📘چرا بعضیها بسیار حواسپرت هستند؟
✍🏻 دکتر #طاهر_علیزاده
🍂 یک اختلال و مشکلی وجود دارد که حتی برای خیلی از روانشناسان هم تا حدودی ناشناس و گنگ است، ولی طبق برخی شواهد، سومین اختلالیست که مردم بهخاطر آن به کلینیکها مراجعه میکنند.
🍂 برخی از افراد همیشه دچار حواسپرتی هستند، وسایل را گم میکنند، مطالب و کارها و قرار ها را فراموش میکنند، زیاد تصادف میکنند، توجه و تمرکزشان ضعیف است، مدام دچار پرش توجه میشوند و فکر میکنند حافظهشان ضعیف شدهاست و دنبال روشهای تقویت حافظه و یا دنبال دارو درمانی هستند.
🍂 بدن ما انسانها و سایر پستانداران در مواقع زخم و درد شدید، مکانیسمی دارد که در اون لحظۀ بحرانی، خیلی درد را متوجه نشویم و روی آن متمرکز نشویم تا بتوانیم یا از خطر (مثل شیر و پلنگ و تصادف) فرار کنیم، یا بدون غرق شدن در درد، خوب مبارزه کنیم تا شکست نخوریم.
🍂 اصولا هر درد، یک نشانه است. درد میگه به اون منطقه توجه کن؛ اگر نیاز به مراقبت و ترمیم هست انجام بده. تصور کنید سیستم درد نداشتیم، ممکن بود بخاطر عفونت جایی از بدن که بهراحتی قابل تشخیص بود، خیلی راحت بمیریم.
🍂 حالا همین شرایط را هم دربارۀ مسائل روانی هم داریم. بیشتر دردهای انسانهای مدرن، درد روانی هستند. وقتی در کودکی ضعیف و کمتوان هستیم، و نه امکان فرار هست و نه امکان مبارزه، و تجربۀ درد کشیدن خیلی عذابآور است، سیستم روان ما یک تکنیک موثری را به کار میبرد؛ بهجای توجه به دنیای بیرون به دنیای درون پناه میبرد، و خیلی متوجه نیست در دنیای بیرون چه اتفاقی میافتد.
🍂 فرض کنید بچه چهار سالهای هر روز توسط پدرش مورد تجاوز قرار میگیرد. این بچه چارهای جز قطع توجه از بیرون و پناه بردن به دنیای درون ندارد. ممکن است آنقدر غرق درون شود که دوستان خیالی و موجودات خیالی را ببیند (سریال پاتریک ملروز)، و خیلی به دنیای بیرون در آن لحظه توجه نکند؛ چون اگر بدون خودفریبی و بدون قطع توجه، با تجاوزِ پدر مواجه شود، ممکن است از شدت درد و عذاب و وحشت، از هم بپاشد. اسم این فرایندِ قطعِ ارتباط با بیرون، گسست یا dissociation است.
🍂 حالا همین کودک نهتنها در برخورد با تجاوز واقعی، بلکه در مواجهه با خاطرات تجاوز، آسیب، تنبیه، بیتوجهی و تحقیر و... به دنیای درون پناه میبرد؛ طوری که انگار در این دنیا نیست. وقتی شدت آسیبها آنقدر زیاد باشد که نتوانیم اتوماتیک این گسست را ایجاد کنیم، ممکن است دست به دامن چیزهایی شویم که این گسست را ایجاد میکنند؛ مثلا کوکائین، شیشه، هروئین و یا سیگار؛ هر چقدر مواد قویتری باشد، گسست شدیدتری هم ایجاد میکند؛ ممکن است سراغ سکس (یا بازی کامپیوتری، موبایل، اینترنت و ...؛ حتی بعضا نشخوار فکری و فکر زیاد مکانیزمِ «ایجاد گسست» هستند) بروند؛ چون در سکس هم امکان گسست فراهم است.
🍂 پس وقتی با بزرگسالانی مواجه میشویم که حواسپرت هستند، مدام تو خودشون هستند، وقتی باهاشون حرف میزنی، انگار ارتباطی ایجاد نمیشود، و فرد مدام میخواهد با مواد و دارو خودش را سِر کند، با گسست مواجه هستیم و احتمالا فرد با سابقۀ تجربۀ آسیبهای (تروما) زیاد در دوران رشد مواجه بودهاست که مجبور شده اینقدر بدن و ذهنش را سِر کند که کمتر درد بکشد، و به احتمال زیاد، مشکلی در حافظه و مغز نداریم و مساله نوع برخورد با تجربههای دردناک (چه خودشان چه زندهشدن و خاطرات آن) است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @neoravankavi
✍🏻 دکتر #طاهر_علیزاده
🍂 یک اختلال و مشکلی وجود دارد که حتی برای خیلی از روانشناسان هم تا حدودی ناشناس و گنگ است، ولی طبق برخی شواهد، سومین اختلالیست که مردم بهخاطر آن به کلینیکها مراجعه میکنند.
🍂 برخی از افراد همیشه دچار حواسپرتی هستند، وسایل را گم میکنند، مطالب و کارها و قرار ها را فراموش میکنند، زیاد تصادف میکنند، توجه و تمرکزشان ضعیف است، مدام دچار پرش توجه میشوند و فکر میکنند حافظهشان ضعیف شدهاست و دنبال روشهای تقویت حافظه و یا دنبال دارو درمانی هستند.
🍂 بدن ما انسانها و سایر پستانداران در مواقع زخم و درد شدید، مکانیسمی دارد که در اون لحظۀ بحرانی، خیلی درد را متوجه نشویم و روی آن متمرکز نشویم تا بتوانیم یا از خطر (مثل شیر و پلنگ و تصادف) فرار کنیم، یا بدون غرق شدن در درد، خوب مبارزه کنیم تا شکست نخوریم.
🍂 اصولا هر درد، یک نشانه است. درد میگه به اون منطقه توجه کن؛ اگر نیاز به مراقبت و ترمیم هست انجام بده. تصور کنید سیستم درد نداشتیم، ممکن بود بخاطر عفونت جایی از بدن که بهراحتی قابل تشخیص بود، خیلی راحت بمیریم.
🍂 حالا همین شرایط را هم دربارۀ مسائل روانی هم داریم. بیشتر دردهای انسانهای مدرن، درد روانی هستند. وقتی در کودکی ضعیف و کمتوان هستیم، و نه امکان فرار هست و نه امکان مبارزه، و تجربۀ درد کشیدن خیلی عذابآور است، سیستم روان ما یک تکنیک موثری را به کار میبرد؛ بهجای توجه به دنیای بیرون به دنیای درون پناه میبرد، و خیلی متوجه نیست در دنیای بیرون چه اتفاقی میافتد.
🍂 فرض کنید بچه چهار سالهای هر روز توسط پدرش مورد تجاوز قرار میگیرد. این بچه چارهای جز قطع توجه از بیرون و پناه بردن به دنیای درون ندارد. ممکن است آنقدر غرق درون شود که دوستان خیالی و موجودات خیالی را ببیند (سریال پاتریک ملروز)، و خیلی به دنیای بیرون در آن لحظه توجه نکند؛ چون اگر بدون خودفریبی و بدون قطع توجه، با تجاوزِ پدر مواجه شود، ممکن است از شدت درد و عذاب و وحشت، از هم بپاشد. اسم این فرایندِ قطعِ ارتباط با بیرون، گسست یا dissociation است.
🍂 حالا همین کودک نهتنها در برخورد با تجاوز واقعی، بلکه در مواجهه با خاطرات تجاوز، آسیب، تنبیه، بیتوجهی و تحقیر و... به دنیای درون پناه میبرد؛ طوری که انگار در این دنیا نیست. وقتی شدت آسیبها آنقدر زیاد باشد که نتوانیم اتوماتیک این گسست را ایجاد کنیم، ممکن است دست به دامن چیزهایی شویم که این گسست را ایجاد میکنند؛ مثلا کوکائین، شیشه، هروئین و یا سیگار؛ هر چقدر مواد قویتری باشد، گسست شدیدتری هم ایجاد میکند؛ ممکن است سراغ سکس (یا بازی کامپیوتری، موبایل، اینترنت و ...؛ حتی بعضا نشخوار فکری و فکر زیاد مکانیزمِ «ایجاد گسست» هستند) بروند؛ چون در سکس هم امکان گسست فراهم است.
🍂 پس وقتی با بزرگسالانی مواجه میشویم که حواسپرت هستند، مدام تو خودشون هستند، وقتی باهاشون حرف میزنی، انگار ارتباطی ایجاد نمیشود، و فرد مدام میخواهد با مواد و دارو خودش را سِر کند، با گسست مواجه هستیم و احتمالا فرد با سابقۀ تجربۀ آسیبهای (تروما) زیاد در دوران رشد مواجه بودهاست که مجبور شده اینقدر بدن و ذهنش را سِر کند که کمتر درد بکشد، و به احتمال زیاد، مشکلی در حافظه و مغز نداریم و مساله نوع برخورد با تجربههای دردناک (چه خودشان چه زندهشدن و خاطرات آن) است.
.#زیستروان #روانکاوی #روانشناسی #مکانیسم_دفاعی #تروما #معرفی_فیلم #حواسپرتی #حواس_پرتی #معرفی_سریال #خودشناسی #سلامت_روان #حوادث_رانندگی #مواد_مخدر #اعتیاد #سیگار #ترک_اعتیاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @neoravankavi
Telegram
روانکاوی به زبانساده
🎬#معرفی_فیلم_روانشناختی🎬
با نمره خوب 8.1 از سایت imdb و جزو برترین های این سایت
🌱 مینی سریال پنج قسمتی و بسیار زیبای «پاتریک ملروز» با بازی درخشان بندیکت کامبریچ ،با محوریت ترومای روانی(آسیب شدید) و گسست .
یکی از مینی سریال های جذاب که از تماشای آن پشیمان…
با نمره خوب 8.1 از سایت imdb و جزو برترین های این سایت
🌱 مینی سریال پنج قسمتی و بسیار زیبای «پاتریک ملروز» با بازی درخشان بندیکت کامبریچ ،با محوریت ترومای روانی(آسیب شدید) و گسست .
یکی از مینی سریال های جذاب که از تماشای آن پشیمان…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 معرفی فیلمهای حالخوبکن برای عید نوروز (+)
🔸توی این برنامه هر سال همزمان با سال نو، ۷ فیلم حالخوبکن و انرژی مثبت معرفی میکنم. این ویژه برنامه نوروز ۱۴۰۴ است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸توی این برنامه هر سال همزمان با سال نو، ۷ فیلم حالخوبکن و انرژی مثبت معرفی میکنم. این ویژه برنامه نوروز ۱۴۰۴ است.
📺 معرفی چند کتاب برای نوروز ۱۴۰۴
.
#معرفی_فیلم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سینما در آینۀ فلسفه (+)
🔸آیا سینما فقط سرگرمیست یا میتواند ما را به سفری عمیق در پرسشهای بنیادین هستی ببرد؟ ۲۵ فیلم برتر تاریخ سینما معرفی میشود که نه فقط داستان میگویند، بلکه جهان، انسان، اخلاق، قدرت و معنای زندگی را به چالش میکشند. از جبر و اختیار تا واقعیت و خیال، این فیلمها آینهای روبروی ما میگذارند تا در آن، تصویری از خود و جهان را دوباره ببینیم و شاید، پاسخی برای پرسشهای بیپایانِ وجود بیابیم.
⌚️ فهرست زمانی - اهم مطالب:
1:03 - اسب تورین
2:04 - ژان دیلمن، ۲۳ کِهدو کومِرس، ۱۰۸۰ بروکسل
3:22 - همهچیز همه جا یکباره
4:30 - درخت زندگی
5:35 - مرد مرده
6:36 - سولاریس
7:38 - چشمه
8:38 - نور زمستانی
9:32 - استاکر
10:29 - مالیخولیا
11:30 - ازنفسافتاده
12:28 - زندگی شیرین
13:23 - ضیافت بزرگ
14:14 - زیستن
15:06 - مهر هفتم
15:58 - آینه
16:51 - آگراندیسمان
17:50 - عصر جدید
18:55 - شبح آزادی
20:18 - ۱۲ مرد خشمگین
21:12 - زن در ریگ روان
22:23 - جذابیت پنهان بورژوازی
23:23 - راشومون
24:08 - قاره هفتم
25:00 - کبوتری بر شاخه نشسته و به هستی میاندیشد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸آیا سینما فقط سرگرمیست یا میتواند ما را به سفری عمیق در پرسشهای بنیادین هستی ببرد؟ ۲۵ فیلم برتر تاریخ سینما معرفی میشود که نه فقط داستان میگویند، بلکه جهان، انسان، اخلاق، قدرت و معنای زندگی را به چالش میکشند. از جبر و اختیار تا واقعیت و خیال، این فیلمها آینهای روبروی ما میگذارند تا در آن، تصویری از خود و جهان را دوباره ببینیم و شاید، پاسخی برای پرسشهای بیپایانِ وجود بیابیم.
⌚️ فهرست زمانی - اهم مطالب:
1:03 - اسب تورین
2:04 - ژان دیلمن، ۲۳ کِهدو کومِرس، ۱۰۸۰ بروکسل
3:22 - همهچیز همه جا یکباره
4:30 - درخت زندگی
5:35 - مرد مرده
6:36 - سولاریس
7:38 - چشمه
8:38 - نور زمستانی
9:32 - استاکر
10:29 - مالیخولیا
11:30 - ازنفسافتاده
12:28 - زندگی شیرین
13:23 - ضیافت بزرگ
14:14 - زیستن
15:06 - مهر هفتم
15:58 - آینه
16:51 - آگراندیسمان
17:50 - عصر جدید
18:55 - شبح آزادی
20:18 - ۱۲ مرد خشمگین
21:12 - زن در ریگ روان
22:23 - جذابیت پنهان بورژوازی
23:23 - راشومون
24:08 - قاره هفتم
25:00 - کبوتری بر شاخه نشسته و به هستی میاندیشد
.
#معرفی_فیلم #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎬 مرگ یزدگرد (۱۳۶۰)
— ژانر: تاریخی – درام – فلسفی
🔺نظیر این سخن را برخی از عزیزانِ پادشاهیخواه نقل کردهاند. اگر کسی حتی فیلم این نمایشنامه را گذری دیدهباشد، چنین خبط بزرگی را نمیکند که از نامِ بهرام بیضایی پس از مرگش، برای ایدۀ محترم خود سوءاستفاده کند.
🔺نسبت دادنِ چنین جملهای به بهرام بیضایی، خلافِ کلیتِ مشی و نگرشِ او به ایران و فرهنگ و قدرت، و دیالوگهای نقادانۀ متعددیست که صرفا در همان نمایشنامه و فیلم (جدا از دیگر کارهایش)، علیه این دیدگاهِ «ملت-صغیرپندارِ» سنتی بیان شدهاست. در این باره در یک رشتهاستوری (اینجا) با جزئیات بیشتری توضیح دادیم.
🔺چنین نقلقولی، مشابه آن است که یک طرفدارِ کودکهمسری، جملهای از یک کاراکترِ طرفدارِ کودکهمسری در یک نمایشنامه، بهقلم نویسندهای با گرایشاتِ آشکارا لیبرال و حامیِ حقوق زنان و کودکان را تقطیع و نقل کند، و از اعتبار نام آن نویسنده، برای تصدیق و تاییدِ عقاید خود بهره ببرد!
▪️▪️▪️
🔸بهرام بیضایی قبل از هر چیز متفکر تاریخ و اسطوره بود، نه صرفاً فیلمساز. او تاریخ را بازسازی نمیکرد؛ تاریخ را بازجویی میکرد.
🔸در مرگ یزدگرد، بیضایی عمداً از بازنمایی باشکوه سقوط یک امپراتوری پرهیز میکند و به سراغ حاشیه میرود: یک آسیاب، یک خانوادهٔ فقیر، و شاهی که دیگر قدرتی ندارد. این جابهجاییِ مرکز نگاه، امضای بیضایی است.
🔸او به روایت واحد اعتقاد نداشت. در جهان بیضایی، حقیقت چندپاره است و قدرت همیشه سعی میکند یکی از این پارهها را «حقیقت رسمی» اعلام کند. به همین دلیل فیلم ساختاری شبیه تئاتر، اسطوره و محاکمهٔ فلسفی دارد، نه سینمای تاریخی متعارف.
🔸بیضایی زبان را مثل سلاح به کار میبرد. دیالوگهایش ادبیاند، اما تزئینی نیستند؛ هر جمله حامل تاریخ، خشونت، ترس و حافظهٔ جمعی است. او نشان میدهد که چگونه زبان میتواند هم حقیقت را آشکار کند و هم پنهان.
🔸نکتهٔ مهمتر این است که بیضایی همیشه طرف فرودستانِ تاریخ میایستد. در مرگ یزدگرد، شاه میمیرد، اما این مردم عادیاند که زیر بار روایتها له میشوند. فیلم دربارهٔ پایان یک پادشاه نیست؛ دربارهٔ شروع قرنها روایتسازی، توجیه و تحریف است.
🔻بیضایی منحصربهفرد بود:
اسطوره را به ابزار نقد قدرت تبدیل کرد
تاریخ را از نگاه پیروزان ننوشت
و بهجای پاسخ، مخاطب را وادار به فکر کردن کرد
مرگ یزدگرد هنوز هم تازه است، چون نه دربارهٔ گذشته،
بلکه دربارهٔ نحوهٔ ساختهشدن حقیقت در هر زمانهای حرف میزند.
📖 خلاصهٔ داستان:
🔸فیلم روایتگر واپسین لحظات زندگی «یزدگرد سوم»، آخرین شاه ساسانی است؛ اما نه به شکل یک روایت تاریخی خطی. جسد شاه در آسیابی پیدا میشود و آسیابان، همسرش و دخترش متهم به قتل او هستند.
🔸دادگاهی تشکیل میشود و هرکدام از متهمان، روایت خودشان را از ماجرا تعریف میکنند. اما هیچ روایت قطعیای وجود ندارد. حقیقت مدام تغییر شکل میدهد و آنچه باقی میماند، نه خودِ تاریخ، بلکه برداشت انسانها از قدرت، ترس و بقاست. فیلم بهجای پاسخ دادن، سؤال میسازد: چه کسی تاریخ را مینویسد؟ فاتح، قربانی یا شاهد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ژانر: تاریخی – درام – فلسفی
«ملت را نمیتوان کشت
ولی پادشاه را میشود
با مرگ پادشاه ملتی میمیرند»
بهرام بیضایی، مرگ یزدگرد
🔺نظیر این سخن را برخی از عزیزانِ پادشاهیخواه نقل کردهاند. اگر کسی حتی فیلم این نمایشنامه را گذری دیدهباشد، چنین خبط بزرگی را نمیکند که از نامِ بهرام بیضایی پس از مرگش، برای ایدۀ محترم خود سوءاستفاده کند.
🔺نسبت دادنِ چنین جملهای به بهرام بیضایی، خلافِ کلیتِ مشی و نگرشِ او به ایران و فرهنگ و قدرت، و دیالوگهای نقادانۀ متعددیست که صرفا در همان نمایشنامه و فیلم (جدا از دیگر کارهایش)، علیه این دیدگاهِ «ملت-صغیرپندارِ» سنتی بیان شدهاست. در این باره در یک رشتهاستوری (اینجا) با جزئیات بیشتری توضیح دادیم.
🔺چنین نقلقولی، مشابه آن است که یک طرفدارِ کودکهمسری، جملهای از یک کاراکترِ طرفدارِ کودکهمسری در یک نمایشنامه، بهقلم نویسندهای با گرایشاتِ آشکارا لیبرال و حامیِ حقوق زنان و کودکان را تقطیع و نقل کند، و از اعتبار نام آن نویسنده، برای تصدیق و تاییدِ عقاید خود بهره ببرد!
▪️▪️▪️
🔸بهرام بیضایی قبل از هر چیز متفکر تاریخ و اسطوره بود، نه صرفاً فیلمساز. او تاریخ را بازسازی نمیکرد؛ تاریخ را بازجویی میکرد.
🔸در مرگ یزدگرد، بیضایی عمداً از بازنمایی باشکوه سقوط یک امپراتوری پرهیز میکند و به سراغ حاشیه میرود: یک آسیاب، یک خانوادهٔ فقیر، و شاهی که دیگر قدرتی ندارد. این جابهجاییِ مرکز نگاه، امضای بیضایی است.
🔸او به روایت واحد اعتقاد نداشت. در جهان بیضایی، حقیقت چندپاره است و قدرت همیشه سعی میکند یکی از این پارهها را «حقیقت رسمی» اعلام کند. به همین دلیل فیلم ساختاری شبیه تئاتر، اسطوره و محاکمهٔ فلسفی دارد، نه سینمای تاریخی متعارف.
🔸بیضایی زبان را مثل سلاح به کار میبرد. دیالوگهایش ادبیاند، اما تزئینی نیستند؛ هر جمله حامل تاریخ، خشونت، ترس و حافظهٔ جمعی است. او نشان میدهد که چگونه زبان میتواند هم حقیقت را آشکار کند و هم پنهان.
🔸نکتهٔ مهمتر این است که بیضایی همیشه طرف فرودستانِ تاریخ میایستد. در مرگ یزدگرد، شاه میمیرد، اما این مردم عادیاند که زیر بار روایتها له میشوند. فیلم دربارهٔ پایان یک پادشاه نیست؛ دربارهٔ شروع قرنها روایتسازی، توجیه و تحریف است.
🔻بیضایی منحصربهفرد بود:
اسطوره را به ابزار نقد قدرت تبدیل کرد
تاریخ را از نگاه پیروزان ننوشت
و بهجای پاسخ، مخاطب را وادار به فکر کردن کرد
مرگ یزدگرد هنوز هم تازه است، چون نه دربارهٔ گذشته،
بلکه دربارهٔ نحوهٔ ساختهشدن حقیقت در هر زمانهای حرف میزند.
📖 خلاصهٔ داستان:
🔸فیلم روایتگر واپسین لحظات زندگی «یزدگرد سوم»، آخرین شاه ساسانی است؛ اما نه به شکل یک روایت تاریخی خطی. جسد شاه در آسیابی پیدا میشود و آسیابان، همسرش و دخترش متهم به قتل او هستند.
🔸دادگاهی تشکیل میشود و هرکدام از متهمان، روایت خودشان را از ماجرا تعریف میکنند. اما هیچ روایت قطعیای وجود ندارد. حقیقت مدام تغییر شکل میدهد و آنچه باقی میماند، نه خودِ تاریخ، بلکه برداشت انسانها از قدرت، ترس و بقاست. فیلم بهجای پاسخ دادن، سؤال میسازد: چه کسی تاریخ را مینویسد؟ فاتح، قربانی یا شاهد؟
.
#اپوزیشنقد #هنر #معرفی_فیلم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸نمایشنامهٔ «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی، مرزی میان اسطوره و تاریخ را در مینوردد و مسئلهٔ حقیقت را در بستر فروپاشی اخلاقی و سیاسی میکاود.
🔸حقیقت در این اثر نه در زبان قدرت بلکه در تضاد روایتها پدیدار میشود، و بیضایی با ساختاری بکتوار، داوری نهایی را به تعلیق میبرد تا نشان دهد «حقیقت» همواره محصول نگاه است، نه واقعه. این اثر از منظر فلسفی، نقدی بر فروپاشی معنا در دوران گسست تاریخی است، جایی که مرگ پادشاه، مرگ تفسیر میشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸حقیقت در این اثر نه در زبان قدرت بلکه در تضاد روایتها پدیدار میشود، و بیضایی با ساختاری بکتوار، داوری نهایی را به تعلیق میبرد تا نشان دهد «حقیقت» همواره محصول نگاه است، نه واقعه. این اثر از منظر فلسفی، نقدی بر فروپاشی معنا در دوران گسست تاریخی است، جایی که مرگ پادشاه، مرگ تفسیر میشود.
.
#اپوزیشنقد #هنر #معرفی_فیلم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin