نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘متفکر مستقل یا سارقِ فلاسفه برای تطهیر «نظام سلطۀ» اسلامی؟
— زن‌ستیزی ج.ا، واقعیتی هولناک‌تر از توانِ بازنماییِ رسانه‌‌‌ها
(۲/۵)
🔪جنایات ناموسی و تشویق قانونی🇮🇷 به خشونت:

🩸آنچه عبدالکریمی به «عدم درک» از سوژه مدرن تقلیل می‌دهد، در عمل به خشونت‌های مرگبار علیه زنان و تسهیلِ قتل‌های ناموسی منجر می‌شود. «زن‌کشی» یا «قتل‌های ناموسی» در ایران، به دلیل وجود خلأهای قانونی، تفاسیر مذهبی خاص، و عدم مجازات بازدارنده برای مرتکبین، به سادگی رخ می‌دهند. در بسیاری موارد، مردانی که مرتکب قتل زنان و دختران خود به اتهام «رابطه نامشروع» یا مسائل ناموسی می‌شوند، با مجازات‌های بسیار سبک و نامتناسب (بر اساس قوانین موجود و یا با تمسک به رضایت اولیای دم مرد و امکان تخفیف‌های قضایی) مواجه می‌شوند که نه تنها بازدارنده نیست، بلکه عملاً به تشویق مردان به ارتکاب چنین جنایاتی می‌انجامد، زیرا می‌دانند که پیامد حقوقی چندانی نخواهد داشت. این مصون‌ماندن از مجازات مؤثر و حتی توجیه شرعی ضمنی برخی از این جنایات، زن‌ستیزی را از یک نگرش به یک واقعیت دهشت‌ناک و مرگبارِ هر روزه تبدیل می‌کند که جان و امنیت روانیِ زنان را به خطر می‌اندازد. این ابعاد خشن و مرگبار نیز معمولاً به دلیل حساسیت‌های خاص، کمتر در رسانه‌های عمومی پوشش داده می‌شوند.

🧕🏽فراتر از پوشش رسانه‌ای:

🍂 هرچند آمارهای مستند و مقایسه‌ای به دلیل فقدان شدید شفافیت رسمی، سانسور دولتی، و عدم دسترسی مستقل در ایران به سختی قابل گردآوری و تأیید هستند، اما گزارش‌های متعدد سازمان‌های حقوق بشریِ بین‌المللی و ایرانی (مانند عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر، و گزارشگران ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران)، و همچنین شهادت‌های مستند فردی و پژوهش‌های دانشگاهی مستقل، همواره نشان می‌دهند که ابعاد واقعی سطح سرکوب، محدودیت‌ها و خشونت سیستماتیک علیه زنان در ایران، به مراتب فراتر و عمیق‌تر از آن چیزی است که رسانه‌ها می‌توانند بازتاب دهند.

🍂 رسانه‌ها غالباً به دلیل ماهیت سیاست‌زده و خبری خود و چالش‌های دسترسی، بر نقاط عطف برجسته، اعتراضات عمومی (مانند جنبش «زن، زندگی، آزادی» و مقاومت در برابر حجاب اجباری)، یا پرونده‌های مشخص قضایی تمرکز می‌کنند، در حالی که لایه‌های زیرین و دائمی سرکوب در ابعاد قانونی (مانند قوانین نابرابر در ازدواج، طلاق، حضانت، ارث، و سفر)، اجتماعی (مانند تفکیک جنسیتی، محدودیت‌های شغلی، و عدم دسترسی به فرصت‌های برابر)، و فرهنگی (مانند تبعیض در آموزش و ترویج کلیشه‌های جنسیتی)، هر روزه، زندگی زنان را به اشکال گسترده‌تر و کمتر دیده‌شده، تحت تأثیر قرار می‌دهد. هیچ آمار معتبر و مستقلی وجود ندارد که خلاف این تصویر را نشان دهد؛ بلکه برعکس، تمام شواهد موجود به وخامت و فراگیری این وضعیت اشاره دارند.

۳. «عدم درک» یا «زن‌ستیزی سیستمی»؟

🍂 پذیرش عبدالکریمی مبنی بر اینکه روحانیت «درکی از سوژه مدرن و عقلانیت مدرن ندارند»، خود یک اعتراف ضمنی به ریشه‌های زن‌ستیزی است. «عقلانیت مدرن» با مفاهیم حقوق بشر، برابری، و آزادی فردی گره خورده است. اگر این درک وجود ندارد، پس قوانین و سیاست‌ها بر مبنای مفاهیم سنتی و سلسله‌مراتبی شکل می‌گیرند که زن را در جایگاه فرودست، تعریف می‌کنند.

🔺🔺این نگاهِ «درجه دو» به زن در قوانین و سیاست‌ها، مبتنی بر قرآن (مانند آیات قوامیت و ارث)، فقه غالب و سنتی (با قوانین تبعیض‌آمیز داعشی)، دریایی از احادیث (مثل "المرأة عورة" یا "ناقصات عقل و دین") و سیرۀ نبوی (در تفسیر نقش‌های اجتماعی و خانوادگی زن) است که در آن‌ها، زن عمدتاً «کالایی بی‌اختیار» برای ارضای نیازها و امیال دم‌دمیِ مرد، و «عورت» محض و ابزار جنسی و مایملکِ او تعریف شده و بر حجاب، پوشیدگی و محدودیت‌های فیزیکی و اجتماعی او تأکید می‌شود. در جوامع مسلمان، تا همین عصر قاجار، بنا بر سیرۀ نبوی، حتی حضور زن در فضاهای عمومی و عبادی نیز شدیدا سرکوب می‌شد؛ به‌عنوان مثال، تأکید بر آن بود که نماز خواندن زن در خانه بهتر از مسجد است؛ امری که او را حتی از فضای عبادی عمومی نیز دور نگاه می‌داشت و به حصار خانه محدود می‌کرد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘متفکر مستقل یا سارقِ فلاسفه برای تطهیر «نظام سلطۀ» اسلامی؟
— زن‌ستیزی ج.ا، واقعیتی هولناک‌تر از توانِ بازنماییِ رسانه‌‌‌ها
(۳/۵)
🔺تقلیل این پدیده به صرف «عدم درک فقه سنتی» یا «ناآگاهی روحانیون»، در واقع یک مغالطه تقلیل‌گرایانه و تلاشی برای «پنهان‌کاری»ست.
این رویکرد، روحانیون را به «بز بلاگردان» تبدیل کرده و با دیوسازی از صرفاً «فقه» یا «فهم حوزوی»، عملاً مسئولیت و تقصیرِ اسلام (قرآن و سنت نبوی) بعنوان مبنایِ منظومۀ فکری و شرعی حوزه‌ها و نظام اسلامی را صفر جلوه می‌دهد.

🔺این از مصادیقِ ابتلای او به استاندارد دوگانه‌ است که از دید روشنفکران مستقل، هرگز از کارنامۀ عبدالکریمی پاک نمی‌شود، هرچند برای او منافعی چون امتداد رانتِ رسانه و افزودن بر شهرت‌ با هر ضرب و زوری را به ارمغان بیاورد: او در نقد غرب و اسرائیل، یا در اتهام‌زنی‌های خطرناک و مهلک و بی‌مهابا به کلیتِ روشنفکران، مثل سلفِ خود احمد فردید، زبان تند، گزنده و پرده‌‌دری دارد که از شریعت‌مداریِ کیهان سبقت می‌جوید، اما در مواجهه با فقها، قرآن، حدیث و کلیت اسلام، زبانش دچار «خودسانسوری شدیدی» می‌شود و در پسِ واژگان شیک و پرطمطراق فلسفی پنهان می‌شود؛ گویی می‌خواهد از پدر معتاد الکلی دزد و عملیِ خود که پول توجیبی‌اش را می‌دهد، انتقادی زیر-زیرکی کند، بنحوی که پدر ذره‌ای متوجه نشود و او را زیر بار لگد به‌قصد کشت نگیرد؛ بلکه بگوید به‌به! چه پسر خوب و تحصیل‌کرده‌ای دارم که از من با کلمات قلمبۀ فلسفی تمجید می‌کند!

🔺این پنهان‌کاری عامدانه، نه تنها به منظور ناچیز جلوه دادن و حتی انکار کلیتِ واقعیتِ زمخت، خونین و تاریکِ «زن‌ستیزی» در نظام اسلامی و حوزه‌ها (که ریشه در نصوصِ مبنایی اسلام دارد) است، بلکه فرصت‌طلبی و ذبح حقیقت برای مصلحت شخصی است. این رویکرد، نه‌تنها به «زن‌ستیزی سیستمی» دامن می‌زند، بلکه مانع از رویارویی با ریشه‌های اصلی آن می‌شود. این دقیقاً شبیه رویکرد شارلاتان‌منشانه و مردم‌فریبانه‌ای‌ست که محمود احمدی‌نژاد در انکار وجود همجنس‌گرایان در ایران داشت؛ انکار واقعیت‌های آشکار، نه‌تنها به حل مسئله کمک نمی‌کند، بلکه به سرکوب و عادی‌سازیِ شر و نادیده گرفتن رنج قربانیان دامن می‌زند. نتیجۀ نهایی آن، تضعیف بنیادین جایگاه زن در جامعه و امتدادِ اعمال محدودیت‌های بی‌شمار و ساختاری خواهد بود.

۴. ارتکاب به چند مغالطه در مقایسه با وضعیت زنان در غرب

🔻عبدالکریمی با اشاره به مشکلات زنان در جوامع غربی، تلاش می‌کند زن‌ستیزی در ایران را کمرنگ جلوه دهد. این استدلال از چند جهت مغالطه‌آمیز است:

1️⃣ مغالطه‌ی چه‌گرایی:

🔸 اشاره به خشونت یا تبعیض علیه زنان در غرب نمی‌تواند توجیه‌کننده وضعیت زنان در ایران باشد. وجود مشکلات در جوامع دیگر، مانع از بررسی و نقد وضعیت نابرابر زنان در ایران نمی‌شود.

🔸تحلیل مدرن تاکید می‌کند که ساختارهای مردسالارانه و خشونت علیه زنان، نه تنها در غرب، بلکه در بسیاری از جوامع وجود دارد. اما مسئله‌ی اصلی بررسی نقش نهادهای قدرت و قوانین در این زمینه است.

2️⃣ مغالطۀ «پهلوان‌پنبه»

🔻عبدالکریمی با اشاره به «خشونت بسیار زیاد» علیه زنان در جوامع غربی، درست مثل بوق‌چی‌های ولایت و صدا‌وسیمای میلی تلاش می‌کند صورت‌مسئله را پاک کند. این مغالطۀ «پهلوان‌پنبه» است؛ هیچ کس ادعا نمی‌کند که جوامع غربی کاملاً عاری از خشونت علیه زنان هستند. اما مقایسه باید بین میزان و نوع خشونت، سازوکارهای قانونی برای مقابله با آن، و امکان اعتراض و تغییر باشد. زن‌ستیزی در جوامع غربی (که اغلب با سیستم‌های حقوقی و مدنی در حال مبارزه با آن هستند) با زن‌ستیزی سیستمی که در آن قوانین و تفاسیر دینی نابرابری را تقویت می‌کنند، متفاوت است.

هدف از مقایسه: این گونه مقایسه‌ها اغلب برای منحرف کردن بحث از مشکلات داخلی و توجیه وضعیت موجود به کار می‌روند، نه برای ارائه یک تحلیل عمیق از ماهیت زن‌ستیزی.

🔻تفاوت اساسی در این است که:

▪️ساختارهای حمایتی در غرب: برخلاف ایران، در کشورهای غربی قوانین و نهادهایی برای حمایت از زنان قربانی خشونت و تبعیض وجود دارد. برای مثال، قوانین ضد خشونت خانگی، حمایت از حقوق باروری، و سیاست‌های برابر جنسیتی در استخدام و آموزش در بسیاری از کشورهای غربی نهادینه شده است. در غرب، نظام حقوقی و مدنی در حال مبارزه فعال با خشونت علیه زنان و نابرابری‌های جنسیتی است و فعالان زن از آزادی عمل نسبی برای اعتراض و تغییر برخوردارند.

▪️در حکومت اسلامی، قوانین و نهادهای رسمی (به دلیل تفاسیر فقهی و ساختار حکومتی) خود بخشی از مشکل هستند و نابرابری را تقویت می‌کنند، در حالی که اعتراض به آن با سرکوب مواجه می‌شود.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘متفکر مستقل یا سارقِ فلاسفه برای تطهیر «نظام سلطۀ» اسلامی؟
— زن‌ستیزی ج.ا، واقعیتی هولناک‌تر از توانِ بازنماییِ رسانه‌‌‌ها
(۴/۵)
▪️بنیاد نظام محبوب عبدالکریمی بر محور نصوص مقدس یک فرقۀ مذهبی‌ ذاتا «دیگری‌ستیز/زن‌ستیز» استوار است؛ و به‌همین‌خاطر، روشنفکران امکان نقد آزادنه و عمومیِ بنیادهای فکری‌اش را نمی‌یابند؛ درحالی‌که در غرب، روشنفکران، دانشگاهیان و حتی عامه، نظام سیاسی و مذهب خود را با آزادی کامل، بطور بنیادی نقد می‌کنند؛ اما برای مثال، عبدالکریمی حتی جرات نمی‌کنند «زن‌ستیزی عیان» در قوانین و ساختار و نظرات نظام و کارگزارانش را تصدیق کند، بلکه در نقش «وکیل مدافع شیطان» وارد شده، و با دزدیِ منافقانه و حقارت‌بار از واژگانِ فلاسفۀ غربی چون بودریار (برساخت رسانه‌ای) و آلتوسر (آپاراتوس نظام سلطه)، به بردۀ نگهبانِ نظام سلطۀ بنیادگرایانِ غرب‌ستیز بدل می‌شود، تا از اندک امکانات رسانه‌ای/مالی و رانت‌هایی که از آن برخوردار است، محروم نشود. او چنان این وضعیت را درونی کرده‌است، که نمی‌بیند وقتی او دهان باز می‌کند، بسیاری از چهره‌ها عملا از حضور و اثرگذاری در جامعه حذف شده‌اند.

▪️مشارکت سیاسی و مدیریتی:
در غرب، سهمیه‌بندی‌های جنسیتی و قوانین تشویقی برای حضور زنان در سیاست و مدیریت اجرایی معمول است. در ایران، در طول نیم‌قرن نهایتا ۲ وزیر زن در کابینه راه یافتند که این امر یک قاعده یا سیاست تشویقی محسوب نمی‌شود و همچنان زنان از بسیاری از موقعیت‌های تصمیم‌گیری کلیدی حذف شده‌اند.

۵. گفتمان و قدرت: حذف زنان از عرصه عمومی و تفاوت مواجهه در خانواده‌های روحانیون

🔻عبدالکریمی به برخورد "نرم‌تر" خانواده‌های سنتی با زنان اشاره می‌کند و این را دلیلی بر زن‌ستیز نبودن فرهنگ و حکومت می‌داند. این دیدگاه از نظر گفتمانی ناقص است:

▪️کنترل از طریق گفتمان:
گفتمان سنتی-مذهبی، زنان را به نقش‌های خانوادگی محدود کرده و امکان مشارکت آنان در عرصه‌های عمومی را کاهش می‌دهد. کنترل‌های سخت‌گیرانه‌ای مانند الزام حجاب و محدودیت‌های اجتماعی، نمونه‌هایی از این کنترل هستند.

▪️«عقب‌افتادگی تاریخی» به مثابه زن‌ستیزی:
«عقب‌افتادگی تاریخی» در زمینه حقوق زنان، غالباً به معنای عدم تطابق با استانداردهای مدرن حقوق بشر و برابری جنسیتی است. این عدم تطابق، از دیدگاه مدرن، مصداق «زن‌ستیزی» است، حتی اگر ناشی از نیات بدخواهانه نباشد، بلکه ریشه در تفاسیر و سنت‌های گذشته داشته باشد.

▪️جدا کردن «زن‌ستیزی» از «عدم درک»

عبدالکریمی سعی می‌کند بین «زن‌ستیزی» و «عدم درک» تمایز قائل شود. او می‌گوید: «اما اگر این را به معنای زن‌ستیزی تلقی کنیم، به نظر من تلقی درستی نیست.» این تمایز، از منظر یک جامعه‌شناس یا حقوق‌دان مدرن، محل اشکال است. پیامدهای عملی عدم درک از سوژه مدرن و حقوق برابر، می‌تواند دقیقاً به نتایجی منجر شود که از دیدگاه مدرن «زن‌ستیزانه» تلقی می‌شوند، حتی اگر فاعل آن خود را زن‌ستیز نداند.

▪️تفاوت حوزۀ خصوصی و عمومی:
مواجهه با زنان در حوزه خصوصی (خانواده) لزوماً منعکس‌کننده نگرش و عملکرد در حوزه عمومی (سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری) نیست. یک فرد ممکن است در خانواده خود با احترام با زنان برخورد کند، اما در مقام قدرت، قوانینی وضع کند که حقوق زنان را محدود سازد یا تفاسیر سنتی از دین ارائه دهد که بر نابرابری جنسیتی تأکید دارد. این دو لزوماً در تناقض نیستند.

▪️حذف نظام‌مند از قدرت:
حتی در مواردی که زنان به پست‌هایی دست می‌یابند، حضور آن‌ها معمولاً محدود و به‌صورت نمادین است. این امر نشان می‌دهد که گفتمان قدرت همچنان با مشارکت برابر زنان سازگار نیست.

🔻برای فهم عمیق‌تر موضوع، مقایسه‌ای میان نظام سابق و کنونی راه‌گشا خواهد بود:

👸🏻 مقایسه وضعیت زنان در دوران پهلوی و جمهوری اسلامی

۱. دوران پهلوی: پیشگامی در حضور زنان در مدیریت کلان

زمینه‌سازی برای حضور بیشتر زنان: سیاست‌های دوران پهلوی شامل افزایش دسترسی دختران به آموزش، تغییر قوانین برای حمایت از حقوق زنان، و گسترش حضور آنان در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی بود. این تغییرات به تدریج زمینه مشارکت بیشتر زنان در دولت را فراهم کرد.

🤵🏻‍♀️فرخ‌رو پارسا: نماد پیشرفت زنان در دوران پهلوی

نقش او در آموزش:
فرخ‌رو پارسا به‌عنوان اولین وزیر زن ایران (وزیر آموزش و پرورش از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۴) نقش برجسته‌ای در گسترش آموزش دختران و بهبود وضعیت زنان ایفا کرد.

او با افزایش دسترسی دختران به مدارس، تغییر برنامه‌های درسی، و تأکید بر برابری جنسیتی در آموزش، یکی از معماران اصلی مدرن‌سازی آموزش در ایران بود.

حضور در سطوح کلان مدیریتی:
انتصاب او به‌عنوان وزیر، نمادی از تلاش پهلوی برای ارتقای جایگاه زنان در ساختار حکومتی بود. این نقش‌آفرینی برجسته در جامعه‌ای که هنوز در حال عبور از سنت‌های پدرسالارانه بود، تأثیری گسترده داشت.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘متفکر مستقل یا سارقِ فلاسفه برای تطهیر «نظام سلطۀ» اسلامی؟
— زن‌ستیزی ج.ا، واقعیتی هولناک‌تر از توانِ بازنماییِ رسانه‌‌‌ها
(۵/۵)
🤵🏻‍♀️فرخ‌رو پارسا یکی از مهم‌ترین نمادهای مشارکت زنان در سطوح بالای مدیریتی بود. این اقدام نشان‌دهنده تمایل دولت پهلوی به برابری جنسیتی، حداقل در سطوح مدیریتی و سیاست‌گذاری بود.

🗡 اعدام وزیر زن پهلوی: نمادی از زن‌ستیزی ج.ا

یکی از تلخ‌ترین نمادهای زن‌ستیزی ج.ا، اعدام فرخ‌رو پارسا، نخستین زن وزیر ایرانی‌ست. این اقدام نه‌تنها پایان خشونت‌آمیزی بر زندگی یک زن برجسته و پیشگام در عرصه مدیریت و آموزش بود، بلکه نشان‌دهنده دشمنی عمیق این نظام با نقش‌آفرینی زنان در سطوح کلان مدیریتی و اجتماعی است.

👳🏿‍♂️اتهامات بی‌اساس:
پس از انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی فرخ‌رو پارسا را (مشابه نگرشِ عبدالکریمی به مردم آبادان) به فساد اخلاقی و مخالفت با ارزش‌های اسلامی متهم کرد. این اتهامات، که بدون شواهد کافی مطرح شدند، زمینه‌ساز اعدام او در سال ۱۳۵۹ شد.

🪓پیام زن‌ستیزانه:

اعدام فرخ‌رو پارسا پیامی آشکار به زنان ایران بود: نظام جدید نه‌تنها از حضور زنان در عرصه قدرت استقبال نمی‌کند، بلکه با خشونت و سرکوب به مقابله با آنان خواهد پرداخت. این اقدام نمادی از رویگردانی نظام جمهوری اسلامی از مدرنیته و جایگاه برابر زنان در جامعه بود.

۲. دوران جمهوری اسلامی: حاشیه‌نشینی زنان در ساختارهای قدرت

✂️ حذف و محدودیت زنان از مقام‌های کلیدی:
از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی تا دولت احمدی‌نژاد و از احمدی‌نژاد تا پزشکیان، زنان در کابینه‌های مختلف یا حضور نداشتند یا از مقام‌های وزارتی مهم کنار گذاشته شدند. تنها دو وزیر زن در ۴۶ سال قدرت مطلقۀ اسلام و روحانیت بر ایران اجازۀ ظهور و بروز یافتند!


🟧 نقش زنان در خانواده‌های رهبران: مقایسه پهلوی و ولی فقیه


🔻یکی از نشانه‌های مهم در بررسی جایگاه زنان در نظام‌های سیاسی، نحوه حضور و نقش‌آفرینی آنان در خانواده‌های رهبران این نظام‌هاست. مقایسه میان وضعیت زنان در خانواده‌های سلطنت پهلوی و نظام جمهوری اسلامی ایران، نمایی روشن از نگرش این دو نظام به جایگاه زنان ارائه می‌دهد.

۱. زنان پهلوی: نمادهای حضور اجتماعی و فرهنگی

👸🏻فرح پهلوی:
🔻فرح پهلوی، همسر محمدرضا شاه پهلوی، بعنوان یک شخصیت عمومی و فرهنگی نقش برجسته‌ای در توسعه هنر، آموزش و بهبود وضعیت اجتماعی ایفا کرد. او در رسانه‌ها حضوری فعال داشت و به‌عنوان ملکه، نمادی از مشارکت زنان در سطوح بالای جامعه بود:
تأسیس مؤسسات فرهنگی، حمایت از هنرمندان، و تلاش برای ارتقای آموزش و بهداشت از جمله فعالیت‌های برجسته او بود.
این حضور نه تنها نشان‌دهندۀ نگرش مدرن پهلوی به نقش زنان بود، بلکه تأثیرات مثبت و گسترده‌ای بر جامعه داشت.

۲. زنان خانواده رهبر جمهوری اسلامی: حاشیه‌نشینی و عدم شفافیت


🧕🏿همسر و دختران آیت‌الله خامنه‌ای:
🔻همسر و دختران رهبر جمهوری اسلامی هیچ‌گونه نقش عمومی، سیاسی یا فرهنگی مشخصی ندارند. اطلاعات درباره آنان محدود به گزارش‌های پراکنده و غیررسمی است.

◼️پنهان‌کاری و حاشیه‌نشینی:
نبود هرگونه حضور رسانه‌ای یا نقش رسمی برای همسر و دختران رهبر، بازتابی از نگاه سنتی و زن‌ستیزانه نظام به جایگاه زنان است. این عدم شفافیت نمادی از محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان در این نظام به شمار می‌آید.

🧕🏿👸🏻مقایسه با فرح پهلوی:
این مقایسه نشان می‌دهد که در نظام ج.ا، زنان حتی در خانوادۀ عالی‌ترین مقام نیز از مشارکت عمومی کنار گذاشته شده‌اند و این حذف نظام‌مند از عرصۀ عمومی، ریشه در نگرش‌های جنسیت‌زدۀ اسلامی دارد.

🖥 سرکوب نمادین:
حاشیه‌نشینی همسر و دختران رهبر نیز بخشی از گفتمان سرکوب زنان است که نقش آنان را به «خانه و خانواده» محدود می‌کند و هرگونه نقش اجتماعی یا مدیریتی را از آنان دریغ می‌کند.

🔺فرجام سخن
ادعای عبدالکریمی مبنی بر اینکه صفت «زن‌ستیز» برای حاکمان ایران صرفاً یک «برساخت رسانه‌ای»ست، در برابر شواهد انکارناپذیر زن‌ستیزی ساختاری و سیستماتیک در ایران تاب نمی‌آورد. زن‌ستیزی در ایران نه‌تنها در قوانین، بلکه در فرهنگ و سیاست‌گذاری‌های رسمی ریشه دوانده و از کودکی با اجبار به حجاب آغاز می‌شود، در لایه‌های عمیق‌تر با سلب حقوق اولیه (حق طلاق و خروج از کشور) ادامه می‌یابد و تا جنایات ناموسی که قانون اسلامی مردان را بدان تشویق می‌کند، پیش می‌رود. این سرکوب چندلایه و عمیق، به‌مراتب فراتر از آنی‌ست که رسانه‌ها بتوانند به‌ میزان متناسب بازتاب دهند. استفاده از مفهوم «برساخت رسانه‌ای» برای تقلیل این واقعیت تلخ، نه تنها سوءاستفاده‌ای از اندیشۀ بودریار است، بلکه تلاشی برای نادیده گرفتن رنج و سرکوب واقعی زنان در ایران است. زن‌ستیزی در حکومت اسلامی نه یک اتهام رسانه‌ای، بلکه یک واقعیت عیانِ ساختاری‌ست.

📕از مغاک عصر ظلمت

.


#نقد_روشنفکران #زنان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ورژنِ اصلیِ قصۀ قربانی:)
— این استندآپ قدیمی نمی‌شه:)
@madfun_ir

لوئیس سی.کی.
(به انگلیسی: Louis C.K.)، با نام اصلی لوئیس زِکِلی (Louis Székely)، کمدین، نویسنده، کارگردان و بازیگر برجسته آمریکایی‌ست که در ۱۲ سپتامبر ۱۹۶۷ در واشنگتن دی‌سی به دنیا آمد. پدر او ریشه‌ی مجارستانی-یهودی دارد و مادرش آمریکایی‌ست. بخشی از دوران کودکی خود را در مکزیک گذرانده و به زبان اسپانیایی نیز مسلط است.

شهرت و سبک کاری

لوئیس سی.کی. بیشتر به خاطر سبک خاص استندآپ کمدی‌اش شناخته می‌شود: طنزی تلخ، عمیق، خودانتقادی، و بی‌پرده درباره زندگی روزمره، اخلاقیات، پدری، جنسیّت، مرگ، پیری، اضطراب، و ریاکاری‌های اجتماعی. او یکی از معدود کمدین‌هایی‌ست که توانسته با استفاده از زبان طنز، مفاهیمی وجودی، فلسفی و حتی تاریک را به صحنه ببرد.

دیدگاه او درباره دین و مذهب

لوئیس سی.کی. نگاهی طنزآمیز، انتقادی و گاه بی‌رحمانه به دین دارد. هرچند خود را بی‌دین یا ندانم‌گرا (agnostic) می‌داند، اما نوع برخورد او با دین بیشتر از جنس سؤالات بنیادین انسانی است تا حمله ایدئولوژیک.

نمونه‌هایی از دیدگاه مذهبی او در آثارش:

✔️ او در اجراهایش اغلب از اینکه مذاهب تلاش دارند پاسخ‌های قطعی برای جهان بدهند، ابراز تعجب یا تمسخر می‌کند. به‌ویژه، از اینکه چطور ادیان با قطعیت درباره زندگی پس از مرگ یا طبیعت خدا صحبت می‌کنند.

✔️ در اپیزودهایی از سریال Louie، کودک او درباره خدا و مرگ می‌پرسد و او نمی‌داند چه بگوید، و همین سکوت و تردید، از نظر بسیاری منتقدان، از هزار پاسخِ ازپیش‌تعریف‌شده صادقانه‌تر است.

✔️ در برخی اجراهایش، به مسیحیت، کلیسا و حتی جنبه‌های مذهبی یهودیت و اسلام طعنه می‌زند، ولی با حالتی که بیشتر به طنز تلخ و اندیشناک می‌ماند تا توهین محض.

🔻در اجرای معروفی می‌گوید:
«وقتی مردم می‌پرسن چرا خدا اجازه می‌ده بچه‌ها بمیرن، من می‌خوام بگم: چون شاید وجود نداره! یا اگه داره، شاید خیلی خوشش نمیاد از سوالات!»

لوئیس سی.کی. نماینده‌ی کمدی‌ای‌ست که نه برای خنداندن صرف، بلکه برای باز کردن زخم‌ها، تأمل در دردهای زندگی، و روبه‌رو شدن با ابهام‌های هستی
آمده است. در نگاه او، دین یکی از راه‌حل‌های بشری برای فرار از پوچی یا تلاش برای معنا دادن به زندگی‌ست، اما نه بی‌اشکال و نه مقدس بی‌سؤال. نگاه او به دین، ترکیبی‌ست از شوخی، حیرت، شک، و گاهی غم.


🟠 ۱. درباره باور به خدا

🟣 «عجیبه که مردم می‌گن "به خدا ایمان دارم". خب معلومه که نمی‌دونی! اصلاً همین معنی ایمانه. اگه می‌دونستی که دیگه اسمش دانستن بود. ایمان؟ یعنی داری فقط ابراز امیدواری می‌کنی.»

🟠 ۲. درباره برنامه خدا


🟣 «مردم می‌گن: "خدا نقشه‌ای داره." واقعاً؟ خب، نقشه‌ش افتضاحه! این‌همه جنگ، سرطان، نسل‌کشی... این چه جور نقشه‌ایه؟ انگار یه آدم مست تنبل توی پارکینگ اینو سر هم کرده!»

🟠 ۳. درباره مرگ و پس از آن

(دختر: «وقتی می‌میریم چی می‌شه؟»)
لوئی: «بعضی‌ها می‌گن می‌ری بهشت. بعضی‌ها می‌گن دوباره به دنیا میای. ولی واقعیتش... هیچ‌کس نمی‌دونه. فقط یه چیزایی می‌گیم که آروم بشیم.»

🟠 ۴. درباره دوزخ و تربیت مذهبی

🟣 «من تو یه خانواده کاتولیک بزرگ شدم. بهم گفتن: اگه خودارضایی کنی، توی جهنم می‌سوزی. برای همیشه. چون خدا همیشه داره آلتت رو نگاه می‌کنه. حتی وقتی خوابی!»

🟠 ۵. درباره انحصارگرایی دینی

🟣 «هر دینی فکر می‌کنه حق با اونه. یهودی‌ها می‌گن: "ما قوم برگزیده‌ایم!" مسلمونا می‌گن: "دین ما آخرین وحی الهیه!" مسیحیا می‌گن: "جز از راه عیسی راهی نیست!" و من فقط فکر می‌کنم... واقعاً؟ یعنی میلیاردها نفر فقط چون جای اشتباهی به دنیا اومدن، همه‌شون اشتباه می‌کنن؟»

🔺لوئیس سی.کی. به دین به‌عنوان یک پدیده انسانی نگاه می‌کند—آمیخته با نیاز به معنا، ترس، میل به اطمینان، و البته قدرت. او هیچ‌گاه خود را دشمن دین نمی‌نمایاند، بلکه نقش یک وجدان بیدار و شکاک را بازی می‌کند. کسی که حاضر نیست جواب‌های آماده را بپذیرد، حتی اگر با خنده همراه باشد.


.


#نقدخند #استندآپ_کمدی #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
📘پیوستِ ثروت با امامت: از واقفیه تا ولایت فقیه
— نقش اقتصاد و سیاست در شکل‌گیری فِرَقِ مذهبی
(۱/۲)
🍂 به‌بهانۀ ویدیوی منسوب به «عزاداری و سینه‌زنی شیعیان واقفیه»، که البته به‌نظر منقرض شده‌اند، و شاید این انتساب پیج شیعۀ اثنی‌عشری خطا باشد، بد ندیدیم که چند نکته را مورد تامل قرار دهیم.

🍂 در طول تاریخ، انشعابات مذهبی درون شیعه، نه‌تنها بر باورها و اعتقادات اثرگذار بوده، بلکه مسیرِ تاریخ سیاسی و اجتماعی مسلمانان را نیز شکل داده‌است. واقفیه و اثنی‌عشری، هرچند در ظاهر شاخه‌هایی از یک ریشه‌اند، اما اختلافات بنیادین آن‌ها نشان‌دهندۀ چالش‌های ایدئولوژیک در مسیر دگرگونشِ شیعه است. درک این اختلافات می‌تواند به روشن‌شدن چگونگی شکل‌گیری و تداوم روایت‌های مختلف درون شیعه کمک کند.

🔺این تفاوت‌ها، همچنین، نشان می‌دهند چگونه باورهای مذهبی می‌توانند به ابزارهای رقابت قدرت درون‌دینی تبدیل شوند و حتی هویت‌های جدیدی را خلق کنند. انشعاباتی مانند واقفیه، فراتر از مباحث کلامی، علل و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی داشته‌اند که بررسی دقیق آن‌ها می‌تواند گفتمان قدرت در تاریخ اسلام را روشن‌تر کند.

نکتۀ جالب توجه این‌جاست که پیج شیعۀ دوازده‌امامی که این مطلب را گذاشته و دنبال‌کنندگانش، این سوال را اصلا طرح نمی‌کنند که امامان شیعه و سپس مراجع، با این حجم انبوه از ثروت چه خدماتی به مردم ارائه داده‌اند؟ چند بیمارستان، دارالایتام، مدرسه و دانشگاه با اموال نجومی این‌ها در کل تاریخ اسلام ساخته شد؟ این حجم عظیم ثروت، در کنار انبوهی غلام و کنیز و فرزندآوری از رابطه با کنیزها، حتی آن‌ها را به نوشتنِ یک کتاب مستند و مرجع که از آن‌ها به‌یادگار بماند نیز نکشاند، و هر چه از امامان شیعه داریم،‌ نقلیات شفاهی‌ست که در صحت و سقم هر کدام از آن‌ها هزار و یک تردید است.

🔹 نقش ثروت در مشروعیت مذهبی
🍂
مسألۀ تخصیص ثروت و عدم ارائۀ خدمات عمومی قابل‌توجه توسط نهادهای دینی یک نقد جدی‌ست. ثروت جمع‌آوری‌شده، زمانی توجیه اخلاقی پیدا می‌کند که به‌صورت ملموس در خدمت جامعه باشد. در اینجا می‌توان پرسید: آیا انحصار ثروت در نهادهای دینی، بیش از آن‌که هدفی الهی را دنبال کند، وسیله‌ای برای تحکیم اقتدار و گسترش نفوذ نبوده است؟ این مسأله هم‌چنان در دنیای امروز نیز بازتاب دارد؛ بسیاری از نظام‌های دینی، به‌جای آن‌که خدمات اجتماعی ارائه دهند، منابع خود را صرف تحکیم ایدئولوژی‌هایشان می‌کنند.

🍂 وقتی می‌توان برای ثروت ادعای امامت مدعی بعدی را انکار کرد یا ادعای امامت کرد یا فرزند خردسال خود را امام نامید، نمی‌توان برای اهداف مذهبی/سیاسی/اقتصادی، دریایی حدیث ساخت؟
بخش بزرگی از احادیث شیعه که دربارۀ غلو در مقام و جایگاه آن‌ها تا حد خدایی و خالقیت و عصمت و علم غیب و... است، به‌نظر بنا بر همین اهداف تراشیده شده‌اند؛ یعنی کلیت شیعۀ دوازده‌امامی روی همین دریای احادیث جعلی و غلوآمیز بوجود آمده‌است.

🔺این مسئله همچنین نشان می‌دهد که روایت‌سازی و بازسازی تاریخی چگونه می‌تواند به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به نهادهای مذهبی و تثبیت اقتدار سیاسی تبدیل شود. چنین فرآیندهایی، علاوه بر تاثیر درونی بر مذهب، در تعامل با دیگر نهادهای قدرت نیز نقشی تعیین‌کننده داشته‌اند.

🍂 خود احادیث مربوط به غیبت و امام‌زمان ۱۲۰۰ ساله که می‌تواند میلیون‌ها سال نیز در غیبت باشد (بقول جوادی آملی از کمال حیدری) و غیبتش همیشه نزدیک جلوه داده‌شود توسط آخوندهای نان‌خور از این موضوع، مشابه با همان اهداف، توسط واقفیه بسی پیشتر از شیعۀ اثنی‌عشری ساخته‌شده‌. کسبِ این حجم از ثروت بادآوردۀ خمس و قدرتِ فتوا و حکومت دینی، بی‌شک ارزشش را داشت که قصصی از کسی که احتمالا زاییده نشده (به‌خاطر عقیم‌بودنِ حسن عسکری)، و بعد نسبت‌دادن نامه‌هایی به او، بسازند. یادمان نرفته برای تولد معجزه‌آسای ولی‌فقیه در عصر علم و اینترنت چه قصۀ مضحکی تراشیدند، یا برای امام‌سازی خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی چطور روایتی جعل کرد با کمک سید احمد خمینی، درحالی‌که آشکارا خلاف سخن صریح خمینی بود:
اگر چیزی از قول من نقل شد که نوشته یا امضا نکرده‌ام، آن را قبول نکنید.


🔹 استفاده ابزاری از روایت غیبت:
غیبت امام زمان، صرفاً یک مفهوم اعتقادی نیست؛ بلکه ابزار قدرتمندی برای کنترل ذهنی جامعه و توجیه انحصار قدرت بوده است. طرح چنین مفاهیمی، به رهبران دینی امکان می‌دهد که بدون نیاز به پاسخگویی مستقیم، اقتدار خود را در طول زمان حفظ کنند. آیا این استراتژی، فراتر از آن‌که یک باور باشد، بصورت نظام‌مند برای ایجاد وابستگی عاطفی و معنوی جامعه به رهبران به‌کار نرفته است؟

🔷 واقفیه

🍂 واقفیه به کسانی گفته می‌شود که پس از مرگ موسی کاظم معتقد شدند او آخرین امام است و امامت در او متوقف شده. به همین دلیل، آنان ادعای امامت آنانی که فرقۀ اثنی‌عشری پذیرفتند را نپذیرفتند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘پیوستِ ثروت با امامت: از واقفیه تا ولایت فقیه
— نقش اقتصاد و سیاست در شکل‌گیری فِرَقِ مذهبی
(۲/۲)
🔻باورهای اصلی واقفیه:

✔️ توقف امامت در امام هفتم: آنان معتقد بودند امام موسی کاظم غایب شده و به آسمان رفته یا در پس پرده‌ای است و روزی بازخواهد گشت.

✔️ غیبت و رجعت: امام هفتم را مهدی موعود می‌دانستند و می‌گفتند او زنده است و در آینده ظهور می‌کند.

✔️ ردّ ادعای امامت علی بن موسی: آنان وصایت امام موسی کاظم به امام رضا را یا انکار می‌کردند یا به دلایلی مانند جعل یا تقیه تفسیر می‌کردند.

🔹 چه کسانی سرشناس بودند در این فرقه؟

علی بن ابی‌حمزه بطائنی
زیاد بن مروان قندی
عثمان بن عیسی رواسی

🔺این افراد وکلای مورد اعتماد امام کاظم بودند و مبالغ کلانی را برای امام کاظم جمع می‌کردند و از جمله مؤسسان فکری واقفیه محسوب می‌شوند.

🔷موضع واقفیه دربارۀ اهمیت غسل امام

🔻واقفیه به روایت خاصی استناد کردند:
«إِنَمَا یُغسِّل الْإمَام الْإِمام»

🔻از نظر ایشان:
این روایت نشان می‌دهد که تنها امام بعدی می‌تواند امام قبلی را غسل دهد.
چون امام رضا در لحظه وفات امام موسی کاظم در بغداد حضور نداشت (طبق برخی گزارش‌ها)، پس یا امام رضا امام نیست، یا امام موسی کاظم هنوز در غیبت است.

🔺این تفسیر از روایت، در چارچوب جهان‌بینی واقفیه، توجیهی عقلانی برای «توقف امامت» محسوب می‌شد و با مجموعه باورهای‌شان درباره غیبت امام کاظم هم‌راستا بود.

🔹 پاسخ‌ها و نقدهای مطرح‌شده از سوی دیگر مکاتب، مانند امامیه:

🔻شیعه دوازده‌امامی (اثنی‌عشریه) به این تمسک، چند پاسخ دادند، از جمله:
❗️روایت مذکور را مطلق ندانستند!
▪️امکان غسل توسط غیرامام (غلام یا وصی) را به‌لحاظ فقهی و نقلی پذیرفتند.

🔺اما باید توجه داشت که این پاسخ‌ها از درون چارچوب اعتقادی اثنی‌عشریه معنا پیدا می‌کنند و برای واقفیه الزام‌آور نیستند، مگر اینکه دلایل مستقل یا نقلی برایشان اقناع‌آور باشد.

✳️ جمع‌بندی


✔️ موضع واقفیه دربارۀ غسل امام مبتنی بر تفسیری خاص از روایت و سنت بوده است.
✔️ این تفسیر در چارچوب خودش منسجم است، اما توسط سایر مکاتب، به‌ویژه اثنی‌عشریه، نقد و رد شده.
🔺هیچ‌یک از این مواضع را نمی‌توان بدون قید و شرط «پایان‌یافته» دانست مگر با ارجاع به پیش‌فرض‌های آن مکتب.

🔻منابع روایت

۱. کتاب کافی - شیخ کلینی (جلد ۱، صفحه ۳۸۲):
در این کتاب معتبر حدیثی شیعه، روایت مذکور در باب «امامت» آورده شده است. شیخ کلینی این روایت را در چارچوب مباحث مربوط به امامت و شرایط امام بعدی ذکر کرده است.

۲. من لا یحضره الفقیه - شیخ صدوق (جلد ۱، صفحه ۲۲۹):
در این کتاب نیز روایت با تأکید بر ویژگی‌ها و وظایف امام آورده شده است، از جمله غسل امام توسط امام بعدی.

۳. تهذیب الأحکام - شیخ طوسی (جلد ۱، صفحه ۳۲۸):
شیخ طوسی این روایت را در ارتباط با احکام تغسیل و تدفین امامان معصوم ذکر کرده و بر اهمیت حضور امام در غسل تأکید کرده است.

۴. بحار الأنوار - علامه مجلسی (جلد ۲۷، صفحه ۳۰۴):
این روایت در بخش مربوط به احوالات امامان و چگونگی غسل و تدفین آنان نقل شده است.

🔻نکات درباره سند روایت

▪️این روایت در میان علمای شیعه محل استناد بوده و غالباً در دفاع از نظام امامت و وصایت به‌کار رفته است.
▪️برخی محققان اهل‌سنت و منتقدان در اعتبار سند این روایت و انطباق آن با تاریخ برخی امامان، از جمله موسی کاظم و امام رضا، شبهاتی وارد کرده‌اند.

🔷 واقفیه دوم

🍂 "واقفیه دوم" (در زمان امام جواد) عیناً همان واقفیه اول (در زمان امام کاظم) نبودند، اما در روش و استدلال شباهت‌هایی داشتند و به نوعی ادامه‌ی آن سنت بودند. این گروه تأثیر پایداری مانند واقفیه اول نداشتند.

🔻دلیل برخی واقفیه بر عدم پذیرش وصل جواد به امامت
:
🔻سن حقیقتا کم او (۳ سال!)، که البته علی من موسی با پاسخ مغالطی زیر جواب داده (یا به او چنین منسوب شده):
عیسی در گهواره پیغمبر بود


🔺عیسی در نوزادی پیغمبر نبوده طبق باور اکثریت مسیحیان، که تازه او را فرزند خدا می‌دانند و نه پیامبر، این ادعا که عیسی از کودکی صاحب معجزه بوده یا در نوزادی سخن گفته و به خدا دعوت کرده، جزو غلوها و خرافات فرقه‌های انحرافی بوده‌است که قرآن نیز تحت تاثیر همان اناجیل غیرمعتبر و خرافه‌محور تالیف شده‌است. نبوت در عین حال با امامت متفاوت است و شخصی‌تر!

🍂 در واقع ما در فرق مختلف شیعه، از جمله اثنی‌عشری، با انبوهی مغالطه و سوگیری و سودجویی طرفیم؛ بحث از کسبِ انبوهی ثروت و قدرت سیاسی و مذهبیِ بدون دلیل بوده، و هر کس هم در محیطی خاص پرورش یابد، خودش و اجدادش را حق می‌داند و تصور می‌کند موضوع بسادگی با یک استناد به فلان روایت و حدیث و آیه و وصیت حل می‌شود، و به‌اصطلاح اتوریتۀ اسمِ امام قبل، ولو مشخص نباشد حدیثش صحیح بوده در تحقیقی جامع و فرا-فرقه‌ای، همه‌چیز را حل می‌کند.

.


#نقد_شیعه #شیعه #امام_زمان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘دو مواجهه با خرافات
از حافظ‌ و برخی شاعران تا روان‌کاوان

🎙✍🏻 #طاها_میرحسینی

1️⃣ حافظ
ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
طامات تا به چند و خرافات تا به کی؟

بگذر ز کبر و ناز که دیده‌ست روزگار
چینِ قبایِ قیصر و طُرْفِ کلاهِ کی

هشیار شو که مرغ چمن مست گشت هان!
بیدار شو که خواب عدم در پی است، هی!

خوش نازکانه می‌چمی ای شاخ نوبهار!
کآشفتگی مبادت از آشوبِ بادِ دی

زین دلقِ مرقع‌ام که ز طاماتِ زاهد است
باشد اگر نه باده، به‌دل دردِ رازی است

حافظ مرید جام می است ای صبا برو
زان بنده بندگی برسان بویِ رازی است

تحلیل به زبان ساده

۱) در این بیت حافظ ندا می‌دهد که از قیل و قال و تعصبات خشک و تظاهرهای بی‌ثمر عبور کنیم و به حقیقت برسیم؛ حقیقتی که در مستی آگاهانه (نماد شراب) و تجربه‌ی درونی نهفته است. این شراب هم می‌تواند لذت زندگی باشد، هم کشف حقیقت در سلوک عرفانی.

۲) حافظ می‌گوید که غرور و تکبّر بی‌فایده است، چرا که روزگار چیزهای بسیار عظیم‌تر از تو را هم دیده است؛ از پادشاهان روم گرفته تا شاهان ایرانی. همه این‌ها گذرا هستند. پس دل به این فریب‌ها مبند، نه به زهد، نه به قدرت، نه به شهرت.

۳) در این بیت زندگی و مرگ کنار هم آمده‌اند: اگرچه طبیعت سرمست است و زمان شادی‌ست، اما این فرصت اندک است؛ مرگ در کمین است. پیام عمیق حافظ در اینجاست: «هشیار باش!» – هم از فرصت حیات استفاده کن، هم از خواب غفلت (از خود، از حقیقت، از زندگی) بیدار شو.

۴) خطاب به طبیعت یا معشوق یا حتی انسان نوخاسته‌ای‌ست که اکنون در اوج زیبایی و طراوت است. دعا و آرزوی حافظ این است که دگرگونی‌ها و آشوب‌های سرد زمستان (یا سختی‌های روزگار) آرامشش را به‌هم نزنند.



2️⃣ روانکاوان: خرافات، نمادهای روانی؟
🔸از دید روانکاوان، آنچه عوام «خرافه» می‌نامند، درواقع ابراز نمادینِ نیازهای عمیق روانی است. انسان نیاز به «معنابخشی»، «اتصال»، و «کنترل بر ناشناخته‌ها» دارد. نمادها – چه مذهبی، چه فرهنگی – این نقش را ایفا می‌کنند.

🧠 ۲. دیدگاه فرویدی

🔻زیگموند فروید در کتاب‌هایی مانند «توتم و تابو» و «آینده یک توهم»، باورهای دینی و آیین‌های مقدس را ناشی از:
اضطراب‌های سرکوب‌شده (به‌ویژه جنسی و مرگ)
نیاز به پدر مطلق (خدا / پیامبر / شفیع / امام)
و نوعی مکانیزم دفاعی علیه ناامنی‌های جهان واقعی می‌داند.

🔻مثلاً:
▪️بوسیدن حجرالاسود: نمادی از نیاز به لمس «شیئی مقدس» است که اضطراب روانی را کاهش دهد. مشابه «توتم» در قبایل.
▪️برکت دانستن خاک کربلا: نوعی انتقال معنویت به ماده، برای گرفتن احساس حمایت و امنیت در جهانی پر از رنج.

🔺فروید می‌گوید این رفتارها «رشنال» (عقلانی به معنای علمی) نیستند، اما روان‌شناسانه معنادار هستند.

🌀 ۳. دیدگاه یونگی

🔻کارل یونگ برخلاف فروید، نگاهی مثبت‌تر دارد:

▪️نمادها، اسطوره‌ها و آیین‌های دینی را تجلی آرکی‌تایپ‌های ناخودآگاه جمعی می‌داند.
▪️هر فرهنگی برای بیان روان جمعی‌اش از نمادهایی استفاده می‌کند: سنگ، خاک، خون، آتش، نور...

🔻در این چارچوب:

▪️حجرالاسود = سنگ کیهانی / سنگ بنیاد / مرکز هستی
▪️ گاو در آیین هندو = *آرکی‌تایپ مادر-زمین، زایش و تغذیه
▪️خاک کربلا = تجلی درد، فداکاری، و مرگ مقدس – مرگ متعالی که زنده می‌ماند

🔺یونگ معتقد است که اگر این نمادها سرکوب شوند، به‌صورت‌های روان‌نژندانه یا خشن‌تر خود را نشان می‌دهند.

🧬 ۴. دیدگاه‌های روان‌شناسی فرهنگی و شناختی (مدرن‌تر)

🔻روان‌شناسی مدرن به جای رد یا تمسخر، خرافه‌ها را چنین تحلیل می‌کند:

▪️تاب‌آوری روانی: باور به خاک یا شیء مقدس اضطراب مرگ، بیماری یا آینده را کاهش می‌دهد.
▪️اثر پلاسیبو / تلقین: ذهن از طریق باور، واقعیت فیزیولوژیک می‌سازد. لمس شیء مقدس می‌تواند واقعاً درد را کم کند.
▪️هویت گروهی: خرافات بخشی از «کیستی ما» می‌شوند. مثال: احترام به خاک کربلا بخشی از هویت شیعه است، نه صرفاً باوری شخصی.

🔺پیشنهاد روان‌کاوان: خرافات را نه سرکوب کنیم، نه تمسخر؛ بلکه درک کنیم و اگر لازم است، نمادهای سالم‌تر و انسانی‌تر را جایگزینشان کنیم.


🔺در ذیل یک حکومت لائیک یا سکولار دموکراتیک و ملتزم به حقوق بشر، انواع باورهای نامدلل و خرافاتِ سنتی و مدرن نیز در جامعه خواهد بود و ترویج می‌شود، هرچند تا حدی بهداشتی می‌شوند و آب می‌روند و از جمعیت باورمندان به آن‌ها احتمالا کاسته می‌شود، ولی واکنش‌ها شاید دیگر اینقدر رادیکال و همه‌جانبه به آن‌ها نخواهد بود، هرچند نقد آن‌ها نیز جریان خواهد داشت. افراد زندگی‌شان را می‌کنند و زندگی با سدّ سنگیِ خرافات در قدرت سیاسی، مسدود نمی‌شود. به‌همین خاطر، افراد اکثرا فرصت را غنیمت می‌شمارند و به کار و بار و شادمانی خود مشغول می‌شوند.

.



#شعرانه #نقد_ادیان #زیست‌روان #سیاست #خرافات



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘اسلام‌هراسی یا مسلمان‌هراسی؟
— وقتی واژه‌ها به حقایق خیانت می‌کنند

✍🏻#اریک

🟢 پارادایم زبانی و واژه‌سازی
🔹 می‌شد به جای واژهٔ «اسلام‌هراسی»، از «مسلمان‌هراسی» استفاده کرد؛ همان‌طور که واژهٔ هوموفوبیا به معنای «همجنسگراهراسی» ساخته شده است، نه «همجنسگرایی‌هراسی». این انتخاب درست‌تر است، چون در اینجا خود همجنس‌گرا، نه سبک زندگی‌اش، عامل هراس است؛ حتی اگر فرد همجنس‌گرا صرفاً گوشه‌ای نشسته باشد و زندگی خود را بگذراند.

🔹 اما چون فوبیا به پدیده‌هایی نسبت داده می‌شود که ذاتاً هراس‌انگیز نیستند
و مشکل از خود فرد دچار هراس است (مثل ترس از فضای تنگ که برای اکثر افراد مسئله‌ای نیست)، واژهٔ اسلام‌هراسی این ذهنیت را القا می‌کند که اسلام ذاتاً هراس‌انگیز نیست و مشکل از کسانی است که از آن وحشت دارند.

🟠 اما واقعیت این است که اسلام ذاتاً هراس‌انگیز است. برای مثال، وقتی چارچوبی وجود دارد که «خدا بیشتر از کشته شدن یک مرد ناراحت می‌شود تا کشته شدن یک زن»، این باور، حتی اگر خودتان مرد باشید، هراس‌انگیز است. زیرا به واسطهٔ نسبت‌های خونی با زنان اطراف خود، این تفکر شما را نگران می‌کند.

🟡 عامل اصلی هراس: اسلام یا مسلمان؟
🔸این سؤال مطرح می‌شود که امروز، اسلام هراس‌انگیزتر است یا مسلمان؟ منطقی است فرض کنیم فردی که به یک باور باستانی هراس‌انگیز اعتقاد دارد، به طور خودکار هراس‌انگیز است؛ مشابه این‌که اگر کسی بازوبند نازی‌ها را ببندد، تصور شود که او قادر به انجام جنایات مشابه است.

🔴 مسلمان امروز: هراس‌انگیزتر از اسلام باستانی
🔻مشکل اصلی این است که مسلمان امروز حتی به بدویت اسلام باستانی هم پایبند نیست.

🔻در اسلام اولیه، قوانین، هرچند هراس‌انگیز، همخوانی و انسجام داشتند. مثلاً:
▪️برده‌ای که از جنگ شکست خورده بود و فرار می‌کرد، باید مجازات می‌شد، چون از زیر بار بدهی‌اش شانه خالی کرده بود.
▪️یا این‌که دیه زن نصف مرد بود، زیرا در آن دوران، مرد درآمد بیشتری داشت و ارزش اقتصادی‌اش بالاتر بود.

🔻اما مسلمان امروز، این چارچوب‌ها را هم نقض کرده است:

✖️زکات در اسلام ۱۰ درصد درآمد است، ولی امروز مالیات و عوارض دیگری اضافه شده‌اند، بدون آن‌که این اضافه‌ها «خلاف شرع» تلقی شوند.

اما در مورد دیه چنین منطقی به کار گرفته نشده است. مثلاً نگفته‌اند:
«نصف دیه زن به خدا تعلق دارد و نصف دیگر باید به کشور داده شود»

🔺تا بدهیِ قاتل زن به اندازهٔ یک دیه کامل شود.

🟢 اشتباه در استفاده از واژۀ «اسلام‌هراسی»


🔻واژهٔ «اسلام‌هراسی» چندین ایراد اساسی دارد:

۱. اسلام یک پدیده خنثی و طبیعی مثل فضای تنگ یا تاریکی نیست که مشکل از «فرد هراس‌زده» باشد.

۲. معنای این واژه این است که مسلمان امروز همان‌قدر هراس‌انگیز است که مسلمان هزارسال پیش بود، که این فرض نادرست است.

🔵 مسلمان امروز هراس‌انگیزتر از مسلمان باستانی است.

🔸در گذشته، قوانین اسلام هرچند سخت‌گیرانه، قابل درک و هماهنگ با شرایط اجتماعی قبیله‌ای زمان خود بودند.

🔺اما امروز، مسلمانان نه تنها این چارچوب‌ها را رعایت نمی‌کنند، بلکه به‌مراتب قوانین ضدونقیض و هراس‌انگیزتری ایجاد کرده‌اند.

📕چرا زنان در نظامِ امت–امامت امنیت ندارند؟
📕از نیابت امام تا مصون‌سازیِ تجاوز

.


#نقد_اسلام #زنان #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin |‌ @anarchonomy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕳 از جمکران تا #پترا

🏛 وقتی برخی از شواهد و قراین دربارهٔ جغرافیای اولیه اسلام و کعبهٔ ابراهیمی در شمال حجاز مطرح می‌شود، برخی آن را به راحتی می‌پذیرند؛ و گروهی دیگر، دیوار انکار را در برابر این فرضیه یا نظریه، بلند می‌سازند.

🍂 جدا از آنانکه بدلیل تعصب، شمشیر مخالفت علیه هر دیدگاهی که با اعتقادات سنتی‌شان زاویه دارد، از نیام می‌کشند، گروهی دیگر از منکران این نظریه، هرچند که در برابر شواهد ارائه‌شده پاسخی ندارند، تلویحاً قرائن و شواهد این نظریه را به صورت مشروط می‌پذیرند، اما در پذیرش پیامدهای آن دچار مشکل‌اند؛ به‌ویژه آن که نمی‌توانند تغییر جهت‌گیری مسلمانان از کعبهٔ نخستین به کعبهٔ جدید را به آسانی هضم کنند.

ابهام محوری این گروه آن است که چگونه بنایی مانند کعبه، از جغرافیایی به جغرافیای دیگر منتقل شده، و در عین حال، انبوه مسلمانان نسبت به این انتقال، هیچ واکنش مستندی از خود نشان نداده‌اند. یعنی، چگونه چنین انتقالی در سطحی به این اهمیت رخ داده، اما اثری از انکار، مخالفت یا ثبت تاریخی روشن در منابع معتبر دیده نمی‌شود؟
به‌عبارت دیگر، اگر کعبهٔ ابراهیمی واقع در شمال حجاز، مکان نخستین قبله و مناسک مسلمانان بوده، چرا و چگونه جای خود را به کعبهٔ مکه داده و در این میان، سکوت عمومی و فراموشی کامل میان مسلمانان رخ داده؟

🔍 پاسخ به این ابهام/سؤال، هرچند در نگاه اول دشوار می‌نماید، اما با اندکی تأمل در روند تحولات اجتماعی - سیاسی تاریخ اسلام، ساده و روشن می‌گردد.

🌐 باید توجه داشت که هیچ‌یک از تحولات بزرگ در تاریخ اسلام، ناگهانی و بدون تطور و زمینه‌سازی رخ نداده‌اند؛ چه در سطح جابه‌جایی قدرت‌های سیاسی و انتقال پایتخت‌ها، چه در سطح تغییرات «فکری، کلامی، فقهی» و حتی جغرافیای مناسکی. این تحولات، معمولاً در بستر تحولات تاریخی پیچیده، به صورت تدریجی و چندلایه رخ داده‌اند.

🏛 برای تقریب ذهن و درک بهتر از چگونگی افول توجه به یک کعبه و جایگزینی‌اش با بنایی دیگر در جغرافیایی متفاوت، می‌توان به نمونه‌هایی از جابه‌جایی مراکز دینی و زیارتی در تاریخ معاصر ایران استناد کرد؛ نمونه‌هایی که در آن، مرکزیتی با پشتوانهٔ تاریخی و معنوی، بمرور از مرکز توجه خارج شده و مکانی نوظهور با تبلیغ و سرمایه‌گذاری، جای آن را گرفته.

🔺🔻مثال ملموس این فرآیند، در تاریخ معاصر شهر قم قابل پیگیری است.

🕌 حدود ۷۰ سال پیش، مهم‌ترین مسجد قم، مسجد امام حسن عسکری‌ بود؛ مسجدی که گفته شده به دستور خود امام(ع) ساخته شده و از جایگاهی پررونق و مورد توجه در میان مردم برخوردار بود.
در همان زمان، اتاقک کوچک دو متری در کنار روستای جمکران قرار داشت، که به‌عنوان مسجدی متروکه و کم‌اهمیت شناخته می‌شد؛ حتی توجه اهالی همان روستا را نیز چندان به خود جلب نمی‌کرد.
همین اتاقک، که ساخت آن نه پشتوانهٔ تاریخی - دینی روشنی داشت و نه پذیرش مردمی گسترده، پس از تغییر نظام سیاسی کشور در سال ۱۳۵۷ش، آرام‌آرام توسعه یافت و با صرف هزینه‌های کلان و تبلیغات فراگیر، به «مسجد مقدس جمکران» بدل شد؛ مسجدی با صدها هکتار وسعت که امروزه در هر هفته، هزاران زائر دارد و در نیمهٔ شعبان، میلیون‌ها نفر برای زیارت آن از راه‌های دور به قم می‌آیند.

🏚 در همین حال، مسجد امام حسن عسکری، که زمانی محل مهم تجمع و عبادت مردم قم بود، اکنون رونق گذشته را از دست داده است. به طوری که اگر این مسجد در دل بافت شهری قم قرار نداشت، احتمالاً به یک بنای متروکه و مهجور بیرون از شهر بدل شده بود؛ و اساساً کسی به سراغ آن نمی‌رفت.

📜 اکنون می‌توان چنین سناریویی را برای «فرضیهٔ دو کعبه‌ای» نیز طرح کرد: کعبهٔ مکه در آغاز، بنایی در برابر کعبهٔ ابراهیمی بود، اما فاقد جایگاه و استقبال گسترده؛ و در طول زمان، با تمرکز مناسک بر آن، با پشتیبانی سیاسی و تثبیت تدریجی در «حافظهٔ دینی مسلمانان»، کعبهٔ مکه مرکزیت اساسی یافت، و کعبهٔ ابراهیمی به‌مرور به حاشیه رانده شد، مهجور ماند و سپس به فراموشی سپرده و تخریب گشت.

این تبیین وقتی قابل‌قبول‌تر می‌شود که توجه داشته باشیم حج در تاریخ اسلام، همواره روندی یک‌نواخت نداشته و تحت تأثیر شرایط سیاسی و امنیتی، گاه کم‌رونق و گاه متوقف شده است؛ و در گذشته دور، به‌دلیل سختی مسیر، شمار حجاج بسیار اندک بوده است.

📌 بر اساس سناریوی بالا، لازم است نظریه جابه‌جایی تمرکز جغرافیایی و معنوی مسلمانان به‌ کعبهٔ جدید، در پیوند با تحولات سیاسی صدر اسلام و متغیرهای قدرت در قرن اول، یا در هر دوره‌ای که این گرایش جغرافیایی تقویت شده، بررسی شود.

🔍 تنها با یک پژوهش دقیق و چندبعدی، می‌توان نشان داد که این انتقال تدریجی چگونه رخ داده و چه زمانی به اوج خود رسیده. چنین پژوهشی می‌تواند درک دقیق‌تری از فرایند فراموشی یک مکان مقدس و جایگزینی آن با مکان دیگر در تاریخ دین اسلام ارائه دهد.

@dinaznegahidigar

.


#بازنگری



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘از نیابت امام تا مصون‌سازیِ تجاوز
— خرافاتِ شیعه، مانع از اصلاحِ قوانینِ حجر-حجازیِ ضدانسانی و ضد زن

✍🏻 #فریدون_فرخ

📺 ویدیوی پیوست:
صحبت های تلخ و غم‌انگیز دکتر
#ندا_شمس (حقوق‌دان) در رابطه با فاجعۀ تجاوز به خانم‌ها در ایران و نبود قوانین درست برای مقابله با این ناا-منی و بازدارندگی آن

🔻آیت‌الله جوادی آملی:
"وظیفه ماست نظام امامت - امت را حفظ کنیم و امام فعلی را جانشین امام عصر(عج) بدانیم؛ رهبر معظم انقلاب همان راه امام خمینی(ره) را ادامه می‌دهند." (منبع: پایگاه خبری جماران و خبرآنلاین، برگرفته از سخنرانی‌های ایشان در همایش‌های مرتبط با تفسیر تسنیم و ولایت فقیه).


🔻دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به کلام آیت‌الله جوادی آملی مبنی بر اینکه «امام فعلی را جانشین امام ۱۲۰۰ ساله بدانید» گفت:
ایشان قائل به نظریه مطلقه ولایت فقیه و قائل به این است که فقیه جامع الشرایط که ولایت پیدا می‌کند نائب امام زمان(عج) است، در این کلام هیچ‌گونه غلوی نیست و بر اساس مبانی فقهی است. (فارس نیوز)


🍂 پس از گذشت نزدیک به نیم قرن از حکومتِ ولایت مطلقۀ فقیه و ۳۶ سال از حکومتِ مطلقۀ علی خامنه‌ای، شاهد ادعایی هستیم که این نظام را "امتداد امامت" و "جانشین امام زمان" می‌خواند. ادعایی که عالی‌ترین مقامش، یعنی رهبر، از سوی جوادی آملی "نائب امام ۱۲۰۰ ساله" تلقی می‌شود؛ جایگاهی که ادعا می‌شود "بی‌هیچ غلوی و بر اساس مبانی فقهی" است.

🍂 اما در دل همین "نظام امامت"، بانوان این سرزمین همچنان قربانی تجاوز و ناامنی‌ حاصل از قوانین‌ِ حجر-حجازی‌ حامی تجاوزند. فریادهای تلخ حقوق‌دانانی چون دکتر ندا شمس از فقدان قوانین موثر و حمایت کافی برای مقابله با این معضلات اجتماعی، وجدان‌ها را به لرزه درمی‌آورد.

این چه "هدایت ویژه‌ای"ست که قرن‌هاست چشم‌انتظار «منجی غایب» است، در حالی که ابتدایی‌ترین حقوق انسانی و امنیت زنان، که در بسیاری از کشورهای غربی دهه‌هاست به رسمیت شناخته شده و در حال پیاده‌سازی است، در این به اصطلاح "حکومت مهدوی" همچنان لاینحل باقی مانده و قربانی می‌گیرد؟

اصولاً چگونه می‌توان از "امام زمانی" سخن گفت که قرار است جهان را پر از عدل و داد کند، در حالی که "نظام منتسب" به او، حتی از تأمین ابتدایی‌ترین امنیت و کرامت انسانی زنان در مرزهای خود عاجز است؟ کدام صلاحیتِ ویژۀ علمی یا دلسوزی انسانی و الهی را می‌توان در این انفعال و بی‌عملیِ نائبان امام‌زمان مشاهده کرد، هنگامی که زنان از ترس، پناهی جز فریاد ندارند و امنیتی جز سکوت؟

🍂 شاید پاسخ را باید در جایی دیگر جست؛ در این واقعیت که مرجعیت، به جای استقلال و دغدغه اصلاح اوضاع، بدل به "نان‌خور حکومت" شده است. زمانی که نهادهایی چون انتشارات "اسراء" از بودجه عمومی تغذیه می‌کنند، آیا زبان "مرجع تقلید" می‌تواند زبان خدا باشد، یا ناگزیر به ابزار تقدیس قدرت تبدیل می‌شود؟ این خفه شدن صدای حقیقت در حلقوم وابستگی مالی، چگونه می‌تواند ادعای "امتداد امامت" را توجیه کند، وقتی در عمل، "فقه پویای" ادعایی، عملاً بعد از نیم قرن تجربۀ حکومت‌داری، هیچ اثری در جلوگیری از قوانین حمایت‌گر از متجاوزان نداشته است؟

🍂 این تناقضات عمیق، از بطن تاریخ و وجدان بشری، پوچی ادعاها و باورهای نامدللی را که زندگیِ ده‌هامیلیون‌ انسان را به گروگان گرفته‌اند، آشکار می‌سازد.

📕چرا زنان در نظامِ امت–امامت امنیت ندارند؟
📕اسلام‌هراسی یا مسلمان‌هراسی؟

.


#حکومت_اسلامی #قانون_مجازات_اسلامی #نقد_شیعه #حکومت_شیعه #امام_زمان #جوادی_آملی #زنان



🌾 @Naqdagin
📘چرا زنان در نظامِ امت–امامت امنیت ندارند؟
— از عدالت کیفری در غرب تا تا امنیت متجاوزان در "نظام مهدوی"

🔻افشاگری همسر سابق بهمن فرزانه:
شوهرم قبلا به خاطر بلایی که سر یک زن در ماشینش آورده بود دستگیر شده بود!
پسرعمویش را جوری کتک زده بود که به icu رفته بود و سه سال در سیستان و بلوچستان فراری بود!


🍂 در کشورهای غربی—به‌ویژه در نظام‌های حقوقی توسعه‌یافته مانند ایالات متحده، کانادا، آلمان، فرانسه، و اسکاندیناوی—با موارد تجاوز، خشونت خانگی، و آزار جنسی برخوردهای حقوقی و رسانه‌ای شدیدی صورت می‌گیرد. جزئیات زیر تصویری واقع‌بینانه از نحوهٔ واکنش نظام قضایی و جامعه مدنی در این کشورها ارائه می‌دهد:

📌 برخورد حقوقی با متجاوزان و خشونت‌گران در غرب

۱. تجاوز جنسی (Rape, Sexual Assault)

مجازات‌ها: بسیار شدید. در بسیاری از ایالات آمریکا، تجاوز می‌تواند به حبس‌های طولانی‌مدت (۲۰ سال یا حتی حبس ابد) منجر شود؛ به‌ویژه اگر با خشونت، استفاده از سلاح، یا علیه کودک/سالخورده باشد.

ثبت در لیست جنایتکاران جنسی (Sex Offender Registry): محکومان تجاوز در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی تا آخر عمر یا سال‌ها پس از آزادی باید در این فهرست ثبت شوند. این فهرست عمومی است و مردم می‌توانند موقعیت جغرافیایی سکونت این افراد را بدانند.

ممنوعیت‌هایی پس از آزادی: مانند ممنوعیت کار با کودکان، محدودیت در رفت‌وآمد در برخی مناطق، و الزام به حضور در جلسات درمانی یا روان‌درمانی.

۲. خشونت خانگی (Domestic Violence)


بازداشت فوری: در بسیاری از کشورها، اگر پلیس به صحنه برسد و شواهدی از خشونت باشد، حتی بدون شکایت زن، مرد را بازداشت می‌کنند.

دستور موقت دوری (Restraining Order / Schutzanordnung): بلافاصله دادگاه می‌تواند حکم صادر کند که فرد مهاجم از خانه، محل کار، یا فرزندان دور بماند.
محرومیت از حضانت یا تماس با کودک: دادگاه خانواده در اکثر کشورهای غربی اگر سابقه خشونت اثبات شود، حق حضانت یا ملاقات را محدود یا لغو می‌کند.

📌 برخورد رسانه‌ای و اجتماعی

پوشش رسانه‌ای سنگین: رسانه‌ها در کشورهای آزاد، چهره متجاوز را افشا می‌کنند. حتی بازیگران، پزشکان یا سیاستمداران متهم به آزار، پس از محکومیت یا حتی اتهام مستند، تحت فشار شدید افکار عمومی قرار می‌گیرند.

جنبش‌های حمایتی: مانند #MeToo یا کمپین‌های ضد خشونت، باعث شده‌اند که زنان بیشتر جرأت کنند حرف بزنند و جامعه سریع‌تر واکنش نشان دهد.

محرومیت از موقعیت اجتماعی: مجرمان جنسی حتی پس از پایان محکومیت، معمولاً دچار بایکوت اجتماعی، اخراج از کار، یا محدودیت در اشتغال می‌شوند.

⚖️ نکته مهم

🔻اگر موردی مثل «بهمن فرزانه» در کشوری مانند آلمان یا کانادا رخ داده بود و سابقه کیفری تجاوز یا خشونت علیه زنان داشت:

۱.
با سوءسابقه پیشین تجاوز، احتمال آزادی‌اش از ابتدا پایین می‌بود.

۲. با تکرار جرم، مجازات شدیدتر می‌شد (در آمریکا به آن Habitual Offender می‌گویند).

۳. رسانه‌ها فوراً او را رسوا می‌کردند.

۴. دادگاه‌های محافظت از خانواده، احتمالاً دسترسی او به زنان و حتی همسر یا فرزندانش را محدود یا ممنوع
می‌کردند.

📕از نیابت امام تا مصون‌سازیِ تجاوز
📕اسلام‌هراسی یا مسلمان‌هراسی؟

.


#حکومت_اسلامی #قانون_مجازات_اسلامی #حکومت_شیعه #امام_زمان #زنان



🌾 @Naqdagin