صبا توتونچیان، هنرمند نقاش، این اثر را برای سپیده رشنو خلق کرده و نوشته است:
«من از تو یاد گرفتم ایستادن برای آزادی، از خود آزادی زیباتر است. سپیده جانم به جز این تصویرسازی نمیتونستم جور دیگهای آزادی و اسارت رو تعریف کنم. این روزهای سیاه بالاخره تموم میشن و روز آزادی رو جشن میگیریم.🕊»
#سپیده_رشنو #هنر_اعتراض #ایستادگی #برای_آزادی #آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«من از تو یاد گرفتم ایستادن برای آزادی، از خود آزادی زیباتر است. سپیده جانم به جز این تصویرسازی نمیتونستم جور دیگهای آزادی و اسارت رو تعریف کنم. این روزهای سیاه بالاخره تموم میشن و روز آزادی رو جشن میگیریم.🕊»
#سپیده_رشنو #هنر_اعتراض #ایستادگی #برای_آزادی #آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سالگرد جانباختن جاویدنام بکتاش آبتین است. شاعر، فیلمساز و نویسنده عضو کانون نویسندگان که در زندان جمهوری اسلامی بود که به کرونا مبتلا شد و اجازه درمان به او داده نشد تا اینکه در ۱۸ دی ماه ۱۴۰۰ جان سپرد.
«فضیلت پایمردی و ایستادگی، این حلقه مفقوده جامعه امروز ماست، بدین ترتیب دوست دارم که در جوانی، با اقتدار، جان شیرینم را فدا کنم برای آزادی»
این سخنان بکتاش آبتین است که در سال ۱۴۰۰ با پایمردی جان جوان و شیرینش را فدای آزادی کرد.
این ویدئو طولانیتر است. در بخشی که منتشر نکردیم شرح میدهد که همه دوستانش به او گفتند که تو در بیرون از زندان موثرتری، ترتیبش را میدهیم که بروی خارج از ایران، مدتی میگذرد و ورق برمیگردد، همه جوره هم امکانش فراهم بود که بکتاش از ایران خارج بشود، اما او میگوید به خاطر جان بخشیدن به یک «فضیلت» ایستاده است. فضیلتی که در حال کمرنگشدن است.
فضیلت پایمردی و ایستادگی تا پای جان.
ما یک بار و مدت محدودی زندگی میکنیم. اینکه برای «آزادی» حاضر باشیم تا پای جان ایستادگی کنیم.، ارزش بزرگی است.
اما، این جانفشانی آبتین و آبتینها پیامی برای همه ما دارد، که بایستیم و ادامه دهیم و نگذاریم این جانفشانی بیثمر بماند. ثمره این جانفشانی در آزادی جامعه از قید و بند استبداد متبلور میشود.
پیشتر در سال ۱۴۰۰ در کلاب هاوس برنامههای درباره بکتاش آبتین با حضور آرش صادقی، مدافع حقوق بشر، و امیرسالار داودی، وکیل و مدافع حقوق بشر، و جمعی از کنشگران برگزار کردیم..
فایل کامل برنامه را در یوتیوب بشنوید:
https://youtu.be/o15NnaJWLIg
کاش بکتاش امروز زنده بود و برای شهامت جوانان ایران شعر میسرود....
#بکتاش_آبتین #شهامت #مهسا_امینی #ایستادگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«فضیلت پایمردی و ایستادگی، این حلقه مفقوده جامعه امروز ماست، بدین ترتیب دوست دارم که در جوانی، با اقتدار، جان شیرینم را فدا کنم برای آزادی»
این سخنان بکتاش آبتین است که در سال ۱۴۰۰ با پایمردی جان جوان و شیرینش را فدای آزادی کرد.
این ویدئو طولانیتر است. در بخشی که منتشر نکردیم شرح میدهد که همه دوستانش به او گفتند که تو در بیرون از زندان موثرتری، ترتیبش را میدهیم که بروی خارج از ایران، مدتی میگذرد و ورق برمیگردد، همه جوره هم امکانش فراهم بود که بکتاش از ایران خارج بشود، اما او میگوید به خاطر جان بخشیدن به یک «فضیلت» ایستاده است. فضیلتی که در حال کمرنگشدن است.
فضیلت پایمردی و ایستادگی تا پای جان.
ما یک بار و مدت محدودی زندگی میکنیم. اینکه برای «آزادی» حاضر باشیم تا پای جان ایستادگی کنیم.، ارزش بزرگی است.
اما، این جانفشانی آبتین و آبتینها پیامی برای همه ما دارد، که بایستیم و ادامه دهیم و نگذاریم این جانفشانی بیثمر بماند. ثمره این جانفشانی در آزادی جامعه از قید و بند استبداد متبلور میشود.
پیشتر در سال ۱۴۰۰ در کلاب هاوس برنامههای درباره بکتاش آبتین با حضور آرش صادقی، مدافع حقوق بشر، و امیرسالار داودی، وکیل و مدافع حقوق بشر، و جمعی از کنشگران برگزار کردیم..
فایل کامل برنامه را در یوتیوب بشنوید:
https://youtu.be/o15NnaJWLIg
کاش بکتاش امروز زنده بود و برای شهامت جوانان ایران شعر میسرود....
#بکتاش_آبتین #شهامت #مهسا_امینی #ایستادگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
تنها در دنیای موسیقی نیست که چهرههای جدید با محتواهای خلاقانه تازه ظهور میکنند؛ تنها در دنیای سینما اینطور نیست؛ تنها در قلمرو فناوری نیست که ابتکارهای تازه رخ میدهد. در واقع یک حیات اجتماعی پویا در تمامی شئون خود پویا خواهد بود و محتواهای تازه برای عرضه خواهد داشت.
در کشور ما ایران در دهههای اخیر، حیات دینی حقیقتا پویا بوده و چهرهها و شخصیتهایی ظهور کردهاند که اگر با آنها برخورد سخت نمیشد، قادر به ایجاد تشکل و سازمانهای نو دینی هم بودند.
معاونت «فرق و مذاهب» در وزارت اطلاعات، دهههاست که مسئول مستقیم سرکوب پویاییهای دینی در حیات اجتماعی ایرانیان است. بعضی از این چهرهها یا خیزشهای معنوی کاملا نوظهور بودهاند و خود را ادامه هیچ سنت کهنی معرفی نمیکردهاند. بعضی دیگر، قدیمیترند و محصول تحولات دینی در صدها سال گذشته بودهاند.
از نمونه چهرههای جدید پیمان فتاحی ملقب به ایلیا م. رامالله یا محمدعلی طاهری بنیانگذار عرفان حلقه است. از چهرههای کمی قدیمیتر حسینعلی نوری ملقب به بهاءالله است که در قرن نوزدهم میلادی آیین بهایی را در ایران تاسیس کرد. این آیین به جهت سرکوب شدید در خاستگاه خود، در خارج از ایران گسترش یافت و اکنون در سراسر دنیا پیرو دارد؛ بنا به منابع موجود تعداد پیروان آیین بهایی در سراسر جهان، پنج تا هشت میلیون نفر است. بهاییان هنوز در ایران زندگی میکنند و هر از گاهی اخبار تلخ زندان و شکنجه و مصادره اموال و گاهی حکم اعدام پیروان بهایی به رسانهها مخابره میشود.
نظر به اینکه پژوهش در تکاپوی نوآورانه دینی در میان ایرانیان و گسترش رواداری را بخشی از وظایف خود میدانیم، به سراغ چهرههای جوان و سرزندهای میرویم که با علاقه و بیباکانه رخ نشان میدهند، از گفتوگو استقبال میکنند و از هویت خود میگویند.
یکی از این چهرههای جوان که خود را پژوهشگر تاریخ اندیشه مینامد و هماکنون در تابستان ۱۴۰۳ دانشجوی دکتری رشته تاریخ در دانشگاه کمبریج است ایقان شهیدی، هموطن بهایی و زندانی سیاسی سابق، است. او مهربانانه و با حوصله درخواست ما برای گفتوگو را پذیرفت و چنانچه در ادامه میخوانید، دقیق و مستند، همه آنچه به خاطرش رنج بسیار کشیده بود را با ما در میان گذاشت.
برای مطالعه این مصاحبه به صفحه گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/iqan-shahidi-bahai-faith/
#ایمان_بهایی #آیین_بهایی #نوگرایی_دینی #دین #ادیان_نوظهور #حضرت_بهاءالله #نیایش #انفرادی #ایستادگی #گفتگو
@dialogue1402
در کشور ما ایران در دهههای اخیر، حیات دینی حقیقتا پویا بوده و چهرهها و شخصیتهایی ظهور کردهاند که اگر با آنها برخورد سخت نمیشد، قادر به ایجاد تشکل و سازمانهای نو دینی هم بودند.
معاونت «فرق و مذاهب» در وزارت اطلاعات، دهههاست که مسئول مستقیم سرکوب پویاییهای دینی در حیات اجتماعی ایرانیان است. بعضی از این چهرهها یا خیزشهای معنوی کاملا نوظهور بودهاند و خود را ادامه هیچ سنت کهنی معرفی نمیکردهاند. بعضی دیگر، قدیمیترند و محصول تحولات دینی در صدها سال گذشته بودهاند.
از نمونه چهرههای جدید پیمان فتاحی ملقب به ایلیا م. رامالله یا محمدعلی طاهری بنیانگذار عرفان حلقه است. از چهرههای کمی قدیمیتر حسینعلی نوری ملقب به بهاءالله است که در قرن نوزدهم میلادی آیین بهایی را در ایران تاسیس کرد. این آیین به جهت سرکوب شدید در خاستگاه خود، در خارج از ایران گسترش یافت و اکنون در سراسر دنیا پیرو دارد؛ بنا به منابع موجود تعداد پیروان آیین بهایی در سراسر جهان، پنج تا هشت میلیون نفر است. بهاییان هنوز در ایران زندگی میکنند و هر از گاهی اخبار تلخ زندان و شکنجه و مصادره اموال و گاهی حکم اعدام پیروان بهایی به رسانهها مخابره میشود.
نظر به اینکه پژوهش در تکاپوی نوآورانه دینی در میان ایرانیان و گسترش رواداری را بخشی از وظایف خود میدانیم، به سراغ چهرههای جوان و سرزندهای میرویم که با علاقه و بیباکانه رخ نشان میدهند، از گفتوگو استقبال میکنند و از هویت خود میگویند.
یکی از این چهرههای جوان که خود را پژوهشگر تاریخ اندیشه مینامد و هماکنون در تابستان ۱۴۰۳ دانشجوی دکتری رشته تاریخ در دانشگاه کمبریج است ایقان شهیدی، هموطن بهایی و زندانی سیاسی سابق، است. او مهربانانه و با حوصله درخواست ما برای گفتوگو را پذیرفت و چنانچه در ادامه میخوانید، دقیق و مستند، همه آنچه به خاطرش رنج بسیار کشیده بود را با ما در میان گذاشت.
برای مطالعه این مصاحبه به صفحه گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/iqan-shahidi-bahai-faith/
#ایمان_بهایی #آیین_بهایی #نوگرایی_دینی #دین #ادیان_نوظهور #حضرت_بهاءالله #نیایش #انفرادی #ایستادگی #گفتگو
@dialogue1402
❤19👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرگ جانگداز کیانوش سنجری زخمی ناسور بر قلب جامعهای است که هنوز در بند استبداد و نابرابری اسیر است. او در سکوتِ پرمعنای رفتنش، حقیقتی عریان را پیش چشمانمان گذاشت: حکومتی که نمیتواند صدای آزادگان را تحمل کند، زخمهایی عمیقتر از مرگ بر پیکر جامعه وارد میکند.
کیانوش، فراتر از یک فرد، نماد یک مسیر بود؛ مسیری پر از صداقت، شجاعت و عشقی بیپایان به ایران و آزادی، که در نهایت به بهای جانش تمام شد.
قطعا مسئول جانباختن کیانوش، جمهوری اسلامی است و جز این نیست. حکومتی که او را از ۱۷ سالگیاش آزار داد و بارها و بارها زندانی کرد تا او را خاموش کند. ولی او هیچوقت خاموش نشد و حتی آخرین کنش او فریادی رسا بود، تلنگری بود برای بیداری.
مرگ او تنها یک فاجعه نبود؛ صدایی بود که از میان سکوت برخاست و ما را فراخواند به بیداری، به مبارزه برای عدالت، و به بازپسگیری انسانیت گمشدهمان. او، حتی در تلخترین لحظههای زندگیاش، درس مقاومت را به ما آموخت؛ گویی با آخرین نگاهش فریاد میزد: «برای حقیقت برخیزید، حتی اگر بهایش جان شما باشد.»
کیانوش سنجری دیگر در میان ما نیست، اما یاد او، زندهتر از هر شعاری، تلنگری است برای تغییر. مرگ او آینهای است که واقعیت دردناک جامعهمان را بازتاب میدهد و ما را به پرسش وامیدارد: چه زمانی بر زنجیرهای جهل و بیعدالتی غلبه خواهیم کرد؟
باید کیانوش را نه بهعنوان یک قربانی، بلکه بهعنوان یک مشعلدار یاد کنیم؛ نمادی از ایستادگی در برابر سیاهی. مرگ او، هرچند تلخ و اندوهبار، میتواند نقطه آغاز باشد؛ آغازی برای رهایی، برای ساختن جهانی که هیچ آزادیخواهی در آن قربانی نشود. باشد که یادش چراغ راهی باشد برای همه ما. بادا که تلنگری باشد برای بیداری و بازیابی شهامت و ایستادن در برابر ناراستیها، برای ایران، برای آزادی
طرح از شهرزاد
artdeshaz
#شاید_تلنگری_باشد
#کیانوش_سنجری
#ایستادگی
#آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کیانوش، فراتر از یک فرد، نماد یک مسیر بود؛ مسیری پر از صداقت، شجاعت و عشقی بیپایان به ایران و آزادی، که در نهایت به بهای جانش تمام شد.
قطعا مسئول جانباختن کیانوش، جمهوری اسلامی است و جز این نیست. حکومتی که او را از ۱۷ سالگیاش آزار داد و بارها و بارها زندانی کرد تا او را خاموش کند. ولی او هیچوقت خاموش نشد و حتی آخرین کنش او فریادی رسا بود، تلنگری بود برای بیداری.
مرگ او تنها یک فاجعه نبود؛ صدایی بود که از میان سکوت برخاست و ما را فراخواند به بیداری، به مبارزه برای عدالت، و به بازپسگیری انسانیت گمشدهمان. او، حتی در تلخترین لحظههای زندگیاش، درس مقاومت را به ما آموخت؛ گویی با آخرین نگاهش فریاد میزد: «برای حقیقت برخیزید، حتی اگر بهایش جان شما باشد.»
کیانوش سنجری دیگر در میان ما نیست، اما یاد او، زندهتر از هر شعاری، تلنگری است برای تغییر. مرگ او آینهای است که واقعیت دردناک جامعهمان را بازتاب میدهد و ما را به پرسش وامیدارد: چه زمانی بر زنجیرهای جهل و بیعدالتی غلبه خواهیم کرد؟
باید کیانوش را نه بهعنوان یک قربانی، بلکه بهعنوان یک مشعلدار یاد کنیم؛ نمادی از ایستادگی در برابر سیاهی. مرگ او، هرچند تلخ و اندوهبار، میتواند نقطه آغاز باشد؛ آغازی برای رهایی، برای ساختن جهانی که هیچ آزادیخواهی در آن قربانی نشود. باشد که یادش چراغ راهی باشد برای همه ما. بادا که تلنگری باشد برای بیداری و بازیابی شهامت و ایستادن در برابر ناراستیها، برای ایران، برای آزادی
طرح از شهرزاد
artdeshaz
#شاید_تلنگری_باشد
#کیانوش_سنجری
#ایستادگی
#آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔44🕊7👍2❤1
یک سال پس از بازداشت؛ روایتی از خرداد
✍️حسن باقرینیا
حسن باقرینیا، استاد دانشگاه اخراج شده، یک سال پس از بازداشت خود، مطلبی به شرح زیر منتشر کرد:
«امروز سیزدهم خرداد ۱۴۰۴ است.
دقیقاً یک سال از آن روز میگذرد.
روزی که پا به دادگاه گذاشتم، برای پیگیری یک شکایت ساده. اما دادگاه، دیگر دادگاه نبود. دام بود. نقشهای از پیش کشیده شده.
در همان ساختمان عدالت، بازداشتم کردند. ناگهانی، بیمقدمه.
و همان لحظه، نیروهای اطلاعات سپاه به خانهام ریختند.
خانهای که قرار بود مأمن باشد، پناهگاه کودکانم، شد صحنهی هجوم و وحشت.
فرزندانم آن روز تنها بودند. در آستانه امتحانات پایانترم.
با چشمهای وحشتزده، صدای فریادها، ضربههای در، قدمهای چکمهپوش.
و چیزی درونشان شکست.
شوک آن روز، هنوز در تاریکی شبهایشان نفس میکشد.
وسایل شخصیام را با خود بردند: گوشی، لپتاپ، نوشتهها، حافظهها.
و من؟
بیخبر، بیصدا، به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شدم.
چهلوهشت ساعت گذشت تا خانوادهام فقط بفهمند زندهام.
اما امروز که یک سال گذشته، یک جمله را بلند و روشن تکرار میکنم:
پشیمان نیستم.
از هیچچیز. نه از گفتن، نه از نوشتن، نه از ایستادن.
برای این ایستادن، بهای سنگینی گذاشتند:
۱۰ سال و ۹ ماه زندان.
قطع حقوق. حذف بیمه. فشارهای بیپایان.
اما باورم را نمیتوانستند بگیرند.
آنچه درون من بود، با هیچ حکمی نمیمُرد.
پس از سرکوب خونین مردم در خیزش مهسا، با خودم عهد بستم:
که تنها نمانند.
که نترسم.
که کوتاه نیایم.
این سال، سال آسانی نبود.
اما سالی بود که آموختم چطور در تاریکی، شمع شوم.
چطور در درد، معنا پیدا کنم.
چطور در میان زخم، هنوز با امید حرف بزنم.
امروز هنوز ایستادهام.
نه از سر لجاجت، که از سر تعهد.
نه برای قهرمان بودن، که برای انسان ماندن.
این روایت من است؛ نه از رنج، که از ایستادگی.
نه برای شکایت، که برای روایت.
برای اینکه تاریخ بداند،
در سیزدهم خرداد ۱۴۰۳، کسی را بازداشت کردند،
اما نتوانستند صدایش را خاموش کنند.»
ـ دکتر باقرینیا در طی چند سال گذشته، در ویدئوهای خود کلاس درسش را به وسعت ایران گسترش داد و موضوعاتی در درونمایه فلسفی، روانشناسی و تحلیل اجتماعی بیان کرد که بسیار آموزنده بودهاند.
#حسن_باقری_نیا #ایستادگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️حسن باقرینیا
حسن باقرینیا، استاد دانشگاه اخراج شده، یک سال پس از بازداشت خود، مطلبی به شرح زیر منتشر کرد:
«امروز سیزدهم خرداد ۱۴۰۴ است.
دقیقاً یک سال از آن روز میگذرد.
روزی که پا به دادگاه گذاشتم، برای پیگیری یک شکایت ساده. اما دادگاه، دیگر دادگاه نبود. دام بود. نقشهای از پیش کشیده شده.
در همان ساختمان عدالت، بازداشتم کردند. ناگهانی، بیمقدمه.
و همان لحظه، نیروهای اطلاعات سپاه به خانهام ریختند.
خانهای که قرار بود مأمن باشد، پناهگاه کودکانم، شد صحنهی هجوم و وحشت.
فرزندانم آن روز تنها بودند. در آستانه امتحانات پایانترم.
با چشمهای وحشتزده، صدای فریادها، ضربههای در، قدمهای چکمهپوش.
و چیزی درونشان شکست.
شوک آن روز، هنوز در تاریکی شبهایشان نفس میکشد.
وسایل شخصیام را با خود بردند: گوشی، لپتاپ، نوشتهها، حافظهها.
و من؟
بیخبر، بیصدا، به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شدم.
چهلوهشت ساعت گذشت تا خانوادهام فقط بفهمند زندهام.
اما امروز که یک سال گذشته، یک جمله را بلند و روشن تکرار میکنم:
پشیمان نیستم.
از هیچچیز. نه از گفتن، نه از نوشتن، نه از ایستادن.
برای این ایستادن، بهای سنگینی گذاشتند:
۱۰ سال و ۹ ماه زندان.
قطع حقوق. حذف بیمه. فشارهای بیپایان.
اما باورم را نمیتوانستند بگیرند.
آنچه درون من بود، با هیچ حکمی نمیمُرد.
پس از سرکوب خونین مردم در خیزش مهسا، با خودم عهد بستم:
که تنها نمانند.
که نترسم.
که کوتاه نیایم.
این سال، سال آسانی نبود.
اما سالی بود که آموختم چطور در تاریکی، شمع شوم.
چطور در درد، معنا پیدا کنم.
چطور در میان زخم، هنوز با امید حرف بزنم.
امروز هنوز ایستادهام.
نه از سر لجاجت، که از سر تعهد.
نه برای قهرمان بودن، که برای انسان ماندن.
این روایت من است؛ نه از رنج، که از ایستادگی.
نه برای شکایت، که برای روایت.
برای اینکه تاریخ بداند،
در سیزدهم خرداد ۱۴۰۳، کسی را بازداشت کردند،
اما نتوانستند صدایش را خاموش کنند.»
ـ دکتر باقرینیا در طی چند سال گذشته، در ویدئوهای خود کلاس درسش را به وسعت ایران گسترش داد و موضوعاتی در درونمایه فلسفی، روانشناسی و تحلیل اجتماعی بیان کرد که بسیار آموزنده بودهاند.
#حسن_باقری_نیا #ایستادگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤35💔6👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دگر نمیهراسم
ز نوچههای قاتل
عقب نمیکشم من
زهی خیال باطل
ساختهی گروه شین .مِ (جمعی از هنرمندان )
این بار با دفعات قبل فرق دارد، جمهوری اسلامی سرکوب شده و ترسیده است. قدرتهای بزرگ از اعتراضات مردم ایران حمایت میکنند. مردم از دیوار ترس عبور کردهاند و شجاعتر شدهاند. حالا به چیزی جز پیروزی و تغییر ساختار حکومت فکر نمیکنند.
اعتراضات امروز نتیجه ۴۷ سال مبارزه فعالان سیاسی و حقوق بشری است. افرادی که تسلیم تشدند، هزینه دادند و ایستادگی کردند.
#هنر_اعتراض #ایستادگی #همبستگی #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
ز نوچههای قاتل
عقب نمیکشم من
زهی خیال باطل
ساختهی گروه شین .مِ (جمعی از هنرمندان )
این بار با دفعات قبل فرق دارد، جمهوری اسلامی سرکوب شده و ترسیده است. قدرتهای بزرگ از اعتراضات مردم ایران حمایت میکنند. مردم از دیوار ترس عبور کردهاند و شجاعتر شدهاند. حالا به چیزی جز پیروزی و تغییر ساختار حکومت فکر نمیکنند.
اعتراضات امروز نتیجه ۴۷ سال مبارزه فعالان سیاسی و حقوق بشری است. افرادی که تسلیم تشدند، هزینه دادند و ایستادگی کردند.
#هنر_اعتراض #ایستادگی #همبستگی #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
❤30👍11
سوگِ مقاوم
روایت خانوادههای جانباختگان که بهجای عزاداری، آیین شادی و رقص برپا میکنند
پیام همراهان
در آیینهای مرسوم سوگواری فرهنگ ما، مرثیهخوانی، قرآنخوانی و نوحه، زبانهای آشنای مواجهه با مرگاند. این زبانها رنج را تسلی میدهند، اما اغلب به صبر، سکوت و انفعال فرامیخوانند.
با اینهمه، در ماههای اخیر، خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه، دست به ابتکاری تازه زدهاند: در برخی مراسم خاکسپاری و یادبود، بهجای مرثیه و نوحه، بر مزار عزیزانشان میرقصند.
این رقص، نه انکار فقدان است و نه سبکانگاری مرگ. آنچه دیده میشود، کنشی نمادین، سنگین و آمیخته با اندوه است. میتوان آن را نوعی «سوگِ مقاوم» نامید؛ سوگی که از قالبهای مرسوم ناله و آه فراتر میرود و میکوشد عاملیت بازماندگان را حفظ کند.
در فرهنگی که رنج اغلب تقدیس شده و انتظار میرود بازماندگان فقط بسوزند و سکوت کنند، این امتناع از مرثیه خود پیام دارد. رقص بر مزار، بهمثابه یک اعتراض بیکلام است: نه از مسیر فریاد و خشونت، بلکه از مسیر بدن، حرکت و حضور در زندگی.
سوگِ مقاوم، مرگ را انکار نمیکند، اما اجازه نمیدهد مرگ، معنای نهایی را تعیین کند. در این شیوه، رنج قدسی نمیشود و خشم به ناله فروکاسته نمیگردد. آنچه برجسته میشود، ایستادگی و حفظ کرامت انسانی است: ایستادگی در برابر حذف، فراموشی و عادتدادن جامعه به مرثیههای بیاثر.
شاید این ابتکار تازه، نشانهی تغییری عمیقتر باشد؛ تلاشی جمعی برای یافتن زبان تازهای که سوگ فقط گریه نباشد، بلکه شکلی از مقاومت و حضور فعال نیز باشد.
#دادخواهی #همبستگی #سوگواری #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایستادگی
@Tavaana_TavaanaTech
روایت خانوادههای جانباختگان که بهجای عزاداری، آیین شادی و رقص برپا میکنند
پیام همراهان
در آیینهای مرسوم سوگواری فرهنگ ما، مرثیهخوانی، قرآنخوانی و نوحه، زبانهای آشنای مواجهه با مرگاند. این زبانها رنج را تسلی میدهند، اما اغلب به صبر، سکوت و انفعال فرامیخوانند.
با اینهمه، در ماههای اخیر، خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه، دست به ابتکاری تازه زدهاند: در برخی مراسم خاکسپاری و یادبود، بهجای مرثیه و نوحه، بر مزار عزیزانشان میرقصند.
این رقص، نه انکار فقدان است و نه سبکانگاری مرگ. آنچه دیده میشود، کنشی نمادین، سنگین و آمیخته با اندوه است. میتوان آن را نوعی «سوگِ مقاوم» نامید؛ سوگی که از قالبهای مرسوم ناله و آه فراتر میرود و میکوشد عاملیت بازماندگان را حفظ کند.
در فرهنگی که رنج اغلب تقدیس شده و انتظار میرود بازماندگان فقط بسوزند و سکوت کنند، این امتناع از مرثیه خود پیام دارد. رقص بر مزار، بهمثابه یک اعتراض بیکلام است: نه از مسیر فریاد و خشونت، بلکه از مسیر بدن، حرکت و حضور در زندگی.
سوگِ مقاوم، مرگ را انکار نمیکند، اما اجازه نمیدهد مرگ، معنای نهایی را تعیین کند. در این شیوه، رنج قدسی نمیشود و خشم به ناله فروکاسته نمیگردد. آنچه برجسته میشود، ایستادگی و حفظ کرامت انسانی است: ایستادگی در برابر حذف، فراموشی و عادتدادن جامعه به مرثیههای بیاثر.
شاید این ابتکار تازه، نشانهی تغییری عمیقتر باشد؛ تلاشی جمعی برای یافتن زبان تازهای که سوگ فقط گریه نباشد، بلکه شکلی از مقاومت و حضور فعال نیز باشد.
#دادخواهی #همبستگی #سوگواری #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایستادگی
@Tavaana_TavaanaTech
👌14💔8🕊5❤2👍1