رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
🔻ثبت نام کوچینگ خصوصی پاییز برنامه ریزی برای رشد و توسعه فردی ویژه نوجوان به مدت یک فصل گروه سنی "سیزده تا هجده سال" خصوصی آنلاین + غیر حضوری این دوره یک سرمایه گذاری ویژه برای رشد شخصیت #نوجوان ها است. شروع دوره: ۲۵ شهریور ماه چیزهایی که در مدرسه…
اعلان پایانی #کوچینگ
ویژه نوجوانها
دوره سه ماهه کوچینگ که در تابستان شروع کردیم، امروز تمام شد. ضمن سپاس از همراهیتان، لطفا وقت بگذارید و چند خطی درباره دریافتی که از این دوره داشتید، تغییراتی که تجربه کردید و هر نکتهای که به عنوان بازخورد لازم میدانید، بنویسید و برای اکانت پشتیبانی ارسال کنید. 👇
@Asist_RadioP4C
سپاس
الهام فخرایی
#کوچینگ
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
ویژه نوجوانها
دوره سه ماهه کوچینگ که در تابستان شروع کردیم، امروز تمام شد. ضمن سپاس از همراهیتان، لطفا وقت بگذارید و چند خطی درباره دریافتی که از این دوره داشتید، تغییراتی که تجربه کردید و هر نکتهای که به عنوان بازخورد لازم میدانید، بنویسید و برای اکانت پشتیبانی ارسال کنید. 👇
@Asist_RadioP4C
سپاس
الهام فخرایی
#کوچینگ
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
آینههای روبرو
مشغول گوش دادن به فایل صوتی یکی از اساتید هستم، مجری نشست توضیح میدهد که ایشان یکی از پژوهشگران برجسته در حوزه آثار فکری فلان فیلسوف هستند.
مشتاقانه منتظرم سخنرانی شروع شود ...
سخنران اینطور شروع میکند:
"این فیلسوف یکی از چیزترین چهرههای فلسفه است!"
(به خودم میگویم که خب پیش میآيد، یک لحظه احتمالا کلمه مناسب به ذهنش نرسیده)
کمی بعدتر میگوید:
"خیلی از متفکرها رو میشناسم که آثار این فیلسوف رو به عنوان یه کتابی چیز میکنند که عمق داره!"
و بعدتر:
"این فیلسوف در نقد کردن همیشه آداب رو رعایت میکنه و اینطور نیست که چیز کنه! میدونید که چیز کردن در ایران خیلی رایج هست ..."
احوال من= ؟!
فایل را متوقف میکنم.
به نظرم آدمی که خوب فکر میکند، میتواند خوب حرف بزند و بنویسد
هر سهی اینها روی هم تاثیر دارند و هر کدام آینه دیگریاند و ای کاش در مدرسه و دانشگاه به جای خیلی از واحدهای مندرآوردی و بیحاصل، مهارتهای لازم و اساسی را آموزش میدادند.
پ.ن
این متن را گمانم دو سال پیش در کانال یادداشتهای شخصیام نوشتم، اما با شنیدن برخی نطقهای رسمی ماهها و هفتههای اخیر، به نظرم رسید شاید به آن استاد فلسفه که شرحش رفت، زیادی سخت گرفتهام. هم به خودش و هم به آنها که شنونده سخنرانیاش ماندند.
خودتان مقایسه کنید:
«این منطقه دارای یک تمدنی است که به بلندای تاریخ جلوههای تمدنی فرهنگی در این منطقه از جلوههای روشن منطقه ماست، لذا ما منطقهی دارای تمدن هستیم.»
#الهام_فخرایی
#یادداشت
#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4c
@RadioP4c
مشغول گوش دادن به فایل صوتی یکی از اساتید هستم، مجری نشست توضیح میدهد که ایشان یکی از پژوهشگران برجسته در حوزه آثار فکری فلان فیلسوف هستند.
مشتاقانه منتظرم سخنرانی شروع شود ...
سخنران اینطور شروع میکند:
"این فیلسوف یکی از چیزترین چهرههای فلسفه است!"
(به خودم میگویم که خب پیش میآيد، یک لحظه احتمالا کلمه مناسب به ذهنش نرسیده)
کمی بعدتر میگوید:
"خیلی از متفکرها رو میشناسم که آثار این فیلسوف رو به عنوان یه کتابی چیز میکنند که عمق داره!"
و بعدتر:
"این فیلسوف در نقد کردن همیشه آداب رو رعایت میکنه و اینطور نیست که چیز کنه! میدونید که چیز کردن در ایران خیلی رایج هست ..."
احوال من= ؟!
فایل را متوقف میکنم.
به نظرم آدمی که خوب فکر میکند، میتواند خوب حرف بزند و بنویسد
هر سهی اینها روی هم تاثیر دارند و هر کدام آینه دیگریاند و ای کاش در مدرسه و دانشگاه به جای خیلی از واحدهای مندرآوردی و بیحاصل، مهارتهای لازم و اساسی را آموزش میدادند.
پ.ن
این متن را گمانم دو سال پیش در کانال یادداشتهای شخصیام نوشتم، اما با شنیدن برخی نطقهای رسمی ماهها و هفتههای اخیر، به نظرم رسید شاید به آن استاد فلسفه که شرحش رفت، زیادی سخت گرفتهام. هم به خودش و هم به آنها که شنونده سخنرانیاش ماندند.
خودتان مقایسه کنید:
«این منطقه دارای یک تمدنی است که به بلندای تاریخ جلوههای تمدنی فرهنگی در این منطقه از جلوههای روشن منطقه ماست، لذا ما منطقهی دارای تمدن هستیم.»
#الهام_فخرایی
#یادداشت
#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4c
@RadioP4c
👍2❤1👏1
متن کاوی درباره #وطن
آه ایران عزیز!
سرزمین زرخیز!
تو چه زیبا هستی!
چه فریبا هستی!
از دو سر بر دریا
راه خود باز کنی
سر به دریا زدهای
پا به دریا کردی
توی دریاهایت
هست نعمت بسیار
توی دریای خزر
یا که در آب خلیج
که بُوَد نام دلانگیزش فارس
نام زیبایِ مقدّس
که برازندهتر از هر نامی است
تا جهان باقی و دریا و خلیجی باقیست
آه ایران عزیز!
دادهای جای در آغوش خود
این مردم خوب
مردمی خوب و صبور
عاشق میهن خود
عاشق کشور ایران عزیز
سرزمین زرخیز!
سرزمینی که به فرهنگ جهان خدمت کرد
به هنر رونق داد علم و دانش گسترد
مولوی، سعدی و حافظ پرورد
زاد فردوسی را
زاد و پرورد به دامن، خیّام
زاد بیرونی را، بوعلی سینا را
این زمین پاکان
زادگاه مردان
خاک پاک #ایران
نهراسیم برای حفظت ز خطر یا مشکل
آه ایران عزیز!
گروه سنی: دبستان
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
تکمیلی:
«خلیج فارس» بیش از دو هزار سال است که از زمان امپراتوری هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ پیش از میلاد) مورد استفاده قرار میگیرد. نام این خلیج در متون لاتین و یونانی نیز از نام "پارس" گرفته شده؛ امپراتوری بزرگی که ایران امروزی را در بر میگرفت.
نام «خلیج فارس» همواره پابرجا خواهد ماند.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
آه ایران عزیز!
سرزمین زرخیز!
تو چه زیبا هستی!
چه فریبا هستی!
از دو سر بر دریا
راه خود باز کنی
سر به دریا زدهای
پا به دریا کردی
توی دریاهایت
هست نعمت بسیار
توی دریای خزر
یا که در آب خلیج
که بُوَد نام دلانگیزش فارس
نام زیبایِ مقدّس
که برازندهتر از هر نامی است
تا جهان باقی و دریا و خلیجی باقیست
آه ایران عزیز!
دادهای جای در آغوش خود
این مردم خوب
مردمی خوب و صبور
عاشق میهن خود
عاشق کشور ایران عزیز
سرزمین زرخیز!
سرزمینی که به فرهنگ جهان خدمت کرد
به هنر رونق داد علم و دانش گسترد
مولوی، سعدی و حافظ پرورد
زاد فردوسی را
زاد و پرورد به دامن، خیّام
زاد بیرونی را، بوعلی سینا را
این زمین پاکان
زادگاه مردان
خاک پاک #ایران
نهراسیم برای حفظت ز خطر یا مشکل
آه ایران عزیز!
گروه سنی: دبستان
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
تکمیلی:
«خلیج فارس» بیش از دو هزار سال است که از زمان امپراتوری هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ پیش از میلاد) مورد استفاده قرار میگیرد. نام این خلیج در متون لاتین و یونانی نیز از نام "پارس" گرفته شده؛ امپراتوری بزرگی که ایران امروزی را در بر میگرفت.
نام «خلیج فارس» همواره پابرجا خواهد ماند.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍4❤1
آری یا نه؟
من متخصص علوم سیاسی نیستم، اما سعی می کنم مهارت های تفکر را تمرین و تمرین کنم و به عنوان فردی دانش آموخته و علاقه مند به این حوزه، این روزها سعی میکنم با چشمها و گوش های بازتری اطرافم را تحلیل کنم.
به نظرم این روزها، شاهد یکی از بهترین دوران هایی هستیم که "خردپذیری ارتباطی" در جامعه بیشتر نمود پیدا کرده، هر چند هنوز نمی توانم با قطعیت بگویم که در کجای شیب رو به قله قرار داریم.
هابرماس بحثی دارد که هر وقت یک گروه یا دقیقتر، جامعه به فهم متقابل برسند، میتوانند عمل متقابل هم داشته باشند و با گفتگو در حوزههای مهم اجتماعی و سیاسی تغییر و کنش ایجاد کنند و اوضاعی که در آن واقع شدهاند را به چالش بکشند.
اما این توانایی لزوما از دل رخدادهای بزرگ درنمی آید، ما بارها و بارها در طول زندگی روزمره فرصت نه گفتن و نقد داریم و اگر درست عمل و تمرین کرده باشیم، مهارت خودتاملی را کسب میکنیم و آن وقت، در بزنگاهها درست تر تصمیم میگیریم. نه اینکه تصمیمهای دیگری و دیگران را نیازموده، بپذیریم و اجرا کنیم.
مثال بزنم: آخرین بار که شاهد نادیده گرفتن حقوق دیگری بودید، چه واکنشی نشان دادید؟ اعتراض کردید؟ نقد کردید؟ کنش یا واکنشی داشتید؟ یا نه، نقد، اعتراض، کنش و واکنش شما فقط محدود به مواردی بوده که منافع شما مستقیما تهدید شده؟ یا حتی در این موارد هم نه؟
خودتاملی و تمرین مداوم کمک میکند تا در بزنگاهها تصمیم درست بگیریم و توانایی تولید و بازتولید دیدگاه های بدیل را داشته باشیم و تسلیم روابط قدرت نشویم؛ حالا این روابط قدرت میخواهد رئیس اداره باشد، معلم مدرسه باشد، فلان اندیشمند، سلبریتی یا حتی یک آزارگر خیابانی یا... باشد و آن که سرکوب میشود، ما باشیم یا دیگری. اگر درست تمرین کرده باشیم، تسلیم نمیشویم و دیدگاههای بدیل میسازیم.
اینجاست که گوش به زنگ و دنباله رو جریان غالب نمی شویم، غالبی که برای هر کسی می تواند متفاوت باشد، مثلا من دلبسته فلان هستم و تو دلبسته بهمان و گاهی حتی بدون اینکه بخواهیم یا بدانیم و بدون آزمودن، با هم برخورد می کنیم، حذف می کنیم، دور می شویم یا به شکل دو خط موازی، امکان ارتباط و گفتگو را از دست می دهیم.
به جای اینها بهتراست معیارها را جستجو کنیم. معیار بخواهیم و تا می توانیم سوال مطرح کنیم و شرایط دیگر، گزینه های دیگر و جواب های ممکن دیگر را مطرح و بررسی کنیم و به این ترتیب به سلامت یا با آسیب کمتر به مطلوب برسیم.
#الهام_فخرایی
پ.ن
متن را از آرشیو سال گذشته کانال یادداشتهای شخصی ام برداشتم. اما از قرار هنوز تاریخ انقضای متن نرسیده است!
#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4c
@RadioP4c
من متخصص علوم سیاسی نیستم، اما سعی می کنم مهارت های تفکر را تمرین و تمرین کنم و به عنوان فردی دانش آموخته و علاقه مند به این حوزه، این روزها سعی میکنم با چشمها و گوش های بازتری اطرافم را تحلیل کنم.
به نظرم این روزها، شاهد یکی از بهترین دوران هایی هستیم که "خردپذیری ارتباطی" در جامعه بیشتر نمود پیدا کرده، هر چند هنوز نمی توانم با قطعیت بگویم که در کجای شیب رو به قله قرار داریم.
هابرماس بحثی دارد که هر وقت یک گروه یا دقیقتر، جامعه به فهم متقابل برسند، میتوانند عمل متقابل هم داشته باشند و با گفتگو در حوزههای مهم اجتماعی و سیاسی تغییر و کنش ایجاد کنند و اوضاعی که در آن واقع شدهاند را به چالش بکشند.
اما این توانایی لزوما از دل رخدادهای بزرگ درنمی آید، ما بارها و بارها در طول زندگی روزمره فرصت نه گفتن و نقد داریم و اگر درست عمل و تمرین کرده باشیم، مهارت خودتاملی را کسب میکنیم و آن وقت، در بزنگاهها درست تر تصمیم میگیریم. نه اینکه تصمیمهای دیگری و دیگران را نیازموده، بپذیریم و اجرا کنیم.
مثال بزنم: آخرین بار که شاهد نادیده گرفتن حقوق دیگری بودید، چه واکنشی نشان دادید؟ اعتراض کردید؟ نقد کردید؟ کنش یا واکنشی داشتید؟ یا نه، نقد، اعتراض، کنش و واکنش شما فقط محدود به مواردی بوده که منافع شما مستقیما تهدید شده؟ یا حتی در این موارد هم نه؟
خودتاملی و تمرین مداوم کمک میکند تا در بزنگاهها تصمیم درست بگیریم و توانایی تولید و بازتولید دیدگاه های بدیل را داشته باشیم و تسلیم روابط قدرت نشویم؛ حالا این روابط قدرت میخواهد رئیس اداره باشد، معلم مدرسه باشد، فلان اندیشمند، سلبریتی یا حتی یک آزارگر خیابانی یا... باشد و آن که سرکوب میشود، ما باشیم یا دیگری. اگر درست تمرین کرده باشیم، تسلیم نمیشویم و دیدگاههای بدیل میسازیم.
اینجاست که گوش به زنگ و دنباله رو جریان غالب نمی شویم، غالبی که برای هر کسی می تواند متفاوت باشد، مثلا من دلبسته فلان هستم و تو دلبسته بهمان و گاهی حتی بدون اینکه بخواهیم یا بدانیم و بدون آزمودن، با هم برخورد می کنیم، حذف می کنیم، دور می شویم یا به شکل دو خط موازی، امکان ارتباط و گفتگو را از دست می دهیم.
به جای اینها بهتراست معیارها را جستجو کنیم. معیار بخواهیم و تا می توانیم سوال مطرح کنیم و شرایط دیگر، گزینه های دیگر و جواب های ممکن دیگر را مطرح و بررسی کنیم و به این ترتیب به سلامت یا با آسیب کمتر به مطلوب برسیم.
#الهام_فخرایی
پ.ن
متن را از آرشیو سال گذشته کانال یادداشتهای شخصی ام برداشتم. اما از قرار هنوز تاریخ انقضای متن نرسیده است!
#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4c
@RadioP4c
👍11
به درک که ...
گاهی واقعا متحیر می شوم که بعضی از ما تا چه حد در اخلاق، تقسیم بندی های خودی و غیرخودی داریم.
یعنی تا وقتی ماجرا یک جوری به ما ربطی پیدا می کند، اخلاق موضوعیت دارد، اما اگر مثلا پای مخالف ما یا از آن بدتر و رقت انگیزتر، جناح سیاسی مقابل ما در میان باشد به درک ... !
مثالی که یک موردش هم زیاد است!
به درک که به زندان افتاد، به درک که به زندگی خصوصی اش سرک کشیده شد، به درک که روی زمین کشانده شد، به درک که به جای نقد حرفی که زده بود، شخصیت و شرافتش را زیر سوال بردیم، آخيش! دلمان خنک شد ...
به نظرم در این بحث، اغلب یک مغالطه اتفاق میفتد، انسان ها به عنوان یک انسان، موجود و یک شهروند، حقوق برابر و قابل احترام دارند، ولی عقاید لزوما محترم نیست.
به عبارتی اساسا عقاید من مساوی من نیست. فهم همین موضوع به ظاهر ساده، کمک میکند در نقد ایده ها و افکار به انسان حمله نکنیم، حقوق انسانی را نفی نکنیم، به دنبال حذفش نباشیم، گاهی تا حدی که حتی حق حیات را بخواهیم ازش سلب کنیم یا با این خط کشی های حقیرانه خودمان را توجیه کنیم!
بعضی به اصطلاح پویش ها، اخبار، کنش و کامنت ها را که میبینم، واقعا نگران می شوم. نگران "به درک ..." هایی که حواسمان هست و نیست!
اخلاقمداری و نفی خشونت را به نرخ روز ترجمه نکنیم، همین!
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4c
@RadioP4c
گاهی واقعا متحیر می شوم که بعضی از ما تا چه حد در اخلاق، تقسیم بندی های خودی و غیرخودی داریم.
یعنی تا وقتی ماجرا یک جوری به ما ربطی پیدا می کند، اخلاق موضوعیت دارد، اما اگر مثلا پای مخالف ما یا از آن بدتر و رقت انگیزتر، جناح سیاسی مقابل ما در میان باشد به درک ... !
مثالی که یک موردش هم زیاد است!
به درک که به زندان افتاد، به درک که به زندگی خصوصی اش سرک کشیده شد، به درک که روی زمین کشانده شد، به درک که به جای نقد حرفی که زده بود، شخصیت و شرافتش را زیر سوال بردیم، آخيش! دلمان خنک شد ...
به نظرم در این بحث، اغلب یک مغالطه اتفاق میفتد، انسان ها به عنوان یک انسان، موجود و یک شهروند، حقوق برابر و قابل احترام دارند، ولی عقاید لزوما محترم نیست.
به عبارتی اساسا عقاید من مساوی من نیست. فهم همین موضوع به ظاهر ساده، کمک میکند در نقد ایده ها و افکار به انسان حمله نکنیم، حقوق انسانی را نفی نکنیم، به دنبال حذفش نباشیم، گاهی تا حدی که حتی حق حیات را بخواهیم ازش سلب کنیم یا با این خط کشی های حقیرانه خودمان را توجیه کنیم!
بعضی به اصطلاح پویش ها، اخبار، کنش و کامنت ها را که میبینم، واقعا نگران می شوم. نگران "به درک ..." هایی که حواسمان هست و نیست!
اخلاقمداری و نفی خشونت را به نرخ روز ترجمه نکنیم، همین!
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4c
@RadioP4c
👍10❤1
🔻 ثبت نام کوچینگ نوجوان
ویژه "سیزده تا نوزده سال"
آنلاین
با طراحی اختصاصی ویژه هر نوجوان
برنامهای برای رشد و توسعه فردی
ویژه نوجوانها
یک سرمایهگذاری ویژه برای شخصیت سالم #نوجوان ها
چیزهایی که در مدرسه یاد نمیدهند، ولی زندگی نوجوانها را میسازد!
برای اطلاعات بیشتر درباره رزومه راهنما و ثبت نام پیام دهید به:
@Asist_RadioP4C
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
این دوره را به والدین معرفی و به نوجوانها هدیه کنید. ساختن نیاز به زمان دارد، زودتر شروع کنیم!
#کوچینگ
#نوجوان_توانمند
#کوچینگ_نوجوان
#نقشه_راه_زندگی_من
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
ویژه "سیزده تا نوزده سال"
آنلاین
با طراحی اختصاصی ویژه هر نوجوان
برنامهای برای رشد و توسعه فردی
ویژه نوجوانها
یک سرمایهگذاری ویژه برای شخصیت سالم #نوجوان ها
چیزهایی که در مدرسه یاد نمیدهند، ولی زندگی نوجوانها را میسازد!
برای اطلاعات بیشتر درباره رزومه راهنما و ثبت نام پیام دهید به:
@Asist_RadioP4C
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
این دوره را به والدین معرفی و به نوجوانها هدیه کنید. ساختن نیاز به زمان دارد، زودتر شروع کنیم!
#کوچینگ
#نوجوان_توانمند
#کوچینگ_نوجوان
#نقشه_راه_زندگی_من
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5
Forwarded from هشت دقیقه
جای خالی دخترک در عکس دسته جمعی کلاس!
این یادداشت را برای این می نویسم که از معلم کلاس چهارم برای درس امروز قدردانی کنم. شما امروز مقنعه تک تک بچه ها را به شکلی روی سرشان تا زدید که حتی یک تار مو بیرون نباشد تا بعدش به عنوان جایزه یک عکس دسته جمعی از بچهها بگیرید.
نمی دانم چقدر این کار وقت شما و کلاس را گرفت، اما ارزشش را داشت. می دانید چرا؟
چون از کلاس سی نفری، یک دانشآموز اجازه این کار را به شما نداد و از بودن در عکس محروم شد. امروز وقتی با گریه ماجرا را تعریف کرد، پرسیدم: "اگر دوباره این اتفاق تکرار بشه، اجازه میدی تا مقنعه ات رو به اون شکل تا بزنند تا بتونی توی عکس باشی؟" با چشم های اشک آلود جواب داد: "نه"
راستش وقتی ازش می خواستیم که بدون فکر کردن و تا دلیل درستی کاری برایش مشخص نشده، انجامش ندهد، فکرش را هم نمی کردیم که در چنین موقعیتی، این قدر شجاعانه فکر کند، تصمیم بگیرد و پای انتخابش بایستد.
سقراط قرن ها پیش گفته بود: " زندگی بررسی نشده ارزش زیستن ندارد." و دخترک تمرین میکند تا زندگی اش را بررسی کند.
از شما سپاسگزاریم. امیدوارم این یادداشت به دست شما و آنها که شبیه شما فکر میکنند، برسد.
#زندگی_در_سایه_دانایی
#مدرسه_نوشت
#هزاروچهارصدویک
@Sayeyedanaee
این یادداشت را برای این می نویسم که از معلم کلاس چهارم برای درس امروز قدردانی کنم. شما امروز مقنعه تک تک بچه ها را به شکلی روی سرشان تا زدید که حتی یک تار مو بیرون نباشد تا بعدش به عنوان جایزه یک عکس دسته جمعی از بچهها بگیرید.
نمی دانم چقدر این کار وقت شما و کلاس را گرفت، اما ارزشش را داشت. می دانید چرا؟
چون از کلاس سی نفری، یک دانشآموز اجازه این کار را به شما نداد و از بودن در عکس محروم شد. امروز وقتی با گریه ماجرا را تعریف کرد، پرسیدم: "اگر دوباره این اتفاق تکرار بشه، اجازه میدی تا مقنعه ات رو به اون شکل تا بزنند تا بتونی توی عکس باشی؟" با چشم های اشک آلود جواب داد: "نه"
راستش وقتی ازش می خواستیم که بدون فکر کردن و تا دلیل درستی کاری برایش مشخص نشده، انجامش ندهد، فکرش را هم نمی کردیم که در چنین موقعیتی، این قدر شجاعانه فکر کند، تصمیم بگیرد و پای انتخابش بایستد.
سقراط قرن ها پیش گفته بود: " زندگی بررسی نشده ارزش زیستن ندارد." و دخترک تمرین میکند تا زندگی اش را بررسی کند.
از شما سپاسگزاریم. امیدوارم این یادداشت به دست شما و آنها که شبیه شما فکر میکنند، برسد.
#زندگی_در_سایه_دانایی
#مدرسه_نوشت
#هزاروچهارصدویک
@Sayeyedanaee
👍14👏8🕊1
آبانگان (جشنهاي ایرانی برای کودکان)
الهام فخرایی
آبانگان برابر با روز دهم آبان برگزار می شود. قدمت این جشن به دو هزار سال قبل و الهه آناهید برمیگردد که در ایران باستان نگهبان آبهای روان بوده است. طبق افسانههای ایرانی، آناهید یا آناهیتا، فرشته آب های جهان، گوشواره ای چهارگوش به گوشهایش آويزان میکند. تاجی با ستارهی هشت گوش بر سر، كفشهایی درخشان در پا و بالاپوشی زرین بر دوش می اندازد و با ارابه ای که چهار اسب سفید آن را حمل می کنند، از آبها محافظت می کند. اسبها نماد ابر، باران، برف و تگرگ هستند.
چرا آبانگان؟
برخی شروع جشن آبانگان را به پیروزی ایرانی ها در جنگ با توران و افراسیاب نسبت می دهند. “زو” (پسر تهماسب) دستور داد کاریزها و نهرهایی که در جنگ ویران شده بود، را لایروبى کنند. با جاری شدن دوباره رودها، مردم آمدن آب را جشن گرفتند...
هنوز هم آب در فرهنگ ایرانی، جایگاه ویژه ای دارد؛ مثلا اگر ناخواسته آبى بریزد، مىگویند آب روشنایى است یا برای بدرقه مسافر آب به زمین مىپاشند تا به سلامت و زود از سفر برگردد، همینطور موقع استقبال از عزیزان، زمین را آب پاشی میکنند. حتی باور به اینکه آب ناخواسته و یا نطلبیده، مراد است، همه نشانگر احترام و ارزشى است که ایرانی ها از دیرباز برای آب قائل بودند.
فعالیتها و آیینها:
ابتدا با کودکان درباره ... [ادامه مطلب را در این لینک بخوانید؛ ویژه کاربران دوره "طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان"]
برای لینک اشتراک دوره به پشتیبانی پیام دهید.
@Asist_RadioP4C
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_طبیعی
#جشن_های_ایرانی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
آبانگان برابر با روز دهم آبان برگزار می شود. قدمت این جشن به دو هزار سال قبل و الهه آناهید برمیگردد که در ایران باستان نگهبان آبهای روان بوده است. طبق افسانههای ایرانی، آناهید یا آناهیتا، فرشته آب های جهان، گوشواره ای چهارگوش به گوشهایش آويزان میکند. تاجی با ستارهی هشت گوش بر سر، كفشهایی درخشان در پا و بالاپوشی زرین بر دوش می اندازد و با ارابه ای که چهار اسب سفید آن را حمل می کنند، از آبها محافظت می کند. اسبها نماد ابر، باران، برف و تگرگ هستند.
چرا آبانگان؟
برخی شروع جشن آبانگان را به پیروزی ایرانی ها در جنگ با توران و افراسیاب نسبت می دهند. “زو” (پسر تهماسب) دستور داد کاریزها و نهرهایی که در جنگ ویران شده بود، را لایروبى کنند. با جاری شدن دوباره رودها، مردم آمدن آب را جشن گرفتند...
هنوز هم آب در فرهنگ ایرانی، جایگاه ویژه ای دارد؛ مثلا اگر ناخواسته آبى بریزد، مىگویند آب روشنایى است یا برای بدرقه مسافر آب به زمین مىپاشند تا به سلامت و زود از سفر برگردد، همینطور موقع استقبال از عزیزان، زمین را آب پاشی میکنند. حتی باور به اینکه آب ناخواسته و یا نطلبیده، مراد است، همه نشانگر احترام و ارزشى است که ایرانی ها از دیرباز برای آب قائل بودند.
فعالیتها و آیینها:
ابتدا با کودکان درباره ... [ادامه مطلب را در این لینک بخوانید؛ ویژه کاربران دوره "طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان"]
برای لینک اشتراک دوره به پشتیبانی پیام دهید.
@Asist_RadioP4C
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_طبیعی
#جشن_های_ایرانی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
🔻 ثبت نام کوچینگ نوجوان ویژه "سیزده تا نوزده سال" آنلاین با طراحی اختصاصی ویژه هر نوجوان برنامهای برای رشد و توسعه فردی ویژه نوجوانها یک سرمایهگذاری ویژه برای شخصیت سالم #نوجوان ها چیزهایی که در مدرسه یاد نمیدهند، ولی زندگی نوجوانها را میسازد!…
با سلام
دوره پاییز
این فرسته جهت اعلام ظرفیت به روزرسانی خواهد شد.
📌ظرفیت دوره عمومی: #تمام_شد
📌 ظرفیت باقی مانده دوره خصوصی: #تمام_شد
📌 نوجوان های دوره های قبلی امکان تمدید و ادامه دوره با محتوای جدید را دارید.
پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C
#کوچینگ
#نوجوان_توانمند
#کوچینگ_نوجوان
#نقشه_راه_زندگی_من
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
دوره پاییز
این فرسته جهت اعلام ظرفیت به روزرسانی خواهد شد.
📌ظرفیت دوره عمومی: #تمام_شد
📌 ظرفیت باقی مانده دوره خصوصی: #تمام_شد
📌 نوجوان های دوره های قبلی امکان تمدید و ادامه دوره با محتوای جدید را دارید.
پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C
#کوچینگ
#نوجوان_توانمند
#کوچینگ_نوجوان
#نقشه_راه_زندگی_من
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔥2
با سلام
کانال به مدت سه روز فعالیت، به روز رسانی و پشتیبانی نخواهد داشت.
سپاس
مانا باشید
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
کانال به مدت سه روز فعالیت، به روز رسانی و پشتیبانی نخواهد داشت.
سپاس
مانا باشید
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
👍8❤4👎2🙏1
🔻یکی داستانست، پر آب چشم!
در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که پیکر سهراب جوان تشییع شد:
پس آنگه سوی زابلستان کشید
چو آگاهی از وی به دستان رسید
همه سیستان پیش باز آمدند
به رنج و به درد و گداز آمدند
چو تابوت را دید دستان سام
فرود آمد از اسپ زرین ستام
تهمتن پیاده همی رفت پیش
دریده همه جامه دل کرده ریش
گشادند گردان سراسر کمر
همه پیش تابوت بر خاک سر
همی گفت زال اینت کاری شگفت
که سهراب گرز گران برگرفت
نشانی شد اندر میان مهان
نزاید چنو مادر اندر جهان
همی گفت و مژگان پر از آب کرد
زبان پر ز گفتار سهراب کرد
چو آمد تهمتن به ایوان خویش
خروشید و تابوت بنهاد پیش
ازو میخ برکند و بگشاد سر
کفن زو جدا کرد پیش پدر
تنش را بدان نامداران نمود
تو گفتی که از چرخ برخاست دود
مهان جهان جامه کردند چاک
به ابر اندر آمد سر گرد و خاک
همه کاخ تابوت بد سر به سر
غنوده به صندوق در، شیر نر...
بپوشید بازش به دیبای زرد
سر تنگ تابوت را سخت کرد
همی گفت اگر دخمه زرین کنم
ز مشک سیه گردش آگین کنم
چو من رفته باشم نماند بجای
وگرنه مرا خود جزین نیست رای
یکی دخمه کردش ز سم ستور
جهانی ز زاری همی گشت کور...
#شاهنامه_بخوانیم
مفاهیم: سوگ، پیوند، جان، زندگی، جوان، راستی، آزادگی ...
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که پیکر سهراب جوان تشییع شد:
پس آنگه سوی زابلستان کشید
چو آگاهی از وی به دستان رسید
همه سیستان پیش باز آمدند
به رنج و به درد و گداز آمدند
چو تابوت را دید دستان سام
فرود آمد از اسپ زرین ستام
تهمتن پیاده همی رفت پیش
دریده همه جامه دل کرده ریش
گشادند گردان سراسر کمر
همه پیش تابوت بر خاک سر
همی گفت زال اینت کاری شگفت
که سهراب گرز گران برگرفت
نشانی شد اندر میان مهان
نزاید چنو مادر اندر جهان
همی گفت و مژگان پر از آب کرد
زبان پر ز گفتار سهراب کرد
چو آمد تهمتن به ایوان خویش
خروشید و تابوت بنهاد پیش
ازو میخ برکند و بگشاد سر
کفن زو جدا کرد پیش پدر
تنش را بدان نامداران نمود
تو گفتی که از چرخ برخاست دود
مهان جهان جامه کردند چاک
به ابر اندر آمد سر گرد و خاک
همه کاخ تابوت بد سر به سر
غنوده به صندوق در، شیر نر...
بپوشید بازش به دیبای زرد
سر تنگ تابوت را سخت کرد
همی گفت اگر دخمه زرین کنم
ز مشک سیه گردش آگین کنم
چو من رفته باشم نماند بجای
وگرنه مرا خود جزین نیست رای
یکی دخمه کردش ز سم ستور
جهانی ز زاری همی گشت کور...
#شاهنامه_بخوانیم
مفاهیم: سوگ، پیوند، جان، زندگی، جوان، راستی، آزادگی ...
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
💔2
🔻استعاره متاستاز اجتماعی
می خواهم از یک اصطلاح پزشکی کمک بگیرم و درباره یک پدیده اجتماعی بنویسم.
همه ما در طول زندگی فقط فرصت استفاده از یک بدن را داریم، بدنی که تک تک اعضایش آنقدر حیاتی و ارزشمند هستند که تا حدامکان نمیشود و نباید آنها را از دست داد. البته گاهی بیماری تا حدی یک عضو را درگیر میکند که ناچاریم با آن عضو خاص خداحافظی کنیم. اما اگر این بیماری عضوهای مجاور را هم درگیر کرده باشد، چطور؟ آنوقت در اصطلاح پزشکی ما با متاستاز روبروییم!
حالا برگردیم به جامعه؛ جامعه هم حکم یک پیکر را دارد، همه نهادها و اعضای حقوقی و حقیقی آن هم در حکم اندامهای این پیکرند.
اگر یک عضو کارش را درست انجام ندهد، هنوز راهی هست، اما اگر شبکه به هم پیوستهای از ناکارآمدی و بدکارکردی ساخته باشیم، چطور؟! آنوقت امیدی هست؟!
البته همیشه امیدی هست، اما این متن برای من به منزله یک هشدار است. به گمان من سلامت پیکره جامعه ما در خطر است؛ در خطر فروپاشی کالبد!
نشانهها البته فراوانند. برای من یکی از مهمترین نشانهها، غیبت "امید" است و اینکه خلاف همه این سالها انگیزهای برای "تغییر" از طریق رای دادن در خودم نمیبینم.
شاید این پست خوبی برای روز شنبه نباشد. شاید هم بتواند مقدمهای برای شروع شنبهای جدید باشد. راهکار شما برای مقابله با پدیده متاستاز اجتماعی چیست؟
پ.ن
این یادداشت را سه سال قبل نوشتم، با این تفاوت که حالا میتوانم دو نکته را به آن اضافه و اصلاح کنم:
۱. متاستازی که دربارهاش نوشته بودم، نه در پیکره جامعه که در پوسته اتفاق افتاده بود، پیکره یکپارچه و پویاست و میتواند (هر چند نه به آسانی) پوسته را از تن بیفکند و پوستاندازی کند.
۲. "امید" غایب نیست.
#الهام_فخرایی
#شخصی_نوشت
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
می خواهم از یک اصطلاح پزشکی کمک بگیرم و درباره یک پدیده اجتماعی بنویسم.
همه ما در طول زندگی فقط فرصت استفاده از یک بدن را داریم، بدنی که تک تک اعضایش آنقدر حیاتی و ارزشمند هستند که تا حدامکان نمیشود و نباید آنها را از دست داد. البته گاهی بیماری تا حدی یک عضو را درگیر میکند که ناچاریم با آن عضو خاص خداحافظی کنیم. اما اگر این بیماری عضوهای مجاور را هم درگیر کرده باشد، چطور؟ آنوقت در اصطلاح پزشکی ما با متاستاز روبروییم!
حالا برگردیم به جامعه؛ جامعه هم حکم یک پیکر را دارد، همه نهادها و اعضای حقوقی و حقیقی آن هم در حکم اندامهای این پیکرند.
اگر یک عضو کارش را درست انجام ندهد، هنوز راهی هست، اما اگر شبکه به هم پیوستهای از ناکارآمدی و بدکارکردی ساخته باشیم، چطور؟! آنوقت امیدی هست؟!
البته همیشه امیدی هست، اما این متن برای من به منزله یک هشدار است. به گمان من سلامت پیکره جامعه ما در خطر است؛ در خطر فروپاشی کالبد!
نشانهها البته فراوانند. برای من یکی از مهمترین نشانهها، غیبت "امید" است و اینکه خلاف همه این سالها انگیزهای برای "تغییر" از طریق رای دادن در خودم نمیبینم.
شاید این پست خوبی برای روز شنبه نباشد. شاید هم بتواند مقدمهای برای شروع شنبهای جدید باشد. راهکار شما برای مقابله با پدیده متاستاز اجتماعی چیست؟
پ.ن
این یادداشت را سه سال قبل نوشتم، با این تفاوت که حالا میتوانم دو نکته را به آن اضافه و اصلاح کنم:
۱. متاستازی که دربارهاش نوشته بودم، نه در پیکره جامعه که در پوسته اتفاق افتاده بود، پیکره یکپارچه و پویاست و میتواند (هر چند نه به آسانی) پوسته را از تن بیفکند و پوستاندازی کند.
۲. "امید" غایب نیست.
#الهام_فخرایی
#شخصی_نوشت
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5❤2👌2👎1
🔻نه به خشونت علیه زنان، چرا؟
#25نوامبر_روزجهانیمنعخشونتعلیهزنان است. سازمان ملل هر سال تصویری را برای این روز انتخاب میکند؛ روزی که به "روز نارنجی" مشهور است و با شعار "جهان را نارنجی کن" معرفی میشود.
اما آیا برای نارنجیکردن جهان انگیزهای داریم؟ آیا لازم است حتما زن باشیم یا زنی که مورد خشونت واقعشده تا خشونت را نقد کنیم؟ اصلا حمایت از چنین روزی، چه فایده ای دارد؟
برای پاسخ به این پرسشها کمی به عقب برمیگردیم: تجربهٔ عضوی از این جهان بودن و متولد شدن.
تجربهای که قطعا خاطرهای از آن نداریم، اما میدانیم که نقطهٔ آغازین پیوند هر کودکی با جهان، مادر است؛ بهطور مشخص دورهٔ جنینی و در بهترین حالت ۳ سال آغاز زندگی؛ دورهای که طبق یافتههای علمی اساس شخصیت کودک در آن شکل میگیرد.
با این توضیح بیایید زنی را در نظر بگیریم که در معرض خشونت بوده یا هست، زنی که بخاطر جنسیتش جدی گرفته نمیشود، از حقوق انسانی محروم میشود، از امکانات کافی برای زیست برخوردار نیست، زنی که نیازها و ویژگیهای ناشی از زن بودنش طرد و تحقیر میشود، زنی که مورد آزار جسمی قرار میگیرد، زنی که به رسمیت شناخته نمی شود، زنی که در بدن خلاصه می شود یا به بدن تقلیل داده می شود؛ زنی که فقط در نقش ها و چارچوب های از پیش تعریف شده مطلوب است و...
زنی که در چنین جهانی زیسته چطور میتواند فضایی امن برای بالیدن کودکان فراهم کند؟ چنین کودکی چطور میتواند از سلامت روانی و چه بسا جسمانی برخوردار باشد؟! آیا تامین امنیت در راس نیازهای انسان و حقوق کودک قرار ندارد؟ و آیا چنین کودکی چه دختر و چه پسر میتواند ضامن حفظ صلح در آینده و پرورش کودکانی خواهان و عامل به صلح باشد؟
البته قرار نیست همه زنان مادر باشند یا خشونت را فقط برای مادران نفی کنیم، اما قطعا زنان نیروی اصلی پرورش دهندهٔ و مراقبت اند؛ به طور خاص چون کودک با مادر و مراقبت گره خورده است.
نه به خشونت علیه زنان، در واقع پاسخ مثبتی به صلح برای کودکان است؛ کودک دختر و پسر امروز و بزرگسالان فردا
حمایت از زنان، حمایت از زندگی است و به پیشواز صلح برای جهان رفتن.
پس برای صلح، جهان را نارنجی کن!
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#25نوامبر_روزجهانیمنعخشونتعلیهزنان است. سازمان ملل هر سال تصویری را برای این روز انتخاب میکند؛ روزی که به "روز نارنجی" مشهور است و با شعار "جهان را نارنجی کن" معرفی میشود.
اما آیا برای نارنجیکردن جهان انگیزهای داریم؟ آیا لازم است حتما زن باشیم یا زنی که مورد خشونت واقعشده تا خشونت را نقد کنیم؟ اصلا حمایت از چنین روزی، چه فایده ای دارد؟
برای پاسخ به این پرسشها کمی به عقب برمیگردیم: تجربهٔ عضوی از این جهان بودن و متولد شدن.
تجربهای که قطعا خاطرهای از آن نداریم، اما میدانیم که نقطهٔ آغازین پیوند هر کودکی با جهان، مادر است؛ بهطور مشخص دورهٔ جنینی و در بهترین حالت ۳ سال آغاز زندگی؛ دورهای که طبق یافتههای علمی اساس شخصیت کودک در آن شکل میگیرد.
با این توضیح بیایید زنی را در نظر بگیریم که در معرض خشونت بوده یا هست، زنی که بخاطر جنسیتش جدی گرفته نمیشود، از حقوق انسانی محروم میشود، از امکانات کافی برای زیست برخوردار نیست، زنی که نیازها و ویژگیهای ناشی از زن بودنش طرد و تحقیر میشود، زنی که مورد آزار جسمی قرار میگیرد، زنی که به رسمیت شناخته نمی شود، زنی که در بدن خلاصه می شود یا به بدن تقلیل داده می شود؛ زنی که فقط در نقش ها و چارچوب های از پیش تعریف شده مطلوب است و...
زنی که در چنین جهانی زیسته چطور میتواند فضایی امن برای بالیدن کودکان فراهم کند؟ چنین کودکی چطور میتواند از سلامت روانی و چه بسا جسمانی برخوردار باشد؟! آیا تامین امنیت در راس نیازهای انسان و حقوق کودک قرار ندارد؟ و آیا چنین کودکی چه دختر و چه پسر میتواند ضامن حفظ صلح در آینده و پرورش کودکانی خواهان و عامل به صلح باشد؟
البته قرار نیست همه زنان مادر باشند یا خشونت را فقط برای مادران نفی کنیم، اما قطعا زنان نیروی اصلی پرورش دهندهٔ و مراقبت اند؛ به طور خاص چون کودک با مادر و مراقبت گره خورده است.
نه به خشونت علیه زنان، در واقع پاسخ مثبتی به صلح برای کودکان است؛ کودک دختر و پسر امروز و بزرگسالان فردا
حمایت از زنان، حمایت از زندگی است و به پیشواز صلح برای جهان رفتن.
پس برای صلح، جهان را نارنجی کن!
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤4👍1
🔻فوتبال و فلسفه ورزی درباره مشاهیر
این روزها جام جهانی فوتبال به عنوان یک رویداد ورزشی در سطح جهانی در حال برگزاری است. در این رویداد نمایندگان ملت ها در فوتبال روبهروی هم قرار میگیرند و رقابت میکنند.
شاید برخی کشورها بعد از نیم قرن امکان حضور در این رقابتها را پیدا کرده باشند. شاید برخی همیشه در صدر بودند و ناگهان در ورزش غافلگیرانه فوتبال، جایگاه این نمایندهها تغییر کند، یکی صعود کند و دیگری حذف شود. اما همانطور که میدانید این فقط یک رویداد ورزشی نیست. بلکه به این ترتیب هر کشوری این فرصت را دارد تا در قالب یک تیم، حضورش را به نمایش بگذارد.
حس میهن دوستی و تعلق به یک جغرافیای خاص هم به موازات این رقابت، قابل ردیابی است؛ چون میهن دوستی فقط ناشی از متولد شدن در مختصات جغرافیایی خاص نیست. همه ما با مجموعهای از آنچه در یک فرهنگ خاص شکل میگیرد، متولد شده و رشد میکنیم. هیچکدام از ما امکان زیستن در یک بستر تهی و خنثی را نداریم، همه ما تاثیر میگذاریم و تأثیر میپذیریم. این جریان به خصوص از کوچکترین امور روزمره تا وضعیتهای مرزی و کلیدی را پوشش میدهد؛ نه یا بله گفتن به مرگ و زندگی، شکست یا پیروزی، حقیقت یا دروغ، شرمندگی یا افتخار، رو به میهن یا رو به دشمن و ...
چرا درباره این موضوع گفتگو کنیم؟
به دو دلیل:
۱. ما نیازمند تمرکز زدایی هستیم؛ تمرکززدایی به معنای فاصله گرفتن از عواطف و احساسات تکانشی و کنشهای شخصی شده خود و همزمان به بحث گذاشتن پرسشهایی در مورد اینکه چه چیزی درست یا نادرست است؟ هر جوابی که ما به این سوالها میدهیم باید در برابر یک مخاطب شایستهتر و بزرگتر و مخالفتهای جدید محک زده شود.
۲. این روزها تیم فوتبال به عنوان نماینده ملی ما در جام جهانی حضور دارد و هنوز بسیاری از ما نوعی سردرگمی را تجربه میکنیم:
پرسش ها:
آیا میتوانم از این تیم حمایت کنم؟ آیا حضور آنها برای ما و برای وطن است؟ آیا عملکرد فردی و جمعی تیم قابل تفکیک است؟ آیا خواستههاي من تحت تأثیر بازی رسانه، قدرت یا ایدئولوژی قرار گرفته؟ آیا باور من پیشاپیش مصادره و تلقین شده یا بعد از روندی که در بالا تعریف شد، انتخابش کردهام؟ چطور میتوانم در طرف ارزشهایم بایستم و همزمان جایی برای این افتخار پیدا کنم؟ آیا میتوانم از نمایندگی بازیکن ملی بودن و هواداری در برابر مصادره شدن، مراقبت کنم؟ چگونه میتوانم بدون احساس گناه، شادی و سوگواری را در کنار هم داشته باشم؟ آیا میتوانم ظرفیتهای متفاوت روانی و اجتماعی را برای کنش افراد به رسمیت بشناسم؟ چطور میتوانم از پیروزی تیم خوشحال باشم و همزمان ارزشها را نمایندگی کنم؟ این تیم چه پیشینهای دارد؟ چه پیامهایی را به من منتقل کرده؟ پیامهای ضمنی و صریح؟ چه امکاناتی برای انتقال پیام و نمایندگی وطنش دارد؟ نه فقط امکاناتی که من تصور میکنم، بلکه امکاناتی که در توان اعضا است؟ آیا میتوانم این فرصت را به خودم و قهرمانهای ملی بدهم؟ چه کسی از وضعیت فعلی منتفع میشود؟ آیا قهرمانها همه شبیه به هم هستند؟ آیا #سرمایههای_اجتماعی را میشود به سادگی بیارزش کرد؟ چگونه قهرمانها بهعنوان بازیگران اجتماعی میتوانند در برابر استعمار اندیشه و عملشان توسط سیستمهایی که با پول یا قدرت هدایت میشوند، مقاومت کنند؟ آیا اخذ نگرش اخلاقی کمکی میکند؟...
قهرمان ملی
گفتگو درباره قهرمانهای ملی از موضوعاتی است که در اجتماع پژوهشی کاربرد دارد، گفتگو درباره چهرههای ماندگار که برای یک ملت خاطره سازی میکنند. همینطور میتوانید مفاهیم مقابل آن را هم بررسی و روند قرار گرفتن در دو سر طیف را به بحث بگذارید.
برای این منظور میتوانید از جملات، آثار، حوادث مهم، فعالیتها، موضعگیریها و اندیشههای و... منسوب به این افراد یا نمونههای تاریخی جهانی که ورزش در خدمت اهداف یا افراد غیراخلاقی قرار گرفته است (مانند تیم فوتبال شالکه، المپیک و آلمان نازی) استفاده کنید. [قطعه پیشنهادی را در سایت ببینید.]
این تمرین علاوه بر اینکه مجموعهای از اهداف فبک نظیر تفکر نقادانه، خلاق، مراقبتی، مهارت های گفتگو و ... را پوشش میدهد، همزمان کارکرد مثبتی در هویت سازی و آشنایی با فرهنگ اصیل و ادای احترام به چهرههای ماندگار میهن خواهد داشت.
با #طرح_درس_مشاهیر، سرمایههای اجتماعی را به بچهها معرفی و سهمی کوچک به اندازه خودمان به میهن ادا کنیم.
#الهام_فخرایی
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
پ.ن
این یادداشت لزوما برای آموزش یک طرح درس نیست، بلکه برای در میان گذاشتن ایده و پرسشهایی است که به خصوص در این روزها به دفعات با آن مواجهم، گرچه میتوانید و پیشنهاد میکنم حتما یک جلسه را به این موضوع اختصاص دهید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4C
@RadioP4C
این روزها جام جهانی فوتبال به عنوان یک رویداد ورزشی در سطح جهانی در حال برگزاری است. در این رویداد نمایندگان ملت ها در فوتبال روبهروی هم قرار میگیرند و رقابت میکنند.
شاید برخی کشورها بعد از نیم قرن امکان حضور در این رقابتها را پیدا کرده باشند. شاید برخی همیشه در صدر بودند و ناگهان در ورزش غافلگیرانه فوتبال، جایگاه این نمایندهها تغییر کند، یکی صعود کند و دیگری حذف شود. اما همانطور که میدانید این فقط یک رویداد ورزشی نیست. بلکه به این ترتیب هر کشوری این فرصت را دارد تا در قالب یک تیم، حضورش را به نمایش بگذارد.
حس میهن دوستی و تعلق به یک جغرافیای خاص هم به موازات این رقابت، قابل ردیابی است؛ چون میهن دوستی فقط ناشی از متولد شدن در مختصات جغرافیایی خاص نیست. همه ما با مجموعهای از آنچه در یک فرهنگ خاص شکل میگیرد، متولد شده و رشد میکنیم. هیچکدام از ما امکان زیستن در یک بستر تهی و خنثی را نداریم، همه ما تاثیر میگذاریم و تأثیر میپذیریم. این جریان به خصوص از کوچکترین امور روزمره تا وضعیتهای مرزی و کلیدی را پوشش میدهد؛ نه یا بله گفتن به مرگ و زندگی، شکست یا پیروزی، حقیقت یا دروغ، شرمندگی یا افتخار، رو به میهن یا رو به دشمن و ...
چرا درباره این موضوع گفتگو کنیم؟
به دو دلیل:
۱. ما نیازمند تمرکز زدایی هستیم؛ تمرکززدایی به معنای فاصله گرفتن از عواطف و احساسات تکانشی و کنشهای شخصی شده خود و همزمان به بحث گذاشتن پرسشهایی در مورد اینکه چه چیزی درست یا نادرست است؟ هر جوابی که ما به این سوالها میدهیم باید در برابر یک مخاطب شایستهتر و بزرگتر و مخالفتهای جدید محک زده شود.
۲. این روزها تیم فوتبال به عنوان نماینده ملی ما در جام جهانی حضور دارد و هنوز بسیاری از ما نوعی سردرگمی را تجربه میکنیم:
پرسش ها:
آیا میتوانم از این تیم حمایت کنم؟ آیا حضور آنها برای ما و برای وطن است؟ آیا عملکرد فردی و جمعی تیم قابل تفکیک است؟ آیا خواستههاي من تحت تأثیر بازی رسانه، قدرت یا ایدئولوژی قرار گرفته؟ آیا باور من پیشاپیش مصادره و تلقین شده یا بعد از روندی که در بالا تعریف شد، انتخابش کردهام؟ چطور میتوانم در طرف ارزشهایم بایستم و همزمان جایی برای این افتخار پیدا کنم؟ آیا میتوانم از نمایندگی بازیکن ملی بودن و هواداری در برابر مصادره شدن، مراقبت کنم؟ چگونه میتوانم بدون احساس گناه، شادی و سوگواری را در کنار هم داشته باشم؟ آیا میتوانم ظرفیتهای متفاوت روانی و اجتماعی را برای کنش افراد به رسمیت بشناسم؟ چطور میتوانم از پیروزی تیم خوشحال باشم و همزمان ارزشها را نمایندگی کنم؟ این تیم چه پیشینهای دارد؟ چه پیامهایی را به من منتقل کرده؟ پیامهای ضمنی و صریح؟ چه امکاناتی برای انتقال پیام و نمایندگی وطنش دارد؟ نه فقط امکاناتی که من تصور میکنم، بلکه امکاناتی که در توان اعضا است؟ آیا میتوانم این فرصت را به خودم و قهرمانهای ملی بدهم؟ چه کسی از وضعیت فعلی منتفع میشود؟ آیا قهرمانها همه شبیه به هم هستند؟ آیا #سرمایههای_اجتماعی را میشود به سادگی بیارزش کرد؟ چگونه قهرمانها بهعنوان بازیگران اجتماعی میتوانند در برابر استعمار اندیشه و عملشان توسط سیستمهایی که با پول یا قدرت هدایت میشوند، مقاومت کنند؟ آیا اخذ نگرش اخلاقی کمکی میکند؟...
قهرمان ملی
گفتگو درباره قهرمانهای ملی از موضوعاتی است که در اجتماع پژوهشی کاربرد دارد، گفتگو درباره چهرههای ماندگار که برای یک ملت خاطره سازی میکنند. همینطور میتوانید مفاهیم مقابل آن را هم بررسی و روند قرار گرفتن در دو سر طیف را به بحث بگذارید.
برای این منظور میتوانید از جملات، آثار، حوادث مهم، فعالیتها، موضعگیریها و اندیشههای و... منسوب به این افراد یا نمونههای تاریخی جهانی که ورزش در خدمت اهداف یا افراد غیراخلاقی قرار گرفته است (مانند تیم فوتبال شالکه، المپیک و آلمان نازی) استفاده کنید. [قطعه پیشنهادی را در سایت ببینید.]
این تمرین علاوه بر اینکه مجموعهای از اهداف فبک نظیر تفکر نقادانه، خلاق، مراقبتی، مهارت های گفتگو و ... را پوشش میدهد، همزمان کارکرد مثبتی در هویت سازی و آشنایی با فرهنگ اصیل و ادای احترام به چهرههای ماندگار میهن خواهد داشت.
با #طرح_درس_مشاهیر، سرمایههای اجتماعی را به بچهها معرفی و سهمی کوچک به اندازه خودمان به میهن ادا کنیم.
#الهام_فخرایی
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
پ.ن
این یادداشت لزوما برای آموزش یک طرح درس نیست، بلکه برای در میان گذاشتن ایده و پرسشهایی است که به خصوص در این روزها به دفعات با آن مواجهم، گرچه میتوانید و پیشنهاد میکنم حتما یک جلسه را به این موضوع اختصاص دهید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4C
@RadioP4C
❤2👏2
🔻فوتبال و فلسفه ورزی درباره مشاهیر
آیا ورزش میتواند در خدمت اهداف یا افراد غیراخلاقی قرار بگیرد؟
قطعه پیشنهادی:
کوتسورا قبل از جنگ: «فوتبالیستهای آلمان باید پشت رهبرشان باشند. آلمان باید زندگی کند و ما همچنان به مبارزه ادامه خواهیم داد.»
کوتسورا بعد از جنگ: «ما فقط میخواهیم فوتبال بازی کنیم و سیاست و دین (یهود) برایمان اهمیتی ندارد.»
[متن کامل را در این لینک ببینید.]
#الهام_فخرایی
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
پ.ن
پیش از هر موضعگیری دو دلیل ارائه شده را مرور کنید، اگر مایلید در تله گزارههای از پیش تعیین شده محصور نباشید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4C
@RadioP4C
آیا ورزش میتواند در خدمت اهداف یا افراد غیراخلاقی قرار بگیرد؟
قطعه پیشنهادی:
کوتسورا قبل از جنگ: «فوتبالیستهای آلمان باید پشت رهبرشان باشند. آلمان باید زندگی کند و ما همچنان به مبارزه ادامه خواهیم داد.»
کوتسورا بعد از جنگ: «ما فقط میخواهیم فوتبال بازی کنیم و سیاست و دین (یهود) برایمان اهمیتی ندارد.»
[متن کامل را در این لینک ببینید.]
#الهام_فخرایی
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
پ.ن
پیش از هر موضعگیری دو دلیل ارائه شده را مرور کنید، اگر مایلید در تله گزارههای از پیش تعیین شده محصور نباشید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4C
@RadioP4C
👍2
سقف کوتاه خواسته های شریف
#یادداشت
زیاد شنیدیم و به پرسش و تحقیر بارها و اخیرا گفته شده که همه خواسته اینها همین بود که مثلا در سلف دانشگاه بدون تفکیک، غذا بخورند؟
بهعنوان فرصتی برای تامل و تمرین نقادانه اندیشی پاسخ میدهم:
هم میشود یک جواب بلند بالا به این پرسش نوشت و هم کوتاه
کوتاه را انتخاب میکنم:
سقف مطالبات کوتاه نیست، میزان مداخله در زیست خصوصی است که روز به روز بیشتر میشود و برای ابتداییترین امور و پیش پاافتادهترین موقعیتهای یک شهروند هم تصمیم میگیرد.
(بهویژه دانشجو، استاد و دانشگاه که نخبگی و اندیشه را نمایندگی میکنند.)
به نقض حقوق کوچک عادت نکنیم که حقوق بزرگتری مانند حق حیات و آزادی بیان به فراموشی سپرده نشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#نقد_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#یادداشت
زیاد شنیدیم و به پرسش و تحقیر بارها و اخیرا گفته شده که همه خواسته اینها همین بود که مثلا در سلف دانشگاه بدون تفکیک، غذا بخورند؟
بهعنوان فرصتی برای تامل و تمرین نقادانه اندیشی پاسخ میدهم:
هم میشود یک جواب بلند بالا به این پرسش نوشت و هم کوتاه
کوتاه را انتخاب میکنم:
سقف مطالبات کوتاه نیست، میزان مداخله در زیست خصوصی است که روز به روز بیشتر میشود و برای ابتداییترین امور و پیش پاافتادهترین موقعیتهای یک شهروند هم تصمیم میگیرد.
(بهویژه دانشجو، استاد و دانشگاه که نخبگی و اندیشه را نمایندگی میکنند.)
به نقض حقوق کوچک عادت نکنیم که حقوق بزرگتری مانند حق حیات و آزادی بیان به فراموشی سپرده نشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#نقد_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍12
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻چطور اوباش مجازی ناکام می مانند؟
در گفتمان اینترنت، ترول یا اوباش مجازی، افرادی هستند که با رفتار مخرب به دنبال جلب نظر کاربرها، هستند. ایجاد تشنج، بیان مطالب تحریککننده و توهینآمیز، ارسال پیامهای خارج از موضوع با هدف تحریک سایر کاربرها به سمت احساسات دلخواه آنها، روش رایج ترول ها است.
ترول در فضای مجازی، معمولا فردی بی نام و نشان است که هویت اصلیاش را پنهان کرده و در یک جامعهی آنلاین، مانند انجمنهای گفتگو، اتاقهای گفتگو، وبلاگ، تالارها، وب نوشتها یا تارنماهای کاربر-محور پیام ارسال میکند.
تشخیص نهایی اینکه چه نوشتهای محصول ترول ها است و چه کاربری جزو اوباش اینترنتی محسوب میشود، معمولا دشوار نیست.
اما نکته مهم اینکه اوباشیگری اینترنتی یک رفتار است و اوباش اینترنتی هم لزوماً این رفتار را تمام مدت بروز نمیدهند. بنابراین "ترول" یک برچسب قطعی نیست، بلکه مقطعی و وابسته به موقعیت و نقشی که کاربر ایفا میکند، به کار میرود.
یکی از رایجترین شیوههای اوباشیگری در اینترنت، استفاده از مغالطه #حمله_به_شخص است. به این معنی که در بحث با کاربری دیگر به جای آنکه استدلال او را تحلیل و نادرستی اش را اثبات کنیم یا درستی نظر خودمان را نشان دهیم، نیت و شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال برده یا با انگ زدن و فحاشی او را تحریک به مقابله به مثل کنیم.
نمونههای دیگری هم از اوباش اینترنتی وجود دارد که به صورت برنامهریزی شده و فرمایشی وارد عمل میشوند. هدف این گروه اشاعه اطلاعات اشتباه یا دیس اینفورمیشن به صورت نظام مند در حوزه ای خاص است. مهمترین ویژگی این دسته، گروهی عمل کردن است. به این معنا که به صورت جمعی و پیوسته، اخبار جعلی را متناسب با هدفی که منافعشان را تامین میکند، منتشر میکنند و در قالب گفتگو، صرفا به تکرار مدعا بدون ارائه استدلال میپردازند. این گروه خلاف قبلیها ممکن است، آداب ظاهری را رعایت کنند و حتی از کلمات و جملات شبه آکادمیک استفاده کنند. اما وجه اشتراک هر دو گروه در جهل و جعل آگاهانه، بیتوجهی و عدم تعهد به حقیقت است.
راهکار:
«اوباش را نادیده بگیرید!»
( Don't feed the troll)
اصطلاح شناخته شدهای که پیشنهاد میکند در مواجهه با اوباش اینترنتی، همه کاربرها مشارکتهای ترول را نادیده بگیرند.
اوباش اینترنتی با ایجاد تشنج و تحریک بقیه تلاش میکنند تا توجه و مخاطب جلب کنند، هدف اوباش، بحث سازنده یا نقد نیست. بنابراین با پاسخ دادن مؤدبانه، استدلال و درخواست توضیح نمیتوانید رفتار آنها را تغییر دهید، بلکه از لحاظ روانی و عملی به ادامه رفتار تشویق و منافعشان تامین میشود. درواقع آنها از راه فحاشی و اشاعه اخبار جعلی تغذیه میکنند!
نکته جالب اینکه در زبان و فرهنگ فارسی هم فارغ از فضای وب و گفتمان ترول، به خاموش ماندن در برابر این گروه توصیه شده است. بنابراین فرقی نمیکند که ترول با فعالیت یا فحاشی شما را ترغیب به مقابله میکند، در هر صورت آنها را نادیده بگیرید.
#الهام_فخرایی
📌لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
پ.ن
برای مشاهده ویدئوی آموزشی مغالطه #حمله_به_شخص روی هشتگ کلیک کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
در گفتمان اینترنت، ترول یا اوباش مجازی، افرادی هستند که با رفتار مخرب به دنبال جلب نظر کاربرها، هستند. ایجاد تشنج، بیان مطالب تحریککننده و توهینآمیز، ارسال پیامهای خارج از موضوع با هدف تحریک سایر کاربرها به سمت احساسات دلخواه آنها، روش رایج ترول ها است.
ترول در فضای مجازی، معمولا فردی بی نام و نشان است که هویت اصلیاش را پنهان کرده و در یک جامعهی آنلاین، مانند انجمنهای گفتگو، اتاقهای گفتگو، وبلاگ، تالارها، وب نوشتها یا تارنماهای کاربر-محور پیام ارسال میکند.
تشخیص نهایی اینکه چه نوشتهای محصول ترول ها است و چه کاربری جزو اوباش اینترنتی محسوب میشود، معمولا دشوار نیست.
اما نکته مهم اینکه اوباشیگری اینترنتی یک رفتار است و اوباش اینترنتی هم لزوماً این رفتار را تمام مدت بروز نمیدهند. بنابراین "ترول" یک برچسب قطعی نیست، بلکه مقطعی و وابسته به موقعیت و نقشی که کاربر ایفا میکند، به کار میرود.
یکی از رایجترین شیوههای اوباشیگری در اینترنت، استفاده از مغالطه #حمله_به_شخص است. به این معنی که در بحث با کاربری دیگر به جای آنکه استدلال او را تحلیل و نادرستی اش را اثبات کنیم یا درستی نظر خودمان را نشان دهیم، نیت و شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال برده یا با انگ زدن و فحاشی او را تحریک به مقابله به مثل کنیم.
نمونههای دیگری هم از اوباش اینترنتی وجود دارد که به صورت برنامهریزی شده و فرمایشی وارد عمل میشوند. هدف این گروه اشاعه اطلاعات اشتباه یا دیس اینفورمیشن به صورت نظام مند در حوزه ای خاص است. مهمترین ویژگی این دسته، گروهی عمل کردن است. به این معنا که به صورت جمعی و پیوسته، اخبار جعلی را متناسب با هدفی که منافعشان را تامین میکند، منتشر میکنند و در قالب گفتگو، صرفا به تکرار مدعا بدون ارائه استدلال میپردازند. این گروه خلاف قبلیها ممکن است، آداب ظاهری را رعایت کنند و حتی از کلمات و جملات شبه آکادمیک استفاده کنند. اما وجه اشتراک هر دو گروه در جهل و جعل آگاهانه، بیتوجهی و عدم تعهد به حقیقت است.
راهکار:
«اوباش را نادیده بگیرید!»
( Don't feed the troll)
اصطلاح شناخته شدهای که پیشنهاد میکند در مواجهه با اوباش اینترنتی، همه کاربرها مشارکتهای ترول را نادیده بگیرند.
اوباش اینترنتی با ایجاد تشنج و تحریک بقیه تلاش میکنند تا توجه و مخاطب جلب کنند، هدف اوباش، بحث سازنده یا نقد نیست. بنابراین با پاسخ دادن مؤدبانه، استدلال و درخواست توضیح نمیتوانید رفتار آنها را تغییر دهید، بلکه از لحاظ روانی و عملی به ادامه رفتار تشویق و منافعشان تامین میشود. درواقع آنها از راه فحاشی و اشاعه اخبار جعلی تغذیه میکنند!
نکته جالب اینکه در زبان و فرهنگ فارسی هم فارغ از فضای وب و گفتمان ترول، به خاموش ماندن در برابر این گروه توصیه شده است. بنابراین فرقی نمیکند که ترول با فعالیت یا فحاشی شما را ترغیب به مقابله میکند، در هر صورت آنها را نادیده بگیرید.
#الهام_فخرایی
📌لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
پ.ن
برای مشاهده ویدئوی آموزشی مغالطه #حمله_به_شخص روی هشتگ کلیک کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5
🔻آذرگان (جشنهاي ایرانی برای کودکان)
کودکان را با آیینها و رسوم میهنی آشنا کنیم
الهام فخرایی
چرا درباره آذرگان بخوانیم؟
در گذشته، ادبیات و هنر، فرصتهای وحدت بخش برای افراد یک جامعه را فراهم میکردند. اما در جامعه مدرن به جای رویکرد زیباییشناسی فوق، رسانهها و دولتها بر اساس تقاضاهای تعریف شده و منطق سود و زیان، تعیین ميکنند که چه چیزی باید جشن گرفته شود. این رویکرد مصرفگرایانه به فرهنگ منجر به توسعه صنعتی هنر و آیینهای تجاری شد. درحالی که فرهنگ اصیل میتواند به تعبیر مارکو #ایمنی_نمادین هم برای انسان و هم برای جامعه باشد، نه اینکه صرفا در خدمت یک سرگرمی صرف باشد (Markov, 2013).
جشنهای باستانی ایرانی نیز میتوانند همین کارکرد را داشته باشند. احیا و اجرای آنها ميتواند فرهنگ پویا و حیات بخش را به جامعه برگرداند و جانی تازه ببخشد.
چه وقت جشن آذرگان را برگزار کنیم؟
این جشن مطابق معمول در “روز” همنام ماه یعنی نهم آذرماه برگزار میشود و قدمت آن به دو هزار سال قبل برمیگردد. چرا آذرگان؟ آذر جشن یا آذرگان بر اساس نوشتههای “ابوریحان بیرونی” در ترجمه “آثار الباقیه”، به عنصر آتش اختصاص دارد و به نام فرشته نگهبان آتش، نامگذاری شده است (ص ۲۵۶). برای ایرانیهای باستان، عناصر چهارگانه طبیعت مهم و محترم بوده و آلوده کردن آب، خاک، هوا و آتش را کاری ناپسند میدانستند. از طرفی روز نهم هر ماه «آذر» یا «اَتر» به عنصر آتش اختصاص دارد.
با سرد شدن هوا در آذرماه، مردم روی بام خانهها آتش روشن میکردند و این نشانه آغاز “جشن آذرگان” بود. آنها عود و بوی های خوش استفاده میکردند و روز را با شادی، پایکوبی، نیایش و فراهم کردن خوراکیهای ویژه، جشن میگرفتند.
آیینها و فعالیتهای آموزشی: ... [ویژه کاربران دوره "طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان" ادامه مطلب را در این لینک بخوانید.]
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_طبیعی
#جشن_های_ایرانی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
کودکان را با آیینها و رسوم میهنی آشنا کنیم
الهام فخرایی
چرا درباره آذرگان بخوانیم؟
در گذشته، ادبیات و هنر، فرصتهای وحدت بخش برای افراد یک جامعه را فراهم میکردند. اما در جامعه مدرن به جای رویکرد زیباییشناسی فوق، رسانهها و دولتها بر اساس تقاضاهای تعریف شده و منطق سود و زیان، تعیین ميکنند که چه چیزی باید جشن گرفته شود. این رویکرد مصرفگرایانه به فرهنگ منجر به توسعه صنعتی هنر و آیینهای تجاری شد. درحالی که فرهنگ اصیل میتواند به تعبیر مارکو #ایمنی_نمادین هم برای انسان و هم برای جامعه باشد، نه اینکه صرفا در خدمت یک سرگرمی صرف باشد (Markov, 2013).
جشنهای باستانی ایرانی نیز میتوانند همین کارکرد را داشته باشند. احیا و اجرای آنها ميتواند فرهنگ پویا و حیات بخش را به جامعه برگرداند و جانی تازه ببخشد.
چه وقت جشن آذرگان را برگزار کنیم؟
این جشن مطابق معمول در “روز” همنام ماه یعنی نهم آذرماه برگزار میشود و قدمت آن به دو هزار سال قبل برمیگردد. چرا آذرگان؟ آذر جشن یا آذرگان بر اساس نوشتههای “ابوریحان بیرونی” در ترجمه “آثار الباقیه”، به عنصر آتش اختصاص دارد و به نام فرشته نگهبان آتش، نامگذاری شده است (ص ۲۵۶). برای ایرانیهای باستان، عناصر چهارگانه طبیعت مهم و محترم بوده و آلوده کردن آب، خاک، هوا و آتش را کاری ناپسند میدانستند. از طرفی روز نهم هر ماه «آذر» یا «اَتر» به عنصر آتش اختصاص دارد.
با سرد شدن هوا در آذرماه، مردم روی بام خانهها آتش روشن میکردند و این نشانه آغاز “جشن آذرگان” بود. آنها عود و بوی های خوش استفاده میکردند و روز را با شادی، پایکوبی، نیایش و فراهم کردن خوراکیهای ویژه، جشن میگرفتند.
آیینها و فعالیتهای آموزشی: ... [ویژه کاربران دوره "طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان" ادامه مطلب را در این لینک بخوانید.]
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_طبیعی
#جشن_های_ایرانی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍3❤2
پسری سنگ به دیوار دبستان می زد!
#یادداشت
(میتوانید فقط پینوشت را بخوانید. )
چشمم روی قفل در چوبی بزرگ قفل شده است. از در کوچکی وارد شدیم و ناگهان با فضای بزرگ پشت در غافلگیر شدیم.
حالا دارم به این فکر میکنم که پشت این در بزرگ چه خبر است. بعد فکر میکنم که نمی شود همه درها بسته بمانند یا دری هرگز حتی برای نیم نگاهی باز نشود و بعد بتوانیم به جایی وارد شویم.
می دانم، "در" قرار است روی چیزی بسته شود، اما هر "در" بسته ای هم بالاخره به روی چیزی دیگر گشوده شده یا می شود.
بعد هم برای اینکه بفهمیم تنگی و قبض "در" به بسط و فرح و گشودگی منتهی شده یا نه، باید حال قبل و بعدش را سنجید.
از آن مهمتر به نظر من، برای اینکه مطمئن باشیم همه چیز خوب پیش می رود، باید از تناسب تعداد درهای بسته مطمئن باشیم.
بعد یاد تعداد "نه" هایی میافتم که در طول یک روز، اجازه داریم به کودک بگوییم!
پ.ن
از این یادداشت قدیمی استفاده میکنم تا چندخطی درباره وضعیت به ظاهر متناقض #باختن و #شادمانی بنویسم:
وقتی روز بزرگداشت سعدی، در آرامگاه را میبندیم، بجای اینکه از حضور ایرانیان برای پاسداشت سعدی استقبال کنیم، وقتی برای تحویل سال، در آرامگاه فردوسی بسته میشود، وقتی ورود به مجموعه پاسارگاد ممنوع میشود که مبادا شخصیتی به نام کوروش تکریم شود یا تنگ نظرانه فلان برنامه منتخب مردمی متوقف میشود، وقتی از شبکه رسمی مصاحبه با دختران و پسران نوجوان آمریکایی پخش میشود که کنار هم قرار است بازی تیمشان را در استادیوم تماشا کنند، سرخوشانه می خندند و ما هم به نظرات آنها استناد میکنیم، در حالی که برای نوجوان خودمان اینها امور ممنوعه است ... و بقیه مثالهای فراوان که تجربه کرده ایم؛ درواقع داریم کودکی لجباز را بار می آوریم که یا رو در روی ما میایستد یا فرار میکند و مهمتر اینکه اقبالی به ما ندارد. از آن مهمتر حق با اوست.
پس شما دست روی هر چه بگذارید، از چشمش میفتد یا حداقل این طور نشان میدهد. حتی اگر عمیقا آن را بخواهد.
پس اگر باخت ولی جشن گرفت، از باخت خوشحال نیست؛ پیروزی اش را جشن گرفته؛ چون کسی که باخته شمایید. شما که شبیه در بسته هستید و او هم طرفش را خوب شناخته است.
چه کودک باهوشی!
این منطق درهای بسته و منطقه پرواز ممنوع تمام نشدنی است!
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#نقد_فرهنگی
#نقد_اجتماعی
#در_جهان_استعاره_ها
@RadioP4C
@RadioP4C
#یادداشت
(میتوانید فقط پینوشت را بخوانید. )
چشمم روی قفل در چوبی بزرگ قفل شده است. از در کوچکی وارد شدیم و ناگهان با فضای بزرگ پشت در غافلگیر شدیم.
حالا دارم به این فکر میکنم که پشت این در بزرگ چه خبر است. بعد فکر میکنم که نمی شود همه درها بسته بمانند یا دری هرگز حتی برای نیم نگاهی باز نشود و بعد بتوانیم به جایی وارد شویم.
می دانم، "در" قرار است روی چیزی بسته شود، اما هر "در" بسته ای هم بالاخره به روی چیزی دیگر گشوده شده یا می شود.
بعد هم برای اینکه بفهمیم تنگی و قبض "در" به بسط و فرح و گشودگی منتهی شده یا نه، باید حال قبل و بعدش را سنجید.
از آن مهمتر به نظر من، برای اینکه مطمئن باشیم همه چیز خوب پیش می رود، باید از تناسب تعداد درهای بسته مطمئن باشیم.
بعد یاد تعداد "نه" هایی میافتم که در طول یک روز، اجازه داریم به کودک بگوییم!
پ.ن
از این یادداشت قدیمی استفاده میکنم تا چندخطی درباره وضعیت به ظاهر متناقض #باختن و #شادمانی بنویسم:
وقتی روز بزرگداشت سعدی، در آرامگاه را میبندیم، بجای اینکه از حضور ایرانیان برای پاسداشت سعدی استقبال کنیم، وقتی برای تحویل سال، در آرامگاه فردوسی بسته میشود، وقتی ورود به مجموعه پاسارگاد ممنوع میشود که مبادا شخصیتی به نام کوروش تکریم شود یا تنگ نظرانه فلان برنامه منتخب مردمی متوقف میشود، وقتی از شبکه رسمی مصاحبه با دختران و پسران نوجوان آمریکایی پخش میشود که کنار هم قرار است بازی تیمشان را در استادیوم تماشا کنند، سرخوشانه می خندند و ما هم به نظرات آنها استناد میکنیم، در حالی که برای نوجوان خودمان اینها امور ممنوعه است ... و بقیه مثالهای فراوان که تجربه کرده ایم؛ درواقع داریم کودکی لجباز را بار می آوریم که یا رو در روی ما میایستد یا فرار میکند و مهمتر اینکه اقبالی به ما ندارد. از آن مهمتر حق با اوست.
پس شما دست روی هر چه بگذارید، از چشمش میفتد یا حداقل این طور نشان میدهد. حتی اگر عمیقا آن را بخواهد.
پس اگر باخت ولی جشن گرفت، از باخت خوشحال نیست؛ پیروزی اش را جشن گرفته؛ چون کسی که باخته شمایید. شما که شبیه در بسته هستید و او هم طرفش را خوب شناخته است.
چه کودک باهوشی!
این منطق درهای بسته و منطقه پرواز ممنوع تمام نشدنی است!
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#نقد_فرهنگی
#نقد_اجتماعی
#در_جهان_استعاره_ها
@RadioP4C
@RadioP4C
👍12👏2
یارانه خرید کتاب
یارانه کتاب به هر کد ملی ١٠٠ هزار تومان
با سیم کارتی که به نام شما ثبت شده است.
آدرس
🌐 ketab.ir
#منتشر_کنید
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
یارانه کتاب به هر کد ملی ١٠٠ هزار تومان
با سیم کارتی که به نام شما ثبت شده است.
آدرس
🌐 ketab.ir
#منتشر_کنید
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍1