نقدآگین
📘ناتوانی در درک وظایف ریاست جمهوری — وقتی «نمیدانم» به جای «تصمیم» مینشیند ✍🏻 دکتر #قربان_عباسی 🍂 اظهارات اخیر رئیسجمهور ایران مبنی بر اینکه «دیپلماسی بلد نیستم» و یا اینکه «کسی بیاید به من بگوید چه باید بکنیم» نه تنها حیرتآور، بلکه توهینی آشکار به مفهوم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 روایتِ کاملتر و هولناکتر «حمیدرضا گودرزی» از نابرابری مسلمانان و غیرمسلمانان در قانون مجازات اسلامی ایران
🔸تبعیض قضایی و حقوقی در جمهوری اسلامی، ریشه در احکامَ حجر - حجازی و داعشی اسلامی دارد که عملاً اصل برابری شهروندان را نقض میکند.
🔸قوانین مبتنی بر شریعت، بهویژه در حوزههایی چون قصاص و دیه، نشاندهندهی دیدگاهی است که مسلمان را در جایگاهی برتر از پیروان ادیان دیگر قرار میدهد و این برتری حقوقی به شکلی نهادی و سیستماتیک اعمال میشود.
🔸چنین رویکردی نه تنها عدالت و برابری را مخدوش میسازد، بلکه بیانگر نوعی دیگریستیزی است که در بطن نظام حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی نهادینه شده و به حذف تدریجی حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی میانجامد.
🔺عجیب اینجاست که چنین امور اساسی و مهمی هنوز هم حل نشده ولی، دغدغۀ اصلی چپهای منقطع از نگاهِ تاریخی و دانشگاهیان چپزده و اصلاحطلبانِ حکومتی، اساسا چنین اموری نبوده و نیست! اما همه، از رئیسجمهورِ بیسواد و قومگرای مملکت تا درپیتترین رسانههای چپ، از مثلا «عدمِ آموزش به زبان مادری» بهعنوان ستمِ بزرگِ جمهوری اسلامی یاد میکنند، یا از «ضرورتِ فدرالسازیِ» کشوری تاریخا یکپارچه و ممزوجشده میگویند. جابجایی مسالههای اصلی و مسائل فرعی و نامسالهها، از هنرهای مشترک این گروههاست.
🔺جانِ شهروندانِ ایران، صرفا بهخاطر تمایز عقیدتی، پشیزی ارزش ندارد و با سگ و گربه یکی گرفته میشود، یا حقّ اینترنت آزاد و ابرازِ آزادانۀ عقده و فکر، و برابری عقیدتی در استخدامها و کسبِ مقاماتِ سیاسی، ذرهای در میان نیست، اما برخی دنبالِ اموریاند که در بسیاری کشورهای دموکراتیکِ دنیا نیز محل بحث و جدل است.
🔺مشابه همین مساله، در موضوع مهریه و کالاسازیِ عشق و رابطۀ زناشویی و عدمِ حقوقِ برابر طرفین وجود دارد. هستۀ ستم، اگر بخواهیم صادق باشیم، در همین قوانینِ مربوط به خانواده شکل میگیرد، جایی که مرد بابتِ رابطهای طبیعی و دارای سود/تقاضای دوطرفه، از آغاز گروگان گرفته میشود و هستیِ اقتصادی و زندگیاش بهخاطر بدعتِ جاهلیِ مهریه به تاراج میرود، و زن نیز همینطور؛ از آزادیِ سفر و طلاق و...، یا حقّ اقامۀ شکایت از شوهرش بهخاطر برقراریِ رابطه بدونِ رضایت، که از بدیهیترین حقوقِ یک انسانِ آزاد در سال ۲۰۲۵ محسوب میشود، محروم میشود.
🔺بدلسازی مهمترین رابطۀ مهرآمیز بشر، که نسلهای بعد بر محور آن ساخته میشود، و باید بر محورِ آزادی و صداق حداکثری و مشارکت باشد، بر محور پیشخرید و خرید و فروش و تضمینهای اقتصادیِ پیشینی، یا فروشِ حقوقِ اولیۀ یکی از طرفین بهسود نفر دیگر رابطه، یک شاهکار است که فقط از دلِ حکومتی اسلامی برمیآید، و یکی از معجزاتِ اسلام است که باید به جهانیان عرضه شود تا همگی فوجفوج مسلمان شوند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸تبعیض قضایی و حقوقی در جمهوری اسلامی، ریشه در احکامَ حجر - حجازی و داعشی اسلامی دارد که عملاً اصل برابری شهروندان را نقض میکند.
🔸قوانین مبتنی بر شریعت، بهویژه در حوزههایی چون قصاص و دیه، نشاندهندهی دیدگاهی است که مسلمان را در جایگاهی برتر از پیروان ادیان دیگر قرار میدهد و این برتری حقوقی به شکلی نهادی و سیستماتیک اعمال میشود.
🔸چنین رویکردی نه تنها عدالت و برابری را مخدوش میسازد، بلکه بیانگر نوعی دیگریستیزی است که در بطن نظام حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی نهادینه شده و به حذف تدریجی حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی میانجامد.
🔺عجیب اینجاست که چنین امور اساسی و مهمی هنوز هم حل نشده ولی، دغدغۀ اصلی چپهای منقطع از نگاهِ تاریخی و دانشگاهیان چپزده و اصلاحطلبانِ حکومتی، اساسا چنین اموری نبوده و نیست! اما همه، از رئیسجمهورِ بیسواد و قومگرای مملکت تا درپیتترین رسانههای چپ، از مثلا «عدمِ آموزش به زبان مادری» بهعنوان ستمِ بزرگِ جمهوری اسلامی یاد میکنند، یا از «ضرورتِ فدرالسازیِ» کشوری تاریخا یکپارچه و ممزوجشده میگویند. جابجایی مسالههای اصلی و مسائل فرعی و نامسالهها، از هنرهای مشترک این گروههاست.
🔺جانِ شهروندانِ ایران، صرفا بهخاطر تمایز عقیدتی، پشیزی ارزش ندارد و با سگ و گربه یکی گرفته میشود، یا حقّ اینترنت آزاد و ابرازِ آزادانۀ عقده و فکر، و برابری عقیدتی در استخدامها و کسبِ مقاماتِ سیاسی، ذرهای در میان نیست، اما برخی دنبالِ اموریاند که در بسیاری کشورهای دموکراتیکِ دنیا نیز محل بحث و جدل است.
🔺مشابه همین مساله، در موضوع مهریه و کالاسازیِ عشق و رابطۀ زناشویی و عدمِ حقوقِ برابر طرفین وجود دارد. هستۀ ستم، اگر بخواهیم صادق باشیم، در همین قوانینِ مربوط به خانواده شکل میگیرد، جایی که مرد بابتِ رابطهای طبیعی و دارای سود/تقاضای دوطرفه، از آغاز گروگان گرفته میشود و هستیِ اقتصادی و زندگیاش بهخاطر بدعتِ جاهلیِ مهریه به تاراج میرود، و زن نیز همینطور؛ از آزادیِ سفر و طلاق و...، یا حقّ اقامۀ شکایت از شوهرش بهخاطر برقراریِ رابطه بدونِ رضایت، که از بدیهیترین حقوقِ یک انسانِ آزاد در سال ۲۰۲۵ محسوب میشود، محروم میشود.
🔺بدلسازی مهمترین رابطۀ مهرآمیز بشر، که نسلهای بعد بر محور آن ساخته میشود، و باید بر محورِ آزادی و صداق حداکثری و مشارکت باشد، بر محور پیشخرید و خرید و فروش و تضمینهای اقتصادیِ پیشینی، یا فروشِ حقوقِ اولیۀ یکی از طرفین بهسود نفر دیگر رابطه، یک شاهکار است که فقط از دلِ حکومتی اسلامی برمیآید، و یکی از معجزاتِ اسلام است که باید به جهانیان عرضه شود تا همگی فوجفوج مسلمان شوند.
📕چرا به ج.ا «رژیمِ آپارتاید» نمیگویید؟
— استاندارد دوگانه، وارونهگویی و یهودستیزی روشنفکری_دینی (و چپها و اصلاحطلبان)
📕نقدی بر مهدی نصیری در تقلیلگرایی یهودستیزی اسلامی
📕شوروی و «آرمان فلسطین»
.
#حکومت_اسلامی#استمرارطالبان #نقد_چپ #نقد_اسلام #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 بعد از مرگ و فرکانس؛ جهنم؟ نه!
🎙#دورلس_کنون *
🔸یکی از نقدهایی که بر آموزشِ دین و فرقهای خاص در مدارس وارد است، این است که چنین رویکردی ذهنِ دانشآموز را در جهان مدرنی که تمام مرزها برداشتهشده و در یک دهکده جهانی بر محور حقوق برابر و عقلانیت و اخلاقِ مدرن و مشارکت جمعی در اقتصادی جهانی زندگی میکنیم، در محدودهای بس تنگ و فرقهای حفظ میکند، و فرد را ناتوان از درکِ نقاط مزیت و اشتراک ادیان دیگر، و ایضا نقاطِ ضعف دینِ موروثیِ خود کرده، و در نتیجه، او را از امکانِ تعامل سازنده و گشودگی با دیگریها بازمیدارد. این امر خصوصا در جهان مدرن، یک نقطۀ ضعف برای شخص خواهد بود و او را در زندگی روزمره نیز دچار مشکلات اساسی میکند.
🔸اما این ضعف را صرفا نمیتوان با آموزشِ برابرِ دیگر ادیان برطرف کرد؛ چرا که اگر قرار است نگاههای متفاوت که هیچ مبنایِ یقینی قابل اثباتی ندارند، و باگهای منطقی و اخلاقی و علمی در کتبِ مرجعشان کم یافت نمیشود را بیاموزیم، چرا نباید نظر تجربهگرانی چون این زن (دورلُس کَنون) و نظایر آن را نیز در اختیار کودکان قرار دهیم تا از زوایایی فراتر از چند دین و مذهب زندهی دنیا نیز مطلع شوند؟
🔸اگر سخنانِ چنین افرادی را جزو شبهعلم دستهبندی کنیم، چگونه میتوانیم اجازهی تدریسِ ادیانی که مملو از خرافات و عقاید غیراخلاقی از جمله دیگریستیزی عقیدتی، زنستیزی، باورمند به ژن خاص، و عقلگریز و عقلستیز و در تضاد با علم هستند، و هر یک بشکلی خودشیفتهوار و ابلهانه، فقط راه رستگاری و بهترین دین و برنامهی سعادت را، بدون هیچ دلیل و بحث معقول و محکمهپسند و آزادی، در جیب خود میدانند، بدهیم.
🔸از هر زاویه نگاه کنیم، این دست نظرات، برای کسی که میخواهد یک نظامِ باور کارآمد و بهبودگرِ اخلاقی بر محور باور به ماوراءالطبیعه داشتهباشد، بسی اخلاقیتر و معقولتر است تا مثلا خدای مسیحیت، که هرکه را به الوهیت و شرطِ ضروریِ نجاتبودنِ عیسی باور نیاورد، لایقِ مرگی بدون برگشت میداند و از رستگاری و زندگیِ جاوید محروم میکند، یا اللهِ قرآن که در دهان مشرکان و مرتدان و مخالفان اسلام، ولو متدین به ادیان دیگر توحیدی یا چندگانهپرست، یا بیدینان اخلاقی و معنوی، برای ابد آتش میریزد و لایق شکنجههای سادیستی میداند، یا مثل یک ارباب عصبی مست، بر سر مخلوقاتِ خودش داد میکشد:
بعبارتی، وعدههای شکنجه ابدی و تصاویر هولناک جهنم، با مهر و بخشش مطلق که در یک نظام اخلاقیِ متعالی انتظار میرود، همخوانی ندارد.
👹 وصف بیمارگون شکنجههای ابدی
🔶 تصاویر هولناک از جهنم:
در قرآن، شکنجه جهنم با تصاویر بسیار خشنی توصیف میشود. بعنوان مثال، از درخت «زقّوم» نام برده شده که میوهاش همچون سر شیطان است و در شکمهای گناهکاران همچون مس گداخته میجوشد.
🔶 تحقیر و اهانت:
آیاتی همچون «[ای سگان] خفه شوید و با من سخن نگویید»، لحنی تحقیرآمیز و اهانتآمیز نسبت به اهل جهنم (با مترهای قرآنی) دارد.
🔶 مقایسه با اخلاق بهبودگر
از این منظر، نظامی اخلاقی که بر بخشش، مهر و فرصت بازگشت استوار است، میتواند اخلاقیتر از نظامی باشد که بر مجازات ابدی و لحن تحقیرآمیز و خشن تأکید دارد. در این نگاه، هدف اخلاق و آفرینش، ترمیم و بهبود است، نه شکنجه/حذف ابدی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#دورلس_کنون *
🔸یکی از نقدهایی که بر آموزشِ دین و فرقهای خاص در مدارس وارد است، این است که چنین رویکردی ذهنِ دانشآموز را در جهان مدرنی که تمام مرزها برداشتهشده و در یک دهکده جهانی بر محور حقوق برابر و عقلانیت و اخلاقِ مدرن و مشارکت جمعی در اقتصادی جهانی زندگی میکنیم، در محدودهای بس تنگ و فرقهای حفظ میکند، و فرد را ناتوان از درکِ نقاط مزیت و اشتراک ادیان دیگر، و ایضا نقاطِ ضعف دینِ موروثیِ خود کرده، و در نتیجه، او را از امکانِ تعامل سازنده و گشودگی با دیگریها بازمیدارد. این امر خصوصا در جهان مدرن، یک نقطۀ ضعف برای شخص خواهد بود و او را در زندگی روزمره نیز دچار مشکلات اساسی میکند.
🔸اما این ضعف را صرفا نمیتوان با آموزشِ برابرِ دیگر ادیان برطرف کرد؛ چرا که اگر قرار است نگاههای متفاوت که هیچ مبنایِ یقینی قابل اثباتی ندارند، و باگهای منطقی و اخلاقی و علمی در کتبِ مرجعشان کم یافت نمیشود را بیاموزیم، چرا نباید نظر تجربهگرانی چون این زن (دورلُس کَنون) و نظایر آن را نیز در اختیار کودکان قرار دهیم تا از زوایایی فراتر از چند دین و مذهب زندهی دنیا نیز مطلع شوند؟
🔸اگر سخنانِ چنین افرادی را جزو شبهعلم دستهبندی کنیم، چگونه میتوانیم اجازهی تدریسِ ادیانی که مملو از خرافات و عقاید غیراخلاقی از جمله دیگریستیزی عقیدتی، زنستیزی، باورمند به ژن خاص، و عقلگریز و عقلستیز و در تضاد با علم هستند، و هر یک بشکلی خودشیفتهوار و ابلهانه، فقط راه رستگاری و بهترین دین و برنامهی سعادت را، بدون هیچ دلیل و بحث معقول و محکمهپسند و آزادی، در جیب خود میدانند، بدهیم.
🔸از هر زاویه نگاه کنیم، این دست نظرات، برای کسی که میخواهد یک نظامِ باور کارآمد و بهبودگرِ اخلاقی بر محور باور به ماوراءالطبیعه داشتهباشد، بسی اخلاقیتر و معقولتر است تا مثلا خدای مسیحیت، که هرکه را به الوهیت و شرطِ ضروریِ نجاتبودنِ عیسی باور نیاورد، لایقِ مرگی بدون برگشت میداند و از رستگاری و زندگیِ جاوید محروم میکند، یا اللهِ قرآن که در دهان مشرکان و مرتدان و مخالفان اسلام، ولو متدین به ادیان دیگر توحیدی یا چندگانهپرست، یا بیدینان اخلاقی و معنوی، برای ابد آتش میریزد و لایق شکنجههای سادیستی میداند، یا مثل یک ارباب عصبی مست، بر سر مخلوقاتِ خودش داد میکشد:
«[ای سگان] خفه شوید و با من سخن نگویید» (اخسأوا فیها ولا تکلمون).
بعبارتی، وعدههای شکنجه ابدی و تصاویر هولناک جهنم، با مهر و بخشش مطلق که در یک نظام اخلاقیِ متعالی انتظار میرود، همخوانی ندارد.
👹 وصف بیمارگون شکنجههای ابدی
🔶 تصاویر هولناک از جهنم:
در قرآن، شکنجه جهنم با تصاویر بسیار خشنی توصیف میشود. بعنوان مثال، از درخت «زقّوم» نام برده شده که میوهاش همچون سر شیطان است و در شکمهای گناهکاران همچون مس گداخته میجوشد.
🔶 تحقیر و اهانت:
آیاتی همچون «[ای سگان] خفه شوید و با من سخن نگویید»، لحنی تحقیرآمیز و اهانتآمیز نسبت به اهل جهنم (با مترهای قرآنی) دارد.
🔶 مقایسه با اخلاق بهبودگر
از این منظر، نظامی اخلاقی که بر بخشش، مهر و فرصت بازگشت استوار است، میتواند اخلاقیتر از نظامی باشد که بر مجازات ابدی و لحن تحقیرآمیز و خشن تأکید دارد. در این نگاه، هدف اخلاق و آفرینش، ترمیم و بهبود است، نه شکنجه/حذف ابدی.
* معرفی
دورلُس کَنون، نویسنده، هیپنوتراپیست و محقق آمریکایی بود که بخاطر کارش در زمینهٔ هیپنوتراپی کوانتومی (Quantum Healing Hypnosis Technique - QHHT) شناخته میشود. او از طریق این روش، که ترکیبی از هیپنوتیزم عمیق و کار با ضمیر ناخودآگاه است، به بررسی پدیدههایی مانند زندگیهای گذشته، تناسخ، و ارتباط با سطح بالاتری از آگاهی میپرداخت.
کانون ادعا میکرد که با استفاده از QHHT، میتواند بیمارانش را به یک وضعیت عمیق ذهنی ببرد و اطلاعاتی را از «خودِ برتر» یا «ضمیر ناخودآگاه» آنها دریافت کند. او بر این باور بود که این ضمیر ناخودآگاه، منبع اصلی تمام دانش و درمان است و میتواند به سوالات مربوط به زندگی فرد، بیماریها و حتی اسرار جهان پاسخ دهد.
مفاهیم اصلی کار او عبارتند از:
* تناسخ: باور به وجود زندگیهای متعدد و تأثیر آنها بر زندگی کنونی.
* خودِ برتر: یک بخش از آگاهی که فراتر از ذهن آگاه بوده و منبع دانش و درمان است.
* فرازمینیها و تمدنهای باستانی: او در تحقیقات خود به ارتباط انسان با موجودات فرازمینی و همچنین تمدنهای گمشده مانند آتلانتیس اشاره میکرد.
کانون بیش از ۱۷ کتاب تألیف و کارگاههای آموزشی زیادی برگزار کردهاست. اگرچه کار او در میان بسیاری از افراد طرفدار دارد، اما در محافل علمی و پزشکی اصلی جریان، بهعنوان شبهعلم شناخته میشود و فاقد پشتوانهٔ علمی معتبر است.
.
#نقد_ادیان #نقد_قرآن #نقد_اسلام #نظام_آموزشی #آموزش_دینی #دین_و_زندگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 روایتِ کاملتر و هولناکتر «حمیدرضا گودرزی» از نابرابری مسلمانان و غیرمسلمانان در قانون مجازات اسلامی ایران 🔸تبعیض قضایی و حقوقی در جمهوری اسلامی، ریشه در احکامَ حجر - حجازی و داعشی اسلامی دارد که عملاً اصل برابری شهروندان را نقض میکند. 🔸قوانین مبتنی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘جمهوری اسلامی؛ آپارتاید قانونی در برابر تبعیض عملی در اسرائیل
(۱/۲)
🔸جنابِ دکتر جعفر نکونام در آخرین پستِ خود، به اصلاحیهای در قانون مجازات اسلامی ارجاع دادهاند که صرفا خونِ اهل کتاب (۳ دین غیر از اسلام) را محترم و آنان را جزئی از بنیبشر حساب کردهاست. در آغاز متنشان نیز از سخنِ برخی فقهای متاخر (بدون ارجاعی مشخص) یاد کردهاند، که روایاتِ مبنی بر عدم قصاص قتلِ نامسلمانان را با قرآن متناقض میدانند. در این مجال بهشکل مبسوط وارد این بحث نمیشویم که آیاتِ قرآنیِ (سوای سیره نبوی و احادیث) کمی نداریم که حکم قتل و تعرض و دستدرازی به نامسلمانان (و در واقع بیارزشیِ خون آنها در مقایسه با خون مسلمانان) را، در صورتی که جزیه ندهند، یا مسلمان نشوند را دادهاند.
🔺از این جهت، خونِ یک نامسلمانِ پیروِ دین ابراهیمی (و نهایتا زرتشتی و صائبی و...)، پس از عمل به حکم توصیهشده و ثوابآمیز جهاد ابتدایی، توسط مسلمانان و تصرف و غارت اموال، صرفا با پرداختِ جزیهی با خواری و ذلت و حقوقی نابرابر با مسلمانان حفظ میشود، ولی خونِ بوداییانِ بتپرست و هندوهای مشرک و شنتوییستهای ژاپنی و بسیاری ادیان دیگر، از جمله ادیان آفریقایی یا سرخپوستها و..، یا ناباوران و آتئیستها و.. مباح است و مال و نوامیسشان نیز به جنود جهادی و شهادتطلب اسلام تعلق دارد؛ و صحبت جزیه و... هم دیگر لازم نیست: یا اسلام یا مرگ با شمشیر رحمانی الله!
🔺پس در قانون اصلاحیهخورده نیز، قصاص نفس تنها در صورتی برای قاتل مسلمان اجرا میشود که مقتول نیز مسلمان باشد یا از اقلیتهای مذهبی به رسمیت شناختهشده در قانون اساسی (یهودی، مسیحی یا زرتشتی) باشد.
◾️لامذهبها، بوداییها و هندوها، مومنین ادیان آفریقایی: از آنجا که این گروهها جزو ادیان به رسمیت شناختهشده در قانون اساسی ایران نیستند، قتل آنها توسط یک مسلمان، مشمول قصاص نمیشود.
◾️مجازاتهای جایگزین: در چنین مواردی، قاتل به قصاص محکوم نمیشود، بلکه باید دیه پرداخت کند و ممکن است به مجازات زندان نیز محکوم شود.
🔺این مسئله، یکی از موارد اصلی نقد به سیستم قضایی ایران است که تبعیض مذهبی را در زمینهٔ حق حیات نشان میدهد و نمونهای آشکار است که با رژیم آپارتاید طرفیم که قوانینِ قضاییِ اسرائیل (که صبحو شام جز نقاط منفی آن برای ما بازگو نشده) اساسا با آن قابل قیاس نیست. این تبعیض، ناشی از عدم به رسمیت شناختن این ادیان در قانون اساسی ایران است، و از سیطرهی دیگرستیزی مذهبیِ قرآن و سنت نبوی، سرریز شده در قوانین جمهوری اسلامی، ناشی شدهاست.
🔺در اسرائیل، قانون به صورت رسمی برابری حقوق مدنی را برای همهٔ شهروندان، از جمله عربهای مسلمان، تضمین میکند. آنها حق رأی دارند، میتوانند در مناصب دولتی فعالیت کنند و از نظر قانونی دارای حقوق مشابه شهروندان یهودی هستند. اما تبعیض در عمل، در تخصیص بودجه، بازار کار و خدمات عمومی رخ میدهد.
🔶 تبعیض در جمهوری اسلامی ایران: مقایسه با اسرائیل
🔸با توجه به تعریف آپارتاید بهعنوان یک نظام تبعیضآمیز و نهادینه، میتوان تبعیضهای موجود در جمهوری اسلامی ایران را در ابعاد مختلف بررسی کرد و آن را با وضعیت شهروندان عرب در اسرائیل مقایسه نمود. در ایران، تبعیض به صورت قانونی و سیستماتیک در بسیاری از جنبههای اجتماعی و سیاسی نهادینه شده است، که این امر در مقایسه با تبعیضهای عملی در اسرائیل، ماهیت متفاوتی دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
تحکم مدرنیته به اصلاح شریعت
♦️اصلاح حکم قصاص غیرمسلمان به اقتضای مدرنیته
♦️در فقه شیعه، قول مشهور بر اساس روایاتی مانند «لا یُقتلُ مسلمٌ بکافر» این است که مسلمانی اگر غیرمسلمانی را بکشد، قصاص نمیشود؛ ولی برخی فقهای متأخر گفتهاند این روایات با قرآن تعارض دارد و باید مسلمان به خاطر کشتن غیرمسلمان بیگناه قصاص شود.
♦️در حقوق معاصر کشورهای اسلامی، بسیاری از دولتهای اسلامی امروز (مانند مصر، تونس، ترکیه) قوانین کیفری مدرن دارند که بر اساس اصل برابری انسانی، قصاص یا مجازات قتل برای مسلمان و غیرمسلمان یکسان است.
♦️در جمهوری اسلامی ایران، طبق قانون مجازات اسلامی (قبل از اصلاحات ۱۳۹۲)، مسلمان با کشتن غیرمسلمان ذمی قصاص نمیشد؛ اما در اصلاحیۀ ۱۳۹۲ این تبعیض حذف شد و الان اگر مسلمانی یک غیرمسلمان، نظیر یهودی، مسیحی یا زرتشتی را بکشد، مشمول قصاص نفس است. تنها تفاوت این است که در موارد خاص اگر اولیای دم بخواهند، میتوانند به جای قصاص، دیه بگیرند.
✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام
@dineaqlani
🔸جنابِ دکتر جعفر نکونام در آخرین پستِ خود، به اصلاحیهای در قانون مجازات اسلامی ارجاع دادهاند که صرفا خونِ اهل کتاب (۳ دین غیر از اسلام) را محترم و آنان را جزئی از بنیبشر حساب کردهاست. در آغاز متنشان نیز از سخنِ برخی فقهای متاخر (بدون ارجاعی مشخص) یاد کردهاند، که روایاتِ مبنی بر عدم قصاص قتلِ نامسلمانان را با قرآن متناقض میدانند. در این مجال بهشکل مبسوط وارد این بحث نمیشویم که آیاتِ قرآنیِ (سوای سیره نبوی و احادیث) کمی نداریم که حکم قتل و تعرض و دستدرازی به نامسلمانان (و در واقع بیارزشیِ خون آنها در مقایسه با خون مسلمانان) را، در صورتی که جزیه ندهند، یا مسلمان نشوند را دادهاند.
🔺از این جهت، خونِ یک نامسلمانِ پیروِ دین ابراهیمی (و نهایتا زرتشتی و صائبی و...)، پس از عمل به حکم توصیهشده و ثوابآمیز جهاد ابتدایی، توسط مسلمانان و تصرف و غارت اموال، صرفا با پرداختِ جزیهی با خواری و ذلت و حقوقی نابرابر با مسلمانان حفظ میشود، ولی خونِ بوداییانِ بتپرست و هندوهای مشرک و شنتوییستهای ژاپنی و بسیاری ادیان دیگر، از جمله ادیان آفریقایی یا سرخپوستها و..، یا ناباوران و آتئیستها و.. مباح است و مال و نوامیسشان نیز به جنود جهادی و شهادتطلب اسلام تعلق دارد؛ و صحبت جزیه و... هم دیگر لازم نیست: یا اسلام یا مرگ با شمشیر رحمانی الله!
🔺پس در قانون اصلاحیهخورده نیز، قصاص نفس تنها در صورتی برای قاتل مسلمان اجرا میشود که مقتول نیز مسلمان باشد یا از اقلیتهای مذهبی به رسمیت شناختهشده در قانون اساسی (یهودی، مسیحی یا زرتشتی) باشد.
◾️لامذهبها، بوداییها و هندوها، مومنین ادیان آفریقایی: از آنجا که این گروهها جزو ادیان به رسمیت شناختهشده در قانون اساسی ایران نیستند، قتل آنها توسط یک مسلمان، مشمول قصاص نمیشود.
◾️مجازاتهای جایگزین: در چنین مواردی، قاتل به قصاص محکوم نمیشود، بلکه باید دیه پرداخت کند و ممکن است به مجازات زندان نیز محکوم شود.
🔺این مسئله، یکی از موارد اصلی نقد به سیستم قضایی ایران است که تبعیض مذهبی را در زمینهٔ حق حیات نشان میدهد و نمونهای آشکار است که با رژیم آپارتاید طرفیم که قوانینِ قضاییِ اسرائیل (که صبحو شام جز نقاط منفی آن برای ما بازگو نشده) اساسا با آن قابل قیاس نیست. این تبعیض، ناشی از عدم به رسمیت شناختن این ادیان در قانون اساسی ایران است، و از سیطرهی دیگرستیزی مذهبیِ قرآن و سنت نبوی، سرریز شده در قوانین جمهوری اسلامی، ناشی شدهاست.
🔺در اسرائیل، قانون به صورت رسمی برابری حقوق مدنی را برای همهٔ شهروندان، از جمله عربهای مسلمان، تضمین میکند. آنها حق رأی دارند، میتوانند در مناصب دولتی فعالیت کنند و از نظر قانونی دارای حقوق مشابه شهروندان یهودی هستند. اما تبعیض در عمل، در تخصیص بودجه، بازار کار و خدمات عمومی رخ میدهد.
🔶 تبعیض در جمهوری اسلامی ایران: مقایسه با اسرائیل
🔸با توجه به تعریف آپارتاید بهعنوان یک نظام تبعیضآمیز و نهادینه، میتوان تبعیضهای موجود در جمهوری اسلامی ایران را در ابعاد مختلف بررسی کرد و آن را با وضعیت شهروندان عرب در اسرائیل مقایسه نمود. در ایران، تبعیض به صورت قانونی و سیستماتیک در بسیاری از جنبههای اجتماعی و سیاسی نهادینه شده است، که این امر در مقایسه با تبعیضهای عملی در اسرائیل، ماهیت متفاوتی دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘جمهوری اسلامی؛ آپارتاید قانونی در برابر تبعیض عملی در اسرائیل
(۲/۲)
🔶 تبعیض مذهبی
▪️حق حیات: همانطور که اشاره کردیم، در ایران، حق حیات به صورت نابرابر در قوانین کیفری وجود دارد. قصاص مسلمان به دلیل قتل غیرمسلمانانی مانند بهائیان، لامذهبها، هندوها یا بوداییها اجرا نمیشود. این در حالی است که در اسرائیل، قانوناً هیچ تبعیضی در حق حیات میان شهروندان یهودی و عرب وجود ندارد، هرچند که در عمل، انتقاداتی به اجرای قانون وارد است.
▪️تحصیل و اشتغال: بهائیان در ایران به طور سیستماتیک از ورود به دانشگاهها و مناصب دولتی، نظامی و سیاسی محروم هستند. این محرومیت، یک سیاست رسمی و نهادینه شده است. در مقابل، شهروندان عرب اسرائیل به صورت قانونی حق تحصیل در دانشگاه و ورود به مناصب سیاسی و نظامی را دارند، هرچند که در عمل ممکن است با نابرابری و تبعیض مواجه شوند.
🔶 تبعیض جنسیتی
▪️مشارکت سیاسی و قضایی: در جمهوری اسلامی، زنان از تصدی مناصب کلیدی مانند ریاست جمهوری، ریاست قوه قضائیه، قضاوت و وزارتهای مهم محروم هستند. این محرومیت قانونی و آشکار، یک تبعیض جنسیتی نهادینه است. در اسرائیل، این محدودیتهای قانونی برای زنان وجود ندارد و آنها میتوانند به بالاترین سطوح سیاسی و قضایی دست یابند. برای مثال، گلدا مایر به مقام نخستوزیری رسید و میریام ناور به عنوان رئیس دادگاه عالی خدمت کرد.
▪️حقوق اجتماعی: در ایران، زنان برای ورود به ورزشگاهها با محدودیت مواجه هستند و حجاب اجباری برای آنها اعمال میشود. این موارد، آزادیهای فردی و اجتماعی زنان را به شدت محدود میکند. در اسرائیل، زنان با چنین محدودیتهای قانونی روبرو نیستند.
🔺جمعبندی: این مقایسه نشان میدهد که ماهیت تبعیض در ایران و اسرائیل متفاوت است. در ایران، تبعیض به صورت قانونی و آشکار در زمینههای مذهبی و جنسیتی وجود دارد و به حقوق بنیادین شهروندان حمله میکند. اما در اسرائیل، تبعیض بیشتر در اجرای قوانین و در سطوح اجتماعی و اقتصادی رخ میدهد. این بدان معناست که در ایران، نظام قانونی خود مبنای تبعیض است، در حالی که در اسرائیل، قوانین به صورت رسمی برابری را تضمین میکنند، اما در عمل و سیاستهای اجرایی، نابرابریهایی وجود دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🔶 تبعیض مذهبی
▪️حق حیات: همانطور که اشاره کردیم، در ایران، حق حیات به صورت نابرابر در قوانین کیفری وجود دارد. قصاص مسلمان به دلیل قتل غیرمسلمانانی مانند بهائیان، لامذهبها، هندوها یا بوداییها اجرا نمیشود. این در حالی است که در اسرائیل، قانوناً هیچ تبعیضی در حق حیات میان شهروندان یهودی و عرب وجود ندارد، هرچند که در عمل، انتقاداتی به اجرای قانون وارد است.
▪️تحصیل و اشتغال: بهائیان در ایران به طور سیستماتیک از ورود به دانشگاهها و مناصب دولتی، نظامی و سیاسی محروم هستند. این محرومیت، یک سیاست رسمی و نهادینه شده است. در مقابل، شهروندان عرب اسرائیل به صورت قانونی حق تحصیل در دانشگاه و ورود به مناصب سیاسی و نظامی را دارند، هرچند که در عمل ممکن است با نابرابری و تبعیض مواجه شوند.
🔶 تبعیض جنسیتی
▪️مشارکت سیاسی و قضایی: در جمهوری اسلامی، زنان از تصدی مناصب کلیدی مانند ریاست جمهوری، ریاست قوه قضائیه، قضاوت و وزارتهای مهم محروم هستند. این محرومیت قانونی و آشکار، یک تبعیض جنسیتی نهادینه است. در اسرائیل، این محدودیتهای قانونی برای زنان وجود ندارد و آنها میتوانند به بالاترین سطوح سیاسی و قضایی دست یابند. برای مثال، گلدا مایر به مقام نخستوزیری رسید و میریام ناور به عنوان رئیس دادگاه عالی خدمت کرد.
▪️حقوق اجتماعی: در ایران، زنان برای ورود به ورزشگاهها با محدودیت مواجه هستند و حجاب اجباری برای آنها اعمال میشود. این موارد، آزادیهای فردی و اجتماعی زنان را به شدت محدود میکند. در اسرائیل، زنان با چنین محدودیتهای قانونی روبرو نیستند.
🔺جمعبندی: این مقایسه نشان میدهد که ماهیت تبعیض در ایران و اسرائیل متفاوت است. در ایران، تبعیض به صورت قانونی و آشکار در زمینههای مذهبی و جنسیتی وجود دارد و به حقوق بنیادین شهروندان حمله میکند. اما در اسرائیل، تبعیض بیشتر در اجرای قوانین و در سطوح اجتماعی و اقتصادی رخ میدهد. این بدان معناست که در ایران، نظام قانونی خود مبنای تبعیض است، در حالی که در اسرائیل، قوانین به صورت رسمی برابری را تضمین میکنند، اما در عمل و سیاستهای اجرایی، نابرابریهایی وجود دارد.
📕چرا به ج.ا «رژیمِ آپارتاید» نمیگویید؟
📕نتانیاهو در دوراهی قدرت و قانون
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
📕نقدی بر مهدی نصیری در تقلیلگرایی یهودستیزی اسلامی
📕شوروی و «آرمان فلسطین»
.
#حکومت_اسلامی#استمرارطالبان #نقد_چپ #نقد_اسلام #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ولی روزی این ملت سخن خواهد گفت، بترس از آن روز!
🔸بیژن عبدالکریمی چنان از جایگاهِ یک استاد دانشگاه و انسانِ اهل فلسفه فاصله گرفته و در نقشِ یک عنصرِ ذوبِ در نظام و نگاه ایدئولوژیکِ حزباللهیها فرو رفته، که سوپاپ اطمینانی چون زیباکلام که گفتهبود اگر روزی نظام بخواهد سقوط کند، اسلحه بدست میگیرم و مقابل مردم میایستم، او را سوژهی کمدی و مضحکهی خود قرار میدهد و میآید تمام سخنانش را بشکل «اعتراف اجباری» اجرا میکند، و فقط یک جمله در پایان نمایشِ اعترافاتش میافزاید:
🔸این حد از عدم آگاهیِ سیاسی و ناخودآگاهی به نقاطِ ضعف اساسیِ تکرارشونده در مباحث، برای یک دانشگاهی و فلسفهخوانده بسی مایهی تاسف است. ای کاش صرفا بحثِ منافع یا ترس از برخی فشارها یا رو شدنِ برخی مسائل خصوصی باشد، یا حتی تقلا برای نفوذ و خود-خرفتسازیِ عامدانه [ر.ک. طلبِ جهاد در 'جهان نیچهای'؟! نشانۀ 'نفوذ' یا ثمرۀ 'بلاهتِ سیستمی'؟ ]، وگرنه واقعا کمهوشی و شعارزدگی و خوابزدگی و عدم درکِ واقعبینانهی عبدالکریمی، در میان احدی از اهل فکر و حتی غربستیزترین روشنفکرانِ چپ نیز وجود ندارد.
🔸اینکه مشکلاتِ اقتصادی را به سر نیروهای تدارکاتچی و بیاختیار ولیفقیه که خودِ ولیفقیه به مردم دیکته کردهبود (و از یاران غار و عوامل اصلی بالا آمدن خودش به مقام رهبری بودند)، و هیچ جز اجرای منویاتش در حیطه اختیاراتشان نبوده و نیست، بیاندازیم، صرفا از بیشعوریِ حاد یا پفیوزی است؛ یک بسیجی اگر چنین کند که ذوب در مشتی خرافات و اباطیل و توهم نائب امام زمان بودن پیشواست و هیچ بویی از فلسفه و ضرورتِ التزام به فکتها و عقلانیت نبرده، باز قابل درک است، نه کسی ادعاهاش سقفِ آسمان را سوراخ میکند، و بشکلی خودشیفتهوار، کل روشنفکرانِ یک جامعه را پایینتر از خود تصور میکند، و هر روز در حالِ داوری آنها از اوج قلهی حقیقت و محکومسازی آنها است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸بیژن عبدالکریمی چنان از جایگاهِ یک استاد دانشگاه و انسانِ اهل فلسفه فاصله گرفته و در نقشِ یک عنصرِ ذوبِ در نظام و نگاه ایدئولوژیکِ حزباللهیها فرو رفته، که سوپاپ اطمینانی چون زیباکلام که گفتهبود اگر روزی نظام بخواهد سقوط کند، اسلحه بدست میگیرم و مقابل مردم میایستم، او را سوژهی کمدی و مضحکهی خود قرار میدهد و میآید تمام سخنانش را بشکل «اعتراف اجباری» اجرا میکند، و فقط یک جمله در پایان نمایشِ اعترافاتش میافزاید:
ولی روزی این ملت سخن خواهد گفت، بترس از آن روز!
🔸این حد از عدم آگاهیِ سیاسی و ناخودآگاهی به نقاطِ ضعف اساسیِ تکرارشونده در مباحث، برای یک دانشگاهی و فلسفهخوانده بسی مایهی تاسف است. ای کاش صرفا بحثِ منافع یا ترس از برخی فشارها یا رو شدنِ برخی مسائل خصوصی باشد، یا حتی تقلا برای نفوذ و خود-خرفتسازیِ عامدانه [ر.ک. طلبِ جهاد در 'جهان نیچهای'؟! نشانۀ 'نفوذ' یا ثمرۀ 'بلاهتِ سیستمی'؟ ]، وگرنه واقعا کمهوشی و شعارزدگی و خوابزدگی و عدم درکِ واقعبینانهی عبدالکریمی، در میان احدی از اهل فکر و حتی غربستیزترین روشنفکرانِ چپ نیز وجود ندارد.
🔸اینکه مشکلاتِ اقتصادی را به سر نیروهای تدارکاتچی و بیاختیار ولیفقیه که خودِ ولیفقیه به مردم دیکته کردهبود (و از یاران غار و عوامل اصلی بالا آمدن خودش به مقام رهبری بودند)، و هیچ جز اجرای منویاتش در حیطه اختیاراتشان نبوده و نیست، بیاندازیم، صرفا از بیشعوریِ حاد یا پفیوزی است؛ یک بسیجی اگر چنین کند که ذوب در مشتی خرافات و اباطیل و توهم نائب امام زمان بودن پیشواست و هیچ بویی از فلسفه و ضرورتِ التزام به فکتها و عقلانیت نبرده، باز قابل درک است، نه کسی ادعاهاش سقفِ آسمان را سوراخ میکند، و بشکلی خودشیفتهوار، کل روشنفکرانِ یک جامعه را پایینتر از خود تصور میکند، و هر روز در حالِ داوری آنها از اوج قلهی حقیقت و محکومسازی آنها است.
📕از فلسفه تا خطابههای بازاری
📕توهم نئولیبرالیسم در ایران؛ یاوهای برای توجیه قدرت رانتی
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از بیسوادی سیاسی تا بیوجدانی اخلاقی
📺 آدرس غلط یا رساییِ سهتیغکرده
📕وقتی ایران گروگانِ ایدئولوژیپردازان میشود
📕سُقراطُ الوِلاية
📕«اصغر لجن و علی گاوکش» در دانشگاه
📺کاریکاتوری بدبو از شریعتی
📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار
📕سارق فلاسفه و تطهیر «نظام سلطۀ» اسلامی
📺 مقاومت میکنیم ولو ببازیم!
.
#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فلسفه در خدمت قدرت
— تحلیلی بر مواضع و رفتار دکتر عبدالکریمی در مناظره اخیر
✍🏻 #شهرام_عین
🍂 تاریخ اندیشه نشان داده است که فلسفه میتواند هم ابزار نقد قدرت باشد و هم به خدمت مشروعیتبخشی قدرت درآید. از هایدگر در دهه ۱۹۳۰ تا کارل اشمیت و فیلسوفان رسمی بلوک شرق، نمونههای متعددی از تبدیل متفکر به ایدئولوگ وجود دارد. مناظره اخیر دکتر عبدالکریمی با یکی از اساتید سیاست، نمونهای معاصر از این نسبت است؛ جایی که زبان فلسفی به ابزار مشروعیتبخشی و دفاع از حکومت تبدیل میشود.
۱. مطلقاندیشی و خودمرجعپنداری
عبدالکریمی در گفتار خود نشان داد که حقیقت را در انحصار خود میبیند و دیگران را ناآگاه یا حتی خطرناک معرفی میکند. این نوع مطلقاندیشی، با روح فلسفه که بر پرسشگری، تردید و امکان خطا بناست، در تضاد کامل است. فلسفه از سقراط تا هابرماس همواره به گفتوگو و نقد تاکید داشته است؛ اما در مواضع عبدالکریمی، جایگزین پرسشگری، خطابهای داورانه و قطعی شده است.
۲. اخلاق دوگانه در زبان
وی از یکسو با عباراتی مودبانه مانند «زیباکلام عزیز» یا «دوست گرانمایه» ظاهر بهظاهر محترمانهای میسازد، اما بلافاصله همان فرد را «بیسواد»، «بحرانی» یا «عامل اسرائیل» مینامد. این تضاد میان ادب ظاهری و خشونت محتوایی، نشاندهندهی استفاده از زبان فلسفی به عنوان ابزار برچسبزنی و تخریب است.
۳. نفوذ منطق امنیتی
در استدلالهای او، نشانههای آشکار منطق امنیتی دیده میشود: اتهام به «ایجاد بحران»، «علامت دادن به اسرائیل» یا «مانع شدن در مسیر نظام». این زبان، یادآور سازوکارهای امنیتی و سیاسی است و بهجای گفتوگوی علمی، یادآور بازجویی یا پروندهسازی است.
۴. الگوهای تاریخی و مقایسه
مقایسه عبدالکریمی با هایدگر یا اشمیت تنها استعاره نیست. همانگونه که آنان کوشیدند با زبان فلسفه، مشروعیت سیاسی ایجاد کنند، امروز نیز عبدالکریمی با ژست فلسفی در پی دفاع از جمهوری اسلامی است. در هر دو نمونه، فلسفه بهجای نقد، در خدمت ایدئولوژی قرار گرفته و استقلال متفکر قربانی شده است.
📌 مناظره اخیر نشان داد که بحران فلسفه در ایران فراتر از ضعف نظریهپردازی است. وقتی استاد فلسفه در مقام «فیلسوف-ایدئولوگ حکومتی» ظاهر میشود، گفتوگو و نقد از میان میرود. فلسفهای که به تبلیغات فروکاسته شود، نه ابزار روشنکردن حقیقت است و نه امکان نقد قدرت را فراهم میکند؛ بلکه به بازتولید قدرت و مشروعیتسازی آن تقلیل مییابد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تحلیلی بر مواضع و رفتار دکتر عبدالکریمی در مناظره اخیر
✍🏻 #شهرام_عین
🍂 تاریخ اندیشه نشان داده است که فلسفه میتواند هم ابزار نقد قدرت باشد و هم به خدمت مشروعیتبخشی قدرت درآید. از هایدگر در دهه ۱۹۳۰ تا کارل اشمیت و فیلسوفان رسمی بلوک شرق، نمونههای متعددی از تبدیل متفکر به ایدئولوگ وجود دارد. مناظره اخیر دکتر عبدالکریمی با یکی از اساتید سیاست، نمونهای معاصر از این نسبت است؛ جایی که زبان فلسفی به ابزار مشروعیتبخشی و دفاع از حکومت تبدیل میشود.
۱. مطلقاندیشی و خودمرجعپنداری
عبدالکریمی در گفتار خود نشان داد که حقیقت را در انحصار خود میبیند و دیگران را ناآگاه یا حتی خطرناک معرفی میکند. این نوع مطلقاندیشی، با روح فلسفه که بر پرسشگری، تردید و امکان خطا بناست، در تضاد کامل است. فلسفه از سقراط تا هابرماس همواره به گفتوگو و نقد تاکید داشته است؛ اما در مواضع عبدالکریمی، جایگزین پرسشگری، خطابهای داورانه و قطعی شده است.
۲. اخلاق دوگانه در زبان
وی از یکسو با عباراتی مودبانه مانند «زیباکلام عزیز» یا «دوست گرانمایه» ظاهر بهظاهر محترمانهای میسازد، اما بلافاصله همان فرد را «بیسواد»، «بحرانی» یا «عامل اسرائیل» مینامد. این تضاد میان ادب ظاهری و خشونت محتوایی، نشاندهندهی استفاده از زبان فلسفی به عنوان ابزار برچسبزنی و تخریب است.
۳. نفوذ منطق امنیتی
در استدلالهای او، نشانههای آشکار منطق امنیتی دیده میشود: اتهام به «ایجاد بحران»، «علامت دادن به اسرائیل» یا «مانع شدن در مسیر نظام». این زبان، یادآور سازوکارهای امنیتی و سیاسی است و بهجای گفتوگوی علمی، یادآور بازجویی یا پروندهسازی است.
۴. الگوهای تاریخی و مقایسه
مقایسه عبدالکریمی با هایدگر یا اشمیت تنها استعاره نیست. همانگونه که آنان کوشیدند با زبان فلسفه، مشروعیت سیاسی ایجاد کنند، امروز نیز عبدالکریمی با ژست فلسفی در پی دفاع از جمهوری اسلامی است. در هر دو نمونه، فلسفه بهجای نقد، در خدمت ایدئولوژی قرار گرفته و استقلال متفکر قربانی شده است.
📌 مناظره اخیر نشان داد که بحران فلسفه در ایران فراتر از ضعف نظریهپردازی است. وقتی استاد فلسفه در مقام «فیلسوف-ایدئولوگ حکومتی» ظاهر میشود، گفتوگو و نقد از میان میرود. فلسفهای که به تبلیغات فروکاسته شود، نه ابزار روشنکردن حقیقت است و نه امکان نقد قدرت را فراهم میکند؛ بلکه به بازتولید قدرت و مشروعیتسازی آن تقلیل مییابد.
📕 طلبِ جهاد در 'جهان نیچهای'؟! نشانۀ 'نفوذ' یا ثمرۀ 'بلاهتِ سیستمی'؟
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از بیسوادی سیاسی تا بیوجدانی اخلاقی
📺 آدرس غلط یا رساییِ سهتیغکرده 😅
📕وقتی ایران گروگانِ ایدئولوژیپردازان میشود
📕سُقراطُ الوِلاية
📕«اصغر لجن و علی گاوکش» در دانشگاه
📺کاریکاتوری بدبو از شریعتی
📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار
📕سارق فلاسفه و تطهیر «نظام سلطۀ» اسلامی
📺 سفیر روسیه و بیژن
📺 صفروف و بیژن
📺 مقاومت میکنیم ولو ببازیم!
📺 عبدِ حسینیسمِ/امتگراییِ خمینی
📕جنگ برای چنین کسانی نعمت است؟
📕 رحیمپور ازغدی سهتیغکرده
📻بیژن، نخبگان عمیق و آبادان
📺 خودفیلسوفپندار ابرمغلطهکار
📺 ژاپن بیغیرت و سربازان آمریکایی
📻دربارۀ «آیین قدرت» و آیندۀ ایران
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📕امآریآیِ بهاصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی
📕نقد پاسخ ایدئولوگ «مقاومت، حکومت و رهبری»
.
#استمرارطالبان #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بیژن عبدالکریمی و نگاهِ تکچشمیِ مارکسیسمِ شیعی
(۱/۲)
✍🏻 #محمود_کریمی
🔻دو تناقض و خلطِ مهم در این ویدیو وجود دارد:
۱. بیژن عبدالکریمی در بخشی از گفتگو میگوید:
🔺در نگاهِ عبدالکریمی نیروی نفی صرفا نیروهای واجدِ نگاه چپگرایانه و غربستیزانه برای مقابله با آمریکا و اسرائیل فهم میشود. بهخاطر همین، مثالی هم که میزند چگوآرا و مبارزاتش است، یا در ادامه، از مارکس و ضرورتِ ظهور آن دفاع میکند (یا ایدئولوژی را با بیانِ مارکسی فهم می کند که صرفا روبناست و هیچ نقش زیربناییای ندارد). به همین جهت است که درحالیکه محافظهکارانهترین و حکومتیترین مواضع میان روشنفکران (تا سر حد گرفتار شدن به ننگِ پروندهسازی و توجیه برخورد با مصطفی مهرآیین و دفاع و نرمالسازی رفتار نیروهای سرکوب و فشار جمهوری اسلامی) از زبان او طرح میشود، که مبادا ج.ا برود که زمین سوخته رخ خواهد داد، و حتی سقوطِ سفاکانی چون قذافی و اسد و صدام، که نتانیاهو در حجم و کیفیتِ جنایات و توحش (آن هم با مردم هموطن و همدین خود) بهگرد پایشان نمیرسد را، چون غرب و آمریکا پشت مردمِ آنها بوده، چون تنها نیروهای نفیِ نظامِ جهانی موجود میبیند، اشتباهِ مهلکِ ملتهای مسلمان و از دست رفتنِ سنگر مبارزه با استکبار جهانی و نظام سلطه میداند!
🔺در واقع، نیروی نفی در نظر فیلسوفِ محوِ محو مقاومت، نیروییست که به جنگِ نظام سلطه و سرمایهداری، به رهبری آمریکا و یهودیان اسرائیل برود، وگرنه هر حکومتی که در مقابل آنها ایستاده، اگر سقوط کند، یک گام به تسلیم به نظام سرمایهداری و سلطۀ زندگیمحوری لیبرالیسم نزدیکتر میشویم! پس نیرویی که با انواع روشها از بقای چنین نظامهایی حمایت میکند و جنایات و ناکارآمدیشان را توجیه میکند و اپوزیسیون آنها را میزند، بخشی از نیروی نفی است، و نه نیروی توجیهگر یا نیروی سرکوب و نیروی سلطه!
🔺برادران سپاهی و بسیجی و بچههای انقلاب و تروریستهایی چون حماس و یحیی سنوار و حنیفنژادِ مجاهد خلق، به همین جهت مهمترین تکیهگاهِ علنیِ چنین فیلسوفی میشوند و «شهیدانِ تاریخ» و موضوعِ «سلامها و احترام» او، درحالیکه روشنفکران و بخش مدرن جامعه، دشمنان و خیانتکاران یا نهایتا تودۀ غربپرست غیرقابل اعتماد و با تحلیلهای سطحی و بیریشه در تاریخیتِ سوژهی ایرانی-شیعیِ با گرایشِ چپِ مبارز با نظم جهانی.
۲. در ادامه عبدالکریمی سوالی طرح میکند مبنی بر اینکه:
🔺اشکال این طرح بحث در آن است که با نگاهی نزدیک به رویکرد مارکسیستی، از درک رابطهی دوسویه و پیچیده میان ایدئولوژی و قدرت باز میماند. درست است که ایدئولوژی میتواند به عنوان ابزاری استراتژیک برای اهداف سیاسی و نظامی به کار رود، اما این نگاه، ماهیت واقعی ایدئولوژی را نادیده میگیرد؛ چنین نگاهِ تکسویهای از یک فیلسوفِ هایدگری که بنا به آموزههای او، «ابزارِ صرف دیدن تکنولوژی» را ابلهانه میداند، بعید است، و نشانۀ عدم نگاهِ فلسفی و غلبۀ نگاهِ مارکسی بر چشمان او.
🔺ایدئولوژی تنها یک ابزار بیجان در دست حاکمان نیست، بلکه یک نیروی زنده و فعال است که اهداف، انگیزهها و حتی روشهای کسب قدرت را شکل میدهد. ایدئولوژیها، بهویژه زمانی که به قدرت سیاسی تبدیل میشوند، جهان را به دوگانههای سادهای چون «خودی/غیرخودی»، «حق/باطل» و «پاک/ناپاک» فرومیکاهند. این سادهسازی، مانع از درک پیچیدگیهای واقعیت میشود و ایدئولوژی را به ابزاری برای توجیه تصمیمات غیرمنطقی تبدیل میکند.
🔺در این چارچوب، ایدئولوژی، واقعیت را نه آنطور که هست، بلکه آنطور که باید باشد، به تصویر میکشد و تمام تلاش خود را برای محقق کردن این تصویر آرمانی به کار میگیرد. این نگاه به ویژه در ایدئولوژیهای «آخرالزمانی» با داشتنِ تمی با عنوانِ «پایان تاریخ» در آنها، خطرناک میشود. این جهانبینیها معتقدند که یک تحول نهایی و قطعی در پیش است و هرگونه مصالحه یا راهحل میانی بیمعناست. این رویکرد، حکومت را به سوی تصمیمگیریهای غیرعقلانی سوق میدهد و منجر به سرکوبها و خشونتهای جنونآمیز و ناضرور شود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #محمود_کریمی
🔻دو تناقض و خلطِ مهم در این ویدیو وجود دارد:
۱. بیژن عبدالکریمی در بخشی از گفتگو میگوید:
روشنفکران در جهان جدید بهجای نیروی نفی، به نیروی اثبات و توجیهگر وضع موجود تبدیل شدهاند.
🔺در نگاهِ عبدالکریمی نیروی نفی صرفا نیروهای واجدِ نگاه چپگرایانه و غربستیزانه برای مقابله با آمریکا و اسرائیل فهم میشود. بهخاطر همین، مثالی هم که میزند چگوآرا و مبارزاتش است، یا در ادامه، از مارکس و ضرورتِ ظهور آن دفاع میکند (یا ایدئولوژی را با بیانِ مارکسی فهم می کند که صرفا روبناست و هیچ نقش زیربناییای ندارد). به همین جهت است که درحالیکه محافظهکارانهترین و حکومتیترین مواضع میان روشنفکران (تا سر حد گرفتار شدن به ننگِ پروندهسازی و توجیه برخورد با مصطفی مهرآیین و دفاع و نرمالسازی رفتار نیروهای سرکوب و فشار جمهوری اسلامی) از زبان او طرح میشود، که مبادا ج.ا برود که زمین سوخته رخ خواهد داد، و حتی سقوطِ سفاکانی چون قذافی و اسد و صدام، که نتانیاهو در حجم و کیفیتِ جنایات و توحش (آن هم با مردم هموطن و همدین خود) بهگرد پایشان نمیرسد را، چون غرب و آمریکا پشت مردمِ آنها بوده، چون تنها نیروهای نفیِ نظامِ جهانی موجود میبیند، اشتباهِ مهلکِ ملتهای مسلمان و از دست رفتنِ سنگر مبارزه با استکبار جهانی و نظام سلطه میداند!
🔺در واقع، نیروی نفی در نظر فیلسوفِ محوِ محو مقاومت، نیروییست که به جنگِ نظام سلطه و سرمایهداری، به رهبری آمریکا و یهودیان اسرائیل برود، وگرنه هر حکومتی که در مقابل آنها ایستاده، اگر سقوط کند، یک گام به تسلیم به نظام سرمایهداری و سلطۀ زندگیمحوری لیبرالیسم نزدیکتر میشویم! پس نیرویی که با انواع روشها از بقای چنین نظامهایی حمایت میکند و جنایات و ناکارآمدیشان را توجیه میکند و اپوزیسیون آنها را میزند، بخشی از نیروی نفی است، و نه نیروی توجیهگر یا نیروی سرکوب و نیروی سلطه!
🔺برادران سپاهی و بسیجی و بچههای انقلاب و تروریستهایی چون حماس و یحیی سنوار و حنیفنژادِ مجاهد خلق، به همین جهت مهمترین تکیهگاهِ علنیِ چنین فیلسوفی میشوند و «شهیدانِ تاریخ» و موضوعِ «سلامها و احترام» او، درحالیکه روشنفکران و بخش مدرن جامعه، دشمنان و خیانتکاران یا نهایتا تودۀ غربپرست غیرقابل اعتماد و با تحلیلهای سطحی و بیریشه در تاریخیتِ سوژهی ایرانی-شیعیِ با گرایشِ چپِ مبارز با نظم جهانی.
۲. در ادامه عبدالکریمی سوالی طرح میکند مبنی بر اینکه:
«ایدئولوژی زیربنای مناسبات سیاسی است یا روبناست برای تولید قدرت؟ مساله اصلی قدرته، نه ایدئولوژی. و این فریب مردمه که بگوییم حکومت ج.ا ایدئولوژیک است. حکومتها برای تولید قدرت دست به تولید ایدئولوژی میزنند و ج.ا از این جهت با هیچ حکومتی فرق نمیکند؛ صفویه برای ایجاد قدرت در مقابل عثمانیها شیعهگری میکند، نه چون شیعهگره، مقابل عثمانیها قد علم میکنه. اردوغان هم همینطور نئوعثمانیگری میکنه به این جهت. تجاوز به یک دختر بخاطر شهوت من است و نه آیات و احادیثی که کنیز حربی را میداند. ایدئولوژی صرفا توجیهگر است».
🔺اشکال این طرح بحث در آن است که با نگاهی نزدیک به رویکرد مارکسیستی، از درک رابطهی دوسویه و پیچیده میان ایدئولوژی و قدرت باز میماند. درست است که ایدئولوژی میتواند به عنوان ابزاری استراتژیک برای اهداف سیاسی و نظامی به کار رود، اما این نگاه، ماهیت واقعی ایدئولوژی را نادیده میگیرد؛ چنین نگاهِ تکسویهای از یک فیلسوفِ هایدگری که بنا به آموزههای او، «ابزارِ صرف دیدن تکنولوژی» را ابلهانه میداند، بعید است، و نشانۀ عدم نگاهِ فلسفی و غلبۀ نگاهِ مارکسی بر چشمان او.
🔺ایدئولوژی تنها یک ابزار بیجان در دست حاکمان نیست، بلکه یک نیروی زنده و فعال است که اهداف، انگیزهها و حتی روشهای کسب قدرت را شکل میدهد. ایدئولوژیها، بهویژه زمانی که به قدرت سیاسی تبدیل میشوند، جهان را به دوگانههای سادهای چون «خودی/غیرخودی»، «حق/باطل» و «پاک/ناپاک» فرومیکاهند. این سادهسازی، مانع از درک پیچیدگیهای واقعیت میشود و ایدئولوژی را به ابزاری برای توجیه تصمیمات غیرمنطقی تبدیل میکند.
🔺در این چارچوب، ایدئولوژی، واقعیت را نه آنطور که هست، بلکه آنطور که باید باشد، به تصویر میکشد و تمام تلاش خود را برای محقق کردن این تصویر آرمانی به کار میگیرد. این نگاه به ویژه در ایدئولوژیهای «آخرالزمانی» با داشتنِ تمی با عنوانِ «پایان تاریخ» در آنها، خطرناک میشود. این جهانبینیها معتقدند که یک تحول نهایی و قطعی در پیش است و هرگونه مصالحه یا راهحل میانی بیمعناست. این رویکرد، حکومت را به سوی تصمیمگیریهای غیرعقلانی سوق میدهد و منجر به سرکوبها و خشونتهای جنونآمیز و ناضرور شود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بیژن عبدالکریمی و نگاهِ تکچشمیِ مارکسیسمِ شیعی
(۲/۲)
✍🏻 #محمود_کریمی
▪️شوروی و آرمانشهر کمونیستی: اتحاد جماهیر شوروی نمونهٔ بارز یک حکومت با ایدئولوژی آخرالزمانی بود. این حکومت با وعدهٔ «پایان تاریخ» در قالب انقلاب پرولتاریا و رسیدن به جامعهٔ بیطبقهٔ کمونیستی، تمامی مخالفان را بهنام «دشمن پرولتاریا» سرکوب کرد. اما همین ایدئولوژی، آن را از واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی جدا کرد. عدم درک نیازهای بازار، سرکوب خلاقیت فردی و نادیده گرفتن حقوق بشر، در نهایت به فروپاشی این حکومت منجر شد.
▪️ج.ا و مهدویت: در مورد ج.ا، این نقد بر مبنای ایدئولوژی مهدویت و آخرالزمانی وارد است. دیدگاه آخرالزمانی شیعی، جهان را به یک نبرد نهایی میان «اسلام» و «کفر» تقلیل میدهد. این رویکرد، مانع از درک روابط پیچیدهٔ بینالمللی و نیاز به تعامل با جهان میشود. در این دیدگاه، هرگونه تغییر در سیاستها یا سازش با مخالفان، نوعی خیانت به آرمان نهایی تلقی میشود که همین امر تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی را به شدت تحتتأثیر قرار میدهد.
👈 نوع مواجهه با عربستان تا همین چند سال اخیر (قبل فشار چین)، که محوِ آل سعود و موشکبارانش شعارِ علنی ج.ا (از نماز جمعهها تا بیت) بود و سفارت آن نیز، مشابه سفارت انگلیس، توسط نیروهای ایدئولوژیکِ حکومت اشغال شد، تا اشغال سفارت آمریکا و عدم بازگشایی آن بعد از نیمقرن و تحمیلکردن انواع فشار و فلاکتِ استثنایی و بدونِ دلیل به ایرانیان، همه و همه نشانههای آشکار از ایدئولوژیک بودنِ حکومتی غیرنرمال هستند که نظیر آن حتی در شوروی و چین در دورۀ غلبۀ کمونیسم دیده نمیشود؛ ایدئولوژیای که اتفاقا فهمی از قدرت و مناسبات آن ندارد و عمیقا فرقهای و نهیلیستی و مبتنی بر اوهامِ آخرالزمانی است؛ کافیست فقط این رویکرد حکومتِ ج.ا را با نوع مواجههی طالبان در افغانستان و جولانی در سوریه با سفارت کشورهای دیگر، و درکِ ضرورتِ رابطهی حسنه با همه قدرتهای جهانی مقایسه کنیم، تا عمقِ مهمل بودنِ دفاعیهنویسی و مالهکشی عبدالکریمی بر ایدئولوژیک بودنِ حکومت شیعی را متوجه شویم.
🔻تمامی حکومتها برای بقای خود به نوعی از مشروعیتبخشی نیاز دارند، اما شدت و نوع وابستگی آنها به یک ایدئولوژی متفاوت است. میتوان آنها را در طیفی از «بسیار ایدئولوژیک» تا «بسیار عملگرا (پراگماتیک)» قرار داد.
✊🏻 قدرتهای بسیار ایدئولوژیک: در این نوع حکومتها، یک ایدئولوژی خاص، نقطه کانونی مشروعیت و راهنمای تمامی سیاستها است. قوانین، نهادها، و حتی زندگی اجتماعی مردم به شدت با اصول ایدئولوژیک گره خورده است. نمونههای بارز این حکومتها، آلمان نازی، اتحاد جماهیر شوروی و جمهوری اسلامی هستند.
🤝 قدرتهای عملگرا (پراگماتیک): این حکومتها ممکن است یک ایدئولوژی بنیادین (مثل لیبرال دموکراسی) داشته باشند، اما عملکرد آنها بیشتر بر مبنای منافع ملی، اقتصادی و شرایط روز است. در این نظامها، ایدئولوژی بیشتر یک چارچوب کلی است تا یک نقشه راه دقیق و سختگیرانه. چین امروز (با وجود حزب کمونیست) و بسیاری از کشورهای غربی را میتوان در این دسته قرار داد که سیاستهایشان بیشتر بر مبنای رشد اقتصادی و عملگرایی است.
🔺در نهایت، رویکرد عبدالکریمی، با وجود تلاش برای طرح یک بحث فلسفی، دچار تناقضات و نگاهی تکبعدیست. اشکال اساسی در این رویکرد این است که از درک رابطۀ پیچیده و دوسویۀ میان ایدئولوژی و قدرت باز میماند. این نگاه، درحالیکه بدرستی ایدئولوژی را ابزاری در خدمت قدرت میبیند، اما از فهم نقش فعال و تعیینکنندۀ آن در شکلدهی به ماهیت، اهداف و روشهای اِعمال قدرت ناتوان است.
🔺این فهمِ ناقص از ایدئولوژیست که به او اجازه میدهد تا حکومتهایی چون ج.ا را که بر مبنای یک جهانبینی آخرالزمانی عمل میکنند، بعنوان بخشی از «نیروی نفی» در برابر نظام سلطه قلمداد کند. ایدئولوژی آخرالزمانی با تقلیل واقعیت به دوگانههای ساده، و ایمان به «پایان تاریخ»، هرگونه سازش و انعطافپذیری را خیانت به آرمان نهایی میداند و به همین دلیل، حکومت را بسوی تصمیمات غیرعقلانی و خشونتآمیز سوق میدهد. مثالهایی چون اشغال سفارتخانهها و سیاستهای خارجی غیرمنطقی، نمونههای آشکاری از این انقطاع از واقعیت است که آن را حتی از بازیگران عملگرای منطقه نیز متمایز میکند.
🔺در نهایت، مسئله این است که ماهیت یک ایدئولوژی میتواند تعیین کند که یک حکومت در کدام بخش از طیف قدرتهای عملگرا یا ایدئولوژیک قرار گیرد. ناتوانی از تشخیص این تفاوت، نهتنها یک خطای تحلیلی، بلکه توجیهی برای رفتارهای غیرمنطقی و خشونتبار حکومتهایی است که تحت لوای یک آرمانشهر آخرالزمانی، واقعیت را قربانی اوهام خود میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #محمود_کریمی
▪️شوروی و آرمانشهر کمونیستی: اتحاد جماهیر شوروی نمونهٔ بارز یک حکومت با ایدئولوژی آخرالزمانی بود. این حکومت با وعدهٔ «پایان تاریخ» در قالب انقلاب پرولتاریا و رسیدن به جامعهٔ بیطبقهٔ کمونیستی، تمامی مخالفان را بهنام «دشمن پرولتاریا» سرکوب کرد. اما همین ایدئولوژی، آن را از واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی جدا کرد. عدم درک نیازهای بازار، سرکوب خلاقیت فردی و نادیده گرفتن حقوق بشر، در نهایت به فروپاشی این حکومت منجر شد.
▪️ج.ا و مهدویت: در مورد ج.ا، این نقد بر مبنای ایدئولوژی مهدویت و آخرالزمانی وارد است. دیدگاه آخرالزمانی شیعی، جهان را به یک نبرد نهایی میان «اسلام» و «کفر» تقلیل میدهد. این رویکرد، مانع از درک روابط پیچیدهٔ بینالمللی و نیاز به تعامل با جهان میشود. در این دیدگاه، هرگونه تغییر در سیاستها یا سازش با مخالفان، نوعی خیانت به آرمان نهایی تلقی میشود که همین امر تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی را به شدت تحتتأثیر قرار میدهد.
👈 نوع مواجهه با عربستان تا همین چند سال اخیر (قبل فشار چین)، که محوِ آل سعود و موشکبارانش شعارِ علنی ج.ا (از نماز جمعهها تا بیت) بود و سفارت آن نیز، مشابه سفارت انگلیس، توسط نیروهای ایدئولوژیکِ حکومت اشغال شد، تا اشغال سفارت آمریکا و عدم بازگشایی آن بعد از نیمقرن و تحمیلکردن انواع فشار و فلاکتِ استثنایی و بدونِ دلیل به ایرانیان، همه و همه نشانههای آشکار از ایدئولوژیک بودنِ حکومتی غیرنرمال هستند که نظیر آن حتی در شوروی و چین در دورۀ غلبۀ کمونیسم دیده نمیشود؛ ایدئولوژیای که اتفاقا فهمی از قدرت و مناسبات آن ندارد و عمیقا فرقهای و نهیلیستی و مبتنی بر اوهامِ آخرالزمانی است؛ کافیست فقط این رویکرد حکومتِ ج.ا را با نوع مواجههی طالبان در افغانستان و جولانی در سوریه با سفارت کشورهای دیگر، و درکِ ضرورتِ رابطهی حسنه با همه قدرتهای جهانی مقایسه کنیم، تا عمقِ مهمل بودنِ دفاعیهنویسی و مالهکشی عبدالکریمی بر ایدئولوژیک بودنِ حکومت شیعی را متوجه شویم.
🔻تمامی حکومتها برای بقای خود به نوعی از مشروعیتبخشی نیاز دارند، اما شدت و نوع وابستگی آنها به یک ایدئولوژی متفاوت است. میتوان آنها را در طیفی از «بسیار ایدئولوژیک» تا «بسیار عملگرا (پراگماتیک)» قرار داد.
✊🏻 قدرتهای بسیار ایدئولوژیک: در این نوع حکومتها، یک ایدئولوژی خاص، نقطه کانونی مشروعیت و راهنمای تمامی سیاستها است. قوانین، نهادها، و حتی زندگی اجتماعی مردم به شدت با اصول ایدئولوژیک گره خورده است. نمونههای بارز این حکومتها، آلمان نازی، اتحاد جماهیر شوروی و جمهوری اسلامی هستند.
🤝 قدرتهای عملگرا (پراگماتیک): این حکومتها ممکن است یک ایدئولوژی بنیادین (مثل لیبرال دموکراسی) داشته باشند، اما عملکرد آنها بیشتر بر مبنای منافع ملی، اقتصادی و شرایط روز است. در این نظامها، ایدئولوژی بیشتر یک چارچوب کلی است تا یک نقشه راه دقیق و سختگیرانه. چین امروز (با وجود حزب کمونیست) و بسیاری از کشورهای غربی را میتوان در این دسته قرار داد که سیاستهایشان بیشتر بر مبنای رشد اقتصادی و عملگرایی است.
🔺در نهایت، رویکرد عبدالکریمی، با وجود تلاش برای طرح یک بحث فلسفی، دچار تناقضات و نگاهی تکبعدیست. اشکال اساسی در این رویکرد این است که از درک رابطۀ پیچیده و دوسویۀ میان ایدئولوژی و قدرت باز میماند. این نگاه، درحالیکه بدرستی ایدئولوژی را ابزاری در خدمت قدرت میبیند، اما از فهم نقش فعال و تعیینکنندۀ آن در شکلدهی به ماهیت، اهداف و روشهای اِعمال قدرت ناتوان است.
🔺این فهمِ ناقص از ایدئولوژیست که به او اجازه میدهد تا حکومتهایی چون ج.ا را که بر مبنای یک جهانبینی آخرالزمانی عمل میکنند، بعنوان بخشی از «نیروی نفی» در برابر نظام سلطه قلمداد کند. ایدئولوژی آخرالزمانی با تقلیل واقعیت به دوگانههای ساده، و ایمان به «پایان تاریخ»، هرگونه سازش و انعطافپذیری را خیانت به آرمان نهایی میداند و به همین دلیل، حکومت را بسوی تصمیمات غیرعقلانی و خشونتآمیز سوق میدهد. مثالهایی چون اشغال سفارتخانهها و سیاستهای خارجی غیرمنطقی، نمونههای آشکاری از این انقطاع از واقعیت است که آن را حتی از بازیگران عملگرای منطقه نیز متمایز میکند.
🔺در نهایت، مسئله این است که ماهیت یک ایدئولوژی میتواند تعیین کند که یک حکومت در کدام بخش از طیف قدرتهای عملگرا یا ایدئولوژیک قرار گیرد. ناتوانی از تشخیص این تفاوت، نهتنها یک خطای تحلیلی، بلکه توجیهی برای رفتارهای غیرمنطقی و خشونتبار حکومتهایی است که تحت لوای یک آرمانشهر آخرالزمانی، واقعیت را قربانی اوهام خود میکنند.
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 هیچ دلیلی بر جزءِ «اصول دین» بودنِ امامت یا تصدیقِ «اماماتِ امامانِ دوازدهگانۀ شیعه» نداریم!
🎙 آیتالله #کمال_حیدری
🔸آیتالله کمال حیدری تنها مرجع تقلید شیعه است که بنا به التزام به حقیقت و عقلانیت، یکتنه، کل حوزه و کاسهکلکبازیها و مغالطات و تاویلهای بیربط به کانتکسِ آخوندهای شیعه را نابود کردهاست، و از حدودِ تنگِ فرقهاندیشی بیرون زدهاست. نظیرِ او در تاریخ تشیع بسی کمیاب است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 آیتالله #کمال_حیدری
🔸آیتالله کمال حیدری تنها مرجع تقلید شیعه است که بنا به التزام به حقیقت و عقلانیت، یکتنه، کل حوزه و کاسهکلکبازیها و مغالطات و تاویلهای بیربط به کانتکسِ آخوندهای شیعه را نابود کردهاست، و از حدودِ تنگِ فرقهاندیشی بیرون زدهاست. نظیرِ او در تاریخ تشیع بسی کمیاب است.
🔻حیدری: نقد امامت و خمس
📺 فوایدِ امام؟ اینا مال پخش نیست!
📺 علامه طباطبایی: هیچ جمعهای نخواهد آمد!
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
🔻سندیتسنجی
📺 اعتبارِ کتبِ رجالی شیعه؟
📺 سندیتِ احادیثِ شیعه، از جمله اصول کافی؟
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📕کلینی و اصول کافی؟
📺 سندیتِ دعای کمیل
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕سندیت زیارت جامعۀ کبیره
📕دعای عرفه و حسين؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📺 نهجالبلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (قسمت ۱)، (قسمت ۲)
📺 مرجعی با ۵ دلیل ریشۀ قرآن را زد
📺 محدث نوری و ۱۲ دلیل تحریف قرآن
📻 قرآن؛ ضعیفترین سند اسلامی
📻 دستکاریِ قرآن؟
📻 مصحف فاطمه و تألیف قرآن
📺 قرآنِ مفقود شده
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
🔻حیدری: از نقد قرآن تا حصر
📺 ۵ دلیل در تحریف قرآن
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
📺 قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 کمال حیدری پاپ میشد اگر
📺 حصر آیتالله کمال حیدری
📺 کمال حیدری و سرکوبِ طباطبایی
🔻بدعتهای شیعه
📺 جنونِ رنجپرستی و بدعتها
📺 شیخ صدوق و لعن شیعه بابت اذان
📺 بدعتِ پیادهرویِ اربعین و ضربه به اقتصادِ ویران
⬛️ پیادهروی اربعین و نقش غذا
📺 از وصیتِ غیرشیعیان تا شیعیان
📕آیاتی برای قومی که بازنمیگردند!
🔻بدعت حجاب اجباری
📺 حجاب اجباری از مصادیقِ بدعت و وهنِ اسلام
📺 دلایل عقلی-نقلی «حجاب اجباری»
.
#آخوندیسم #نقد_شیعه #تشیع
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 روایات دروغین شیعه
— خلاصۀ کتابِ «غلو» از صالحیِ نجف آبادی
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
00:00 مقدمه
03:15 غلو چیست ؟
08:52 غلو یک جریان فکری انحرافی
15:50 مثلث شوم
24:13 ابوالخطاب
🔸البته نکتهای که این اصلاحگرانِ دینی معمولا نادیده میانگارند و ناتواناند که از این منظر بنگرند بدلیل بستهبودن دیدشان به نگاهِ دروندینی، ریشهدار بودنِ جریان غلو در بنیاد آموزههای امامانِ شیعه و ایضا خود قرآن و سیره است. غلو صرفا ربطی به یکسری فرقهی انحرافی با اغراض سوء ندارد، چرا که بنیاد دینداری بر پایهی نوعی مقدسسازی و فرا-انسانیسازی یکسری انسان و عدمِ قبولِ سنجهی مستقلِ اخلاقی و عقلانیست؛ حال این نگاه در تشیع پر-رنگتر و صریحتر و بیپردهتر میشود (و نگاه عرفانی نیز موید همین انسانخدایی است و به خدای متشخصِ انسانواری جدا از جهان باور ندارد و خدا را در صورتِ یک انسانِ بیدار و خودآگاهشده متجلی میداند)، ولی در قرآن و سیره نیز جایگاه محمد جایگاهی بهنسبت فراسویِ شریعت و حتی اخلاق است و این جز جایگاهِ خدایگانی نیست؛ جایگاهی که فرد میتواند قوانین و شریعت را وضع کند ولی خود به آنها ملتزم نباشد و خود را یک استثنا و ابر-انسان تصور کند، یا عیسی مسیح هرچند در قرآن خدا و پسر خدا دانسته نمیشود، اما عملا بسیار مختصاتِ الوهی که بعضا خود مسیحیان نیز به او نسبت نمیدهند و از خرافات و غلوها میدانند، به او نسبت میدهد [ر.ک مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست].
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خلاصۀ کتابِ «غلو» از صالحیِ نجف آبادی
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
00:00 مقدمه
03:15 غلو چیست ؟
08:52 غلو یک جریان فکری انحرافی
15:50 مثلث شوم
24:13 ابوالخطاب
🔸البته نکتهای که این اصلاحگرانِ دینی معمولا نادیده میانگارند و ناتواناند که از این منظر بنگرند بدلیل بستهبودن دیدشان به نگاهِ دروندینی، ریشهدار بودنِ جریان غلو در بنیاد آموزههای امامانِ شیعه و ایضا خود قرآن و سیره است. غلو صرفا ربطی به یکسری فرقهی انحرافی با اغراض سوء ندارد، چرا که بنیاد دینداری بر پایهی نوعی مقدسسازی و فرا-انسانیسازی یکسری انسان و عدمِ قبولِ سنجهی مستقلِ اخلاقی و عقلانیست؛ حال این نگاه در تشیع پر-رنگتر و صریحتر و بیپردهتر میشود (و نگاه عرفانی نیز موید همین انسانخدایی است و به خدای متشخصِ انسانواری جدا از جهان باور ندارد و خدا را در صورتِ یک انسانِ بیدار و خودآگاهشده متجلی میداند)، ولی در قرآن و سیره نیز جایگاه محمد جایگاهی بهنسبت فراسویِ شریعت و حتی اخلاق است و این جز جایگاهِ خدایگانی نیست؛ جایگاهی که فرد میتواند قوانین و شریعت را وضع کند ولی خود به آنها ملتزم نباشد و خود را یک استثنا و ابر-انسان تصور کند، یا عیسی مسیح هرچند در قرآن خدا و پسر خدا دانسته نمیشود، اما عملا بسیار مختصاتِ الوهی که بعضا خود مسیحیان نیز به او نسبت نمیدهند و از خرافات و غلوها میدانند، به او نسبت میدهد [ر.ک مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست].
🔻علیسازیِ جریان غلو
📻 دینِ علی؛ گذرگاهِ عرفانِ باستان به عرفان اسلامی (پرفسور امیرمعزی)
📻 جنبههای باطنی اسلام شیعی
📺 پیرامون نسبت شیعه و اهل غلو
📺 نور ازلی علی یا انسان-خداییِ تشیع
📺 خدایان، همسران و مادران (از اللّات و ذوالشّری به فاطمه و علی)
📺 اگر علی خلق نمیشد؟!
📺 یک فیلِ سفیدِ خری(!) که حرامزاده(!) بود، از علی پیروی نکرد
📕بررسیِ خطبۀ همام
📕خطبۀ نورانیة؛ شیعه یا اهل غلو؟
📕خطبۀ بیان
📕عنقا شکار کس نشود دام باز چین! (در نقد غلوگری جوادی آملی)
📓آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
— پیرامون «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان»
🔻سندیتسنجی
📺 اعتبارِ کتبِ رجالی شیعه؟
📺 سندیتِ احادیثِ شیعه، از جمله اصول کافی؟
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📕کلینی و اصول کافی؟
📺 سندیتِ دعای کمیل
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕سندیت زیارت جامعۀ کبیره
📕دعای عرفه و حسين؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📺 نهجالبلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (قسمت ۱)، (قسمت ۲)
📺 مرجعی با ۵ دلیل ریشۀ قرآن را زد
📺 محدث نوری و ۱۲ دلیل تحریف قرآن
📻 قرآن؛ ضعیفترین سند اسلامی
📻 دستکاریِ قرآن؟
📻 مصحف فاطمه و تألیف قرآن
📺 قرآنِ مفقود شده
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
🔻حیدری: نقد امامت و خمس
📺 فوایدِ امام؟ اینا مال پخش نیست!
📺 علامه طباطبایی: هیچ جمعهای نخواهد آمد!
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 هیچ دلیلی بر جزءِ «اصول دین» بودنِ امامت یا تصدیقِ «اماماتِ امامانِ دوازدهگانۀ شیعه» نداریم!
.
#نقد_شیعه #تشیع #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin