نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📔شکست ترامپ و پیروزی ترامپیسم

🎤 یانیس واروفاکیس
🖌#ترجمه: #پرخشه
✒️ویراستاری: #بهرام_بسطامی

🔹متن زیر از گفتگوی یانیس واروفاکیس با ولفگانگ مونچائو در زمینه ترامپیسم، وضع مالی اروپا و جنگ سرد ایالات متحده و چین برگرفته شده است.

🔻برشی از #مصاحبه:

🔶بزرگترین مشكلی که کورتز و سندرز در دو سال آینده و در طول ركود اقتصادی خواهند داشت، پاسخگویی به مردمی است که برای رآی به بایدن، به پای صندوق کشاندند. رأی دهندگانی که پیروزی بایدن را قطعی کردند، از جناح چپ حزب دموکرات رویگردان خواهند شد، زیرا بایدن برایشان کاری نخواهد کرد. و در نتیجه در حالی که راست به طور منسجم‌تر، محکم‌تر و متحدتر حزب جمهوری خواه را تصاحب می کند، دیگران پراکنده‌تر شده و به دلایل ساختاری از هم می پاشند.
آنها باید بایدن و رسانه‌ها را در جهت تبلیغ و قبول قرارداد جدید محیط زیستی تحت فشار قرار دهند و مدام به آنها یادآوری كنند كه ترامپ نتیجه اوباما است. (…) و این مرکزگرایان دموکراتیک بودند که زمینه را برای فاشیسم اولیه ترامپ فراهم کردند.
چپ‌ها باید مدام به تیم بایدن یادآوری کنند که دمکرات‌ها و سیاست‌هایشان باعث شدند کسی مانند ترامپ، بتواند چهار سال در کاخ سفید دوام بیاورد!

🔶فراتر از سیاست چپ و راست، طبقه کارگر به شدت از دونالد ترامپ حمایت می کند (...). آن هم به این دلیل که از یک طرف با سوسیالیسم برای ثروتمندان، و از جانب دیگر ریاضت برای اکثریت مواجهیم. علیرغم گفتمان درست حزب دمکرات در موارد لزوم هماهنگی نژادی، روامداری و رفتار متمدنانه، به دلیل عدم توانایی این حزب در ایجاد اشتغال و حمایت از زنان و مردان کارگرِ حامی ترامپ، که شاهد از کف رفتن عایدی و امیدشان اند، موفقیتی به دست نخواهد آورد.

🌐 متن کامل را در مشاهدهٔ فوری (سایت تلگراف) بخوانید.

زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه

🔘ترجمه شده از این سایت



🌾@Naqdagin
نقدآگین
📔شکست ترامپ و پیروزی ترامپیسم 🎤 یانیس واروفاکیس 🖌#ترجمه: #پرخشه ✒️ویراستاری: #بهرام_بسطامی 🔹متن زیر از گفتگوی یانیس واروفاکیس با ولفگانگ مونچائو در زمینه ترامپیسم، وضع مالی اروپا و جنگ سرد ایالات متحده و چین برگرفته شده است. 🔻برشی از #مصاحبه: 🔶بزرگترین…
📕مارکس و فمینیسم

✍️هانا شووریان [براساس مصاحبه با سیلویا فدریچی در بنیاد رزا لوکزامبورگ (قابل مشاهده به زبان انگلیسی و با زیرنویس انگلیسی اینجا)

🖌#ترجمه: #پرخشه
✒️ویراستاری: #بهرام_بسطامی


#اندیشه
#فمینیسم #مارکس #خانواده #زنان #کار_خانگی #کار_تولید_مثل #سرمایه‌داری


🌐 چکیده و برش‌هایی از متن را در نقدآگین (اینجا) بخوانید و متن کامل را در Instant View (سایت تلگراف) بخوانید.

زمان تقریبی مطالعه: ۱۸ دقیقه و ۲۸ ثانیه


🔘ترجمه شده از (این سایت)



🌾@Naqdagin
📕مارکس و فمینیسم

✍️هانا شووریان [براساس مصاحبه با سیلویا فدریچی در بنیاد رزا لوکزامبورگ (قابل مشاهده به زبان انگلیسی و با زیرنویس انگلیسی اینجا)

🖌#ترجمه: #پرخشه

🔷 چکیده: این متن بر جنبه های فمینیسم و جنسیت در نظریه مارکس توجه دارد. روش مارکس ابزارها و دسته بندی هایی را در اختیار ما قرار داده است که به ما امکان می دهد جنسیت و طبقه، فمینیسم و ضد سرمایه داری را در رابطه با یکدیگر بررسی کنیم. با این حال، در این مورد، مشارکتی غیرمستقیم دارد زیرا مارکس هرگز نظریه جنسیت را ارائه نداد. تحلیل انتقادی سرمایه داری و تقسیم کار آن باید شامل بررسی نقش کارِ تولید مثل، کارِ بردگی ( رایگان)، کار مهاجران، کار در جنوب جهانی و بیکاران در نظر گرفته شود. کارِ تولید مثل بزرگترین فعالیت در این کره خاکی و زمینه اصلی تقسیمات درون طبقه کارگر است.

در دهه ی ۱۹۷۰، فمینیست هایی که در پی یافتن نظریه ای برای توضیح طبقاتی ریشه های ستم علیه زنان بودند، پس از مطالعه ی آثار وی، با مارکسی دیگر آشنا شدند، که نتیجه آن، انقلابی نظری است که هم مارکسیسم و هم فمینیسم را دگرگون کرد. آنچه با محوری ساختن موضوع کارِ بی مزد زنان در خانه برای تولید نیروی کار باز تعریف شد، نه تنها کار خانگی بلکه ماهیت خود سرمایه داری و شیوه ی مبارزه علیه آن بود.

برش‌هایی از متن:

🔻اندک نویسندگانی، توانسته‌اند خشونت سرمایه‌داری را درباره‌ی استثمار کار زنان و کودکان در سیستم کارخانه، را به قدرت مارکس توصیف کنند. اما علی رغم فصاحت وی، شرح او بیشتر توصیفی است تا تحلیلی، و عدم توسعه‌ی بحث در مورد موضوعات جنسیتی که مطرح می کند، قابل توجه است.

🔻حتی هنگام اشاره به تولید مثل هر نسل نیروی انسانی، مارکس هیچ اشاره ای به سهم زنان در آن نکرده و امکان هرگونه تصمیم گیری مستقل از طرف آنها را در مورد تولید مثل، در نظر نمی گیرد، و از آن به عنوان "افزایش طبیعی جمعیت" یاد می کند "(مارکس ۱۸۶۷ ، ۷۸۸)؛ و اظهار می دارد که "سرمایه‌دار می‌تواند با خیال راحت این امر را به کارگران برای حفظ و تکثیر خود بسپارد "(مارکس ۱۸۶۷۷ ، ۷۱۸). با عنوان کردن زاد و ولد همچو پدیده ای طبیعی، مارکس نظر قبلی خود را در مورد این که غفلت کارگران صنعتی زن از وظایف مادری خود، که عملا کودک کشی است را نقض می کند.


🌐 متن کامل را در (سایت تلگراف) بخوانید.

زمان تقریبی مطالعه: ۱۸ دقیقه و ۲۸ ثانیه



نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
📻 پادکست آوای اندیشه
🌾@Naqdagin
📘دموکراسی بدون مردم

پوپولیسم چپ در مقابل پلورالیسم بی‌مایه

🖌#ترجمه: #پرخشه

از ابتدای ریاست جمهوری ترامپ، مطبوعات آمریکا میدان ظهور مقالاتی هشداردهنده شده‌اند: "آیا دونالد ترامپ خطری برای دموکراسی است؟"، "فرسایش هنجارهای دموکراتیک در آمریکا"، " آمریکای لاتین می پرسد: آیا دموکراسی از پوپولیسم ترامپ جان سالم به در خواهد برد؟" "ترامپ، اردوغان، فاراژ: جاذبه‌های پوپولیسم برای سیاستمداران، خطراتی برای دموکراسی"، " دموکراسی‌ها چقدر پایبدارند؟ زنگ‌های خطر به صدا در آمده‌اند"

عناوین مقالات حاکی از نگرانی در مورد تهدید دموکراسی است. با این وجود در متون اثری از معنای اساسی دموکراسی و حاکمیت مردم یا حاکمیت مردمی به چشم نمی خورد، و در عوض، به نظر می رسد که دموکراسی به مجموعه ای از نهادها و هنجارها اشاره دارد، که همه نیز به طور واضح دموکراتیک نیستند.

استیون لویتسکی و دانیل زيبلات، دانشمندان علوم سیاسی در مقاله‌ای در نیویورک تایمز می‌نویسند که مخالفت آشکار ترامپ با "خویشتنداری حزبی و برخورد منصفانه"، تهدیدی است اساسی برای "سامانه‌ی نظارت و حساب و کتاب قانون اساسی".
برندان نیهان، دانشمند علوم سیاسی در مصاحبه ای با اتلانتیک ابراز داشت که تصور نمی‌کند ترامپ بتواند به "هنجارهای سیاسی دو حزبی" پایبند بماند.

فرانسیس ویلکینسون در بلومبرگ از توصیف نهادهای دموکراتیک که پای در منش سیاسی دو حزبی دارند به معادل سازی دموکراسی با تمکین از دولت امنیت ملی می رسد:
"ترامپ به صراحت اعلام کرده است که با نهاد های قدرتمند دمکراتیک و رقبای جمهوری خواه خود به طور یکسان برخود خواهد کرد"،"به رویکرد ترامپ با آژانس های اطلاعاتی ایالات متحده توجه کنید!".

در واقع، احترام به CIA به عنوان نمونه ای از دموکراسی، نشانه گرایشی عمومی‌تر است که وقیح ترین و ضد دموکراتیک‌ترین نهادهای سیاسی ایالات متحده را نمود تجسم دموکراسی در نظر می گیرد.

پیروزی ترامپ، به واگیری انتقاد از خود، در میان تحلیلگران سیاسی گیج و سردرگم دامن زد. "ما" در "گوش فرا دادن" به رای دهندگان "طبقه کارگر سفید" شکست خوردیم، با این وجود، از زمان آغاز کار ترامپ، نخبه سالاری بار دیگر در پوشش مرکزگرایی (سنتریسم) فعال شده و تبلیغ می‌کنند که دموکراسی در معرض تهدید عوام گرایی (پوپولیسم) است و تنها با دفاع از هنجارها و نهادها می توان مانع ازبرخوردهای بی پروا و سرکش شهروندان شد. اما اگر حقیقت برعکس باشد، و پوپولیسم نه معضل، بلکه راه حل باشد، چه؟

مفهوم دموکراسی به عنوان «نظام پیچیده‌ی حساب و کتاب»، اولین بار در دهه ۱۹۳۰ تبلور یافت. اعتقاد بر آن بود که با ترکیبی از قانون اساسی، هنجارهای غیررسمی، رقابت و توزیع قدرت اقتصادی در میان گروههای مختلف، دمکراسی قابل دسترس است و نه در تخطی از آن.

در آن زمان دانشمندان علوم سیاسی آمریكا به تعریف الگوی آمریكایی منحصر به فرد و متمایز از "توتالیتاریسم" پرداختند. این مدل که از آن به عنوان "کثرت گرایی" یا "لیبرالیسم" یاد می شود، به مفسران بعدی، بدیلی برای دموکراسی، و به معنای "حکومت توسط مردم" ارائه داد.


🌐 متن کامل را در (سایت تلگراف) بخوانید.

زمان تقریبی مطالعه: ۱۶ دقیقه

ترجمه شده از «این وبسایت»




🌾@Naqdagin
📕برشی از کتاب «یهودی‌ستیزی و سبب‌شناسی تنفر»

✍️#ژان_پل_سارتر

🖌#ترجمه: #پرخشه

یهودی‌ستیز نفرت را انتخاب می‌کند، زیرا نفرت ایمان است. از آن جا که از همان ابتدا بی ارزش کردنِ کلمات و خِرد را انتخاب کرده است، کاملاً احساس آرامش می‌کند.

مباحث ناخوشایند در مورد حقوق یهودیان، به نظرش بیهوده است. خود را در سطحی دیگر می‌پندارد و از همان ابتدا از موضعی دیگر حرکت می‌کند.

حال اگر از روی ادب یک لحظه رضایت دهد که از دیدگاه خود دفاع کند، نه دل به بحث، که موقتا خود را قرض داده است.

گفتمانش بازتاب اطمینانِ شهودی وی است.

اظهارات یهودی ستیزان، همه پوچ است: «از یهودیان متنفرم زیرا خدمتگزاران را نافرمانی می‌آموزند»، «زیرا فلان خزفروش یهودی از من سرقت کرد، و...».

هرگز گمان نکن که یهودی‌ستیزان از پوچ بودن پاسخ‌هایشان بی‌خبرند. آنها می‌دانند که اظهاراتشان ساده‌لوحانه است و به راحتی به چالش کشیده می‌شوند. اما این باعث سرگرمی‌شان است زیرا در مباحث، این مخاطبشان‌اند که موظف به استفاده مسئولانه از کلماتند، و او سرگرم بازی است. آنها حتی با گفتمان هم بازی می‌کنند؛ با ارايه‌ی دلایل احمقانه، جدیت سخنان مخاطبان خود را بی‌اعتبار می‌کنند.

از آن جا که بحث آنان نه به هدف استدلال و اقناع بلکه برای ارعاب و پریشان ساختن دیگری است، متوسل به نیرنگ و عدم صداقت می شوند. و اگر در طلب دلیل پافشاری کنید، ناگهان ساکت می‌شوند و اعلام می‌کنند که زمان استدلال گذشته است.

ترس آنان از متقاعد شدن نیست، بلکه از مُضحک به نظر رسیدن یا نقش بر آب شدن امیدشان در جلب شخص سوم به اردوگاه خود است.

پس اگر یهودی ستیز در برابر خِرد و تجربه سنگر می بندد، به دلیل ثبات اعتقاد نیست؛ بلکه ثبات اعتقاد وی ناشی از تصمیمش در نفوذناپذیر ماندنش است.

نیز مصمم به هولناک بودن است. مردم از غیض او می ترسند، زیرا حدودِ ضلالت شورِ وی بر کسی معلوم نیست. اما باید دانست که شورِ وی توسط عاملی بیرونی تحریک نمی‌شود، بلکه کاملا بر یوغ آن تسلط و فرمان دارد: گاهی آن را رها می‌کند و گاهی بر آن مهار می‌زند.

او از خودش نمی‌ترسد، تصویری که در چشم دیگران می‌بیند، تصویر دلخراش خودِ اوست و به تطبیق حرف‌ها و حرکاتش با آن کمر می‌بندد.

با برخورداری از این مدل خارجی، هیچ لزومی نمی‌بیند به دنبال شخصیت، به درون خود رجوع کند؛ ترجیح داده است که وجود خود را کاملا در خارج خود بجوید و بیابد، و هرگز به درون نگاه نیاندازد. آمالی به جز عاملِ ترس دیگری بودن ندارد.


📗متن کتاب را به انگلیسی (اینجا) بخوانید.

#یهودیت #یهودستیزان



🌾@Naqdagin