آموزشکده توانا
49.4K subscribers
41.4K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
مارتا نوسبام
تخیل اخلاقی و رواداری مبتنی بر همدلی

مارتا نوسبام (متولد ۱۹۴۷)، فیلسوف برجسته آمریکایی و از پیشگامان فلسفه اخلاق و سیاست در جهان معاصر است. او با تلفیق سنت‌های ارسطویی و اخلاق کانتی، رویکردی انسانی به عدالت ارائه داده که به «رویکرد قابلیت‌ها» (Capabilities Approach) شهرت دارد. نوسبام معتقد است که برای فهمِ پذیرش و رواداری، نباید صرفا به قوانین انتزاعی تکیه کرد؛ بلکه باید از ابزارهای فرهنگی و عاطفی برای درک رنج و منزلت دیگران بهره برد.

نظریه همدلی
پذیرش از طریق تخیل اخلاقی

از دیدگاه نوسبام، رواداری تنها به معنای عدم دخالت در زندگی دیگران نیست، بلکه نوعی «فضیلت فعال» است که نیازمند مهارت‌های انسانی خاصی است:

۱. تخیل اخلاقی (Literary Imagination):
نوسبام معتقد است ادبیات و هنر نقش کلیدی در رواداری دارند. تخیل اخلاقی به ما اجازه می‌دهد خود را در جایگاه دیگری (به‌ویژه اقلیت‌ها و طردشدگان) بگذاریم و زندگی آن‌ها را از درون تجربه کنیم. این توانایی، ترس و بیگانگی نسبت به «غریبه» را کاهش داده و پایه اصلی پذیرش انسان‌های متفاوت است.

۲. رویکرد قابلیت‌ها (پذیرشِ کرامت انسانی):
نوسبام معتقد است جامعه روادار باید بستری فراهم کند که هر فرد بتواند قابلیت‌های انسانی خود را شکوفا کند. رواداری حقیقی یعنی احترام به تنوعِ شیوه‌های زیستن، به گونه‌ای که هیچ فردی به دلیل تفاوت در عقیده یا سبک زندگی، از فرصت‌های بنیادی زندگی (مانند آموزش، سلامتی و مشارکت سیاسی) محروم نشود.

۳. نقد احساسات سمی (ترس و نفرت):
او استدلال می‌کند که ریشه اصلی عدم رواداری، «ترس» و «نفرت فرافکنانه» است؛ جایی که ما برای امنیت هویت خود، دیگری را موجودی پست‌تر یا خطرناک می‌بینیم. نوسبام پیشنهاد می‌دهد که برای رسیدن به پذیرش، باید از احساسات «خودخواهانه» به سمت احساسات «اخلاقی» (مانند شفقت و همدلی) حرکت کنیم که برابری بنیادی انسان‌ها را به رسمیت می‌شناسند.

پذیرش در نگاه نوسبام، یک «عمل شهروندی» است. او رواداری را نه به عنوان یک تحمل سرد و بی‌تفاوت، بلکه به عنوان «کنجکاوی همدلانه» تعریف می‌کند. جامعه‌ای که نوسبام تصویر می‌کند، جامعه‌ای است که در آن شهروندان از طریق آموزش احساسات و پرورش تخیل، می‌آموزند که تفاوت‌های دیگری، نه تهدیدی برای بقای ما، بلکه غنایی برای کلیت تجربه انسانی است.

#مارتا_نوسبام #فلسفه #اخلاق #همدلی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
2💯1
۱۲ ژوئن، زادروز آن فرانک؛ دختری که صدای میلیون‌ها کودک خاموش شد

امروز زادروز آن فرانک است؛ دختری که به یکی از شناخته‌شده‌ترین قربانیان هولوکاست و نمادی از آینده‌های ازدست‌رفته تبدیل شد.

آنلیز ماری فرانک، مشهور به آن فرانک، ۱۲ ژوئن ۱۹۲۹ در فرانکفورت آلمان به دنیا آمد. او پنج سال نخست زندگی خود را در کنار پدر و مادرش، اوتو و ادیت فرانک، و خواهر بزرگ‌ترش مارگوت گذراند. با قدرت‌گیری حزب نازی و افزایش آزار و تبعیض علیه یهودیان، خانواده فرانک آلمان را ترک کردند و به آمستردام در هلند پناه بردند.
بیشتر بخوانید برای آشنایی با زندگی شماری از کودکان جان‌باخته در هولوکاست:
https://tolerance.tavaana.org/children/


@Tavaana_TavaanaTech
💔51
رئیس کل دادگستری استان کردستان از توقیف اموال ۱۹ شهروند در این استان به اتهام آنچه «همکاری با دشمن و رسانه‌های معاند» خوانده شده، خبر داد.

به گفته این مقام قضایی، این اقدام با استناد به قوانین مرتبط با «جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی» انجام شده و پرونده این افراد همچنان در حال رسیدگی است. او مدعی شده است متهمان از «اماکن حساس» و محل اصابت پرتابه‌ها و حملات نظامی تصویربرداری کرده و تصاویر و اطلاعات را برای رسانه‌های خارج از کشور و آنچه «کانال‌های وابسته به سرویس‌های جاسوسی» خوانده شده، ارسال کرده‌اند.

با این حال، در گزارش منتشرشده هیچ اطلاعاتی درباره هویت افراد، میزان و نوع اموال توقیف‌شده، ادله مطرح‌شده علیه آنان یا وضعیت دسترسی آن‌ها به وکیل و دادرسی عادلانه ارائه نشده است.

این اقدام در ادامه سیاست تازه قوه قضائیه برای توقیف گسترده اموال شهروندان صورت می‌گیرد. در ماه‌های گذشته نیز گزارش‌های متعددی از شناسایی و توقیف اموال ایرانیان، از جمله شهروندان ساکن خارج از کشور، منتشر شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔72🕊1
۱۲ ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودک؛ روزی برای یادآوری حق کودکی به میلیون‌ها کودکی که به جای مدرسه، بازی و امنیت، ناچار به کار و تحمل رنج‌های بزرگسالان شده‌اند.

هرچند جمهوری اسلامی آمار شفاف و به‌روزی از تعداد کودکان کار منتشر نمی‌کند، اما مرکز پژوهش‌های مجلس در سال‌های گذشته اعلام کرده بود که حدود ۱۵ درصد کودکان ایران درگیر کار کودک هستند. با گسترش فقر، تورم، بیکاری و کاهش روزافزون قدرت خرید خانواده‌ها، این بحران امروز ابعادی بسیار گسترده‌تر یافته است؛ واقعیتی که در خیابان‌ها، چهارراه‌ها، کارگاه‌ها، کوره‌پزخانه‌ها، مراکز تفکیک زباله و بسیاری از نقاط کشور به‌وضوح دیده می‌شود.

کار کودک تنها محروم‌شدن از تحصیل نیست؛ محروم‌شدن از کودکی است. کودکی که باید در مدرسه باشد، به خیابان فرستاده می‌شود. کودکی که باید امنیت و آرامش داشته باشد، در معرض خشونت، استثمار، سوءاستفاده و آسیب‌های جسمی و روانی قرار می‌گیرد.

آنچه این فاجعه را دردناک‌تر می‌کند، گزارش‌هایی است که از میزان بالای آزار و سوءاستفاده از کودکان کار حکایت دارد.

طرح از مانا نیستانی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊82
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام امیر احمدوند؛ پدری که پیش از تولد فرزندش کشته شد

پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه، تهرانپارس، جاویدنام امیر احمدوند به ضرب گلوله نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد.

🔹جاویدنام امیر احمدوند، بازیگر تئاتر، قهرمان موی‌تای و بوکس، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در فلکه دوم تهرانپارس با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی جان باخت. او در حالی کشته شد که مدت‌کمی با تولد نخستین فرزندش فاصله داشت.

🔹به گفته نزدیکان، امیر از پدر شدن سرشار از امید و شادی بود و برای پسرش نیز نام «دیار» را انتخاب کرده بود. همکارانش از او به‌عنوان انسانی مهربان، آرام و دوست‌داشتنی یاد می‌کنند.

او و همسرش چشم‌انتظار تولد فرزندشان بودند. این ویدیو را همسرش به اشتراک گذاشته است، امیر در خانه، موهای همسرش را می‌بافد.

🔹در زمان کشته‌شدن امیر احمدوند، همسرش نیلوفر سه ماهه باردار بود و به دلیل شرایط جسمی باید در استراحت مطلق می‌ماند. به گفته نزدیکان خانواده، امیر با محبت و توجه فراوان از او مراقبت می‌کرد. در یکی از ویدیوهای باقی‌مانده از امیر، او در حال بافتن موهای نیلوفر دیده می‌شود؛ تصویری ساده و صمیمی از زندگی‌ای که ناگهان از هم پاشید. نزدیکان خانواده می‌گویند نیلوفر پس از کشته‌شدن همسرش، هنوز نتوانسته است با این فقدان کنار بیاید و به روال عادی زندگی بازگردد.

#امیر_احمدوند

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔193
⚠️هشدار امنیتی جدی:
ویدیوهایی که جاسوس‌اند؛ دام تازه هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی


آنچه در نگاه اول یک ویدیوی معمولی به نظر می‌رسد، می‌تواند نقطه شروع یک نفوذ کامل به زندگی دیجیتال شما باشد. تازه‌ترین یافته‌های پژوهشگران امنیت سایبری نشان می‌دهد کارزار جدیدی از جاسوسی دیجیتال، کاربران را با تکیه بر کنجکاوی و احساساتشان هدف می‌گیرد؛ این‌بار با «ویدیو».

🔸دو گزارش مستقل از پژوهشگران SafeBreach و Acronis پرده از عملیات هکری هماهنگی برداشته‌اند که به هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی نسبت داده می‌شود. در این حمله، فایل‌هایی که ظاهرا ویدیویی هستند، در واقع حامل بدافزارهایی‌اند که می‌توانند کنترل کامل دستگاه قربانی را در اختیار مهاجم بگذارند.

طبق گزارش SafeBreach، گروهی با نام «Prince of Persia» از فایل‌های ویدیویی آلوده برای نفوذ به گوشی‌های Android و سیستم‌های Windows استفاده کرده است. هدف نهایی، دسترسی نامحدود به داده‌ها و امکانات دستگاه قربانی است.

🔸الگوی حمله ساده اما حساب‌شده است. قربانی یک ایمیل فیشینگ یا پیام در شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کند که حاوی لینک یک ویدیو است. موضوع ویدیو اغلب به اعتراضات اخیر ایران گره خورده تا حس کنجکاوی یا همدلی مخاطب را تحریک کند. کلیک که انجام شد، زنجیره آلودگی آغاز می‌شود.

براساس گزارش Acronis، بدافزار درون فایل‌هایی با پسوند LNK پنهان شده است. این فایل‌های میان‌بر به شکلی طراحی می‌شوند که از نظر آیکون و ظاهر، دقیقا شبیه فایل ویدیو یا تصویر باشند. کاربر تصور می‌کند در حال باز کردن یک ویدیوست، اما در پس‌زمینه اتفاق دیگری می‌افتد.

پس از کلیک، یک اسکریپت مخفی چندمرحله‌ای اجرا می‌شود:

1️⃣ابتدا یک فایل فشرده حاوی عامل اصلی آلودگی استخراج می‌شود.

2️⃣ سپس با ایجاد «وظیفه زمان‌بندی‌شده»، بدافزار طوری در سیستم تثبیت می‌شود که با ری‌استارت از بین نرود.

3️⃣در مرحله بعد، با سوءاستفاده از یک فایل اجرایی معتبر و امضاشده متعلق به Google، فایل‌های آلوده به صورت جانبی بارگذاری می‌شوند.

در پایان، ویدیو یا تصویر فریب‌دهنده برای کاربر نمایش داده می‌شود تا عملیات نفوذ از دید او پنهان بماند.

🔸این بدافزار تنها به یک دسترسی محدود بسنده نمی‌کند. قابلیت‌های آن شامل سرقت لیست مخاطبان و پیامک‌ها، ضبط صدا از طریق میکروفون، دسترسی به موقعیت مکانی لحظه‌ای و استخراج فایل‌ها و تصاویر ذخیره‌شده در دستگاه است. به زبان ساده، تلفن یا رایانه قربانی به یک ابزار جاسوسی تمام‌عیار تبدیل می‌شود.

نکته نگران‌کننده‌تر، وجود مکانیزم‌های «ضد تحلیل» در این بدافزار است. اگر بدافزار تشخیص دهد که در محیط‌های آزمایشگاهی یا تحت بررسی پژوهشگران امنیتی قرار گرفته، فعالیت خود را متوقف می‌کند تا شناسایی نشود. این یعنی شناسایی و مهار آن به‌مراتب دشوارتر از بدافزارهای معمول است.

◾️توصیه‌های مهم:

اولین و مهم‌ترین خط دفاع، بی‌اعتمادی است. از باز کردن لینک‌ها و دانلود فایل‌ها از منابع ناشناس یا غیرقابل اعتماد خودداری کنید، حتی اگر ظاهر آن‌ها یک ویدیوی عادی یا خبری باشد. استفاده از پیام‌رسان‌های امن با رمزنگاری سرتاسری، به‌روزرسانی منظم سیستم‌عامل و نرم‌افزارها و پرهیز از اجرای فایل‌های مشکوک، ریسک گرفتار شدن در این دام را به‌طور قابل توجهی کاهش می‌دهد.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌2
Forwarded from گفت‌وشنود
اورنگ‌زیب و سیاست‌های مذهبی
پادشاه گورکانی که رویای هند سرتاسر اسلامی داشت

اورنگ‌زیب عالمگیر، ششمین امپراتور گورکانی هند، از سال ۱۶۵۸ تا ۱۷۰۷ میلادی بر یکی از بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین امپراتوری‌های زمان خود حکومت کرد. او شخصیتی است که نامش همچنان در بحث‌های مربوط به دین، قدرت سیاسی و مدارا در جنوب آسیا محل مناقشه است. برخی مورخان او را به دلیل سیاست‌های سخت‌گیرانه مذهبی، بازگرداندن مالیات جزیه بر غیرمسلمانان و تخریب برخی معابد هندو مورد انتقاد قرار داده‌اند؛ هرچند درباره انگیزه‌های دقیق این اقدامات همچنان میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.

نوشتار «اورنگ‌زیب» به بررسی زندگی و میراث این فرمانروا در بستر جامعه‌ای چنددینی و چندفرهنگی می‌پردازد؛ جامعه‌ای که مسلمانان، هندوها، سیک‌ها، جین‌ها و دیگر گروه‌های مذهبی در آن زندگی می‌کردند. این مطلب نشان می‌دهد که چگونه سیاست‌های حکومتی در قبال نمادها و باورهای دینی می‌تواند بر روابط میان جوامع مختلف تأثیر بگذارد و برای قرن‌ها در حافظه تاریخی مردم باقی بماند.

یکی از نکات مهم این نوشتار، مقایسه میراث اورنگ‌زیب با هند امروز است. اگرچه هند معاصر همچنان با تنش‌ها و چالش‌های مذهبی روبه‌روست، اما قانون اساسی این کشور بر پایه سکولاریسم، آزادی دین و برابری شهروندان بنا شده است. وجود چارچوب‌های قانونی برای حفاظت از تنوع دینی و فرهنگی، یکی از تفاوت‌های مهم میان هند امروز و دوران حکومت اورنگ‌زیب به شمار می‌رود؛ هرچند درباره میزان تحقق عملی این اصول همچنان بحث و گفت‌وگو ادامه دارد.

این نوشتار فرصتی است برای تأمل درباره نسبت دین و قدرت، اهمیت احترام به نمادهای مورد احترام دیگران و چالش‌های همزیستی در جوامع متکثر.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/aurangzeb/

#اورنگ_زیب #تنوع_مذهبی #سکولاریسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍31👌1
پخشان عزیزی در نامه‌ای از اوین:
من هنوز زنده‌ام، نفس می‌کشم و بر مواضعم ایستاده‌ام

«پخشان عزیزی»، زندانی سیاسی کرد و مددکار اجتماعی، که در بند زنان زندان اوین محبوس است، در نامه‌ای سرگشاده از وضعیت حقوقی خود، روند رسیدگی به پرونده و شرایط زندان نوشته است. او در ابتدای این نامه با اشاره به فشارها و تهدیدها می‌نویسد: «مدت‌ها بود که سکوت اختیار کرده بودم. جایی که دست‌بسته‌ای، موقعیتت به مانند تاریخت لبِ مرزی‌ست و کوچک‌ترین سخنی ممکن است زندگانی‌ات را بگیرد… بایستی فریاد برآورد که من هنوز زنده‌ام، نفس می‌کشم و هنوز همان جایی که بایستی، ایستاده‌ام.»

عزیزی در ادامه، به وضعیت حقوقی خود اشاره کرده و خود را «تنها زن زندانیِ سیاسی محکوم به اعدامی» معرفی می‌کند که «۳ سال حبس و ۲ سال زیر حکم ناعادلانه و ظالمانه‌ای» را پشت سر گذاشته و به گفته او، «حکمش تاکنون ۴ بار تأیید شده است» بدون آن‌که احکامش نقض شده باشد. او تأکید می‌کند که «تا حال نیز هیچ توقفِ حکمی که از آن گفته می‌شود، چه به من و چه به وکیلم، جناب رئیسیان ابلاغ نشده است» و یادآور می‌شود که «توقف حکم هم به معنای شکستن آن نیست.»

این زندانی سیاسی با تشریح فشارهایی که در این سال‌ها تحمل کرده، وضعیت خود را چنین توصیف می‌کند: «این دو سه سال تکرار تاریخم بود. زیر شدیدترین فشارها و تهدیدات و تجاوزاتِ فکری و اعتقادی در پروسه بازداشت تاکنون در داخل همین زندان سیاسی، دقیقاً یادآوریِ تاریخ به حاشیه رانده‌شده‌ی کردستانم است.»

او همچنین به تنهایی خود در زندان اشاره کرده و می‌نویسد: «هیچ دوستی، هیچ دوستی غیر از خود ندارم؛ که حتی گاهی ناآگاهی و منفعت‌طلبی و انکارِ خود باعث انقطاع و انشعاباتی در آن شده که تاریخش را به بیراهه می‌برد؛ من آن را با چشم خود دیده‌ام.»

پخشان عزیزی در بخش دیگری از نامه، با رد اتهام‌های منتسب به خود، هرگونه تعلق سازمانی را نفی می‌کند و می‌نویسد: «بنده به هیچ عنوان عضو هیچ سازمان خاصی نبوده و نیستم و تماماً مددکار اجتماعی بوده‌ام.» او با اشاره به سوابق کاری‌اش در مناطق جنگ‌زده توضیح می‌دهد: «به عنوان مددکاری اجتماعی، سال‌ها در کمپ آوارگان جنگی در سوریه (در بدترین شرایط بهداشتی و زندگانی) که مورد حمله داعش قرار گرفته بود، خدمت کرده‌ام… تنها با یک عکس ادعای عضویت من به واقع اشتباهی محض است.»

او همچنین اتهام «تجزیه‌طلبی» را رد کرده و آن را رویکردی کهنه می‌داند: «بنده به هیچ عنوان با تجزیه‌طلبی که در زمانه‌ی امروز موضعی کلاسیک و ارتجاعی است، موافق نبوده و نیستم، اما رسیدن به حقوقِ حقه‌ی جامعه‌ام با تعریف در داخل خاک ایران و ایجاد فدراسیون در کشورم… را یک امر طبیعی در روند تغییرات اجتماعیِ جهانی می‌بینم.» عزیزی مسئولیت خود را به عنوان یک زن کرد چنین تعریف می‌کند: «به عنوان یک زن کرد حفظ فرهنگ و تاریخ کردستان و ایران و خاورمیانه را مسئولیتِ تاریخی–انسانی که در درون آن تعریف می‌شوم می‌بینم.»

عزیزی در این نامه بر راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز و مردمی برای خروج از وضعیت خشونت‌بار تأکید کرده و می‌نویسد: «باور بدان دارم که برای برقراریِ صلح اساسی بهترین شیوه‌ی دیپلماسی، مذاکره با مردم است؛ آنان که چیزی ندارند، معترضان و مخالفانی که فرصت می‌خواهند.» او نقش خود را در این مسیر، کار عمیق فرهنگی و اجتماعی در کنار مردم می‌داند: «کار من با مردم است و نه حکومت‌ها… کار با مردم، در بطن جامعه جهت روییدن جوانه‌های ذهنی برای گرفتن زندگی و نه مرگ، جدی‌تر صورت گیرد. این نیز مستلزم ایجاد نهادهای مردمی و مستقل می‌باشد.»

این زندانی سیاسی در پایان نامه‌اش، با عبارتی شاعرانه، موضع خود را چنین خلاصه می‌کند: «من آنی‌ام که برای زندگی می‌میرم، نه آن که برای مرگ زندگی کنم.»

او ضمن قدردانی از خانواده‌اش، وکیلش آقای رئیسیان و تمامی کسانی که در داخل و خارج زندان از او حمایت کرده‌اند، از «نیت‌های خالصانه» آنان تشکر کرده و بر ایستادگی خود بر سر مواضعش تأکید می‌کند.

متن کامل نامه پخشان در کانال تلگرام هیدرا قرار دارد:
https://t.me/Hydramediairan/113

#نه_به‌_اعدام #پخشان_عزیزی #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
20🕊2
Forwarded from گفت‌وشنود
در جست‌وجوی پیوندها؛ راه‌حل‌های مشترک باورمندان و غیر باورمندان برای آینده بهتر

در جهانی که انسان‌ها از باورها، فرهنگ‌ها، ادیان و جهان‌بینی‌های گوناگون برخوردارند، همزیستی مسالمت‌آمیز نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند بر پایه حذف، طرد یا تحمیل یک دیدگاه واحد به پایداری، عدالت و پیشرفت دست یابد. در مقابل، جوامعی که توانسته‌اند میان تفاوت‌ها پل بزنند و فرهنگ گفت‌وگو، مدارا و احترام متقابل را تقویت کنند، از ظرفیت بیشتری برای حل مسائل مشترک و ساختن آینده‌ای بهتر برخوردار بوده‌اند.

ایران نیز جامعه‌ای متنوع و چندلایه است؛ سرزمینی که در آن پیروان ادیان، باورها و فرهنگ‌های گوناگون در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. در شرایطی که کشور نزدیک به نیم قرن است با استبداد و شکاف‌های اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند، آینده‌ای آزاد و صلح‌آمیز بیش از هر زمان دیگر نیازمند تقویت فرهنگ مدارا، گفت‌وگو و پذیرش تفاوت‌هاست. چنین آینده‌ای در گرو آن است که شهروندان، در عین پایبندی به باورهای خود، حق دیگران را برای متفاوت اندیشیدن و متفاوت زیستن به رسمیت بشناسند.

کتابچه «در جست‌وجوی پیوندها؛ راه‌حل‌های مشترک باورمندان و غیر باورمندان برای آینده بهتر» با نگاهی به تنوع فکری و فرهنگی جوامع انسانی، بر ضرورت همزیستی و همکاری میان انسان‌ها تاکید می‌کند. این اثر ضمن معرفی ارزش‌های مشترک و تجربه‌های موفق جهانی، نمونه‌ها و درس‌هایی را پیش روی خوانندگان قرار می‌دهد که می‌تواند به تقویت همبستگی اجتماعی، کاهش تنش‌ها و گسترش فرهنگ احترام متقابل یاری رساند و الهام‌بخش شکل‌گیری ایرانی آزاد، فراگیر و همدل باشند.

احمد جزایری، پژوهشگر و نویسنده این اثر، دکترای حقوق دارد و سابقه سال‌ها تدریس در دانشگاه، کار مطبوعاتی و تحقیقاتی و آشنایی طولانی‌مدت با علوم و متون دینی در کارنامه او دیده می‌شود.

کتابچه «در جست‌وجوی پیوندها؛ راه‌حل‌های مشترک باورمندان و غیر باورمندان برای آینده بهتر» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید.

https://dialog.tavaana.org/believers-nonbelievers-tolerance-iran/

#کتاب #باورمندان #ناباورمندان #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
3👌1
تصاویر و روایت‌های منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمی‌اند که در دی‌ماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بی‌خبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.

گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال تهیه شده، تلاش می‌کند نام و روایت بخشی از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسان‌هایی با زندگی، رویا، خانواده و آینده‌ای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.

روایت علی عنبرستانی،
مردی ۳۷ ساله، مهندس متالورژی، اهل تهران و پدر یک دختر ۸ ساله بود.
به گفته خانواده، علی شامگاه ۱۸ دی‌ماه در محله هفت‌حوض تهران هدف شلیک مستقیم گلوله به سر قرار گرفت و پس از آن به بیمارستان الغدیر منتقل شد؛.
خواهر او در پیامی نوشته بود:
«برادر من آن شب توی حیاط بیمارستان الغدیر بود… ما جسد برادرم را روز ۱۹ دی‌ماه از همان زیرزمین الغدیر به زور بردیم.»

پشت هر نام، یک زندگی بود؛ یک زندگی ناتمام؛ پدری که دخترش چشم‌انتظار بازگشت او ماند، برادری که خانواده‌اش هنوز با درد و ناباوری از او حرف می‌زنند، و عزیزی که می‌توانست امروز کنار عزیزانش باشد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
جام جهانی فوتبال مردان و یادی از یک بازی تاریخی
چرا بازی ایران و آمریکا تا این اندازه مهم شد؟


بازی ایران و آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، فراتر از یک رویداد ورزشی، به «مسابقه قرن» بدل شد؛ نه به خاطر کیفیت فنی، بلکه به دلیل یک تابوی سیاسی. پس از دو دهه تنش بی‌وقفه و سیاست «آمریکاستیزی» که ستون اصلی گفتمان جمهوری اسلامی را تشکیل می‌داد، رویارویی با «شیطان بزرگ» در مستطیل سبز، شوکی ایدئولوژیک بود.

در حالی که پیش از انقلاب ۵۷، فوتبال یک پدیده ورزشی غیر ایدئولوژیک و سکولار بود و حتی بازی با اسرائیل نیز بدون بار سیاسی معاصر در جریان بود، جمهوری اسلامی با سیاست «دیگری‌ستیزی»، ورزش را به میدان جنگی برای تداوم تقابل‌های ایدئولوژیک تبدیل کرد.

برای حکومت، این بازی نه یک مسابقه، که جبهه‌ای برای اثبات «حقانیت» بود. شخص رهبر جمهوری اسلامی با استقبال از پیروزی تیم ملی و تقلیل آن به یک «پیروزی سیاسی»، تلاش کرد تا از یک رویداد فوتبالی، مشروعیتی برای ایدئولوژی حاکم استخراج کند.

در سوی دیگر میدان اما، واقعیت جهان غرب متفاوت بود. برای اکثر شهروندان و حتی بازیکنان آمریکایی، این بازی نه جنگ ایدئولوژیک، بلکه یک رقابت معمولی در تقویم ورزشی بود. این تضاد نگاه، عمق شکاف میان دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی و جهان آزاد را عیان کرد؛ جایی که حکومت سعی داشت «سیاست» را به خورد «ورزش» بدهد، اما در دنیای حرفه‌ای، فوتبال صرفا یک بازی بود.

این رویکرد، در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر نیز تکرار شد. جمهوری اسلامی همواره برخلاف منشور های ورزشی و عرف بین‌الملل، ورزش را گروگان گرفته است. از مهندسی انتخاب ملی‌پوشان بر اساس وفاداری‌های سیاسی تا تبدیل سکوها و مستطیل سبز به تریبون‌های ایدئولوژیک، فوتبال در ایران بیش از آنکه تجلی استعدادهای ورزشی باشد، ابزاری در دست دستگاه تبلیغاتی حکومت بوده است.

حواشی پایان‌ناپذیر پیرامون تیم‌های ملی، نشان از آن دارد که برای جمهوری اسلامی، «گل زدن» به حریف سیاسی اهمیت بیشتری از «گل کاشتن» در عرصه ورزش برای اعتبار ملی دارد؛ رویکردی که نه تنها ورزش را از ماهیت اصلی‌اش تهی کرده، بلکه فشار روانی مضاعفی را بر دوش ورزشکارانی گذاشته که قربانی این نگاه ابزارگونه به ورزش هستند.

#حکومت_ایدئولوژیک #جام_جهانی #فوتبال #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌1