نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📕فلسفه و نفرت از یهودیان

✍️#خسرو_یزدانی

دوناتِلّا دی چِزاره[Donatella Di Cesare]، یهودیِ دوآتشه، در فصلِ دوّمِ کتابِ «هایدگر و یهودیان»[HEIDEGGER E GLI EBREI]برای تاختن به هایدگر، پیش درآمدی در بارهٔ بیزاریِ آلمان ها از یهودیان را به میان می آوَرَد که از لوتر تا هایدگر را در برمی گیرد.
هرکس این کتاب را بخوانَد نه با یهودیان که با آلمان‌ها هم دل و هم نگر خواهد گشت. بخوانید و خودتان داوری کنید.

پاره‌هایی از فصلِ دوم را می آورم که «فلسفه و بیزاری از یهودیان» نام دارد:

🔶«تصویرِ یهودی در کلیسای Wittenberg چونان خوک نقاشی شده است و هیچ پیوندی با انسان ندارد. جداییِ ریشه ای میانِ یهودی و مسیحی، همانا جدایی میانِ «گوشت (تن)» و «روح» است. «گوشت»: یهودی است و «روح»: مسیحی است…

لوتر گناهِ یهودیان را تنها در کُشتن خدا و به چلیپا کشیدنِ او نمی بیند، گناهِ جاویدانِ آنان در نپذیرفتنِ مسیحِ مسیحیان است.

به باورِ لوتر مردمانِ خدا از لحاظِ گوشت باید جای خود را به مردمِ خدا از لحاظِ روح بسپارند. انتقامِ خدا بالای سرِ یهودی است و بخشش برای یهودی در کار نخواهد بود…

در سالِ ۱۵۴۳، لوتر در کتابِ «یهودیان و دروغ هایشان»، خشمِ خود را آشکار می سازد و می گوید:
«یکبار و برای همیشه از شرّ ِ این مردمِ “نفرین شده” باید خلاص شد.”»

لوتر آن ها را “سگانِ خونریز” می‌خوانَد. «سگانِ قاتلِ حرامزاده و بیگانه. و تازه یهودی، بیگانه هم‌ نیست متقلّب است؛ یهودی آلمانی نیست، شهروند نیست بل یک نزول خوار است…»

یهودیان با تفسیر و گزارشِ متن، به چلیپا کشیدنِ مسیح را بازآفرینی می‌کنند. تفسیرِ یهودیان به راهی کشیده می شود که دیگر هرگز تفسیر و پاسخی فرجامین داده نشود…

لوتر می گوید: «نخست باید کنیسه‌ها و مدارسِ یهودیان را آتش زد و آنچه آتش زدنی نیست و آتش نمی گیرد باید گِل گرفت و به خاک سپرد. خانه‌های یهودیان را باید از بیخ و بن ویران کرد و کتاب های دُعا و نیایش و نیز تلمود را باید از آنان جدا کرد و مدارکِ قانونی برای گشت و گذار را باید از آنان پس گرفت»…

🔶پس از لوتر، کانت سخن و بحثِ او در بارهٔ دروغگوییِ یهودیان، را پِی می‌گیرد. کانت یهودیان را “ملتی و ناسیونی از فریبکاران” می شمارد…

🔶شوپنهاور یهودیان را “استادانِ دروغ و فریب” می خوانَد…
نیچه یهودیان را کسانی می داند که “دروغ و فریب را در سامانِ جهان رخنه دادند.”

🔶نزدِ فیخته یهودیت از لحاظِ سیاسی، همه جا «دولت در دولت» است.

🔶هردِر بر این باور است که یهودیان، مردمانی کوچگرا هستند و تواناییِ عشق و مِهر به میهن و خاک در آنان نیست.

برای هِردِر و فیخته، یهودیت دینِ ملّتی بیگانه است. برای فیخته یهودیان از همهٔ مردمان بیزارند. هِردِر می گوید: یهودی نباید حقوق شهروندی داشته باشد و به این باور است که در یک شب، باید سرهای همهٔ یهودیان را بُرید و سرهایی دیگر به جایشان گذاشت تا هیچ ایدهٔ یهودی در جهان نَمانَد.

🔶کانت یهودیان را فلسطینیان می خواند چراکه با آلمان بیگانه اند و پیوندی با آلمانی ها ندارند، آسیایی اند و ربطی به اروپا ندارند. لوتر یهودیان را دروغگو خواند و کانت آنان را فریبکار می نامد که دروغِ خود را از گسترهٔ تئولوژیک به پهنهٔ سیاسی و اقتصادی می گسترانند…

🔶در سیستمِ فنومنولوژیِ هگل، تاریخِ انسان خود را آشکار می سازد و می نمایانَد. در این سیستم، مفهومِ مسیحیِ تناسخ به خود واقعیت می بخشد. در این سیرِ تاریخی که بر بنیانِ تئولوژی نهاده شده، سراسرِ دین ها، تمدن ها و فرهنگ ها ردیف شده اند ولی از یهودیت خبری و نشانی نیست…

برای هگل، یهودی در همان درگاهِ نجات و رستگاری میخ می شود و می مانَد؛ یهودی هرگز از درگاه نمی گذرد…
مطلق هرگز در این مردم(یهودیان) پدیدار نمی شود، این مردمِ چندش آوَر و اخلاق ستیز بیرون از حرکت به سوی رستگاری و نجات اند و با الطبع بیرونِ تاریخ می مانند و رانده از تاریخ اند.»

[دوناتِلّا دی چزاره، هایدگر و یهودیان، صفحاتِ ۳۰ ، ۳۱، ۳۲، ۳۳، ۳۴، ۳۵، ۴۰، ۴۱، ۴۶، ۴۸، ۴۹]


📕ترجمه و یادداشت مرتبط:
▪️برشی از کتاب «یهودی‌ستیزی و سبب‌شناسی تنفر» ژان‌ پل سارتر
▪️گوشت در مسلخ روح: یهودستیزی فیلسوفانه

#یهودیت #یهودستیزان



🌾@Naqdagin
📕برشی از کتاب «یهودی‌ستیزی و سبب‌شناسی تنفر»

✍️#ژان_پل_سارتر

🖌#ترجمه: #پرخشه

یهودی‌ستیز نفرت را انتخاب می‌کند، زیرا نفرت ایمان است. از آن جا که از همان ابتدا بی ارزش کردنِ کلمات و خِرد را انتخاب کرده است، کاملاً احساس آرامش می‌کند.

مباحث ناخوشایند در مورد حقوق یهودیان، به نظرش بیهوده است. خود را در سطحی دیگر می‌پندارد و از همان ابتدا از موضعی دیگر حرکت می‌کند.

حال اگر از روی ادب یک لحظه رضایت دهد که از دیدگاه خود دفاع کند، نه دل به بحث، که موقتا خود را قرض داده است.

گفتمانش بازتاب اطمینانِ شهودی وی است.

اظهارات یهودی ستیزان، همه پوچ است: «از یهودیان متنفرم زیرا خدمتگزاران را نافرمانی می‌آموزند»، «زیرا فلان خزفروش یهودی از من سرقت کرد، و...».

هرگز گمان نکن که یهودی‌ستیزان از پوچ بودن پاسخ‌هایشان بی‌خبرند. آنها می‌دانند که اظهاراتشان ساده‌لوحانه است و به راحتی به چالش کشیده می‌شوند. اما این باعث سرگرمی‌شان است زیرا در مباحث، این مخاطبشان‌اند که موظف به استفاده مسئولانه از کلماتند، و او سرگرم بازی است. آنها حتی با گفتمان هم بازی می‌کنند؛ با ارايه‌ی دلایل احمقانه، جدیت سخنان مخاطبان خود را بی‌اعتبار می‌کنند.

از آن جا که بحث آنان نه به هدف استدلال و اقناع بلکه برای ارعاب و پریشان ساختن دیگری است، متوسل به نیرنگ و عدم صداقت می شوند. و اگر در طلب دلیل پافشاری کنید، ناگهان ساکت می‌شوند و اعلام می‌کنند که زمان استدلال گذشته است.

ترس آنان از متقاعد شدن نیست، بلکه از مُضحک به نظر رسیدن یا نقش بر آب شدن امیدشان در جلب شخص سوم به اردوگاه خود است.

پس اگر یهودی ستیز در برابر خِرد و تجربه سنگر می بندد، به دلیل ثبات اعتقاد نیست؛ بلکه ثبات اعتقاد وی ناشی از تصمیمش در نفوذناپذیر ماندنش است.

نیز مصمم به هولناک بودن است. مردم از غیض او می ترسند، زیرا حدودِ ضلالت شورِ وی بر کسی معلوم نیست. اما باید دانست که شورِ وی توسط عاملی بیرونی تحریک نمی‌شود، بلکه کاملا بر یوغ آن تسلط و فرمان دارد: گاهی آن را رها می‌کند و گاهی بر آن مهار می‌زند.

او از خودش نمی‌ترسد، تصویری که در چشم دیگران می‌بیند، تصویر دلخراش خودِ اوست و به تطبیق حرف‌ها و حرکاتش با آن کمر می‌بندد.

با برخورداری از این مدل خارجی، هیچ لزومی نمی‌بیند به دنبال شخصیت، به درون خود رجوع کند؛ ترجیح داده است که وجود خود را کاملا در خارج خود بجوید و بیابد، و هرگز به درون نگاه نیاندازد. آمالی به جز عاملِ ترس دیگری بودن ندارد.


📗متن کتاب را به انگلیسی (اینجا) بخوانید.

#یهودیت #یهودستیزان



🌾@Naqdagin
📘چپ و اسلام‌گرایی: اتحاد اضداد بر محور نفرت
نیم‌قرن ستیزه‌گری و تهی‌سازیِ سیاست از معنا

✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 در تاریخ سیاسی معاصر، کمتر پدیده‌ای به اندازه‌ی «نفرت از اسرائیل» توانسته است چپ‌ها و اسلام‌گرایان را، این دو جریان ظاهراً متضاد، در یک اتحاد شگفت‌آور و متناقض گرد آورد. چپ‌های رادیکال، که زمانی مدعی دفاع از حقوق بشر و عدالت اجتماعی بودند، و اسلام‌گرایانی که خود را وارثان تمدن نبوی می‌دانند، در یک نقطه به شکلی رقت‌بار به هم رسیده‌اند: نفرت کور از اسرائیل، و گاه – بی‌پرده یا در لفافه – نفرت از یهود.

چرا این همه ستیز؟ چرا اسرائیل، این دولت کوچک و پرتنش در قلب خاورمیانه، این‌چنین محل تمرکز خصومت ایدئولوژیک و عاطفی شده است؟ آیا مسئله واقعاً فلسطین است؟ یا خود فلسطین، بهانه‌ای است برای تخلیه‌ی عقده‌های عمیق‌تر، برای توجیه زخم‌هایی که نه از سوی اسرائیل، بلکه از ناکامی‌های خود ما نشئت گرفته‌اند؟

🍂 برای چپ‌ها، اسرائیل از دهه ۱۹۶۰ به بعد، به نماد امپریالیسم بدل شد؛ نماد غرب، سرمایه‌داری، و سلطه‌جویی. اما این تحلیل ساده‌انگارانه، واقعیت پیچیده خاورمیانه را نادیده گرفت. چپ، اسرائیل را به‌جای آن‌که چونان یک پروژه‌ی ملت‌سازی با ریشه‌های تاریخی و تبعیدیان آشویتس ببیند، به کاریکاتوری از استعمار سفیدپوست فروکاست. برای اسلام‌گرایان، اسرائیل تجسم دشمنی تاریخی شد: یهودی‌ای که پیامبران را کشت، با محمد جنگید، و امروز نیز سرزمین «اسلامی» را «نجس» کرده است. این خوانش، یهود را نه صرفاً یک قوم یا مذهب، که یک شر مطلق، یک دشمن ذاتی و همیشگی ساخت.

اما آیا در این همه ستیز، یک پرسش اساسی نباید ما را متوقف کند؟ چهل و اندی سال نفرت‌ورزی به اسرائیل و غرب، چه حاصلی داشته است؟ فلسطین آزاد شد؟ هرگز. فقر و استبداد در کشورهای اسلامی کاهش یافت؟ بالعکس.

🍂 آزادی، عدالت، کرامت انسانی که شعارهای مشترک چپ و اسلام سیاسی بودند، در این مسیر جز قربانیان اولیه چیزی نداشتند. از تهران تا دمشق، از غزه تا بیروت، از صنعا تا طرابلس، نفرت از اسرائیل، پوششی شد برای سرکوب مخالفان، تعطیل آزادی‌ها، غارت ثروت‌ها و جاودانه‌سازی قدرت‌های فاسد.

🍂 در پس این اسرائیل‌ستیزی مزمن، یک بیزاری عمیق‌تر پنهان است: بیزاری از خود. از ناتوانی در ساختن، از شکست در مدرن شدن، از تحقیر تاریخی، از فقر و عقب‌ماندگی. نفرت از اسرائیل، برای بسیاری، راهی برای فرار از مسئولیت خود است. «او» مقصر است، نه ما. و یهود، باز هم همان بزِعذرخواهیِ تاریخی شد که در قرون وسطی برای طاعون و در قرن بیستم برای سرمایه‌داری و اکنون برای همه‌ی زخم‌های تمدنی ما مسئول است.

🍂 اما این ستیز دیگر صرفاً سیاسی نیست؛ این یک بیماری روانی جمعی است. ستیزی که چهل سال است حتا یک پیروزی واقعی نیافریده، اما میلیون‌ها کودک را با زهر نفرت بزرگ کرده، هزاران نفر را در جبهه‌هایی بی‌سرانجام به کام مرگ کشیده، و وجدان جمعی ما را فلج کرده است.

🍂 وقت آن نیست که این ستیز بی‌ثمر را کنار بگذاریم؟ وقت آن نیست که به‌جای نفرین دیگری، خود را نقد کنیم؟ اسرائیل، با همه‌ی نقدهایی که می‌توان به سیاست‌هایش وارد دانست، کشوری است که با فرار از اردوگاه‌های مرگ، ملتی را از خاکستر ساخته، دموکراسی را ولو ناقص حفظ کرده، و جامعه‌ای مولد و خلاق ایجاد کرده است. و ما؟ ما درگیر پروژه‌ی ابدی نفی و حذف و فحاشی مانده‌ایم.

🍂 وقتی نفرت، جانشین تفکر شود، آن‌چه می‌میرد، حقیقت نیست، بلکه شرافت خود ماست. اسرائیل‌ستیزی امروز دیگر نه یک موضع سیاسی، بلکه ابزار خودویران‌گری است. و هیچ آزادی‌ای، با نفرت حاصل نمی‌شود.

📕خصومت با غرب و آمریکا به چه قیمتی؟
📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار! بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
📕غرب‌زدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
📕ستیز با جهان مدرن
📕روشنفکران قفس‌ساز
📕در غرب، بشری وجود ندارد. ما اَنیشتن رو هم حشره‌ای بیش نمی‌دانیم
📕زوال جهان اسلام؛ یک پیش‌بینی
📕غرب‌ستیزی و غرب‌گدایی، دو رویِ یک سکه
📕«غرب‌ستیزی» در کانالِ «یهودستیزی» جمهوری اسلامی و ایرانیان
📕مذاکره و عادی‌سازی: پیامدها و قواعد سیاسی آن
📺 دربارۀ «جلال آل‌ احمد» (۱)
📺 عللِ افولِ سنت‌گرایان
📺 «غرب‌ستیزی سنت‌گرایان»
📺 ریشه‌های غرب‌ستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📺 روان‌کاوی «غرب‌ستیزی سنت‌گرایان»
📻سید قطب که بود؟ چه تأثیری بر شخصیت و تفکر علی خامنه‌ای گذاشت؟
📕تحلیل اظهارات ترامپ از انگیزۀ حمله به ایران
📉 هزینه‌ای که می‌توانست قدرت‌ساز باشد
📕در کاربست عقل و علم در سیاست
📕صحت‌سنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی (نیابتی‌ها یا نیروی هوایی؟)
🔨 وقتی «چکش» خدا می‌شود

.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #حکومت_اسلامی #غرب‌ستیزان #یهودستیزان #سیاست



🌾 @Naqdagin| @nasaksara