Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این دیدگاه خمینی که «اگر کفار در جنگ یک دسته مسلمین بیگناه را سپر قرار دادند بر ما واجب است که مسلمان و غیرمسلمانش را بکشیم» یک مانیفست گویا از نگاه فرقهای و ایدئولوژیک است که ارزش ذاتی جان انسان را نفی میکند و جان را بدل به وسیلهای صرفاً ابزاری برای اهداف سیاسی ـ نظامی مینماید.
چنین خطابی، با تقسیم قطعی انسانها به «شهید/بهشت» و «کافر/جهنم»، هرگونه حساسیت اخلاقی نسبت به انسان را از بین میبرد، زمینهساز توجیه خشونت جمعی و نابودی حقوق پایهای بشر میشود، و همزمان آموزههای اخلاقیِ مشترکِ بسیاری از ادیان و موازین بینالمللیِ حقوق بشر را نقض میکند.
نتیجتاً این نوع گفتار نه تنها از منظر انسانی و اخلاقی غیرقابل پذیرش است، بلکه در عمل به تشدید دوقطبیسازی، بحرانسازی و مشروعیتبخشی به کشتارهای بیفرجام کمک میکند.
#کرامت_انسانی #کافر #مسلمان #شهید #بهشت #جهنم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این دیدگاه خمینی که «اگر کفار در جنگ یک دسته مسلمین بیگناه را سپر قرار دادند بر ما واجب است که مسلمان و غیرمسلمانش را بکشیم» یک مانیفست گویا از نگاه فرقهای و ایدئولوژیک است که ارزش ذاتی جان انسان را نفی میکند و جان را بدل به وسیلهای صرفاً ابزاری برای اهداف سیاسی ـ نظامی مینماید.
چنین خطابی، با تقسیم قطعی انسانها به «شهید/بهشت» و «کافر/جهنم»، هرگونه حساسیت اخلاقی نسبت به انسان را از بین میبرد، زمینهساز توجیه خشونت جمعی و نابودی حقوق پایهای بشر میشود، و همزمان آموزههای اخلاقیِ مشترکِ بسیاری از ادیان و موازین بینالمللیِ حقوق بشر را نقض میکند.
نتیجتاً این نوع گفتار نه تنها از منظر انسانی و اخلاقی غیرقابل پذیرش است، بلکه در عمل به تشدید دوقطبیسازی، بحرانسازی و مشروعیتبخشی به کشتارهای بیفرجام کمک میکند.
#کرامت_انسانی #کافر #مسلمان #شهید #بهشت #جهنم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
1💯15❤6👍5
Forwarded from گفتوشنود
بیانیه «توافق صلح ترامپ»
ما خود را متعهد میدانیم به آیندهای آکنده از صلحی پایدار
پیشرفت واقعی از رهگذر همکاری و گفتوگوی پایدار حاصل میشود
بیانیهٔ «توافق صلح ترامپ» چشماندازی نو و امیدوارکننده برای خاورمیانه ترسیم میکند؛ چشماندازی که در آن گفتوگو جایگزین درگیری، و همکاری جایگزین خصومت میشود.
محور اصلی این توافق، باور به صلحی پایدار و انسانی است که بر پایهٔ کرامت ذاتی انسان، احترام به تفاوتها و پذیرش تنوع فرهنگی و دینی بنا شده است. این بیانیه میکوشد آیندهای را بنیان نهد که در آن ملتها، فارغ از مرزهای سیاسی و اعتقادی، در سایهٔ همکاری و توسعهٔ مشترک به شکوفایی برسند.
در این چشمانداز، رواداری و همزیستی میان پیروان ادیان ابراهیمی — اسلام، مسیحیت و یهودیت — بهعنوان پایهای برای ثبات منطقهای و صلح جهانی در نظر گرفته شده است.
امضاکنندگان بر این باورند که تنها از راه گفتوگوی مداوم، احترام متقابل و آموزش صلح میتوان چرخهٔ خشونت و افراطگرایی را شکست و امید را به مردمی بازگرداند که سالها درگیر رنج و فقدان بودهاند.
این بیانیه با تأکید بر کرامت انسانی و فرصت برابر برای همه، نویدبخش خاورمیانهای تازه است؛ خاورمیانهای که در آن توسعه، عدالت و آرامش جای جنگ و بیاعتمادی را میگیرد و ملتها در کنار هم آیندهای روشن و مشترک را میسازند.
#صلح #صلح_ترامپ #غزه #جنگ #فلسطین #اسرائیل #رواداری #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بیانیه «توافق صلح ترامپ»
ما خود را متعهد میدانیم به آیندهای آکنده از صلحی پایدار
پیشرفت واقعی از رهگذر همکاری و گفتوگوی پایدار حاصل میشود
بیانیهٔ «توافق صلح ترامپ» چشماندازی نو و امیدوارکننده برای خاورمیانه ترسیم میکند؛ چشماندازی که در آن گفتوگو جایگزین درگیری، و همکاری جایگزین خصومت میشود.
محور اصلی این توافق، باور به صلحی پایدار و انسانی است که بر پایهٔ کرامت ذاتی انسان، احترام به تفاوتها و پذیرش تنوع فرهنگی و دینی بنا شده است. این بیانیه میکوشد آیندهای را بنیان نهد که در آن ملتها، فارغ از مرزهای سیاسی و اعتقادی، در سایهٔ همکاری و توسعهٔ مشترک به شکوفایی برسند.
در این چشمانداز، رواداری و همزیستی میان پیروان ادیان ابراهیمی — اسلام، مسیحیت و یهودیت — بهعنوان پایهای برای ثبات منطقهای و صلح جهانی در نظر گرفته شده است.
امضاکنندگان بر این باورند که تنها از راه گفتوگوی مداوم، احترام متقابل و آموزش صلح میتوان چرخهٔ خشونت و افراطگرایی را شکست و امید را به مردمی بازگرداند که سالها درگیر رنج و فقدان بودهاند.
این بیانیه با تأکید بر کرامت انسانی و فرصت برابر برای همه، نویدبخش خاورمیانهای تازه است؛ خاورمیانهای که در آن توسعه، عدالت و آرامش جای جنگ و بیاعتمادی را میگیرد و ملتها در کنار هم آیندهای روشن و مشترک را میسازند.
#صلح #صلح_ترامپ #غزه #جنگ #فلسطین #اسرائیل #رواداری #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
1👍19❤2
Forwarded from گفتوشنود
نابودی دوستی در جهان ایدئولوژیک
پیام همراهان
در جهان ایدئولوژیک، پیش از آنکه آزادی از خیابانها برود، از گفتوگوهای میان انسانها میگریزد.
هانا آرنت، فیلسوفی که طعم تبعید و سکوت را چشیده بود، میگفت:
«تمامیتخواهی از جایی آغاز میشود که دیگر نتوانی با دیگری حرف بزنی، بیآنکه بترسی.»
در چنین جهانی، وفاداری به ایدئولوژی جای دوستی را میگیرد.
انسانها میآموزند پیش از سخن گفتن، در ذهنشان سانسورچی کوچکی را فعال کنند؛ اختلاف، خطر است و سکوت، امنیت.
حتی در جمعهای دوستانه، نگاههای محتاط و حرفهای بیریسک جای گفتوگوهای صادقانه را میگیرند.
ترس آهسته و پنهان، دوستی را تهی میکند و خانهی آزادی را میبندد.
دوستی، به قول آرنت، خانهی آزادیست؛ جایی که انسان میتواند خودِ واقعیاش را در میان دیگران بیابد.
اما نظامهای تمامیتخواه نمیتوانند تحمل کنند که میان دو دوست، جهانی از اعتماد و تفاوت زنده بماند.
آنها تودهای همصدا میخواهند؛ جهانی بدون گفتگو، بدون تفاوت، بدون دوستی.
در چنین شرایطی، هر دوستی واقعی، خودِ نوعی مقاومت است.
وقتی دو نفر در میان ترس و محدودیت، هنوز با صداقت حرف میزنند، نوری کوچک در تاریکی میدرخشد — نوری از جنس کرامت و آزادی.
نظامهای تمامیتخواه از جمعهای دوستانه شما به شدت میترسند.
در زمانهی خفقان، دوستیها را دریابیم.
یکی از راههای حقیقی مبارزه، زنده نگه داشتن همین دوستیهای واقعی است — جایی که انسان هنوز میتواند آزادانه بگوید، بشنود و در تفاوت زیست کند.
#حکومت_ایدئولوژیک #دوستی #کرامت_انسانی #تفاوت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نابودی دوستی در جهان ایدئولوژیک
پیام همراهان
در جهان ایدئولوژیک، پیش از آنکه آزادی از خیابانها برود، از گفتوگوهای میان انسانها میگریزد.
هانا آرنت، فیلسوفی که طعم تبعید و سکوت را چشیده بود، میگفت:
«تمامیتخواهی از جایی آغاز میشود که دیگر نتوانی با دیگری حرف بزنی، بیآنکه بترسی.»
در چنین جهانی، وفاداری به ایدئولوژی جای دوستی را میگیرد.
انسانها میآموزند پیش از سخن گفتن، در ذهنشان سانسورچی کوچکی را فعال کنند؛ اختلاف، خطر است و سکوت، امنیت.
حتی در جمعهای دوستانه، نگاههای محتاط و حرفهای بیریسک جای گفتوگوهای صادقانه را میگیرند.
ترس آهسته و پنهان، دوستی را تهی میکند و خانهی آزادی را میبندد.
دوستی، به قول آرنت، خانهی آزادیست؛ جایی که انسان میتواند خودِ واقعیاش را در میان دیگران بیابد.
اما نظامهای تمامیتخواه نمیتوانند تحمل کنند که میان دو دوست، جهانی از اعتماد و تفاوت زنده بماند.
آنها تودهای همصدا میخواهند؛ جهانی بدون گفتگو، بدون تفاوت، بدون دوستی.
در چنین شرایطی، هر دوستی واقعی، خودِ نوعی مقاومت است.
وقتی دو نفر در میان ترس و محدودیت، هنوز با صداقت حرف میزنند، نوری کوچک در تاریکی میدرخشد — نوری از جنس کرامت و آزادی.
نظامهای تمامیتخواه از جمعهای دوستانه شما به شدت میترسند.
در زمانهی خفقان، دوستیها را دریابیم.
یکی از راههای حقیقی مبارزه، زنده نگه داشتن همین دوستیهای واقعی است — جایی که انسان هنوز میتواند آزادانه بگوید، بشنود و در تفاوت زیست کند.
#حکومت_ایدئولوژیک #دوستی #کرامت_انسانی #تفاوت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14
Forwarded from گفتوشنود
عکسی از اعتصاب غذای زندانیان واحد ۲ قزلحصار
🔹️روی برگهای ترجمه سورهای از قرآن نوشته شده است:
هر مسلمانی که شاهد ظلمی باشد و ساکت بماند، گناهش از ظلم کننده سنگینتر است.
آیا دیدن ظلمی که به زندانیان میشود، برای مؤمنان مسئولیتی ایجاد نمیکند که سکوتشان را بشکنند؟
چرا مراجع و سخنرانان دینی که نسبت به موضوع حجاب حساسیت به خرج میدهند در خصوص سلب حق حیات واکنشی نشان نمیدهند؟!
🔹️در روزهای اخیر، اعتصاب غذای جمعی زندانیان زندان قزلحصار در اعتراض به موج گستردهی اعدامها، به یکی از صداهای خفهشده اما عمیق جامعه ایران بدل شده است.
این زندانیان، که بسیاریشان با اتهامات مرتبط با فقر، اعتیاد یا جرائم اجتماعی در بند هستند، با بدنهای گرسنه و جانهای فرسوده، در برابر سیاست مرگ ایستادهاند.
هرچند حکومت آنان را «مجرم» میخواند، اما آنان پیش از هر چیز انساناند؛ انسانهایی که کرامت ذاتیشان با هیچ حکم قضایی از میان نمیرود.
در حقیقت، نظامی که فقر، تبعیض، و نابرابری ساختاری را بازتولید میکند، خود بستر شکلگیری بسیاری از آن جرائمی است که بعدها بهانه اعدام میشود.
رفتار جمهوری اسلامی در استفاده بیمحابا از مجازات مرگ، نه اجرای عدالت، بلکه تداوم سیاستی است که انسانهای به حاشیهرانده شده را «بدنهای قابل حذف» میبیند؛ سیاستی که میکوشد با حذف فیزیکی آسیبدیدگان اجتماعی، چهره بحرانزده جامعه را پنهان کند، اما در واقع، تنها بر زخم عدالت و انسانیت، خون تازه میریزد.
#از_قزلحصار_بگو #نه_به_اعدام #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
عکسی از اعتصاب غذای زندانیان واحد ۲ قزلحصار
🔹️روی برگهای ترجمه سورهای از قرآن نوشته شده است:
هر مسلمانی که شاهد ظلمی باشد و ساکت بماند، گناهش از ظلم کننده سنگینتر است.
آیا دیدن ظلمی که به زندانیان میشود، برای مؤمنان مسئولیتی ایجاد نمیکند که سکوتشان را بشکنند؟
چرا مراجع و سخنرانان دینی که نسبت به موضوع حجاب حساسیت به خرج میدهند در خصوص سلب حق حیات واکنشی نشان نمیدهند؟!
🔹️در روزهای اخیر، اعتصاب غذای جمعی زندانیان زندان قزلحصار در اعتراض به موج گستردهی اعدامها، به یکی از صداهای خفهشده اما عمیق جامعه ایران بدل شده است.
این زندانیان، که بسیاریشان با اتهامات مرتبط با فقر، اعتیاد یا جرائم اجتماعی در بند هستند، با بدنهای گرسنه و جانهای فرسوده، در برابر سیاست مرگ ایستادهاند.
هرچند حکومت آنان را «مجرم» میخواند، اما آنان پیش از هر چیز انساناند؛ انسانهایی که کرامت ذاتیشان با هیچ حکم قضایی از میان نمیرود.
در حقیقت، نظامی که فقر، تبعیض، و نابرابری ساختاری را بازتولید میکند، خود بستر شکلگیری بسیاری از آن جرائمی است که بعدها بهانه اعدام میشود.
رفتار جمهوری اسلامی در استفاده بیمحابا از مجازات مرگ، نه اجرای عدالت، بلکه تداوم سیاستی است که انسانهای به حاشیهرانده شده را «بدنهای قابل حذف» میبیند؛ سیاستی که میکوشد با حذف فیزیکی آسیبدیدگان اجتماعی، چهره بحرانزده جامعه را پنهان کند، اما در واقع، تنها بر زخم عدالت و انسانیت، خون تازه میریزد.
#از_قزلحصار_بگو #نه_به_اعدام #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔24👍4❤1
Forwarded from گفتوشنود
انتشار فیلم عروسی دختر شمخانی واکنشهای بسیاری در شبکههای اجتماعی برانگیخت.
یک مخاطب همراه گفتوشنود روایتی از یک خاطره دردناک که برای بسیاری از ما آشناست فرستاده که با رضایت ایشان منتشر میکنيم.
این مخاطب نوشته:
یادم هست آن شب فقط جشن تولد یکی از دخترای فامیل بود؛ چند تا دختر و پسر جوان، فامیل و دوست صمیمی، در یک جشن معمولی. بدون هیچ چیزی که بشود اسمش را “فساد” گذاشت. فقط شادی و موسیقی و شمعهای روی کیک که هیچ وقت روشن نشد. اوایل شب، در زدند و پلیس مفاسد اجتماعی با گزارش یکی از همسایههای بسیجی، ریخت داخل خانه.
انگار مجرم خطرناک بودیم. موبایلها را گرفتند، فریاد زدند، تحقیرمان کردند. دو شب در بازداشت بودم، بدون خواب و خوراک درست، با ترس و شرم. بعد هم دادگاه… قاضی حتی نگذاشت حرف بزنم، فقط گفت «رقصیدی، لاک زدی، بیحجاب بودید، دختر و پسر، محرم و نامحرم.
مدام تکرار میکرد در گزارش نوشتند میرقصیدید، صدای خندههای شما در خیابان شنیده میشده، مجازاتت شلاق است».
آن درد فقط بر بدن نماند، در جانم ماند.
حالا وقتی فیلم عروسی دختر شمخانی را میبینم، با آن تجملات، آرایشها، پوششها و موسیقی که برای ما جرم بود، چیزی در دلم میسوزد. ما برای چند دقیقه شادی ساده مجازات شدیم، آنها اما در همان کشوری که ما را شلاق زدند، آزادانه بزمهای لوکس برگزار میکنند و میخندند.
زخم من فقط از شلاق نیست، از تبعیضی است که هر روز به ما یادآوری میکند ما مردم عادی، چه ها کشیدیم و چقدر باید تاوان این دوگانهگیها را بدهیم.
#آزادی_عقیده #کرامت_انسانی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انتشار فیلم عروسی دختر شمخانی واکنشهای بسیاری در شبکههای اجتماعی برانگیخت.
یک مخاطب همراه گفتوشنود روایتی از یک خاطره دردناک که برای بسیاری از ما آشناست فرستاده که با رضایت ایشان منتشر میکنيم.
این مخاطب نوشته:
یادم هست آن شب فقط جشن تولد یکی از دخترای فامیل بود؛ چند تا دختر و پسر جوان، فامیل و دوست صمیمی، در یک جشن معمولی. بدون هیچ چیزی که بشود اسمش را “فساد” گذاشت. فقط شادی و موسیقی و شمعهای روی کیک که هیچ وقت روشن نشد. اوایل شب، در زدند و پلیس مفاسد اجتماعی با گزارش یکی از همسایههای بسیجی، ریخت داخل خانه.
انگار مجرم خطرناک بودیم. موبایلها را گرفتند، فریاد زدند، تحقیرمان کردند. دو شب در بازداشت بودم، بدون خواب و خوراک درست، با ترس و شرم. بعد هم دادگاه… قاضی حتی نگذاشت حرف بزنم، فقط گفت «رقصیدی، لاک زدی، بیحجاب بودید، دختر و پسر، محرم و نامحرم.
مدام تکرار میکرد در گزارش نوشتند میرقصیدید، صدای خندههای شما در خیابان شنیده میشده، مجازاتت شلاق است».
آن درد فقط بر بدن نماند، در جانم ماند.
حالا وقتی فیلم عروسی دختر شمخانی را میبینم، با آن تجملات، آرایشها، پوششها و موسیقی که برای ما جرم بود، چیزی در دلم میسوزد. ما برای چند دقیقه شادی ساده مجازات شدیم، آنها اما در همان کشوری که ما را شلاق زدند، آزادانه بزمهای لوکس برگزار میکنند و میخندند.
زخم من فقط از شلاق نیست، از تبعیضی است که هر روز به ما یادآوری میکند ما مردم عادی، چه ها کشیدیم و چقدر باید تاوان این دوگانهگیها را بدهیم.
#آزادی_عقیده #کرامت_انسانی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤26👍12🕊4
Forwarded from گفتوشنود
مادرم براى سكس شرعى بسيار پير بود و طعم حوريان بهشتى را نمى داد، او را كشتند . . .
نام شان داعش بود، آمده بودند ما را به جهنم ببرند و خود شان سر راه به بهشت بروند!
دعوت نامه شان در دست چپ شان بود و با انگشت شهادتین دست راست، آسمان را نشان می دادند!
مادرم برای سکس شرعی بسیار پیر بود و طعم حوریان بهشتی را نمی داد، او را کشتند، خواهر کوچکم را همچون بره ای تازه نگه داشتند. او باکره بود! همچون مریم، کمی معصوم تر، کمی کردتر، همچون آب زلال!
خواهرم باید زن امیر الاکبر می شد!
خدا شاهد بود، ما تفنگ نداشتیم، سرود "خوایه وه ته ن" می خواندیم!
خدا شاهد بود ما گلدان ها را آب می دادیم، گلها را گل می دادیم!
خدا شاهد بود آمدند پدرم را به دو قسمت نامساوی تقسیم کردند؛ سرش را برای وطن جاگذاشتند و بدنش را زیر خاک دفن کردند که نفت شود!
خدا شاهد بود برادر کوچکم را لخت زیر آفتاب نگه داشتند و به او شهادتین یاد می دادند؛ باید می گفت الله بزرگتر است!
خدا شاهد بود او از فرط عطش و بی آبی جان داد!
خدا شاهد بود سیاه بودند، مردانی از سرزمین حجر و آتش و ما زبان شان را نمی فهمیدیم، اما رفتار شان را...!
مردانی با ریش های بلند، مغزهای کوتاه، باورهای سخت! نام شان عقرب، ملخ، سوسمار بود! لشکری از لجن و پشم و اعتقاد!
آن ها آمدند، آرزوهای من را کشتند، آن ها من را غنیمت صدا می زدند!
آن زمان دیگر نادیا نبودم، آن روز دختری بودم با روحی زخمی که از نفس هایم خون میچکید، آن روز هیولای ظریفی بودم که با جهان قطع رابطه کرده بودم، در من انسان مرده بود و لاشه ای بودم که حتی مومیایی هزار ساله اش ارزش نداشت، آن روز مرگی بودم در روحی!
بعد از آن زنی می مرد، زنی حامله می شد، زنی خودکشی می کرد، زنی خودسوزی... زنی هزار رکعت نماز جبر می خواند!
بعد از آن زنانی، از رنج حامله شده بودند، زنانی فقط یک تقویم می شناختند: روز اول تجاوز، روزهای بعد از آن عذاب!
بعد از آن، تاریخ به دو دوره تقسیم شد: قبل از فاجعه ی سیاه - بعد از فاجعه ی سیاه!
بعد از آن زنان فقط یک خیابان را سر راست بلد بودند، خیابان منتهی به بیمارستان بیماران روانی!
بعد از آن زنان فقط یک آواز می خواندند: "ای مرگ کجایی؟ زندگی مرا کشت".
بعد از آن زنان تابوت بودند و کودکان در شکم شان مردگان هزار ساله!
بعد از آن زنان مجسمه ای بودند که وسط شهر برای عبرت تاریخ نصب شده بودند!
آن روز هوا گرم بود، خدا شاهد بود، مردی آمد، من را کشت و باز دعا می خواند تا دوباره زنده شوم !
متن سخنرانى ناديه مراد، دخترى كردى كه سه سال تمام غنيمتِ داعش بود.
نادیه مراد، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۱۸، از بازماندگان نسلکشی ایزدیها در عراق است. او پس از رهایی از اسارت گروه داعش، به نماد مقاومت در برابر خشونت جنسی و دفاع از حقوق زنان و اقلیتهای مذهبی تبدیل شد. نادیه اکنون با بنیاد خود، «ابتکار نادیه»، برای حمایت از قربانیان جنگ و عدالت برای جامعه ایزدی تلاش میکند.
برگرفته از کانال تلگرام دکتر تقی کیمیایی اسدی
#شریعت #کنیز #داعش #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نام شان داعش بود، آمده بودند ما را به جهنم ببرند و خود شان سر راه به بهشت بروند!
دعوت نامه شان در دست چپ شان بود و با انگشت شهادتین دست راست، آسمان را نشان می دادند!
مادرم برای سکس شرعی بسیار پیر بود و طعم حوریان بهشتی را نمی داد، او را کشتند، خواهر کوچکم را همچون بره ای تازه نگه داشتند. او باکره بود! همچون مریم، کمی معصوم تر، کمی کردتر، همچون آب زلال!
خواهرم باید زن امیر الاکبر می شد!
خدا شاهد بود، ما تفنگ نداشتیم، سرود "خوایه وه ته ن" می خواندیم!
خدا شاهد بود ما گلدان ها را آب می دادیم، گلها را گل می دادیم!
خدا شاهد بود آمدند پدرم را به دو قسمت نامساوی تقسیم کردند؛ سرش را برای وطن جاگذاشتند و بدنش را زیر خاک دفن کردند که نفت شود!
خدا شاهد بود برادر کوچکم را لخت زیر آفتاب نگه داشتند و به او شهادتین یاد می دادند؛ باید می گفت الله بزرگتر است!
خدا شاهد بود او از فرط عطش و بی آبی جان داد!
خدا شاهد بود سیاه بودند، مردانی از سرزمین حجر و آتش و ما زبان شان را نمی فهمیدیم، اما رفتار شان را...!
مردانی با ریش های بلند، مغزهای کوتاه، باورهای سخت! نام شان عقرب، ملخ، سوسمار بود! لشکری از لجن و پشم و اعتقاد!
آن ها آمدند، آرزوهای من را کشتند، آن ها من را غنیمت صدا می زدند!
آن زمان دیگر نادیا نبودم، آن روز دختری بودم با روحی زخمی که از نفس هایم خون میچکید، آن روز هیولای ظریفی بودم که با جهان قطع رابطه کرده بودم، در من انسان مرده بود و لاشه ای بودم که حتی مومیایی هزار ساله اش ارزش نداشت، آن روز مرگی بودم در روحی!
بعد از آن زنی می مرد، زنی حامله می شد، زنی خودکشی می کرد، زنی خودسوزی... زنی هزار رکعت نماز جبر می خواند!
بعد از آن زنانی، از رنج حامله شده بودند، زنانی فقط یک تقویم می شناختند: روز اول تجاوز، روزهای بعد از آن عذاب!
بعد از آن، تاریخ به دو دوره تقسیم شد: قبل از فاجعه ی سیاه - بعد از فاجعه ی سیاه!
بعد از آن زنان فقط یک خیابان را سر راست بلد بودند، خیابان منتهی به بیمارستان بیماران روانی!
بعد از آن زنان فقط یک آواز می خواندند: "ای مرگ کجایی؟ زندگی مرا کشت".
بعد از آن زنان تابوت بودند و کودکان در شکم شان مردگان هزار ساله!
بعد از آن زنان مجسمه ای بودند که وسط شهر برای عبرت تاریخ نصب شده بودند!
آن روز هوا گرم بود، خدا شاهد بود، مردی آمد، من را کشت و باز دعا می خواند تا دوباره زنده شوم !
متن سخنرانى ناديه مراد، دخترى كردى كه سه سال تمام غنيمتِ داعش بود.
نادیه مراد، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۱۸، از بازماندگان نسلکشی ایزدیها در عراق است. او پس از رهایی از اسارت گروه داعش، به نماد مقاومت در برابر خشونت جنسی و دفاع از حقوق زنان و اقلیتهای مذهبی تبدیل شد. نادیه اکنون با بنیاد خود، «ابتکار نادیه»، برای حمایت از قربانیان جنگ و عدالت برای جامعه ایزدی تلاش میکند.
برگرفته از کانال تلگرام دکتر تقی کیمیایی اسدی
#شریعت #کنیز #داعش #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔28❤3🕊1
Forwarded from گفتوشنود
«خودکامگان در برابر این حقیقت ساده که آرزوی آزادی در نهاد انسان نهفته است ایستادگی میکنند. این آرزو خاموشناشدنی است؛ نه با پروپاگاندا میتوان آن را فرونشاند، نه با سانسور، و نه هر آینه با زور.
از همینرو، میدانم که پیروزی از آنِ آزادی خواهد بود، خودکامگان به زانو در خواهند آمد و ما هرگز نباید از پای بنشینیم.»
گولوگ جیگمه، راهب بودایی تبتی، فیلمساز و مدافع حقوق بشر
مقاله «قدرت، کارآمدی و شایستگی» نوشته لری دایموند را با ترجمه آرش جودکی، بخوانید:
https://tavaana.org/power-performance-legitimacy-larry-diamond/
#کرامت_انسانی
#دموکراسی
#دیکتاتوری
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«خودکامگان در برابر این حقیقت ساده که آرزوی آزادی در نهاد انسان نهفته است ایستادگی میکنند. این آرزو خاموشناشدنی است؛ نه با پروپاگاندا میتوان آن را فرونشاند، نه با سانسور، و نه هر آینه با زور.
از همینرو، میدانم که پیروزی از آنِ آزادی خواهد بود، خودکامگان به زانو در خواهند آمد و ما هرگز نباید از پای بنشینیم.»
گولوگ جیگمه، راهب بودایی تبتی، فیلمساز و مدافع حقوق بشر
مقاله «قدرت، کارآمدی و شایستگی» نوشته لری دایموند را با ترجمه آرش جودکی، بخوانید:
https://tavaana.org/power-performance-legitimacy-larry-diamond/
#کرامت_انسانی
#دموکراسی
#دیکتاتوری
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9🕊3
Forwarded from گفتوشنود
احمد بالدی در آتش سوخت، آقای خامنهای!
خم به ابروی مبارک آوردید؟
قرار بود با شنیدن ظلمهایی بسی کوچکتر از این، دق کنید.
پیام همراهان
آقای خامنهای،
بارها از منابر و رسانهها شنیدهایم که گفتهاید:
علیبنابیطالب شنید که خلخالی از پای زن یهودی ربودهاند، و گفت:
«اگر مسلمانی از شنیدن این خبر دق کند، ملامتش نکنید.»
میخواهم بپرسم: احمد بالدی در آتش سوخت — آیا خم به ابرو آوردید؟
در سرزمینی که جوانی از درد بیعدالتی خود را به آتش میکشد، سکوت صاحبان قدرت سنگینتر از هر فاجعهای است. قدرت، اگر پاسخگو نباشد، دیر یا زود گوشش از فریاد مردم کر و چشمش از دیدن رنج آنان کور میشود. هیچ عنوان یا مقامی نمیتواند وجدان انسانی را از پرسش در امان نگه دارد.
احمد بالدی نماد یک زخم است؛ زخمِ مردمی که دیده نمیشوند. وقتی انسانی برای دفاع از حق کوچک خود چارهای جز آتش نمییابد، معنایش این است که سازوکار عدالت فروپاشیده است.
در چنین لحظهای، سکوتِ ما مردم، ادامهی همان بیعدالتی است.
هیچ ملتی نجات نمییابد مگر آنکه حاکمانش در برابر درد انسانها سر تعظیم فرود آورند، و مردمش در برابر رنج هموطنانشان بیتفاوت نمانند.
امروز، هر سکوتی در برابر بیاعتنایی به جان انسانها، خود شکلی از همراهی با بیعدالتی است.
هموطنان عزیز
دیگر هیچ امیدی به جمهوری اسلامی نیست؛ امروز ما شهروندان باید صدای خود را بلند کنیم، یاد احمد را زنده نگه داریم و نگذاریم فریاد عدالت در خاکستر خاموش شود.
وجدان بیدار مردم، آخرین امید برای بازگرداندن کرامت به این سرزمین است.
#کرامت_انسانی #ظلم #عدالت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
احمد بالدی در آتش سوخت، آقای خامنهای!
خم به ابروی مبارک آوردید؟
قرار بود با شنیدن ظلمهایی بسی کوچکتر از این، دق کنید.
پیام همراهان
آقای خامنهای،
بارها از منابر و رسانهها شنیدهایم که گفتهاید:
علیبنابیطالب شنید که خلخالی از پای زن یهودی ربودهاند، و گفت:
«اگر مسلمانی از شنیدن این خبر دق کند، ملامتش نکنید.»
میخواهم بپرسم: احمد بالدی در آتش سوخت — آیا خم به ابرو آوردید؟
در سرزمینی که جوانی از درد بیعدالتی خود را به آتش میکشد، سکوت صاحبان قدرت سنگینتر از هر فاجعهای است. قدرت، اگر پاسخگو نباشد، دیر یا زود گوشش از فریاد مردم کر و چشمش از دیدن رنج آنان کور میشود. هیچ عنوان یا مقامی نمیتواند وجدان انسانی را از پرسش در امان نگه دارد.
احمد بالدی نماد یک زخم است؛ زخمِ مردمی که دیده نمیشوند. وقتی انسانی برای دفاع از حق کوچک خود چارهای جز آتش نمییابد، معنایش این است که سازوکار عدالت فروپاشیده است.
در چنین لحظهای، سکوتِ ما مردم، ادامهی همان بیعدالتی است.
هیچ ملتی نجات نمییابد مگر آنکه حاکمانش در برابر درد انسانها سر تعظیم فرود آورند، و مردمش در برابر رنج هموطنانشان بیتفاوت نمانند.
امروز، هر سکوتی در برابر بیاعتنایی به جان انسانها، خود شکلی از همراهی با بیعدالتی است.
هموطنان عزیز
دیگر هیچ امیدی به جمهوری اسلامی نیست؛ امروز ما شهروندان باید صدای خود را بلند کنیم، یاد احمد را زنده نگه داریم و نگذاریم فریاد عدالت در خاکستر خاموش شود.
وجدان بیدار مردم، آخرین امید برای بازگرداندن کرامت به این سرزمین است.
#کرامت_انسانی #ظلم #عدالت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔26❤10👍5🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادداشت آرش صادقی، به مناسبت اولین سالگرد جانباختن کیانوش سنجری
یک سال از مرگ کیانوش سنجری گذشت.
این مرگ نه صرفاً یادآور خاموشی یک انسان، بلکه تداعیگر پرسشی بنیادین درباره ماهیت آزادی، رنج و مسئولیت انسانی است. سرگذشت او از نخستین بازداشت در نوجوانی تا تجربههای مکرر زندان، انفرادی و بستریهای اجباری در بیمارستان روانی تنها روایت فردیِ یک معترض نیست؛ بلکه آیینهای است که در آن میتوان نسبت انسان با حقیقت، عدالت و آزادی را دید.
کیانوش در نوشتههایش از این سخن میگفت که «هیچکس نباید به خاطر بیان عقایدش زندانی شود» و اینکه اعتراض، حق هر انسان است. این جملات را اگر از سطح رخدادهای سیاسی فراتر ببریم، به گزارههایی فلسفی تبدیل میشوند: انسان موجودی است که حقیقت را تنها در آزادی میتواند تجربه کند، و هنگامی که آزادیاش محدود میشود، نه فقط بدن او، بلکه امکانِ بودنِ او در جهان محدود شده است. اعتراض او چه در کلمات و چه در کنشهایش تجلی کوشش برای بازپسگیری این امکان بود؛ امکانی که برای هر انسانی بنیادی است.
آنچه کیانوش درباره رنج دیگران نوشت، درباره زندانیان و کسانی که آزادیشان محدود شده است، نشان میدهد که آزادی امری فردی نیست، بلکه شبکهای است از پیوندهای انسانی. هیچکس تنها آزاد نمیشود؛ آزادی همواره حرکتی جمعی است، حرکتی که از همبستگی تغذیه میکند. او همین را دریافته بود که رنج شخصیاش را در سطحی فراتر تفسیر میکرد: رنجی که میتواند معنا بیافریند، اگر به زبان مشترک تبدیل شود.
او از «عشق به زندگی» و «آرزوی آزادی برای همه» سخن گفت. این دو، در ظاهر متناقض، در عمق، یک حقیقت را آشکار میکنند: عشق به زندگی بدون آزادی، به تجربهای ناقص تبدیل میشود؛ و آزادی بدون عشق، تهی از ارزش انسانی است. به همین دلیل، تصمیمهای او را نمیتوان از سر ضعف دانست، بلکه باید آنها را بازتاب اعتراض به شرایطی دید که امکان زیست انسانی را محدود میکنند. در جهانی که مرز میان رنج فردی و رنج جمعی فرو میریزد، کنش او نوعی شهادت فلسفی است: شهادت به اینکه انسان نمیتواند نسبت به رنج بیتفاوت بماند.
آنچه امروز از یاد او باقی میماند، نه تنها خاطرهای تراژیک، بلکه فراخوانی است برای اندیشیدن به معنای مقاومت. مقاومت، در بنیان خود، امری پیشا سیاسی است؛ نوعی پافشاری بر کرامت انسانی. همانگونه که نوشتههای کیانوش نشان میدهند، آزادی حاصل جدال یک فرد با یک ساختار نیست؛ بلکه حاصل پیوند صداهایی است که از نقاط مختلف بر یک حقیقت واحد تأکید میکنند: اینکه انسان حق دارد خود باشد، بیآنکه ترس سایه بر روحش اندازد.
زنده نگه داشتن پیام او، نه تکرار رنجهایش، بلکه ادامه دادن آن پرسش بزرگ است: انسان چگونه میتواند در جهانی آسیبپذیر، همچنان امکان آزادی را حفظ کند؟ پاسخ این پرسش، نه در تمجید گذشته، بلکه در ساختن آیندهای است که در آن حرمت انسان، نخستین اصل انسانی باشد.
#کیانوش_سنجری #آزادی #کرامت_انسانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یک سال از مرگ کیانوش سنجری گذشت.
این مرگ نه صرفاً یادآور خاموشی یک انسان، بلکه تداعیگر پرسشی بنیادین درباره ماهیت آزادی، رنج و مسئولیت انسانی است. سرگذشت او از نخستین بازداشت در نوجوانی تا تجربههای مکرر زندان، انفرادی و بستریهای اجباری در بیمارستان روانی تنها روایت فردیِ یک معترض نیست؛ بلکه آیینهای است که در آن میتوان نسبت انسان با حقیقت، عدالت و آزادی را دید.
کیانوش در نوشتههایش از این سخن میگفت که «هیچکس نباید به خاطر بیان عقایدش زندانی شود» و اینکه اعتراض، حق هر انسان است. این جملات را اگر از سطح رخدادهای سیاسی فراتر ببریم، به گزارههایی فلسفی تبدیل میشوند: انسان موجودی است که حقیقت را تنها در آزادی میتواند تجربه کند، و هنگامی که آزادیاش محدود میشود، نه فقط بدن او، بلکه امکانِ بودنِ او در جهان محدود شده است. اعتراض او چه در کلمات و چه در کنشهایش تجلی کوشش برای بازپسگیری این امکان بود؛ امکانی که برای هر انسانی بنیادی است.
آنچه کیانوش درباره رنج دیگران نوشت، درباره زندانیان و کسانی که آزادیشان محدود شده است، نشان میدهد که آزادی امری فردی نیست، بلکه شبکهای است از پیوندهای انسانی. هیچکس تنها آزاد نمیشود؛ آزادی همواره حرکتی جمعی است، حرکتی که از همبستگی تغذیه میکند. او همین را دریافته بود که رنج شخصیاش را در سطحی فراتر تفسیر میکرد: رنجی که میتواند معنا بیافریند، اگر به زبان مشترک تبدیل شود.
او از «عشق به زندگی» و «آرزوی آزادی برای همه» سخن گفت. این دو، در ظاهر متناقض، در عمق، یک حقیقت را آشکار میکنند: عشق به زندگی بدون آزادی، به تجربهای ناقص تبدیل میشود؛ و آزادی بدون عشق، تهی از ارزش انسانی است. به همین دلیل، تصمیمهای او را نمیتوان از سر ضعف دانست، بلکه باید آنها را بازتاب اعتراض به شرایطی دید که امکان زیست انسانی را محدود میکنند. در جهانی که مرز میان رنج فردی و رنج جمعی فرو میریزد، کنش او نوعی شهادت فلسفی است: شهادت به اینکه انسان نمیتواند نسبت به رنج بیتفاوت بماند.
آنچه امروز از یاد او باقی میماند، نه تنها خاطرهای تراژیک، بلکه فراخوانی است برای اندیشیدن به معنای مقاومت. مقاومت، در بنیان خود، امری پیشا سیاسی است؛ نوعی پافشاری بر کرامت انسانی. همانگونه که نوشتههای کیانوش نشان میدهند، آزادی حاصل جدال یک فرد با یک ساختار نیست؛ بلکه حاصل پیوند صداهایی است که از نقاط مختلف بر یک حقیقت واحد تأکید میکنند: اینکه انسان حق دارد خود باشد، بیآنکه ترس سایه بر روحش اندازد.
زنده نگه داشتن پیام او، نه تکرار رنجهایش، بلکه ادامه دادن آن پرسش بزرگ است: انسان چگونه میتواند در جهانی آسیبپذیر، همچنان امکان آزادی را حفظ کند؟ پاسخ این پرسش، نه در تمجید گذشته، بلکه در ساختن آیندهای است که در آن حرمت انسان، نخستین اصل انسانی باشد.
#کیانوش_سنجری #آزادی #کرامت_انسانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤18💔16🕊5
Forwarded from گفتوشنود
خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان در ایران نتیجه یک مثلث قدرت است که سه ضلع آن قانون، دین و فرهنگ است.
نیازی به پرداختن به تاریخ و ایدئولوژی این پدیده نیست؛ کافی است بدانیم مذهب و مردسالاری همواره روبنایی برای حفظ زیربنای نظام حاکم بوده است.
دین رسمیشده، با تکیه بر تفاسیر پیرسالارانه و مردسالارانه، تبعیض را تقدسبخشی کرده و اطاعت زن را «وظیفهٔ شرعی» معرفی میکند. بسیاری از پیامبران و فرستادگان خدا نیز بر این امر تأکید کردهاند که مرد ولینعمت و زن کنیز اوست.
فرهنگ سنتی نیز این ساختار را در تربیت، خانواده و روابط روزمره بازتولید میکند.
جمهوری اسلامی، با توسل به این دو اهرم و وضع قوانین تبعیضآمیز، از جمله حق ارث، طلاق، دیه و قوانین مرتبط با حقوق دختران و زنان، خشونت را در سطح رسمی بازتولید و قانونی میکند.
مردانگی تحریفشده، برابر همان مردسالاری است و به این معناست که زن برای جامعه مردسالار “ابزار” است؛ ابزاری برای فرزندآوری، اطاعت از مرد و انجام وظایف خانه، آشپزی و نگهداری از فرزندان. زن نمیتواند برای زندگی شخصی خود تصمیم بگیرد، حق انتخاب ندارد و نمیتواند بر خلاف میل خود با مرد دیگری غیر از همسر قانونی رابطه جنسی یا عاطفی برقرار کند. حرکت مستقل زن باعث آبروریزی مردِ مردسالار میشود.
لازم به ذکر است که مردان با پتانسیل مردسالاری و برتری مردانه به دنیا نمیآیند. این پتانسیل خشونت را ما با نقشهای اجتماعی، معناهایی که بر دوش مردانگی گذاشتهایم و هویتی که با قدرت پیوند خورده، خلق میکنیم. آنچه در زمان تولد به یک پسر نشان داده میشود، تعیینکننده شکلگیری هویت و رفتارهای آینده اوست.
رفتارهایی که از طریق نقشهای اجتماعی و هویتهای فرهنگی شکل میگیرند، آنچنان در فرهنگ، زبان، تربیت، روابط قدرت و قوانین ریشه دواندهاند که کاملاً طبیعی و عادی جلوه داده میشوند. بسیاری از موارد حتی خشونت علیه زنان تلقی نمیشوند، زیرا به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدهاند.
واقعیت تلخ دیگر این است که بسیاری از مردانی که خود را مخالف خشونت علیه زنان میدانند، با سکوت، تعارف، توجیه یا بیعملی، ناخواسته همین ساختار را حفظ میکنند. کسانی که سکوت میکنند، حتی اگر مخالف نظام، دین و فرهنگ حاکم باشند، به تداوم آن کمک میکنند.
این تصور که تبعیض و خشونت جنسیتی یک موضوع خصوصی یا خانوادگی است، بخشی از همان ساختار پنهانکننده خشونت است.
برای مردان، قدم اول ساده است: دیدن، شنیدن و پذیرفتن تجربه واقعی زنان؛ پرسیدن از خود که کجا سکوت کردهاند، کجا ناخواسته شریک تبعیض بودهاند و چگونه میتوانند مسیر دیگری را انتخاب کنند.
برای زنان، حفظ هویت مستقل و نپذیرفتن نقشهایی که به ظاهر حمایتیاند اما در عمل ابزار کنترل هستند، ضروری است.
گفتنی است که گاهی زنان نیز به دلیل تربیت، فشار اجتماعی یا باورهای درونیشده، ناخواسته همان نقشها و نگاههای مردسالارانه را بازتولید میکنند. تربیت، نخستین میدان شکلگیری عدالت یا نابرابری است.
هر فرد، فارغ از جنسیت—زن، مرد یا کوئیر—همه جلوههای یک حقیقت انسانیاند و هیچ منطقی نمیتواند میان آنها تفاوتی در کرامت و اختیار قائل شود.
جامعه میتواند شکل دیگری داشته باشد. هیچ ساختاری—نه سنت، نه عرف، نه قانون—تغییرناپذیر نیست. همانطور که تبعیض ساخته شده، میتواند بازسازی شود؛ همانطور که خشونت آموزش داده شده، میتواند از میان برداشته شود.
برابری پروژهای دولتی نیست؛ تمرینی روزانه است و تحولهای بزرگ همیشه از همین قدمهای کوچک آغاز میشوند.
آنچه از ما خواسته میشود، نه قهرمانی بزرگ، نه شناخت جامعهشناختی پیچیده و نه تحلیلهای فلسفی است؛ تنها یک چیز: انسانبودن مسئول.
اینکه هر کدام از ما، در دایره کوچک زندگی خود، چیزی را تغییر دهیم—در رفتار، در زبان، در تربیت فرزندان، در روابط، در واکنش به بیعدالتی و در امتناع از سکوت.
#خشونت_علیه_زنان #برابری_جنسیتی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خشونت علیه زنان در ایران نتیجه یک مثلث قدرت است که سه ضلع آن قانون، دین و فرهنگ است.
نیازی به پرداختن به تاریخ و ایدئولوژی این پدیده نیست؛ کافی است بدانیم مذهب و مردسالاری همواره روبنایی برای حفظ زیربنای نظام حاکم بوده است.
دین رسمیشده، با تکیه بر تفاسیر پیرسالارانه و مردسالارانه، تبعیض را تقدسبخشی کرده و اطاعت زن را «وظیفهٔ شرعی» معرفی میکند. بسیاری از پیامبران و فرستادگان خدا نیز بر این امر تأکید کردهاند که مرد ولینعمت و زن کنیز اوست.
فرهنگ سنتی نیز این ساختار را در تربیت، خانواده و روابط روزمره بازتولید میکند.
جمهوری اسلامی، با توسل به این دو اهرم و وضع قوانین تبعیضآمیز، از جمله حق ارث، طلاق، دیه و قوانین مرتبط با حقوق دختران و زنان، خشونت را در سطح رسمی بازتولید و قانونی میکند.
مردانگی تحریفشده، برابر همان مردسالاری است و به این معناست که زن برای جامعه مردسالار “ابزار” است؛ ابزاری برای فرزندآوری، اطاعت از مرد و انجام وظایف خانه، آشپزی و نگهداری از فرزندان. زن نمیتواند برای زندگی شخصی خود تصمیم بگیرد، حق انتخاب ندارد و نمیتواند بر خلاف میل خود با مرد دیگری غیر از همسر قانونی رابطه جنسی یا عاطفی برقرار کند. حرکت مستقل زن باعث آبروریزی مردِ مردسالار میشود.
لازم به ذکر است که مردان با پتانسیل مردسالاری و برتری مردانه به دنیا نمیآیند. این پتانسیل خشونت را ما با نقشهای اجتماعی، معناهایی که بر دوش مردانگی گذاشتهایم و هویتی که با قدرت پیوند خورده، خلق میکنیم. آنچه در زمان تولد به یک پسر نشان داده میشود، تعیینکننده شکلگیری هویت و رفتارهای آینده اوست.
رفتارهایی که از طریق نقشهای اجتماعی و هویتهای فرهنگی شکل میگیرند، آنچنان در فرهنگ، زبان، تربیت، روابط قدرت و قوانین ریشه دواندهاند که کاملاً طبیعی و عادی جلوه داده میشوند. بسیاری از موارد حتی خشونت علیه زنان تلقی نمیشوند، زیرا به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدهاند.
واقعیت تلخ دیگر این است که بسیاری از مردانی که خود را مخالف خشونت علیه زنان میدانند، با سکوت، تعارف، توجیه یا بیعملی، ناخواسته همین ساختار را حفظ میکنند. کسانی که سکوت میکنند، حتی اگر مخالف نظام، دین و فرهنگ حاکم باشند، به تداوم آن کمک میکنند.
این تصور که تبعیض و خشونت جنسیتی یک موضوع خصوصی یا خانوادگی است، بخشی از همان ساختار پنهانکننده خشونت است.
برای مردان، قدم اول ساده است: دیدن، شنیدن و پذیرفتن تجربه واقعی زنان؛ پرسیدن از خود که کجا سکوت کردهاند، کجا ناخواسته شریک تبعیض بودهاند و چگونه میتوانند مسیر دیگری را انتخاب کنند.
برای زنان، حفظ هویت مستقل و نپذیرفتن نقشهایی که به ظاهر حمایتیاند اما در عمل ابزار کنترل هستند، ضروری است.
گفتنی است که گاهی زنان نیز به دلیل تربیت، فشار اجتماعی یا باورهای درونیشده، ناخواسته همان نقشها و نگاههای مردسالارانه را بازتولید میکنند. تربیت، نخستین میدان شکلگیری عدالت یا نابرابری است.
هر فرد، فارغ از جنسیت—زن، مرد یا کوئیر—همه جلوههای یک حقیقت انسانیاند و هیچ منطقی نمیتواند میان آنها تفاوتی در کرامت و اختیار قائل شود.
جامعه میتواند شکل دیگری داشته باشد. هیچ ساختاری—نه سنت، نه عرف، نه قانون—تغییرناپذیر نیست. همانطور که تبعیض ساخته شده، میتواند بازسازی شود؛ همانطور که خشونت آموزش داده شده، میتواند از میان برداشته شود.
برابری پروژهای دولتی نیست؛ تمرینی روزانه است و تحولهای بزرگ همیشه از همین قدمهای کوچک آغاز میشوند.
آنچه از ما خواسته میشود، نه قهرمانی بزرگ، نه شناخت جامعهشناختی پیچیده و نه تحلیلهای فلسفی است؛ تنها یک چیز: انسانبودن مسئول.
اینکه هر کدام از ما، در دایره کوچک زندگی خود، چیزی را تغییر دهیم—در رفتار، در زبان، در تربیت فرزندان، در روابط، در واکنش به بیعدالتی و در امتناع از سکوت.
#خشونت_علیه_زنان #برابری_جنسیتی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤1
Forwarded from گفتوشنود
🔹️روزنامه جوان، وابسته به سپاه پاسداران، در مطلبی با اشاره به دیدار اخیر علی خامنهای با گروهی از زنان ضمن حمایت از حجاب اجباری نوشت: «رسانههای انقلابی باید با تولید محتواهای جذاب و اقناعی، حجاب را بهعنوان نماد آزادی و کرامت زن معرفی کنند.»
🔹️این روزنامه افزود: «جریان غربگرا با فیلم، سریال و شبکههای اجتماعی تلاش میکند حجاب را عقبماندگی معرفی کند.»
🔹️جوان اضافه کرد: «امروز زن ایرانی با حجاب خود نه تنها به تاریخ و دین خود وفادار است، بلکه هویت ملی را نیز پاسداری میکند.»
🔸️ادعای روزنامه جوان که «حجابِ اجباری» را نماد آزادی و کرامت معرفی میکند، از نظر منطقی و اخلاقی تناقضآمیز است؛ زیرا آزادی از دل اجبار، تنبیه، فشار اجتماعی و دستگاههای امنیتی بهوجود نمیآید. پوشش، زمانی میتواند ارزش اخلاقی یا فرهنگی داشته باشد که انتخابی، آگاهانه و فارغ از تهدید باشد.
🔸️تبدیل یک حکم حکومتی به «نماد آزادی» نوعی وارونگی معناست و بیشتر بازتاب نیاز یک نظام ایدئولوژیک به کنترل بدن و هویت شهروندان است تا دفاع از آزادی زنان.
🔸️در مقابل، انتخاب پوشش، چه باحجاب بودن و چه بیحجاب بودن، در ذات خود منافاتی با آزادگی ندارد؛ آنچه آزادی را مخدوش میکند، نه نوع پوشش، بلکه سلب حق انتخاب است.
#حجاب_اجبارى #پوشش_اختیاری #کرامت_انسانی #آزادی_انتخاب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️روزنامه جوان، وابسته به سپاه پاسداران، در مطلبی با اشاره به دیدار اخیر علی خامنهای با گروهی از زنان ضمن حمایت از حجاب اجباری نوشت: «رسانههای انقلابی باید با تولید محتواهای جذاب و اقناعی، حجاب را بهعنوان نماد آزادی و کرامت زن معرفی کنند.»
🔹️این روزنامه افزود: «جریان غربگرا با فیلم، سریال و شبکههای اجتماعی تلاش میکند حجاب را عقبماندگی معرفی کند.»
🔹️جوان اضافه کرد: «امروز زن ایرانی با حجاب خود نه تنها به تاریخ و دین خود وفادار است، بلکه هویت ملی را نیز پاسداری میکند.»
🔸️ادعای روزنامه جوان که «حجابِ اجباری» را نماد آزادی و کرامت معرفی میکند، از نظر منطقی و اخلاقی تناقضآمیز است؛ زیرا آزادی از دل اجبار، تنبیه، فشار اجتماعی و دستگاههای امنیتی بهوجود نمیآید. پوشش، زمانی میتواند ارزش اخلاقی یا فرهنگی داشته باشد که انتخابی، آگاهانه و فارغ از تهدید باشد.
🔸️تبدیل یک حکم حکومتی به «نماد آزادی» نوعی وارونگی معناست و بیشتر بازتاب نیاز یک نظام ایدئولوژیک به کنترل بدن و هویت شهروندان است تا دفاع از آزادی زنان.
🔸️در مقابل، انتخاب پوشش، چه باحجاب بودن و چه بیحجاب بودن، در ذات خود منافاتی با آزادگی ندارد؛ آنچه آزادی را مخدوش میکند، نه نوع پوشش، بلکه سلب حق انتخاب است.
#حجاب_اجبارى #پوشش_اختیاری #کرامت_انسانی #آزادی_انتخاب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👎2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، با حضور در بیمارستان به عیادت احمد الاحمد، شهروند ۴۳ سالهای رفت که در جریان حمله به مراسم حنوکا در سیدنی مجروح شده بود. آلبانیزی در این دیدار، با ستایش از اقدام شجاعانه او، احمد الاحمد را «قهرمان استرالیایی» خواند و گفت: «شجاعت تو الهامبخش است.»
این دیدار نمادی از قدردانی رسمی دولت استرالیا از شهروندی بود که در لحظهای بحرانی، جان دیگران را بر جان خود مقدم دانست.
این حمله خشونتآمیز که با انگیزههای تروریستی و نفرتمحور صورت گرفت، مراسمی مذهبی و مسالمتآمیز را هدف قرار داد و میتوانست به تلفات بیشتری منجر شود.
در میانه این آشوب، احمد الاحمد با به خطر انداختن جان خود، یکی از مهاجمان را خلع سلاح کرد و مانع ادامه کشتار شد.
او با انگیزهای عمیقاً انسانی و برای دفاع از جان مردم عادی وارد عمل شد؛ اقدامی که او را به نماد شجاعت مدنی و همبستگی انسانی در استرالیا تبدیل کرد و نشان داد ایستادن در برابر نفرت، حتی توسط یک فرد عادی، میتواند سرنوشتساز باشد.
#استرالیا #بهودی_ستیزی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، با حضور در بیمارستان به عیادت احمد الاحمد، شهروند ۴۳ سالهای رفت که در جریان حمله به مراسم حنوکا در سیدنی مجروح شده بود. آلبانیزی در این دیدار، با ستایش از اقدام شجاعانه او، احمد الاحمد را «قهرمان استرالیایی» خواند و گفت: «شجاعت تو الهامبخش است.»
این دیدار نمادی از قدردانی رسمی دولت استرالیا از شهروندی بود که در لحظهای بحرانی، جان دیگران را بر جان خود مقدم دانست.
این حمله خشونتآمیز که با انگیزههای تروریستی و نفرتمحور صورت گرفت، مراسمی مذهبی و مسالمتآمیز را هدف قرار داد و میتوانست به تلفات بیشتری منجر شود.
در میانه این آشوب، احمد الاحمد با به خطر انداختن جان خود، یکی از مهاجمان را خلع سلاح کرد و مانع ادامه کشتار شد.
او با انگیزهای عمیقاً انسانی و برای دفاع از جان مردم عادی وارد عمل شد؛ اقدامی که او را به نماد شجاعت مدنی و همبستگی انسانی در استرالیا تبدیل کرد و نشان داد ایستادن در برابر نفرت، حتی توسط یک فرد عادی، میتواند سرنوشتساز باشد.
#استرالیا #بهودی_ستیزی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤29💯6
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در جریان حمله تروریستی به مراسم یهودیان در استرالیا، احمد الاحمد، مهاجری مسلمان، در لحظاتی که ترس و آشوب بر فضا حاکم بود، بدون درنگ برای کمک به مردم وارد عمل شد. او نه مامور پلیس بود و نه سلاحی در دست داشت؛ فقط انسانی بود که تصمیم گرفت جان انسانها را نجات دهد. پیشینه مهاجرت و مسلمان بودن احمد، در زمانی که کلیشهها و قضاوتها پررنگاند، توجه بسیاری را جلب کرد.
احمد تاکید کرد که انگیزهاش نه از دین خاصی، نه از ایدئولوژی و نه از باور سیاسی میآید؛ او صرفا برای نجات انسانها کمک کرد. برای او، انسان بودن مقدم بر هر تفاوتی است.
او در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهد یک جمله به کسانی که به او کمک کردهاند بگوید، چنین گفت:
«کنار هم بایستید، همه انسانها.
همه چیز رو فراموش کنید،
اختلافها رو پشت سر بذارید
و ادامه بدید برای نجات انسانها.
وقتی کسی رو نجات میدم،
این کار رو از صمیم قلب انجام میدم.
روز زیبایی بود، همه در حال خوشی بودند و جشن گرفته بودند؛
بچهها، زنها، مردها و نوجوانها،
همه خوشحال بودند و این حقشان بود.
این کشور بهترین کشور دنیاست،
بهترین کشور دنیا.
اما قرار نیست فقط بایستیم و تماشا کنیم،
کافیه، دیگه بسه.
خداوند حافظ استرالیا باشد.»
احمد الاحمد یک قهرمان جهانی است؛ انسانی که در عمل نشان داد شجاعت، همدلی و مسئولیتپذیری مرز دینی و اعتقادی نمیشناسد. او میتواند و باید الگویی الهامبخش، بهویژه برای مسلمانان، در انساندوستی و کنش مسئولانه باشد.
#دیگری_ستیزی #کرامت_انسانی #یهودی_ستیزی #مسلمان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
احمد تاکید کرد که انگیزهاش نه از دین خاصی، نه از ایدئولوژی و نه از باور سیاسی میآید؛ او صرفا برای نجات انسانها کمک کرد. برای او، انسان بودن مقدم بر هر تفاوتی است.
او در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهد یک جمله به کسانی که به او کمک کردهاند بگوید، چنین گفت:
«کنار هم بایستید، همه انسانها.
همه چیز رو فراموش کنید،
اختلافها رو پشت سر بذارید
و ادامه بدید برای نجات انسانها.
وقتی کسی رو نجات میدم،
این کار رو از صمیم قلب انجام میدم.
روز زیبایی بود، همه در حال خوشی بودند و جشن گرفته بودند؛
بچهها، زنها، مردها و نوجوانها،
همه خوشحال بودند و این حقشان بود.
این کشور بهترین کشور دنیاست،
بهترین کشور دنیا.
اما قرار نیست فقط بایستیم و تماشا کنیم،
کافیه، دیگه بسه.
خداوند حافظ استرالیا باشد.»
احمد الاحمد یک قهرمان جهانی است؛ انسانی که در عمل نشان داد شجاعت، همدلی و مسئولیتپذیری مرز دینی و اعتقادی نمیشناسد. او میتواند و باید الگویی الهامبخش، بهویژه برای مسلمانان، در انساندوستی و کنش مسئولانه باشد.
#دیگری_ستیزی #کرامت_انسانی #یهودی_ستیزی #مسلمان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤30
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرچند که گرسنهایم
اما آزادی را به نان نمیفروشیم
آبدانان - ایلام - ایران
#اعتراضات_سراسری #پایان_دیکتاتور #کرامت_انسانی #کفتکو_توانا
@Dialogue1402
اما آزادی را به نان نمیفروشیم
آبدانان - ایلام - ایران
#اعتراضات_سراسری #پایان_دیکتاتور #کرامت_انسانی #کفتکو_توانا
@Dialogue1402
❤43🕊5💯4
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرچند که گرسنهایم
اما آزادی را به نان نمیفروشیم
آبدانان - ایلام - ایران
#اعتراضات_سراسری #پایان_دیکتاتور #کرامت_انسانی #کفتکو_توانا
@Dialogue1402
اما آزادی را به نان نمیفروشیم
آبدانان - ایلام - ایران
#اعتراضات_سراسری #پایان_دیکتاتور #کرامت_انسانی #کفتکو_توانا
@Dialogue1402
🕊21
Forwarded from گفتوشنود
عذرخواهی تاریخی پاپ لئو بابت نقش واتیکان در مشروعیتبخشی به بردهداری
پاپ لئو چهاردهم روز دوشنبه ۴ خرداد در اقدامی بیسابقه، بابت نقش تاریخی واتیکان در مشروعیت بخشیدن به بردهداری و قرنها سکوت در برابر آن عذرخواهی کرد و سابقه کلیسای کاتولیک در این زمینه را «زخمی در حافظه مسیحیت» خواند.
اگرچه پاپهای پیشین بابت دخالت مسیحیان در تجارت برده در دو سوی اقیانوس اطلس عذرخواهی کرده بودند، اما تاکنون هیچ پاپی به طور علنی به نقش مستقیم رهبران گذشته کلیسای کاتولیک در صدور مجوز برای حاکمان اروپایی جهت به بردگی کشیدن غیرمسیحیان اعتراف نکرده بود.
لئو چهاردهم که نخستین پاپ متولد آمریکا در تاریخ محسوب میشود و در تبارنامه خانوادگیاش ردپای بردگان و بردهداران دیده میشود، این عذرخواهی را در اولین بخشنامه رسمی خود با عنوان «انسانیت باشکوه» مطرح کرد. او با این اقدام، به دههها درخواست کاتولیکهای سیاهپوست، فعالان مدنی و محققان از واتیکان برای جبران نقش تاریخی خود در تجارت برده پاسخ داد.
پاپ لئو در این بخشنامه نوشت: «غیرممکن است با تأمل در رنج و تحقیر عظیمی که بسیاری از مردم متحمل شدهاند — که در تضاد کامل با کرامت بیحد و حصرشان به عنوان بندگان محبوب خداوند است — احساس غم و اندوه عمیقی نکنیم. به همین دلیل، به نام کلیسا، صمیمانه درخواست بخشش دارم.»
پاپ لئو با یادآوری اینکه پاپ لئو سیزدهم نخستین پاپی بود که در سال ۱۸۸۸ به صراحت بردهداری را محکوم کرد (آن هم سالها پس از لغو آن در بسیاری از کشورها)، به نقش مستقیم سریر مقدس در قرون گذشته اشاره کرد و نوشت: «در اوایل دوران مدرن، سریر رسولی در پاسخ به درخواستهای حاکمان، برای مشروعیت بخشیدن به اشکال مختلف سلطه و بردگی کشاندن مداخله کرد.»
او تأکید کرد که هرچند نمیتوان با معیارهای امروزی اخلاقی بودن تصمیمات گذشته را قضاوت کرد، اما «نمیتوانیم تأخیر طولانی جامعه و کلیسا در محکوم کردن بلای بردهداری را انکار یا کماهمیت جلوه دهیم.»
پاپ با اشاره به تاخیر کلیسا برای به رسمیت شناختن ناسازگاری بردهداری با کرامت انسانی افزود: «این زخمی در حافظه مسیحی است که نمیتوانیم خود را از آن مبرا بدانیم.»
لئو در پایان هشدار داد که کلیسا امروز باید قاطعانه تمام اشکال قاچاق و استثمار مرتبط با انقلاب فناوری را محکوم کند، تا «در آینده مجبور نباشیم دوباره به دلیل عدم احترام به گنج کرامت انسانی عذرخواهی کنیم.»
#پاپ #برده_داری #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پاپ لئو چهاردهم روز دوشنبه ۴ خرداد در اقدامی بیسابقه، بابت نقش تاریخی واتیکان در مشروعیت بخشیدن به بردهداری و قرنها سکوت در برابر آن عذرخواهی کرد و سابقه کلیسای کاتولیک در این زمینه را «زخمی در حافظه مسیحیت» خواند.
اگرچه پاپهای پیشین بابت دخالت مسیحیان در تجارت برده در دو سوی اقیانوس اطلس عذرخواهی کرده بودند، اما تاکنون هیچ پاپی به طور علنی به نقش مستقیم رهبران گذشته کلیسای کاتولیک در صدور مجوز برای حاکمان اروپایی جهت به بردگی کشیدن غیرمسیحیان اعتراف نکرده بود.
لئو چهاردهم که نخستین پاپ متولد آمریکا در تاریخ محسوب میشود و در تبارنامه خانوادگیاش ردپای بردگان و بردهداران دیده میشود، این عذرخواهی را در اولین بخشنامه رسمی خود با عنوان «انسانیت باشکوه» مطرح کرد. او با این اقدام، به دههها درخواست کاتولیکهای سیاهپوست، فعالان مدنی و محققان از واتیکان برای جبران نقش تاریخی خود در تجارت برده پاسخ داد.
پاپ لئو در این بخشنامه نوشت: «غیرممکن است با تأمل در رنج و تحقیر عظیمی که بسیاری از مردم متحمل شدهاند — که در تضاد کامل با کرامت بیحد و حصرشان به عنوان بندگان محبوب خداوند است — احساس غم و اندوه عمیقی نکنیم. به همین دلیل، به نام کلیسا، صمیمانه درخواست بخشش دارم.»
پاپ لئو با یادآوری اینکه پاپ لئو سیزدهم نخستین پاپی بود که در سال ۱۸۸۸ به صراحت بردهداری را محکوم کرد (آن هم سالها پس از لغو آن در بسیاری از کشورها)، به نقش مستقیم سریر مقدس در قرون گذشته اشاره کرد و نوشت: «در اوایل دوران مدرن، سریر رسولی در پاسخ به درخواستهای حاکمان، برای مشروعیت بخشیدن به اشکال مختلف سلطه و بردگی کشاندن مداخله کرد.»
او تأکید کرد که هرچند نمیتوان با معیارهای امروزی اخلاقی بودن تصمیمات گذشته را قضاوت کرد، اما «نمیتوانیم تأخیر طولانی جامعه و کلیسا در محکوم کردن بلای بردهداری را انکار یا کماهمیت جلوه دهیم.»
پاپ با اشاره به تاخیر کلیسا برای به رسمیت شناختن ناسازگاری بردهداری با کرامت انسانی افزود: «این زخمی در حافظه مسیحی است که نمیتوانیم خود را از آن مبرا بدانیم.»
لئو در پایان هشدار داد که کلیسا امروز باید قاطعانه تمام اشکال قاچاق و استثمار مرتبط با انقلاب فناوری را محکوم کند، تا «در آینده مجبور نباشیم دوباره به دلیل عدم احترام به گنج کرامت انسانی عذرخواهی کنیم.»
#پاپ #برده_داری #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13👍2
Forwarded from گفتوشنود
چه چیزهایی جان یک گفتوگوی سازنده و انسانی را شکل میدهد
گفتوگو زمانی به معنای واقعی سازنده و اثرگذار میشود که فضایی امن، متعادل و مشارکتی برای تبادل دیدگاهها فراهم باشد. نخستین شرط چنین فضایی، پرهیز از اصرار بر رأی است. وقتی افراد تنها برای دفاع از موضع خود وارد گفتوگو میشوند، ارتباط به جدل تبدیل میشود؛ اما هنگامی که با ذهنی باز حاضر شوند و امکان تغییر یا اصلاح نگاه خود را بپذیرند، گفتوگو به بستری برای رشد فکری و شناخت متقابل بدل میگردد.
از سوی دیگر، گفتوگو زمانی ثمربخش خواهد بود که هر فرد بتواند آزادانه نظر خود را بیان کند؛ آزادیای که در آن هیچکس به دلیل دیدگاه متفاوت توبیخ یا حذف نمیشود. این آزادی بیان نه تنها به بروز صداهای پنهان کمک میکند، بلکه عمق مسائل را آشکار و زمینه خلاقیت جمعی را فراهم میسازد.
با وجود این آزادی، ادب و ملایمت در شیوه بیان ضرورتی انکارناپذیر است. احترام به دیگری، زمانی که نقدی جدی مطرح میشود، باعث میشود پیام بهدرستی دریافت شود و مقاومت ذهنی ایجاد نگردد. ملایمت، نشانه ضعف نیست؛ بلکه پلی است برای گفتوگویی پایدار و انسانی.
یکی دیگر از پایههای گفتوگوی موثر، حضور و مشارکت واقعی همه افراد ذینفع است. تصمیمی که بدون حضور صاحبان تجربه و تاثیرپذیران اصلی گرفته شود، نه عادلانه است و نه قابل دوام. مشارکت گسترده، زاویههای دید گوناگون را در کنار هم قرار میدهد و زمینه تصمیمگیری جامعتر را مهیا میسازد.
در نهایت، روحیه همکاری به جای رقابت و تضاد جان گفتوگوی سازنده را شکل میدهد. همکاری یعنی تلاش برای فهم مشترک، یافتن نقاط اتصال و ساختن راهحلهایی که منفعت جمعی را تقویت کند. در چنین فضایی، هدف نه پیروزی فردی است و نه شکست دیگری، بلکه رسیدن به حقیقت و تصمیمی بهتر برای همه است.
در مجموع، گفتوگو زمانی شکوفا میشود که احترام، مشارکت و همدلی بر آن حاکم باشد؛ جایی که انسانها نه برای غلبه، بلکه برای فهمیدن و ساختن گرد هم میآیند.
#گفتگو #دیالوگ #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
گفتوگو زمانی به معنای واقعی سازنده و اثرگذار میشود که فضایی امن، متعادل و مشارکتی برای تبادل دیدگاهها فراهم باشد. نخستین شرط چنین فضایی، پرهیز از اصرار بر رأی است. وقتی افراد تنها برای دفاع از موضع خود وارد گفتوگو میشوند، ارتباط به جدل تبدیل میشود؛ اما هنگامی که با ذهنی باز حاضر شوند و امکان تغییر یا اصلاح نگاه خود را بپذیرند، گفتوگو به بستری برای رشد فکری و شناخت متقابل بدل میگردد.
از سوی دیگر، گفتوگو زمانی ثمربخش خواهد بود که هر فرد بتواند آزادانه نظر خود را بیان کند؛ آزادیای که در آن هیچکس به دلیل دیدگاه متفاوت توبیخ یا حذف نمیشود. این آزادی بیان نه تنها به بروز صداهای پنهان کمک میکند، بلکه عمق مسائل را آشکار و زمینه خلاقیت جمعی را فراهم میسازد.
با وجود این آزادی، ادب و ملایمت در شیوه بیان ضرورتی انکارناپذیر است. احترام به دیگری، زمانی که نقدی جدی مطرح میشود، باعث میشود پیام بهدرستی دریافت شود و مقاومت ذهنی ایجاد نگردد. ملایمت، نشانه ضعف نیست؛ بلکه پلی است برای گفتوگویی پایدار و انسانی.
یکی دیگر از پایههای گفتوگوی موثر، حضور و مشارکت واقعی همه افراد ذینفع است. تصمیمی که بدون حضور صاحبان تجربه و تاثیرپذیران اصلی گرفته شود، نه عادلانه است و نه قابل دوام. مشارکت گسترده، زاویههای دید گوناگون را در کنار هم قرار میدهد و زمینه تصمیمگیری جامعتر را مهیا میسازد.
در نهایت، روحیه همکاری به جای رقابت و تضاد جان گفتوگوی سازنده را شکل میدهد. همکاری یعنی تلاش برای فهم مشترک، یافتن نقاط اتصال و ساختن راهحلهایی که منفعت جمعی را تقویت کند. در چنین فضایی، هدف نه پیروزی فردی است و نه شکست دیگری، بلکه رسیدن به حقیقت و تصمیمی بهتر برای همه است.
در مجموع، گفتوگو زمانی شکوفا میشود که احترام، مشارکت و همدلی بر آن حاکم باشد؛ جایی که انسانها نه برای غلبه، بلکه برای فهمیدن و ساختن گرد هم میآیند.
#گفتگو #دیالوگ #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌5❤2👍1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایدئولوژی مذهبی، هنگامی که به شکل افراطی و مطلقگرایانه دنبال میشود، به جای تعالی انسان و گسترش اخلاق، میتواند به ابزاری برای سلطه، حذف و خشونت بدل شود.
پایبندی کورکورانه به چنین ایدئولوژیهایی، بهویژه هنگامی که انسانیت و کرامت فردی را فدای "حقیقت مطلق" خودساخته میکنند، منجر به توجیه رفتارهای غیرانسانی به نام مقدسترین مفاهیم میشود.
اینگونه تفکر افراطی، به جای اینکه دین را در خدمت انسان قرار دهد، انسان را قربانی دین میسازد و در نهایت نه تنها اخلاق را تضعیف میکند، بلکه بنیانهای انسانیت را نیز از میان میبرد.
#حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پایبندی کورکورانه به چنین ایدئولوژیهایی، بهویژه هنگامی که انسانیت و کرامت فردی را فدای "حقیقت مطلق" خودساخته میکنند، منجر به توجیه رفتارهای غیرانسانی به نام مقدسترین مفاهیم میشود.
اینگونه تفکر افراطی، به جای اینکه دین را در خدمت انسان قرار دهد، انسان را قربانی دین میسازد و در نهایت نه تنها اخلاق را تضعیف میکند، بلکه بنیانهای انسانیت را نیز از میان میبرد.
#حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17❤5💔3🕊2😍2
Forwarded from گفتوشنود
جووانی پیکو دلا میراندولا
تبیینگر کرامت انسان در سنت رنسانس
ورق بزنید
جووانی پیکو دلا میراندولا (۱۴۶۳–۱۴۹۴)، فیلسوف ایتالیایی و از چهرههای شاخص رنسانس، با نگارش «خطابه در باب منزلت انسان» جایگاهی ویژه در تاریخ اندیشه یافت.
او با تلفیق سنتهای افلاطونی، ارسطویی و عرفان یهودی، دیدگاهی جامع از جایگاه انسان در جهان هستی ارائه داد.
میراندولا بر این باور بود که برخلاف سایر موجودات که طبق طرحی از پیش تعیینشده آفریده شدهاند، انسان دارای طبیعتی نامعین و آزاد است. این آزادی، هسته اصلی هویت انسانی در اندیشه او محسوب میشود.
او استدلال میکرد که خداوند به انسان جایگاهی مرکزی در جهان بخشیده است تا بتواند با بهرهگیری از اراده خویش، یا به درجات فرشتگان صعود کند و یا به سطح حیوانات سقوط نماید. این قدرت «انتخاب»، بزرگترین نشانه کرامت انسانی است.
در اندیشه او، انسان سازنده و معمار سرنوشت خویش است. میراندولا تاکید داشت که هیچ ماهیت یا محدودیتی پیش از تولد برای انسان تعیین نشده است؛ بنابراین، هر فرد مسئولیت دارد که با دانش و فضیلت، جایگاه نهایی خود را در هستی تعیین کند.
او با دعوت به گفتگو میان سنتهای مختلف فکری، به دنبال کشف حقیقتی بود که فراتر از مرزهای مذهبی و فرقهای قرار دارد. برای میراندولا، جستجوی دانش، راهی برای بازگشت به منشأ الهی و تحقق کاملِ پتانسیلهای انسانی بود.
در نهایت، اندیشه میراندولا ستایشی از آزادی فردی است. او معتقد بود انسان با تکیه بر خرد و اراده، میتواند جهان را بشناسد و خود را به مثابه اثری هنری، با کمال آگاهی و مسئولیت، خلق کند. این دیدگاه، پیوندی عمیق میان توانمندیهای عقلانی و شکوه وجودی انسان برقرار میکند.
#جووانی_پیکو_دلا_میراندولا
#اومانیسم #انسانگرایی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تبیینگر کرامت انسان در سنت رنسانس
ورق بزنید
جووانی پیکو دلا میراندولا (۱۴۶۳–۱۴۹۴)، فیلسوف ایتالیایی و از چهرههای شاخص رنسانس، با نگارش «خطابه در باب منزلت انسان» جایگاهی ویژه در تاریخ اندیشه یافت.
او با تلفیق سنتهای افلاطونی، ارسطویی و عرفان یهودی، دیدگاهی جامع از جایگاه انسان در جهان هستی ارائه داد.
میراندولا بر این باور بود که برخلاف سایر موجودات که طبق طرحی از پیش تعیینشده آفریده شدهاند، انسان دارای طبیعتی نامعین و آزاد است. این آزادی، هسته اصلی هویت انسانی در اندیشه او محسوب میشود.
او استدلال میکرد که خداوند به انسان جایگاهی مرکزی در جهان بخشیده است تا بتواند با بهرهگیری از اراده خویش، یا به درجات فرشتگان صعود کند و یا به سطح حیوانات سقوط نماید. این قدرت «انتخاب»، بزرگترین نشانه کرامت انسانی است.
در اندیشه او، انسان سازنده و معمار سرنوشت خویش است. میراندولا تاکید داشت که هیچ ماهیت یا محدودیتی پیش از تولد برای انسان تعیین نشده است؛ بنابراین، هر فرد مسئولیت دارد که با دانش و فضیلت، جایگاه نهایی خود را در هستی تعیین کند.
او با دعوت به گفتگو میان سنتهای مختلف فکری، به دنبال کشف حقیقتی بود که فراتر از مرزهای مذهبی و فرقهای قرار دارد. برای میراندولا، جستجوی دانش، راهی برای بازگشت به منشأ الهی و تحقق کاملِ پتانسیلهای انسانی بود.
در نهایت، اندیشه میراندولا ستایشی از آزادی فردی است. او معتقد بود انسان با تکیه بر خرد و اراده، میتواند جهان را بشناسد و خود را به مثابه اثری هنری، با کمال آگاهی و مسئولیت، خلق کند. این دیدگاه، پیوندی عمیق میان توانمندیهای عقلانی و شکوه وجودی انسان برقرار میکند.
#جووانی_پیکو_دلا_میراندولا
#اومانیسم #انسانگرایی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12😍1
Forwarded from گفتوشنود
سایه سنگین «بهشت اجباری» بر تارک آزادی انسان
پدیده «حکومت دینی» در دوران معاصر، با چالشی بنیادین روبروست که ریشه در مصادره مفاهیم قدسی دارد. هنگامی که کارگزاران این ساختار، همچون برخی چهرههای رسمی در نهادهای قانونگذار، وظیفه حاکمیت را «صاف کردن جاده بهشت» و سوق دادن اجباری شهروندان به سوی رستگاری اخروی تعریف میکنند، در واقع مرزهای میان اخلاق داوطلبانه و مهندسی سیاسی را مخدوش میسازند. این رویکرد که از آن با تعبیر «بهشت زوری» یاد میشود، تناقضی آشکار میان رسالت زمینی دولت و آرمانهای فرامینی ایجاد میکند.
چرا حکومت دینی به دنبال رستگاری اجباری است؟
پرسش اساسی این است که چرا چنین ساختارهایی اصرار دارند با چماق قانون و شلاق ایدئولوژی، گامهای شهروندان را در صراط مستقیم ادعایی خویش تنظیم کنند؟
پاسخ را باید در ماهیت اقتدارگرایی ایدئولوژیک جستجو کرد:
مشروعیتبخشی فرمایشی: حکومتهایی که از پایگاه مردمی و کارآمدی اقتصادی تهی میشوند، ناچارند مشروعیت از دست رفته خود را از آسمان و با تمسک به اهداف ماورایی بازتولید کنند.
انحصار حقیقت: در این نگاه، حکومت خود را مالک انحصاری حقیقت مطلق میپندارد و شهروندان را نه به عنوان انسانهای خردورز و بالغ، بلکه به سان صغاری میبیند که نیازمند هدایت دستوریاند.
بقا از طریق کنترل: نظارت بر اخلاقیات، بهانهای کارآمد برای دخالت حداکثری در حریم خصوصی و سرکوب هرگونه صدای دگراندیش است.
اصالت آزادی در ترازوی اخلاق
رسالت راستین یک دولت مدرن و کارآمد، فراتر از ایدئولوژیزدگی، تامین رفاه مادی، برقراری امنیت حقوقی و پاسداری از آزادیهای مدنی است. اخلاق و ایمان، زمانی اصالت و ارزش انسانی خود را بازمییابند که از درون جوشش کنند و محصول انتخاب آگاهانه فرد در خلوت وجدان باشند. بهشتی هم اگر وجود داشته باشد، اگر با زور و اکراه حاصل شود، دیگر بهشت نیست، بلکه استبدادی مطلق است که هم کرامت انسان را لگدمال میکند و هم دین را از درون تهی میسازد.
#بهشت_اجباری #حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پدیده «حکومت دینی» در دوران معاصر، با چالشی بنیادین روبروست که ریشه در مصادره مفاهیم قدسی دارد. هنگامی که کارگزاران این ساختار، همچون برخی چهرههای رسمی در نهادهای قانونگذار، وظیفه حاکمیت را «صاف کردن جاده بهشت» و سوق دادن اجباری شهروندان به سوی رستگاری اخروی تعریف میکنند، در واقع مرزهای میان اخلاق داوطلبانه و مهندسی سیاسی را مخدوش میسازند. این رویکرد که از آن با تعبیر «بهشت زوری» یاد میشود، تناقضی آشکار میان رسالت زمینی دولت و آرمانهای فرامینی ایجاد میکند.
چرا حکومت دینی به دنبال رستگاری اجباری است؟
پرسش اساسی این است که چرا چنین ساختارهایی اصرار دارند با چماق قانون و شلاق ایدئولوژی، گامهای شهروندان را در صراط مستقیم ادعایی خویش تنظیم کنند؟
پاسخ را باید در ماهیت اقتدارگرایی ایدئولوژیک جستجو کرد:
مشروعیتبخشی فرمایشی: حکومتهایی که از پایگاه مردمی و کارآمدی اقتصادی تهی میشوند، ناچارند مشروعیت از دست رفته خود را از آسمان و با تمسک به اهداف ماورایی بازتولید کنند.
انحصار حقیقت: در این نگاه، حکومت خود را مالک انحصاری حقیقت مطلق میپندارد و شهروندان را نه به عنوان انسانهای خردورز و بالغ، بلکه به سان صغاری میبیند که نیازمند هدایت دستوریاند.
بقا از طریق کنترل: نظارت بر اخلاقیات، بهانهای کارآمد برای دخالت حداکثری در حریم خصوصی و سرکوب هرگونه صدای دگراندیش است.
اصالت آزادی در ترازوی اخلاق
رسالت راستین یک دولت مدرن و کارآمد، فراتر از ایدئولوژیزدگی، تامین رفاه مادی، برقراری امنیت حقوقی و پاسداری از آزادیهای مدنی است. اخلاق و ایمان، زمانی اصالت و ارزش انسانی خود را بازمییابند که از درون جوشش کنند و محصول انتخاب آگاهانه فرد در خلوت وجدان باشند. بهشتی هم اگر وجود داشته باشد، اگر با زور و اکراه حاصل شود، دیگر بهشت نیست، بلکه استبدادی مطلق است که هم کرامت انسان را لگدمال میکند و هم دین را از درون تهی میسازد.
#بهشت_اجباری #حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12❤1👌1