Forwarded from تواناتک Tavaanatech
این هشدار را جدی بگیرید
کمپینهای جعلی تبلیغاتی برای استخدام کارمندان و افسرانی که گمان میرود برای اسرائیل کار میکنند، توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران اجرا شدهاند.
متخصصان گوگل آخرین تحقیقات خود را منتشر کردهاند که نشان میدهد این کمپینهای تبلیغاتی برای استخدام، جعلی بوده و به منظور جذب افرادی که علاقهمند به همکاری با دشمنان پنداشته شدهی جمهوری اسلامی مانند اسرائیل هستند، طراحی شدهاند. این دادهها برای شناسایی و آزار افرادی که مظنون به همکاری با این عملیات هستند، به کار میروند، از جمله مخالفان ایرانی، فعالان، مدافعان حقوق بشر و فارسیزبانانی که در داخل و خارج از ایران زندگی میکنند.
گوگل با اطمینان بالا ارزیابی کرده است که این کمپینها از طرف حکومت ایران اجرا شدهاند.
این فعالیتها شامل استفاده از چندین حساب شبکههای اجتماعی برای توزیع بیش از ۳۵ وبسایت استخدامی جعلی هستند که حاوی محتوای طعمه فارسی و مرتبط با اسرائیل میباشند، مانند تصاویر پرچم اسرائیل و نمادهای شهری مهم.
به عنوان مثال، در قسمتی از این مقاله به مهندسی اجتماعی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی برای فریب تعداد بیشتر افراد اشاره کرده است؛ در این پست که در ایکس توسط کاربری به نام milad Azadi منتشر شده، آمده است(اسلاید پنجم) :
"در سال گذشته، ما توانستیم صدها متخصص اطلاعات و سایبری را جذب کنیم و در سطح جهانی موفقیتهای بینظیری کسب کنیم."
لارم به یادآوری است که هنگام ورود به این وبسایتها، کاربران ملزم به ارائه جزئیات شخصی خود و تجربیات حرفهای و تحصیلیشان هستند که در نهایت به مهاجمان ارسال میشود.
محققان گوگل تلاش کردهاند تا اطمینان حاصل کنند که این فعالیتها مسدود و مختل شوند، حسابهای مربوط به عوامل تهدید مسدود شده و کاربران گوگل کروم و سایر مرورگرها نیز از این حملات محافظت شوند.
توصیه مهم:
از هر گونه وارد کردن اطلاعات شخصی خود در این وبسایتها خودداری کنید. گاهی برخی از کاربران نیز از روی کنجکاوی اقدام به تکمیل این فرمهای ثبت نامی برای جذب نیرو میکنند که حتی در صورت وارد کردن اطلاعات نادرست و غلط میتواند عواقب خطرناکی برای آنها در داخل ایران داشته باشد.
لطفا با اشتراکگذاری این مطلب به اطلاع رسانی و آگاه کردن سایر کاربران کمک کنید .
خلاصه شده از مقاله گوگل:
https://cloud.google.com/blog/topics/threat-intelligence/uncovering-iranian-counterintelligence-operation
#هشدار #اسرائیل #مهندسی_اجتماعی #سایبری
@tavaanatech
کمپینهای جعلی تبلیغاتی برای استخدام کارمندان و افسرانی که گمان میرود برای اسرائیل کار میکنند، توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران اجرا شدهاند.
متخصصان گوگل آخرین تحقیقات خود را منتشر کردهاند که نشان میدهد این کمپینهای تبلیغاتی برای استخدام، جعلی بوده و به منظور جذب افرادی که علاقهمند به همکاری با دشمنان پنداشته شدهی جمهوری اسلامی مانند اسرائیل هستند، طراحی شدهاند. این دادهها برای شناسایی و آزار افرادی که مظنون به همکاری با این عملیات هستند، به کار میروند، از جمله مخالفان ایرانی، فعالان، مدافعان حقوق بشر و فارسیزبانانی که در داخل و خارج از ایران زندگی میکنند.
گوگل با اطمینان بالا ارزیابی کرده است که این کمپینها از طرف حکومت ایران اجرا شدهاند.
این فعالیتها شامل استفاده از چندین حساب شبکههای اجتماعی برای توزیع بیش از ۳۵ وبسایت استخدامی جعلی هستند که حاوی محتوای طعمه فارسی و مرتبط با اسرائیل میباشند، مانند تصاویر پرچم اسرائیل و نمادهای شهری مهم.
به عنوان مثال، در قسمتی از این مقاله به مهندسی اجتماعی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی برای فریب تعداد بیشتر افراد اشاره کرده است؛ در این پست که در ایکس توسط کاربری به نام milad Azadi منتشر شده، آمده است(اسلاید پنجم) :
"در سال گذشته، ما توانستیم صدها متخصص اطلاعات و سایبری را جذب کنیم و در سطح جهانی موفقیتهای بینظیری کسب کنیم."
لارم به یادآوری است که هنگام ورود به این وبسایتها، کاربران ملزم به ارائه جزئیات شخصی خود و تجربیات حرفهای و تحصیلیشان هستند که در نهایت به مهاجمان ارسال میشود.
محققان گوگل تلاش کردهاند تا اطمینان حاصل کنند که این فعالیتها مسدود و مختل شوند، حسابهای مربوط به عوامل تهدید مسدود شده و کاربران گوگل کروم و سایر مرورگرها نیز از این حملات محافظت شوند.
توصیه مهم:
از هر گونه وارد کردن اطلاعات شخصی خود در این وبسایتها خودداری کنید. گاهی برخی از کاربران نیز از روی کنجکاوی اقدام به تکمیل این فرمهای ثبت نامی برای جذب نیرو میکنند که حتی در صورت وارد کردن اطلاعات نادرست و غلط میتواند عواقب خطرناکی برای آنها در داخل ایران داشته باشد.
لطفا با اشتراکگذاری این مطلب به اطلاع رسانی و آگاه کردن سایر کاربران کمک کنید .
خلاصه شده از مقاله گوگل:
https://cloud.google.com/blog/topics/threat-intelligence/uncovering-iranian-counterintelligence-operation
#هشدار #اسرائیل #مهندسی_اجتماعی #سایبری
@tavaanatech
👍20
سرکوب تاریک: وقتی حکومت بیمار مدعی سالمسازی معترضان است
مقاله اخیر دکتر احمدرضا یزدی که به موضوع مهم سرکوب تاریک میپردازد، منتشر شد. او این اصطلاح را برای توجه بیشتر به بهرهبرداری حکومت از فنون روانشناختی، مهندسی اجتماعی و کنترل اذهان برای منجمد کردن فرآیند تغییر اجتماعی و سیاسی به کار بردهاست.
❓ سرکوب تاریک چیست؟
برخلاف سرکوبهای فیزیکی آشکار، سرکوب تاریک با ابزارهای نامرئی و بیسروصدا مانند برچسبزنی روانی، بستری اجباری، سلب حقوق اجتماعی و مهندسی افکار عمومی عمل میکند. هدف آن، تاکسیدرمی سیاسی افراد است؛ یعنی تهی کردن مخالفان از هویت اعتراضی و روح مقاومت، بدون نیاز به حذف فیزیکی.
❔ چرا حکومت ایران به این روش روی آورده است؟
پس از اعتراضات گسترده سالهای اخیر، حکومت ایران بیش از پیش بهجای سرکوب آشکار، به کنترل روانی و اجتماعی روی آورده است. این روش نهتنها هزینههای سیاسی و بینالمللی کمتری برای حکومت دارد، بلکه از قهرمانسازی مخالفان نیز جلوگیری میکند...
🌍 متن کامل مقاله را میتوانید در لینک زیر مطالعه کنید:
🔗 https://tinyurl.com/5fdfsvvn
#سرکوب_تاریک #مهندسی_اجتماعی #تاکسیدرمی_سیاسی #سرکوب_روانی #حقوق_بشر #احمدرضا_یزدی
#یاری_مدنی_توانا
📱https://t.me/DrARYazdi
@IranIntltv
@Tavaana_TavaanaTech
مقاله اخیر دکتر احمدرضا یزدی که به موضوع مهم سرکوب تاریک میپردازد، منتشر شد. او این اصطلاح را برای توجه بیشتر به بهرهبرداری حکومت از فنون روانشناختی، مهندسی اجتماعی و کنترل اذهان برای منجمد کردن فرآیند تغییر اجتماعی و سیاسی به کار بردهاست.
❓ سرکوب تاریک چیست؟
برخلاف سرکوبهای فیزیکی آشکار، سرکوب تاریک با ابزارهای نامرئی و بیسروصدا مانند برچسبزنی روانی، بستری اجباری، سلب حقوق اجتماعی و مهندسی افکار عمومی عمل میکند. هدف آن، تاکسیدرمی سیاسی افراد است؛ یعنی تهی کردن مخالفان از هویت اعتراضی و روح مقاومت، بدون نیاز به حذف فیزیکی.
❔ چرا حکومت ایران به این روش روی آورده است؟
پس از اعتراضات گسترده سالهای اخیر، حکومت ایران بیش از پیش بهجای سرکوب آشکار، به کنترل روانی و اجتماعی روی آورده است. این روش نهتنها هزینههای سیاسی و بینالمللی کمتری برای حکومت دارد، بلکه از قهرمانسازی مخالفان نیز جلوگیری میکند...
🌍 متن کامل مقاله را میتوانید در لینک زیر مطالعه کنید:
🔗 https://tinyurl.com/5fdfsvvn
#سرکوب_تاریک #مهندسی_اجتماعی #تاکسیدرمی_سیاسی #سرکوب_روانی #حقوق_بشر #احمدرضا_یزدی
#یاری_مدنی_توانا
📱https://t.me/DrARYazdi
@IranIntltv
@Tavaana_TavaanaTech
🕊21👍8❤1
وقتی حکایت جای حقیقت مینشیند؛ مهندسی افکار در جمهوری اسلامی
یکی از نشانههای اصلی نظامهای توتالیتر، بیاعتنایی به دادههای علمی و آمار شفاف است. در چنین نظامهایی واقعیت اجتماعی نه بر اساس پژوهشهای نظاممند و شاخصهای بینالمللی، بلکه با داستانسرایی و شواهد حکایتی (anecdotal evidence) تعریف و بازنمایی میشود. جمهوری اسلامی نیز طی بیش از چهار دهه، این شیوه را به عنوان ابزاری برای مهندسی افکار عمومی و تداوم سلطه سیاسی بهکار گرفته است.
به جای ارائه آمار دقیق درباره بیکاری، تورم یا مهاجرت، رسانههای حکومتی یک نمونه استثنایی را برجسته میکنند: زنی که هم مادر چند فرزند است، هم استاد دانشگاه و کارآفرین بسیجی؛ کارآفرینی که در اوج رکود «موفق» بوده؛ یا دانشآموزی که مدال المپیاد گرفته است. این نمونههای نادر با تعمیم ناروا به کل جامعه، جایگزین واقعیتهای آماری میشوند. چنین رویکردی همان مغالطه شواهد حکایتی است: استثنا به قاعده بدل میشود تا حقیقت پنهان بماند.
مرکز این روایتسازی صدا و سیما و به عنوان نمونه بخش خبری بیست و سی را میتوان مثال زد که همچون کارخانهای برای تولید روایتهای حکومتی است: بحرانهای واقعی سانسور میشوند، روایتهای احساسی و نمادین برجسته میگردند، و ترکیبی از قهرمانسازی داخلی و دشمنسازی خارجی به مخاطب القا میشود.
در این میان، قهرمانسازی و قدیسسازی نقش کلیدی دارد. قاسم سلیمانی به «سردار دلها» بدل میشود، در حالی که کارنامهاش با خشونتهای منطقهای گره خورده است. درباره رهبر جمهوری اسلامی خوابها و کرامتهای غیرقابلراستیآزمایی نقل میشود تا چهرهای قدسی ساخته شود. حتی رنجهای جمعی نیز بازتعریف میشوند: جنگ هشتساله «نعمت» خوانده میشود و تحریمهای کمرشکن «فرصت».
این سیاست در عرصه مذهبی بیش از همه آشکار است. پامنبری بودن ارزش تلقی میشود، زیرا مجالس عزاداری بهترین بستر برای روایتسازی عاطفیاند. هیئتها و دستههای عزاداری با رانت تقویت میشوند و در پیادهروی اربعین، تصاویر خامنهای و سلیمانی بر موکبها نصب و دشمنان جمهوری اسلامی لعن میشوند. به این ترتیب دین نیز در خدمت قدرت قرار گرفته و به ابزاری برای مشروعیتبخشی سیاسی بدل شده است.
در جمعبندی میتوان گفت: جمهوری اسلامی همانند سایر نظامهای توتالیتر، با حذف دادههای علمی و جایگزینی آنها با روایتهای احساسی و حکایات استثنایی، افکار عمومی را فریب میدهد. در این نظام، حکایت جای حقیقت مینشیند؛ و همین جایگزینی است که تداوم سلطه را تضمین میکند، حتی اگر هزینه آن نابودی حقیقت و سرنوشت یک ملت باشد.
#پروپاگاندا #استبداد #مهندسی_افکار #تحریف_واقعیت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از نشانههای اصلی نظامهای توتالیتر، بیاعتنایی به دادههای علمی و آمار شفاف است. در چنین نظامهایی واقعیت اجتماعی نه بر اساس پژوهشهای نظاممند و شاخصهای بینالمللی، بلکه با داستانسرایی و شواهد حکایتی (anecdotal evidence) تعریف و بازنمایی میشود. جمهوری اسلامی نیز طی بیش از چهار دهه، این شیوه را به عنوان ابزاری برای مهندسی افکار عمومی و تداوم سلطه سیاسی بهکار گرفته است.
به جای ارائه آمار دقیق درباره بیکاری، تورم یا مهاجرت، رسانههای حکومتی یک نمونه استثنایی را برجسته میکنند: زنی که هم مادر چند فرزند است، هم استاد دانشگاه و کارآفرین بسیجی؛ کارآفرینی که در اوج رکود «موفق» بوده؛ یا دانشآموزی که مدال المپیاد گرفته است. این نمونههای نادر با تعمیم ناروا به کل جامعه، جایگزین واقعیتهای آماری میشوند. چنین رویکردی همان مغالطه شواهد حکایتی است: استثنا به قاعده بدل میشود تا حقیقت پنهان بماند.
مرکز این روایتسازی صدا و سیما و به عنوان نمونه بخش خبری بیست و سی را میتوان مثال زد که همچون کارخانهای برای تولید روایتهای حکومتی است: بحرانهای واقعی سانسور میشوند، روایتهای احساسی و نمادین برجسته میگردند، و ترکیبی از قهرمانسازی داخلی و دشمنسازی خارجی به مخاطب القا میشود.
در این میان، قهرمانسازی و قدیسسازی نقش کلیدی دارد. قاسم سلیمانی به «سردار دلها» بدل میشود، در حالی که کارنامهاش با خشونتهای منطقهای گره خورده است. درباره رهبر جمهوری اسلامی خوابها و کرامتهای غیرقابلراستیآزمایی نقل میشود تا چهرهای قدسی ساخته شود. حتی رنجهای جمعی نیز بازتعریف میشوند: جنگ هشتساله «نعمت» خوانده میشود و تحریمهای کمرشکن «فرصت».
این سیاست در عرصه مذهبی بیش از همه آشکار است. پامنبری بودن ارزش تلقی میشود، زیرا مجالس عزاداری بهترین بستر برای روایتسازی عاطفیاند. هیئتها و دستههای عزاداری با رانت تقویت میشوند و در پیادهروی اربعین، تصاویر خامنهای و سلیمانی بر موکبها نصب و دشمنان جمهوری اسلامی لعن میشوند. به این ترتیب دین نیز در خدمت قدرت قرار گرفته و به ابزاری برای مشروعیتبخشی سیاسی بدل شده است.
در جمعبندی میتوان گفت: جمهوری اسلامی همانند سایر نظامهای توتالیتر، با حذف دادههای علمی و جایگزینی آنها با روایتهای احساسی و حکایات استثنایی، افکار عمومی را فریب میدهد. در این نظام، حکایت جای حقیقت مینشیند؛ و همین جایگزینی است که تداوم سلطه را تضمین میکند، حتی اگر هزینه آن نابودی حقیقت و سرنوشت یک ملت باشد.
#پروپاگاندا #استبداد #مهندسی_افکار #تحریف_واقعیت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍19❤5👌1💯1
Forwarded from گفتوشنود
در جامعهای که دین از ساحت ایمان شخصی به ابزار سیاست بدل میشود، سه عنصر «باور»، «سنت» و «عرف» در خدمت قدرت قرار میگیرند.
حکومت مذهبی با درآمیختن آموزههای دینی با منافع سیاسی، نظامی از باید و نبایدها میسازد که در ظاهر ریشه در ایمان دارد اما در واقع، محصول مهندسی اجتماعی است.
در چنین نظمی، مرز میان امر قدسی و امر سیاسی عمداً زدوده میشود تا قدرت، چهره ایمان به خود گیرد و پرسش از مشروعیت، به پرسش از اعتقاد بدل شود.
این ساختار با ترویج خرافه و بدعت، ابزارهای خود را برای تداوم سلطه تقویت میکند.
حکومت مذهبی، آنجا که از پاسخگویی عقلانی ناتوان است، به روایتهای ماورایی پناه میبرد؛ روایاتی که اطاعت را به ثواب و اعتراض را به گناه بدل میسازند.
از معجزهسازی در عرصه سیاست تا تقدیس رهبران در لباس اولیاء، همه در جهت تثبیت موقعیتی است که نقد آن همسنگ با بیایمانی قلمداد میشود.
در این میان، رسانه، منبر و نظام آموزشی، به بازتولید این خرافات و بدعتها میپردازند و زبان دین را به زبان اطاعت تبدیل میکنند.
نتیجه این فرایند، شکلگیری جامعهای است که در آن «رفتار تودهوار» نه از جهل فردی بلکه از مهندسی آگاهانه قدرت زاده میشود.
انسانِ تودهای، میان وجدان دینی و انضباط سیاسی تمایزی نمییابد؛ زیرا حکومت مذهبی چنان زیستجهان او را تعریف کرده که هر نافرمانی، بیاخلاقی و هر پرسش، بیدینی مینماید.
بدینسان، سلطه نه از راه زور که از مسیر ایمان تحمیل میشود، و کنترل اجتماعی در عمیقترین لایههای باور جمعی ریشه میدواند.
#باور #ایمان #عرف #سنت #حکومت_مذهبی #اخلاق #مهندسی_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جامعهای که دین از ساحت ایمان شخصی به ابزار سیاست بدل میشود، سه عنصر «باور»، «سنت» و «عرف» در خدمت قدرت قرار میگیرند.
حکومت مذهبی با درآمیختن آموزههای دینی با منافع سیاسی، نظامی از باید و نبایدها میسازد که در ظاهر ریشه در ایمان دارد اما در واقع، محصول مهندسی اجتماعی است.
در چنین نظمی، مرز میان امر قدسی و امر سیاسی عمداً زدوده میشود تا قدرت، چهره ایمان به خود گیرد و پرسش از مشروعیت، به پرسش از اعتقاد بدل شود.
این ساختار با ترویج خرافه و بدعت، ابزارهای خود را برای تداوم سلطه تقویت میکند.
حکومت مذهبی، آنجا که از پاسخگویی عقلانی ناتوان است، به روایتهای ماورایی پناه میبرد؛ روایاتی که اطاعت را به ثواب و اعتراض را به گناه بدل میسازند.
از معجزهسازی در عرصه سیاست تا تقدیس رهبران در لباس اولیاء، همه در جهت تثبیت موقعیتی است که نقد آن همسنگ با بیایمانی قلمداد میشود.
در این میان، رسانه، منبر و نظام آموزشی، به بازتولید این خرافات و بدعتها میپردازند و زبان دین را به زبان اطاعت تبدیل میکنند.
نتیجه این فرایند، شکلگیری جامعهای است که در آن «رفتار تودهوار» نه از جهل فردی بلکه از مهندسی آگاهانه قدرت زاده میشود.
انسانِ تودهای، میان وجدان دینی و انضباط سیاسی تمایزی نمییابد؛ زیرا حکومت مذهبی چنان زیستجهان او را تعریف کرده که هر نافرمانی، بیاخلاقی و هر پرسش، بیدینی مینماید.
بدینسان، سلطه نه از راه زور که از مسیر ایمان تحمیل میشود، و کنترل اجتماعی در عمیقترین لایههای باور جمعی ریشه میدواند.
#باور #ایمان #عرف #سنت #حکومت_مذهبی #اخلاق #مهندسی_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16❤3👌1
Forwarded from گفتوشنود
در جمهوری اسلامی، ترویج خرافه و بدعت در دین به یکی از ابزارهای اصلی مهندسی ایمان و حفظ اقتدار سیاسی تبدیل شده است.
حاکمیت با دستکاری مفاهیم دینی و افزودن لایههایی از تقدسسازی حول رهبران و نهادهای حکومتی، نوعی «دین ایدئولوژیک» خلق کرده که با جوهره ایمان آزاد و آگاهانه تفاوت بنیادین دارد.
مراسمی مانند بزرگداشتهای حکومتی، روایتهای ساختگی از کرامت و معجزه، و تفاسیر جهتدار از متون دینی، نه برای تقویت معنویت، بلکه برای تثبیت مشروعیت قدرت بهکار گرفته میشوند.
این روند، مرز میان باور دینی و اطاعت سیاسی را عمداً مخدوش میکند تا مؤمن، ناخواسته، وفاداری به نظام را مترادف با وفاداری به خدا بپندارد.
از سوی دیگر، استفاده ابزاری از دین در جمهوری اسلامی نوعی کنترل اجتماعی مبتنی بر احساس گناه، ترس و امید به ثواب را ایجاد کرده است.
حکومت با بهرهگیری از نهادهای مذهبی، منابر، رسانهها و آموزش رسمی، ایمان مردم را از عرصه شخصی و اخلاقی به حوزه اطاعت سیاسی و ایدئولوژیک منتقل کرده است.
در این ساختار، دین نه زبان رهایی و اخلاق، بلکه سازوکاری برای بازتولید قدرت و سرکوب اندیشه انتقادی است.
چنین مهندسیای، در نهایت، نه ایمان را تقویت میکند و نه جامعه را معنویتر میسازد؛ بلکه تنها ابزاری است برای بازتولید سلطه، ایجاد انقیاد روانی و جلوگیری از شکلگیری تفکر مستقل و مسئولانه در میان شهروندان.
#مهندسی_ایمان #خرافات #دین_حکومتی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جمهوری اسلامی، ترویج خرافه و بدعت در دین به یکی از ابزارهای اصلی مهندسی ایمان و حفظ اقتدار سیاسی تبدیل شده است.
حاکمیت با دستکاری مفاهیم دینی و افزودن لایههایی از تقدسسازی حول رهبران و نهادهای حکومتی، نوعی «دین ایدئولوژیک» خلق کرده که با جوهره ایمان آزاد و آگاهانه تفاوت بنیادین دارد.
مراسمی مانند بزرگداشتهای حکومتی، روایتهای ساختگی از کرامت و معجزه، و تفاسیر جهتدار از متون دینی، نه برای تقویت معنویت، بلکه برای تثبیت مشروعیت قدرت بهکار گرفته میشوند.
این روند، مرز میان باور دینی و اطاعت سیاسی را عمداً مخدوش میکند تا مؤمن، ناخواسته، وفاداری به نظام را مترادف با وفاداری به خدا بپندارد.
از سوی دیگر، استفاده ابزاری از دین در جمهوری اسلامی نوعی کنترل اجتماعی مبتنی بر احساس گناه، ترس و امید به ثواب را ایجاد کرده است.
حکومت با بهرهگیری از نهادهای مذهبی، منابر، رسانهها و آموزش رسمی، ایمان مردم را از عرصه شخصی و اخلاقی به حوزه اطاعت سیاسی و ایدئولوژیک منتقل کرده است.
در این ساختار، دین نه زبان رهایی و اخلاق، بلکه سازوکاری برای بازتولید قدرت و سرکوب اندیشه انتقادی است.
چنین مهندسیای، در نهایت، نه ایمان را تقویت میکند و نه جامعه را معنویتر میسازد؛ بلکه تنها ابزاری است برای بازتولید سلطه، ایجاد انقیاد روانی و جلوگیری از شکلگیری تفکر مستقل و مسئولانه در میان شهروندان.
#مهندسی_ایمان #خرافات #دین_حکومتی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍23❤4🕊1
Forwarded from گفتوشنود
در جمهوری اسلامی، ترویج خرافه و بدعت در دین به یکی از ابزارهای اصلی مهندسی ایمان و حفظ اقتدار سیاسی تبدیل شده است.
حاکمیت با دستکاری مفاهیم دینی و افزودن لایههایی از تقدسسازی حول رهبران و نهادهای حکومتی، نوعی «دین ایدئولوژیک» خلق کرده که با جوهره ایمان آزاد و آگاهانه تفاوت بنیادین دارد.
مراسمی مانند بزرگداشتهای حکومتی، روایتهای ساختگی از کرامت و معجزه، و تفاسیر جهتدار از متون دینی، نه برای تقویت معنویت، بلکه برای تثبیت مشروعیت قدرت بهکار گرفته میشوند.
این روند، مرز میان باور دینی و اطاعت سیاسی را عمداً مخدوش میکند تا مؤمن، ناخواسته، وفاداری به نظام را مترادف با وفاداری به خدا بپندارد.
از سوی دیگر، استفاده ابزاری از دین در جمهوری اسلامی نوعی کنترل اجتماعی مبتنی بر احساس گناه، ترس و امید به ثواب را ایجاد کرده است.
حکومت با بهرهگیری از نهادهای مذهبی، منابر، رسانهها و آموزش رسمی، ایمان مردم را از عرصه شخصی و اخلاقی به حوزه اطاعت سیاسی و ایدئولوژیک منتقل کرده است.
در این ساختار، دین نه زبان رهایی و اخلاق، بلکه سازوکاری برای بازتولید قدرت و سرکوب اندیشه انتقادی است.
چنین مهندسیای، در نهایت، نه ایمان را تقویت میکند و نه جامعه را معنویتر میسازد؛ بلکه تنها ابزاری است برای بازتولید سلطه، ایجاد انقیاد روانی و جلوگیری از شکلگیری تفکر مستقل و مسئولانه در میان شهروندان.
#مهندسی_ایمان #خرافات #دین_حکومتی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جمهوری اسلامی، ترویج خرافه و بدعت در دین به یکی از ابزارهای اصلی مهندسی ایمان و حفظ اقتدار سیاسی تبدیل شده است.
حاکمیت با دستکاری مفاهیم دینی و افزودن لایههایی از تقدسسازی حول رهبران و نهادهای حکومتی، نوعی «دین ایدئولوژیک» خلق کرده که با جوهره ایمان آزاد و آگاهانه تفاوت بنیادین دارد.
مراسمی مانند بزرگداشتهای حکومتی، روایتهای ساختگی از کرامت و معجزه، و تفاسیر جهتدار از متون دینی، نه برای تقویت معنویت، بلکه برای تثبیت مشروعیت قدرت بهکار گرفته میشوند.
این روند، مرز میان باور دینی و اطاعت سیاسی را عمداً مخدوش میکند تا مؤمن، ناخواسته، وفاداری به نظام را مترادف با وفاداری به خدا بپندارد.
از سوی دیگر، استفاده ابزاری از دین در جمهوری اسلامی نوعی کنترل اجتماعی مبتنی بر احساس گناه، ترس و امید به ثواب را ایجاد کرده است.
حکومت با بهرهگیری از نهادهای مذهبی، منابر، رسانهها و آموزش رسمی، ایمان مردم را از عرصه شخصی و اخلاقی به حوزه اطاعت سیاسی و ایدئولوژیک منتقل کرده است.
در این ساختار، دین نه زبان رهایی و اخلاق، بلکه سازوکاری برای بازتولید قدرت و سرکوب اندیشه انتقادی است.
چنین مهندسیای، در نهایت، نه ایمان را تقویت میکند و نه جامعه را معنویتر میسازد؛ بلکه تنها ابزاری است برای بازتولید سلطه، ایجاد انقیاد روانی و جلوگیری از شکلگیری تفکر مستقل و مسئولانه در میان شهروندان.
#مهندسی_ایمان #خرافات #دین_حکومتی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯10👍5❤1