نقدآگین
12.2K subscribers
3.9K photos
3.49K videos
93 files
9.21K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘طغیان روح: از معاشقه تا شکنجه!

✍️ #نادر_فتوره‌چی

🍂 در ایران روحی نا آرام سر به طغیان برداشته و در جستجوی پیکر خویش از کالبدهای گوناگونی گذر کرده‌است؛ در ۷۶ به خاتمی رای داد؛ در ۸۸ می‌خواست رایش به موسوی را در خیابان پس بگیرد؛ در ۹۲ کوشید در آشتی با صندوق رای، به قدرت مستقر «نه» بگوید؛ در ۹۶ آخرین تتمه امیدش را به سبد رای روحانی ریخت، اما بعد فریاد زد که از اصلاح‌طلب و اصولگرا عبور کرده‌است؛ در آبان ۹۸ آکنده از خشمْ غریو براندازی سرداد و در ۱۴۰۱ گمان کرد در حالِ انقلاب است، در حالِ تکرار ۵۷.

🍂 این روح چه می‌خواهد؟ از کجا آمده‌است؟ سرنوشتش چه خواهد شد؟ پیکرش را کجا خواهد یافت؟ نامش چیست؟ دشمنانش کیستند؟ دوستانش؟

🍂 یافتن پاسخ این پرسش‌ها مستلزم به حرف آوردن تاریخ است؛ روح‌های جمعی، خلق‌الساعه پدید نمی‌آیند، آنان در بطن تاریخ پرورانده می‌شوند، ایدۀ تجددخواهی عصر مشروطه‌، یک‌شبه به مخیله دیوانسالاران و در پی آن، برخی از منورالفکران و فقها خطور نکرد، چونانکه تجددستیزی، ناگهان در شب ۲۲ بهمن پنجاه‌وهفت از آسمان نازل نشد؛ طغیانِ هیچ روحی، بدون پیش‌زمینه‌ نیست؛ بدون سابقه، بدون سرچشمه‌، بدون مقدمه، بدون پیشامدهایی که همچون لایه‌هایی از سرگذشت در او متراکم شده باشند.

🍂 به حرف آوردن تاریخ، تلاش روح برای خودآگاه شدن است، جان‌کندنش برای فهمیدن خویشتن؛ روح می‌خواهد صدای تاریخ در گوشش بپیچد تا بتواند این حال منقلب و متلاطم را به گذشته و آینده پیوند دهد، اما تاریخ سرسخت است؛ به‌آسانی لب به سخن نمی‌گشاید؛ آگاهی رنج‌آلود است، فهمیدن بها دارد؛ چند دهه طول کشید؛ دو شکست از روسیه، هزاران کشته، کل قلمروی ایران در قفقاز از دست رفت تا تاریخ کمی با ایرانیان حرف بزند، بگوید عصر مدرن فرا رسیده‌است، بگوید جهان عوض شده‌است.

🍂 ایرانیان صدای تاریخ را در طنین هول‌انگیز غرش توپ‌خانۀ سنگین دشمن شنیدند؛ صدایی که به‌نجوا می‌گفت، از شمشیرها کاری ساخته نیست؛ منتظر «عنایات پروردگار» نباشید، دلیری و رشادت، به‌تنهایی جواب نمی‌دهد؛ باید مدرن شد؛ دولت ساخت؛ ارتش داشت؛ دیپلمات و سفیر تربیت کرد؛ علم فراگرفت؛ فنّ جنگ دانست؛ باید روابط و مناسبات جهان جدید را فهمید و به کار بست.

🍂 حرف زدن تاریخ اینگونه‌ است؛ شیرۀ وجود یک ملت را می‌مکد تا فقط جهت را نشانش دهد.

🍂 آیا تاریخ، دوباره مهیای سخن گفتن با ماست؟ آیا گوش‌های‌مان را برای شنیدن زمزمه‌هایش تیز کرده‌ایم؟ زبانش را بلدیم؟ می‌دانیم چگونه باید او را به حرف آورد؟

🍂 «ایدئولوژی» می‌گوید، راهِ به حرف آوردن تاریخ، معاشقه با اوست؛ این معاشقه یعنی ساده کردن «واقعیت پیچیده»؛ یعنی اگر واقعیت با آنچه در کاسۀ سر ما می‌گذرد، یکسان نبود، آن را با دوز و کلک، با عقاید خود یکسان جلوه داد؛ یعنی برابرکردنِ چیزهای نابرابر در ذهن، نامگذاری پدیده‌ها به دلخواه خود، آشتی دادن تناقضات واقعی با عشوه‌گری‌های اخلاقی و آرمانی؛ ایدئولوژی قصد شنیدن حرف تاریخ را ندارد؛ می‌خواهد خودش حرف بزند و تاریخ تاییدش کند.

🍂 برخلاف ایدئولوژی، «اندیشه» زبانش دراز نیست؛ گوش‌هایش تیز است؛ می‌داند راه به حرف آوردن تاریخ معاشقه نیست، بل شکنجه است. تاریخ را باید سوال‌پیچ کرد؛ در منگنه گذاشت؛ تناقضاتش را هر چه بیشتر رو آورد و آنقدر زبانش را با انبُر از حلقومش بیرون کشید تا شاید، بخشی از اسرارش را برملا کند.

🍂 ایدئولوژی عقلش به چشمش است. ۷۶ داد می‌زد زنده باد اصلاحات؛ ۸۸ برای خیابان قصیده می‌سرود؛ ۹۲ ناگهان عاشق صندوق رای شد؛ ۹۶ اول تبلیغ رای دادن می‌کرد، بعد پشیمان شد؛ ۹۸ گفت مرده باد اصلاحات، و ۱۴۰۱ برای انقلاب هورا می‌کشید. ایدئولوژی فقط گوشت را می‌بیند، دیدنِ روح، کارِ شاقّ اندیشه است.

🍂 این متن تلاشی برای نشان دادن تمایز معاشقه از شکنجه است؛ تفاوت سرنوشت‌ساز اندیشه با ایدئولوژی.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۱ دقیقه
🔖 ۴۱۴۵ واژه


#فلسفیدن #آینه_تاریخ #ایران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘نگرش نو، فرم نو می‌طلبد
— نقدی بر «طغیان روح» نادر فتوره‌چی

✍️ #ف_امیرفرهنگ


#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin