This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنگوی دولت جمهوری اسلامی: برای خانههای تخریب شده پول نداریم!
ولی برای ۲۰۰ هزار خونه تخریب شده لبنانی پول دارند.
(فقط در جریان جنگ ۲۰۰۶!)
✍🏻 #فرهمند_علیپور
@farahmand_alipour
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ولی برای ۲۰۰ هزار خونه تخریب شده لبنانی پول دارند.
(فقط در جریان جنگ ۲۰۰۶!)
✍🏻 #فرهمند_علیپور
@farahmand_alipour
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
بن بست بلاهت ۴۳؛ پاپ لئوی چهاردهم
هرگونه تکه برداری و دانلود ویدیوها برای آپلود سرقت حساب شده و ممنوع است و در صورت وقوع پیگرد قانونی خواهد شد.
لینک پی پل برای پشتیبانی مالی
https://www.Paypal.me/danandmo
آدرس گوگل پلی برای کتابها
https://play.google.com/store/search?q=%22Majid%20Moha…
لینک پی پل برای پشتیبانی مالی
https://www.Paypal.me/danandmo
آدرس گوگل پلی برای کتابها
https://play.google.com/store/search?q=%22Majid%20Moha…
📘ریشههای غربی: نهادینهشدنِ دوگانگیِ کلیسا و دولت
(۱/۲)
🔸در روزهای اخیر اتفاق جالبی رخ داد. پاپ موضعی دربارهی جنگ اخیر گرفت، ترامپ جایگاهِ او و مواضعش را نقد کرد و حتی مشروعیتِ نحوهی انتخاب او را به زیر سوال برد، و در این میان، عنصر آلتدست، کذاب، مردمفریب، بیخاصیت و مطیعِ ولایت/سپاهی چون پزشکیان، نقشِ «مادر عروس» را ایفا کرد و «توهین به مقام عظمای پاپ» را محکوم کرد!
🔻درک چرایی امکان نقد پاپ توسط سیاستمداران غربی، درحالیکه چنین رویهای در ایران قابل تصور نیست، نیازمند بررسی سه نقطه عطف در تاریخ مسیحیت و اروپا است:
۱. تفکیک اولیه: «کار قیصر به قیصر، کار خدا به خدا»
🔸برخلاف اسلام، مسیحیت در سه قرن نخست پیدایش خود، فاقد قدرت سیاسی بود و به عنوان یک اقلیت تحت آزار در امپراتوری روم زیست میکرد. در متون مقدس مسیحی (انجیل)، آموزهای کلیدی وجود دارد که به صراحت امر قدسی را از امر عرفی (سیاسی) جدا میکند:
این گزاره، بذرِ اولیهی تفکیک نهاد دین از نهاد دولت در غرب را کاشت.
۲. دکترین «دو شمشیر» و مناقشه قدرت در قرون وسطی
🔸حتی زمانی که مسیحیت دین رسمی روم شد، نهاد کلیسا (به رهبری پاپ) و نهاد امپراتوری (پادشاهان) دو موجودیت مجزا باقی ماندند. در قرون وسطی، دکترین «دو شمشیر» (Two Swords) حاکم بود؛ یک شمشیر قدرت روحانی در دست پاپ و دیگری قدرت مادی در دست پادشاه.
🔸تاریخ اروپا پر از جنگهای خونین میان پادشاهان و پاپها بر سر قدرت است (مانند مناقشه امپراتور هاینریش چهارم و پاپ گریگوری هفتم). این تاریخچه نشان میدهد که اقتدار مذهبی هرگز نتوانست اقتدار سیاسی را به طور کامل و بلامنازع در خود هضم کند و پادشاهان همواره منتقد و رقیب پاپها بودهاند.
۳. رنسانس، صلح وستفالیا و سکولاریسم
🔸با وقوع اصلاحات پروتستانی و جنگهای سیساله مذهبی، اروپا به این نتیجه رسید که دخالت دین در سیاست، عامل خونریزی و ویرانی است. قرارداد وستفالیا (۱۶۴۸) و متعاقب آن عصر روشنگری، ایده «دولت-ملتِ عرفی» را تثبیت کرد.
🔸در غرب امروز، پاپ رهبر یک اقلیم نمادین (واتیکان) و یک مرجعیت اخلاقی/معنوی است، نه یک حاکمیت سیاسی الزامآور. بنابراین، وقتی ترامپ یا هر سیاستمدار دیگری پاپ را نقد میکند، او را نه به عنوان «نماینده مطلق خدا روی زمین»، بلکه به عنوان رهبر یک نهاد مدنی و بینالمللی با مواضع سیاسی خاص (مثل صلحطلبی یا مهاجرت) نقد میکند.
🔶 جهان اسلام: درهمتنیدگیِ ذاتیِ دین و دولت (الدین و الدوله)
🔻در نقطه مقابل غرب، تجربه تاریخی جهان اسلام از همان روز نخست بر پایه وحدت نهاد دین و سیاست شکل گرفت.
۱. مدل مدینه: پیامبر به مثابه رهبر سیاسی
🔸برخلاف عیسی که هیچگاه حکومت تشکیل نداد، محمد در مدینه علاوه بر رسالت الهی، فرمانده نظامی، قاضی و رئیس دولت بود. در این ساختار، هیچ تفکیکی میان قانون مدنی و قانون شرعی، یا رهبری مذهبی و رهبری سیاسی وجود نداشت.
۲. نهاد خلافت و اطاعت اولیالامر
🔸پس از پیامبر، نهاد «خلافت» در میان اهل سنت شکل گرفت. خلیفه همزمان رهبر سیاسی امپراتوری و «امیرالمؤمنین» (حافظ مرزهای دین) بود. در اندیشه سیاسی کلاسیک اسلامی، شورش یا نقد علنی حاکم (تا زمانی که کفر بَیّن نورزیده باشد) به شدت نهی میشد تا از بروز «فتنه» جلوگیری شود. دین و سیاست در اینجا نه دو نهاد رقیب، بلکه دو روی یک سکه بودند.
🔶 تجربه خاص ایران: از استقلال مرجعیت تا «ولایت مطلقه فقیه»
🔸مورد ایران و تشیع، پیچیدگیهای خاص خود را دارد که آن را حتی از جهان تسنن متمایز میکند و دلیل عدم امکان نقد عالیترین مقام سیاسی/دینی را در ساختار امروز ایران روشن میسازد.
۱. استقلال تاریخی نهاد روحانیت
🔸شیعیان تا قرنها از قدرت سیاسی دور بودند و منتظر بازگشت «امام غایب» ماندند. در این دوران، علمای شیعه با تکیه بر وجوهات شرعی (مثل خمس)، استقلال مالی و اجتماعی بینظیری از پادشاهان پیدا کردند. در دوران صفویه و قاجار، پادشاه قدرت سیاسی را در دست داشت، اما مجبور بود برای مشروعیت جنگها یا تصمیمات کلان، تایید «مجتهدین» را جلب کند. در این دوران تاریخی، نقد متقابل پادشاه و مراجع تقلید گاهی دیده میشد (مثل فتوای تحریم تنباکو).
۲. انقلاب ۵۷ و ادغام مرجعیت در حاکمیت
🔸تغییر بنیادین با نظریه «ولایت فقیه» توسط آیتالله خمینی رخ داد. این نظریه برای اولین بار در تاریخ تشیع، عالیترین مقام مذهبی (فقیه جامعالشرایط) را عیناً در رأس هرم قدرت سیاسی و اجرایی قرار داد.
🔻در این ساختار مدرن که ملهم از فقه سنتی است:
* تقدس قدرت سیاسی: تصمیمات رهبر (ولی فقیه) همسنگ احکام حکومتی پیامبر و امام تلقی میشود. در نتیجه، مقام عالی سیاسی، همان مقام عالی مذهبی است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🔸در روزهای اخیر اتفاق جالبی رخ داد. پاپ موضعی دربارهی جنگ اخیر گرفت، ترامپ جایگاهِ او و مواضعش را نقد کرد و حتی مشروعیتِ نحوهی انتخاب او را به زیر سوال برد، و در این میان، عنصر آلتدست، کذاب، مردمفریب، بیخاصیت و مطیعِ ولایت/سپاهی چون پزشکیان، نقشِ «مادر عروس» را ایفا کرد و «توهین به مقام عظمای پاپ» را محکوم کرد!
🔻درک چرایی امکان نقد پاپ توسط سیاستمداران غربی، درحالیکه چنین رویهای در ایران قابل تصور نیست، نیازمند بررسی سه نقطه عطف در تاریخ مسیحیت و اروپا است:
۱. تفکیک اولیه: «کار قیصر به قیصر، کار خدا به خدا»
🔸برخلاف اسلام، مسیحیت در سه قرن نخست پیدایش خود، فاقد قدرت سیاسی بود و به عنوان یک اقلیت تحت آزار در امپراتوری روم زیست میکرد. در متون مقدس مسیحی (انجیل)، آموزهای کلیدی وجود دارد که به صراحت امر قدسی را از امر عرفی (سیاسی) جدا میکند:
*"آنچه از آنِ قیصر است به قیصر بدهید و آنچه از آنِ خداست به خدا."*
این گزاره، بذرِ اولیهی تفکیک نهاد دین از نهاد دولت در غرب را کاشت.
۲. دکترین «دو شمشیر» و مناقشه قدرت در قرون وسطی
🔸حتی زمانی که مسیحیت دین رسمی روم شد، نهاد کلیسا (به رهبری پاپ) و نهاد امپراتوری (پادشاهان) دو موجودیت مجزا باقی ماندند. در قرون وسطی، دکترین «دو شمشیر» (Two Swords) حاکم بود؛ یک شمشیر قدرت روحانی در دست پاپ و دیگری قدرت مادی در دست پادشاه.
🔸تاریخ اروپا پر از جنگهای خونین میان پادشاهان و پاپها بر سر قدرت است (مانند مناقشه امپراتور هاینریش چهارم و پاپ گریگوری هفتم). این تاریخچه نشان میدهد که اقتدار مذهبی هرگز نتوانست اقتدار سیاسی را به طور کامل و بلامنازع در خود هضم کند و پادشاهان همواره منتقد و رقیب پاپها بودهاند.
۳. رنسانس، صلح وستفالیا و سکولاریسم
🔸با وقوع اصلاحات پروتستانی و جنگهای سیساله مذهبی، اروپا به این نتیجه رسید که دخالت دین در سیاست، عامل خونریزی و ویرانی است. قرارداد وستفالیا (۱۶۴۸) و متعاقب آن عصر روشنگری، ایده «دولت-ملتِ عرفی» را تثبیت کرد.
🔸در غرب امروز، پاپ رهبر یک اقلیم نمادین (واتیکان) و یک مرجعیت اخلاقی/معنوی است، نه یک حاکمیت سیاسی الزامآور. بنابراین، وقتی ترامپ یا هر سیاستمدار دیگری پاپ را نقد میکند، او را نه به عنوان «نماینده مطلق خدا روی زمین»، بلکه به عنوان رهبر یک نهاد مدنی و بینالمللی با مواضع سیاسی خاص (مثل صلحطلبی یا مهاجرت) نقد میکند.
🔶 جهان اسلام: درهمتنیدگیِ ذاتیِ دین و دولت (الدین و الدوله)
🔻در نقطه مقابل غرب، تجربه تاریخی جهان اسلام از همان روز نخست بر پایه وحدت نهاد دین و سیاست شکل گرفت.
۱. مدل مدینه: پیامبر به مثابه رهبر سیاسی
🔸برخلاف عیسی که هیچگاه حکومت تشکیل نداد، محمد در مدینه علاوه بر رسالت الهی، فرمانده نظامی، قاضی و رئیس دولت بود. در این ساختار، هیچ تفکیکی میان قانون مدنی و قانون شرعی، یا رهبری مذهبی و رهبری سیاسی وجود نداشت.
۲. نهاد خلافت و اطاعت اولیالامر
🔸پس از پیامبر، نهاد «خلافت» در میان اهل سنت شکل گرفت. خلیفه همزمان رهبر سیاسی امپراتوری و «امیرالمؤمنین» (حافظ مرزهای دین) بود. در اندیشه سیاسی کلاسیک اسلامی، شورش یا نقد علنی حاکم (تا زمانی که کفر بَیّن نورزیده باشد) به شدت نهی میشد تا از بروز «فتنه» جلوگیری شود. دین و سیاست در اینجا نه دو نهاد رقیب، بلکه دو روی یک سکه بودند.
🔶 تجربه خاص ایران: از استقلال مرجعیت تا «ولایت مطلقه فقیه»
🔸مورد ایران و تشیع، پیچیدگیهای خاص خود را دارد که آن را حتی از جهان تسنن متمایز میکند و دلیل عدم امکان نقد عالیترین مقام سیاسی/دینی را در ساختار امروز ایران روشن میسازد.
۱. استقلال تاریخی نهاد روحانیت
🔸شیعیان تا قرنها از قدرت سیاسی دور بودند و منتظر بازگشت «امام غایب» ماندند. در این دوران، علمای شیعه با تکیه بر وجوهات شرعی (مثل خمس)، استقلال مالی و اجتماعی بینظیری از پادشاهان پیدا کردند. در دوران صفویه و قاجار، پادشاه قدرت سیاسی را در دست داشت، اما مجبور بود برای مشروعیت جنگها یا تصمیمات کلان، تایید «مجتهدین» را جلب کند. در این دوران تاریخی، نقد متقابل پادشاه و مراجع تقلید گاهی دیده میشد (مثل فتوای تحریم تنباکو).
۲. انقلاب ۵۷ و ادغام مرجعیت در حاکمیت
🔸تغییر بنیادین با نظریه «ولایت فقیه» توسط آیتالله خمینی رخ داد. این نظریه برای اولین بار در تاریخ تشیع، عالیترین مقام مذهبی (فقیه جامعالشرایط) را عیناً در رأس هرم قدرت سیاسی و اجرایی قرار داد.
🔻در این ساختار مدرن که ملهم از فقه سنتی است:
* تقدس قدرت سیاسی: تصمیمات رهبر (ولی فقیه) همسنگ احکام حکومتی پیامبر و امام تلقی میشود. در نتیجه، مقام عالی سیاسی، همان مقام عالی مذهبی است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘ریشههای غربی: نهادینهشدنِ دوگانگیِ کلیسا و دولت
(۲/۲)
* جرمانگاریِ الهیاتیِ نقد: در غرب، نقد پاپ توسط ترامپ یک رقابت در ساحتِ «آزادی بیانِ سیاسی» است. اما در ساختار جمهوری اسلامی، نقد علنی رهبر (خلیفه) توسط یک سیاستمدار پاییندست (مثل رئیسجمهور یا نمایندگان)، نه تنها یک تخلف سیاسی، بلکه به لحاظ ایدئولوژیک، خروج از ولایت، تضعیف نظام اسلامی و گاه در حکم تقابل با شرع مقدس تفسیر میشود.
نتیجهگیری: چرا در ایران پاپ و ترامپی در کار نیست؟
🔸ویدیویی که در آن مجید محمد سخن گفته، به خوبی نشان میدهد که در غرب، کلیسای کاتولیک به عنوان نهادی با منافع، تاریخچه سیاسی (مثل سکوت در هولوکاست یا مسائل بانکی واتیکان) و خطاهای بشری دیده میشود و رؤسای جمهور و حتی کارتونیستها و روزنامهنگاران و عامهی مردم، ابایی از نقد صریح و رادیکال پاپ را ندارند.
🔸اما در ایران و جهان اسلام، به دلیل فقدان آن تجربه تاریخی از «جنگهای مذهبیِ منجر به سکولاریسم» و همچنین استقرار نظامی در ایران که مستقیماً مشروعیت الهی را با قدرت مطلقه سیاسی پیوند زده است، چنین دوقطبی علنیای امکانپذیر نیست.
🔸در غرب، «تفکیک نهادی» به سیاستمدار اجازه میدهد روحانیت را نقد کند بیآنکه کل ساختار فرو بریزد؛ در حالی که در نظام مبتنی بر ولایت فقیه، «وحدت نهادی» باعث میشود هرگونه نقد رادیکال به رأس هرم، به معنای فروپاشی ساختار معنایی و سیاسی کل حاکمیت تلقی شود.
📺 واتیكان در "بنبست بلاهت"؛ نقد مواضع پاپ لئوی چهاردهم در قبال جنگ و ایران
🔸در این ویدیو، مجید محمدی به تحلیل تند و انتقادی مواضع پاپ لئوی چهاردهم (اولین پاپ آمریکایی) در قبال تنشهای نظامی اخیر میان ایالات متحده، اسرائیل و جمهوری اسلامی میپردازد و او را به دلیل آنچه "بلاهت سیاسی" و "همسویی با جریانات چپ رادیکال" مینامد، مورد نقد قرار میدهد.
📜 پیشینه تاریک نهاد کلیسا
🔸تحلیلگر با اشاره به تاریخ کلیسای کاتولیک، به سکوت واتیکان در برابر هولوکاست و همکاریهای اولیه با رژیم نازی در آلمان اشاره میکند تا نشان دهد که این نهاد همواره بر اساس منافع سازمانی خود عمل کرده است. او معتقد است پاپ لئوی چهاردهم نیز ادامهدهنده همین مسیر است و به جای ایستادن در سمت حقیقت، به دنبال حفظ مصلحتهای نهادی است.
💰 روابط مالی و پولشویی با جمهوری اسلامی
🔸ویدیو به گزارشهای سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳ درباره بانک واتیکان اشاره میکند. محمدی مدعی است که این بانک درگیر پولشویی برای سفارتخانههای ایران، عراق و اندونزی بوده و حسابهای مشکوکی در آن وجود داشته است. او این روابط مالی را دلیلی بر نزدیکی و سکوت واتیکان در برابر جنایات جمهوری اسلامی میداند.
🤐 سکوت در برابر کشتار ۴۰ هزار ایرانی
🔸یکی از محورهای اصلی نقد، تفاوت فاحش میان مواضع پاپ در قبال جنگ اخیر و سکوت او در برابر کشته شدن ۴۰ هزار ایرانی در اعتراضات داخلی است. او میگوید پاپ در آن زمان تنها به جملات کلی و مبهم درباره "دعا برای صلح" بسنده کرد، اما اکنون در برابر اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی، مواضع تندتری اتخاذ کرده است.
⚔️ نقد مواضع پاپ در قبال جنگ عادلانه
🔸محمدی سخنان پاپ را که جنگ را غیرقابل توجیه میداند، به چالش میکشد و معتقد است پاپ تفاوت میان "جنگ ابتدایی" و "جنگ دفاعی مشروع" را نادیده میگیرد. او استدلال میکند که اقدامات اسرائیل و آمریکا دفاعی است و پاپ با دعوت به زمین گذاشتن سلاح، عملاً به بقای یک رژیم متجاوز کمک میکند.
🇺🇸 درگیری لفظی با دونالد ترامپ
ویدیو به واکنشهای تند ترامپ به سخنان پاپ میپردازد. ترامپ مواضع پاپ را "وحشتناک" و "ضعیف" خوانده و او را متهم کرده که با نادیده گرفتن تهدید هستهای ایران، به امنیت جهان آسیب میزند. محمدی نیز همسو با این نگاه، پاپ را متهم میکند که از واقعیتهای میدانی و خواست مردم ایران (که به ادعای او خواهان برخورد با رژیم هستند) بیاطلاع است.
🔷 اتهام بلاهت و شارلاتانیزم
🔸تحلیلگر معتقد است پاپ با دعوت به "گفتگو" با مقامات جمهوری اسلامی، دچار بلاهت شده است، زیرا با حکومتی که دست به کشتار و فساد میزند، گفتگو معنایی ندارد. او میگوید همراهی مقامات جمهوری اسلامی (مانند پزشکیان) با سخنان پاپ، نشاندهنده این است که واتیکان عملاً در جبهه مقابل آزادیخواهان ایستاده است.
🔚 نتیجهگیری
🔸در نهایت، پاپ لئوی چهاردهم به عنوان نمادی از رهبران مذهبی معرفی میشود که با "مهملگویی" و "بیطرفی کاذب"، چشم خود را بر واقعیتهای سیاسی و تهدیدات امنیتی (مانند برنامههای موشکی و هستهای) بستهاند و با ترویج صلحطلبی یکجانبه، عملاً به سود دیکتاتوریها عمل میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
* جرمانگاریِ الهیاتیِ نقد: در غرب، نقد پاپ توسط ترامپ یک رقابت در ساحتِ «آزادی بیانِ سیاسی» است. اما در ساختار جمهوری اسلامی، نقد علنی رهبر (خلیفه) توسط یک سیاستمدار پاییندست (مثل رئیسجمهور یا نمایندگان)، نه تنها یک تخلف سیاسی، بلکه به لحاظ ایدئولوژیک، خروج از ولایت، تضعیف نظام اسلامی و گاه در حکم تقابل با شرع مقدس تفسیر میشود.
نتیجهگیری: چرا در ایران پاپ و ترامپی در کار نیست؟
🔸ویدیویی که در آن مجید محمد سخن گفته، به خوبی نشان میدهد که در غرب، کلیسای کاتولیک به عنوان نهادی با منافع، تاریخچه سیاسی (مثل سکوت در هولوکاست یا مسائل بانکی واتیکان) و خطاهای بشری دیده میشود و رؤسای جمهور و حتی کارتونیستها و روزنامهنگاران و عامهی مردم، ابایی از نقد صریح و رادیکال پاپ را ندارند.
🔸اما در ایران و جهان اسلام، به دلیل فقدان آن تجربه تاریخی از «جنگهای مذهبیِ منجر به سکولاریسم» و همچنین استقرار نظامی در ایران که مستقیماً مشروعیت الهی را با قدرت مطلقه سیاسی پیوند زده است، چنین دوقطبی علنیای امکانپذیر نیست.
🔸در غرب، «تفکیک نهادی» به سیاستمدار اجازه میدهد روحانیت را نقد کند بیآنکه کل ساختار فرو بریزد؛ در حالی که در نظام مبتنی بر ولایت فقیه، «وحدت نهادی» باعث میشود هرگونه نقد رادیکال به رأس هرم، به معنای فروپاشی ساختار معنایی و سیاسی کل حاکمیت تلقی شود.
📺 واتیكان در "بنبست بلاهت"؛ نقد مواضع پاپ لئوی چهاردهم در قبال جنگ و ایران
🔸در این ویدیو، مجید محمدی به تحلیل تند و انتقادی مواضع پاپ لئوی چهاردهم (اولین پاپ آمریکایی) در قبال تنشهای نظامی اخیر میان ایالات متحده، اسرائیل و جمهوری اسلامی میپردازد و او را به دلیل آنچه "بلاهت سیاسی" و "همسویی با جریانات چپ رادیکال" مینامد، مورد نقد قرار میدهد.
📜 پیشینه تاریک نهاد کلیسا
🔸تحلیلگر با اشاره به تاریخ کلیسای کاتولیک، به سکوت واتیکان در برابر هولوکاست و همکاریهای اولیه با رژیم نازی در آلمان اشاره میکند تا نشان دهد که این نهاد همواره بر اساس منافع سازمانی خود عمل کرده است. او معتقد است پاپ لئوی چهاردهم نیز ادامهدهنده همین مسیر است و به جای ایستادن در سمت حقیقت، به دنبال حفظ مصلحتهای نهادی است.
💰 روابط مالی و پولشویی با جمهوری اسلامی
🔸ویدیو به گزارشهای سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳ درباره بانک واتیکان اشاره میکند. محمدی مدعی است که این بانک درگیر پولشویی برای سفارتخانههای ایران، عراق و اندونزی بوده و حسابهای مشکوکی در آن وجود داشته است. او این روابط مالی را دلیلی بر نزدیکی و سکوت واتیکان در برابر جنایات جمهوری اسلامی میداند.
🤐 سکوت در برابر کشتار ۴۰ هزار ایرانی
🔸یکی از محورهای اصلی نقد، تفاوت فاحش میان مواضع پاپ در قبال جنگ اخیر و سکوت او در برابر کشته شدن ۴۰ هزار ایرانی در اعتراضات داخلی است. او میگوید پاپ در آن زمان تنها به جملات کلی و مبهم درباره "دعا برای صلح" بسنده کرد، اما اکنون در برابر اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی، مواضع تندتری اتخاذ کرده است.
⚔️ نقد مواضع پاپ در قبال جنگ عادلانه
🔸محمدی سخنان پاپ را که جنگ را غیرقابل توجیه میداند، به چالش میکشد و معتقد است پاپ تفاوت میان "جنگ ابتدایی" و "جنگ دفاعی مشروع" را نادیده میگیرد. او استدلال میکند که اقدامات اسرائیل و آمریکا دفاعی است و پاپ با دعوت به زمین گذاشتن سلاح، عملاً به بقای یک رژیم متجاوز کمک میکند.
🇺🇸 درگیری لفظی با دونالد ترامپ
ویدیو به واکنشهای تند ترامپ به سخنان پاپ میپردازد. ترامپ مواضع پاپ را "وحشتناک" و "ضعیف" خوانده و او را متهم کرده که با نادیده گرفتن تهدید هستهای ایران، به امنیت جهان آسیب میزند. محمدی نیز همسو با این نگاه، پاپ را متهم میکند که از واقعیتهای میدانی و خواست مردم ایران (که به ادعای او خواهان برخورد با رژیم هستند) بیاطلاع است.
🔷 اتهام بلاهت و شارلاتانیزم
🔸تحلیلگر معتقد است پاپ با دعوت به "گفتگو" با مقامات جمهوری اسلامی، دچار بلاهت شده است، زیرا با حکومتی که دست به کشتار و فساد میزند، گفتگو معنایی ندارد. او میگوید همراهی مقامات جمهوری اسلامی (مانند پزشکیان) با سخنان پاپ، نشاندهنده این است که واتیکان عملاً در جبهه مقابل آزادیخواهان ایستاده است.
🔚 نتیجهگیری
🔸در نهایت، پاپ لئوی چهاردهم به عنوان نمادی از رهبران مذهبی معرفی میشود که با "مهملگویی" و "بیطرفی کاذب"، چشم خود را بر واقعیتهای سیاسی و تهدیدات امنیتی (مانند برنامههای موشکی و هستهای) بستهاند و با ترویج صلحطلبی یکجانبه، عملاً به سود دیکتاتوریها عمل میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
بن بست بلاهت ۴۳؛ پاپ لئوی چهاردهم
هرگونه تکه برداری و دانلود ویدیوها برای آپلود سرقت حساب شده و ممنوع است و در صورت وقوع پیگرد قانونی خواهد شد.
لینک پی پل برای پشتیبانی مالی
https://www.Paypal.me/danandmo
آدرس گوگل پلی برای کتابها
https://play.google.com/store/search?q=%22Majid%20Moha…
لینک پی پل برای پشتیبانی مالی
https://www.Paypal.me/danandmo
آدرس گوگل پلی برای کتابها
https://play.google.com/store/search?q=%22Majid%20Moha…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 حفظ نظام و حلالسازیِ صدای زنان خواننده
🔸ویدیوی منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که در تجمع شبانه حامیان جمهوری اسلامی در باغ فردوس تهران تصاویری از کنسرتهای جولیا پطرس، خواننده زن لبنانی، با صدای بلند برای حاضران پخش شد؛ در حالی که طی سالهای اخیر، فشار بر خوانندگان زن در ایران همچنان ادامه داشته است.
🔸با استقرار جمهوری اسلامی پس از انقلاب ۵۷، موسیقی و آوازخوانی زنان با ممنوعیتها و محدودیتهای گسترده مواجه شد؛ در یکی از نمونهها، قوه قضاییه با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد اجرای «کنسرت کاروانسرا» با صدای پرستو احمدی، «بدون مجوز قانونی و رعایت موازین شرعی» انجام شده و از تشکیل پرونده قضایی علیه این خواننده و عوامل تولید این کنسرت خبر داد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸ویدیوی منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که در تجمع شبانه حامیان جمهوری اسلامی در باغ فردوس تهران تصاویری از کنسرتهای جولیا پطرس، خواننده زن لبنانی، با صدای بلند برای حاضران پخش شد؛ در حالی که طی سالهای اخیر، فشار بر خوانندگان زن در ایران همچنان ادامه داشته است.
🔸با استقرار جمهوری اسلامی پس از انقلاب ۵۷، موسیقی و آوازخوانی زنان با ممنوعیتها و محدودیتهای گسترده مواجه شد؛ در یکی از نمونهها، قوه قضاییه با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد اجرای «کنسرت کاروانسرا» با صدای پرستو احمدی، «بدون مجوز قانونی و رعایت موازین شرعی» انجام شده و از تشکیل پرونده قضایی علیه این خواننده و عوامل تولید این کنسرت خبر داد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران:
یعنی ۴۶ روز قطعی اینترنت حدود ۳.۹ میلیارد دلار
یعنی ۳ تا برج خلیفه!
یعنی ۱۵۶ تا پل B-1!
یعنی هر روز، یک نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی برق!
جالبه ج.ا داشت با آمریکا سر آزادسازی ۶ میلیارد دلار اموالش مذاکره میکرد.
⚖️ صحتسنجی:
این ادعا بر اساس گزارشهای رسمی «اتاق بازرگانی ایران» و تحلیلهای اقتصادی منتشر شده در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲، «تأییدشده و معتبر» (بر مبنای برآوردهای کارشناسی) محسوب میشود.
در ادامه، جزئیات و محاسبات پشت این ارقام را بررسی میکنیم تا مشخص شود این مقایسهها تا چه حد به واقعیت نزدیک هستند:
📚 ۱. منبع خبر و عدد ۸۰ میلیون دلار
این اظهارنظر متعلق به «افشین کلاهی»، رئیس وقت کمیسیون کسبوکارهای دانشبنیان اتاق بازرگانی ایران است (مربوط به پاییز ۱۴۰۱). او این عدد را با احتساب خسارتهای مستقیم (فروش آنلاین) و غیرمستقیم (اختلال در زنجیره تأمین، تبلیغات، لجستیک و از دست رفتن فرصتهای تجاری) اعلام کرد.
• تأیید بیرونی: سازمان بینالمللی NetBlocks نیز در همان بازه زمانی، خسارت هر ساعت قطع کامل اینترنت در ایران را حدود ۱.۵ تا ۳ میلیون دلار برآورد کرده بود که در ۲۴ ساعت به عددی بین ۳۶ تا ۷۲ میلیون دلار میرسد. بنابراین عدد ۸۰ میلیون دلار با احتساب «اثرات غیرمستقیم و بلندمدت» منطقی به نظر میرسد.
📚 ۲. صحتسنجی مقایسهها
🔖 الف) ۳ تا برج خلیفه!
• هزینه ساخت برج خلیفه: طبق اسناد رسمی، ساخت برج خلیفه حدود ۱.۵ میلیارد دلار هزینه داشته است.
• محاسبه: اگر خسارت ۴۶ روز را طبق ادعای متن ۳.۹ میلیارد دلار در نظر بگیریم:
3.9 ÷1.5 = 2.6
• نتیجه: ادعای «تقریباً ۳ برج خلیفه» از نظر ریاضی درست است.
🔖 ب) ۱۵۶ تا پل B1!
• پل B1 (پل بیلقان کرج): این پل بخشی از آزادراه شمالی کرج و یکی از پیچیدهترین پروژههای مهندسی ایران است. برآورد هزینه ساخت این پل در زمان اوج پروژه (با احتساب تورم و نرخ ارز) حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ میلیارد تومان برآورد میشد.
• محاسبه: با نرخ ارز ۵۰ هزار تومانی، هر پل حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون دلار هزینه دارد.
80 M (خسارت روزانه) ÷25 M (هزینه میانگین پل) = 3.2
یعنی هر روز معادل بیش از ۳ پل B1 خسارت وارد شده است. در ۴۶ روز: 3.2 ×46 ≈147
• نتیجه: عدد ۱۵۶ پل بسیار نزدیک به محاسبات مهندسی و دقیق است.
🔖 ج) هر روز یک نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی!
• هزینه ساخت نیروگاه: ساخت یک نیروگاه سیکل ترکیبی یا خورشیدی به طور متوسط برای هر مگاوات حدود ۶۰۰ هزار تا ۱ میلیون دلار هزینه دارد (بسته به نوع تکنولوژی).
• محاسبه: ساخت یک نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی حدود ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار بودجه میخواهد.
• نتیجه: این مقایسه کاملاً دقیق است. خسارت ۸۰ میلیون دلاری در روز دقیقاً معادل نابود کردن یک نیروگاه متوسط ملی در هر ۲۴ ساعت است.
📚 ۳. مقایسه با ۶ میلیارد دلار اموال آزاد شده
این بخش از متن به تناقض سیاستهای اقتصادی اشاره دارد. دولت ماهها برای آزادسازی ۶ میلیارد دلار اموال بلوکه شده در کره جنوبی مذاکره کرد.
• اگر خسارت روزانه ۸۰ میلیون دلار را بپذیریم، ایران تنها در ۷۵ روز اختلال و محدودیت شدید اینترنت، معادل کل آن ۶ میلیارد دلار را که برایش مذاکره کرده بود، در اقتصاد داخلی خود از دست داده است.
📚 ۴. خسارتهای غیرقابل محاسبه (خسارت پنهان)
🔻کارشناسان معتقدند رقم ۸۰ میلیون دلار حتی ممکن است خوشبینانه باشد، زیرا موارد زیر در آن لحاظ نشده است:
1. مهاجرت نخبگان: خروج نیروهای متخصص IT از کشور.
2. نابودی اعتماد: از بین رفتن اعتماد سرمایهگذاران به زیرساختهای دیجیتال ایران.
3. عقبماندگی تکنولوژیک: توقف رشد هوش مصنوعی و خدمات ابری در رقابت با کشورهای منطقه (مثل عربستان و امارات).
📚 نتیجهگیری نهایی:
گزارش مورد نظر شما از نظر آماری کاملاً معتبر است. ارقام اعلام شده توسط اتاق بازرگانی ایران با استانداردهای جهانی (NetBlocks) و هزینههای عمرانی داخل کشور (پل و نیروگاه) همخوانی دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خسارت هر روز قطعی اینترنت به اندازه تخریب چند پل B1 یا چند نیروگاه برق است. روزانه ۸۰ میلیون دلار به صورت مستقیم و غیر مستقیم از قطعی اینترنت خسارت میبینیم.
یعنی ۴۶ روز قطعی اینترنت حدود ۳.۹ میلیارد دلار
یعنی ۳ تا برج خلیفه!
یعنی ۱۵۶ تا پل B-1!
یعنی هر روز، یک نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی برق!
جالبه ج.ا داشت با آمریکا سر آزادسازی ۶ میلیارد دلار اموالش مذاکره میکرد.
⚖️ صحتسنجی:
این ادعا بر اساس گزارشهای رسمی «اتاق بازرگانی ایران» و تحلیلهای اقتصادی منتشر شده در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲، «تأییدشده و معتبر» (بر مبنای برآوردهای کارشناسی) محسوب میشود.
در ادامه، جزئیات و محاسبات پشت این ارقام را بررسی میکنیم تا مشخص شود این مقایسهها تا چه حد به واقعیت نزدیک هستند:
📚 ۱. منبع خبر و عدد ۸۰ میلیون دلار
این اظهارنظر متعلق به «افشین کلاهی»، رئیس وقت کمیسیون کسبوکارهای دانشبنیان اتاق بازرگانی ایران است (مربوط به پاییز ۱۴۰۱). او این عدد را با احتساب خسارتهای مستقیم (فروش آنلاین) و غیرمستقیم (اختلال در زنجیره تأمین، تبلیغات، لجستیک و از دست رفتن فرصتهای تجاری) اعلام کرد.
• تأیید بیرونی: سازمان بینالمللی NetBlocks نیز در همان بازه زمانی، خسارت هر ساعت قطع کامل اینترنت در ایران را حدود ۱.۵ تا ۳ میلیون دلار برآورد کرده بود که در ۲۴ ساعت به عددی بین ۳۶ تا ۷۲ میلیون دلار میرسد. بنابراین عدد ۸۰ میلیون دلار با احتساب «اثرات غیرمستقیم و بلندمدت» منطقی به نظر میرسد.
📚 ۲. صحتسنجی مقایسهها
🔖 الف) ۳ تا برج خلیفه!
• هزینه ساخت برج خلیفه: طبق اسناد رسمی، ساخت برج خلیفه حدود ۱.۵ میلیارد دلار هزینه داشته است.
• محاسبه: اگر خسارت ۴۶ روز را طبق ادعای متن ۳.۹ میلیارد دلار در نظر بگیریم:
3.9 ÷1.5 = 2.6
• نتیجه: ادعای «تقریباً ۳ برج خلیفه» از نظر ریاضی درست است.
🔖 ب) ۱۵۶ تا پل B1!
• پل B1 (پل بیلقان کرج): این پل بخشی از آزادراه شمالی کرج و یکی از پیچیدهترین پروژههای مهندسی ایران است. برآورد هزینه ساخت این پل در زمان اوج پروژه (با احتساب تورم و نرخ ارز) حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ میلیارد تومان برآورد میشد.
• محاسبه: با نرخ ارز ۵۰ هزار تومانی، هر پل حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون دلار هزینه دارد.
80 M (خسارت روزانه) ÷25 M (هزینه میانگین پل) = 3.2
یعنی هر روز معادل بیش از ۳ پل B1 خسارت وارد شده است. در ۴۶ روز: 3.2 ×46 ≈147
• نتیجه: عدد ۱۵۶ پل بسیار نزدیک به محاسبات مهندسی و دقیق است.
🔖 ج) هر روز یک نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی!
• هزینه ساخت نیروگاه: ساخت یک نیروگاه سیکل ترکیبی یا خورشیدی به طور متوسط برای هر مگاوات حدود ۶۰۰ هزار تا ۱ میلیون دلار هزینه دارد (بسته به نوع تکنولوژی).
• محاسبه: ساخت یک نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی حدود ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار بودجه میخواهد.
• نتیجه: این مقایسه کاملاً دقیق است. خسارت ۸۰ میلیون دلاری در روز دقیقاً معادل نابود کردن یک نیروگاه متوسط ملی در هر ۲۴ ساعت است.
📚 ۳. مقایسه با ۶ میلیارد دلار اموال آزاد شده
این بخش از متن به تناقض سیاستهای اقتصادی اشاره دارد. دولت ماهها برای آزادسازی ۶ میلیارد دلار اموال بلوکه شده در کره جنوبی مذاکره کرد.
• اگر خسارت روزانه ۸۰ میلیون دلار را بپذیریم، ایران تنها در ۷۵ روز اختلال و محدودیت شدید اینترنت، معادل کل آن ۶ میلیارد دلار را که برایش مذاکره کرده بود، در اقتصاد داخلی خود از دست داده است.
📚 ۴. خسارتهای غیرقابل محاسبه (خسارت پنهان)
🔻کارشناسان معتقدند رقم ۸۰ میلیون دلار حتی ممکن است خوشبینانه باشد، زیرا موارد زیر در آن لحاظ نشده است:
1. مهاجرت نخبگان: خروج نیروهای متخصص IT از کشور.
2. نابودی اعتماد: از بین رفتن اعتماد سرمایهگذاران به زیرساختهای دیجیتال ایران.
3. عقبماندگی تکنولوژیک: توقف رشد هوش مصنوعی و خدمات ابری در رقابت با کشورهای منطقه (مثل عربستان و امارات).
📚 نتیجهگیری نهایی:
گزارش مورد نظر شما از نظر آماری کاملاً معتبر است. ارقام اعلام شده توسط اتاق بازرگانی ایران با استانداردهای جهانی (NetBlocks) و هزینههای عمرانی داخل کشور (پل و نیروگاه) همخوانی دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📚مسئله آزادی فردی در چارچوب شریعت
✍️#اشکان
در سنت اسلامی، مسئله مرکزی «انسان» بهمثابه سوژهای خودبنیاد نیست، بلکه بیشتر «اراده و خواست الهی» است.
از اینرو، افق عمل انسانی نه بر پایه خودآیینی، بلکه در نسبت با فرمان الهی تعریف میشود. در چنین چارچوبی، کنش انسانی همواره نیازمند نوعی مشروعیت فراتر از خود است؛ مشروعیتی که از متن وحی یا تفسیراتی از آن اخذ میشود.
بدین معنا، اراده فردی بهتنهایی برای تعیین مسیر زندگی کفایت نمیکند، اراده فردی باید در درون نظامی از احکام و الزامات دینی صورتبندی شود. از این منظر، مفهوم آزاد به معنای لیبرالی آن، یعنی توانایی تعیین غایات و شیوه زندگی توسط خود فرد، با محدودیتهایی بنیادین مواجه میشود. زیرا حوزههای گستردهای از زندگی شخصی، از پیش در قالب قواعد هنجاری تعریف شدهاند، و فرد نمیتواند مستقل از آنها، پروژه زیستی خویش را سامان دهد.
البته باید توجه داشت این محدودیت، در نسبت با «دیگری» صورتی حادتر مییابد. زیرا تمایز میان مؤمن و غیرمؤمن، نه صرفاً تمایزی توصیفی، بلکه تمایزی هنجاری است؛ و این امر میتواند به تنظیم متفاوت حقوق، جایگاه و امکانهای زیستی افراد بینجامد.
در این چارچوب، آنچه از بیرون بهصورت «اجبار» فهم میشود، در درون این سنت، بهمثابه «هدایت» یا «نظم الهی» تفسیر میگردد. اما از منظر فلسفه سیاسی مدرن، میتوان پرسید که آیا چنین نظمی امکان شکلگیری سوژهای خودآیین را فراهم میآورد یا نه.به بیان دیگر، مسئله نه صرفاً در تعدد احکام، بلکه در نسبت میان «اراده فردی» و «غایات از پیش تعیینشده» است.
در جایی که غایت زندگی پیشاپیش تعریف شده باشد، میدان انتخاب فردی بهناچار محدود میشود. از اینرو، میتوان استدلال کرد که در چنین نظمی، رشد شخصیت فرد نه از مسیر انتخاب آزاد غایات، بلکه در چارچوب تحقق اهدافی صورت میگیرد که منشأ آنها بیرون از فرد است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#اشکان
در سنت اسلامی، مسئله مرکزی «انسان» بهمثابه سوژهای خودبنیاد نیست، بلکه بیشتر «اراده و خواست الهی» است.
از اینرو، افق عمل انسانی نه بر پایه خودآیینی، بلکه در نسبت با فرمان الهی تعریف میشود. در چنین چارچوبی، کنش انسانی همواره نیازمند نوعی مشروعیت فراتر از خود است؛ مشروعیتی که از متن وحی یا تفسیراتی از آن اخذ میشود.
بدین معنا، اراده فردی بهتنهایی برای تعیین مسیر زندگی کفایت نمیکند، اراده فردی باید در درون نظامی از احکام و الزامات دینی صورتبندی شود. از این منظر، مفهوم آزاد به معنای لیبرالی آن، یعنی توانایی تعیین غایات و شیوه زندگی توسط خود فرد، با محدودیتهایی بنیادین مواجه میشود. زیرا حوزههای گستردهای از زندگی شخصی، از پیش در قالب قواعد هنجاری تعریف شدهاند، و فرد نمیتواند مستقل از آنها، پروژه زیستی خویش را سامان دهد.
البته باید توجه داشت این محدودیت، در نسبت با «دیگری» صورتی حادتر مییابد. زیرا تمایز میان مؤمن و غیرمؤمن، نه صرفاً تمایزی توصیفی، بلکه تمایزی هنجاری است؛ و این امر میتواند به تنظیم متفاوت حقوق، جایگاه و امکانهای زیستی افراد بینجامد.
در این چارچوب، آنچه از بیرون بهصورت «اجبار» فهم میشود، در درون این سنت، بهمثابه «هدایت» یا «نظم الهی» تفسیر میگردد. اما از منظر فلسفه سیاسی مدرن، میتوان پرسید که آیا چنین نظمی امکان شکلگیری سوژهای خودآیین را فراهم میآورد یا نه.به بیان دیگر، مسئله نه صرفاً در تعدد احکام، بلکه در نسبت میان «اراده فردی» و «غایات از پیش تعیینشده» است.
در جایی که غایت زندگی پیشاپیش تعریف شده باشد، میدان انتخاب فردی بهناچار محدود میشود. از اینرو، میتوان استدلال کرد که در چنین نظمی، رشد شخصیت فرد نه از مسیر انتخاب آزاد غایات، بلکه در چارچوب تحقق اهدافی صورت میگیرد که منشأ آنها بیرون از فرد است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘کودکوارگی و فلاکت امروز
پیدا کردنِ «چرایی» وضعیت امروز ایرانیان و «دولتِ ایران»، مهمترین مسئلهی نظری و عملیای است که با آن درگیریم؛ اینکه چطور کشوری در موقعیت ژئوپلیتیکی خوب، با منابع عظیم خداداد و جمعیت انبوه و تا حدی متخصص، به جای رقابت برای ورود به کشورهای توسعهیافته و شکوفاییِ شهروندانش، درگیر یک جنگ بزرگ خارجی، اعتراضات خونین، محیطزیست ویران، رکود-تورم و یک شبهحاکمیت «بلبشو-مستبد» گشته و آیندهی کوتاه و میانمدتش اسفناک پیشبینی میشود.
در سالهای اخیر، عقل جمعی ایرانیان به پاسخی کمابیش واحد و معقول رسیده است؛ انقلاب ۵۷. اما برای من پرسشی دیگر وجود دارد، انگیزههای خود آن انقلاب، و انگیزهی حامیانش تا به امروز چیست؟ به نظر من، پاسخش را میتوان در مفهوم «کودکوارگی» جُست و تبیین کرد.
ما در جهانی «تراژیک» زندگی میکنیم، جهانی که «تمدن» با همهی مصائب و مرارتهایش، پردهای نازک میان ما و «وضعیت طبیعی» کشیده، وضعیتی که در آن همهی امیال و استعدادهایمان فدای «بقا» میشود. این ارتقا سبب شده که انسان به سطحی فراتر از زندگی طبیعیاش دست یابد و آمال و آرزوهایی دیگر را طلب کند، اما مسئلهی اصلی همینجاست؛ این سبک زیستن و امکانات بیهزینه نیستند، چه از جنبهی فردیاش و چه از جنبهی جمعی-تمدنیاش؛ چرخِ دولت، بروکراسی، صنعت، بازار، فرهنگ و هنر، بدون زحمت و صبر نمیچرخد.
در میان همین وضعیت، همواره خوشخیالانی هستند که گمان میکنند میتوان «فلک را سقف بشکافت» و با چند تغییر سرراست و ساده، تمام مشکلات را حل نمود. اندیشهای که بنمایهی اصلی جنبشهای رادیکال است و در ۵۷ هم حضور پررنگی داشت؛ مارکسیسم انقلابی با «آرمانشهر جهان بیطبقهای که همه در آن برابر و برادرند» و اسلامگرایی شیعی با «نوستالژی صدر اسلام». اینکه میتوان «با پول اوقاف تمام مشکلات جامعه را حل کرد» یا «اگر هر مسلمان، یک سطل آب بریزد اسرائیل محو میشود [و فلسطینیان به زندگی موفق و سعادتمند میرسند.]»
این دیدگاه، مثل بچهای که بدون اطلاع از مفاهیمی مثل پول استطاعت خانواده و..، مشتاق خرید اسباببازیهای بزرگ و پر زرق و برق است، پیچیدگی ذاتی و دشواریِ ذاتی مسائل را نادیده میگیرد. نمیفهمد یا نمیخواهد بفهمد که توان بشر در اصلاح امور بسیار کمتر از آرزوهایش است و نمیفهمد که بالعکس، توانایی تخریبش میتواند همهچیز را بر باد دهد.
هیچکس منکر فضیلت بهبودخواهی و کاستن از مشکلات نیست، اما ذهنِ بالغ میداند که این امر در اکثر مواقع در یک روند تدریجی ممکن است و دستآوردهای امروز ما، نه «طبیعی»، که حاصل شبکهای از تلاشها تدریجی و انباشتهشده است. ذهن کودکوار نمیخواهد با واقعیتهای سخت جهان روبهرو شود و در سطح عواطف و هیجانات نابالغ و توهمزای خود میماند. توهمی که گاهی به سوختن تمام چیزهایی منجر میشود که سالها در راهشان، کوشش میلیونها انسان صرف شده است.
@youngconservative
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
پیدا کردنِ «چرایی» وضعیت امروز ایرانیان و «دولتِ ایران»، مهمترین مسئلهی نظری و عملیای است که با آن درگیریم؛ اینکه چطور کشوری در موقعیت ژئوپلیتیکی خوب، با منابع عظیم خداداد و جمعیت انبوه و تا حدی متخصص، به جای رقابت برای ورود به کشورهای توسعهیافته و شکوفاییِ شهروندانش، درگیر یک جنگ بزرگ خارجی، اعتراضات خونین، محیطزیست ویران، رکود-تورم و یک شبهحاکمیت «بلبشو-مستبد» گشته و آیندهی کوتاه و میانمدتش اسفناک پیشبینی میشود.
در سالهای اخیر، عقل جمعی ایرانیان به پاسخی کمابیش واحد و معقول رسیده است؛ انقلاب ۵۷. اما برای من پرسشی دیگر وجود دارد، انگیزههای خود آن انقلاب، و انگیزهی حامیانش تا به امروز چیست؟ به نظر من، پاسخش را میتوان در مفهوم «کودکوارگی» جُست و تبیین کرد.
ما در جهانی «تراژیک» زندگی میکنیم، جهانی که «تمدن» با همهی مصائب و مرارتهایش، پردهای نازک میان ما و «وضعیت طبیعی» کشیده، وضعیتی که در آن همهی امیال و استعدادهایمان فدای «بقا» میشود. این ارتقا سبب شده که انسان به سطحی فراتر از زندگی طبیعیاش دست یابد و آمال و آرزوهایی دیگر را طلب کند، اما مسئلهی اصلی همینجاست؛ این سبک زیستن و امکانات بیهزینه نیستند، چه از جنبهی فردیاش و چه از جنبهی جمعی-تمدنیاش؛ چرخِ دولت، بروکراسی، صنعت، بازار، فرهنگ و هنر، بدون زحمت و صبر نمیچرخد.
در میان همین وضعیت، همواره خوشخیالانی هستند که گمان میکنند میتوان «فلک را سقف بشکافت» و با چند تغییر سرراست و ساده، تمام مشکلات را حل نمود. اندیشهای که بنمایهی اصلی جنبشهای رادیکال است و در ۵۷ هم حضور پررنگی داشت؛ مارکسیسم انقلابی با «آرمانشهر جهان بیطبقهای که همه در آن برابر و برادرند» و اسلامگرایی شیعی با «نوستالژی صدر اسلام». اینکه میتوان «با پول اوقاف تمام مشکلات جامعه را حل کرد» یا «اگر هر مسلمان، یک سطل آب بریزد اسرائیل محو میشود [و فلسطینیان به زندگی موفق و سعادتمند میرسند.]»
این دیدگاه، مثل بچهای که بدون اطلاع از مفاهیمی مثل پول استطاعت خانواده و..، مشتاق خرید اسباببازیهای بزرگ و پر زرق و برق است، پیچیدگی ذاتی و دشواریِ ذاتی مسائل را نادیده میگیرد. نمیفهمد یا نمیخواهد بفهمد که توان بشر در اصلاح امور بسیار کمتر از آرزوهایش است و نمیفهمد که بالعکس، توانایی تخریبش میتواند همهچیز را بر باد دهد.
هیچکس منکر فضیلت بهبودخواهی و کاستن از مشکلات نیست، اما ذهنِ بالغ میداند که این امر در اکثر مواقع در یک روند تدریجی ممکن است و دستآوردهای امروز ما، نه «طبیعی»، که حاصل شبکهای از تلاشها تدریجی و انباشتهشده است. ذهن کودکوار نمیخواهد با واقعیتهای سخت جهان روبهرو شود و در سطح عواطف و هیجانات نابالغ و توهمزای خود میماند. توهمی که گاهی به سوختن تمام چیزهایی منجر میشود که سالها در راهشان، کوشش میلیونها انسان صرف شده است.
@youngconservative
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🖥هفت باور نادرست درباره جنگ ایران
مؤسسه هادسون
✍🏻 نویسنده: مایکل دوران
✏️ ترجمه: #بردیا_فرهمند
🔸بخشی از تداوم این غافلگیریها به این دلیل است که صاحبنظران حاضر نیستند پیروزی را به نام ترامپ و نتانیاهو ثبت کنند. در ۱۱ آوریل، تام فریدمن، ستوننویس نیویورک تایمز، در شبکه سیانان حقیقت ماجرا را فاش کرد. او اعتراف کرد:
@Bardiafrh
📖 مطالعهی ترجمه در «مشاهده فوری»
➖➖➖
🌾@Naqdagin
مؤسسه هادسون
✍🏻 نویسنده: مایکل دوران
✏️ ترجمه: #بردیا_فرهمند
🔸بخشی از تداوم این غافلگیریها به این دلیل است که صاحبنظران حاضر نیستند پیروزی را به نام ترامپ و نتانیاهو ثبت کنند. در ۱۱ آوریل، تام فریدمن، ستوننویس نیویورک تایمز، در شبکه سیانان حقیقت ماجرا را فاش کرد. او اعتراف کرد:
در حالی که مایل به شکست نظامی رژیم ایران است—«زیرا این رژیم برای مردمش و منطقه رژیم وحشتناکی است»—اما مشکل واقعی او چیز دیگری است: «واقعاً نمیخواهم شاهد تقویت سیاسی بیبی نتانیاهو یا دونالد ترامپ در اثر این جنگ باشم، زیرا آنها دو انسان وحشتناک هستند. هر دو در کشورهای خود درگیر پروژههای ضد دموکراتیک هستند. هر دو متهم به فساد مالی هستند. آنها افراد بسیار بسیار بدی هستند که کارهای وحشتناکی علیه جایگاه آمریکا و اسرائیل در جهان انجام میدهند.»
@Bardiafrh
📖 مطالعهی ترجمه در «مشاهده فوری»
.
#بینالملل #سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
Seven Myths About the Iran War
هفت باور نادرست درباره جنگ ایران | مؤسسه هادسون نویسنده: مایکل دوران | ترجمه: بردیا فرهمند اقدامات دونالد ترامپ در خاورمیانه همواره باعث شگفتی نهادهای سیاست خارجی و نخبگان رسانهای میشود. به گفته مفسران هر دو طیف چپ و راست، دلیل این امر آن است که ترامپ یک…
- با فیلترشکنی که بعضاً تا گیگی یک میلیون و حتی بیشتر فروخته میشه، با ترس و لرز وصل میشیم. هربار که قطع میکنیم چک میکنیم چقدر از «گیگ»مون باقیمانده. وصل میشم، تلگرام آپدیت میشه. پنج تا ده دقیقه اخبار میخونم. نه عکس باز میکنم نه ویدئویی دانلود میکنم. در واقع هیچکاری نمیکنم جز خوندن متن. میبندم. میبینم 50 مگ و بعضا 100 مگ رفته.
- یادم هست اوایل که فیسبوک مُد بود، هفتهای یک بار پست مینوشتم: «چرا باید فیسبوک فیلتر باشد؟» جوابش رو میدونستم. فقط میخواستم ایرانیها فراموش نکنن که «فیلترشکن» برای یک شبکه اجتماعی یا یک پلتفرم مفید مثل یوتیوب و غیره «طبیعی نیست». میخواستم کسی بهش عادت نکنه و همیشه یادآوری کنم که یاد همه باشه که این اوضاع غیر طبیعیه. زمانی که تلگرام و توییتر و اینستاگرام اوج گرفت (اوایل بعضیاشون فیلتر هم نبودن) و ایرانیای داخل دسته دسته و فوج فوج به سمت این پلتفرمها کشیده شدن، متوجه موضوعی شدم: فیسبوک براشون سخته. هم باید فیلترشکن بزنن، هم مطالب طولانی و گروههای چالشی داره که حوصلهش نیست. اینستاگرام راحتتره. مطالبش مینیمال هستن و چهارتا عکس داره و ویدئوهای یک دقیقهای. «بیشتر حال میده». توییتر راحتتره. چهارخط بیشتر مجبور نیستی بنویسی و یا بخونی. متوجه شدم که نهتنها یادآوریهای من فایده نداشته، بلکه اون چندصد فِرندی که داشتم هم به تدریج فیسبوک رو به مقصد «راحتیِ» بیشتر ترک کردن.
- ما آدمهای معمولی تأثیری تو سیاست نداریم. از وقتی یادمه به فلسفه علاقه داشتم، که اونم نتونستم کامل پیگیری کنم. شرایطم خوب نبود. هیچوقت خوب نبود. اما گاهی سیاسی هم نظر میدادم. گاهی نقد خرافه میکردم. از «گاهی» که بیشتر. خیلی از اوقات. دو سه هفته پیش با خودم فکر کردم «چه فایده! ما که هیچ تأثیری نذاشتیم، نداریم...». پدرم میگفت «سیاست پدر و مادر نداره». گفتم «همین حرفارو زدید که سوارمون شدن». شاید پدرم میدونست سوارشون شدن، و چارهای جز سواری دادن نیست. چون تأثیری نداریم، کاری نمیتونیم بکنیم. کاری از دست ما بر نمیاد. تمام تلاشمون برای «عقلانیت» و «روشنگری» دود میشه و به هوا میره. حداقل من اینطوری احساس میکنم.
- میگن اینترنت رو میخوان طبقاتی کنن. شایدم نکنن. اگر بشه تعجب نمیکنم. همونطور که هفتهای یه بار میگفتم «چرا باید فیسبوک فیلتر باشه؟» و کسی کامنت و نظر نمیداد و همه فکر میکردن این آدم احمق چرا هر دفعه اینو تکرار میکنه، این بارم مردم عادت میکنن، «گیگ»های میلیونی میخرن، یا اصن نمیخرن. به بله و ایتا و روبیکا عادت میکنن.
- کسانی که شبها میان بیرون و حیدر حیدر میکنن، مثل سوسک میمونن. زندگی حیوانی دارن. هم سوسک هستن هم زندگی حیوانی دارن. نیازی به اینترنت ندارن، اگرم داشته باشن اغلب برای رفع نیازهای اقتصادیه. مثل بازار رمزارزها یا چهارتا سرچ درباره قیمتها. ما علاوه بر این چیزا، به اصل مطلب نیاز داریم: دسترسی آزاد به اطلاعات، دانش، آگاه شدن، آگاه کردن، پژوهش، ارتباط با دنیای آزاد... اونا نیازی ندارن. منظورم این نیست که حیوان هستن. منظورم اینه که دغدغه دانش نداشته باشی، دغدغه آزادی نداشته باشی و تو زندگیت تلاشی برای یادگیری و شکستن زندان نادانی خودت نکنی، چه فرقی داری با مورچهای که دانه جمع میکنه و وسط راه ممکنه لِه بشه یا باد ببرتش. مورچه زندهست چون زندهست. همینطوری. همینطوری زندهست و تلاش میکنه بخوره، غذا ذخیره کنه، جای امن پیدا کنه، دوباره بخوره و ذخیره کنه. حالا چرا اولش گفتم سوسک؟ همه میدونن. سوسک سختجان هم هست. روش از بین بردنش سخته، حتی اگر سم بریزی باز سر و کلهش پیدا میشه. همیشه هست، به راحتی تولید مثل میکنه. تو کثافت زندگی میکنه. تو شرایط سخت به راحتی دووم میاره. ما دووم نمیاریم. ما اینطوری بزرگ نشدیم، یا دست کم خودمون رو جدا کردیم. سوسک نموندیم. سعی کردیم انسان بشیم و از انسان بودنمون لذت ببریم. خب معلومه که بهاش اینه که رنج بیشتری بکشیم.
- میگن سیاسی نباشی هم سیاسی هستی چون سیاست همه چیزه. زندگیت رو کنترل میکنه. سرکوبت میکنه، سوارت میشه. ما تلاشمون رو کردیم. شاید بازم تلاش کنیم. و بازم شکست بخوریم. و شکست خورده از دنیا بریم.
- قطع کنم که گیگم نره.
✍🏻 #مهدی_رضاییان
@amorDei_amorFati
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
- یادم هست اوایل که فیسبوک مُد بود، هفتهای یک بار پست مینوشتم: «چرا باید فیسبوک فیلتر باشد؟» جوابش رو میدونستم. فقط میخواستم ایرانیها فراموش نکنن که «فیلترشکن» برای یک شبکه اجتماعی یا یک پلتفرم مفید مثل یوتیوب و غیره «طبیعی نیست». میخواستم کسی بهش عادت نکنه و همیشه یادآوری کنم که یاد همه باشه که این اوضاع غیر طبیعیه. زمانی که تلگرام و توییتر و اینستاگرام اوج گرفت (اوایل بعضیاشون فیلتر هم نبودن) و ایرانیای داخل دسته دسته و فوج فوج به سمت این پلتفرمها کشیده شدن، متوجه موضوعی شدم: فیسبوک براشون سخته. هم باید فیلترشکن بزنن، هم مطالب طولانی و گروههای چالشی داره که حوصلهش نیست. اینستاگرام راحتتره. مطالبش مینیمال هستن و چهارتا عکس داره و ویدئوهای یک دقیقهای. «بیشتر حال میده». توییتر راحتتره. چهارخط بیشتر مجبور نیستی بنویسی و یا بخونی. متوجه شدم که نهتنها یادآوریهای من فایده نداشته، بلکه اون چندصد فِرندی که داشتم هم به تدریج فیسبوک رو به مقصد «راحتیِ» بیشتر ترک کردن.
- ما آدمهای معمولی تأثیری تو سیاست نداریم. از وقتی یادمه به فلسفه علاقه داشتم، که اونم نتونستم کامل پیگیری کنم. شرایطم خوب نبود. هیچوقت خوب نبود. اما گاهی سیاسی هم نظر میدادم. گاهی نقد خرافه میکردم. از «گاهی» که بیشتر. خیلی از اوقات. دو سه هفته پیش با خودم فکر کردم «چه فایده! ما که هیچ تأثیری نذاشتیم، نداریم...». پدرم میگفت «سیاست پدر و مادر نداره». گفتم «همین حرفارو زدید که سوارمون شدن». شاید پدرم میدونست سوارشون شدن، و چارهای جز سواری دادن نیست. چون تأثیری نداریم، کاری نمیتونیم بکنیم. کاری از دست ما بر نمیاد. تمام تلاشمون برای «عقلانیت» و «روشنگری» دود میشه و به هوا میره. حداقل من اینطوری احساس میکنم.
- میگن اینترنت رو میخوان طبقاتی کنن. شایدم نکنن. اگر بشه تعجب نمیکنم. همونطور که هفتهای یه بار میگفتم «چرا باید فیسبوک فیلتر باشه؟» و کسی کامنت و نظر نمیداد و همه فکر میکردن این آدم احمق چرا هر دفعه اینو تکرار میکنه، این بارم مردم عادت میکنن، «گیگ»های میلیونی میخرن، یا اصن نمیخرن. به بله و ایتا و روبیکا عادت میکنن.
- کسانی که شبها میان بیرون و حیدر حیدر میکنن، مثل سوسک میمونن. زندگی حیوانی دارن. هم سوسک هستن هم زندگی حیوانی دارن. نیازی به اینترنت ندارن، اگرم داشته باشن اغلب برای رفع نیازهای اقتصادیه. مثل بازار رمزارزها یا چهارتا سرچ درباره قیمتها. ما علاوه بر این چیزا، به اصل مطلب نیاز داریم: دسترسی آزاد به اطلاعات، دانش، آگاه شدن، آگاه کردن، پژوهش، ارتباط با دنیای آزاد... اونا نیازی ندارن. منظورم این نیست که حیوان هستن. منظورم اینه که دغدغه دانش نداشته باشی، دغدغه آزادی نداشته باشی و تو زندگیت تلاشی برای یادگیری و شکستن زندان نادانی خودت نکنی، چه فرقی داری با مورچهای که دانه جمع میکنه و وسط راه ممکنه لِه بشه یا باد ببرتش. مورچه زندهست چون زندهست. همینطوری. همینطوری زندهست و تلاش میکنه بخوره، غذا ذخیره کنه، جای امن پیدا کنه، دوباره بخوره و ذخیره کنه. حالا چرا اولش گفتم سوسک؟ همه میدونن. سوسک سختجان هم هست. روش از بین بردنش سخته، حتی اگر سم بریزی باز سر و کلهش پیدا میشه. همیشه هست، به راحتی تولید مثل میکنه. تو کثافت زندگی میکنه. تو شرایط سخت به راحتی دووم میاره. ما دووم نمیاریم. ما اینطوری بزرگ نشدیم، یا دست کم خودمون رو جدا کردیم. سوسک نموندیم. سعی کردیم انسان بشیم و از انسان بودنمون لذت ببریم. خب معلومه که بهاش اینه که رنج بیشتری بکشیم.
- میگن سیاسی نباشی هم سیاسی هستی چون سیاست همه چیزه. زندگیت رو کنترل میکنه. سرکوبت میکنه، سوارت میشه. ما تلاشمون رو کردیم. شاید بازم تلاش کنیم. و بازم شکست بخوریم. و شکست خورده از دنیا بریم.
- قطع کنم که گیگم نره.
✍🏻 #مهدی_رضاییان
@amorDei_amorFati
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✅ آقای همراه اول! کاسبی جدیدتان چه آب و نانی دارد
✍🏻محمد مهاجری
اخیرا اپراتور همراه اول با ارسال پیامکی به مشتریان خود از آنها می خواهد اینترنت پرو بخرند، لابد به قیمت گزاف.
اما پشت این اسم شیک چه خبر است؟
1️⃣ آیا درست است که می خواهند همان خط سفید را "خط شویی" کنند و با اسم دیگری به مشتریان قالب کنند؟ یعنی همان ضرب المثل "رنگ کردن گنجشک و فروختنش به جای قناری"؟
2️⃣ اگر اینترنت را به خاطر مسائل امنیتی محدود کرده اند با اینترنت پرو، مشکل امنیتی حل می شود؟ یعنی هرکس پولدار باشد می تواند روی امنیت مملکت یورتمه برود؟
3️⃣ آیا اینترنت پرو همان فیلترشکن است و مدیران معزز همراه اول از این پس می خواهند به شغل شریف فیلترشکن فروشی روی بیاورند و بازار عده ای را کساد کنند و مغازه خود را رونق ببخشند؟
4️⃣ اینترنت طبقاتی فقط اسمش بد است اما خودش خوب است. اینترنت پرو همان اینترنت طبقاتی است.
@Sahamnewsorg
🔺خود این مسیح مهاجری استاد آدرس غلط دادن و از شیادانِ سیستم داعشیست. گویا همراه اول جدا از سپاه و نظام و دلقک مفعولی چون پزشکیان چنین تصمیم و اختیاری دارند. کلیت نظام آخوندی سلطنتفقیه در هر بعدش، یک نظام طبقاتیِِ گروهکی حاکم علیهِ اکثریت مردم با افکار و سلایقی بکلی متفاوت است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻محمد مهاجری
اخیرا اپراتور همراه اول با ارسال پیامکی به مشتریان خود از آنها می خواهد اینترنت پرو بخرند، لابد به قیمت گزاف.
اما پشت این اسم شیک چه خبر است؟
1️⃣ آیا درست است که می خواهند همان خط سفید را "خط شویی" کنند و با اسم دیگری به مشتریان قالب کنند؟ یعنی همان ضرب المثل "رنگ کردن گنجشک و فروختنش به جای قناری"؟
2️⃣ اگر اینترنت را به خاطر مسائل امنیتی محدود کرده اند با اینترنت پرو، مشکل امنیتی حل می شود؟ یعنی هرکس پولدار باشد می تواند روی امنیت مملکت یورتمه برود؟
3️⃣ آیا اینترنت پرو همان فیلترشکن است و مدیران معزز همراه اول از این پس می خواهند به شغل شریف فیلترشکن فروشی روی بیاورند و بازار عده ای را کساد کنند و مغازه خود را رونق ببخشند؟
4️⃣ اینترنت طبقاتی فقط اسمش بد است اما خودش خوب است. اینترنت پرو همان اینترنت طبقاتی است.
@Sahamnewsorg
🔺خود این مسیح مهاجری استاد آدرس غلط دادن و از شیادانِ سیستم داعشیست. گویا همراه اول جدا از سپاه و نظام و دلقک مفعولی چون پزشکیان چنین تصمیم و اختیاری دارند. کلیت نظام آخوندی سلطنتفقیه در هر بعدش، یک نظام طبقاتیِِ گروهکی حاکم علیهِ اکثریت مردم با افکار و سلایقی بکلی متفاوت است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 این را بهعنوان "ادای شهادت" مینویسم:
شبی که خبر کشتهشدن علی خامنهای منتشر شد. اخبار ساعت دوازده شب را شنیدم و رفتم بخوابم. دقایقی از درازکشیدنم در تختخواب نگذشته بود که همهمه غریبی فضای شهر را گرفت؛ از دورِ دور تا نزدیکیها. صدای شادی و غریو سوتهای مردم از پنجره خانهها میآمد، عظیم و متراکم! گوشه پنجره اتاق خواب را گشودم، قیامتِ شادی در فضای برپا بود! فهمیدم خبری شده است، اما حتی از دوردست فکرم هم نگذشت که خبر چه میتواند باشد. دویدم تلویزیون ماهوارهای را روشن کردم، و علت را دانستم! (پایانِ ادایِ شهادتِ عینی)
┄┄┅┅┅┅┅┅┅┅┅❅❁❅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┄┄
📘از مرگ علیخامنهای تا مرگ علیلاریجانی
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 دو ماه پیش چهکسی امروزها را باور میکرد؟! کوهی از تدارکات عظیم و حیرتافکنِ تسلیحاتی، اطلاعاتی، امنیتی، فناوریِ موشک و ماهواره، و قفلکردنِ جولانِ فکرها با ممیزی نوشتهها و دوختن دهانها و گزینشها و پارازیتافکنی به امواجِ ماهوارهها و مسدودکردنِ «انقلاب ارتباطات» با فناوریهای پیشرفته دیجیتال، و تهدید و ارعابها، و بیدادگاهها و زندانها و اعدامها... که اینک همگی چون پشتهٔ انبوهِ پنبهی متراکم، بر ارتعاشِ مکررِ تارِ حلّاجِ زمانه پخشوپلایِ هر گوشهای و پَرّان در هوا گشتند، آنهم در میانهٔ هلهلهی شادمانِ عزادارِ مردمی بر هزاران کشتگانِ عزیز در آن دو روزِ شومِ ولایی، ملتی فروکوفته و تحقیرشده و به فلاکتکشانده و زخمیِ خیانتِ شنیع و وقیح به وجدانهای ایمانی...!
«حکومتاسلامی» در دیماه گذشته چندین هزاران مردم بیدفاعِ بیسلاحِ بیتصور از ارادهٔ شیطانیِ پیشرو را به سردی و بیرحمیتمام در خیابان و کوچه و مدرسه و بیمارستان و خانهها کشت، به خیال آنکه لشکرِ بازگشته از دورنایِ تاریخِ حسینابنعلی است که در پوستینِ یزیدیان میافتد، به خیالِ انتقامی خیالین! خیال اندر خیال، عامل به جنایت در میدانِ واقعیت!
و درحال حتی از دوردستِ تخیلِ آن هرزه مسلمانهای بنیادگرا هم نمیگذشت که چندهفته بعد، چنین درمانده و وامانده، به داسِ قهرِ آنانی که دههها بر ایشان رجزِ مرگ خوانده بودند، درو خواهند شد، بیدریغ و بیافسوس! تا نه زمین بر ایشان بگریَد و نه آسمان دریغی بر پِریشیِ زمینگیرشان رانَد. شهرهای موشکی، تدارکات عظیمِ اتمی در تمنایِ آن بمبعزیز، کارخانههای معظم تسلیحاتی، پادگانها، مراکز فرماندهی، و آن «بیتِ» شیطانی که ارادتمندانْ مَهبِطِ الهی و مهدویاش میانگاشتند، همگی در انفجارِ بمبهای سنگرشکن و موشکهای هوشمندِ کسانی که دههها درخیالِ سوختنشان بودند، بدل به پشتههای خاک و تلِ آوار و غبارِ پراکنده شدند! نه نصرتالهی به فریاد آنان آمد و نه «مهدیِ» خیالین به یاریشان!! اینک شیاطین آتشخوار فریاد به آسمان برمیآورند که ای «مهدیِ» فاطمهٔ ریحانه، که جهان را بهخون و آتش کِشانی، کجایی؟! کجایی؟!!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
شبی که خبر کشتهشدن علی خامنهای منتشر شد. اخبار ساعت دوازده شب را شنیدم و رفتم بخوابم. دقایقی از درازکشیدنم در تختخواب نگذشته بود که همهمه غریبی فضای شهر را گرفت؛ از دورِ دور تا نزدیکیها. صدای شادی و غریو سوتهای مردم از پنجره خانهها میآمد، عظیم و متراکم! گوشه پنجره اتاق خواب را گشودم، قیامتِ شادی در فضای برپا بود! فهمیدم خبری شده است، اما حتی از دوردست فکرم هم نگذشت که خبر چه میتواند باشد. دویدم تلویزیون ماهوارهای را روشن کردم، و علت را دانستم! (پایانِ ادایِ شهادتِ عینی)
┄┄┅┅┅┅┅┅┅┅┅❅❁❅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┄┄
📘از مرگ علیخامنهای تا مرگ علیلاریجانی
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 دو ماه پیش چهکسی امروزها را باور میکرد؟! کوهی از تدارکات عظیم و حیرتافکنِ تسلیحاتی، اطلاعاتی، امنیتی، فناوریِ موشک و ماهواره، و قفلکردنِ جولانِ فکرها با ممیزی نوشتهها و دوختن دهانها و گزینشها و پارازیتافکنی به امواجِ ماهوارهها و مسدودکردنِ «انقلاب ارتباطات» با فناوریهای پیشرفته دیجیتال، و تهدید و ارعابها، و بیدادگاهها و زندانها و اعدامها... که اینک همگی چون پشتهٔ انبوهِ پنبهی متراکم، بر ارتعاشِ مکررِ تارِ حلّاجِ زمانه پخشوپلایِ هر گوشهای و پَرّان در هوا گشتند، آنهم در میانهٔ هلهلهی شادمانِ عزادارِ مردمی بر هزاران کشتگانِ عزیز در آن دو روزِ شومِ ولایی، ملتی فروکوفته و تحقیرشده و به فلاکتکشانده و زخمیِ خیانتِ شنیع و وقیح به وجدانهای ایمانی...!
«حکومتاسلامی» در دیماه گذشته چندین هزاران مردم بیدفاعِ بیسلاحِ بیتصور از ارادهٔ شیطانیِ پیشرو را به سردی و بیرحمیتمام در خیابان و کوچه و مدرسه و بیمارستان و خانهها کشت، به خیال آنکه لشکرِ بازگشته از دورنایِ تاریخِ حسینابنعلی است که در پوستینِ یزیدیان میافتد، به خیالِ انتقامی خیالین! خیال اندر خیال، عامل به جنایت در میدانِ واقعیت!
و درحال حتی از دوردستِ تخیلِ آن هرزه مسلمانهای بنیادگرا هم نمیگذشت که چندهفته بعد، چنین درمانده و وامانده، به داسِ قهرِ آنانی که دههها بر ایشان رجزِ مرگ خوانده بودند، درو خواهند شد، بیدریغ و بیافسوس! تا نه زمین بر ایشان بگریَد و نه آسمان دریغی بر پِریشیِ زمینگیرشان رانَد. شهرهای موشکی، تدارکات عظیمِ اتمی در تمنایِ آن بمبعزیز، کارخانههای معظم تسلیحاتی، پادگانها، مراکز فرماندهی، و آن «بیتِ» شیطانی که ارادتمندانْ مَهبِطِ الهی و مهدویاش میانگاشتند، همگی در انفجارِ بمبهای سنگرشکن و موشکهای هوشمندِ کسانی که دههها درخیالِ سوختنشان بودند، بدل به پشتههای خاک و تلِ آوار و غبارِ پراکنده شدند! نه نصرتالهی به فریاد آنان آمد و نه «مهدیِ» خیالین به یاریشان!! اینک شیاطین آتشخوار فریاد به آسمان برمیآورند که ای «مهدیِ» فاطمهٔ ریحانه، که جهان را بهخون و آتش کِشانی، کجایی؟! کجایی؟!!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
علی صاحب الحواشی
اسفند ۱۴۰۴
از مرگ علیخامنهای تا مرگ علیلاریجانی
بخش دوم
✍#علیصاحبالحواشی
(۲/۲)
مرگ استالین را در اینجهان نبودم، مرگ خروشچف را بودم که مطرود بود و چون سگی گَرگرفته مُرد. اما مرگِ برژنف، آندروپف، و چرنینکو را نیک به یاد دارم. هربار که میمردند، این…
از مرگ علیخامنهای تا مرگ علیلاریجانی
بخش دوم
✍#علیصاحبالحواشی
(۲/۲)
مرگ استالین را در اینجهان نبودم، مرگ خروشچف را بودم که مطرود بود و چون سگی گَرگرفته مُرد. اما مرگِ برژنف، آندروپف، و چرنینکو را نیک به یاد دارم. هربار که میمردند، این…
📘از مرگ علیخامنهای تا مرگ علیلاریجانی
(۲/۲)
✍🏻 #علیصاحبالحواشی
🍂 مرگ استالین را در اینجهان نبودم، مرگ خروشچف را بودم که مطرود بود و چون سگی گَرگرفته مُرد. اما مرگِ برژنف، آندروپف، و چرنینکو را نیک به یاد دارم. هربار که میمردند، این حسِ تلخ و گزنده را داشتم که یک زندگی سراپا خسارت و شقاوت به پایان آمد.
🍂 وقتی خامنهای کشته شد و دیروزی که دلالِ بزرگش کنار اشقیائی دیگر پارهپاره شدند، نیز چنین حسی داشتم. آن اولیِ بهغایت شوربخت - چه در زندگیِ هرزِ نوجوانیِ مفلوک، چه در جوانی و میانسالیِ میانمایه و پر بروت، و چه در حیاتِ ولاییِ خونینِ مُخبَّط و فرتوت - جز «شَرّ» و هرزگی و نفرت بهبار نیاورد.
🍂 عجبم نیامد که خبر مرگش را غریو شادیِ عظیمِ مردم شهر از پنجرههای نیمشبانم باخبر نمود! زندگی و مرگیْ شوربخت و تیرهروز و ملعنتبار و منفور! و آن دومی، معاودی فلکزده و پریش از عراق، که خوش استعداد و هوشی داشت، اما روح به شیطان فروخت و عملهٔ جور شد و خونین گشت و به هلاکتِ مفلوک رسید تا خبر مرگش روانهای مجروحِ دهها میلیون را آبِ خنکی بر دلهای سوخته شد.
🍂 اما بگذارید تا به خود بازگردیم و در آینهی نیمقرنِ گذشتهی شوم، نگاهی بر قامتِ ناساز و بیاندام خویش بیفکنیم و بهسخنِ ناصرخسرو قبادیان، در تیری که دلهامان درید و زندگیهایمان ویران ساخت، «پَرِ خویش» بینیم به تَنَبُّهِ و تَدَبُّر:
چون نیک نظر کرد، پَرِ خویش در آن دید
گفتا زچه نالیم؟! که از ماست که بر ماست
🍂 خامنهایها و لاریجانیها مُردند و گذشتند و بزودی فراموشِ ما و جهان خواهند شد. آنانْ به سخن مولانا، «معنی را رَهی»
بودند. آن «معنی» باید جست و پاس داشت و به ودیعتْ به نسلهای بعد سپرد.
🍂 «هویت»، چون مغز و دل و چشم و دگر اندامها، مُمِدِّ حیاتِ ملتهاست؛ اما چون سرطانی شوَد، رایتِ رنجوری و آیتِ مرگ گردد. هویتِ اسلامیِ ما سرطانی شد تا غدهٔ تباهِ بنیادگراییمان برآورد و به عربده در هستونیستمان فُتاد به دریدن و ویرانگری.
🍂 سرطانِ هویت، همواره از سویِ سَلبیِ آن خیزد. «مسلمانی» ما نیز از سمتِ نفوری که داشت سرطانی شد تا خِرَدمان زایل نمود به وادیِ جنونمان کشید تا در قامت آن دجالِ کفکردهٔ آخرزمان، موسای راهبر به سرزمین موعود را دیدیم و به «دارَالبَوار»مان کشید!
🍂 من اگر از امرِ «هویت» هشدارها میدادم که بسیارانی برنتافتند و جمعی بر من تاختند، از این خطرش بود که در او سوختیم. «هویت»، اندامی از کالبدِ معناییِ «ملت»هاست که بسی در معرضِ سرطانیشدن است: از غریو هلهلهٔ آلمانیها در تعظیمِ هیتلر که خاکِ آن سرزمین به توبره کشید، با میلیونها جوانِ کشته در جنگ، و کودکان و پیران و میانسالان کشته در بمبارانها؛ و فرانسویها که بیش از قرنی پیشتر از آنْ در تکریم بناپارتِ پر بادوبروت به خواری و فلاکت افتادند؛ و هندیانِ مسلمان که در مفتونی دجالِ بیصفتی چون محمدعلی جناح، آن مثلاً «قائداعظم»، به مهلکه پُر فساد و فلاکت آن (نا)پاکستان رسیدند و تا همامروز در تباهیِ ملیِ پُر عروتیزِ مفسدهبارش ماندهاند، به مفلوکی!
🍂 خمینی و خامنهای، و کاروان، پُرعرضوطول کارگزارانش، با کاسهلیسانِ "روزنهگشا" و "افقگشایِ" دستآموز، از جهنم بر ما نازل نشدند! آنان نمودهایِ سرطانیشدهٔ هویتاسلامیِ ما بودند که آنچه در توانِ شوم داشتند از فساد و جنایت و ویرانی کردند به «نام»ای که جز ننگ نبود.
🍂 ما – همهٔ ما، بل تکتکِ ما - نسلهایی که در ۱۳۵۷ در آن فاجعهٔ بیخویشتنِ اسلامخواهی مشارکت جُستیم - از جمله خودِ من - قربانیانِ سرطانِ هویتاسلامیِ خویش بودیم که این خاکِ شوم را بر سرِ خود، نسلهای بعدی، و خانه و وطنِ گرامی کردیم.
🍂 امروز، گفتنِ «بیدار باید شد!» تحصیلِ حاصل است! امروز چندان کسی در خواب نیست تا بر او بانگِ بیدارباش زنیم؛ آن خفتگانِ اندکشمار یا مردگاناند و یا خود به خوابزدگان که هیچیک به غریوی بیدار نشوند؛ ارزشِ دگَنَکْ بر پشت و پای کوفتن هم ندارند تا بازو رنجه داریم. بحرانِ اسکیزوفرنی هویتاسلامیِ ما سپری شده است.
🍂 امروز ما ایرانیان به خیلِ عبرتهایِ تاریخیِ سویه شومِ «هویت» پیوستهایم، در کنارِ: پاکستانیهای هنوز خفتهٔ مفلوک و خفیفِ مشتی نظامیانِ پلشت، و بیدارشدگانِ آلمانی از سرطانِ نازیسم، و فرانسویهایِ گَندهدماغِ نیمبیدار از هویتمداریِ ملی، و ایتالیاییهای زود بیدارشده از جنونِ فاشیسمِ موسولینی، و اسپانیاییهای تمامبیدارشده از جنونِ هویت کاتولیکی/فرانکویی.
🍂 فصل پُر مهالکی را پشتسر گذاشتیم اما چه نیکوست که لااقل من در ناصیه نسلهای نو استعدادی برای سرطانهویتِ دیگری نمیبینم، که دورباد فتنهای دیگر از ایندست، بلکه هرگز مباد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #علیصاحبالحواشی
🍂 مرگ استالین را در اینجهان نبودم، مرگ خروشچف را بودم که مطرود بود و چون سگی گَرگرفته مُرد. اما مرگِ برژنف، آندروپف، و چرنینکو را نیک به یاد دارم. هربار که میمردند، این حسِ تلخ و گزنده را داشتم که یک زندگی سراپا خسارت و شقاوت به پایان آمد.
🍂 وقتی خامنهای کشته شد و دیروزی که دلالِ بزرگش کنار اشقیائی دیگر پارهپاره شدند، نیز چنین حسی داشتم. آن اولیِ بهغایت شوربخت - چه در زندگیِ هرزِ نوجوانیِ مفلوک، چه در جوانی و میانسالیِ میانمایه و پر بروت، و چه در حیاتِ ولاییِ خونینِ مُخبَّط و فرتوت - جز «شَرّ» و هرزگی و نفرت بهبار نیاورد.
🍂 عجبم نیامد که خبر مرگش را غریو شادیِ عظیمِ مردم شهر از پنجرههای نیمشبانم باخبر نمود! زندگی و مرگیْ شوربخت و تیرهروز و ملعنتبار و منفور! و آن دومی، معاودی فلکزده و پریش از عراق، که خوش استعداد و هوشی داشت، اما روح به شیطان فروخت و عملهٔ جور شد و خونین گشت و به هلاکتِ مفلوک رسید تا خبر مرگش روانهای مجروحِ دهها میلیون را آبِ خنکی بر دلهای سوخته شد.
🍂 اما بگذارید تا به خود بازگردیم و در آینهی نیمقرنِ گذشتهی شوم، نگاهی بر قامتِ ناساز و بیاندام خویش بیفکنیم و بهسخنِ ناصرخسرو قبادیان، در تیری که دلهامان درید و زندگیهایمان ویران ساخت، «پَرِ خویش» بینیم به تَنَبُّهِ و تَدَبُّر:
چون نیک نظر کرد، پَرِ خویش در آن دید
گفتا زچه نالیم؟! که از ماست که بر ماست
🍂 خامنهایها و لاریجانیها مُردند و گذشتند و بزودی فراموشِ ما و جهان خواهند شد. آنانْ به سخن مولانا، «معنی را رَهی»
بودند. آن «معنی» باید جست و پاس داشت و به ودیعتْ به نسلهای بعد سپرد.
🍂 «هویت»، چون مغز و دل و چشم و دگر اندامها، مُمِدِّ حیاتِ ملتهاست؛ اما چون سرطانی شوَد، رایتِ رنجوری و آیتِ مرگ گردد. هویتِ اسلامیِ ما سرطانی شد تا غدهٔ تباهِ بنیادگراییمان برآورد و به عربده در هستونیستمان فُتاد به دریدن و ویرانگری.
🍂 سرطانِ هویت، همواره از سویِ سَلبیِ آن خیزد. «مسلمانی» ما نیز از سمتِ نفوری که داشت سرطانی شد تا خِرَدمان زایل نمود به وادیِ جنونمان کشید تا در قامت آن دجالِ کفکردهٔ آخرزمان، موسای راهبر به سرزمین موعود را دیدیم و به «دارَالبَوار»مان کشید!
🍂 من اگر از امرِ «هویت» هشدارها میدادم که بسیارانی برنتافتند و جمعی بر من تاختند، از این خطرش بود که در او سوختیم. «هویت»، اندامی از کالبدِ معناییِ «ملت»هاست که بسی در معرضِ سرطانیشدن است: از غریو هلهلهٔ آلمانیها در تعظیمِ هیتلر که خاکِ آن سرزمین به توبره کشید، با میلیونها جوانِ کشته در جنگ، و کودکان و پیران و میانسالان کشته در بمبارانها؛ و فرانسویها که بیش از قرنی پیشتر از آنْ در تکریم بناپارتِ پر بادوبروت به خواری و فلاکت افتادند؛ و هندیانِ مسلمان که در مفتونی دجالِ بیصفتی چون محمدعلی جناح، آن مثلاً «قائداعظم»، به مهلکه پُر فساد و فلاکت آن (نا)پاکستان رسیدند و تا همامروز در تباهیِ ملیِ پُر عروتیزِ مفسدهبارش ماندهاند، به مفلوکی!
🍂 خمینی و خامنهای، و کاروان، پُرعرضوطول کارگزارانش، با کاسهلیسانِ "روزنهگشا" و "افقگشایِ" دستآموز، از جهنم بر ما نازل نشدند! آنان نمودهایِ سرطانیشدهٔ هویتاسلامیِ ما بودند که آنچه در توانِ شوم داشتند از فساد و جنایت و ویرانی کردند به «نام»ای که جز ننگ نبود.
🍂 ما – همهٔ ما، بل تکتکِ ما - نسلهایی که در ۱۳۵۷ در آن فاجعهٔ بیخویشتنِ اسلامخواهی مشارکت جُستیم - از جمله خودِ من - قربانیانِ سرطانِ هویتاسلامیِ خویش بودیم که این خاکِ شوم را بر سرِ خود، نسلهای بعدی، و خانه و وطنِ گرامی کردیم.
🍂 امروز، گفتنِ «بیدار باید شد!» تحصیلِ حاصل است! امروز چندان کسی در خواب نیست تا بر او بانگِ بیدارباش زنیم؛ آن خفتگانِ اندکشمار یا مردگاناند و یا خود به خوابزدگان که هیچیک به غریوی بیدار نشوند؛ ارزشِ دگَنَکْ بر پشت و پای کوفتن هم ندارند تا بازو رنجه داریم. بحرانِ اسکیزوفرنی هویتاسلامیِ ما سپری شده است.
🍂 امروز ما ایرانیان به خیلِ عبرتهایِ تاریخیِ سویه شومِ «هویت» پیوستهایم، در کنارِ: پاکستانیهای هنوز خفتهٔ مفلوک و خفیفِ مشتی نظامیانِ پلشت، و بیدارشدگانِ آلمانی از سرطانِ نازیسم، و فرانسویهایِ گَندهدماغِ نیمبیدار از هویتمداریِ ملی، و ایتالیاییهای زود بیدارشده از جنونِ فاشیسمِ موسولینی، و اسپانیاییهای تمامبیدارشده از جنونِ هویت کاتولیکی/فرانکویی.
🍂 فصل پُر مهالکی را پشتسر گذاشتیم اما چه نیکوست که لااقل من در ناصیه نسلهای نو استعدادی برای سرطانهویتِ دیگری نمیبینم، که دورباد فتنهای دیگر از ایندست، بلکه هرگز مباد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🟢 اونهایی که الان میگن از #تنگه_هرمز حداقل ۵۰ میلیلار دلار درآمد خواهیم داشت، همان قماشیاند که ۱۵ سال پیش میگفتند نفت امریکا در ۲۰۲۱ تمام شود و آنها به پای ما خواهند افتاد!!
❗️اما الان امریکا بزرگترین تولید کننده نفت و گاز دنیا و البته بزرگترین صادر کننده گاز دنیا هست. عربستان صعودی نیز بزرگترین صادرکننده نفت دنیاست.
@eco_galavani📱
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❗️اما الان امریکا بزرگترین تولید کننده نفت و گاز دنیا و البته بزرگترین صادر کننده گاز دنیا هست. عربستان صعودی نیز بزرگترین صادرکننده نفت دنیاست.
@eco_galavani📱
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🟢 اونهایی که الان میگن از #تنگه_هرمز حداقل ۵۰ میلیلار دلار درآمد خواهیم داشت، همان قماشیاند که ۱۵ سال پیش میگفتند نفت امریکا در ۲۰۲۱ تمام شود و آنها به پای ما خواهند افتاد!! ❗️اما الان امریکا بزرگترین تولید کننده نفت و گاز دنیا و البته بزرگترین صادر…
و همان قماشی که «زمستان سرد، زمستان سرد» میکردند!
و همان قماشی که روایت فتح از جنگی شکستخورده میساختند!
و همان قماشی که حتی بعد از داستان مهسا امینی طرح حجاب تصویب کردند.
و همان قماشی که گمان میکردند با تنگهبندی نفت ۲۰۰دلار خواهد شد.
وهمان قماشی که گمان میکردند که وجود حزبالله و حوثیها و حسدالشعبی جلوی حمله به ایران را خواهد گرفت.
و همان قماشی که حتی در دوره رئیسی هم از یک توافق اتمی جلوگیری کردند، چون «زمستان سرد، زمستان سرد...».
و همانهایی که امروز هم با تمام خریتها ونفهمیهای سابقشان صدای عرعرشان از همه بلندتر است، و تا همه ما را به فلاکت نکشانند، دست برنخواهند داشت.
و همینها تازه فردا طلبکار من و شما و عالم و آدم هم خواهند بود. خبائثالناس!
✍🏻 #جناب_گاو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
و همان قماشی که روایت فتح از جنگی شکستخورده میساختند!
و همان قماشی که حتی بعد از داستان مهسا امینی طرح حجاب تصویب کردند.
و همان قماشی که گمان میکردند با تنگهبندی نفت ۲۰۰دلار خواهد شد.
وهمان قماشی که گمان میکردند که وجود حزبالله و حوثیها و حسدالشعبی جلوی حمله به ایران را خواهد گرفت.
و همان قماشی که حتی در دوره رئیسی هم از یک توافق اتمی جلوگیری کردند، چون «زمستان سرد، زمستان سرد...».
و همانهایی که امروز هم با تمام خریتها ونفهمیهای سابقشان صدای عرعرشان از همه بلندتر است، و تا همه ما را به فلاکت نکشانند، دست برنخواهند داشت.
و همینها تازه فردا طلبکار من و شما و عالم و آدم هم خواهند بود. خبائثالناس!
✍🏻 #جناب_گاو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
با حیرت میپرسد:
ذهنم میرود سالهای آخر جنگ با عراق! از اقوام ما کسی هست که جوانیش را در جبههها در خط مقدم به عنوان یک رزمنده گذراند و هم اکنون نیز طرفدار پروپاقرص نظام است. آن روزها در فاو بود. تعریف میکرد که چگونه فاو را از دست دادند. میگفت که اگر میتوانستند شرتشان را هم موقع فرار درآورند تا سریعتر فرار کنند این کار را میکردند!
همان زمان فرماندهان سپاه به مسئولان وقت گزارش میدادند که همه چیز امن و امان است و خبری نیست! شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» تا یک روز قبل از نوشیدن جام زهر و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در تلویزیون وخیابانها و بنرها و شعارها تکرار میشد.
➖➖➖➖➖
آن زمان که (به کمک موشکهای زمین به هوای آمریکایی که بواسطه اسرائیلیها در همان زمان به ایران داده شد) ایران فاو را گرفت، میشد جنگ را با امتیازات بهتری برای ایران تمام کرد. ولی در ج.ا. گمان کردند که غول شاخ شکستهاند و یک پیروزی (البته نسبتاً مهم) را نشان آن دانستند که میتوانند تا بغداد پیش بروند! ولی اگر کمی عقل داشتند میتوانستند ببینند که همان پیروزی هم در چه شرایط مشکلی برایشان حاصل شد. میتوانستند ببینند که نگه داشتن همان فاو چقدر برایشان مشکل بود. خیلیهاشان هم دیدند. خیلیهاشان واقعاً دوست داشتند جنگ را هر چه زودتر تمام کنند، ولی جرأت نداشتند در بین شعارهای تودهای و تبلیغات بیامان تلویزیون این را مطرح کنند.
➖➖➖➖➖
تاریخ ۴۸ ساله حکومت ج.ا.، تاریخ لجبازی عبرتناپذیر با واقعیتها بوده است. آن قدر لجبازی تا واقعیتها آنقدر تلخ و مهلک شوند که نشود با آنها بیشتر از آن لجبازی کرد.
الان هم همینطور است.
✍🏻 #جناب_گاو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«همه چیز دارد بحرانی میشود، ولی حضرات طوری صحبت میکنند انگار که پیروز شدهاند یا تا پیروزی یک قدم فاصله دارند! آیا واقعاً در سطح بالای نظام چیزی میدانند که ما نمیدانیم؟»
ذهنم میرود سالهای آخر جنگ با عراق! از اقوام ما کسی هست که جوانیش را در جبههها در خط مقدم به عنوان یک رزمنده گذراند و هم اکنون نیز طرفدار پروپاقرص نظام است. آن روزها در فاو بود. تعریف میکرد که چگونه فاو را از دست دادند. میگفت که اگر میتوانستند شرتشان را هم موقع فرار درآورند تا سریعتر فرار کنند این کار را میکردند!
همان زمان فرماندهان سپاه به مسئولان وقت گزارش میدادند که همه چیز امن و امان است و خبری نیست! شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» تا یک روز قبل از نوشیدن جام زهر و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در تلویزیون وخیابانها و بنرها و شعارها تکرار میشد.
➖➖➖➖➖
آن زمان که (به کمک موشکهای زمین به هوای آمریکایی که بواسطه اسرائیلیها در همان زمان به ایران داده شد) ایران فاو را گرفت، میشد جنگ را با امتیازات بهتری برای ایران تمام کرد. ولی در ج.ا. گمان کردند که غول شاخ شکستهاند و یک پیروزی (البته نسبتاً مهم) را نشان آن دانستند که میتوانند تا بغداد پیش بروند! ولی اگر کمی عقل داشتند میتوانستند ببینند که همان پیروزی هم در چه شرایط مشکلی برایشان حاصل شد. میتوانستند ببینند که نگه داشتن همان فاو چقدر برایشان مشکل بود. خیلیهاشان هم دیدند. خیلیهاشان واقعاً دوست داشتند جنگ را هر چه زودتر تمام کنند، ولی جرأت نداشتند در بین شعارهای تودهای و تبلیغات بیامان تلویزیون این را مطرح کنند.
➖➖➖➖➖
تاریخ ۴۸ ساله حکومت ج.ا.، تاریخ لجبازی عبرتناپذیر با واقعیتها بوده است. آن قدر لجبازی تا واقعیتها آنقدر تلخ و مهلک شوند که نشود با آنها بیشتر از آن لجبازی کرد.
الان هم همینطور است.
✍🏻 #جناب_گاو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
جناب گاو
🔸 عجیب ترین رابطه دنیا
درخصوص تاریخ روابط ایران و اسرائیل قبلا به این مسئله اشاره کردیم که حتی پس از انقلاب اسلامی، اسرائیل هنوز به برقراری رابطه دوستانه با ایران امیدوار بود و به عنوان یکی از مهم ترین تامین کننده های تسلیحاتی ایران، حتی حاضر بود تحریم های…
درخصوص تاریخ روابط ایران و اسرائیل قبلا به این مسئله اشاره کردیم که حتی پس از انقلاب اسلامی، اسرائیل هنوز به برقراری رابطه دوستانه با ایران امیدوار بود و به عنوان یکی از مهم ترین تامین کننده های تسلیحاتی ایران، حتی حاضر بود تحریم های…
این بار اول نیست که بنیادیترین حقوق شهروندی مثل حق دسترسی به اینترنت به رانت و مزیت ویژه تبدیل می شود. این الگوی ثابت کنترل اجتماعی در جامعه ای است که مردمش سال هاست برای طلب هر حق ساده شهروندی خود ناچار به مبارزه بوده اند.
رانت به عنوان "روش سازماندهی اجتماعی" همیشه با یک منطق و به یک روش ثابت عمل می کند. همیشه ابتدا یک "حق عمومی" محدود میشود، سپس نسخهای استثنایی و ویژه از همان حق برای گروههای نزدیکتر به قدرت ساخته میشود، و در نهایت همان امتیاز به ابزار وفاداری، ثروت و کنترل سیاسی بدل می شود.
از آموزش و تحصیل تا استخدام، و رسانه، و از مجوزهای اقتصادی و وام های بانکی تا مجوزهای فرهنگی کتاب و فیلم همه حقوق شهروندی هستند که به مزیت ویژه برای کنترل جامعه بدل شده اند. گاهی به عنوان پاداش بخشیده می شوند و گاهی بخششی است برای ایجاد وفاداری.
یعنی همیشه این قدرت است که تعیین میکند چه کسی یاد بگیرد، چه کسی حرف بزند، چه کسی کار کند، چه کسی دیده شود، چه کسی به جهان متصل بماند، و چه کسی باید در سکوت، سرکوب و در تاریکیِ اجباری زندگی کند.
تلخترین بخش این تمسخر اهریمنی انسانیت شاید همین باشد که مردمی را که سالها از حقوق خود محروم کردهاند، اکنون وادار میکنند برای هر تکه از همان حقوق، در صف امتیاز بایستند و هر یک به شکلی نه تنها وجدان و کرامت انسانی خود را با این امتیاز مبادله کنند، بلکه از برد خود در این معامله و امتیاز ویژه خود احساس خوشبختی کنند. این احساس که درجه ای از بدبختی وجود دارد که به آنها اجازه داده شده به آن مبتلا نشوند.
وقتی ماجرای سیم کارت های سفید آشکار شد، معلوم شد که هزاران نفر در سکوت از این رانت استفاده کرده بودند بی آنکه هیچ کدام از آنها از وجود چنین مزیتی حتی با دوستان نزدیک خود سخن گفته باشند. همین امر از آموزش و مجوز فرهنگی و وام بانکی و حق تحصیل به همین شکل دهه هاست که در جریان است.
و این دقیقاً همان نقطهای است که هر شهروندی باید در مقاومت خود را از همان نقطه آغاز کند. زیرا بزرگترین خطر رانت این نیست که ثروت و موقعیت اجتماعی میسازد، بزرگترین خطر رانت این است که وجدان کنترل شده میسازد؛ وجدانی که برای همیشه میان حقیقت و دروغ کم می شود. وجدانی که برای همیشه آزادی را با کلیدی طلایی برای قفسی بزرگتر اشتباه می گیرد و حتی می تواند برای قفس بزرگتر خود قدردان زندان بان خود باشد.
✍🏻#آیدین_آرتا
@AydinAreta
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
هر کس تصور می کند "رانت" تنها شکلی از فساد اقتصادی است؛ عمق کارکرد رانت را در نظام های استبدادی نمی داند. رانت در چنین نظام هایی ابزاری برای سازماندهیِ زندگی اجتماعی است.
رانت به عنوان "روش سازماندهی اجتماعی" همیشه با یک منطق و به یک روش ثابت عمل می کند. همیشه ابتدا یک "حق عمومی" محدود میشود، سپس نسخهای استثنایی و ویژه از همان حق برای گروههای نزدیکتر به قدرت ساخته میشود، و در نهایت همان امتیاز به ابزار وفاداری، ثروت و کنترل سیاسی بدل می شود.
از آموزش و تحصیل تا استخدام، و رسانه، و از مجوزهای اقتصادی و وام های بانکی تا مجوزهای فرهنگی کتاب و فیلم همه حقوق شهروندی هستند که به مزیت ویژه برای کنترل جامعه بدل شده اند. گاهی به عنوان پاداش بخشیده می شوند و گاهی بخششی است برای ایجاد وفاداری.
یعنی همیشه این قدرت است که تعیین میکند چه کسی یاد بگیرد، چه کسی حرف بزند، چه کسی کار کند، چه کسی دیده شود، چه کسی به جهان متصل بماند، و چه کسی باید در سکوت، سرکوب و در تاریکیِ اجباری زندگی کند.
تلخترین بخش این تمسخر اهریمنی انسانیت شاید همین باشد که مردمی را که سالها از حقوق خود محروم کردهاند، اکنون وادار میکنند برای هر تکه از همان حقوق، در صف امتیاز بایستند و هر یک به شکلی نه تنها وجدان و کرامت انسانی خود را با این امتیاز مبادله کنند، بلکه از برد خود در این معامله و امتیاز ویژه خود احساس خوشبختی کنند. این احساس که درجه ای از بدبختی وجود دارد که به آنها اجازه داده شده به آن مبتلا نشوند.
وقتی ماجرای سیم کارت های سفید آشکار شد، معلوم شد که هزاران نفر در سکوت از این رانت استفاده کرده بودند بی آنکه هیچ کدام از آنها از وجود چنین مزیتی حتی با دوستان نزدیک خود سخن گفته باشند. همین امر از آموزش و مجوز فرهنگی و وام بانکی و حق تحصیل به همین شکل دهه هاست که در جریان است.
و این دقیقاً همان نقطهای است که هر شهروندی باید در مقاومت خود را از همان نقطه آغاز کند. زیرا بزرگترین خطر رانت این نیست که ثروت و موقعیت اجتماعی میسازد، بزرگترین خطر رانت این است که وجدان کنترل شده میسازد؛ وجدانی که برای همیشه میان حقیقت و دروغ کم می شود. وجدانی که برای همیشه آزادی را با کلیدی طلایی برای قفسی بزرگتر اشتباه می گیرد و حتی می تواند برای قفس بزرگتر خود قدردان زندان بان خود باشد.
✍🏻#آیدین_آرتا
@AydinAreta
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 آیا خروج واقعاً اتفاق افتاد؟ — شواهد، حافظه و بایبل عبری پروفسور رونالد هندل (استاد دانشگاه برکلی) یکی از برجستهترین دانشمندان کتاب مقدس زمان ماست که بخاطر تحقیقاتش در زمینه تاریخ، ادبیات و تفسیر کتاب مقدس عبری بسیار مورد احترام است. بجای اینکه موضوع…
YouTube
Did Moses Exist? The Exodus Debate Gets Real | Dr Ronald Hendel
Did the Exodus really happen… or is it something else entirely?
In this explosive episode of MythVision Podcast, host Derek Lambert sits down with biblical scholar Ronald Hendel to tackle one of the most controversial questions in religious history:
👉 Was…
In this explosive episode of MythVision Podcast, host Derek Lambert sits down with biblical scholar Ronald Hendel to tackle one of the most controversial questions in religious history:
👉 Was…
📺 آیا «خروج بنیاسرائیل از مصر» واقعیتی تاریخی بوده است؟
🔸این ویدیو گفتگویی با دکتر رونالد هندل، پژوهشگر برجسته عهد عتیق، است که دیدگاهی متعادل و علمی پیرامون بحث تاریخی بودن داستان «خروج» ارائه میدهد.
🔸مفهوم حافظه فرهنگی (Cultural Memory)
دکتر هندل بحث را با این نکته آغاز میکند که نباید داستانهای مذهبی را صرفاً با عینک «تاریخنگاری مدرن» نگریست. بسیاری از داستانها، مانند داستان جورج واشنگتن و درخت گیلاس در فرهنگ آمریکایی، «حافظه فرهنگی» هستند؛ یعنی حتی اگر از نظر تاریخی دقیق نباشند (که بسیاری از آنها ساختگیاند)، حاوی حقایق عمیقتری درباره ارزشها و هویت یک ملت هستند. داستان خروج نیز از همین جنس است؛ داستانی که هویت و ارزشهای بنیادین بنیاسرائیل را شکل داده است.
🔶 تضاد با شواهد باستانشناسی
🔸برخلاف روایت کتاب مقدس، باستانشناسی مدرن هیچ شواهدی برای خروجِ دستهجمعی صدها هزار نفر از مصر پیدا نکرده است. در واقع، شکلگیری هویت بنیاسرائیل در حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد، نه از طریق یک فتحِ نظامی بیرونی، بلکه یک حرکت داخلی و بومی بوده است؛ کشاورزان و چادرنشینانِ بومی کنعان که از شهرهای فروپاشیده دشتها به مناطق کوهستانی کوچ کرده و جوامع جدیدی تشکیل دادند.
🔸بردهداری در مصر به مثابه یک مفهوم سیاسی
نکته کلیدی اینجاست که در آن دوره، کنعان بخشی از امپراتوری مصر بود. از نظر ایدئولوژیک، تمام مردم کنعان (از پادشاهان محلی تا کشاورزان) «بنده و برده» فرعون محسوب میشدند و مجبور به پرداخت خراج بودند. بنابراین، «حافظه فرهنگی» اسارت در مصر، بازتابی از یک واقعیت تاریخی است: همه مردم کنعان به صورت سیاسی و اقتصادی در چنگال امپراتوری مصر اسیر بودند. وقتی امپراتوری مصر فروپاشید، این بندِ سیاسی باز شد. این «آزادی»، هسته اصلیِ داستان خروج است که در حافظه جمعی بنیاسرائیل به شکلِ فرار از مصر و شکافته شدن دریا بازسازی شده است.
🔶 داستان فتح کنعان (جاشوا) و مرزهای هویت
🔸دکتر هندل توضیح میدهد که داستانِ خشونتآمیز فتح کنعان به دست جاشوا نیز تاریخی نیست، بلکه هدفی ایدئولوژیک دارد. برای اینکه بنیاسرائیل بتوانند خود را به عنوان ملتی متمایز از «کنعانیان» تعریف کنند، نیازمند داستانی بودند که بگوید «ما از بیرون آمدهایم و آنها را شکست دادهایم». این مکانیسم، مشابهِ ابداع هویت آمریکایی توسط مهاجران انگلیسی است که برای متمایز شدن از انگلستان، داستانهای ملیگرایانه خود را برساختند.
🔶 نقد رویکردهای بنیادگرا
🔸در پایان، دکتر هندل به نقد روششناسی محققان «اوانجلیکال» (مانند هافمایر) میپردازد. او معتقد است این محققان با پیشفرض «خطاناپذیری کتاب مقدس» وارد تحقیق میشوند و صرفاً به دنبال پیدا کردن نشانههایی پراکنده (مانند اسامی مصری یا جزئیات دقیق جغرافیایی در متن) میگردند تا کل داستان را تأیید کنند. از نظر او، این رویکرد علمی نیست، زیرا بخشهای بزرگ و ناهمخوانِ داستان (که با واقعیتهای تاریخی در تضادند) را نادیده میگیرند. او تأکید میکند که حتی اگر داستان به معنای دقیق تاریخی رخ نداده باشد، اهمیت آن به عنوان یک پدیده فرهنگی که در طول هزاران سال به جوامع مختلف (از جمله سیاهپوستان آمریکا در مبارزه با بردهداری) قدرتِ «خواستن آزادی» داده، انکارناپذیر است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸این ویدیو گفتگویی با دکتر رونالد هندل، پژوهشگر برجسته عهد عتیق، است که دیدگاهی متعادل و علمی پیرامون بحث تاریخی بودن داستان «خروج» ارائه میدهد.
🔸مفهوم حافظه فرهنگی (Cultural Memory)
دکتر هندل بحث را با این نکته آغاز میکند که نباید داستانهای مذهبی را صرفاً با عینک «تاریخنگاری مدرن» نگریست. بسیاری از داستانها، مانند داستان جورج واشنگتن و درخت گیلاس در فرهنگ آمریکایی، «حافظه فرهنگی» هستند؛ یعنی حتی اگر از نظر تاریخی دقیق نباشند (که بسیاری از آنها ساختگیاند)، حاوی حقایق عمیقتری درباره ارزشها و هویت یک ملت هستند. داستان خروج نیز از همین جنس است؛ داستانی که هویت و ارزشهای بنیادین بنیاسرائیل را شکل داده است.
🔶 تضاد با شواهد باستانشناسی
🔸برخلاف روایت کتاب مقدس، باستانشناسی مدرن هیچ شواهدی برای خروجِ دستهجمعی صدها هزار نفر از مصر پیدا نکرده است. در واقع، شکلگیری هویت بنیاسرائیل در حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد، نه از طریق یک فتحِ نظامی بیرونی، بلکه یک حرکت داخلی و بومی بوده است؛ کشاورزان و چادرنشینانِ بومی کنعان که از شهرهای فروپاشیده دشتها به مناطق کوهستانی کوچ کرده و جوامع جدیدی تشکیل دادند.
🔸بردهداری در مصر به مثابه یک مفهوم سیاسی
نکته کلیدی اینجاست که در آن دوره، کنعان بخشی از امپراتوری مصر بود. از نظر ایدئولوژیک، تمام مردم کنعان (از پادشاهان محلی تا کشاورزان) «بنده و برده» فرعون محسوب میشدند و مجبور به پرداخت خراج بودند. بنابراین، «حافظه فرهنگی» اسارت در مصر، بازتابی از یک واقعیت تاریخی است: همه مردم کنعان به صورت سیاسی و اقتصادی در چنگال امپراتوری مصر اسیر بودند. وقتی امپراتوری مصر فروپاشید، این بندِ سیاسی باز شد. این «آزادی»، هسته اصلیِ داستان خروج است که در حافظه جمعی بنیاسرائیل به شکلِ فرار از مصر و شکافته شدن دریا بازسازی شده است.
🔶 داستان فتح کنعان (جاشوا) و مرزهای هویت
🔸دکتر هندل توضیح میدهد که داستانِ خشونتآمیز فتح کنعان به دست جاشوا نیز تاریخی نیست، بلکه هدفی ایدئولوژیک دارد. برای اینکه بنیاسرائیل بتوانند خود را به عنوان ملتی متمایز از «کنعانیان» تعریف کنند، نیازمند داستانی بودند که بگوید «ما از بیرون آمدهایم و آنها را شکست دادهایم». این مکانیسم، مشابهِ ابداع هویت آمریکایی توسط مهاجران انگلیسی است که برای متمایز شدن از انگلستان، داستانهای ملیگرایانه خود را برساختند.
🔶 نقد رویکردهای بنیادگرا
🔸در پایان، دکتر هندل به نقد روششناسی محققان «اوانجلیکال» (مانند هافمایر) میپردازد. او معتقد است این محققان با پیشفرض «خطاناپذیری کتاب مقدس» وارد تحقیق میشوند و صرفاً به دنبال پیدا کردن نشانههایی پراکنده (مانند اسامی مصری یا جزئیات دقیق جغرافیایی در متن) میگردند تا کل داستان را تأیید کنند. از نظر او، این رویکرد علمی نیست، زیرا بخشهای بزرگ و ناهمخوانِ داستان (که با واقعیتهای تاریخی در تضادند) را نادیده میگیرند. او تأکید میکند که حتی اگر داستان به معنای دقیق تاریخی رخ نداده باشد، اهمیت آن به عنوان یک پدیده فرهنگی که در طول هزاران سال به جوامع مختلف (از جمله سیاهپوستان آمریکا در مبارزه با بردهداری) قدرتِ «خواستن آزادی» داده، انکارناپذیر است.
📕«اسرائیل فینکلشتاین» و آراء او
📻 معجزۀ غرق شدن پرمعجزهترین یهودی در تاریخ!
📻 پادشاهان کاغذی؟ موسی، داوود، سلیمان
📻 چکش تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
📻 تیغ باستانشناسی بر رگ افسانهپردازی
.
#بازنگری #نقد_ادیان #نقد_بایبل #نقد_یهودیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👈 رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی: چطور شرایط کشور برای انجام پروازهای مسافری و اعزام هزاران زائر به حج و سفرهای خارجی عادی است، اما فقط برای اینترنت وضعیت جنگی و امنیتی اعلام میشود؟!
👈 مردم اگه اینترنت داشته باشن، امنیت کشور به خطر میافته. مردم اگه پول بیشتری بدن و اینترنت داشته باشن، موضوع امنیت حل میشه.
🔺اگر در سوریه نمیجنگیدند، داعش میآمد و اینترنت و اقتصاد میلیونها ایرانی را سر میبرید یا به آن تجاوز میکرد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👈 مردم اگه اینترنت داشته باشن، امنیت کشور به خطر میافته. مردم اگه پول بیشتری بدن و اینترنت داشته باشن، موضوع امنیت حل میشه.
🔺اگر در سوریه نمیجنگیدند، داعش میآمد و اینترنت و اقتصاد میلیونها ایرانی را سر میبرید یا به آن تجاوز میکرد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻فرهمند علیپور:
⚖️ صحتسنجی (بنا به آمارها و اخبار تا سال ۲۰۲۴)
🔺این ادعا شامل ترکیبی از گزارشهای دقیق آماری، تفسیرهای سیاسی و برخی اطلاعات نادرست یا ناقص است. در ادامه، این موارد را بر اساس مستندات حقوق بشری و آماری بررسی میکنیم:
📚 ۱. آمار اعدام در اسرائیل (شهروندان و فلسطینیها)
• بخش درست: اسرائیل در سال ۱۹۵۴ مجازات اعدام را برای قتل لغو کرد. در طول ۷۶ سال تاریخ خود، تنها یک اعدام قضایی انجام داده است: آدولف آیشمن (از معماران هولوکاست) در سال ۱۹۶۲.
• بخش شهروندان اسرائیلی: یک مورد اعدام دیگر در سال ۱۹۴۸ (در زمان جنگ) برای یک سرباز اسرائیلی به نام «مئیر توبیانسکی» به جرم خیانت رخ داد که بعداً مشخص شد بیگناه بوده و اعاده حیثیت شد. پس از آن هیچ شهروند اسرائیلی اعدام نشده است.
• بخش فلسطینیها: از نظر قضایی و دادگاهی، اسرائیل هیچ فلسطینی را «اعدام» نکرده است (حتی برای عملیاتهای سنگین حکم حبس ابد صادر میشود).
📚 ۲. آمار اعدام در جمهوری اسلامی (ادعای ۸۲٪)
• بخش درست: ایران یکی از بالاترین نرخهای اعدام در جهان را دارد. طبق گزارش سازمان عفو بینالملل (Amnesty International) در سال ۲۰۲۳، تعداد اعدامهای ثبتشده در جهان ۱۱۵۳ مورد بوده است (بدون احتساب چین که آمارش مخفی است). از این تعداد، ۸۵۳ مورد (حدود ۷۴٪) متعلق به ایران بوده است.
• دقت آمار ۸۲٪: رقم ۸۲٪ که در برخی گزارشهای ماههای اخیر (مانند گزارش جاوید رحمان یا نهادهای حقوق بشری ایران) ذکر شده، مربوط به سهم ایران از کل اعدامهای ثبتشده در جهان به جز چین است.
• بخش نادرست: این جمله که «۸۲٪ اعدامیهای جهان ایرانی هستند» از نظر فنی دقیق نیست. زیرا چین سالانه هزاران نفر را اعدام میکند اما چون آمار را مخفی نگه میدارد، در آمارهای رسمی شمارش نمیشود. اگر چین را در نظر بگیریم، سهم ایران بسیار کمتر از این درصد خواهد بود، اما همچنان در رتبه دوم جهان (و رتبه اول نسبت به جمعیت) قرار دارد.
📚 ۳. قطع اینترنت در اسرائیل و فلسطین
• در مورد شهروندان اسرائیل: درست است. هیچ گزارشی مبنی بر قطع دستوری اینترنت برای سرکوب اعتراضات در داخل خاک اسرائیل (برای شهروندان اسرائیلی) وجود ندارد.
• در مورد فلسطین: نادرست است. در طول جنگ اخیر غزه (۲۰۲۳-۲۰۲۴)، دسترسی به اینترنت و ارتباطات در نوار غزه بارها توسط اسرائیل بهطور کامل قطع شد. نهادهایی مثل NetBlocks و سازمان ملل بارها نسبت به «بلکاوت» (Blackout) کامل ارتباطی در غزه که توسط ارتش اسرائیل اعمال شده بود، اعتراض کردند. بنابراین این ادعا که «اینترنت فلسطین را قطع نکردند» با واقعیتهای میدانی سال اخیر همخوانی ندارد.
📚 ۴. قطع اینترنت در ایران
• تأیید: جمهوری اسلامی در سالهای ۱۳۹۸ (آبان) و ۱۴۰۱ (پس از جانباختن مهسا امینی) گستردهترین و طولانیترین قطع اینترنت (Blackout) را در تاریخ ایران اعمال کرد. این اقدام از سوی نهادهای بینالمللی به عنوان ابزاری برای جلوگیری از انتشار تصاویر سرکوب و سازماندهی معترضان شناخته میشود.
📚 جمعبندی:
• ادعای مربوط به عدم اعدام قضایی در اسرائیل: صحیح (جز آیشمن).
• ادعای مربوط به سهم ۷۰ تا ۸۲ درصدی ایران از اعدامهای جهان: صحیح (اگر آمار مخفی چین را نادیده بگیریم).
• ادعای عدم قطع اینترنت در فلسطین: نادرست (طبق گزارشهای ۲۰۲۴ غزه).
• تحلیل مربوط به ترس از مردم و تکیه بر ابزار نظامی (دوشکا): این بخش یک تفسیر سیاسی است که مخالفان حکومت به آن باور دارند و بر اساس وقایعی مثل آبان ۹۸ (که در آن از سلاحهای نیمهسنگین استفاده شد) استدلال میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
یکی از تفاوت بزرگ
جمهوری اسلامی و اسرائیل در اینه که
اسرائیل به مردم خودش اعتماد داره.
در طول تاریخ ۷۸ سالهاش
«حتی یک شهروند اسرائیلی» رو اعدام نکرده ! (البته هیچ فلسطینی رو هم اعدام نکرده!)
جمهوری اسلامیِ ۴۷ ساله، به تنهایی
مسبب ۸۲٪ اعدامهای جهانه!!
۸۲ درصد اعدامیهای جهان ایرانی هستند! توسط حکومت آخوندی!
اسرائیل اینترنت رو روی مردم خودش
قطع نکرده! به مردم خودش اعتماد داره. اسرائیل اینترنت مردم فلسطین رو هم قطع نکرد! اینقدر بزدل نیست!
اینها اما اینترنت مردم ایران رو قطع کردن. چون از مردم ایران میترسن
چون متکی به «دوشکا» هستند.
⚖️ صحتسنجی (بنا به آمارها و اخبار تا سال ۲۰۲۴)
🔺این ادعا شامل ترکیبی از گزارشهای دقیق آماری، تفسیرهای سیاسی و برخی اطلاعات نادرست یا ناقص است. در ادامه، این موارد را بر اساس مستندات حقوق بشری و آماری بررسی میکنیم:
📚 ۱. آمار اعدام در اسرائیل (شهروندان و فلسطینیها)
• بخش درست: اسرائیل در سال ۱۹۵۴ مجازات اعدام را برای قتل لغو کرد. در طول ۷۶ سال تاریخ خود، تنها یک اعدام قضایی انجام داده است: آدولف آیشمن (از معماران هولوکاست) در سال ۱۹۶۲.
• بخش شهروندان اسرائیلی: یک مورد اعدام دیگر در سال ۱۹۴۸ (در زمان جنگ) برای یک سرباز اسرائیلی به نام «مئیر توبیانسکی» به جرم خیانت رخ داد که بعداً مشخص شد بیگناه بوده و اعاده حیثیت شد. پس از آن هیچ شهروند اسرائیلی اعدام نشده است.
• بخش فلسطینیها: از نظر قضایی و دادگاهی، اسرائیل هیچ فلسطینی را «اعدام» نکرده است (حتی برای عملیاتهای سنگین حکم حبس ابد صادر میشود).
📚 ۲. آمار اعدام در جمهوری اسلامی (ادعای ۸۲٪)
• بخش درست: ایران یکی از بالاترین نرخهای اعدام در جهان را دارد. طبق گزارش سازمان عفو بینالملل (Amnesty International) در سال ۲۰۲۳، تعداد اعدامهای ثبتشده در جهان ۱۱۵۳ مورد بوده است (بدون احتساب چین که آمارش مخفی است). از این تعداد، ۸۵۳ مورد (حدود ۷۴٪) متعلق به ایران بوده است.
• دقت آمار ۸۲٪: رقم ۸۲٪ که در برخی گزارشهای ماههای اخیر (مانند گزارش جاوید رحمان یا نهادهای حقوق بشری ایران) ذکر شده، مربوط به سهم ایران از کل اعدامهای ثبتشده در جهان به جز چین است.
• بخش نادرست: این جمله که «۸۲٪ اعدامیهای جهان ایرانی هستند» از نظر فنی دقیق نیست. زیرا چین سالانه هزاران نفر را اعدام میکند اما چون آمار را مخفی نگه میدارد، در آمارهای رسمی شمارش نمیشود. اگر چین را در نظر بگیریم، سهم ایران بسیار کمتر از این درصد خواهد بود، اما همچنان در رتبه دوم جهان (و رتبه اول نسبت به جمعیت) قرار دارد.
📚 ۳. قطع اینترنت در اسرائیل و فلسطین
• در مورد شهروندان اسرائیل: درست است. هیچ گزارشی مبنی بر قطع دستوری اینترنت برای سرکوب اعتراضات در داخل خاک اسرائیل (برای شهروندان اسرائیلی) وجود ندارد.
• در مورد فلسطین: نادرست است. در طول جنگ اخیر غزه (۲۰۲۳-۲۰۲۴)، دسترسی به اینترنت و ارتباطات در نوار غزه بارها توسط اسرائیل بهطور کامل قطع شد. نهادهایی مثل NetBlocks و سازمان ملل بارها نسبت به «بلکاوت» (Blackout) کامل ارتباطی در غزه که توسط ارتش اسرائیل اعمال شده بود، اعتراض کردند. بنابراین این ادعا که «اینترنت فلسطین را قطع نکردند» با واقعیتهای میدانی سال اخیر همخوانی ندارد.
📚 ۴. قطع اینترنت در ایران
• تأیید: جمهوری اسلامی در سالهای ۱۳۹۸ (آبان) و ۱۴۰۱ (پس از جانباختن مهسا امینی) گستردهترین و طولانیترین قطع اینترنت (Blackout) را در تاریخ ایران اعمال کرد. این اقدام از سوی نهادهای بینالمللی به عنوان ابزاری برای جلوگیری از انتشار تصاویر سرکوب و سازماندهی معترضان شناخته میشود.
📚 جمعبندی:
• ادعای مربوط به عدم اعدام قضایی در اسرائیل: صحیح (جز آیشمن).
• ادعای مربوط به سهم ۷۰ تا ۸۲ درصدی ایران از اعدامهای جهان: صحیح (اگر آمار مخفی چین را نادیده بگیریم).
• ادعای عدم قطع اینترنت در فلسطین: نادرست (طبق گزارشهای ۲۰۲۴ غزه).
• تحلیل مربوط به ترس از مردم و تکیه بر ابزار نظامی (دوشکا): این بخش یک تفسیر سیاسی است که مخالفان حکومت به آن باور دارند و بر اساس وقایعی مثل آبان ۹۸ (که در آن از سلاحهای نیمهسنگین استفاده شد) استدلال میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin