پس گرفتن عراق

.


#سیاست #آینه_تاریخ #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘عالمی و آدمی دیگر در پیش روست!
(۱/۲)
✍🏻 #علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 جناب آقای دکتر سروش عزیز، که من همواره حق آموزگاریتان را تکریم کرده و حرمت نهاده و پاس داشته‌ام: کسی خواهان حمله کسی به "ایران" برای "حاکم‌شدن خودش" نیست، نه حتی شاید نابخردترین سلطنت‌طلبان بی‌چاک‌‌دهان. استقبال کنندگان از حمله نظامی - که من از آن زمره نیستم ولی خلاف شما، ایشان را "می‌فهمم" - از این‌رو پیشوازش می‌کنند که آرزو و امید آن دارند در سایه آن حمله، از یوغ دشمن‌ترین حکومت با ایرانیان که خانمان ایشان را برباد فلاکت و ویرانی داده و چون سرطانی صدرتاذیلِ ظاهر و باطن ایران را آلوده است، خلاصی یابند.

🍂 آنچه شما را مانع می‌شود تا این ایستار روانیِ بسیاری از ایرانیان را "تحویل بگیرید"، و سپس خلاف عدالت‌ و انصافی که از شما انتظار می‌رود، آنان را متهم به طرفداری از حمله خارجی برای حاکم‌شدن‌ خودشان می‌کنید، آن است که شما به‌رغم آسیب‌ها که از نظام‌ ولایت‌فقیه دیده‌اید، دست‌آخر طرفدار صورتی از حکومت‌ با صبغه غالب فرهنگ‌اسلامی هستید. حواسم به "سکولار‌سیاسی" بودنتان که اعلان‌عام کرده بودید، هست.

🍂 البته این واقعیت در شما، نه عجب است و نه هرگز مایه ننگی است. بهرحال وجهه "هویت‌اسلامی" شما بسی ستبر است، و قطعاً گزاف نیست بگویم این هویت‌اسلامی شما بر "ایرانیتِ"‌تان غلبه تام دارد، طوری که "ایران" برای شما چندان معنایی بجز از سویه اسلامی‌اش ندارد.

🍂 درست در اینجاست که شکاف بین شما و بسیاری از نسل‌های جوان ایران، آشکار می‌شود، نسل‌هایی که از "اسلام" به‌نهایت درجه منزجر گشته‌ و بدل به افرادی "لائیک" (در معنای ستیزنده‌ی فرانسوی‌ این تعبیر) شده‌اند. برای آنان "ایران" وطنی برای "زندگی" است، همان "زندگی" که اسلامیان در این‌ نیم‌قرن جهدبلیغ در ویران‌کردنش نمودند. آیا "ایران" برای شما و "ایران" برای آنان یک‌چیز است؟!

🍂 من و شما، می‌توانیم از واقعیتِ دین‌ستیزی حاصل‌آمده متأسف باشیم (من یقیناً به‌قدر شما متأسف نیستم)، اما تأسف ما تغییری در واقعیتِ پدیدآمده نمی‌دهد. این واقعیت را باید "فهمید" و در داوری‌ها لحاظ نمود. بهرحال قرار نیست که ما در آسمانِ "خیال" بیندیشیم؛ لاجرم ناگزیریم بر زمین واقعیت اندیشیده و سخن بگوییم.

🍂 اگر بخواهیم چنین کنیم، باید به حال‌وهوای این نسل‌های نو توجه نماییم. دست‌آخر، ماحصلِ آسیب‌های ژرف و عظیمی که به "وجدان‌دینی" نسل‌های نوی ایران خورد و آنان را از "اسلام" منزجر و فراری نمود، برای حداقل آینده میان‌مدت، "مالک‌ ایران" خواهد بود. شما ممکن است چنین ایرانی را نخواهید ولی این نخواستن شما تغییری در واقعیت حاصل آمده نمی‌دهد؛ ستیز با آن هم نه ممکن است و نه معقول.

🍂 نهایت کاری که ما می‌توانیم بکنیم ("ما" گفتم چون در اینجا همراه شما هستم) آن است که بخواهیم رو به این‌نسل‌ها اولاً از انکارناپذیریِ سویه اسلامی پدیده‌تاریخی "ایران" بگوییم، و ثانیاً (اگر بتوانیم) قدری این رمیدگان را با مواریث شریف اسلامیت آشتی بدهیم. 

🍂 این آخری را شما دارید انجام می‌دهید، اما یحتمل بی‌آن‌که متوجه باشید، آن ستبریِ "هویت‌اسلامی"تان کار را خراب می‌کند. برای خراب‌نشدنِ کار باید بیان شرافت‌های اسلام را با نقد بی‌پروای سویه‌های ویرانگر و شومِ اسلام و اسلامیت همراه نمود. البته شما اهل این کار اخیر نیستید، چون در پدیده "اسلام" جز شرافت و خوبی نمی‌بینید و هرآنجایی هم که در تحقق‌تاریخی اسلام، پلشتی مشاهده می‌کنید، عملاً به حسابِ "انسان" و نه "اسلام" واریز می‌کنید. نسل‌های نو نسبت به این جانبداریِ مصادره‌به‌مطلوبیِ آرزوخواه، بسیار حساسِ پُر نفور شده‌اند، حق هم دارند!

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘عالمی و آدمی دیگر در پیش روست!
(۲/۲)
✍🏻 #علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 سوای این‌بحث ژرفایی و جذاب که در میدان‌تاریخ طرح می‌شود و طی آن مرزهای ربط "ایمان/عقیده" با "عمل"، بدجوری درهم و مخدوش می‌گردند، باید اذعان نمود که نمی‌توان - یعنی معقول نیست - بخواهیم دامن یک‌ "عقیده" را از تباهی‌هایی که در میدان کنش‌تاریخی به‌بار آورد، بکلی پاک کرده بگوییم "فاختلط به نبات‌الارض" یعنی "هر عیب که هست از مسلمانی ماست!"

🍂 برای چنان "اذعانی"، باید بتوان بر سائقِ نیرومند و صورتبخشِ "هویت‌اسلامی"مان غلبه کنیم. متوجه هستم که چنین‌کاری به معنای "نفیِ خود" می‌شود که در دایره "ایمان" ممکن نیست. همین هم هست که برای سخن‌گفتنِ "گیرا" از ارجمندی‌های اسلام، باید که از ایستارِ عاریتیِ "بیرونی" سخن گفت، ولو آن‌که "درونی"اش باشیم. اگر نشود یا نتوانیم چنین کنیم، تنها سخنگویِ "اتاق‌پژواک" همفکران خود خواهیم شد، بی‌آن‌که ندایی از ما به بیرون درز کند، چه برسد که بر دل‌های رمیده نشیند.

🔺ختم‌کلام که حرف اول‌وآخر است، آن است که در دایره عقل‌مدرن، "ایمان" جایی ندارد! می‌توانش داشت، اما میدانی برای سخن‌گفتن از آن وجود ندارد، چون گوشِ هوشی برای شنیدن بالفعل و پذیرفتنِ بالقوه‌اش نیست، پس گفتنی نمی‌شود: "مر زبان را مشتری جز گوش نیست". "ایمان" برای عقل‌مدرن، مثل "علت‌غاییِ" ارسطویی در فیزیک‌مدرن است: ناهمسنجِ مطلق! بنابراین، هرسخنی درباره "دین و دینداری" که بیرون از متنِ عقل‌مدرن طرح شود، مصداق این بیت مولانا می‌شود:
من گُنگ خواب‌دیده و عالَم تمام کَر
من عاجز از بیان و جهان از شنیدنش!

این به‌معنای پایان پدیده تاریخی و دیرپایِ "دین" در ساحت انسانی است! مگر پدیده دیرپای "جادو" یا "کیمیاگری" تمام‌نشد؟! اولی بیخ چندین‌هزارساله دارد! البته هنوز هم هستند معتقدان به جادو، اما دیگر "جریان" نیستند، و بزودی تک‌افتادگان نیز نخواهند بود. عالَمی و آدمی دیگر در پیش روست!

@sahebolhavashi

.


#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #روشنفکری_دینی #نقد_ادیان #نقد_فرهنگ #جامعه



🌾 @Naqdagin