Telegram
نقدآگین
📘آناتومیِ یک خودکشی
🍂 یک کودکهمسر به دلیل هزینههای بالای درمانِ فرزند معلولش خودکشی کرد و جان باخت. او که فقط ۱۷ سال داشت، در سن ۱۳ سالگی ازدواج کرده بود. این اتفاق در روستای دیشموک کهگیلویه افتاد.
🔻 در این خبر تلخ، چند لایه ستم و چند نوع تبعیض و بیعدالتی وجود دارد:
اول: کودکهمسری: دخترکی ۱۳ ساله که هنوز کودک و در ابتدای راه نوجوانی است، یکشبه وارد دنیای بزرگسالی میشود؛ اتفاقی ناگوار که «جنایت» در حق اوست. ناگهان هر شب، به جای عروسکهایش کنار تن نازک او، بدن مردی میخوابد که این کودک را وسیلهی قانونی و شرعیِ ارضای نیاز جنسیاش میداند؛ مردی که خود نیز به نوعی دیگر، قربانی فرهنگی سراسر جهل و بدبختی است.
دوم: کودکمادری: کودکِ به اجبار زنشده، باردار میشود. نه بدنش آمادگی اینهمه فشار را دارد و نه روان و احساساتش. نوزادی در شکم کودکی در حال رشد است.
سوم: کودکمادریِ نوزاد معلول: نوزاد به دنیا میآید اما معلولیتی دارد. کودکمادر که روان پریشان خود را در این نقشآفرینیِ زودهنگام به عنوان همسر و بعد به عنوان مادر، هنوز سر و سامان نداده، با شوکی دیگر روبرو میشود. رویارویی با معلولیت نوزاد و پذیرش آن، علاوه بر برنامههای ویژه تحت نظر مشاوران، به پختگی دوران بزرگسالی نیازمند است، اما او در حالی که خود هنوز کودک است، باید کودکی دیگر را با نیازهایی ویژه و مضاعف، جمع و جور کند.
چهارم: فقر. همه این اتفاقها در بستر فقر میافتد؛ فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، فقر آموزشی، فقر دسترسی به منابع حمایتی، فقر حلقههای امن، فقر سازمانهای حامی، فقر دستهای دستگیرنده، فقر خانواده پشت و پناه. این محدودیتها و فقدانها، ضربههای ناشی از کودکهمسری، کودکمادری، و کودکمادریِ نوزاد معلول را چندین برابر میکند.
🍂 در نظامهای سیاسی ناکارآمد، ساز و کار حمایتی موثر و مستمر و قابل دسترسی برای هیچ یک از نقشهای شمردهشده وجود ندارد: نه برای کودکانی که به اجبار تن به ازدواج میدهند، نه برای کودکهمسرانی که بدون حق انتخاب و اختیار، باردار و صاحب فرزند میشوند، و نه برای خانوادههایی که فرزندشان با معلولیت به دنیا میآید یا بعدا معلول میشود. در واقع، این مورد مشخص، معلول بودن نوزاد و نداشتن پول کافی برای درمان او، تنها دلیل خودکشی کودکمادر نیست، بلکه فقط تیر خلاص است به بدن و روانِ پارهپاره کودکهمسری که شبی در ۱۳ سالگیاش کشته شد، اما کسی مرگ او را ندید.
بهنقل از صفحۀ به توان یک در اینستاگرام
#زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 یک کودکهمسر به دلیل هزینههای بالای درمانِ فرزند معلولش خودکشی کرد و جان باخت. او که فقط ۱۷ سال داشت، در سن ۱۳ سالگی ازدواج کرده بود. این اتفاق در روستای دیشموک کهگیلویه افتاد.
🔻 در این خبر تلخ، چند لایه ستم و چند نوع تبعیض و بیعدالتی وجود دارد:
اول: کودکهمسری: دخترکی ۱۳ ساله که هنوز کودک و در ابتدای راه نوجوانی است، یکشبه وارد دنیای بزرگسالی میشود؛ اتفاقی ناگوار که «جنایت» در حق اوست. ناگهان هر شب، به جای عروسکهایش کنار تن نازک او، بدن مردی میخوابد که این کودک را وسیلهی قانونی و شرعیِ ارضای نیاز جنسیاش میداند؛ مردی که خود نیز به نوعی دیگر، قربانی فرهنگی سراسر جهل و بدبختی است.
دوم: کودکمادری: کودکِ به اجبار زنشده، باردار میشود. نه بدنش آمادگی اینهمه فشار را دارد و نه روان و احساساتش. نوزادی در شکم کودکی در حال رشد است.
سوم: کودکمادریِ نوزاد معلول: نوزاد به دنیا میآید اما معلولیتی دارد. کودکمادر که روان پریشان خود را در این نقشآفرینیِ زودهنگام به عنوان همسر و بعد به عنوان مادر، هنوز سر و سامان نداده، با شوکی دیگر روبرو میشود. رویارویی با معلولیت نوزاد و پذیرش آن، علاوه بر برنامههای ویژه تحت نظر مشاوران، به پختگی دوران بزرگسالی نیازمند است، اما او در حالی که خود هنوز کودک است، باید کودکی دیگر را با نیازهایی ویژه و مضاعف، جمع و جور کند.
چهارم: فقر. همه این اتفاقها در بستر فقر میافتد؛ فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، فقر آموزشی، فقر دسترسی به منابع حمایتی، فقر حلقههای امن، فقر سازمانهای حامی، فقر دستهای دستگیرنده، فقر خانواده پشت و پناه. این محدودیتها و فقدانها، ضربههای ناشی از کودکهمسری، کودکمادری، و کودکمادریِ نوزاد معلول را چندین برابر میکند.
🍂 در نظامهای سیاسی ناکارآمد، ساز و کار حمایتی موثر و مستمر و قابل دسترسی برای هیچ یک از نقشهای شمردهشده وجود ندارد: نه برای کودکانی که به اجبار تن به ازدواج میدهند، نه برای کودکهمسرانی که بدون حق انتخاب و اختیار، باردار و صاحب فرزند میشوند، و نه برای خانوادههایی که فرزندشان با معلولیت به دنیا میآید یا بعدا معلول میشود. در واقع، این مورد مشخص، معلول بودن نوزاد و نداشتن پول کافی برای درمان او، تنها دلیل خودکشی کودکمادر نیست، بلکه فقط تیر خلاص است به بدن و روانِ پارهپاره کودکهمسری که شبی در ۱۳ سالگیاش کشته شد، اما کسی مرگ او را ندید.
بهنقل از صفحۀ به توان یک در اینستاگرام
#زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کودکهمسری
@Naqdagin
🎧دربارۀ مسألۀ «کودکهمسری» در غرب و دوران قدیم
🎙دکتر #آزیتا_ساعیان
#زنان #نقد_فرهنگ #زیستروان #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙دکتر #آزیتا_ساعیان
#زنان #نقد_فرهنگ #زیستروان #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📺 سورپرایزِ شب انتخاب 😂 #نقدخند ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وزیرِ #حکومت_اسلامی...
تسلط فوقالعاۀ وزیر امور خارجه(!) در روخوانی متنی در سازمان ملل، حیرتِ «دانشمندان غربی» را برانگیخت و آنها را تا یکقدمی اسلام آوردن و شهادتین پیش برد!
درحالیکه برای استخدام در یک شرکت رده چندم هم از داوطلبان، مدرک زبان و تسلط به روخوانی را طلب میکنند، این پخمگانِ دیپلمردی، بنا بر نظام گزینشِ برعکسِ آخوندی، به بالاترین مسئولیتها گماشته میشوند، تا نشان دهند «ما میتوانیم [گند بزنیم به حتی ظاهریترین وجه اعتبارمان!]».
از فروغی و هویدا تا شاه، که هر کدام به چند زبان زندۀ دنیا مسلط بودند و حرف میزدند، به این نخاله رسیدیم که متن انگلیسیای که برایش به فارسی نوشتهاند و فتحه و کسره هم گذاشتهاند(!)، نمیتواند بخواند؛ آری! «لیبرال دموکراسیِ غرب در شُرفِ فروپاشیست» و آمریکا ۲۵ سال بعد از سعودی و اسرائیل، نابود خواهد شد! تکبیر!
و امان از این شعارِ «اللهاکبر» که چقدر ساده با آن، سخنانی یاوه و شعاری و هزینهساز برای امنیت و رفاه و آزادیِ دهها میلیون را با نوعی کاسهکلکبازی از نوعِ «دموکراسی اسلامی»(!)، سخنان و تصمیماتی بینقص و غیرقابلِ چون و چرا جا زدند.
#نقدخند
➖➖➖
🌾@Naqdagin
تسلط فوقالعاۀ وزیر امور خارجه(!) در روخوانی متنی در سازمان ملل، حیرتِ «دانشمندان غربی» را برانگیخت و آنها را تا یکقدمی اسلام آوردن و شهادتین پیش برد!
درحالیکه برای استخدام در یک شرکت رده چندم هم از داوطلبان، مدرک زبان و تسلط به روخوانی را طلب میکنند، این پخمگانِ دیپلمردی، بنا بر نظام گزینشِ برعکسِ آخوندی، به بالاترین مسئولیتها گماشته میشوند، تا نشان دهند «ما میتوانیم [گند بزنیم به حتی ظاهریترین وجه اعتبارمان!]».
از فروغی و هویدا تا شاه، که هر کدام به چند زبان زندۀ دنیا مسلط بودند و حرف میزدند، به این نخاله رسیدیم که متن انگلیسیای که برایش به فارسی نوشتهاند و فتحه و کسره هم گذاشتهاند(!)، نمیتواند بخواند؛ آری! «لیبرال دموکراسیِ غرب در شُرفِ فروپاشیست» و آمریکا ۲۵ سال بعد از سعودی و اسرائیل، نابود خواهد شد! تکبیر!
و امان از این شعارِ «اللهاکبر» که چقدر ساده با آن، سخنانی یاوه و شعاری و هزینهساز برای امنیت و رفاه و آزادیِ دهها میلیون را با نوعی کاسهکلکبازی از نوعِ «دموکراسی اسلامی»(!)، سخنان و تصمیماتی بینقص و غیرقابلِ چون و چرا جا زدند.
#نقدخند
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📺 ارهبرقی در مجمع جهانی اقتصاد (+) — سخنرانی خاویر میلی در مجمع جهانی اقتصاد 🍂 میلی در این سخنرانی از اهمیت «آزادی اقتصادی» سخن گفت و نظرش را دربارۀ سایر دیدگاهها ارائه کرد و گفت هرگونه مداخله در بازار آزاد، باز کردن در به سوی سوسیالیسم و فقر است! او همچنین…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📊 تفاوتِ چین و #حکومت_اسلامی در نحوۀ شناخت(!) مسائل است
✍🏻 #صادق_الحسینی (کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه تهران/سیاستگذاری و روابط بین الملل از امریکا)
#سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #صادق_الحسینی (کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه تهران/سیاستگذاری و روابط بین الملل از امریکا)
#سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📺 اهمیت ملال، سکوت و ژرفاندیشی 🍂 ملال را میتوان نوعی حس «بیتابی»، «بیقراری» یا «بیحوصلگی» ناشی از یکنواختی زندگی دانست. احتمالاً همۀ ما ملال را احساسی منفی میدانیم و اصلاً از اینکه باید چنین احساسی را تجربه کنیم گلهمندیم، اما در واقع، ملال فراخوانیست…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘هرکس دُمی داره که به پشت سرش وصل شده
✍🏻 #اریک
🍂 اونی که الان تو بنگلادش تو کارگاه خیاطی کار میکنه، دمش به خانوادهای وصل بود که چندسال قبل کمی اونطرفتر ازون کارگاه، کشاورز بودند، و در بهترین حالت، غذای روزانهشون رو تأمین میکردند. غیر از موارد خاصی که والتدیزنی پوشش میده، به لابراتوارهای استنفورد راه پیدا نخواهد کرد؛ چون اونهایی که راه پیدا میکنند هم دمی دارند، و دمشون به خانوادهای وصل شده که هر کدوم در دهه سی و چهل قرن بیستم، کارهای بزرگی انجام داده بودن.
🍂 اون پشت سر فقط خانواده نیست. رویداد و فضا هم هست. دم بچه افغان امروزی، که سیزده سال پیش به دنیا اومده، به جنگ وصل شده، و به بیقانونی، و به وجود نداشتن چیزی به نام جامعه، و خیال راحت، و برنامه. کسی که پشت سرش اینه، نمیتونه تربیتیافتهش نباشه؛ حتی سیمکشی مغزی اون بچه طوری تغییر کرده که پاسخش به اعتماد، به محبت، به امنیت، به لذت، به جدی گرفته شدن، فرق داشته باشه با پاسخ یک آدم دیگه، که پشتسرش چیز دیگهای بوده.
🍂 تو، دمت به ایران وصله. به خانوادهای بیمار، که حتی نمیدونست چرا باید تو رو داشته باشه، به فرعونهای کوچک و بیعرضه، به خیالبافهای بیاراده، به پوچگراهای آرمانباز، و به فضایی پر شده از دروغهای کارکردی، و بیثباتی، قلدرمأبی، خشونتهای رندوم و بیهدف، رنجهای بینتیجه، مشغولیتهای تهی، هرج و مرج معنایی، معنویت قلابی و ماتریالیسم مازوخیستی.
🍂 همه اینها تو رو ساختهاند؛ حتی اگه نتونی ردشون رو پیدا کنی؛ حتی اگه با پدربزرگ، مادر زن، رفیق، همکار احمقت، مخالف باشی، جنس مخالفتت محصول همون چیزهاییه که دمت بشون وصله؛ برای همین دعوای تو و یک نفر دیگه، برای یک ناظر بیرونی، مثل برخورد دو زنبور از یک کلونی، با همدیگه، دیده میشه. برخورد تو، با چیزی که باش برخورد میکنی، برخورد خودت با اون چیز نیست، تصادم یک بخش این مجموعه، با بخش دیگه اونه؛ حتی وقتی که به واسطۀ این برخورد، حس جداشدگی و تمایز بت دست میده، در حال ایفای یک نقشی، که مجموعه بت محول کرده، یا بت تحمیل کرده.
🍂 تنها در صورتی اختیار بیشتری به دست میاری که نقشت رو خودت طراحی کنی، که اول به چیزی که هستی کافر شده باشی، که اونجوری که خودت میبینی، و میشنوی، و حس میکنی، و میفهمی رو نپذیری؛ و خود اون مجموعهای که دمت بش وصل بوده، طوری تو رو ساخته که این کار رو نکنی.؛ بنابراین کفر ورزیدن به خود، مثل اینه که با یک دستت، اون یکی دستت رو از کتف ببری؛ همون دستی که باش پشت سرت رو محکم گرفتی، و بله این خشنه؛ همیشه تولد، صحنۀ خشنی داره.
#تجربه_زیسته #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
✍🏻 #اریک
🍂 اونی که الان تو بنگلادش تو کارگاه خیاطی کار میکنه، دمش به خانوادهای وصل بود که چندسال قبل کمی اونطرفتر ازون کارگاه، کشاورز بودند، و در بهترین حالت، غذای روزانهشون رو تأمین میکردند. غیر از موارد خاصی که والتدیزنی پوشش میده، به لابراتوارهای استنفورد راه پیدا نخواهد کرد؛ چون اونهایی که راه پیدا میکنند هم دمی دارند، و دمشون به خانوادهای وصل شده که هر کدوم در دهه سی و چهل قرن بیستم، کارهای بزرگی انجام داده بودن.
🍂 اون پشت سر فقط خانواده نیست. رویداد و فضا هم هست. دم بچه افغان امروزی، که سیزده سال پیش به دنیا اومده، به جنگ وصل شده، و به بیقانونی، و به وجود نداشتن چیزی به نام جامعه، و خیال راحت، و برنامه. کسی که پشت سرش اینه، نمیتونه تربیتیافتهش نباشه؛ حتی سیمکشی مغزی اون بچه طوری تغییر کرده که پاسخش به اعتماد، به محبت، به امنیت، به لذت، به جدی گرفته شدن، فرق داشته باشه با پاسخ یک آدم دیگه، که پشتسرش چیز دیگهای بوده.
🍂 تو، دمت به ایران وصله. به خانوادهای بیمار، که حتی نمیدونست چرا باید تو رو داشته باشه، به فرعونهای کوچک و بیعرضه، به خیالبافهای بیاراده، به پوچگراهای آرمانباز، و به فضایی پر شده از دروغهای کارکردی، و بیثباتی، قلدرمأبی، خشونتهای رندوم و بیهدف، رنجهای بینتیجه، مشغولیتهای تهی، هرج و مرج معنایی، معنویت قلابی و ماتریالیسم مازوخیستی.
🍂 همه اینها تو رو ساختهاند؛ حتی اگه نتونی ردشون رو پیدا کنی؛ حتی اگه با پدربزرگ، مادر زن، رفیق، همکار احمقت، مخالف باشی، جنس مخالفتت محصول همون چیزهاییه که دمت بشون وصله؛ برای همین دعوای تو و یک نفر دیگه، برای یک ناظر بیرونی، مثل برخورد دو زنبور از یک کلونی، با همدیگه، دیده میشه. برخورد تو، با چیزی که باش برخورد میکنی، برخورد خودت با اون چیز نیست، تصادم یک بخش این مجموعه، با بخش دیگه اونه؛ حتی وقتی که به واسطۀ این برخورد، حس جداشدگی و تمایز بت دست میده، در حال ایفای یک نقشی، که مجموعه بت محول کرده، یا بت تحمیل کرده.
🍂 تنها در صورتی اختیار بیشتری به دست میاری که نقشت رو خودت طراحی کنی، که اول به چیزی که هستی کافر شده باشی، که اونجوری که خودت میبینی، و میشنوی، و حس میکنی، و میفهمی رو نپذیری؛ و خود اون مجموعهای که دمت بش وصل بوده، طوری تو رو ساخته که این کار رو نکنی.؛ بنابراین کفر ورزیدن به خود، مثل اینه که با یک دستت، اون یکی دستت رو از کتف ببری؛ همون دستی که باش پشت سرت رو محکم گرفتی، و بله این خشنه؛ همیشه تولد، صحنۀ خشنی داره.
#تجربه_زیسته #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 به #مردان توجه کنیم!
❓چرا باید به موقعیت پسرها بیشتر توجه کنیم؟
❓چرا پسرها دارن خنگتر میشن؟
❓چرا دخترها دارند جامعه را از آن خود میکنند؟
❓چرا پدرها توی درآمد آینده بچهها نقش دارن؟
🔸آمار خودکشی بالاتر پسرها
🔸آمار افسردگی شدید در مردها
🔸نداشتن دوست در بین مردان بزرگسال
♻️ باید دربارۀ «نقش پدر» در جامعه بیشتر حرف بزنیم
♻️ حذف یا تضعیف «جایگاه پدر» عوارض شدیدی در جامعه داره
♻️ تأثیر سریالهای طنز که با پدرها شوخی میکنن
#نقد_فرهنگ #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓چرا باید به موقعیت پسرها بیشتر توجه کنیم؟
❓چرا پسرها دارن خنگتر میشن؟
❓چرا دخترها دارند جامعه را از آن خود میکنند؟
❓چرا پدرها توی درآمد آینده بچهها نقش دارن؟
🔸آمار خودکشی بالاتر پسرها
🔸آمار افسردگی شدید در مردها
🔸نداشتن دوست در بین مردان بزرگسال
♻️ باید دربارۀ «نقش پدر» در جامعه بیشتر حرف بزنیم
♻️ حذف یا تضعیف «جایگاه پدر» عوارض شدیدی در جامعه داره
♻️ تأثیر سریالهای طنز که با پدرها شوخی میکنن
#نقد_فرهنگ #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
روز مرد
🍂 تو این مملکت، نه عزّتی برای مرد هست، نه احترام!
🍂 مردی که زیر بار فقر و مشکلات، همیشه شرمندهاست؛ مردی که تا ۷۰ سالگی باید کار کنه تا روزی حقوق بازنشستگی بگیره؛ مردی که چند سال باید کار کنه تا یه پراید زپرتی بگیره تا شاید با شغل دومش، تو اسنپ با بنزین ۵ هزارتومنی و سهمیۀ کمش، بتونه نون توی سفرۀ کوچیک زن و بچهاش بیاره که اگه روزی کارد به استخونش رسید، از ترسش داد نزنه که گرسنهام تا که اعدام نشه، یا جنازۀ بچهشو جلوش نندازن!
🍂 مردها خیلی وقته که تو این جامعه، بیحرمت شدن! این روز، سالهاست دیگه روز مبارکی نیست. شما عزت و احترام رو از تکتک ما ملت گرفتید. برید برای خودتون، با پول مردم جشن مردانگیتون رو بگیرید.
✍🏻 نقاشی و متن: #زینب_نیکچه
#مردان #نگار_نو #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 تو این مملکت، نه عزّتی برای مرد هست، نه احترام!
🍂 مردی که زیر بار فقر و مشکلات، همیشه شرمندهاست؛ مردی که تا ۷۰ سالگی باید کار کنه تا روزی حقوق بازنشستگی بگیره؛ مردی که چند سال باید کار کنه تا یه پراید زپرتی بگیره تا شاید با شغل دومش، تو اسنپ با بنزین ۵ هزارتومنی و سهمیۀ کمش، بتونه نون توی سفرۀ کوچیک زن و بچهاش بیاره که اگه روزی کارد به استخونش رسید، از ترسش داد نزنه که گرسنهام تا که اعدام نشه، یا جنازۀ بچهشو جلوش نندازن!
🍂 مردها خیلی وقته که تو این جامعه، بیحرمت شدن! این روز، سالهاست دیگه روز مبارکی نیست. شما عزت و احترام رو از تکتک ما ملت گرفتید. برید برای خودتون، با پول مردم جشن مردانگیتون رو بگیرید.
✍🏻 نقاشی و متن: #زینب_نیکچه
#مردان #نگار_نو #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 همدردی 🎤خوانندۀ اصلی: #استیو_گولد گروهِ راکِ rare bird آنگاه که در را قفل میکنی و به تخت خواب میروی فکر کن به انهایی که بیرون در تاریکی و سرما شب را میگذرانند چرا که عشق کافی برای همۀ ما وجود ندارد و همدردی چیزیست که ما به آن نیاز داریم دوستِ من همدردی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سحرگاه (+)
🍂 بازخوانی ترانۀ «سحرگاه» از دیماش (خواننده و آهنگساز، ترانهسرا و نوازندۀ اهل قزاقستان که ترانههایی به ۱۵ زبان اجرا کردهاست) توسط یکی از تماشاگران کرهای که حتی میشه گفت از خود دیماش هم زیباتر اجرا کردهاست.
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 بازخوانی ترانۀ «سحرگاه» از دیماش (خواننده و آهنگساز، ترانهسرا و نوازندۀ اهل قزاقستان که ترانههایی به ۱۵ زبان اجرا کردهاست) توسط یکی از تماشاگران کرهای که حتی میشه گفت از خود دیماش هم زیباتر اجرا کردهاست.
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📗اخلاقِ مبتنی بر کرۀ شمالیِ آسمانی؟ ✍🏻#علیرضاموثق 🍂 مکررا میبینیم که مسلمین، از اعجاز علمی و بلاغی و... قرآن، با توسل به ابر-مغالطۀ تحدی (که در جستارِ «پیرامون مغالطهٔ تحدی در قرآن» بهشکلی جامع و مستند، آن را به زیرِ تیغِ نقدِ منطقی بردهام) سخندوانی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیمکشیِ مغز»
— روانکاویِ دغدغهمندانِ «لولهکشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
✍🏻#علیرضاموثق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— روانکاویِ دغدغهمندانِ «لولهکشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
✍🏻#علیرضاموثق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیمکشیِ مغز»
— روانکاویِ دغدغهمندانِ «لولهکشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 اخیرا یکی از افرادِ مغزفندقیِ دارایِ دو سندرومِ توأمانِ دهان و آلت بیقرار، بهنامِ احمد مجدزاده که چهرۀ کریه و منگولی نیز دارد، در صداوسیمای حکومت آخوندی گفتهاست:
🍂 در مواجهه با تباهی و انحطاط گویندگانِ این دست یاوهها، نباید به خنده و تمسخر و طنز بسنده کرد؛ چرا که ما با یک پدیدۀ نادر و تصادفی مواجه نیستیم، بلکه با یک رویه و اپیدمیِ حماقت و بلاهت در میان سران حکومت آخوندی روبروییم که...
ادامهٔ تحلیل ⬇️
#حکومت_اسلامی #زنان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— روانکاویِ دغدغهمندانِ «لولهکشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 اخیرا یکی از افرادِ مغزفندقیِ دارایِ دو سندرومِ توأمانِ دهان و آلت بیقرار، بهنامِ احمد مجدزاده که چهرۀ کریه و منگولی نیز دارد، در صداوسیمای حکومت آخوندی گفتهاست:
«در آلمان کارخانۀ مشروبسازی لوله کشیده تا ورزشگاه، تا تماشاچیها مشروب بخورند! در آمریکا هم سِرو مشروب، الزامی(!)ست! چشمهایتان را ببندید و فکر کنید وقتی با خانواده به ورزشگاه میروید چه اتفاقهایی میافتد؟ خانواده خود من وقتی میخواهند به نماز جمعه بروند، با وجود اینکه جمعیت بسیاری هم حضور دارند، اما خیالم راحت است که سالم بر میگردند. اما اگر بخواهند به ورزشگاه بروند، من تردید دارم که سالم برگردند».
🍂 در مواجهه با تباهی و انحطاط گویندگانِ این دست یاوهها، نباید به خنده و تمسخر و طنز بسنده کرد؛ چرا که ما با یک پدیدۀ نادر و تصادفی مواجه نیستیم، بلکه با یک رویه و اپیدمیِ حماقت و بلاهت در میان سران حکومت آخوندی روبروییم که...
ادامهٔ تحلیل ⬇️
#حکومت_اسلامی #زنان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیمکشیِ مغز»
— روانکاویِ دغدغهمندانِ «لولهکشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
(۱/۴)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 اخیرا یکی از افرادِ مغزفندقیِ دارایِ دو سندرومِ توأمانِ دهان و آلت بیقرار، بهنامِ احمد مجدزاده که چهرۀ کریه و منگولی نیز دارد، در صداوسیمای حکومت آخوندی گفتهاست:
🍂 در مواجهه با تباهی و انحطاط گویندگانِ این دست یاوهها، نباید به خنده و تمسخر و طنز بسنده کرد؛ چرا که ما با یک پدیدۀ نادر و تصادفی مواجه نیستیم، بلکه با یک رویه و اپیدمیِ حماقت و بلاهت در میان سران حکومت آخوندی روبروییم که مسببِ آسیبهای اساسیِ غیرقابل جبران، به وضعیتِ مادی و روانیِ دهها ملیون ایرانی شدهاست، و خودِ این اختلالهای حاد مغزی-روانی، ریشه در تربیت غلطِ مبتنی بر اسلام (قرآن و سنت نبوی) دارد و برای خلاصی از آن، باید بهشکلی اساسی به ریشهها پرداخت.
🍂 در خاطرم هست که آخوند حسینعلی منتظری در سال ۱۳۷۶، سخنان زیر را گفتهبود:
🍂 هیچکس در آن دوران، این آخوند که از بنیانگذارانِ اصلی ایدۀ فاشیستیِ ولایت فقیه بود را بابت طرحِ چنین سخنی شماتت نکرد؛ چرا که جامعه هنوز گرفتارِ خوابِ سنگینِ دینخویی بود و تحققِ «دموکراسی اسلامی» را متصور میدید. تازه ایشان یکی از آخوندهای نادر بودهاست (یعنی ببینید بقیه و امثال جنتی و احمد خاتمی چه فاجعهای هستند)، اما علیرغمِ تجربۀ دورانِ سیاه و خونینِ دهۀ شصت، نهایتا با خرفتیِ رایج در میان آخوندها در فهمِ ماهیتِ دولتِ مدرن و معنای شهروندی و ماهیتِ حقوق بشر، و یا حداقل عبرت گرفتن از حوادثِ تلخِ تاریخی (نظیر حسن روحانی که با وجود تحقیرِ رد صلاحیت، مثل یک انسان ابله و فرومایه و بیشخصیت، باز بر طبل مشارکت و رأی اعتراضی میکوبد)، گفتهبود که «احکام شرع باید اجرا شود» و نقش رهبرِ سیاسی مملکتی با شهروندانی با باورهای متکثر، از آتئیست تا ندانمگرا و بهایی و یهودی و مسیحی و زرتشتی و... چنین امریست.
🍂 خب، این سخن یعنی چه؟ یعنی جوازِ سپوختن دختربچه در قالب ازدواج، یعنی شلاق و سنگسار و قطعِ دست و پا و بستن مشروبفروشی (و زیر-زمینی و مخفی و مدیریتناپذیر کردن آن و مشارکت در قتلِ جمعیت قابل توجهی از طبقۀ مستضعف، بر اثرِ مصرفِ مشروباتِ الکلی مسموم و تقلبی) و حجاب اجباری و گشتِ داعشی ارشاد و «روسری با توسری» و پدر صنعت توریسم را درآوردن و محروم کردن کشور از درآمدی دو برابر فروشِ نفت و گرفتن سهم امام غایب از این عوامِ خرافاتی و بدبخت، علاوه بر بودجۀ بر روی نفت و گاز بستهشده که «انفال» محسوب میکنند و هرگونه که ولی فقیه برای بسطِ دین مبین اسلام و ایدئولوژی سیاسیاش صلاح بداند، خرج میکنند، و علاوه بر سرقتِ مداومِ جیبِ مستضعفین با مالیاتگیری از همهچیز و تعرفههای گمرگِ هنگفت و انداختن ارابههای مرگی چون پرایدِ آشغال با چند برابر قیمت واقعی و...
🍂 اما چرا سخنانِ آخوند منتظری در این موقعیت به ذهنم متبادر شد؟ از آنجا که اسلام برساختهٔ بافتاری «مردسالار و پدرسالار و استبدادی و سلطانی و قبیلهای و وایکینگی و خرافی» است و بنیادش (برخلاف مسیحیت که نوعی انقلابِ اخلاقی-معرفتیِ حاصل از زیست در ذیل حاکمیت امپراتوری رم و شهرنشینی، علیه نظامِ گستردۀ شریعت فرقهای-قبیلهای یهود بود) بهطور اساسی، بر فقهیات و شرعیات استوار است (که آن نیز بر همین نگاهِ بیمارگونِ حاصل از سرکوبِ شدید به پدیدارهایی چون «زن و شراب» استوار شدهاست)، مسلمین تا تمدنِ پیچیده و ذوابعادِ غرب را میبینند، اول از همه، زنانِ لخت و عور در کنار سواحل و استخرها و صنعتِ پورن و شراب در ذهنشان متبادر میشود! البته بهشتی که جنابِ الله نیز برایشان تصویر کرده و وعدۀ سرخرمن داده، با همین دو عنصر، از مسلمینِ داعشی (اعم از انتحاری و جهادی) دلبری میکند و نیمچه عقلشان را نیز به باد فنا میدهد: بیشمار حوریِ سینهدرشتِ نارپستانِ همیشه آماده و نهرهای پر از شراب!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— روانکاویِ دغدغهمندانِ «لولهکشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
(۱/۴)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 اخیرا یکی از افرادِ مغزفندقیِ دارایِ دو سندرومِ توأمانِ دهان و آلت بیقرار، بهنامِ احمد مجدزاده که چهرۀ کریه و منگولی نیز دارد، در صداوسیمای حکومت آخوندی گفتهاست:
«در آلمان کارخانۀ مشروبسازی لوله کشیده تا ورزشگاه، تا تماشاچیها مشروب بخورند! در آمریکا هم سِرو مشروب، الزامی(!)ست! چشمهایتان را ببندید و فکر کنید وقتی با خانواده به ورزشگاه میروید چه اتفاقهایی میافتد؟ خانواده خود من وقتی میخواهند به نماز جمعه بروند، با وجود اینکه جمعیت بسیاری هم حضور دارند، اما خیالم راحت است که سالم بر میگردند. اما اگر بخواهند به ورزشگاه بروند، من تردید دارم که سالم برگردند».
🍂 در مواجهه با تباهی و انحطاط گویندگانِ این دست یاوهها، نباید به خنده و تمسخر و طنز بسنده کرد؛ چرا که ما با یک پدیدۀ نادر و تصادفی مواجه نیستیم، بلکه با یک رویه و اپیدمیِ حماقت و بلاهت در میان سران حکومت آخوندی روبروییم که مسببِ آسیبهای اساسیِ غیرقابل جبران، به وضعیتِ مادی و روانیِ دهها ملیون ایرانی شدهاست، و خودِ این اختلالهای حاد مغزی-روانی، ریشه در تربیت غلطِ مبتنی بر اسلام (قرآن و سنت نبوی) دارد و برای خلاصی از آن، باید بهشکلی اساسی به ریشهها پرداخت.
🍂 در خاطرم هست که آخوند حسینعلی منتظری در سال ۱۳۷۶، سخنان زیر را گفتهبود:
«معنای رهبری اين است كه نظارت كند كه در كشور، كارهای خلاف شرع انجام نشود، نه اين كه يک تشكيلات و يک گارد سلطنتی درست كند از پادشاهان دنيا زيادتر، و كسی هم دسترسی نداشته باشد، و در وزارتخانه دخالت كنند، در استاندار دخالت كنند، در همه جا دخالت كنند».
🍂 هیچکس در آن دوران، این آخوند که از بنیانگذارانِ اصلی ایدۀ فاشیستیِ ولایت فقیه بود را بابت طرحِ چنین سخنی شماتت نکرد؛ چرا که جامعه هنوز گرفتارِ خوابِ سنگینِ دینخویی بود و تحققِ «دموکراسی اسلامی» را متصور میدید. تازه ایشان یکی از آخوندهای نادر بودهاست (یعنی ببینید بقیه و امثال جنتی و احمد خاتمی چه فاجعهای هستند)، اما علیرغمِ تجربۀ دورانِ سیاه و خونینِ دهۀ شصت، نهایتا با خرفتیِ رایج در میان آخوندها در فهمِ ماهیتِ دولتِ مدرن و معنای شهروندی و ماهیتِ حقوق بشر، و یا حداقل عبرت گرفتن از حوادثِ تلخِ تاریخی (نظیر حسن روحانی که با وجود تحقیرِ رد صلاحیت، مثل یک انسان ابله و فرومایه و بیشخصیت، باز بر طبل مشارکت و رأی اعتراضی میکوبد)، گفتهبود که «احکام شرع باید اجرا شود» و نقش رهبرِ سیاسی مملکتی با شهروندانی با باورهای متکثر، از آتئیست تا ندانمگرا و بهایی و یهودی و مسیحی و زرتشتی و... چنین امریست.
🍂 خب، این سخن یعنی چه؟ یعنی جوازِ سپوختن دختربچه در قالب ازدواج، یعنی شلاق و سنگسار و قطعِ دست و پا و بستن مشروبفروشی (و زیر-زمینی و مخفی و مدیریتناپذیر کردن آن و مشارکت در قتلِ جمعیت قابل توجهی از طبقۀ مستضعف، بر اثرِ مصرفِ مشروباتِ الکلی مسموم و تقلبی) و حجاب اجباری و گشتِ داعشی ارشاد و «روسری با توسری» و پدر صنعت توریسم را درآوردن و محروم کردن کشور از درآمدی دو برابر فروشِ نفت و گرفتن سهم امام غایب از این عوامِ خرافاتی و بدبخت، علاوه بر بودجۀ بر روی نفت و گاز بستهشده که «انفال» محسوب میکنند و هرگونه که ولی فقیه برای بسطِ دین مبین اسلام و ایدئولوژی سیاسیاش صلاح بداند، خرج میکنند، و علاوه بر سرقتِ مداومِ جیبِ مستضعفین با مالیاتگیری از همهچیز و تعرفههای گمرگِ هنگفت و انداختن ارابههای مرگی چون پرایدِ آشغال با چند برابر قیمت واقعی و...
🍂 اما چرا سخنانِ آخوند منتظری در این موقعیت به ذهنم متبادر شد؟ از آنجا که اسلام برساختهٔ بافتاری «مردسالار و پدرسالار و استبدادی و سلطانی و قبیلهای و وایکینگی و خرافی» است و بنیادش (برخلاف مسیحیت که نوعی انقلابِ اخلاقی-معرفتیِ حاصل از زیست در ذیل حاکمیت امپراتوری رم و شهرنشینی، علیه نظامِ گستردۀ شریعت فرقهای-قبیلهای یهود بود) بهطور اساسی، بر فقهیات و شرعیات استوار است (که آن نیز بر همین نگاهِ بیمارگونِ حاصل از سرکوبِ شدید به پدیدارهایی چون «زن و شراب» استوار شدهاست)، مسلمین تا تمدنِ پیچیده و ذوابعادِ غرب را میبینند، اول از همه، زنانِ لخت و عور در کنار سواحل و استخرها و صنعتِ پورن و شراب در ذهنشان متبادر میشود! البته بهشتی که جنابِ الله نیز برایشان تصویر کرده و وعدۀ سرخرمن داده، با همین دو عنصر، از مسلمینِ داعشی (اعم از انتحاری و جهادی) دلبری میکند و نیمچه عقلشان را نیز به باد فنا میدهد: بیشمار حوریِ سینهدرشتِ نارپستانِ همیشه آماده و نهرهای پر از شراب!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیمکشیِ مغز»
— روانکاویِ دغدغهمندانِ «لولهکشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
(۲/۴)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 نگاهِ شیءوار و نرینهسالار به زنان و آنها را جنس دوم و کالایی برای خدمت به مردان محسوب کردن، بطور کلی بر بخش قابل توجهی از جهان سنت، و بطور اخص و شدیدتر، در قبایلِ بدویِ حجر-حجازیِ مبدأ اسلام، حاکم بودهاست. این نگاه، عاملی بودهاست که اعراب، علیرغم اینکه در مسیحیت (یعنی حدود ۶۰۰ سال) ازدواج از نوعِ «تکهمسری»، توصیۀ اکیدِ دینی بودهاست، ازدواج مجدد یا چند-همسری و تجاوز به کنیزها (اعم از مجرد یا شوهردار) را در زبانِ جنابِ الله بگذارند و امری طبیعی و موردِ حمایت و قبول و رضایتِ الله جا بزنند و از سویی دیگر، پنهانسازی زنان در کُنج خانهها را در کنارِ فرمانِ حجاب، امرِ الله و حکمی ابدی تا قیامِ قیامت و چونان امری بدیهی، نظیرِ ضرورتِ پنهان کردنِ طلا و جواهرات و کالاهای ارزشمندِ مردان قوم و قبیله در صندوق و صندوقخانه، بشناسند. همچنین، میدانیم که وفقِ سنتِ نبوی، محمد بن عبدالله زنان را حتی از خروج از خانه برای نمازِ جماعت نیز تحذیر کردهاست: «بهترین مسجد زنان، کنج خانۀ آنها است». علامه حلی: «رفتن به مسجد، مختص مردان است، نه زنان؛ زیرا به زنان، دستور پوشش و پنهان شدن دادهشدهاست». محمدتقى مجلسى: «نماز خواندن زنان در خانه، به عصمت و عفاف آنان نزدیکتر است».
🍂 با این وصف، به اقتفایِ تزریقِ چنین نگاهِ نرینهسالار و آلتمحور و زنستیزانهای از کودکی و خُردسالی، علیالخصوص با ابزارِ مهلکِ «خداوند میفرماید که...»، مسلمین در مواجهه با تمدنِ غرب، وقتی میبینند که زنان را در آن بلاد، در کیسهای سیاه به نام حجاب، یا کنجِ تاریکِ خانهها، چون کالای جنسیِ گرانبهایِ مردِ خانه، مخفی و محبوس نمیکنند و خود را ملزم به چنین سرکوبِ تمامعیاری، بنا به فروکاست زن به صرفِ تن و فهم او از سوراخِ چشمِ امیال بیمار دستهای از مردانِ دچار سندرومِ آلت بیقرار نمیبینند، آنگاه تصوراتِ بیمارگونِ ناشی از اختلالاتِ جنسیشان، که حاصل از روابطِ نرینهسالار و ناانسانیِ مبتنی بر سرکوب و شیءسازی نیمی از جامعه است را، به تمدنِ غرب فرافکنی میکنند.
🍂 بنا به ارجاعات و ادلۀ مذکور، این ادعا که در ورزشگاهها و سلفهای دانشگاه، برای زنان امنیت نیست، اما در رستورانها و نماز جمعهها و مراسم حج و حرم امامان شیعه هیچ خطری وجود ندارد، یک ادعای آشکارا مهمل و کاذب است و قصد گویندۀ آن، صرفا حفظِ سلطۀ مردانه، در ذیل حکومت نرینهسالارِ آخوندی-اسلامی است و بر این فرض استوار است که زنان، کودکانی نابالغ و ناتوان و کالاهای جنسیِ متحرکی بیش نیستند که اگر در اماکنِ عمومیِ مختلط با مردان دیگر قرار گیرند، توانِ دفاع از خود، در مقابلِ اندک بیمارانِ جنسیِ موجود در هر جامعه را ندارند و پلیس و نیروهای انتظامی و قضاییِ حکومت آخوندی-اسلامی نیز هیچ نوع مسئولیتی در زمینۀ مهیا کردنِ فضای امن و تدارکِ انواعِ بازدارندگی از ارتکاب جرم در محیطهای عمومی ندارد، و تنها این زنان (بهمثابه نیمی از جمعیت جامعه) هستند که باید از داشتنِ حقوقِ اولیۀ خود، بهصرف وجود قلیلی بیمارِ جنسی-روانی منع شوند. در همان غرب، در استخرها و سواحل، گشت داعشی ارشادی وجود ندارد، ولی بهنظر نمیرسد که آمارِ تعرض جنسی یا تعرض زبانی در چنین مکانهایی که بعضا دارای مسئول انتظامات و امنیت نیز هستند، از آمار تعرض در حج و یا کلاسهای قرآنِ(!) کودکان و نوجوانان در مساجد و پایگاههای بسیج، در جامعۀ بهاصطلاح اسلامی، بیشتر باشد.
🍂 در موضوعِ شراب نیز متاسفانه، مسلمین چوبِ افراطکاریِ اعراب بدویِ حجاز را میخورند. از آنجا که در آن کانتکستِ عاری از سواد و هنر و تمدن و تعادل، گویا آموزشهای ضروری در بابِ میزان مناسب و آداب نوشیدنِ شراب وجود نداشتهاست، حتی مسلمینی چون عمر بن خطاب، در نوشیدنِ شراب، زیادهروی پیشه میکردهاند؛ محمد بن عبدالله در مواجهه با این افراطهای جامعۀ بدوی و نامتعادل عرب، علیرغم تلاش اولیهاش برای ایجادِ اصلاحات جزئی بهسوی تعادل و حد وسط، نتوانست موفق باشد و نتیجتا، تصمیم به سرکوبِ حداکثریِ مصرف یک نوشیدنیِ محبوب به قدمتِ تاریخِ تمدن بشری را گرفت و این تصمیم را نیز بنا به عادت، از زبان الله بیان کرد تا سیاستش را آسانتر پیش ببرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— روانکاویِ دغدغهمندانِ «لولهکشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
(۲/۴)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 نگاهِ شیءوار و نرینهسالار به زنان و آنها را جنس دوم و کالایی برای خدمت به مردان محسوب کردن، بطور کلی بر بخش قابل توجهی از جهان سنت، و بطور اخص و شدیدتر، در قبایلِ بدویِ حجر-حجازیِ مبدأ اسلام، حاکم بودهاست. این نگاه، عاملی بودهاست که اعراب، علیرغم اینکه در مسیحیت (یعنی حدود ۶۰۰ سال) ازدواج از نوعِ «تکهمسری»، توصیۀ اکیدِ دینی بودهاست، ازدواج مجدد یا چند-همسری و تجاوز به کنیزها (اعم از مجرد یا شوهردار) را در زبانِ جنابِ الله بگذارند و امری طبیعی و موردِ حمایت و قبول و رضایتِ الله جا بزنند و از سویی دیگر، پنهانسازی زنان در کُنج خانهها را در کنارِ فرمانِ حجاب، امرِ الله و حکمی ابدی تا قیامِ قیامت و چونان امری بدیهی، نظیرِ ضرورتِ پنهان کردنِ طلا و جواهرات و کالاهای ارزشمندِ مردان قوم و قبیله در صندوق و صندوقخانه، بشناسند. همچنین، میدانیم که وفقِ سنتِ نبوی، محمد بن عبدالله زنان را حتی از خروج از خانه برای نمازِ جماعت نیز تحذیر کردهاست: «بهترین مسجد زنان، کنج خانۀ آنها است». علامه حلی: «رفتن به مسجد، مختص مردان است، نه زنان؛ زیرا به زنان، دستور پوشش و پنهان شدن دادهشدهاست». محمدتقى مجلسى: «نماز خواندن زنان در خانه، به عصمت و عفاف آنان نزدیکتر است».
🍂 با این وصف، به اقتفایِ تزریقِ چنین نگاهِ نرینهسالار و آلتمحور و زنستیزانهای از کودکی و خُردسالی، علیالخصوص با ابزارِ مهلکِ «خداوند میفرماید که...»، مسلمین در مواجهه با تمدنِ غرب، وقتی میبینند که زنان را در آن بلاد، در کیسهای سیاه به نام حجاب، یا کنجِ تاریکِ خانهها، چون کالای جنسیِ گرانبهایِ مردِ خانه، مخفی و محبوس نمیکنند و خود را ملزم به چنین سرکوبِ تمامعیاری، بنا به فروکاست زن به صرفِ تن و فهم او از سوراخِ چشمِ امیال بیمار دستهای از مردانِ دچار سندرومِ آلت بیقرار نمیبینند، آنگاه تصوراتِ بیمارگونِ ناشی از اختلالاتِ جنسیشان، که حاصل از روابطِ نرینهسالار و ناانسانیِ مبتنی بر سرکوب و شیءسازی نیمی از جامعه است را، به تمدنِ غرب فرافکنی میکنند.
🍂 بنا به ارجاعات و ادلۀ مذکور، این ادعا که در ورزشگاهها و سلفهای دانشگاه، برای زنان امنیت نیست، اما در رستورانها و نماز جمعهها و مراسم حج و حرم امامان شیعه هیچ خطری وجود ندارد، یک ادعای آشکارا مهمل و کاذب است و قصد گویندۀ آن، صرفا حفظِ سلطۀ مردانه، در ذیل حکومت نرینهسالارِ آخوندی-اسلامی است و بر این فرض استوار است که زنان، کودکانی نابالغ و ناتوان و کالاهای جنسیِ متحرکی بیش نیستند که اگر در اماکنِ عمومیِ مختلط با مردان دیگر قرار گیرند، توانِ دفاع از خود، در مقابلِ اندک بیمارانِ جنسیِ موجود در هر جامعه را ندارند و پلیس و نیروهای انتظامی و قضاییِ حکومت آخوندی-اسلامی نیز هیچ نوع مسئولیتی در زمینۀ مهیا کردنِ فضای امن و تدارکِ انواعِ بازدارندگی از ارتکاب جرم در محیطهای عمومی ندارد، و تنها این زنان (بهمثابه نیمی از جمعیت جامعه) هستند که باید از داشتنِ حقوقِ اولیۀ خود، بهصرف وجود قلیلی بیمارِ جنسی-روانی منع شوند. در همان غرب، در استخرها و سواحل، گشت داعشی ارشادی وجود ندارد، ولی بهنظر نمیرسد که آمارِ تعرض جنسی یا تعرض زبانی در چنین مکانهایی که بعضا دارای مسئول انتظامات و امنیت نیز هستند، از آمار تعرض در حج و یا کلاسهای قرآنِ(!) کودکان و نوجوانان در مساجد و پایگاههای بسیج، در جامعۀ بهاصطلاح اسلامی، بیشتر باشد.
🍂 در موضوعِ شراب نیز متاسفانه، مسلمین چوبِ افراطکاریِ اعراب بدویِ حجاز را میخورند. از آنجا که در آن کانتکستِ عاری از سواد و هنر و تمدن و تعادل، گویا آموزشهای ضروری در بابِ میزان مناسب و آداب نوشیدنِ شراب وجود نداشتهاست، حتی مسلمینی چون عمر بن خطاب، در نوشیدنِ شراب، زیادهروی پیشه میکردهاند؛ محمد بن عبدالله در مواجهه با این افراطهای جامعۀ بدوی و نامتعادل عرب، علیرغم تلاش اولیهاش برای ایجادِ اصلاحات جزئی بهسوی تعادل و حد وسط، نتوانست موفق باشد و نتیجتا، تصمیم به سرکوبِ حداکثریِ مصرف یک نوشیدنیِ محبوب به قدمتِ تاریخِ تمدن بشری را گرفت و این تصمیم را نیز بنا به عادت، از زبان الله بیان کرد تا سیاستش را آسانتر پیش ببرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیمکشیِ مغز»
— روانکاویِ دغدغهمندانِ «لولهکشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
(۳/۴)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 هرچند آنچه بیان شد، صرفا گمانهزنیِ نگارنده است و میتوان گمانهزنیِ دیگری را نیز طرح کرد و آن اینکه، در فضایِ خشونتبار و جهادیِ حاکم بر صدرِ اسلام، شراب بهعنوانِ یک مانع جدی برای سیاستهای تهاجمی و جنگی و خونبارِ محمد بن عبدالله عمل میکرد و بدین خاطر، او بعنوان یک عارفِ عامی و توتالیتر و سیاستمدارِ جنگآور، تصمیم گرفت که بالاترین میزانِ سرکوبِ ممکن و متصور را در مواجهه با آن، اعمال کند تا از مدینۀ تحت تسلط خود، «پادگانی تمامعیار» و مالامال از جانبرکفانِ در اشتیاقِ کشتن و کشتهشدن بسازد، و این سیاستِ موضعیِ و هدفمندِ سرکوب هم تا امروز، دامنِ مسلمین و مردمانِ تحت سلطۀ اسلام و فقهای بیاطلاع از کانتکستمندی احکامِ اللهِ ذهنِ محدودِ محمد بن عبدالله را گرفتهاست؛ بهنحوی که هر چه فقها و احکام اسلام بر جامعهای مسلطتر باشند، آن جامعه به «پادگانی در آرزوی مرگ و جنگ و شهادت»، نزدیکتر میشود و از تمدنی انسانی و اهل احترام به حقوق و آزادیها و فردیتِ زنان و مردان جامعه، و اهلِ گرامیداشتِ صُورِ مختلفِ شادی و جشن و زندگیِ سرخوشانه و رقص و بادهنوشی و موسیقی و نمایشِ جلوههای هنر و زیبایی، دورتر میشود و بالتبع، اگر تاریخیترین و باشکوهترین مکانهای زمین و زیباترین مناظر طبیعیِ قابل تصور را نیز داشتهباشد، در جذبِ توریست و رونقبخشیِ صنعت توریسم، علیل و عاجز خواهد ماند؛ چراکه هیچ توریست عاقل و باشعوری، اگر به او حقوق هم بدهند، سمتِ پادگانی مذهبی نخواهد رفت.
🍂 از عواقبِ چنین سیاستی در بهرهجویی محمد بن عبدالله از الله برای مقاصدِ موضعیاش در آن زمانه و زمینۀ خاص، این بود که بقول کانت: «اسلام که شراب را تحریم کرد، بهنحوِ بدی این را برگزید که تریاک را مجاز بشمارد»، همچنین، حتی بهشت و آرمانشهر و منتهیالآمالِ مسلمین، بنا به وعدههای مکرر قرآن و حدیث، رسیدن به جویهای مالامال از شراب در کنار حوریهای بیشمارِ نارپستان تصویر شدهاست، یعنی یک فاحشهخانۀ تمامعیارِ آسمانی(!)، نه اتوپیایی بر محورِ رسیدن به آگاهی افزونتر از اسرار این هستیِ بینهایت و برای مثال، رفتن به یک کتابخانۀ عظیم کیهانی؛ و خود این امر، یعنی دغدغۀ ذهنیِ موجود در ضمیر ناخودآگاه مؤلف/مؤلفان قرآن، بهشکلی حاد، همین سنخ از امور بودهاست و بالتبع، وقتی مسلمین به تمدن غرب و جهان امروز مینگرند، با تصاویری اغراقشده و کارتونی، حاصل از فرافکنیِ سرکوبهای مداومِ تاریخیشان، آن را تصور و ادراک میکنند: تمدنی حرامزاده و در حالِ مستی و سکس شبانهروزی همه با هم(!) که در همۀ ورزشگاههایشان نیز لولههای مشروب کشیدهاند و حتی به این بسنده نکرده و مصرفِ مشروب را الزامی(!) کردهاند، و بههمینخاطر، نباید زنان (این جنسهای دوم و اجناسِ دستهدوم مردان) به ورزشگاه بروند و به نگاه مردانِ مستِ دیگر، یا شرابِ نجسِ جاری در لولهها، آلوده شوند!
🍂 بهعلت مداخۀ عوامل روانشناختی فوقالذکر، معمولا هنگامی که مسلمین وارد بحث با ناباوران به خدای ادیان میشوند، اولین نکتۀ اخلاقی که گویا ذهنشان را مدتها با شدت، درگیر کرده و بهسهولت بازگویش میکنند، این است: اگر الله نباشد، چرا با مادر و خواهر خودمان سکس نکنیم؟! که تبعات سوء سرکوب شدید جنسی و سیاستِ جداسازیِ حداکثریِ جنسیتی در اسلام را نشان میدهد که اوجِ فضیلتِ اخلاقی این مریضانِ ذهنی-روانی و دستپروردگانِ اسلام، این است که بهخاطر گُلِ روی الله و باور به وجودِ دوربینهای مخفیِ همهجا حاضر و ناظرش، و در واقع، بهخاطر ترس از جهنم آشویتسی، لطف میکنند و با مادر و خواهر خود، آن نمیکنند که گویا شبانهروز در ذهنِ بیمارشان مرور میکنند؛ اما نامطلعاند از اینکه از اتفاق، سکس با محارم در جهان مدرن و بنا به تحقیقات علمی در حوزۀ ژنتیک، ازدواج با خویشانی نظیرِ فرزندانِ دایی و عمه و خاله نیز محسوب میشود، که مسلمین بنا به نص قرآن و سنت نبوی، نهتنها از چنین ازدواجهای مخرب و تکثیر کنندۀ انواع بیماریهای خاصِ روانی-تنی، منع نشدهاند، بلکه حتی توصیۀ اکید به این دست از ازدواج با محارم نیز شدهاند؛ درحالیکه مطلعیم فقط در ایران، هر سال حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار نوزاد، صرفا بهدلیل ازدواجهای فامیلی با معلولیت جسمانی یا ذهنی متولد میشوند. اخلاق برای زیستِ سالمتر و معنامندتر انسان، بهمثابه حیوان ناطقِ اجتماعی و مدنیست، نه از آن رو که الله در موردی حکمی داده، و برای مثال در زمانِ فرزندان آدم و حوای اسطورهای، خلافش را مجاز دانسته، فلان عمل، اخلاقی شود و برای اخلاقی بودن، نیازمند تصدیقِ یکمشت خرافات و اباطیل، از جمله خدای متشخصِ انسانوار و خالقِ پر از رذایل و تناقضها، بنا به توصیف قرآن، باشیم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— روانکاویِ دغدغهمندانِ «لولهکشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
(۳/۴)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 هرچند آنچه بیان شد، صرفا گمانهزنیِ نگارنده است و میتوان گمانهزنیِ دیگری را نیز طرح کرد و آن اینکه، در فضایِ خشونتبار و جهادیِ حاکم بر صدرِ اسلام، شراب بهعنوانِ یک مانع جدی برای سیاستهای تهاجمی و جنگی و خونبارِ محمد بن عبدالله عمل میکرد و بدین خاطر، او بعنوان یک عارفِ عامی و توتالیتر و سیاستمدارِ جنگآور، تصمیم گرفت که بالاترین میزانِ سرکوبِ ممکن و متصور را در مواجهه با آن، اعمال کند تا از مدینۀ تحت تسلط خود، «پادگانی تمامعیار» و مالامال از جانبرکفانِ در اشتیاقِ کشتن و کشتهشدن بسازد، و این سیاستِ موضعیِ و هدفمندِ سرکوب هم تا امروز، دامنِ مسلمین و مردمانِ تحت سلطۀ اسلام و فقهای بیاطلاع از کانتکستمندی احکامِ اللهِ ذهنِ محدودِ محمد بن عبدالله را گرفتهاست؛ بهنحوی که هر چه فقها و احکام اسلام بر جامعهای مسلطتر باشند، آن جامعه به «پادگانی در آرزوی مرگ و جنگ و شهادت»، نزدیکتر میشود و از تمدنی انسانی و اهل احترام به حقوق و آزادیها و فردیتِ زنان و مردان جامعه، و اهلِ گرامیداشتِ صُورِ مختلفِ شادی و جشن و زندگیِ سرخوشانه و رقص و بادهنوشی و موسیقی و نمایشِ جلوههای هنر و زیبایی، دورتر میشود و بالتبع، اگر تاریخیترین و باشکوهترین مکانهای زمین و زیباترین مناظر طبیعیِ قابل تصور را نیز داشتهباشد، در جذبِ توریست و رونقبخشیِ صنعت توریسم، علیل و عاجز خواهد ماند؛ چراکه هیچ توریست عاقل و باشعوری، اگر به او حقوق هم بدهند، سمتِ پادگانی مذهبی نخواهد رفت.
🍂 از عواقبِ چنین سیاستی در بهرهجویی محمد بن عبدالله از الله برای مقاصدِ موضعیاش در آن زمانه و زمینۀ خاص، این بود که بقول کانت: «اسلام که شراب را تحریم کرد، بهنحوِ بدی این را برگزید که تریاک را مجاز بشمارد»، همچنین، حتی بهشت و آرمانشهر و منتهیالآمالِ مسلمین، بنا به وعدههای مکرر قرآن و حدیث، رسیدن به جویهای مالامال از شراب در کنار حوریهای بیشمارِ نارپستان تصویر شدهاست، یعنی یک فاحشهخانۀ تمامعیارِ آسمانی(!)، نه اتوپیایی بر محورِ رسیدن به آگاهی افزونتر از اسرار این هستیِ بینهایت و برای مثال، رفتن به یک کتابخانۀ عظیم کیهانی؛ و خود این امر، یعنی دغدغۀ ذهنیِ موجود در ضمیر ناخودآگاه مؤلف/مؤلفان قرآن، بهشکلی حاد، همین سنخ از امور بودهاست و بالتبع، وقتی مسلمین به تمدن غرب و جهان امروز مینگرند، با تصاویری اغراقشده و کارتونی، حاصل از فرافکنیِ سرکوبهای مداومِ تاریخیشان، آن را تصور و ادراک میکنند: تمدنی حرامزاده و در حالِ مستی و سکس شبانهروزی همه با هم(!) که در همۀ ورزشگاههایشان نیز لولههای مشروب کشیدهاند و حتی به این بسنده نکرده و مصرفِ مشروب را الزامی(!) کردهاند، و بههمینخاطر، نباید زنان (این جنسهای دوم و اجناسِ دستهدوم مردان) به ورزشگاه بروند و به نگاه مردانِ مستِ دیگر، یا شرابِ نجسِ جاری در لولهها، آلوده شوند!
🍂 بهعلت مداخۀ عوامل روانشناختی فوقالذکر، معمولا هنگامی که مسلمین وارد بحث با ناباوران به خدای ادیان میشوند، اولین نکتۀ اخلاقی که گویا ذهنشان را مدتها با شدت، درگیر کرده و بهسهولت بازگویش میکنند، این است: اگر الله نباشد، چرا با مادر و خواهر خودمان سکس نکنیم؟! که تبعات سوء سرکوب شدید جنسی و سیاستِ جداسازیِ حداکثریِ جنسیتی در اسلام را نشان میدهد که اوجِ فضیلتِ اخلاقی این مریضانِ ذهنی-روانی و دستپروردگانِ اسلام، این است که بهخاطر گُلِ روی الله و باور به وجودِ دوربینهای مخفیِ همهجا حاضر و ناظرش، و در واقع، بهخاطر ترس از جهنم آشویتسی، لطف میکنند و با مادر و خواهر خود، آن نمیکنند که گویا شبانهروز در ذهنِ بیمارشان مرور میکنند؛ اما نامطلعاند از اینکه از اتفاق، سکس با محارم در جهان مدرن و بنا به تحقیقات علمی در حوزۀ ژنتیک، ازدواج با خویشانی نظیرِ فرزندانِ دایی و عمه و خاله نیز محسوب میشود، که مسلمین بنا به نص قرآن و سنت نبوی، نهتنها از چنین ازدواجهای مخرب و تکثیر کنندۀ انواع بیماریهای خاصِ روانی-تنی، منع نشدهاند، بلکه حتی توصیۀ اکید به این دست از ازدواج با محارم نیز شدهاند؛ درحالیکه مطلعیم فقط در ایران، هر سال حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار نوزاد، صرفا بهدلیل ازدواجهای فامیلی با معلولیت جسمانی یا ذهنی متولد میشوند. اخلاق برای زیستِ سالمتر و معنامندتر انسان، بهمثابه حیوان ناطقِ اجتماعی و مدنیست، نه از آن رو که الله در موردی حکمی داده، و برای مثال در زمانِ فرزندان آدم و حوای اسطورهای، خلافش را مجاز دانسته، فلان عمل، اخلاقی شود و برای اخلاقی بودن، نیازمند تصدیقِ یکمشت خرافات و اباطیل، از جمله خدای متشخصِ انسانوار و خالقِ پر از رذایل و تناقضها، بنا به توصیف قرآن، باشیم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin