نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘بشارت‌تراشی‌ مسلمانان (قسمت سوم)
— سنجش موارد ادعایی بشارت محمد در بایبل

✍🏻 #یحیا

🍂 متن این سلسله مقالات، از کتاب ارزشمند نویسنده‌ای پژوهشگر در بایبل و قرآن، با عنوان «ردّ بشارات پیامبر اسلام» برگرفته شده‌است. در این قسمت، به ۳ بشارت به پیامبر اسلام در بایبل، بنا به ادعای مسلمانان، پرداخته می‌شود و هر یک جداگانه، مورد سنجش و بررسی دقیق متنی قرار خواهند گرفت.

بشارت ۱۶. پاراکلتوس
بشارت ۱۷. روح راستی
بشارت ۱۸. رئیس این جهان

🌐
مطالعۀ ادامه در مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
🔖 ۲۱۳۷ واژه


#نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗چرا تحدی مغالطه است؟

✍️#علیرضاموثق

1️⃣ داور این مسابقه کیست؟ آیا مسلمان‌ها داور هستند؟ منتها مسلمان‌ها، صلاحیتِ داوری ندارند؛ به همان قیاس که یک قاضی، صلاحیتِ قضاوت نسبت به پروندهٔ قضاییِ خودش را ندارد، «به این دلیلِ ساده که ذی نفع است»، لذا قرآن، با مشخص نکردن داور، چیزی را مراد کرده‌است، اما تمهیدی برای لوازم و مقتضیاتِ ضروریِ تحقق آن ندارد و موضوع را از این حیث مبهم رها کرده‌است.

2️⃣ مدعیان مگر همهٔ کتاب‌هایِ تألیف شده در طول تاریخ را خوانده‌اند تا بتوانند داوری کنند؟ اصلاً فرض کنیم که تمامِ کتاب‌های تألیف شده تا زمانِ حال را خوانده‌اند، اما شاید در آینده، شخصی موفق شود که آیه و سوره‌ و یا سوره‌هایی بهتر از قرآن بیاورد، پس از این وجه نیز پیروزیِ قرآن در تحدی، مدعا را اثبات نمی‌کند؛ چون لاجرم و نهایتاً، داوریِ ما ناظر است به زمانِ طرحِ تحدی تا زمان حال.

3️⃣ از کدام وجه باید سوره یا کتابی شبیه به قرآن آورد؟ وجه شبه و همانندی چه باید باشد؟ می‌بینیم که در اینجا نیز مدعا مبهم است و از این منظر هم نوعی مغالطه صورت گرفته است. همچنین دقیقاً از هر حیث شبیه به یک چیز را ساختن که می‌شود خود آن‌ چیز را کپی کردن، بدون هر گونه تفاوت(!)

برای نمونه، «مثل یک ماشین پژو یا A را ساختن»؛ یعنی «یک ماشین دقیقاً شبیه به نمونهٔ مدنظر و همان A را ساختن». حال اگر شخصی یک کپی از روی قرآن بنویسد، مدعی چه می‌گوید؟

4️⃣ تحدی با قرآن، به چه زبانی و در کدام کانتکستِ تاریخی و معنایی باید صورت گیرد؟ برای مثال، آیا آلمانی‌ها در قرن ۲۱، به زبان عربی و در کانتکست و افق معنایی ۱۴۰۰ سالِ قبل، تحدی کنند؟ چون مدعای پیامبر اسلام این است که مخاطبش، همهٔ انسان‌ها، در تمام زبان‌ها و زمان‌ها و مکان‌ها هستند. آیا این امر ممکن و نیز منصفانه است که آلمانی‌هایِ قرن ۲۱ را به مبارزه در کانتکستِ زبان عربی در افقِ معناییِ ۱۴۰۰ سال قبل فرا بخوانیم؟

اگر بگویند: «اشکالی ندارد. با زبان آلمانی در کانتکست قرن ۲۱ در آلمان تحدی کنید»، باید گفت: «خب! اما با چه ترازو و ملاکی داوری کنیم؟». شبیه به اینکه بخواهیم بنز را با گاری مقایسه کنیم، اما هر کدام را در بسترِ زمانی و مکانی و اجتماعی و تاریخیِ خودشان داوری کنیم. در اینجا اساساً داوری ناممکن می‌شود. پس قرآن متأسفانه باز در اینجا به بدیهیات توجه نکرده است.

5️⃣ بر فرضِ پیروزیِ قرآن در تحدی و بر فرض اثبات بی‌تناقض و بی‌تعارض بودن و نیز واجد کیفیتِ بی‌نظیرِ ظاهری و باطنی بودن قرآن (که البته نقیض این مدعیات ثابت شده‌است)، فوقش محرز می‌شود که قرآن، اثری نادر و بی‌نظیر است؛ زیرا مگر از نادر و بی‌نظیر بودنِ یک اثر، منطقاً به سخن الله بودن آن اثر می‌توان رسید؟

برای برهان حداقل دو قضیه و مقدمهٔ صادق لازم است. در اینجا ابتدا باید مقدماتِ ذیل ثابت شود تا نتیجه حاصل آید و با فرضِ اثباتِ پیروزی قرآن در تحدی، صرفاً صغرای استدلال اثبات شده‌است و نتیجه که عبارت است از «مدعای سخن الله بودن قرآن» اثبات نمی‌شود:

کبری) هر سخنِ نادر و بی‌رقیبی سخنِ الله است یا قرآن در صورت نادر بودن، سخن الله است.

صغری) تاکنون قرآن در تحدی پیروز شده و نیز در آینده پیروز خواهد شد.

نتیجه) قرآن سخن الله است.

لذا با فرض پیروزی قرآن در تحدی و اثبات پیروزی آن در آینده؛ چون مقدمهٔ نخست و کبرای استدلال اثبات نشده، نتیجه حاصل نمی‌شود.

6️⃣ نکتهٔ دیگر در حاشیهٔ مبحث تحدی، ادعای تصدیق ظهور محمد بن عبدالله در ادیان قبلی یا پیش‌گوییِ ادیان دیگر مبنی بر ظهور پیامبر اسلام است. در این خصوص نیز مغالطه صورت می‌گیرد. فرض کنیم در صدها کتاب ادعا شده‌باشد که پیامبری در آیندهٔ نامشخص و حتی در زمان و مکان مشخص ظهور می‌کند و به جزئیات لازم دیگر اشاره نمی‌شود، لکن این مدعا کلی و مبهم است و مدعی نبوت در زمان و مکان مطروحه، ابتدا باید ثابت کند که مصداقِ این پیش‌گویی و ادعا توسط اشخاص قبل از خویش در گذشته است؛ با جزئیاتی در بالاترین سطح ممکن.

پیش‌گوییِ مورد ادعای مسلمانان با جزئیاتِ بسیار دقیق از شخص محمد بن عبدالله نیست [ر.ک. بشارت‌تراشی‌ مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)]. همچنین بر فرض وجودِ «پیش‌گویی» و یا «نکات علمی» در قرآن و نیز «وقوع معجزه» که ادعاهایی کذب به لحاظ صغروی هستند، به سیاق تحدی، با مفروض گرفتن صدق صغری، به دلیل عدم اثبات کبرای استدلال، باز نبوت اثبات نمی‌شود.

.


#مغلطجات #تفکر_انتقادی #نقد_اسلام #نقد_قرآن #تحدی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘اصول دین لزوما تحقیقی نیست!
(۱/۲)
✍️ پژوهشگر

🍂 حتما بارها شنیده‌اید که در اسلام، اصول دین تحقیقی‌ست نه تقلیدی. مراجع و آخوندها بعد از سید بروجردی، معمولا اینرا با افتخار بیان می‌کنند که دین ما تحقیقی‌ست، ولی باید بپرسیم این اصل از کجا آمده؟ کجای قرآن و عترت به آن اشاره شده‌است؟ اصلا آیا واقعا مراجع شیعه گفته‌اند که اصول دین تحقیقی‌ست؟ یعنی اگر مسلمانی بدون تحقیق مسلمان شود، اسلامش قبول نیست؟ مراجع دقیقا چه گفتند؟ برای پاسخ، به متن اصلی حکم مراجع تقلید شیعه رجوع می‌کنیم:

سید سیستانی: «شخص مسلمان بايد عقيده‌اش به اصول دين از روى بصيرت باشد، و نمىتواند در اصول دين تقليد نمايد، يعنى گفته كسى را كه علم به آنها دارد به صرف اين كه او گفته است قبول كند، ولى چنانچه شخص به عقائد حقه اسلام يقين داشته باشد و آنها را اظهار نمايد هر چند از روى بصيرت نباشد آن شخص مسلمان و مؤمن است و همه احكام اسلام و ايمان بر او جارى مىشود» (توضیح المسائل سیستانی، مسأله۱).

سید خوئی: «برای اعتقاد ب اصول دین، اکتفا به قول غیر جایز و صحیح است. پس در بحث اعتقادات، مطلوب همانا حصول علم است، حال بهر روشی که باشد. مثلا اگر کسی بگوید من بچیزی اعتقاد دارم چون خبرش بمن رسیده یا چون جماعتی بان اعتقاد دارند، این حق است چراکه نتیجه آن حق است» (الاجتهاد و التقلید، الخوئی ج۱ص۴۱۱).

سید خمینی: «در اصول اعتقاديه ميزان علم و يقين است و اگر از قول ديگرى حاصل شود كفايت مى‌كند» [علم و یقین در فقه بمعنای ظن است و با علم و یقین در علوم که آزمون‌پذیری، ابطال‌پذیری و... در آنها مطرح است، کاملا متفاوت است] (استفتائات، الخمینی ج۱ص۷).

آیت الله گلپایگانی: « عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روى دليل باشد، و نمىتواند در اصول دين تقليد نمايد، يعنى بدون دليل گفته كسى را قبول كند. ولى اگر از گفته غير به عقايد دينى يقين پيدا كند در حكم به مسلمان بودن او كافى است» (توضيح المسائل، گلپايگانى ج۱ص۴).

آیت الله نوری همدانی: «مسلمان بايد به اصول دين ايمان و يقين داشته باشد و اين ايمان بايد براى هر مسلمانى به اندازه فكر و درك او بر پايه دليل و برهان استوار باشد» (توضیح المسائل،نوری همدانی ج۱ص۱۱).

آیت الله شاهرودی: «شخص مسلمان بايد به اصول دين از روى دليل اعتقاد پيدا كند و نمى‌تواند در اصول دين تقليد نمايد، يعنى بدون سؤال از دليل گفته كسى را قبول كند. ولى چنانچه شخصى به عقائد حقه اسلام يقين داشته باشد و آنها را اظهار نمايد هر چند از روى استدلال نباشد آن شخص مسلمان و مؤمن است و همه احكام اسلام و ايمان بر او جارى مى‌شود» (توضیح المسائل هاشمی شاهرودی ج۱ص۵).

🍂 می‌بینید که با اینکه مراجع تقلید گفته‌اند «اصول دین باید تحقیقی باشد، ولی...»، یک ولی به آن اضافه کردند و گفتند «ولی اگر تحقیقی هم نباشد، اشکالی ندارد»، که همین سخن کلی و متناقض را رهبران هر فرقه و مذهبی از هزاران فرقه و مذهب زمین نیز می‌تواند به پیروانش بگویند، و در نتیجه، اگر اسلام شیعه اثنی عشری را یگانه دین و مذهب حق فرض بگیریم، خیل بزرگ گمراهان از این یگانه راه حقیقت نیز بنا به این سیاق سخن گفتن، پیرامون نسبت تحقیق و مذهب و دیانت، به این یگانه راه سعادت ابدی نخواهند رسید؛ پس از جهت «روش»، این امر خود خلاف در صدر بودن «حقیقت، تحقیق و عقلانیت» در دینداری‌ست. اینجاست که ایده تعارض «عقلانیت و دینداری» استاد #مصطفی_ملکیان، بهتر فهم می‌شود.

🍂 برخی مراجع، این ولی را بیشتر توضیح دادند:

آیت الله فاضل لنکرانی: «در اصول دين انسان بايد يقين و اعتقاد جزمى داشته باشد و اين يقين از هر دليل و طريقى حاصل شود كفايت مى كند. چه به واسطه استدلال و برهان باشد يا از گفته والدين و مبلّغين. هر چند نتواند استدلال كند» [دقت فرمودید! گفته والدین و مبلغین!!] (توضیح المسائل فاضل لنکرانی، احکام تقلید).

توضیح المسائل شبیری زنجانی مسأله ۱: «شخص مسلمان باید به اصول دین یقین داشته باشد، اگر چه از گفته دیگری برای او یقین حاصل گردد».

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📘اصول دین لزوما تحقیقی نیست!
(۲/۲)
✍️ پژوهشگر

🍂 و بزرگانی از علمای شیعه مانند مقدس اردبیلی و محقق قمی نیز صراحتا قائل به «جواز تقلید در اصول دین »بودند:

مقدس اردبیلی: «و بیان شناخت خداوند تعالی و دانستن به یقین، و اعتقادات جازم مطابق واقع کردن به آن که خداوند تعالی موجود است و هست، یعنی: باید نزد مکلف، بودن خدای تعالی به نوعی ظاهر باشد که اصلا احتمال نبودن نداشته باشد مثل بودن خودش و چیزهایی که شک در وجود آن ها ندارد؛ خواه این دانش، او را از دلیل حاصل شده باشد و خواه از غیر دلیل» [دقت کنید! خواه از روی دلیل باشد و خواه از غیر دلیل] (کتاب اصول دین ص۲۳).

میرزای قمی: «تقلید در اصول دین جایز است. پیروی از قول دیگران در اصول دین جایز است» [دقت کنید که مقدس اردبیلی و میرزای قمی از بزرگان شیعه بودند. مقدس اردبیلی کسی‌ست ک بروایت علامه مجلسی، با معجزه وارد روضه مقدسه نجف شده و با علی ع حرف زده. میرزای قمی یا محقق قمی معروف ب صاحب القوانین، از کتب مرجع فقه شیعه است] (القوانین القمی ج۴ص۳۵۱).

🍂 بنابراین برخی از مراجع شیعه مثل مقدس اردبیلی و محقق قمی، به صراحت قائل به جواز تقلید در اصول دین هستند. و مراجع دیگر هم که ظاهرا قائل به تحقیقی بودن اصول دین هستند، اکثرا گفتند، «ولی اعتقاد به اصول دین بدون تحقیق هم جایز است».


#نقد_اسلام #تفکر_انتقادی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⬛️ امروز شنیدم که دکتر عبدالصالح جعغری فوت کرده‌است. ایشان هم پزشک بود و هم دکترای فلسفهٔ دین داشت و در روند «خالص‌سازی اساتید دانشگاه» توسط «استبداد دینی و فاشیسم مذهبی»، عضویتش در هیأت علمی دانشگاه تهران به تعلیق درآمده‌بود.

⬛️ گفتگوی قلمی و مکتوبِ راقم این سطور با دکتر عبدالصالح جعفری راجع به مقولهٔ «اثبات سخن الله بودن قرآن»، در فصل هفتم از کتاب «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش» منعکس شده‌است.

⬛️ باری، «زمان بی‌رحمانه می‌گذرد و ما شتابان به سوی مرگ روان هستیم؛ فی‌الواقع زندگی تأخیری‌ست در مُردن». از فوت دکتر جعفری متأسف شدم. ایشان هنوز جوان بود و در سنی نبود که مرگ بر اثر بیماری، طبیعی باشد و شوک‌آور نباشد. امیدوارم خانوادهٔ محترم دکتر جعفری بتوانند این رنج عظیم را صبورانه تحمل کنند.

✍️#علیرضاموثق

یازدهم مهر ماه ۱۴٠۲

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
مرگ_مسمای_اسلام_و_بقای_نامش_ويراست_دوم.pdf
5 MB
📓مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش
— پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید

جلد اول: مناظراتِ #علیرضاموثق

فصل یکم: پیرامون سنت و مدرنیسم
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر بیژن عبدالکریمی)

فصل دوم: نقش اسلام در انحطاط فرهنگ ما
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر یحیی یثربی)

فصل سوم: چهره و شخصیّت الله در قرآن
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر حسن محدثی)

فصل چهارم: نسبت روشنفکران دینی با قرآن و سنّت نبوی
(مناظرۀ علیرضا موثق با دکتر سروش دباغ و محمدرضا امیریان)

فصل پنجم: تأمّلاتی راجع به دین و دینداری
(مصاحبۀ دکتر محمد حسین پاینده با علیرضا موثق)

فصل ششم: قرآن و مسئلهٔ دشوار تفسیر معتبر از متن
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر اسماعیل اردستانی)

فصل هفتم: چالش اثبات سخن الله بودن قرآن
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر عبدالصالح جعفری)

فصل هشتم: تو به پیغمبر به چه مانی؟ بگو!
(مناظرۀ علیرضا موثق و دکتر احمد زیدآبادی)

فصل نهم: مانیفیستی برای منتقدان اسلام

فصل دهم: سخنی با مکتب اناره
(گفتگوی علیرضا موثق و بهرام بسطامی با دکتر محسن بنایی)

فصل یازدهم: قیود آزادی بیان و حدود اهانت


.


#کتاب #اختصاصی_نقدآگین #نقد_اسلام #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👥 چالشِ اثبات سخن الله بودن قرآن (قسمت یکم)

🍂 اطلاع از خبر فوت دکتر عبدالصالح جعفری، مصادف شد با روز تولد محمد بن عبدالله. موضوع گفتگوی قلمی و مکتوب بین #علیرضاموثق با دکتر جعفری نیز «اثبات سخن الله بودن قرآن» بود. از این رو، بی‌مناسبت نیست تا گفتگوی مذکور از فصل هفتمِ جلد نخست کتاب «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش» بازنشر گردد.

***

جعفری: درود برادر موثّق؛ خوب هستید؟ سوگمندانه‌ این‌بار، زمان برای خواندن نوشته‌های‌ شما، و نیز سَرور گرامیم جناب دکتر «اردستانی» که گه‌گاه بهره‌مند از نگاره‌های‌ ارزشمندشان هستم، نیافتم؛ امّا سه گفتار کنونی شما را شنیدم. پس از سپاس از شفافیت گفتمانی، مدّعای گزاره‌ای شما را خواستم بدانم؛ گزارهٔ بنیادین سخن شما چیست که در تلاش برای برپا کردن آن هستید؟

موثّق: سلام جناب جعفری! ممنونم از توجّه شما! در موضوعاتِ مختلف، نظراتی را موجّه می‌دانم و پیگیری می‌کنم؛ از جمله:

اوّل) امتناع اسلام در جهان جدید (یعنی در ذهن انسان فرهیخته و ملتزم به عدل و عقلِ زمانه و زمینهٔ ما) و مرگ مسمای اسلام و بقای نامش؛

دوم) فرآورد‌‌‌هٔ روشنفکران دینی و اشخاصی چون دکتر سروش که از چهره الله تا معاد و روح، و از بهشت و جهنّم تا کیهان‌شناسی و جهان‌شناسی و فقه قرآن را تغییر می‌دهند؛ به اعتبار وجوه افتراق، اسلام نیست و فقط، نام اسلام را یدک می‌کشد؛

سوم) اسلام آسیب‌هایی در حوز‌‌‌هٔ عقلانیّت، عدالت و معنویّت برای جوامع اسلامی‌ داشته است و از جمله در خلق داعش، سهمی‌مهم دارد. در نوشته‌هایی که در گفتگو با آقای اردستانی طرح شد نیز اشاراتی به ‌این موارد داشته‌ام.

جعفری: مهر فرمودید. پیش از درآمد به سخن، با توجّه به ‌اینکه به «تفکّر نقادانه» توجّه و اهتمام دارید، جا دارد اینجا از شما سپاسگزاری کنم که ‌این رویکرد از نیازهای جدّی جامعهٔ ما و «اسلام» نیز هست. نزد بنده همهٔ موضوعات متعارف و به ویژه دین، تنها پس از بازبینی ریزبینانهٔ خردمندان، ارزش بلکه اعتبار پیدا می‌کند و پیش از آن، مادّهٔ «بی‌چهره/چوب» نتراشیده است. امیدوارم در گسترش خردمندی و نگاه سامان‌مند به همه چیز و به ویژه دین، کامکار باشیم.

به نظرم نگاه دوم شما، از فروع نگاه و گزارهٔ نخست هست که: «مسلمانی در جهان نو، نشدنی است». این، گزارهٔ مهمّی است امّا برای بنده، نیازمند شفاف سازی؛ از موارد شفاف سازی این است که:

۱. منظور شما از «امتناع اسلام»، «امتناع ادیان» است یا معتقدید مثلاً «مسیحیت» یا «بهائیت» یا حتا «پاکدینی» هم ممتنع است؟ به عبارتی شما همهٔ ادیان را در این زمان، بی‌ارزش می‌دانید؟ یا قصد دعوت به دین دیگری در جهان امروز دارید؟ موارد دیگری هم دربارهٔ همین گزارهٔ پایه‌ای به ذهن می‌رسد که به نظرم برای جلوگیری از آشوب در ذهن و سخن، بهتر است گام به گام و گزاره به گزاره جلو برویم.

🌐 مطالعۀ ادامه در مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۶ دقیقه
🔖 ۵۳۰۱ واژه


#نقد_اسلام #نقد_قرآن #تفکر_انتقادی #گفتگو

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
👥 چالشِ اثبات سخن الله بودن قرآن (قسمت دوم)

🍂 اطلاع از خبر فوت دکتر عبدالصالح جعفری، مصادف شد با روز تولد محمد بن عبدالله. موضوع گفتگوی قلمی و مکتوب بین #علیرضاموثق با دکتر جعفری نیز «اثبات سخن الله بودن قرآن» بود. از این رو، بی‌مناسبت نیست تا گفتگوی مذکور از فصل هفتمِ جلد نخست کتاب «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش» بازنشر گردد.

***

جعفری: چنگیز تنها یک هجوم ویرانی بود و متافیزیک نداشت. هنوز اجازه دهید و شتاب نکنید. ما همهٔ شقوق «وهم، شعر، دروغ و وحی» را استیفا می‌کنیم. این روش علمی است که ببینید محمد چه احتمالاتی می‌تواند داشته باشد؛ آنگاه استقصا و استقراء تام می‌فرمایید و هر شقّ را بررسی می‌کنید. توهّم، شعر و دروغگویی یک بی‌سواد نمی‌تواند چنین جهانگیر باشد.

موثّق: شما یک اثر والا در تاریخ اسلام نشان دهید که محصول قرآن باشد و نه عرفان هندی، فلسفهٔ یونانی و فرهنگ و دیوان‌سالاری ایرانی. این چه منش و روشی است که سهروردی را به حکم اسلام بکشیم و بعد، پُزش را دهیم و محصول قرآن بدانیمش؟ بزرگان، با عدول از قرآن بزرگ شدند و یا با عمل به قرآن؟ کتابی که می‌گوید: «الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ»، حافظ‌ساز است؟

جعفری: خب باید اجازه بگیرم از شما که در این مساله شما و من داوری نکنیم و ببینیم آیا جهانیان چنین نظری دارند؟! جهانیان چنین نظری ندارند که تمدّن اسلامی‌ چیزی نداشته و همه مربوط به هند بوده است! اگر بکوشید که خودتان را در راه گم کنید، حتما موفق خواهید شد. محمد بی‌سوادی یتیم در بیابان بوده، و همین متن قرآن به فرض عدم برجستگی هم امکان صدوری از او نداشته است؛ همین نشان‌دهندهٔ مباشرت نیرویی فراتر از توان در حق اوست؛ نیرویی که تمام عوامل مخالف را در هم کوبیده و از یتیمی بی‌سواد، امّا راستگوی بیابانی عرب، آورندهٔ کتابی که بر همهٔ آثار گذشتگان عرصه را تنگ کرده، آورده است.

موثّق: تمدّن اسلامی ‌یک مفهومِ اعتباری است؛ مع‌الوصف، سخن در تبیین عللِ آن چیزی است که تمدّن اسلامی‌ می‌نامیم؛ و نیز نسبت شرور، انحطاط، استبداد و امثالهم با قرآن؛ خوب‌های‌ این تمدّن از قرآن است و بدی‌هایش از دیگران؟! امّا فرض کنیم تمام اختراعات و اکتشافات بشر از قرآن است‌؛ امّا این امر ارتباطی با سخن الله بودن قرآن ندارد:

الف) اگر قرآن، بی‌نظیر باشد و تولید تمدّن کند و یا هر اثری اگر بی‌نظیر باشد و تولید تمدّن کند، سخن خداست؛

ب) قرآن چنین است؛

نتیجه) پس سخن خداست.

هر دو مقدّمهٔ استدلال فوق، باید ثابت شود؛ ضمناً این‌همه جنگ و جنایت، قتل و غارت، فقر و فساد و جهل و ظلم، از فردای به قدرت رسیدن محمد تا امروز در ذیل تمدّن اسلامی، فرعیات نیست؛ وجهی واقعی از تمدّن اسلامی‌ است.


🌐 مطالعۀ ادامه در مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۵ دقیقه
🔖 ۵۰۱۴ واژه


#نقد_اسلام #نقد_قرآن #تفکر_انتقادی #گفتگو

➖➖➖

🌾 @Naqdagin