آموزشکده توانا
51.2K subscribers
38.9K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
سپیده قلیان به ۲ سال زندان، منع عضویت در گروه‌های سیاسی-اجتماعی، استفاده از تلفن هوشمند و اقامت در تهران و استان‌های همسایه به مدت ۲ سال قطعی محکوم شده است.

سپیده، روز ۲۴ اسفند ۱۴۰۱، از زندان اوین آزاد شد  و تنها ساعاتی پس از آزادی از زندان اوین و هنگامی که با خانواده‌اش در راه بازگشت به محل زندگی خود (خوزستان) بود، در مسیر قم به اراک توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.

او آخرین بار که پایش را از زندان بیرون گذاشت، بیرون زندان فریاد زد:
«خامنه‌ای ضحاک، میکشیمت زیر خاک»

به یاد سپیده قلیان

طرح از ساینا
saina_shayan


#سپیده_قلیان #کارتون #خامنه_ای_ضحاک #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔659👍6👎3🔥3🕊1
لغو دادگاه سپیده قلیان به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری

امروز ۲۸ تیرماه ۱۴۰۱، نوبت رسیدگی به شکایت آمنه‌سادات ذبیح‌پور علیه سپیده قلیان بود.
سپیده قلیان حاضر به رعایت حجاب نشد. این دادگاه قرار بود به صورت زنده پخش شود.
مهدی قلیان، برادر سپیده قلیان، در پستی اینستاگرامی خبر داد که خواهرش «در دادگاه حاضر شد، اما روسری و چادر به سر نکرد». بنابر توضیح وی، سپیده قلیان «از ساعت هشت صبح در دادگاه حضور داشت».

آقای قلیان افزوده است که به این دلیل که خواهرش حاضر نشد با روسری و چادر در جلسه دادگاه حضور پیدا کند، «جلسه دادگاه امروز از طرف مسئولین قوه قضائیه لغو شد و سپیده را دوباره به زندان اوین برگرداندند.»

سپیده قلیان روز گذشته با انتشار نامه‌ای از زندان اوین گفته بود که برخلاف تصمیم قبلی، به‌دلیل علنی‌بودن دادگاه خود در آن حاضر شده و از خود دفاع می‌کند.
برای سپیده قلیان

@assadbinakhahi
طرح از اسد بیناخواهی

https://dadban.info/sepidehgholian/

#یاری_مدنی_توانا
#سپیده_قلیان
#زندان

@Tavaana_TavaanaTech
👍6721👏12❤‍🔥5🔥4
«سپیده قلیان بسته سفارشی مردم (تُف) را به دست (صورت) آمنه السادات ذبیح پور رساند.»

میلاد وثوقی، کارتونیست
milad_vosoughi_mvl

برادر #سپیده_قلیان از برگزاری دادگاه رسیدگی به شکایت آمنه سادات ذبیح‌پور علیه خواهرش در شعبه  ۱۲۰۷ کیفری دو مجتمع قضایی کچویی خبر داد. او نوشت قاضی پرونده تغییر کرده بود و در این دادگاه سپیده قلیان مثل دادگاه قبل بدون حجاب ظاهر شد.
برادر سپیده قلیان در شرح دادگاه امروز نوشت:

«خانم ذبیح‌پور از همان بدو ورود به جلسه دادگاه، طرح اتهاماتی از قبیل «جاسوسی» و «اغتشاش‌گری» را علیه خواهرم آغاز کرد و البته به تهدید سپیده ادامه داد...»

او در ادامه شرح دادگاه نوشت:
«سپیده در این دادگاه از خبرنگاران شریفی همچون «نیلوفر حامدی» و «الهه محمدی» یاد کرد که خانم ذبیح‌پور آن‌ها را نیز جاسوس اسرائیل و آمریکا خواند. خانم ذبیح‌پور همچنین بارها به حضور بدون روسری سپیده در دادگاه اعتراض کرد که قاضی دادگاه در پاسخ اعلام کرد به دلیل حضور بدون حجاب در دادگاه، برای بار دوم برای سپیده قرار مجرمیت صادر می‌کند.
آمنه‌سادات ذبیح‌پور در این دادگاه مدعی شد که مردم او را دوست دارند و او حرف مردم را می‌زند. سپیده هم در پایان دادگاه و به گفته‌ی خودش «از طرف مردم» در صورت وی تف کرد.»

#بازجو_خبرنگار
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی #سپیده_قلیان
#کارتون #کارتون_بازنشر #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👌1
چند روز پیش مقالاتی از تعدادی از زنان زندانی سیاسی ایران در روزنامه لوموند فرانسه منتشر شد.

در این پست پیام‌های زینب جلالیان و سپیده قلیان را مشاهده می‌کنید.

زینب جلالیان در بخشی از یادداشت خود نوشته:

گاهی فکر می‌کنم کجای دنیا هستم؟ اصلا کجای زمان گیر کرده‌ام که هرچه تلاش می‌کنم راه گریزی پیدا نمی‌کنم؟ چرا باید شاهد به دار کشیده شدن همنوعان و نزدیکانم باشم؟ می‌توان شاهد بود و دم نزد؟ در اینجا می‌توان کمی ادامه داد..... آیا می‌توان در برابر ظلم تحمیلی به جامعه سکوت کرد؟

جنگ، شکنجه، قتل و کشتار انجام می‌شود و ستمگران برای جنایات خود توجیه می‌آورند. این دردناک است، اما زندگیمان در همین شرایط سپری می‌شود. با این همه آرزوی مرگ ستمگران را ندارم بلکه می‌خواهم با هم علیه ستمگران مبارزه کنیم و با تلاشمان آنان را از سرزمینمان بیرون کنیم تا شرمنده آیندگان نباشیم.»

سپیده قلیان در بخشی از یادداشت خود چنین نوشته:
«اوین اما تنها میزبان فعالان جنبش‌های اجتماعی در ایران نیست. صحبت از ده‌ها زندان و صدها زندانی در شرایط فعلی‌ست هم دستگاه سرکوب و هم مردم ایران به خوبی می‌دانند که تحول سیاسی دموکراتیک در ایران راهی جز اتکا به جنبش‌های اجتماعی و اعتراضات درون ایران ندارد کابوس اصلی استبداد حاکم بر ایران مردم ایران‌اند. جنبش کارگری در میان جنبش‌های اجتماعی در ایران در میان معترض ترین و ممنوع ترین هاست با وجود تمام فشارها، کارگران معترض ایرانی در این سال‌ها در بخش‌های مختلف توانسته‌اند صدها اعتصاب برگزار کنند.»

متن کامل این نامه‌ها را در تصاویر بخوانید.

#زینب_جلالیان #سپیده_قلیان #بیانیه #زندانیان_سیاسی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
تعدادی از زنان زندانی سیاسی زندان اوین اعلام کردند که در حمایت از مردم و اعتراض علیه حکومت از ۲۴ شهریور در حیاط زندان تحصن می‌کنند. متن بیانیه آن‌ها به شرح زیر است:
.
«ما زنان سیاسی اوین برای حمایت از مردم و اعتراض علیه حکومت از ۲۴ شهریور در حیاط زندان تحصن می ‌کنیم.

یک سال از کشته شدن دختر ایران زمین، مهسا امینی(ژینا) به دست ماموران حکومت جمهوری اسلامی گذشت. بغض کشته شدن و اعدام مظلومانه دختران و پسران سرزمینمان در خیابان‌ها و زندانها، کور کردن معترضان، بازداشت ، شکنجه و زندان به پا خاستگان، زخمی است بر جان و روانمان ، اما شعله امید و انگیزه ای است برای تداوم مبارزه تا لحظه پیروزی مان.
.
ما زنان زندانی سیاسی اوین در کنار همه آزادیخواهان و برابری طلبان جهان، در حمایت از مردم ایران و اعتراض به سیاست های خشونت آمیز ، سرکوبگرانه و بی رحمانه حکومت دینی استبدادی از روز ۲۴ شهریور در حیاط بند زنان اوین تحصن خواهیم کرد و با مردم ایران هم صدا خواهیم بود.
.
از مردم ایران و جهان می‌خواهیم صدای معترضان و مخالفان و مردم باشند و ما را یاری کنند.
.
آزاده عابدینی، سپیده قلیان، شکیلا منفرد، گلرخ ایرایی، نرگس محمدی، محبوبه رضایی ، ویدا ربانی»


narges_mohamadi_51

#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #نرگس_محمدی #سپیده_قلیان #آزاده_عابدینی #شکیلا_منفرد #گلرخ_ایرایی #محبوبه_رضایی #ویدا_ربانی #mahsaamini #womanlifefreedom #nargesmohammadi #بیانبه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
سپیده قلیان طی نامه‌ای از زندان اوین به مصائب تحمیل شده به خانواده‌اش بابت محبوس بودنش در زندان‌های دور از محل زندگیش پرداخت و نوشت که پنج سال است که به دستور وزارت اطلاعات در تبعید زندانی است.

متن نامه خانم قلیان به شرح زیر است:

«سال‌هاست که در تبعید به سر می‌برم. طی این سال‌ها برای رفع این حکم دست به هر کاری زده‌ام؛ نامه نگاری، مذاکره، مناقشه، تحصن، اعتصاب. گفته‌ام جان و نان خانواده‌ام در خطر است، هر هفته طی کردن هزاران کیلومتر راه مصیبت است. اما هر بار با ادامه‌ی روند تبعید به من محرز شده است که حرف نماینده سازمان زندان‌ها در زندان بوشهر درست بود: جنازه‌ت به خوزستان بازخواهد گشت. 

علی ایحال در این مصیبت‌کده که ملتمان مرگ را نفس می‌کشد صحبت از رنج نفی بلد برای من و خانواده‌ام شاید بی‌جهت باشد. نفی بلد من در برابر اینکه جمهوری اسلامی در روز روشن می‌تواند کودک ۱۶ ساله را سلاخی کند هیچ است. اما این نامه را ثبت کردم که بگویم اگر این کیلومترها روزی قاتل خانواده‌ام شد، یادمان باشد که به غیر از مذاکره و مناقشه با نامسئولین نامحترم جمهوری اسلامی و تحصن، اعتصاب و نامه‌نگاری با آنها، به مردم نیز گفته‌ام: من سپیده قلیان پنج سال است که به دستور وزارت اطلاعات به نفی بلد محکوم شده‌ام!


سپیده قلیان 
آذر ۱۴۰۲ زندان اوین»

- با تبعید زندانیان در واقع خانواده آن‌ها هم مجازات می‌شوند و این مغایر با اصل شخصی بودن مجازات کیفری است. در سال‌های گذشته شاهد مواردی بودیم که اعضای خانواده زندانیان به دلیل سانحه جاده‌ای درکذشته‌اند. یا به دلیل سالمند بودن پدر و مادر فرد زندانی و عدم توانایی سفر، آن‌ها چندین سال از ملاقات فرزند خود محروم شده‌اند.

#سپیده_قلیان #بیانیه #زندان #تبعید #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
سپیده قلیان: همراه با شما فریاد می‌زنیم نه به اعدام

سپیده قلیان، زندانی سیاسی در واکنش به ملاقات آخر پژمان فاتحی، وفا آذربار، محسن مظلوم و محمد فرامرزی با خانواده‌هایشان، نامه‌ای نوشته است.

متن کامل نامه سپیده قلیان؛

بفرمایید سنندج را اعدام کنید
سر مهاباد را ببرید.
بفرمایید نگذارید کودکان ما به دنیا بیایند
بفرمایید نگذارید باران ببارد
و نگذارید گیاه بروید و نگذارید زمین زندگی کند
شیرکو بی‌کس
شب تا صبح نمتوانیم بخوابیم از کابوس اعدام، گلرخ با چشم‌های مضطرب به صفحه تلویزیون نگاه می‌کند، زیر‌نویس شبکه خبر امروز خبر قتل چه کسی را منتشر می‌کند، نرگس و دست‌های مضطرب هم بندهایم، مهوش و چشم‌های اشک آلود خواهرانم، محبوبه با گریه کنار سپیده، و بعد بانگ مرگ بر خامنه‌ای از هواخوری زندان سکوت مرگبار این دهشت بی‌کران را می‌شکند. امروز هم کشتند، هویتشان در همین است که بکشند، آن کس که بخاطر کُرد و بلوچ بودنش در مظان اتهام بیشتری‌ست را راحت‌تر می‌کشند. دوباره فریاد مرگ بر خامنه‌ای از هواخوری زندان اوین بلند می‌شود
های جنایتکاران سبوعیت آدم‌کشی شما اگر تمامی ندارد، مبارزه ما نیز خستگی‌ناپذیر است. تفاوت اینست که آنکه پیروز است ماییم، همانطور که پژمان فاتحی با خانواده‌اش گفته است: «این مرگ با افتخار است به همسرم بگویید برایم سیاه نپوشد و ناراحت نباشد»
یا همانطور که محسن مظلوم در ملاقات با مادرش گفته است:
“از جوانا و همەی همسنگرام می‌خوام کە محکم و با ارادە باشند؛ هر اتفاقی افتادگریە و زاری نکنند و بە ما افتخار کنند".
صدا می‌کنیم، پژمان را، محسن را، وفا را، محمد (هژیر) را. قلب ما با آنهاست، قلب ما با جوانا، با بیان، با ماریا است، قلب ما با مادران این عزیزان است. قلب ما با کردستان است.
در این شب وحشت همراه با شما فریاد می‌زنیم نه به اعدام که تاریخ پس از پیروزی حق بر جنایت و کشتار در ایران شاهد باشد چه بر ما می‌رود و چه مقاومتی در جریان بوده است.
یک‌شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲
سپیده قلیان بند نسوان اوین

#نه_به_اعدام
#محمد_فرامرزی #محسن_مظلوم #وفا_آذربار #پژمان_فاتحی #بیانیه #سپیده_قلیان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا باور برخی دینداران به منجی علل روانشناختی(بیم و امید) دارد؟

سخنان دکتر حسن باقری‌نیا استاد اخراجی دانشگاه را بشنوید:

گروه‌های اقلیت تحت ظلم چگونه با باور به منجی به خودشان تسکین می دهند؟
آیا باور به هر نوع آرمانی، فرار از واقعیت محسوب می‌شود؟
تفاوت آرمانگرایی با آرمان‌زدایی و آرمان‌زدگی چیست؟
تفاوت ابرانسان با انسانی که برای دیگران الهام بخش است و نقش الگویی دارد، چیست؟
چرا شخصیت پرستی با توسعه سازگار نیست؟
چگونه قدر الگوهای جامعه و هموطنان شجاع‌مان را بدانیم اما آنها را به بت تبدیل نکنیم؟
«من و تو با هزاران دگر این راه را دنبال می‌گیریم، از آن ماست پیروزی»
#سپیده_رشنو
#سپیده_قلیان
#توماج_صالحی
#رویا_حشمتی
#خسرو_علیکردی
قدر قهرمانان وطنمان را می‌دانیم، برای داشتن جامعه‌ای بهتر هر یک به قدر توان تلاش می‌کنیم و منتظر منجی نیستیم.


#آرمانگرایی #مذهب #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
نامه سپیده قلیان از زندان اوین به روناهی حسین‌نژاد در دفاع از حق زندگی و محکومیت اعدام

جان حمید حسین‌نژاد حیدرانلو در خطر جدی است و شاید اکنون در حال گذراندن آخرین ساعات زندگی خود باشد. دیروز به عنوان آخرین ملاقات، ده دقیقه با خانواده‌اش دیدار کرد. خانواده‌ای که نگران و مضطرب هستند. روناهی، فرزند ارشدش که نوجوان است، در ویدیویی گفته پدرش کولبر است، نه قاتل هموطن. او از مردم برای نجات پدرش کمک خواسته است و حالا از بند زنان اوین، سپیده قلیان در نامه‌ای این دختر نوجوان را خطاب قرار می‌دهد:


«به نام انسانیت، به نام عدالت
روناهی عزیزم، سلام.
متأسفم که این نامه در چنین شرایط تلخی نوشته می‌شه، اما برای من افتخار بزرگیه که به خاطر تو، خواهر کوچک و شجاعم، دوباره معنای عدالت و حق حیات رو عمیق‌تر لمس کردم.
تو هم‌سن‌وسال برادرزاده‌هام، طهورا و مهرا، هستی؛ همون‌قدر پر از شور زندگی، همون‌قدر شیفته‌ی دنیایی که همه‌ی آدما توش حق حیات داشته باشن. تو با صدای رسا و قلب بزرگت، عدالت‌خواهی رو به من و خیلی‌های دیگه یادآوری کردی. تو این سرزمینی که حکمرانان آن با حق زندگی ما در ستیزند، شنیدن فریاد تو و فرزندان این خاک برای حق حیات، تکان‌دهنده‌ست؛ این‌که به جای کودکی کردن، پرچم عدالت رو دست بگیری و با شجاعت بگی «نه به مرگ».
روناهی عزیزم، ما همه یه زنجیریم. حق حیاتمون مثل دومینو به هم وصله. اگه یکی از ما این حق رو از دست بده، انگار همه‌مون یه تیکه از وجودمون رو گم کردیم. تو با ویدیوی پراحساست، با اشک‌ها و کلماتت، بهمون نشون دادی که نباید از این حق ساده بگذریم. من و خیلی‌های دیگه کنار تو هستیم، برای پدرت، حمید حسین‌نژاد حیدرانلو، و برای همه‌ی کسایی که در خطر بالارفتن سرهایشان بر چوبه‌ی دار است.
سلب حق حیات، در هر شکل و لباسی، نکوهیدنیه.
حق حیات و عدالت‌خواهی ارزش‌هایی نیستن که بتونیم به سادگی ازشون بگذریم. جامعه‌ی ما به آدمایی مثل تو نیاز داره؛ به کسایی که با شجاعتشون بیدارمون می‌کنن. امروز شاید سیاه باشه، اما من خیلی امیدوارم. فردایی که تو و امثال تو توش باشین، یعنی جامعه‌ای داریم که هوشیاره، که می‌گه «نه به اعدام»، «نه به مرگ» در هر هیئت و لباسی.
حق حیات پایه‌ی هر جامعه‌ی سالمه. وقتی حق زندگی کردن رو از یه نفر می‌گیرن، اعتماد و همبستگی اجتماعی ترک برمی‌داره. جامعه‌ای که به حق حیات احترام می‌ذاره، نه فقط افرادش رو زنده نگه می‌داره، بلکه امید، انسانیت و حس تعلق رو تو قلب همه‌مون تقویت می‌کنه.
تو، روناهی عزیز، با فریاد عدالت‌خواهیت، بهمون یادآوری کردی که برای ساختن همچین جامعه‌ای باید کنار هم بایستیم و از حق زندگی هر انسان، مثل پدرت، دفاع کنیم.
امید، روناهی عزیزم، شعله‌ایه که تو قلب تو زبانه می‌کشه؛ یه باور ریشه‌دار که حتی تو سیاهی شب، با هر فریاد عدالت، ستاره‌ای تو آسمون جامعه‌مون روشن می‌شه.
روناهی عزیزم، بدون که صدات شنیده شده. من قول می‌دم داستان تو و پدرت رو با هر راهی که بتونم به گوش بقیه برسونم.
تو تنها نیستی. ما همه پشت تو و خونوادت هستیم.
با تمام قلبم برای تو و پدرت آرزوی آزادی و زندگی می‌کنم. صدایت رسا عزیزم و سرت سلامت، خواهر کوچکم.
رفیق تو،
سپیده قلیان
از زندان اوین


امید، روناهی عزیزم، شعله‌ایه که تو قلب تو زبانه می‌کشه؛ یه باور ریشه‌دار که حتی تو سیاهی شب، با هر فریاد عدالت، ستاره‌ای تو آسمون جامعه‌مون روشن می‌شه.  

روناهی عزیزم، بدون که صدات شنیده شده. من قول می‌دم داستان تو و پدرت رو با هر راهی که بتونم به گوش بقیه برسونم.
تو تنها نیستی. ما همه پشت تو و خونوادت هستیم.  
با تمام قلبم برای تو و پدرت آرزوی آزادی و زندگی می‌کنم. صدایت رسا عزیزم و سرت سلامت خواهر کوچکم.  

رفیق تو سپیده قلیان
از زندان اوین»

#حمید_حسین_نژاد_حیدرانلو #حمید_حسین‌نژاد_حیدرانلو #سپیده_قلیان #بیانیه #حق_حیات #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍349🕊8
سپیده قلیان:
آن‌قدر قوی هستیم که شاید بتوانیم ورق را برگردانیم

سپیده قلیان، فعال سیاسی، در پستی اینستاگرامی که روز چهارشنبه ۲۵ تیر منتشر کرد، ضمن انتشار تصویری شجاعانه از خود بی‌اعتنا به حجاب احباری، با اشاره به «خطر مرگ و نابودی» و «شرایط وخیم» نوشت اما قدرت ما کم نیست. آن‌قدر قوی هستیم که شاید بتوانیم ورق را برگردانیم.
متن نوشته خانم قلیان به شرح زیر است:

«سلام. دلتنگتان بودم. این اولین پست من پس از آن پست آخرم و آزادی سه‌ساعته‌ام است. نزدیک به هفت سال از عمرم درگیر زندان، دادگاه و دادسرا بود، و حالا هم اوضاع خوبی نداریم. فقط آمدم بگویم: درست است که همه‌مان در خطر مرگ و نابودی هستیم و شرایط به شدت وخیم است، اما قدرت ما هم کم نیست. آن‌قدر قوی هستیم که شاید بتوانیم ورق را برگردانیم. شاید مشت‌هایمان، اراده‌مان، از بمب‌ها و موشک‌ها نیرومندتر باشد. رفیق همیشه‌تان سپیده قلیان»

او وقتی که یکی از کاربران ناشناس ایکس، علیه پوشش او نوشت، تصویر دیگری از پوشش شجاعانه‌اش، هنگام آزادی از زندان اوین منتشر کرد. (اسلاید دوم)

سپیده قلیان روز ۱۱ خرداد پس از بیش از دو سال و با پایان دوران محکومیت از زندان اوین آزاد شد.

این زندانی سیاسی پیشتر در روز ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۱، چند ساعت پس از آزادی در پی صدور بخشنامه عفو، در مسیر تهران به دزفول توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود. او موقع آزادی قبلی ویدیویی منتشر کرده بود که در آن فریاد می‌زد «خامنه‌ای ضحاک، میکشیمت زیر خاک» و همین موضوع طرفداران ضحاک را خشمگین کرده بود. (اسلاید سوم)

در اردیبهشت ۱۴۰۲، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران این فعال مدنی را به اتهام «توهین به رهبری» به دو سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم کرد.

خانم قلیان با شکایت آمنه سادات ذبیح‌پور، بازجو و خبرنگار صداوسیمای جمهوری اسلامی، با پرونده جدیدی مواجه شد.

او در این پرونده به یک سال و سه ماه حبس تعزیری محکوم شد.

سپیده قلیان به دلیل فعالیت‌های مدنی به ویژه حمایت از کارگران هفت‌تپه، پیشتر نیز سابقه بازداشت و محکومیت داشته است.

#سپیده_قلیان #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
56👍11🕊4👎2
سپیده قلیان، در یکی از پرونده‌هایش، شاکی خصوصی داشت و آن شاکی کسی نبود جز آمنه ذبیح‌پور، بازجوـخبرنگار.
روایت سپیده قلیان از روز دادگاه را بخوانید:


لباسم واقعاً خیره‌کننده بود؛ سال‌ها از این زندان به اون زندان با خودم حملش کرده بودم. بالاتنه‌اش سوزن‌دوزی قرمز داشت و شلوارش از بالا گشاد بود؛میشد پاچه‌ش رو بالا بکشی و مثل شلوارک شه، دقیق نمی‌دونم اسم مدلش چی بود. اگه اشتباه نکنم جلسات دادگاه سه جلسه بود . جلسه سوم با تلاش وکلا و ادله‌ای که ارائه کردیم، قاضی رو مجاب کرده بودیم شاکی باید خودش حضور داشته باشه. جلسات قبل، یه نماینده حقوقی از صداوسیما می‌اومد؛ یه پسر پرافاده که به چشم نمی‌اومد.

روز موعود رسید. لباسم رو پوشیدم، ولی روش یه شومیز انداختم و روی سرم دستمال اشپزخونه بند رو گذاشتم تا مشکلی برای ورود به دادگاه پیش نیاد. به محض شروع جلسه و ورود آمنه، شومیز و دستمال اشپزخونه رو کندم و پرت کردم بیرون. وقتی آمنه منو با تاپ و شلواری که بالا کشیده بودم و تقریباً شلوارک شده بود دید، شروع کرد به فریاد زدن که چرا با این لباس اومدم. من فقط با یه لبخند پرصلابت نگاهش می‌کردم. و تو دلم گفتم ما زن‌ها واقعا قوی هستیم. اون توهین می‌کرد، به قاضی هم فرصت حرف زدن نمی‌داد. همه تو دادگاه، از پاسیار و سرباز تا مسئول دفتر، از شدت بد و بیراه گفتنش ماتشون برده بود. می‌گفت من جاسوس سرویس‌های اطلاعاتی موسادم، جاسوس اینترنشنالم. ادعا می‌کرد خودش خیلی محبوبه و افشاگری من باعث محبوبیتش شده. می‌گفت منو مأمور کردن تا بدنامش کنم. انگشتش رو مثل یه تهدید تو هوا تکون می‌داد و می‌گفت: «این‌بار کاری می‌کنم موهات رنگ دندونات بشه!» من فقط می‌خندیدم و گفتم: «امان از روزی که دست مردم بیفتی.» اون دوباره شروع کرد به توهین به معترضین.

آخر جلسه، رو به قاضی گفتم: «می‌خوام از خانم ذبیح‌پور عذرخواهی کنم.» همه شوکه شدن. قاضی گفت: «بفرمایید.» شش قدم به سمتش برداشتم، آب دهنم رو جمع کردم و جمع کردم و جمع کردم، بعد یهو تف کردم تو صورتش و گفتم: «این هدیه همون مردمیه که می‌گی عاشقتن!» آب دهن من انقدر زیاد بود که سرباز کنارش بعدا گفت نمی‌دونست کجای صورتش رو پاک کنه. قاضی به زور جلوی خندش رو گرفت، پاسیار از خنده رفت بیرون. آمنه هوار می‌زد که «پدرت رو درمیارم.» منم با حال خوب از دادگاه زدم بیرون.

بعدش، تو کل زندان حرفم پیچید. از پرستار تا پزشک و سرباز همه‌جا گفتن که تف کردم تو صورت آمنه. هر کی تو محوطه موقع اعزام منو می‌دید، می‌گفت: «سپیده، دمت گرم!»


#سپیده_قلیان #آمنه_ذبیح_پور #بازجو_خبرنگار #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
84👍3💯3👎2🕊1
سپیده قلیان: وقت پایان روضه‌خوانی با عکس اعدامی‌هاست، جنبش «نه به اعدام» باید همه‌گیر شود

سپیده قلیان، زندانی سیاسی سابق، در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس، با انتقاد از شیوه رایج اعتراض به اعدام‌ها، بر ضرورت شکل‌گیری یک حرکت اجتماعی فراگیر برای توقف اعدام در ایران تأکید کرد.

او نوشت:
«به نظرم وقتشه روضه‌خوانی با عکس‌های اعدامی‌هارو تموم کنیم و به جای اون، با الهام از خلاقیت زنان در جنبش خیابانی، برای دفاع از حق حیات کاری کنیم. تا شما از اونور کارای مهم‌تری برای رفتن جمهوری اسلامی انجام می‌دید، ما هم از داخل آستین همت رو بالا می‌زنیم. بیایم یه حرکت همه‌گیر برای توقف اعدام راه بندازیم که جامعه رو درگیر کنه. تعداد زیادی زندانی جرایم عادی مثل مواد مخدر و … با خطر اعدام روبه‌رو هستند. حالا وقتشه با خود این زندانی‌ها و خانواده‌هاشون هم‌پیمان بشیم و گام بزرگی برای جلوگیری از اعدام برداریم.»

قلیان در ادامه با اشاره به تجربه بازداشت فعالان و دانشجویان معترض به اعدام افزود:
«در این مدت، افراد زیادی مثل خشایار سفیدی، هستی امیری و مطهره گونه‌ای به خاطر حمایت از کمپین "نه به اعدام" زندانی شدند. دانشجوهایی که "نه به اعدام" رو از ادامه تحصیلشون مهم‌تر دونستن و به زندان افتادن، تجربه‌های ارزشمندی در مواجهه با موضوع اعدام و اعدامی‌ها دارن. ما می‌تونیم از این سرمایه‌های انسانی در مسیر درست استفاده کنیم. جنبش دانشجویی می‌تونه "نه به اعدام" رو به یه مسئله فراگیر تبدیل کنه، اعدام باید به یه امر سیاسی بدل بشه.»

او تأکید کرد:
«باید بتونیم توضیح بدیم که حق حیات چقدر مهمه و مجازات‌های جایگزین اعدام رو معرفی کنیم. حقوق‌دان‌ها باید قانون مجازات اسلامی رو دوباره ساده و شفاف توضیح بدن تا همه بفهمن که خودشون هم می‌تونن اعدامی‌های بالقوه‌ای باشن. باید از همه رسانه و امکاناتی که در اختیار داریم برای این هدف استفاده کنیم. امکاناتمون کم نیست؛ فقط کافیه هدف مشخص داشته باشیم و در این مسیر قدم برداریم.»

#نه_به_اعدام #سپیده_قلیان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
38👍6🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنان ایران، سال‌ها مبارزه و مقاومت کردند تا در کشوری با فرهنگ مردسالارانه، با قوانین تبعیض آمیز، با حکومتی زن‌ستیز، تا حقوق انسانی خود باز ستانند. با این حال هنوز جنس دوم شمرده می‌شوند و از بسیاری حقوق طبیعی خود محروم هستند.
حق سفر، حق طلاق، ارث برابر، حقوق کاری برابر، اشتغال، برابری در مسئولیت و کار خانگی و ...
امروزه حتی بخش‌هایی از حکومت برای جلب توجه مردم، از توجه به آزادی زنان سخن می‌گویند و آن را به کم‌شدن سرکوب زنان بدون حجاب در خیابان‌ها تقلیل می‌دهند. گرچه همین مقدار هم با جانفشانی و خون‌دادن و زندان رفتن زنان و مردان آزاده ایران به دست آمذه است و هیچ گروهی نباید مصادره به مطلوب کند، به خصوص گروه‌های درون حکومت که همگی در این ۴۷ سال سرکوب هم‌دست بوده‌اند.
امروزه گرچه همچنان به خاطر عدم رعایت حجاب صفحات اینستاگرامی مسدود می‌شوند، برای زنان پرونده‌سازی می‌شود و از حق ورود به مراکز دولتی منع می‌شوند و مبارزه برای دستیابی به آزادی همچنان ادامه دارد، ولی زنانی که از دوره قاجاریه تا کنون، برای حقوق برابر ایستادگی کردند، هرگز فراموش نمی‌شوند. شجاعانی که پیشتاز بوده و به مردان هم شهامت دادند.

این ویدیو را فعالان داخل ایران، در ستایش سپیده قلیان و شهامتش که بعد از آزادی زندان علیه ضحاک شعار داد، درست کردند و او را امتداد راهی دانسته‌اند که پیش از او زنان بسیاری پیمودند و هنوز این راه تا حتی پس از سرنگونی استبداد دینی، ادامه دارد.

#حقوق_زنان #حقوق_برابر #سپیده_قلیان #نیکا_شاکرمی #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
23🕊5
سپیده قلیان، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق،  در صفحه اینستاگرامش از تجربه زیسته و مشاهداتش در جامعه امروز ایران نوشته است. او در این متن، با زبانی ساده و صریح، از فشارها، محدودیت‌ها و بی‌عدالتی‌های روزمره می‌گوید؛ از درگیری‌های خیابانی با پلیس تا پلمب مکان‌های عمومی به‌خاطر «تار مو»، و از نگاهی که زندگی را هر روز در معرض نابودی قرار می‌دهد. او در انتهای مطلبش تاکید می‌کند که «برای مقاومت دیگر بس است. این بار فقط مقاومت نمی‌کنیم؛ قدم‌ها را جلوتر برمی‌داریم.»

متن کامل یادداشت خانم قلیان به شرح زیر است:

«مدتی‌ست است که آزاد شده‌ام، اما نمی‌دانم این چندمین بار است که در خیابان با مأمور و لباس‌شخصی درگیر می‌شوم؛ حسابش از دستم دررفته. هر بار که در اتاقم را می‌بندم، پدر و مادرم با نگاه‌شان چنان بدرقه‌ام می‌کنند که انگار قرار نیست برگردم. گاهی هم واقعاً قرار نیست برگردیم. گاهی در را می‌بندی و به مادرت می‌گویی: «باشه، برای ناهار ماهی دریا می‌آرم.» اما بدقولی می‌کنی، دریا برایت خاطره می‌شود و خاطره‌اش دیوانه‌ات می‌کند و چهره‌ی پاک عزیزی انعکاس دریا می‌شود . بگذریم. هفته‌ی پیش در را بستم و به مدرسه‌ی طهورا رفتم. از صبح با قطعی برق، آب و اینترنت کلنجار رفته بودم. انگار دیگر چیزی به نام زندگی نمانده است. ما پس‌مانده‌های چیزی را در لابه‌لای زمان پیدا می‌کنیم و در جیب‌هایمان می‌گذاریم که هرچه باشد، انصافاً زندگی نیست. این را هم من می‌دانم، هم راننده‌ی اسنپ. وقتی به مدرسه رسیدم، باورم نمی‌شد در این اوضاع اسفناک که سایه‌ی جنگ، فقر و قحطی بالای سرمان است، مدیر مدرسه به‌خاطر تار مویی با بد و بیراه به طهورا، پای کلانتری و مأمور را به مدرسه باز کند و کار به شکایت بکشد. جرم؟ فقط تار مو. همین. باشگاهی که به آن می‌رفتم هم به‌خاطر چند تار مو پلمب شده است. کافه چاپلین، جایی که گاهی با بچه‌ها برای فراموشی شرایط فاجعه‌بارمان در جامعه به آن پناه می‌بردیم، بعد از رفع پلمب، حالا یک پلاکارد ، حتما به اجبار، جلوی درش نصب کرده: «لطفاً شئونات اسلامی را رعایت کنید.» خب، واضح است: من نمی‌خواهم شئونات اسلامی شما را رعایت کنم. فکر می‌کنم با این‌همه دزدی و آدم‌کشی، اصلاً در جایگاهی نیستید که بخواهید به‌خاطر تار مو کسب‌وکار آدم‌ها را پلمب کنید. بخواهید برای ما امر و نهی کنید . این عکس‌ها هم از پیش محکوم است. بودنِ ما محکوم است. هرکس در این راه ذره‌ای در برابر این محکومیت قد علم کند، با تمام نیرو به هستی‌اش هجوم می‌آورند. با این حال، من در این شهر، میان تمام خطوط و آزارهایی که به سمتم می‌آیند، هنوز قدم برمی‌دارم. گاهی مثل گذشته با خودم می‌گویم: «سپیده، اولین اقدام جنگی‌ات چیست؟» و خودم جواب می‌دهم: «تماسی با خورشید.» سرم را از پنجره بیرون می‌آورم، اما خورشیدی در کار نیست؛ آسمان سیاه و کبود است. ولی من تصمیمم را گرفته‌ام. تصمیم گرفته‌ام بمانم. از همین‌جا که هستم، با همین اندوه، با تمام جدل‌ها، بمانم. اینکه بمانم و چه کنم، البته مسئله است. مسئله‌ای که حل شده است. برای مقاومت دیگر بس است. این بار فقط مقاومت نمی‌کنیم؛ قدم‌ها را جلوتر برمی‌داریم.»

#سپیده_قلیان #مقاومت_زندگیست #برای_آزادی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
40👍11🕊5👎2
سپیده قلیان، فعال سیاسی، درباره دوست و هم‌بند سابق خود که در زندان قرچک محبوس است و از ایستادگی او با وجود مواجهه با انواع محدودیت‌ها نوشته است:

«‏#محبوبه_رضایی بیش از دو سال است که محکومیت پنج‌ساله خود را در زندان قرچک ورامین می‌گذراند. او اهل بوشهر و زاده روستای تنگ‌ارم است و پیش‌تر در پرونده‌ای دیگر سه سال محکومیت را پشت سر گذاشته بود. در آن دوره، به دلیل افشای فجایع زندان بوشهر، به زندان عادل‌آباد شیراز تبعید شد. محبوبه در زندان‌های قرچک و اوین به دلیل دوری مسافت از خانواده‌اش از حق ملاقات محروم بوده است.

او پیش از انتقال به زندان قرچک، با کار در کارگاه‌های معرق و چرم امرار معاش می‌کرد، اما اکنون در زندان قرچک از این حق نیز محروم است. محبوبه همچنین از دسترسی به درمان محروم بوده و با زانودرد شدید و دندان‌درد طاقت‌فرسا دست‌وپنجه نرم می‌کند، اما متأسفانه در زندان قرچک امکان اعزام به دندانپزشک یا دریافت درمان مناسب برایش فراهم نیست.

محبوبه زنی مقاوم، صبور، ایران‌دوست و جسور است. درباره او می‌نویسم تا بگویم محبوبه یک قهرمان زنده است. او در تمامی سختی‌ها و مشکلات این سرزمین، به سهم خود صدای ما بوده است. محبوبه عزیز، تو را به یاد داریم و از تو برای تمام ایستادگی‌ات سپاسگزاریم. چه زیباست اگر قهرمانان‌مان را بهتر و بیشتر بشناسیم؛ زنی از روستاهای جنوب ایران که عاشق وطن و آزادی است و عمر خود را وقف تحقق این آرمان کرده.»

سپیده همچنین در کامنت‌های توییتش، تعدادی از بیانیه‌های محبوبه را بازنشر کرده است.

#سپیده_قلیان #محبوبه_رضایی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍209👎1
برادر سپیده قلیان، زندانی سیاسی، با انتشار متنی در اینستاگرام نسبت به بی‌خبری از وضعیت خواهرش پس از بازداشت در روز گذشته ابراز نگرانی کرد، او نوشت:
«بعد از گذشت یک روز از مراسم سوگواری وکیل شریف خسرو علیکردی، هنوز هیچ خبری از خواهر عزیزم که به اتهام شرکت در مراسم عزاداری به گفته شاهدان با ضرب و شتم بازداشت شده نداریم. سپیده هیچ تماسی با خانواده نگرفته و هنوز خبری از وضعیتش به ما داده نشده ما به شدت نگرانیم.»


صدای بازداشت‌شدگان مراسم هفتم خسرو علی‌کردی در مشهد باشیم

حسن همتی‌فر، دادستان عمومی و انقلاب مشهد، از بازداشت ۳۹ نفر در مراسم هفتم #خسرو_علی‌کردی، وکیل دادگستری جان‌باخته، خبر داده و جواد علی‌کردی، نرگس محمدی و سپیده قلیان را متهم کرده است که «با رفتن روی یک دستگاه خودرو و بیان سخنانی تحریک‌آمیز»، حاضران را به سردادن «شعارهای هنجارشکنانه» و «اخلال در نظم عمومی» ترغیب کرده‌اند.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که خانواده نرگس محمدی و برخی دیگر از بازداشت‌شدگان گفته‌اند از زمان بازداشت خشونت‌آمیز و همراه با ضرب‌وشتم و توهین و فحاشی، هیچ اطلاعی از وضعیت سلامتی، محل نگهداری و شرایط عزیزانشان ندارند و بازداشت‌شدگان از حقوق اولیه خود، از جمله حق دسترسی به وکیل، محروم مانده‌اند.

دادستان مشهد با وجود این نگرانی‌ها اعلام کرده که افراد بازداشت‌شده در «بازداشتگاه قانونی و با حفظ حقوق شهروندی» تحت نظر هستند و «تحقیقات قانونی توسط مراجع امنیتی، انتظامی و دستگاه قضایی» ادامه دارد؛ ادعایی که با روایت خانواده‌ها و سابقه برخوردهای امنیتی در چنین پرونده‌هایی در تضاد آشکار است.

بنا بر گزارش‌ها، جواد علی‌کردی، سپیده قلیان، پوران ناظمی، هستی امیری، عالیه مطلب‌زاده، حسن باقری‌نیا، ابوالفضل ابری، علی آدینه‌زاده، رضا آدینه‌زاده، حبیب فدایی، کمال جعفریزدی، نورا حقی، داود علی‌کردی، احمد علی‌کردی، حیدر چاه‌چمنی، محمدحسن صادقیان، نرگس محمدی، پوریا نجارزاده، محمود خانعلی، امیر خاوری، حیدر چاه‌چمنی، حامد رسول‌خانی، مهدی رسول‌خانی، جواد جلالی، یاسر دهستانی، بهروز علیکردی، ایرج علیکردی، مجتبی علیکردی، محمدحسین حسینی، محمدحسین صادقیان، حامد حسینی، و حدود ده نفر دیگر از بازداشت‌شدگان مراسم هفتم خسرو علی‌کردی در مشهد، همچنان در بازداشت و در بی‌خبری کامل به سر می‌برند.

اظهارات دادستان مشهد درباره «تحریک‌آمیز» بودن سخنان علی‌کردی، محمدی و قلیان و انتساب اتهام «اخلال در نظم عمومی» به آن‌ها، روایت تازه‌ای از آغاز پرونده‌سازی برای توجیه سرکوب و بازداشت‌های فراقانونی فعالان مدنی است؛ بازداشت غیرقانونی و پرونده‌سازی علیه این فعالان مدنی و سیاسی باید فورا و بی‌قید و شرط پایان یابد و حقوق بنیادین آنان بی‌درنگ رعایت شود.

فراهم کردن دسترسی فوری و کامل به امکانات درمانی، ثبت شکایت مستقل و بی‌طرفانه از عاملان و آمران ضرب‌وشتم، تهدید و توهین به بازداشت‌شدگان و اعزام همه افراد آسیب‌دیده‌ی بازداشت‌شده به پزشکی قانونی باید بدون فوت وقت انجام شود تا آثار خشونت و جنایت از میان نرود و امکان پیگیری حقوقی موثر سلب نشود.

#صدایشان_باشیم #خسرو_علیکردی #جواد_علیکردی #نرگس_محمدی #سپیده_قلیان

@Tavaana_TavaanaTech
🕊2611👎7💔4👍2
تداوم بازداشت و انتساب اتهامات امنیتی به سپیده قلیان از بازداشت‌شدگان مراسم هفتم خسرو علیکردی

مهدی قلیان، برادر سپیده قلیان، زندانی سیاسی، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از صدور قرار بازداشت و انتساب اتهامات امنیتی چهار روز پس از بازداشت همراه با ضرب‌وشتم خواهرش در جریان مراسم هفتم جاویدنام خسرو علی‌کردی در مشهد خبر داد. به گفته او، چهار روز از زمان این بازداشت گذشته و برای سپیده قلیان قرار بازداشت به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت ملی» و همچنین «تبلیغ علیه نظام» صادر شده است.

بر اساس این نوشته، سپیده قلیان دو روز پیش تماس کوتاهی با خانواده برقرار کرده، اما با وجود این تماس، خانواده همچنان از جزئیات بازداشت و وضعیت دقیق او بی‌اطلاع هستند. مهدی قلیان در ادامه تأکید کرده است که تنها چند ماه از آزادی سپیده گذشته بود و خانواده در این مدت در تلاش برای عبور از دشواری‌ها و تلخی‌های دوران حبس و تبعید او بوده‌اند.

او بازداشت دوباره خواهرش را بازگشت همان «کابوس‌ها» توصیف کرده و نوشته است که این‌بار سپیده قلیان صرفاً به دلیل شرکت در مراسم هفتم یک وکیل جان‌باخته بازداشت شده است. مهدی قلیان در پایان از مردم قدردانی کرده که در این روزهای دشوار، سپیده و دیگر زندانیان و خانواده‌هایشان را فراموش نمی‌کنند.

#سپیده_قلیان #خسرو_علیکردی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
18💔9🕊2👌1
آموزشکده توانا
برای سپیده قلیان قرار بازداشت به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت ملی» و همچنین «تبلیغ علیه نظام» صادر شده است.
یورش نیروهای امنیتی به منزل سپیده قلیان در دزفول

صبح امروز پنجشنبه ۴ دی ۱۴۰۴ (۲۵ دسامبر ۲۰۲۵)، نیروهای حکومتی با یورش به منزل خانوادگی سپیده قلیان، از بازداشت‌شدگان مراسم هفتم خسرو علیکردی در مشهد، در شهر دزفول، اقدام به تفتیش کامل این منزل کردند.
بر اساس گزارش‌های منتشر شده، مأموران امنیتی ضمن بازرسی تمامی بخش‌های خانه، وسایل دیجیتال متعلق به سپیده قلیان و دیگر اعضای خانواده او را ضبط و با خود برده‌اند. تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ‌گونه توضیح رسمی درباره دلایل این اقدام و یا ارائه حکم قضایی اعلام نشده است.
همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که مهدی قلیان، برادر سپیده قلیان، از سوی نهادهای امنیتی احضار شده است.

این یورش در حالی صورت می‌گیرد که سپیده قلیان پیش‌تر بارها به دلیل فعالیت‌های مدنی و انتقادی خود با بازداشت، زندان و فشارهای امنیتی مواجه بوده و خانواده او نیز در سال‌های اخیر به‌طور مستمر هدف آزار و فشار نهادهای امنیتی قرار گرفته‌اند.

سپیده قلیان روز ۲۱ آذر ماه در مشهد در مراسم هفتم خسرو علیکردی با ضرب و شتم بازداشت شد، او اوایل خرداد ماه با اتمام دوران محکومیت خود آزاد شده بود.

پیشتر برادر سپیده قلیان خبر داده بود که برای سپیده قرار بازداشت به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت ملی» و همچنین «تبلیغ علیه نظام» صادر شده است.

منبع خبر : هنگاو

#سپیده_قلیان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
20💔10👍3🕊3👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عالیه مطلب‌زاده از بازداشت شدگان مراسم هفتم جاوید نام خسرو علی‌کردی که چندی پیش به دلیل ابتلا به بیماری سرطان آزاد شده است، در پیامی به اختصار شرحی از شرایط بازداشت خود و سایر همراهانش داد:

«در روزهایی چنین آلوده به زهر کینه حکومت و سرکوب مردم آزادیخواه ایران که همه ما را در کنج تاریک زور و ستم استبداد، اسیر و داغدار بهترین فرزندان آفتاب در سرزمینمان کرده، برایم آسان نیست روایت ِ آنچه که در مشهد و در مراسم زنده یاد خسرو علیکردی بر ما رفت و شرح آن را می‌سپارم به زمانی که همه همراهان در کنار هم وقایع را بازگو کنیم.

۵۴ روز از بازداشت من و دوستانم میگذرد. بازداشتی با نهایت خشونت و ضرب و شتم شدید توسط اراذل و اوباش لباس شخصی که حیدر، حیدر گویان و در محاصره و حمایت نیروهای پلیس و گارد ویژه و ماموران امنیتی بودند.

من اواخر دی ماه با وثیقه آزاد شدم البته به دلیل شدت گرفتن بیماری کنسرم که از سال گذشته تحت درمان بود و به دلیل خشونت‌های اعمال شده در حین بازداشت، شرایط جسمانی مناسبی نداشتم.

#سپیده_قلیان #پوران_ناظمی #نرگس_محمدی همچنان در سلول و در بازداشت اطلاعات مشهد هستند. حال هیچ یک از آنها مساعد نیست. به دلیل بیماری‌های قبلی و همچنین آسیب‌های ناشی از شدت ضربات وحشیانه لگد و باتوم و شوکر‌ در هنگام بازداشت.

ما را کتک خورده و زخمی از محل مراسم با دستهای بسته از پشت، با دل‌هایی پر از خشم از الفاظ رکیکی که در تمام مدت به سمت مان پرتاب می‌شد به سلول های انفرادی منتقل کردند. حضور مان در مراسم زنده یاد خسرو علیکردی و در جمعی همدل، همراه و گسترده از مردم مشهد که با آغوش باز ما را در میان گرفتند و با تمام توان، سعی در حفاظت از ما کردند را فراموش نخواهم کرد. افسوس که بسیاری از انها نیز مجروح و بازداشت شدند.
جای سپیده و پوران و نرگس در این روزها در کنار زنان و مردان داغدیده و مجروح وطن خالی است. یقین دارم که مردم ایران به زودی و دست در دست هم، هر چند با رنج بسیار، آزادی را به دست می‌آورند.

عالیه مطلب‌زاده»

#خسرو_علیکردی
#جواد_علیکردی⁩⁩⁩⁩ #نه_به_جمهوری_اسلامی #عالیه_مطلب_زاده #نرگس_محمدی #پوران_ناظمی #سپیده_قلیان

@Tavaana_TavaanaTech
18🕊12😍1