به نام انسانیت
خطاب به ایرانیان خارج از کشور
این نامه نه از سر سیاست، بلکه از دل خستگی و رنج نوشته شده است. از دل مردمی که سالهاست با سرکوب، زندان و داغ عزیزانشان زندگی میکنند. مردمی که هنوز ایستادهاند، اما صدایشان به اندازه رنجشان شنیده نشده است.
در روز جهانی اقدام، که قرار است صدای ایران به گوش جهان برسد، پیش از هر چیز باید از «جاویدنامان» گفت. آنان که برای آزادی، کرامت انسانی و ایران جان دادند.
پشت هر نام، مادری چشمانتظار، پدری دلشکسته و خانوادهای ایستاده که زندگیشان برای همیشه تغییر کرده است. بسیاری از این عزیزان، نانآور خانواده بودند و اکنون خانوادهها در اندوه، زیر فشار امنیتی و معیشتی هستند.
از زندانها نیز باید گفت؛ از بازداشتشدگانی که در شرایط غیرانسانی، با تراکم شدید، محروم از وکیل مستقل و درمان مناسب نگهداری میشوند. از اتهامهای بیاساس، اعترافهای اجباری و شکنجه؛ از جوانانی که بهجای کلاس درس، در سلولهای انفرادیاند؛ و از مادرانی که پشت درهای زندان تنها یک خبر از فرزندشان میخواهند و پاسخی نمیگیرند.
آزادی زندانیان سیاسی فقط آزادی چند نفر نیست. زندانیان سیاسی نشانه زنده بودن وجدان یک ملت هستند و آزادیشان گامی ضروری برای آزادی ایران است.
اگر ایرانیان خارج از کشور در روز جهانی اقدام گرد هم میآیند، پیامشان باید روشن، انسانی و فراگیر باشد:
ما آزادی، کرامت انسانی و حق زندگی شرافتمندانه میخواهیم.
ما خواهان پایان سرکوب، پایان اعدام و آزادی فوری زندانیان سیاسی هستیم.
ما نمیخواهیم جهان تنها تماشاگر رنج ما باشد؛ ما میخواهیم صدای مردم ایران شنیده شود.
امروز فشار جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی حیاتی است. صدای شما در بیرون از ایران میتواند سپر جان ما در داخل باشد. هر تریبون و رسانهای که نام زندانیان، جاویدنامان و خانوادههایشان را زنده نگه دارد، نجاتبخش است.
ما که در داخل کشور زیر شدیدترین فشارها زندگی میکنیم و هر روز هزینه میدهیم، از شما میخواهیم در کنار هر شعار سیاسی، نام و تصویر جاویدنامان، بهویژه جوانان و نوجوانان و آنان که خانوادهای چشمانتظار دارند، حضور داشته باشد. آنان برای انسانیت جان دادند، نه برای مصادره شدن در نزاعهای سیاسی.
امروز بیش از هر زمان، ایران به همبستگی نیاز دارد. شعارهای حذفکننده، زبان کینه و هر رفتاری که ایرانی را در برابر ایرانی قرار دهد، ناخواسته تفرقه و استبداد را که سالها با آن جنگیدهایم تقویت میکند. جنبشی که برای «زندگی» برخاسته است، نمیتواند با فرهنگ «مرگ بر دیگری» پیروز شود.
چشم امید بسیاری از جوانان، بهویژه آنان که در روزهای خونین دیماه به خیابان آمدند، به آیندهای است که در آن آزادی و قانون جایگزین ترس و سرکوب شود.
مسئولیت تاریخی همه ماست که نگذاریم خون آنان ابزار اختلاف یا بیمسئولیتی گردد.
از شما انتظار میرود، بهعنوان شهروندان ایران که صدایشان در جهان شنیده میشود، بیش از هر چیز پیام وحدت، کرامت انسانی، تکثرگرایی و گذار دموکراتیک را نمایندگی کنید؛ تا در انقلاب شیروخورشید ایران، شاهد پیروزی حاکمیت قانون بر استبداد باشیم.
بگذارید صدایی که در این روز بلند میشود،
صدای همه ایران باشد. صدایی که با ۴۷ سال اعدام، زندان و سرکوب، هنوز خاموش نشده است.
با امید به روزی که هیچ مادری پشت در زندان نایستد، و هیچ انسانی برای گفتن «آزادی» جان ندهد.
پاینده ایران
با احترام
رضا محمد حسینی
زندان قزلحصار
#بیانیه #رضا_محمدحسینی #از_بازداشتیها_بگو #از_جاویدنامها_بگو #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
خطاب به ایرانیان خارج از کشور
این نامه نه از سر سیاست، بلکه از دل خستگی و رنج نوشته شده است. از دل مردمی که سالهاست با سرکوب، زندان و داغ عزیزانشان زندگی میکنند. مردمی که هنوز ایستادهاند، اما صدایشان به اندازه رنجشان شنیده نشده است.
در روز جهانی اقدام، که قرار است صدای ایران به گوش جهان برسد، پیش از هر چیز باید از «جاویدنامان» گفت. آنان که برای آزادی، کرامت انسانی و ایران جان دادند.
پشت هر نام، مادری چشمانتظار، پدری دلشکسته و خانوادهای ایستاده که زندگیشان برای همیشه تغییر کرده است. بسیاری از این عزیزان، نانآور خانواده بودند و اکنون خانوادهها در اندوه، زیر فشار امنیتی و معیشتی هستند.
از زندانها نیز باید گفت؛ از بازداشتشدگانی که در شرایط غیرانسانی، با تراکم شدید، محروم از وکیل مستقل و درمان مناسب نگهداری میشوند. از اتهامهای بیاساس، اعترافهای اجباری و شکنجه؛ از جوانانی که بهجای کلاس درس، در سلولهای انفرادیاند؛ و از مادرانی که پشت درهای زندان تنها یک خبر از فرزندشان میخواهند و پاسخی نمیگیرند.
آزادی زندانیان سیاسی فقط آزادی چند نفر نیست. زندانیان سیاسی نشانه زنده بودن وجدان یک ملت هستند و آزادیشان گامی ضروری برای آزادی ایران است.
اگر ایرانیان خارج از کشور در روز جهانی اقدام گرد هم میآیند، پیامشان باید روشن، انسانی و فراگیر باشد:
ما آزادی، کرامت انسانی و حق زندگی شرافتمندانه میخواهیم.
ما خواهان پایان سرکوب، پایان اعدام و آزادی فوری زندانیان سیاسی هستیم.
ما نمیخواهیم جهان تنها تماشاگر رنج ما باشد؛ ما میخواهیم صدای مردم ایران شنیده شود.
امروز فشار جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی حیاتی است. صدای شما در بیرون از ایران میتواند سپر جان ما در داخل باشد. هر تریبون و رسانهای که نام زندانیان، جاویدنامان و خانوادههایشان را زنده نگه دارد، نجاتبخش است.
ما که در داخل کشور زیر شدیدترین فشارها زندگی میکنیم و هر روز هزینه میدهیم، از شما میخواهیم در کنار هر شعار سیاسی، نام و تصویر جاویدنامان، بهویژه جوانان و نوجوانان و آنان که خانوادهای چشمانتظار دارند، حضور داشته باشد. آنان برای انسانیت جان دادند، نه برای مصادره شدن در نزاعهای سیاسی.
امروز بیش از هر زمان، ایران به همبستگی نیاز دارد. شعارهای حذفکننده، زبان کینه و هر رفتاری که ایرانی را در برابر ایرانی قرار دهد، ناخواسته تفرقه و استبداد را که سالها با آن جنگیدهایم تقویت میکند. جنبشی که برای «زندگی» برخاسته است، نمیتواند با فرهنگ «مرگ بر دیگری» پیروز شود.
چشم امید بسیاری از جوانان، بهویژه آنان که در روزهای خونین دیماه به خیابان آمدند، به آیندهای است که در آن آزادی و قانون جایگزین ترس و سرکوب شود.
مسئولیت تاریخی همه ماست که نگذاریم خون آنان ابزار اختلاف یا بیمسئولیتی گردد.
از شما انتظار میرود، بهعنوان شهروندان ایران که صدایشان در جهان شنیده میشود، بیش از هر چیز پیام وحدت، کرامت انسانی، تکثرگرایی و گذار دموکراتیک را نمایندگی کنید؛ تا در انقلاب شیروخورشید ایران، شاهد پیروزی حاکمیت قانون بر استبداد باشیم.
بگذارید صدایی که در این روز بلند میشود،
صدای همه ایران باشد. صدایی که با ۴۷ سال اعدام، زندان و سرکوب، هنوز خاموش نشده است.
با امید به روزی که هیچ مادری پشت در زندان نایستد، و هیچ انسانی برای گفتن «آزادی» جان ندهد.
پاینده ایران
با احترام
رضا محمد حسینی
زندان قزلحصار
#بیانیه #رضا_محمدحسینی #از_بازداشتیها_بگو #از_جاویدنامها_بگو #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤22👍6🕊6👌1
گزارش رضا خندان، زندانی سیاسی، از اجرای پرفورمنس به یاد جانباختگان دی ماه خونین ۱۴۰۴ در سالن ۱ بند ۷ زندان اوین
عصر جمعه ۱۷ بهمن، ما زندانیان سیاسی سالن ۱ بند ۷ پرفورمنسی را اجرا کردیم. اجرای این پرفورمنس در اعتراض به کشتار گسترده و بیرحمانه معترضان و مردم کوچه و خیابان صورت گرفت. این پرفورمنس با مشارکت عده زیادی از زندانیان سیاسی، در حضور نزدیک به ۹۰ نفر از زندانیان، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، اجرا شد.
ابتدا در این چیدمان، تعدادی کیسهٔ زباله به شکل فیگور جسد که با زباله پر شده بود، توسط زندانیان سیاسی در سراسر کریدور پخش شد. به دنبال آن، ۹ تن از زندانیان سیاسی داوطلبانه در داخل کیسههایی که از قبل آماده شده بود قرار گرفتند. بدین ترتیب تمام طول سالن پر از کیسههای جسد شد که برخی از آنها با زباله و برخی حاوی زندانیان بودند.
در ادامه، بهسرعت کد چهاررقمی بر روی کیسهها نصب شد؛ اعدادی که بهطور اتفاقی بین ۶۰۰۰ تا ۷۰۰۰ برای هر جنازه در نظر گرفته شده بود. هر یک از زندانیان شرکتکننده در این پرفورمنس نقشی را به عهده گرفتند. پلاکاردی با عبارت «سپهر بابا کجایی؟» توسط نگارنده در طول کریدور و لابهلای جنازهها حمل شد.
پس از آن، ضمن سپاس صمیمانه از تمامی افراد و عوامل این اجرا و همکاری همهجانبهٔ آنان در خصوص این اثر و حرکت اعتراضی، توضیحات کوتاهی ارائه شد. در این هنگام، کیسهٔ بزرگی حاوی زباله توسط مرتضی پروین در وسط کریدور، میان اجساد، قرار داده شد. وی گفت که حکومت ایران کرامت انسانی معترضان را نادیده گرفته و در واقع مانند زباله با آنان رفتار کرده است.
نوشتههایی با عناوین «بدن میآشوبد» و «بدنها استعارهاند و معنا...» در محل اجرای پرفورمنس به چشم میخورد. در پایان، ابوالفضل قدیانی طی سخنانی به کشته شدن هزاران نفر اشاره کرد و اظهار امیدواری نمود که عاملان این جنایت بزرگ و کمنظیر در تاریخ، هرچه زودتر و در نبود جمهوری اسلامی، در دادگاهی صالح محاکمه و مجازات شوند.
بسیاری از زندانیان بهشدت تحت تأثیر این فضا قرار گرفته بودند. برخی با بغض و برخی با چشمانی پر از اشک گفتند که این کار برایشان بسیار تکاندهنده بوده و عمیقاً آنها را متأثر کرده است. یکی از زندانیان سیاسی گفت: «بغض راه نفسم را بسته بود و در داخل کیسهها عزیزی را میدیدم که پیشتر کشته شده است.» زندانی دیگری میگفت: «میتوانستم تکتک عزیزانم را در داخل آنها تجسم کنم؛ شاید روزی نوبت ما شود.»
با فرا رسیدن شب و پایان برنامه، با وجود غم و اندوه و خشمی که در وجود زندانیان بود، آنها به آیندهای روشن امیدوار بودند؛ آیندهای که در آن نه حرمتشان شکسته شود و نه کرامتشان نادیده گرفته شود.
به امید ایرانی آزاد و آباد
رضا خندان - زندان اوین
منبع: اینستاگرام نسرین ستوده
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #بیانیه #رضا_خندان
@Tavaana_TavaanaTech
عصر جمعه ۱۷ بهمن، ما زندانیان سیاسی سالن ۱ بند ۷ پرفورمنسی را اجرا کردیم. اجرای این پرفورمنس در اعتراض به کشتار گسترده و بیرحمانه معترضان و مردم کوچه و خیابان صورت گرفت. این پرفورمنس با مشارکت عده زیادی از زندانیان سیاسی، در حضور نزدیک به ۹۰ نفر از زندانیان، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، اجرا شد.
ابتدا در این چیدمان، تعدادی کیسهٔ زباله به شکل فیگور جسد که با زباله پر شده بود، توسط زندانیان سیاسی در سراسر کریدور پخش شد. به دنبال آن، ۹ تن از زندانیان سیاسی داوطلبانه در داخل کیسههایی که از قبل آماده شده بود قرار گرفتند. بدین ترتیب تمام طول سالن پر از کیسههای جسد شد که برخی از آنها با زباله و برخی حاوی زندانیان بودند.
در ادامه، بهسرعت کد چهاررقمی بر روی کیسهها نصب شد؛ اعدادی که بهطور اتفاقی بین ۶۰۰۰ تا ۷۰۰۰ برای هر جنازه در نظر گرفته شده بود. هر یک از زندانیان شرکتکننده در این پرفورمنس نقشی را به عهده گرفتند. پلاکاردی با عبارت «سپهر بابا کجایی؟» توسط نگارنده در طول کریدور و لابهلای جنازهها حمل شد.
پس از آن، ضمن سپاس صمیمانه از تمامی افراد و عوامل این اجرا و همکاری همهجانبهٔ آنان در خصوص این اثر و حرکت اعتراضی، توضیحات کوتاهی ارائه شد. در این هنگام، کیسهٔ بزرگی حاوی زباله توسط مرتضی پروین در وسط کریدور، میان اجساد، قرار داده شد. وی گفت که حکومت ایران کرامت انسانی معترضان را نادیده گرفته و در واقع مانند زباله با آنان رفتار کرده است.
نوشتههایی با عناوین «بدن میآشوبد» و «بدنها استعارهاند و معنا...» در محل اجرای پرفورمنس به چشم میخورد. در پایان، ابوالفضل قدیانی طی سخنانی به کشته شدن هزاران نفر اشاره کرد و اظهار امیدواری نمود که عاملان این جنایت بزرگ و کمنظیر در تاریخ، هرچه زودتر و در نبود جمهوری اسلامی، در دادگاهی صالح محاکمه و مجازات شوند.
بسیاری از زندانیان بهشدت تحت تأثیر این فضا قرار گرفته بودند. برخی با بغض و برخی با چشمانی پر از اشک گفتند که این کار برایشان بسیار تکاندهنده بوده و عمیقاً آنها را متأثر کرده است. یکی از زندانیان سیاسی گفت: «بغض راه نفسم را بسته بود و در داخل کیسهها عزیزی را میدیدم که پیشتر کشته شده است.» زندانی دیگری میگفت: «میتوانستم تکتک عزیزانم را در داخل آنها تجسم کنم؛ شاید روزی نوبت ما شود.»
با فرا رسیدن شب و پایان برنامه، با وجود غم و اندوه و خشمی که در وجود زندانیان بود، آنها به آیندهای روشن امیدوار بودند؛ آیندهای که در آن نه حرمتشان شکسته شود و نه کرامتشان نادیده گرفته شود.
به امید ایرانی آزاد و آباد
رضا خندان - زندان اوین
منبع: اینستاگرام نسرین ستوده
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #بیانیه #رضا_خندان
@Tavaana_TavaanaTech
🕊16💔11❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاملیا سجادیان، مادر جاویدنام محمدحسن ترکمان، در این ویدیو از مردم میخواهد که به جای زانوی غم بغل گرفتن، از غم خود قدرت، صبوری و استقامت بیافرینند و از همه میخواهد که با خانوادههای داغدار همدلی داشته باشند و در برابر حکومت از خود ضعف نشان ندهند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #دادخواهی #همبستگی #همدلی
@Tavaana_TavaanaTech
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #دادخواهی #همبستگی #همدلی
@Tavaana_TavaanaTech
💔38🕊17❤12👍7👌1
گزارشی از ناپدیدسازی قهری مهدی (آرمان) مؤمنی در تهران
مهدی مؤمنی، معروف به آرمان، جوانی که اصالتا اهل یکی از شهرهای شمال ایران و ساکن تهران است، ۲۳ دی ماه از خانه خارج شد و شب دیگر به خانه بازنگشت.
ساعت ۴ بامداد، از شمارهای ناشناس با خانوادهاش تماس گرفتند و گفتند شماره ملی مهدی مؤمنی را بدهید و او پیش ماست. از آن زمان تا کنون هیچ خبری از مهدی مؤمنی در دست نیست. خانوادهاش اطلاع ندارند که او در اختیار چه نهادی است و کجا نگهداری میشود و پیگیریهای آنها به جایی نرسیده است.
#از_بازداشتیها_بگو #مهدی_مومنی #آرمان_مومنی
@Tavaana_TavaanaTech
مهدی مؤمنی، معروف به آرمان، جوانی که اصالتا اهل یکی از شهرهای شمال ایران و ساکن تهران است، ۲۳ دی ماه از خانه خارج شد و شب دیگر به خانه بازنگشت.
ساعت ۴ بامداد، از شمارهای ناشناس با خانوادهاش تماس گرفتند و گفتند شماره ملی مهدی مؤمنی را بدهید و او پیش ماست. از آن زمان تا کنون هیچ خبری از مهدی مؤمنی در دست نیست. خانوادهاش اطلاع ندارند که او در اختیار چه نهادی است و کجا نگهداری میشود و پیگیریهای آنها به جایی نرسیده است.
#از_بازداشتیها_بگو #مهدی_مومنی #آرمان_مومنی
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊8
گزارشی از ناپدیدسازی و شکنجه ماهان حسنی
در تاریخ یازدهم بهمن، ساعت چهار بعدازظهر،
ماهان حسنی، جوانی۲۰ ساله، توسط ۱۴ نفر نیروی لباسشخصی درپارک لشت نشاه بدون ارائه هیچگونه حکم قضایی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
همان شب، حدود ساعت ۸:۳۰،
۸ نفر نیروی مسلح با خودروهای متعلق به سپاه و بسیج و با ادعای حکم بازرسی وارد منزل خانواده ماهان شدند. در جریان بازرسیای که تنها ده دقیقه به طول انجامید، پوتین سربازی، کاپشن و یک چاقوی کاری متعلق به پدر ماهان (که شغل او ماهیگیری است) با خود برده شد.
در همان روز، ساعت ۱۱:۳۱ شب،
پیامی از بیمارستان پیروز لاهیجان برای مادر ماهان ارسال میشود که نشان میدهد این جوان در بیمارستان بستری شده و حال وخیمی دارد.
پس از پیگیریهای مکرر خانواده، مسئولان پذیرش بیمارستان در مراحل اولیه هرگونه اطلاعی را انکار کردند.
اما یکی از کارکنان حسابداری بیمارستان تأیید میکند که ماهان را به یکی از اتاقها منتقل کردهاند و تحت شکنجه شدید قرار دادهاند؛ بهگونهای که دچار خونریزی داخلی شده و خون بالا آورده است.
زمانی که پدر و عموی ماهان برای دیدن فرزندشان وارد اتاق میشوند، نیروهای لباسشخصی به آنها حمله کرده و تهدید میکنند که شما را هم بازداشت میکنیم.
به خانواده اعلام میشود:
«جرم فرزندتان محاربه است و حکم او اعدام.»
این یعنی ماهان حسنی از ساعت ۴ بعدازظهر تا ۱۱ شب تحت شکنجه نیروهای حکومتی بوده است؛
بدون تشکیل دادگاه، بدون حضور قاضی، بدون صدور هیچ حکم قانونی.
نیروهای امنیتی خودسرانه حکم محاربه صادر کردهاند.
از آن شب تا این لحظه،
هیچ اطلاعی از سرنوشت ماهان حسنی وجود ندارد.
مشخص نیست زنده است یا جان باخته، کجاست و در چه وضعیتی به سر میبرد.
این یک نمونه روشن از بازداشت خودسرانه، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و تهدید خانواده است.
لطفاً صدای ماهان حسنی باشید.
سکوت، شریک جنایت است.
#ماهان_حسنی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
در تاریخ یازدهم بهمن، ساعت چهار بعدازظهر،
ماهان حسنی، جوانی۲۰ ساله، توسط ۱۴ نفر نیروی لباسشخصی درپارک لشت نشاه بدون ارائه هیچگونه حکم قضایی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
همان شب، حدود ساعت ۸:۳۰،
۸ نفر نیروی مسلح با خودروهای متعلق به سپاه و بسیج و با ادعای حکم بازرسی وارد منزل خانواده ماهان شدند. در جریان بازرسیای که تنها ده دقیقه به طول انجامید، پوتین سربازی، کاپشن و یک چاقوی کاری متعلق به پدر ماهان (که شغل او ماهیگیری است) با خود برده شد.
در همان روز، ساعت ۱۱:۳۱ شب،
پیامی از بیمارستان پیروز لاهیجان برای مادر ماهان ارسال میشود که نشان میدهد این جوان در بیمارستان بستری شده و حال وخیمی دارد.
پس از پیگیریهای مکرر خانواده، مسئولان پذیرش بیمارستان در مراحل اولیه هرگونه اطلاعی را انکار کردند.
اما یکی از کارکنان حسابداری بیمارستان تأیید میکند که ماهان را به یکی از اتاقها منتقل کردهاند و تحت شکنجه شدید قرار دادهاند؛ بهگونهای که دچار خونریزی داخلی شده و خون بالا آورده است.
زمانی که پدر و عموی ماهان برای دیدن فرزندشان وارد اتاق میشوند، نیروهای لباسشخصی به آنها حمله کرده و تهدید میکنند که شما را هم بازداشت میکنیم.
به خانواده اعلام میشود:
«جرم فرزندتان محاربه است و حکم او اعدام.»
این یعنی ماهان حسنی از ساعت ۴ بعدازظهر تا ۱۱ شب تحت شکنجه نیروهای حکومتی بوده است؛
بدون تشکیل دادگاه، بدون حضور قاضی، بدون صدور هیچ حکم قانونی.
نیروهای امنیتی خودسرانه حکم محاربه صادر کردهاند.
از آن شب تا این لحظه،
هیچ اطلاعی از سرنوشت ماهان حسنی وجود ندارد.
مشخص نیست زنده است یا جان باخته، کجاست و در چه وضعیتی به سر میبرد.
این یک نمونه روشن از بازداشت خودسرانه، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و تهدید خانواده است.
لطفاً صدای ماهان حسنی باشید.
سکوت، شریک جنایت است.
#ماهان_حسنی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔56🕊6❤2
روایتی تکاندهنده از سرکوب در خمینیشهر و نجفآباد؛ «شرایطی که در جبههها هم ندیده بودم»
در پی اعتراضات گسترده مردمی در دیماه ۱۴۰۴، گزارش اختصاصی آموزشکده توانا روایتی تکاندهنده از سرکوب در خمینیشهر (همایونشهر سابق) و نجفآباد ارائه میدهد که بر اساس مشاهدات دو شاهد عینی، معلم و رزمنده سابق، تهیه شده است. در خمینیشهر، تجمع هزاران نفر در ۱۸ دیماه با شلیک گاز اشکآور و مقاومت مردم روبرو شد و سپس معترضان به سمت فرمانداری حرکت کردند. علیرغم رفتار مسالمتآمیز معترضان، که حتی از تخریب اموال عمومی خودداری کردند، نیروهای امنیتی با تیراندازی مستقیم پاسخ دادند و حداقل چند نفر در شب اول کشته شدند. فاجعه اصلی در ۱۹ دیماه رخ داد، زمانی که از داخل ساختمان فرمانداری و یک واحد مشکوک، آتش سنگین به سوی مردم گشوده شد؛ شاهدان محلی تعداد قربانیان را بین ۲۰ تا ۴۰ نفر تخمین زدهاند. همچنین صحنهسازی امنیتی برای جا انداختن قتل یک بسیجی توسط معترضان گزارش شده است.
در منطقه جویآباد، معترضان برای مدتی کنترل بخشهایی از محله را در دست گرفتند، اما نیروهای امنیتی با مسلسل سنگین اقدام به سرکوب کردند؛ تخمین زده میشود در این بخش بیش از ۵۰ نفر کشته شده باشند. بیمارستانهای «اشرفی» و «۹ دی» زیر فشار شدید پذیرش مجروحان بودند، با ۲۰ جسد نگهداریشده در سردخانه و گزارشهایی از ضربوشتم کادر درمان و ممانعت از درمان برخی زخمیها. بسیاری از مجروحان به دلیل ترس از دستگیری، درمان خود را در خانه پی گرفتند و برخی مجبور به قطع عضو شدند.
پس از فروکشکردن اعتراضات، موج بازداشتها شدت گرفت و زندان دستگرد اصفهان، با ظرفیت ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر، بیش از ۷۵۰ بازداشتی را در خود جای داد، بهگونهای که بازداشتیها حتی روی پلههای سرویس بهداشتی میخوابیدند. در نجفآباد که بهگفته شاهدان کانون اصلی کشتهشدگان استان بود، آمار جانباختگان دستکم ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر گزارش شده و در یزدانشهر حداقل ۶۰ نفر کشتهاند.
یکی از شاهدان که سابقه رزم در جنگ ایران و عراق دارد، این سطح از تیراندازی و خشونت را حتی با فضای جنگ مقایسه نکرده و آن را «بیامان» توصیف کرده است. او همچنین از نیروهای وطنپرست در داخل سیستمهای امنیتی خواست تا آمار دقیق خشونت و کشتار را برای جهانیان افشا کنند.
گزارش کامل را اینجا بخوانید:
https://tavaana.org/khomeinishahr-najafabaad/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#خمینی_شهر #جنایت_علیه_بشریت
عکس پوستر آرشیوی و مربوط به شهر دیگری است
@Tavaana_TavaanaTech
در پی اعتراضات گسترده مردمی در دیماه ۱۴۰۴، گزارش اختصاصی آموزشکده توانا روایتی تکاندهنده از سرکوب در خمینیشهر (همایونشهر سابق) و نجفآباد ارائه میدهد که بر اساس مشاهدات دو شاهد عینی، معلم و رزمنده سابق، تهیه شده است. در خمینیشهر، تجمع هزاران نفر در ۱۸ دیماه با شلیک گاز اشکآور و مقاومت مردم روبرو شد و سپس معترضان به سمت فرمانداری حرکت کردند. علیرغم رفتار مسالمتآمیز معترضان، که حتی از تخریب اموال عمومی خودداری کردند، نیروهای امنیتی با تیراندازی مستقیم پاسخ دادند و حداقل چند نفر در شب اول کشته شدند. فاجعه اصلی در ۱۹ دیماه رخ داد، زمانی که از داخل ساختمان فرمانداری و یک واحد مشکوک، آتش سنگین به سوی مردم گشوده شد؛ شاهدان محلی تعداد قربانیان را بین ۲۰ تا ۴۰ نفر تخمین زدهاند. همچنین صحنهسازی امنیتی برای جا انداختن قتل یک بسیجی توسط معترضان گزارش شده است.
در منطقه جویآباد، معترضان برای مدتی کنترل بخشهایی از محله را در دست گرفتند، اما نیروهای امنیتی با مسلسل سنگین اقدام به سرکوب کردند؛ تخمین زده میشود در این بخش بیش از ۵۰ نفر کشته شده باشند. بیمارستانهای «اشرفی» و «۹ دی» زیر فشار شدید پذیرش مجروحان بودند، با ۲۰ جسد نگهداریشده در سردخانه و گزارشهایی از ضربوشتم کادر درمان و ممانعت از درمان برخی زخمیها. بسیاری از مجروحان به دلیل ترس از دستگیری، درمان خود را در خانه پی گرفتند و برخی مجبور به قطع عضو شدند.
پس از فروکشکردن اعتراضات، موج بازداشتها شدت گرفت و زندان دستگرد اصفهان، با ظرفیت ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر، بیش از ۷۵۰ بازداشتی را در خود جای داد، بهگونهای که بازداشتیها حتی روی پلههای سرویس بهداشتی میخوابیدند. در نجفآباد که بهگفته شاهدان کانون اصلی کشتهشدگان استان بود، آمار جانباختگان دستکم ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر گزارش شده و در یزدانشهر حداقل ۶۰ نفر کشتهاند.
یکی از شاهدان که سابقه رزم در جنگ ایران و عراق دارد، این سطح از تیراندازی و خشونت را حتی با فضای جنگ مقایسه نکرده و آن را «بیامان» توصیف کرده است. او همچنین از نیروهای وطنپرست در داخل سیستمهای امنیتی خواست تا آمار دقیق خشونت و کشتار را برای جهانیان افشا کنند.
گزارش کامل را اینجا بخوانید:
https://tavaana.org/khomeinishahr-najafabaad/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#خمینی_شهر #جنایت_علیه_بشریت
عکس پوستر آرشیوی و مربوط به شهر دیگری است
@Tavaana_TavaanaTech
💔44❤6🕊6
انتساب اتهام «محاربه» به جمال پورمندفر از بازداشتشدگان دهدشت در دی ماه خونین
جمال پورمندفر، یکی از افراد بازداشتشده در پی اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در دهدشت است. طبق گزارش دریافتی او روز ۲۰ دی ماه بازداشت شده است.
بنا به اطلاعاتی که از یک منبع موثق برای توانا ارسال شده است، سه اتهام «محاربه»، «افساد فیالارض» و «تبلیغ علیه نظام» به این شهروند منتسب شده است.
از مصادیق این اتهامات اطلاعی در دست نیست.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه در ایران، روز یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴ با جرم دانستن شرکت شهروندان در اعتراضات سراسری اخیر، اعلام کرده بود که «آنهایی که به محاربه متهم شوند، شدیدترین مجازات را خواهند داشت.»
سابقه قضایی جمهوری اسلامی نشان میدهد که انتساب اتهام «محاربه» در عمل، تقریبا همواره به صدور حکم اعدام منتهی شده است. این عنوان اتهامی در سالهای گذشته بارها بهعنوان ابزار سرکوب سیاسی به کار رفته و هرجا علیه معترضان یا مخالفان مطرح شده، نتیجه آن محاکمههای شتابزده و اجرای احکام مرگ بوده است.
طبق اطلاعات رسیده به تعداد زیادی از بازداشتشدگان دی ماه، اتهام محاربه منتسب شده است.
#از_بازداشتیها_بگو #جمال_پورمندفر #دهدشت
@Tavaana_TavaanaTech
جمال پورمندفر، یکی از افراد بازداشتشده در پی اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در دهدشت است. طبق گزارش دریافتی او روز ۲۰ دی ماه بازداشت شده است.
بنا به اطلاعاتی که از یک منبع موثق برای توانا ارسال شده است، سه اتهام «محاربه»، «افساد فیالارض» و «تبلیغ علیه نظام» به این شهروند منتسب شده است.
از مصادیق این اتهامات اطلاعی در دست نیست.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه در ایران، روز یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴ با جرم دانستن شرکت شهروندان در اعتراضات سراسری اخیر، اعلام کرده بود که «آنهایی که به محاربه متهم شوند، شدیدترین مجازات را خواهند داشت.»
سابقه قضایی جمهوری اسلامی نشان میدهد که انتساب اتهام «محاربه» در عمل، تقریبا همواره به صدور حکم اعدام منتهی شده است. این عنوان اتهامی در سالهای گذشته بارها بهعنوان ابزار سرکوب سیاسی به کار رفته و هرجا علیه معترضان یا مخالفان مطرح شده، نتیجه آن محاکمههای شتابزده و اجرای احکام مرگ بوده است.
طبق اطلاعات رسیده به تعداد زیادی از بازداشتشدگان دی ماه، اتهام محاربه منتسب شده است.
#از_بازداشتیها_بگو #جمال_پورمندفر #دهدشت
@Tavaana_TavaanaTech
💔30🕊8❤4
حکم اعدام برای صالح محمدی، کشتیگیر ۱۹ ساله تیم ملی، در دادگاهی غیرشفاف صادر شد
به گزارش ایران اینترنشنال؛ صالح محمدی، کشتیگیر ۱۹ ساله و عضو تیم ملی، از سوی شعبهای از دادگاه کیفری یک استان قم به اتهام «قتل عمد» به اعدام علنی در میدان نبوت قم از طریق چوبه دار محکوم شده است؛ حکمی که بنا بر گزارشهای منتشرشده با ابهامها و اعتراضهای جدی همراه است.
بر اساس متن حکم اولیه، در شب ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ گروهی به سمت ماموران یگان ویژه فراجا «کوکتل مولوتف» پرتاب کردهاند و در جریان این رویداد، محمد قاسمی هماپور پس از سقوط از موتورسیکلت با ضربات «چاقو و شمشیر» کشته شده است. گزارش پزشکی قانونی نیز از ثبت ۲۹ جراحت بر بدن مقتول خبر داده و یکی از این جراحات بهعنوان عامل موثر در مرگ معرفی شده است.
با این حال، صالح محمدی این اتهام را رد کرده و گفته است اعترافهای منتسب به او تحت فشار اخذ شدهاند. همچنین تصاویر دوربینهای مداربسته چهره او را نشان نمیدهد. به گفته نزدیکان وی، او هنگام وقوع حادثه در خانه عمویش حضور داشته، اما دادگاه از احضار شاهدان خودداری کرده است. افزون بر این، مربیان، ملیپوشان و همتیمیهای او تأکید کردهاند که صالح محمدی هیچگاه سلاح سردی مانند چاقو همراه نداشته است.
روند رسیدگی قضایی نیز مورد انتقاد قرار گرفته؛ بهگونهای که از زمان بازداشت (یک یا چند روز پس از ۱۸ دی) تا صدور حکم بدوی اعدام در ۱۴ بهمن، تمامی مراحل شامل بازجویی، بازپرسی، بازسازی صحنه، صدور کیفرخواست، برگزاری جلسات دادگاه و اعلام حکم، در کمتر از ۲۵ روز انجام شده است؛ موضوعی که نگرانیها درباره رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه را افزایش داده است.
لازم به ذکر است، در روزهای اخیر پهلوان رسول خادم، بارها خواستار آزادی صالح محمدی شده است.
خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه) صدور حکم اعدام برای صالح محمدی را تکذیب کرده است، این در حالی است که حکم صادر شده به رویت خبرنگاران رسیده است.
#صالح_محمدی
#نه_به_اعدام
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش ایران اینترنشنال؛ صالح محمدی، کشتیگیر ۱۹ ساله و عضو تیم ملی، از سوی شعبهای از دادگاه کیفری یک استان قم به اتهام «قتل عمد» به اعدام علنی در میدان نبوت قم از طریق چوبه دار محکوم شده است؛ حکمی که بنا بر گزارشهای منتشرشده با ابهامها و اعتراضهای جدی همراه است.
بر اساس متن حکم اولیه، در شب ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ گروهی به سمت ماموران یگان ویژه فراجا «کوکتل مولوتف» پرتاب کردهاند و در جریان این رویداد، محمد قاسمی هماپور پس از سقوط از موتورسیکلت با ضربات «چاقو و شمشیر» کشته شده است. گزارش پزشکی قانونی نیز از ثبت ۲۹ جراحت بر بدن مقتول خبر داده و یکی از این جراحات بهعنوان عامل موثر در مرگ معرفی شده است.
با این حال، صالح محمدی این اتهام را رد کرده و گفته است اعترافهای منتسب به او تحت فشار اخذ شدهاند. همچنین تصاویر دوربینهای مداربسته چهره او را نشان نمیدهد. به گفته نزدیکان وی، او هنگام وقوع حادثه در خانه عمویش حضور داشته، اما دادگاه از احضار شاهدان خودداری کرده است. افزون بر این، مربیان، ملیپوشان و همتیمیهای او تأکید کردهاند که صالح محمدی هیچگاه سلاح سردی مانند چاقو همراه نداشته است.
روند رسیدگی قضایی نیز مورد انتقاد قرار گرفته؛ بهگونهای که از زمان بازداشت (یک یا چند روز پس از ۱۸ دی) تا صدور حکم بدوی اعدام در ۱۴ بهمن، تمامی مراحل شامل بازجویی، بازپرسی، بازسازی صحنه، صدور کیفرخواست، برگزاری جلسات دادگاه و اعلام حکم، در کمتر از ۲۵ روز انجام شده است؛ موضوعی که نگرانیها درباره رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه را افزایش داده است.
لازم به ذکر است، در روزهای اخیر پهلوان رسول خادم، بارها خواستار آزادی صالح محمدی شده است.
خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه) صدور حکم اعدام برای صالح محمدی را تکذیب کرده است، این در حالی است که حکم صادر شده به رویت خبرنگاران رسیده است.
#صالح_محمدی
#نه_به_اعدام
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔45🕊9👌2❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جواد کاظمی؛ کودک ۱۳ سالهای که با سه گلوله جنگی کشته شد
جاویدنام جواد کاظمی فقط ۱۳ سال داشت. کودک کار از یک خانواده محروم در استان تهران که با اصابت سه گلوله جنگی جانش را از دست داد.
او مادر نداشت، پدرش معلول بود و از ۱۰ سالگی کار میکرد تا خرج زندگی را تأمین کند. کودکی که باید در مدرسه میبود، بار نانآوری خانواده را به دوش میکشید.
پس از کشته شدن جواد، جمهوری اسلامی تلاش کرد مرگ او را به نفع خود مصادره کند و پدرش را مقابل دوربین صدا و سیما بنشاند.
#جواد_کاظمی
💸 tavaanatech
جاویدنام جواد کاظمی فقط ۱۳ سال داشت. کودک کار از یک خانواده محروم در استان تهران که با اصابت سه گلوله جنگی جانش را از دست داد.
او مادر نداشت، پدرش معلول بود و از ۱۰ سالگی کار میکرد تا خرج زندگی را تأمین کند. کودکی که باید در مدرسه میبود، بار نانآوری خانواده را به دوش میکشید.
پس از کشته شدن جواد، جمهوری اسلامی تلاش کرد مرگ او را به نفع خود مصادره کند و پدرش را مقابل دوربین صدا و سیما بنشاند.
#جواد_کاظمی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔66🕊5❤4
جاویدنام نیما عباسیزدی؛ شهروند ۴۰ ساله قزوینی که با شلیک گلوله ساچمهای جان باخت
جاویدنام نیما عباسیزدی، ۴۰ ساله و اهل قزوین، روز ۱۹ دیماه در خیابان بلوار مدرس این شهر بر اثر اصابت گلوله ساچمهای جان خود را از دست داد.
او دارای مدرک لیسانس بود و در زمینه نصب و تعمیر آسانسور فعالیت میکرد.
بر اساس روایت نزدیکان، پیکر او بدون مانع به خانواده تحویل داده شد و مراسم تشییع و خاکسپاری نیز برگزار شد.
آشنایانش نیما عباسیزدی را جوانی ساده، با شرافت و بسیار محترم توصیف میکنند؛ انسانی که با اخلاق نیک و رفتار صمیمانه در میان اطرافیان شناخته میشد و یادش در دل خانواده و دوستانش زنده خواهد ماند.
#نیما_عباس_یزدی #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام نیما عباسیزدی، ۴۰ ساله و اهل قزوین، روز ۱۹ دیماه در خیابان بلوار مدرس این شهر بر اثر اصابت گلوله ساچمهای جان خود را از دست داد.
او دارای مدرک لیسانس بود و در زمینه نصب و تعمیر آسانسور فعالیت میکرد.
بر اساس روایت نزدیکان، پیکر او بدون مانع به خانواده تحویل داده شد و مراسم تشییع و خاکسپاری نیز برگزار شد.
آشنایانش نیما عباسیزدی را جوانی ساده، با شرافت و بسیار محترم توصیف میکنند؛ انسانی که با اخلاق نیک و رفتار صمیمانه در میان اطرافیان شناخته میشد و یادش در دل خانواده و دوستانش زنده خواهد ماند.
#نیما_عباس_یزدی #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔40🕊4❤2
جاویدنام عباس آرزو پدر دو فرزند، در شهر چاف با گلوله جنگی کشته شد
جاویدنام عباس آرزو، ۴۳ ساله و ساکن شهر ساحلی چاف و چمخاله از توابع لنگرود در استان گیلان، روز ۱۹ دیماه بر اثر اصابت گلوله جنگی به قلب جان خود را از دست داد.
بر پایه گزارشهای دریافتی، پیکر او تنها با دریافت پول و با شرط دفن شبانه به خانواده تحویل داده شد. عباس آرزو پدر دو فرزند بود و مرگ او خانوادهاش را در سوگی عمیق فرو برد.
او در منطقه بهعنوان فردی سرشناس شناخته میشد و در زمینههای بنگاه معاملات ملکی، قصابی و کبابی فعالیت داشت.
نزدیکان و آشنایانش میگویند او را به مردمداری، مرام، لبخند همیشگی و مهربانی میشناختند؛ انسانی خوشنام که با رفتار صمیمانه در دل اطرافیان جای داشت و اکنون یادش در میان خانواده و جامعه محلی زنده مانده است.
#عباس_آرزو #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #چاف
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام عباس آرزو، ۴۳ ساله و ساکن شهر ساحلی چاف و چمخاله از توابع لنگرود در استان گیلان، روز ۱۹ دیماه بر اثر اصابت گلوله جنگی به قلب جان خود را از دست داد.
بر پایه گزارشهای دریافتی، پیکر او تنها با دریافت پول و با شرط دفن شبانه به خانواده تحویل داده شد. عباس آرزو پدر دو فرزند بود و مرگ او خانوادهاش را در سوگی عمیق فرو برد.
او در منطقه بهعنوان فردی سرشناس شناخته میشد و در زمینههای بنگاه معاملات ملکی، قصابی و کبابی فعالیت داشت.
نزدیکان و آشنایانش میگویند او را به مردمداری، مرام، لبخند همیشگی و مهربانی میشناختند؛ انسانی خوشنام که با رفتار صمیمانه در دل اطرافیان جای داشت و اکنون یادش در میان خانواده و جامعه محلی زنده مانده است.
#عباس_آرزو #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #چاف
@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊9❤2
Forwarded from گفتوشنود
رویا ثابت، زندانی بهائی، که از تاریخ سوم آبانماه ۱۴۰۴ دوران محکومیت ۱۰ سالۀ خود در زندان عادلآباد شیراز را سپری میکند، در تماس تلفنی با نزدیکانش به شرح شرایط طاقتفرسایی پرداخته که در ماههای اخیر بر او و همبندیهایش گذشته است.
او این وضعیت را «آوارگی در زندان» توصیف کرده و توضیح داده است که حدود یک ماه و نیم گذشته، به دلیل افزایش شمار زندانیان، او و سایر همبندیهایش بهطور مداوم از اتاقی به اتاق دیگر منتقل شدهاند. این جابهجاییها بدون رعایت اصل تفکیک جرائم انجام شده و در نتیجه، زندانیان سیاسی در کنار زندانیانی با اتهامات جرائم خشن نگهداری شدهاند.
به گفتۀ او، پس از جابهجاییهای متعدد، در نهایت وی و تعدادی ازهمبندیهایش به نمازخانۀ زندان منتقل شدهاند؛ مکانی سرد و فاقد ابتداییترین امکانات، از جمله حمام و سرویس بهداشتی. در این شرایط، زندانیان ناچار به استحمام با آب سرد شدهاند که همین موضوع موجب بیماری بسیاری از آنان شده است. در پی آن، صف طولانی از زندانیانب یمار در کنار بهداری شکل گرفته است.
او همچنین گفته است که تلفنها قطع شده بود و حتی در صورت فراهم بودن امکان تماس، زندانیان مجبور بودند بیش از یک ساعت در صف بایستند تا تنها چند دقیقۀ کوتاه بتوانند با خانوادههای خود صحبت کنند. در برخی مواقع نیز تماسها بهطور کامل ممنوع میشده است. علاوه براین، به دلیل کمبود مأمور، امکان استفاده از هواخوری نیز از آنان سلب شده بود.
طبق اطلاعات بهدستآمده، هر بار که مراسم یا مناسبتی در نمازخانه برگزار میشده، زندانیان ناچار بودهاند وسایل خود را جمع کرده و بار دیگر جابهجا شوند؛ وضعیتی که آنان را بهطور مداوم در شرایطی ناپایدار قرار میداده است. در این مدت، زندانیان پیگیریهای متعددی برای وضعیت خود انجام دادهاند. در نهایت، با آزادی برخی از زندانیان و پس از نامهنگاریهای فراوان، اخیرا شماری از زندانیان سیاسی به اتاق پیشین خود منتقل شدهاند؛ انتقالی که سبب شده شرایط در حال حاضر تا حدی به روال گذشته برگردد.
رویا ثابت، شهروند بهائی مقیم امارات است که در ۱۴ دیماه ۱۴۰۲، به منظور ملاقات و پرستاری از والدین سالمند خود به شیراز سفر کرده بود. او سپس در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۴۰۲ از سوی ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شده و با اتهام «عضویت در فرقۀ ضالۀ بهائیت» و «تبلیغ علیه نظام» به ۲۵ سال حبس که ۱۰ سال آن قابل اجرا است محکوم شد. او پیشتر اتهامات مطروحه علیه خویش را رد کرده و نسبت به تمامی آنها اعتراض کرده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او این وضعیت را «آوارگی در زندان» توصیف کرده و توضیح داده است که حدود یک ماه و نیم گذشته، به دلیل افزایش شمار زندانیان، او و سایر همبندیهایش بهطور مداوم از اتاقی به اتاق دیگر منتقل شدهاند. این جابهجاییها بدون رعایت اصل تفکیک جرائم انجام شده و در نتیجه، زندانیان سیاسی در کنار زندانیانی با اتهامات جرائم خشن نگهداری شدهاند.
به گفتۀ او، پس از جابهجاییهای متعدد، در نهایت وی و تعدادی ازهمبندیهایش به نمازخانۀ زندان منتقل شدهاند؛ مکانی سرد و فاقد ابتداییترین امکانات، از جمله حمام و سرویس بهداشتی. در این شرایط، زندانیان ناچار به استحمام با آب سرد شدهاند که همین موضوع موجب بیماری بسیاری از آنان شده است. در پی آن، صف طولانی از زندانیانب یمار در کنار بهداری شکل گرفته است.
او همچنین گفته است که تلفنها قطع شده بود و حتی در صورت فراهم بودن امکان تماس، زندانیان مجبور بودند بیش از یک ساعت در صف بایستند تا تنها چند دقیقۀ کوتاه بتوانند با خانوادههای خود صحبت کنند. در برخی مواقع نیز تماسها بهطور کامل ممنوع میشده است. علاوه براین، به دلیل کمبود مأمور، امکان استفاده از هواخوری نیز از آنان سلب شده بود.
طبق اطلاعات بهدستآمده، هر بار که مراسم یا مناسبتی در نمازخانه برگزار میشده، زندانیان ناچار بودهاند وسایل خود را جمع کرده و بار دیگر جابهجا شوند؛ وضعیتی که آنان را بهطور مداوم در شرایطی ناپایدار قرار میداده است. در این مدت، زندانیان پیگیریهای متعددی برای وضعیت خود انجام دادهاند. در نهایت، با آزادی برخی از زندانیان و پس از نامهنگاریهای فراوان، اخیرا شماری از زندانیان سیاسی به اتاق پیشین خود منتقل شدهاند؛ انتقالی که سبب شده شرایط در حال حاضر تا حدی به روال گذشته برگردد.
رویا ثابت، شهروند بهائی مقیم امارات است که در ۱۴ دیماه ۱۴۰۲، به منظور ملاقات و پرستاری از والدین سالمند خود به شیراز سفر کرده بود. او سپس در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۴۰۲ از سوی ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شده و با اتهام «عضویت در فرقۀ ضالۀ بهائیت» و «تبلیغ علیه نظام» به ۲۵ سال حبس که ۱۰ سال آن قابل اجرا است محکوم شد. او پیشتر اتهامات مطروحه علیه خویش را رد کرده و نسبت به تمامی آنها اعتراض کرده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊23❤4💔2
تداوم بازداشت آرین حسینی و انتقال پدرش به فشافویه
آرین حسینی، تتوآرتیست ساکن تهران، روز ۱۹ دیماه در شرق تهران بازداشت شد و با گذشت بیش از یک ماه از زمان دستگیری، همچنان هیچ اطلاع روشنی از اتهامات، روند قضایی یا وضعیت آزادی او منتشر نشده است.
بر اساس روایت خانواده، پدر آرین حسینی در ۱۸ دیماه بر اثر اصابت گلوله مجروح شده بود و آرین روز بعد در جستوجوی پدرش به بیمارستانها مراجعه میکرد. گفته میشود هنگام مراجعه به یکی از بیمارستانهای نزدیک سیدخندان، که به نیروهای نظامی نسبت داده میشود، پس از بررسی تلفن همراهش و وجود فیلم و عکس، توسط مأموران بازداشت شده است.
به گفته نزدیکان، او تنها دو بار تماس کوتاه با خانواده داشته و اعلام کرده همراه حدود صد نفر دیگر در بازداشت بهسر میبرد. با وجود برخی پیگیریها، از جمله درخواست ارائه فیش حقوقی از سوی مراجع مرتبط، تاکنون هیچ خبر قطعی درباره برگزاری دادگاه یا امکان آزادی وی ارائه نشده است.
همچنین گزارش شده که پدر او با نام محمد پس از انتقال از بیمارستان، به زندان فشافویه منتقل شده است. ادامه بیاطلاعی از وضعیت این پدر و پسر، نگرانی خانواده را افزایش داده است.
#آرین_حسینی #محمد_حسینی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
آرین حسینی، تتوآرتیست ساکن تهران، روز ۱۹ دیماه در شرق تهران بازداشت شد و با گذشت بیش از یک ماه از زمان دستگیری، همچنان هیچ اطلاع روشنی از اتهامات، روند قضایی یا وضعیت آزادی او منتشر نشده است.
بر اساس روایت خانواده، پدر آرین حسینی در ۱۸ دیماه بر اثر اصابت گلوله مجروح شده بود و آرین روز بعد در جستوجوی پدرش به بیمارستانها مراجعه میکرد. گفته میشود هنگام مراجعه به یکی از بیمارستانهای نزدیک سیدخندان، که به نیروهای نظامی نسبت داده میشود، پس از بررسی تلفن همراهش و وجود فیلم و عکس، توسط مأموران بازداشت شده است.
به گفته نزدیکان، او تنها دو بار تماس کوتاه با خانواده داشته و اعلام کرده همراه حدود صد نفر دیگر در بازداشت بهسر میبرد. با وجود برخی پیگیریها، از جمله درخواست ارائه فیش حقوقی از سوی مراجع مرتبط، تاکنون هیچ خبر قطعی درباره برگزاری دادگاه یا امکان آزادی وی ارائه نشده است.
همچنین گزارش شده که پدر او با نام محمد پس از انتقال از بیمارستان، به زندان فشافویه منتقل شده است. ادامه بیاطلاعی از وضعیت این پدر و پسر، نگرانی خانواده را افزایش داده است.
#آرین_حسینی #محمد_حسینی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊19💔10
جاویدنام حمیده سالارزاده؛ مادری که در مشهد هدف گلوله مستقیم قرار گرفت
جاویدنام حمیده سالارزاده، ۴۲ ساله، روز پنجشنبه در شهر مشهد و در نزدیکی کلانتری الهیه در حالیکه در کنار دو دختر ۹ ساله و ۱۹ ساله خود حضور داشت، بر اثر شلیک مستقیم گلوله جنگی به سر جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارش رسیده، پیکر این جانباخته بهشکلی بسیار مظلومانه و در سکوت کامل، بدون برگزاری مراسم عمومی، انتشار عکس، پوستر یا بنر، در شهرستان کاشمر به خاک سپرده شد؛ موضوعی که بر اندوه و تأثر خانواده و نزدیکان او افزوده است.
#حمیده_سالارزاده #مشهد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام حمیده سالارزاده، ۴۲ ساله، روز پنجشنبه در شهر مشهد و در نزدیکی کلانتری الهیه در حالیکه در کنار دو دختر ۹ ساله و ۱۹ ساله خود حضور داشت، بر اثر شلیک مستقیم گلوله جنگی به سر جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارش رسیده، پیکر این جانباخته بهشکلی بسیار مظلومانه و در سکوت کامل، بدون برگزاری مراسم عمومی، انتشار عکس، پوستر یا بنر، در شهرستان کاشمر به خاک سپرده شد؛ موضوعی که بر اندوه و تأثر خانواده و نزدیکان او افزوده است.
#حمیده_سالارزاده #مشهد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔41❤1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام محسن مقصودلو کمالی، پدر دو دختر با شلیک گلوله به گلو در گرگان جان باخت
محسن مقصودلو کمالی، ۴۵ ساله، کشاورز و شهروند اهل سرخنکلا از توابع گرگان، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ روز ۱۸ دیماه در میدان کاخ گرگان با اصابت گلوله جنگی از ناحیه گلو هدف قرار گرفت و جان باخت. او نخستین کشتهشده اعتراضات گرگان در این دوره گزارش شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این شهروند پدر دو دختر ۲۱ و ۱۳ ساله بود. همچنین ویدیویی منتشر شده که نشان میدهد پیکر او با فرغون به سمت کلینیک دکتر موسوی منتقل میشود.
گزارشها حاکی است که محسن مقصودلو کمالی پیشتر در جریان جنگ دوازدهروزه و نیز خیزش «زن، زندگی، آزادی» دو بار بهصورت کوتاهمدت احضار و بازداشت شده و برای دادن تعهد، ساعاتی تا یک شب در بازداشت نگه داشته شده بود.
پیکر این شهروند چهار روز پس از کشتهشدن به خانواده تحویل داده شد.
یاد و نامش جاوید.
#محسن_مقصودلو_کمالی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #گرگان
@Tavaana_TavaanaTech
محسن مقصودلو کمالی، ۴۵ ساله، کشاورز و شهروند اهل سرخنکلا از توابع گرگان، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ روز ۱۸ دیماه در میدان کاخ گرگان با اصابت گلوله جنگی از ناحیه گلو هدف قرار گرفت و جان باخت. او نخستین کشتهشده اعتراضات گرگان در این دوره گزارش شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این شهروند پدر دو دختر ۲۱ و ۱۳ ساله بود. همچنین ویدیویی منتشر شده که نشان میدهد پیکر او با فرغون به سمت کلینیک دکتر موسوی منتقل میشود.
گزارشها حاکی است که محسن مقصودلو کمالی پیشتر در جریان جنگ دوازدهروزه و نیز خیزش «زن، زندگی، آزادی» دو بار بهصورت کوتاهمدت احضار و بازداشت شده و برای دادن تعهد، ساعاتی تا یک شب در بازداشت نگه داشته شده بود.
پیکر این شهروند چهار روز پس از کشتهشدن به خانواده تحویل داده شد.
یاد و نامش جاوید.
#محسن_مقصودلو_کمالی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #گرگان
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناهید واعظ، مادر یک کودک، با شلیک گلوله جنگی از پشت در محمدیه قزوین کشته شد
ناهید واعظ، ۳۴ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ در شهر محمدیه قزوین با شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای حکومتی از پشت هدف قرار گرفت و بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، شدت جراحت و خونریزی به حدی بوده که تلاش برای نجات جان او بینتیجه مانده است. ناهید واعظ مادر یک پسر ۶ ساله بود و کشته شدن او خانوادهای را داغدار و کودکی را از مادر محروم کرد.
قتل ناهید واعظ نمونهای دیگر از استفاده از سلاح جنگی علیه شهروندان غیرمسلح است؛ رویدادی که بار دیگر ابعاد انسانی و فاجعهبار سرکوب را نشان میدهد و بر ضرورت پاسخگویی و مجازات عاملان و آمران این جنایات تأکید میکند.
جز سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری عدالت، هیچ چیزی التیامبخش برای مردم داغدار ایران نیست.
#ناهید_واعظ #محمدیه_قزوین #نه_به_جمهوری_اسلامی
#جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
ناهید واعظ، مادر یک کودک، با شلیک گلوله جنگی از پشت در محمدیه قزوین کشته شد
ناهید واعظ، ۳۴ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ در شهر محمدیه قزوین با شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای حکومتی از پشت هدف قرار گرفت و بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، شدت جراحت و خونریزی به حدی بوده که تلاش برای نجات جان او بینتیجه مانده است. ناهید واعظ مادر یک پسر ۶ ساله بود و کشته شدن او خانوادهای را داغدار و کودکی را از مادر محروم کرد.
قتل ناهید واعظ نمونهای دیگر از استفاده از سلاح جنگی علیه شهروندان غیرمسلح است؛ رویدادی که بار دیگر ابعاد انسانی و فاجعهبار سرکوب را نشان میدهد و بر ضرورت پاسخگویی و مجازات عاملان و آمران این جنایات تأکید میکند.
جز سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری عدالت، هیچ چیزی التیامبخش برای مردم داغدار ایران نیست.
#ناهید_واعظ #محمدیه_قزوین #نه_به_جمهوری_اسلامی
#جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔39🕊7❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طاها سلیمانی، جوان ۱۹ ساله که جمعه ۱۹ دی ناپدید شده بود، بعد از ۲۰ روز (۹ بهمن) با آثار شکنجه روی بدنش در کهریزک به خانوادهاش تحویل داده شد.
طاها در بهشت زهرا با همراهی خانوادهاش که برای او دست میزدند، به خاک سپرده شد.
ویدیو بیقراری ملیکا، خواهر دوقلوی او را نشان میدهد.
طاها دلبستهی موهای خواهر دوقلویش ملیکابود؛ پس از کشتن او، ملیکا موهای خود را برید و در کنار پیکر طاها، در دل خاک نهادند؛ آیینی غریب، آمیخته به اندوه و گناه.
#طاها_سلیمانی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
طاها در بهشت زهرا با همراهی خانوادهاش که برای او دست میزدند، به خاک سپرده شد.
ویدیو بیقراری ملیکا، خواهر دوقلوی او را نشان میدهد.
طاها دلبستهی موهای خواهر دوقلویش ملیکابود؛ پس از کشتن او، ملیکا موهای خود را برید و در کنار پیکر طاها، در دل خاک نهادند؛ آیینی غریب، آمیخته به اندوه و گناه.
#طاها_سلیمانی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔39🕊7❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ورود نیروهای امنیتی با دوربین مخفی به کلاسها، بازجویی پنهان و پروندهسازی برای دانشآموزان
روایت یک معلم از خراسان
بر اساس گزارش دریافتی از استان خراسان، در هفتههای اخیر افرادی منتسب به نهادهای امنیتی با ظاهری غیررسمی و جوانپسند وارد برخی مدارس شده و بدون حضور معلمان یا کادر آموزشی، بهتنهایی با دانشآموزان گفتوگو کردهاند. گفته میشود این افراد در مواردی با استفاده از تجهیزات ضبط مخفی، دانشآموزان را به بیان دیدگاههایشان تشویق کرده و سپس برخی از آنان را مورد شناسایی یا پیگیری قرار دادهاند.
مطابق این گزارش، در روزهای بعد تماسهایی از سوی کلانتریها یا نهادهای امنیتی با خانواده برخی دانشآموزان برقرار شده است. همزمان، شماری از والدین از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداری کردهاند و میزان غیبت دانشآموزان افزایش یافته است.
همچنین عنوان شده که در برخی کلاسها، برخوردهای تحقیرآمیز و اظهارات نامناسب از سوی این افراد مطرح شده که موجب ناراحتی شدید روحی در میان دانشآموزان، بهویژه دانشآموزان دختر، شده است؛ بهگونهای که پس از خروج این افراد، برخی از دانشآموزان دچار اضطراب و گریه شده و تمرکز بر فعالیتهای آموزشی برای آنان دشوار شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان نیز در گزارشی نوشته که این روایت را از استانهای مختلف دریافت کرده است:
«گزارشهای واصله حاکی از آن است که در پی اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه، مدارس به حیاط خلوت نهادهای امنیتی تبدیل شدهاند. شاهدان عینی گزارش میدهند که افرادی خارج از کادر آموزشی (تحت عناوین نیروهای بسیج، مبلغان مذهبی و عوامل لباس شخصی) با برنامههای از پیش تعیینشده وارد مدارس شدهاند.
ماموریت این افراد نه آموزش، بلکه «تفتیش عقاید» و اعمال فشار روانی بر دانشآموزان گزارش شده است. این اقدامات، مدرسه را که باید «خانه دوم» و پناهگاه امن کودک باشد، به کانون مناقشه و وحشت بدل کرده است.»
این شورا این موضوع را آسیبشناسی کرده و نوشته:
«بررسیهای کارشناسی بر روی گزارشهای دریافتی نشان میدهد دانشآموزانی که در جریان اعتراضات دیماه در معرض خشونت بودهاند، اکنون در مدرسه با «محرکهای بازآسیبزا» روبرو هستند.
بازجوییهای مکرر، پرسشهای تهدیدآمیز و القای حس «نظارت دائمی»، عملاً مدرسه را از یک نهاد حمایتگر به یک «منبع تهدید» تبدیل کرده است. روانشناسان و مشاوران مدارس در پیامهای خود به شورا هشدار دادهاند که این رویه در حال ایجاد حس «طرد نهادی» است؛ وضعیتی که دانشآموز خود را نه یک عضو ارزشمند، بلکه یک «سوژه امنیتی» میپندارد. پیامد فوری این وضعیت، افزایش آمار گریز از مدرسه و افت شدید انگیزه تحصیلی گزارش شده است.
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای گزارشهای رسیده، تلاش سیستم برای تخریب رابطه معلمان و دانشآموزان است. با وجود اینکه بدنه معلمان کشور در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ همراهی خود را با مردم اثبات کردهاند، اما امنیتی شدن فضا باعث شده دانشآموزان به ناچار معلمان را در جایگاه «ناظر» یا «گزارشدهنده» ببینند.
این فضای پلیسی، سرمایه عاطفی کلاس درس را نشانه رفته و دانشآموز را به سمت بیاعتمادی فراگیر نسبت به تمام بزرگسالان (حتی والدین و اولیای مدرسه) سوق داده است.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #برای_دانش_آموزا_برای_آینده #تفتیش_عقاید #بازجویی
@Tavaana_TavaanaTech
روایت یک معلم از خراسان
بر اساس گزارش دریافتی از استان خراسان، در هفتههای اخیر افرادی منتسب به نهادهای امنیتی با ظاهری غیررسمی و جوانپسند وارد برخی مدارس شده و بدون حضور معلمان یا کادر آموزشی، بهتنهایی با دانشآموزان گفتوگو کردهاند. گفته میشود این افراد در مواردی با استفاده از تجهیزات ضبط مخفی، دانشآموزان را به بیان دیدگاههایشان تشویق کرده و سپس برخی از آنان را مورد شناسایی یا پیگیری قرار دادهاند.
مطابق این گزارش، در روزهای بعد تماسهایی از سوی کلانتریها یا نهادهای امنیتی با خانواده برخی دانشآموزان برقرار شده است. همزمان، شماری از والدین از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداری کردهاند و میزان غیبت دانشآموزان افزایش یافته است.
همچنین عنوان شده که در برخی کلاسها، برخوردهای تحقیرآمیز و اظهارات نامناسب از سوی این افراد مطرح شده که موجب ناراحتی شدید روحی در میان دانشآموزان، بهویژه دانشآموزان دختر، شده است؛ بهگونهای که پس از خروج این افراد، برخی از دانشآموزان دچار اضطراب و گریه شده و تمرکز بر فعالیتهای آموزشی برای آنان دشوار شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان نیز در گزارشی نوشته که این روایت را از استانهای مختلف دریافت کرده است:
«گزارشهای واصله حاکی از آن است که در پی اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه، مدارس به حیاط خلوت نهادهای امنیتی تبدیل شدهاند. شاهدان عینی گزارش میدهند که افرادی خارج از کادر آموزشی (تحت عناوین نیروهای بسیج، مبلغان مذهبی و عوامل لباس شخصی) با برنامههای از پیش تعیینشده وارد مدارس شدهاند.
ماموریت این افراد نه آموزش، بلکه «تفتیش عقاید» و اعمال فشار روانی بر دانشآموزان گزارش شده است. این اقدامات، مدرسه را که باید «خانه دوم» و پناهگاه امن کودک باشد، به کانون مناقشه و وحشت بدل کرده است.»
این شورا این موضوع را آسیبشناسی کرده و نوشته:
«بررسیهای کارشناسی بر روی گزارشهای دریافتی نشان میدهد دانشآموزانی که در جریان اعتراضات دیماه در معرض خشونت بودهاند، اکنون در مدرسه با «محرکهای بازآسیبزا» روبرو هستند.
بازجوییهای مکرر، پرسشهای تهدیدآمیز و القای حس «نظارت دائمی»، عملاً مدرسه را از یک نهاد حمایتگر به یک «منبع تهدید» تبدیل کرده است. روانشناسان و مشاوران مدارس در پیامهای خود به شورا هشدار دادهاند که این رویه در حال ایجاد حس «طرد نهادی» است؛ وضعیتی که دانشآموز خود را نه یک عضو ارزشمند، بلکه یک «سوژه امنیتی» میپندارد. پیامد فوری این وضعیت، افزایش آمار گریز از مدرسه و افت شدید انگیزه تحصیلی گزارش شده است.
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای گزارشهای رسیده، تلاش سیستم برای تخریب رابطه معلمان و دانشآموزان است. با وجود اینکه بدنه معلمان کشور در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ همراهی خود را با مردم اثبات کردهاند، اما امنیتی شدن فضا باعث شده دانشآموزان به ناچار معلمان را در جایگاه «ناظر» یا «گزارشدهنده» ببینند.
این فضای پلیسی، سرمایه عاطفی کلاس درس را نشانه رفته و دانشآموز را به سمت بیاعتمادی فراگیر نسبت به تمام بزرگسالان (حتی والدین و اولیای مدرسه) سوق داده است.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #برای_دانش_آموزا_برای_آینده #تفتیش_عقاید #بازجویی
@Tavaana_TavaanaTech
💔24❤9🕊4👍3
شهبانو فرح پهلوی با انتشار تصاویری از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، متنی در یادبود قربانیان و همدردی با خانوادههای آنان در اینستاگرام منتشر کرد.
در این پیام آمده است:
«به یاد جانباختگان اعتراضات ۴۰۴ ایران، در هر لحظه از این روزهای دشوار، اندوه مادران، پدران، خواهران، برادران و دوستان قربانیان و زخمیشدگان حوادث اخیر ایران با من بوده است. از صمیم قلب و با تمام وجود، خود را شریک غم و رنج آنان میدانم و برای تمامی مجروحان شفای عاجل و بازگشت به آغوش خانوادههایشان را آرزو میکنم. هرگز فراموش نمیکنم که هزاران نفر از فرزندان این سرزمین همچنان در زندانها به سر میبرند و در رنج و بیعدالتی روزگار میگذرانند و اندیشه آنان نیز پیوسته با من است. گرچه دور از وطن و دور از شما هستم، اما به هر یک از ایرانیان آزادیخواه که با شجاعت و امید برای آیندهای روشن ایستادگی میکنند افتخار میکنم. ایمان دارم که نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و ایران ما روزی نهچندان دور به آزادی، آرامش و سربلندی خواهد رسید.»
#همدلی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
در این پیام آمده است:
«به یاد جانباختگان اعتراضات ۴۰۴ ایران، در هر لحظه از این روزهای دشوار، اندوه مادران، پدران، خواهران، برادران و دوستان قربانیان و زخمیشدگان حوادث اخیر ایران با من بوده است. از صمیم قلب و با تمام وجود، خود را شریک غم و رنج آنان میدانم و برای تمامی مجروحان شفای عاجل و بازگشت به آغوش خانوادههایشان را آرزو میکنم. هرگز فراموش نمیکنم که هزاران نفر از فرزندان این سرزمین همچنان در زندانها به سر میبرند و در رنج و بیعدالتی روزگار میگذرانند و اندیشه آنان نیز پیوسته با من است. گرچه دور از وطن و دور از شما هستم، اما به هر یک از ایرانیان آزادیخواه که با شجاعت و امید برای آیندهای روشن ایستادگی میکنند افتخار میکنم. ایمان دارم که نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و ایران ما روزی نهچندان دور به آزادی، آرامش و سربلندی خواهد رسید.»
#همدلی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
❤56🕊4💯3
Forwarded from گفتوشنود
فرد مقدس یا نهاد پاسخگو؟
وقتی ولایت فقیه جای نهاد پاسخگو را میگیرد و استبداد تثبیت میشود
پیام همراهان
جمهوری اسلامی بر پیشفرض خطرناکی بنا شده است: اینکه اگر رهبر «صالح، متقی و آگاه به مصلحت» باشد، دیگر نیازی به نهادهای پاسخگو، نظارت واقعی و قانون کارآمد وجود ندارد. مصباح یزدی این منطق را صریحاً بیان کرد: مجلس خبرگان «رهبر را کشف میکند» و پس از آن، هرگونه نظارت یا نقد او نامشروع است. در این دیدگاه، رهبر نه یک مقام سیاسی، بلکه موجودیتی قدسی است که قدرتش از پیش مشروع است و پرسش از تصمیمهای او معنای ضدیت با دین مییابد.
این پیشفرض کلامی در طول ۳۷ سال رهبری علی خامنهای به شکل عینی تحقق یافته است: رهبر هیچگاه نشست خبری نداشته، هر سخنرانی یکطرفه بوده و هیچ نهاد مستقلی توان سؤال یا اصلاح تصمیمهای او را ندارد. نمونه دردناک آن، کشتار دهها هزار شهروند در ۱۸ و ۱۹ دی ماه است؛ رویدادی که نه رهبر و نه زیردستان او پاسخگو نبودند. تمرکز قدرت در یک فرد، و تقدیس اخلاق و فضیلت او، سازوکارهای پاسخگویی و نظارت را از بین برده است.
این شخصمحوری دقیقاً همان مغالطهی ترکیب است: فضیلت فردی رهبر را به صلاح کل نظام نسبت دادن، در حالی که سیاست تابع نهادها، مشوقها و سازوکارهاست، نه صرفاً اخلاق یک انسان. نتیجه آن استبداد دینی است؛ قدرتی که پاسخگو نیست، قابل نقد نیست و اشتباهات آن هزینهای برای مردم دارد اما هیچ هزینهای برای خود رهبر ندارد.
جامعه به قدیس نیاز ندارد؛ به نهادی نیاز دارد که رهبر حتی قدیس را هم پاسخگو کند. هر جا سیاست به فضیلت فردی گره بخورد و نظارت نهادی حذف شود، اخلاق نه وسیله حفظ جامعه بلکه ابزار توجیه قدرت است و استبداد، نتیجه ناگزیر آن است
#دیکتاتور #دموکراسی #قدسی_سازی #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
وقتی ولایت فقیه جای نهاد پاسخگو را میگیرد و استبداد تثبیت میشود
پیام همراهان
جمهوری اسلامی بر پیشفرض خطرناکی بنا شده است: اینکه اگر رهبر «صالح، متقی و آگاه به مصلحت» باشد، دیگر نیازی به نهادهای پاسخگو، نظارت واقعی و قانون کارآمد وجود ندارد. مصباح یزدی این منطق را صریحاً بیان کرد: مجلس خبرگان «رهبر را کشف میکند» و پس از آن، هرگونه نظارت یا نقد او نامشروع است. در این دیدگاه، رهبر نه یک مقام سیاسی، بلکه موجودیتی قدسی است که قدرتش از پیش مشروع است و پرسش از تصمیمهای او معنای ضدیت با دین مییابد.
این پیشفرض کلامی در طول ۳۷ سال رهبری علی خامنهای به شکل عینی تحقق یافته است: رهبر هیچگاه نشست خبری نداشته، هر سخنرانی یکطرفه بوده و هیچ نهاد مستقلی توان سؤال یا اصلاح تصمیمهای او را ندارد. نمونه دردناک آن، کشتار دهها هزار شهروند در ۱۸ و ۱۹ دی ماه است؛ رویدادی که نه رهبر و نه زیردستان او پاسخگو نبودند. تمرکز قدرت در یک فرد، و تقدیس اخلاق و فضیلت او، سازوکارهای پاسخگویی و نظارت را از بین برده است.
این شخصمحوری دقیقاً همان مغالطهی ترکیب است: فضیلت فردی رهبر را به صلاح کل نظام نسبت دادن، در حالی که سیاست تابع نهادها، مشوقها و سازوکارهاست، نه صرفاً اخلاق یک انسان. نتیجه آن استبداد دینی است؛ قدرتی که پاسخگو نیست، قابل نقد نیست و اشتباهات آن هزینهای برای مردم دارد اما هیچ هزینهای برای خود رهبر ندارد.
جامعه به قدیس نیاز ندارد؛ به نهادی نیاز دارد که رهبر حتی قدیس را هم پاسخگو کند. هر جا سیاست به فضیلت فردی گره بخورد و نظارت نهادی حذف شود، اخلاق نه وسیله حفظ جامعه بلکه ابزار توجیه قدرت است و استبداد، نتیجه ناگزیر آن است
#دیکتاتور #دموکراسی #قدسی_سازی #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
❤15👍5🕊3