نقدآگین
📗مشروبات الکلی و جنایتی دیگر از جانب اسلام و حکومت اسلامی ✍️#علیرضاموثق 🍂 مصرف مشروبات الکلی به اندازهٔ مناسب و در زمان و مکان و سن مناسب، برای بدن زیان ندارد تا به واسطهٔ زیانبار بودنش برای سلامت جسمی و روانی و عقلانی بشر، مذموم نامیدهشود؛ حتی بر فرض…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗حکومت و مردم
✍️#علیرضاموثق
🍂 در جهان سنت، حکومتها بیشتر برآمده از زور شمشیر و قدرتِ یک قبیله و فرقه بود و نمیتوان آنها را برآمده از مردم دانست. وقتی چنگیز و تیمور حمله میکردند و به واسطهٔ زور بازو و توحش بیشتر توفق مییافتند، عاملیت فرهنگ عموم مردم، در تعیین تأسیس و نیز سرشت حکومت، محل مناقشه است. منتها انقلاب ۵۷ و حکومت اسلامی-آخوندی، برآمده از فرهنگ و فعل و خواست اکثر قریب به اتفاق مردم ایران بود.
🍂 در زمان و مکان مدنظر غالب مردم ایران مسلمان و مرید روحانیون بودند و مفهوم «عدالت و اخلاق» در ذهن و ضمیر ایشان با «دموکراسی و حقوق بشر و آزادی» تعارض داشت و با «کودکهمسری، قطع دست، قطع پا، شلاق، قصاص، سنگسار، قتل مرتد، تبعیض علیه زنان/کافران» سازگار بود.
🍂 دوام حکومت نیز محصولِ حمایتِ بخشِ مهم و قابل توجهی از مردم، از جمله از مجرای مشارکت در انتخاباتِ نمایشیِ حکومتِ اسلامی-آخوندی بود و عموم مردم فهمی از این واقعیت که بنیان حکومت بر «جهل و ظلم و تبعیض» است و درکی از تعارض ساختاریاش با «حقوق بشر و آزادی و علمانیت و مدنیت و مدرنیت» نداشتند و لذا برخی مدتی به اصلاحات در درون رژیم سیاسی امید بستند.
🍂 اینک نیز مخالفان حکومت، هنوز ضعفهای اساسی و مهم دارند. اپوزیسیون در خارج از کشور پس از حدود نیم قرن فرصت، نتوانسته به اتحاد و انسجام برسد و قانون اساسیِ آلترناتیو تدوین کند و «دولت در تبعید» تأسیس نماید. در داخل ایران نیز روح فعالیت جمعی و نگاه ملی و مبارزات مدنیِ خلاقانه، مثل اعتصاباتِ سراسری و نمادین و پیگیرانه و البته با توجه به منطق موقعیت و مهیا نبودن شرایط، فعلاً به نحو «مقطعی و ناپیوسته و گسسته» در ایام مشخص و کوتاه، با وضع مطلوب فاصله دارد و به لحاظ تئوریک هم هنوز فهمِ عمیق و دقیق و لازم از مفهوم «آزادی و عدالت و توسعه و دموکراسی و سکولاریسم» و لوازم و اقتضائات آنها شایع نیست. هرچند به اقتفای واقعبینی، باید نیمهٔ پر لیوان و گامهای برداشته شده از وجه تئوریک و نیز پراتیک را دید و قدردان بود و با استناد به همین وجه از واقعیت به آینده امید داشت.
🍂 با این وصف، انتقاد به حکومت، نظر به نسبت «استقرار و نیز استمرار» حکومت با مردم، به نحو تلویحی انتقاد به همهٔ انسانهای انضمامی، خصوصاً ایرانیان در گذشته و حال است؛ به فعل و ترک فعل و به قصور و تقصیر همهٔ ما؛ به آنچه انجام دادیم یا انجام ندادیم، به سهم و به قدر خویش.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
🍂 در جهان سنت، حکومتها بیشتر برآمده از زور شمشیر و قدرتِ یک قبیله و فرقه بود و نمیتوان آنها را برآمده از مردم دانست. وقتی چنگیز و تیمور حمله میکردند و به واسطهٔ زور بازو و توحش بیشتر توفق مییافتند، عاملیت فرهنگ عموم مردم، در تعیین تأسیس و نیز سرشت حکومت، محل مناقشه است. منتها انقلاب ۵۷ و حکومت اسلامی-آخوندی، برآمده از فرهنگ و فعل و خواست اکثر قریب به اتفاق مردم ایران بود.
🍂 در زمان و مکان مدنظر غالب مردم ایران مسلمان و مرید روحانیون بودند و مفهوم «عدالت و اخلاق» در ذهن و ضمیر ایشان با «دموکراسی و حقوق بشر و آزادی» تعارض داشت و با «کودکهمسری، قطع دست، قطع پا، شلاق، قصاص، سنگسار، قتل مرتد، تبعیض علیه زنان/کافران» سازگار بود.
🍂 دوام حکومت نیز محصولِ حمایتِ بخشِ مهم و قابل توجهی از مردم، از جمله از مجرای مشارکت در انتخاباتِ نمایشیِ حکومتِ اسلامی-آخوندی بود و عموم مردم فهمی از این واقعیت که بنیان حکومت بر «جهل و ظلم و تبعیض» است و درکی از تعارض ساختاریاش با «حقوق بشر و آزادی و علمانیت و مدنیت و مدرنیت» نداشتند و لذا برخی مدتی به اصلاحات در درون رژیم سیاسی امید بستند.
🍂 اینک نیز مخالفان حکومت، هنوز ضعفهای اساسی و مهم دارند. اپوزیسیون در خارج از کشور پس از حدود نیم قرن فرصت، نتوانسته به اتحاد و انسجام برسد و قانون اساسیِ آلترناتیو تدوین کند و «دولت در تبعید» تأسیس نماید. در داخل ایران نیز روح فعالیت جمعی و نگاه ملی و مبارزات مدنیِ خلاقانه، مثل اعتصاباتِ سراسری و نمادین و پیگیرانه و البته با توجه به منطق موقعیت و مهیا نبودن شرایط، فعلاً به نحو «مقطعی و ناپیوسته و گسسته» در ایام مشخص و کوتاه، با وضع مطلوب فاصله دارد و به لحاظ تئوریک هم هنوز فهمِ عمیق و دقیق و لازم از مفهوم «آزادی و عدالت و توسعه و دموکراسی و سکولاریسم» و لوازم و اقتضائات آنها شایع نیست. هرچند به اقتفای واقعبینی، باید نیمهٔ پر لیوان و گامهای برداشته شده از وجه تئوریک و نیز پراتیک را دید و قدردان بود و با استناد به همین وجه از واقعیت به آینده امید داشت.
🍂 با این وصف، انتقاد به حکومت، نظر به نسبت «استقرار و نیز استمرار» حکومت با مردم، به نحو تلویحی انتقاد به همهٔ انسانهای انضمامی، خصوصاً ایرانیان در گذشته و حال است؛ به فعل و ترک فعل و به قصور و تقصیر همهٔ ما؛ به آنچه انجام دادیم یا انجام ندادیم، به سهم و به قدر خویش.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📗«عقلانیت»، «رنج» و «دین» ✍️#علیرضاموثق 🗄پست مرتبط 📕عبدالکریمی و مسئلهٔ «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» 📕فرآیند تفکر و فرآوردهٔ تفکر 📕مولوی و ماجرای انحطاط مسلمانان 📻 اسلام و عقلانیت (نقدِ نقدِ احمد زیدآبادی بر آرامش دوستدار) 📻 ۱۰ جلسه درسگفتار «عقلانیت و…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘آگنوستیسیزم یا اتئیسم؟
✍️#امین_قضایی
🍂 بسیاری ترجیح میدهند که در مورد وجود خدا، خود را آگنوستیک یا ندانمگرا بنامند. به نظر ایشان این موضع بسیار عاقلانهتر و خردمندانهتری نسبت به اتئیسم (یا اتئیزم یا خداناباوری) است. اما واقعیت این است که این افراد نمیدانند چه میگویند و اصولاً درک درستی از مفاهیم ندارند. متأسفانه حتی متفکرین و صاحب نظران (ظاهراً) برجسته هم در این مورد دچار سردرگمی هستند. توجه داشته باشید تعاریف و تفاوتگذاریهایی که در اینترنت بین اتئیسم و آگنوستیک میخوانید، اکثراً غلط هستند و معمولاً توسط افراد ناآشنا به مفهومپردازی و فلسفه مطرح شده است. یک نمونه از این تعاریف غلط را در تصویر ضمیمه به این مقاله مییابید.
🍂 اول از همه باید یک اشتباه در مورد تعریف اتئیسم را برطرف کنیم. برخی به اشتباه تصور میکنند که اتئیسم باور و اعتقاد به این است که خدا وجود ندارد. اما اینطور نیست. اتئیسم یعنی عدم باور به وجود خدا. بین این دو تفاوت نسبتاً ظریفی وجود دارد. در واقع، روند استدلال به صورت زیر است:
۱- عقل حکم میکند که ما تا وقتی دلیلی برای پذیرش صحت گزاره یا وجود چیزی نداشته باشیم، به وجود آن چیز یا صحت آن گزاره اعتقاد نداشته باشیم.
۲- به لحاظ عقلانی ما هیچ دلیل و استدلالی برای وجود خدا نداریم و به لحاظ تجربی ما هیچ گواه تجربی برای وجود خدا نداریم.
۳- پس مطابق بند اول، ما به وجود خدا اعتقاد و باوری نداریم. و این تعریف اتئیسم است.
🍂 پس اتئیسم به معنای این نیست که ما دلایلی برای اثبات عدم وجود خدا داریم. پس این گفته که اتئیسم باور به عدم وجود خدا است، غلط است. اتئیسم عدم باور به وجود خدا است. به تفاوت بین این دو گزاره "باور به عدم وجود خدا" (که اتئیسم نیست) و "عدم باور به وجود خدا" (که همان اتئیسم است) دقت کنید. اولی یک باور است و نیازمند اقامه دلیل و دومی یک باور نیست.
🌐 مطالعۀ ادامه در مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۵۰۶ واژه
#فلسفیدن #هستیکاوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#امین_قضایی
🍂 بسیاری ترجیح میدهند که در مورد وجود خدا، خود را آگنوستیک یا ندانمگرا بنامند. به نظر ایشان این موضع بسیار عاقلانهتر و خردمندانهتری نسبت به اتئیسم (یا اتئیزم یا خداناباوری) است. اما واقعیت این است که این افراد نمیدانند چه میگویند و اصولاً درک درستی از مفاهیم ندارند. متأسفانه حتی متفکرین و صاحب نظران (ظاهراً) برجسته هم در این مورد دچار سردرگمی هستند. توجه داشته باشید تعاریف و تفاوتگذاریهایی که در اینترنت بین اتئیسم و آگنوستیک میخوانید، اکثراً غلط هستند و معمولاً توسط افراد ناآشنا به مفهومپردازی و فلسفه مطرح شده است. یک نمونه از این تعاریف غلط را در تصویر ضمیمه به این مقاله مییابید.
🍂 اول از همه باید یک اشتباه در مورد تعریف اتئیسم را برطرف کنیم. برخی به اشتباه تصور میکنند که اتئیسم باور و اعتقاد به این است که خدا وجود ندارد. اما اینطور نیست. اتئیسم یعنی عدم باور به وجود خدا. بین این دو تفاوت نسبتاً ظریفی وجود دارد. در واقع، روند استدلال به صورت زیر است:
۱- عقل حکم میکند که ما تا وقتی دلیلی برای پذیرش صحت گزاره یا وجود چیزی نداشته باشیم، به وجود آن چیز یا صحت آن گزاره اعتقاد نداشته باشیم.
۲- به لحاظ عقلانی ما هیچ دلیل و استدلالی برای وجود خدا نداریم و به لحاظ تجربی ما هیچ گواه تجربی برای وجود خدا نداریم.
۳- پس مطابق بند اول، ما به وجود خدا اعتقاد و باوری نداریم. و این تعریف اتئیسم است.
🍂 پس اتئیسم به معنای این نیست که ما دلایلی برای اثبات عدم وجود خدا داریم. پس این گفته که اتئیسم باور به عدم وجود خدا است، غلط است. اتئیسم عدم باور به وجود خدا است. به تفاوت بین این دو گزاره "باور به عدم وجود خدا" (که اتئیسم نیست) و "عدم باور به وجود خدا" (که همان اتئیسم است) دقت کنید. اولی یک باور است و نیازمند اقامه دلیل و دومی یک باور نیست.
🌐 مطالعۀ ادامه در مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۵۰۶ واژه
#فلسفیدن #هستیکاوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
آگنوستیسیزم یا اتئیسم؟
امین قضایی بسیاری ترجیح میدهند که در مورد وجود خدا، خود را آگنوستیک یا ندانمگرا بنامند. به نظر ایشان این موضع بسیار عاقلانهتر و خردمندانهتری نسبت به اتئیسم (یا اتئیزم یا خداناباوری) است. اما واقعیت این است که این افراد نمیدانند چه میگویند و اصولاً درک…
📗اگنوستیسیزم و الله
✍️#علیرضاموثق
🍂 وفق اخلاق باور، ما موظف هستیم که اگر نسبت به یک مدعا و گزاره، قوت دلایل، له و علیه آن برابر بود، موضع لاادری بگیریم، اما اگر قوت دلایل، علیه یا له مدعا و گزاره، کمی بیش از پنجاه درصد بود، آن را حسب مورد تکذیب یا تصدیق کنیم، اما میزان دلبستگیمان به باور مدنظر متناسب با قوت دلایل مؤید آن باشد.
🍂 در مورد سه مقولهٔ «الله و وحی و نبوت»، به نظرم به اقتفای قوت دلایل متعدد موجود علیه آنها، باید تکذیبشان کنیم و نمیبایست نسبت به چنین مدعیاتی موضع لاادری بگیریم. موضع لاادری در مورد خدای فلسفی موضوعیت دارد (مرادم از خدای فلسفی، خدای نامتشخص و یا متشخصِ ناانسانوار و علتالعلل و امثالهم است).
🍂 برخی دوستان آتئیست مدعیاند که نسبت به الله و خدای قرآن (یعنی خدای متشخص و انسانوار و نیز عادل و قادر و عالم و مهربان مطلق)، موضع لاادری اتخاذ میکنند و میگویند مدعای وجود چنین خدایی را تصدیق نمیکنند و باور دارند که دلیل کافی برای تصدیقش وجود ندارد. به عبارت دیگر بین دو گزارهٔ «باور به عدم وجود خدا» و «عدم باور به وجود خدا»، گزارهٔ دوم را تصدیق میکنند.
🍂 به نظرم، این عزیزان به تفاوت بین خدای ادیان ابراهیمی و خدای قرآن با خدای فلسفی عنایت لازم را ندارند، وگرنه نسبت به وجود خدای قرآن به لحاظ انتولوژیک، و نه صرفاً اپیستمولوژیک، باید موضع انکار گرفت. الله به دلایل متعدد که بارها ذکر کردهام، وجود خارجی ندارد و در راستای «موزون کردن میزان دلبستگی به یک باور با میزان قوت دلایل مؤید آن باور»، یعنی به اقتفای عقلانیت نظری، وفق اخلاق باور باید وجود الله تکذیب شود و به موضع لاادری اکتفا نکنیم.
🗄پست مرتبط
📕ارجاع به خدا یا خود-ارجاعی؟
📕خدای قرآن، متشخص یا نامتشخص؟
📕خدای قرآن، قطعاً وجود ندارد
📕خدای نامتشخص و مسئلهٔ شر
📕استدلال من راجع به خدای نامتشخص
📕سخنی در مورد خدا
📻مصاحبه با سایمون بلکبرن پیرامون «خداناباوری»
🗄مطالبی پیرامون «خدای نامتشخص» و «خدای متشخص»
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
🍂 وفق اخلاق باور، ما موظف هستیم که اگر نسبت به یک مدعا و گزاره، قوت دلایل، له و علیه آن برابر بود، موضع لاادری بگیریم، اما اگر قوت دلایل، علیه یا له مدعا و گزاره، کمی بیش از پنجاه درصد بود، آن را حسب مورد تکذیب یا تصدیق کنیم، اما میزان دلبستگیمان به باور مدنظر متناسب با قوت دلایل مؤید آن باشد.
🍂 در مورد سه مقولهٔ «الله و وحی و نبوت»، به نظرم به اقتفای قوت دلایل متعدد موجود علیه آنها، باید تکذیبشان کنیم و نمیبایست نسبت به چنین مدعیاتی موضع لاادری بگیریم. موضع لاادری در مورد خدای فلسفی موضوعیت دارد (مرادم از خدای فلسفی، خدای نامتشخص و یا متشخصِ ناانسانوار و علتالعلل و امثالهم است).
🍂 برخی دوستان آتئیست مدعیاند که نسبت به الله و خدای قرآن (یعنی خدای متشخص و انسانوار و نیز عادل و قادر و عالم و مهربان مطلق)، موضع لاادری اتخاذ میکنند و میگویند مدعای وجود چنین خدایی را تصدیق نمیکنند و باور دارند که دلیل کافی برای تصدیقش وجود ندارد. به عبارت دیگر بین دو گزارهٔ «باور به عدم وجود خدا» و «عدم باور به وجود خدا»، گزارهٔ دوم را تصدیق میکنند.
🍂 به نظرم، این عزیزان به تفاوت بین خدای ادیان ابراهیمی و خدای قرآن با خدای فلسفی عنایت لازم را ندارند، وگرنه نسبت به وجود خدای قرآن به لحاظ انتولوژیک، و نه صرفاً اپیستمولوژیک، باید موضع انکار گرفت. الله به دلایل متعدد که بارها ذکر کردهام، وجود خارجی ندارد و در راستای «موزون کردن میزان دلبستگی به یک باور با میزان قوت دلایل مؤید آن باور»، یعنی به اقتفای عقلانیت نظری، وفق اخلاق باور باید وجود الله تکذیب شود و به موضع لاادری اکتفا نکنیم.
🗄پست مرتبط
📕ارجاع به خدا یا خود-ارجاعی؟
📕خدای قرآن، متشخص یا نامتشخص؟
📕خدای قرآن، قطعاً وجود ندارد
📕خدای نامتشخص و مسئلهٔ شر
📕استدلال من راجع به خدای نامتشخص
📕سخنی در مورد خدا
📻مصاحبه با سایمون بلکبرن پیرامون «خداناباوری»
🗄مطالبی پیرامون «خدای نامتشخص» و «خدای متشخص»
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آگنوستیسیزم یا اتئیسم؟
✍️#امین_قضایی
🍂 بسیاری ترجیح میدهند که در مورد وجود خدا، خود را آگنوستیک یا ندانمگرا بنامند. به نظر ایشان این موضع بسیار عاقلانهتر و خردمندانهتری نسبت به اتئیسم (یا اتئیزم یا خداناباوری) است. اما واقعیت این است که این افراد…
✍️#امین_قضایی
🍂 بسیاری ترجیح میدهند که در مورد وجود خدا، خود را آگنوستیک یا ندانمگرا بنامند. به نظر ایشان این موضع بسیار عاقلانهتر و خردمندانهتری نسبت به اتئیسم (یا اتئیزم یا خداناباوری) است. اما واقعیت این است که این افراد…
نقدآگین
📗حکومت و مردم ✍️#علیرضاموثق 🍂 در جهان سنت، حکومتها بیشتر برآمده از زور شمشیر و قدرتِ یک قبیله و فرقه بود و نمیتوان آنها را برآمده از مردم دانست. وقتی چنگیز و تیمور حمله میکردند و به واسطهٔ زور بازو و توحش بیشتر توفق مییافتند، عاملیت فرهنگ عموم مردم،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗اسلام، حکومت اسلامی و انحطاط فرهنگ
✍️#علیرضاموثق
🍂 اسلام و الگوی تربیتی قرار گرفتنش از دوران کودکی، عقل و اخلاق و عواطف، یعنی فرهنگ را منحط میکند. منتها ظهور فاشیسم مذهبی و استبداد دینی، علت انحطاط فرهنگ نیست، بلکه معلول آن است و در گام بعد و پس از پیدایش، رابطهای دیالکتیکی با انحطاط فرهنگی دارد. از یک طرف، محصول آن است و از طرف دیگر، به رشدش مدد میرساند.
🍂 وقتی عموم مردم یک جامعه در سال ۵۷ از فرط خرافهزدگی و گسستهخردی، دنبال عکس روح الله خمینی در کرهٔ ماه بودند و مفهوم «عقلانیت و عدالت و اخلاق» در ذهنشان با آموزهها و احکام اسلامی (مثل نبوت و معاد و خدای متشخص و عادل و مهربان و یا شلاق و قصاص و سنگسار و قطع دست و نجاست کفار و قتل مرتد) تعارض نداشت و وقتی اکثریت قریب به اتفاق مردم در آن دوران، مسلمان بودند، نمیتوان انتظارِ برآمدن حکومتی مبتنی بر «علم و عقل و عدل و اخلاق» را داشت.
🍂 فاشیستم مذهبی، محصول انحطاط فرهنگی است و از آنجا که با بسط عقلانیت و با رشد فرهنگی در جامعه، از بین میرود، میکوشد تا فرهنگ جامعه منحط بماند یا منحطتر شود.
🍂 حکومت اسلامی، کثیری رذیلت واقعی و درجهٔ اول مثل «ریا و دروغ و استبداد و حقستیزی و خردستیزی و دیگریستیزی و ظلم مقدس و جهل مقدس و جزم و جمود و تعبد و تعصب کور» و نیز «تصدیق مدعای کاذب و یا بلادلیل و یا تکرار ادعای بلادلیل» را رها کردهاست و به این نکته توجه نمیکند که سر تا پای اسلام و حکومت اسلامی «منکرات» است.
🍂 در گام بعد، مصرف مشروب الکلی و کشف حجاب اجباری را منکرات مینامد و برای آن کفنپوش میشود و میکوشد تا جامعه به این امور مشغول و حساس شود. به عبارت دیگر میکوشد تا در ذهن جامعه، حساسیتهای اخلاقی را فاسد و واژگون کند و مردم، چیزی را ظلم و رذیلت و منکر بدانند که ظلم و رذیلت و منکر نیست و سپس از ظلم و رذیلت و منکرات حقیقی که ذات اسلام و حکومت اسلامی را ساختهاست، غافل شوند.
🍂 منتها بسط مدرنیسم و عقلانیت «انتقادی و استدلالی» و گسترش علوم تجربی و انقلاب رسانهها، فاشیسم مذهبی و حکومت اسلامی در ایران را که بنیانش بر جهل و ظلم است، به چالش کشیدهاست و بر خلاف منویات حکومت اسلامی، مردم روز به روز آگاهتر میشوند.
🍂 به نظرم خمینی با مطالعهٔ آثار متفکرانی چون کسروی که با ترور متوحشانهاش نیز همدلی داشت، میدانست که به تدریج، با بسط مدرنیسم و رشد عقلانیت استدلالی، مردم سهم امام زمانِ ۱۲٠٠ ساله نخواهند داد و لذا آخوندها نمیتوانند با کلاهبرداری تئولوژیک زندگی کنند و از گرسنگی خواهند مرد و مآلاً این قضیه از علل مهمی بود که باعث شد تا به فکر تسخیر حکومت و چاههای نفت بیافتد.
🍂 حکومت اسلامی از جهل و ظلم و فساد فرهنگی تغذیه کرد و تولید شد؛ زیرا غالب مردم در آن زمان و مکان، تعارض اسلام با عقلانیت و عدالت را درک نمیکردند و با احکام اسلامی همدل بودند، حتی با سنگسار و بعد، این آموزهها و احکام را سخن خداوند میدانستند.
🍂 لکن اینک ترکیب اجتماعی در حال تغییر است و فرودستانِ فرهنگی در حال کاهش هستند و اسلام و حکومت اسلامی در آیندهای البته نه خیلی کوتاه، در وجود اقشار تحصیلکرده، پایگاه خودشان را تقریباً به طور کامل از دست میدهند و هژمونیشان فرو میپاشد و اسلام به حوزهٔ خصوصیِ برخیِ عوام جاهل میرود.
#نقد_اسلام #نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
🍂 اسلام و الگوی تربیتی قرار گرفتنش از دوران کودکی، عقل و اخلاق و عواطف، یعنی فرهنگ را منحط میکند. منتها ظهور فاشیسم مذهبی و استبداد دینی، علت انحطاط فرهنگ نیست، بلکه معلول آن است و در گام بعد و پس از پیدایش، رابطهای دیالکتیکی با انحطاط فرهنگی دارد. از یک طرف، محصول آن است و از طرف دیگر، به رشدش مدد میرساند.
🍂 وقتی عموم مردم یک جامعه در سال ۵۷ از فرط خرافهزدگی و گسستهخردی، دنبال عکس روح الله خمینی در کرهٔ ماه بودند و مفهوم «عقلانیت و عدالت و اخلاق» در ذهنشان با آموزهها و احکام اسلامی (مثل نبوت و معاد و خدای متشخص و عادل و مهربان و یا شلاق و قصاص و سنگسار و قطع دست و نجاست کفار و قتل مرتد) تعارض نداشت و وقتی اکثریت قریب به اتفاق مردم در آن دوران، مسلمان بودند، نمیتوان انتظارِ برآمدن حکومتی مبتنی بر «علم و عقل و عدل و اخلاق» را داشت.
🍂 فاشیستم مذهبی، محصول انحطاط فرهنگی است و از آنجا که با بسط عقلانیت و با رشد فرهنگی در جامعه، از بین میرود، میکوشد تا فرهنگ جامعه منحط بماند یا منحطتر شود.
🍂 حکومت اسلامی، کثیری رذیلت واقعی و درجهٔ اول مثل «ریا و دروغ و استبداد و حقستیزی و خردستیزی و دیگریستیزی و ظلم مقدس و جهل مقدس و جزم و جمود و تعبد و تعصب کور» و نیز «تصدیق مدعای کاذب و یا بلادلیل و یا تکرار ادعای بلادلیل» را رها کردهاست و به این نکته توجه نمیکند که سر تا پای اسلام و حکومت اسلامی «منکرات» است.
🍂 در گام بعد، مصرف مشروب الکلی و کشف حجاب اجباری را منکرات مینامد و برای آن کفنپوش میشود و میکوشد تا جامعه به این امور مشغول و حساس شود. به عبارت دیگر میکوشد تا در ذهن جامعه، حساسیتهای اخلاقی را فاسد و واژگون کند و مردم، چیزی را ظلم و رذیلت و منکر بدانند که ظلم و رذیلت و منکر نیست و سپس از ظلم و رذیلت و منکرات حقیقی که ذات اسلام و حکومت اسلامی را ساختهاست، غافل شوند.
🍂 منتها بسط مدرنیسم و عقلانیت «انتقادی و استدلالی» و گسترش علوم تجربی و انقلاب رسانهها، فاشیسم مذهبی و حکومت اسلامی در ایران را که بنیانش بر جهل و ظلم است، به چالش کشیدهاست و بر خلاف منویات حکومت اسلامی، مردم روز به روز آگاهتر میشوند.
🍂 به نظرم خمینی با مطالعهٔ آثار متفکرانی چون کسروی که با ترور متوحشانهاش نیز همدلی داشت، میدانست که به تدریج، با بسط مدرنیسم و رشد عقلانیت استدلالی، مردم سهم امام زمانِ ۱۲٠٠ ساله نخواهند داد و لذا آخوندها نمیتوانند با کلاهبرداری تئولوژیک زندگی کنند و از گرسنگی خواهند مرد و مآلاً این قضیه از علل مهمی بود که باعث شد تا به فکر تسخیر حکومت و چاههای نفت بیافتد.
🍂 حکومت اسلامی از جهل و ظلم و فساد فرهنگی تغذیه کرد و تولید شد؛ زیرا غالب مردم در آن زمان و مکان، تعارض اسلام با عقلانیت و عدالت را درک نمیکردند و با احکام اسلامی همدل بودند، حتی با سنگسار و بعد، این آموزهها و احکام را سخن خداوند میدانستند.
🍂 لکن اینک ترکیب اجتماعی در حال تغییر است و فرودستانِ فرهنگی در حال کاهش هستند و اسلام و حکومت اسلامی در آیندهای البته نه خیلی کوتاه، در وجود اقشار تحصیلکرده، پایگاه خودشان را تقریباً به طور کامل از دست میدهند و هژمونیشان فرو میپاشد و اسلام به حوزهٔ خصوصیِ برخیِ عوام جاهل میرود.
#نقد_اسلام #نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘مصافحه با نامسلمانان
✍️ پیج سنجش ادیان ابراهیمی
🗄پست مرتبط
📕آیتالله سبحانی: مسیحیان نجس هستند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️ پیج سنجش ادیان ابراهیمی
🗄پست مرتبط
📕آیتالله سبحانی: مسیحیان نجس هستند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘مصافحه با نامسلمانان
✍️ پیج سنجش ادیان ابراهیمی
🔶امام درباره مصافحه مسلمان با يهودى و نصرانى فرمود:
«از روى لباس [اشكالى ندارد] اگر او با دستش با تو مصافحه كرد، دست خود را بشوى».
🔶خالد قلانسى مىگويد:
– از حضرت صادق پرسيدم كه با ذمى ملاقات مىكنم او با من مصافحه مىكند.
– فرمود: دست خود را به خاك وبه ديوار بكش.
– گفتم: ناصب چطور؟
– فرمود: دستت را بشوی.
🔶حضرت باقر درباره مردی که با مجوسی (زرتشتی) مصافحه کرد، فرمود:
«دستش را بشوید و وضو نگیرد».
🔶عيسى بن عمر از حضرت صادق پرسيد:
– آيا جايز است كه انسان با مجوسى مصافحه كند؟
– امام فرمود: نه.
– پرسيد اگر مصافحه كرد وضو بگيرد؟
– فرمود: بله مصافحه آنان وضو را باطل میكند.
📚منبع: اصول كافی (دارالتعارف، بيروت)؛ ج۲، ص۶۵۰.
🔶مسأله ۱۰۷ - تمام بدن كافر حتی مو و ناخن و نعوات او نجس است.
🔶مسأله ۱۰۸ - اگر پدر و مادر و جد و جده بچه نابالغ كافر باشند آن بچه هم نجس است و اگر يكى از اينها مسلمان باشد بچه پاك است.
📚منبع: توضيح المسائل؛ روح الله خمینی، ج۱، ص۱۵، نجات و احکام نجات.
🔶اگر با دست خیس به اهل کتاب دست داد باید دستتان را بشوئید!
🔶ذبائح اهل کتاب نجس است، همچنین بنا بر احتیاط واجب نجس هستند!
🔶اگر دست خیس به در و دیوار یا اشیاء متعلق به یهودیان مسیحیان و هندوها برخورد کند، باید دست را آب کشید!
📚منبع: جامع الاحکام؛ ج۲، ص۹۳.
🔶هرگاه مسلمانى با كافرى دست دهد و دست هيچ كدام را نگذارد مسلمان مىبايست دستش را به ديوار و يا خاك بمالد.
📚منبع: المقنعة؛ الشیخ المفید، ص۷۱.
#نقد_اسلام #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
✍️ پیج سنجش ادیان ابراهیمی
🔶امام درباره مصافحه مسلمان با يهودى و نصرانى فرمود:
«از روى لباس [اشكالى ندارد] اگر او با دستش با تو مصافحه كرد، دست خود را بشوى».
🔶خالد قلانسى مىگويد:
– از حضرت صادق پرسيدم كه با ذمى ملاقات مىكنم او با من مصافحه مىكند.
– فرمود: دست خود را به خاك وبه ديوار بكش.
– گفتم: ناصب چطور؟
– فرمود: دستت را بشوی.
🔶حضرت باقر درباره مردی که با مجوسی (زرتشتی) مصافحه کرد، فرمود:
«دستش را بشوید و وضو نگیرد».
🔶عيسى بن عمر از حضرت صادق پرسيد:
– آيا جايز است كه انسان با مجوسى مصافحه كند؟
– امام فرمود: نه.
– پرسيد اگر مصافحه كرد وضو بگيرد؟
– فرمود: بله مصافحه آنان وضو را باطل میكند.
📚منبع: اصول كافی (دارالتعارف، بيروت)؛ ج۲، ص۶۵۰.
🔶مسأله ۱۰۷ - تمام بدن كافر حتی مو و ناخن و نعوات او نجس است.
🔶مسأله ۱۰۸ - اگر پدر و مادر و جد و جده بچه نابالغ كافر باشند آن بچه هم نجس است و اگر يكى از اينها مسلمان باشد بچه پاك است.
📚منبع: توضيح المسائل؛ روح الله خمینی، ج۱، ص۱۵، نجات و احکام نجات.
🔶اگر با دست خیس به اهل کتاب دست داد باید دستتان را بشوئید!
🔶ذبائح اهل کتاب نجس است، همچنین بنا بر احتیاط واجب نجس هستند!
🔶اگر دست خیس به در و دیوار یا اشیاء متعلق به یهودیان مسیحیان و هندوها برخورد کند، باید دست را آب کشید!
📚منبع: جامع الاحکام؛ ج۲، ص۹۳.
🔶هرگاه مسلمانى با كافرى دست دهد و دست هيچ كدام را نگذارد مسلمان مىبايست دستش را به ديوار و يا خاك بمالد.
📚منبع: المقنعة؛ الشیخ المفید، ص۷۱.
#نقد_اسلام #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
Telegram
نقدآگین
📘مصافحه با نامسلمانان
✍️ پیج سنجش ادیان ابراهیمی
🗄پست مرتبط
📕آیتالله سبحانی: مسیحیان نجس هستند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️ پیج سنجش ادیان ابراهیمی
🗄پست مرتبط
📕آیتالله سبحانی: مسیحیان نجس هستند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
این جمله از کیست؟ (۱/۱۲) ✍️#امیرحسین_ترکاشوند جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟ الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان پ- هیچکدام ت- هر دو 🍂 ما مردم عوام، به هیچ روی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗از فرهنگ قبیلهای تا قبیلهٔ فرهنگی
— چرا روحانیون نسبت به بسطِ سبکِ زندگیِ مدرن حساساند؟
✍️#علیرضاموثق
۱) در طی چند هزار سال تاریخ ایران، صرفنظر از جنگهای بیرونی با کشورها و قبایلی کمابیش مشابه با وضعیت داخلی ایران، روال امور بر این سیاق بودهاست که ایلها و قبایل و طوایف رنگارنگ، با یکدیگر میجنگیدند و پس از یک دوره آشوب و جنگهای طولانی با هزاران کشته و «کلهمناره»، یک ایل و قبیله و طایفه، به زور شمشیر و بعضاً مقداری تدبیر، پیروز میشده و مآلاً مدت کوتاهی، به طور نسبی، وحدت و نظمی سستبنیاد و کوتاهمدت و مبتنی بر زورِ شمشیر و ترس از مرگ، در حوزههایِ سیالِ جغرافیایی ایجاد میکردهاست.
پس از مرگ سلطانِ پیروز و در صورتِ تداومِ انتقالِ قدرت به وارثانش، بعد از یک یا چند نسل، بین قبایلی که وحدتی صوری و موقتی ایجاد شده بود، دوباره جنگ شروع میشد و بدینترتیب این دور باطل در گردابِ خون و ترس ادامه مییافت.
بنیان فرهنگ قبیلهای، در کشور ما که بافتی منسجم از منافع عینی، تار و پود آن را به هم گره نمیزد، در «ستیز با دیگری» و با قبایلِ «غیر خودی» بود و حتی این «دیگری»، منحصر در «دیگری-کافر» از نگاه دینی نبود و چه بسا عموم آنها که علیه یکدیگر میجنگیدند، یک دین داشتند؛ ولو این «دیگریستیزی» از جانب چهره و شخصیتِ الله، تغذیه و تقویت میشد.
به طور کلی، در بافت قدرت در نظام قبیلهای، ستیز با دیگری، شایع و غالب و استوار و بلندمدت است و وحدت و تعامل و سازش با او، قلیل و سست و شکننده و کوتاهمدت.
۲) پس از مشروطه و با آغاز رسمی دولتسازی مدرن، این نظام ملوکالطوایفی و این شورشها، کمابیش بر علیه حکومت مرکزی، ادامه داشتهاست و رضا پهلوی و پسرش، دولتسازیِ آغاز شده در عصر مشروطه را با سرعت بیشتری ادامه دادند.
قبیلهٔ آخوندهایِ فعلیِ ما، میوهٔ تمهیدات سیاسیِ شاه اسماعیل صفوی بود و همان شاه صفوی بود که برای هویتسازیِ مستقل نسبت به اعراب و عثمانیهایِ مهاجم و سنی، شیعهٔ ۱۲ امامی را به اکثریتِ سنیمذهبِ مردم ایران تحمیل کرد و سپس، نادر شاه نیز مجدداً به واسطهٔ یک تمهیدِ سیاسیِ دیگر و جهتِ تعدیلِ تخاصماتی که از تمهیداتِ صفویه برخاسته و شدت گرفتهبود، فقه جعفری را رونق داد.
رضا پهلوی برای پایان بخشیدن به این بینظمیهایِ تاریخی و جنگِ مداومِ قبایل و در راستایِ دولتسازی، تمام قبایلی که شورش کردهبودند یا میل به گریز از مرکز داشتند را حسب مورد، سرکوب یا مهار کرد، اما در خصوصِ سرکوب و مهارِ اساسیِ قبیلهٔ آخوندها، به خاطرِ ریشهٔ عمیقِ تاریخی و نفوذ گستردهٔ آنها در فرهنگ و سبک زندگی و اعتقادات مردم، چندان موفق نشد و تنها توانست، اندکی آنها را تضعیف کند. البته این ضعف، دیری نپایید که به خاطرِ بیجربزگی و بیتدبیریِ محمدرضا پهلوی، رو به قوت گرایید و وفقِ عادتِ تاریخیِ قبایلِ ایرانی، شروع به شورش کرد.
🌐 مطالعۀ ادامه در سایت «تریبون زمانه» یا مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۴۰۳ واژه
#آخوندیسم #اسلام_و_غرب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا روحانیون نسبت به بسطِ سبکِ زندگیِ مدرن حساساند؟
✍️#علیرضاموثق
۱) در طی چند هزار سال تاریخ ایران، صرفنظر از جنگهای بیرونی با کشورها و قبایلی کمابیش مشابه با وضعیت داخلی ایران، روال امور بر این سیاق بودهاست که ایلها و قبایل و طوایف رنگارنگ، با یکدیگر میجنگیدند و پس از یک دوره آشوب و جنگهای طولانی با هزاران کشته و «کلهمناره»، یک ایل و قبیله و طایفه، به زور شمشیر و بعضاً مقداری تدبیر، پیروز میشده و مآلاً مدت کوتاهی، به طور نسبی، وحدت و نظمی سستبنیاد و کوتاهمدت و مبتنی بر زورِ شمشیر و ترس از مرگ، در حوزههایِ سیالِ جغرافیایی ایجاد میکردهاست.
پس از مرگ سلطانِ پیروز و در صورتِ تداومِ انتقالِ قدرت به وارثانش، بعد از یک یا چند نسل، بین قبایلی که وحدتی صوری و موقتی ایجاد شده بود، دوباره جنگ شروع میشد و بدینترتیب این دور باطل در گردابِ خون و ترس ادامه مییافت.
بنیان فرهنگ قبیلهای، در کشور ما که بافتی منسجم از منافع عینی، تار و پود آن را به هم گره نمیزد، در «ستیز با دیگری» و با قبایلِ «غیر خودی» بود و حتی این «دیگری»، منحصر در «دیگری-کافر» از نگاه دینی نبود و چه بسا عموم آنها که علیه یکدیگر میجنگیدند، یک دین داشتند؛ ولو این «دیگریستیزی» از جانب چهره و شخصیتِ الله، تغذیه و تقویت میشد.
به طور کلی، در بافت قدرت در نظام قبیلهای، ستیز با دیگری، شایع و غالب و استوار و بلندمدت است و وحدت و تعامل و سازش با او، قلیل و سست و شکننده و کوتاهمدت.
۲) پس از مشروطه و با آغاز رسمی دولتسازی مدرن، این نظام ملوکالطوایفی و این شورشها، کمابیش بر علیه حکومت مرکزی، ادامه داشتهاست و رضا پهلوی و پسرش، دولتسازیِ آغاز شده در عصر مشروطه را با سرعت بیشتری ادامه دادند.
قبیلهٔ آخوندهایِ فعلیِ ما، میوهٔ تمهیدات سیاسیِ شاه اسماعیل صفوی بود و همان شاه صفوی بود که برای هویتسازیِ مستقل نسبت به اعراب و عثمانیهایِ مهاجم و سنی، شیعهٔ ۱۲ امامی را به اکثریتِ سنیمذهبِ مردم ایران تحمیل کرد و سپس، نادر شاه نیز مجدداً به واسطهٔ یک تمهیدِ سیاسیِ دیگر و جهتِ تعدیلِ تخاصماتی که از تمهیداتِ صفویه برخاسته و شدت گرفتهبود، فقه جعفری را رونق داد.
رضا پهلوی برای پایان بخشیدن به این بینظمیهایِ تاریخی و جنگِ مداومِ قبایل و در راستایِ دولتسازی، تمام قبایلی که شورش کردهبودند یا میل به گریز از مرکز داشتند را حسب مورد، سرکوب یا مهار کرد، اما در خصوصِ سرکوب و مهارِ اساسیِ قبیلهٔ آخوندها، به خاطرِ ریشهٔ عمیقِ تاریخی و نفوذ گستردهٔ آنها در فرهنگ و سبک زندگی و اعتقادات مردم، چندان موفق نشد و تنها توانست، اندکی آنها را تضعیف کند. البته این ضعف، دیری نپایید که به خاطرِ بیجربزگی و بیتدبیریِ محمدرضا پهلوی، رو به قوت گرایید و وفقِ عادتِ تاریخیِ قبایلِ ایرانی، شروع به شورش کرد.
🌐 مطالعۀ ادامه در سایت «تریبون زمانه» یا مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۴۰۳ واژه
#آخوندیسم #اسلام_و_غرب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
از فرهنگ قبیلهای تا قبیلهٔ فرهنگی
— چرا روحانیون نسبت به بسطِ سبکِ زندگیِ مدرن حساساند؟ ✍️#علیرضاموثق ۱) در طی چند هزار سال تاریخ ایران، صرفنظر از جنگهای بیرونی با کشورها و قبایلی کمابیش مشابه با وضعیت داخلی ایران، روال امور بر این سیاق بودهاست که ایلها و قبایل و طوایف رنگارنگ، با یکدیگر…
نقدآگین
📗اگنوستیسیزم و الله ✍️#علیرضاموثق 🍂 وفق اخلاق باور، ما موظف هستیم که اگر نسبت به یک مدعا و گزاره، قوت دلایل، له و علیه آن برابر بود، موضع لاادری بگیریم، اما اگر قوت دلایل، علیه یا له مدعا و گزاره، کمی بیش از پنجاه درصد بود، آن را حسب مورد تکذیب یا تصدیق…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
🖼 ناآگاه از خطر (۱۸۶۵) 🎨 #سیمور_جوزف_گای (۱۹۱۰ - ۱۸۲۴) #نگار_نو ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎨 #کن_گرگوار (Kenne Grégoire)
🍂 کن گرگوار، نقاشی که اغلب با جنبش رئالیسم مدرن هلندی مرتبط است، بین نقاشیهای بیجان و صحنههای سورئالتر حرکت میکند که غم و اندوه انسانی و سایر احساسات پیچیده را به تصویر میکشد.
🍂 این هنرمند از تکنیکهای برگرفته از قرن هفدهم استفاده میکند، اما بهگونهای به کار خود نزدیک میشود که فرم، پرسپکتیو و رنگها را درهم میپیچد تا دیدگاهها و موقعیتهای مبهم ایجاد کند.
🍂 او در مورد محدودیتهای فرم، هم بعنوان جنبهای هشیارکننده برای کاری که انجام میدهد و هم بعنوان چیزی هیجانانگیز، اظهار داشتهاست: «نقاشی بهترین راه فریبنده و ناکارآمد برای به تصویر کشیدن ایدهها و احساسات شماست» و میافزاید: «اما دقیقاً همین فریبکاری و محدودیتهای فراوانی که به همراه دارد، هنر قدیمی نقاشی را بسیار جذاب میکند».
#نگار_نو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
🍂 کن گرگوار، نقاشی که اغلب با جنبش رئالیسم مدرن هلندی مرتبط است، بین نقاشیهای بیجان و صحنههای سورئالتر حرکت میکند که غم و اندوه انسانی و سایر احساسات پیچیده را به تصویر میکشد.
🍂 این هنرمند از تکنیکهای برگرفته از قرن هفدهم استفاده میکند، اما بهگونهای به کار خود نزدیک میشود که فرم، پرسپکتیو و رنگها را درهم میپیچد تا دیدگاهها و موقعیتهای مبهم ایجاد کند.
🍂 او در مورد محدودیتهای فرم، هم بعنوان جنبهای هشیارکننده برای کاری که انجام میدهد و هم بعنوان چیزی هیجانانگیز، اظهار داشتهاست: «نقاشی بهترین راه فریبنده و ناکارآمد برای به تصویر کشیدن ایدهها و احساسات شماست» و میافزاید: «اما دقیقاً همین فریبکاری و محدودیتهای فراوانی که به همراه دارد، هنر قدیمی نقاشی را بسیار جذاب میکند».
#نگار_نو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
نقدآگین
این جمله از کیست؟ (۱/۱۲) ✍️#امیرحسین_ترکاشوند جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟ الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان پ- هیچکدام ت- هر دو 🍂 ما مردم عوام، به هیچ روی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘این جمله از کیست؟ (۲/۱۲)
✍️#امیرحسین_ترکاشوند
🍂 یادداشت این جمله از کیست؟ که منتشر شد، موجی از بُهت ، پرسش و نقد و بررسی را به وجود آورد. علت این مسئله، علاقۀ زایدالوصف به ایشان و تفسیر اوست که من نیز با آنان در این تعلق خاطر شریکم، اما نباید این علاقهها (و کلاً حب و بغضها) مانع دیدنِ حقیقت شود.
🍂 حقیقت این است که با وجود تمایزات و برجستگیهای فراوان علامه طباطبایی، اما متأسفانه آراء وی دربارۀ غیرمسلمانان، هیچ تفاوت محسوسی با احکام دیگریستیز قدما (فقهای سنتی) ندارد.
🍂 ناباوری و بُهت ما از علامه، به خاطر زاویه داشتن این رأی او با مشرب فلسفی و عرفانی که از وی سراغ داریم میباشد، ولی نباید غافل از این بود که معمولاً وقتی همین علمای منحصر به فرد، سراغ «احکام فقهی» میروند، انگار با اقتضائات عقلی، فلسفی، عرفانی و انسانی خداحافظی میکنند و عیناً همان احکامِ بعضاً تند و فاقد توجیه را با توجیهات عقلی تکرار میکنند.
🍂 در پُست پیشین، یک سند ناامیدکننده از رأی وی آوردم، ولی از آن بدتر، صراحت لهجۀ وی همچون قدمای فقه سنتی در نادیده گرفتنِ «حقّ حیاتِ» انسان (در اینجا مرادم غیر مسلمانها) است که مطابق این سند جدید، حیات آنان را فقط به شرط «اسلام آوردن» یا به شرط «تحت حکومت اسلامی زیستنِ موحدانشان» روا میداند و در غیر اینصورت نه:
«... والذي يعتبره الإسلام في ثبوت الحق هو دين التوحيد من الإسلام أو الذمة فمن لا إسلام له ولا ذمة ، فلا حق له من الحيوة وهو الذي ينطبق على الناموس الفطري الذي سمعت أنه المعتبر إجمالاً عند المجتمع الإنساني» (المیزان ج۳ ص۲۶۲)
🍂 و شگفتی مضاعف اینکه این حکم تبعیضآمیز را بلافاصله پس از استدلال مفصل در تقبیح «رفتار تبعیضآمیز یهود» بیان کرد! در خصوص سند بالا فقط به متن علامه توجه شود و نه افزودههای ترجمۀ المیزان ج۳ ص۴۱۴.
🍂 و از این دو سند شگفتانگیزتر این است که برای توجیه و جا انداختن مسئله (و این پرسش مقدر که آیا این تندی و خشونت، انسانی و حق است یا نه؟)، ابتدا «انسانیت و حقّ انسانی» و «دشمن حیات و انسانیت نبودن» را به «توحید و اسلامآوری» تفسیر میکند، سپس با خیالی آسوده، آنان را به جُرم «گردنکشی در برابر انسانیت و حقّ انسانی» و به جرم «دشمن حیات و انسانیت بودن»، مستحقّ نابودی میداند و با این استدلال، لشکرکشی به سمت غیرمسلمانان را جهادی دفاعی، برای دفاع از حقّ فطری انسانها و مقابله با دشمنان بشریت و حیات معرفی میکند:
«وجملة الامر أن القرآن يذكر أن الاسلام ودين التوحيد مبني على أساس الفطرة وهو القيم على إصلاح الانسانية في حيوتها ... فإقامته والتحفظ عليه أهم حقوق الانسانية المشروعة ... فسمى الجهاد والقتال الذي يدعى له المؤمنون محييا لهم ، ومعناه أن القتال سواء كان بعنوان الدفاع عن المسلمين أو عن بيضة الاسلام أو كان قتالا ابتدائيا كل ذلك بالحقيقة دفاع عن حق الانسانية في حياتها ففي الشرك بالله سبحانه هلاك الانسانية وموت الفطرة ، وفي القتال وهو دفاع عن حقها إعادة لحياتها وإحيائها بعد الموت. ومن هناك يستشعر الفطن اللبيب : إنه ينبغي أن يكون للاسلام حكم دفاعي في تطهير الارض من لوث مطلق الشرك وإخلاص الايمان لله سبحانه وتعالى فان هذا القتال الذى تذكره الآيات المذكورة إنما هو لاماتة الشرك الظاهر من الوثنية ، أو لاعلاء كلمة الحق على كلمة اهل الكتاب بحملهم على اعطاء الجزية ... وذلك أن القرآن يبين أن الاسلام مبني على قضاء الفطرة الانسانية التي لا ينبغي أن يرتاب أن كمال الانسان في حياته هو ما قضت به وحكمت ودعت إليه ، وهي تقضى بأن التوحيد هو الاساس الذي يجب بناء القوانين الفردية والاجتماعية عليه ، وأن الدفاع عن هذا الاصل بنشره بين الناس وحفظه من الهلاك والفساد حق مشروع للانسانية يجب استيفائه بأى وسيلة ممكنة ، وقد روعي في ذلك طريق الاعتدال ، فبدأ بالدعوة المجردة والصبر على الاذى في جنب الله ، ثم الدفاع عن بيضة الاسلام ونفوس المسلمين وأعراضهم وأموالهم ، ثم القتال الابتدائي الذي هو دفاع عن حق الانسانية وكلمة التوحيد... وأما ما ذكروه من استلزامه الاكراه عند الغلبة فلا ضير فيه بعد توقف إحياء الانسانية على تحميل الحق المشروع على عدة من الافراد بعد البيان واقامة الحجة البالغة عليهم ، وهذه طريقة دائرة بين الملل والدول فان المتمرد المتخلف عن القوانين المدنية يدعى إلى تبعيتها ثم يحمل عليه بأي وسيلة أمكنت ولو انجر إلى القتال حتى يطيع وينقاد طوعا أو كرها. على ان الكره انما يعيش ويدوم في طبقة واحدة من النسل ، ثم التعليم والتربية الدينيان يصلحان الطبقات الآتية بإنشائها على الدين الفطري وكلمة التوحيد طوعا» [المیزان ج۲ ص ۶۸-۶۵ (ترجمۀ المیزان ج۲ ص ۱۰۰-۹۶)].
🍂 برای نقد قرآنیِ این برداشت علامه (در جهاد ابتدایی) به کتاب جهاد در اسلام صالحی نجفآبادی (ص ۶۰-۵۶) مراجعه شود.
#آخوندیسم #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baznegari
✍️#امیرحسین_ترکاشوند
🍂 یادداشت این جمله از کیست؟ که منتشر شد، موجی از بُهت ، پرسش و نقد و بررسی را به وجود آورد. علت این مسئله، علاقۀ زایدالوصف به ایشان و تفسیر اوست که من نیز با آنان در این تعلق خاطر شریکم، اما نباید این علاقهها (و کلاً حب و بغضها) مانع دیدنِ حقیقت شود.
🍂 حقیقت این است که با وجود تمایزات و برجستگیهای فراوان علامه طباطبایی، اما متأسفانه آراء وی دربارۀ غیرمسلمانان، هیچ تفاوت محسوسی با احکام دیگریستیز قدما (فقهای سنتی) ندارد.
🍂 ناباوری و بُهت ما از علامه، به خاطر زاویه داشتن این رأی او با مشرب فلسفی و عرفانی که از وی سراغ داریم میباشد، ولی نباید غافل از این بود که معمولاً وقتی همین علمای منحصر به فرد، سراغ «احکام فقهی» میروند، انگار با اقتضائات عقلی، فلسفی، عرفانی و انسانی خداحافظی میکنند و عیناً همان احکامِ بعضاً تند و فاقد توجیه را با توجیهات عقلی تکرار میکنند.
🍂 در پُست پیشین، یک سند ناامیدکننده از رأی وی آوردم، ولی از آن بدتر، صراحت لهجۀ وی همچون قدمای فقه سنتی در نادیده گرفتنِ «حقّ حیاتِ» انسان (در اینجا مرادم غیر مسلمانها) است که مطابق این سند جدید، حیات آنان را فقط به شرط «اسلام آوردن» یا به شرط «تحت حکومت اسلامی زیستنِ موحدانشان» روا میداند و در غیر اینصورت نه:
«... والذي يعتبره الإسلام في ثبوت الحق هو دين التوحيد من الإسلام أو الذمة فمن لا إسلام له ولا ذمة ، فلا حق له من الحيوة وهو الذي ينطبق على الناموس الفطري الذي سمعت أنه المعتبر إجمالاً عند المجتمع الإنساني» (المیزان ج۳ ص۲۶۲)
🍂 و شگفتی مضاعف اینکه این حکم تبعیضآمیز را بلافاصله پس از استدلال مفصل در تقبیح «رفتار تبعیضآمیز یهود» بیان کرد! در خصوص سند بالا فقط به متن علامه توجه شود و نه افزودههای ترجمۀ المیزان ج۳ ص۴۱۴.
🍂 و از این دو سند شگفتانگیزتر این است که برای توجیه و جا انداختن مسئله (و این پرسش مقدر که آیا این تندی و خشونت، انسانی و حق است یا نه؟)، ابتدا «انسانیت و حقّ انسانی» و «دشمن حیات و انسانیت نبودن» را به «توحید و اسلامآوری» تفسیر میکند، سپس با خیالی آسوده، آنان را به جُرم «گردنکشی در برابر انسانیت و حقّ انسانی» و به جرم «دشمن حیات و انسانیت بودن»، مستحقّ نابودی میداند و با این استدلال، لشکرکشی به سمت غیرمسلمانان را جهادی دفاعی، برای دفاع از حقّ فطری انسانها و مقابله با دشمنان بشریت و حیات معرفی میکند:
«وجملة الامر أن القرآن يذكر أن الاسلام ودين التوحيد مبني على أساس الفطرة وهو القيم على إصلاح الانسانية في حيوتها ... فإقامته والتحفظ عليه أهم حقوق الانسانية المشروعة ... فسمى الجهاد والقتال الذي يدعى له المؤمنون محييا لهم ، ومعناه أن القتال سواء كان بعنوان الدفاع عن المسلمين أو عن بيضة الاسلام أو كان قتالا ابتدائيا كل ذلك بالحقيقة دفاع عن حق الانسانية في حياتها ففي الشرك بالله سبحانه هلاك الانسانية وموت الفطرة ، وفي القتال وهو دفاع عن حقها إعادة لحياتها وإحيائها بعد الموت. ومن هناك يستشعر الفطن اللبيب : إنه ينبغي أن يكون للاسلام حكم دفاعي في تطهير الارض من لوث مطلق الشرك وإخلاص الايمان لله سبحانه وتعالى فان هذا القتال الذى تذكره الآيات المذكورة إنما هو لاماتة الشرك الظاهر من الوثنية ، أو لاعلاء كلمة الحق على كلمة اهل الكتاب بحملهم على اعطاء الجزية ... وذلك أن القرآن يبين أن الاسلام مبني على قضاء الفطرة الانسانية التي لا ينبغي أن يرتاب أن كمال الانسان في حياته هو ما قضت به وحكمت ودعت إليه ، وهي تقضى بأن التوحيد هو الاساس الذي يجب بناء القوانين الفردية والاجتماعية عليه ، وأن الدفاع عن هذا الاصل بنشره بين الناس وحفظه من الهلاك والفساد حق مشروع للانسانية يجب استيفائه بأى وسيلة ممكنة ، وقد روعي في ذلك طريق الاعتدال ، فبدأ بالدعوة المجردة والصبر على الاذى في جنب الله ، ثم الدفاع عن بيضة الاسلام ونفوس المسلمين وأعراضهم وأموالهم ، ثم القتال الابتدائي الذي هو دفاع عن حق الانسانية وكلمة التوحيد... وأما ما ذكروه من استلزامه الاكراه عند الغلبة فلا ضير فيه بعد توقف إحياء الانسانية على تحميل الحق المشروع على عدة من الافراد بعد البيان واقامة الحجة البالغة عليهم ، وهذه طريقة دائرة بين الملل والدول فان المتمرد المتخلف عن القوانين المدنية يدعى إلى تبعيتها ثم يحمل عليه بأي وسيلة أمكنت ولو انجر إلى القتال حتى يطيع وينقاد طوعا أو كرها. على ان الكره انما يعيش ويدوم في طبقة واحدة من النسل ، ثم التعليم والتربية الدينيان يصلحان الطبقات الآتية بإنشائها على الدين الفطري وكلمة التوحيد طوعا» [المیزان ج۲ ص ۶۸-۶۵ (ترجمۀ المیزان ج۲ ص ۱۰۰-۹۶)].
🍂 برای نقد قرآنیِ این برداشت علامه (در جهاد ابتدایی) به کتاب جهاد در اسلام صالحی نجفآبادی (ص ۶۰-۵۶) مراجعه شود.
#آخوندیسم #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baznegari
Telegram
نقدآگین
این جمله از کیست؟ (۱/۱۲)
✍️#امیرحسین_ترکاشوند
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
🍂 ما مردم عوام، به هیچ…
✍️#امیرحسین_ترکاشوند
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
🍂 ما مردم عوام، به هیچ…
نقدآگین
📗پیرامون مغالطهٔ تحدی در قرآن ✍️#علیرضاموثق 🍂 آرامش دوستدار نظریهای مطرح کردهاست تحت عنوان «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» یا به بیان دیگر «امتناع تفکر در ذهن دینخو». آرامش دوستدار در فضای فلسفهٔ قارهای تنفس میکرد و قلم میزد. من نظریهٔ ایشان را از موضع…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM