Telegram
نقدآگین
🔸هرچه که زمان پیش میرویم، گویی وزنهی رضا پهلوی در افکار عمومی سنگینتر میشود؛ نه از آن رو که همگان با او همنظرند، بلکه چون او در این وضعیت تاریک، تبدیل به نقطهی اتکایی شده که میتوان بدان تکیه زد.
🔸گاه عرصهی تاریخ، زمانِ انتخاب گزینه ایدهآل نیست، تنها تصمیم در دل ابهام است. تصمیمی که بنیاد آن روی یقین بنا نشده، صرفا تصمیم از دل ضرورت است که میجوشد. بد نیست که از تمثیل موریس شِلیک فیلسوفِ علم پرآوازه بهره بگیرم:
🔺من این تمثیل را وضعیت سیاسی امروز ایران تعمیم میدهم. ایرانِ امروز، همین کشتی متلاشیست. ما هنوز در دل اقیانوسیم، ساحلی در کار نیست. اما برای آنکه غرق نشویم، باید روی آنچه باقی مانده بایستیم، حتی اگر بخشهاییاش پیشتر محل اختلاف بوده باشد.
🔺از این رو من در شاهزاده رضا پهلوی، آن نقطهی محکم را میبینم. نه چون بینقص است، نه چون معجزه میکند، بلکه چون در میان شناورهای شکسته، تنها جاییست که میتوان برای مدتی ایستاد، نفس گرفت، و باز اندیشید.
✍️ #اشکان
@fargasht22
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸گاه عرصهی تاریخ، زمانِ انتخاب گزینه ایدهآل نیست، تنها تصمیم در دل ابهام است. تصمیمی که بنیاد آن روی یقین بنا نشده، صرفا تصمیم از دل ضرورت است که میجوشد. بد نیست که از تمثیل موریس شِلیک فیلسوفِ علم پرآوازه بهره بگیرم:
او شِلیک «شناخت» را، همانند کشتیای که در دریا شناور است، قلمداد میکرد. ما نمیتوانیم همهچیز را یکباره بازسازی کنیم؛ باید بر بخشهای محکم پا بگذاریم تا بتوانیم بخشهای پوسیده «شناخت» انسانها را ترمیم کنیم.
🔺من این تمثیل را وضعیت سیاسی امروز ایران تعمیم میدهم. ایرانِ امروز، همین کشتی متلاشیست. ما هنوز در دل اقیانوسیم، ساحلی در کار نیست. اما برای آنکه غرق نشویم، باید روی آنچه باقی مانده بایستیم، حتی اگر بخشهاییاش پیشتر محل اختلاف بوده باشد.
🔺از این رو من در شاهزاده رضا پهلوی، آن نقطهی محکم را میبینم. نه چون بینقص است، نه چون معجزه میکند، بلکه چون در میان شناورهای شکسته، تنها جاییست که میتوان برای مدتی ایستاد، نفس گرفت، و باز اندیشید.
✍️ #اشکان
@fargasht22
.
#اپوزیشنقد #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘پلهپله تا فورانِ «جاویدشاه» در خیابانهای ایران
— چه زمانی «پارادیمِ انقلابِ ۵۷» متلاشی شد؟
✍🏻 #آرمان_امیری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چه زمانی «پارادیمِ انقلابِ ۵۷» متلاشی شد؟
✍🏻 #آرمان_امیری
.
#اپوزیشنقد #استمرارطالبان #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
در زادگاه خامنهای یعنی مشهد و خمینی یعنی شهر خمین، اعتراضات مردمی در جریان است
قم نیز همینگونه، در کنار بیش از پنجاه شهر و شهرستان دیگر و صد ها محله.
@ofoghroydad
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
قم نیز همینگونه، در کنار بیش از پنجاه شهر و شهرستان دیگر و صد ها محله.
@ofoghroydad
.
#اپوزیشنقد #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پزشکیان: آقا گفتهبود بزنی تو گوش بچۀ مردم؟
خامنهای: بله! من گفتم هرجا لازم شد حتی مردمو بکشید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خامنهای: بله! من گفتم هرجا لازم شد حتی مردمو بکشید.
.
#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اسلام یعنی زور!
🎙علی خامنهای
🔸در اسلام، ایمان انتخابی آزاد و با آگاهیِ کامل نیست؛ بلکه با انواعِ ترس، تهدید و مجازات تحمیل میشود. شلاق، قتلِ مرتد، قطع دست و پا به خلاف، کتکزدن همسر و مادرِ فرزندان خود، جهنم و شکنجههای سادیستیکِ ابدی، ابزارهایی برای واداشتن انسان به اطاعت و بردگیاند.
🔸حتی بهشتِ خیالی و نسیۀ پسا مرگ هم با شرطِ فرمانبری مطلق عرضه میشود: یا اطاعت کن یا برای ابد شکنجه شو و بسوز. این دیگر ایمان و عشق و معرفت و آزادی و اختیار نیست؛ قراردادِ اطاعت تحتِ شدیدترین انواعِ فشار است. وقتی بهشت با زور شروع شود،اخلاق و آزادی انسان همانجا پایان مییابد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙علی خامنهای
🔸در اسلام، ایمان انتخابی آزاد و با آگاهیِ کامل نیست؛ بلکه با انواعِ ترس، تهدید و مجازات تحمیل میشود. شلاق، قتلِ مرتد، قطع دست و پا به خلاف، کتکزدن همسر و مادرِ فرزندان خود، جهنم و شکنجههای سادیستیکِ ابدی، ابزارهایی برای واداشتن انسان به اطاعت و بردگیاند.
🔸حتی بهشتِ خیالی و نسیۀ پسا مرگ هم با شرطِ فرمانبری مطلق عرضه میشود: یا اطاعت کن یا برای ابد شکنجه شو و بسوز. این دیگر ایمان و عشق و معرفت و آزادی و اختیار نیست؛ قراردادِ اطاعت تحتِ شدیدترین انواعِ فشار است. وقتی بهشت با زور شروع شود،اخلاق و آزادی انسان همانجا پایان مییابد.
.
#ایران_را_پس_میگیریم #حکومت_اسلامی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from کاوش
کوتاه درباره تاکتیکهای مبارزه در وضعیت فعلی:
حمله به اماکن حساس امنیتی مثل فرمانداریها و کلانتریها با دست خالی احمقانهترین کاری است که میتواند رخ دهد چون معترضان را به سیبل آسانی برای نیروی سرکوب تبدیل میکند. در شرایط فعلی تظاهرات محله محور در مناطقی که امکان محاصره کردن توسط نیروی سرکوب نداشته باشد بهترین اقدام است. حتی در صورت مسلح شدن مردم هم به جای حمله به اماکن حساس، باید ابتدا از کمین کردن علیه نیروهای امنیتی و بعد تصرف مناطقی که نیروهای امنیتی کمترین تمرکز را بر آن دارند شروع کرد مثل حاشیه شهرها و مناطق مسکونی. فرمانداریها و پادگانها آخرین نقاطی است که باید به سمت تصرفشان رفت، در غیر این صورت خون مبارزان به راحتی هدر خواهد شد.
حمله به اماکن حساس امنیتی مثل فرمانداریها و کلانتریها با دست خالی احمقانهترین کاری است که میتواند رخ دهد چون معترضان را به سیبل آسانی برای نیروی سرکوب تبدیل میکند. در شرایط فعلی تظاهرات محله محور در مناطقی که امکان محاصره کردن توسط نیروی سرکوب نداشته باشد بهترین اقدام است. حتی در صورت مسلح شدن مردم هم به جای حمله به اماکن حساس، باید ابتدا از کمین کردن علیه نیروهای امنیتی و بعد تصرف مناطقی که نیروهای امنیتی کمترین تمرکز را بر آن دارند شروع کرد مثل حاشیه شهرها و مناطق مسکونی. فرمانداریها و پادگانها آخرین نقاطی است که باید به سمت تصرفشان رفت، در غیر این صورت خون مبارزان به راحتی هدر خواهد شد.
Telegram
نقدآگین
وطن 💔
🍂 وقتی اودیسئوس پس از سالها سرگردانی به وطنش ایتاکا بازمیگردد، نخست باید خود را پنهان کند. زیرا وطن او دیگر یک آغوش باز نیست، بلکه پرسشی است که باید با شناخت پاسخ داده شود. او به رنجی عمیق دچار میشود زیرا میبیند که وطنش پس از سالها بدفرجامی رنگ دیگری گرفته و نیازمند نجات است.
🍂 این رنج، پیش از هر چیز، رنجِ جابجا شدنِ چیزی آشنا با غریبهایست که تو را به رسمیت نمیشناسد. تو هنوز عاشقش هستی، هنوز نام کوچههایش را زیر لب زمزمه میکنی، اما او تو را پس میزند، شناسنامهات را با تردید ورق میزند و سؤالهای بیپایان میپرسد؛ گویی حقِ بودن در خانهی پدری را باید هر بار اثبات کنی.
🍂 انسان با وطن خود رابطهای عاشقانه دارد؛ رابطهای شبیه به رابطهی مادر و فرزند. تو در دل وطن به دنیا آمدهای، با آن بزرگ شدهای، زبان را از او آموختهای، خاطراتِ اولین عشق و اولین شکستت را با او در میان گذاشتهای، و حتی وقتی از او دور میشوی، مدام او را تکرار میکنی؛ در طعم غذاهایی که هیچ جای دنیا مثلش را ندارد، در لهجهای که ناخودآگاه در لحظات هیجان بیرون میزند، در آوازهایی که بیاختیار زیر دوش میخوانی. اما صد افسوس که وقتی وطن بیمار میشود، وقتی دیگر نمیتواند تو را در آغوش بگیرد، وقتی به جای نوازش، زخم میزند، این عشق به دردی جانکاه تبدیل میشود.
🍂 مردم ایران امروز در همین درد به سر میبرند. وطن برایشان تبدیل به چهاردیواریای شده که باید در آن فقط زنده بمانند. وطن که روزگاری منبعِ غرور بود؛ با شعرهایش، با تاریخش، با مهماننوازیاش، حالا منبعِ شرم شده؛ شرم از صفهای طولانی، شرم از توضیح دادن به فرزندان که چرا دیوارها هر روز ویرانتر میشوند، شرم از سرزمینی که دیگر شبیه به خوشبختی نیست. این جداییِ عاطفی، عمیقترین رنج است.
🍂 انسان وقتی از وطنش رانده میشود، نه لزوما با تبعید فیزیکی بلکه با تبعید روحی، بخشی از هویتش را از دست میدهد و دیگر نمیداند روحش متعلق به کجاست. در غربت، دلش برای وطن تنگ میشود، اما وقتی بازمیگردد، میبیند وطن دیگر همانی نیست که در خیالش نگه داشته بود. این دوگانگی، این "نه اینجا و نه آنجا بودن" زخمی است که هیچگاه خوب نمیشود.
🍂 با این حال، همین عشقِ بیمارگونه نیز قدرتی دارد که میتواند قلب مردم را تپنده نگاه دارد. مردم ایران هنوز برای خاکشان میمیرند، هنوز در سختترین روزها به هم کمک میکنند، هنوز با شوخیهای تلخشان زنده میمانند. چه اندوهناک و طربناک است که وطن، حتی وقتی غریبه میشود، همچنان وطن میماند.
🍂 اودیسئوس در نهایت کمان خود را برمیدارد، نه از سر انتقام، بلکه از سر عشق؛ عشق به همان ایتاکایی که روزگاری میشناخت و هنوز در عمق وجودش باور دارد که میتواند دوباره همان شود. مقاومت مردم ایران از همین جنس است؛ رنجِ همین عشقِ بیپاسخ است؛ عشق به وطنی که هنوز در قلبشان زنده است، اما در واقعیت، غریبه و دور شده. و شاید همین عشق است که امروز آنها را به هم پیوند زده؛ نه به عنوان قربانیان یک سرنوشت تلخ، بلکه به عنوان کسانی که وطن را از نو میسازند، با همان دستهایی که سالها در غربت یا در سکوت، برایش خون دل خوردهاند.
✍🏻 #ناهید_زمانیان
@nahidestan
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 وقتی اودیسئوس پس از سالها سرگردانی به وطنش ایتاکا بازمیگردد، نخست باید خود را پنهان کند. زیرا وطن او دیگر یک آغوش باز نیست، بلکه پرسشی است که باید با شناخت پاسخ داده شود. او به رنجی عمیق دچار میشود زیرا میبیند که وطنش پس از سالها بدفرجامی رنگ دیگری گرفته و نیازمند نجات است.
🍂 این رنج، پیش از هر چیز، رنجِ جابجا شدنِ چیزی آشنا با غریبهایست که تو را به رسمیت نمیشناسد. تو هنوز عاشقش هستی، هنوز نام کوچههایش را زیر لب زمزمه میکنی، اما او تو را پس میزند، شناسنامهات را با تردید ورق میزند و سؤالهای بیپایان میپرسد؛ گویی حقِ بودن در خانهی پدری را باید هر بار اثبات کنی.
🍂 انسان با وطن خود رابطهای عاشقانه دارد؛ رابطهای شبیه به رابطهی مادر و فرزند. تو در دل وطن به دنیا آمدهای، با آن بزرگ شدهای، زبان را از او آموختهای، خاطراتِ اولین عشق و اولین شکستت را با او در میان گذاشتهای، و حتی وقتی از او دور میشوی، مدام او را تکرار میکنی؛ در طعم غذاهایی که هیچ جای دنیا مثلش را ندارد، در لهجهای که ناخودآگاه در لحظات هیجان بیرون میزند، در آوازهایی که بیاختیار زیر دوش میخوانی. اما صد افسوس که وقتی وطن بیمار میشود، وقتی دیگر نمیتواند تو را در آغوش بگیرد، وقتی به جای نوازش، زخم میزند، این عشق به دردی جانکاه تبدیل میشود.
🍂 مردم ایران امروز در همین درد به سر میبرند. وطن برایشان تبدیل به چهاردیواریای شده که باید در آن فقط زنده بمانند. وطن که روزگاری منبعِ غرور بود؛ با شعرهایش، با تاریخش، با مهماننوازیاش، حالا منبعِ شرم شده؛ شرم از صفهای طولانی، شرم از توضیح دادن به فرزندان که چرا دیوارها هر روز ویرانتر میشوند، شرم از سرزمینی که دیگر شبیه به خوشبختی نیست. این جداییِ عاطفی، عمیقترین رنج است.
🍂 انسان وقتی از وطنش رانده میشود، نه لزوما با تبعید فیزیکی بلکه با تبعید روحی، بخشی از هویتش را از دست میدهد و دیگر نمیداند روحش متعلق به کجاست. در غربت، دلش برای وطن تنگ میشود، اما وقتی بازمیگردد، میبیند وطن دیگر همانی نیست که در خیالش نگه داشته بود. این دوگانگی، این "نه اینجا و نه آنجا بودن" زخمی است که هیچگاه خوب نمیشود.
🍂 با این حال، همین عشقِ بیمارگونه نیز قدرتی دارد که میتواند قلب مردم را تپنده نگاه دارد. مردم ایران هنوز برای خاکشان میمیرند، هنوز در سختترین روزها به هم کمک میکنند، هنوز با شوخیهای تلخشان زنده میمانند. چه اندوهناک و طربناک است که وطن، حتی وقتی غریبه میشود، همچنان وطن میماند.
🍂 اودیسئوس در نهایت کمان خود را برمیدارد، نه از سر انتقام، بلکه از سر عشق؛ عشق به همان ایتاکایی که روزگاری میشناخت و هنوز در عمق وجودش باور دارد که میتواند دوباره همان شود. مقاومت مردم ایران از همین جنس است؛ رنجِ همین عشقِ بیپاسخ است؛ عشق به وطنی که هنوز در قلبشان زنده است، اما در واقعیت، غریبه و دور شده. و شاید همین عشق است که امروز آنها را به هم پیوند زده؛ نه به عنوان قربانیان یک سرنوشت تلخ، بلکه به عنوان کسانی که وطن را از نو میسازند، با همان دستهایی که سالها در غربت یا در سکوت، برایش خون دل خوردهاند.
✍🏻 #ناهید_زمانیان
@nahidestan
🔻ناهید زمانیان
📕وقتی خدا مینویسد و انسان بازنویسی میکند
📻 از سعدی تا وایکینگها
📕مارکسیسم بهمثابه دین
📕در میانۀ وطن و امت
📻 از «انکار و ستیز با ایران» تا «بازی در نقشِ وطندوستی»
📕میانمایگی؛ دام روشنفکری
📕محسن رنانی؛ عذرخواهی یا نمایش!
📺 نقدی بر «تصور روحانیون از آزادی»
.
#ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin