آموزشکده توانا
54.7K subscribers
32.6K photos
38.1K videos
2.55K files
19.5K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
🔴 احضار جعفر ابراهیمی بازرس شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران به دادسرای ناحیه ۲ کرج

روز ۱۷ شهریور جعفر ابراهیمی جهت آخرین دفاع به دادسرای ناحیه ۲ کرج احضار شد. حسین تاج وکیل این فعال صنفی در توییتر خود ضمن اعلام این خبر گفته است اتهامات جدیدی به موکلش ابلاغ شده و میزان قرار وثیقه از صد میلیون به چهارصد میلیون افزایش یافته‌است.
لازم به ذکر است جعفر ابراهیمی هم‌زمان با چهلم جانباختگان آبان ۹۸ در بهشت سکینه کرج دستگیر شد و پس از یک ماه انفرادی در بند اطلاعات در زندان گوهردشت با قید وثیقه صد میلیون تومانی آزاد شده‌بود. اتهامات طرح شده در ارتباط با این دستگیری و یادداشت‌ها و فعالیت‌های صنفی وی بوده‌است.

#علیه_امنیتی_کردن_فعالیتهای_صنفی
#جای_معلم_زندان_نیست

✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🆔
https://t.me/ettehad
هشدار معلمان به حکومت؛ تبدیل مسئله معلمان به یک بحران

«متاسفانه شرایط روحی و معیشتی معلمان کشور در حال نزدیک‌شدن به حالت رادیکالیزه و ورود به مرحله تقابل فیزیکی است و شوربختانه آموزش در کشور، به حال خود رها شده‌ است.»

این سخن هشدارآمیز یکی از معلمان در وبسایت «صدای معلم» است. وبسایتی که به صورت قانونی در داخل کشور فعالیت می‌کند و نه تنها رویکرد مخالفت‌مآبانه با کلیت نظام جمهوری اسلامی ندارد بلکه به صورت کاملا بارزی تلاش می‌کند در حدود خط قرمزهای رسمی فعالیت کند تا مبادا به تیغ سانسور گرفتار بیاید و یا دستگاه‌های سرکوب سراغ گردانندگان و نویسندگان آن بیایند و حلقه فشار را از این هم تنگ‌تر سازند. بر این اساس بسیار جالب‌توجه است که آشکارا در این وبسایت مطلبی منتشر می‌شود که از نگرانی خود پیرامون ورود معلمان ایرانی به «تقابل فیزیکی» می‌گوید.

بر معلم ایرانی چه رفته است که صراحتا می‌نویسند نادیده گرفته شده‌اند و فقط برای تزیین و «مشارکت‌های ساختگی» فراخوانده می‌شوند و این چنان موجب نارضایتی شده که «آنان را مجبور به عبور از اصول اخلاقی خود می‌کند». پاسخ را البته در همان یادداشت می‌توان خواند وقتی نویسنده دردمند که خود یک معلم است می‌نویسد: «میانگین حقوق دریافتی معلمان، کمتر از پنج میلیون تومان و خط فقر بالای ده میلیون تومان است که این موضوع نشان از زیر خط فقر بودن تمام معلمان کشور دارد.»

برخی معلمان نیز از وضعیت چنان نارضایتی دارند که حتی از شنیدن این جمله که «معلمان زیر خط فقر هستند» نیز شاکی می‌شوند و آن را به گونه‌ای لاپوشانی وضعیت معلمان می‌دانند؛ چنانکه یکی از کامنت‌گذاران زیر پای همین مطلب در وبسایت صدای معلم برای نویسنده که «مزبان حبیبی» نام دارد این‌گونه نوشت: «معلمان فقیر هستند در یک کلام. دیگر زیر خط فقر را به آن وصل نکنید همکاران عزیز. فرهنگیان فقیر هستند مثل فقرای سودان مثل مردم فقیر اتیوپی و خانه بدوشان برزیل و غیره که یک مشت ثروتمند بی‌درد بر آن‌ها ریاست می‌کنند. ساده باید گفت دیگر.»

بیش‌تر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Economic_Rights_Of_Iranian_Teachers

#گزارش #معلمان #معیشت #منزلت #کرامت #خط_فقر #حقوق_معلمان

@Tavaana_TavaanaTech
⛔️ دستگیری غلامرضا غلامی دبیر شیمی آموزش و پرورش شیراز

غلامرضا غلامی دبیر شیمی مدارس شیراز پس از 30 سال خدمت ، امروز 17 شهریور 1400 ساعت 17 در روستای کنداز استان فارس دستگیر و به نقطه ی نامعلومی منتقل شد.

وی که قرار بود در مهر 1400 بازنشسته شود، برای خدمت در روستای زادگاه خود (کنداز) از توابع شیراز به عنوان مدیر آموزگار راهی آن روستا شده بود، که در همان روستا دستگیر و بازداشت شد.
دستگیر کنندگان که هنوز هویتشان مشخص نیست ، گوشی موبایل وی را نیز ضبط کردند.

شورای هماهنگی برخورد چکشی با فعالان صنفی را محکوم نموده و خواهان آزادی فوری معلمان زندانی می باشد.
..............
کانال شورای هماهنگی:
https://t.me/kashowra

سایت شورا :
www.hamahangi.org

تماس با دبیر خانه ی شورا:
@shora_hamahangi
چهارشنبه ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۰، جمعی از شهروندان و فعالان مدنی در رابطه با تحولات اخیر کشور افغانستان در مقابل سفارت پاکستان دست به تجمع اعتراضی زدند. معترضان با به همراه داشتن پلاکاردها و سردادن شعارهایی نسبت به تحولات اخیر افغانستان واکنش نشان دادند.

این تجمع توسط نیروهای امنیتی و انتظامی به خشونت کشیده شد و نرگس محمدی، احمدرضا حائری، پوران ناظمی، ویدا ربانی به همراه شماری دیگری از فعالان مدنی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

پی‌نوشت:
طبق اطلاعات رسیده، بازداشت‌شدگان تجمع مقابل سفارت پاکستان، آزاد شده‌اند.

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالروز جان‌باختن سحر خدایاری (دختر آبی)

خبر ساده ولی شوک‌آور بود؛ دختری در تهران در حرکتی اعتراضی خودش را به آتش کشید؛ سحر خدایاری.
یکی از موانع اصلی ورود زنان به ورزشگاه‌ها، مراجع تقلید هستند که همواره حکم و نظرشان علیه این حق ساده و طبیعی زنان است.

http://bit.ly/2nxKr8k
لینک یوتیوب:
http://bit.ly/2nvs1VD

#اسلایدشو #دختر_آبی #سحر_خدایاری

@Tavaana_TavaanaTech
«من همیشه به دور و وریام میگم ما با اینا انگار تو یه ایران زندگی نمیکنیم. ایران اینا کجاست که توش آمریکایی و کانادایی میاد برکت بزنه!؟»

- متن و تصویر ارسالی از همراهان

@Tavaana_TavaanaTech
اینجا ارومیه است، این مغازه علاوه بر اینکه به افراد کم‌درآمد، بی‌بضاعت و سربازان، ماسک رایگان می‌دهد، در صورت نداشتن وجه نقد با درک شرایط سخت اقتصادی، پولی بابت «نان شب» دریافت نمی‌کند.

بسیاری از هم‌وطنان‌مان برای تامین «نان شب» ناتوان شده است.
حکومت که ناکارآمد و فاسد است و تامین نیازهای حزب‌الله لبنان و حماس و حفظ بشار اسد، برایش بر «نان شب» مردم ارجحیت دارد!
چه خوب است که در این شرایط دشوار، ما مردم هوای هم را داشته باشیم، همدلی همبستگی می‌آورد و می‌تواند گره‌گشا باشد.

دم این کاسب ارومیه‌ای گرم که هوای هم‌وطنان خود را دارد.


چرابایدهوای‌هم‌راداشته‌باشیم؟
bit.ly/SJKqJ2

@Tavaana_TavaanaTech
سعید افکاری، برادر نوید افکاری که شهریور سال گذشته اعدام شد، در توییتی نوشت که به احکام برادر زندانی‌اش، وحید، «دو سال تبعید» نیز اضافه شده است

او نوشت: «در احکام قبلی برادرانم اعدام بود و زندان و شلاق، ولی تبعید نبود. گرفتن ۲۵ سال از زندگی برادرم وحید برایشان کافی نبود»

@Tavaana_TavaanaTech
بازداشتی‌های روستای کردستان بزرگ بهبهان پس از ۱۸ روز از بازداشتگاه اطلاعات اهواز به قرنطینه زندان شیبان منتقل شدند و در روز یکشنبه ۱۴ شهریور ماه در اعتراض به تمدید قرار بازداشت‌شان اعتصاب خشک کرده‌اند و در میان ۶ بازداشتی محمد شکری، محمد طیبی و مهران طیبی لب‌های خود را دوخته‌اند و دیگر بازداشتی علی طیبی با بیماری زمینه‌ای ریوی و ناراحتی معده به کروناویروس مبتلا شده است.

برخی از این بازداشتی‌‌ها به نام‌های سیاوش خلیلی و احمدرضا طیبی هیچ‌گونه دخالت یا حضوری در شب سه‌شنبه ۲۹ تیر برای بستن جاده نداشتند اما به دلایل نامعلومی شکنجه شدند و قرار بازداشت‌شان تمدید شده است.

طبق گزارش‌های رسیده، بازداشتی‌ها از سوی بازجویان اداره اطلاعات اهواز علاوه بر اینکه شکنجه فیزیکی شدیدی متحمل شدند، شکنجه کلامی هم شدند و از آنان زیر شکنجه اعتراف گرفته‌اند و بنا به گفته برخی از بازداشتی‌ها، بازجویان اطلاعات با پاشیدن پودر واجبی به سر و صورت بازداشتی‌ها موی آن‌ها را با دست کندند! و از آن‌ها خواستند که به ارتباط با گروه الاحوازی اعتراف کنند.

مقداد طیبی در میان این بازداشتی‌ها به اتهام نامشخصی بازداشت شده و یکی از دنده‌های او زیر شکنجه شکسته شده است و همچنین چشم و صورت او بدلیل درگیری دیگر زندانیان (زندانیان عادی) با او و دیگر بازداشتی‌ها بشدت آسیب دیده است.

محمد طیبی، احمدرضا طیبی، مهران طیبی، علی طیبی، مقداد طیبی، امیر رضا طیبی و محمد شکری ۴ صبح سه شنبه ۱۲ اَمرداد به اتهام بستن جاده در اعتراض به کُشتار معترضان به بی‌آبی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند و در میان بازداشتی‌ها فقط آقای امیر رضا طیبی دوشنبه ۱ شهریور با تودیع قرار آزاد شده است.

#خوزستان #بهبهان #شکنجه #اعتراف_اجباری

@Tavaana_TavaanaTech
روایتی از فقدان صلح‌گرایی در نظام آموزشی افغانستان

اتفاقات چند ماه اخیر در افغانستان صرفا پرده آخر فتح افغانستان توسط طالبان بود و طالبان از چند سال پیش تا کنون در متن تحولات افغانستان به عنوان خطری جدی به شمار می‌آمدند و خطر حضور آنان شهروندان آزادی‌جو و صلح‌طلب افغانستان را نگران می‌کرد.

بر این اساس بود که از مدت‌ها پیش یادداشت‌های فراوانی در این حوزه منتشر شده است ولی شاید یکی از حوزه‌های کم‌تر مورد اشاره در این حوزه نگاهی باشد که به نقش سیاست آموزشی در دوره ۲۰ ساله حکمرانی نظام عرفی و سکولار در این کشور اشاره می‌کند.
از جمله مطلبی در نشریه «اطلاعات روز» منتشر شده بود که به صورت تفصیلی به این مسئله می‌پردازد و نکاتی قابل توجه را بازگو می‌کند. نویسنده مطلب «حسینعلی کریمی» - دبیر بخش صلح این نشریه - است که پیش از این نزدیک به پنج سال با مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان به صورت پژوهشگر کار کرده بود و به نظر می‌رسد درباره نقش سیستم آموزشی کشور در تامین و گسترش سیاست مدارا و رواداری فرد صاحب نظری باشد.

آقای کریمی در بخشی از یادداشت خود که در سال ۱۳۹۹ منتشر شده است در همان آغاز این پرسش را به میان می‌کشد: «پرسش اساسی این نوشته این است که چقدر نظام‌های آموزشی ما در راستای صلح‌سازی عمل کرده‌اند؟ آیا آن‌ها در طول دو دهه گذشته توانسته‌اند، محتواهای صلح‌آمیز، مطابق با نیاز جامعه تولید کنند؟»

او در ادامه نظام آموزشی افغانستان را از «آلوده‌ترین و فاسدترین» نهادهای افغانستانی می‌داند که در عین‌حال بیش‌ترین بودجه را نیز داشته است. آقای کریمی به نقل از یونیسف می‌نویسد این وضعیت اسفبار در حالی بوده که حدود چهار میلیون کودک در افغانستان به آموزش دسترسی ندارند و ۶۰ درصد از چهار میلیون کودک نیز از دختران هستند. 

حسینعلی کریمی اشاره به رشد افراط‌گرایی در میان دانشجویان افغانستان می‌نویسد: «استادان و دانشکده شرعیات ما با محتوای ثقافت اسلامی بیش از آن‌که مدارا، همدیگر‌پذیری و صلح را آموزش دهند، افراط‌گرایی و خشونت را محور آموزش قرار داده‌اند. این موضوع را می‌شود از رشد افراط‌گرایی در میان دانشجویان دانشگاه‌های افغانستان، به‌خصوص دو دانشگاه کابل و ننگرهار به خوبی مشاهده کرد.»

بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Peace_And_Education_In_Afghanistan

#طالبان #افغانستان #مدارا #نظام_آموزشی #صلح

@Tavaana_TavaanaTech
پرویز ناتل‌خانلری از روشنفکران و ادیبان برجسته‌ ایرانی در دهه ۳۰ و ۴۰ خورشیدی بود. زمانی که در دهه ۴۰ آهنگ توسعه ایران رشدی شتابان به خود می‌گیرد محمدرضاشاه از لزوم توسعه آموزش عالی و دانشگاه‌ها در کشور می‌گوید. ناتل‌خانلری در نشریه «سخن» از این تصمیم شاه انتقاد می‌کند. به گفته سرکوهی: «خانلری در سرمقاله مجله سخن با انتقاد از برنامه شاه نوشت که بودجه اندک آن روزگار را باید بیش‌تر به سوادآموزی عمومی و تاسیس مدرسه در روستاها و شهرستان‌های کوچک اختصاص داد و کمبود معلم را با طرحی ابتکاری جبران کرد، چرا که ارتقاء فرهنگی و توسعه سیاسی و اقتصادی در جامعه‌ای با اکثریت بی‌سواد ممکن نیست.»

این انتقاد به دید شاه می‌رسد؛ شاه «اسدالله علم» را نزد خانلری می‌فرستد و درباره «طرح ابتکاری» او می‌پرسد. خانلری طرح «سپاه دانش» را پیشنهاد می‌کند تا جوانان دیپلمه ایرانی به جای تلف‌کردن عمر خود در سربازی اجباری، به عنوان معلم به روستاها و مناطق محروم بروند و پسران و دختران آن مناطق را باسواد سازند. این طرح با استقبال شخص محمدرضاشاه روبرو می‌شود و به خانلری پیشنهاد می‌دهد که خود او مجری این طرح شود و برای اجرایی‌سازی آن پست وزارت فرهنگ در دولت اسدالله علم را بپذیرد و این‌گونه است که یکی از منتقدان سیاست آموزشی شاه به وزارت فرهنگ می‌رسد تا ایده خود را پیاده کند. 

فرج سرکوهی می‌نویسد: « به این ترتیب میلیون‌ها کودک روستایی که با طرح خانلری به مدرسه رفتند، وام مردی را به گردن دارند که علائق شعری و علمی خود را رها کرد تا مدرسه را به روستاها ببرد. جمهوری اسلامی به پاداش ارائه و اجرای این طرح خانلری را زندانی و منزوی کرد و از دانشگاه راند.»
«علی پورسلیمان» سردبیر سایت «صدای معلم»، در مقاله‌ای در ۵ شهریور ۱۴۰۰ می‌نویسد:
«​​اگر این روایت مقرون به یقین باشد می‌توان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد که "منتقد" وضعیت موجود در زمان حاکمیت پیش از انقلاب اسلامی به مقام وزارت می‌رسد. بالاترین مقام یک کشور حرفی می‌زند و شهروندی سخنان او را نقد کارشناسی می‌کند. نظام مستقر سخن او را می‌شنود. حال این وضعیت را مقایسه کنید با دورانی که در آن به سر می‌بریم. بارها شنیده و دیده‌ام، فردی که حتی می‌خواهد یک پست ساده در سیستم اداری آموزش و پرورش بگیرد صرفا به خاطر یک انتقاد ساده و یا نوشتن یک یادداشت انتقادی در فرایند "استعلام" او را رد کرده‌اند. نتیجه چه خواهد بود؟ بدیهی‌ترین و مستقیم‌ترین نتیجه چنین فضایی تمایل کلی نظام مستقر به سمت "کوتولگی" و بر مسند نشستن شبه مدیران بی‌سواد، محافظه‌کار، متملق و ریاکار خواهد بود.»

مطلب کامل را اینجا بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Parviz_Khanlari

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهروندی که به گفته راوی دارای اعتیاد بوده، گویا قصد خودکشی داشته، نیروی انتظامی آمده است به او کمک کند، ویدئو را ببینید.
آیا این رفتار نیروی انتظامی این باور را در ذهن نمی‌پروراند که نیروی انتظامی می‌خواهد کمک کند که فرد در «کشتن» خود موفق شود؟!

چرا چنین با خشونت، با فردی که خطری از سوی او آن‌ها را تهدید نمی‌کند، رفتار می‌کنند؟

لابد بعد خواهند گفت که پرتاب مشت و لگد ما یهویی بوده است؟!

این واقعه گویا دیروز در تهران، خیابان پیروزی اتفاق افتاده است.

#نیروی_انتظامی #خشونت

@Tavaana_TavaanaTech
در تاریخ ۱۷ شهریور ماه۱۳۵۹ هفت شهروند بهایی تیرباران شدند.
این هفت شهروند ایرانی که مسئولیت اداره جامعه بهایی شهر یزد را برعهده داشتند در باغی خارج از شهر، توسط ماموران جمهوری‌ اسلامی یک به یک تیرباران شدند. یکی از این افراد پیرمردی ۸۵ ساله بود.

‏اسامی اعدام شدگان
‏عزیزاله ذبیحیان ۵۶ ساله، فریدون فریدانی ۵۸ ساله، نورالله اختر خاوری ۶۱ ساله، عبدالوهاب کاظمی ۸۵ ساله، جلال مستقیم ۵۲ ساله، محمود حسن‌زاده ۴۱ ساله، علی مطهری ۴۴ ساله

این افراد در آرامگاه بهاییان در شهر یزد دفن شدند، ولی بعدها حکومت آنجا را ویران کرد و در آن محل بناهایی دیگر ساخته شد.

بیش از ۲۰۰ بهایی بعد از روی کار آمدن جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند که بیشتر آن‌ها یک نوع وظایف اداری در جامعهٔ بهایی داشتند. یا عضو محفل بودند یا وظایف دیگری برای تدریس بهاییان به‌عنوان معلم یا مشاور داشتند.

با آنکه از ابتدای به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی عده زیادی از بهائیان ربوده شده و کشته شدند، کمتر درباره این وقایع گفته شده. پیکر برخی از اعدام شده‌اند هرگز به خانواده‌ها تحویل داده نشد و محل دفن آنها نامشخص است.

#اعدام #جمهوری_اسلامی #بهایی

@Tavaana_TavaanaTech
روایت سپیده قلیان از زندان بوشهر

سپیده قلیان، فعال مدنی که زمستان سال‌ گذشته به زندان بوشهر تبعید و مدتی قبل به مرخصی درمانی اعزام شد در صفحه توییتر خود به تشریح بخشی از موارد نقض حقوق زندانیان در بند زنان زندان مرکزی بوشهر پرداخته و این زندان را «جهنمی فراموش‌شده» خواند است.

خانم قلیان از همراهان کارگران معترض هفت‌تپه بود که در جریان اعتراضات آن‌ها بازداشت، شکنجه و مجبور به اعتراف تلویزیونی شد و حالا مدت محکومیت خود را در زندان بوشهر و در تبعید می‌گذراند.

روایت سپیده قلیان از زندان به شرح زیر است:


«‏اینجا جایی است نزدیک آخر دنیا:
بند نسوان زندان مرکزی بوشهر. سال گذشته و هنگامی که به این زندان تبعید شدم، می‌دانستم که با جهنمی فراموش‌شده مواجه خواهم شد،اما سبعیت جاری در این زندان حتی در خیالاتم هم نمی‌گنجید. زنان زندانی این بند به جرم زن بودن و زندانی بودن تحت وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها و ضدانسانی‌ترین شرایط ممکن نگهداری می‌شوند. هر طور که می‌توانستم و به هر جا که می‌شناختم از وحشت و توحش این زندان نوشتم و گفتم؛ شبیه ایستادن در میان چهاردیوار از جنس سنگ و فریاد زدن، اما این‌بار می‌خواهم رو به کسانی از رنج‌های زنان زندانی در بوشهر حرف بزنم که گوشی برای شنیدن دارند، جانشان از ظلم به لب آمده و در مقابل خشونت بی‌تفاوت نیستند. این گزارش (با اسامی مستعار)، صحنه‌هایی کوتاه از شرایطی است که زنان زندانی بوشهر در آن زیست می‌کنند.

١) زهرا زن افغانستانی با فرزندش از دست طالبان و مرگ گریخته و حالا در مراسم تدفين نمادينی که زندان‌بانان ترتیب داده‌اند، در هواخوری زندان مركزی بوشهر ایستاده است. از ديد زندان‌بانان احمد که در آغوش مادر راهی زندان شده، حرام‌زاده است. کودکِ زهرا در هواخوری بند نسوان، به دستور مسئول اندزرگاه كفن‌پيچ شده؛ تنها برای اینكه احمد بترسد و شب زودتر بخوابد. زهرا بهت زده است و به محض درآوردن فرزندش از كفن به سويش حمله می‌كند، پسر را كتك مي‌زند و می‌گويد خودم ادبش مي‌كنم. لطفا شما كاری با او نداشته باشيد.

٢) مسئول بند تشخیص داده که پوشیدن لباس زیر باید اجباری باشد. مائده امتناع می‌کند و نمی‌خواهد روز و شب سوتین تنش باشد. مددكار فعلی بند برای تنبیه او همه زنان زندانی را مجبور به تحویل لباس زیرشان می‌کند. او زنان زندانی را فاحشه‌های شهر خطاب می‌کند و تهدید می‌کند که اگر لباس‌های زیرشان را تحویل ندهند، آنها را به زور از تنشان درمی‌آورد. در صف آمار و در مقابل چشمان وحشت‌زده‌ی سایر زنان زندانی لباس‌های مائده را (تنها به جرم درنیاوردن لباس زیر) پاره کردند. تاوان امتناع مائده همچنان ادامه داشت. در صف آمار همه را مجبور کردند، لباس‌های زیر را در آورند و سوتین و شورت را در كیسه زباله‌ای كه در دست مددكار بود بگذارند. بعد از آن روز هفته‌ها پوشیدن لباس زیر ممنوع شد، حتی در زمان عادت ماهیانه.

۳) حمام رفتن زندانیان در زندان بوشهر ساعت‌های مشخصی دارد. سحر خارج از ساعت مقرر حمام كرده و حالا به همین جرم باید در وسط هواخوری به دست مسئول بند «پاک شود». مسئول بند سحر را در هواخوری لخت می‌كند، با همكاری مدد كار بند با شیر و آب معدنی غسل می‌دهد و بقیه‌ی زندانیان را وادار می‌كنند كه صحنه را تماشا كنند و او را هو كنند. اگر کسی نگاهش را بدزدد از حق تلفن محروم خواهد شد. ده‌ها چشم، خشمگین و حیرت‌زده به تن عریان و لرزان زن خیره شده‌ایم. هر کدام فکر می‌کنیم چقدر تنها و بی‌پناهیم.

‏۴) قانون حجاب اجباری برای زنان زندانی بوشهر، در سطحی فراتر از آنچه‌که در برخی زندان‌ها مرسوم است، اجرا می‌شود. چادر و پوشش کامل در صف آمار و راهرو و هواخوری اجباری‌ است. زن زندانی در هر جایی جز تخت خواب باید حجاب داشته باشد.

‏۵) آمنه از بازداشتگاه برمی‌گردد. چند باری است باوجود تمام‌شدن مراحل تحقيق و بازجويي به مراكز تحقيق منتقل مي‌شود اما نه براي سوال و جواب. او را با هماهنگی مسئول بند برای ارائه خدمات جنسی به ماموران تحویل می‌دهند. اینجا با هماهنگی مسئول بند خيلی كارها انجام می‌شود، مثل فرستادن زنانی که از طرف خانواده حمایت مالی نمی‌شوند، نزد زندانی‌های مرد بند مالی و صيغه موقت آنها.
اين فقط پنج مورد از ٢٠ موردی است كه تاكنون در رابطه با بند نسوان زندان بوشهر، کتبی و شفاهی به مسئولان اعلام کرده‌ام و پاسخی جز سکوت گورستانی نگرفته‌ام.

هر کسی هم که اعتراض کند، تشدید شکنجه‌ها کَمینش را می‌کشد؛ تهديد به معاینه‌ی آلت تناسلی در برابر تمام پرنسل و زندانی‌ها، ضرب و شتم زندانی، قرنطینه‌ی زندانی، آوردن گارد و شكنجه و تعرض، قطعی تلفن، ملاقات و لغو مرخصی.
در سیاه‌چال بوشهر هرگونه سرپیچی و سرکشی از اوامر خشن و غیرانسانی اداره‌کنندگان زندان برابر است با مچاله‌شدن بیشتر و بیشتر در این برزخ که نه صدایی به بیرون دارد و نه چهره‌ای.»

#حقیقت_زندان #سپیده_قلیان
استوری اینستاگرام عارف غلامی، بازیکن تیم فوتبال استقلال تهران، به یاد سحر خدایاری (دختر آبی)
«یادت گرامی، جایت همیشه در "ورزشگاه صدهزار پسری آزادی" خالی»

#دختر_آبی

@Tavaana_TavaanaTech
‏«اینجا سنندج است
لطفا منتشر کنید تا در این شرایط سخت زندگی “خوب ماندن یادمون نره”
حرکتی زیبا از کمپین‌ مردمی “زام” در استان کردستان
زام در زبان کردی به معنای رنج است.»

ارسالی مخاطبان

الفبای حمایت‌گری:
http://goo.gl/tfdihS

#همدلی#همبستگی #نان_شب

@Tavaana_TavaanaTech
سعید افکاری در توئیتی، دست‌خطی از برادرش، جاویدنام نوید افکاری را در توصیف آزادی منتشر کرد.

آه ای آزادی...
اگر روزی به سرزمین ما رسیدی با شادی بیا.
با آواز و موسیقی و رنگ بیا.
با تفنگ‌های بزرگ در دست کودکان کوچک نیا.
برایمان از زندگی بگو از پنجره‌های باز بگو...

نوید افکاری ۲۷ ساله‌، در پی اعتراض‌های مرداد ۱۳۹۷ در شهر شیراز دستگیر شد، او و برادرانش وحید و حبیب، به شدت شکنجه شدند. ویدئویژ از اعترافات اجباری آن‌ها از صداوسیما پخش شد. اعتراف‌هایی که با موارد مندرج در پرونده در تضاد فراوان بود. ضمن آنکه نوید، در فایل صوتی‌ای گفته بود که تحت شکنجه تن به اعتراف داده است.
او سرانجام روز ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ در زندان عادل‌آباد شیراز اعدام شد.

مدتی قبل از اجرای حکم او انتشار چند فایل صوتی از او و از دفاعیاتش بازتاب زیادی در شبکه‌های اجتماعی داشت و کمپین بزرگی در مخالفت با حکم اعدام او شکل گرفت. اما جمهوری اسلامی او را شتاب‌زده و بدون طی کردن روال قانونی و بدون رسیدگی به اعاده دادرسی، به قتل رساند.

#نوید_افکاری #دادخواهی #اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
لطفا دقایقی وقت بگذارید و این پرسش‌نامه که مربوط به سرویس‌های تواناتک است پر کنید.

تکمیل این پرسش‌نامه می‌تواند یاری‌گر ما باشد تا پس از این بتوانیم بیش از پیش در ارائه این خدمات بکوشیم و نقاط قوت و ضعف خود را بهتر بشناسیم.


https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfuJ45POd9GFpuCnaaeOufMCcUI8e_YoxCUoo1AQmj08QKFuA/viewform?vc=0&c=0&w=1&flr=0

@tavaanatech