📗اسلام و بحران در نظام آموزشیِ ایران
✍️#علیرضاموثق
1️⃣ اسلام، «استبداد و انحصارگرایی و مطلقگرایی و دیگریستیزی و خودشیفتگی و مردسالاری و خردستیزی و استدلالگریزی و خرافات و تعبد و جزم و جمود و تعصب» را بسط میدهد. قرآن به جای استدلال، مدام به «مغالطه» و «تطمیع با بهشت» و «تهدید با جهنم» و «فحاشی» متوسل میشود؛ زیرا قادر نیست بنیانهایش را با استدلال، اثبات و موجه کند.
انسانِ تراز اسلام، ابراهیم است؛ یعنی عبد و بردهای که «عقل و اخلاق و عواطفش» را در بارگاه «رب-ارباب-الله» ذبح کرد و حتی به قتل کودکی بیگناه و به شنیعترین فعل متصور در جهان تن داد.
وقتی از کودکی به انسانها القاء و تلقین میشود که اسلام، حقیقت مطلق و مشتی «خرافات و اباطیل و احکام داعشی» سخن الله است و مخالفان اسلام، دشمنان خداوند و نجس هستند و مجازات مرتد، قتل دنیوی و جهنم ابدی در آخرت است، اندک جرأتِ «اندیشیدن و نقد و شک و اصلاح» از میان میرود. به همین سبب، هنوز در قرن بیست و یکم، نتوانستهایم که «کودکهمسری و شلاق و قصاص و سنگسار و قطع دست و تبعیض علیه زنان و کافران» را لغو کنیم.
دعوت اسلام به تفکر، دعوت به فلسفهٔ استدلالی یا ساینس نیست، بلکه دعوت به عبرت گرفتن از سرنوشت قوم ثمود و عاد و سدوم و عاموره است که همگی، اعم از کودکان، به خاطر «نافرمانی» توسط الله قتل عام شدند و لذا مضمون لفظ تفکر در قرآن، دعوت به تعبد و تسلیم است. قرآن نمیگوید: «تفکر کنید و از استدلال تبعیت کنید و حتی اگر به انکار اسلام و نبوت برسید، حقوق و افکارتان محترم است». اسلام میگوید: «تفکر کنید و تسلیم اسلام و نبوت شوید و اگر نبوت محمد را تصدیق نکنید، بیشعور و سگ و الاغ و شتر و بوزینه هستید».
تفکر و پرسش انتقادی از بنیانهای اعتقادات خویش، در ذهن دینخو ممتنع است. انسان دینخو نمیتواند در تفکر عمق بگیرد و مبدع و خلاق باشد. انسان دینخو مدام در ترس است که مبادا از اسلام خارج شود و بعد، بابت ارتداد به قتل برسد و تا ابد به جهنم برود. انسان دینخو، حریت و آزاداندیشی ندارد.
2️⃣ پس از انقلاب ۵۷، دینخویان و مسلمانان به عنوان معلم و استاد بر نظام آموزشی سیطره یافتند و این نهاد را تسخیر کردند. در نظام آموزشی ایران، شخصیت معلمان و استادان در مدارس و دانشگاهها و نیز محتوای کتب درسی، تفکر انتقادی را تعلیم نمیدهند.
اگر انقلاب رسانهها اتفاق نیافتاده بود و نیز خانوادههای مدرن نقش ایفا نمیکردند، با اتکاء به معلمین و اساتید نامتفکر و عامی و دینخو و نیز کتب درسی مدنظر، احتمال کمی وجود دارد تا حتی اندکی جوان متفکر و نقاد و خلاق در چنین نظام آموزشی پرورش یابند و لذا نظام آموزشی در ایران به جای «نخبهپرور» به «نخالهپرور» تبدیل میشد.
حتی روشنفکران دینی و امثال دکتر عبدالکریم سروش و دکتر بیژن عبدالکریمی قادر نبودهاند تا مبانی دینشان که میبایست مبتنی بر تحقیق باشد را متفکرانه و پرسشگرانه به چالش بکشند و مآلاً باورهای دینی خویش را با دلیل موزون کنند و اگر «ملکیان پنجم» ظهور نمیکرد، حوزهٔ عمومی و رسمی در داخل ایران فاقد حتی یک متفکر راستین و اصیل و در نقش و مقام «روشنفکر» بود.
هیچ متفکری، مدعیات کاذبی چون «وجود امام زمان ۱۲٠٠ ساله» و «خدای متشخص و انسانوار و سخنگو و عادل و مهربان» و «نبوت» را تصدیق نمیکند. دکتر سروش در یک پارادوکس، ابتدا به خرافات و خرافهپراکنی انتقاد و اعتراض میکند و در گام بعد، مخاطبان را به مطالعهٔ قرآن دعوت مینماید. گویا گزارههایی مثل خلقت جن از آتش و وجود فرشته و شیطان، مصداق خرافات نیست و نیز کثیری اباطیل و احکام داعشی در قرآن وجود ندارد. با این وصف، اسلام و معضل «دینخویی»، نقش و سهم مهمی در بحران موجود در نظام آموزشی ایران دارد.
🗄پست مرتبط
📻 مسمومسازی ذهن از کودکی
📻 اسلام و عقلانیت (نقد احمد زیدآبادی)
📻 زیدآبادی و هزینههایش در راه آزادی
📻 ایضاح مفهوم دینخویی (سخنی با حسن یوسفی اشکوری)
📻 برعکس کن تا پیروز شوی - سروش در ترازو (۲)
📕زوال عقل توسط وحی
📕امتناع گفتگو با مسلمانان راستین
#نقد_اسلام #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
1️⃣ اسلام، «استبداد و انحصارگرایی و مطلقگرایی و دیگریستیزی و خودشیفتگی و مردسالاری و خردستیزی و استدلالگریزی و خرافات و تعبد و جزم و جمود و تعصب» را بسط میدهد. قرآن به جای استدلال، مدام به «مغالطه» و «تطمیع با بهشت» و «تهدید با جهنم» و «فحاشی» متوسل میشود؛ زیرا قادر نیست بنیانهایش را با استدلال، اثبات و موجه کند.
انسانِ تراز اسلام، ابراهیم است؛ یعنی عبد و بردهای که «عقل و اخلاق و عواطفش» را در بارگاه «رب-ارباب-الله» ذبح کرد و حتی به قتل کودکی بیگناه و به شنیعترین فعل متصور در جهان تن داد.
وقتی از کودکی به انسانها القاء و تلقین میشود که اسلام، حقیقت مطلق و مشتی «خرافات و اباطیل و احکام داعشی» سخن الله است و مخالفان اسلام، دشمنان خداوند و نجس هستند و مجازات مرتد، قتل دنیوی و جهنم ابدی در آخرت است، اندک جرأتِ «اندیشیدن و نقد و شک و اصلاح» از میان میرود. به همین سبب، هنوز در قرن بیست و یکم، نتوانستهایم که «کودکهمسری و شلاق و قصاص و سنگسار و قطع دست و تبعیض علیه زنان و کافران» را لغو کنیم.
دعوت اسلام به تفکر، دعوت به فلسفهٔ استدلالی یا ساینس نیست، بلکه دعوت به عبرت گرفتن از سرنوشت قوم ثمود و عاد و سدوم و عاموره است که همگی، اعم از کودکان، به خاطر «نافرمانی» توسط الله قتل عام شدند و لذا مضمون لفظ تفکر در قرآن، دعوت به تعبد و تسلیم است. قرآن نمیگوید: «تفکر کنید و از استدلال تبعیت کنید و حتی اگر به انکار اسلام و نبوت برسید، حقوق و افکارتان محترم است». اسلام میگوید: «تفکر کنید و تسلیم اسلام و نبوت شوید و اگر نبوت محمد را تصدیق نکنید، بیشعور و سگ و الاغ و شتر و بوزینه هستید».
تفکر و پرسش انتقادی از بنیانهای اعتقادات خویش، در ذهن دینخو ممتنع است. انسان دینخو نمیتواند در تفکر عمق بگیرد و مبدع و خلاق باشد. انسان دینخو مدام در ترس است که مبادا از اسلام خارج شود و بعد، بابت ارتداد به قتل برسد و تا ابد به جهنم برود. انسان دینخو، حریت و آزاداندیشی ندارد.
2️⃣ پس از انقلاب ۵۷، دینخویان و مسلمانان به عنوان معلم و استاد بر نظام آموزشی سیطره یافتند و این نهاد را تسخیر کردند. در نظام آموزشی ایران، شخصیت معلمان و استادان در مدارس و دانشگاهها و نیز محتوای کتب درسی، تفکر انتقادی را تعلیم نمیدهند.
اگر انقلاب رسانهها اتفاق نیافتاده بود و نیز خانوادههای مدرن نقش ایفا نمیکردند، با اتکاء به معلمین و اساتید نامتفکر و عامی و دینخو و نیز کتب درسی مدنظر، احتمال کمی وجود دارد تا حتی اندکی جوان متفکر و نقاد و خلاق در چنین نظام آموزشی پرورش یابند و لذا نظام آموزشی در ایران به جای «نخبهپرور» به «نخالهپرور» تبدیل میشد.
حتی روشنفکران دینی و امثال دکتر عبدالکریم سروش و دکتر بیژن عبدالکریمی قادر نبودهاند تا مبانی دینشان که میبایست مبتنی بر تحقیق باشد را متفکرانه و پرسشگرانه به چالش بکشند و مآلاً باورهای دینی خویش را با دلیل موزون کنند و اگر «ملکیان پنجم» ظهور نمیکرد، حوزهٔ عمومی و رسمی در داخل ایران فاقد حتی یک متفکر راستین و اصیل و در نقش و مقام «روشنفکر» بود.
هیچ متفکری، مدعیات کاذبی چون «وجود امام زمان ۱۲٠٠ ساله» و «خدای متشخص و انسانوار و سخنگو و عادل و مهربان» و «نبوت» را تصدیق نمیکند. دکتر سروش در یک پارادوکس، ابتدا به خرافات و خرافهپراکنی انتقاد و اعتراض میکند و در گام بعد، مخاطبان را به مطالعهٔ قرآن دعوت مینماید. گویا گزارههایی مثل خلقت جن از آتش و وجود فرشته و شیطان، مصداق خرافات نیست و نیز کثیری اباطیل و احکام داعشی در قرآن وجود ندارد. با این وصف، اسلام و معضل «دینخویی»، نقش و سهم مهمی در بحران موجود در نظام آموزشی ایران دارد.
🗄پست مرتبط
📻 مسمومسازی ذهن از کودکی
📻 اسلام و عقلانیت (نقد احمد زیدآبادی)
📻 زیدآبادی و هزینههایش در راه آزادی
📻 ایضاح مفهوم دینخویی (سخنی با حسن یوسفی اشکوری)
📻 برعکس کن تا پیروز شوی - سروش در ترازو (۲)
📕زوال عقل توسط وحی
📕امتناع گفتگو با مسلمانان راستین
#نقد_اسلام #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#نقد_ادیان
🎧 مسمومسازی ذهن از کودکی
🎙#اسکپتیک
+
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 مسمومسازی ذهن از کودکی
🎙#اسکپتیک
+
➖➖➖
🌾@Naqdagin
هیچ عقیدهای محترم نیست، بلکه حقوق و آزادیهای شهروندان محترم است؛ از جمله حق بر خطا بودن و به خرافات خاص خود در حوزه مالکیت خصوصی خود عمل نمودن؛ که نه ابراهیم فهمی از آن داشت و بدان ملتزم بود (با دست زدن به حرکتی متجاوزانه به حق مالکیت و حقوق دیگریها: معادل مسجدالنبی و کعبه را آتشزدن بهاسم خرافهزدایی)، نه محمد و خدای حکیمش که جز زمانی اندک که مسلمانان در اقلیت بودند (تقیهوار) از احترام به خدایان آنها نگفت تا الله که خدای آنها نیز بود! مورد توهین متقابل قرار نگیرد (در واقع، مسلمانان در اقلیت، ماهیتشان آشکار نشود و جمعیت اندکشان هم منهضم نشود)، ورنه تا به خدای قدرت رسیدند، بهاسم جهاد با شرک، ویرانسازی معابد که بالاترین توهین و تجاوز به حقوق و مالکیت بود، قتل، آدمربایی و بردهسازی و تجاوز سیستماتیک به زنان و دختران ثواب شد.
مرسده شاهینکار، ۲۳ مهر مورد هدف سلاح پینتبال سرکوبگران #حکومت_اسلامی قرار گرفت و یک چشمش را از دست داد، اما مبارزهاش برای «زن، زندگی، آزادی» و یک «حکمرانی لائیک» مبتنی بر «آزادی بیان مطلق» و «حقوق برابر شهروندان ایران، سوای هر عقیده، جنسیت و تیره»، ادامه دارد.
#تفکر_انتقادی
مرسده شاهینکار، ۲۳ مهر مورد هدف سلاح پینتبال سرکوبگران #حکومت_اسلامی قرار گرفت و یک چشمش را از دست داد، اما مبارزهاش برای «زن، زندگی، آزادی» و یک «حکمرانی لائیک» مبتنی بر «آزادی بیان مطلق» و «حقوق برابر شهروندان ایران، سوای هر عقیده، جنسیت و تیره»، ادامه دارد.
#تفکر_انتقادی
نقدآگین
📕 قصهٔ عاشورا (جلسهٔ یکم) 🎙#محمد_رضوانی (۱/۲) ️✂️ برشهایی از کنفرانس 🔻فرق «واقعیت» و «واقعنمایی» گزارهها چیست و چرا سؤال از واقعی بودن « داستان نوح» و «آدم و هبوطش» و...پرسشی درست و دقیق نیست؟ واقعیت ارتباط با کارکرد دارد و اسطورهها نیز میتوانند نوعی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔶 یزید امام اول مدرسهٔ #روشنفکری_دینی، حافظ و دیگر عرفای فقیهستیز
🔸کربلا امتداد سنتی که علی در برادرکشی و صحابیکشی نهاد، در وسعتی بسیار کوچکتر بود.
🔸یزید کاری که علی نتوانست بکند را به انجام رسانید.
🔸حسین از جهت تیپشناسی (خصوصا اگر روحیاتش را با عقلانیت سیاسی و تدبیر حسنبنعلی و محمدبنعبدالله مقایسه کنیم)، یک فرد زودجوش عصبی و دچار قشریگریِ مذهبی، شبیه نواب صفوی بود که با طمع قدرت، بهبهانهٔ عدم رعایت شرعیات توسط یزید (در واقع او را به کفر و خروج از دین جدش محمد متهم کرد -تکفیر-)، دست به «بغی» زد (توطئه و تلاش برای قیام مسلحانه علیه حکومت اسلامی، که طبق حکم و سیره پیامبر و علی، جزایش مرگ است)؛ در اسلام، کافر (که نماز و محرمات را سبک بشمارد) در کنار مدفوع جزو نجاسات محسوب شده و هیچ حقّ برابری با دیگر اعضای جامعه ندارد و خونش هم بسادگی هدر اعلام میگردد و اموال و همسر و فرزندانش هم مال امام امت (خلیفه) محسوب میشود.
✍️#پیام
#نقد_شیعه #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔸کربلا امتداد سنتی که علی در برادرکشی و صحابیکشی نهاد، در وسعتی بسیار کوچکتر بود.
🔸یزید کاری که علی نتوانست بکند را به انجام رسانید.
🔸حسین از جهت تیپشناسی (خصوصا اگر روحیاتش را با عقلانیت سیاسی و تدبیر حسنبنعلی و محمدبنعبدالله مقایسه کنیم)، یک فرد زودجوش عصبی و دچار قشریگریِ مذهبی، شبیه نواب صفوی بود که با طمع قدرت، بهبهانهٔ عدم رعایت شرعیات توسط یزید (در واقع او را به کفر و خروج از دین جدش محمد متهم کرد -تکفیر-)، دست به «بغی» زد (توطئه و تلاش برای قیام مسلحانه علیه حکومت اسلامی، که طبق حکم و سیره پیامبر و علی، جزایش مرگ است)؛ در اسلام، کافر (که نماز و محرمات را سبک بشمارد) در کنار مدفوع جزو نجاسات محسوب شده و هیچ حقّ برابری با دیگر اعضای جامعه ندارد و خونش هم بسادگی هدر اعلام میگردد و اموال و همسر و فرزندانش هم مال امام امت (خلیفه) محسوب میشود.
✍️#پیام
#نقد_شیعه #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 امویان بر ترازو؛ قصهٔ عاشورا
✂️ برشهایی از کنفرانس استاد #محمد_رضوانی
(۱/۲)
🍂 فرق «واقعیت» و «واقعنمایی» گزارهها چیست و چرا سؤال از واقعی بودن « داستان نوح» و «آدم و هبوطش» و...پرسشی درست و دقیق نیست؟ واقعیت ارتباط با کارکرد دارد و اسطورهها نیز میتوانند نوعی واقعیت فهم شوند، در عین اینکه واقعنمایی ندارند، یا بیانگر واقعیت عینی نیستند.
🍂 برای سنجش «واقعنمایی» باید به جمعآوری گزارشهای دستهٔ اول رجوع کنیم. یک قاضی برای بررسی فتلی در ۲۰ سال قبل، به شهادت یک بچه ناممیز در آن زمان رجوع نمیکند؛ رجوع به مطهری برای بررسی واقعهٔ کربلا، رجوع به بچهای با عقل ۱۴ سال، شیخ مفید بچهای با عقل ۹-۱۰ سال، و علامهٔ مجلسی بچهای با عقل ۴ سال میباشد که براحتی بازیچه قرار میگیرد.
🍂 قرآنی که در خانهٔ ما مردم است، قرآن عثمان هم نیست، بلکه قرآنی است که بین دههٔ ۷۰-۸۰ ه.ق، #حجاج_ثقفی تمام قرآنها را از جمله قرآن عثمان را کنار گذاشت و از بین برد، و قرآنی بنا به اضافات و تفسیر به رأیهای خود، جمعآوری کرد، که آن نیز نقطه و اعراب نداشت، و در بین ۱۱۰ تا ۱۲۰ ه.ق، اِعراب و نقطهها بنا به تفسیر و مراد معنایی خاص گردآورندگان گذاشته شد و بدل به قرآن امروزی ما شد.
🍂 شیعهٔ سدهٔ اول اسلام، فرقی جدی با سنی ندارد، و تنها یک اختلاف خیلی رقیق سیاسی در خلفا دارد، و خلافت علی را نیز نصب الاهی و حتا محمد نمیداند.
🍂 ریشهٔ تمام مقاتل کربلا، «أبو مِخنف لوط بن یحیی» است، اما او برخلاف جدش، یک شیعهٔ افراطیست و از همین رو، رجالشناسان سنی، او را ضعیف و بیاعتبار میدانند؛ درحالی که تمام مقاتل از مقاتل او استفادهکردهاند، و تاریخ طبری نیز از او بهره برده است. البته مقتل أبو مِخنف نیز بدست ما نرسیدهاست.
🍂 «#سیف_بن_عمر_تمیمی » اولین کسیست که علی را خلیفهٔ منصوب الاهی دانست و خلفای راشدین را غاصب حق او خواند، و خالق اولین شخصیت خیالی غالی به عنوان شخصيتی تاريخی، یک «مورخ افسانهپرداز» است، بنابه نظر اکثر محققان و علمای رجال متقدم و متأخر. فردی که در ۱۸۰ ه.ق، به دوران هارونالرشید، میمیرد و در مواجهه با استیلا و اوجگیری ارزش و عظمت فرهنگ یونانی-ایرانی در جهان اسلام، میکوشد غرور نژادی فرهنگ عرب را به هر روشی احیا کند.
🔻تبیین انواع «عقدهٔ حقارت آخوندها» و روش مواجههٔ فرقهایشان با مثال تاریخی جعفر طیار، حمزه و شیخ شلتوت
🔻نقد سخنی از #الاهی_قمشهای از «واقعیت کربلا و عمل حسین»
🍂 میگویند «حسین بن علی بر بیعدالتی شوریده است»، سؤال این است که واقعن بیعدالتی معاویه و یزید (در کانتکست آن زمان) چه بودهاست؟ بزرگترین جرمی که اینها داشتند و شیعیان بنا به آن آنها را بدنام کردند این بود که «حق خلافت» را برای آنان نمیدانستند؛ درحالی که علی در کل نهجالبلاغه نه اشارهای به نصب الاهی و نه افسانهٔ #غدیر میکند، بلکه صرفا اشاره به نسبت خانوادگی و نزدیکی فیزیکی-ادراکیاش به محمد میکند؛ در حالی که معاویه پاسخش اکثرن چنین بوده که در حکومتداری، «شایستگی سیاسی» مطرح است، نه «نزدیکی نسبی به پیامبر». و اگر بنا به همین ملاک معقول، روش حکمرانی این دو را با علی مقایسه کنیم، این دو نمرهٔ بسیار بالاتری میگیرند.
🍂 افسانهسازی شیعه پیرامون عدم عدالت و لیاقت معاویه و یزید چگونه عملي شد؟ و چگونه و توسط چه کسانی داستان «شرابخواری» و «میمونبازی» یزید، ۱-۲ سال بعد وافعهٔ کربلا (و نه قبل آن) جعل شد؟
امام سجاد در نامهای به یزید بدو ابراز ارادت میکند، و با ورود این جاعلان اهل فتنه و جنگ، از شهر خارج میشود تا با آنان یکی دانسته نشود یا در فتنهٔ آنها تحت فشار از سویشان قرار نگیرد.
🍂 این انگارهٔ ناملتزم دانستن یزید به شریعت اسلامی، چطور پا گرفت و مدرکش واقعن کجاست؟! شیعیان میگویند فضای مدینه پس از فتح روم و ایران تغییر کرده بود و ساز و آواز و رقص و نوشیدن شراب تا حدی در جهان اسلام که بسیار وسعت یافتهبود، دید میشد. در این پس زمینه، (حسین بن علی نیز کاروانسرایی داشت که شبنشینیهای عرب در آنجا انجام میشد) ادعای شیعیان این است که فضای جامعهٔ اسلامی را «شخص یزید» که خود ملتزم به شرعت نبود، به فساد کشیده بود، و حسین برای همین مسائل شرعی-فقهی قیام کرد (یعنی قیامی از سنخ یورش طالبان بر دولت کمی کمالتزام افغانستان برای اجرای احکام شرعی و..)!
🍂 از ایران و روم هزاران برده و کنیز بدبخت وارد مدینه شدهبودند. برده و کنیز در اسلام چه اختیاراتی دارند که واقعن این همه اثر بگذارند؟ و شراب در علن بخورند و برقصند و آوازهخوانی کنند و...؟ و احکام اسلام را علنی و آشکار، در حضور اربابان مسلمان خود در خیابانها نقض کنند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✂️ برشهایی از کنفرانس استاد #محمد_رضوانی
(۱/۲)
🍂 فرق «واقعیت» و «واقعنمایی» گزارهها چیست و چرا سؤال از واقعی بودن « داستان نوح» و «آدم و هبوطش» و...پرسشی درست و دقیق نیست؟ واقعیت ارتباط با کارکرد دارد و اسطورهها نیز میتوانند نوعی واقعیت فهم شوند، در عین اینکه واقعنمایی ندارند، یا بیانگر واقعیت عینی نیستند.
🍂 برای سنجش «واقعنمایی» باید به جمعآوری گزارشهای دستهٔ اول رجوع کنیم. یک قاضی برای بررسی فتلی در ۲۰ سال قبل، به شهادت یک بچه ناممیز در آن زمان رجوع نمیکند؛ رجوع به مطهری برای بررسی واقعهٔ کربلا، رجوع به بچهای با عقل ۱۴ سال، شیخ مفید بچهای با عقل ۹-۱۰ سال، و علامهٔ مجلسی بچهای با عقل ۴ سال میباشد که براحتی بازیچه قرار میگیرد.
🍂 قرآنی که در خانهٔ ما مردم است، قرآن عثمان هم نیست، بلکه قرآنی است که بین دههٔ ۷۰-۸۰ ه.ق، #حجاج_ثقفی تمام قرآنها را از جمله قرآن عثمان را کنار گذاشت و از بین برد، و قرآنی بنا به اضافات و تفسیر به رأیهای خود، جمعآوری کرد، که آن نیز نقطه و اعراب نداشت، و در بین ۱۱۰ تا ۱۲۰ ه.ق، اِعراب و نقطهها بنا به تفسیر و مراد معنایی خاص گردآورندگان گذاشته شد و بدل به قرآن امروزی ما شد.
🍂 شیعهٔ سدهٔ اول اسلام، فرقی جدی با سنی ندارد، و تنها یک اختلاف خیلی رقیق سیاسی در خلفا دارد، و خلافت علی را نیز نصب الاهی و حتا محمد نمیداند.
🍂 ریشهٔ تمام مقاتل کربلا، «أبو مِخنف لوط بن یحیی» است، اما او برخلاف جدش، یک شیعهٔ افراطیست و از همین رو، رجالشناسان سنی، او را ضعیف و بیاعتبار میدانند؛ درحالی که تمام مقاتل از مقاتل او استفادهکردهاند، و تاریخ طبری نیز از او بهره برده است. البته مقتل أبو مِخنف نیز بدست ما نرسیدهاست.
🍂 «#سیف_بن_عمر_تمیمی » اولین کسیست که علی را خلیفهٔ منصوب الاهی دانست و خلفای راشدین را غاصب حق او خواند، و خالق اولین شخصیت خیالی غالی به عنوان شخصيتی تاريخی، یک «مورخ افسانهپرداز» است، بنابه نظر اکثر محققان و علمای رجال متقدم و متأخر. فردی که در ۱۸۰ ه.ق، به دوران هارونالرشید، میمیرد و در مواجهه با استیلا و اوجگیری ارزش و عظمت فرهنگ یونانی-ایرانی در جهان اسلام، میکوشد غرور نژادی فرهنگ عرب را به هر روشی احیا کند.
🔻تبیین انواع «عقدهٔ حقارت آخوندها» و روش مواجههٔ فرقهایشان با مثال تاریخی جعفر طیار، حمزه و شیخ شلتوت
🔻نقد سخنی از #الاهی_قمشهای از «واقعیت کربلا و عمل حسین»
🍂 میگویند «حسین بن علی بر بیعدالتی شوریده است»، سؤال این است که واقعن بیعدالتی معاویه و یزید (در کانتکست آن زمان) چه بودهاست؟ بزرگترین جرمی که اینها داشتند و شیعیان بنا به آن آنها را بدنام کردند این بود که «حق خلافت» را برای آنان نمیدانستند؛ درحالی که علی در کل نهجالبلاغه نه اشارهای به نصب الاهی و نه افسانهٔ #غدیر میکند، بلکه صرفا اشاره به نسبت خانوادگی و نزدیکی فیزیکی-ادراکیاش به محمد میکند؛ در حالی که معاویه پاسخش اکثرن چنین بوده که در حکومتداری، «شایستگی سیاسی» مطرح است، نه «نزدیکی نسبی به پیامبر». و اگر بنا به همین ملاک معقول، روش حکمرانی این دو را با علی مقایسه کنیم، این دو نمرهٔ بسیار بالاتری میگیرند.
🍂 افسانهسازی شیعه پیرامون عدم عدالت و لیاقت معاویه و یزید چگونه عملي شد؟ و چگونه و توسط چه کسانی داستان «شرابخواری» و «میمونبازی» یزید، ۱-۲ سال بعد وافعهٔ کربلا (و نه قبل آن) جعل شد؟
امام سجاد در نامهای به یزید بدو ابراز ارادت میکند، و با ورود این جاعلان اهل فتنه و جنگ، از شهر خارج میشود تا با آنان یکی دانسته نشود یا در فتنهٔ آنها تحت فشار از سویشان قرار نگیرد.
🍂 این انگارهٔ ناملتزم دانستن یزید به شریعت اسلامی، چطور پا گرفت و مدرکش واقعن کجاست؟! شیعیان میگویند فضای مدینه پس از فتح روم و ایران تغییر کرده بود و ساز و آواز و رقص و نوشیدن شراب تا حدی در جهان اسلام که بسیار وسعت یافتهبود، دید میشد. در این پس زمینه، (حسین بن علی نیز کاروانسرایی داشت که شبنشینیهای عرب در آنجا انجام میشد) ادعای شیعیان این است که فضای جامعهٔ اسلامی را «شخص یزید» که خود ملتزم به شرعت نبود، به فساد کشیده بود، و حسین برای همین مسائل شرعی-فقهی قیام کرد (یعنی قیامی از سنخ یورش طالبان بر دولت کمی کمالتزام افغانستان برای اجرای احکام شرعی و..)!
🍂 از ایران و روم هزاران برده و کنیز بدبخت وارد مدینه شدهبودند. برده و کنیز در اسلام چه اختیاراتی دارند که واقعن این همه اثر بگذارند؟ و شراب در علن بخورند و برقصند و آوازهخوانی کنند و...؟ و احکام اسلام را علنی و آشکار، در حضور اربابان مسلمان خود در خیابانها نقض کنند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 امویان بر ترازو؛ قصهٔ عاشورا
✂️ برشهایی از کنفرانس استاد #محمد_رضوانی
(۲/۲)
🍂 حسین در نامهای به کوفیان كه مسلم حامل آن بود، میگوید که برای چه قیام کرده و امام را چه کسی میداند. کسی که برای اجرای قرآن ایستادگی کند و عدل و قسط را در جامعه بر پا دارد. حال قرآن تکلیفش با «اهل بغی» بسیار روشن است:
«اگر میان دو گروه از مؤمنان اختلافی شد، مؤمنان دیگر باید میانشان مصالحه کنند، و اگر یکی بر دیگری شورید و بغی کرد، با گروه باغی بجنگند و اگر ترک بغی کردند، بینشان مصالحه برقرار کنند».
🍂 حکم پیامبر اسلام و شیعه و امام صادق نیز همین است، و میگوید «اگر مسلمان اهل بغی برگشت و توبه كرد، ولی دیدید که توبهاش ظاهریست، حکم قتل را اجرا کنید و رحم نكنيد؛ اسرای اهل بغی را نیز بیرحمانه بکشید تا دوباره فتنهای به پا نکنند؛ بر زخمیهایشان نيز سختگیری شديدی کنید».
🍂 علی نیز با اهل بغی، عین احکام اسلامی را انجام میداد و از همینرو میگفتند «حسین با شمشیر جدش (پیامبر) کشته شد». علی با اهل بغی (ایرانیان استقلالطلب شورش کرده بر حکومت عربهای متجاوز مسلمان)، طلحه و زبیر، همسر محبوب محمد، نماز شبخوانهای حافظ قرآن خوارج و معاویه قتال کرد، و بیش از ۱۰۰ هزار نفر را کشت (اعداد را با کشتار یزید مقایسه کنید و کمی فکر کنید به وضعیت خودمان و اهم فی الاهم کردنهای بیمبنای حداقلیمان).
🍂 شیعیان میگویند به فقیه اسلامی، «شریح قاضی» پول دادهاند و خریدهاندش؛ درحالی که شریح پیرمردی میلیاردر بودهاست. شریح (که قاضی خلفا و علی نیز بود) شناخت کاملی از جایگاه خانوادگی حسین داشت و اینکه این حکم مطابق اسلام چقدر میتواند باعث بدنامیاش نزد برخی (که رابطهٔ خونی را ارجح بر احکام قرآنی-محمدی میدانستند) شود؛ ولی با این وجود به قطع و یقین فقهی و شرعی رسیده بود که چنین حکمی را داد تا ملتزم به شریعت و عدالت اسلامی بماند و حکم خدا، قرآن و رسولش را اجرا کند.
🍂 تاریخ مصرف شهادت پایان یافته، ما برای نقد نباید به سطوح بپردازیم و در فعالیت سیاسی روز غرق شویم و تکرار اشتباه ۵۷ را بکنیم که مشکل را در حاکمان و حکومت میدیدیم، و نه در لایههای عمیق ناخودآگاه فکری-فرهنگی جامعه.
🍂 در میان اپوزسیون ایرانی که در سطح سیاست روز و اخبار سیاسی مانده، عدم انصاف و عقلانیت در قضاوت صحیح حکومت موج میزند. برای مثال، مقایسهٔ جمهوری اسلامی با چنگیز، و بدتر از چنگیز و تیمور لنگ دانستن جمهوری اسلامی، مقایسهای از روی حب و بغض و کاملن خطاست؛ اینها یا اعمال جمهوری اسلامی را با روشی درست بررسی نکردهاند، یا چنگیز و تیمور را نمیشناسند. باید با صداقت و شجاعت، از زاویهٔ مثبت حکومت کنونی نیز بگوییم؛ این حکومت بیشک از حکومت علی، مماشات و عدالت بسیار بیشتری را رعایت کرده و میتواند بکند (به تبع مواجهه با جهان جدید و ارزشها و ساختار قدرت و رسانه در جهان مدرن، و رها کردن عملی بسیاری از احکام و پندارههای اسلامی، و فشار اجتماعی حاصل از همین تغییرات فکری-فرهنگی از سوی مردم).
🍂 رهبری مشروطه (و هرگونه جریان جمهوریخواهی اصیل و دموکراسیطلبی و..) در تاریخ ایران، هیچ ربطی به هیچ آخوندی نداشته است؛ حتا آن خوشنامها نیز همیشه، مشروطهٔ مشروعه (چیزی معادل جمهوری اسلامی بدرجات) میخواستند و اسناد این هست از آخوند خراسانی بگیر تا نائینی.
🍂 شورش منجر به فروپاشی ۵۷، نتیجهٔ واپسگرایی دههٔ ۲۰-۳۰ است که در میان مسلمانان شیعهٔ غربرفته و کراوات زده، نظیر فردید، حسین نصر و شریعتی و آل احمد و.. کلید خورد؛ کسانی که نگاهشان را به بالا بردن ارزش ۱۴۰۰ سال قبل و اسطورهسازی از هویت اسلامی متمرکز کردهبودند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✂️ برشهایی از کنفرانس استاد #محمد_رضوانی
(۲/۲)
🍂 حسین در نامهای به کوفیان كه مسلم حامل آن بود، میگوید که برای چه قیام کرده و امام را چه کسی میداند. کسی که برای اجرای قرآن ایستادگی کند و عدل و قسط را در جامعه بر پا دارد. حال قرآن تکلیفش با «اهل بغی» بسیار روشن است:
«اگر میان دو گروه از مؤمنان اختلافی شد، مؤمنان دیگر باید میانشان مصالحه کنند، و اگر یکی بر دیگری شورید و بغی کرد، با گروه باغی بجنگند و اگر ترک بغی کردند، بینشان مصالحه برقرار کنند».
🍂 حکم پیامبر اسلام و شیعه و امام صادق نیز همین است، و میگوید «اگر مسلمان اهل بغی برگشت و توبه كرد، ولی دیدید که توبهاش ظاهریست، حکم قتل را اجرا کنید و رحم نكنيد؛ اسرای اهل بغی را نیز بیرحمانه بکشید تا دوباره فتنهای به پا نکنند؛ بر زخمیهایشان نيز سختگیری شديدی کنید».
🍂 علی نیز با اهل بغی، عین احکام اسلامی را انجام میداد و از همینرو میگفتند «حسین با شمشیر جدش (پیامبر) کشته شد». علی با اهل بغی (ایرانیان استقلالطلب شورش کرده بر حکومت عربهای متجاوز مسلمان)، طلحه و زبیر، همسر محبوب محمد، نماز شبخوانهای حافظ قرآن خوارج و معاویه قتال کرد، و بیش از ۱۰۰ هزار نفر را کشت (اعداد را با کشتار یزید مقایسه کنید و کمی فکر کنید به وضعیت خودمان و اهم فی الاهم کردنهای بیمبنای حداقلیمان).
🍂 شیعیان میگویند به فقیه اسلامی، «شریح قاضی» پول دادهاند و خریدهاندش؛ درحالی که شریح پیرمردی میلیاردر بودهاست. شریح (که قاضی خلفا و علی نیز بود) شناخت کاملی از جایگاه خانوادگی حسین داشت و اینکه این حکم مطابق اسلام چقدر میتواند باعث بدنامیاش نزد برخی (که رابطهٔ خونی را ارجح بر احکام قرآنی-محمدی میدانستند) شود؛ ولی با این وجود به قطع و یقین فقهی و شرعی رسیده بود که چنین حکمی را داد تا ملتزم به شریعت و عدالت اسلامی بماند و حکم خدا، قرآن و رسولش را اجرا کند.
🍂 تاریخ مصرف شهادت پایان یافته، ما برای نقد نباید به سطوح بپردازیم و در فعالیت سیاسی روز غرق شویم و تکرار اشتباه ۵۷ را بکنیم که مشکل را در حاکمان و حکومت میدیدیم، و نه در لایههای عمیق ناخودآگاه فکری-فرهنگی جامعه.
🍂 در میان اپوزسیون ایرانی که در سطح سیاست روز و اخبار سیاسی مانده، عدم انصاف و عقلانیت در قضاوت صحیح حکومت موج میزند. برای مثال، مقایسهٔ جمهوری اسلامی با چنگیز، و بدتر از چنگیز و تیمور لنگ دانستن جمهوری اسلامی، مقایسهای از روی حب و بغض و کاملن خطاست؛ اینها یا اعمال جمهوری اسلامی را با روشی درست بررسی نکردهاند، یا چنگیز و تیمور را نمیشناسند. باید با صداقت و شجاعت، از زاویهٔ مثبت حکومت کنونی نیز بگوییم؛ این حکومت بیشک از حکومت علی، مماشات و عدالت بسیار بیشتری را رعایت کرده و میتواند بکند (به تبع مواجهه با جهان جدید و ارزشها و ساختار قدرت و رسانه در جهان مدرن، و رها کردن عملی بسیاری از احکام و پندارههای اسلامی، و فشار اجتماعی حاصل از همین تغییرات فکری-فرهنگی از سوی مردم).
🍂 رهبری مشروطه (و هرگونه جریان جمهوریخواهی اصیل و دموکراسیطلبی و..) در تاریخ ایران، هیچ ربطی به هیچ آخوندی نداشته است؛ حتا آن خوشنامها نیز همیشه، مشروطهٔ مشروعه (چیزی معادل جمهوری اسلامی بدرجات) میخواستند و اسناد این هست از آخوند خراسانی بگیر تا نائینی.
🍂 شورش منجر به فروپاشی ۵۷، نتیجهٔ واپسگرایی دههٔ ۲۰-۳۰ است که در میان مسلمانان شیعهٔ غربرفته و کراوات زده، نظیر فردید، حسین نصر و شریعتی و آل احمد و.. کلید خورد؛ کسانی که نگاهشان را به بالا بردن ارزش ۱۴۰۰ سال قبل و اسطورهسازی از هویت اسلامی متمرکز کردهبودند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
قصهٔ عاشورا - جلسه ۱
@Naqdagin
🎧 امویان بر ترازو؛ قصهٔ عاشورا
🎙استاد #محمد_رضوانی
✂️ برشهایی از كنفرانس را (اينجا) بخوانيد.
#نقد_شیعه #بازاندیشی #معاویه #یزید #حسین_بن_علی #علی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | لذات فلسفه
🎙استاد #محمد_رضوانی
✂️ برشهایی از كنفرانس را (اينجا) بخوانيد.
#نقد_شیعه #بازاندیشی #معاویه #یزید #حسین_بن_علی #علی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | لذات فلسفه
نقدآگین
📺 قاتلان مردم ایران که «امامزاده» شدند (+) — ملتی که تاریخ نمی خواند؛ قدرت مسخ مذهب 🗄پست مرتبط 📻 اسلامگرایی و ایرانستیزی 📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟ 📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر 📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی| مصاحبهٔ اختصاصی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM