Telegram
نقدآگین
📘آلزایمر فرهنگی و توتالیتاریسم!
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 پارسال در چنین روزهایی، سخت درگیر بگومگو بر سر پرچم «شیر و خورشید» با روشنفکرانِ سوپر-پروگرسیو بودیم. آنها ما را به «پرستش پرچم، باستانگرایی و کهنهپرستی» متهم میکردند و بر آن بودند که پرچم، چیزی بیشتر از «یک تکه پارچه» نیست.
🍂 از اینکه امروز حتا «همبستگی جمهوریخواهان» نیز خود را ناگزیر میبیند که در همایشهایش همین «یک تکه پارچه» را برافرازد، میگذرم؛ زیرا این نشانی از برتری گفتمانی ناسیونالیسم ایرانی است که بر دانش و بینش و خرد استوار است، ولی برخورد رژیم برآمده از پنجاهوهفت با فرهنگ ایرانی، بار دیگر این نکته را به ما یادآوری میکند که ستیز با نمادهای ملی، چه تاریخ ایران باستان باشد، چه پرچم شیروخورشید و چه جشنهای ملی، ابزاری برای تهی کردن حافظۀ گروهی ما از یادمانهای فرهنگیست.
🍂 این پدیده را من «آلزایمر فرهنگی-تاریخی» مینامم و هنگامی که به تاریخ جهان مینگرم، درمییابم که این بیحافظگی، همیشه پیشدرآمدی برای «توتالیتاریسم» بودهاست. نگاهی به اتحاد شوروی، چین کمونیست، کامبوج و سرانجام رژیم اسلامی بیندازید؛ همگی در گام نخست، پرچم ملی را تغییر دادند و دیرتر، به جان فرهنگ مادی و معنوی کشورشان افتادند و همه این رژیمها، ساختاری توتالیتر داشتند/دارند.
🍂 ما اگر فرهنگ ملی خود را پاس میداریم، درست به این دلیل است که با توتالیتاریسم میجنگیم؛ فرهنگ ملی ما، استوارترین سنگر آزادی است!
#ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 پارسال در چنین روزهایی، سخت درگیر بگومگو بر سر پرچم «شیر و خورشید» با روشنفکرانِ سوپر-پروگرسیو بودیم. آنها ما را به «پرستش پرچم، باستانگرایی و کهنهپرستی» متهم میکردند و بر آن بودند که پرچم، چیزی بیشتر از «یک تکه پارچه» نیست.
🍂 از اینکه امروز حتا «همبستگی جمهوریخواهان» نیز خود را ناگزیر میبیند که در همایشهایش همین «یک تکه پارچه» را برافرازد، میگذرم؛ زیرا این نشانی از برتری گفتمانی ناسیونالیسم ایرانی است که بر دانش و بینش و خرد استوار است، ولی برخورد رژیم برآمده از پنجاهوهفت با فرهنگ ایرانی، بار دیگر این نکته را به ما یادآوری میکند که ستیز با نمادهای ملی، چه تاریخ ایران باستان باشد، چه پرچم شیروخورشید و چه جشنهای ملی، ابزاری برای تهی کردن حافظۀ گروهی ما از یادمانهای فرهنگیست.
🍂 این پدیده را من «آلزایمر فرهنگی-تاریخی» مینامم و هنگامی که به تاریخ جهان مینگرم، درمییابم که این بیحافظگی، همیشه پیشدرآمدی برای «توتالیتاریسم» بودهاست. نگاهی به اتحاد شوروی، چین کمونیست، کامبوج و سرانجام رژیم اسلامی بیندازید؛ همگی در گام نخست، پرچم ملی را تغییر دادند و دیرتر، به جان فرهنگ مادی و معنوی کشورشان افتادند و همه این رژیمها، ساختاری توتالیتر داشتند/دارند.
🍂 ما اگر فرهنگ ملی خود را پاس میداریم، درست به این دلیل است که با توتالیتاریسم میجنگیم؛ فرهنگ ملی ما، استوارترین سنگر آزادی است!
#ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 منطقی نیست(!) 🎙#امیر_ولیزاده #نقدخند #حکومت_اسلامی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 «امتحان الاهی» و «راهکارِ رایجِ پخمگانِ ج.ا در مواجهه با مشکلات و بحرانها»
🎙#امیر_ولیزاده
#نقدخند #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امیر_ولیزاده
#نقدخند #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘جغرافیای دشمن مسلمانان: عالم خارج یا درون مغز؟ ✍🏻 دکتر #قربان_عباسی 🍂 جدال لفظی شب گذشته فیصل قاسم با امیر موسوی (دیپلمات سابق ایرانی) در برنامه الاتجاه المعاکس شبکه الجزیره، بازتاب گستردهای در رسانههای عربی و اسرائیلی داشتهاست. 🍂 میگوید که میخواهید…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘عقدۀ «رنج مسیح» و گورستانی که حماس آفرید
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin| @Nasaksara
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin| @Nasaksara
Telegram
نقدآگین
📘عقدۀ «رنج مسیح» و گورستانی که حماس آفرید
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 مسیح مردی مهربان و کاملاً عادل بود که به او خیانت شدهبود. حکایت غمانگیز نیکمردی که درک نشده بود. تمام زندگیاش را صرف تکثیر مهربانی و عشق کرد. پاهای زنی فاحشه را بوسید و شست. زنی فاحشه را از سنگسار نجات داد و خطاب به مردمی که برای پرتاب سنگ دورش گرد آمده بودند گفت، فقط کسانی حق دارند براین روسپی سنگ بیندازند که خود در دل گناهی مرتکب نشده باشند؛ اما دست آخر، دید که مردم ناسپاس، چگونه پیام مهرش را به صورتش تف کردند.
🍂 مرگ دردناک بر صلیب، فساد و ظلم حکام روم، خیانت یهودا و دیگر دوستانش، همگی شاهدی بودند بر اینکه او در این جهان، در میان شرّ بیامان تنها ماندهاست. شاید آخرین جملات او بر فراز صلیب، گواهی بر این ادعا باشد؛ وقتی که رو به آسمان با ناله زمزمه کرد، ای خدا چرا تنهایم گذاشتهای؟
🍂 اما عیسی احساس فضیلت میکرد. میدانست که فضیلت تنها در خاکِ رنج است که رشد میکند. هرچه بیشتر متحمل درد و رنج باشد، از فضیلت بیشتری برخوردار است. سرنوشت مسیح نشاندهنده برتری شکستخورده و قربانیایست که معتقد است، فراتر از فردیست که ظالمانه و کوردلانه او را به صلابه میکشد.
🍂 گاه طرد شدن و درک نشدن، میتواند ما را به کشتن بدهد و در موقعیت قربانی قرار دهد، ولی حداقل ما را در موقعیتِ باشکوهِ فرادستِ اخلاقی قرار میدهد؛ شرف مقتول در آن است که قاتل نیست؛ میتوان با کیمیایی وضعیت قربانی را به وضعیت برتر اخلاقی تبدیل کرد، اما این کیمیا مشروط به این است که از نفرت بپرهیزیم.
🍂 قریب به هفت دهه، «انسان فلسطینی» نمادِ مظلومیت بود. قربانیان صهیونیزم جز «سنگ و شعار» هیچ ابزار دیگری برای مقاومت نداشتند، اما در هفت اکتبر، حماس عملاً با نفرتپراکنی و اعمال شیوههای سبعانه و وحشی، همین ابزار و موقعیت قربانی را هم از دستشان ستاند؛ نهتنها وجههای وحشی و بیمار از خود به جهان صادر کرد، بلکه با اشتباه محاسباتی خود، عملاً غزه را به ویرانه و گورستانی بزرگ بدل کرد.
🍂 دیگر عقدۀ رنج مسیح و فریاد مظلومیت، کاری از پیش نمیبرد و این دستکم، بزرگترین خیانت حماس به مردم فلسطین بود. ستاندن سلاح مظلومیت و سیمای قربانی از آنها و تبدیل آن به چهرهای خشن و مستبد که برای رسیدن به آمال سیاسیاش، حتی حاضر است میلیونها تن را زندهزنده در گورستانی بزرگ دفن کند. غزه به گورستان بدل شد؛ گورستانی که خالقش جز حماس و حماقتهایش نبودند.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin| @Nasaksara
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 مسیح مردی مهربان و کاملاً عادل بود که به او خیانت شدهبود. حکایت غمانگیز نیکمردی که درک نشده بود. تمام زندگیاش را صرف تکثیر مهربانی و عشق کرد. پاهای زنی فاحشه را بوسید و شست. زنی فاحشه را از سنگسار نجات داد و خطاب به مردمی که برای پرتاب سنگ دورش گرد آمده بودند گفت، فقط کسانی حق دارند براین روسپی سنگ بیندازند که خود در دل گناهی مرتکب نشده باشند؛ اما دست آخر، دید که مردم ناسپاس، چگونه پیام مهرش را به صورتش تف کردند.
🍂 مرگ دردناک بر صلیب، فساد و ظلم حکام روم، خیانت یهودا و دیگر دوستانش، همگی شاهدی بودند بر اینکه او در این جهان، در میان شرّ بیامان تنها ماندهاست. شاید آخرین جملات او بر فراز صلیب، گواهی بر این ادعا باشد؛ وقتی که رو به آسمان با ناله زمزمه کرد، ای خدا چرا تنهایم گذاشتهای؟
🍂 اما عیسی احساس فضیلت میکرد. میدانست که فضیلت تنها در خاکِ رنج است که رشد میکند. هرچه بیشتر متحمل درد و رنج باشد، از فضیلت بیشتری برخوردار است. سرنوشت مسیح نشاندهنده برتری شکستخورده و قربانیایست که معتقد است، فراتر از فردیست که ظالمانه و کوردلانه او را به صلابه میکشد.
🍂 گاه طرد شدن و درک نشدن، میتواند ما را به کشتن بدهد و در موقعیت قربانی قرار دهد، ولی حداقل ما را در موقعیتِ باشکوهِ فرادستِ اخلاقی قرار میدهد؛ شرف مقتول در آن است که قاتل نیست؛ میتوان با کیمیایی وضعیت قربانی را به وضعیت برتر اخلاقی تبدیل کرد، اما این کیمیا مشروط به این است که از نفرت بپرهیزیم.
🍂 قریب به هفت دهه، «انسان فلسطینی» نمادِ مظلومیت بود. قربانیان صهیونیزم جز «سنگ و شعار» هیچ ابزار دیگری برای مقاومت نداشتند، اما در هفت اکتبر، حماس عملاً با نفرتپراکنی و اعمال شیوههای سبعانه و وحشی، همین ابزار و موقعیت قربانی را هم از دستشان ستاند؛ نهتنها وجههای وحشی و بیمار از خود به جهان صادر کرد، بلکه با اشتباه محاسباتی خود، عملاً غزه را به ویرانه و گورستانی بزرگ بدل کرد.
🍂 دیگر عقدۀ رنج مسیح و فریاد مظلومیت، کاری از پیش نمیبرد و این دستکم، بزرگترین خیانت حماس به مردم فلسطین بود. ستاندن سلاح مظلومیت و سیمای قربانی از آنها و تبدیل آن به چهرهای خشن و مستبد که برای رسیدن به آمال سیاسیاش، حتی حاضر است میلیونها تن را زندهزنده در گورستانی بزرگ دفن کند. غزه به گورستان بدل شد؛ گورستانی که خالقش جز حماس و حماقتهایش نبودند.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin| @Nasaksara
📘فلسطین - اسرائیل
— امتدادِ جنگهای صلیبی یا فتنه و ادرار شیطان؟
✍️#حسن_محمودی
🍂 گاه مناقشه و جنگ امروز بین اسرائیل و فلسطین را به جنگهای صلیبی تشبیه میکنند؛ چنین تشبیهی بسی بیجا و بیمورد است: اولا که آدم های این زمانه و جنگهایشان با آدمهایی که با شمشیر و شهامت میجنگیدند موجودات متفاوتیاند. در جنگهای صلیبی، علیرغم هزار و یک کشت و کشتار در دو طرف، تاریخ شاهدِ بروز شجاعتها و جوانمردیها از دو طرف نیز بود. صلاحالدین ایوبی حتی در جهان مسیحی نیز به جوانمردی در جنگ شهره شد.
🍂 ولی مساله سیاسی تاسیس اسراییل و جنگ های بعدی مانند ادرار شیطان در ذهن انسانهاست. فقط عفونت و آدمهای عفونی از این مساله درآمده، چه در اسراییل و فلسطین، چه در آمریکا و غرب، چه در کشورهای اسلامی. از داخل این مساله، هزار بیعقلی و افراطیگری و خشونت و ایدئولوژیگرایی خودشان را تغذیه کردهاند. هیچ جا و برای هیچ کس یک ذره عقل یا عدل یا ایمان یا برکت، یا حتی خیرخواهی واقعی، نیاوردهاست!
🍂 راجع به حماس گفتیم که گروهی سلفیاند (و حتی، وقتی از دشمنی با یهود فارغ شوند، ضدشیعهاند) و مانند سایر سلفیها به نفرین بیعقلی و حماقت گرفتار. اینها در جریان نحس سوریه (که یک طرف آن حزب منحوس بعث سوریه و جماعت شیعهی سیاسی بودند و طرف دیگر اسلامگراهای بیعقل و خبیث)، به حمایت از شورشیهای اسلامگرا و حتی داعش شتافتند، و در صف مقابل نیروهای شیعه و نیروهای سکولار سوریه ایستادند. در این جریان جنگ اخیر، از حمله به غیرنظامیها با افتخار فیلمبرداری کردند! یک نفر در کل آن سازمان منحوس به عقلش نرسید که آخر چرا! بسیار حدیث داریم راجع به دوری از اشخاص احمق، و مسلماً حماس را جزو همین حمقا باید به شمار آورد.
🍂 راجع به فلسطینیها به صورت عام هم، هیچگاه با ایرانیان (و در کل با شیعیان) رابطهی خوبی نداشتهاند (مگر زمانهایی که کمک مالی دریافت کردهاند). به غیر از این، چنانچه کشورهای مختلفی که آنها را پناه داده بود تجربه کردهاند (اردن، کویت، لبنان....)، اصولاً سابقه خوبی در قدرشناسی و سپاسگزاری و وفاداری ندارند، چیزی که باعث میشود سرمایهگذاری روی ایشان یکی از بدترین سرمایهگذاریهای تاریخ باشد. البته شکی نیست که اکنون خیلیشان مظلوماند، ولی در این دنیا ظلم و ظالم و مظلوم زیاد داریم.
🍂 ضمن اینکه، واقعاً چه جور شخصی، با چه نیت و با چه آگاهی و با چه دلی، میتواند به وضع امروز شیعیان ایران و ذهن منفجرشدهی آنها و وضعیت دین و ایمان آنها نگاه کند و بگوید که ایرانیها به یک درامای بزرگ و یک گرفتاری بیشتر احتیاج دارند؟! چه جور اعتقادیست که فقط در فتنه و ادرار شیطان منعکس میشود؟! اسلامِ تهی از مغزِ بعضیها فقط به سمت سیاست و مواضع فتنه غش میکند.
امام علی فرمود:
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jenabegav
— امتدادِ جنگهای صلیبی یا فتنه و ادرار شیطان؟
✍️#حسن_محمودی
🍂 گاه مناقشه و جنگ امروز بین اسرائیل و فلسطین را به جنگهای صلیبی تشبیه میکنند؛ چنین تشبیهی بسی بیجا و بیمورد است: اولا که آدم های این زمانه و جنگهایشان با آدمهایی که با شمشیر و شهامت میجنگیدند موجودات متفاوتیاند. در جنگهای صلیبی، علیرغم هزار و یک کشت و کشتار در دو طرف، تاریخ شاهدِ بروز شجاعتها و جوانمردیها از دو طرف نیز بود. صلاحالدین ایوبی حتی در جهان مسیحی نیز به جوانمردی در جنگ شهره شد.
🍂 ولی مساله سیاسی تاسیس اسراییل و جنگ های بعدی مانند ادرار شیطان در ذهن انسانهاست. فقط عفونت و آدمهای عفونی از این مساله درآمده، چه در اسراییل و فلسطین، چه در آمریکا و غرب، چه در کشورهای اسلامی. از داخل این مساله، هزار بیعقلی و افراطیگری و خشونت و ایدئولوژیگرایی خودشان را تغذیه کردهاند. هیچ جا و برای هیچ کس یک ذره عقل یا عدل یا ایمان یا برکت، یا حتی خیرخواهی واقعی، نیاوردهاست!
🍂 راجع به حماس گفتیم که گروهی سلفیاند (و حتی، وقتی از دشمنی با یهود فارغ شوند، ضدشیعهاند) و مانند سایر سلفیها به نفرین بیعقلی و حماقت گرفتار. اینها در جریان نحس سوریه (که یک طرف آن حزب منحوس بعث سوریه و جماعت شیعهی سیاسی بودند و طرف دیگر اسلامگراهای بیعقل و خبیث)، به حمایت از شورشیهای اسلامگرا و حتی داعش شتافتند، و در صف مقابل نیروهای شیعه و نیروهای سکولار سوریه ایستادند. در این جریان جنگ اخیر، از حمله به غیرنظامیها با افتخار فیلمبرداری کردند! یک نفر در کل آن سازمان منحوس به عقلش نرسید که آخر چرا! بسیار حدیث داریم راجع به دوری از اشخاص احمق، و مسلماً حماس را جزو همین حمقا باید به شمار آورد.
🍂 راجع به فلسطینیها به صورت عام هم، هیچگاه با ایرانیان (و در کل با شیعیان) رابطهی خوبی نداشتهاند (مگر زمانهایی که کمک مالی دریافت کردهاند). به غیر از این، چنانچه کشورهای مختلفی که آنها را پناه داده بود تجربه کردهاند (اردن، کویت، لبنان....)، اصولاً سابقه خوبی در قدرشناسی و سپاسگزاری و وفاداری ندارند، چیزی که باعث میشود سرمایهگذاری روی ایشان یکی از بدترین سرمایهگذاریهای تاریخ باشد. البته شکی نیست که اکنون خیلیشان مظلوماند، ولی در این دنیا ظلم و ظالم و مظلوم زیاد داریم.
🍂 ضمن اینکه، واقعاً چه جور شخصی، با چه نیت و با چه آگاهی و با چه دلی، میتواند به وضع امروز شیعیان ایران و ذهن منفجرشدهی آنها و وضعیت دین و ایمان آنها نگاه کند و بگوید که ایرانیها به یک درامای بزرگ و یک گرفتاری بیشتر احتیاج دارند؟! چه جور اعتقادیست که فقط در فتنه و ادرار شیطان منعکس میشود؟! اسلامِ تهی از مغزِ بعضیها فقط به سمت سیاست و مواضع فتنه غش میکند.
امام علی فرمود:
كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ، لاَ ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ، وَلاَ ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ! در فتنه مانند بچه شتر دوساله باش که نه پشتی دارد که سوارش شوند و نه پستانی که آن را بدوشند!
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jenabegav
📘ورزشی برای اندیشه
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 سرزمین یهودیان از ۵۳۹ تا ۳۳۲ پیش از میلاد، زیر نام "یهود مدیناتا" بخشی از شاهنشاهی هخامنشی بود؛ حتا یک شورش یا ناآرامی از این دوران گزارش نشدهاست.
🍂 در سال ۳۳۲ پیش از میلاد، یهودیه بدست مقدونیان افتاد و دیرتر، بخشی از سلوکیه شد. در این دوران، خیزش فراگیر مکابی رخ داد و از دل آن، پادشاهی حشمونیم بدر آمد، ولی پس از پیروزی رومیان بر سلوکیان در سال ۶۴ پیش از میلاد، خیزشهای پیاپی یهودیان این سرزمین را درنوردید:
۱. شورش یهودای جلیلی در سالهای ۶ تا ۸ میلادی،
۲. جنگهای یهودی و ویرانی اورشلیم به روزگار تیتوس از ۶۶ تا ۷۴ میلادی،
۳. خیزش دیاسپورا به روزگار ترایان در سالهای ۱۱۵ تا ۱۱۷۴،
۴. خیزش بار-کوخبا به روزگار هادریان در سالهای ۱۳۲ تا ۱۳۶.
❓چرا فرمانروایی هخامنشیان، پرآرامشترین و فرمانروائی رومیان، پرآشوبترین دوران در سرزمین یهودیان بودهاست؟
#آینه_تاریخ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 سرزمین یهودیان از ۵۳۹ تا ۳۳۲ پیش از میلاد، زیر نام "یهود مدیناتا" بخشی از شاهنشاهی هخامنشی بود؛ حتا یک شورش یا ناآرامی از این دوران گزارش نشدهاست.
🍂 در سال ۳۳۲ پیش از میلاد، یهودیه بدست مقدونیان افتاد و دیرتر، بخشی از سلوکیه شد. در این دوران، خیزش فراگیر مکابی رخ داد و از دل آن، پادشاهی حشمونیم بدر آمد، ولی پس از پیروزی رومیان بر سلوکیان در سال ۶۴ پیش از میلاد، خیزشهای پیاپی یهودیان این سرزمین را درنوردید:
۱. شورش یهودای جلیلی در سالهای ۶ تا ۸ میلادی،
۲. جنگهای یهودی و ویرانی اورشلیم به روزگار تیتوس از ۶۶ تا ۷۴ میلادی،
۳. خیزش دیاسپورا به روزگار ترایان در سالهای ۱۱۵ تا ۱۱۷۴،
۴. خیزش بار-کوخبا به روزگار هادریان در سالهای ۱۳۲ تا ۱۳۶.
❓چرا فرمانروایی هخامنشیان، پرآرامشترین و فرمانروائی رومیان، پرآشوبترین دوران در سرزمین یهودیان بودهاست؟
#آینه_تاریخ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فلسطينی آواره و زاويهای كه گشود!
✍🏻 دکتر #احمد_زیدآبادی
🍂 تحت تاثير فضای انقلابی و غالب بر جامعه در دوران جوانی و نوجوانیام، من هم ماجرای فلسطين را از همان عينكی مینگريستم كه انقلابیها مینگرند. تا اینکه يك چريك بلندپايۀ فلسطينی، نگاه مرا در مورد مسالۀ فلسطين دگرگون كرد و او کسی نبود جز «صلاح خلف»، معروف به ابواياد، مرد شمارۀ سه سازمان آزادیبخش فلسطين -پس از ابوعمار و ابوجهاد- بود.
🍂 ابواياد مصاحبه مفصلی با اريك رولو، روزنامهنگار مشهور فرانسوی بهعمل آورده كه بهصورت كتابی به نام «فلسطينی آواره» تدوين شدهاست. اين كتاب را مهندس حميد نوحی، استاد بازنشستۀ دانشگاه علم و صنعت، به دقت به فارسی برگردانده و من آن را در اواخر دهۀ شصت مطالعه كردم.
🍂 كتاب ابواياد به پرحرفیهای بیپايهواساس و ادعاهای پرطمطراق ولی پوچِ ديگر كسانی كه دربارۀ فلسطين اظهارنظر میكردند، شباهتی نداشت. نوعی واقعبينی صادقانه در سراسر كتاب موج میزد و همين واقعبينی بود كه ذهن مرا به شدت متاثر كرد و چه بسا، مسير فكریام را نيز تغيير جهت داد.
🍂 ابواياد ضمن شرحی از تاريخ تلخ و دردآور آوارگی فلسطينیها و عملكرد سركوبگرانۀ دولت اسراييل، وقتی بحث به راهحل مساله فلسطين میرسد، درست مثل كسی حرف میزند كه روی زمين راه میرود و از سوداهای متوهمانۀ انقلابی و چريكی بهكلی فاصله دارد.
🍂 جملۀ كليدی و تكاندهندۀ ابواياد اين است كه، هم يهودیها و هم فلسطينیها، تمام سرزمين فلسطين تاريخی را برای خود میخواستند، اما سازمان ملل آن را به دو سهم تقسيم كرد. يهودیها سهم اختصاص يافته به خود را پذيرفتند و سهم فلسطينیها را هم گرفتند، اما فلسطينیها سهم خود را رد كردند و همه چيز را از دست دادند.
🍂 در واقع، ابواياد با اين جمله، به نقد استراتژی عربها در ردّ تقسيم فلسطين به دو كشور عرب و يهود توسط سازمان ملل در سال ۱۹۴۷ برمیخيزد و بر اين باور است كه رد كردن يك امتياز نصفهنيمه در يك منازعه، ضامن به دست آوردن تمام آن نيست، بلكه واگذاری آن به حريف يا دشمن است. چنين سخنی از سوی چريكی كه نظريهپرداز جنبش انقلابی در سازمان الفتح محسوب میشد و حتی به «تروتسكي فلسطين» نيز شهرت داشت، دريچه تازهای به روی ذهن من گشود.
🍂 ابواياد اما در همين نقطه متوقف نمیشد. او در دهه ۷۰ ميلادی در حالیكه استراتژی تمام سازمانهای چريكی تحت پوشش ساف، از جمله الفتح، نابودی هويت يهودی اسراييل به معنای تشكيل كشوری سكولار از رود تا دريا، با حقوق برابر تمام ساكنان مسلمان و يهودی و مسيحی آن بود، سخن از تشكيل يك «mini state» در كرانه باختری و نوار غزه با پايتختی بيتالمقدس شرقی به ميان میآورد. در واقع، در زمانیكه تودههای فلسطينی در انتظار نابودی اسراييل بیتاب شده بودند، ابواياد به اين نتيجه رسيدهبود كه با توجه به واقعيات روی زمين و نوع توازن قوا، فلسطينِیها چيزی بيش از اين به دست نخواهند آورد.
🍂 ابواياد در همين زمينه، به حضور خودِ در گردهمايی پرشوری در يكی از اردوگاههای آوارگان فلسطينی در يكی از كشورهای همجوار فلسطين اشاره میكند. در آن گردهمايی، مردم آواره سخت مشتاق شنيدن خبر تاريخ قريبالوقوع نابودی اسراييل از دهان ابواياد و ديگر رهبران جنبش الفتح بودهاند تا برای بازگشت به خانههای پدری خود آماده شوند. ابواياد اما چگونه میتوانست به آن مردم مشتاق و بههيجان آمده بگويد، آنچه در سر او میگذرد با آنچه آنان در انتظار شنيدنش هستند، شباهتی ندارد؟
🍂 در حقيقت، وصفی كه ابواياد در مورد شرايط آن گردهمايی به دست میدهد، تراژدی عميقا تلخ و ناگواریست كه بهخصوص براي چهرههای واقعنگر در درون جنبشهای انقلابی و چريكی پيش ميآيد. اين نوع چهرهها، گاه در معرض انتخابی بهغايت دشوار قرار میگيرند؛ انتخاب بين بيانِ حقيقتی كه از وراي آرمانها و آرزوها و توهمات، خود را بر آنان عيان كردهاست يا ناديده گرفتن آن حقيقت و تداوم همراهی با عواطف و هيجانات تودۀ مردمی كه تحت تاثير وعدههای آنان، در انتظار وقوع معجزهای برای نابودی سريع دشمن نشستهاند؟ انتخاب رهبران چريكی معمولا گزينه دوم است، اما سرانجام لحظه حقيقت برای آنان فرا میرسد، چه لحظه هولانگيزی!
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #احمد_زیدآبادی
🍂 تحت تاثير فضای انقلابی و غالب بر جامعه در دوران جوانی و نوجوانیام، من هم ماجرای فلسطين را از همان عينكی مینگريستم كه انقلابیها مینگرند. تا اینکه يك چريك بلندپايۀ فلسطينی، نگاه مرا در مورد مسالۀ فلسطين دگرگون كرد و او کسی نبود جز «صلاح خلف»، معروف به ابواياد، مرد شمارۀ سه سازمان آزادیبخش فلسطين -پس از ابوعمار و ابوجهاد- بود.
🍂 ابواياد مصاحبه مفصلی با اريك رولو، روزنامهنگار مشهور فرانسوی بهعمل آورده كه بهصورت كتابی به نام «فلسطينی آواره» تدوين شدهاست. اين كتاب را مهندس حميد نوحی، استاد بازنشستۀ دانشگاه علم و صنعت، به دقت به فارسی برگردانده و من آن را در اواخر دهۀ شصت مطالعه كردم.
🍂 كتاب ابواياد به پرحرفیهای بیپايهواساس و ادعاهای پرطمطراق ولی پوچِ ديگر كسانی كه دربارۀ فلسطين اظهارنظر میكردند، شباهتی نداشت. نوعی واقعبينی صادقانه در سراسر كتاب موج میزد و همين واقعبينی بود كه ذهن مرا به شدت متاثر كرد و چه بسا، مسير فكریام را نيز تغيير جهت داد.
🍂 ابواياد ضمن شرحی از تاريخ تلخ و دردآور آوارگی فلسطينیها و عملكرد سركوبگرانۀ دولت اسراييل، وقتی بحث به راهحل مساله فلسطين میرسد، درست مثل كسی حرف میزند كه روی زمين راه میرود و از سوداهای متوهمانۀ انقلابی و چريكی بهكلی فاصله دارد.
🍂 جملۀ كليدی و تكاندهندۀ ابواياد اين است كه، هم يهودیها و هم فلسطينیها، تمام سرزمين فلسطين تاريخی را برای خود میخواستند، اما سازمان ملل آن را به دو سهم تقسيم كرد. يهودیها سهم اختصاص يافته به خود را پذيرفتند و سهم فلسطينیها را هم گرفتند، اما فلسطينیها سهم خود را رد كردند و همه چيز را از دست دادند.
🍂 در واقع، ابواياد با اين جمله، به نقد استراتژی عربها در ردّ تقسيم فلسطين به دو كشور عرب و يهود توسط سازمان ملل در سال ۱۹۴۷ برمیخيزد و بر اين باور است كه رد كردن يك امتياز نصفهنيمه در يك منازعه، ضامن به دست آوردن تمام آن نيست، بلكه واگذاری آن به حريف يا دشمن است. چنين سخنی از سوی چريكی كه نظريهپرداز جنبش انقلابی در سازمان الفتح محسوب میشد و حتی به «تروتسكي فلسطين» نيز شهرت داشت، دريچه تازهای به روی ذهن من گشود.
🍂 ابواياد اما در همين نقطه متوقف نمیشد. او در دهه ۷۰ ميلادی در حالیكه استراتژی تمام سازمانهای چريكی تحت پوشش ساف، از جمله الفتح، نابودی هويت يهودی اسراييل به معنای تشكيل كشوری سكولار از رود تا دريا، با حقوق برابر تمام ساكنان مسلمان و يهودی و مسيحی آن بود، سخن از تشكيل يك «mini state» در كرانه باختری و نوار غزه با پايتختی بيتالمقدس شرقی به ميان میآورد. در واقع، در زمانیكه تودههای فلسطينی در انتظار نابودی اسراييل بیتاب شده بودند، ابواياد به اين نتيجه رسيدهبود كه با توجه به واقعيات روی زمين و نوع توازن قوا، فلسطينِیها چيزی بيش از اين به دست نخواهند آورد.
🍂 ابواياد در همين زمينه، به حضور خودِ در گردهمايی پرشوری در يكی از اردوگاههای آوارگان فلسطينی در يكی از كشورهای همجوار فلسطين اشاره میكند. در آن گردهمايی، مردم آواره سخت مشتاق شنيدن خبر تاريخ قريبالوقوع نابودی اسراييل از دهان ابواياد و ديگر رهبران جنبش الفتح بودهاند تا برای بازگشت به خانههای پدری خود آماده شوند. ابواياد اما چگونه میتوانست به آن مردم مشتاق و بههيجان آمده بگويد، آنچه در سر او میگذرد با آنچه آنان در انتظار شنيدنش هستند، شباهتی ندارد؟
🍂 در حقيقت، وصفی كه ابواياد در مورد شرايط آن گردهمايی به دست میدهد، تراژدی عميقا تلخ و ناگواریست كه بهخصوص براي چهرههای واقعنگر در درون جنبشهای انقلابی و چريكی پيش ميآيد. اين نوع چهرهها، گاه در معرض انتخابی بهغايت دشوار قرار میگيرند؛ انتخاب بين بيانِ حقيقتی كه از وراي آرمانها و آرزوها و توهمات، خود را بر آنان عيان كردهاست يا ناديده گرفتن آن حقيقت و تداوم همراهی با عواطف و هيجانات تودۀ مردمی كه تحت تاثير وعدههای آنان، در انتظار وقوع معجزهای برای نابودی سريع دشمن نشستهاند؟ انتخاب رهبران چريكی معمولا گزينه دوم است، اما سرانجام لحظه حقيقت برای آنان فرا میرسد، چه لحظه هولانگيزی!
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘عقدۀ «رنج مسیح» و گورستانی که حماس آفرید ✍🏻 دکتر #قربان_عباسی #حکومت_اسلامی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin| @Nasaksara
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 غزه قبل از طوفانالاقصی که توسط حماس (سازمانی وابسته به قدرتهای بیگانه و دچار ایدئولوژیِ بنیادگرایانه و فرقهای) رقم خورد
🍂 اخبار حکومت آخوندی از آغاز قدرتگیری تا امروز:
- چند زن و جوان و کودک فلسطینی در غزه به شهادت رسیدند [نمایش حرکت و صدای آمبولانس و گریه و زجه و شیون]،
- در یک عملیات شهادتطلبانه، چند صهیونیست به هلاکت رسیدند [نمایش شادی مردم از این اتفاق جالب و پیروزی بزرگ]،
- مردم آمریکا/اروپا از شدت فشار اقتصادی و... به خیابانها ریختند و علیه ... شعار دادند [مصاحبه با مردم معترض و نمایش برخی سرکوبهای فیزیکی پلیس]،
- عدهای قلیل و اغتشاگر، در برخی خیابانهای ایران، دست به تخریب اموال عمومی زدند که با هوشیاری و تدبیر نیروهای شریفِ انتظامی، مهار شدند [مصاحبه با مردم شاکی و معترض به حضورِ خیابانی مردمِ معترض و نمایش سطل زبالههای آتشگرفته و... ].
🔺 یک الگوی ثابت و تکرارشونده در اخبار نیمقرنۀ حکومت اسلامی، بدون ذرهای انحراف از فرمانِ اصحاب قدرت و ایدئولوژی؛ یک دایرۀ ابدی برای سلطه بر بدن-ذهنها و تبدیل آنها به کپیهایی یکشکلشده، بدون توان پرسشگری و مطالبهگری و نگاه انتقادی و مستقل؛ فردهایی بدونِ فردیت.
🍂 بیشک ویدیوی تبلیغاتی بالا که مهدی نصیری در پیچ خود منتشر کرده، همۀ واقعیت فلسطین و غزۀ پیش از ۷ اکتبر نیست؛ بحث ما در اینجا، فقدان امکان دیدن و بررسی زوایای متفاوت از واقعیتهای پیچیده و ذوابعاد جهان، در ذیل یک حاکمیت توتالیتر ایدئولوژیکِ همهجا-حاضر و همهجا-مداخلهگر است؛ همه چیز با یک روایت واحدِ از-پیش-تعیینشده و دیکته شده از جانب آن خدای زمینی و ولیامر و مالک و صاحبِ مردم و حقیقت، تصویر میشود تا همه آنگونه به جهان بنگرند که او اراده میکند و فرمان میدهد.
#حکومت_اسلامی #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 اخبار حکومت آخوندی از آغاز قدرتگیری تا امروز:
- چند زن و جوان و کودک فلسطینی در غزه به شهادت رسیدند [نمایش حرکت و صدای آمبولانس و گریه و زجه و شیون]،
- در یک عملیات شهادتطلبانه، چند صهیونیست به هلاکت رسیدند [نمایش شادی مردم از این اتفاق جالب و پیروزی بزرگ]،
- مردم آمریکا/اروپا از شدت فشار اقتصادی و... به خیابانها ریختند و علیه ... شعار دادند [مصاحبه با مردم معترض و نمایش برخی سرکوبهای فیزیکی پلیس]،
- عدهای قلیل و اغتشاگر، در برخی خیابانهای ایران، دست به تخریب اموال عمومی زدند که با هوشیاری و تدبیر نیروهای شریفِ انتظامی، مهار شدند [مصاحبه با مردم شاکی و معترض به حضورِ خیابانی مردمِ معترض و نمایش سطل زبالههای آتشگرفته و... ].
🔺 یک الگوی ثابت و تکرارشونده در اخبار نیمقرنۀ حکومت اسلامی، بدون ذرهای انحراف از فرمانِ اصحاب قدرت و ایدئولوژی؛ یک دایرۀ ابدی برای سلطه بر بدن-ذهنها و تبدیل آنها به کپیهایی یکشکلشده، بدون توان پرسشگری و مطالبهگری و نگاه انتقادی و مستقل؛ فردهایی بدونِ فردیت.
🍂 بیشک ویدیوی تبلیغاتی بالا که مهدی نصیری در پیچ خود منتشر کرده، همۀ واقعیت فلسطین و غزۀ پیش از ۷ اکتبر نیست؛ بحث ما در اینجا، فقدان امکان دیدن و بررسی زوایای متفاوت از واقعیتهای پیچیده و ذوابعاد جهان، در ذیل یک حاکمیت توتالیتر ایدئولوژیکِ همهجا-حاضر و همهجا-مداخلهگر است؛ همه چیز با یک روایت واحدِ از-پیش-تعیینشده و دیکته شده از جانب آن خدای زمینی و ولیامر و مالک و صاحبِ مردم و حقیقت، تصویر میشود تا همه آنگونه به جهان بنگرند که او اراده میکند و فرمان میدهد.
#حکومت_اسلامی #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 جنون (+) 🎙#اسکپتیک #زیستروان ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روانکاویِ جنگ غزه
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🔸پیرامون مختصات ذهنیِ منفی و مثبتِ تاریخیِ یهودیان و عربها (اسلامگرایان)
🔸سیطرۀ قدرت رسانهایِ اسرائیل و کور-چشمیِ استراتژیک-رسانهایِ حاصل از ایدئولوژی و نظام توتالیترِ بنیادگرایان اسلامی
🔸برنامهریزیِ حسابشده از فنّ «دستکاریِ وهمی» در جنگ غزه و بهرهگیری از نفوذیها در غزه
🔸اسرائیل سالها منتظر چنین لحظهای بود
🔸خودمرکز-پنداری در ساختارهای ایدئولوژیک و توتالیتر و بستۀ مبتنی بر ساختار وهمیِ ذهنیتگرای بیتوجه به واقعیتهای نقیض و هشدار ناقدان و دگراندیشان، باعث نابودی و زوالی محتوم میشود
❓اهداف غرب و پوتین در این جنگ چه بودهاست؟
🔸بنسلمان و امارات و دیگر عربها، سالها منتظر چنین روزی بودهاند و این موقعیت اصلا برای آنها غیرمنتظره نبودهاست و صرفا ظاهری از دلسوزی برای غزه را نشان میدهند
#زیستروان #تفکر_انتقادی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🔸پیرامون مختصات ذهنیِ منفی و مثبتِ تاریخیِ یهودیان و عربها (اسلامگرایان)
🔸سیطرۀ قدرت رسانهایِ اسرائیل و کور-چشمیِ استراتژیک-رسانهایِ حاصل از ایدئولوژی و نظام توتالیترِ بنیادگرایان اسلامی
🔸برنامهریزیِ حسابشده از فنّ «دستکاریِ وهمی» در جنگ غزه و بهرهگیری از نفوذیها در غزه
🔸اسرائیل سالها منتظر چنین لحظهای بود
🔸خودمرکز-پنداری در ساختارهای ایدئولوژیک و توتالیتر و بستۀ مبتنی بر ساختار وهمیِ ذهنیتگرای بیتوجه به واقعیتهای نقیض و هشدار ناقدان و دگراندیشان، باعث نابودی و زوالی محتوم میشود
❓اهداف غرب و پوتین در این جنگ چه بودهاست؟
🔸بنسلمان و امارات و دیگر عربها، سالها منتظر چنین روزی بودهاند و این موقعیت اصلا برای آنها غیرمنتظره نبودهاست و صرفا ظاهری از دلسوزی برای غزه را نشان میدهند
#زیستروان #تفکر_انتقادی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
نقدآگین
📺 با کاروانِ حجاز (۸) — تجارت مکیان و ظهور اسلام 🎙#حسن_فرامرز ❓پاتریشیا کرون چه میگوید و تحقیقات او چه گرههایی را در فهم تاریخ آغازین اسلام باز میکند؟ آیا مکۀ امروزی در مسیر کاروانهای تجاری بودهاست؟ 📻 با کاروانِ حجاز (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 با کاروانِ حجاز (۹)
— بررسی و سنجش واکنشها (از جمله #زئوس) به یافتههای #دن_گیبسون
🎙#حسن_فرامرز
🗄پست مرتبط
📻 با کاروانِ حجاز (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم) (قسمت چهارم) (قسمت پنجم) (قسمت ششم) (قسمت هفتم) (قسمت هشتم)
📻 نقش و اهمیّتِ سکهها در تاریخپژوهی نوین اسلام
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📕 رازگشایی از یک چیستان (۱، ۲، ۳، ۴)
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📺 آیا محمد وجود تاریخی داشتهاست؟
#بازاندیشی #نقد_اسلام #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
— بررسی و سنجش واکنشها (از جمله #زئوس) به یافتههای #دن_گیبسون
🎙#حسن_فرامرز
🗄پست مرتبط
📻 با کاروانِ حجاز (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم) (قسمت چهارم) (قسمت پنجم) (قسمت ششم) (قسمت هفتم) (قسمت هشتم)
📻 نقش و اهمیّتِ سکهها در تاریخپژوهی نوین اسلام
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📕 رازگشایی از یک چیستان (۱، ۲، ۳، ۴)
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📺 آیا محمد وجود تاریخی داشتهاست؟
#بازاندیشی #نقد_اسلام #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
نقدآگین
📘هذیانات فلسفی، جنون فکری (۱/۲) ✍🏻 #رضا_زمان 🍂 بیژن عبدالکریمی، در «سیمای رسمی حکومت»، در «شبکهٔ سپاهی»، در «یک برنامهٔ سفارشی»، بر منبر رفته و افاضات و بیاناتی در ذمّ مردمِ «هذیانگوی تبدار»، روشنفکران «گناهکار»، غربِ «وحشی» و جهانِ «بیاخلاق» داشتند تا…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘دختر تراکیاییِ «ملتهب» و «تبزدگی هایدگریِ» عبدالکریمی
(۱/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 آنچه حکومت اسلامی در روز روشن انجام میدهد، بر هیچکس پوشیده نیست؛ بهویژه بر فیلسوفی که آنقدر مردم را میشناسد که هر بار، آنها را با صفاتی چون «نادان» و «ملتهب» مینوازد و کُشندگان و سرکوبگران مردم را «راه نجات ایران» معرفی میکند.
🍂 نمی توان ادعا کرد که عبدالکریمی، از جنایتهایی که در سایۀ حکومت اسلامی رخ میدهد، بیخبر است. او «جبهۀ» خود را کاملاً روشن کردهاست و راه نجات را در «بچههای خودمان» و در «خط اصیل انقلاب» میداند؛ بنابراین، آنچه دربارۀ زمانۀ پرسشبرانگیز ما، بیش از هر چیز دیگر پرسشبرانگیز است، این است که چگونه «اندیشمندی» که به تبعیت از هایدگر، پرسش را «پارسایی تفکر» میداند، کسی که بدون شک در خلوت، خود را یکی از پادشاهان قلمرو اندیشه و یکی از برجستهترین اندیشمندان روزگار معاصر ایران میداند، در مقام یک «سلبریتی پروپاگانداییستِ» نظام ظاهر شدهاست؟
🍂 چگونه کسی که درسِ «بزرگمنشی» به مردم میدهد، خود به مرتبۀ انسانی حقیر و بلهقربانگو سقوط کردهاست؟ چنانکه درست همراستا با هایدگر، و به تبعیت از او، در بوسه زدن بر دستان اهریمن، اذعان میکند که راه نجات ایران در «عدم ایستادگی در برابر حکومت» و همکاری با «بچههای اصیل انقلابی» است؛ بچههایی که در همان رسانههایی که گاهی این «فیلسوف» را نیز به آن دعوت میکنند، با گستاخی و بیچشم-و-روییِ وقیحانهای، با تمسک به مرامِ عملی و نظری پیشوا، خیرهشده در چشمان ۸۰ میلیون نفر ملت ایران، میگویند «بله! ایران از آن حزب اللهیهاست و ما این را به صراحت میگوییم؛ چه این مردم خوششان بیاید، چه خوششان نیاید!»، و با این سخنان، فرمایشات رهبر معظم و فرقهگرایشان را بازگو میکنند که همین بچههای اصیل حزباللهی را بهترین فرزندان ایران معرفی میکند و از همۀ مردم ایران می خواهد که بکوشند که به اینان مانند شوند.
🍂 خطّ «اصیل انقلاب»، خطّ «فرقهگرایی امتستایانه» است و عبدالکریمی در مقام «فیلسوف بسیجیان» سخنگوی این فرقه و در خطّ مقدم جبهۀ آنان، علیه ملتیست که آن را ملتی نادان و ملتهب میداند
.
🍂 وقتی عبدالکریمی در پاسخ به منتقدان خود میگوید:
همان موضع هایدگر به سال ۱۹۳۳ را در برابر رژیم نازی تکرار میکند که:
🍂 هایدگر نیز آن زمانی که «پیشوا» را «بهتنهایی، اکنون و آیندۀ واقعیت آلمان و قانون آن» معرفی میکرد، خطر را نه در ژرفای خدمتگزاری خود و امثال خودش به رژیم هيتلری، بلکه در تکتک مردمی میدید که نمیتوانستند با سیاستهای "انسانسوز" فرقۀ اجامر و اوباش و اوامر-نیوشِ آن زمان، همراهی و همداستانی نشان دهند؛ کسانی که بالقوه یا بالفعل، طعمۀ دستگاه سرکوبِ اساسها یا بسیجیهای رژیم نازیستی بودند.
🍂 عبدالکریمی در کاربست خود از واژۀ «عوام» نیز، همان «زبانِ اصالت» ایدئولوژیِ آلمانی را بازگو میکند که اصیلانِ غرقه در امورِ والا را در برابر مبتذلانی قرار میدهد که دغدغهای جز امورِ پست و ناچیز ندارند؛ دختران تراکیایی نادان و بیخبری که آنان را خبری از مقام منیعِ فیلسوفان اصیلی از سنخِ عبدالکریمی نیست.
🍂 با این حال، از ژرفای گذر روزگاران، هنوز هم صدای خندۀ دختران تراکیایی را به ریش «فیلسوفان» والامقامی میشنویم که هرچند از زمرۀ نادانان و بیخبران و ناآگاهان از علوم خاص چنین فیلسوفانیاند، اما در خندۀ ریشخندآمیزشان، «حقیقت»یست که مُهر ابطال میزند بر حقایق همۀ پنداربافان «والامقام» و «کاشف اسرار»ی که هرچند با مسائل بزرگ درگیرند، اما قادر به دیدن واقعیت پیشاروی خویش و مخاطراتی که در عمل، خود و جامعهشان را تهدید میکند، نیستند.
🍂 مسئله بر سر این نیست که چرا مردم ایران، خشمگین و ملتهباند، بلکه بر سر این است که چرا عبدالکریمی را نیز تب و التهابی در برابر یکی از بزرگترین مظاهر شر در جهان امروز نیست و در موازات حمایتِ معنویِ همه جانبهاش از رژیم کودککش (کشتار ایرانیان در سیستان و بلوچستان را به یاد بیاورید)، همواره به کشتار و سرکوب برخی از بهترین و پرشورترین فرزندان ایران امروز، چنان واکنش نشان میدهد که گویی، حق را بیشتر بهجانب جبهۀ بچه های اصیل انقلاب، یعنی جبههای میبیند که میخواهد خود فیلسوف ایشان باشد؟ ...
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 آنچه حکومت اسلامی در روز روشن انجام میدهد، بر هیچکس پوشیده نیست؛ بهویژه بر فیلسوفی که آنقدر مردم را میشناسد که هر بار، آنها را با صفاتی چون «نادان» و «ملتهب» مینوازد و کُشندگان و سرکوبگران مردم را «راه نجات ایران» معرفی میکند.
🍂 نمی توان ادعا کرد که عبدالکریمی، از جنایتهایی که در سایۀ حکومت اسلامی رخ میدهد، بیخبر است. او «جبهۀ» خود را کاملاً روشن کردهاست و راه نجات را در «بچههای خودمان» و در «خط اصیل انقلاب» میداند؛ بنابراین، آنچه دربارۀ زمانۀ پرسشبرانگیز ما، بیش از هر چیز دیگر پرسشبرانگیز است، این است که چگونه «اندیشمندی» که به تبعیت از هایدگر، پرسش را «پارسایی تفکر» میداند، کسی که بدون شک در خلوت، خود را یکی از پادشاهان قلمرو اندیشه و یکی از برجستهترین اندیشمندان روزگار معاصر ایران میداند، در مقام یک «سلبریتی پروپاگانداییستِ» نظام ظاهر شدهاست؟
🍂 چگونه کسی که درسِ «بزرگمنشی» به مردم میدهد، خود به مرتبۀ انسانی حقیر و بلهقربانگو سقوط کردهاست؟ چنانکه درست همراستا با هایدگر، و به تبعیت از او، در بوسه زدن بر دستان اهریمن، اذعان میکند که راه نجات ایران در «عدم ایستادگی در برابر حکومت» و همکاری با «بچههای اصیل انقلابی» است؛ بچههایی که در همان رسانههایی که گاهی این «فیلسوف» را نیز به آن دعوت میکنند، با گستاخی و بیچشم-و-روییِ وقیحانهای، با تمسک به مرامِ عملی و نظری پیشوا، خیرهشده در چشمان ۸۰ میلیون نفر ملت ایران، میگویند «بله! ایران از آن حزب اللهیهاست و ما این را به صراحت میگوییم؛ چه این مردم خوششان بیاید، چه خوششان نیاید!»، و با این سخنان، فرمایشات رهبر معظم و فرقهگرایشان را بازگو میکنند که همین بچههای اصیل حزباللهی را بهترین فرزندان ایران معرفی میکند و از همۀ مردم ایران می خواهد که بکوشند که به اینان مانند شوند.
🍂 خطّ «اصیل انقلاب»، خطّ «فرقهگرایی امتستایانه» است و عبدالکریمی در مقام «فیلسوف بسیجیان» سخنگوی این فرقه و در خطّ مقدم جبهۀ آنان، علیه ملتیست که آن را ملتی نادان و ملتهب میداند
.
🍂 وقتی عبدالکریمی در پاسخ به منتقدان خود میگوید:
شبهروشنفکران عوام ما، دو قرن است که به «تحریک جامعه» علیه حکومت ها می پردازند و سپس برای همان کسانی که درود میفرستادند، شعار مرگ بر ... سردادند.
همان موضع هایدگر به سال ۱۹۳۳ را در برابر رژیم نازی تکرار میکند که:
از کار دولت نازیها هیچ خطری زاده نمیشود؛ خطر فقط ناشی از بیتفاوتی در برابر این دولت و یا از مقاومت در برابر آن زاده میشود.
🍂 هایدگر نیز آن زمانی که «پیشوا» را «بهتنهایی، اکنون و آیندۀ واقعیت آلمان و قانون آن» معرفی میکرد، خطر را نه در ژرفای خدمتگزاری خود و امثال خودش به رژیم هيتلری، بلکه در تکتک مردمی میدید که نمیتوانستند با سیاستهای "انسانسوز" فرقۀ اجامر و اوباش و اوامر-نیوشِ آن زمان، همراهی و همداستانی نشان دهند؛ کسانی که بالقوه یا بالفعل، طعمۀ دستگاه سرکوبِ اساسها یا بسیجیهای رژیم نازیستی بودند.
🍂 عبدالکریمی در کاربست خود از واژۀ «عوام» نیز، همان «زبانِ اصالت» ایدئولوژیِ آلمانی را بازگو میکند که اصیلانِ غرقه در امورِ والا را در برابر مبتذلانی قرار میدهد که دغدغهای جز امورِ پست و ناچیز ندارند؛ دختران تراکیایی نادان و بیخبری که آنان را خبری از مقام منیعِ فیلسوفان اصیلی از سنخِ عبدالکریمی نیست.
🍂 با این حال، از ژرفای گذر روزگاران، هنوز هم صدای خندۀ دختران تراکیایی را به ریش «فیلسوفان» والامقامی میشنویم که هرچند از زمرۀ نادانان و بیخبران و ناآگاهان از علوم خاص چنین فیلسوفانیاند، اما در خندۀ ریشخندآمیزشان، «حقیقت»یست که مُهر ابطال میزند بر حقایق همۀ پنداربافان «والامقام» و «کاشف اسرار»ی که هرچند با مسائل بزرگ درگیرند، اما قادر به دیدن واقعیت پیشاروی خویش و مخاطراتی که در عمل، خود و جامعهشان را تهدید میکند، نیستند.
تو بر اوج فلک چه دانی که چیست
که ندانی که در سرای تو کیست؟
🍂 مسئله بر سر این نیست که چرا مردم ایران، خشمگین و ملتهباند، بلکه بر سر این است که چرا عبدالکریمی را نیز تب و التهابی در برابر یکی از بزرگترین مظاهر شر در جهان امروز نیست و در موازات حمایتِ معنویِ همه جانبهاش از رژیم کودککش (کشتار ایرانیان در سیستان و بلوچستان را به یاد بیاورید)، همواره به کشتار و سرکوب برخی از بهترین و پرشورترین فرزندان ایران امروز، چنان واکنش نشان میدهد که گویی، حق را بیشتر بهجانب جبهۀ بچه های اصیل انقلاب، یعنی جبههای میبیند که میخواهد خود فیلسوف ایشان باشد؟ ...
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘دختر تراکیاییِ «ملتهب» و «تبزدگی هایدگریِ» عبدالکریمی
(۲/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
... مسئله بر سر این است که چرا این «اندیشمند» که خود را یکهتازِ «چالهمیدان تفکر» در این سرزمین میداند، نه درد دارد، نه زخم و نه تب و التهاب ناشی از چنین درد و زخمهایی را؟!
🍂 از زبان آریستوفانس شنیدهایم که:
.
🔺اگر از شیطنت نهفته در دلِ این سخن که ما را به یاد دستبوسی افلاطون و هایدگر از جباران زمانه میاندازد، چشم بپوشیم، با ارجاع به این سخن آریستوفانس و با گوشهچشمی به عبدالکریمی، باید بگوییم «شبهفیلسوف اگر با سیاست کاری داشته باشد، فقط برای نفرتانگیزتر ساختن آن است».
🍂 سیاستاندیشی عبدالکریمی، دلبههمزن است و انسان را دچار دلآشوبه میسازد؛ چون در آنجایی هم که بهمعنای واقعی کلمه، ما بهجای آنکه با یک نظام سیاسیِ «با اساس» مواجه باشیم، با حکومتِ فرقۀ اوباشان و مافیای پول و قدرت مواجهیم، عبدالکریمی ناتوان از دیدن واقعیت است و پیکار مردم با چنین «نانظام بیاساسی» را «تحریک جامعه علیه حکومت» میفهمد و متوجه نیست که ما با ساختار حاکمیتی مواجه هستیم که در واقعیت، ساختاری «برانداز ملت» است و هر کسی را نیز که با آن در هر سطحی (ولو بهصرفِ طرحِ مباحث نظری و اندیشهورزیهای خود و اندیشمندان جهان) میرزمد، «برانداز نظام» معرفی میکند.
🍂 عبدالکریمی که درس سیاست به معنای مدرن کلمه را باید بهتر از ما بداند در قاموسِ تفکرِ کدامیک از فیلسوفان سیاسی بزرگ عصر جدید، دیدهاست که «حکومتِ یک فرقۀ گروگانگیرنده یک ملت بزرگ» را نوعی «state» معرفی کنند که مردم، باید در تقویت اساس آن بکوشند؟ عبدالکریمی حتی درس اول سیاست قدیم و جدید را هم نمیداند و متوجه نیست که آنجا که معیار «خیر عموم و آحاد مردم یک کشور» با «خیر گروه تحمیلکنندگان یک ایدئولوژی خاص» جایگزین شود، ما دیگر با یک «state» مواجه نیستیم، بلکه با نوعی ساختار دشمن با مردم مواجهیم، و مردمی که زیر چرخدندههای چنین نظام فرقهگرا و ایدئولوژیمحوری در حال له شدن هستند، به چه دلیل باید در تقویت اساس آن بکوشند؟ باید آن را تقویت کنند تا با نیروی بیشتری حقّ آنان به زیستن بر اساس الگوهایی که خود میخواهند را پایمال سازد؟
🍂 بهاحتمال زیاد نمیتوان اندیشمندی را که خود را موظف میداند تا در زمانۀ بیپرسش ما، مردم را به پرسشگری فراخواند، به پرسش از خود فراخواند؛ «اصیلان» را با «مبتذلانِ ملتهب» چه نسبت است؟ ملتهبان به مانند آن «دختر تراکیایی»* درکی از ارزش مسائل والای فلسفی ندارند؛ آنان نمیدانند در آسمان فکر فیلسوفی مانند عبدالکریمی، چه ستارههای درخشانی فروزانند و آنان را از آنچه در آن آسمانهاست، خبری نیست، اما در خندۀ دختر تراکیایی و در التهاب و خشم بردگان و زیردستانی از سنخ او نیز حقیقتی هست که فیلسوف را هشدار میدهد که بههوش باش:
▪️میتوان سر به سوی آسمان داشت، اما در چاه نیفتاد؛
▪️میتوان افلاطون بود و کار سیاست را حتی به توجیه تفتیش عقاید بزرگترین و شریفترین اذهان زمانه که خدایانِ دروغین ماگنسیا را باور نمیدارند نکشاند و با دیونوسوس همنشین نشد(۲)؛
▪️ میتوان هایدگر بود و به ستایش از دستان هیتلر نپرداخت؛
▪️میتوان عبدالکریمی بود و فیلسوف بسیجیان نبود؛ یعنی کسانی که درست به دلیل بنیانهای دکساتیک باورهایشان، فرقهگرایند و جز آن نمیتوانند بود؛
▪️میتوان از فرقهگرایان محصور در جهانهای باورهای گروهی جدا شد و به قلمرو فلسفه در آمد؛ یعنی قلمرو کشف و جستجوی حقایقی که باید برای همۀ آدمیان معتبر باشند، نه صرفِ «اس اس ها» و بسیجی ها و حزباللهیها.
🍂 اما دریغا که عبدالکریمی را نسبتی با پویندگان «راه فلسفه»، یعنی آزادمردانی که یوغ بردگی به گردن نداشتهاند و درس آزادی و وارستگی آموختهاند، نیست. خندۀ ریشخندآمیز و درد اشکآمیز عوام ملتهب، انکار مشروعیت و حقانیت نانظام بیبنیادیست که مهمترین فضیلت آن کشتن مخالفان و در بند کشیدن دگراندیشان است؛ ریشخند و التهابی که نه عدوی فلسفه و فیلسوف، بلکه انکارِ ابلهمردمانیست که اسم فلسفه را به نام و نان و ننگ آمیختهاند!
ارجاعات
۱) خدمتکار تالس، دختر شوخ و زیبای تراکیایی، هنگامیکه او ستارگان بالای سر خود را خیره نگاه میکرد و در گودال افتاد، به او با ریشخند گفت:
۲) افلاطون مدتی با حاکم جبار سیراکوز حشر و نشر داشت و در کتاب «قوانین» در یک مورد، از ضرورتِ اختراع خدایانِ حتی دروغین برای ادارۀ شهر سخن میگوید و اینکه حتی اگر مردان شریف فیلسوفمسلک و حقیقتجو در برابر چنین خدایانی جبهه گرفتند، تفتیش عقاید آنها موجه است!
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
... مسئله بر سر این است که چرا این «اندیشمند» که خود را یکهتازِ «چالهمیدان تفکر» در این سرزمین میداند، نه درد دارد، نه زخم و نه تب و التهاب ناشی از چنین درد و زخمهایی را؟!
🍂 از زبان آریستوفانس شنیدهایم که:
فیلسوف اگر با سیاست کاری داشته باشد، فقط برای خطرناکتر ساختن آن است
.
🔺اگر از شیطنت نهفته در دلِ این سخن که ما را به یاد دستبوسی افلاطون و هایدگر از جباران زمانه میاندازد، چشم بپوشیم، با ارجاع به این سخن آریستوفانس و با گوشهچشمی به عبدالکریمی، باید بگوییم «شبهفیلسوف اگر با سیاست کاری داشته باشد، فقط برای نفرتانگیزتر ساختن آن است».
🍂 سیاستاندیشی عبدالکریمی، دلبههمزن است و انسان را دچار دلآشوبه میسازد؛ چون در آنجایی هم که بهمعنای واقعی کلمه، ما بهجای آنکه با یک نظام سیاسیِ «با اساس» مواجه باشیم، با حکومتِ فرقۀ اوباشان و مافیای پول و قدرت مواجهیم، عبدالکریمی ناتوان از دیدن واقعیت است و پیکار مردم با چنین «نانظام بیاساسی» را «تحریک جامعه علیه حکومت» میفهمد و متوجه نیست که ما با ساختار حاکمیتی مواجه هستیم که در واقعیت، ساختاری «برانداز ملت» است و هر کسی را نیز که با آن در هر سطحی (ولو بهصرفِ طرحِ مباحث نظری و اندیشهورزیهای خود و اندیشمندان جهان) میرزمد، «برانداز نظام» معرفی میکند.
🍂 عبدالکریمی که درس سیاست به معنای مدرن کلمه را باید بهتر از ما بداند در قاموسِ تفکرِ کدامیک از فیلسوفان سیاسی بزرگ عصر جدید، دیدهاست که «حکومتِ یک فرقۀ گروگانگیرنده یک ملت بزرگ» را نوعی «state» معرفی کنند که مردم، باید در تقویت اساس آن بکوشند؟ عبدالکریمی حتی درس اول سیاست قدیم و جدید را هم نمیداند و متوجه نیست که آنجا که معیار «خیر عموم و آحاد مردم یک کشور» با «خیر گروه تحمیلکنندگان یک ایدئولوژی خاص» جایگزین شود، ما دیگر با یک «state» مواجه نیستیم، بلکه با نوعی ساختار دشمن با مردم مواجهیم، و مردمی که زیر چرخدندههای چنین نظام فرقهگرا و ایدئولوژیمحوری در حال له شدن هستند، به چه دلیل باید در تقویت اساس آن بکوشند؟ باید آن را تقویت کنند تا با نیروی بیشتری حقّ آنان به زیستن بر اساس الگوهایی که خود میخواهند را پایمال سازد؟
🍂 بهاحتمال زیاد نمیتوان اندیشمندی را که خود را موظف میداند تا در زمانۀ بیپرسش ما، مردم را به پرسشگری فراخواند، به پرسش از خود فراخواند؛ «اصیلان» را با «مبتذلانِ ملتهب» چه نسبت است؟ ملتهبان به مانند آن «دختر تراکیایی»* درکی از ارزش مسائل والای فلسفی ندارند؛ آنان نمیدانند در آسمان فکر فیلسوفی مانند عبدالکریمی، چه ستارههای درخشانی فروزانند و آنان را از آنچه در آن آسمانهاست، خبری نیست، اما در خندۀ دختر تراکیایی و در التهاب و خشم بردگان و زیردستانی از سنخ او نیز حقیقتی هست که فیلسوف را هشدار میدهد که بههوش باش:
▪️میتوان سر به سوی آسمان داشت، اما در چاه نیفتاد؛
▪️میتوان افلاطون بود و کار سیاست را حتی به توجیه تفتیش عقاید بزرگترین و شریفترین اذهان زمانه که خدایانِ دروغین ماگنسیا را باور نمیدارند نکشاند و با دیونوسوس همنشین نشد(۲)؛
▪️ میتوان هایدگر بود و به ستایش از دستان هیتلر نپرداخت؛
▪️میتوان عبدالکریمی بود و فیلسوف بسیجیان نبود؛ یعنی کسانی که درست به دلیل بنیانهای دکساتیک باورهایشان، فرقهگرایند و جز آن نمیتوانند بود؛
▪️میتوان از فرقهگرایان محصور در جهانهای باورهای گروهی جدا شد و به قلمرو فلسفه در آمد؛ یعنی قلمرو کشف و جستجوی حقایقی که باید برای همۀ آدمیان معتبر باشند، نه صرفِ «اس اس ها» و بسیجی ها و حزباللهیها.
🍂 اما دریغا که عبدالکریمی را نسبتی با پویندگان «راه فلسفه»، یعنی آزادمردانی که یوغ بردگی به گردن نداشتهاند و درس آزادی و وارستگی آموختهاند، نیست. خندۀ ریشخندآمیز و درد اشکآمیز عوام ملتهب، انکار مشروعیت و حقانیت نانظام بیبنیادیست که مهمترین فضیلت آن کشتن مخالفان و در بند کشیدن دگراندیشان است؛ ریشخند و التهابی که نه عدوی فلسفه و فیلسوف، بلکه انکارِ ابلهمردمانیست که اسم فلسفه را به نام و نان و ننگ آمیختهاند!
ارجاعات
۱) خدمتکار تالس، دختر شوخ و زیبای تراکیایی، هنگامیکه او ستارگان بالای سر خود را خیره نگاه میکرد و در گودال افتاد، به او با ریشخند گفت:
او مشتاق است که در بارۀ چیزهایی که در آسمان است بداند، اما از پشت سر و جلوی پای خود غافل است
۲) افلاطون مدتی با حاکم جبار سیراکوز حشر و نشر داشت و در کتاب «قوانین» در یک مورد، از ضرورتِ اختراع خدایانِ حتی دروغین برای ادارۀ شهر سخن میگوید و اینکه حتی اگر مردان شریف فیلسوفمسلک و حقیقتجو در برابر چنین خدایانی جبهه گرفتند، تفتیش عقاید آنها موجه است!
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin