📘آگنوستیسیزم یا اتئیسم؟
✍️#امین_قضایی
🍂 بسیاری ترجیح میدهند که در مورد وجود خدا، خود را آگنوستیک یا ندانمگرا بنامند. به نظر ایشان این موضع بسیار عاقلانهتر و خردمندانهتری نسبت به اتئیسم (یا اتئیزم یا خداناباوری) است. اما واقعیت این است که این افراد نمیدانند چه میگویند و اصولاً درک درستی از مفاهیم ندارند. متأسفانه حتی متفکرین و صاحب نظران (ظاهراً) برجسته هم در این مورد دچار سردرگمی هستند. توجه داشته باشید تعاریف و تفاوتگذاریهایی که در اینترنت بین اتئیسم و آگنوستیک میخوانید، اکثراً غلط هستند و معمولاً توسط افراد ناآشنا به مفهومپردازی و فلسفه مطرح شده است. یک نمونه از این تعاریف غلط را در تصویر ضمیمه به این مقاله مییابید.
🍂 اول از همه باید یک اشتباه در مورد تعریف اتئیسم را برطرف کنیم. برخی به اشتباه تصور میکنند که اتئیسم باور و اعتقاد به این است که خدا وجود ندارد. اما اینطور نیست. اتئیسم یعنی عدم باور به وجود خدا. بین این دو تفاوت نسبتاً ظریفی وجود دارد. در واقع، روند استدلال به صورت زیر است:
۱- عقل حکم میکند که ما تا وقتی دلیلی برای پذیرش صحت گزاره یا وجود چیزی نداشته باشیم، به وجود آن چیز یا صحت آن گزاره اعتقاد نداشته باشیم.
۲- به لحاظ عقلانی ما هیچ دلیل و استدلالی برای وجود خدا نداریم و به لحاظ تجربی ما هیچ گواه تجربی برای وجود خدا نداریم.
۳- پس مطابق بند اول، ما به وجود خدا اعتقاد و باوری نداریم. و این تعریف اتئیسم است.
🍂 پس اتئیسم به معنای این نیست که ما دلایلی برای اثبات عدم وجود خدا داریم. پس این گفته که اتئیسم باور به عدم وجود خدا است، غلط است. اتئیسم عدم باور به وجود خدا است. به تفاوت بین این دو گزاره "باور به عدم وجود خدا" (که اتئیسم نیست) و "عدم باور به وجود خدا" (که همان اتئیسم است) دقت کنید. اولی یک باور است و نیازمند اقامه دلیل و دومی یک باور نیست.
🌐 مطالعۀ ادامه در مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۵۰۶ واژه
#فلسفیدن #هستیکاوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#امین_قضایی
🍂 بسیاری ترجیح میدهند که در مورد وجود خدا، خود را آگنوستیک یا ندانمگرا بنامند. به نظر ایشان این موضع بسیار عاقلانهتر و خردمندانهتری نسبت به اتئیسم (یا اتئیزم یا خداناباوری) است. اما واقعیت این است که این افراد نمیدانند چه میگویند و اصولاً درک درستی از مفاهیم ندارند. متأسفانه حتی متفکرین و صاحب نظران (ظاهراً) برجسته هم در این مورد دچار سردرگمی هستند. توجه داشته باشید تعاریف و تفاوتگذاریهایی که در اینترنت بین اتئیسم و آگنوستیک میخوانید، اکثراً غلط هستند و معمولاً توسط افراد ناآشنا به مفهومپردازی و فلسفه مطرح شده است. یک نمونه از این تعاریف غلط را در تصویر ضمیمه به این مقاله مییابید.
🍂 اول از همه باید یک اشتباه در مورد تعریف اتئیسم را برطرف کنیم. برخی به اشتباه تصور میکنند که اتئیسم باور و اعتقاد به این است که خدا وجود ندارد. اما اینطور نیست. اتئیسم یعنی عدم باور به وجود خدا. بین این دو تفاوت نسبتاً ظریفی وجود دارد. در واقع، روند استدلال به صورت زیر است:
۱- عقل حکم میکند که ما تا وقتی دلیلی برای پذیرش صحت گزاره یا وجود چیزی نداشته باشیم، به وجود آن چیز یا صحت آن گزاره اعتقاد نداشته باشیم.
۲- به لحاظ عقلانی ما هیچ دلیل و استدلالی برای وجود خدا نداریم و به لحاظ تجربی ما هیچ گواه تجربی برای وجود خدا نداریم.
۳- پس مطابق بند اول، ما به وجود خدا اعتقاد و باوری نداریم. و این تعریف اتئیسم است.
🍂 پس اتئیسم به معنای این نیست که ما دلایلی برای اثبات عدم وجود خدا داریم. پس این گفته که اتئیسم باور به عدم وجود خدا است، غلط است. اتئیسم عدم باور به وجود خدا است. به تفاوت بین این دو گزاره "باور به عدم وجود خدا" (که اتئیسم نیست) و "عدم باور به وجود خدا" (که همان اتئیسم است) دقت کنید. اولی یک باور است و نیازمند اقامه دلیل و دومی یک باور نیست.
🌐 مطالعۀ ادامه در مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۵۰۶ واژه
#فلسفیدن #هستیکاوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
آگنوستیسیزم یا اتئیسم؟
امین قضایی بسیاری ترجیح میدهند که در مورد وجود خدا، خود را آگنوستیک یا ندانمگرا بنامند. به نظر ایشان این موضع بسیار عاقلانهتر و خردمندانهتری نسبت به اتئیسم (یا اتئیزم یا خداناباوری) است. اما واقعیت این است که این افراد نمیدانند چه میگویند و اصولاً درک…
📗اگنوستیسیزم و الله
✍️#علیرضاموثق
🍂 وفق اخلاق باور، ما موظف هستیم که اگر نسبت به یک مدعا و گزاره، قوت دلایل، له و علیه آن برابر بود، موضع لاادری بگیریم، اما اگر قوت دلایل، علیه یا له مدعا و گزاره، کمی بیش از پنجاه درصد بود، آن را حسب مورد تکذیب یا تصدیق کنیم، اما میزان دلبستگیمان به باور مدنظر متناسب با قوت دلایل مؤید آن باشد.
🍂 در مورد سه مقولهٔ «الله و وحی و نبوت»، به نظرم به اقتفای قوت دلایل متعدد موجود علیه آنها، باید تکذیبشان کنیم و نمیبایست نسبت به چنین مدعیاتی موضع لاادری بگیریم. موضع لاادری در مورد خدای فلسفی موضوعیت دارد (مرادم از خدای فلسفی، خدای نامتشخص و یا متشخصِ ناانسانوار و علتالعلل و امثالهم است).
🍂 برخی دوستان آتئیست مدعیاند که نسبت به الله و خدای قرآن (یعنی خدای متشخص و انسانوار و نیز عادل و قادر و عالم و مهربان مطلق)، موضع لاادری اتخاذ میکنند و میگویند مدعای وجود چنین خدایی را تصدیق نمیکنند و باور دارند که دلیل کافی برای تصدیقش وجود ندارد. به عبارت دیگر بین دو گزارهٔ «باور به عدم وجود خدا» و «عدم باور به وجود خدا»، گزارهٔ دوم را تصدیق میکنند.
🍂 به نظرم، این عزیزان به تفاوت بین خدای ادیان ابراهیمی و خدای قرآن با خدای فلسفی عنایت لازم را ندارند، وگرنه نسبت به وجود خدای قرآن به لحاظ انتولوژیک، و نه صرفاً اپیستمولوژیک، باید موضع انکار گرفت. الله به دلایل متعدد که بارها ذکر کردهام، وجود خارجی ندارد و در راستای «موزون کردن میزان دلبستگی به یک باور با میزان قوت دلایل مؤید آن باور»، یعنی به اقتفای عقلانیت نظری، وفق اخلاق باور باید وجود الله تکذیب شود و به موضع لاادری اکتفا نکنیم.
🗄پست مرتبط
📕ارجاع به خدا یا خود-ارجاعی؟
📕خدای قرآن، متشخص یا نامتشخص؟
📕خدای قرآن، قطعاً وجود ندارد
📕خدای نامتشخص و مسئلهٔ شر
📕استدلال من راجع به خدای نامتشخص
📕سخنی در مورد خدا
📻مصاحبه با سایمون بلکبرن پیرامون «خداناباوری»
🗄مطالبی پیرامون «خدای نامتشخص» و «خدای متشخص»
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
🍂 وفق اخلاق باور، ما موظف هستیم که اگر نسبت به یک مدعا و گزاره، قوت دلایل، له و علیه آن برابر بود، موضع لاادری بگیریم، اما اگر قوت دلایل، علیه یا له مدعا و گزاره، کمی بیش از پنجاه درصد بود، آن را حسب مورد تکذیب یا تصدیق کنیم، اما میزان دلبستگیمان به باور مدنظر متناسب با قوت دلایل مؤید آن باشد.
🍂 در مورد سه مقولهٔ «الله و وحی و نبوت»، به نظرم به اقتفای قوت دلایل متعدد موجود علیه آنها، باید تکذیبشان کنیم و نمیبایست نسبت به چنین مدعیاتی موضع لاادری بگیریم. موضع لاادری در مورد خدای فلسفی موضوعیت دارد (مرادم از خدای فلسفی، خدای نامتشخص و یا متشخصِ ناانسانوار و علتالعلل و امثالهم است).
🍂 برخی دوستان آتئیست مدعیاند که نسبت به الله و خدای قرآن (یعنی خدای متشخص و انسانوار و نیز عادل و قادر و عالم و مهربان مطلق)، موضع لاادری اتخاذ میکنند و میگویند مدعای وجود چنین خدایی را تصدیق نمیکنند و باور دارند که دلیل کافی برای تصدیقش وجود ندارد. به عبارت دیگر بین دو گزارهٔ «باور به عدم وجود خدا» و «عدم باور به وجود خدا»، گزارهٔ دوم را تصدیق میکنند.
🍂 به نظرم، این عزیزان به تفاوت بین خدای ادیان ابراهیمی و خدای قرآن با خدای فلسفی عنایت لازم را ندارند، وگرنه نسبت به وجود خدای قرآن به لحاظ انتولوژیک، و نه صرفاً اپیستمولوژیک، باید موضع انکار گرفت. الله به دلایل متعدد که بارها ذکر کردهام، وجود خارجی ندارد و در راستای «موزون کردن میزان دلبستگی به یک باور با میزان قوت دلایل مؤید آن باور»، یعنی به اقتفای عقلانیت نظری، وفق اخلاق باور باید وجود الله تکذیب شود و به موضع لاادری اکتفا نکنیم.
🗄پست مرتبط
📕ارجاع به خدا یا خود-ارجاعی؟
📕خدای قرآن، متشخص یا نامتشخص؟
📕خدای قرآن، قطعاً وجود ندارد
📕خدای نامتشخص و مسئلهٔ شر
📕استدلال من راجع به خدای نامتشخص
📕سخنی در مورد خدا
📻مصاحبه با سایمون بلکبرن پیرامون «خداناباوری»
🗄مطالبی پیرامون «خدای نامتشخص» و «خدای متشخص»
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آگنوستیسیزم یا اتئیسم؟
✍️#امین_قضایی
🍂 بسیاری ترجیح میدهند که در مورد وجود خدا، خود را آگنوستیک یا ندانمگرا بنامند. به نظر ایشان این موضع بسیار عاقلانهتر و خردمندانهتری نسبت به اتئیسم (یا اتئیزم یا خداناباوری) است. اما واقعیت این است که این افراد…
✍️#امین_قضایی
🍂 بسیاری ترجیح میدهند که در مورد وجود خدا، خود را آگنوستیک یا ندانمگرا بنامند. به نظر ایشان این موضع بسیار عاقلانهتر و خردمندانهتری نسبت به اتئیسم (یا اتئیزم یا خداناباوری) است. اما واقعیت این است که این افراد…
📘مغلطۀ یکتاپرستی
✍🏻 #امین_قضایی
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۲ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
✍🏻 #امین_قضایی
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۲ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📘مغلطۀ یکتاپرستی
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 بسیاری از مردم و حتی پژوهشگران، این فرض را پذیرفتهاند که مذاهب سامی، یکتاپرستی را رواج دادند و یکتاپرستی یک «پیشرفت» در «روند تفکر بشر» محسوب میشود و یا دستکم، این مذاهب یکتاپرست، نسبت به مذاهب چندخدایی پیشین، درک انتزاعیتر و پیچیدهتری نسبت به خدا دارند.
🍂 برای مثال، زئوس را با خدای مسیحی و یا اسلامی مقایسه میکنند. زئوس نسبت به خدای مسیحیان و مسلمانان، ویژگیهای انسانی (آنتروپومورفیکتر) بیشتری دارد، با زنان همآغوشی میکند و به نظر نمیرسد که خدا، دانای کل و حتی آفریننده جهان باشد؛ بهطور کل، با خدای دانا و قادر مطلق مسیحیت و اسلام، تفاوت بسیاری دارد.
🍂 اما این دوگانۀ یکتاپرستی/چندخدایی، براستی دوگانۀ کاذبیست که پیروان ادیان سامی، آن را جعل کردهاند. اگر الهیات (تئولوژی) مذاهب سامی را با مذاهب پیشین (مانند مذهب یونانی و رومی) مقایسه کنیم، خواهیم دید که:
۱- اگر تصورات مذهب یونانی از خدا را بپذیریم، مذاهب سامی همانقدر چندخدایی هستند که مذهب یونانی؛
۲- اگر تصورات الهیات مسیحی از خدا را بپذیریم، مذهب یونانی نه تنها چندخدا نیست بلکه «بیخدا» هست.
🍂 در الهیات مسیحی و اسلامی، خدا آفرینندۀ جهان محسوب میشود، یعنی موجودی که جهان را از هیچ آفرید. اگر این یک شرط مهم برای تصور از خدا باشد، مذهب یونانی، به هیچ خدایی که بتواند جهان را از هیچ بیافریند، اصلاً اعتقاد ندارد.
🍂 در واقع، در یونان باستان، این درک فلسفی (که آن را در «اصل هستیشناختی پارمنیدس» میبینیم) وجود داشت که امکان ندارد چیزی از هیچ بوجود آید و یا چیزی معدوم و هیچ شود. در جهان فقط «تغیر و سیالیت» است، چیزها «معدوم نمیشوند»، بلکه «از چیزی به چیز دیگر تغییر مییابند». پس یونانیان باستان معتقد نبودند که اصلاً چنین آفرینشی میسر باشد که بخواهند آن را به خدایی نسبت دهند. جهان در نزد بسیاری از ایشان، ازلی تصور میشد و مطابق کیهانشناسی مذهب یونانی (اگرچه یک روایت رسمی وجود ندارد)، جهان از «هرج و مرج» بوجود آمدهاست و زئوس هم مانند دیگر چیزها، خود «محصول تغیرات جهان» است و «فرزند کرونوس» محسوب میشود.
🍂 پس اگر بحث بر سر اعتقاد به یک «خدای آفریننده از هیچ» باشد، مذهب «یونانی/رومی» در واقع بیخدا است، اما یونانیان معتقد بودند که خدایان «قدرت صناعت» (یا آفرینش اما نه به معنای «بوجود آوردن از هیچ») انسانها و چیزها را دارند. این خدای صانع (نه آفریننده) را در مکالمه تیمائوس افلاطون مییابیم. Demiurge خدای صانعیست که جهان را از «فرمهای ایدهآل» ساختهاست، نه از هیچ. پس بند دوم ما ثابت میشود، یعنی اگر منظور از خدا، آفرینندهای باشد که با قدرت مطلق خود، جهان را «از هیچ» بوجود آورده باشد، مذهب یونانی/رومی بیخدا است و بنابراین، به حقیقت امر نزدیکتر. آنها دستکم، این درک را داشتند که میسّر نیست چیزی از هیچ بوجود آید.
🍂 اما اگر درک یونانیان و رومیان باستان از خدا یا خدایان را فرض بگیریم، در نظر ایشان، خدایان صرفاً موجوداتی «نامیرا» با «تواناییهای فرا-انسانی» هستند. همانطور که جامعۀ انسانی توسط سیاستمداران اداره میشود، این خدایان مشغول ادارۀ امور جهان هستند. اگر این تعریف از موجودات جاودان، با قدرت فرا-انسانی را در نظر بگیریم، مسیحیت و اسلام هم «چندخدایی» هستند؛ زیرا آنها هم به وجود انواع و اقسام فرشته و شیاطین اعتقاد دارند. آنها هم مانند یونانیان باستان، معتقد هستند که موجودات نامیرایی مانند «جبرئیل، میکائیل، عزرائیل و...»، در ادارۀ امور جهان به خداوند کمک میکنند یا از او مأموریت میگیرند. در اینجا فقط اسمها عوض شدهاند و به جای «خدا»، از کلمۀ «فرشته و شیطان و اجنبه» استفاده میشود. پس اگر منظور از خدا، «موجودات جاودانی» باشد که «با قدرت فرا-انسانی، قدرت اداره و کنترل بر طبیعت را دارند»، پس مسیحیت و اسلام هم چندخدایی هستند؛ همانطور که این فرشتگان تحت فرمان و مادون خدا هستند، خدایان یونانی هم تحت فرمان «خدای خدایان» یعنی زئوس قرار داشت؛ پس از این نظر هم تفاوتی وجود ندارد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۲ واژه
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 بسیاری از مردم و حتی پژوهشگران، این فرض را پذیرفتهاند که مذاهب سامی، یکتاپرستی را رواج دادند و یکتاپرستی یک «پیشرفت» در «روند تفکر بشر» محسوب میشود و یا دستکم، این مذاهب یکتاپرست، نسبت به مذاهب چندخدایی پیشین، درک انتزاعیتر و پیچیدهتری نسبت به خدا دارند.
🍂 برای مثال، زئوس را با خدای مسیحی و یا اسلامی مقایسه میکنند. زئوس نسبت به خدای مسیحیان و مسلمانان، ویژگیهای انسانی (آنتروپومورفیکتر) بیشتری دارد، با زنان همآغوشی میکند و به نظر نمیرسد که خدا، دانای کل و حتی آفریننده جهان باشد؛ بهطور کل، با خدای دانا و قادر مطلق مسیحیت و اسلام، تفاوت بسیاری دارد.
🍂 اما این دوگانۀ یکتاپرستی/چندخدایی، براستی دوگانۀ کاذبیست که پیروان ادیان سامی، آن را جعل کردهاند. اگر الهیات (تئولوژی) مذاهب سامی را با مذاهب پیشین (مانند مذهب یونانی و رومی) مقایسه کنیم، خواهیم دید که:
۱- اگر تصورات مذهب یونانی از خدا را بپذیریم، مذاهب سامی همانقدر چندخدایی هستند که مذهب یونانی؛
۲- اگر تصورات الهیات مسیحی از خدا را بپذیریم، مذهب یونانی نه تنها چندخدا نیست بلکه «بیخدا» هست.
🍂 در الهیات مسیحی و اسلامی، خدا آفرینندۀ جهان محسوب میشود، یعنی موجودی که جهان را از هیچ آفرید. اگر این یک شرط مهم برای تصور از خدا باشد، مذهب یونانی، به هیچ خدایی که بتواند جهان را از هیچ بیافریند، اصلاً اعتقاد ندارد.
🍂 در واقع، در یونان باستان، این درک فلسفی (که آن را در «اصل هستیشناختی پارمنیدس» میبینیم) وجود داشت که امکان ندارد چیزی از هیچ بوجود آید و یا چیزی معدوم و هیچ شود. در جهان فقط «تغیر و سیالیت» است، چیزها «معدوم نمیشوند»، بلکه «از چیزی به چیز دیگر تغییر مییابند». پس یونانیان باستان معتقد نبودند که اصلاً چنین آفرینشی میسر باشد که بخواهند آن را به خدایی نسبت دهند. جهان در نزد بسیاری از ایشان، ازلی تصور میشد و مطابق کیهانشناسی مذهب یونانی (اگرچه یک روایت رسمی وجود ندارد)، جهان از «هرج و مرج» بوجود آمدهاست و زئوس هم مانند دیگر چیزها، خود «محصول تغیرات جهان» است و «فرزند کرونوس» محسوب میشود.
🍂 پس اگر بحث بر سر اعتقاد به یک «خدای آفریننده از هیچ» باشد، مذهب «یونانی/رومی» در واقع بیخدا است، اما یونانیان معتقد بودند که خدایان «قدرت صناعت» (یا آفرینش اما نه به معنای «بوجود آوردن از هیچ») انسانها و چیزها را دارند. این خدای صانع (نه آفریننده) را در مکالمه تیمائوس افلاطون مییابیم. Demiurge خدای صانعیست که جهان را از «فرمهای ایدهآل» ساختهاست، نه از هیچ. پس بند دوم ما ثابت میشود، یعنی اگر منظور از خدا، آفرینندهای باشد که با قدرت مطلق خود، جهان را «از هیچ» بوجود آورده باشد، مذهب یونانی/رومی بیخدا است و بنابراین، به حقیقت امر نزدیکتر. آنها دستکم، این درک را داشتند که میسّر نیست چیزی از هیچ بوجود آید.
🍂 اما اگر درک یونانیان و رومیان باستان از خدا یا خدایان را فرض بگیریم، در نظر ایشان، خدایان صرفاً موجوداتی «نامیرا» با «تواناییهای فرا-انسانی» هستند. همانطور که جامعۀ انسانی توسط سیاستمداران اداره میشود، این خدایان مشغول ادارۀ امور جهان هستند. اگر این تعریف از موجودات جاودان، با قدرت فرا-انسانی را در نظر بگیریم، مسیحیت و اسلام هم «چندخدایی» هستند؛ زیرا آنها هم به وجود انواع و اقسام فرشته و شیاطین اعتقاد دارند. آنها هم مانند یونانیان باستان، معتقد هستند که موجودات نامیرایی مانند «جبرئیل، میکائیل، عزرائیل و...»، در ادارۀ امور جهان به خداوند کمک میکنند یا از او مأموریت میگیرند. در اینجا فقط اسمها عوض شدهاند و به جای «خدا»، از کلمۀ «فرشته و شیطان و اجنبه» استفاده میشود. پس اگر منظور از خدا، «موجودات جاودانی» باشد که «با قدرت فرا-انسانی، قدرت اداره و کنترل بر طبیعت را دارند»، پس مسیحیت و اسلام هم چندخدایی هستند؛ همانطور که این فرشتگان تحت فرمان و مادون خدا هستند، خدایان یونانی هم تحت فرمان «خدای خدایان» یعنی زئوس قرار داشت؛ پس از این نظر هم تفاوتی وجود ندارد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۲ واژه
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
Telegraph
مغلطۀ یکتاپرستی
✍🏻 امین قضایی بسیاری از مردم و حتی پژوهشگران، این فرض را پذیرفتهاند که مذاهب سامی، یکتاپرستی را رواج دادند و یکتاپرستی یک «پیشرفت» در «روند تفکر بشر» محسوب میشود و یا دستکم، این مذاهب یکتاپرست، نسبت به مذاهب چندخدایی پیشین، درک انتزاعیتر و پیچیدهتری…
گفتگو پیرامون «آتئیسم»
🍂 در تقویم سالانۀ ایالات متحدۀ امریکا، ۲۳ماه مارچ، «روز آتئیست» نامیده شده، برای «احترام به حق انتخاب خداناباوران».
🎙با حضور
#سروش_دباغ (اسلامشناس و رواندرمانگر)،
#محسن_بنائی/مزدک بامدادان (تاریخپژوه)،
#امین_قضایی (پژوهشگر علوم جتماعی)،
محمد ماشینچیان (تحلیلگر مسائل ایران)
📅 تاریخ: امشب، چهارشنبه ۲۷ مارچ ۲۰۲۴ / ۸ فروردین۱۴۰۳
⏰ ساعت: ساعت۲۱ (به وقت ایران)
🔗 مکان: کلابهاوس توانا
#خبر_نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در تقویم سالانۀ ایالات متحدۀ امریکا، ۲۳ماه مارچ، «روز آتئیست» نامیده شده، برای «احترام به حق انتخاب خداناباوران».
🎙با حضور
#سروش_دباغ (اسلامشناس و رواندرمانگر)،
#محسن_بنائی/مزدک بامدادان (تاریخپژوه)،
#امین_قضایی (پژوهشگر علوم جتماعی)،
محمد ماشینچیان (تحلیلگر مسائل ایران)
📅 تاریخ: امشب، چهارشنبه ۲۷ مارچ ۲۰۲۴ / ۸ فروردین۱۴۰۳
⏰ ساعت: ساعت۲۱ (به وقت ایران)
🔗 مکان: کلابهاوس توانا
#خبر_نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
پیرامون خداناباوری
@Naqdagin
🎧 گفتگو پیرامون «خداناباوری»
🎙با حضور
#محسن_بنائی/مزدک بامدادان (تاریخپژوه)،
#امین_قضایی (پژوهشگر علوم جتماعی)،
#سروش_دباغ (اسلامشناس و رواندرمانگر)،
محمد ماشینچیان (تحلیلگر مسائل ایران)
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙با حضور
#محسن_بنائی/مزدک بامدادان (تاریخپژوه)،
#امین_قضایی (پژوهشگر علوم جتماعی)،
#سروش_دباغ (اسلامشناس و رواندرمانگر)،
محمد ماشینچیان (تحلیلگر مسائل ایران)
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘روزه از کجا آمدهاست؟
✍🏻 #امین_قضایی
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۳۴ واژه
🗄پست مرتبط
📺 مقالاتِ علمی و روزۀ رمضان
📺 رژیم فستینگ ۱۶/۸ و خطر ابتلا به بیماری قلبی؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #امین_قضایی
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۳۴ واژه
🗄پست مرتبط
📺 مقالاتِ علمی و روزۀ رمضان
📺 رژیم فستینگ ۱۶/۸ و خطر ابتلا به بیماری قلبی؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘روزه از کجا آمدهاست؟
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 چرا مسلمانان روزه میگیرند؟ این کار بیفایده و البته مضر برای سلامت و روان انسان از کجا آمدهاست؟ هیچ کجا مانند آیین روزهداری، اقتباس اسلام از یهودیت خود را نشان نمیدهد. در این اقتباس، شک و شبههای نیست؛ تنها مسئله این است که آیا این اقتباس، در همان زمان محمد رخ دادهاست، یا اینکه اقتباسیست متأخر که میتوان انعکاس آن را در روایات و احادیث دید؟
🍂 اسلام روزهداری را از یهودیت اقتباس کردهاست. یهودیان نیز به نوبۀ خود، براساس تفاسیر متأخر از متن عهد عتیق، بهتدریج آیین روزهداری را رسمیت بخشیدند و بر تعداد روزهایی که به روز گرفتن توصیه میشود، افزودهاند. اینکه روزهداری اصولاً از کجا میآید، در اصل، از «تفسیر متأخر شریعت یهود از متن تورات» حاصل شدهاست. در عهد عتیق، بارها اشاره شدهاست که وقتی فردی مشغول «عزاداری، راز-و-نیاز و یا کار مهمی مانند آمادهشدن برای دریافت وحی» است، روزه میگیرد. اولین نمونه آن در سفر خروج است:
🍂 در اینجا اصلاً به روزهداری (کلمه عبری ẓaum که کلمۀ عربی صیام هم از آن گرفته شدهاست)، بهصورت صریح اشارهای نمیشود و صرفاً نشاندهندۀ این است که موسی، در کوه تنها بودهاست و برای اینکه نشان دادهشود وی مشغول امر بسیار مهمیست، اشاره میشود که وی خوردن و نوشیدن را هم حتی ترک کردهبود.
🍂 وقتی در عهد عتیق جلوتر میآئیم، در کتاب داوران دوباره نشانه ای از روزهداری مییابیم:
🍂 اینجا هم اگرچه مستقیماً به روزهداری اشاره شده، ولی مشخصاً دلیل آن حادثه خاصی مانند «شکست در جنگ» است. یهودیان بعد از شکست در جنگ، آنچنان به «دعا و التماس به خدا» مشغول بودند که خوردن و نوشیدن را هم ترک کردهبودند.
🍂 نمونۀ بعدی و مشهورتر آن، روزهداری داوود است. در کتاب دوم سموئیل میخوانیم:
🍂 بار دیگر روزهداری داوود هم به خاطر غصه و دعای وی برای «زنده نگهداشتن» کودکش هست. مسلماً نویسنده برای اینکه نشان دهد داوود تا چه حد غصهدار بودهاست، اشاره میکند که وی از خوردن و نوشیدن نیز بازمانده بود.
🍂 در همۀ این موارد، روزهداری یک «تصمیم شخصی»ست و نه یک «دستور الهی». تنها مورد استثناء را در کتاب لاویان مییابیم:
🍂 به همین خاطر، تنها روزی که یهودیان موظف به روزهداری هستند، همین روز دهم ماه تیشری (ماه یهودیان) است. بعدها روزهگرفتن در ایام دیگری که به حوادث متعدد در تورات مربوط میشوند، توصیه شدهاست، اما در همینجا هم باز دلیل روزهداری مشخص است: این روز، روزِ کفاره است (به خاطر گناهان پسران هارون) و فرد باید دست از زندگی معمولی از جمله خوردن و نوشیدن بردارد و تاوان گناهش را با دعا و ندبه بدهد.
🍂 در متن تورات، روزه گرفتن (نخوردن و نیاشامیدن) صرفاً اشارهایست به اینکه فرد «بهشدت مشغول دعا و ندبه» است بهطوری که دست از خوردن و آشامیدن برداشتهاست. در واقع، این کمی شبیه اعتصاب غذا یا آنچیزیست که در اسلام، «اعتکاف» خوانده میشود: فرد زندگی معمول را کنار گذاشته و حتی از خوردن و آشامیدن دست برمیدارد و آنقدر دعا میکند تا دعایش اجابت شود. همین اتفاق در مورد داوود افتاد: در داستان داوود و عزاداری برای بچهاش میخوانیم:
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۳۴ واژه
#نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 چرا مسلمانان روزه میگیرند؟ این کار بیفایده و البته مضر برای سلامت و روان انسان از کجا آمدهاست؟ هیچ کجا مانند آیین روزهداری، اقتباس اسلام از یهودیت خود را نشان نمیدهد. در این اقتباس، شک و شبههای نیست؛ تنها مسئله این است که آیا این اقتباس، در همان زمان محمد رخ دادهاست، یا اینکه اقتباسیست متأخر که میتوان انعکاس آن را در روایات و احادیث دید؟
🍂 اسلام روزهداری را از یهودیت اقتباس کردهاست. یهودیان نیز به نوبۀ خود، براساس تفاسیر متأخر از متن عهد عتیق، بهتدریج آیین روزهداری را رسمیت بخشیدند و بر تعداد روزهایی که به روز گرفتن توصیه میشود، افزودهاند. اینکه روزهداری اصولاً از کجا میآید، در اصل، از «تفسیر متأخر شریعت یهود از متن تورات» حاصل شدهاست. در عهد عتیق، بارها اشاره شدهاست که وقتی فردی مشغول «عزاداری، راز-و-نیاز و یا کار مهمی مانند آمادهشدن برای دریافت وحی» است، روزه میگیرد. اولین نمونه آن در سفر خروج است:
موسی چهل شبانه روز بر بالای کوه در حضور خداوند بود و در آن مدت نه چیزی خود و نه آشامید. (خروج : ۳۴: ۲۸)
🍂 در اینجا اصلاً به روزهداری (کلمه عبری ẓaum که کلمۀ عربی صیام هم از آن گرفته شدهاست)، بهصورت صریح اشارهای نمیشود و صرفاً نشاندهندۀ این است که موسی، در کوه تنها بودهاست و برای اینکه نشان دادهشود وی مشغول امر بسیار مهمیست، اشاره میشود که وی خوردن و نوشیدن را هم حتی ترک کردهبود.
🍂 وقتی در عهد عتیق جلوتر میآئیم، در کتاب داوران دوباره نشانه ای از روزهداری مییابیم:
آنگاه تمامی مردم اسراییل (بعد از شکست در یک جنگ)، به بیت ئیل رفتند و تا غروب آفتاب در حضور خداوند گریستند و روزه گرفتند و قربانیهای سوختنی و سلامتی به حضور خداوند تقدیم کردند (داوران ۲۰: ۲۶).
🍂 اینجا هم اگرچه مستقیماً به روزهداری اشاره شده، ولی مشخصاً دلیل آن حادثه خاصی مانند «شکست در جنگ» است. یهودیان بعد از شکست در جنگ، آنچنان به «دعا و التماس به خدا» مشغول بودند که خوردن و نوشیدن را هم ترک کردهبودند.
🍂 نمونۀ بعدی و مشهورتر آن، روزهداری داوود است. در کتاب دوم سموئیل میخوانیم:
داود به خدا التماس کرد که بچه را زنده نگاه دارد. به این منظور روزه گرفت و به اتاق خود رفته و تمام شب روی زمین دراز کشید (دومسموئیل ۱۲: ۱۶).
🍂 بار دیگر روزهداری داوود هم به خاطر غصه و دعای وی برای «زنده نگهداشتن» کودکش هست. مسلماً نویسنده برای اینکه نشان دهد داوود تا چه حد غصهدار بودهاست، اشاره میکند که وی از خوردن و نوشیدن نیز بازمانده بود.
🍂 در همۀ این موارد، روزهداری یک «تصمیم شخصی»ست و نه یک «دستور الهی». تنها مورد استثناء را در کتاب لاویان مییابیم:
"این قوانین را همیشه باید اجرا کنید: در روز دهم ماه هفتم، نباید کار کنید. بلکه آن روز را در روزه بگذرانید... چون در آن روز مراسم کفاره برای آمرزش گناهان انجام خواهد شد تا قوم در نظر خداوند طاهر باشند" (لاویان ۱۶: ۲۹).
🍂 به همین خاطر، تنها روزی که یهودیان موظف به روزهداری هستند، همین روز دهم ماه تیشری (ماه یهودیان) است. بعدها روزهگرفتن در ایام دیگری که به حوادث متعدد در تورات مربوط میشوند، توصیه شدهاست، اما در همینجا هم باز دلیل روزهداری مشخص است: این روز، روزِ کفاره است (به خاطر گناهان پسران هارون) و فرد باید دست از زندگی معمولی از جمله خوردن و نوشیدن بردارد و تاوان گناهش را با دعا و ندبه بدهد.
🍂 در متن تورات، روزه گرفتن (نخوردن و نیاشامیدن) صرفاً اشارهایست به اینکه فرد «بهشدت مشغول دعا و ندبه» است بهطوری که دست از خوردن و آشامیدن برداشتهاست. در واقع، این کمی شبیه اعتصاب غذا یا آنچیزیست که در اسلام، «اعتکاف» خوانده میشود: فرد زندگی معمول را کنار گذاشته و حتی از خوردن و آشامیدن دست برمیدارد و آنقدر دعا میکند تا دعایش اجابت شود. همین اتفاق در مورد داوود افتاد: در داستان داوود و عزاداری برای بچهاش میخوانیم:
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۳۴ واژه
#نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
روزه از کجا آمده است؟
✍🏻 امین قضایی چرا مسلمانان روزه میگیرند؟ این کار بیفایده و البته مضر برای سلامت و روان انسان از کجا آمدهاست؟ هیچ کجا مانند آیین روزهداری، اقتباس اسلام از یهودیت خود را نشان نمیدهد. در این اقتباس، شک و شبهه ای نیست؛ تنها مسئله این است که آیا این اقتباس،…
ووکیسم
@Naqdagin
🎧 ووکیسم چیست؟ ووکها در سینما دنبال چه هستند؟ (+)
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و دیگران
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، به ریشههای فکری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ووکیسم پرداخته میشود و اثرات آن در سینما و فرهنگ نقد میشود.
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و دیگران
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، به ریشههای فکری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ووکیسم پرداخته میشود و اثرات آن در سینما و فرهنگ نقد میشود.
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘در باب ختنه
✍🏻 #امین_قضایی
🗄پست مرتبط
📺 ختنۀ آمریکایی!
📺 ختنه؛ عملی عقیدتی یا علمی؟
📺 چرا مردان باید ختنه شوند؟
📕در باب ختنه
📻 خاستگاهِ سنتِ جاهلیِ ختنه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #امین_قضایی
🗄پست مرتبط
📺 ختنۀ آمریکایی!
📺 ختنه؛ عملی عقیدتی یا علمی؟
📺 چرا مردان باید ختنه شوند؟
📕در باب ختنه
📻 خاستگاهِ سنتِ جاهلیِ ختنه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘در باب ختنه
(۱/۲)
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 ختنۀ دختران مستقیما انتقام از کلیتوریس و میل جنسی مستقل زنانه است، اما با این همه، حتی برای جسورترین مبارزان با جهل و خرافه، این سئوال پیش نمیآید که اصلا خود پسران برای چه ختنه میشوند؟ گویا چیزی که از قبل وجود داشتهباشد، همیشه منطقیست. این مقاله را بخوانید چون فکر میکنم این حق را داشتهباشید که بدانید، برای چه ختنه شدهاید؟
🍂 در کتاب عهد عتیق، اولین موجود انسانی که خدا خلق میکند، یک موجود «دوجنسه»، نیمی مرد و نیمی زن است. این تصویر، مشابه اسطورۀ نقلشده در ضیافت افلاطون است. بدن دوگانه، سپس به دو نیم تقسیم میشود بهطوری که از آن زمان به بعد، هر نیمه، متمایل به نیمۀ دیگر است. نیمۀ مردانه همان «آدمِ» ابوالبشر است و نیمۀ دیگر، موجود مونثی به نام «لیلیث» است. لیلیث همراه با آدم خلق شدهاست و در واقع همسر اول آدم محسوب میشود، اما بر سر لیلیث چه آمد؟ لیلی از خواست آدم مبنی بر اطاعت و تسلیمشدن به وی سرباز زد و نپذیرفت که وی از آدم پایینتر است و در نهایت، با ذکر نام توصیفناپذیر (خدا)، از آدم جدا شده و به طرف دریای سرخ پرواز میکند. آدم بهسبب تنهاییاش به خدا شکایت نموده و خدا هنگامی که آدم در خواب بود، از دندۀ نزدیک قلب، جایی که بر طبق اسطورۀ یهودی، ماوای عشق و روح است، حوا را خلق میکند. حوا نماد زنیست که مطیع نظام پدرسالار است و برتری مرد بر زن را پذیرفتهاست و از آنجا که او در اسطوره از دندۀ چپ مرد بیرون آمدهاست، همواره مطیع و تسلیم وی است.
🍂 پس از خوردن میوۀ ممنوعه و هبوط آدم و حوا، آدم حوا را سرزنش نموده، از او جدا شده و مدتی را با لیلیث سپری میکند. لیلیث در این مدت از آدم تعدادی فرزند میزاید که همۀ انها «دیو» میشوند. در اسطورۀ یهود، فرزندانی که لیلیث به دنیا میآورد دیو میشوند و فرزندان حوا انسان. آدم دوباره به نزد حوا باز میگردد و لیلیث در غار خود تنها باقی میماند. لیلیث مظهر آن نوع زنانگیست که از اطاعت مردان سر بازمیزند. لیلیث هرچند در اسطورههای یهودی، موجودی منفیست، اما برای فمینیستها خصوصا فمینیستهای یهودی، ایدهآل زنانگی محسوب میگردد. کار او، بعد از جدا شدن از آدم، گرفتن جان فرزندانیست که حوا و اولاد او به دنیا میآورند. اعتقاد بر این است که او جان کودکان، خصوصا پسران را در گهوارهشان میگیرد. لیلیث برخلاف حوا، نه از طریق سکس معمولی، بلکه از طریق منیهای حاصل از استمنا و یا ترشحات شبانۀ مردان در هنگام خواب آبستن میگردد. او میوۀ ممنوعه را هرگز نخوردهاست و بنابراین جاودانه باقی ماندهاست.
🍂 قدرت تخریبگر لیلیث محدودیتی نیز دارد: وقتی کودک ختنه شدهباشد، لیلیث نمیتواند کاری از پیش ببرد. ختنه دو کار میکند: اول اینکه عضویت فرزند در جامعه اسرائیلی در بدن او ممهور میشود؛ دوم اینکه او را به آغوش شِخینا [شِکینا یا شِخینا، در عربی قرآنی سکینه، واژهای مؤنث در تورات برای توصیفِ حضورِ یهوه است. این واژه معمولاً در تَنَخ برای حضور یهوه در هیکل سلیمان در اورشلیم بکار رفتهاست. شکینا احتمالاً ابتدا از ویژگیهای اشیره، یکی از الهههای خاورمیانه باستان که در ادواری همسر یهوه محسوب میشده، بودهاست. در جریان روند ظهور یکتاپرستی در اسرائیل که ویژگیهای خدایان دیگر مثل بعل، ال و اشیره در دل دین یهوهپرستی ادغام شدند و صفات آن خدایان به یهوه تعلق گرفتند، شکینا نیز در میان خصایص یهوه جای گرفت ] میسپارد. کودک با این نشانهگذاری، عضوی از جامعه میشود. این فرمان هم برای کودکان و هم برای کسانی که به دین یهود یا اسلام روی میآورند، لازمالاجراست که خاخامها عموما عبارت داخل شِخینا شدن را به زبان میآورند. این فرمانِ بنیادین ورود به امت است. عربها این فرمان را تا زمان بلوغ به تاخیر میاندازند. کودک ختنهشده با سکینه وصلت کردهاست و نشان آن بر اندام جنسی گواه آن است.
اما چرا ختنه موجب از بین رفتن قدرت لیلیث میشود؟
آیا ختنه یک نوع «داغ بردگی جنسی» نیست؟ در واقع، بر طبق نظر ادیان سامی، انسانها تنها با مهار زدن بر «غریزۀ جنسیِ دیوسیرتِ» خود، و ایجاد یک «سوپراگو» میتوانند وارد «روابط اجتماعی» شوند. مشخصا لیلی مظهر «سکس آزاد و رابطۀ جنسی منحرف (رابطۀ او با آدم هنگامی که وی از حوا جدا شد)، روسپیگری و دیوزایی (یا در واقع زایش حرامزادگان)» است. او همان «لیبیدوی طبیعی مهارناپذیر» است که مردان را اغوا کرده و با همخوابگی جانشان را میستاند و یا از طریق آینه، بر دل دختران نفوذ کرده و آنان را روسپی میکند! در واقع، ختنه رمزگذاری «قانون پدر و سوپراگو بر اندام جنسی»ست که فرد تنها با پذیرش آن و «مهار غرایز جنسی» میتواند وارد نظام اجتماعی شود. تمامی این موارد، در اسطوره مشهود است، اما آنچه جالب توجه مینماید، رابطۀ مخوف میان «تن» و «امر نمادین» است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 ختنۀ دختران مستقیما انتقام از کلیتوریس و میل جنسی مستقل زنانه است، اما با این همه، حتی برای جسورترین مبارزان با جهل و خرافه، این سئوال پیش نمیآید که اصلا خود پسران برای چه ختنه میشوند؟ گویا چیزی که از قبل وجود داشتهباشد، همیشه منطقیست. این مقاله را بخوانید چون فکر میکنم این حق را داشتهباشید که بدانید، برای چه ختنه شدهاید؟
🍂 در کتاب عهد عتیق، اولین موجود انسانی که خدا خلق میکند، یک موجود «دوجنسه»، نیمی مرد و نیمی زن است. این تصویر، مشابه اسطورۀ نقلشده در ضیافت افلاطون است. بدن دوگانه، سپس به دو نیم تقسیم میشود بهطوری که از آن زمان به بعد، هر نیمه، متمایل به نیمۀ دیگر است. نیمۀ مردانه همان «آدمِ» ابوالبشر است و نیمۀ دیگر، موجود مونثی به نام «لیلیث» است. لیلیث همراه با آدم خلق شدهاست و در واقع همسر اول آدم محسوب میشود، اما بر سر لیلیث چه آمد؟ لیلی از خواست آدم مبنی بر اطاعت و تسلیمشدن به وی سرباز زد و نپذیرفت که وی از آدم پایینتر است و در نهایت، با ذکر نام توصیفناپذیر (خدا)، از آدم جدا شده و به طرف دریای سرخ پرواز میکند. آدم بهسبب تنهاییاش به خدا شکایت نموده و خدا هنگامی که آدم در خواب بود، از دندۀ نزدیک قلب، جایی که بر طبق اسطورۀ یهودی، ماوای عشق و روح است، حوا را خلق میکند. حوا نماد زنیست که مطیع نظام پدرسالار است و برتری مرد بر زن را پذیرفتهاست و از آنجا که او در اسطوره از دندۀ چپ مرد بیرون آمدهاست، همواره مطیع و تسلیم وی است.
🍂 پس از خوردن میوۀ ممنوعه و هبوط آدم و حوا، آدم حوا را سرزنش نموده، از او جدا شده و مدتی را با لیلیث سپری میکند. لیلیث در این مدت از آدم تعدادی فرزند میزاید که همۀ انها «دیو» میشوند. در اسطورۀ یهود، فرزندانی که لیلیث به دنیا میآورد دیو میشوند و فرزندان حوا انسان. آدم دوباره به نزد حوا باز میگردد و لیلیث در غار خود تنها باقی میماند. لیلیث مظهر آن نوع زنانگیست که از اطاعت مردان سر بازمیزند. لیلیث هرچند در اسطورههای یهودی، موجودی منفیست، اما برای فمینیستها خصوصا فمینیستهای یهودی، ایدهآل زنانگی محسوب میگردد. کار او، بعد از جدا شدن از آدم، گرفتن جان فرزندانیست که حوا و اولاد او به دنیا میآورند. اعتقاد بر این است که او جان کودکان، خصوصا پسران را در گهوارهشان میگیرد. لیلیث برخلاف حوا، نه از طریق سکس معمولی، بلکه از طریق منیهای حاصل از استمنا و یا ترشحات شبانۀ مردان در هنگام خواب آبستن میگردد. او میوۀ ممنوعه را هرگز نخوردهاست و بنابراین جاودانه باقی ماندهاست.
🍂 قدرت تخریبگر لیلیث محدودیتی نیز دارد: وقتی کودک ختنه شدهباشد، لیلیث نمیتواند کاری از پیش ببرد. ختنه دو کار میکند: اول اینکه عضویت فرزند در جامعه اسرائیلی در بدن او ممهور میشود؛ دوم اینکه او را به آغوش شِخینا [
اما چرا ختنه موجب از بین رفتن قدرت لیلیث میشود؟
آیا ختنه یک نوع «داغ بردگی جنسی» نیست؟ در واقع، بر طبق نظر ادیان سامی، انسانها تنها با مهار زدن بر «غریزۀ جنسیِ دیوسیرتِ» خود، و ایجاد یک «سوپراگو» میتوانند وارد «روابط اجتماعی» شوند. مشخصا لیلی مظهر «سکس آزاد و رابطۀ جنسی منحرف (رابطۀ او با آدم هنگامی که وی از حوا جدا شد)، روسپیگری و دیوزایی (یا در واقع زایش حرامزادگان)» است. او همان «لیبیدوی طبیعی مهارناپذیر» است که مردان را اغوا کرده و با همخوابگی جانشان را میستاند و یا از طریق آینه، بر دل دختران نفوذ کرده و آنان را روسپی میکند! در واقع، ختنه رمزگذاری «قانون پدر و سوپراگو بر اندام جنسی»ست که فرد تنها با پذیرش آن و «مهار غرایز جنسی» میتواند وارد نظام اجتماعی شود. تمامی این موارد، در اسطوره مشهود است، اما آنچه جالب توجه مینماید، رابطۀ مخوف میان «تن» و «امر نمادین» است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘در باب ختنه
(۲/۲)
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 ختنه از مکانیزم قربانیکردن پیروی میکند. در تئوری روانکاوی، غریزه سرکوب و قربانی میشود تا فرد بتواند وارد نظام اجتماعی گردد. قربانیکردن اندام جنسی با نشانهگذاری آن نشان میدهد که شالودۀ یک «جامعۀ طبقاتی»، «درونیکردن قربانگاه» است. اندام جنسی ختنه میشود تا «نماد عضویت در جامعه» باشد، اما این نماد عضویت، نقشی مانند کارت عضویت و یا یک علامت تکفکیککننده میان خودی/غیرخودی را ندارد؛ دقیقا همانطور که تابوی «زنای با محارم» نقش یک قانون نوشتهشده را ایفا نمیکند. تابوی زنای با محارم «درونی میشود» و هرگز مانند نیروی اجباری بیرونی عمل نمیکند
🍂 اگر بجای ختنهکردن، تغیراتی در «بیرون و ظاهر فرد» داده میشد؛ مانند «داغ یک برده»، آنگاه محدودیت جنسی و سرکوب غرایز، شکل یک «قانون بیرونی» را به خود میگرفت که میشد آنرا به سخن و به آگاهی درآورد و امکان تغییر یا اصلاح آنرا پیش کشید. به همین خاطر، میتوان گفت که هرچند ما در جامعه قربانی میشویم، اما این اتفاقی بیرونی و ظاهری نیست؛ این قربانیشدن مانند یک «مازوخیسم دینی» عمل میکند. در واقع، «قربانیشدنی درونیشده» است؛ همان عمل قربانیشدن بدویان نیز در یک جامعۀ طبقاتی صورت میگیرد؛ داغ بردگی نیز همچنان وجود دارد، اما درونی میگردد. به بیان ساده، تفاوت یک فرد ختنهشده با یک فرد ختنهنشده چیزی نیست که بتواند یهودیان یا مسلمانان را از دیگران و کفار متمایز کند، اما ختنه بعنوان شرط ورود به یهودیت یا اسلام، نقش «مراسم قربانیکردن» را ایفا میکند.
🍂 این «یک نوع هدیه به خدایان، به پدر و به طبقۀ برتر» است. تن به «انضباط و کنترل» درنمیآید، بلکه «قربانی» میشود. هر قانون اجتماعی برای قویتر شدن، فرمان خود را در جهت «قربانی کردن غرایز» تنظیم میکند و هر فعالیت تولیدی خدمت به کلیت ملت محسوب میگردد. در واقع، درک مکانیسم قدرت در جامعۀ طبقاتی، در گروی آن است که بدانیم مکانیزم قدرت هرگز در «کنترلِ کامل» و ایجاد یک «محدودیت همیشگی» نیست، بلکه «قربانی کردن و رها کردن» است.
🍂 قربانیشدن پیش از «من شدن» و یا شکلگیری «شخصیت اجتماعی» صورت میگیرد. وقتی سرکوب غرایز صورت میگیرد، غرایز دیگر بخشی از وجود شما نیستند؛ آنها دیگر نیمی از آدم نیستند، بلکه لیلی هستند. «اگو»ی شما همیشه در مخالفت و تلاش برای برترییافتن بر «خواستهای نهاد» تعریف میشود؛ کمااینکه از این فاصلهگذاری، لذت هم میبرد. پس از اینکه شما «شخصیت یک قربانی» را یافتید، «رها میشوید» . این رها شدن با این هدف صورت میگیرد که نظام موجود، کل «رفع تضاد با غریزه» شما را «در اختیار» دارد. در واقع، رها کردن شما «جدا کردن شما از غریزه» محسوب میشود.
🍂 جوانی که تلاش میورزد ازدواج کند، اما طرد میگردد و بهسادگی مورد پذیرش قرار نمیگیرد؛ او خود خواهان سرکوب خویشتن است. کارگر یا دانشجویی که اخراج میگردد و عمیقا خواهان بازگشت به محیط کار و کنترل بدن است، در معرض این مکانیزم رها کردن قرار میگیرد. جامعه، کاری به سکس شما ندارد، چون پیشتر آن را در برابر شما قرار دادهاست. این «مکانیزم رهاسازی» را میتوان در «همدستی اربابهای دهات» نیز یافت. اربابها برای کنترل رعایای خود، باید سربازان و نگاهبانان بسیاری گردآورند تا از فرار رعایای خود جلوگیری کنند. اما اگر هر اربابی هیچ رعیتی را در ده دیگر نپذیرد، هیچ رعیتی نیز از محل خود فرار نخواهد کرد. در واقع، شما رها میشوید چون نمیتوانید فرار کنید؛ چرا که پیشتر زندگی و کار خود را قربانی کرده اید.
🍂 لیلیث میتوانست از دست آدم فرار کند و به دریای سرخ برود و این کار را هم کرد، چرا که او چیزی را در نزد آدم قربانی نکردهبود، اما حوا از چیزی ساخته شدهاست که مهر و روان مردانگیست، یعنی «دندۀ او»؛ بنابراین، او پیشتر قربانی میشود و سپس آدم او را رها میکند و دوباره به نزد او باز میگردد. ما قربانیان رهاشده، نهایتا به نظم موجود تن میدهیم. اما … اما همیشه مبارزهای هست: به دریای سرخ بپیوندید.
#نقد_ادیان #زیست_روان #مردان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 ختنه از مکانیزم قربانیکردن پیروی میکند. در تئوری روانکاوی، غریزه سرکوب و قربانی میشود تا فرد بتواند وارد نظام اجتماعی گردد. قربانیکردن اندام جنسی با نشانهگذاری آن نشان میدهد که شالودۀ یک «جامعۀ طبقاتی»، «درونیکردن قربانگاه» است. اندام جنسی ختنه میشود تا «نماد عضویت در جامعه» باشد، اما این نماد عضویت، نقشی مانند کارت عضویت و یا یک علامت تکفکیککننده میان خودی/غیرخودی را ندارد؛ دقیقا همانطور که تابوی «زنای با محارم» نقش یک قانون نوشتهشده را ایفا نمیکند. تابوی زنای با محارم «درونی میشود» و هرگز مانند نیروی اجباری بیرونی عمل نمیکند
🍂 اگر بجای ختنهکردن، تغیراتی در «بیرون و ظاهر فرد» داده میشد؛ مانند «داغ یک برده»، آنگاه محدودیت جنسی و سرکوب غرایز، شکل یک «قانون بیرونی» را به خود میگرفت که میشد آنرا به سخن و به آگاهی درآورد و امکان تغییر یا اصلاح آنرا پیش کشید. به همین خاطر، میتوان گفت که هرچند ما در جامعه قربانی میشویم، اما این اتفاقی بیرونی و ظاهری نیست؛ این قربانیشدن مانند یک «مازوخیسم دینی» عمل میکند. در واقع، «قربانیشدنی درونیشده» است؛ همان عمل قربانیشدن بدویان نیز در یک جامعۀ طبقاتی صورت میگیرد؛ داغ بردگی نیز همچنان وجود دارد، اما درونی میگردد. به بیان ساده، تفاوت یک فرد ختنهشده با یک فرد ختنهنشده چیزی نیست که بتواند یهودیان یا مسلمانان را از دیگران و کفار متمایز کند، اما ختنه بعنوان شرط ورود به یهودیت یا اسلام، نقش «مراسم قربانیکردن» را ایفا میکند.
🍂 این «یک نوع هدیه به خدایان، به پدر و به طبقۀ برتر» است. تن به «انضباط و کنترل» درنمیآید، بلکه «قربانی» میشود. هر قانون اجتماعی برای قویتر شدن، فرمان خود را در جهت «قربانی کردن غرایز» تنظیم میکند و هر فعالیت تولیدی خدمت به کلیت ملت محسوب میگردد. در واقع، درک مکانیسم قدرت در جامعۀ طبقاتی، در گروی آن است که بدانیم مکانیزم قدرت هرگز در «کنترلِ کامل» و ایجاد یک «محدودیت همیشگی» نیست، بلکه «قربانی کردن و رها کردن» است.
🍂 قربانیشدن پیش از «من شدن» و یا شکلگیری «شخصیت اجتماعی» صورت میگیرد. وقتی سرکوب غرایز صورت میگیرد، غرایز دیگر بخشی از وجود شما نیستند؛ آنها دیگر نیمی از آدم نیستند، بلکه لیلی هستند. «اگو»ی شما همیشه در مخالفت و تلاش برای برترییافتن بر «خواستهای نهاد» تعریف میشود؛ کمااینکه از این فاصلهگذاری، لذت هم میبرد. پس از اینکه شما «شخصیت یک قربانی» را یافتید، «رها میشوید» . این رها شدن با این هدف صورت میگیرد که نظام موجود، کل «رفع تضاد با غریزه» شما را «در اختیار» دارد. در واقع، رها کردن شما «جدا کردن شما از غریزه» محسوب میشود.
🍂 جوانی که تلاش میورزد ازدواج کند، اما طرد میگردد و بهسادگی مورد پذیرش قرار نمیگیرد؛ او خود خواهان سرکوب خویشتن است. کارگر یا دانشجویی که اخراج میگردد و عمیقا خواهان بازگشت به محیط کار و کنترل بدن است، در معرض این مکانیزم رها کردن قرار میگیرد. جامعه، کاری به سکس شما ندارد، چون پیشتر آن را در برابر شما قرار دادهاست. این «مکانیزم رهاسازی» را میتوان در «همدستی اربابهای دهات» نیز یافت. اربابها برای کنترل رعایای خود، باید سربازان و نگاهبانان بسیاری گردآورند تا از فرار رعایای خود جلوگیری کنند. اما اگر هر اربابی هیچ رعیتی را در ده دیگر نپذیرد، هیچ رعیتی نیز از محل خود فرار نخواهد کرد. در واقع، شما رها میشوید چون نمیتوانید فرار کنید؛ چرا که پیشتر زندگی و کار خود را قربانی کرده اید.
🍂 لیلیث میتوانست از دست آدم فرار کند و به دریای سرخ برود و این کار را هم کرد، چرا که او چیزی را در نزد آدم قربانی نکردهبود، اما حوا از چیزی ساخته شدهاست که مهر و روان مردانگیست، یعنی «دندۀ او»؛ بنابراین، او پیشتر قربانی میشود و سپس آدم او را رها میکند و دوباره به نزد او باز میگردد. ما قربانیان رهاشده، نهایتا به نظم موجود تن میدهیم. اما … اما همیشه مبارزهای هست: به دریای سرخ بپیوندید.
#نقد_ادیان #زیست_روان #مردان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آیا مذهب فایدهای هم دارد؟
@Naqdagin
🎧 آیا مذهب فایدهای هم دارد؟ (+)
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و...
🔻فهرست موضوعی
00:00 مقدمه
02:13 مصاحبه جفری دامر
07:09 کارکرد اخلاقی مذهب
27:20 کارکرد اجتماعی مذهب
44:40 دین تسلی بخشه؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و...
🔻فهرست موضوعی
00:00 مقدمه
02:13 مصاحبه جفری دامر
07:09 کارکرد اخلاقی مذهب
27:20 کارکرد اجتماعی مذهب
44:40 دین تسلی بخشه؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – آیا مذهب فایدهای هم دارد؟
Telegram
نقدآگین
🎧 آیا مذهب فایدهای هم دارد؟ (+)
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و...
🍂 در این پادکست به بررسی کارکردهای اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و روانشناختی مذهب پرداخته میشود.
🔻مباحث مطرح شده:
1️⃣ بعضی از مذهبیها معتقدن اگه کسی به خدا باور نداشته باشه و یا به شریعت یه مذهب پایبند نباشه، پس دلیلی نداره اصول اخلاقی رو رعایت کنه. در اینصورت، شخص خودش رو آزاد میبینه که هر کاری بخواد انجام بده؛ یعنی برای مذهب کارکرد اخلاقی قائل هستن؛ آیا میشه مذهب رو از نظر اخلاقی مفید و کارآمد دونست؟
2️⃣ دومین کارکردی که برخی از جامعهشناسها برای مذهب قائل هستن، اینه که فکر میکنن مذهب برای حفظ «انسجام اجتماعی» لازمه. یعنی مذهب کمک می کنه تا اعضای جامعه رو به هم پیوند بزنه. مثلا خیلی مسیحیها معتقدند که کلیسا، همین کار رو می کنه. دور هم جمع میشن و دعا می خونن، احساس تنهایی نمیکنن و بهشون کمک میکنه تا خودشان رو به یک اجتماعِ بزرگتر پیوند بزنن. آیا میشه این کارکرد انسجام اجتماعی رو به پای مذهب نوشت؟
3️⃣ همه ما میمیریم. اینکه با مرگ تمام میشیم، خیلی تسلیبخش نیست، ولی اگه فکر کنیم بعد از مرگ، زندگی ما به نوعی ادامه داره، برای ما می تونه تسلیبخش باشه. اینکه فکر کنیم عزیزان از دست رفتهمون رو ممکنه دوباره بعد از مرگ ببینیم، میتونه به ما به لحاظ کمک کنه تا کمتر احساس غم بکنیم؛ یا در شرایط سخت به خدا توکل کنیم و امیدمون رو از دست ندیم. آیا مذهب میتونه این کارکرد تسلی بخش رو داشته باشه؟
🔻فهرست موضوعی
00:00 مقدمه
02:13 مصاحبه جفری دامر
07:09 کارکرد اخلاقی مذهب
27:20 کارکرد اجتماعی مذهب
44:40 دین تسلی بخشه؟
#نقد_ادیان #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و...
🍂 در این پادکست به بررسی کارکردهای اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و روانشناختی مذهب پرداخته میشود.
🔻مباحث مطرح شده:
1️⃣ بعضی از مذهبیها معتقدن اگه کسی به خدا باور نداشته باشه و یا به شریعت یه مذهب پایبند نباشه، پس دلیلی نداره اصول اخلاقی رو رعایت کنه. در اینصورت، شخص خودش رو آزاد میبینه که هر کاری بخواد انجام بده؛ یعنی برای مذهب کارکرد اخلاقی قائل هستن؛ آیا میشه مذهب رو از نظر اخلاقی مفید و کارآمد دونست؟
2️⃣ دومین کارکردی که برخی از جامعهشناسها برای مذهب قائل هستن، اینه که فکر میکنن مذهب برای حفظ «انسجام اجتماعی» لازمه. یعنی مذهب کمک می کنه تا اعضای جامعه رو به هم پیوند بزنه. مثلا خیلی مسیحیها معتقدند که کلیسا، همین کار رو می کنه. دور هم جمع میشن و دعا می خونن، احساس تنهایی نمیکنن و بهشون کمک میکنه تا خودشان رو به یک اجتماعِ بزرگتر پیوند بزنن. آیا میشه این کارکرد انسجام اجتماعی رو به پای مذهب نوشت؟
3️⃣ همه ما میمیریم. اینکه با مرگ تمام میشیم، خیلی تسلیبخش نیست، ولی اگه فکر کنیم بعد از مرگ، زندگی ما به نوعی ادامه داره، برای ما می تونه تسلیبخش باشه. اینکه فکر کنیم عزیزان از دست رفتهمون رو ممکنه دوباره بعد از مرگ ببینیم، میتونه به ما به لحاظ کمک کنه تا کمتر احساس غم بکنیم؛ یا در شرایط سخت به خدا توکل کنیم و امیدمون رو از دست ندیم. آیا مذهب میتونه این کارکرد تسلی بخش رو داشته باشه؟
🔻فهرست موضوعی
00:00 مقدمه
02:13 مصاحبه جفری دامر
07:09 کارکرد اخلاقی مذهب
27:20 کارکرد اجتماعی مذهب
44:40 دین تسلی بخشه؟
#نقد_ادیان #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧 تئوریهای توطئه (+)
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، #امین_قضایی، مدیس توکلی، نولان و ارشک صحت و سقم نظریههای توطئه را کنکاش میکنند.
🔻در این قسمت به سوالات زیر پاسخ خواهیم داد:
❓ریشۀ نظریههای توطئه کجاست و چرا از منظر روانشناختی اینقدر جذاب هستند؟ آیا نظریههای توطئهای وجود دارد که صحت داشتهباشند؟ چگونه میتوانیم صحتوسقم یک نظریۀ توطئه را بررسی کنیم؟ تاثیر نظریههای توطئه بر سیاست، اخبار و زندگی روزمرۀ ما چیست؟ حوادث جهان ما تا چه اندازه ماحصل توطئه و همدستیست؟
#پادکستکش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، #امین_قضایی، مدیس توکلی، نولان و ارشک صحت و سقم نظریههای توطئه را کنکاش میکنند.
🔻در این قسمت به سوالات زیر پاسخ خواهیم داد:
❓ریشۀ نظریههای توطئه کجاست و چرا از منظر روانشناختی اینقدر جذاب هستند؟ آیا نظریههای توطئهای وجود دارد که صحت داشتهباشند؟ چگونه میتوانیم صحتوسقم یک نظریۀ توطئه را بررسی کنیم؟ تاثیر نظریههای توطئه بر سیاست، اخبار و زندگی روزمرۀ ما چیست؟ حوادث جهان ما تا چه اندازه ماحصل توطئه و همدستیست؟
#پادکستکش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تئوریهای توطئه
@Naqdagin
🎧 تئوریهای توطئه (+)
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، #امین_قضایی، مدیس توکلی، نولان و ارشک صحت و سقم نظریههای توطئه را کنکاش میکنند.
🔻در این قسمت به سوالات زیر پاسخ خواهیم داد:
❓ریشۀ نظریههای توطئه کجاست و چرا از منظر روانشناختی اینقدر جذاب هستند؟ آیا نظریههای توطئهای وجود دارد که صحت داشتهباشند؟ چگونه میتوانیم صحتوسقم یک نظریۀ توطئه را بررسی کنیم؟ تاثیر نظریههای توطئه بر سیاست، اخبار و زندگی روزمرۀ ما چیست؟ حوادث جهان ما تا چه اندازه ماحصل توطئه و همدستیست؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، #امین_قضایی، مدیس توکلی، نولان و ارشک صحت و سقم نظریههای توطئه را کنکاش میکنند.
🔻در این قسمت به سوالات زیر پاسخ خواهیم داد:
❓ریشۀ نظریههای توطئه کجاست و چرا از منظر روانشناختی اینقدر جذاب هستند؟ آیا نظریههای توطئهای وجود دارد که صحت داشتهباشند؟ چگونه میتوانیم صحتوسقم یک نظریۀ توطئه را بررسی کنیم؟ تاثیر نظریههای توطئه بر سیاست، اخبار و زندگی روزمرۀ ما چیست؟ حوادث جهان ما تا چه اندازه ماحصل توطئه و همدستیست؟
.
#زیستروان #نقد_فرهنگ#تئوری_توطئه #ایلومیناتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘روزه از کجا آمدهاست؟
✍🏻 #امین_قضایی
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۳۴ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #امین_قضایی
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۳۴ واژه
🗄پست مرتبط
📺 تبارشناسی روزه: از اسلام تا ادیان باستان
📺 مقالاتِ علمی و روزۀ رمضان
📺 فَستینگ (نه روزهداریِ اسلامی) با سلامتی ما چه میکند؟
📺 رژیم فستینگ ۱۶/۸ و خطر ابتلا به بیماری قلبی؟
📻 بازخوانی آیات روزه
📻 بستۀ روزه
📕روزه در ترازوی قرآن: ۳ روز یا یک ماه؟.
.
#بازنگری #نقد_ادیان #نقد_اسلام #یهودیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘روزه از کجا آمدهاست؟
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 چرا مسلمانان روزه میگیرند؟ این کار بیفایده و البته مضر برای سلامت و روان انسان از کجا آمدهاست؟ هیچ کجا مانند آیین روزهداری، اقتباس اسلام از یهودیت خود را نشان نمیدهد. در این اقتباس، شک و شبههای نیست؛ تنها مسئله این است که آیا این اقتباس، در همان زمان محمد رخ دادهاست، یا اینکه اقتباسیست متأخر که میتوان انعکاس آن را در روایات و احادیث دید؟
🍂 اسلام روزهداری را از یهودیت اقتباس کردهاست. یهودیان نیز به نوبۀ خود، براساس تفاسیر متأخر از متن عهد عتیق، بهتدریج آیین روزهداری را رسمیت بخشیدند و بر تعداد روزهایی که به روز گرفتن توصیه میشود، افزودهاند. اینکه روزهداری اصولاً از کجا میآید، در اصل، از «تفسیر متأخر شریعت یهود از متن تورات» حاصل شدهاست. در عهد عتیق، بارها اشاره شدهاست که وقتی فردی مشغول «عزاداری، راز-و-نیاز و یا کار مهمی مانند آمادهشدن برای دریافت وحی» است، روزه میگیرد. اولین نمونه آن در سفر خروج است:
🍂 در اینجا اصلاً به روزهداری (کلمه عبری ẓaum که کلمۀ عربی صیام هم از آن گرفته شدهاست)، بهصورت صریح اشارهای نمیشود و صرفاً نشاندهندۀ این است که موسی، در کوه تنها بودهاست و برای اینکه نشان دادهشود وی مشغول امر بسیار مهمیست، اشاره میشود که وی خوردن و نوشیدن را هم حتی ترک کردهبود.
🍂 وقتی در عهد عتیق جلوتر میآئیم، در کتاب داوران دوباره نشانه ای از روزهداری مییابیم:
🍂 اینجا هم اگرچه مستقیماً به روزهداری اشاره شده، ولی مشخصاً دلیل آن حادثه خاصی مانند «شکست در جنگ» است. یهودیان بعد از شکست در جنگ، آنچنان به «دعا و التماس به خدا» مشغول بودند که خوردن و نوشیدن را هم ترک کردهبودند.
🍂 نمونۀ بعدی و مشهورتر آن، روزهداری داوود است. در کتاب دوم سموئیل میخوانیم:
🍂 بار دیگر روزهداری داوود هم به خاطر غصه و دعای وی برای «زنده نگهداشتن» کودکش هست. مسلماً نویسنده برای اینکه نشان دهد داوود تا چه حد غصهدار بودهاست، اشاره میکند که وی از خوردن و نوشیدن نیز بازمانده بود.
🍂 در همۀ این موارد، روزهداری یک «تصمیم شخصی»ست و نه یک «دستور الهی». تنها مورد استثناء را در کتاب لاویان مییابیم:
🍂 به همین خاطر، تنها روزی که یهودیان موظف به روزهداری هستند، همین روز دهم ماه تیشری (ماه یهودیان) است. بعدها روزهگرفتن در ایام دیگری که به حوادث متعدد در تورات مربوط میشوند، توصیه شدهاست، اما در همینجا هم باز دلیل روزهداری مشخص است: این روز، روزِ کفاره است (به خاطر گناهان پسران هارون) و فرد باید دست از زندگی معمولی از جمله خوردن و نوشیدن بردارد و تاوان گناهش را با دعا و ندبه بدهد.
🍂 در متن تورات، روزه گرفتن (نخوردن و نیاشامیدن) صرفاً اشارهایست به اینکه فرد «بهشدت مشغول دعا و ندبه» است بهطوری که دست از خوردن و آشامیدن برداشتهاست. در واقع، این کمی شبیه اعتصاب غذا یا آنچیزیست که در اسلام، «اعتکاف» خوانده میشود: فرد زندگی معمول را کنار گذاشته و حتی از خوردن و آشامیدن دست برمیدارد و آنقدر دعا میکند تا دعایش اجابت شود. همین اتفاق در مورد داوود افتاد: در داستان داوود و عزاداری برای بچهاش میخوانیم:
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۳۴ واژه
🗄پستهای مرتبط
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #امین_قضایی
🍂 چرا مسلمانان روزه میگیرند؟ این کار بیفایده و البته مضر برای سلامت و روان انسان از کجا آمدهاست؟ هیچ کجا مانند آیین روزهداری، اقتباس اسلام از یهودیت خود را نشان نمیدهد. در این اقتباس، شک و شبههای نیست؛ تنها مسئله این است که آیا این اقتباس، در همان زمان محمد رخ دادهاست، یا اینکه اقتباسیست متأخر که میتوان انعکاس آن را در روایات و احادیث دید؟
🍂 اسلام روزهداری را از یهودیت اقتباس کردهاست. یهودیان نیز به نوبۀ خود، براساس تفاسیر متأخر از متن عهد عتیق، بهتدریج آیین روزهداری را رسمیت بخشیدند و بر تعداد روزهایی که به روز گرفتن توصیه میشود، افزودهاند. اینکه روزهداری اصولاً از کجا میآید، در اصل، از «تفسیر متأخر شریعت یهود از متن تورات» حاصل شدهاست. در عهد عتیق، بارها اشاره شدهاست که وقتی فردی مشغول «عزاداری، راز-و-نیاز و یا کار مهمی مانند آمادهشدن برای دریافت وحی» است، روزه میگیرد. اولین نمونه آن در سفر خروج است:
موسی چهل شبانه روز بر بالای کوه در حضور خداوند بود و در آن مدت نه چیزی خود و نه آشامید. (خروج : ۳۴: ۲۸)
🍂 در اینجا اصلاً به روزهداری (کلمه عبری ẓaum که کلمۀ عربی صیام هم از آن گرفته شدهاست)، بهصورت صریح اشارهای نمیشود و صرفاً نشاندهندۀ این است که موسی، در کوه تنها بودهاست و برای اینکه نشان دادهشود وی مشغول امر بسیار مهمیست، اشاره میشود که وی خوردن و نوشیدن را هم حتی ترک کردهبود.
🍂 وقتی در عهد عتیق جلوتر میآئیم، در کتاب داوران دوباره نشانه ای از روزهداری مییابیم:
آنگاه تمامی مردم اسراییل (بعد از شکست در یک جنگ)، به بیت ئیل رفتند و تا غروب آفتاب در حضور خداوند گریستند و روزه گرفتند و قربانیهای سوختنی و سلامتی به حضور خداوند تقدیم کردند (داوران ۲۰: ۲۶).
🍂 اینجا هم اگرچه مستقیماً به روزهداری اشاره شده، ولی مشخصاً دلیل آن حادثه خاصی مانند «شکست در جنگ» است. یهودیان بعد از شکست در جنگ، آنچنان به «دعا و التماس به خدا» مشغول بودند که خوردن و نوشیدن را هم ترک کردهبودند.
🍂 نمونۀ بعدی و مشهورتر آن، روزهداری داوود است. در کتاب دوم سموئیل میخوانیم:
داود به خدا التماس کرد که بچه را زنده نگاه دارد. به این منظور روزه گرفت و به اتاق خود رفته و تمام شب روی زمین دراز کشید (دومسموئیل ۱۲: ۱۶).
🍂 بار دیگر روزهداری داوود هم به خاطر غصه و دعای وی برای «زنده نگهداشتن» کودکش هست. مسلماً نویسنده برای اینکه نشان دهد داوود تا چه حد غصهدار بودهاست، اشاره میکند که وی از خوردن و نوشیدن نیز بازمانده بود.
🍂 در همۀ این موارد، روزهداری یک «تصمیم شخصی»ست و نه یک «دستور الهی». تنها مورد استثناء را در کتاب لاویان مییابیم:
"این قوانین را همیشه باید اجرا کنید: در روز دهم ماه هفتم، نباید کار کنید. بلکه آن روز را در روزه بگذرانید... چون در آن روز مراسم کفاره برای آمرزش گناهان انجام خواهد شد تا قوم در نظر خداوند طاهر باشند" (لاویان ۱۶: ۲۹).
🍂 به همین خاطر، تنها روزی که یهودیان موظف به روزهداری هستند، همین روز دهم ماه تیشری (ماه یهودیان) است. بعدها روزهگرفتن در ایام دیگری که به حوادث متعدد در تورات مربوط میشوند، توصیه شدهاست، اما در همینجا هم باز دلیل روزهداری مشخص است: این روز، روزِ کفاره است (به خاطر گناهان پسران هارون) و فرد باید دست از زندگی معمولی از جمله خوردن و نوشیدن بردارد و تاوان گناهش را با دعا و ندبه بدهد.
🍂 در متن تورات، روزه گرفتن (نخوردن و نیاشامیدن) صرفاً اشارهایست به اینکه فرد «بهشدت مشغول دعا و ندبه» است بهطوری که دست از خوردن و آشامیدن برداشتهاست. در واقع، این کمی شبیه اعتصاب غذا یا آنچیزیست که در اسلام، «اعتکاف» خوانده میشود: فرد زندگی معمول را کنار گذاشته و حتی از خوردن و آشامیدن دست برمیدارد و آنقدر دعا میکند تا دعایش اجابت شود. همین اتفاق در مورد داوود افتاد: در داستان داوود و عزاداری برای بچهاش میخوانیم:
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۳۴ واژه
🗄پستهای مرتبط
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
روزه از کجا آمده است؟
✍🏻 امین قضایی چرا مسلمانان روزه میگیرند؟ این کار بیفایده و البته مضر برای سلامت و روان انسان از کجا آمدهاست؟ هیچ کجا مانند آیین روزهداری، اقتباس اسلام از یهودیت خود را نشان نمیدهد. در این اقتباس، شک و شبهه ای نیست؛ تنها مسئله این است که آیا این اقتباس،…
📘چرا اتئیسم ارجحیت دارد؟
(۱/۲)
✍🏻#امین_قضایی
🔺اکثر جامعه شناسان و روان شناسان از این گزاره ساده و بدیهی متنفرند و از آنجایی که شغلشان در گروی رد این گزاره است، رفتارها و نهادهای اجتماعی را به هر چیزی نسبت می دهند به جز عقاید و باورهای مردمانی که این رفتارها از ایشان سر می زند و این نهادها را تاسیس کردهاند.
🍂 به این ترتیب، مذهب و رفتار مذهبی به عوامل مختلفی نسبت داده می شود اعم از سرکوب جنسی، روان نژندی، نیاز به انسجام اجتماعی، حفظ و سلطه طبقاتی، افیون و جلب رضایت توده ها، خلاصه هرچیزی به جز عقاید غلط و باورهای ناعقلانی.
🍂 این گرایش فکری روی سیاست گذاری ها و نظریه پردازی های اجتماعی تاثیر گذارده و جامعه غربی را به این نتیجه رسانده است که مسلمانان باید افراط کاری و تعصب مذهبی را کنار بگذارند، بدون اینکه نیاز به رها کردن باورهای مذهبی خود داشته باشند. پس راه حل روشنگری، بحث و استدلال عقلانی و افشای ناعقلانیت هسته اصلی مذهب، و دفاع از علم گرایی و اتئیسم نیست.
🍂 راه حل در این است که از میانه روی در مقابل افراط گرایی در مذهب دفاع کرد. پیامی که چنین رویکرد تکثرگرای غربی به مسلمانان مهاجر می دهد چنین است: عقاید مذهبی شما در اینجا محترم است و هرگز مورد نقد و بحث قرار نخواهند گرفت، اما از شما انتظار می رود که به عقاید و حقوق دیگران از جمله زنان، دگراندیشان و غیره احترام بگذارید.
🍂 به نظر غربیان این یک خواسته معقول و استراتژی مناسب است: تایید اسلام اما مبارزه با افراط گرایی در اسلام. اما واقعیت این است که چنین انتظاری کاملا بیجا و ناعقلانی است.
آنچه مسلمانان از این سخن برداشت می کنند این است که شما می توانی الله را خداوند آسمان و زمین بدانی، محمد را آخرین پیامبر و فرستاده واقعی خداوند و قرآن را متن مقدس و کلام صریح خداوند بدانی، اما به آنچه در متن مقدس نوشته شده، عمل نکن، از آنچه پیامبر تو سفارش کرده و خود به انجام رسانده، تبعیت نکن. این سخن برای ایشان پذیرفتنی نیست چون پیشبرد جهاد و فتح سرزمین کفار، حکم خدا در قرآن است.
🍂 چندهمسری و فرودست دانستن زنان و تملک بر ایشان در رابطه زناشویی بخشی از روش زندگی پیامبر اسلام و مطابق متن صریح کلام خداوند است. پس این مسلمانان هرگز این استدلال عجیب را نخواهند پذیرفت.
🍂 این روان شناسان و جامعه شناسان هستند که جوامع غربی را به چنین خیال خام و مغالطه ای در انداخته اند که گویی تعصبات مذهبی از باورهای مذهبی نشات نمی گیرد و از اینرو در یک محیط جمعی و ساختارهای اجتماعی متکثر، برابر و عادلانه، گرایش مسلمانان مهاجر به خشونت کاهش خواهد یافت.
🍂 خلاصه، آنها مخالف گزاره اول این مقاله هستند. رفتار خشونت آمیز برخی از مسلمانان (چه به شکل عمل تروریستی با اعمال دیگر) از عقاید و باورهای آنها نشات نمی گیرد و این دو همیشه می توانند از هم منفک شوند به نحوی که فرد مسلمان با حفظ باورها و ایمانش می تواند از خشونت و افراط کاری پرهیز کند.
🍂 همین دیدگاه غلط در رابطه با رژیم جمهوری اسلامی تکرار می شود. کارشناسان جامعه شناس و روان شناس وانمود می کنند که عناصر حکومت ایران صرفا از مذهب اسلام و باورهای اسلامی برای حفظ سلطه و قدرت خود استفاده ابزاری می کند.
🍂 پافشاری حکومت اسلامی در ترویج تروریسم در منطقه، نه با اعتقاد مهدویت و گسترش قلمروی ایمان شیعی، بلکه با عوامل دیگری مانند تلاش خامنه ای برای حفظ قدرت یا هر دلیل سیاسی و تاریخی دیگری توضیح داده می شود. خلاصه، رفتار این رژیم با هرچیزی توضیح داده می شود به جز باورها و عقاید اسلام شیعی.
🍂 هر قدر هم که عناصر رژیم آشکارا قرآن را «هدی لناس و هدایت گر خود» بدانند، هرقدر هم که با صراحت از قرآن و احادیث برای توجیه و توضیح اعمال شان نقل آورند، باز هم در طرز فکر این کارشناسان خللی وارد نمی آورد! آنها اصرار دارند که اسلام ابزار و دستاویز است و نه اصول و راهنمای عمل جمهوری اسلامی.
🍂 با این طرز تفکر، عجیب نیست که اتئیسم و نقد اسلام جایگاهی در مبارزه با افراط گرایی اسلامی و مبارزه با حکومت های اسلامی نداشته باشد چون به نظر ایشان، مشکل اسلام و عقاید اسلامی نیست و از اینرو نیازی هم به بحث و مشاجره، استدلال و تلاش برای اقناع نخواهد بود.
🔻این جامعه شناسان و روان شناسان اگر یکبار خود را به جای یک مسلمان قرار دهند، خواهند فهمید که اگر یک مسلمان بخواهد فردی عقلانی باشد، پس این به اصطلاح تعصب اسلامی و افراط گرایی نتیجه ضروری اصول اسلام خواهد بود. اگر اسلام و نسخه شیعی آن را در نظر بگیریم، آنها پنج اصل را برای اسلام معرفی کرده اند که در سه اصل اول با سنی ها وجه اشتراک دارند. کلمه اصل در واقع نام دیگری است برای گزاره اثبات نشده که بدون دلیل پذیرفته شده است. بنابراین خواهیم داشت:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻#امین_قضایی
«رفتارهای ما منتج از عقاید و باورهای ما هستند.»
🔺اکثر جامعه شناسان و روان شناسان از این گزاره ساده و بدیهی متنفرند و از آنجایی که شغلشان در گروی رد این گزاره است، رفتارها و نهادهای اجتماعی را به هر چیزی نسبت می دهند به جز عقاید و باورهای مردمانی که این رفتارها از ایشان سر می زند و این نهادها را تاسیس کردهاند.
🍂 به این ترتیب، مذهب و رفتار مذهبی به عوامل مختلفی نسبت داده می شود اعم از سرکوب جنسی، روان نژندی، نیاز به انسجام اجتماعی، حفظ و سلطه طبقاتی، افیون و جلب رضایت توده ها، خلاصه هرچیزی به جز عقاید غلط و باورهای ناعقلانی.
🍂 این گرایش فکری روی سیاست گذاری ها و نظریه پردازی های اجتماعی تاثیر گذارده و جامعه غربی را به این نتیجه رسانده است که مسلمانان باید افراط کاری و تعصب مذهبی را کنار بگذارند، بدون اینکه نیاز به رها کردن باورهای مذهبی خود داشته باشند. پس راه حل روشنگری، بحث و استدلال عقلانی و افشای ناعقلانیت هسته اصلی مذهب، و دفاع از علم گرایی و اتئیسم نیست.
🍂 راه حل در این است که از میانه روی در مقابل افراط گرایی در مذهب دفاع کرد. پیامی که چنین رویکرد تکثرگرای غربی به مسلمانان مهاجر می دهد چنین است: عقاید مذهبی شما در اینجا محترم است و هرگز مورد نقد و بحث قرار نخواهند گرفت، اما از شما انتظار می رود که به عقاید و حقوق دیگران از جمله زنان، دگراندیشان و غیره احترام بگذارید.
🍂 به نظر غربیان این یک خواسته معقول و استراتژی مناسب است: تایید اسلام اما مبارزه با افراط گرایی در اسلام. اما واقعیت این است که چنین انتظاری کاملا بیجا و ناعقلانی است.
آنچه مسلمانان از این سخن برداشت می کنند این است که شما می توانی الله را خداوند آسمان و زمین بدانی، محمد را آخرین پیامبر و فرستاده واقعی خداوند و قرآن را متن مقدس و کلام صریح خداوند بدانی، اما به آنچه در متن مقدس نوشته شده، عمل نکن، از آنچه پیامبر تو سفارش کرده و خود به انجام رسانده، تبعیت نکن. این سخن برای ایشان پذیرفتنی نیست چون پیشبرد جهاد و فتح سرزمین کفار، حکم خدا در قرآن است.
🍂 چندهمسری و فرودست دانستن زنان و تملک بر ایشان در رابطه زناشویی بخشی از روش زندگی پیامبر اسلام و مطابق متن صریح کلام خداوند است. پس این مسلمانان هرگز این استدلال عجیب را نخواهند پذیرفت.
🍂 این روان شناسان و جامعه شناسان هستند که جوامع غربی را به چنین خیال خام و مغالطه ای در انداخته اند که گویی تعصبات مذهبی از باورهای مذهبی نشات نمی گیرد و از اینرو در یک محیط جمعی و ساختارهای اجتماعی متکثر، برابر و عادلانه، گرایش مسلمانان مهاجر به خشونت کاهش خواهد یافت.
🍂 خلاصه، آنها مخالف گزاره اول این مقاله هستند. رفتار خشونت آمیز برخی از مسلمانان (چه به شکل عمل تروریستی با اعمال دیگر) از عقاید و باورهای آنها نشات نمی گیرد و این دو همیشه می توانند از هم منفک شوند به نحوی که فرد مسلمان با حفظ باورها و ایمانش می تواند از خشونت و افراط کاری پرهیز کند.
🍂 همین دیدگاه غلط در رابطه با رژیم جمهوری اسلامی تکرار می شود. کارشناسان جامعه شناس و روان شناس وانمود می کنند که عناصر حکومت ایران صرفا از مذهب اسلام و باورهای اسلامی برای حفظ سلطه و قدرت خود استفاده ابزاری می کند.
🍂 پافشاری حکومت اسلامی در ترویج تروریسم در منطقه، نه با اعتقاد مهدویت و گسترش قلمروی ایمان شیعی، بلکه با عوامل دیگری مانند تلاش خامنه ای برای حفظ قدرت یا هر دلیل سیاسی و تاریخی دیگری توضیح داده می شود. خلاصه، رفتار این رژیم با هرچیزی توضیح داده می شود به جز باورها و عقاید اسلام شیعی.
🍂 هر قدر هم که عناصر رژیم آشکارا قرآن را «هدی لناس و هدایت گر خود» بدانند، هرقدر هم که با صراحت از قرآن و احادیث برای توجیه و توضیح اعمال شان نقل آورند، باز هم در طرز فکر این کارشناسان خللی وارد نمی آورد! آنها اصرار دارند که اسلام ابزار و دستاویز است و نه اصول و راهنمای عمل جمهوری اسلامی.
🍂 با این طرز تفکر، عجیب نیست که اتئیسم و نقد اسلام جایگاهی در مبارزه با افراط گرایی اسلامی و مبارزه با حکومت های اسلامی نداشته باشد چون به نظر ایشان، مشکل اسلام و عقاید اسلامی نیست و از اینرو نیازی هم به بحث و مشاجره، استدلال و تلاش برای اقناع نخواهد بود.
🔻این جامعه شناسان و روان شناسان اگر یکبار خود را به جای یک مسلمان قرار دهند، خواهند فهمید که اگر یک مسلمان بخواهد فردی عقلانی باشد، پس این به اصطلاح تعصب اسلامی و افراط گرایی نتیجه ضروری اصول اسلام خواهد بود. اگر اسلام و نسخه شیعی آن را در نظر بگیریم، آنها پنج اصل را برای اسلام معرفی کرده اند که در سه اصل اول با سنی ها وجه اشتراک دارند. کلمه اصل در واقع نام دیگری است برای گزاره اثبات نشده که بدون دلیل پذیرفته شده است. بنابراین خواهیم داشت:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘چرا اتئیسم ارجحیت دارد؟
(۲/۲)
✍🏻#امین_قضایی
🔺پس از آنجایی که مجموعه نسبتا کاملی از شرارتهای بشری از تهاجم، بردگی، خونریزی، شکنجه، ترور، ستم بر زنان و یهودستیزی، در همین متن قرآن و سیره نبوی خلاصه شدهاست، مسلمانان وظیفه دارند که از یهودیان متنفر باشند، زنان را خوار بدارند و جهاد و جنگ با کفار را سرلوحه کار خود قرار دهند. پس تعصب و تندروی اسلامی از عقاید مذهبی قابل تفکیک نیست و این به اصطلاح افراط گرایی نتیجه عقلانی و مستدل اصول اسلام یعنی توحید، نبوت و معاد است.
❓ آیا شما از یک مسلمان انتظار دارید، که به الله اعتقاد داشته باشد اما کلام و حکم وی را نادیده بگیرد؟ آیا می خواهید به رسالت پیامبری محمد ایمان داشته باشد، اما در راهی که وی قدم نهاده و سنتی که از خود بر جای گذاشته، قدمی برندارد؟ آیا می خواهید با سرباز زدن از دستورات الهی، آتش ابدی جهنم را به جان بخرد؟
🍂 یک مسلمان به این روند استدلالی اعتقاد دارد. اگرچه این استدلال بدون مغالطه نیست، اما باید اذعان داشت که این استنتاجها قوی و قانع کننده است:
🍂 وی بدون دلیل وجود خدا را پذیرفته، بدون هیچ دلیلی، باور کرده که یک عرب در چهارده قرن پیش پیام خدا را به مردم انتقال داده است. پس تنها با اتکا به اتئیسم و رد و انکار این اصول جزمی اسلام، می توان با به اصطلاح تندروی اسلامی و تعصبات اسلامی و در نهایت حکومت اسلامی مبارزه کرد.
🍂 باید به صراحت این حکم را بیان داشت که مسلمانان هیچ دلیلی برای اعتقاد به الله و رسالت پیامبری محمد ندارند. آنها به خاطر پذیرفتن احکامی بدون دلیل کافی، از دایره عقلانیت خارج هستند. اما نمی توان از مسلمانان خواست که به این دو باور متکی باشند، اما از سخنان الله و رفتار پیامبرش تبعیت نکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @aminghazaei
(۲/۲)
✍🏻#امین_قضایی
1️⃣خداوندی یکتا جهان را آفریده است. (اصل توحید)
2️⃣ این خداوند باید حکیم باشد یعنی کاری را بدون دلیل انجام نمی دهد و بنابراین برای آفرینش جهان و از جمله انسان باید دلیلی داشته باشد.
3️⃣ پس زندگی انسان در جهان بی هدف نیست و ما باید از خود بپرسیم که خداوند از ما چه انتظاری در زندگی دارد و ما را مکلف به انجام چه کارهایی کرده است.
4️⃣ پس این خداوند باید جایی و به طریقی به پیامی رسانده باشد و منظور، هدف و وظایف ما در زندگی را مشخص کرده باشد.
5️⃣ خداوند مردی به نام محمد بن عبدلله را مامور کرده است تا پیام خود را به مردم برساند. و حاصل این پیام رسانی، متن قرآن است که به دست ما رسیده است. (اصل نبوت)
6️⃣ ما باید آنچه متن و کلام خداوند هست را تبعیت کنیم و آنچه فرستاده اش انجام داده است را سرمشق کار خود قرار دهیم چون هدف ما رستگاری و رسیدن به سعادت اخروی و ابدی است. (اصل معاد)
🔺پس از آنجایی که مجموعه نسبتا کاملی از شرارتهای بشری از تهاجم، بردگی، خونریزی، شکنجه، ترور، ستم بر زنان و یهودستیزی، در همین متن قرآن و سیره نبوی خلاصه شدهاست، مسلمانان وظیفه دارند که از یهودیان متنفر باشند، زنان را خوار بدارند و جهاد و جنگ با کفار را سرلوحه کار خود قرار دهند. پس تعصب و تندروی اسلامی از عقاید مذهبی قابل تفکیک نیست و این به اصطلاح افراط گرایی نتیجه عقلانی و مستدل اصول اسلام یعنی توحید، نبوت و معاد است.
❓ آیا شما از یک مسلمان انتظار دارید، که به الله اعتقاد داشته باشد اما کلام و حکم وی را نادیده بگیرد؟ آیا می خواهید به رسالت پیامبری محمد ایمان داشته باشد، اما در راهی که وی قدم نهاده و سنتی که از خود بر جای گذاشته، قدمی برندارد؟ آیا می خواهید با سرباز زدن از دستورات الهی، آتش ابدی جهنم را به جان بخرد؟
🍂 یک مسلمان به این روند استدلالی اعتقاد دارد. اگرچه این استدلال بدون مغالطه نیست، اما باید اذعان داشت که این استنتاجها قوی و قانع کننده است:
اگر خداوند وجود داشته باشد، پس منطقی است که انتظار داشته باشیم برای ما تعیین تکلیف کرده باشد. پس هیچ راهی برای مقابله وجود ندارد به جز حمله و به چالش کشاندن همین اصول اسلام، یعنی احکامی که فرد مسلمان بدون دلیل پذیرفته است.
🍂 وی بدون دلیل وجود خدا را پذیرفته، بدون هیچ دلیلی، باور کرده که یک عرب در چهارده قرن پیش پیام خدا را به مردم انتقال داده است. پس تنها با اتکا به اتئیسم و رد و انکار این اصول جزمی اسلام، می توان با به اصطلاح تندروی اسلامی و تعصبات اسلامی و در نهایت حکومت اسلامی مبارزه کرد.
🍂 باید به صراحت این حکم را بیان داشت که مسلمانان هیچ دلیلی برای اعتقاد به الله و رسالت پیامبری محمد ندارند. آنها به خاطر پذیرفتن احکامی بدون دلیل کافی، از دایره عقلانیت خارج هستند. اما نمی توان از مسلمانان خواست که به این دو باور متکی باشند، اما از سخنان الله و رفتار پیامبرش تبعیت نکنند.
.
#فلسفیدن #آتئیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @aminghazaei