نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘آدرس غلط ندهید!
— «مافیا»هایی که از آن دم می‌زنید، «برادران دینی» شما هستند

✍🏻#بیژن_اشتری

🍂 دیدم امروز شهردار تهران گفته «در تهران مافیای زباله داریم». چند روز پیش هم دیدم که آقای امام جمعه مشهد فرموده «کشور را از مافیای برنج نجات دهید». پیش از آن هم دیدم آقای ابراهیم رئیسی سخنان تندی علیه «مافیای دارو و تجهیزات پزشکی» به زبان آورده و قول بریدن دست‌های این مافیا را داده‌است. خلاصه روزی نیست که مقامات بالای نظام جمهوری اسلامی، علیه انواع «مافیا»‌ها سخن نگویند.

🍂 خیلی صریح و روشن بگویم که چنین موضع‌گیری‌هایی، از مصادیق بارز عوام‌فریبی و دروغگویی‌ست؛ وگرنه هم رییس‌جمهور و شهردار و هم مابقی زعمای حکومتی، خوب آگاهند که در جمهوری اسلامی، هیچ مافیایی وجود ندارد. ما در این مملکت «گروه‌های تبهکار حکومتی» داریم و نه «باندهای مافیایی».

🍂 اما با این حال، مقامات کشورمان علاقۀ وافری دارند که از کلمۀ «مافیا» استفاده کنند؛ چون این نحوۀ نامگذاری، باعث می‌شود که فساد و تباهی دامن‌گستر فعلی، تلویحا به «مشتی اجنبی خدانشناس» و به «دشمنان خارجی» نسبت داده شود، نه به «اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی و مقاماتِ به‌اصطلاح مسلمان و پاکدستش».

🍂 این حضرات، با مافیا نامیدن «دزدان مسلمان حکومتی»، هم ژست ضدفساد می‌گیرند و حرفی مردم‌پسند می‌گویند، هم توجه مخاطب را از همکاران فاسدشان معطوف به مشتی گانگستر غربی کلاه‌شاپو به‌سر، مثل ال‌کاپون جلب می‌کنند و هم تلویحا پیام می‌دهند که قضیۀ فساد، همچون مقولۀ مافیا (که تاکنون هیچ‌کس نتوانسته سر از کار آن درآورد)، مبهم و غیرقابل حل است؛ درحالی‌که همۀ ما خوب می‌دانیم که این گروه‌های تبهکار، جملگی «مسلمان شیعۀ دوازده امامی» هستند و ایرانی و «معتقد به ولایت مطلقه فقیه» و «شاغل در بالاترین مناصب حکومتی» و «وابسته به خاندان‌های مذهبی حکومتی» و چنان ریشه‌ای در کشور دوانده‌اند که هزار تا مثل آقای رئیسی هم نمی‌تواند کوچکترین تلنگری به امنیت جانی و مالی‌شان بزند.

🍂 رئیس جمهور و دیگر مقامات، که لقلقۀ زبانی «مافیا» به دهانشان افتاده، عمدا به مردم آدرس غلط می‌دهند‌. این‌ها‌ خیلی بهتر از بنده و شما می‌دانند که رهبران این گروه‌های فاسد حکومتی، چه کسانی هستند؟ سرشان به کجا وصل است؟ و ریشه قدرتشان از کجاست؟

🍂 لذا مستدعی‌ست بی‌خود و بی‌جهت، پای مافیا و اجنبی‌ها را به میان نکشید. به آقای رئیس‌جمهور عرض می کنم که شما اتفاقا با این نوع نامگذاری غلط، خواسته یا ناخواسته، فقط نوعی پوشش امنیتی به همان گروه‌های حکومتی فاسدی می‌دهید که ادعای مبارزه با آن ها را دارید.

🍂 از مردم و رسانه‌ها هم انتظار می‌رود که هر چیزی را به نام خودش بنامند. ما در ایران «گروه‌های تبهکار حکومتی» داریم و نه «باندهای مافیایی».


#حکومت_اسلامی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📺 پیرامون #مستند «عمامه صورتی»

✍🏻 #محمود_کریمی

🍂 حسین شمقدری پسرِ جواد شمقدری (معاون سینمایی وزارت ارشاد اسلامی در دورۀ دوم احمدی‌نژاد)، پس از ساخت مستندهای میراث آلبرتا، متولد اورشلیم و انقلاب جنسی و... به‌تازگی مستندی با نام «عمامه صورتی» دربارهٔ «حجاب و گشت ارشاد» ساخته‌است. او محور این مستند را نمایش یک «آخوندِ خوبِ» با تحمل و مدارا نسبت به حضورِ بی‌حجاب‌ها و شنیدنِ نقدهای تند و مستقیم‌شان علیه حکومت و آخوندها قرار داده‌است.

🍂 فیلم مشخصا سرگردان است میان طرح تناقض‌های قانونِ بی‌ربط به عرف و فرهنگ جامعه (قانونِ تهی از معنای قانون در معنای مدرن آن) با جامعه‌ و نسل‌های جدید سکولار و عبور کرده از اسلام و آخوندها و حکومت و رهبرش از سویی، و متمسک شدن آشکار به سخنان همان رهبری که گشتِ داعشی ارشاد را بعنوان آخرین سنگر بقای مقامِ خود بعنوان «ولی مطلقۀ فقیه» می‌پندارد، از سوی دیگر، برای انداختنِ تقصیر چنین وضعیتِ تناقض‌‌آمیز و پرهزینه‌ای که کشور را به انواع خطرات مهلک برای امنیت ملی دچار کرده، بر سرِ علم‌الهدی که بنا به روایت کارگردانِ وصل به نهادهای خاص (در طرح و نمایش آزادانۀ نفرت عمومی و حملات تند مردم به کسی چون علم‌الهدی)، بخاطر ورودش به اقتصاد و وصل شدن به انواع رانت‌های بزرگ، بزرگترین دغدغۀ نمایشی‌اش، «معضلِ بی‌حجابی» شده‌است.

🍂 در واقع، فیلم بیشتر تناقضات ذهنی و وجودی یک آقازادۀ خودی را بیان می‌کند که به انواع رانت برای رد کردن خطوط قرمز در مستندهایش وصل است و در عین حال، وظیفه‌اش بیان روایتِ بزک‌شده و مطلوبِ حاکمیت از بحران‌های پیچیدۀ روز است و اگر عنصر رانتِ عبور از برخی خطوط قرمز را فاقد بود، مستندهایش از جذابیتِ حداقلی نیز برخوردار نبودند؛ چرا که تفکر عمیق و بدون تناقضی پسِ پشتِ مستندهایش نیست و خلاقیتی نیز در تصویرسازی یک اثرِ‌ سینمایی، یا لااقل روایت‌گریِ جذاب یک مستند را ندارند.

🍂 حسین شمقدری از فهم یا بیان ریشۀ اصلی مشکل حجاب و سرکوبِ خشنِ بخش مدرن جامعه، و بطور خاص زنان، ناتوان است، یا همیشه حواسش هست که آدرس غلط بدهد و مشکل را به اسم یا اسامی‌ای خاص و عللِ بی‌ربط یا دسته‌چندم، تقلیل بدهد:

▪️علم‌الهدی مسئول این همه اختلاس‌های بزرگ و سریالی کشور و گشت ارشاد و بودجه‌ٔ نجومی‌اش و بحران‌ها و تعرضات روانی-فیزیکی گستردهٔ بوجود‌آمده به شهروندان ایران، از چنین ارگانِ عریض و طویل و اضافی‌ای بوده‌است [آقازادۀ ما آلزایمر می‌گیرد که علم‌الهدی، متفاوت از آنچه «ستاد ائمۀ جمعه» به امامان جمعه دیکته می‌کند و سرتیترهایی که جلوی‌شان در هر هفته می‌گذارند، موعظه نمی‌کند و یک استثناء در حکومت اسلامیِ تحت زعامتِ ولی مطلقهٔ فقیه نیست]؛

▪️یا به‌نظرش اگر برخی مدیرانِ کاخ‌نشینِ جمهوری اسلامی نبودند، آنگاه دعوت و امر مردم به حجاب، مؤثر می‌افتاد؛

▪️یا گلایه دارد از «طبقاتی بودنِ نهی‌ از منکر» که چرا حکومت در زندگی طبقات بالا هم سرک کشیدنش را بسط نداده‌است؟ و این‌ها اینقدر رد داده‌اند و یله و آزاد و بی‌حد و مرز (یعنی مثل مردم اکثریت کشورهای جهان) می‌چرخند و چشمان هیز او را دچار گناه می‌کنند؛

▪️در پایان نیز این «بسیجی و عمارِ سینما»، مسئول کافه‌ای را که به مشتریانش تذکر حجاب نمی‌دهد و از مداخلۀ «آخوند خوبِ» فیلم در مِلک و مکانِ کسبش، هراسان و عصبی می‌شود (مثل هر شهروند معمولی جهان مدرن در مواجهه با چنین مداخله و تعرضِ تهدیدآمیزی)، مثلِ مصاحبه‌شونده‌هایی که «حتی سینما رکس را "گردن آخوندها انداختند"» و یا «خواهان رفتن آخوندها از قدرت بودند»، متهم به «دیکتاتوری» می‌کند که تاب شنیدنِ «صدای مخالف» را ندارند و اگر مملکت دست امثال آنها بیافتد، تضمینی وجود ندارد که چه شود! پیام هم به‌شکل واضح این است: «مملکت دست هر که غیر آخوندها بیافتد، اوضاع بدتر خواهد شد؛ پس بچسبید به سخنان حکیمانۀ قائد اعظم در پایان فیلم».

حقارت و کوتولگیِ ذهنِ یک عرزشی، دقیقا از اینجا به بعد، بالا می‌زند. آقازاده‌ای که پدرش مسئول انواع سانسور و توقیف در سینما و تطهیرگر زندان اوین و... بوده و خودش نیز چنین برده‌وش‌ و پاچه‌خوار است نسبت به دیکتاتور اعظم، صاحبِ یک کافه که چون انسانی متمدن، از مداخله در پوشش مشتریان پرهیز می‌کرده، یا دخترانی ساده و شجاع که از سخنانی بدیهی چون ضرورتِ سکولاریسم سیاسی می‌گفتند، به دیکتاتوری متهم می‌کند و نگرانِ سرنوشتِ مردم و ظهورِ یک دیکتاتوری، در صورتِ در صدر نماندنِ یک «آخوند خوب» یا همان «دیکتاتور خوب/اسلامی» می‌شود.

🔺و البته تیتراژ پایانی هم با پخشِ سخنانِ خدای متجسدِ یک آقازادۀ وصلِ بی‌هنر، همراه می‌شود؛ سخنرانی خلیفه مبنی بر اینکه تمرکز امر به معروف، حجاب نیست و حجاب بعنوان «واجب دینی-سیاسی»، یکی از مواردِ امر و فرمان دادن به معروف است و مسئولان نیز باید امر به معروف شوند.


#نقد_فیلم #حکومت_اسلامی #زنان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «بی‌آشیونه» با اجرای میثاق مرادی

🍂 بعد از انقلاب ۱۳۵۷، بسیاری از #زنان خوانندۀ ایرانی، مجبور به ترک وطن خود و مهاجرت شدند که این امر، باعث از دست دادن مخاطب اصلی آنان شد. ناتوان در اجرای دوباره برای طرفداران واقعی خود، بسیاری از آنان در تبعید فوت کردند. در کنسرت «بی‌آشیونه» و به احترام این هنرمندان برجسته، #میثاق_مرادی برخی از آهنگ‌های بی‌نظیر آن‌ها را روی صحنه اجرا می‌کند.

نمی‌خوام، هایده
مگیرش از من، مهستی
زائر، رامش
آشیونه، هایده
رفتی و ندیدی، الهه


#بوقت_آواز
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗عرصۀ باور، ساحت شعر و سیاست نیست

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 امروز آغاز سال نوی میلادی‌ست و به این بهانه، خطابم به برخی از ایرانیان است که می‌خواهند، به‌زعم خود، از چاه اسلام به چالۀ مسیحیت عروج کنند و خود را به یک نظام باورِ در ظاهر غربی‌ و شیک‌تر (ولی سرشار از خرافات و اباطیلِ فاجعه‌بارتر) گرفتار کنند.

🍂 حالا که می‌خواهید از دست و شرِ اسلام در قرن ۲۱ راحت و رها شوید، درکتان می‌کنم. حمل این حجم از خرافه و احکامِ ظالمانه و داعشی سخت است؛ کمرتان را می‌شکند؛ اما خب! چرا همان کاری که کثیری از جوانان، خصوصا دهه‌هشتادی‌ها و نودی‌ها، می‌کنند را انجام نمی‌دهید؟ یعنی صرفا «یخرجون من دین الله افواجا» و ترک آیین بندگی هر الله و مکتبِ مدعی «خدا می‌فرماید که...» و عدم جایگزین کردن مذهب سابق، با خرافات و اباطیلی دیگر، ولو کمی اغواگرتر؟ چرا لقمه را دور سرتان می‌گردانید و دوباره خود را گرفتار یک‌سری جزم و جمود نامدلل دیگر می‌کنید؟ ساحت سیاست، به اقتضای جبرهای حاکم بر عالم واقع، عرصه‌ای‌ست که حرکت انقلابی در آن معنا ندارد و چه بسا مجبور شویم بطور موقت، میان بد و بدتر، دست به انتخاب بزنیم، اما ساحت اندیشه و باور، چنین عرصه‌ای نیست، بلکه باید «باور صادق موجه» را برگزید.

🍂 به این امر التفات داشته‌باشید که معلمانِ بی‌سواد و خرافاتی این مملکت، در بهترین حالت، امثالِ الاهی قمشه‌ای بوده‌اند که با بازی با کلمات و خطابه‌های مغالطیِ یک‌سویه، هر خرافه‌ و سخن مهملی را بنا به اقتضای ذائقۀ مخاطبان هر جمع، به‌اسم «عرفان» و «معرفت وحدت وجودی»، با جور کردن چند بیت شعر، به عوام‌الناس بعنوان باوری صادق و موجه، غالب می‌کردند.

🍂 پیش‌تر به الاهی قمشه‌ای پیشنهاد کرده‌بودم تا از برج عاجی که با القابی نابرازنده زینت یافته‌است، پایین بیاید و پس از مختصر مطالعه‌ای راجع به مقولهٔ «استدلال»، بدون توسل به کاسه‌کلک‌بازی‌های نخ‌نمای تئولوژیک و یا کرسی‌شعربافی‌های عرفان‌زدهٔ درباری و تکراری، به نقدهایی که به قرآن وارد کرده‌ام، پاسخی «مدلل» دهد تا مشخص شود، چرا این کتاب، تاج ادبیاتِ جهان است؟ با چه ملاکی و توسط کدام داوران صالح، قرآن به چنین مقامی در تاریخ ادبیات جهان دست یافته‌است؟ با چه روشی، به لحاظ فرمی و مضمونی و زیباشناختی، یک اثر ادبی در زبان «آلمانی و فرانسوی» با زبان «عربی» قیاس می‌شود؟ آیا زیبایی، ملاکی بین‌الاذهانی و فراتاریخی دارد؟ اما عارفکانِ منگِ بنگی، با یک ذهن دینخو و شعرزده، هیچ‌وقت فراتر از خطابه و بت عیار جمع بودن نمی‌روند و وارد دیالوگ منطقی با منتقدان زیرک و چالاک خود نخواهند شد.

🍂 در این ویدیو نیز که الاهی قمشه‌ای به‌مناسبت سال نوی میلادی منتشر کرده، کمینه درکی ندارد از اینکه منطقا، شعر و ادبیات، در ساحت سنجشِ عقلانی و نقادانۀ باورها، نمی‌تواند راهگشا باشد؛ چرا که با کاستن از ابهام‌ها و تعارضات منطقی نسبتی ندارد. شاعران و عارفکانِ منگِ بنگی، می‌روند پشت تپه در دهات پدری‌شان و چله‌نشینی می‌کنند و بعد، گودرز را به شقایق، و فیزیک کوانتوم را به الله ربط می‌دهند و یا مثل ملاصدرا انوار قدسی را در رخ پسرکان زیبارو و بی‌مو می‌بینند و وقتی مطالبهٔ دلیل کنیم، با ارجاع به «شهود معنوی و عرفانی»، هذیان یا رذیلت خویش را توجیه می‌کنند.

🍂 الله وفقِ آیهٔ ۴۸ نساء، ۶ بینه و ۶۹-۶۸ فرقان می‌گوید، مشرکان (مثل مرتدها) تا ابد (نه صد یا هزار سال)، در جهنم شکنجه می‌شوند و تمام اعمال نیکشان ضایع می‌گردد، یعنی فرد مشرک، ولو مؤمن‌ترین و اخلاقی‌ترین و داناترین و خردمندترینِ قومش باشد، تا ابد در جهنم سوزانده می‌شود و سپس، پوست و گوشت جدید در یک چرخهٔ ابدی، برای سوزانده شدن بر استخوانش رویانده می‌شود. طبق مسیحیت نیز تنها راه نجات از عقوبت گناهان و راه‌یابی به ملکوت، تصدیقِ «"پسر خدا/خدا" بودن عیسی» (تثلیث مقدس) است؛ مابقی مردم هلاک خواهند شد، مگر اینکه در عدم تصدیق‌ تثلیث، جاهلِ قاصر باشند. مسألۀ ارتداد و مجازات مرتد، از طریق تورات در میان مسیحیان نیز راه یافت و مسیحیت تا قبل از پیدایش مذهب پروتستان با فشار جهان مدرن و اومانیسم، مجازات مرتد را اعدام می‌دانسته‌‌‌ا‌ست. طبق اسلام نیز بشکل وارونه، تنها عامل جهنم ابدی که هرگز مورد عفو جنابِ اللهِ ارحم‌الراحمین قرآن قرار نمی‌گیرد، تصدیق مدعای مسیحیت، یا همان «شرک» بوده‌است.

🍂 در هیچ‌ کدام از این دو دکانِ فروشِ بهشت و ترویج خرافات و اباطیل، ملاکِ سعادت، التزام مطلق هر فرد به عقلانیت استدلالی و وجدان اخلاقی، و هر نتیجه‌ای که بدان برسد، ولو خلافِ مدعیات این دو دین، دانسته نشده‌‌است. اینجاست که باید پرسید، این چه خدایی‌ست که عقل و وجدان اخلاقی را آفرید، اما ارزش ذاتی‌شان را به پیروانش گوشزد نکرد و بکار بستن آن‌ها را مشروط به تصدیق مدعیات خاصی عقل‌گریز یا عقل‌ستیز و متناقض در ادیان مختلف کرد؟


#نقد_ادیان #نقد_اسلام
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘رتوریک و دماگوژی
— زمانی که خودآگاهی دموکراتیک غایب است

✍🏻 #سینا_جهاندیده

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘رتوریک و دماگوژی
— زمانی که خودآگاهی دموکراتیک غایب است
(۱/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده

🍂 وقتی انسان‌ها دچار فشارها روانی شدیدی هستند، میل عامه به گوش دادنِ «حرف‌های قاطعانه و حکیمانه» افزون می‌شود. حرف‌هایی که در اجزا «ژرف‌نما» است، اما «فاقد کلیت» است. گریز از کلیت و تلاش برای ژرف‌نمایی، در ساختار افقی زبان، سبب می‌شود که سخنور، جملاتی بسازد که به شکل آنی، مخاطب را میخکوب می‌کند.

🍂 سخنور مدام باید از جملات قصار استفاده کند و استدلال‌های هیجانی کلامش را افزایش دهد، اما اگر شنونده قدری دقت کند، متوجه می‌شود که تنها چیزی که خطیب دوست ندارد به آن توجه شود، ساختار انسجامی کلام او است.

🍂 او مدام مقدمه می‌سازد و شنونده را در تعلیق معلق نگه‌ می‌دارد و سپس، به نتایج عجیب و غریب می‌رسد. این نوع سخنان پرهیجان، معمولاً یک مقدمه دارد و چند نتیجه و البته هم مقدمه و هم نتایج، با «رتوریک» خاصی همراه است. در این شرایط، این رتوریک است که در غیاب منطق، خود را منطقی می‌نمایاند.

❓با این مقدمه می‌خواهم خواننده را با چند سوال مهم مواجه سازم:
▪️چرا در تلویزیون ایران، ناگهان خطیبان یا سخنورانی آشکار می‌شوند که از «فریب رتوریک» استفاده می‌کنند؟ چرا این احساس در سخنوران شکل گرفته‌است که می‌توانند با «رتوریک»، عامه را به سمت مطلوب خود ببرند؟

▪️البته در طول تاریخ، همیشه رتوریک با حقیقت و ناحقیقت رابطه داشته‌است. اینکه عدۀ زیادی از مردم، خصوصا مردم بی‌شیله‌پیله، تحت تأثیر این نوع نطق‌ها قرار می‌گیرند، از چه چیز حکایت میکند؟ جامعۀ ایران در چه شرایطی‌ست که چنین ظهوراتی را دامن می‌زند؟

▪️البته این نوع وعظ‌ها و سخنرانی‌های هیجانی، در تمام جوامع وجود دارند و معروف‌اند به «سخنان انگیزشی»، و بی‌تردید حکایت‌گرِ بی‌معنا شدن زندگی‌؛ اما تلویزیون ایران که خود را «رسانه‌ای ملی» می‌داند، چه نیازی به این سخنوران رؤیافروش دارد؟

▪️اکثر این سخنرانان، بیش از اندازه به «حافظه» تکیه می‌کنند؛ درحالی‌که تعریف حافظه، با ظهور «مموری‌های بیرون از مغز»، تغییر کرده‌است. اینکه کسی ۳۰ - ۲۰ بیت از مثنوی را یک نفس بخواند و ناگهان، بدون در نظر گرفتن مخاطب، شعری به زبان انگلیسی از شکسپیر به زبان آورد و سرانجام، به استدلال‌ و نتایج بپردازد، یا خود را انسان پر مطالعه‌ای نشان دهد که از «روان‌شناسی علوم انسانی» خبر دارد، چه امید جذابی برای مردم برمی‌انگیزد؟

🍂 او بی‌تردید می‌داند که مردم نسبت به هر چیزی‌ که کمتر می‌فهمند، واکنش حیرت‌ناک نشان می‌دهند؛ بی‌گمان برای مخاطبی که شعرهای بسیار نادری در ذهن دارد و اصلا نمی‌داند که شکسپیر هم شاعر است، شنیدن شعرهایی که از حافظۀ «سخنور انگیزشی» شنیده می‌شود، می‌تواند نوعی «شوک رتوریکی» ایجاد کند.

🍂 تفکر نقادانه از «سخنان پیامبرگونه» پرهیز می‌کند؛ زیرا شنونده باید مدام آگاه باشد که دچار از خودبیگانگی نشود؛ زیرا هرگاه شعبدۀ میخکوب کردن مخاطب ظاهر شود، شعبده‌باز می‌تواند تقلب‌های خود را بسادگی پنهان کند. در واقع، شعبده‌باز، کوری را از حیرت و هیجان مخاطب می‌گیرد؛ همان چیزی که به آن «مکانیزم دکترین شوک» هم می‌گویند نوع هیپنوتیز کردن مخاطب است تا او نداند که به قول مولانا، خر او را خورده‌اند و اکنون او همصدا و بی‌خبر ترانۀ «خر برفت و خر برفت» سر می‌دهد.

🍂 اگر از از درون دموکراسی، «خودآگاهی» را حذف کنیم، دموکراسی تبدیل به موجودی می‌شود که بدنی «دایمونی» [الاهی-مقدس] دارد و روح «دمونی» [شیطانی-شر]. در این شرایط است که مدام «دمو» را به فرم‌هایی ارجاع می‌دهند که دسیسه‌های «دمون» را نبیند؛ به همین دلیل کسانی چون افلاطون دموکراسی را حکومت عوام می‌دانستند.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘رتوریک و دماگوژی
— زمانی که خودآگاهی دموکراتیک غایب است
(۲/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده

🍂 در دهۀ ۸۰، کسی مثل دکتر الهی قمشه‌ای ظهور کرد؛ کسی که شکسپیر، مولانا، حافظ، شبستری، شعر عرب، قرآن و احادیث و هزار چیز دیگر را با هم ترکیب می‌کرد و مخاطب را در «افیون کلام» خود غرق.

🍂 چه اتفاقی افتاده‌بود که مردم، نیاز به این شبه‌پیامبران عامه‌پسند داشتند؟ در ایران، بارها ادبیات وجه افیونی خود را نشان داده‌است و جالب است که در بین همۀ کتاب‌های گذشتگان، مثنوی مولانا بیشتر از همه می‌تواند چنین مردم را میخکوب کند.

🍂 دموکراسی به تخیل مکتوب نیازمند است؛ زیرا دقیقا از زمانی که گفتمان گوتنبرگی، انسان را با خود تنها گذاشت، فردانیت نیز آشکار شد. همان فردانیتی که با استغراق در حروف مکتوب بدست می‌آید، نه با شنیدن سخنان معجزه‌گر یک سخنور.

🍂 در دهۀ ۹۰ شمسی، باز کسانی پیدا شدند که به‌مراتب از دکتر الهی قمشه‌ای، کم‌عمق‌تر‌‌ بودند، اما با یک تفاوت فاحش، سخنورانی که می‌توانند مثنوی را با «برایان تریسی» و به‌طور کلی ادبیات کهن ایران را با روان‌شناسیِ عامه‌پسند ترکیب کنند. چنان قاطعانه سخن می‌گویند که گویی، همۀ حقیقت پیش آن‌ها است، و آن‌ها پیش و بیش از همه‌، به منبع جوشان حقیقت دسترسی دارند.

🍂 در حالی‌که مغزشان انبانی از جملات قصار فریبنده است. سخنورانی که مخاطب را «مردمِ من» خطاب می‌کنند. تو کیستی که به هم‌وطن خود «مردم من» می‌گویی، جز اینکه توهم خود بزرگ‌بینی داشته باشی؟! این همان استعارۀ توهمِ «تجمیعِ تخیل ملت در یک تن» است که برخی را چنان متوهم کرده‌است که بجای همه حرف می‌زنند. هیتلر هم مدام می‌گفت «فولک». کسانی که با گفتن «مردم من» می‌خواهند جهل مردم را به رویشان بیاورند، خود یک جاهل و جاعل بزرگ‌اند، و البته کسانی که نمی‌خوانند و تحقیق نمی‌کنند به‌راحتی به دام می‌افتند.

🍂 آیا تاکنون به تدریس برخی از این مدرسان حرفه‌ای کنکور دقت کرده‌اید؟ آیا شما را به یاد سوفسطائیان نمی‌اندازد. آنها نیز فکر می‌کنند که حقیقت کنکور پیش آنها است و از معجزۀ ۱۰۰ درصد قبولی می‌گویند. حرکات تئاتری اینها هنگام تدریس، شما را به یاد چه می‌اندازد؟ کنکور در ایران نماد غیردموکراتیک بودن حقیقت است. چیزی که دانش را به فن تقلیل می‌دهد و سرانجام، جامعه را غیر‌دموکراتیک، فرمایشی و طبقاتی خواهد کرد. وجود چنین رتوریکی که به مردم اجازۀ فکر کردن نمی‌دهد، نشان از غیاب دموکراسی و خودآگاهی تاریخی است.


🔺توضیحات


دماگوژی: این واژه از اصل یونانی «دماگوگیا» به‌معنای «رهبری مردم» گرفته شده‌است، اما رفته‌رفته در زبان سیاسی، معنای عوام‌فریبی و مردم‌فریبی از طریق دادن وعده‌ها و شعارهای دروغین به خود گرفته‌است.

رتوریک: استفاده از هنرهای زبانی برای اقناع مخاطب در انجام کاری یا پذیرش اندیشه‌ای. بلاغت، هنر سخنوری، هنر سخنوری اقناعی.


#تفکر_انتقادی #نقد_فرهنگ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘آموزش و پرورش در ایران
— استدلال‌گرایی یا حافظه‌محوری؟

✍🏻 #مصطفی_ملکیان

🍂 آموزش و پرورش را چه آگاهانه و چه غیرآگاهانه -کاری به این ندارم- مبتنی کرده‌اند بر حافظه، و هرچه ابتناء بر حافظه بیشتر، ابتنای بر استدلال‌گرایی کمتر می‌شود.

🍂 شما بسیار ساده این نکته را ببینید. از بچه‌ات راجع‌به تکلیف مدرسه‌اش سوال می‌کنی. می‌گوید بابا پاسخ فلان سوال در تاریخ یا جغرافی یا تعلیمات اجتماعی یا فیزیک یا شیمی چیست، مخصوصا در سنینی که شما می‌توانید اظهارنظری بکنید. خب شما یک چیزی می‌گویید، مثلا می‌گویید جوابش این است. فورا بچه می‌گوید، نه بابا! خانم معلم ما این را گفته‌است.

🍂 وقتی شما دقت می‌کنید، می‌بینید که خانم معلمش هم همان سخنی را گفته که شما گفته‌اید. با تعبیر زبانی دیگری گفته‌است. توجه می‌کنید؟ مثلا خانم معلم‌شان گفته که پایتخت فرانسه پاریس است و من بعنوان پدرش گفته‌ام مرکز فرانسه پاریس است. می‌گوید: نه! خانم معلم ما گفته که پایتخت فرانسه، پاریس است.  بچه‌ای که نمی‌تواند ورای کثرت الفاظ، وحدت معنا را ببیند، این معلوم است که مبتنی بر حافظه است. فهم یعنی چه؟ فهم یعنی ورای کثرات، آدم بتواند وحدتی ببیند.

🍂 وقتی اولاً بچۀ من نمی‌تواند فقط دو جمله را که به لحاظ ترکیب‌بندی و به‌لحاظ صرفی یا نحوی یا لغوی، با هم تفاوت دارند، پشت آن را ببیند که معنای واحدی وجود دارد و بعد می‌گوید عبارت باید عین عبارت معلمم باشد.

🍂 ثانیاً فرض می‌کنیم که بچه اشتباه نکرده باشد و واقعا حرفی که به او زده‌اید، با حرف معلمش دو تا باشد. چرا فوری می‌گوید آن چیزی که معلمم گفت درست است؟ این را از کجا یاد گرفته است؟ توجه می کنید؟ نهایتاً باید می‌گفت که پدرم یک چیزی راجع به این گفت، ولی معلمم چیزی دیگری. من باید ببینم کدامشان درست است؟ اما چرا فوری می‌گوید، آنی که معلمم گفت، درست است؟ باز به جهت این که استدلال و نحوۀ برخورد استدلالی را به او یاد نداده‌اند؛ فقط به او گفته‌اند که مطلب این است که ما می گوییم و این را باید حفظ کنید. به ورای این هم نباید بپردازید.

🍂 این استدلال‌ناگرایی رشد می‌کند و بعد می‌بینید که شخص دانشجو هم هست، تحصیلات هم کرده، دکترا هم گرفته، پزشک و مهندس است، ولی می‌بینید هیچ چیزی در وجودش بیشتر از جزم و جمود بارز نیست. شاخص نیست. با این که تحصیلات آکادمیک هم دارد و ما گمان می‌کنیم کسی که تحصیلات دارد، نباید اهل جزم و جمود باشد، نباید اهل پیش‌داوری باشد، اهل خرافه‌پرستی باشد، ولی می‌بینید که هست؛ به دلیل این که آموزش و پرورش، آموزش و پرورش مبتنی بر ظاهر یا مبتنی بر حافظه است، نه مبتنی بر باطن یا استدلال‌گرایی.


#تفکر_انتقادی #حکومت_اسلامی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘زلزلۀ ژاپن و رنسانس دوم

✍🏻#اریک

🍂
زلزلۀ امروز ژاپن از لحاظ قدرت، تقریبا به اندازه زلزله لیسبون در ۱۷۵۵ بود. اون زلزله یکی از تکون‌های بزرگ عصر روشنگری بود؛ چون خدا، خانه‌های خودش در لیسبون هم خراب کرد، و ذهنیت مذهبی که «بلایای طبیعی رو خدا می فرسته تا گناهکاران را عذاب بده»، بهم ریخت.

🍂 در واقع در اون حادثه یکی از ستون‌‌های مذهب فرو ریخت؛ چون باید برای رنج بشر توضیح جدیدی ارائه می‌شد؛ توضیحی که دیگه کلیسا نداشت.

🍂 مذهب همواره باید چیزی برای فروختن داشته باشه، و توضیح رنج یکی ازون‌ها بود. با از دست دادنش کالاهایی که برای فروش داشت، کم شد؛ بنابراین متمرکز شد روی بقیه جنس‌هایی که همچنان داشت. یکی از مهم‌ترین چیزهایی که هنوز داشت، کیفیت نفسانی بود؛ مخصوصا بعد از عصر روشنگری و در دورۀ مدن، کلیسا می‌گفت «باشه، توضیحات من درباره پدیده‌ها قدیمی شده‌اند، اما حداقل من می تونم آدم‌هایی تربیت کنم که باکیفیت‌ترند.. بیرون رو ببینید.. پر شده از آدم‌های غیرقابل اعتماد، خائن، ترسو، منفعت‌طلب، بی‌رحم، بی‌هدف».

🍂 در دوران ما، این ستون هم داره فرو می‌ریزه. اگه کنتراستی بوجود اومده بود بین «انسان بی‌ایمانی که از مرگ وحشت دارد و در مهلکۀ خطر، وحشی‌بازی در می‌آورد» و «انسان مؤمنی که مثل کوه با خطر مواجه می‌شود؛ چون مرگ را پایان زندگی نمی‌بیند»، آموزش و تربیت علمی، کنتراستش رو از بین برد.

🍂 شهروند رندوم ژاپنی، که تمام عمر تحت آموزش و تربیت علمی بوده، در مواجهه با هیولایی از زلزله، که معادلش در جای دیگه، آدم‌های اونجا رو به پنیک می‌رسونه، آرامش، خونسردی، و متانتی نشون میده که حالت پیامبرانه داره؛ در حالی که تمام ترس‌ها و استرس‌های متداول یک انسان مدرن شهری رو با خودش داره و از قضا، مرگ رو پایان زندگی می‌بینه (که این امر، نه تنها اون رو با تصویر یک مومن برابر می‌کنه، بلکه تصویر برتری ازش می‌سازه؛ چون شجاعت کسی که مرگ رو پایان زندگی می‌دونه، باید بیشتر از شجاعت کسی که مرگ رو پایان زندگی نمی‌دونه، باشه، تا بتونه تصویر برابری با اون ایجاد کنه‌).

🍂 این آدم‌های آموزش‌دیده، لزوما شخصیت‌های عمیقی نیستند و همین، فروریختن این ستون رو مهم‌تر می‌کنه. برای جامعۀ انسانی، اهداف کوچک و دست‌یافتنی، مفیدتر از اهداف بزرگ و دور از دسترسه. میلیون‌ها شهروند که آدم‌های عمیقی نیستند، اما وحشی‌بازی درنمی‌ارن، کیفیت بالاتری ایجاد می‌کنه، تا جامعه‌ای که هزاران ساله دنبال تربیت آدم‌های ملکوتیه، و چیزی هم گیرش نمی‌آد. و این شکست کیفی داره هرروز برجسته‌تر می‌شه‌.

🍂 ما داخل رنسانس دوم هستیم، اما حسش نمی‌کنیم؛ چون فکر می‌کنیم مثل فیلم‌های سینمایی، حضور در قسمت‌های مهم تاریخ، باید حس و حال ویژه‌ای داشته باشه.


#بازاندیشی #نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از انگشتِ اشاره را بسوی خود بعنوان «نظام» نشان دادن در چند سال قبل، تا بدون لکنت و ایهام «زبان خدا» دانستن علنی خود، فاصلۀ زمانی چندانی طی نشد.

گویا عالم مؤمنی به قرآن و سنت محمد در حوزه‌ها باقی‌نمانده‌، وگرنه فهم اینکه بیان لختِ چنین انگاره‌ای از خود، توسط بالاترین مقام حکومت، بالاترین حد شرک و کفرِ قابل تصور است که تمام اعمال فرد را باطل می‌کند و نشان‌دهندۀ اوج توهم و عُجب و پرت شدن از واقعیتِ‌ پر از خطا و گناه و نادانی خود است، امر دشواری نیست.

مملکتی با این حد از فقر و فحشای روزافزون، فساد و اختلاس‌های نجومی، باج‌دهی به شرق و غرب، گرفتار بحران سخت خشکسالی و بحران هوا که باعث قتل خاموش هزاران ایرانی می‌شود، بیشترین حجم دزدی از جیب خلق با تورم و مالیات بی‌حساب و سود بهره بانکی، و مملکتی که در آن کالسکه‌های مرگِ آشغال، با چند برابر قیمت به خلق قالب می‌شود و هر وقت که تجمعی اعتراضی شود، مثل آبِ خوردن چند هزار جوان و پیر، کور می‌شوند یا از کشته‌شان پشته درست می‌شود، نامسئولی دارد که خود را «زبان خدا» وهم می‌کند و کسی نیست جلودار این حد از طغیان‌گریِ منجر به ویران‌‌سازی دین و دنیای ملت شود.

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 پیامبرِ دروغین
— مختصات و صفاتِ «پیامبر دروغین» در کتب ادیان ابراهیمی چیست؟

🎙#حجت_فدایی



#حکومت_اسلامی #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ۴۵۰ میلیارد دلار یعنی چه؟
— در۱۲ سال گذشته، حداقل ۴۵۰ میلیارد دلار، فقط عدم‌النفع صادرات نفت بوده‌است

🎙#پیمان_مولوی

▫️کشور رشد اقتصادی ندارد؛
◾️راهکار یک عده بوروکرات؟ مالیات بگیر!

▫️تورم کنترل نمی‌شود؛
◾️راهکار یک عده بوروکرات؟ مالیات بگیر!

▫️مردم برای حفظ ارزش حباب ریال طلا می‌خرند!
◾️راهکار یک عده بوروکرات؟ مالیات بگیر!

🔺ببخشید دقیقا با این مالیات چه خدماتی ارائه می‌شود؟ نمی‌شود کیفیت زندگی «شعب ابی‌طالب» باشد، اما استاندارد مالیاتِ «اسکاندیناوی» اعمال شود!


#حکومت_اسلامی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘روزی که خداوند در وجود خامنه‌ای حلول کرد
(۱/۲)
✍🏻#مجتبی_دهقانی

🍂 حادثه ۱۰ دی ۱۴۰۲ برای آن‌ها که بر سر سفره علی خامنه‌ای نشسته‌اند بسیار تعیین کننده است. خداوند پس از ۱۴۰۰ سال دوباره در جسم بشر حلول کرده است.

🍂 شاعری کم‌مایه و گرفتار افیون و سیاستمداری در حاشیه که بهمن‌ماه سال ۵۷ (به تعبیر خودش) به قدرت رسیدن روحانیون را آنچنان عجیب و باورنکردنی می‌دانست که به صورتش سیلی می‌زد که شاید خواب باشد، بالاخره اعلام خدایی کرد.

🍂 علی خامنه‌ای روز دهم دی‌ماه در دیدار با خانواده قاسم سلیمانی، فرمانده سابق سپاه قدس از جلسه‌ای گفت که بیست و چند سال پیش در حیاط بیت رهبری با فرماندهان سپاه داشت. رهبر جمهوری اسلامی گفت که صحبت‌های «گرم و اثربخش» آن روزش، «سخن خدا» بود که «همین‌طور از زبانم جاری می‌شد».
«توی این حیاط با ۲۰ نفر از فرماندهان سپاه نماز خواندیم. بعد من نشستم روی پله، یک صحبت گرم و گیرایی کردم. قبلا هم فکرش را نکرده بودم. خدای متعال همین‌طور حرف می‌زد. در واقع، زبانِ من بود، حرف خدا بود. خیلی جلسه‌ی عجیبی بود. خیلی تأثیراتی گذاشت».


🍂 انتشار این صحبت در فضای مجازی، واکنش‌های گسترده‌ای داشت. پیش از این علی خامنه‌ای و اطرافیانش تا مرحله «ارتباطات ویژه داشتن آقا با امام غایب» و «یا علی گفتن در هنگام تولد» را طی کرده بودند.

🍂 حتی در نوروز ۱۳۹۹ وقتی علی خامنه‌ای گفت که «لشکر اجنه» در برابر او ایستاده‌اند هم مرحله‌ای دیگر در روایت خامنه‌ای از خودش بود:
«نباید هم تعجب کنیم از دشمنی‌ها. خب ما دشمن زیاد داریم...هم دشمنان جنی، هم دشمنان انسی وجود دارند و اینها به هم کمک هم می‌کنند».


🍂 اما اعلام حلول خداوند در جسم خامنه‌ای، موردی است جدید و «کرامتی» که او را برای هوادارانش جذاب‌تر هم خواهد کرد. و البته خبر بدی است برای «دشمنان جنی و انسی» او که قاعدتا تا روز ۱۰ دی‌ماه نمی‌دانستند که در برابر خدا ایستاده‌اند و نه صرفا علی خامنه‌ای.

🍂 برای جمعیت قابل توجه مخالفان خامنه‌ای وضعیت روشن است. اعلام خدایی علی خامنه‌ای در نظر آن‌ها «پرده‌ای جدید از توهمِ بی‌پایانِ دیکتاتور مطلق‌العنان» است.

🍂 اما زیبایی ماجرا در سمت مجذوبان رهبر جمهوری اسلامی است.

🍂 برای آن‌ها هنوز مشخص نیست که سطح حلول پروردگار در جسم خامنه‌ای تا چه حد و به چه کیفیتی است. این سوالی است که احتمالا در ۲۴ ساعت گذشته در میان اندک افرادی که دل در گروه خامنه‌ای دارند چالش برانگیز بوده است: آیا خدا هر از چند گاهی با زبان او سخن می‌گوید یا اینکه مرحله حلول فراتر از وضعیت «پیامبری» است و جسم خاکی علی خامنه‌ای همان «تجسد االله بر روی زمین» است.

🍂 اهمیت تعیین تکلیف این موضوع برای رهروان خامنه‌ای بسیار حیاتی است. اینکه آیا اعمال و کردار و گفتار رهبر حمهوری اسلامی «به تمامی» با اراده خدا است و یا نه، «قسمتی» خدایی است و بخشی دیگر محصول همان ذهن و فکر علی خامنه‌ای فرزند جواد.

🍂 آیا دستور وارد نکردن واکسن در دوران کرونا، صدور فرمان کشتار در اعتراضات دوران رهبری‌اش، نپذیرفتن نتیجه هیچ‌کدام از فرامینش، تجمیع مطلق قدرت در دستانش، فساد گسترده زیرمجموعه‌اش و مشارکت فعال در کشتار مردم سوریه و عراق هم اراده خدا بوده که از زبان و قلم خامنه‌ای پیاده شده است یا نه. اگر نه کدام یک از این‌ها را خامنه‌ای فرزند جواد انجام داده و کدام را «خداوند حلول‌کرده در جسم خامنه‌ای».

🍂 آیا همه ناکارآمدی‌هایی که مردم ایران به حکومت خامنه‌ای نسبت می‌دهند «نقشه خدا» است برای «رساندن ما به قله» یا «ظلم مردم ایران است به یک خدای دموکرات که در کار کارگزارانش دخالت نمی‌کند» و هرچه خوبی است از او و هر چه بدی از کارگزاران حکومت.

🍂 اعمال روزانه خامنه‌ای هم محل پرسش است. آیا خامنه‌ای قضای حاجت می‌کند یا آنچنان که در کره شمالی در مورد کیم‌جونگ اون و پدرش، کیم ایل سونگ گفته می‌شود، نیازی به توالت رفتن ندارند.

🍂 سوال دیگر اینکه زمان شروع حلول کامل یا جزئی خداوند در خامنه‌ای است: آیا از سال ۱۳۶۸ و تعیینش به عنوان رهبر دوم جمهوری اسلامی خدا بر خامنه‌ای ورود کرد؟ آیا از زمان آغاز ریاست‌جمهوری‌اش در سال ۱۳۶۰ بود؟ یا زمانی که در ایرانشهر گعده‌های پردود شعر و سیاست برپا می‌کرد؟ شاید هم قبل‌تر و زمانی که در حوالی بازار سرشور مشهد در کوچه‌ حوض نصرت‌الملک دیده به جهان گشود؟

🍂 اهمیت یافتن زمان دقیق برای حلول جسمانی خداوند در علی خامنه‌ای از آن جهت است که نظام رفتاری هواداران با معارضان خامنه‌ای را روشن می‌کند. مثلا می‌توان کسانی که با او در کودکی گلاویز شده‌اند را هم در حکم «محارب با الله» در نظر گرفت یا نه؟ اگر نه کدام یک از آن‌هایی که در دوره‌های مختلف در برابر خامنه‌ای ایستاده‌اند یا به او نقد کرده‌اند را می‌توان محارب دانست؟

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘روزی که خداوند در وجود خامنه‌ای حلول کرد
(۲/۲)
✍🏻#مجتبی_دهقانی

🍂 آیا روح‌الله خمینی در مقام رهبر نخست جمهوری اسلامی می‌دانست که خداوند در جسم خامنه‌ای حلول کرده؟ آیا او نباید سمت رهبری را بلافاصله تسلیم خامنه‌ای می‌کرد؟ اگر او نمی‌دانست خود خامنه‌ای نباید در ملاقات‌هایش این خبر بزرگ را به او می‌داد؟ اگر خامنه‌ای چنین کرده و خمینی نپذیرفته آیا خمینی را هم به این اعتبار می‌توان در حکم «یجادل فی‌الله» خواند و مستوجب عذاب الهی؟

🍂 موضوع دیگر تداوم حلول خداوند در جسم خامنه‌ای‌ها است. آیا فرزندان خامنه‌ای را هم می‌توان فرزندان خداوند نامید؟ یا اینکه تنها تولید و تولد یکی از آن‌ها بر عهده خداوند است؛ همانی که «خداوند مقدر کرده» که بعد از انقضای جسم پدرش به جای او بر کرسی ولایت تکیه بزند. و از همه مهم‌تر آیا خداوند پس از مرگ علی خامنه‌ای در جسم مجتبی خامنه‌ای حلول می‌کند یا سراغ جسم دیگری می‌رود؟

🍂 آیا خامنه‌ای همچنان «ولی فقیه» است یا «ربکم‌الاعلی»؟ در قانون اساسی و قوانین موضوعه جمهوری اسلامی التزام داشتن به ولایت مطلقه فقیه نباید به «التزام مطلق به پروردگار ما علی خامنه‌ای» تغییر یابد؟ در این صورت آیا باید قانون اساسی جمهوری اسلامی بازنگری شود؟ آیا برای بسط اراده خداوند روی زمین نیاز به رای مردم هست؟

🍂 اگر خداوندِ حلول کرده در جسم خامنه‌ای از خیر قانون اساسی نگذرد: آیا خداوند از طریق معجزه این تغییر قانون اساسی را انجام می‌دهد یا به وسایل دنیوی مانند انتخابات متوسل می‌شود تا اراده «انسان‌ها و عوام» هم زایل نشود؟

🍂 به هر ترتیب حادثه ۱۰ دی ۱۴۰۲ برای آن‌ها که بر سر سفره خامنه‌ای نشسته‌اند بسیار تعیین کننده است. خداوند پس از ۱۴۰۰ سال دوباره در جسم بشر حلول کرده‌است.


#حکومت_اسلامی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin