نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.11K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🔸تشکر جبهه‌ی اصلاحات و عبدالکریم سروش و بیژن عبدالکریمی از «حمام خون/سوریه‌سازیِ خویشتن‌دارانه» مسعود پزشکیانِ نهج‌البلاغه‌باز و نیروهای سرکوب ولایت‌فقیه

🔺عبدالله مومنیِ اصلاح‌طلب هم از این حجم از رذالت و حرام‌زادگی و حرام‌لقمگی این طائفه‌ی اشقیا که نقاب‌ها را بکل کنار گذاشته‌اند، تعجب کرده‌است!

.


#سیاست #اپوریشنقد



🌾 @Naqdagin
Forwarded from حافظه تاریخی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا جلایی‌پور، فعال اصلاح‌طلب، ۲۰ دی ۱۴۰۴:
تظاهرکنندگان باعث افزایش قیمت دلار و قطع اینترنت شدند
اعتراضات نئوفاشیستی بود. در شعارهای آشوبگران اسم ایران نبود
در تجمعات انسان‌ها را زنده‌زنده آتش زدند تخریب اموال عمومی کردند
هنرمندان عوض همراهی با معترضان بیایند صداوسیما پای کار
@hafezeye_tarikhi
محمدرضا جلایی‌پور، فعال اصلاح‌طلب، ۲۰ دی ۱۴۰۴:
تظاهرکنندگان باعث افزایش قیمت دلار و قطع اینترنت شدند
اعتراضات نئوفاشیستی بود. در شعارهای آشوبگران اسم ایران نبود
در تجمعات انسان‌ها را زنده‌زنده آتش زدند تخریب اموال عمومی کردند
هنرمندان عوض همراهی با معترضان بیایند صداوسیما پای کار
@hafezeye_tarikhi

👤 علی شریفی زارچی:

محمدرضا جلائی‌پور، دوست دوران المپیاد، تو در زمانی که مردم عزادار قتل‌عام و جنایت علیه بشریت بودند خون‌شویی و دریوزگی قدرت کردی. من که هر بار بازداشت و زندانی شدی مثل کوه پشتت ایستادم و امضای استادان و دانشجویان سراسر جهان را برای طومارهای آزادیت جمع‌آوری کردم، از تو بیزارم.

👤 فاطمه شمس، همسر سابق محمدرضا جلائی‌پور:

آقای دکتر! چون از شأن علمی ایشان نوشتید لازم دیدم بنویسم ایشان نه مدرک تحصیلی از آکسفورد دارند نه از هاروارد. او علی‌رغم تمام فرصت‌هایی که از طرف دانشگاه داده شد نتوانست درسش را در آکسفورد تمام‌ کند و مدرکش را بگیرد و در نهایت اخراج شد. در‌ هاروارد هم «محقق مهمان» بود‌ فقط. شما اگر مقاله‌ی علمی درباره پژوهش‌های ایشان در آکسفورد و هاروارد دیدید ما هم دیدیم.  علمی‌ترین مقالات ایشان‌ فقط ذیل عنوان «چهل دلیل برای آویزان ماندن به قدرت» منتشر می‌شود.  اینها را نوشتم چون با این عناوین بسیاری از اساتید داخل کشور را فریب داده ولی دوران «کُردان»بازی تمام شده. ایشان اگر یک سوم وقتش را به پژوهش اختصاص داده بود، الان به چنین حضیضی سقوط‌ نکر‌ده بود!

◽️@utfinance◽️

.


#استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 خدا (+)
— از آلبومِ «مدینۀ فاضلاب»

🎙#علی_کاظمی
📺 سوزان سانتاگ؛ چپِ عصیانگر علیه «فاشیسمِ کمونیسم، چپ محور مقاومتی، چپِ پست‌مدرن و چپِ ضدجنگ»
(۱/۲)
🔻به‌بهانه‌ فصل جدیدِ شکارِ ایرانیان توسطِ گرگانِ ولایت و نقش‌آفرینیِ منزجرکننده و فعال ««چپِ‌های محور مقاومتی» و چپ‌های «ضدجنگ»، بد نیست با یک چپ متفاوت آشنا شویم:

در این ویدیو، شاهد مصاحبه‌ای تکان‌دهنده با سوزان سانتاگ در سال ۱۹۹۵ هستیم که بلافاصله پس از هشتمین سفر او به بوسنی انجام شده است.

سانتاگ (۱۹۳۳–۲۰۰۴) نویسنده، فیلسوف، نظریه‌پرداز ادبی و فعال سیاسی برجسته آمریکایی بود. او به دلیل دیدگاه‌های انتقادی‌اش درباره فرهنگ، سیاست و رسانه شهرت جهانی داشت. او فراتر از یک روشنفکر پشت‌میزنشین، انسانی عمل‌گرا بود و در زمان محاصره سارایوو، بارها به این شهر سفر کرد تا در کنار مردم باشد و از طریق هنر و فرهنگ به مقاومت مدنی آن‌ها کمک کند.

سانتاگ به طور کلی در طیف چپ‌گرای مستقل قرار می‌گرفت، و رابطه‌اش با چپ سنتی و جریان‌های مارکسیستی بسیار پیچیده، انتقادی و گاهی تنش‌آلود بود. برخلاف بسیاری از چپ‌گرایان امروزی که در مسائل حقوق بشری دچار نسبی‌گرایی فرهنگی می‌شوند، سانتاگ به ارزش‌های جهان‌شمول انسانی باور داشت. در همین ویدیو، او به شدت از «چپِ منفعل» انتقاد می‌کند که به دلیل ترس از دخالت نظامی یا پیچیدگی‌های سیاسی، اجازه می‌دهند نسل‌کشی رخ دهد.

سانتاگ از آن دسته روشنفکران چپی بود که به شدت با کمونیسم استبدادی (به ویژه مدل شوروی) مخالفت می‌کرد. او در سال ۱۹۸۲ در سخنرانی مشهوری در نیویورک، جمله‌ای جنجالی گفت که باعث خشم بسیاری از هم‌فکرانش شد:
«کمونیسم همان فاشیسم است، اما با چهره‌ای انسانی.»


او معتقد بود بسیاری از چپ‌گرایان غربی نسبت به جنایات رژیم‌های کمونیستی چشم‌پوشی می‌کنند و این را یک ریاکاری اخلاقی می‌دانست.

🔶موضوع بحث در بوسنی

در سال ۱۹۹۵، بوسنی در میانه یک جنگ داخلی خونین و نسل‌کشی قرار داشت. سارایوو، پایتخت بوسنی، تحت محاصره نیروهای صرب بود و مردم با کمبود شدید آب، غذا، دارو و حملات دائمی تک‌تیراندازها و توپخانه روبرو بودند. سانتاگ در این دوران به سارایوو رفت و بجای صرفا مشاهده‌گر بودن، نمایش «در انتظار گودو» اثر ساموئل بکت را کارگردانی کرد. انتخاب این نمایشنامه نمادین بود؛ زیرا مردم سارایوو درست مانند شخصیت‌های بکت، در انتظاری بی‌پایان برای مداخله بین‌المللی (گودو) بودند که هرگز نمی‌آمد.

🔻نظرات و تحلیل‌های سانتاگ

۱. نقد تند انفعال غرب و آمریکا

🔻سانتاگ عدم مداخله نظامی آمریکا و ناتو برای توقف تجاوز صرب‌ها را یک «فاجعه اخلاقی و استراتژیک» می‌نامد. او معتقد است:

* غرب با نادیده گرفتن کنوانسیون‌های نسل‌کشی که خود امضا کرده بود، اعتبارش را از دست داد.

* او بیل کلینتون را به نداشتن درک درست از سیاست خارجی متهم می‌کند و می‌گوید او فقط به روابط تجاری اهمیت می‌دهد و نه به ارزش‌های انسانی.

* سانتاگ تأکید می‌کند که بی‌ثباتی در بالکان در نهایت به ضرر امنیت کل اروپا و منافع استراتژیک آمریکا خواهد بود.

۲. روایت هولناک از سقوط سربرنیتسا

او تجربیات شخصی خود از زمان سقوط شهر سربرنیتسا را بازگو می‌کند:

* سانتاگ شبی را به یاد می‌آورد که در دفتر نخست‌وزیر بوسنی بود و شاهد تماس خداحافظی شهردار سربرنیتسا بود که می‌دانست تا چند ساعت دیگر کشته خواهد شد.

* او از مشاهده هزاران پناهنده (عمدتاً زن و کودک) در پایگاه‌های هوایی سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که بیش از ۱۰ هزار مرد و پسر جوان ناپدید شده‌اند که شواهد حاکی از قتل‌عام سیستماتیک آن‌هاست.

* او رفتار سربازان صرب را با جنایات نازی‌ها در جنگ جهانی دوم مقایسه می‌کند و از داستان دختری می‌گوید که شاهد بریدن گلوی والدینش توسط سربازان بوده است.

۳. بن‌بست دیپلماتیک و توهم صلح

سانتاگ ادعای برخی سیاستمداران غربی مبنی بر اینکه «دولت بوسنی خواهان ادامه جنگ است» را به شدت رد می‌کند:

* او توضیح می‌دهد که دولت بوسنی طرح‌های صلح را پذیرفته، اما این صرب‌ها هستند که با تکیه بر برتری نظامی و بی‌تفاوتی غرب، هیچ توافقی را امضا نمی‌کنند.

* او معتقد است صرب‌ها به دلیل بی‌عملی سازمان ملل و ناتو، به این نهادها و قطعنامه‌هایشان پوزخند می‌زنند.

۴. راهکار نظامی: حملات هوایی استراتژیک

برخلاف کسانی که از اعزام گسترده نیروی زمینی می‌ترسیدند، سانتاگ استدلال می‌کند که:

* ناتو نقشه‌های دقیق تمام مواضع صرب‌ها را دارد.

* حملات هوایی به پل‌ها، جاده‌ها و انبارهای مهمات صرب‌ها می‌تواند در عرض چند روز ماشین جنگی آن‌ها را فلج کند و آن‌ها را پای میز مذاکره بکشاند.


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 سوزان سانتاگ؛ چپِ عصیانگر علیه «فاشیسمِ کمونیسم، چپ محور مقاومتی، چپِ پست‌مدرن و چپِ ضدجنگ»
(۲/۲)
۵. مقایسه با هولوکاست و آگاهی عمومی

او جمله‌ای طلایی و گزنده دارد:
«اگر در زمان آشویتس هم دوربین‌های تلویزیونی وجود داشت، احتمالاً مردم باز هم می‌گفتند که یهودستیزی یک داستان قدیمی در اروپاست و کاری از دست ما برنمی‌آید.»

او معتقد است مردم آمریکا به دلیل فقدان رهبری قاطع سیاسی، از ابعاد واقعی فاجعه آگاه نیستند و دولت‌ها نیز به جای اطلاع‌رسانی صحیح، به کارزارهای «ضداطلاعات» روی آورده‌اند.

۶. ستایش مقاومت سارایوو

در پایان، او از وقار و شکوه مردم سارایوو می‌گوید که در میانه تاریکی و محاصره، همچنان تلاش می‌کنند به تئاتر بروند، موسیقی گوش دهند و هویت انسانی خود را حفظ کنند. او این مقاومت فرهنگی را تنها راه زنده ماندن در شهری می‌داند که «کف ندارد» و هر بار فاجعه‌ای عمیق‌تر را تجربه می‌کند.

📺 سم هریس: چرا هیچ‌کس از ایرانی‌ها حمایت نمی‌کند

.


#نقد_چپ #چپ_محورمقاومتی



🌾 @Naqdagin
📺 چرا هیچ‌کس از ایرانی‌ها حمایت نمی‌کند

🔸
این ویدیو بخشی از پادکست #سم_هریس (Sam Harris)، نویسنده و فیلسوف برجسته آمریکایی است که در آن به تحلیل چرایی بی‌تفاوتی جهانی نسبت به معترضان ایرانی و ضرورت تغییر رژیم می‌پردازد. گزارش جامع صحبت‌های او به شرح زیر است:

۱. نقد استاندارد دوگانه و بی‌تفاوتی چپ جهانی

* سکوت سهمگین: هریس به آمار کشته‌شدگان اعتراضات ایران (بین ۱۲ تا ۱۶ هزار نفر طبق تخمین‌های او) اشاره می‌کند و می‌پرسد چرا برخلاف موضوعاتی مثل غزه، هیچ حمایتی از سوی دانشگاه‌های آمریکا یا سلبریتی‌های هالیوود برای ایرانیان دیده نمی‌شود؟

* محاسبات اخلاقی غلط: او معتقد است جریان چپ در غرب نمی‌تواند «ریاضیات اخلاقی» این موضوع را حل کند. آن‌ها می‌ترسند با محکوم کردن رژیم ایران، متهم به اسلام‌هراسی یا دیوانه‌سازی یک گروه غیرسفیدپوست شوند.

* جمله طلایی: «اگر مسلمانان، مسلمانان دیگر را بکشند یا سرکوب کنند، هیچ‌کس در جناح چپ اهمیتی نمی‌دهد... اما اگر یهودیان به هر دلیلی مسلمانان را بکشند، این برای چپ یک وضعیت اضطراری اخلاقی است.»

۲. نقد سیاست‌های دولت‌های مختلف آمریکا

* شکست دوحزبی: هریس معتقد است آمریکا سال‌هاست که باید برای تغییر رژیم در ایران تلاش می‌کرد. او اوباما و بایدن را به شدت نقد می‌کند و سیاست‌های آن‌ها را در قبال خیزش‌های مردم ایران، یک «رسوایی» و «شکست اخلاقی» توصیف می‌کند.

* تحلیل ترامپ: او می‌گوید ترامپ اگرچه در عمل موضع سخت‌تری داشته، اما این کار را نه از روی دغدغه‌های انسانی یا دموکراسی‌خواهی، بلکه بر اساس محاسبات دیگر (مانند بیزاری از مهاجرت یا اسلام) انجام می‌دهد. هریس ترامپ را فردی می‌داند که «یک استخوان بشردوستانه در بدنش نیست» و صرفاً به دنبال منافع مادی و معاملاتی است.

۳. تفاوت ماهوی ایران با افغانستان و عراق

* درس غلط از تاریخ: هریس هشدار می‌دهد که نباید به دلیل شکست‌های آمریکا در عراق و افغانستان، تصور کرد که مداخله در ایران هم به همان نتیجه می‌رسد. او تأکید می‌کند که ایران کشوری با فرهنگ شگفت‌انگیز و مردمی است که اکثریت آن‌ها (بیش از ۸۰ درصد طبق گفته او) از تئوکراسی (حکومت مذهبی) بیزارند.

* آمادگی برای دموکراسی: او ایران را با ونزوئلا مقایسه می‌کند؛ کشورهایی که تجربه نهادهای مدنی و دموکراسی را داشته‌اند و برخلاف افغانستان، درگیر فرقه‌گرایی مذهبی فلج‌کننده نیستند. مردم ایران آماده‌اند تا برای رهایی از رژیم، ریسکِ دورانِ پس از فروپاشی را بپذیرند.

۴. پیشنهاد مداخله نظامی هدفمند

* حمایت از تغییر رژیم: هریس صراحتاً می‌گوید که جهان باید به سقوط رژیم ایران کمک کند. اگرچه او با حضور سربازان پیاده (Boots on the ground) مخالف است، اما از استفاده از قدرت هوایی، نیروهای ویژه یا هر روشی که بدون تلفات غیرنظامیِ غیرضروری به «سقوط رژیم» منجر شود، حمایت می‌کند.

* جمله طلایی: «رژیم ایران به طور عینی یک رژیم شرور (Objectively Evil) است و اکنون بیش از هر زمان دیگری به سقوط نزدیک شده است.»

نتیجه‌گیری:
سام هریس معتقد است که زمانِ «هل دادن» رژیم ایران فرا رسیده است. او از غرب می‌خواهد که شهامت اخلاقی پیدا کند، استانداردهای دوگانه را کنار بگذارد و در کنار مردمی بایستد که دهه‌هاست زیر بار تئوکراسی رنج می‌برند.

📺 سوزان سانتاگ؛ چپِ عصیانگر علیه «فاشیسمِ کمونیسم، چپ محور مقاومتی، چپِ پست‌مدرن و چپِ ضدجنگ»

.


#نقد_چپ #سیاست #بین‌الملل #ایران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 صدای یک جراح چشم پس از عمل جراحی
— خامنه‌ای جا.ش رهبرِ کل داعش!

🔸من الان از یه عمل جراحی می‌آیم بعد از ۳ ساعت. یه همچی ساچمه‌ای از چشم خارج میشود که به میلیمتر هم نمی‌رسد. وقتی تفنگ‌های ساچمه‌ای از سر عمد یا هر چی به سمت افراد شلیک می‌کنید صدها ساچمه وارد سر، صورت و بدن افراد می‌شود. فقط یکی از اینها کافیه که یک جوان را برای همیشه نابینا کند.


@TahlilZamane

لعنت به‌ تمام خون‌شوران علنی و خجالتی. لعنتِ مضاعف بر خون‌شورانِ خجالتی، که بجای ایستادنِ تمام‌قد پشتِ ملت و افشاگری بین‌المللی و حمله به چنین سطح از توحشِ تکرارشونده‌ و افزاینده‌ای، هنوز دلبستهٔ حفظِ ثمرهٔ ایدئولوژی ۵۷ی خود، با تمسک به اخلاقِ بهتان‌محورِ شیعه (دست‌های پشت‌پرده، ماموران فلان کشور، جریانِ رقیبی که از او بیش از ملایان بیزاریم) هستند، و کمترین عذاب‌وجدان و حس‌شرمی که آنان را به عزمی خلل‌ناپذیر برای پایانِ این کابوسِ نیم‌قرنه ایرانیان بکشاند، ندارند؛ گویی وطن برای‌شان صرفا پروژه‌ای در ذیل ایدئولوژیِ سیاسی‌شان است، نه مامی تحت اِشغالِ بدویانِ داعشی و زندگی‌ستیز که به هیچ اصلی جز حفظِ قدرت و سلطه‌ ابدیِ خود، پایبند نیستند.


🌾 @Naqdagin
🪓 معمارانِ خون🩸از خیابان تا سردخانه
— گزارشی از اتاق فرمان کشتار و جنایتِ مهندسی‌شدهٔ حکومت اسلامی - شیعی در دیِ خونین

🔸اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران تنها یک موج خیابانی نبود؛ این آزمونی بود که نشان داد حکومت اسلامی چگونه برای حفظ قدرت خود آماده سرکوب سازمانی و برنامه‌ریزی‌شده است. در مرکز این تصمیمات، جمعی از مقامات عالی‌رتبه قرار داشتند که می‌توان آنها را «معماران خون در اتاق فرمان کشتار» خواند.

.


#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی


🌾 @Naqdagin
📘آخرین سخن با سفساف سفیه، بیژن بی‌رگ!‏

✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 بیژن عبدالکریمی نه فقط از محکوم‌کردن کشتار مردم بی‌دفاع ایران سر باز زده، بلکه با واژگانی سرد و محاسبه‌گرانه منطق ‏سرکوب را تئوریزه کرده است. مسئله صرفاً یک خطای تحلیلی یا لغزش زبانی نیست؛ با یک ساختار فکری مواجه‌ایم که خشونت ‏عریان را از طریق زبان فلسفه تطهیر می‌کند. اینجا فلسفه نه ابزار نقد قدرت، بلکه ماشین شست‌وشوی جنایت است‎.‎

🍂 وقتی گفته می‌شود «رژیم فقط تروریست‌ها را کشته»، زبان از توصیف واقعیت کنار می‌رود و به ابزار جعل بدل می‌شود.سخنان او ، ‏نه گزارش واقعیت که تولید یک روایت امنیتی است؛ روایتی که قربانی را محو و گلوله را عقلانی می‌کند. در این منطق، بدن‌های ‏افتاده در خیابان، کودکان کشته‌شده، مادران داغدار، همگی در یک واژه بلعیده می‌شوند: «تروریست». این همان لحظه‌ای است ‏که فلسفه می‌میرد،انسانیت دود می شود و شرافت و کرامت آدمیزاد لجن مال می شود و ایدئولوژی جای آن را می‌گیرد‎.‎

🍂 عبدالکریمی خود را فیلسوف می‌نامد، اما فلسفه از سقراط تا امروز، با یک اصل تعریف شده است: ایستادن در برابر قدرتِ ‏بی‌پاسخ‌گو و سفسطه بازی. فلسفه اگر به کار توجیه خشونت دولتی بیاید، دیگر فلسفه نیست؛ خطابه‌ی درباری است با واژگان ‏سنگین. آنچه اینجا می‌بینیم، نه تفکر انتقادی، بلکه «فلسفه‌بافی» است: تولید مفاهیم مبهم برای فرار از مسئولیت اخلاقی. این نوع ‏گفتار، نه پیچیده که بزدلانه است‎.‎

🍂 در این گفتمان، مردم واقعی حذف می‌شوند و «انتزاع» جای آنان را می‌گیرد. عبدالکریمی ــ در این روایت ــ از «امنیت»، «نظم»، ‌‏«دولت» و «بقا» سخن می‌گوید، بی‌آنکه حتی یک‌بار از انسانِ مشخص حرف بزند. این حذف آگاهانه است. چون اگر انسان دیده ‏شود، گلوله توجیه‌پذیر نیست. پس باید انسان را به مفهوم تقلیل داد، و مفهوم را به هدف مشروع سرکوب بدل کرد‎.‎

🍂 این زبان، زبان آکادمی نیست؛ زبان اتاق‌های بازجویی است که جامه دانشگاهی به تن کرده است. همان منطقی که در دهه‌های ‏تاریک قرن بیستم، اردوگاه‌ها را «ضرورت تاریخی» نامید. عبدالکریمی، دقیقاً در همان سنت ایستاده است: سنتی که جنایت را با ‏تاریخ، خشونت را با فلسفه، و کشتار را با واژه «ناگزیر» می‌پوشاند‎.‎

🍂 خطر این گفتار در فریاد نیست؛ در آرامش آن است. در لحنی که می‌گوید «باید شدیدتر برخورد کرد» بی‌آنکه خون را ببیند. این ‏همان لحظه‌ای است که افرادی چون او از جلاد خطرناک‌تر می‌شوند، چون به جلاد معنا می‌دهد. باتوم بدون نظریه کور است؛ اما با نظریه، ‏مأموریت پیدا می‌کند. عبدالکریمی ــ در این تصویر ــ نظریه‌پرداز همین مأموریت است‎.‎

🍂 فلسفه، اگر قرار است نامش حفظ شود، باید زبانِ درد باشد نه زبانِ حذف. باید از رنج آغاز کند، نه از امنیتِ انتزاعی. هر فیلسوفی ‏که در لحظه کشتار، در کنار قدرت می‌ایستد و مردم را «تروریست» می‌نامد، از فلسفه عبور کرده و به کارگزار ایدئولوژی تنزل ‏یافته است. این تنزل، خطای فردی نیست؛ خیانت به خودِ تفکر است‎.‎

🍂 در برابر این گفتار، سکوت جایز نیست. نه از سر احساسات، بلکه از سر دقت مفهومی. باید گفت این زبان، زبان مرگ است؛ مرگی ‏که با واژه‌ها آراسته شده. اگر فلسفه نتواند در برابر خون بایستد، بهتر است نامش را از آن پس چیز دیگری بگذاریم. چون آنچه ‏اینجا جاری است، تفکر نیست؛ همدستی است‎.‎

🔺خلاصه کنم: عبدالکریمی یک سفساف جیفه خوار است. او هیچ مناسبتی با فلسفه و خردمندی و آکادمی ندارد. او یک سلیبریتی ‏بدنام است که توسط رسانه‌های حاکمیتی بالاکشیده شد تا خود را روشنفکر جا بزند. جلادی است در جامه یک آکادمیسین. بسیار ‏خطرناک‌تر و شوم‌تر از آن جلادی است که برجنازه قربانی می رقصد او و امثال او برجنازه یک وطن تف می اندازند و می رقصند. روز داوری ‏نزدیک است.‏

@nasaksara

.


#نقد_چپ #چپ_ایرانی #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدتی نگذشت که از «ملت نجیب و قهرمانِ» «همیشه در صحنه»، به «ملتِ تروریست و فریب‌خورده و تحریک‌شده توسط موساد و سیا» و «باغی و متخاصم» که خونش به‌صرفِ در خیابان بودن، ولو زن و بچه‌ و پیری در کنار خانه‌اش بوده‌باشد، یا در حالِ برگشت از سر کارش بوده‌باشد، تبدیل شدیم!

حکومت دینی چنین جرثومه‌ای‌ست. الله ناگهان احکامش دربارۀ یک قوم را برمی‌گرداند، و تمام آن قوم، که پیامبرش برای عمری در میان آن‌ها زیسته، و با آن‌ها هزاران خاطرۀ مشترک را رقم زده، عذاب می‌کند و به صغیر و کبیرشان رحم نمی‌کند، مثل قوم صالح که صرفا چون انگشت‌شماری از قوم، ناقۀ صالح را دنبال کرده و کشتند، کل قوم قتل‌عام شد!

و چنین قتل‌عامی، مشابه آبان خونین و قتل‌عام مستضعفان، که پایگاهِ انقلاب ۵۷ بودند، توسط باند چپ و اصلاح‌طلبِ ولی‌فقیه اجرا شد. گویا هر قتل‌عامی باید توسط این جناح که بخش رسانه‌ای را به‌مدد انواع رانت دارند، اجرا شود. و بدا به حال آن ابلهانی که به چنین انسان رذل و کذاب و بی‌هویت و مفعولِ داعشی، صفت صادق و سلیم دادند و بدو رای دادند و دیگران را نیز به چنین خبط و حماقتی دعوت کردند.

.


#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی



🌾 @Naqdagin