Telegram
نقدآگین
🖋تطهیر خون با جوهر؛ بایبل بهمثابه بیانیۀ سیاسیِ خاندانِ داوود
— چگونه پروپاگاندایی باستانی، «مسیح» را خلق کرد؟
(۲/۳)
🔺بنابراین، اگر داوود یک غاصب سیاسی نبود که نیاز به چنین دروغ بزرگی (عهد ابدی) داشته باشد، شاید هرگز ایدۀ «مسیحا» و «منجی» که بعدها محور مسیحیت و مهدویت شد، به این شکل در تاریخ ادیان شکل نمیگرفت.
🛡 ۵. داوود؛ «پراکسی» و واسالِ فلسطینیها
🔸یکی از بزرگترین سانسورهای تاریخی بایبل، رابطه داوود با دشمن خونی اسرائیل، یعنی «فلسطینیها» است. بایبل اعتراف میکند که:
🔺روایت رسمی تلاش میکند بگوید او در دل دشمن، به نفع اسرائیل جاسوسی میکرد! اما تحلیل واقعگرایانه سیاسی میگوید: داوود در واقع یک «جنگسالارِ مزدور» بود که فلسطینیها از او به عنوان یک نیروی نیابتی برای تضعیف حکومت مرکزی شائول استفاده میکردند.
🔺شواهد باستانشناسیِ «سفالهای فلسطینی» در لایههای مربوط به قلمرو اولیه یهودا (Judah)، نشان میدهد که پادشاهی داوود در ابتدای کار، نه یک دولت مستقل الهی، بلکه یک دولت دستنشانده (Vassal State) تحت حمایت فلسطینیها بود. او با حمایت لجیستیکی و نظامی دشمنانِ قومش، توانست رقبای داخلی را شکست دهد. استقلال واقعی احتمالاً سالها بعد و با ضعیف شدن فلسطینیها رخ داد، اما کاتبان یهودی این رابطه «ارباب-رعیتی» با دشمن را به یک «تاکتیک جنگی هوشمندانه» تغییر نام دادند.
💍 ۶. میکال و تراژدی مشروعیت؛ زن به مثابه «پلکان قدرت»
🔸سیاستمداران عصر آهن برای غصب قدرت، به «خون پادشاه قبلی» نیاز داشتند. داوود هیچ نسب شاهانهای نداشت؛ پس به «میکال» دختر شائول نیاز مبرم داشت.
🔸تحلیل انتقادی نشان میدهد که ازدواج داوود با میکال، از روی عشق نبود؛ یک «تصاحب استراتژیک» بود. داوود پس از فرار، میکال را رها کرد و وقتی به قدرت رسید، با خشونت او را از شوهر جدیدش (پلتیئیل) جدا کرد و به حرمسرای خود بازگرداند (دوم سموئیل ۳). چرا؟ چون بدون میکال، او فقط یک شورشی بود، اما با میکال، او «داماد شاه» محسوب میشد.
🔸نکته تکاندهنده اینجاست: به محض اینکه پایههای قدرت داوود محکم شد، میکال به حاشیه رانده شد و بایبل با بیرحمی مینویسد:
🔺در زبان رمزآلود سیاسی باستان، «نازایی» میکال احتمالاً به معنای بایکوت جنسی او توسط داوود بود تا هیچ وارثی از خون شائول متولد نشود که بتواند روزی ادعای تاج و تخت کند. میکال قربانیِ گذار از دموکراسیِ نسبیِ قبیلهای به استبدادِ داوودی بود.
📜 ۷. وصیتنامه «پدرخوانده»؛ دستورالعملهای یک تصفیه خونین
🤴🏻اگر هنوز در «قدیس» بودن داوود شک دارید، باید به بستر مرگ او نگاه کنید (اول پادشاهان ۲). وصیت داوود به سلیمان، هیچ شباهتی به وصایای معنوی پیامبران ندارد؛ بلکه دقیقاً شبیه آخرین دستورات یک «دونِ مافیایی» (Godfather) است.
🩸داوود در آخرین جملات زندگیاش، لیست سیاهی از دشمنان قدیمی (مانند شمعی و یوآب) را به سلیمان میدهد و میگوید:
🔺او که خود به خاطر سوگندهای سیاسی نتوانسته بود آنها را بکشد، پسرش را مأمور میکند تا به عنوان اولین اقدام حکومتی، «حمام خون» به راه بیندازد. این سند نشان میدهد که داوود تا آخرین نفس، نه دغدغهی شریعت، بلکه دغدغهی «تثبیت قدرت از طریق حذف فیزیکی» را داشت. سلیمان پادشاهیاش را نه با دعا، بلکه با اجرای لیست ترور پدرش آغاز کرد.
🎼 پازل نهایی: دگردیسیِ «مارش جنگی» به «نیایش عرفانی»
🔸در نقد رادیکال تاریخ ادیان، بزرگترین شاهکار کاتبان دربار داوود، نه صرفاً در «حذف یا سانسور» واقعیت، بلکه در فرآیند پیچیدهی «بازتعریف برند» (Rebranding) نهفته است. به بیان سادهتر، آنها واقعیتهای تلخ و خشن را حذف نکردند، بلکه «برچسب» آنها را عوض کردند؛ یعنی یک «رفتار جنایتکارانه» را چنان در ظرفی از «واژگان مقدس» ریختند که ماهیت اصلی آن در ذهن مخاطب دگرگون شد.
🔻در اینجا سه پرده از این مهندسیِ افکار عمومی را میبینیم:
⚔️ ۱. قلم در خدمتِ شمشیر؛ سرود به مثابه سلاح
🔸بسیاری از این متون در اصل نه برای خلوتِ عارفانه، بلکه به عنوان «اشعارِ تهیجِ نظامی» و «نفریننامههای سیاسی» سروده شده بودند. مزمورهایی که از «تعلیم دادن انگشتان برای جنگ» (مزمور ۱۴۴) یا «کوبیدن سر اطفال دشمن به صخره» (مزمور ۱۳۷) سخن میگویند، در واقع مارشهای پیروزی و اشعارِ حماسیِ یک پادشاهیِ بدوی و خشن در عصر آهن بودند. انتساب این سرودها به داوود، بیش از آنکه نشاندهندهی «نویسندگی» او باشد، یک «مُهرِ مالکیتِ سیاسی» بود تا ارتش و معبد را زیر پرچم یک پادشاهِ مقتدر متحد کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه پروپاگاندایی باستانی، «مسیح» را خلق کرد؟
(۲/۳)
🔺بنابراین، اگر داوود یک غاصب سیاسی نبود که نیاز به چنین دروغ بزرگی (عهد ابدی) داشته باشد، شاید هرگز ایدۀ «مسیحا» و «منجی» که بعدها محور مسیحیت و مهدویت شد، به این شکل در تاریخ ادیان شکل نمیگرفت.
🛡 ۵. داوود؛ «پراکسی» و واسالِ فلسطینیها
🔸یکی از بزرگترین سانسورهای تاریخی بایبل، رابطه داوود با دشمن خونی اسرائیل، یعنی «فلسطینیها» است. بایبل اعتراف میکند که:
داوود به نزد «اخیش» پادشاه جت (Gath) پناه برد و شهر صقلق (Ziklag) را به عنوان تیول دریافت کرد.
🔺روایت رسمی تلاش میکند بگوید او در دل دشمن، به نفع اسرائیل جاسوسی میکرد! اما تحلیل واقعگرایانه سیاسی میگوید: داوود در واقع یک «جنگسالارِ مزدور» بود که فلسطینیها از او به عنوان یک نیروی نیابتی برای تضعیف حکومت مرکزی شائول استفاده میکردند.
🔺شواهد باستانشناسیِ «سفالهای فلسطینی» در لایههای مربوط به قلمرو اولیه یهودا (Judah)، نشان میدهد که پادشاهی داوود در ابتدای کار، نه یک دولت مستقل الهی، بلکه یک دولت دستنشانده (Vassal State) تحت حمایت فلسطینیها بود. او با حمایت لجیستیکی و نظامی دشمنانِ قومش، توانست رقبای داخلی را شکست دهد. استقلال واقعی احتمالاً سالها بعد و با ضعیف شدن فلسطینیها رخ داد، اما کاتبان یهودی این رابطه «ارباب-رعیتی» با دشمن را به یک «تاکتیک جنگی هوشمندانه» تغییر نام دادند.
💍 ۶. میکال و تراژدی مشروعیت؛ زن به مثابه «پلکان قدرت»
🔸سیاستمداران عصر آهن برای غصب قدرت، به «خون پادشاه قبلی» نیاز داشتند. داوود هیچ نسب شاهانهای نداشت؛ پس به «میکال» دختر شائول نیاز مبرم داشت.
🔸تحلیل انتقادی نشان میدهد که ازدواج داوود با میکال، از روی عشق نبود؛ یک «تصاحب استراتژیک» بود. داوود پس از فرار، میکال را رها کرد و وقتی به قدرت رسید، با خشونت او را از شوهر جدیدش (پلتیئیل) جدا کرد و به حرمسرای خود بازگرداند (دوم سموئیل ۳). چرا؟ چون بدون میکال، او فقط یک شورشی بود، اما با میکال، او «داماد شاه» محسوب میشد.
🔸نکته تکاندهنده اینجاست: به محض اینکه پایههای قدرت داوود محکم شد، میکال به حاشیه رانده شد و بایبل با بیرحمی مینویسد:
«میکال تا روز مرگش نازا ماند».
🔺در زبان رمزآلود سیاسی باستان، «نازایی» میکال احتمالاً به معنای بایکوت جنسی او توسط داوود بود تا هیچ وارثی از خون شائول متولد نشود که بتواند روزی ادعای تاج و تخت کند. میکال قربانیِ گذار از دموکراسیِ نسبیِ قبیلهای به استبدادِ داوودی بود.
📜 ۷. وصیتنامه «پدرخوانده»؛ دستورالعملهای یک تصفیه خونین
🤴🏻اگر هنوز در «قدیس» بودن داوود شک دارید، باید به بستر مرگ او نگاه کنید (اول پادشاهان ۲). وصیت داوود به سلیمان، هیچ شباهتی به وصایای معنوی پیامبران ندارد؛ بلکه دقیقاً شبیه آخرین دستورات یک «دونِ مافیایی» (Godfather) است.
🩸داوود در آخرین جملات زندگیاش، لیست سیاهی از دشمنان قدیمی (مانند شمعی و یوآب) را به سلیمان میدهد و میگوید:
«نگذار موی سفیدشان به سلامت به گور برود.»
🔺او که خود به خاطر سوگندهای سیاسی نتوانسته بود آنها را بکشد، پسرش را مأمور میکند تا به عنوان اولین اقدام حکومتی، «حمام خون» به راه بیندازد. این سند نشان میدهد که داوود تا آخرین نفس، نه دغدغهی شریعت، بلکه دغدغهی «تثبیت قدرت از طریق حذف فیزیکی» را داشت. سلیمان پادشاهیاش را نه با دعا، بلکه با اجرای لیست ترور پدرش آغاز کرد.
🎼 پازل نهایی: دگردیسیِ «مارش جنگی» به «نیایش عرفانی»
🔸در نقد رادیکال تاریخ ادیان، بزرگترین شاهکار کاتبان دربار داوود، نه صرفاً در «حذف یا سانسور» واقعیت، بلکه در فرآیند پیچیدهی «بازتعریف برند» (Rebranding) نهفته است. به بیان سادهتر، آنها واقعیتهای تلخ و خشن را حذف نکردند، بلکه «برچسب» آنها را عوض کردند؛ یعنی یک «رفتار جنایتکارانه» را چنان در ظرفی از «واژگان مقدس» ریختند که ماهیت اصلی آن در ذهن مخاطب دگرگون شد.
🔻در اینجا سه پرده از این مهندسیِ افکار عمومی را میبینیم:
⚔️ ۱. قلم در خدمتِ شمشیر؛ سرود به مثابه سلاح
🔸بسیاری از این متون در اصل نه برای خلوتِ عارفانه، بلکه به عنوان «اشعارِ تهیجِ نظامی» و «نفریننامههای سیاسی» سروده شده بودند. مزمورهایی که از «تعلیم دادن انگشتان برای جنگ» (مزمور ۱۴۴) یا «کوبیدن سر اطفال دشمن به صخره» (مزمور ۱۳۷) سخن میگویند، در واقع مارشهای پیروزی و اشعارِ حماسیِ یک پادشاهیِ بدوی و خشن در عصر آهن بودند. انتساب این سرودها به داوود، بیش از آنکه نشاندهندهی «نویسندگی» او باشد، یک «مُهرِ مالکیتِ سیاسی» بود تا ارتش و معبد را زیر پرچم یک پادشاهِ مقتدر متحد کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🖋تطهیر خون با جوهر؛ بایبل بهمثابه بیانیۀ سیاسیِ خاندانِ داوود
— چگونه پروپاگاندایی باستانی، «مسیح» را خلق کرد؟
(۳/۳)
🎭 ۲. مزمور ۵۱؛ تبدیلِ «ترور» به «تجربهی عرفانی»
🔺برای درک این «تغییر برند»، باید به مزمور ۵۱ (مشهور به مزمور توبه) نگریست. طبق روایت بایبل، این سرود زمانی سروده شد که داوود پس از قتل «اوریا» و تصاحب همسر او، مورد ملامت قرار گرفت. اما این متن کارکردی فراتر از یک ندامت شخصی داشت؛ این مزمور به تودهها القا میکرد که جنایتِ پادشاه، نه یک «جرم سیاسی و حقوقی» علیه شهروندان، بلکه یک «گناه شخصی» در پیشگاه خداست.
🔺کاتبان با این ترفند، «اعتراضِ عمومی» را به «عجزِ الهیاتی» تبدیل کردند. وقتی داوود میگوید:
در واقع حقِ دادخواهی را از خانوادهی مقتول و جامعه سلب میکند. با این منطق، پادشاه دیگر به مردم پاسخگو نیست، بلکه تنها با خدا طرف است؛ خدایی که البته همیشه آمادهی بخششِ «برگزیدهی» خویش است!
📜 ۳. میراثِ یک پروپاگاندای پیروز
📌 تراژدیِ تاریخ اینجاست که سه هزار سال است میلیاردها انسان، سرودهای جنگی و لیستهای ترورِ یک «جنگسالار عصر آهن» را به عنوان نابترین مناجاتهای عاشقانه با خدا زمزمه میکنند. این پیروزی نهاییِ کاتبان بر واقعیت است. آنها موفق شدند لکههای خون را با اشکِ توبه بشویند و یک دیکتاتورِ ماکیاولیست را چنان در هالهای از قدسیت بپیچند که حتی امروز، نقد او برای بسیاری، مرادف با کفرگویی است.
🔚 سخن آخر
🏛 تاریخ را لزوماً فاتحان (با شمشیرشان) جاودانه نمیکنند؛ تاریخ را «توجیهگرانی» ابدی میکنند که قلم به دست دارند. داوودِ فاتح، اگرچه در میدان جنگ پیروز شد، اما «داوودِ بایبل» تجسمِ پیروزیِ مطلقِ «روایت» بر «واقعیت» است. او به ما یادآوری میکند که قدرتِ عریانِ نظامی به تنهایی محکوم به زوال است، اما وقتی قدرت با جادویِ ادبیات گره میخورد، میتواند از یک «غاصبِ بیرحم و بردهی شهوتِ قدرت و خون»، تصویری بسازد که سه هزار سال در محرابها پرستیده شود!
🛡 در تحلیل نهایی، «مسیحا» نه از آسمان، بلکه از نوکِ قلمِ کاتبانی متولد شد که مأموریت داشتند «پیروزیِ نظامیِ» یک جنگسالار را به «انتخابِ الهیِ» یک پیامبر پیوند بزنند. این نه یک تاریخنگاری ساده، بلکه یک مهندسیِ الهیاتی بود تا زمینیترین قدرتِ ممکن، آسمانیترین جایگاهِ تاریخ را غصب کند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه پروپاگاندایی باستانی، «مسیح» را خلق کرد؟
(۳/۳)
🎭 ۲. مزمور ۵۱؛ تبدیلِ «ترور» به «تجربهی عرفانی»
🔺برای درک این «تغییر برند»، باید به مزمور ۵۱ (مشهور به مزمور توبه) نگریست. طبق روایت بایبل، این سرود زمانی سروده شد که داوود پس از قتل «اوریا» و تصاحب همسر او، مورد ملامت قرار گرفت. اما این متن کارکردی فراتر از یک ندامت شخصی داشت؛ این مزمور به تودهها القا میکرد که جنایتِ پادشاه، نه یک «جرم سیاسی و حقوقی» علیه شهروندان، بلکه یک «گناه شخصی» در پیشگاه خداست.
🔺کاتبان با این ترفند، «اعتراضِ عمومی» را به «عجزِ الهیاتی» تبدیل کردند. وقتی داوود میگوید:
«تنها به تو (خدا) گناه ورزیدهام»،
در واقع حقِ دادخواهی را از خانوادهی مقتول و جامعه سلب میکند. با این منطق، پادشاه دیگر به مردم پاسخگو نیست، بلکه تنها با خدا طرف است؛ خدایی که البته همیشه آمادهی بخششِ «برگزیدهی» خویش است!
📜 ۳. میراثِ یک پروپاگاندای پیروز
📌 تراژدیِ تاریخ اینجاست که سه هزار سال است میلیاردها انسان، سرودهای جنگی و لیستهای ترورِ یک «جنگسالار عصر آهن» را به عنوان نابترین مناجاتهای عاشقانه با خدا زمزمه میکنند. این پیروزی نهاییِ کاتبان بر واقعیت است. آنها موفق شدند لکههای خون را با اشکِ توبه بشویند و یک دیکتاتورِ ماکیاولیست را چنان در هالهای از قدسیت بپیچند که حتی امروز، نقد او برای بسیاری، مرادف با کفرگویی است.
🔚 سخن آخر
🏛 تاریخ را لزوماً فاتحان (با شمشیرشان) جاودانه نمیکنند؛ تاریخ را «توجیهگرانی» ابدی میکنند که قلم به دست دارند. داوودِ فاتح، اگرچه در میدان جنگ پیروز شد، اما «داوودِ بایبل» تجسمِ پیروزیِ مطلقِ «روایت» بر «واقعیت» است. او به ما یادآوری میکند که قدرتِ عریانِ نظامی به تنهایی محکوم به زوال است، اما وقتی قدرت با جادویِ ادبیات گره میخورد، میتواند از یک «غاصبِ بیرحم و بردهی شهوتِ قدرت و خون»، تصویری بسازد که سه هزار سال در محرابها پرستیده شود!
🛡 در تحلیل نهایی، «مسیحا» نه از آسمان، بلکه از نوکِ قلمِ کاتبانی متولد شد که مأموریت داشتند «پیروزیِ نظامیِ» یک جنگسالار را به «انتخابِ الهیِ» یک پیامبر پیوند بزنند. این نه یک تاریخنگاری ساده، بلکه یک مهندسیِ الهیاتی بود تا زمینیترین قدرتِ ممکن، آسمانیترین جایگاهِ تاریخ را غصب کند.
🔻یوسف
🎧 یوسف: نیاز جمعی، دروغِ تاریخی
🔻ابراهیم
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
🔻ابراهیم، اسحاق و یعقوب [و موسی و داوود و سلیمان]
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
📻 تیغِ باستانشناسی بر رگِ افسانهپردازی
🔻موسی
📻 معجزۀ غرق شدن پرمعجزهترین یهودی در تاریخ!
📻 اثری از موسی و انبیا هست؟
📻 پادشاهانِ کاغذی؟ موسی، داوود، سلیمان
📻 افسانۀ موسی و فرعونِ ستمگر
🔻ایوب و یعقوب
📺 پشتپردۀ قصۀ ایوب و یعقوب
🔻آدم و حوا و هابیل و شیث
📻 قصۀ آفرینش: از سومر تا بایبل
🔻نوح
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
🔻یونس
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
🔻عیسی
📺 عیسی: اسطوره یا واقعیت؟
🔻بایبلشناسی
📺 برآمدن و فروپاشیِ داوودِ پادشاه
📺 چرا بایبل جنایات داوود شاه را توجیه میکند؟
📺«هر پسربچه و زنِ غیرباکره را بکشید!»
📺 کُشتی با خدا تا سپیده دم
📻 جنگطلبی: از اسلام تا یهودیت
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود
🔻سلیمان
📻 پادشاهان کاغذی؟ موسی، داوود، سلیمان
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
🔻ایدئولوژی عصمت
📺 تحریف نوح توسط قرآن
📕نوح: قدیسی قهرمان یا مردی تنها و شکستخورده؟
📕قرآن و الهیات سیاسی (۱-۱۵؛ ۱۶-۲۱ )
📕دو ایوب، دو سنت، دو سرنوشت
📺 نسبت محمد با «ده فرمان» موسی
📕رد اسلام توسط سعدیا گائون و علمای یهود
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
📕آموزههای یعقوب: شمشیر و پیامبری یا دجال؟
.
#نقد_ادیان #نقد_یهودیت #نقد_اسلام #نقد_بایبل #نقد_تورات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 موسی و پادشاه داوود هرگز وجود نداشتهاند
— تنخ (عهد عتیق) در سال ۲۰۰ پیش از میلاد پدید آمده!
(۱/۲)
🎙دکتر نیلز پیتر لمچه و دکتر رابرت ام. پرایس
🔸این ویدیو گفتگویی است عمیق و تخصصی بین دو پژوهشگر برجسته، دکتر نیلز پیتر لمچه (از بنیانگذاران مکتب مینیمالیسم کپنهاگ) و دکتر رابرت ام. پرایس (متخصص عهد جدید و نظریهپرداز اسطورهگرایی)، درباره تاریخمندی شخصیتهای کلیدی کتاب مقدس و زمان نگارش متون عهد عتیق (Tanakh).
🔻در ادامه، جزئیترین نکات مطرح شده در این گفتگوی طولانی به صورت دستهبندی شده ارائه میشود:
۱. به چالش کشیدن موجودیت پادشاه داوود
* کتیبه تِل دان (Tel Dan Stele): دکتر لمچه که از ابتدا در جریان کشف این کتیبه بوده، اشاره میکند که عبارت «بیت داوود» (House of David) در این سنگنوشته لزوماً به معنای وجود شخصی به نام داوود نیست. او آن را با «خانواده وینزر» در بریتانیا مقایسه میکند که نام یک مکان است، نه یک شخص.
* شبهه در اصالت کتیبه: لمچه خاطرهای نقل میکند که یکی از پژوهشگران (راسل میرکین) با مشاهده دقیق متوجه شده که در بخشی از کتیبه که سنگ شکسته شده، خط عمودی یکی از حروف روی لبه شکسته ادامه یافته است؛ این نشان میدهد که متن ممکن است بعد از شکسته شدن سنگ (یعنی در دوران معاصر) روی آن حکاکی شده باشد تا اصیل به نظر برسد. همچنین باستانشناس معروف «دیوید اوسیشکین» تأیید کرده که قطعات کتیبه به درستی به هم جفت نمیشوند.
* ریشه نام داوود: نام داوود (DVD) در هیچ منبع خارج از کتاب مقدس به عنوان نام کوچک یک فرد یافت نشده است. لمچه معتقد است این نام احتمالاً یک لقب مذهبی به معنای «محبوب» (Beloved) بوده که با نام شهر اورشلیم (شهر خدای شالیم) پیوند دارد.
* داستان داوود و اسکندر: پژوهشگران اشاره میکنند که ساختار روایی داستان داوود در کتاب مقدس شباهتهای ساختاری عجیبی به «رمانس اسکندر» [منبع تالیفِ قصهی «ذوالقرنینِ» قرآن] در دوران هلنیستی دارد که نشان میدهد این داستان ممکن است یک مدلسازی ادبی از قهرمانان یونانی باشد.
۲. نقد تاریخی شخصیت موسی و خروج از مصر
* عدم شواهد باستانشناسی: لمچه تأکید میکند که هیچ ردی از میلیونها انسان که طبق کتاب مقدس از مصر خارج شدند، در صحرای سینا یا اسناد مصری وجود ندارد.
* ریشه داستان خروج: او معتقد است داستان خروج ممکن است روایتی وارونه از اخراج «هیکسوسها» (اقوام سامی که مدتی بر مصر حکومت کردند) در حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد باشد. آنچه در کتاب مقدس به عنوان «خروج پیروزمندانه» آمده، در واقع روایت قلبشدهی یهودیان از روایتِ مصریها مبنی بر «اخراج متجاوزانِ» هیکسوس، بوده است. او حتی اشاره میکند که یوسف فلاوی (مورخ یهودی قرن اول) نیز در آثار خود سعی کرده بود میان اسرائیلیها و هیکسوسها پیوند برقرار کند.
* محل نگارش: محققان احتمال میدهند که بخش بزرگی از تورات در کتابخانه اسکندریه و توسط کاتبان یهودی که به زبان یونانی مسلط بودند (حدود قرن دوم یا سوم پیش از میلاد) تدوین یا بازنویسی نهایی شده باشد.
۳. اورشلیم و تضاد شمال و جنوب
* اورشلیم کوچک: لمچه توضیح میدهد که طبق یافتههای باستانشناسی، اورشلیم در قرن دهم پیش از میلاد (زمان ادعایی داوود و سلیمان) اصلاً یک شهر بزرگ یا مرکز یک امپراتوری نبوده، بلکه احتمالاً یک دهکده کوچک یا یک دژ کوهستانی محدود بوده است.
* پادشاهی فراموش شده: برخلاف تصور رایج، پادشاهی اسرائیل در شمال (به مرکزیت نابلوس/شکم) بسیار قدیمیتر، قدرتمندتر و واقعیتر از پادشاهی یهودا در جنوب بوده است. نام «اسرائیل» در کتیبههای مصری (مانند ستون مرنپتاه) دیده میشود، اما همیشه به مناطق شمالی اشاره دارد.
۴. مینیمالیسم در برابر ماکسیمالیسم
❌ ایدئولوژی باستانشناسی: دکتر لمچه معتقد است در اسرائیل، باستانشناسی به ابزاری سیاسی برای مشروعیت بخشیدن به دولت مدرن تبدیل شده است. او میگوید به محض اینکه کسی تاریخمندی داوود را زیر سوال میبرد، با واکنشهای تند سیاسی روبرو میشود چون «داوود» ستون اصلی روایت ملیگرایانه است.
📌 فقدان شواهد، شواهدِ فقدان است: او به شدت به این جمله که «نبودِ مدرک، مدرکِ نبودن نیست» میتازد و میگوید در علم تاریخ، وقتی شما در مکانی که باید آثار یک کاخ بزرگ باشد هیچ چیزی پیدا نمیکنید، این دقیقاً به معنای نبودن آن کاخ است.
۵. عهد جدید و مینیمالیسم درباره عیسی
* عیسای تاریخی: دکتر پرایس که به «افسانه بودن عیسی» تمایل دارد، با لمچه درباره این موضوع بحث میکند. لمچه معتقد است عیسی احتمالاً وجود داشته اما به عنوان یک شخصیت فرقهای در میان صدها شخصیت مشابه؛ اما داستانهای او در اناجیل کاملاً جنبه الهیاتی دارند و نه تاریخی.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تنخ (عهد عتیق) در سال ۲۰۰ پیش از میلاد پدید آمده!
(۱/۲)
🎙دکتر نیلز پیتر لمچه و دکتر رابرت ام. پرایس
🔸این ویدیو گفتگویی است عمیق و تخصصی بین دو پژوهشگر برجسته، دکتر نیلز پیتر لمچه (از بنیانگذاران مکتب مینیمالیسم کپنهاگ) و دکتر رابرت ام. پرایس (متخصص عهد جدید و نظریهپرداز اسطورهگرایی)، درباره تاریخمندی شخصیتهای کلیدی کتاب مقدس و زمان نگارش متون عهد عتیق (Tanakh).
🔻در ادامه، جزئیترین نکات مطرح شده در این گفتگوی طولانی به صورت دستهبندی شده ارائه میشود:
۱. به چالش کشیدن موجودیت پادشاه داوود
* کتیبه تِل دان (Tel Dan Stele): دکتر لمچه که از ابتدا در جریان کشف این کتیبه بوده، اشاره میکند که عبارت «بیت داوود» (House of David) در این سنگنوشته لزوماً به معنای وجود شخصی به نام داوود نیست. او آن را با «خانواده وینزر» در بریتانیا مقایسه میکند که نام یک مکان است، نه یک شخص.
* شبهه در اصالت کتیبه: لمچه خاطرهای نقل میکند که یکی از پژوهشگران (راسل میرکین) با مشاهده دقیق متوجه شده که در بخشی از کتیبه که سنگ شکسته شده، خط عمودی یکی از حروف روی لبه شکسته ادامه یافته است؛ این نشان میدهد که متن ممکن است بعد از شکسته شدن سنگ (یعنی در دوران معاصر) روی آن حکاکی شده باشد تا اصیل به نظر برسد. همچنین باستانشناس معروف «دیوید اوسیشکین» تأیید کرده که قطعات کتیبه به درستی به هم جفت نمیشوند.
* ریشه نام داوود: نام داوود (DVD) در هیچ منبع خارج از کتاب مقدس به عنوان نام کوچک یک فرد یافت نشده است. لمچه معتقد است این نام احتمالاً یک لقب مذهبی به معنای «محبوب» (Beloved) بوده که با نام شهر اورشلیم (شهر خدای شالیم) پیوند دارد.
* داستان داوود و اسکندر: پژوهشگران اشاره میکنند که ساختار روایی داستان داوود در کتاب مقدس شباهتهای ساختاری عجیبی به «رمانس اسکندر» [منبع تالیفِ قصهی «ذوالقرنینِ» قرآن] در دوران هلنیستی دارد که نشان میدهد این داستان ممکن است یک مدلسازی ادبی از قهرمانان یونانی باشد.
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📺 ذوالقرنین کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
۲. نقد تاریخی شخصیت موسی و خروج از مصر
* عدم شواهد باستانشناسی: لمچه تأکید میکند که هیچ ردی از میلیونها انسان که طبق کتاب مقدس از مصر خارج شدند، در صحرای سینا یا اسناد مصری وجود ندارد.
* ریشه داستان خروج: او معتقد است داستان خروج ممکن است روایتی وارونه از اخراج «هیکسوسها» (اقوام سامی که مدتی بر مصر حکومت کردند) در حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد باشد. آنچه در کتاب مقدس به عنوان «خروج پیروزمندانه» آمده، در واقع روایت قلبشدهی یهودیان از روایتِ مصریها مبنی بر «اخراج متجاوزانِ» هیکسوس، بوده است. او حتی اشاره میکند که یوسف فلاوی (مورخ یهودی قرن اول) نیز در آثار خود سعی کرده بود میان اسرائیلیها و هیکسوسها پیوند برقرار کند.
* محل نگارش: محققان احتمال میدهند که بخش بزرگی از تورات در کتابخانه اسکندریه و توسط کاتبان یهودی که به زبان یونانی مسلط بودند (حدود قرن دوم یا سوم پیش از میلاد) تدوین یا بازنویسی نهایی شده باشد.
۳. اورشلیم و تضاد شمال و جنوب
* اورشلیم کوچک: لمچه توضیح میدهد که طبق یافتههای باستانشناسی، اورشلیم در قرن دهم پیش از میلاد (زمان ادعایی داوود و سلیمان) اصلاً یک شهر بزرگ یا مرکز یک امپراتوری نبوده، بلکه احتمالاً یک دهکده کوچک یا یک دژ کوهستانی محدود بوده است.
* پادشاهی فراموش شده: برخلاف تصور رایج، پادشاهی اسرائیل در شمال (به مرکزیت نابلوس/شکم) بسیار قدیمیتر، قدرتمندتر و واقعیتر از پادشاهی یهودا در جنوب بوده است. نام «اسرائیل» در کتیبههای مصری (مانند ستون مرنپتاه) دیده میشود، اما همیشه به مناطق شمالی اشاره دارد.
۴. مینیمالیسم در برابر ماکسیمالیسم
❌ ایدئولوژی باستانشناسی: دکتر لمچه معتقد است در اسرائیل، باستانشناسی به ابزاری سیاسی برای مشروعیت بخشیدن به دولت مدرن تبدیل شده است. او میگوید به محض اینکه کسی تاریخمندی داوود را زیر سوال میبرد، با واکنشهای تند سیاسی روبرو میشود چون «داوود» ستون اصلی روایت ملیگرایانه است.
📌 فقدان شواهد، شواهدِ فقدان است: او به شدت به این جمله که «نبودِ مدرک، مدرکِ نبودن نیست» میتازد و میگوید در علم تاریخ، وقتی شما در مکانی که باید آثار یک کاخ بزرگ باشد هیچ چیزی پیدا نمیکنید، این دقیقاً به معنای نبودن آن کاخ است.
۵. عهد جدید و مینیمالیسم درباره عیسی
* عیسای تاریخی: دکتر پرایس که به «افسانه بودن عیسی» تمایل دارد، با لمچه درباره این موضوع بحث میکند. لمچه معتقد است عیسی احتمالاً وجود داشته اما به عنوان یک شخصیت فرقهای در میان صدها شخصیت مشابه؛ اما داستانهای او در اناجیل کاملاً جنبه الهیاتی دارند و نه تاریخی.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 موسی و پادشاه داوود هرگز وجود نداشتهاند
— تنخ (عهد عتیق) در سال ۲۰۰ پیش از میلاد پدید آمده!
(۲/۲)
🎙دکتر نیلز پیتر لمچه و دکتر رابرت ام. پرایس
* صندوقچه یعقوب (James Ossuary): آنها این کشف را که ادعا میشد متعلق به برادر عیسی است، یک جعل احتمالی میدانند که با هدف ایجاد پیوند فیزیکی بین باستانشناسی و متون مقدس ساخته شده است.
۶. هدف از نگارش کتاب مقدس
* ادبیات به جای تاریخ: نتیجهگیری نهایی هر دو دانشمند این است که کتاب مقدس را نباید به عنوان یک گزارش تاریخی (History) خواند، بلکه باید آن را به عنوان یک ساختار ادبی و اخلاقی و هویتی دید که در دوران هلنیستی برای ایجاد یک هویت واحد برای قوم یهود ساخته و پرداخته شده است.
* تأثیر از بابل: آنها شباهتهای داستان نوح با حماسه گیلگمش را بررسی کرده و اشاره میکنند که نویسندگان یهودی آگاهانه داستانهای بابلی را تغییر دادند تا مفاهیم خودشان (مانند «عدالت الهی» به جای «میل خدایان») را جایگزین کنند.
نکته کلیدی: دکتر لمچه تأکید میکند که حتی اگر داوود یا موسی بعنوان افراد فیزیکی وجود نداشته باشند، این از ارزش اخلاقی و فرهنگی داستانهای آنها برای تمدن غرب کم نمیکند؛ مشکل زمانی آغاز میشود که بخواهیم از این اسطورهها برای ادعاهای ارضی و سیاسی در دنیای امروز استفاده کنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تنخ (عهد عتیق) در سال ۲۰۰ پیش از میلاد پدید آمده!
(۲/۲)
🎙دکتر نیلز پیتر لمچه و دکتر رابرت ام. پرایس
* صندوقچه یعقوب (James Ossuary): آنها این کشف را که ادعا میشد متعلق به برادر عیسی است، یک جعل احتمالی میدانند که با هدف ایجاد پیوند فیزیکی بین باستانشناسی و متون مقدس ساخته شده است.
۶. هدف از نگارش کتاب مقدس
* ادبیات به جای تاریخ: نتیجهگیری نهایی هر دو دانشمند این است که کتاب مقدس را نباید به عنوان یک گزارش تاریخی (History) خواند، بلکه باید آن را به عنوان یک ساختار ادبی و اخلاقی و هویتی دید که در دوران هلنیستی برای ایجاد یک هویت واحد برای قوم یهود ساخته و پرداخته شده است.
* تأثیر از بابل: آنها شباهتهای داستان نوح با حماسه گیلگمش را بررسی کرده و اشاره میکنند که نویسندگان یهودی آگاهانه داستانهای بابلی را تغییر دادند تا مفاهیم خودشان (مانند «عدالت الهی» به جای «میل خدایان») را جایگزین کنند.
نکته کلیدی: دکتر لمچه تأکید میکند که حتی اگر داوود یا موسی بعنوان افراد فیزیکی وجود نداشته باشند، این از ارزش اخلاقی و فرهنگی داستانهای آنها برای تمدن غرب کم نمیکند؛ مشکل زمانی آغاز میشود که بخواهیم از این اسطورهها برای ادعاهای ارضی و سیاسی در دنیای امروز استفاده کنیم.
🔻افسانهها در محک تاریخ/منابع
📕«اسرائیل فینکلشتاین» و آراء او
📻 پادشاهان و انبیای تورات: تاریخ یا افسانه و ایدئولوژی؟
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری بوده؟
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
🔻یوسف
🎧 یوسف: نیاز جمعی، دروغِ تاریخی
🔻ابراهیم
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
🔻ابراهیم، اسحاق و یعقوب [و موسی و داوود و سلیمان]
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
📻 تیغِ باستانشناسی بر رگِ افسانهپردازی
🔻موسی
📻 معجزۀ غرق شدن پرمعجزهترین یهودی در تاریخ!
📻 اثری از موسی و انبیا هست؟
📻 پادشاهانِ کاغذی؟ موسی، داوود، سلیمان
📻 افسانۀ موسی و فرعونِ ستمگر
🔻ایوب و یعقوب
📺 پشتپردۀ قصۀ ایوب و یعقوب
🔻آدم و حوا و هابیل و شیث
📻 قصۀ آفرینش: از سومر تا بایبل
🔻نوح
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
🔻یونس
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
🔻عیسی
📺 عیسی: اسطوره یا واقعیت؟
🔻بایبلشناسی
📺 تطهیر خون با جوهر؛ بایبل بهمثابه بیانیۀ سیاسیِ خاندانِ داوود
📺 برآمدن و فروپاشیِ داوودِ پادشاه
📺 چرا بایبل جنایات داوود شاه را توجیه میکند؟
📺«هر پسربچه و زنِ غیرباکره را بکشید!»
📺 کُشتی با خدا تا سپیده دم
📻 جنگطلبی: از اسلام تا یهودیت
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود
🔻سلیمان
📻 پادشاهان کاغذی؟ موسی، داوود، سلیمان
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
🔻ایدئولوژی عصمت
📺 تحریف نوح توسط قرآن
📕نوح: قدیسی قهرمان یا مردی تنها و شکستخورده؟
📕قرآن و الهیات سیاسی (۱-۱۵؛ ۱۶-۲۱ )
📕دو ایوب، دو سنت، دو سرنوشت
📺 نسبت محمد با «ده فرمان» موسی
📕رد اسلام توسط سعدیا گائون و علمای یهود
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
📕آموزههای یعقوب: شمشیر و پیامبری یا دجال؟
.
#نقد_ادیان #نقد_یهودیت #نقد_اسلام #نقد_بایبل #نقد_تورات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 همین دو ماه پیش بود که اتومبیل خانوادهی سقاب اصفهانی، یکی از مدیران ابراهیم رئیسی و نزدیک به جبههی پایداری واژگون شد و همسر و دو فرزندش کشته شدند. در کامنتهای ویدیوهای آن حادثه، به ندرت اثری از خشم و کینهورزی و خوشحالی دیدم. مردم از مرگ زن و بچهی اصولگرایی که بسیاری از مشکلات جامعه به او و امثال او مربوط میشود، خوشحال نبودند.
🍂در ویدیوی دوم، بچهی سهسالهای را میبینید که با دیدن تصویر پدر کشتهشدهاش در تلویریون اینترنشنال، باباییبابایی میکند.
🍂 واقعن دل سنگ و قساوت قلب زیادی لازم است که موضوع مرگ و زندگی آدمها را دستمایهی لودگی قرار دهی.
🍂 من مدتی است که فکرم مشغول این پرسش کلیدی است که چرا جان و سلامت آدمها، خط قرمز بخش دیگری از آدمها نیست؟
▪️کسانی که اتومبیلهایشان را با جنون سرعت میرانند و برایشان مهم نیست که در این عشق و حالشان، جان عزیزی گرفته شود.
▪️کسانی که از کشتار دختران و پسرانی که در کنسرت موسیقی «صلح» در اسرائیل شرکت کرده بودند، به دست حماس خوشحال بودند و یا آنکه «حقشان» بود، میگفتند. چقدر به اصطلاح روشنفکر دینی، جنایت هفت اکتبر را توجیه کردند و گفتند نتیجهی سالها کشتار فلسطینیها، همین میشود. الان قبول میکنند که اگر دری به تخته خورد و حکومت برگشت، مردم، آخوندکشی راه بیندازند و آن را نتیجهی سالها ستم بدانند؟
▪️کسانی که سلاخی هفتادهزار آدم را در غزه تحت عنوان مبارزه با حماس به کتفشان گرفتند و آن را تلفات جانبی نامیدند و البته حماس هنوز هم آنجا هست.
▪️همین اینترنشنال که ویدیوی دوم را از کشتهشدگان ایرانی پخش میکند و احساسات ما را منقلب میکند، آیا هنگام پخش آن فراخوانهای کذایی، فکر خونهایی را که قرار بود توسط همفکران این مجری صداوسیما ریخته شوند، کرده بود؟ آیا هشدار میداد که اگر بچهی کمسن و سال دارید، بیرون نروید، چون ممکن است کودکتان را یتیم کنید؟ یا نه؟
▪️فکر وزنکشی بودند و بدتر آن که (پستهایشان هنوز هست) براندازی نظام جمهوری اسلامی را کاری آسان جلوه میدادند که فقط کمی همت و جربزه لازم دارد و این همه بچهی عقلنارس شانزده، هفدهسالهی مخاطب اینترنشنال، وادار شوند که با یک سیگار پشت لب و ژست لاتیگرفتن و استتار چسکی ماسک پزشکی، بروند بیرون تا حریف سپاه قدس شوند.
▪️محسن رضایی را یادتان هست که عملیات کربلای چهار را عملیات فریب اعلام کرد؟ هزاران کشته و مجروح و مفقود، تا دشمن «فریب» بخورد!
▪️جان انسانها، پروسه و هزینه و تلفات جانبی و فریب و وزنکشی نیست؛
انسانها، بابایی و مامانی هستند؛
شماها از هر ایل و تباری، چقدر ناانسان و کثیف هستید!
✍🏻 #فراز
🍂 اگه کسی با مسئولیت غریبه نباشه، وقتی وسط مقابله با اشرار کسی به مسئولیتناپذیری انتقاد کرد، نمیگه تو میخوای بگی جنایت اشرار تقصیر کسی غیر از اشراره!
🍂 همین الان یه نظامی اوکراینی هزاران طرفدار پیدا کرده، چون جرئت کرد از مافوقش شکایت کنه، و دادگاه هم رفت، که چرا در فلان عملیات بچههامون رو بدموقع فرستادی جلو و به کشتن دادی!
🍂 بش نگفتن تو میخوای بگی کسی غیر از ارتش روسیه قاتل نیروهای ماست! فقط خود اون مافوق تلاش میکرد قاضی رو بیخیال پرونده کنه.
🍂 تازه این درباره سربازان اوکراینه، که مسلح هستند و یک دولت پشتشونه. اتفاقا تعدادی ازون سربازان هم داوطلب بودند، و این گزاره «خودشون میدونستن ممکنه کشته بشن» در موردشون صادق بود.
🔺لازم نبود ازین مثالها زد اگه بعضیها با مسئولیت غریبه نبودند.
✍🏻 #اریک
پینوشت:
🍂 حتی ارتش آمریکا که فاصلهی نجومی داره از هر لحاظ با نظامیهای اوباش شیعه، چه در تکنولوژی نظامی و رصد، و چه در تخصص و دیسپلین، بیگدار به آب نمیزنه که تا ترامپ تهدیدی لفظی کرد، واردِ جنگ با ج.ا بشه؛ بلکه قبل از حمله، انواع احتمالات رو سبکسنگین میکنه و برای هر نوع واکنشِ جنونآمیز ج.ا، خودش و منطقه رو تجهیز میکنه، و با صبوری ج.ا رو محاصرهی کامل میکنه و سپس در وقتی که مطمئن شد که کمترین هزینهی غیرقابل اجتناب وجود داره، حمله میکنه!
🍂 وقتی شعارها عملا بر محورِ نفی و نفرت از کلیتِ یک ساختار داعشی رفتهبود، خصوصا برای رهبری که مدعیِ نفوذ به نظامیها در سطوح مختلف و ارتباط با سیاستمداران دنیاست، بیشک قابل پیشبینی بود که سطح جنایت در سرکوب مردم، از ۱۴۰۱ (جنبش مهسا) و سرکوبِ خونینِ دوران روحانی (جنبش فرودستان) نیز بیشتر میرود، اما کمترین هشداری برای ضرورتهای حضور در چنین بزنگاهِ خطری منتشر نشد (از جمله ضرورتِ عدم حضورِ کودکان زیر ۱۸ سال یا والدینی که بچه کوچک دارند)، و با زبانی عجیب مردم را تهییج کردند که به خیابان بیایند که کار بزودی تمام میشود؛ دربارهی تدارکاتِ لازم برای مقابله با این سطح از توحش& که بهنظر تقریبا هیچ بود، لازم نیست سخن بگوییم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂در ویدیوی دوم، بچهی سهسالهای را میبینید که با دیدن تصویر پدر کشتهشدهاش در تلویریون اینترنشنال، باباییبابایی میکند.
🍂 واقعن دل سنگ و قساوت قلب زیادی لازم است که موضوع مرگ و زندگی آدمها را دستمایهی لودگی قرار دهی.
🍂 من مدتی است که فکرم مشغول این پرسش کلیدی است که چرا جان و سلامت آدمها، خط قرمز بخش دیگری از آدمها نیست؟
▪️کسانی که اتومبیلهایشان را با جنون سرعت میرانند و برایشان مهم نیست که در این عشق و حالشان، جان عزیزی گرفته شود.
▪️کسانی که از کشتار دختران و پسرانی که در کنسرت موسیقی «صلح» در اسرائیل شرکت کرده بودند، به دست حماس خوشحال بودند و یا آنکه «حقشان» بود، میگفتند. چقدر به اصطلاح روشنفکر دینی، جنایت هفت اکتبر را توجیه کردند و گفتند نتیجهی سالها کشتار فلسطینیها، همین میشود. الان قبول میکنند که اگر دری به تخته خورد و حکومت برگشت، مردم، آخوندکشی راه بیندازند و آن را نتیجهی سالها ستم بدانند؟
▪️کسانی که سلاخی هفتادهزار آدم را در غزه تحت عنوان مبارزه با حماس به کتفشان گرفتند و آن را تلفات جانبی نامیدند و البته حماس هنوز هم آنجا هست.
▪️همین اینترنشنال که ویدیوی دوم را از کشتهشدگان ایرانی پخش میکند و احساسات ما را منقلب میکند، آیا هنگام پخش آن فراخوانهای کذایی، فکر خونهایی را که قرار بود توسط همفکران این مجری صداوسیما ریخته شوند، کرده بود؟ آیا هشدار میداد که اگر بچهی کمسن و سال دارید، بیرون نروید، چون ممکن است کودکتان را یتیم کنید؟ یا نه؟
▪️فکر وزنکشی بودند و بدتر آن که (پستهایشان هنوز هست) براندازی نظام جمهوری اسلامی را کاری آسان جلوه میدادند که فقط کمی همت و جربزه لازم دارد و این همه بچهی عقلنارس شانزده، هفدهسالهی مخاطب اینترنشنال، وادار شوند که با یک سیگار پشت لب و ژست لاتیگرفتن و استتار چسکی ماسک پزشکی، بروند بیرون تا حریف سپاه قدس شوند.
▪️محسن رضایی را یادتان هست که عملیات کربلای چهار را عملیات فریب اعلام کرد؟ هزاران کشته و مجروح و مفقود، تا دشمن «فریب» بخورد!
▪️جان انسانها، پروسه و هزینه و تلفات جانبی و فریب و وزنکشی نیست؛
انسانها، بابایی و مامانی هستند؛
شماها از هر ایل و تباری، چقدر ناانسان و کثیف هستید!
✍🏻 #فراز
🍂 اگه کسی با مسئولیت غریبه نباشه، وقتی وسط مقابله با اشرار کسی به مسئولیتناپذیری انتقاد کرد، نمیگه تو میخوای بگی جنایت اشرار تقصیر کسی غیر از اشراره!
🍂 همین الان یه نظامی اوکراینی هزاران طرفدار پیدا کرده، چون جرئت کرد از مافوقش شکایت کنه، و دادگاه هم رفت، که چرا در فلان عملیات بچههامون رو بدموقع فرستادی جلو و به کشتن دادی!
🍂 بش نگفتن تو میخوای بگی کسی غیر از ارتش روسیه قاتل نیروهای ماست! فقط خود اون مافوق تلاش میکرد قاضی رو بیخیال پرونده کنه.
🍂 تازه این درباره سربازان اوکراینه، که مسلح هستند و یک دولت پشتشونه. اتفاقا تعدادی ازون سربازان هم داوطلب بودند، و این گزاره «خودشون میدونستن ممکنه کشته بشن» در موردشون صادق بود.
🔺لازم نبود ازین مثالها زد اگه بعضیها با مسئولیت غریبه نبودند.
✍🏻 #اریک
پینوشت:
🍂 حتی ارتش آمریکا که فاصلهی نجومی داره از هر لحاظ با نظامیهای اوباش شیعه، چه در تکنولوژی نظامی و رصد، و چه در تخصص و دیسپلین، بیگدار به آب نمیزنه که تا ترامپ تهدیدی لفظی کرد، واردِ جنگ با ج.ا بشه؛ بلکه قبل از حمله، انواع احتمالات رو سبکسنگین میکنه و برای هر نوع واکنشِ جنونآمیز ج.ا، خودش و منطقه رو تجهیز میکنه، و با صبوری ج.ا رو محاصرهی کامل میکنه و سپس در وقتی که مطمئن شد که کمترین هزینهی غیرقابل اجتناب وجود داره، حمله میکنه!
🍂 وقتی شعارها عملا بر محورِ نفی و نفرت از کلیتِ یک ساختار داعشی رفتهبود، خصوصا برای رهبری که مدعیِ نفوذ به نظامیها در سطوح مختلف و ارتباط با سیاستمداران دنیاست، بیشک قابل پیشبینی بود که سطح جنایت در سرکوب مردم، از ۱۴۰۱ (جنبش مهسا) و سرکوبِ خونینِ دوران روحانی (جنبش فرودستان) نیز بیشتر میرود، اما کمترین هشداری برای ضرورتهای حضور در چنین بزنگاهِ خطری منتشر نشد (از جمله ضرورتِ عدم حضورِ کودکان زیر ۱۸ سال یا والدینی که بچه کوچک دارند)، و با زبانی عجیب مردم را تهییج کردند که به خیابان بیایند که کار بزودی تمام میشود؛ دربارهی تدارکاتِ لازم برای مقابله با این سطح از توحش& که بهنظر تقریبا هیچ بود، لازم نیست سخن بگوییم.
.
#حکومت_اسلامی #اپوزیشنقد #نقد_رسانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 جانبازِ ۸ سال جنگِ عراق، مقتولِ نظامِ اشغالگرِ دینی
🔺باید با این سطح از توحش و «جنون قدرت» توسط مدعیترین صنف جامعه: مدعیِ «خدا، تقوا، آخرت، معنویت و اخلاق» مواجه میشدیم، تا بفهمیم، دموکراسی شوخی و بازی نیست.
🔺نمیشه که امکانِ تغییرِ سیاستها و سیاستمداران خُرد و کلان با کمترین هزینهی ممکن را نداشتهباشی، و تصور کنی بهصرف مقابله با ارتشِ بیگانه، میتونی با عزت و افتخار و امنیت زندگی کنی. دموکراسی یک کالای لوکس نیست. برای اقتصاد و حتی امنیت اولیه ضروریه که شهروندانِ یک کشور، توانِ عملیِ اجرای نظراتشون، و تغییرِ سیاستها و سیاستمدارانِ (بدونِ هیچ استثنایی) رو داشتهباشن؛ وگرنه صرفا برای منافع اشغالگرِ بظاهر وطنی میجنگند تا اشغالگر بیگانه را بیرون کنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
سر اعتراضات و مهسا امینی بابام میگفت مواظب خودت باش با خنده گفتم عیبی نداره فوقش میمیرم هشتک اسمم توی اینستا معروف میشه
گفت ما فامیلیمون سخته اگه بمیریمم اسم و فامیلی مونو هشتک نمیکنن خیالت راحت ....
خواستم بگم بابا چرخ دنیا رو دیدی؟ دارم اسم و فامیلی خودتو هشتک میزنم که همه بدونن شرافت بهای سنگینی داره
#جاویدنام #اکبر_مزلقانی
🔺باید با این سطح از توحش و «جنون قدرت» توسط مدعیترین صنف جامعه: مدعیِ «خدا، تقوا، آخرت، معنویت و اخلاق» مواجه میشدیم، تا بفهمیم، دموکراسی شوخی و بازی نیست.
🔺نمیشه که امکانِ تغییرِ سیاستها و سیاستمداران خُرد و کلان با کمترین هزینهی ممکن را نداشتهباشی، و تصور کنی بهصرف مقابله با ارتشِ بیگانه، میتونی با عزت و افتخار و امنیت زندگی کنی. دموکراسی یک کالای لوکس نیست. برای اقتصاد و حتی امنیت اولیه ضروریه که شهروندانِ یک کشور، توانِ عملیِ اجرای نظراتشون، و تغییرِ سیاستها و سیاستمدارانِ (بدونِ هیچ استثنایی) رو داشتهباشن؛ وگرنه صرفا برای منافع اشغالگرِ بظاهر وطنی میجنگند تا اشغالگر بیگانه را بیرون کنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دنیا کسانی هستند که در ادعا محبت حضرت حسین (رض) را در دل دارند اما در عمل، یزید را روسفید کرده اند!
🎤برشی از سخنان مولانا محمدطیب در مراسم نمازجمعه مسجدنور ایرانشهر/ ۱۲ دی ماه ۱۴۰۴
🔸آخوند شیعه چنان تحتِ انقیاد و بردگیِ حکومتِ ولایتفقیه رفته، که حتی یک نمونه از این دست سخنان را از مراجع و امامانِ جمعهی شیعه نمیبینیم!
🔸شیعهای که مدعی بود در طولِ تاریخ همیشه در اقلیت و معترض و انقلابی بوده و زیر سرکوب، و خودش رو به قدرتهای زمان نفروخته، عملا بدل به بالِ سرکوب و خونشویی و سکوت و بیتفاوتی در مقابلِ بزرگترین سفاکیها و استبدادهای تاریخ شده.
🔸حتی سیستانی با آن همه ادعای توخالی، عملا چیزی جز یک جسدِ مومیاییِ بیصدا نیست که نسبت به خون و حقّ مردم کمترین وقع و غیرتی نداره.
🔸شیعهگری عملا بدل شده به یکسری کارناوالِ تهی از محتوا و شور واقعی برای عدالت و آزادی؛ زیارت عاشورا و پیادهروی اربعین و عزاداری محرم و...، یکجو شرف و غیرت و آزادگیِ مولاناهای سنی هم در این آخوندهای شیعه ندمید.
.
#حکومت_اسلامی #آخوند_شیعه #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه = رهبرِ تروریستهای داعشی
🎙#محمد_خدادادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ولیفقیه = رهبرِ تروریستهای داعشی
باید اطلاع رسانی کنیم که همه بفهمند تو مغز اینا چی میگذره! کسانی که پول و قدرت و اسلحه و خدا و همه چی دستشونه و تا نابودی ایران، دست از جنایت برنمی دارند! باید رسواشون کنیم ! لطفا پخش کنید 🙏🙏
🎙#محمد_خدادادی
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from Anarconomy
دوهزار و پانصد سال پیش فیلسوف چینی با اسب و الاغ و قاطر و هرچی که گیرش میاومد، و گاهی پیاده، ازین شهر به اون شهر میرفت، تا به مردم آبادیها یاد بده چطور وقتی بشون حمله شد، بتونند در محاصره نظامی زنده بمونند و از خونه زندگیشون دفاع کنند. صبح درباره عشق رساله مینوشت، شب درباره اینکه خانواده سرباز بالای برجک رو باید کجای شهر ساکن کرد که دیرتر از همه به دست دشمن بیفتند. فیلسوف مثل یک طبیب بود که به جای شریک شدن در سوگواری بیمارش از بلایی که سرش اومده، یا قراره بیاد، مستقیم میره سراغ راه کنترل پیشروی بیماری یا درمان. پزشک نمیگفت با این عفونت پاهاتو از دست میدی، بیا با هم گریه کنیم! بش میگفت باید قطعش کنم، و باید این علف مخدر رو بخوری تا بتونی تحملش کنی. فیلسوف برای مردم مظلومی که قرار بود سلاخی بشن روضه نمیخوند. بشون میگفت قراره نصفتون تلف بشید. برای زنده موندن بقیه باید این کارهایی که میگم رو بکنید! خودش در محیطی به دنیا اومده بود، که شانس کودک انسان برای بقا از شانس تولههای سگهای خیابانی کمتر بود. در سی سالگی متوجه نمیشد که اون بیرون آدمها آمادهاند که شکمش رو پاره کنند، حتی اگه بیدفاع باشه. در شش سالگی متوجه شده بود. برای همین از وقتی که برای مردم اندیشه تولید میکرد، با این پیشفرض محکم تولید میکرد که خشونت بخشی از زندگیشون خواهد بود، و بر همین مبنا باید برنامهریزی کنند.
اونی که تازه داره درباره مشروعیت دفاع از خود در برابر حکومت تئوری میده، نه فیلسوفه نه صاحب اندیشه. فیلسوف باید با مکانیک زندگی مردمش آشنا باشه، و درباره همون حرف بزنه، و در چارچوب همون راهکار بده. فضای دوران ما پر شده از وراجی افرادی که پول گرفتهاند و پول خرجشان شده تا وراجی کنند. همین که بفهمیم فقدان شدید «فیلسوفِ مردم» کارمون رو لنگ کرده، یک قدم به جلو خواهد بود.
اونی که تازه داره درباره مشروعیت دفاع از خود در برابر حکومت تئوری میده، نه فیلسوفه نه صاحب اندیشه. فیلسوف باید با مکانیک زندگی مردمش آشنا باشه، و درباره همون حرف بزنه، و در چارچوب همون راهکار بده. فضای دوران ما پر شده از وراجی افرادی که پول گرفتهاند و پول خرجشان شده تا وراجی کنند. همین که بفهمیم فقدان شدید «فیلسوفِ مردم» کارمون رو لنگ کرده، یک قدم به جلو خواهد بود.
Anarconomy
دوهزار و پانصد سال پیش فیلسوف چینی با اسب و الاغ و قاطر و هرچی که گیرش میاومد، و گاهی پیاده، ازین شهر به اون شهر میرفت، تا به مردم آبادیها یاد بده چطور وقتی بشون حمله شد، بتونند در محاصره نظامی زنده بمونند و از خونه زندگیشون دفاع کنند. صبح درباره عشق…
📘دیکتاتورها از چه فیلسوفانی میترسند؟
— از دکترین «عشق همگانی» تا مهندسیِ دژهای نظامی
(۱/۲)
🔸این متن اریک به احتمال بسیار زیاد به «موتسو» (Mozi)، فیلسوف مشهور چینی و پیروان او یعنی «موییستها» اشاره دارد. توصیفات نویسنده آمیزهای از حقایق تاریخی درخشان و البته مقداری چاشنی ادبی برای تطبیق با شرایط امروز است.
🔻در ادامه، این ادعا را از فیلتر واقعیت تاریخی عبور میدهیم:
🛡 واقعیت تاریخی: فیلسوفان جنگجو و مهندس
🔻در دوران «ایالتهای جنگطلب» در چین (حدود ۴۰۰ سال پیش از میلاد)، مکتب موییسم دقیقاً همان چیزی بود که نویسنده توصیف کرده است:
* دفاع به جای روضه: موتسو معتقد بود سخنرانی درباره اخلاق کافی نیست. او و شاگردانش متخصصان مهندسی دفاعی و دژبانی بودند. آنها وقتی میشنیدند شهری ضعیف مورد حمله قرار گرفته، پیاده راه میافتادند تا به مردم آن شهر یاد بدهند چگونه ماشینآلات محاصره بسازند و دیوارها را تقویت کنند.
* رساله عشق و استراتژی نظامی: موتسو فیلسوف «عشق همگانی» (Jian'ai) بود، اما کتاب او شامل بخشهای مفصلی درباره ساختن تیرکمانهای غولپیکر، حفاری تونلهای ضدمحاصره و مدیریت منابع غذایی در زمان قحطی است.
* فیلسوف به مثابه تکنیسین بقا: برخلاف کنفوسیوس که بیشتر بر آداب و رسوم تمرکز داشت، موتسو از مردم عادی و طبقه صنعتگران برخاسته بود. او فیلسوفی بود که آستینهایش را بالا میزد و در میدان جنگ در کنار مردم میایستاد.
🧱 نقد دیدگاه نویسنده (تفاوت فیلسوف قدیم و جدید)
نویسنده با استفاده از الگوی موتسو، در حال نقد روشنفکران معاصر است. او به چند نکته کلیدی اشاره میکند که از نظر فلسفی قابل تامل است:
* فقدان پراگماتیسم (عملگرایی): نویسنده معتقد است اندیشمند امروزی درگیر «مشروعیت» است (بحث نظری)، در حالی که فیلسوف واقعی باید درگیر «مکانیکِ پیروزی» باشد (بحث عملی).
* خشونت به مثابه پیشفرض: متن به درستی اشاره میکند که فیلسوفان باستان، خشونت را حذفناشدنی میدیدند، در حالی که نظریهپردازان مدرن گاهی در دنیایی انتزاعی و به دور از واقعیتِ عریانِ سرکوب حرف میزنند.
* تمایز میان «وراجی» و «اندیشه»: نویسنده «فیلسوفِ مردم» را کسی میداند که با درد مردمش همزبان است، نه کسی که از دور برای آنها نسخه میپیچد یا فقط سوگواری میکند.
🚩 نتیجهگیری
توصیف نویسنده از نظر تاریخی بر مصادیقی چون موتسو استوار است. او فیلسوفی بود که «صلح» را نه در انفعال، بلکه در «قدرتمند شدنِ مظلوم برای دفاع» میجست. پیام اصلی متن این است: در دوران گذار و نبرد نهایی، جامعه به «مهندسِ تغییر» نیاز دارد، نه فقط «نظریهپردازِ تغییر».
🏯 موتسو (Mozi)؛ فیلسوفی که با آستینهای بالا زده میاندیشید
او که نام اصلیاش «مو دی» (Mo Di) بود، احتمالاً در قرن پنجم پیش از میلاد زندگی میکرد. در حالی که فیلسوفان دیگر مثل کنفوسیوس به دنبال آداب و رسوم دربار و اشرافزادگان بودند، موتسو از دل طبقه کارگر و صنعتگران بیرون آمد. او را میتوان اولین «فیلسوفِ مهندس» تاریخ دانست.
🛡 دکترین «عشق همگانی» و «دفاع مسلحانه»
موتسو پارادوکس (تناقض) عجیبی داشت: او به شدت ضد جنگ بود، اما به همان اندازه متخصص فنون نظامی!
* عشق همگانی (Jian'ai): او معتقد بود ریشه تمام بدبختیهای بشر در «تبعیض» است. میگفت باید به مردم کشورهای دیگر همانقدر عشق ورزید که به مردم خودمان.
* دفاعِ فعال: اما او احمق نبود! میدانست با کلمات زیبا نمیشود جلوی دیکتاتورها را گرفت. شعار او این بود: «تنها راه متوقف کردنِ متجاوز، این است که هزینهی تجاوز را برایش چنان بالا ببری که پشیمان شود.»
* دیپلماسی با تهدید: معروف است که یک بار وقتی شنید ایالت «چو» قصد حمله به ایالت ضعیف «سونگ» را دارد، ۱۰ شبانهروز پیاده راه رفت تا به دربار پادشاه رسید. او با پادشاه روی زمین نشست و با تکه چوبهایی، تمام نقشههای جنگیِ ژنرالِ پادشاه را باطل کرد و نشان داد که برای هر حمله، یک ضدحمله طراحی کرده است. در نهایت گفت: «شاگردان من هماکنون بر دیوارهای شهر سونگ ایستادهاند و منتظرند.» و پادشاه از ترس شکست، جنگ را لغو کرد.
🛠 ویژگیهای منحصربهفرد مکتب موییسم (Mohism)
📐 منطق و عملگرایی:
او اولین کسی بود که در چین سیستم منطق صوری را پایهگذاری کرد. برای او «حقیقت» چیزی نبود که در کتابها باشد؛ حقیقت چیزی بود که «در عمل به درد مردم بخورد».
🏗 تکنولوژی در خدمت مردم:
موییستها مخترعان بزرگی بودند. آنها منجنیقهای پیشرفته، تیرکمانهای مکانیکی و سپرهای متحرک را ابداع کردند. اما نکته طلایی اینجاست: آنها این سلاحها را فقط و فقط برای دفاع میساختند و هرگز به هیچ دولتی برای حمله کمک نمیکردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از دکترین «عشق همگانی» تا مهندسیِ دژهای نظامی
(۱/۲)
🔸این متن اریک به احتمال بسیار زیاد به «موتسو» (Mozi)، فیلسوف مشهور چینی و پیروان او یعنی «موییستها» اشاره دارد. توصیفات نویسنده آمیزهای از حقایق تاریخی درخشان و البته مقداری چاشنی ادبی برای تطبیق با شرایط امروز است.
🔻در ادامه، این ادعا را از فیلتر واقعیت تاریخی عبور میدهیم:
🛡 واقعیت تاریخی: فیلسوفان جنگجو و مهندس
🔻در دوران «ایالتهای جنگطلب» در چین (حدود ۴۰۰ سال پیش از میلاد)، مکتب موییسم دقیقاً همان چیزی بود که نویسنده توصیف کرده است:
* دفاع به جای روضه: موتسو معتقد بود سخنرانی درباره اخلاق کافی نیست. او و شاگردانش متخصصان مهندسی دفاعی و دژبانی بودند. آنها وقتی میشنیدند شهری ضعیف مورد حمله قرار گرفته، پیاده راه میافتادند تا به مردم آن شهر یاد بدهند چگونه ماشینآلات محاصره بسازند و دیوارها را تقویت کنند.
* رساله عشق و استراتژی نظامی: موتسو فیلسوف «عشق همگانی» (Jian'ai) بود، اما کتاب او شامل بخشهای مفصلی درباره ساختن تیرکمانهای غولپیکر، حفاری تونلهای ضدمحاصره و مدیریت منابع غذایی در زمان قحطی است.
* فیلسوف به مثابه تکنیسین بقا: برخلاف کنفوسیوس که بیشتر بر آداب و رسوم تمرکز داشت، موتسو از مردم عادی و طبقه صنعتگران برخاسته بود. او فیلسوفی بود که آستینهایش را بالا میزد و در میدان جنگ در کنار مردم میایستاد.
🧱 نقد دیدگاه نویسنده (تفاوت فیلسوف قدیم و جدید)
نویسنده با استفاده از الگوی موتسو، در حال نقد روشنفکران معاصر است. او به چند نکته کلیدی اشاره میکند که از نظر فلسفی قابل تامل است:
* فقدان پراگماتیسم (عملگرایی): نویسنده معتقد است اندیشمند امروزی درگیر «مشروعیت» است (بحث نظری)، در حالی که فیلسوف واقعی باید درگیر «مکانیکِ پیروزی» باشد (بحث عملی).
* خشونت به مثابه پیشفرض: متن به درستی اشاره میکند که فیلسوفان باستان، خشونت را حذفناشدنی میدیدند، در حالی که نظریهپردازان مدرن گاهی در دنیایی انتزاعی و به دور از واقعیتِ عریانِ سرکوب حرف میزنند.
* تمایز میان «وراجی» و «اندیشه»: نویسنده «فیلسوفِ مردم» را کسی میداند که با درد مردمش همزبان است، نه کسی که از دور برای آنها نسخه میپیچد یا فقط سوگواری میکند.
🚩 نتیجهگیری
توصیف نویسنده از نظر تاریخی بر مصادیقی چون موتسو استوار است. او فیلسوفی بود که «صلح» را نه در انفعال، بلکه در «قدرتمند شدنِ مظلوم برای دفاع» میجست. پیام اصلی متن این است: در دوران گذار و نبرد نهایی، جامعه به «مهندسِ تغییر» نیاز دارد، نه فقط «نظریهپردازِ تغییر».
🏯 موتسو (Mozi)؛ فیلسوفی که با آستینهای بالا زده میاندیشید
او که نام اصلیاش «مو دی» (Mo Di) بود، احتمالاً در قرن پنجم پیش از میلاد زندگی میکرد. در حالی که فیلسوفان دیگر مثل کنفوسیوس به دنبال آداب و رسوم دربار و اشرافزادگان بودند، موتسو از دل طبقه کارگر و صنعتگران بیرون آمد. او را میتوان اولین «فیلسوفِ مهندس» تاریخ دانست.
🛡 دکترین «عشق همگانی» و «دفاع مسلحانه»
موتسو پارادوکس (تناقض) عجیبی داشت: او به شدت ضد جنگ بود، اما به همان اندازه متخصص فنون نظامی!
* عشق همگانی (Jian'ai): او معتقد بود ریشه تمام بدبختیهای بشر در «تبعیض» است. میگفت باید به مردم کشورهای دیگر همانقدر عشق ورزید که به مردم خودمان.
* دفاعِ فعال: اما او احمق نبود! میدانست با کلمات زیبا نمیشود جلوی دیکتاتورها را گرفت. شعار او این بود: «تنها راه متوقف کردنِ متجاوز، این است که هزینهی تجاوز را برایش چنان بالا ببری که پشیمان شود.»
* دیپلماسی با تهدید: معروف است که یک بار وقتی شنید ایالت «چو» قصد حمله به ایالت ضعیف «سونگ» را دارد، ۱۰ شبانهروز پیاده راه رفت تا به دربار پادشاه رسید. او با پادشاه روی زمین نشست و با تکه چوبهایی، تمام نقشههای جنگیِ ژنرالِ پادشاه را باطل کرد و نشان داد که برای هر حمله، یک ضدحمله طراحی کرده است. در نهایت گفت: «شاگردان من هماکنون بر دیوارهای شهر سونگ ایستادهاند و منتظرند.» و پادشاه از ترس شکست، جنگ را لغو کرد.
🛠 ویژگیهای منحصربهفرد مکتب موییسم (Mohism)
📐 منطق و عملگرایی:
او اولین کسی بود که در چین سیستم منطق صوری را پایهگذاری کرد. برای او «حقیقت» چیزی نبود که در کتابها باشد؛ حقیقت چیزی بود که «در عمل به درد مردم بخورد».
🏗 تکنولوژی در خدمت مردم:
موییستها مخترعان بزرگی بودند. آنها منجنیقهای پیشرفته، تیرکمانهای مکانیکی و سپرهای متحرک را ابداع کردند. اما نکته طلایی اینجاست: آنها این سلاحها را فقط و فقط برای دفاع میساختند و هرگز به هیچ دولتی برای حمله کمک نمیکردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Anarconomy
دوهزار و پانصد سال پیش فیلسوف چینی با اسب و الاغ و قاطر و هرچی که گیرش میاومد، و گاهی پیاده، ازین شهر به اون شهر میرفت، تا به مردم آبادیها یاد بده چطور وقتی بشون حمله شد، بتونند در محاصره نظامی زنده بمونند و از خونه زندگیشون دفاع کنند. صبح درباره عشق…
📘 دیکتاتورها از چه فیلسوفانی میترسند؟
— از دکترین «عشق همگانی» تا مهندسیِ دژهای نظامی
(۲/۲)
👥 سازماندهی چریکی:
شاگردان موتسو مانند یک فرقه مذهبی-نظامیِ بسیار منضبط زندگی میکردند. آنها لباسهای کرباس ساده میپوشیدند، غذای اندک میخوردند و آماده بودند تا به محض شنیدن خبرِ محاصرهی یک شهر، جان خود را برای نجات غریبهها فدا کنند.
📉 چرا نام او در تاریخ کمرنگ شد؟
با روی کار آمدن سلسله «چین» (اولین امپراتوری متحد چین) که بسیار مستبد بود، کتابهای موتسو سوزانده و پیروانش سرکوب شدند. چرا؟ چون هیچ دیکتاتوری دوست ندارد فیلسوفی وجود داشته باشد که به مردم یاد میدهد چگونه در برابر محاصره و ارتشِ منظم مقاومت کنند. آنها فیلسوفانی را ترجیح میدادند که از «اطاعت» حرف بزنند، نه از «مقاومت مهندسیشده».
💡 میراث او برای امروز
🔻موتسو به ما یاد میدهد که:
۱. اندیشه بدون ابزار، بیدفاع است.
۲. صلحطلبی به معنای تسلیم نیست؛ بلکه به معنای آنقدر قوی شدن است که کسی جرات حمله به شما را نداشته باشد.
۳. وظیفه فیلسوف، نشستن در کتابخانه نیست، بلکه ایستادن در کنار مظلوم در سختترین لحظات است.
📖 میراث مکتوب موتسو؛ از مهندسی دژها تا فلسفه عشق
متأسفانه به دلیل همان سرکوبهای شدیدی که پیشتر گفتیم (دوران سلسله «چین»)، بسیاری از پیروان موتسو کشته شدند و آثارشان نابود شد. با این حال، بخشی از نوشتههای او تحت عنوان یک کتاب واحد به دست ما رسیده است:
📜 کتاب اصلی: «موتسو» (Mozi)
🔻این کتاب که نام خودِ فیلسوف را بر پیشانی دارد، در ابتدا شامل ۷۱ فصل بوده که اکنون تنها ۵۳ فصل آن باقی مانده است. این فصول را میتوان به چند دسته تقسیم کرد:
* 🛡 بخشهای نظامی و دفاعی (فصول ۱۴ تا ۱۵ و ۴۴ تا ۵۳): این بخشها شگفتانگیزترین قسمت کتاب هستند. در این فصول، جزئیات دقیقی درباره ساخت ماشینآلات محاصره، روشهای مقابله با تونلهای زیرزمینی دشمن، و حتی نحوهی سازماندهی نگهبانان بر روی دیوار شهرها آمده است. این دقیقاً همان بخشی است که نویسندهی متن شما به آن اشاره کرده (مهندسیِ بقا).
* ⚖️ رسالههای اخلاقی و سیاسی: شامل نظریات او درباره «عشق همگانی»، «ضدیت با جنگهای تهاجمی» و «صرفهجویی در هزینهها». او در اینجا نقد تندی به اشرافیگری و مراسمات پرخرج درباری دارد.
* 📐 منطق و اپیستمولوژی (شناختشناسی): بخشهایی موسوم به «موییستِ متأخر» که به بررسی منطق و زبان میپردازد و سعی دارد برای حقیقت، معیارهای تجربی و عملی ارائه دهد.
📚 کتابهای پیشنهادی درباره او (به زبان فارسی و انگلیسی)
🔻از آنجا که در ایران بیشتر بر روی کنفوسیوس و لائوتسه تمرکز شده، منابع فارسی درباره موتسو محدودترند، اما این موارد بهترین گزینهها هستند:
۱. تاریخ فلسفه چین (نوشته فونگ یو-لان):
این کتاب معتبرترین مرجع برای شناخت فلسفه چین در ایران است. بخش مفصلی از آن به «موتسو» اختصاص دارد و به دقت تفاوتهای او با کنفوسیوس را تشبیه میکند. (ترجمه فریدون مجلسی).
۲. متفکران بزرگ شرق (نوشته ایان پی. مکگریل):
در این کتاب، فصلی مجزا به بررسی دکترینهای موتسو و تأثیر او بر سازماندهی اجتماعی پرداخته شده است.
۳. کتاب Mozi (ترجمه Burton Watson):
اگر به زبان انگلیسی تسلط دارید، این ترجمه یکی از بهترین گزینهها برای خواندن خودِ متن اصلی موتسو است. برتون واتسون بخشهای مهم را به زبانی ساده و جذاب ترجمه کرده است.
۴. The Mozi: A Complete Translation (توسط Ian Johnston):
این کتاب برای کسانی است که میخواهند «موتسو» را به صورت تخصصی و با تمام جزئیات (حتی بخشهای فنی و نظامی) مطالعه کنند.
🏛 چرا خواندن موتسو برای امروز مهم است؟
خواندن آثار موتسو به ما یاد میدهد که «اخلاق» بدون «تکنیک» در برابر استبداد شکست میخورد. او به ما میآموزد که اگر میخواهیم صلح داشته باشیم، باید یاد بگیریم چگونه از خانهی خود در برابر دزدان و سفاکان دفاع کنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از دکترین «عشق همگانی» تا مهندسیِ دژهای نظامی
(۲/۲)
👥 سازماندهی چریکی:
شاگردان موتسو مانند یک فرقه مذهبی-نظامیِ بسیار منضبط زندگی میکردند. آنها لباسهای کرباس ساده میپوشیدند، غذای اندک میخوردند و آماده بودند تا به محض شنیدن خبرِ محاصرهی یک شهر، جان خود را برای نجات غریبهها فدا کنند.
📉 چرا نام او در تاریخ کمرنگ شد؟
با روی کار آمدن سلسله «چین» (اولین امپراتوری متحد چین) که بسیار مستبد بود، کتابهای موتسو سوزانده و پیروانش سرکوب شدند. چرا؟ چون هیچ دیکتاتوری دوست ندارد فیلسوفی وجود داشته باشد که به مردم یاد میدهد چگونه در برابر محاصره و ارتشِ منظم مقاومت کنند. آنها فیلسوفانی را ترجیح میدادند که از «اطاعت» حرف بزنند، نه از «مقاومت مهندسیشده».
💡 میراث او برای امروز
🔻موتسو به ما یاد میدهد که:
۱. اندیشه بدون ابزار، بیدفاع است.
۲. صلحطلبی به معنای تسلیم نیست؛ بلکه به معنای آنقدر قوی شدن است که کسی جرات حمله به شما را نداشته باشد.
۳. وظیفه فیلسوف، نشستن در کتابخانه نیست، بلکه ایستادن در کنار مظلوم در سختترین لحظات است.
📖 میراث مکتوب موتسو؛ از مهندسی دژها تا فلسفه عشق
متأسفانه به دلیل همان سرکوبهای شدیدی که پیشتر گفتیم (دوران سلسله «چین»)، بسیاری از پیروان موتسو کشته شدند و آثارشان نابود شد. با این حال، بخشی از نوشتههای او تحت عنوان یک کتاب واحد به دست ما رسیده است:
📜 کتاب اصلی: «موتسو» (Mozi)
🔻این کتاب که نام خودِ فیلسوف را بر پیشانی دارد، در ابتدا شامل ۷۱ فصل بوده که اکنون تنها ۵۳ فصل آن باقی مانده است. این فصول را میتوان به چند دسته تقسیم کرد:
* 🛡 بخشهای نظامی و دفاعی (فصول ۱۴ تا ۱۵ و ۴۴ تا ۵۳): این بخشها شگفتانگیزترین قسمت کتاب هستند. در این فصول، جزئیات دقیقی درباره ساخت ماشینآلات محاصره، روشهای مقابله با تونلهای زیرزمینی دشمن، و حتی نحوهی سازماندهی نگهبانان بر روی دیوار شهرها آمده است. این دقیقاً همان بخشی است که نویسندهی متن شما به آن اشاره کرده (مهندسیِ بقا).
* ⚖️ رسالههای اخلاقی و سیاسی: شامل نظریات او درباره «عشق همگانی»، «ضدیت با جنگهای تهاجمی» و «صرفهجویی در هزینهها». او در اینجا نقد تندی به اشرافیگری و مراسمات پرخرج درباری دارد.
* 📐 منطق و اپیستمولوژی (شناختشناسی): بخشهایی موسوم به «موییستِ متأخر» که به بررسی منطق و زبان میپردازد و سعی دارد برای حقیقت، معیارهای تجربی و عملی ارائه دهد.
📚 کتابهای پیشنهادی درباره او (به زبان فارسی و انگلیسی)
🔻از آنجا که در ایران بیشتر بر روی کنفوسیوس و لائوتسه تمرکز شده، منابع فارسی درباره موتسو محدودترند، اما این موارد بهترین گزینهها هستند:
۱. تاریخ فلسفه چین (نوشته فونگ یو-لان):
این کتاب معتبرترین مرجع برای شناخت فلسفه چین در ایران است. بخش مفصلی از آن به «موتسو» اختصاص دارد و به دقت تفاوتهای او با کنفوسیوس را تشبیه میکند. (ترجمه فریدون مجلسی).
۲. متفکران بزرگ شرق (نوشته ایان پی. مکگریل):
در این کتاب، فصلی مجزا به بررسی دکترینهای موتسو و تأثیر او بر سازماندهی اجتماعی پرداخته شده است.
۳. کتاب Mozi (ترجمه Burton Watson):
اگر به زبان انگلیسی تسلط دارید، این ترجمه یکی از بهترین گزینهها برای خواندن خودِ متن اصلی موتسو است. برتون واتسون بخشهای مهم را به زبانی ساده و جذاب ترجمه کرده است.
۴. The Mozi: A Complete Translation (توسط Ian Johnston):
این کتاب برای کسانی است که میخواهند «موتسو» را به صورت تخصصی و با تمام جزئیات (حتی بخشهای فنی و نظامی) مطالعه کنند.
🏛 چرا خواندن موتسو برای امروز مهم است؟
خواندن آثار موتسو به ما یاد میدهد که «اخلاق» بدون «تکنیک» در برابر استبداد شکست میخورد. او به ما میآموزد که اگر میخواهیم صلح داشته باشیم، باید یاد بگیریم چگونه از خانهی خود در برابر دزدان و سفاکان دفاع کنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
دوهزار و پانصد سال پیش فیلسوف چینی با اسب و الاغ و قاطر و هرچی که گیرش میاومد، و گاهی پیاده، ازین شهر به اون شهر میرفت، تا به مردم آبادیها یاد بده چطور وقتی بشون حمله شد، بتونند در محاصره نظامی زنده بمونند و از خونه زندگیشون دفاع کنند. صبح درباره عشق…
اقتدارگرایان و طرفداران خشونتهای موحشِ نظام سیاسی مستقر علیه ملت ایران، معترضان را به همدستی با کشورهای خارجی متهم میکنند؛ مدعیاند چون آنان خواهان دخالت بیگانگاناند، لایق مرگ و سرکوباند. اما از طرح این پرسش ناتواناند که ملتی با روحیهٔ میهنپرستی، چگونه چنان مستأصل شده است که حاضر به درخواست کمک از خارجی است.
پرسش اصلی این نیست که با مردمِ معترضِ امیدوار به دشمن خارجی چه باید کرد؛ بلکه پرسش درست این است که حاکمیت چگونه بر این مردم حکومت کرده است که آنان را ناچار به چنین خواستی کرده است.
ماکیاولی در رسالهٔ «گفتارها» دلیل این وضعیت را توضیح میدهد؛ آنجا که حکومت از فضیلت عدالت بیبهره است، شهروندان ناچار به استمداد از بیگانه میشوند. راهکار، توجیه کشتار مردم نیست، بلکه پذیرش مسئولیت حکومت و تن دادن به تغییرات اساسی در نهادها و سیاستهاست تا با جلب رضایت مردم، مشروعیت حکومت و استقلال جامعه احیا گردد.
✍🏻 #مهدی_کاظمی زمهریر
@kazemizamharir
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
پرسش اصلی این نیست که با مردمِ معترضِ امیدوار به دشمن خارجی چه باید کرد؛ بلکه پرسش درست این است که حاکمیت چگونه بر این مردم حکومت کرده است که آنان را ناچار به چنین خواستی کرده است.
ماکیاولی در رسالهٔ «گفتارها» دلیل این وضعیت را توضیح میدهد؛ آنجا که حکومت از فضیلت عدالت بیبهره است، شهروندان ناچار به استمداد از بیگانه میشوند. راهکار، توجیه کشتار مردم نیست، بلکه پذیرش مسئولیت حکومت و تن دادن به تغییرات اساسی در نهادها و سیاستهاست تا با جلب رضایت مردم، مشروعیت حکومت و استقلال جامعه احیا گردد.
✍🏻 #مهدی_کاظمی زمهریر
@kazemizamharir
📕درباره مواضع سیاسیِ رقتانگیزِ عبدالکریم سروش
📺 «نجاستِ مسجعِ» حاج فرجِ دغل
— همدستیِ تمامعیارِ «قصاب دانشگاه» با قصابانِ فاشیسم دینی
.
#سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘سکوتِ کرکنندهی چپ در برابر ملتِ ایران
— من با چپی که آگاهانه انتخاب کرده که سکوت کند، هیچ وجه اشتراکی ندارم!
(۱/۲)
✍🏻 #یاشا_مونک
🍂 یک جنبش اعتراضی الهامبخش بنیادهای قدرت در ایران را به لرزه درآورده است. میلیونها نفر به خیابانها آمدهاند تا علیه فسادی که آنها را فقیر کرده و محدودیتهایی که آزادیهایشان را سلب کرده، اعتراض کنند. مردان و بهویژه زنان در برابر تهدید خشونت دولتی، برای کرامت و معیشت خود ایستادهاند.
🍂 دلایل زیادی وجود دارد که بترسیم این جنبش اعتراضی به نتیجه بدی ختم شود. رژیم ممکن است بار دیگر تصمیم به سرکوب شهروندان خود بگیرد و در این فرآیند دهها، صدها یا شاید هزاران نفر را بکشد (در واقع، بر اساس گزارشهای شاهدان عینی، همین کار را آغاز کرده است). قدرت ممکن است از آیتالله بیمار خامنهای به سپاه پاسداران منتقل شود؛ شاید برخی محدودیتها بر زنان برداشته شود، اما آرمانهای سیاسی و اقتصادی گستردهتر مردم ناکام بماند. حتی گذار به دموکراسی لزوماً نتایج پایداری به همراه نخواهد داشت، همانطور که تجربههای شکستخورده حکمرانی دموکراتیک در مصر تا تونس نشان میدهد.
🍂 اما همدلی هر کسی که به آزادی، برابری و حقوق اساسی زنان باور دارد، باید با آن میلیونها ایرانی شجاع باشد. با این حال، در سراسر غرب، در برابر این اعتراضات تاریخی، سکوت کرکنندهای حاکم بوده است. این سکوت در رسانههای جریان اصلی، از بیبیسی تا رادیو عمومی ملی، مشهود بوده که بهطور عجیبی در درک اهمیت این لحظه کند عمل کردهاند. بدتر اینکه وقتی این رسانهها بالاخره به پوشش رویدادها پرداختند، اغلب اهمیت اعتراضات را کماهمیت جلوه دادند؛ در چند مورد بهخصوص تأسفبار، خبرنگاران حتی به نظر میرسید با رژیم سرکوبگر کشور همدلی دارند (در آغاز اعتراضات، گاردین حتی مقالهای از عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، منتشر کرد).
🍂 سکوت در روزنامهها و مجلات چپگرای جهان انگلیسیزبان حتی کرکنندهتر بوده است. صبح شنبه، نشریات اصلی چپ آمریکا را برای هرگونه اشاره به ایران جستجو کردم. هیچ مطلبی در وبسایتهای The Nation، The New Republic، Jacobin، Slate یا حتی Dissent وجود نداشت. توضیحات سادهای برای اینکه چرا توجهها جای دیگری است، وجود دارد؛ آنها تمرکز بر جنایات کاخ سفید را بیشتر ترجیح میدهند. اما آیا واقعاً اینقدر سخت است که یک نویسنده گزارشی درباره اتفاقات ایران بنویسد یا مقالهای از یک ایرانی تبعیدی درباره امیدهایش برای کشورش تهیه کند؟
🍂 این سکوت تصادفی نیست؛ یک انتخاب است. و گرچه گمان میکنم این انتخاب کاملاً آگاهانه نیست و کسانی که آن را انجام میدهند، منطق انگیزهشان را حتی برای خودشان بهطور کامل توضیح ندادهاند، اما در نهایت به یک محاسبه بسیار ساده برمیگردد که از روزهای جرج اورول به این سو، روشنفکران چپ را آزار داده است.
🔺🔺این در ذهنشان یک شیطانشناسی ساده ایجاد میکند: هر کس در «طرف ما» باشد باید بد باشد و هر کس در «طرف مقابل» باشد، بهطور پیشفرض خوب است. اورول درباره برخی روشنفکران زمان خودش گفت که «انگیزه واقعی اما ناگفتهشان ظاهراً نفرت از دموکراسی غربی و تحسین توتالیتاریسم است». در هفته گذشته پیدا کردن چپگرایان بهخصوص سادهلوح که این منطق را تا انتهای تلخش دنبال میکنند، سخت نبوده؛ کسانی که معترضان ایرانی را عوامل بیاراده امپریالیسم مینامند و حاضر نیستند بپذیرند که نیکلاس مادورو دیکتاتوری وحشتناک بود. اما بیشترشان کمی زیرکترند؛ کسانی که تا لحظهی آخر به ستایش خامنهای یا مادورو نمیپردازند اما نمیتوانند کاملاً خود را به سقوط رژیمهایی که خودشان ساختند، امیدوار کنند.
🍂 من از زمانی که شروع به آگاهی سیاسی کردم، مرد چپ بودهام. در سن ۱۳ سالگی به حزب سوسیال دموکرات آلمان پیوستم و هنوز به بسیاری از آرمانهای آن زمان اعتقاد دارم: به همبستگی بینالمللی؛ به نیاز به یک دولت رفاه سخاوتمند؛ به شر مطلق نفرت نژادی و پاکسازی قومی و جنگ. دوست دارم یک بار دیگر احساس کنم که بخشی از یک جنبش تودهای هستم که به شیوهای اصولی از این ارزشها دفاع میکند. اما با چپی که خود را قادر به تشویق زنان و مردان شجاعی که اکنون به خیابانهای تهران و بسیاری از شهرهای دیگر ایران میآیند، نمیبیند، هیچ وجه اشتراکی ندارم.
🔷 معرفی نویسنده:
یاشا مونک (Yascha Mounk) یک دانشمند علوم سیاسی، نویسنده و استاد دانشگاه آلمانی-آمریکایی است که به دلیل پژوهشهایش در مورد بحران دموکراسیهای لیبرال و رشد پوپولیسم در جهان شهرت زیادی پیدا کرده است.
🔻در ادامه، نکات کلیدی درباره او و جایگاه فکریاش آورده شده است:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— من با چپی که آگاهانه انتخاب کرده که سکوت کند، هیچ وجه اشتراکی ندارم!
(۱/۲)
✍🏻 #یاشا_مونک
🍂 یک جنبش اعتراضی الهامبخش بنیادهای قدرت در ایران را به لرزه درآورده است. میلیونها نفر به خیابانها آمدهاند تا علیه فسادی که آنها را فقیر کرده و محدودیتهایی که آزادیهایشان را سلب کرده، اعتراض کنند. مردان و بهویژه زنان در برابر تهدید خشونت دولتی، برای کرامت و معیشت خود ایستادهاند.
🍂 دلایل زیادی وجود دارد که بترسیم این جنبش اعتراضی به نتیجه بدی ختم شود. رژیم ممکن است بار دیگر تصمیم به سرکوب شهروندان خود بگیرد و در این فرآیند دهها، صدها یا شاید هزاران نفر را بکشد (در واقع، بر اساس گزارشهای شاهدان عینی، همین کار را آغاز کرده است). قدرت ممکن است از آیتالله بیمار خامنهای به سپاه پاسداران منتقل شود؛ شاید برخی محدودیتها بر زنان برداشته شود، اما آرمانهای سیاسی و اقتصادی گستردهتر مردم ناکام بماند. حتی گذار به دموکراسی لزوماً نتایج پایداری به همراه نخواهد داشت، همانطور که تجربههای شکستخورده حکمرانی دموکراتیک در مصر تا تونس نشان میدهد.
🍂 اما همدلی هر کسی که به آزادی، برابری و حقوق اساسی زنان باور دارد، باید با آن میلیونها ایرانی شجاع باشد. با این حال، در سراسر غرب، در برابر این اعتراضات تاریخی، سکوت کرکنندهای حاکم بوده است. این سکوت در رسانههای جریان اصلی، از بیبیسی تا رادیو عمومی ملی، مشهود بوده که بهطور عجیبی در درک اهمیت این لحظه کند عمل کردهاند. بدتر اینکه وقتی این رسانهها بالاخره به پوشش رویدادها پرداختند، اغلب اهمیت اعتراضات را کماهمیت جلوه دادند؛ در چند مورد بهخصوص تأسفبار، خبرنگاران حتی به نظر میرسید با رژیم سرکوبگر کشور همدلی دارند (در آغاز اعتراضات، گاردین حتی مقالهای از عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، منتشر کرد).
🍂 سکوت در روزنامهها و مجلات چپگرای جهان انگلیسیزبان حتی کرکنندهتر بوده است. صبح شنبه، نشریات اصلی چپ آمریکا را برای هرگونه اشاره به ایران جستجو کردم. هیچ مطلبی در وبسایتهای The Nation، The New Republic، Jacobin، Slate یا حتی Dissent وجود نداشت. توضیحات سادهای برای اینکه چرا توجهها جای دیگری است، وجود دارد؛ آنها تمرکز بر جنایات کاخ سفید را بیشتر ترجیح میدهند. اما آیا واقعاً اینقدر سخت است که یک نویسنده گزارشی درباره اتفاقات ایران بنویسد یا مقالهای از یک ایرانی تبعیدی درباره امیدهایش برای کشورش تهیه کند؟
🍂 این سکوت تصادفی نیست؛ یک انتخاب است. و گرچه گمان میکنم این انتخاب کاملاً آگاهانه نیست و کسانی که آن را انجام میدهند، منطق انگیزهشان را حتی برای خودشان بهطور کامل توضیح ندادهاند، اما در نهایت به یک محاسبه بسیار ساده برمیگردد که از روزهای جرج اورول به این سو، روشنفکران چپ را آزار داده است.
برای شمار زیادی از چپگرایان، تعهد بنیادیشان نه به یک اصل یا آرمان برای جهان، بلکه به این باور است که کشورها و جوامع خودشان ریشه در شرارت عمیقی دارند.
🔺🔺این در ذهنشان یک شیطانشناسی ساده ایجاد میکند: هر کس در «طرف ما» باشد باید بد باشد و هر کس در «طرف مقابل» باشد، بهطور پیشفرض خوب است. اورول درباره برخی روشنفکران زمان خودش گفت که «انگیزه واقعی اما ناگفتهشان ظاهراً نفرت از دموکراسی غربی و تحسین توتالیتاریسم است». در هفته گذشته پیدا کردن چپگرایان بهخصوص سادهلوح که این منطق را تا انتهای تلخش دنبال میکنند، سخت نبوده؛ کسانی که معترضان ایرانی را عوامل بیاراده امپریالیسم مینامند و حاضر نیستند بپذیرند که نیکلاس مادورو دیکتاتوری وحشتناک بود. اما بیشترشان کمی زیرکترند؛ کسانی که تا لحظهی آخر به ستایش خامنهای یا مادورو نمیپردازند اما نمیتوانند کاملاً خود را به سقوط رژیمهایی که خودشان ساختند، امیدوار کنند.
🍂 من از زمانی که شروع به آگاهی سیاسی کردم، مرد چپ بودهام. در سن ۱۳ سالگی به حزب سوسیال دموکرات آلمان پیوستم و هنوز به بسیاری از آرمانهای آن زمان اعتقاد دارم: به همبستگی بینالمللی؛ به نیاز به یک دولت رفاه سخاوتمند؛ به شر مطلق نفرت نژادی و پاکسازی قومی و جنگ. دوست دارم یک بار دیگر احساس کنم که بخشی از یک جنبش تودهای هستم که به شیوهای اصولی از این ارزشها دفاع میکند. اما با چپی که خود را قادر به تشویق زنان و مردان شجاعی که اکنون به خیابانهای تهران و بسیاری از شهرهای دیگر ایران میآیند، نمیبیند، هیچ وجه اشتراکی ندارم.
🔷 معرفی نویسنده:
یاشا مونک (Yascha Mounk) یک دانشمند علوم سیاسی، نویسنده و استاد دانشگاه آلمانی-آمریکایی است که به دلیل پژوهشهایش در مورد بحران دموکراسیهای لیبرال و رشد پوپولیسم در جهان شهرت زیادی پیدا کرده است.
🔻در ادامه، نکات کلیدی درباره او و جایگاه فکریاش آورده شده است:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘سکوتِ کرکنندهی چپ در برابر ملتِ ایران
— من با چپی که آگاهانه انتخاب کرده که سکوت کند، هیچ وجه اشتراکی ندارم!
(۲/۲)
✍🏻 #یاشا_مونک
📚 ۱. سوابق آکادمیک
او استاد «دانشکده مطالعات بینالمللی پیشرفته» (SAIS) در دانشگاه جانز هاپکینز است. مونک همچنین در دانشگاههایی نظیر هاروارد تدریس کرده و عضو ارشد چندین اندیشکده معتبر مانند «شورای روابط خارجی» (CFR) است.
📚 ۲. تخصص و حوزهی فکری
تخصص اصلی یاشا مونک بر روی سرنوشت دموکراسی متمرکز است. او یکی از اولین کسانی بود که هشدار داد دموکراسیهای لیبرال (مانند آمریکا و کشورهای اروپایی) آنقدر که ما فکر میکنیم پایدار نیستند و ممکن است از درون فرو بپاشند.
📚 ۳. کتابهای مهم
• «مردم علیه دموکراسی» (The People vs. Democracy): این مشهورترین کتاب اوست که در آن توضیح میدهد چگونه دموکراسی (حاکمیت مردم) و لیبرالیسم (حقوق فردی و حاکمیت قانون) در حال جدا شدن از یکدیگر هستند.
• «تله هویت» (The Identity Trap): در این کتاب که جدیدترین اثر اوست، مونک به نقد سیاستهای هویتی (Identity Politics) و جریانهای چپ افراطی میپردازد. او معتقد است تمرکز بیش از حد بر نژاد، جنسیت و هویتهای گروهی میتواند به آزادیهای فردی و انسجام اجتماعی آسیب بزند.
📚 ۴. فعالیتهای رسانهای
یاشا مونک مؤسس وبسایت و انجمن آنلاین «Persuasion» است. این پلتفرم فضایی برای نویسندگان و روشنفکرانی است که به ارزشهای دموکراسی لیبرال، آزادی بیان و بحثهای منطقی (به دور از افراط و تفریطهای جناحی) باور دارند. او همچنین نویسنده مجله آتلانتیک (The Atlantic) است.
📚 ۵. موضع سیاسی
او خودش را یک «لیبرال اصولی» میداند. او همزمان منتقد دو جریان است:
1. راست پوپولیست: (مانند ترامپ یا ویکتور اوربان) که نهادهای دموکراتیک را تضعیف میکنند.
2. چپ رادیکال: که به باور او با تمرکز بر «سیاستهای هویتی»، از اصول کلاسیک آزادی و برابری فاصله گرفتهاند.
@pasqambar
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— من با چپی که آگاهانه انتخاب کرده که سکوت کند، هیچ وجه اشتراکی ندارم!
(۲/۲)
✍🏻 #یاشا_مونک
📚 ۱. سوابق آکادمیک
او استاد «دانشکده مطالعات بینالمللی پیشرفته» (SAIS) در دانشگاه جانز هاپکینز است. مونک همچنین در دانشگاههایی نظیر هاروارد تدریس کرده و عضو ارشد چندین اندیشکده معتبر مانند «شورای روابط خارجی» (CFR) است.
📚 ۲. تخصص و حوزهی فکری
تخصص اصلی یاشا مونک بر روی سرنوشت دموکراسی متمرکز است. او یکی از اولین کسانی بود که هشدار داد دموکراسیهای لیبرال (مانند آمریکا و کشورهای اروپایی) آنقدر که ما فکر میکنیم پایدار نیستند و ممکن است از درون فرو بپاشند.
📚 ۳. کتابهای مهم
• «مردم علیه دموکراسی» (The People vs. Democracy): این مشهورترین کتاب اوست که در آن توضیح میدهد چگونه دموکراسی (حاکمیت مردم) و لیبرالیسم (حقوق فردی و حاکمیت قانون) در حال جدا شدن از یکدیگر هستند.
• «تله هویت» (The Identity Trap): در این کتاب که جدیدترین اثر اوست، مونک به نقد سیاستهای هویتی (Identity Politics) و جریانهای چپ افراطی میپردازد. او معتقد است تمرکز بیش از حد بر نژاد، جنسیت و هویتهای گروهی میتواند به آزادیهای فردی و انسجام اجتماعی آسیب بزند.
📚 ۴. فعالیتهای رسانهای
یاشا مونک مؤسس وبسایت و انجمن آنلاین «Persuasion» است. این پلتفرم فضایی برای نویسندگان و روشنفکرانی است که به ارزشهای دموکراسی لیبرال، آزادی بیان و بحثهای منطقی (به دور از افراط و تفریطهای جناحی) باور دارند. او همچنین نویسنده مجله آتلانتیک (The Atlantic) است.
📚 ۵. موضع سیاسی
او خودش را یک «لیبرال اصولی» میداند. او همزمان منتقد دو جریان است:
1. راست پوپولیست: (مانند ترامپ یا ویکتور اوربان) که نهادهای دموکراتیک را تضعیف میکنند.
2. چپ رادیکال: که به باور او با تمرکز بر «سیاستهای هویتی»، از اصول کلاسیک آزادی و برابری فاصله گرفتهاند.
@pasqambar
.
#نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin