بیانیهی زندانی سیاسی، رضا محمدحسینی به مناسبت ششمین سالگرد قیام بزرگ و خونین اعتراضات آبان ۱۳۹۸
به نام جانهایی که برای امیدشان ایستادند
اینجا، در زندان قزلحصار، هنوز به یاد آن روزهای پر التهاب هستم. جوانانی که خبر کشته شدنشان به ما میرسید، مردمی که در بیش از صد شهر کشور به پا خاسته بودند و خشم و انزجار خود از دیکتاتور را فریاد زدند. همان دیکتاتوری که من به خاطر دیوارنویسی علیه او بازداشت شده بودم.
شش سال پیش، مردم ایران، در خیابانها برخاستند، فریاد زدند، نخواستند زندگیشان بهسادگی قربانی شود.
من آن زمان در اوین بودم. خیلی از معترضان را میگرفتند و میآوردند، یادم هست به دلیل گستردگی تعداد بازداشتشدگان آنها را اول آوردند سالن ورزش، بعد بردند بند. آنها تعریف میکردند: «خیابانها خیلی شلوغ شده، اکثریت مردم آمدهاند، میزان سرکوب به شدت وحشیانه بود، تیر جنگی و …»
و ما در آن بند گفتیم: «تمومه دیگه، اینبار نمیشه آنها ما را خاموش کنند». ولی رژیم تا بن دندان مسلح، با تمام بیرحمی به سوی مردمی که با دستان خالی به خیابان آمده بودند شلیک کرد، زندانها را پر کرد، احکامی ظالمانه صادر کرد و خشونتی عریان و تمام عیار در خیابان و زندان به کار گرفت. خیزش مردم سرکوب شد، اما تبدیل به آتشی زیر خاکستر شد و در سال ۱۴۰۱ دوباره این آتش فروزان شد.
امروز ششمین سالگرد آن قیام است؛ قیامی که زخم بر دل ایران گذاشت.
من به جوانانی که آنروزها کف خیابان بودند میگویم: شما شجاع بودید؛ شما با لبخندتان، با مشت گرهکردهتان، با فریادهایتان، با حضور در آن لحظه، گفتید که دیگر ظلم، فقر، سرکوب و تحقیر را نمیپذیرید، شما چهره وحشی حکومت سرکوبگر را به همه نشان دادید، قطع اینترنت هم نگذاشت که صدایتان شنیده نشود.
و به کسانی که امروز میخواهند این خاطره را کمرنگ کنند، میگویم: نه، این خاطره نمیمیرد. این خون نمیخشکد. این فریاد نمیخوابد و آبان ادامه دارد.
از پشت این دیوارها، همچنان میتوان پیشبینی کرد که روند کنونی جامعه به زودی و بار دیگر خیزش بزرگی را نوید میدهد. چرا که ریشههای اعتراضات مردمی همچنان وجود دارد.
در آبان ۹۸ خانوادههای بسیاری داغدار و البته دادخواه شدند، خانوادههای مظلومی که غالبا از اقشار محروم جامعه هستند. هرچند فشار حکومت خیلی زیاد بود، اما بسیاری از این خانوادهها سکوت نکردند و پرچم دادخواهی را برافراشته نگاه داشتند، تا جایی که حکومت برخی را به جرم دادخواهی بازداشت کرد.
هنوز دامنه جنایت حکومت در سرکوب معترضان، به طور کامل مشخص نشده و هنوز روایتهای ناگفته زیادی باقی مانده است. خانوادههای زیادی تحت سرکوب شدید سکوت کردهاند، سرکوب در بسیاری از شهرستانها شدیدتر بوده است، شاهدان و خانوادههای فاجعه جنایت «نیزار ماهشهر» هنوز سخن نگفتهاند. مردم بیگناهی که با دوشکا به رگبار بسته شدند و نیزار ماهشهر خونین شد، هرگز فراموش نمیشوند و روزی حقایق و ناگفتهها بیان خواهد شد.
درود میفرستم به همه خانوادههای دادخواه و عهد میبندم که تا وقتی این نظام سرکوبگر هست، ما چشم بر ظلم نمیبندیم.
تا وقتی هر جوانی حقش را نگرفته و هر خانوادهای آرامش ندارد، ما به مبارزه ادامه میدهیم.
به یاد آن روزها، به یاد آنهای که رفتند و به یاد آنهایی که ماندهاند. به یاد همه عزیزانی که مجروح شدند و دیده نشدند، به یاد جانباختگانی که همچنان ناشناس باقی ماندهاند.
و آخرین پیامم به شما مردم ایران این است:
امید را از دست ندهید. چون وقتی همگی بخواهیم، وقتی ایستادیم، میتوانیم تاریخ را تغییر دهیم. وقتی همبستگی داشته باشیم، هیچ قدرتی توان سرکوب ما را نخواهد داشت.
ششمین سالگرد قیام آبان به همه آزادگان کشور مبارک باد.
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
آبان ۱۴۰۴
#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به نام جانهایی که برای امیدشان ایستادند
اینجا، در زندان قزلحصار، هنوز به یاد آن روزهای پر التهاب هستم. جوانانی که خبر کشته شدنشان به ما میرسید، مردمی که در بیش از صد شهر کشور به پا خاسته بودند و خشم و انزجار خود از دیکتاتور را فریاد زدند. همان دیکتاتوری که من به خاطر دیوارنویسی علیه او بازداشت شده بودم.
شش سال پیش، مردم ایران، در خیابانها برخاستند، فریاد زدند، نخواستند زندگیشان بهسادگی قربانی شود.
من آن زمان در اوین بودم. خیلی از معترضان را میگرفتند و میآوردند، یادم هست به دلیل گستردگی تعداد بازداشتشدگان آنها را اول آوردند سالن ورزش، بعد بردند بند. آنها تعریف میکردند: «خیابانها خیلی شلوغ شده، اکثریت مردم آمدهاند، میزان سرکوب به شدت وحشیانه بود، تیر جنگی و …»
و ما در آن بند گفتیم: «تمومه دیگه، اینبار نمیشه آنها ما را خاموش کنند». ولی رژیم تا بن دندان مسلح، با تمام بیرحمی به سوی مردمی که با دستان خالی به خیابان آمده بودند شلیک کرد، زندانها را پر کرد، احکامی ظالمانه صادر کرد و خشونتی عریان و تمام عیار در خیابان و زندان به کار گرفت. خیزش مردم سرکوب شد، اما تبدیل به آتشی زیر خاکستر شد و در سال ۱۴۰۱ دوباره این آتش فروزان شد.
امروز ششمین سالگرد آن قیام است؛ قیامی که زخم بر دل ایران گذاشت.
من به جوانانی که آنروزها کف خیابان بودند میگویم: شما شجاع بودید؛ شما با لبخندتان، با مشت گرهکردهتان، با فریادهایتان، با حضور در آن لحظه، گفتید که دیگر ظلم، فقر، سرکوب و تحقیر را نمیپذیرید، شما چهره وحشی حکومت سرکوبگر را به همه نشان دادید، قطع اینترنت هم نگذاشت که صدایتان شنیده نشود.
و به کسانی که امروز میخواهند این خاطره را کمرنگ کنند، میگویم: نه، این خاطره نمیمیرد. این خون نمیخشکد. این فریاد نمیخوابد و آبان ادامه دارد.
از پشت این دیوارها، همچنان میتوان پیشبینی کرد که روند کنونی جامعه به زودی و بار دیگر خیزش بزرگی را نوید میدهد. چرا که ریشههای اعتراضات مردمی همچنان وجود دارد.
در آبان ۹۸ خانوادههای بسیاری داغدار و البته دادخواه شدند، خانوادههای مظلومی که غالبا از اقشار محروم جامعه هستند. هرچند فشار حکومت خیلی زیاد بود، اما بسیاری از این خانوادهها سکوت نکردند و پرچم دادخواهی را برافراشته نگاه داشتند، تا جایی که حکومت برخی را به جرم دادخواهی بازداشت کرد.
هنوز دامنه جنایت حکومت در سرکوب معترضان، به طور کامل مشخص نشده و هنوز روایتهای ناگفته زیادی باقی مانده است. خانوادههای زیادی تحت سرکوب شدید سکوت کردهاند، سرکوب در بسیاری از شهرستانها شدیدتر بوده است، شاهدان و خانوادههای فاجعه جنایت «نیزار ماهشهر» هنوز سخن نگفتهاند. مردم بیگناهی که با دوشکا به رگبار بسته شدند و نیزار ماهشهر خونین شد، هرگز فراموش نمیشوند و روزی حقایق و ناگفتهها بیان خواهد شد.
درود میفرستم به همه خانوادههای دادخواه و عهد میبندم که تا وقتی این نظام سرکوبگر هست، ما چشم بر ظلم نمیبندیم.
تا وقتی هر جوانی حقش را نگرفته و هر خانوادهای آرامش ندارد، ما به مبارزه ادامه میدهیم.
به یاد آن روزها، به یاد آنهای که رفتند و به یاد آنهایی که ماندهاند. به یاد همه عزیزانی که مجروح شدند و دیده نشدند، به یاد جانباختگانی که همچنان ناشناس باقی ماندهاند.
و آخرین پیامم به شما مردم ایران این است:
امید را از دست ندهید. چون وقتی همگی بخواهیم، وقتی ایستادیم، میتوانیم تاریخ را تغییر دهیم. وقتی همبستگی داشته باشیم، هیچ قدرتی توان سرکوب ما را نخواهد داشت.
ششمین سالگرد قیام آبان به همه آزادگان کشور مبارک باد.
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
آبان ۱۴۰۴
#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤27🕊7
پروندهسازی تازه علیه رضا محمدحسینی در قزلحصار؛ اتهام «تبلیغ علیه نظام» در دادرسی الکترونیک
امروز ۱۲ آذر ۱۴۰۴ جلسه دادرسی الکترونیک (ویدیوکنفرانسی) برای رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در شعبه ۱۳ بازپرسی کرج، بدون دسترسی به وکیل انتخابی، برگزار شده است.
به گفته یک منبع مطلع، بازپرس پرونده با استناد به گزارشی از ادارهکل اطلاعات استان البرز، اتهام جدیدی با عنوان «تبلیغ علیه نظام» از طریق انتشار بیانیه در فضای مجازی به آقای محمدحسینی وارد کرده است.
بر اساس همین گزارش، بازپرس برای او قرار ۳۰۰ میلیون تومان کفالت صادر کرده و از وی دفاع آخر نیز اخذ شده است. این منبع میگوید که محمدحسینی در پاسخ به بازپرس اتهام واردشده را بهطور کامل رد کرده و اعلام کرده است چنین مواردی را قبول ندارد.
پروندهسازی در داخل زندان به قصد خاموش کردن صدای عدالت خواهی زندانیان و نقض حق آزادی بیان آنها و برای افزایش دوران حبس صورت میگیرد.
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
امروز ۱۲ آذر ۱۴۰۴ جلسه دادرسی الکترونیک (ویدیوکنفرانسی) برای رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در شعبه ۱۳ بازپرسی کرج، بدون دسترسی به وکیل انتخابی، برگزار شده است.
به گفته یک منبع مطلع، بازپرس پرونده با استناد به گزارشی از ادارهکل اطلاعات استان البرز، اتهام جدیدی با عنوان «تبلیغ علیه نظام» از طریق انتشار بیانیه در فضای مجازی به آقای محمدحسینی وارد کرده است.
بر اساس همین گزارش، بازپرس برای او قرار ۳۰۰ میلیون تومان کفالت صادر کرده و از وی دفاع آخر نیز اخذ شده است. این منبع میگوید که محمدحسینی در پاسخ به بازپرس اتهام واردشده را بهطور کامل رد کرده و اعلام کرده است چنین مواردی را قبول ندارد.
پروندهسازی در داخل زندان به قصد خاموش کردن صدای عدالت خواهی زندانیان و نقض حق آزادی بیان آنها و برای افزایش دوران حبس صورت میگیرد.
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔13❤4👎3🕊3
روایت رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، از جلسه دادگاه سه دقیقهای و پروندهسازی جدید در زندان
به نام آزادی
اینجانب رضا محمدحسینی، زندانی محبوس در زندان قزلحصار، این نامه را برای ثبت آنچه بر من گذشته است مینویسم؛ شاید اندکی روشنی بر تاریکیِ سازوکارهایی بیندازد که سالهاست با آنها تلاش کردهاند مرا و امثال مرا خاموش نگاه دارند.
سهشنبه شب، حدود ساعت ده، ناگهان به من اطلاع دادند که فردا صبح باید در یک «ویدیو کنفرانس» شرکت کنم. پرسیدم کجا؟ پاسخ دادند: «نمیدانیم.» صبح چهارشنبه تازه گفتند که شعبه ۱۳ دادسرای کرج احضار شدی، این در حالی بود که نه عنوان اتهام را به من ابلاغ کرده بودند، نه فرصت و حق قانونیِ انتخاب یا اطلاع به وکیل را فراهم کردند، و نه حتی یک روز زودتر اطلاع دادند؛ چه برسد به یک هفته قبل، همانطور که قانون صراحت دارد.
وقتی جلسه آغاز شد، بازپرس تصویر دوربین خود را بسته بود؛ جلسهای که در بهترین حالت سه دقیقه طول کشید. بدون معرفی خود، و بدون رعایت حداقل استانداردهای دادرسی، تنها چهار سؤال پرسید:
شما از طریق انتشار بیانیه در فضای مجازی تبلیغ علیه نظام کردهاید آیا قبول دارید ؟
ـ پاسخ دادم: خیر.
چند سال است در زندان هستید؟
ـ گفتم: شش سال و نیم؛ فقط ۷۵ روز در بهمن ۱۴۰۱ بیرون بودم.
یعنی حتی یک روز مرخصی نرفتهاید؟
ـ پاسخ دادم: خیر، هرگز.
آخرین دفاعیات؟
ـ گفتم: اتهام را قبول ندارم.
بازپرس گفت ۳۰۰ میلیون کفالت، وثیقهات کردم و به زندان ابلاغ میشود تمام شد بلند شو برو!
نمیدانم متوجه نشد که من چند سال است که در زندانم، چه قرار وثیقه و چه قرار بازداشت تفاوتی در وضعیت من ایجاد نمیکند.
هیچ چیز بیشتر از این نبود.
نه وکیلی، نه فرصتی برای توضیح، نه ارائه اسناد، نه امکان دفاع.
بلافاصله قرار جدید صادر شد و همان لحظه در «پرینت زندان» ثبت شد؛ یعنی پروندهای تازه، ساختهشده صرفاً بر اساس «گزارش اداره اطلاعات استان البرز»، و این در حالی است که سالها گروگان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، قلب تپنده سرکوب جمهوری اسلامی، بودهام و اکنون وزارت اطلاعات نیز به آن سازوکار سرکوب اضافه شده است.
این قرار جدید معنایی روشن دارد: تا زمانی که پرونده جدید تعیین تکلیف نشود، هیچ حقی، از جمله آزادی مشروط، به من تعلق نخواهد گرفت.
این در حالی است که من ۶ ماه است که تقاضای آزادی مشروط را ثبت کردهام و وکیلم آبانماه با لایحه رسمی به دادیاری اوین مراجعه کرده بود تا تکلیف آزادی مشروطم مشخص شود. قرار بود در همین ماه پاسخ نهایی داده شود، اما اکنون با این پروندهسازی تازه، همه چیز عملاً متوقف شده است.
من سالهاست از حق مرخصی، حق دسترسی آزاد به وکیل، حق دادرسی عادلانه، و حتی حق ساده اطلاع از اتهام محروم بودهام. بهترین سالهای جوانیام صرفا به خاطر نوشتن شعار «مرگ بر دیکتاتور» در زندان طی شد.
همواره بین سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات دستبهدست شدهام؛ گویی خودِ من، نه یک انسان، بلکه «پروندهای برای نگهداشتن» هستم.
من این نامه را مینویسم تا روشن بگویم:
پروندهسازی مداوم، بازداشتهای خودسرانه، محرومیت از وکیل، و جلسات سهدقیقهای پشت دوربین خاموش، نشانه واضح بیعدالتی است.
امید دارم ثبت این روایت، به عنوان بخشی از نقض حقوق بشر، به تغییر شرایط زندانیان کمک کند.
با احترام
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
۱۴ آذر ۱۴۰۴
#رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به نام آزادی
اینجانب رضا محمدحسینی، زندانی محبوس در زندان قزلحصار، این نامه را برای ثبت آنچه بر من گذشته است مینویسم؛ شاید اندکی روشنی بر تاریکیِ سازوکارهایی بیندازد که سالهاست با آنها تلاش کردهاند مرا و امثال مرا خاموش نگاه دارند.
سهشنبه شب، حدود ساعت ده، ناگهان به من اطلاع دادند که فردا صبح باید در یک «ویدیو کنفرانس» شرکت کنم. پرسیدم کجا؟ پاسخ دادند: «نمیدانیم.» صبح چهارشنبه تازه گفتند که شعبه ۱۳ دادسرای کرج احضار شدی، این در حالی بود که نه عنوان اتهام را به من ابلاغ کرده بودند، نه فرصت و حق قانونیِ انتخاب یا اطلاع به وکیل را فراهم کردند، و نه حتی یک روز زودتر اطلاع دادند؛ چه برسد به یک هفته قبل، همانطور که قانون صراحت دارد.
وقتی جلسه آغاز شد، بازپرس تصویر دوربین خود را بسته بود؛ جلسهای که در بهترین حالت سه دقیقه طول کشید. بدون معرفی خود، و بدون رعایت حداقل استانداردهای دادرسی، تنها چهار سؤال پرسید:
شما از طریق انتشار بیانیه در فضای مجازی تبلیغ علیه نظام کردهاید آیا قبول دارید ؟
ـ پاسخ دادم: خیر.
چند سال است در زندان هستید؟
ـ گفتم: شش سال و نیم؛ فقط ۷۵ روز در بهمن ۱۴۰۱ بیرون بودم.
یعنی حتی یک روز مرخصی نرفتهاید؟
ـ پاسخ دادم: خیر، هرگز.
آخرین دفاعیات؟
ـ گفتم: اتهام را قبول ندارم.
بازپرس گفت ۳۰۰ میلیون کفالت، وثیقهات کردم و به زندان ابلاغ میشود تمام شد بلند شو برو!
نمیدانم متوجه نشد که من چند سال است که در زندانم، چه قرار وثیقه و چه قرار بازداشت تفاوتی در وضعیت من ایجاد نمیکند.
هیچ چیز بیشتر از این نبود.
نه وکیلی، نه فرصتی برای توضیح، نه ارائه اسناد، نه امکان دفاع.
بلافاصله قرار جدید صادر شد و همان لحظه در «پرینت زندان» ثبت شد؛ یعنی پروندهای تازه، ساختهشده صرفاً بر اساس «گزارش اداره اطلاعات استان البرز»، و این در حالی است که سالها گروگان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، قلب تپنده سرکوب جمهوری اسلامی، بودهام و اکنون وزارت اطلاعات نیز به آن سازوکار سرکوب اضافه شده است.
این قرار جدید معنایی روشن دارد: تا زمانی که پرونده جدید تعیین تکلیف نشود، هیچ حقی، از جمله آزادی مشروط، به من تعلق نخواهد گرفت.
این در حالی است که من ۶ ماه است که تقاضای آزادی مشروط را ثبت کردهام و وکیلم آبانماه با لایحه رسمی به دادیاری اوین مراجعه کرده بود تا تکلیف آزادی مشروطم مشخص شود. قرار بود در همین ماه پاسخ نهایی داده شود، اما اکنون با این پروندهسازی تازه، همه چیز عملاً متوقف شده است.
من سالهاست از حق مرخصی، حق دسترسی آزاد به وکیل، حق دادرسی عادلانه، و حتی حق ساده اطلاع از اتهام محروم بودهام. بهترین سالهای جوانیام صرفا به خاطر نوشتن شعار «مرگ بر دیکتاتور» در زندان طی شد.
همواره بین سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات دستبهدست شدهام؛ گویی خودِ من، نه یک انسان، بلکه «پروندهای برای نگهداشتن» هستم.
من این نامه را مینویسم تا روشن بگویم:
پروندهسازی مداوم، بازداشتهای خودسرانه، محرومیت از وکیل، و جلسات سهدقیقهای پشت دوربین خاموش، نشانه واضح بیعدالتی است.
امید دارم ثبت این روایت، به عنوان بخشی از نقض حقوق بشر، به تغییر شرایط زندانیان کمک کند.
با احترام
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
۱۴ آذر ۱۴۰۴
#رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔23❤11🕊4👌1
رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار به مکانی نامعلوم منتقل شد
طبق خبر دریافتی، امروز صبح. رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، به مکانی نامعلوم انتقال یافت. گفته میشود این انتقال توسط سازمان اطلاعات سپاه انجام گرفته است.
لازم به ذکر است، اخیرا رضا محمدحسینی در پروندهسازیای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد.
او در جلسهای سه دقیقهای به تبلیغ علیه نظام متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به خاطر بیانیههای آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار به مکانی نامعلوم منتقل شد
طبق خبر دریافتی، امروز صبح. رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، به مکانی نامعلوم انتقال یافت. گفته میشود این انتقال توسط سازمان اطلاعات سپاه انجام گرفته است.
لازم به ذکر است، اخیرا رضا محمدحسینی در پروندهسازیای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد.
او در جلسهای سه دقیقهای به تبلیغ علیه نظام متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به خاطر بیانیههای آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊22💔4
درد یک زندانی سیاسی درد همه ماست، رضا را تنها نگذاریم
✍️حسین رونقی
امروز صبح ماموران اطلاعات سپاه، رضا محمدحسینی را از زندان قزلحصار به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
حسین رونقی، همبند سابق او، در حمایت از رضا محمدحسینی متنی به شرح زیر منتشر کرده است:
«رضا محمدحسینی» سالهاست که در زندانهای جمهوری اسلامی زیر فشارهای طاقتفرسایی زندگی میکند که هیچ انسانی نباید تجربه کند. او را از بندی به بند دیگر منتقل میکنند، ماهها در سلول انفرادی نگه داشتهاند و بارها با شکنجهی سفید، با سکوت، با تنهایی و تهدید سعی کردهاند صدایش را خاموش کنند. او حتی سوگ پدرش را پشت دیوارهای زندان تحمل کرده است؛ رنجی که انسان را از درون میشکند، اما رضا ایستاد.
با وجود آنکه رضا در جریان اعاده دادرسی توانست بخشی از حکم ناعادلانهاش را کاهش دهد، اما فشارها و محدودیتها همچنان ادامه دارد. محرومیتهای پیدرپی، قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی و ایجاد موانع در کوچکترین حقوق او، به ابزاری تبدیل شده تا صدایی را خاموش کنند که حاضر نشده در برابر بیعدالتی سکوت کند؛ صدایی که برای بسیاری یادآور وجدان بیدار جامعه است.
رضا، مانند بسیاری از زندانیان آزادیخواهِ ایراندوست، به سکوت تن نداد. او بارها نسبت به خشونت سیستماتیک، نسبت به اعدامها، نسبت به آزار زندانیان سیاسی هشدار داده است. او شهروندی مسئول، میهندوست و وفادار به ارزشهای اخلاقی و انسانی است.
بیتفاوتی یعنی مشارکت در ظلم.
در حالیکه برخی از نیروهای سیاسی که باید کنار او باشند، چشم بر وضعیت شکنندهاش بستهاند، رضا همچنان صدایی است که ساکت نشده؛ صدایی که میگوید درد یک زندانی سیاسی درد همه ماست، و بیتفاوتی یعنی مشارکت در ظلم.
امروز، وضعیت او به نقطهای رسیده که بیتفاوتی دیگر جایز نیست. ادامهی این وضعیت، تنها نقض حقوق بشر نیست؛ تهدید مستقیم جان یک انسان است. آزادی فوری رضا و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، حقِ مسلم و بدیهی آنهاست.
اگر جامعه اکنون پشت این صدا نایستد، فردا دیر است. رضا باید بیدرنگ و بدون قید و شرط آزاد شود. صدای او، صدای ماست؛ و مسئولیت ماست که نگذاریم این صدا زیر آوار ظلم خاموش شود.
@HosseinRonaghi
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️حسین رونقی
امروز صبح ماموران اطلاعات سپاه، رضا محمدحسینی را از زندان قزلحصار به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
حسین رونقی، همبند سابق او، در حمایت از رضا محمدحسینی متنی به شرح زیر منتشر کرده است:
«رضا محمدحسینی» سالهاست که در زندانهای جمهوری اسلامی زیر فشارهای طاقتفرسایی زندگی میکند که هیچ انسانی نباید تجربه کند. او را از بندی به بند دیگر منتقل میکنند، ماهها در سلول انفرادی نگه داشتهاند و بارها با شکنجهی سفید، با سکوت، با تنهایی و تهدید سعی کردهاند صدایش را خاموش کنند. او حتی سوگ پدرش را پشت دیوارهای زندان تحمل کرده است؛ رنجی که انسان را از درون میشکند، اما رضا ایستاد.
با وجود آنکه رضا در جریان اعاده دادرسی توانست بخشی از حکم ناعادلانهاش را کاهش دهد، اما فشارها و محدودیتها همچنان ادامه دارد. محرومیتهای پیدرپی، قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی و ایجاد موانع در کوچکترین حقوق او، به ابزاری تبدیل شده تا صدایی را خاموش کنند که حاضر نشده در برابر بیعدالتی سکوت کند؛ صدایی که برای بسیاری یادآور وجدان بیدار جامعه است.
رضا، مانند بسیاری از زندانیان آزادیخواهِ ایراندوست، به سکوت تن نداد. او بارها نسبت به خشونت سیستماتیک، نسبت به اعدامها، نسبت به آزار زندانیان سیاسی هشدار داده است. او شهروندی مسئول، میهندوست و وفادار به ارزشهای اخلاقی و انسانی است.
بیتفاوتی یعنی مشارکت در ظلم.
در حالیکه برخی از نیروهای سیاسی که باید کنار او باشند، چشم بر وضعیت شکنندهاش بستهاند، رضا همچنان صدایی است که ساکت نشده؛ صدایی که میگوید درد یک زندانی سیاسی درد همه ماست، و بیتفاوتی یعنی مشارکت در ظلم.
امروز، وضعیت او به نقطهای رسیده که بیتفاوتی دیگر جایز نیست. ادامهی این وضعیت، تنها نقض حقوق بشر نیست؛ تهدید مستقیم جان یک انسان است. آزادی فوری رضا و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، حقِ مسلم و بدیهی آنهاست.
اگر جامعه اکنون پشت این صدا نایستد، فردا دیر است. رضا باید بیدرنگ و بدون قید و شرط آزاد شود. صدای او، صدای ماست؛ و مسئولیت ماست که نگذاریم این صدا زیر آوار ظلم خاموش شود.
@HosseinRonaghi
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤4👍4🕊3
تداوم بیخبری از رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، که دو روز پیش به مکانی نامعلوم انتقال یافته بود.
علی شریف زاده اردکانی، وکیل این زندانی سیاسی، روز ۱۸ آدرماه، با انتشار مطلبی در شبکه اکس، نوشته بود: «مطلع شدم موکلم رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار به مکان نامعلوم منتقل شده است. عدم دسترسی به اطلاعات روشن درباره محل نگهداری ایشان و محرومیت از حق تماس موجب افزایش نگرانی شده است.»
کماکان از این زندانی اطلاعی در دست نیست.
یادآور میشویم اخیرا رضا محمدحسینی در پروندهسازیای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد.
او در جلسهای سه دقیقهای به «تبلیغ علیه نظام» متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به دلیل انتشار بیانیههای آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
علی شریف زاده اردکانی، وکیل این زندانی سیاسی، روز ۱۸ آدرماه، با انتشار مطلبی در شبکه اکس، نوشته بود: «مطلع شدم موکلم رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار به مکان نامعلوم منتقل شده است. عدم دسترسی به اطلاعات روشن درباره محل نگهداری ایشان و محرومیت از حق تماس موجب افزایش نگرانی شده است.»
کماکان از این زندانی اطلاعی در دست نیست.
یادآور میشویم اخیرا رضا محمدحسینی در پروندهسازیای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد.
او در جلسهای سه دقیقهای به «تبلیغ علیه نظام» متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به دلیل انتشار بیانیههای آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊6❤5
آرشام رضایی از زندان قزلحصار:
رضا محمدحسینی را تنها نگذارید، چرا که جسم و جان او بیش از هر زمان دیگری تحتِ خطر است
آرشام رضایی، زندانی سیاسی در قزلحصار، با انتشار روایتی تکاندهنده از ربودهشدن رضا محمدحسینی توسط نیروهای حکومتی، نسبت به خطر جانی جدی او هشدار داده و از مردم ایران خواسته است در برابر تداوم سرکوب، سکوت نکنند و صدای این گروگانهای بیدفاع باشند.
متن بیانیه به شرح زیر است:
ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بی رحم هستیم
اینجا قزلحصار است. شکنجه گاهی که اگر دیوارها میتوانستند برای شما سخن بگویند، روایتگر ظلم هایی میشدند که نیروهای سرکوبگر و مزدوران جمهوری اسلامی سالهاست بر زندانیان روا داشتهاند.
همان قتلگاهی که چندی پیش من و برادرم رضا محمد حسینی از جانبِ خولیهایش تهدید به تجاوز گروهی و ضرب و شتم و فحاشی شدیم اما هیچ یک از مسئولین سازمان زندانها چارهای نیاندیشیدند، تا کار به جایی رسید که سهشنبهی هفتهی جاری رضا را به بهانه دیدار با رییس زندان از واحد ۴ خارج کردند. بیرون از واحد توسط دو تن از نیروهای حکومتی ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل شد. با توجه به همزیستی چند سالهای که با «رضا محمد حسینی» داشتهام میدانم که او اکنون در اعتصاب غذای کامل است؛ چرا که قبل از خروج از واحد، این را به من اعلام کرد که «اگر منو انفرادی بردند بدون در اعتصاب کامل هستم» و خوب میدانم که او تا سر حدّ مرگ در مقابل اوباشانِ ولایی ایستادگی خواهد کرد. این رفتارهای مسئولین زندان بیسابقه نبوده و از یک استبداد تاریخی ریشه میگیرد. استبدادی که کرامت انسانی را به وحشیانهترین شکل پایمال میکند. همانطور که چندی پیش جاویدنام «بابک شهبازی» را هم به بهانه دیدار با مسئولین از بند خارج کرده و در سحرگاه روز بعد وی را به دار آویختند.
ملت شریف ایران امروز رضا بیش از هر زمان دیگری نیاز به همصدایی شما دارد.
او کسی است که در چند سال اخیر هیچ گاه سکوت نکرد و همواره در سمت درستِ تاریخ ایستاد و تا آنجا که نفس داشت صدای عزیزانِ در بندِ ما بود. امروز او به تک تک شما برای رهایی از دست رجالهصفتهای ضحاکزاده نیازمند است. خالصانه تقاضا دارم رضا را تنها نگذارید، چرا که جسم و جان او بیش از هر زمان دیگری تحتِ خطر است.
خواهی نخواهی در مصافِ خیزشِ ققنوس و خاکستر
رنگِ شرف سرخ است.
م.راد
آرشام رضایی
۲۰ آذرماه
قزلحصار
#آرشام_رضایی #رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رضا محمدحسینی را تنها نگذارید، چرا که جسم و جان او بیش از هر زمان دیگری تحتِ خطر است
آرشام رضایی، زندانی سیاسی در قزلحصار، با انتشار روایتی تکاندهنده از ربودهشدن رضا محمدحسینی توسط نیروهای حکومتی، نسبت به خطر جانی جدی او هشدار داده و از مردم ایران خواسته است در برابر تداوم سرکوب، سکوت نکنند و صدای این گروگانهای بیدفاع باشند.
متن بیانیه به شرح زیر است:
ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بی رحم هستیم
اینجا قزلحصار است. شکنجه گاهی که اگر دیوارها میتوانستند برای شما سخن بگویند، روایتگر ظلم هایی میشدند که نیروهای سرکوبگر و مزدوران جمهوری اسلامی سالهاست بر زندانیان روا داشتهاند.
همان قتلگاهی که چندی پیش من و برادرم رضا محمد حسینی از جانبِ خولیهایش تهدید به تجاوز گروهی و ضرب و شتم و فحاشی شدیم اما هیچ یک از مسئولین سازمان زندانها چارهای نیاندیشیدند، تا کار به جایی رسید که سهشنبهی هفتهی جاری رضا را به بهانه دیدار با رییس زندان از واحد ۴ خارج کردند. بیرون از واحد توسط دو تن از نیروهای حکومتی ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل شد. با توجه به همزیستی چند سالهای که با «رضا محمد حسینی» داشتهام میدانم که او اکنون در اعتصاب غذای کامل است؛ چرا که قبل از خروج از واحد، این را به من اعلام کرد که «اگر منو انفرادی بردند بدون در اعتصاب کامل هستم» و خوب میدانم که او تا سر حدّ مرگ در مقابل اوباشانِ ولایی ایستادگی خواهد کرد. این رفتارهای مسئولین زندان بیسابقه نبوده و از یک استبداد تاریخی ریشه میگیرد. استبدادی که کرامت انسانی را به وحشیانهترین شکل پایمال میکند. همانطور که چندی پیش جاویدنام «بابک شهبازی» را هم به بهانه دیدار با مسئولین از بند خارج کرده و در سحرگاه روز بعد وی را به دار آویختند.
ملت شریف ایران امروز رضا بیش از هر زمان دیگری نیاز به همصدایی شما دارد.
او کسی است که در چند سال اخیر هیچ گاه سکوت نکرد و همواره در سمت درستِ تاریخ ایستاد و تا آنجا که نفس داشت صدای عزیزانِ در بندِ ما بود. امروز او به تک تک شما برای رهایی از دست رجالهصفتهای ضحاکزاده نیازمند است. خالصانه تقاضا دارم رضا را تنها نگذارید، چرا که جسم و جان او بیش از هر زمان دیگری تحتِ خطر است.
خواهی نخواهی در مصافِ خیزشِ ققنوس و خاکستر
رنگِ شرف سرخ است.
م.راد
آرشام رضایی
۲۰ آذرماه
قزلحصار
#آرشام_رضایی #رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤35💔6
رضا محمد حسینی که از چند روز پیش به مکانی نامعلوم انتقال یافته بود. بعد از ظهر امروز به زندان قزلحصار بازگردانده شد. بر اساس اطلاعات دریافتی، روز ۱۸ مهرماه رضا محمدحسینی به دستور زهیر ملکزاده، رئیس شعبه ۱۳ دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه یک استان البرز، برای تحقیقات بیشتر بابت پرونده اخیر او به بازداشتگاه اداره اطلاعات استان البرز برده شد. به گفته علی شریفزاده اردکانی، وکیل دادگستری، رضا محمدحسینی در این مدت در در انفرادی وزارت اطلاعات کرج بوده است.
این زندانی سیاسی تمام این مدت را در اعتصاب غذا به سر برده و هیچ ارتباطی با بیرون نداشته است. پس از ۵ روز بیخبری در نهایت امروز توانسته با وکیل خود تماس بگیرد.
یادآور میشویم اخیرا رضا محمدحسینی در پروندهسازیای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد. او در جلسهای سه دقیقهای به «تبلیغ علیه نظام» متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به دلیل انتشار بیانیههای آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این زندانی سیاسی تمام این مدت را در اعتصاب غذا به سر برده و هیچ ارتباطی با بیرون نداشته است. پس از ۵ روز بیخبری در نهایت امروز توانسته با وکیل خود تماس بگیرد.
یادآور میشویم اخیرا رضا محمدحسینی در پروندهسازیای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد. او در جلسهای سه دقیقهای به «تبلیغ علیه نظام» متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به دلیل انتشار بیانیههای آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤18💔14🕊4👍1
بیانیه رضا محمدحسینی، از زندان قزلحصار
این روزها مردم ایران در کف خیابان ایستادهاند و خواستههای خود را با صدایی رسا فریاد میزنند. آنها مخالفت صریح و بیپردهی خود را با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اعلام کردهاند.
مردم آزادی میخواهند، رفاه میخواهند، عدالت میخواهند.
آنها سالهاست زیر فشار فزایندهی شکاف طبقاتی، فقر، گرانی و تورم افسارگسیخته له شدهاند. زندگیشان به زیر خط فقر سقوط کرده و نگرانی از آینده، به دغدغهی روزمرهی خانوادهها تبدیل شده است. جوانان امید خود را از دست دادهاند؛ نمیدانند چند سال باید کار کنند تا به حداقلهای یک زندگی انسانی برسند، آن هم در شرایطی که درآمد امروزشان حتی پاسخگوی زیستنِ امروز نیست.
مردم بهدرستی این وضعیت را محصول سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی میدانند؛ حکومتی که از آغاز، منافع ایران و مردم ایران برایش اولویت نداشت و ایدئولوژی مذهبی، ماجراجویی منطقهای و دشمنسازی با جهان را بر رفاه، امنیت و آیندهی مردم ترجیح داد.
مردم به خیابان آمدهاند و این اعتراضات در روزهای اخیر، هر روز گستردهتر شده و از شهری به شهر دیگر گسترش یافته است. وقتی انسان چیزی برای از دست دادن ندارد، دیگر نمیگریزد. سینه سپر میکند، میایستد یا مینشیند و در برابر گلولهی نیروهای سرکوبگر مقاومت میکند؛ زیرا جانش به لب رسیده و کارد به استخوانش رسیده است.
در این روزها شمار زیادی از جوانان و حتی نوجوانان بازداشت شدهاند. بنا بر خبرهایی که منتشر میشود و آنچه به گوش ما در زندان میرسد، تعداد قابل توجهی از دانشآموزان نیز بازداشت شدهاند؛ اقدامی که عمق وحشت حکومت از جامعه را عیان میکند.
حکومت همزمان پروژهی اعترافات اجباری را به راه انداخته، پیکر جانباختگان را مصادره میکند و خانوادهها را تحت فشار قرار میدهد تا روایتهای ساختگی را تکرار کنند. این حکومت هیچ حد و مرزی برای جنایت نمیشناسد؛ تا جایی که به بیمارستانها، از جمله بیمارستان ایلام و بیمارستان سینا در تهران، یورش میبرد تا مجروحان را برباید.
در برابر این خشونت سازمانیافته، همبستگی مردم ایران الهامبخش و ستودنی است. پزشکانی که داوطلبانه و رایگان به مجروحان رسیدگی میکنند، وکلایی که اعلام کردهاند بدون دریافت حقالوکاله از بازداشتشدگان دفاع خواهند کرد، کسبوکارهایی که دست به اعتصاب زدهاند، هنرمندانی که از اجرای برنامههایشان خودداری کردهاند و ورزشکارانی که آشکارا در کنار مردم ایستادهاند؛ همه نشانههای زنده بودن جامعهای است که تسلیم نشده است.
امروز زمان آن است که پرستاران، معلمان، کارگران، دانشجویان، پزشکان، بازاریان و همه اقشار جامعه، شانهبهشانهی یکدیگر بایستند و با یک صدا خواستار تغییر اساسی در ساختار سیاسی کشور شوند.
در همینجا لازم میدانم بهصراحت به حاکمیت هشدار بدهم:
به بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، و نگهداری معترضان در سلولهای انفرادی پایان دهید.
هشدار میدهم که اگر حتی یک نفر از معترضان اعدام شود، اینبار شرایط با دفعات قبل تفاوت خواهد داشت و این اقدام قطعاً تأثیر مستقیمی بر سرنوشت حاکمان خواهد گذاشت.
از سرنوشت دیکتاتورهای پیشین مشابه خود عبرت بگیرید؛ تاریخ نشان داده است که سرکوب و خونریزی، هرگز ضامن بقا نبوده است.
خطاب من به نیروهای نظامی و سرکوبگر نیز روشن است:
بدانید کسی که امروز هدف قرار میدهید، ممکن است فردا مشخص شود عضو خانوادهی خودتان بوده، همسایهتان، هممحلیتان، همکلاسی یا دوست قدیمیتان.
تاریخ دربارهی شما قضاوت خواهد کرد که در کدام سوی ایستادید.
شرافت و وجدان خود را معیار قرار دهید، در کنار مردم بایستید و به سوی مردم شلیک نکنید.
این حکومت دیر یا زود رفتنی است، اما شما قرار است در همین ایران زندگی کنید.
آیا آن روز میتوانید با سری بلند در چشم فرزندانتان نگاه کنید؟
تلاش کنید در این روزهای سرنوشتساز، نامی نیک از خود بهجا بگذارید.
و خطاب پایانی به حاکمان:
آنچه امروز میبینید، نتیجهی مستقیم اعمال خود شماست. شما همان چیزی را درو میکنید که سالها کاشتهاید. نسبت دادن اعتراضات مردم به «بیگانه» و «دشمن» چیزی جز فریب و آدرس غلط دادن نیست.
این مردم اغتشاشگر نیستند، دشمن کشور خود نیستند. آنها میخواهند در همین سرزمین کار کنند، زندگی کنند و با عزت و کرامت زیست کنند. اما شما همهچیز را از آنها گرفتهاید:
نه آب دارند، نه برق، نه گاز؛
نه عزت، نه کرامت، نه سربلندی.
پیش از آنکه دیرتر شود، قدرت را واگذار کنید و بروید.
ایران را رها کنید و آن را به مردمش بسپارید.
بگذارید برای یکبار، مردم واقعاً سرنوشت خود را به دست بگیرند و آزادانه انتخاب کنند.
بگذارید گذار، با کمترین خشونت و بدون فروپاشی سرزمین ایران، ممکن شود.
رضامحمدحسینی
چهارشنبه ۱۷ دی ۴۰۴
زندان قزلحصار
#رضا_محمدحسینی #بیانیه #اعتراضات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
این روزها مردم ایران در کف خیابان ایستادهاند و خواستههای خود را با صدایی رسا فریاد میزنند. آنها مخالفت صریح و بیپردهی خود را با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اعلام کردهاند.
مردم آزادی میخواهند، رفاه میخواهند، عدالت میخواهند.
آنها سالهاست زیر فشار فزایندهی شکاف طبقاتی، فقر، گرانی و تورم افسارگسیخته له شدهاند. زندگیشان به زیر خط فقر سقوط کرده و نگرانی از آینده، به دغدغهی روزمرهی خانوادهها تبدیل شده است. جوانان امید خود را از دست دادهاند؛ نمیدانند چند سال باید کار کنند تا به حداقلهای یک زندگی انسانی برسند، آن هم در شرایطی که درآمد امروزشان حتی پاسخگوی زیستنِ امروز نیست.
مردم بهدرستی این وضعیت را محصول سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی میدانند؛ حکومتی که از آغاز، منافع ایران و مردم ایران برایش اولویت نداشت و ایدئولوژی مذهبی، ماجراجویی منطقهای و دشمنسازی با جهان را بر رفاه، امنیت و آیندهی مردم ترجیح داد.
مردم به خیابان آمدهاند و این اعتراضات در روزهای اخیر، هر روز گستردهتر شده و از شهری به شهر دیگر گسترش یافته است. وقتی انسان چیزی برای از دست دادن ندارد، دیگر نمیگریزد. سینه سپر میکند، میایستد یا مینشیند و در برابر گلولهی نیروهای سرکوبگر مقاومت میکند؛ زیرا جانش به لب رسیده و کارد به استخوانش رسیده است.
در این روزها شمار زیادی از جوانان و حتی نوجوانان بازداشت شدهاند. بنا بر خبرهایی که منتشر میشود و آنچه به گوش ما در زندان میرسد، تعداد قابل توجهی از دانشآموزان نیز بازداشت شدهاند؛ اقدامی که عمق وحشت حکومت از جامعه را عیان میکند.
حکومت همزمان پروژهی اعترافات اجباری را به راه انداخته، پیکر جانباختگان را مصادره میکند و خانوادهها را تحت فشار قرار میدهد تا روایتهای ساختگی را تکرار کنند. این حکومت هیچ حد و مرزی برای جنایت نمیشناسد؛ تا جایی که به بیمارستانها، از جمله بیمارستان ایلام و بیمارستان سینا در تهران، یورش میبرد تا مجروحان را برباید.
در برابر این خشونت سازمانیافته، همبستگی مردم ایران الهامبخش و ستودنی است. پزشکانی که داوطلبانه و رایگان به مجروحان رسیدگی میکنند، وکلایی که اعلام کردهاند بدون دریافت حقالوکاله از بازداشتشدگان دفاع خواهند کرد، کسبوکارهایی که دست به اعتصاب زدهاند، هنرمندانی که از اجرای برنامههایشان خودداری کردهاند و ورزشکارانی که آشکارا در کنار مردم ایستادهاند؛ همه نشانههای زنده بودن جامعهای است که تسلیم نشده است.
امروز زمان آن است که پرستاران، معلمان، کارگران، دانشجویان، پزشکان، بازاریان و همه اقشار جامعه، شانهبهشانهی یکدیگر بایستند و با یک صدا خواستار تغییر اساسی در ساختار سیاسی کشور شوند.
در همینجا لازم میدانم بهصراحت به حاکمیت هشدار بدهم:
به بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، و نگهداری معترضان در سلولهای انفرادی پایان دهید.
هشدار میدهم که اگر حتی یک نفر از معترضان اعدام شود، اینبار شرایط با دفعات قبل تفاوت خواهد داشت و این اقدام قطعاً تأثیر مستقیمی بر سرنوشت حاکمان خواهد گذاشت.
از سرنوشت دیکتاتورهای پیشین مشابه خود عبرت بگیرید؛ تاریخ نشان داده است که سرکوب و خونریزی، هرگز ضامن بقا نبوده است.
خطاب من به نیروهای نظامی و سرکوبگر نیز روشن است:
بدانید کسی که امروز هدف قرار میدهید، ممکن است فردا مشخص شود عضو خانوادهی خودتان بوده، همسایهتان، هممحلیتان، همکلاسی یا دوست قدیمیتان.
تاریخ دربارهی شما قضاوت خواهد کرد که در کدام سوی ایستادید.
شرافت و وجدان خود را معیار قرار دهید، در کنار مردم بایستید و به سوی مردم شلیک نکنید.
این حکومت دیر یا زود رفتنی است، اما شما قرار است در همین ایران زندگی کنید.
آیا آن روز میتوانید با سری بلند در چشم فرزندانتان نگاه کنید؟
تلاش کنید در این روزهای سرنوشتساز، نامی نیک از خود بهجا بگذارید.
و خطاب پایانی به حاکمان:
آنچه امروز میبینید، نتیجهی مستقیم اعمال خود شماست. شما همان چیزی را درو میکنید که سالها کاشتهاید. نسبت دادن اعتراضات مردم به «بیگانه» و «دشمن» چیزی جز فریب و آدرس غلط دادن نیست.
این مردم اغتشاشگر نیستند، دشمن کشور خود نیستند. آنها میخواهند در همین سرزمین کار کنند، زندگی کنند و با عزت و کرامت زیست کنند. اما شما همهچیز را از آنها گرفتهاید:
نه آب دارند، نه برق، نه گاز؛
نه عزت، نه کرامت، نه سربلندی.
پیش از آنکه دیرتر شود، قدرت را واگذار کنید و بروید.
ایران را رها کنید و آن را به مردمش بسپارید.
بگذارید برای یکبار، مردم واقعاً سرنوشت خود را به دست بگیرند و آزادانه انتخاب کنند.
بگذارید گذار، با کمترین خشونت و بدون فروپاشی سرزمین ایران، ممکن شود.
رضامحمدحسینی
چهارشنبه ۱۷ دی ۴۰۴
زندان قزلحصار
#رضا_محمدحسینی #بیانیه #اعتراضات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
❤23🕊5
رد درخواست آزادی مشروط رضا محمدحسینی با مخالفت ضابط پرونده (اطلاعات سپاه)؛ تداوم حبس در زندان قزلحصار
علی شریفزاده اردکانی، وکیل دادگستری، با انتشار پیامی در اعلام کرد که درخواست آزادی مشروط موکلش، رضا محمدحسینی، به دلیل مخالفت ضابط پرونده تأیید نشده است. به گفته این وکیل، رضا محمدحسینی حدود سه سال است که بدون حتی یک روز مرخصی در زندان قزلحصار در حال تحمل حبس است.
این پرونده در حالی با مخالفت ضابط پرونده برای آزادی مشروط مواجه شده که به گفته نزدیکان و وکلای او، بازداشت رضا محمدحسینی در پی فعالیتها و مواضع انتقادیاش علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صورت گرفته است. او پیشتر خواستار قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی به دلیل نقش مستقیم در سرکوب خونین اعتراضات مردمی، از جمله در آبان ۱۳۹۸، دی ۱۳۹۶ و پائیز ۱۴۰۱ شده بود.
بر اساس اطلاعات موجود، رضا محمدحسینی در اردیبهشت ۱۴۰۲، مقابل قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، پیامی ویدیویی منتشر کرد و در آن تأکید داشت که سپاه پاسداران به دلیل سرکوب گسترده، آدمربایی، خشونت عریان علیه شهروندان و ارتکاب جنایت علیه بشریت، باید در فهرست گروههای تروریستی قرار گیرد. پس از این اقدام، نیروهای امنیتی به منزل او یورش برده، با ضربوشتم بازداشتش کردند و به بازداشتگاه منتقل شد. ضابط پرونده او اطلاعات سپاه معرفی شده است.
پس از بازداشت خشونتآمیز رضا محمدحسینی و انتقال او به سلول انفرادی، پدرش که شاهد ضربوشتم فرزندش بود، مدتی بعد دچار سکته شد و جان باخت. با وجود این، به رضا محمدحسینی اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد و او تاکنون نتوانسته بر مزار پدر خود حاضر شود.
حالا با مخالفت ضابط (اطلاعات سپاه تروریستی) همچنان باید در زندان باشد.
لازم به ذکر است، به دلیل مشارکت سپاه در کشتار مردم ایران، اتحادیه اروپا این نهاد نظامی را در فهرست گروههای تروریستی قرار داده است.
رضا محمدحسینی سال پیش در نامهای از زندان نوشته بود:
«ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بیرحم هستیم.»
حالا باید گفت در واقع رضا محمدحسینی گروگان یک سازمان تروریستی است!
رضا محمدحسینی پیش از بازداشت در سال ۱۴۰۲ نیز به دلیل فعالیتهای اعتراضی، از جمله نوشتن شعار «مرگ بر دیکتاتور»، چندین سال از عمر خود را در زندان سپری کرده بود. رد درخواست آزادی مشروط او، بار دیگر نگرانیها درباره برخورد امنیتی با زندانیان سیاسی و نقش ضابطان امنیتی در روند قضایی این پرونده را افزایش داده است.
#رضا_محمدحسینی #IRGCterrorists
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
علی شریفزاده اردکانی، وکیل دادگستری، با انتشار پیامی در اعلام کرد که درخواست آزادی مشروط موکلش، رضا محمدحسینی، به دلیل مخالفت ضابط پرونده تأیید نشده است. به گفته این وکیل، رضا محمدحسینی حدود سه سال است که بدون حتی یک روز مرخصی در زندان قزلحصار در حال تحمل حبس است.
این پرونده در حالی با مخالفت ضابط پرونده برای آزادی مشروط مواجه شده که به گفته نزدیکان و وکلای او، بازداشت رضا محمدحسینی در پی فعالیتها و مواضع انتقادیاش علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صورت گرفته است. او پیشتر خواستار قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی به دلیل نقش مستقیم در سرکوب خونین اعتراضات مردمی، از جمله در آبان ۱۳۹۸، دی ۱۳۹۶ و پائیز ۱۴۰۱ شده بود.
بر اساس اطلاعات موجود، رضا محمدحسینی در اردیبهشت ۱۴۰۲، مقابل قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، پیامی ویدیویی منتشر کرد و در آن تأکید داشت که سپاه پاسداران به دلیل سرکوب گسترده، آدمربایی، خشونت عریان علیه شهروندان و ارتکاب جنایت علیه بشریت، باید در فهرست گروههای تروریستی قرار گیرد. پس از این اقدام، نیروهای امنیتی به منزل او یورش برده، با ضربوشتم بازداشتش کردند و به بازداشتگاه منتقل شد. ضابط پرونده او اطلاعات سپاه معرفی شده است.
پس از بازداشت خشونتآمیز رضا محمدحسینی و انتقال او به سلول انفرادی، پدرش که شاهد ضربوشتم فرزندش بود، مدتی بعد دچار سکته شد و جان باخت. با وجود این، به رضا محمدحسینی اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد و او تاکنون نتوانسته بر مزار پدر خود حاضر شود.
حالا با مخالفت ضابط (اطلاعات سپاه تروریستی) همچنان باید در زندان باشد.
لازم به ذکر است، به دلیل مشارکت سپاه در کشتار مردم ایران، اتحادیه اروپا این نهاد نظامی را در فهرست گروههای تروریستی قرار داده است.
رضا محمدحسینی سال پیش در نامهای از زندان نوشته بود:
«ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بیرحم هستیم.»
حالا باید گفت در واقع رضا محمدحسینی گروگان یک سازمان تروریستی است!
رضا محمدحسینی پیش از بازداشت در سال ۱۴۰۲ نیز به دلیل فعالیتهای اعتراضی، از جمله نوشتن شعار «مرگ بر دیکتاتور»، چندین سال از عمر خود را در زندان سپری کرده بود. رد درخواست آزادی مشروط او، بار دیگر نگرانیها درباره برخورد امنیتی با زندانیان سیاسی و نقش ضابطان امنیتی در روند قضایی این پرونده را افزایش داده است.
#رضا_محمدحسینی #IRGCterrorists
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊22❤9🥰1
نزدیک به یک ماه پس از کشتار خونین دیماه ۱۴۰۴، #رضا_محمدحسینی در بیانیهای از زندان قزلحصار، بیانیهای به شرح زیر صادر کرد:
مردم شریف و دلیر ایران،
ای دلهای شکسته، ای مادران داغدیده، ای جوانانی که هنوز نفس میکشید اما قلبتان از درد میتپد…
دیماه ۱۴۰۴، زخمی عمیق بر پیکر این سرزمین است. ماهی که در آن، مشروعیت رژیم جنایتکار برای همیشه فرو ریخت، ورشکستگی اخلاقی و انسانیاش عریان شد و ملت ما، با چشمانی پر از اشک و خونی که ریخته شد، حسابکشی تاریخی خود را آغاز کرد.
حکومتی دیکتاتوری که برای یک لحظه بیشتر ماندن، ایران را به آتش کشید و فرزندانش را قربانی کرد.
اعتراضها از ۷ دی، با بسته شدن بازار تهران و در واکنش به فشار خردکننده اقتصادی شعلهور شد؛ تورم افسارگسیخته، گرانی، بیکاری، فقر و فسادی که زندگی میلیونها ایرانی را به مرز فروپاشی کشانده است.
اما این فریاد خیلی زود از اقتصاد فراتر رفت و به قلب سیاست رسید:
دیگر نمیپذیریم مسئله «مدیریت غلط» است. مسئله، ماهیت پلید این نظام است؛ نظامی که منابع ملی را در باتلاق سوریه، لبنان، یمن و غزه صرف کرد و برای ما فقط گلوله، گاز اشکآور، تیر خلاص و زندان باقی گذاشت.
۱۸ و ۱۹ دی اوج این جنایت هولناک بود. کشتار جمعی، فاجعهای که قلب هر انسانی را میلرزاند.
تکتیراندازها از پشتبامها، تیربارها در کوچهها، به سر و سینه زنان، کودکان، جوانان و نوجوانان بیگناه شلیک کردند.
زخمیها را از تخت بیمارستان ربودند تا جهان نبیند و آمار پنهان بماند.
آمار رسمی رژیم (۳۱۱۷ نفر) دروغی شرمآور است. گزارشهای حقوق بشری، شاهدان و منابع معتبر از شمار بسیار بالاتری از کشتهشدگان و مجروحان سخن میگویند.
اینها عدد نیستند، بلکه فرزندان، مادران، دانشجویان، کارگران، پرستاران و آتشنشانانی بودند که با دست خالی، برای آزادی و کرامت انسانی جان دادند.
نامهای جاودانهای چون فائزه حسیننژاد (دانشجوی مامایی مشهد)، آروین سالمی راد، مهسا دزفولیان،سجادبخشعلی،بهنام درویش و هزاران جانباخته دیگر، خونشان فریاد میزند و در رگهای این ملت جریان دارد.
این رژیم، پس از شکستهای زنجیرهای در منطقه، سقوط اسد، خرد شدن حماس، زمینگیر شدن حزبالله و افول حوثیها، تنها با خونریزی داخلی و سرکوب وحشیانه سر پا مانده است.
دیگر نه ایدئولوژیای دارد، نه پایگاه مردمی، نه مشروعیت داخلی و نه اعتباری در جهان؛ فقط یک باند مافیایی-نظامی-مذهبی که برای بقا، ملت خود را قتلعام میکند.
به اصلاحطلبان دروننظام میگویم: اعتبارتان برای همیشه خاک شد. خون این جوانان، چکمههای شما را هم رنگین کرده است. مردم دیگر نه به وعدههای پوچتان گوش میدهند و نه از تهدیدهایتان میهراسند.
خطاب به همه کسانی که هنوز از مذاکره و مماشات با این رژیم سخن میگویند، میگویم:
مذاکره با جمهوری اسلامی دیگر ممکن و مشروع نیست. رژیمی که هزاران تن از فرزندان این ملت را در خیابانها سلاخی کرد، بیمارستانها را به کشتارگاه تبدیل کرد و پیکرهای قربانیان را ربود تا جنایتش پنهان بماند، شریک گفتوگو نیست، جنایتکار علیه بشریت است.
هرگونه مذاکره یا معامله با این نظام، خیانت به خون پاک جانباختگان و نادیده گرفتن رنج خانوادههای داغدیده است.
به جامعه جهانی پیام میدهم:
این جنایت علیه بشریت است؛ جنایتی که قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد. سکوت شما همدستی با جنایت است.
اگر حقوق بشر برایتان ارزش دارد، اگر اشک مادران و فریاد کودکان برایتان مهم است، اکنون زمان عمل است:
تحریم هدفمند و شدید عاملان مستقیم کشتار، قطع کامل همه منابع مالی رژیم و سپاه، حمایت قاطع از دادخواهی خانوادههای داغدیده و قربانیان، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملت ایران توسط خودشان، و مهمتر از همه، آزادی فوری همه معترضان بازداشتشده، زندانیان سیاسی و عقیدتی که در سیاهچالهای این رژیم اسیرند و هر روز شکنجه میشوند تا صدای آزادی خاموش شود.
سپاه پاسداران، بازوی خونآلود سرکوب داخلی و صادرکننده تروریسم برونمرزی، مسئول مستقیم این جنایات هولناک است.
در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ (۹ بهمن ۱۴۰۴)، اتحادیه اروپا با اجماع کامل ۲۷ کشور، سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد؛ در کنار القاعده، داعش، حماس و حزبالله.
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با صدایی رسا گفت:
«سرکوب نمیتواند بدون پاسخ بماند. هر رژیمی که هزاران نفر از مردم خود را میکشد، در واقع در حال نابودی خودش است.»
دوران مماشات به اتمام رسیده و انزوای کامل رژیم آغاز شده است.
تا آزادی همه زندانیان سیاسی، تا تحقق عدالت و تا روزی که ایران آزاد شود، مبارزه ادامه دارد.
با عشق و امید به آزادی
پاینده ایران
رضا محمد حسینی
بهمنماه ۱۴۰۴
زندان قزلحصار
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
مردم شریف و دلیر ایران،
ای دلهای شکسته، ای مادران داغدیده، ای جوانانی که هنوز نفس میکشید اما قلبتان از درد میتپد…
دیماه ۱۴۰۴، زخمی عمیق بر پیکر این سرزمین است. ماهی که در آن، مشروعیت رژیم جنایتکار برای همیشه فرو ریخت، ورشکستگی اخلاقی و انسانیاش عریان شد و ملت ما، با چشمانی پر از اشک و خونی که ریخته شد، حسابکشی تاریخی خود را آغاز کرد.
حکومتی دیکتاتوری که برای یک لحظه بیشتر ماندن، ایران را به آتش کشید و فرزندانش را قربانی کرد.
اعتراضها از ۷ دی، با بسته شدن بازار تهران و در واکنش به فشار خردکننده اقتصادی شعلهور شد؛ تورم افسارگسیخته، گرانی، بیکاری، فقر و فسادی که زندگی میلیونها ایرانی را به مرز فروپاشی کشانده است.
اما این فریاد خیلی زود از اقتصاد فراتر رفت و به قلب سیاست رسید:
دیگر نمیپذیریم مسئله «مدیریت غلط» است. مسئله، ماهیت پلید این نظام است؛ نظامی که منابع ملی را در باتلاق سوریه، لبنان، یمن و غزه صرف کرد و برای ما فقط گلوله، گاز اشکآور، تیر خلاص و زندان باقی گذاشت.
۱۸ و ۱۹ دی اوج این جنایت هولناک بود. کشتار جمعی، فاجعهای که قلب هر انسانی را میلرزاند.
تکتیراندازها از پشتبامها، تیربارها در کوچهها، به سر و سینه زنان، کودکان، جوانان و نوجوانان بیگناه شلیک کردند.
زخمیها را از تخت بیمارستان ربودند تا جهان نبیند و آمار پنهان بماند.
آمار رسمی رژیم (۳۱۱۷ نفر) دروغی شرمآور است. گزارشهای حقوق بشری، شاهدان و منابع معتبر از شمار بسیار بالاتری از کشتهشدگان و مجروحان سخن میگویند.
اینها عدد نیستند، بلکه فرزندان، مادران، دانشجویان، کارگران، پرستاران و آتشنشانانی بودند که با دست خالی، برای آزادی و کرامت انسانی جان دادند.
نامهای جاودانهای چون فائزه حسیننژاد (دانشجوی مامایی مشهد)، آروین سالمی راد، مهسا دزفولیان،سجادبخشعلی،بهنام درویش و هزاران جانباخته دیگر، خونشان فریاد میزند و در رگهای این ملت جریان دارد.
این رژیم، پس از شکستهای زنجیرهای در منطقه، سقوط اسد، خرد شدن حماس، زمینگیر شدن حزبالله و افول حوثیها، تنها با خونریزی داخلی و سرکوب وحشیانه سر پا مانده است.
دیگر نه ایدئولوژیای دارد، نه پایگاه مردمی، نه مشروعیت داخلی و نه اعتباری در جهان؛ فقط یک باند مافیایی-نظامی-مذهبی که برای بقا، ملت خود را قتلعام میکند.
به اصلاحطلبان دروننظام میگویم: اعتبارتان برای همیشه خاک شد. خون این جوانان، چکمههای شما را هم رنگین کرده است. مردم دیگر نه به وعدههای پوچتان گوش میدهند و نه از تهدیدهایتان میهراسند.
خطاب به همه کسانی که هنوز از مذاکره و مماشات با این رژیم سخن میگویند، میگویم:
مذاکره با جمهوری اسلامی دیگر ممکن و مشروع نیست. رژیمی که هزاران تن از فرزندان این ملت را در خیابانها سلاخی کرد، بیمارستانها را به کشتارگاه تبدیل کرد و پیکرهای قربانیان را ربود تا جنایتش پنهان بماند، شریک گفتوگو نیست، جنایتکار علیه بشریت است.
هرگونه مذاکره یا معامله با این نظام، خیانت به خون پاک جانباختگان و نادیده گرفتن رنج خانوادههای داغدیده است.
به جامعه جهانی پیام میدهم:
این جنایت علیه بشریت است؛ جنایتی که قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد. سکوت شما همدستی با جنایت است.
اگر حقوق بشر برایتان ارزش دارد، اگر اشک مادران و فریاد کودکان برایتان مهم است، اکنون زمان عمل است:
تحریم هدفمند و شدید عاملان مستقیم کشتار، قطع کامل همه منابع مالی رژیم و سپاه، حمایت قاطع از دادخواهی خانوادههای داغدیده و قربانیان، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملت ایران توسط خودشان، و مهمتر از همه، آزادی فوری همه معترضان بازداشتشده، زندانیان سیاسی و عقیدتی که در سیاهچالهای این رژیم اسیرند و هر روز شکنجه میشوند تا صدای آزادی خاموش شود.
سپاه پاسداران، بازوی خونآلود سرکوب داخلی و صادرکننده تروریسم برونمرزی، مسئول مستقیم این جنایات هولناک است.
در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ (۹ بهمن ۱۴۰۴)، اتحادیه اروپا با اجماع کامل ۲۷ کشور، سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد؛ در کنار القاعده، داعش، حماس و حزبالله.
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با صدایی رسا گفت:
«سرکوب نمیتواند بدون پاسخ بماند. هر رژیمی که هزاران نفر از مردم خود را میکشد، در واقع در حال نابودی خودش است.»
دوران مماشات به اتمام رسیده و انزوای کامل رژیم آغاز شده است.
تا آزادی همه زندانیان سیاسی، تا تحقق عدالت و تا روزی که ایران آزاد شود، مبارزه ادامه دارد.
با عشق و امید به آزادی
پاینده ایران
رضا محمد حسینی
بهمنماه ۱۴۰۴
زندان قزلحصار
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊28💔19❤12
ایران در آستانه تحولی بزرگ ایستاده است
مردم این سرزمین با جانفشانی،رنج و خون خود صفحهای تازه در تاریخ گشودهاند؛ صفحهای که نوید فردایی بهتر،آزادتر و انسانیتر را میدهد. اما باید به یاد داشته باشیم که این آغاز راه است. برای رسیدن به مقصد، لازم است همان آیندهای که آرزویش را داریم، از همین امروز در رفتار و اندیشه خود زندگی کنیم.
ما ایرانی آزاد میخواهیم؛ ایرانی که در آن همه شهروندان، فارغ از زبان، قومیت، باور، مذهب و گرایش فکری، در کنار یکدیگر برای آبادانی میهن و شکوفایی استعدادهای مردمانش تلاش کنند. آیندهای که در آن کرامت انسان معیار باشد و هیچ ایرانی بهدلیل تفاوتهایش طرد نشود.
چنین فردایی تنها زمانی ممکن است که همبستگی را نه در شعار، بلکه در عمل بیاموزیم.
ثمردادن خونهایی که در راه آزادی و رهایی ایران ریخته شده، در گرو اتحاد همه نیروها و دلهای دلسوز این سرزمین است. همبستگی با پذیرش و مدارا شکل میگیرد، نه با دیگریسازی، نفرتپراکنی، تهدید و انگ زدن. هر سخن و رفتاری که بذر کینه بیفشاند، راه رسیدن به آزادی را طولانیتر میکند. امروز بیش از هر زمان دیگر به فرهنگی از گفتوگو، احترام متقابل و تحمل تفاوتها نیاز داریم.
زمان آن رسیده است که همه نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، با هر دیدگاه و سلیقهای، برای شکلدادن به جبههای بزرگ از همبستگی ملی گام بردارند. جبههای که میتواند رنگارنگ باشد، اما بر سر حداقلهای روشنی چون آزادی، حاکمیت قانون، کرامت انسانی، حفظ تمامیت ارضی، جدایی دین از حکومت، حق انتخاب مردم و نفی هرگونه استبداد توافق کند. بهرسمیتشناختن یکدیگر نخستین گام بلوغ سیاسی ماست. بلوغی که باید به جهان نشان دهد ایرانیان توان همکاری برای ساختن آیندهای مشترک را دارند.
همبستگی یعنی همه با هم؛ نه «همه با من»، نه پیروی از یک فرد یا یک تفکر واحد. آینده ایران باید از فردمحوری به سیستممحوری گذر کند؛ به سوی نظمی که در آن هیچکس نتواند اراده شخصی خود را بر قانون و بر مردم تحمیل کند. تنها در چنین چارچوبی است که میتوان امید داشت آزادی پایدار بماند و چرخه استبداد تکرار نشود. جهانیان نیز زمانی بیش از پیش به ما اعتماد خواهند کرد که نشان دهیم بهجای قهرمانپرستی، به نهادها، قانون و مسئولیت جمعی باور داریم.
قدرت ما در همبستگی ماست. جمهوری اسلامی ممکن است سلاح، پول و رسانه داشته باشد؛ اما ما یکدیگر را داریم. ما مردم، امید و حقیقت را داریم و اینها سرمایهای است که از هر قدرت مادی ماندگارتر و تعیینکنندهتر است.
تظاهرات ایرانیان در سراسر جهان، این پیام را به ایرانیان داخل که گروگان یک حکومت تبهکار هستند میدهد که ما تنها نیستیم. نمایندگانی شایسته در خارج داریم که رنج ما را بیان میکنند، نام جاویدنامان را فریاد میزنند و از دنیا برای مردم ستمدیده ایران طلب یاری میکنند.
امروز جمع زیادی از مخالفان حکومت، در زندان هستند. آنها با وجود گرایشهای فکری متفاوت در کنار یکدیگر ایستادهاند و برای لغو اعدام، آزادی عقیده و باور و برقراری عدالت هزینه میدهند.
امیدوارم در فردای پس از جمهوری اسلامی، این زندانها و سیاهچالها تغییر کاربری پیدا کنند و هیچکس بهخاطر عقایدش به زندان نیفتد. امید دارم که ایرانی داشته باشیم که در آن آزادی به معنی واقعی کلمه یعنی آزادی مخالف من به رسمیت شناخته شود.
اگر امروز کنفرانس مونیخ نماینده یا نمایندگانی از اپوزیسیون را بهجای مسئولان جمهوری اسلامی دعوت میکند، این موضوع حاصل جانهایی است که در راه آزادی فدا شدهاند و از این رو شایسته است که در چنین فرصتی، یاد آن عزیزان گرامی داشته شود و اسناد جنایت علیه بشریت که توسط حکومت اعمال شده، به جهانیان ارائه شود.
شاهزاده رضا پهلوی؛ حضور شما در کنفرانس امنیتی مونیخ، در نقطهای که نگاه افکار عمومی جهان به آن دوخته شده و همزمان با برگزاری تظاهرات گسترده ایرانیان در ۱۴ فوریه - روز جهانی اقدام - اهمیتی تاریخی یافته است. این لحظه میتواند به فرصتی تعیینکننده برای رساندن یک پیام روشن به رهبران جهان بدل شود: دوران مذاکره و مماشات با این رژیم به پایان رسیده و ادامه آن دیگر ممکن و مشروع نیست. جهان باید صدای واقعی ایران را بشنود؛ صدای ملتی که ۴۷ سال در بند بوده اما هرگز تسلیم نشده است. آزادی فوری زندانیان سیاسی، توقف ماشین اعدام، حمایت عملی از خیزشهای مردمی و انزوای کامل ساختار سرکوب، حداقل اقداماتی است که میتواند راه پایاندادن به این چرخه رنج را هموار کند.
با ایمان به آیندهای روشن برای ایران، دست همبستگی به سوی همه فرزندان این سرزمین دراز میکنم. راه آزادی دشوار است، اما با هم میتوان آن را پیمود. آینده از آنِ ملتی است که کنار یکدیگر میایستند، نه در برابر هم.
زنده باد #همبستگی ملی
زنده باد #آزادی
پاینده ایران
#رضا_محمدحسینی
زندان قزلحصار کرج
#بیانیه
مردم این سرزمین با جانفشانی،رنج و خون خود صفحهای تازه در تاریخ گشودهاند؛ صفحهای که نوید فردایی بهتر،آزادتر و انسانیتر را میدهد. اما باید به یاد داشته باشیم که این آغاز راه است. برای رسیدن به مقصد، لازم است همان آیندهای که آرزویش را داریم، از همین امروز در رفتار و اندیشه خود زندگی کنیم.
ما ایرانی آزاد میخواهیم؛ ایرانی که در آن همه شهروندان، فارغ از زبان، قومیت، باور، مذهب و گرایش فکری، در کنار یکدیگر برای آبادانی میهن و شکوفایی استعدادهای مردمانش تلاش کنند. آیندهای که در آن کرامت انسان معیار باشد و هیچ ایرانی بهدلیل تفاوتهایش طرد نشود.
چنین فردایی تنها زمانی ممکن است که همبستگی را نه در شعار، بلکه در عمل بیاموزیم.
ثمردادن خونهایی که در راه آزادی و رهایی ایران ریخته شده، در گرو اتحاد همه نیروها و دلهای دلسوز این سرزمین است. همبستگی با پذیرش و مدارا شکل میگیرد، نه با دیگریسازی، نفرتپراکنی، تهدید و انگ زدن. هر سخن و رفتاری که بذر کینه بیفشاند، راه رسیدن به آزادی را طولانیتر میکند. امروز بیش از هر زمان دیگر به فرهنگی از گفتوگو، احترام متقابل و تحمل تفاوتها نیاز داریم.
زمان آن رسیده است که همه نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، با هر دیدگاه و سلیقهای، برای شکلدادن به جبههای بزرگ از همبستگی ملی گام بردارند. جبههای که میتواند رنگارنگ باشد، اما بر سر حداقلهای روشنی چون آزادی، حاکمیت قانون، کرامت انسانی، حفظ تمامیت ارضی، جدایی دین از حکومت، حق انتخاب مردم و نفی هرگونه استبداد توافق کند. بهرسمیتشناختن یکدیگر نخستین گام بلوغ سیاسی ماست. بلوغی که باید به جهان نشان دهد ایرانیان توان همکاری برای ساختن آیندهای مشترک را دارند.
همبستگی یعنی همه با هم؛ نه «همه با من»، نه پیروی از یک فرد یا یک تفکر واحد. آینده ایران باید از فردمحوری به سیستممحوری گذر کند؛ به سوی نظمی که در آن هیچکس نتواند اراده شخصی خود را بر قانون و بر مردم تحمیل کند. تنها در چنین چارچوبی است که میتوان امید داشت آزادی پایدار بماند و چرخه استبداد تکرار نشود. جهانیان نیز زمانی بیش از پیش به ما اعتماد خواهند کرد که نشان دهیم بهجای قهرمانپرستی، به نهادها، قانون و مسئولیت جمعی باور داریم.
قدرت ما در همبستگی ماست. جمهوری اسلامی ممکن است سلاح، پول و رسانه داشته باشد؛ اما ما یکدیگر را داریم. ما مردم، امید و حقیقت را داریم و اینها سرمایهای است که از هر قدرت مادی ماندگارتر و تعیینکنندهتر است.
تظاهرات ایرانیان در سراسر جهان، این پیام را به ایرانیان داخل که گروگان یک حکومت تبهکار هستند میدهد که ما تنها نیستیم. نمایندگانی شایسته در خارج داریم که رنج ما را بیان میکنند، نام جاویدنامان را فریاد میزنند و از دنیا برای مردم ستمدیده ایران طلب یاری میکنند.
امروز جمع زیادی از مخالفان حکومت، در زندان هستند. آنها با وجود گرایشهای فکری متفاوت در کنار یکدیگر ایستادهاند و برای لغو اعدام، آزادی عقیده و باور و برقراری عدالت هزینه میدهند.
امیدوارم در فردای پس از جمهوری اسلامی، این زندانها و سیاهچالها تغییر کاربری پیدا کنند و هیچکس بهخاطر عقایدش به زندان نیفتد. امید دارم که ایرانی داشته باشیم که در آن آزادی به معنی واقعی کلمه یعنی آزادی مخالف من به رسمیت شناخته شود.
اگر امروز کنفرانس مونیخ نماینده یا نمایندگانی از اپوزیسیون را بهجای مسئولان جمهوری اسلامی دعوت میکند، این موضوع حاصل جانهایی است که در راه آزادی فدا شدهاند و از این رو شایسته است که در چنین فرصتی، یاد آن عزیزان گرامی داشته شود و اسناد جنایت علیه بشریت که توسط حکومت اعمال شده، به جهانیان ارائه شود.
شاهزاده رضا پهلوی؛ حضور شما در کنفرانس امنیتی مونیخ، در نقطهای که نگاه افکار عمومی جهان به آن دوخته شده و همزمان با برگزاری تظاهرات گسترده ایرانیان در ۱۴ فوریه - روز جهانی اقدام - اهمیتی تاریخی یافته است. این لحظه میتواند به فرصتی تعیینکننده برای رساندن یک پیام روشن به رهبران جهان بدل شود: دوران مذاکره و مماشات با این رژیم به پایان رسیده و ادامه آن دیگر ممکن و مشروع نیست. جهان باید صدای واقعی ایران را بشنود؛ صدای ملتی که ۴۷ سال در بند بوده اما هرگز تسلیم نشده است. آزادی فوری زندانیان سیاسی، توقف ماشین اعدام، حمایت عملی از خیزشهای مردمی و انزوای کامل ساختار سرکوب، حداقل اقداماتی است که میتواند راه پایاندادن به این چرخه رنج را هموار کند.
با ایمان به آیندهای روشن برای ایران، دست همبستگی به سوی همه فرزندان این سرزمین دراز میکنم. راه آزادی دشوار است، اما با هم میتوان آن را پیمود. آینده از آنِ ملتی است که کنار یکدیگر میایستند، نه در برابر هم.
زنده باد #همبستگی ملی
زنده باد #آزادی
پاینده ایران
#رضا_محمدحسینی
زندان قزلحصار کرج
#بیانیه
❤37👍15🕊4💔1
به نام انسانیت
خطاب به ایرانیان خارج از کشور
این نامه نه از سر سیاست، بلکه از دل خستگی و رنج نوشته شده است. از دل مردمی که سالهاست با سرکوب، زندان و داغ عزیزانشان زندگی میکنند. مردمی که هنوز ایستادهاند، اما صدایشان به اندازه رنجشان شنیده نشده است.
در روز جهانی اقدام، که قرار است صدای ایران به گوش جهان برسد، پیش از هر چیز باید از «جاویدنامان» گفت. آنان که برای آزادی، کرامت انسانی و ایران جان دادند.
پشت هر نام، مادری چشمانتظار، پدری دلشکسته و خانوادهای ایستاده که زندگیشان برای همیشه تغییر کرده است. بسیاری از این عزیزان، نانآور خانواده بودند و اکنون خانوادهها در اندوه، زیر فشار امنیتی و معیشتی هستند.
از زندانها نیز باید گفت؛ از بازداشتشدگانی که در شرایط غیرانسانی، با تراکم شدید، محروم از وکیل مستقل و درمان مناسب نگهداری میشوند. از اتهامهای بیاساس، اعترافهای اجباری و شکنجه؛ از جوانانی که بهجای کلاس درس، در سلولهای انفرادیاند؛ و از مادرانی که پشت درهای زندان تنها یک خبر از فرزندشان میخواهند و پاسخی نمیگیرند.
آزادی زندانیان سیاسی فقط آزادی چند نفر نیست. زندانیان سیاسی نشانه زنده بودن وجدان یک ملت هستند و آزادیشان گامی ضروری برای آزادی ایران است.
اگر ایرانیان خارج از کشور در روز جهانی اقدام گرد هم میآیند، پیامشان باید روشن، انسانی و فراگیر باشد:
ما آزادی، کرامت انسانی و حق زندگی شرافتمندانه میخواهیم.
ما خواهان پایان سرکوب، پایان اعدام و آزادی فوری زندانیان سیاسی هستیم.
ما نمیخواهیم جهان تنها تماشاگر رنج ما باشد؛ ما میخواهیم صدای مردم ایران شنیده شود.
امروز فشار جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی حیاتی است. صدای شما در بیرون از ایران میتواند سپر جان ما در داخل باشد. هر تریبون و رسانهای که نام زندانیان، جاویدنامان و خانوادههایشان را زنده نگه دارد، نجاتبخش است.
ما که در داخل کشور زیر شدیدترین فشارها زندگی میکنیم و هر روز هزینه میدهیم، از شما میخواهیم در کنار هر شعار سیاسی، نام و تصویر جاویدنامان، بهویژه جوانان و نوجوانان و آنان که خانوادهای چشمانتظار دارند، حضور داشته باشد. آنان برای انسانیت جان دادند، نه برای مصادره شدن در نزاعهای سیاسی.
امروز بیش از هر زمان، ایران به همبستگی نیاز دارد. شعارهای حذفکننده، زبان کینه و هر رفتاری که ایرانی را در برابر ایرانی قرار دهد، ناخواسته تفرقه و استبداد را که سالها با آن جنگیدهایم تقویت میکند. جنبشی که برای «زندگی» برخاسته است، نمیتواند با فرهنگ «مرگ بر دیگری» پیروز شود.
چشم امید بسیاری از جوانان، بهویژه آنان که در روزهای خونین دیماه به خیابان آمدند، به آیندهای است که در آن آزادی و قانون جایگزین ترس و سرکوب شود.
مسئولیت تاریخی همه ماست که نگذاریم خون آنان ابزار اختلاف یا بیمسئولیتی گردد.
از شما انتظار میرود، بهعنوان شهروندان ایران که صدایشان در جهان شنیده میشود، بیش از هر چیز پیام وحدت، کرامت انسانی، تکثرگرایی و گذار دموکراتیک را نمایندگی کنید؛ تا در انقلاب شیروخورشید ایران، شاهد پیروزی حاکمیت قانون بر استبداد باشیم.
بگذارید صدایی که در این روز بلند میشود،
صدای همه ایران باشد. صدایی که با ۴۷ سال اعدام، زندان و سرکوب، هنوز خاموش نشده است.
با امید به روزی که هیچ مادری پشت در زندان نایستد، و هیچ انسانی برای گفتن «آزادی» جان ندهد.
پاینده ایران
با احترام
رضا محمد حسینی
زندان قزلحصار
#بیانیه #رضا_محمدحسینی #از_بازداشتیها_بگو #از_جاویدنامها_بگو #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
خطاب به ایرانیان خارج از کشور
این نامه نه از سر سیاست، بلکه از دل خستگی و رنج نوشته شده است. از دل مردمی که سالهاست با سرکوب، زندان و داغ عزیزانشان زندگی میکنند. مردمی که هنوز ایستادهاند، اما صدایشان به اندازه رنجشان شنیده نشده است.
در روز جهانی اقدام، که قرار است صدای ایران به گوش جهان برسد، پیش از هر چیز باید از «جاویدنامان» گفت. آنان که برای آزادی، کرامت انسانی و ایران جان دادند.
پشت هر نام، مادری چشمانتظار، پدری دلشکسته و خانوادهای ایستاده که زندگیشان برای همیشه تغییر کرده است. بسیاری از این عزیزان، نانآور خانواده بودند و اکنون خانوادهها در اندوه، زیر فشار امنیتی و معیشتی هستند.
از زندانها نیز باید گفت؛ از بازداشتشدگانی که در شرایط غیرانسانی، با تراکم شدید، محروم از وکیل مستقل و درمان مناسب نگهداری میشوند. از اتهامهای بیاساس، اعترافهای اجباری و شکنجه؛ از جوانانی که بهجای کلاس درس، در سلولهای انفرادیاند؛ و از مادرانی که پشت درهای زندان تنها یک خبر از فرزندشان میخواهند و پاسخی نمیگیرند.
آزادی زندانیان سیاسی فقط آزادی چند نفر نیست. زندانیان سیاسی نشانه زنده بودن وجدان یک ملت هستند و آزادیشان گامی ضروری برای آزادی ایران است.
اگر ایرانیان خارج از کشور در روز جهانی اقدام گرد هم میآیند، پیامشان باید روشن، انسانی و فراگیر باشد:
ما آزادی، کرامت انسانی و حق زندگی شرافتمندانه میخواهیم.
ما خواهان پایان سرکوب، پایان اعدام و آزادی فوری زندانیان سیاسی هستیم.
ما نمیخواهیم جهان تنها تماشاگر رنج ما باشد؛ ما میخواهیم صدای مردم ایران شنیده شود.
امروز فشار جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی حیاتی است. صدای شما در بیرون از ایران میتواند سپر جان ما در داخل باشد. هر تریبون و رسانهای که نام زندانیان، جاویدنامان و خانوادههایشان را زنده نگه دارد، نجاتبخش است.
ما که در داخل کشور زیر شدیدترین فشارها زندگی میکنیم و هر روز هزینه میدهیم، از شما میخواهیم در کنار هر شعار سیاسی، نام و تصویر جاویدنامان، بهویژه جوانان و نوجوانان و آنان که خانوادهای چشمانتظار دارند، حضور داشته باشد. آنان برای انسانیت جان دادند، نه برای مصادره شدن در نزاعهای سیاسی.
امروز بیش از هر زمان، ایران به همبستگی نیاز دارد. شعارهای حذفکننده، زبان کینه و هر رفتاری که ایرانی را در برابر ایرانی قرار دهد، ناخواسته تفرقه و استبداد را که سالها با آن جنگیدهایم تقویت میکند. جنبشی که برای «زندگی» برخاسته است، نمیتواند با فرهنگ «مرگ بر دیگری» پیروز شود.
چشم امید بسیاری از جوانان، بهویژه آنان که در روزهای خونین دیماه به خیابان آمدند، به آیندهای است که در آن آزادی و قانون جایگزین ترس و سرکوب شود.
مسئولیت تاریخی همه ماست که نگذاریم خون آنان ابزار اختلاف یا بیمسئولیتی گردد.
از شما انتظار میرود، بهعنوان شهروندان ایران که صدایشان در جهان شنیده میشود، بیش از هر چیز پیام وحدت، کرامت انسانی، تکثرگرایی و گذار دموکراتیک را نمایندگی کنید؛ تا در انقلاب شیروخورشید ایران، شاهد پیروزی حاکمیت قانون بر استبداد باشیم.
بگذارید صدایی که در این روز بلند میشود،
صدای همه ایران باشد. صدایی که با ۴۷ سال اعدام، زندان و سرکوب، هنوز خاموش نشده است.
با امید به روزی که هیچ مادری پشت در زندان نایستد، و هیچ انسانی برای گفتن «آزادی» جان ندهد.
پاینده ایران
با احترام
رضا محمد حسینی
زندان قزلحصار
#بیانیه #رضا_محمدحسینی #از_بازداشتیها_بگو #از_جاویدنامها_بگو #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤23👍6🕊6👌1