Telegram
نقدآگین
📺 هویت ملیِ ایران و دشمنانش
🎙 #اسماعیل_وفا_یغمایی (نویسنده، شاعر و تاریخپژوه؛ از مخالفان محمدرضاشاه در دهۀ پنجاه)
🔻نظر یک «شریعتیستِ با تاخیر» و چپِ مسلمانِ محور مقاومتیِ غربستیز، بیژن عبدالکریمی:
🔸همانطور که ایران و جزء به جزء فرهنگش و ادیانِ تاریخی و پادشاهنش باید آزادانه و بدون تعارف نقد و تحلیل بشوند، اسلام و فرقِ مختلفِ تشیع نیز، بعنوان ادیان و مذاهب بالیده در حوزۀ تمدنی ایران، ولو با انحطاط و وارونگیهایی افزونتر، باید بدون سانسور و خودسانسوری نقد و تحلیل بشوند، و ابردروغها و تناقضهای اخلاقی-عقلی و برساختها و جعلها و تاریخیتشان بیان شود. اسلام و تشیع، بهگواه اسناد متعدد تاریخی، مذهب و دینی بودهاند که به بخش بزرگی از ایرانیان تحمیل شدهاند، هرچند ایران و ایرانی در شکلگیری هر دو نقش جدی داشتهاند. اینکه هویت ایران را چنان به این دین و مذهب تازهواردِ «شمشیر-بدستِ تکفیری» گره بزنیم که اگر کسی خواست آنها را نیز کنار دیگر باورها و تاریخهای ایران مورد نقد و حلاجی قرار دهد، بگوییم چیزی از هویت ایرانی باقی نخواهد ماند، دمِ خروسِ اسلاممآبی و دینخویی است که بیرون زده که هویت یک کشور را به یکی از بسیار تجلیات فرهنگیِ آن گره زدهاست و مابقی تاریخ بلند تمدن و فرهنگ کشور را، مشتی یاوه و غلو باستانگرایانه معرفی میکند که صرفا از بغضِ تجلیِ اسلامِ شیعی در قدرت، طرح شدهاند و پیش از آن هیچ جایگاهی در میان ایرانیان نداشتهاند!
🔸ملیگرایی ایرانی، از فردوسی و شعوبیه تا مشروطهخواهان، قابل تقلیل به واکنشی احساسی به تبعاتِ چند دهۀ احیایِ «امت-خلافت» نیست. کسی که از حنیفنژادِ مجاهد خلق و یحیی سنوارِ تروریست و قاسم سلیمانی و علی و محمد و حسین اسطورهها تراشیده در کتب و متونِ مختلفش، تا جایی که به یک «متکلم تمامعیار و ایدئولوگ فرقهای سیاسی»، بسی فاجعهآمیزتر از مرادش علی شریعتی، تقلیل یافته، واکنش «چپِ اسلامیوار» خود را، به «جنبشِ ملیگراییِ تاریخی ایرانیان» تعمیم میدهد و میان ملیگرایی و ناسیونالیسم خلط میکند، و کوروش و داریوش را نیز «بزرگشده توسط ایرانیان» در واکنش به جمهوری اسلامی جلوه میدهد! از دل تصفیههای عقیدتی-سیاسیِ «دانشگاه باید دانشگاه باشد، دانشگاهی که دانشگاه نباشد، دانشگاه نیست» (طنزی از سخنانِ تقطیعشدۀ خمینی) اگر چنین ایرانبیزارانِ دینخویی زاده نشوند، جای تعجب دارد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #اسماعیل_وفا_یغمایی (نویسنده، شاعر و تاریخپژوه؛ از مخالفان محمدرضاشاه در دهۀ پنجاه)
🔻نظر یک «شریعتیستِ با تاخیر» و چپِ مسلمانِ محور مقاومتیِ غربستیز، بیژن عبدالکریمی:
در دهههای اخیر، بعنوان نوعی دهنکجی در مقابل جریانات تندروی اسلامگرای حاکم، شاهد ظهور نوعی گرایش به باستانگرایی و ایرانگرایی در میان برخی از جوانان هستیم. ليكن ظهور این گونه گرایشها هیچگونه پشتوانه، ریشه و اصالت فرهنگی و تاریخی ندارد.
در میان این جریانات بهظاهر ایرانگرا و ناسیونالیست اساسا معلوم نیست مراد از ایرانیت چیست؟ آیا آنان از خاک و حدود و ثغور مرزی ایران میخواهند دفاع کنند یا از یک سنت تاریخی و فرهنگی؟ آیا مرادشان از ایران همین امروز ایرانیست یا از ایرانی فرهنگی دفاع میکنند که گستره آن بسیار وسیعتر از مرزهای امروزین کشور ایران است؟
در این ایرانی که آنان از آن دفاع میکنند اسلام و تشیع چه نقش و جایگاهی دارند یا تصور ایران بدون اسلام و تشیع چگونه امری میتواند باشد؟
بهدلیل همین بیریشگی و بیاصالتیست که ایرانگرایی یا به تعبیر شما، ناسیونالیسم ایرانی، با باستانگرایی و با اسطورهها پیوند میخورد و کوروش و داریوش را بزرگ میکنیم و به آنها معانیای اسطورهای و غیرتاریخی میبخشیم. همه اینها نشان میدهد که مفاهیم و ایدههای ایرانگرایانه و باستانگرایانه بهراستی در سپهری مبهم و ناروشن و صرفا در واکنش به قدرت سیاسی و جریان حاکم و به دلایلی سیاسی و ایدئولوژیک شکل گرفتهاند.
🔸همانطور که ایران و جزء به جزء فرهنگش و ادیانِ تاریخی و پادشاهنش باید آزادانه و بدون تعارف نقد و تحلیل بشوند، اسلام و فرقِ مختلفِ تشیع نیز، بعنوان ادیان و مذاهب بالیده در حوزۀ تمدنی ایران، ولو با انحطاط و وارونگیهایی افزونتر، باید بدون سانسور و خودسانسوری نقد و تحلیل بشوند، و ابردروغها و تناقضهای اخلاقی-عقلی و برساختها و جعلها و تاریخیتشان بیان شود. اسلام و تشیع، بهگواه اسناد متعدد تاریخی، مذهب و دینی بودهاند که به بخش بزرگی از ایرانیان تحمیل شدهاند، هرچند ایران و ایرانی در شکلگیری هر دو نقش جدی داشتهاند. اینکه هویت ایران را چنان به این دین و مذهب تازهواردِ «شمشیر-بدستِ تکفیری» گره بزنیم که اگر کسی خواست آنها را نیز کنار دیگر باورها و تاریخهای ایران مورد نقد و حلاجی قرار دهد، بگوییم چیزی از هویت ایرانی باقی نخواهد ماند، دمِ خروسِ اسلاممآبی و دینخویی است که بیرون زده که هویت یک کشور را به یکی از بسیار تجلیات فرهنگیِ آن گره زدهاست و مابقی تاریخ بلند تمدن و فرهنگ کشور را، مشتی یاوه و غلو باستانگرایانه معرفی میکند که صرفا از بغضِ تجلیِ اسلامِ شیعی در قدرت، طرح شدهاند و پیش از آن هیچ جایگاهی در میان ایرانیان نداشتهاند!
🔸ملیگرایی ایرانی، از فردوسی و شعوبیه تا مشروطهخواهان، قابل تقلیل به واکنشی احساسی به تبعاتِ چند دهۀ احیایِ «امت-خلافت» نیست. کسی که از حنیفنژادِ مجاهد خلق و یحیی سنوارِ تروریست و قاسم سلیمانی و علی و محمد و حسین اسطورهها تراشیده در کتب و متونِ مختلفش، تا جایی که به یک «متکلم تمامعیار و ایدئولوگ فرقهای سیاسی»، بسی فاجعهآمیزتر از مرادش علی شریعتی، تقلیل یافته، واکنش «چپِ اسلامیوار» خود را، به «جنبشِ ملیگراییِ تاریخی ایرانیان» تعمیم میدهد و میان ملیگرایی و ناسیونالیسم خلط میکند، و کوروش و داریوش را نیز «بزرگشده توسط ایرانیان» در واکنش به جمهوری اسلامی جلوه میدهد! از دل تصفیههای عقیدتی-سیاسیِ «دانشگاه باید دانشگاه باشد، دانشگاهی که دانشگاه نباشد، دانشگاه نیست» (طنزی از سخنانِ تقطیعشدۀ خمینی) اگر چنین ایرانبیزارانِ دینخویی زاده نشوند، جای تعجب دارد!
🗄پست مرتبط
📕تشیع: مذهبتراشیِ سیاسیِ ایرانیان
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
📕علی بن عبدمناف، ایرانیان و زنان
📺 نقشِ فعالِ علی در رهبریِ تعرض به ایران در زمان عمر و سرکوبِ خونینِ ایرانیان در زمان خلافتش
📺 رجعت و تناسخِ پیامبران و فرشتگان و شهیدان با مهدی
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #ایرانستیزی #ایرانستیزان #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘در بیفرهنگی این «مسلمانان فرهنگی»
✍🏻#نیما_قاسمی
🍂 در حدی که من مطالعه کردم، هیچ دولت استعمارگر غربی به آداب و رسوم مستعمره خود بیاحترامی نکرده است؛ این در حالیست که برخی از این مستعمرات، واقعا در مراحل ابتدایی فرهنگ بودهاند و به تعبیر عامیانه تازه از درخت پایین آمده بودند!
🍂 انسانشناسان اوائل قرن بیستم مانند ارنست کاسیرر از اصطلاح primitive برای توصیف ذهنیت یا فرهنگ مردم جوامع «ابتدایی» استفاده کردند اما در نیمه دوم قرن بیستم، این اصطلاح غیرمودبانه دانسته شد و من خودم خاطرم هست که یک استاد دانشگاههای غربی به من یادآوری کرد که دیگر از این اصطلاح استفاده نمیشود.
🍂 حساسیت به اتخاذ یک زبان مودبانه ازهمان اوائل قرن بیستم هم وجود داشت: یکی از دلایل حمله به اثر سترگ جیمز فریزر، «شاخه زرین»، استفاده او از اصطلاح «وحشی» (savage) بوده است: فریزر ذیل مبحث «آیینهای انتقال شر»، مینویسد که:
ویتگنشتاین به خودش اجازه داد که بگوید:
🍂 بگردید ببینید استعمار غربی کجا به مردم یک جامعه گفت که شاعر بزرگتان، روایت کردن بلد نبوده است!؟ کجا گفت حساسیت به ارجمندی مفاخر فرهنگی، مثل گاوپرستیست!؟ پارثا چترجی که خودش بنیانگذار دپارتمانیست که به بهانه علم، محتوای سیاسی و مشخصا ضدغربی تولید میکند، اقرار میکند که توجه پژوهشگران بریتانیایی به سنتهای درامنویسی در سانسکریت، موجب بازیابی میراث فرهنگی در بنگال غربی شد! درست همانطور که من و شمای ایرانی لشگری از محققان غربی را از زمان شاه عباس میشناسیم که برای فهم و بازیابی میراث کهنسالمان به ما خدمات شایانی کردند (من در مجموعه «تاریخ شاه» که با مرتضی اسماعیلپور برگزار کردیم، نام تعدادی از آنها را با توضیح میآورم). سوال من این است که این «نوابیغ» که تلقی میکنند فقط اسلام واقعیت دارد و قبل از اسلام چیزی نبوده است، خود چه کسانی هستند!؟ اگر واقعا این قدر در هویت اسلامی خود فرورفتهاند باز دلیل نمیشود که نادانی خود را مستمسک توهین به یک مملکت کهن بکنند.
🍂 تصور من این است که اینها البته نه اتفاقیست و نه عموما از روی نادانی؛ ما ایرانیان شکاف عمیقی در هویت خود داریم و آنها که خود را در وهله اول مسلمان یا شیعه قلمداد میکنند، نسبت به فرهنگ ایرانی، جدا احساس بیگانگی دارند. برای یک ایدئولوگ شیعی مثل مجلسی، ترجمه کتابهای یونانی همان قدر «تهاجم فرهنگی» به اسلام بوده که ترجمه کتابهای ایرانی مانند کلیله و دمنه!
📌 وقتی تاریخ را میسنجیم نمیتوانیم از این فکر خودداری کنیم که اسلامگرایان فرهنگی، تاریخا نماینده یا سخنگوی اشغالگران ایرانند؛ اشغالگران یا استعمارگرانی که به هیچوجه بهتر از ما ایرانیان نبودند و چیزی در چنته نداشتند تا در بدهبستانی که نامش «استعمار» است به مستعمره خود بدهند یا به آنها بیاموزانند. بنابراین آن ادب و فرهیختگی که استعمارگر غربی با مستعمره خود داشت، از اینها انتظار نمیرود. اینها تاریخا اشغالگرانی بیفرهنگ بودهاند که تا همین امروز نسبت به ایران و ایرانی، احساس حقارت شدیدی دارند!
🔺اینکه یکی از اینها میگوید چون نام من «زینب» است این طور به من حمله میکنند، خیلی معنا دارد. واقعیت این است که «زینب»ها حمله میکنند! به چه کسی؟ به فردوسی! کل پروژه فردوسی، دفاع شیک و فاخر در برابر همین زینبها بود. ما بیش از هزار سال است که در حال دفاع از خود هستیم! دفاع از موجودیت فرهنگی خود…
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nimaghaasemi
✍🏻#نیما_قاسمی
🍂 در حدی که من مطالعه کردم، هیچ دولت استعمارگر غربی به آداب و رسوم مستعمره خود بیاحترامی نکرده است؛ این در حالیست که برخی از این مستعمرات، واقعا در مراحل ابتدایی فرهنگ بودهاند و به تعبیر عامیانه تازه از درخت پایین آمده بودند!
🍂 انسانشناسان اوائل قرن بیستم مانند ارنست کاسیرر از اصطلاح primitive برای توصیف ذهنیت یا فرهنگ مردم جوامع «ابتدایی» استفاده کردند اما در نیمه دوم قرن بیستم، این اصطلاح غیرمودبانه دانسته شد و من خودم خاطرم هست که یک استاد دانشگاههای غربی به من یادآوری کرد که دیگر از این اصطلاح استفاده نمیشود.
🍂 حساسیت به اتخاذ یک زبان مودبانه ازهمان اوائل قرن بیستم هم وجود داشت: یکی از دلایل حمله به اثر سترگ جیمز فریزر، «شاخه زرین»، استفاده او از اصطلاح «وحشی» (savage) بوده است: فریزر ذیل مبحث «آیینهای انتقال شر»، مینویسد که:
وقتی ابزار انتقال شر، انسان یا یک موجود زنده مانند سگ باشد، رفتارهای وحشیانه و غیرانسانی گزارش شده است. او از آیینهای حرف میزد که (به عنوان نمونه) انسان زندهای را از درخت آویزان میکردند و آن قدر با نیزه به پک و پهلویش میزدند، تا پایینتنهاش کنده شود و بیافتد و فقط بالاتنه از درخت آویزان بماند! آنگاه تلقی میکردند که پاک شدهاند و سال نو را با خوبی و خوشی آغاز میکنند!
ویتگنشتاین به خودش اجازه داد که بگوید:
فریزر خودش وحشیتر از این وحشیهاست چون آیین این مردم، ظریفتر از تعبیر فریزر است!
🍂 بگردید ببینید استعمار غربی کجا به مردم یک جامعه گفت که شاعر بزرگتان، روایت کردن بلد نبوده است!؟ کجا گفت حساسیت به ارجمندی مفاخر فرهنگی، مثل گاوپرستیست!؟ پارثا چترجی که خودش بنیانگذار دپارتمانیست که به بهانه علم، محتوای سیاسی و مشخصا ضدغربی تولید میکند، اقرار میکند که توجه پژوهشگران بریتانیایی به سنتهای درامنویسی در سانسکریت، موجب بازیابی میراث فرهنگی در بنگال غربی شد! درست همانطور که من و شمای ایرانی لشگری از محققان غربی را از زمان شاه عباس میشناسیم که برای فهم و بازیابی میراث کهنسالمان به ما خدمات شایانی کردند (من در مجموعه «تاریخ شاه» که با مرتضی اسماعیلپور برگزار کردیم، نام تعدادی از آنها را با توضیح میآورم). سوال من این است که این «نوابیغ» که تلقی میکنند فقط اسلام واقعیت دارد و قبل از اسلام چیزی نبوده است، خود چه کسانی هستند!؟ اگر واقعا این قدر در هویت اسلامی خود فرورفتهاند باز دلیل نمیشود که نادانی خود را مستمسک توهین به یک مملکت کهن بکنند.
🍂 تصور من این است که اینها البته نه اتفاقیست و نه عموما از روی نادانی؛ ما ایرانیان شکاف عمیقی در هویت خود داریم و آنها که خود را در وهله اول مسلمان یا شیعه قلمداد میکنند، نسبت به فرهنگ ایرانی، جدا احساس بیگانگی دارند. برای یک ایدئولوگ شیعی مثل مجلسی، ترجمه کتابهای یونانی همان قدر «تهاجم فرهنگی» به اسلام بوده که ترجمه کتابهای ایرانی مانند کلیله و دمنه!
📌 وقتی تاریخ را میسنجیم نمیتوانیم از این فکر خودداری کنیم که اسلامگرایان فرهنگی، تاریخا نماینده یا سخنگوی اشغالگران ایرانند؛ اشغالگران یا استعمارگرانی که به هیچوجه بهتر از ما ایرانیان نبودند و چیزی در چنته نداشتند تا در بدهبستانی که نامش «استعمار» است به مستعمره خود بدهند یا به آنها بیاموزانند. بنابراین آن ادب و فرهیختگی که استعمارگر غربی با مستعمره خود داشت، از اینها انتظار نمیرود. اینها تاریخا اشغالگرانی بیفرهنگ بودهاند که تا همین امروز نسبت به ایران و ایرانی، احساس حقارت شدیدی دارند!
🔺اینکه یکی از اینها میگوید چون نام من «زینب» است این طور به من حمله میکنند، خیلی معنا دارد. واقعیت این است که «زینب»ها حمله میکنند! به چه کسی؟ به فردوسی! کل پروژه فردوسی، دفاع شیک و فاخر در برابر همین زینبها بود. ما بیش از هزار سال است که در حال دفاع از خود هستیم! دفاع از موجودیت فرهنگی خود…
🔻کینخویی و ایرانستیزیِ خلجی
📕بقرهای که از ایرانیان و گاوپرستی متنفر است
— روانشناسیِ اسلاموفیلها: چرا ملیگرایی را شرک و بیماری میدانند؟
📺 نقدی بر سخن خلجی دربارۀ فرهنگ بیمار ایرانی و زبان فارسی
📕مقایسۀ کینخوییِ مهدی خلجی با یک یوتیوبر اهل فرهنگ
📕اگر ترامپ سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا میگفت، چه میشد؟
📕روایتِ رسانۀ دولتِ فخیمۀ انگلیس
— تقدیسِ رکاکت و کاریکاتورسازی از شعور و مقاومتِ ملی
📕هر تعصبی بد است؟
— ضرورتِ نقد مواجهههای کلیشهای چپ
📕 تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخزدایی از هویت ملی
📻 خنجر امت بر رگ خانواده و ملت
📺 اگر جای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه میشد؟
.
#استمرارطالبان #ایرانستیزان #ایرانستیزی #نقد_اسلام #چپ_ایرانی #مهدی_خلجی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nimaghaasemi
Telegram
نقدآگین
📘دردِ دریدگی
✍🏻 #رسول_بهروش
🍂 چرک، متعفن و تهوعآور؛ این احساسِ مخاطب نرمال است از مواجهه با ابتذال زنندهای که زینب موسوی به اسم طنز ارایه میدهد. پیش از این، شناخت خیلی از کاربران معمولی فضای مجازی از این موجود، در حد همان ویدیوهای گستاخانهای بود که با رکیکترین کلمات از نامبرده وایرال میشد؛ قطعه فیلمهای کوتاه با شوخیهای سخیف جنسی که آدم را از این حجم بیحیایی نالازم در شگفت فرو میبرد.
🍂 کار اما زمانی زار شد که هوس شاهنامهخوانی به سر این بشر زد. حالا شبکههای اجتماعی به تسخیر ویدیوهای باورنکردنی از زنی درآمده که با کثافتترین کلمات به فردوسی بزرگ، نگهبان تاریخی زبان فارسی میتازد و هر بار منتظر است مشتی پلشتتر از خودش با خنده از پشت صحنه تاییدش کنند. هر ویدیو را که میبینی، با خودت فکر میکنی این دیگر نهایت کراهت است و لجنتر از این ممکن نیست، تا این که فیلم بعدی وایرال میشود. مبارک باشد سرکار خانم؛ خیلی وقت بود میلیونها نفر اینطور دستهجمعی عق نزده بودند...
📌 بله؛ هیچ چیز «مقدس» نیست و در جامعه آزاد باید امکان شوخی با هر پدیدهای فراهم باشد. افتضاح اخیر اما دو ایراد اساسی دارد:
▪️اول این که آنچه در این نمایش چندشآور به اسم طنز ارایه شده، مشتی اهانت بیمزه است که از لحظه لحظه آن عطش یک عنصر مفلوک و حقیر به «خودنمایی» و جلب توجه برداشت میشود. فحش ناموسی دادن و دلقک خواندن بزرگمردی که عمر و مال و جانش را صرف حفظ مهمترین عنصر فرهنگی ایرانیان کرد، هر چه باشد شوخی نیست. خیلی باید بیچاره و درمانده باشی که این همه دست و پا بزنی، اما محصول نهایی همه پردهدریهایت حتی یک لبخند هم روی لب بیننده نیاورد.
▪️ایراد دوم اما اساسیتر است؛ آنجا که به نظر میرسد این فرصتطلبان بیمایه، فقط میتوانند از دیوار کوتاه عناصر ملی و میهنی بالا بروند و چنین شاهکارهایی خلق کنند. آیا واقعا در این مملکت با همه چیز و همهکس میشود شوخی کرد؟ یا این قسم پارچهپارگیها فقط در قبال فردوسی و کوروش و داریوش و تخت جمشید مجاز است؟
🔺همین پارسال کل ارکان یک روزنامه به خاطر استفاده از کاریکاتور «حضرت آدم» [و دیگر مورد: ایوب] مدتها در دادگاه آیند و روند داشتند. فردوسی مظلوم اما اینجا پشت و پناه ندارد. در کشوری که هر هفتم آبان جادههای پاسارگاد را میبندند و در صفحه حوادث روزنامهها اسامی مذهبی خطاکاران را به نامهای ایرانی تغییر میدهند، البته که لگد زدن به حکیم ابوالقاسم ایرانپرست بیعقوبت است. راحت باشید دریدههای بیآبرو.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رسول_بهروش
🍂 چرک، متعفن و تهوعآور؛ این احساسِ مخاطب نرمال است از مواجهه با ابتذال زنندهای که زینب موسوی به اسم طنز ارایه میدهد. پیش از این، شناخت خیلی از کاربران معمولی فضای مجازی از این موجود، در حد همان ویدیوهای گستاخانهای بود که با رکیکترین کلمات از نامبرده وایرال میشد؛ قطعه فیلمهای کوتاه با شوخیهای سخیف جنسی که آدم را از این حجم بیحیایی نالازم در شگفت فرو میبرد.
🍂 کار اما زمانی زار شد که هوس شاهنامهخوانی به سر این بشر زد. حالا شبکههای اجتماعی به تسخیر ویدیوهای باورنکردنی از زنی درآمده که با کثافتترین کلمات به فردوسی بزرگ، نگهبان تاریخی زبان فارسی میتازد و هر بار منتظر است مشتی پلشتتر از خودش با خنده از پشت صحنه تاییدش کنند. هر ویدیو را که میبینی، با خودت فکر میکنی این دیگر نهایت کراهت است و لجنتر از این ممکن نیست، تا این که فیلم بعدی وایرال میشود. مبارک باشد سرکار خانم؛ خیلی وقت بود میلیونها نفر اینطور دستهجمعی عق نزده بودند...
📌 بله؛ هیچ چیز «مقدس» نیست و در جامعه آزاد باید امکان شوخی با هر پدیدهای فراهم باشد. افتضاح اخیر اما دو ایراد اساسی دارد:
▪️اول این که آنچه در این نمایش چندشآور به اسم طنز ارایه شده، مشتی اهانت بیمزه است که از لحظه لحظه آن عطش یک عنصر مفلوک و حقیر به «خودنمایی» و جلب توجه برداشت میشود. فحش ناموسی دادن و دلقک خواندن بزرگمردی که عمر و مال و جانش را صرف حفظ مهمترین عنصر فرهنگی ایرانیان کرد، هر چه باشد شوخی نیست. خیلی باید بیچاره و درمانده باشی که این همه دست و پا بزنی، اما محصول نهایی همه پردهدریهایت حتی یک لبخند هم روی لب بیننده نیاورد.
▪️ایراد دوم اما اساسیتر است؛ آنجا که به نظر میرسد این فرصتطلبان بیمایه، فقط میتوانند از دیوار کوتاه عناصر ملی و میهنی بالا بروند و چنین شاهکارهایی خلق کنند. آیا واقعا در این مملکت با همه چیز و همهکس میشود شوخی کرد؟ یا این قسم پارچهپارگیها فقط در قبال فردوسی و کوروش و داریوش و تخت جمشید مجاز است؟
🔺همین پارسال کل ارکان یک روزنامه به خاطر استفاده از کاریکاتور «حضرت آدم» [و دیگر مورد: ایوب] مدتها در دادگاه آیند و روند داشتند. فردوسی مظلوم اما اینجا پشت و پناه ندارد. در کشوری که هر هفتم آبان جادههای پاسارگاد را میبندند و در صفحه حوادث روزنامهها اسامی مذهبی خطاکاران را به نامهای ایرانی تغییر میدهند، البته که لگد زدن به حکیم ابوالقاسم ایرانپرست بیعقوبت است. راحت باشید دریدههای بیآبرو.
🔻پینوشت:
🔸اگر شهروندان و ناقدان و دانشگاهیان و اهل علم و طنزپردازان و کمدینها و هنرمندان و کاریکاتوریستها آزاد بودند تا در ایران، یکصدم همین مواجهه با امثال فردوسی را با امامان شیعه و محمد و قرآن و الله و انبیای یهود و امامزداگان و روحانیت و خمینی و خامنهای و... کنند، اوضاعِ ایران از هر نظر هزاران برابر متفاوتتر بود.
🔸 کافیست به یاد آوریم که در همین ایران، محسن امیراصلانی به جرم تفسیر متفاوت از قصۀ یونس اعدام شد؛ هاشم آغاجری (استاد تاریخ دانشگاه و از انقلابیون شریعتیست) تنها به خاطر نقد تقلید کورکورانه تا پای چوبۀ دار رفت؛ هزاران بهایی و نوکیش مسیحی صرفاً به خاطر باورشان جان باختند یا زندانی شدند یا از حقّ طبیعی تحصیل و اشتغال محروم گشتند (و این سرکوبِ بخش قابل توجهی از جامعۀ ایرانی را هنوز پایانی نیست، و هر روز خبری از آن میشنویم)؛ کشیشانی چون حسین سودمند، هایک هوسپیانمهر، فرخ روحانی و پرویز سیاح به قتل رسیدند؛ و دهها روشنفکر و نویسندۀ دهۀ شصت به جرم «ارتداد» و «محاربه» حذف شدند. اینها همه نشان میدهد که کوچکترین نقد یا فاصلهگیری از قرائت رسمی دین، بهایش مرگ، زندان و محرومیت بوده است.
📕دربارۀ طنازی
📕اگر ترامپ سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا میگفت، چه میشد؟
📕روایتِ رسانۀ دولتِ فخیمۀ انگلیس
— تقدیسِ رکاکت و کاریکاتورسازی از شعور و مقاومتِ ملی
📕هر تعصبی بد است؟
— ضرورتِ نقد مواجهههای کلیشهای چپ
📕آزادی بیان در «جنگ داخلی»
📕"بر کوروشِ بچهزنا لعنت!"
— تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخزدایی از هویت ملی
📕سیهسسنمکبازی
📕مقدسات مشروع (قسمت یکم)
📺 اگر بجای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه میشد؟
🔻کینخویی و ایرانستیزیِ خلجی
📕بیفرهنگی این «مسلمانان فرهنگی»
📕بقرهای که از ایرانیان و گاوپرستی متنفر است
— روانشناسیِ اسلاموفیلها: چرا ملیگرایی را شرک و بیماری میدانند؟
📺 نقدی بر سخن خلجی دربارۀ فرهنگ بیمار ایرانی و زبان فارسی
📕مقایسۀ کینخوییِ مهدی خلجی با یک یوتیوبر اهل فرهنگ
.
#استمرارطالبان #ایرانستیزان #ایرانستیزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 تمایزِ شوخی با نقی با توهینِ مستقیم به فردوسی
🎙#شاهین_نجفی
🔸انگیزه و دلیل این نوع برخورد
🔸اهمیت فردوسی و شاهنامه در هویت ایرانی:
🔸مقایسه تاریخ ایران با کشورهای دیگر مانند عراق و مصر
🔸تحلیل و نقد طنز زینب موسوی
🔸تفاوت توهین به قدرت و توهین به هویت
🔸لزوم نگاه علمی و زبانشناسانه به شاهنامه به جای نگاه متعصبانه
🔸پیشینه نقدهای دیگر به شاهنامه
🔸تحلیل حساسیت جامعه به هویت خود و دلایل واکنشهای تند.
🔸استفاده از این اتفاق به عنوان فرصتی برای توجه بیشتر به شاهنامه و فرهنگ ایرانی
🌾 @Naqdagin
🎙#شاهین_نجفی
🔸انگیزه و دلیل این نوع برخورد
🔸اهمیت فردوسی و شاهنامه در هویت ایرانی:
🔸مقایسه تاریخ ایران با کشورهای دیگر مانند عراق و مصر
🔸تحلیل و نقد طنز زینب موسوی
🔸تفاوت توهین به قدرت و توهین به هویت
🔸لزوم نگاه علمی و زبانشناسانه به شاهنامه به جای نگاه متعصبانه
🔸پیشینه نقدهای دیگر به شاهنامه
🔸تحلیل حساسیت جامعه به هویت خود و دلایل واکنشهای تند.
🔸استفاده از این اتفاق به عنوان فرصتی برای توجه بیشتر به شاهنامه و فرهنگ ایرانی
📕دربارۀ طنازی
📕سیهسسنمکبازی
📺 اگر بجای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه میشد؟
📕"بر کوروشِ بچهزنا لعنت!"
— تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخزدایی از هویت ملی
📕اگر ترامپ سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا میگفت، چه میشد؟
📕روایتِ رسانۀ دولتِ فخیمۀ انگلیس
— تقدیسِ رکاکت و کاریکاتورسازی از شعور و مقاومتِ ملی
📕هر تعصبی بد است؟
— ضرورتِ نقد مواجهههای کلیشهای چپ
📕آزادی بیان در «جنگ داخلی»
🔻کینخویی و ایرانستیزیِ خلجی
📕بیفرهنگی این «مسلمانان فرهنگی»
📕بقرهای که از ایرانیان و گاوپرستی متنفر است
— روانشناسیِ اسلاموفیلها: چرا ملیگرایی را شرک و بیماری میدانند؟
📺 نقدی بر سخن خلجی دربارۀ فرهنگ بیمار ایرانی و زبان فارسی
📕مقایسۀ کینخوییِ مهدی خلجی با یک یوتیوبر اهل فرهنگ
.➖➖➖
#نقد_ادبی #استمرارطالبان #ایرانستیزان #ایرانستیزی
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘چگونه در ناحقترین موقعیت، خود را محق تصور کنیم؟
— "آخوند قمی"ای که "کارمندِ ایرانستیزِ اندیشکدهای صهیونیستی" شد
✍🏻 #تیرداد_بنکدار
🔻استاد دانشمند ما دکتر حسین سیفزاده، یکبار در کلاس با تاکید بر «بچه آخوند قمی» بودن خود گفتند که
📌 خلاصۀ آموزه ایشان در آن جلسه هم این بود که ذهنیتی که خود را ملاک و محور حقانیت میبیند، مسائل را نه بر اساس محتوا و اعتبار اخلاقی، که بنا بر میزان قرابت با نظرگاه خود ارزیابی میکند. از این نظرگاه هرگز اینها خود در موقعیت باطل نمیبینند، بلکه مسائل با دور و نزدیک شدن به نظرگاه آنان است که اعتبار اخلاقی کسب کرده یا از دست میدهند.
🍂 افاضات جدید مهدی خلجی در این توئیت و ویدئویی که در آن با وقاحت، ایراندوستی را به گاوپرستی تشبیه کرده، من را یاد آن آموزه استاد انداخت. به این دلیل که مهدی خلجی اگرچه به ظاهر بریده از آن دستگاه فکری مورد اشاره است، اما همهچیزش برآمده از همان دستگاه و همچنان در امتداد روشهای آن است.
🍂 نقطۀ قوت خلجی این بود که در زمانی مساعد، معرف آن دستگاه فکری به غربیهایی شد که خواهان شناخت بیشتری از جریان حاکم بر ایران پس از انقلاب اسلامی بودند؛ وگرنه انشانویسیهای خلجی درباره مقولات مدرنی چون آزادی و رواداری و از این قبیل را نه مسلماً غربیها نیازمند فراگیری از او بودند، و نه ایرانیانی که خاستگاههای مترقیتر از خلجی داشتند در میان گفتههای او به دنبال این ارزشها میگشتند، و برای آنها نیز نقطه قوت خلجی همان امکان تحلیلی وی از همان دستگاه فکری بوده است.
🍂 خلجی در این سالها در حالی که کارمند «موسسه مطالعات خاور نزدیک واشنگتن» بود، با استفاده از همان روش برآمده از دستگاه فکری مالوفش، یعنی با حقمحوری جایگاه خود،
🔺اما همزمان وی با یکی از بزرگترین اختلاسگران اموال عمومی ملت ایران، یعنی مرجان شیخالاسلامی آلآقا وصلت کرد. زوجی که زوج، فعال در زمینه تحریم ایران و زوجه فعال در عرصه دور زدن تحریمها بودند و این همزمانی عملیاتی بسیار مهمتر از آن است که با طلاق ظاهری یا واقعی بتوان رد آن را پاک کرد.
🔺🔺اما آن دستگاه فکری به خلجی این جسارت را میدهد که علیرغم چنین سابقهای، همچنان در فضای رسانهای فارسیزبان عرض اندام کند و پیش خود واهمه اخلاقی نداشته باشد.
🔸در مورد اخیر هم خلجی کوشیده با سواستفاده از حماقت دخترک فرومایه همشهریاش، نسبت به ایرانی که با روش دستگاه فکری او (به تناسب موقعیتِ از هر جهت ضدِ ایران و ایرانی که دارد) به باور خبیثانهاش در جهت باطل قرار گرفته است، عقدهگشایی کند. به همین منظور وی فردوسی (که حتی نامش هم برای دهان او زیادهگویی است!) را احضار میکند تا از بابت حساسیت افکار عمومی به توهینهای زنندۀ آن فرومایه عذرخواهی کند! فرومایهای که به طور قطع خود نیز پرورده همان دستگاهی است که میتواند همزمان با لچک سفت و سخت بستن، با بیحیایی و بیشعوریِ هرچه تمامتر در مقابل دوربین، از نام ژانر پورنوگرافی و ناسزای جنسیتی برای توهین به فردوسی استفاده کند!
🔺نتیجه اینکه هردوی این اشخاص، دستاورد همان دستگاه مورد اشاره استاد ما در موقعیت و دورۀ زوال ارزشی ولی «تداوم روشی» آن هستند؛ روشی که اخلاقیات را در نسبتش با موقعیت خود میبیند، نه خود را در ضرورت کسب نسبت با موقعیتی اخلاقی. بیشک بزرگترین نابخردی هم کوشش در جهت توجیه اخلاقی این بیاخلاقی آشکار، با تکیه بر ارزشهای اخلاقی روادارانه است.
@Tirdadbonakdar
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— "آخوند قمی"ای که "کارمندِ ایرانستیزِ اندیشکدهای صهیونیستی" شد
✍🏻 #تیرداد_بنکدار
🔻استاد دانشمند ما دکتر حسین سیفزاده، یکبار در کلاس با تاکید بر «بچه آخوند قمی» بودن خود گفتند که
شما باید دستگاه فکری اینها را بشناسید تا دریابید که چطور میتوانند در ناحقترین موقعیت، خود را محق تصور بکنند.
📌 خلاصۀ آموزه ایشان در آن جلسه هم این بود که ذهنیتی که خود را ملاک و محور حقانیت میبیند، مسائل را نه بر اساس محتوا و اعتبار اخلاقی، که بنا بر میزان قرابت با نظرگاه خود ارزیابی میکند. از این نظرگاه هرگز اینها خود در موقعیت باطل نمیبینند، بلکه مسائل با دور و نزدیک شدن به نظرگاه آنان است که اعتبار اخلاقی کسب کرده یا از دست میدهند.
🍂 افاضات جدید مهدی خلجی در این توئیت و ویدئویی که در آن با وقاحت، ایراندوستی را به گاوپرستی تشبیه کرده، من را یاد آن آموزه استاد انداخت. به این دلیل که مهدی خلجی اگرچه به ظاهر بریده از آن دستگاه فکری مورد اشاره است، اما همهچیزش برآمده از همان دستگاه و همچنان در امتداد روشهای آن است.
🍂 نقطۀ قوت خلجی این بود که در زمانی مساعد، معرف آن دستگاه فکری به غربیهایی شد که خواهان شناخت بیشتری از جریان حاکم بر ایران پس از انقلاب اسلامی بودند؛ وگرنه انشانویسیهای خلجی درباره مقولات مدرنی چون آزادی و رواداری و از این قبیل را نه مسلماً غربیها نیازمند فراگیری از او بودند، و نه ایرانیانی که خاستگاههای مترقیتر از خلجی داشتند در میان گفتههای او به دنبال این ارزشها میگشتند، و برای آنها نیز نقطه قوت خلجی همان امکان تحلیلی وی از همان دستگاه فکری بوده است.
🍂 خلجی در این سالها در حالی که کارمند «موسسه مطالعات خاور نزدیک واشنگتن» بود، با استفاده از همان روش برآمده از دستگاه فکری مالوفش، یعنی با حقمحوری جایگاه خود،
ایران را به فراخور موقعیت خود، به عنوان کارمند یک اندیشکدۀ صهیونیستی، ارزیابی کرد و در همین راستا، اباطیلی چون تمایلات کشورگشایانه و یهودستیزی را با تاکید به کلیت ایرانِ فراتر از جمهوری اسلامی، به آن منسوب کرد که باید با هر وسیلهای (باز با تاکید بر کلیت کشور) مهار بشود.
🔺اما همزمان وی با یکی از بزرگترین اختلاسگران اموال عمومی ملت ایران، یعنی مرجان شیخالاسلامی آلآقا وصلت کرد. زوجی که زوج، فعال در زمینه تحریم ایران و زوجه فعال در عرصه دور زدن تحریمها بودند و این همزمانی عملیاتی بسیار مهمتر از آن است که با طلاق ظاهری یا واقعی بتوان رد آن را پاک کرد.
🔺🔺اما آن دستگاه فکری به خلجی این جسارت را میدهد که علیرغم چنین سابقهای، همچنان در فضای رسانهای فارسیزبان عرض اندام کند و پیش خود واهمه اخلاقی نداشته باشد.
🔸در مورد اخیر هم خلجی کوشیده با سواستفاده از حماقت دخترک فرومایه همشهریاش، نسبت به ایرانی که با روش دستگاه فکری او (به تناسب موقعیتِ از هر جهت ضدِ ایران و ایرانی که دارد) به باور خبیثانهاش در جهت باطل قرار گرفته است، عقدهگشایی کند. به همین منظور وی فردوسی (که حتی نامش هم برای دهان او زیادهگویی است!) را احضار میکند تا از بابت حساسیت افکار عمومی به توهینهای زنندۀ آن فرومایه عذرخواهی کند! فرومایهای که به طور قطع خود نیز پرورده همان دستگاهی است که میتواند همزمان با لچک سفت و سخت بستن، با بیحیایی و بیشعوریِ هرچه تمامتر در مقابل دوربین، از نام ژانر پورنوگرافی و ناسزای جنسیتی برای توهین به فردوسی استفاده کند!
🔺نتیجه اینکه هردوی این اشخاص، دستاورد همان دستگاه مورد اشاره استاد ما در موقعیت و دورۀ زوال ارزشی ولی «تداوم روشی» آن هستند؛ روشی که اخلاقیات را در نسبتش با موقعیت خود میبیند، نه خود را در ضرورت کسب نسبت با موقعیتی اخلاقی. بیشک بزرگترین نابخردی هم کوشش در جهت توجیه اخلاقی این بیاخلاقی آشکار، با تکیه بر ارزشهای اخلاقی روادارانه است.
@Tirdadbonakdar
🔻کینخویی و ایرانستیزیِ خلجی
📕بیفرهنگی این «مسلمانان فرهنگی»
📕بقرهای که از ایرانیان و گاوپرستی متنفر است
— روانشناسیِ اسلاموفیلها: چرا ملیگرایی را شرک و بیماری میدانند؟
📺 نقدی بر سخن خلجی دربارۀ فرهنگ بیمار ایرانی و زبان فارسی
📕مقایسۀ کینخوییِ مهدی خلجی با یک یوتیوبر اهل فرهنگ
.
#استمرارطالبان #آخوندیسم #ایرانستیزان #ایرانستیزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 رابرت مالی تو دانشگاه ییل یه کورس گذاشته و تکلیفش برای دانشجویان اینه که خودشون رو بذارن جای مشاور وزیر خارجه ایران و ازون منظر یک مقاله بنویسند.
🍂 این زندگی خفتبار یک جانور آکادمیکه، که حتی در شل و ولترین دولت دموکرات هم نتونست سرسپردگیش به آخوندها رو به شکل یک راز نگه داره و لو رفت و از تشکیلات دولت کنار گذاشته شد، و حالا ازین سرگرمیهای آکادمیک ارتزاق میکنه.
🔺همین اجرای «سیمولاتور مشاور وزیر خارجه داعش» هم تسری دادن فتیش خودش برای جواد ظریف به دانشجویانه، که پشت تعارف «تمرین دیپلماسی» پنهان میکنه. تصور کن چنان عملهی علاجیاب داعش برات صورت یک قهرمان رو داشته باشه که بخوای شاگردان کلاست رو هم در اون شیفتگی شریک کنی!
🍂 اما فارغ ازینکه کدوم بیماری چنین کورس و چنین تکلیفی طراحی کرده، دانشجوی آمریکایی، یا هر دانشجوی غیرآمریکایی که انقدر سادهلوحه که فکر کرده اگه معتبرترین دانشگاه آمریکا از مذاکرهکننده دولت آمریکا دعوت کنه برای تدریس، لابد میتونه در اون کلاس چیزهای زیادی درباره خاورمیانه بفهمه.
🔺باید این رو بدونه که وزیر خارجه جمهوری اسلامی همواره پیک نظام بین حسن نصرالله و علی خامنهای بوده، نه بیشتر.
🔺و حسن نصرالله کسی بود که میگفت تمدن فارسی وجود نداره، و هرچه هست عربیه!
📌 بنابراین وزیرخارجه ایران، علاوه بر ذات وزیر خارجه داعش بودن، مرید و پیک کسی بوده که با ایران دشمنی داشت و از ایرانی متنفر بود.
🔺 اگه خواستند به هردلیلی وارد این سرگرمی آکادمیک شده و خودشون رو جای مشاور وزیر خارجه جمهوری اسلامی قرار بدن، باید بدونند که باید خودشون رو جای دشمن ایران و ایرانیان قرار بدن. که به نظر من ایرادی نداره، ولی بهتره در مورد مشخصات سیمولاتور اطلاعات دقیق داشته باشند.
🔺یک وقت برای اینکه خودشون رو جای گوبلز قرار بدن، فکر نکنند قراره جای «رفیق یه نقاش اتریشی» قرار بگیرند.
✍🏻#اریک
@anarchonomy
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 این زندگی خفتبار یک جانور آکادمیکه، که حتی در شل و ولترین دولت دموکرات هم نتونست سرسپردگیش به آخوندها رو به شکل یک راز نگه داره و لو رفت و از تشکیلات دولت کنار گذاشته شد، و حالا ازین سرگرمیهای آکادمیک ارتزاق میکنه.
🔺همین اجرای «سیمولاتور مشاور وزیر خارجه داعش» هم تسری دادن فتیش خودش برای جواد ظریف به دانشجویانه، که پشت تعارف «تمرین دیپلماسی» پنهان میکنه. تصور کن چنان عملهی علاجیاب داعش برات صورت یک قهرمان رو داشته باشه که بخوای شاگردان کلاست رو هم در اون شیفتگی شریک کنی!
🍂 اما فارغ ازینکه کدوم بیماری چنین کورس و چنین تکلیفی طراحی کرده، دانشجوی آمریکایی، یا هر دانشجوی غیرآمریکایی که انقدر سادهلوحه که فکر کرده اگه معتبرترین دانشگاه آمریکا از مذاکرهکننده دولت آمریکا دعوت کنه برای تدریس، لابد میتونه در اون کلاس چیزهای زیادی درباره خاورمیانه بفهمه.
🔺باید این رو بدونه که وزیر خارجه جمهوری اسلامی همواره پیک نظام بین حسن نصرالله و علی خامنهای بوده، نه بیشتر.
🔺و حسن نصرالله کسی بود که میگفت تمدن فارسی وجود نداره، و هرچه هست عربیه!
📌 بنابراین وزیرخارجه ایران، علاوه بر ذات وزیر خارجه داعش بودن، مرید و پیک کسی بوده که با ایران دشمنی داشت و از ایرانی متنفر بود.
🔺 اگه خواستند به هردلیلی وارد این سرگرمی آکادمیک شده و خودشون رو جای مشاور وزیر خارجه جمهوری اسلامی قرار بدن، باید بدونند که باید خودشون رو جای دشمن ایران و ایرانیان قرار بدن. که به نظر من ایرادی نداره، ولی بهتره در مورد مشخصات سیمولاتور اطلاعات دقیق داشته باشند.
🔺یک وقت برای اینکه خودشون رو جای گوبلز قرار بدن، فکر نکنند قراره جای «رفیق یه نقاش اتریشی» قرار بگیرند.
✍🏻#اریک
@anarchonomy
.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #ایرانستیزان #ایرانستیزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin