This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام فریدون محمودی، از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در شهر سقز استان کردستان، در این ویدیو خطاب به مردم کردستان میگوید که باید متحد شویم تا آزاد شویم. او تاکید میکند که نمیخواهد مادر دیگری همچون او داغدار از دست دادن فرزندش شود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #اعتراضات_سراسری #دادخواهی #فریدون_محمودی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادر جاویدنام فریدون محمودی، از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در شهر سقز استان کردستان، در این ویدیو خطاب به مردم کردستان میگوید که باید متحد شویم تا آزاد شویم. او تاکید میکند که نمیخواهد مادر دیگری همچون او داغدار از دست دادن فرزندش شود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #اعتراضات_سراسری #دادخواهی #فریدون_محمودی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊21❤4💔3
🕯 جاویدنام مهران رفیعی، از جانباختگان اعتراضات لاهیجان در ۱۸ دی ۱۴۰۴
مهران رفیعی، آرایشگر و از شهروندان لاهیجان، روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی این شهر و در محدوده میدان انقلاب جان خود را از دست داد.
او اهل روستای زمیدان بود و به گفته منابع محلی، در حالی کشته شد که در اعتراضات خیابانی حضور داشت. مهران رفیعی یکی دیگر از قربانیان سرکوب خشونتبار معترضان است؛ شهروندی عادی که برای مطالبه آزادی و حق زندگی بهتر به خیابان آمده بود.
قتل او بار دیگر نشان میدهد که جمهوری اسلامی با شلیک مستقیم و استفاده از خشونت مرگبار، به اعتراضات مسالمتآمیز مردم پاسخ میدهد و جان شهروندان بیدفاع را هدف قرار میدهد.
#مهران_رفیعی #لاهیجان #انقلاب_۱۴۰۴ #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
🕯 جاویدنام مهران رفیعی، از جانباختگان اعتراضات لاهیجان در ۱۸ دی ۱۴۰۴
مهران رفیعی، آرایشگر و از شهروندان لاهیجان، روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی این شهر و در محدوده میدان انقلاب جان خود را از دست داد.
او اهل روستای زمیدان بود و به گفته منابع محلی، در حالی کشته شد که در اعتراضات خیابانی حضور داشت. مهران رفیعی یکی دیگر از قربانیان سرکوب خشونتبار معترضان است؛ شهروندی عادی که برای مطالبه آزادی و حق زندگی بهتر به خیابان آمده بود.
قتل او بار دیگر نشان میدهد که جمهوری اسلامی با شلیک مستقیم و استفاده از خشونت مرگبار، به اعتراضات مسالمتآمیز مردم پاسخ میدهد و جان شهروندان بیدفاع را هدف قرار میدهد.
#مهران_رفیعی #لاهیجان #انقلاب_۱۴۰۴ #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤8💔8
آرزو عابدی، مادر دو فرزند، در اصفهان با شلیک مستقیم به سر در آغوش پسرش جانباخت
آرزو عابدی، ۵۰ ساله، اهل و ساکن اصفهان، روز جمعه ۱۹ دیماه در خیابان باغ دریاچه این شهر، با شلیک مستقیم گلوله به سر، در حالی که در آغوش پسرش بود، جان باخت.
او ورزشکار، کوهنورد و مربی فیتنس بود؛ زنی فعال، پرانرژی و الهامبخش که زندگیاش با سلامت، حرکت و امید گره خورده بود. آرزو عابدی مادر دو فرزند بود؛ یک پسر ۱۹ ساله و یک دختر ۲۵ ساله که اکنون داغدار مادری شدهاند که بیدفاع و در برابر چشمان فرزندش کشته شد.
بر اساس گزارشها، گلوله مستقیماً به سر او شلیک شده است؛ شلیکی هدفمند که بار دیگر نشان میدهد نیروهای سرکوبگر بدون هیچ ملاحظهای جان شهروندان عادی را هدف قرار میدهند.
آرزو عابدی از مخاطبان آموزشکده توانا بود و تا آخرین روزهای زندگیاش، ویدیوها و مطالب منتشرشده توسط توانا را دنبال میکرد و به آنها واکنش نشان میداد. او یکی از همان شهروندانی بود که آگاهانه، با دغدغه اجتماعی و امید به آیندهای بهتر، تحولات کشورش را دنبال میکرد.
کشتهشدن آرزو عابدی، آن هم در آغوش فرزندش، تصویری تکاندهنده از خشونت عریان علیه زنان و مادران در جریان سرکوب اعتراضات مردمی است؛ جنایتی که نهفقط یک انسان، بلکه یک خانواده را برای همیشه داغدار کرد.
#آرزو_عابدی #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴ #اصفهان #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
آرزو عابدی، مادر دو فرزند، در اصفهان با شلیک مستقیم به سر در آغوش پسرش جانباخت
آرزو عابدی، ۵۰ ساله، اهل و ساکن اصفهان، روز جمعه ۱۹ دیماه در خیابان باغ دریاچه این شهر، با شلیک مستقیم گلوله به سر، در حالی که در آغوش پسرش بود، جان باخت.
او ورزشکار، کوهنورد و مربی فیتنس بود؛ زنی فعال، پرانرژی و الهامبخش که زندگیاش با سلامت، حرکت و امید گره خورده بود. آرزو عابدی مادر دو فرزند بود؛ یک پسر ۱۹ ساله و یک دختر ۲۵ ساله که اکنون داغدار مادری شدهاند که بیدفاع و در برابر چشمان فرزندش کشته شد.
بر اساس گزارشها، گلوله مستقیماً به سر او شلیک شده است؛ شلیکی هدفمند که بار دیگر نشان میدهد نیروهای سرکوبگر بدون هیچ ملاحظهای جان شهروندان عادی را هدف قرار میدهند.
آرزو عابدی از مخاطبان آموزشکده توانا بود و تا آخرین روزهای زندگیاش، ویدیوها و مطالب منتشرشده توسط توانا را دنبال میکرد و به آنها واکنش نشان میداد. او یکی از همان شهروندانی بود که آگاهانه، با دغدغه اجتماعی و امید به آیندهای بهتر، تحولات کشورش را دنبال میکرد.
کشتهشدن آرزو عابدی، آن هم در آغوش فرزندش، تصویری تکاندهنده از خشونت عریان علیه زنان و مادران در جریان سرکوب اعتراضات مردمی است؛ جنایتی که نهفقط یک انسان، بلکه یک خانواده را برای همیشه داغدار کرد.
#آرزو_عابدی #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴ #اصفهان #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔14❤3
«ای کاش کنارت بودم…
میان این همه پیکر بیجان، میان این سکوت سنگین و این وحشت بیپایان.
ای کاش دستت را میگرفتم تا بدانی در این جهنم تنها نیستی.
نمیدانم عزیزت کدامیک از این تنهای خونین است، اما میدانم این رنج، این سرگردانی، این نگاه خیره به مرگ
نباید بینام و بیدادخواهی بماند.
تو شاهد جنایتی هستی که میخواهند پنهانش کنند،
اما ما فراموش نمیکنیم.
و اندوه تو فریادیست که روزی شنیده خواهد شد.
ای کاش کنارت بودم،
برای حقیقت، برای عدالت، برای روزی که دادخواهی جای ترس را بگیرد
و نام عزیزانت از زیر خاک سکوت بیرون کشیده شود.
آن روز خواهد آمد.
برای تو، برای آنها، برای ایران.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
میان این همه پیکر بیجان، میان این سکوت سنگین و این وحشت بیپایان.
ای کاش دستت را میگرفتم تا بدانی در این جهنم تنها نیستی.
نمیدانم عزیزت کدامیک از این تنهای خونین است، اما میدانم این رنج، این سرگردانی، این نگاه خیره به مرگ
نباید بینام و بیدادخواهی بماند.
تو شاهد جنایتی هستی که میخواهند پنهانش کنند،
اما ما فراموش نمیکنیم.
و اندوه تو فریادیست که روزی شنیده خواهد شد.
ای کاش کنارت بودم،
برای حقیقت، برای عدالت، برای روزی که دادخواهی جای ترس را بگیرد
و نام عزیزانت از زیر خاک سکوت بیرون کشیده شود.
آن روز خواهد آمد.
برای تو، برای آنها، برای ایران.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔20
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاملیا سجادیان، مادر دادخواه محمدحسن ترکمان، همراه با ویدیو نوشت:
«محکمتر و صبورتر و مقاومتر از گذشته کنار هم قرار بگیرید و مطمئن باشید که به منبع نور و روشناییها و آزادی نزدیکتر از قبل شدهایم.»
او در بخش دیگری از این پیام تأکید میکند: «کنار این غمها بزرگتر و قدرتمندتر از گذشته به فردایی بهتر بیندیشید و مطمئن باشید که خون پاک فرزندان ایران به ثمر خواهد نشست.»
این سخنان، فراتر از یک پیام شخصی آکنده از اندوه، تبلور معنای دادخواهی در جامعهای زخمخورده است. دادخواهی مادران و خانوادههای جانباختگان، نه دعوت به انتقام، بلکه فراخوانی برای ایستادن کنار یکدیگر و جلوگیری از فروپاشی پیوندهای اجتماعی است.
در شرایطی که سرکوب و خشونت سازمانیافته تلاش میکند جامعه را پارهپاره، منزوی و ناامید کند، دادخواهی میتواند همچون رشتهای نامرئی اما استوار، افراد و گروههای مختلف جامعه را به هم پیوند بزند.
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
«محکمتر و صبورتر و مقاومتر از گذشته کنار هم قرار بگیرید و مطمئن باشید که به منبع نور و روشناییها و آزادی نزدیکتر از قبل شدهایم.»
او در بخش دیگری از این پیام تأکید میکند: «کنار این غمها بزرگتر و قدرتمندتر از گذشته به فردایی بهتر بیندیشید و مطمئن باشید که خون پاک فرزندان ایران به ثمر خواهد نشست.»
این سخنان، فراتر از یک پیام شخصی آکنده از اندوه، تبلور معنای دادخواهی در جامعهای زخمخورده است. دادخواهی مادران و خانوادههای جانباختگان، نه دعوت به انتقام، بلکه فراخوانی برای ایستادن کنار یکدیگر و جلوگیری از فروپاشی پیوندهای اجتماعی است.
در شرایطی که سرکوب و خشونت سازمانیافته تلاش میکند جامعه را پارهپاره، منزوی و ناامید کند، دادخواهی میتواند همچون رشتهای نامرئی اما استوار، افراد و گروههای مختلف جامعه را به هم پیوند بزند.
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤26🕊3👍2
وقتی دادخواهی ناممکن میشود؛ در دفاع از مداخله خارجی
پیام همراهان
دادخواهی کنشی سیاسی است که تنها در شرایطی معنادار است: امکان داوری مستقل، پاسخگویی قدرت، و امکان تحمیل هزینه بر حاکم. وقتی این پیشفرضها فرو میریزند، دادخواهی نه ناکام که ناممکن میشود. نمونهی بارز این وضعیت، سرکوب خونین اعتراضات سراسری ایران در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ است، جایی که نیروهای امنیتی با خشونت شدید و کنترل کامل ارتباطات، اعتراضات را سرکوب کردند و امکان هرگونه داوری یا پاسخگویی مستقل را از میان بردند.
در چنین شرایطی، دادخواهی نمادین—انتشار روایت رنج قربانیان یا آمار قربانیان—نقش خود را بهعنوان ابزار رهایی از دست میدهد و ممکن است حتی به تثبیت رعب و وحشت بدل شود. قربانی دیده میشود اما عدالت محقق نمیشود؛ گفته میشود اما تغییری رخ نمیدهد. این همان رعب مدرن است: رعب از بیمعنایی کنش در برابر قدرتی که مشروعیت اخلاقیاش فروپاشیده است.
در این بنبست، جامعه میان دو گزینه تراژیک قرار میگیرد: انتقام فردی یا امید به مداخله خارجی. انتقام فردی خشمی بیافق است که تنها خشونت را بازتولید میکند و هیچ ساختاری را نمیشکند. در مقابل، امید به مداخله خارجی هدفمند میتواند به شکستن چرخه خشونت کمک کند. این مداخله، اگرچه مخاطرات و پیامدهایی دارد، تلاشی غیرشخصی و ساختاری برای پایان دادن به خشونت سیستماتیک است، نه انتقام شخصی.
این متن نه ستایش جنگ است و نه تأیید مداخله بیقید؛ بلکه اعترافی صادقانه به شکست دادخواهی در شرایطی است که حتی دیدهشدن رنج نیز ضمانت عدالت ندارد و نشان میدهد که در وضعیت فروپاشی مشروعیت، انتخابهای اخلاقی گاه محدود و تراژیکاند.
#سپهر_بابا #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_عليه_بشريت #دادخواهی #عدالت
@Tavaana_TavaanaTech
وقتی دادخواهی ناممکن میشود؛ در دفاع از مداخله خارجی
پیام همراهان
دادخواهی کنشی سیاسی است که تنها در شرایطی معنادار است: امکان داوری مستقل، پاسخگویی قدرت، و امکان تحمیل هزینه بر حاکم. وقتی این پیشفرضها فرو میریزند، دادخواهی نه ناکام که ناممکن میشود. نمونهی بارز این وضعیت، سرکوب خونین اعتراضات سراسری ایران در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ است، جایی که نیروهای امنیتی با خشونت شدید و کنترل کامل ارتباطات، اعتراضات را سرکوب کردند و امکان هرگونه داوری یا پاسخگویی مستقل را از میان بردند.
در چنین شرایطی، دادخواهی نمادین—انتشار روایت رنج قربانیان یا آمار قربانیان—نقش خود را بهعنوان ابزار رهایی از دست میدهد و ممکن است حتی به تثبیت رعب و وحشت بدل شود. قربانی دیده میشود اما عدالت محقق نمیشود؛ گفته میشود اما تغییری رخ نمیدهد. این همان رعب مدرن است: رعب از بیمعنایی کنش در برابر قدرتی که مشروعیت اخلاقیاش فروپاشیده است.
در این بنبست، جامعه میان دو گزینه تراژیک قرار میگیرد: انتقام فردی یا امید به مداخله خارجی. انتقام فردی خشمی بیافق است که تنها خشونت را بازتولید میکند و هیچ ساختاری را نمیشکند. در مقابل، امید به مداخله خارجی هدفمند میتواند به شکستن چرخه خشونت کمک کند. این مداخله، اگرچه مخاطرات و پیامدهایی دارد، تلاشی غیرشخصی و ساختاری برای پایان دادن به خشونت سیستماتیک است، نه انتقام شخصی.
این متن نه ستایش جنگ است و نه تأیید مداخله بیقید؛ بلکه اعترافی صادقانه به شکست دادخواهی در شرایطی است که حتی دیدهشدن رنج نیز ضمانت عدالت ندارد و نشان میدهد که در وضعیت فروپاشی مشروعیت، انتخابهای اخلاقی گاه محدود و تراژیکاند.
#سپهر_بابا #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_عليه_بشريت #دادخواهی #عدالت
@Tavaana_TavaanaTech
👍18❤3
والرز: جنگ عادلانه
اگر جامعهای در معرض کشتار سیستماتیک باشد و راههای درونی مسدود شده باشد، کمک خارجی میتواند اخلاقاً مجاز باشد
پیام همراهان
نظریهی جنگ عادلانه مایکل والرز تأکید میکند که جنگ اخلاقی تنها زمانی مشروع است که برای دفاع از جان انسانها و حفاظت از عدالت انجام شود. در ایران امروز، سرکوب خونین اعتراضات سراسری در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ نمونهای از شرایطی است که دادخواهی داخلی عملاً ناممکن میشود. نیروهای امنیتی با استفاده از سلاح گرم، تیراندازی مستقیم و قطع کامل ارتباطات، هر مسیر داوری مستقل و پاسخگویی حکومت را مسدود کردند، و انتشار روایت رنج قربانیان نیز، بهتنهایی، تأثیری بر خشونت سیستماتیک نداشت.
در چنین وضعیتی، جامعه میان دو گزینهی تراژیک قرار میگیرد: انتقام فردی یا پذیرش کمک خارجی. انتقام فردی خشمی بیافق است که تنها خشونت را بازتولید میکند. در مقابل، کمک خارجی محدود و اخلاقی—شامل فشار دیپلماتیک، تحریمهای هدفمند، یا حمایتهای انساندوستانه و امنیتی—میتواند به شکستن چرخه خشونت و حفاظت از جان قربانیان کمک کند. این مداخله باید شفاف و با هدف پایان دادن به ظلم و بازسازی عدالت انجام شود تا از تبدیل آن به ابزار سلطه یا ویرانی جلوگیری شود.
در عین حال، حتی در این شرایط، دادخواهی نمادین و شبکههای مقاومت مدنی نقش حیاتی دارند: ثبت وقایع، ساخت حافظه جمعی و تقویت همبستگی اجتماعی میتواند به شکلگیری آیندهای عادلانه کمک کند، حتی اگر مسیرهای رسمی بسته باشند.
بنابراین، در چارچوب والرز، جامعهای که تحت کشتار سیستماتیک است و راههای درونی مسدود شدهاند، پذیرش کمک خارجی کنترلشده نه تنها اخلاقاً مجاز است، بلکه گاه ضروری است، مشروط بر آنکه با محدودیت، شفافیت و هدف انسانی همراه باشد.
#جنایت_علیه_بشریت #مقاومت_مدنی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
والرز: جنگ عادلانه
اگر جامعهای در معرض کشتار سیستماتیک باشد و راههای درونی مسدود شده باشد، کمک خارجی میتواند اخلاقاً مجاز باشد
پیام همراهان
نظریهی جنگ عادلانه مایکل والرز تأکید میکند که جنگ اخلاقی تنها زمانی مشروع است که برای دفاع از جان انسانها و حفاظت از عدالت انجام شود. در ایران امروز، سرکوب خونین اعتراضات سراسری در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ نمونهای از شرایطی است که دادخواهی داخلی عملاً ناممکن میشود. نیروهای امنیتی با استفاده از سلاح گرم، تیراندازی مستقیم و قطع کامل ارتباطات، هر مسیر داوری مستقل و پاسخگویی حکومت را مسدود کردند، و انتشار روایت رنج قربانیان نیز، بهتنهایی، تأثیری بر خشونت سیستماتیک نداشت.
در چنین وضعیتی، جامعه میان دو گزینهی تراژیک قرار میگیرد: انتقام فردی یا پذیرش کمک خارجی. انتقام فردی خشمی بیافق است که تنها خشونت را بازتولید میکند. در مقابل، کمک خارجی محدود و اخلاقی—شامل فشار دیپلماتیک، تحریمهای هدفمند، یا حمایتهای انساندوستانه و امنیتی—میتواند به شکستن چرخه خشونت و حفاظت از جان قربانیان کمک کند. این مداخله باید شفاف و با هدف پایان دادن به ظلم و بازسازی عدالت انجام شود تا از تبدیل آن به ابزار سلطه یا ویرانی جلوگیری شود.
در عین حال، حتی در این شرایط، دادخواهی نمادین و شبکههای مقاومت مدنی نقش حیاتی دارند: ثبت وقایع، ساخت حافظه جمعی و تقویت همبستگی اجتماعی میتواند به شکلگیری آیندهای عادلانه کمک کند، حتی اگر مسیرهای رسمی بسته باشند.
بنابراین، در چارچوب والرز، جامعهای که تحت کشتار سیستماتیک است و راههای درونی مسدود شدهاند، پذیرش کمک خارجی کنترلشده نه تنها اخلاقاً مجاز است، بلکه گاه ضروری است، مشروط بر آنکه با محدودیت، شفافیت و هدف انسانی همراه باشد.
#جنایت_علیه_بشریت #مقاومت_مدنی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👍27❤7
«درود بر شما توانا
وقت بخیر
شاید نقاشی کشیدن تنها مرهمی باشه برای من، از عذاب وجدانِ اینکه بعد از اون شبهای سیاه،
من چرا زندهام؟!
و چرا همه ی ما باهم به خانه برنگشتیم....
و در حال حاضر تنها روشی که میتونم باهاش فریاد بزنم.
اگر صلاح دونستید به عنوان هنرِ اعتراضی به اشتراک بگذارید.
سپاس از شما🙏🏻
من یک هنرمندم و از نظر من هنرمند فقط آیینهدارِ زیبایی نیست،
بلکه راویِ رنجی است که در رگهای تاریخ دویده؛
تا فریادِ خونهای ناحق و مرهمی بر زخمِ بازِ مادران داغدیده باشد.
تابلو " از خونِ جوانانِ وطن ، لاله دمیده "
پیشکش به همه مادران داغ دارِ سرزمینم...»
این نقاشی با شرح فوق، از سوی یکی از هنرمندان ایران، برای ما ارسال شده است.
#هنر_اعتراض #هنر_اعتراضی #دادخواهی #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
«درود بر شما توانا
وقت بخیر
شاید نقاشی کشیدن تنها مرهمی باشه برای من، از عذاب وجدانِ اینکه بعد از اون شبهای سیاه،
من چرا زندهام؟!
و چرا همه ی ما باهم به خانه برنگشتیم....
و در حال حاضر تنها روشی که میتونم باهاش فریاد بزنم.
اگر صلاح دونستید به عنوان هنرِ اعتراضی به اشتراک بگذارید.
سپاس از شما🙏🏻
من یک هنرمندم و از نظر من هنرمند فقط آیینهدارِ زیبایی نیست،
بلکه راویِ رنجی است که در رگهای تاریخ دویده؛
تا فریادِ خونهای ناحق و مرهمی بر زخمِ بازِ مادران داغدیده باشد.
تابلو " از خونِ جوانانِ وطن ، لاله دمیده "
پیشکش به همه مادران داغ دارِ سرزمینم...»
این نقاشی با شرح فوق، از سوی یکی از هنرمندان ایران، برای ما ارسال شده است.
#هنر_اعتراض #هنر_اعتراضی #دادخواهی #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
❤21🕊7
جامعه هنوز داغدار جانباختگان سرکوب است و ابعاد وحشتناک کشتار آشکار نشده، در شرایطی که داغ و دادخواهی در نگاه و کلام ایرانیان موج میزند، مقامات حکومتی بهجای پاسخگویی، از انتشار اسامی و مشخصات قربانیان سخن میگویند؛ مسئله برای این قاتلان فقط «مدیریت روایت» است.
معرفی آمران و عاملان کشتار، به «انتشار اطلاعات» قربانیان تقلیل داده شده و همین هم با چنان ادبیات حقیرانهای مطرح شده که گویی دادخواهی خون پاک فرزندان ایران، منتظر تایید ضحاک خونریز مانده.
تاکید میکنیم دادخواهی با وارونهسازی حقیقت خاموش نمیشود. نامها و روایتها، در مسیر روشنشدن مسئولیت جنایت و پاسخگویی قدرت منتشر خواهند شد و نه تطهیر آن.
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
معرفی آمران و عاملان کشتار، به «انتشار اطلاعات» قربانیان تقلیل داده شده و همین هم با چنان ادبیات حقیرانهای مطرح شده که گویی دادخواهی خون پاک فرزندان ایران، منتظر تایید ضحاک خونریز مانده.
تاکید میکنیم دادخواهی با وارونهسازی حقیقت خاموش نمیشود. نامها و روایتها، در مسیر روشنشدن مسئولیت جنایت و پاسخگویی قدرت منتشر خواهند شد و نه تطهیر آن.
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤14👍7👌2🕊2
مسعود فرهیخته، زندانی سیاسی:
استبداد با ترفند و دروغ، گناهان خود را بر شانه قربانیان میاندازد
مسعود فرهیخته، معلم زندانی و فعال صنفی محبوس در زندان مرکزی کرج، در بیانیهای از زندان به کشتارهای موسوم به «دیماه خونین» واکنش نشان داد و بر ضرورت دادخواهی و مقابله با مقصرسازی قربانیان تأکید کرد.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
نظریه «مقصر دانستن قربانیان» به ویژگی حکومتهای استبدادی اشاره دارد که با ترفند و دروغ، گناه خود را بر شانه قربانیان میاندازند. در این متن، به داستان خونین نسلکشی ۱۸ و ۱۹ دی اشاره شده و بر مقصرسازی مردم مظلوم توسط حاکمان اسلامی تأکید شده است. قربانیانی مانند جوانان و معلمان مبارز با دست خالی از جان برخاستند. خواهان دادخواهی و انصاف هستند تا مسئولان جانستان خود را به کیفر گرفتار کنند. دادخواهی فعال و مسؤولانه در مسیر حق، یک الزام ماست.
روی باومایستر، روانشناس شاخه اجتماعی، در اواخر قرن بیستم نظریه افسانه شیطانی با عنوان «مقصر دانستن قربانیان» را مطرح کرده است. افسانه شیطانی از ویژگیهای بارز حکومتهای دیکتاتوری و استبدادی است. آنان با ترفند و تبحر، گناهان و اعمال شرورانه و شیطانی خود را به گردن قربانیان خود میاندازند.
در نظریه افسانه شیطانی، شیطان هرگز فکر نمیکند که کار اشتباهی انجام داده و همیشه قربانیان خود را مقصر میداند.
تفکر شیطانی در بین حاکمان بیدادگر جمهوری اسلامی و طرفداران خشکمغز و متعصب آنان موج میزند. متأسفانه در دیماه خونین امسال، حاکمان شیطانصفت جمهوری اسلامی برای حفظ بقا و غارت و چپاول بیشتر اموال عمومی، شهروندان مطالبهگر و آزادیخواهان این سرزمین را، بهرغم حضور اعتراضی و میلیونی مردم بهجانآمده، بهمثابه یک دشمن بیگانه معرفی نمودند و با تبحر و ترفند، خود را در حال دفاع مشروع در برابر تروریستهای مسلح و اشرار معرفی کردند. اما صحنههای خیابان پر از جنازههای متبرک بهترین فرزندان ایران، بهویژه جوانانی شد که با دست خالی و صرفاً به خاطر اعتراض به نظام جبار و ستمگر حاضر، به میدان آمدند، اما حاکمان ستمگر با سلاح گرم، قلب معصوم آنها را هدف قرار دادند.
حاکمان ستمکار قصد دارند با حیله و تبلیغ دروغین، اعمال شرورانه، سرکوبگرانه، خشونت، بازداشت، زندان، اعدام و کشتار مردم را وارونه جلوه داده و تمامی آزادیخواهان کشتهشده راه آزادی را مقصر فاجعه نسلکشی ۱۸ و ۱۹ دی، پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه جلوه دهند.
حاکمان اختلاسگر و رانتخوار که عامل ۴۷ سال فقر و فلاکت و تیرهروزی مردم این مملکت بودهاند، تمام مشکلات و مصائبی را که خود مسبب آناند و از هر سو بر ملت تحمیل کردهاند، به گردن مردم انداختهاند.
امیدوارانه و با اطمینان و یقین کامل تأکید میکنم که ملت ایران بهزودی معشوق آزادی را به آغوش خواهد کشید و آمران و عاملان این جنایت وحشتناک و فاجعه عظیم نسلکشی پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه ۱۴۰۴ نیز بهزودی در دادگاههای صالحه به سزای اعمالشان خواهند رسید.
اما دردناکترین و هولناکترین بخش این کشتار عظیم، نشانهگرفتن قلب بیشمار دانشآموزان آیندهساز این سرزمین بود که با هزاران آرزو و امید، با گلولههای جانیان به قلبشان، برای همیشه خاموش شدند. از جامعه معلمان و کنشگران انتظار میرود در دادخواهی خون بهناحقریخته این نوجوانان و جوانان پرپرشده، قصور و کوتاهی نکنند. تاریخ گریبان ما را خواهد گرفت که چگونه به خونخواهی فرزندان معصوم و بیگناه کشتهشده خود پاسخ دادیم.
متأسفانه تعدادی از معلمان مبارز نیز در این دیماه خونین به دست شقیترینها کشته شدند و برخی دیگر دستگیر و زندانی شدند. بر کنشگران صنفی و تشکلها فرض است آنگونه که مسئولیت تاریخی و اخلاقی ایجاب میکند، در مسیر دادخواهی همه همت خود را به کار بندند. زمان چندانی برای انتخاب و حرکت در مسیر درست در اختیار ما نیست. دادخواهی و همراهی در لحظه بیپناهی و مظلومیت این همه جان از دسترفته، معنای کنشگری پویا و صادقانه است.
آن هنگام که استبداد به کناری رود و زبانها گشوده شود، حتماً از ما خواهند پرسید در آن هنگامه خونین برای این همه جان بیپناه کشتهشده چه کردید؟ آن روز، روزی است که باید سربلند و سرافراز در پیش وجدان و تاریخ باشیم.
به امید آزادی ایران و میهمانی جشن آفتاب
زندان مرکزی کرج، سالن ۱۶
۹ بهمن ۱۴۰۴
#مسعود_فرهیخته #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
استبداد با ترفند و دروغ، گناهان خود را بر شانه قربانیان میاندازد
مسعود فرهیخته، معلم زندانی و فعال صنفی محبوس در زندان مرکزی کرج، در بیانیهای از زندان به کشتارهای موسوم به «دیماه خونین» واکنش نشان داد و بر ضرورت دادخواهی و مقابله با مقصرسازی قربانیان تأکید کرد.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
نظریه «مقصر دانستن قربانیان» به ویژگی حکومتهای استبدادی اشاره دارد که با ترفند و دروغ، گناه خود را بر شانه قربانیان میاندازند. در این متن، به داستان خونین نسلکشی ۱۸ و ۱۹ دی اشاره شده و بر مقصرسازی مردم مظلوم توسط حاکمان اسلامی تأکید شده است. قربانیانی مانند جوانان و معلمان مبارز با دست خالی از جان برخاستند. خواهان دادخواهی و انصاف هستند تا مسئولان جانستان خود را به کیفر گرفتار کنند. دادخواهی فعال و مسؤولانه در مسیر حق، یک الزام ماست.
روی باومایستر، روانشناس شاخه اجتماعی، در اواخر قرن بیستم نظریه افسانه شیطانی با عنوان «مقصر دانستن قربانیان» را مطرح کرده است. افسانه شیطانی از ویژگیهای بارز حکومتهای دیکتاتوری و استبدادی است. آنان با ترفند و تبحر، گناهان و اعمال شرورانه و شیطانی خود را به گردن قربانیان خود میاندازند.
در نظریه افسانه شیطانی، شیطان هرگز فکر نمیکند که کار اشتباهی انجام داده و همیشه قربانیان خود را مقصر میداند.
تفکر شیطانی در بین حاکمان بیدادگر جمهوری اسلامی و طرفداران خشکمغز و متعصب آنان موج میزند. متأسفانه در دیماه خونین امسال، حاکمان شیطانصفت جمهوری اسلامی برای حفظ بقا و غارت و چپاول بیشتر اموال عمومی، شهروندان مطالبهگر و آزادیخواهان این سرزمین را، بهرغم حضور اعتراضی و میلیونی مردم بهجانآمده، بهمثابه یک دشمن بیگانه معرفی نمودند و با تبحر و ترفند، خود را در حال دفاع مشروع در برابر تروریستهای مسلح و اشرار معرفی کردند. اما صحنههای خیابان پر از جنازههای متبرک بهترین فرزندان ایران، بهویژه جوانانی شد که با دست خالی و صرفاً به خاطر اعتراض به نظام جبار و ستمگر حاضر، به میدان آمدند، اما حاکمان ستمگر با سلاح گرم، قلب معصوم آنها را هدف قرار دادند.
حاکمان ستمکار قصد دارند با حیله و تبلیغ دروغین، اعمال شرورانه، سرکوبگرانه، خشونت، بازداشت، زندان، اعدام و کشتار مردم را وارونه جلوه داده و تمامی آزادیخواهان کشتهشده راه آزادی را مقصر فاجعه نسلکشی ۱۸ و ۱۹ دی، پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه جلوه دهند.
حاکمان اختلاسگر و رانتخوار که عامل ۴۷ سال فقر و فلاکت و تیرهروزی مردم این مملکت بودهاند، تمام مشکلات و مصائبی را که خود مسبب آناند و از هر سو بر ملت تحمیل کردهاند، به گردن مردم انداختهاند.
امیدوارانه و با اطمینان و یقین کامل تأکید میکنم که ملت ایران بهزودی معشوق آزادی را به آغوش خواهد کشید و آمران و عاملان این جنایت وحشتناک و فاجعه عظیم نسلکشی پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه ۱۴۰۴ نیز بهزودی در دادگاههای صالحه به سزای اعمالشان خواهند رسید.
اما دردناکترین و هولناکترین بخش این کشتار عظیم، نشانهگرفتن قلب بیشمار دانشآموزان آیندهساز این سرزمین بود که با هزاران آرزو و امید، با گلولههای جانیان به قلبشان، برای همیشه خاموش شدند. از جامعه معلمان و کنشگران انتظار میرود در دادخواهی خون بهناحقریخته این نوجوانان و جوانان پرپرشده، قصور و کوتاهی نکنند. تاریخ گریبان ما را خواهد گرفت که چگونه به خونخواهی فرزندان معصوم و بیگناه کشتهشده خود پاسخ دادیم.
متأسفانه تعدادی از معلمان مبارز نیز در این دیماه خونین به دست شقیترینها کشته شدند و برخی دیگر دستگیر و زندانی شدند. بر کنشگران صنفی و تشکلها فرض است آنگونه که مسئولیت تاریخی و اخلاقی ایجاب میکند، در مسیر دادخواهی همه همت خود را به کار بندند. زمان چندانی برای انتخاب و حرکت در مسیر درست در اختیار ما نیست. دادخواهی و همراهی در لحظه بیپناهی و مظلومیت این همه جان از دسترفته، معنای کنشگری پویا و صادقانه است.
آن هنگام که استبداد به کناری رود و زبانها گشوده شود، حتماً از ما خواهند پرسید در آن هنگامه خونین برای این همه جان بیپناه کشتهشده چه کردید؟ آن روز، روزی است که باید سربلند و سرافراز در پیش وجدان و تاریخ باشیم.
به امید آزادی ایران و میهمانی جشن آفتاب
زندان مرکزی کرج، سالن ۱۶
۹ بهمن ۱۴۰۴
#مسعود_فرهیخته #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18❤4👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لیلا مهدوی، مادر سیاوش محمودی، از کشتهشدگان خیزش مهسا، با انتشار ویدیویی اعلام کرد که ماموران جمهوری اسلامی، سنگ مزار فرزندش را شکستهاند. او در این ویدیو صراحتاً خطاب با ماموران جمهوری اسلامی میگوید با این کارها او کم نخواهد آورد و دادخواه خون فرزندش خواهد ماند.
#سیاوش_محمودی #دادخواهی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
#سیاوش_محمودی #دادخواهی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊14
این تصویر را مصطفی هروی، هنرمند، سالها پیش کشیده بود، خامنهای بر موجی از خون ایستاده، سالها ست که این تصویر واقعیت عریان حاکمیت دیکتاتوری جمهوری اسلامی بوده.
جمهوری اسلامی بقای خود را بر مرگ بنا کرده، هر زمان با بحران مشروعیت مواجه شده، چنگ زده به قتل و کشتار هموطنانمان؛ از جنگ با عراق گرفته تا سرکوب اعتراضات مردم.
دیر نیست که این تختهپاره فروربزد، موجی که از خون ساخته شده، نجاتبخش نیست؛ بلکه غرقکننده دیکتاتور است.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی بقای خود را بر مرگ بنا کرده، هر زمان با بحران مشروعیت مواجه شده، چنگ زده به قتل و کشتار هموطنانمان؛ از جنگ با عراق گرفته تا سرکوب اعتراضات مردم.
دیر نیست که این تختهپاره فروربزد، موجی که از خون ساخته شده، نجاتبخش نیست؛ بلکه غرقکننده دیکتاتور است.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👌20❤5👍4💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آوا گراوند با انتشار این تصویر در اینستاگرام خود نوشت:
«روزی در تاریخ مینویسند درد آنقدر گسترده بود
که اشکها نمیدانستند
بر کدام نام
بر کدام شهر
بر کدام زخم ایران
سرازیر شوند»
در میانه خشونت و بیعدالتی، دادخواهی ابزار بقا و اتحاد ایرانیان است. اجازه ندهیم رنج قربانیان به عدد و آمار تقلیل پیدا کند.
آرمیتا گراوند، نوجوانی بود که در راه مدرسه توسط سرکوبگران حجاببان به قتل رسید.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
«روزی در تاریخ مینویسند درد آنقدر گسترده بود
که اشکها نمیدانستند
بر کدام نام
بر کدام شهر
بر کدام زخم ایران
سرازیر شوند»
در میانه خشونت و بیعدالتی، دادخواهی ابزار بقا و اتحاد ایرانیان است. اجازه ندهیم رنج قربانیان به عدد و آمار تقلیل پیدا کند.
آرمیتا گراوند، نوجوانی بود که در راه مدرسه توسط سرکوبگران حجاببان به قتل رسید.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊5❤2👍1
کمیته حقیقت یاب
اگر حق با شماست، چرا از بررسی مستقل میترسید؟
پیام همراهان
پس از کشتار خونین هجدهم و نوزدهم دی، حکومت بارها ادعاهای سنگین مطرح کرده است: معترضین «تروریست مسلح» بودند، کشتهها «کشتهسازی» شده و هر دو طرف کشته دادهاند. اما هیچ سند مستقل و قابل راستیآزمایی ارائه نشده است. در چنین شرایطی، یک مطالبه بدیهی و قانونی وجود دارد: تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل.
کمیته مستقل یعنی نهادی خارج از نهادهای متهم، با دسترسی کامل به اسناد، امکان مصاحبه با خانوادههای قربانی، و انتشار عمومی نتایج. چنین تحقیقاتی در سطح جهانی استاندارد است و تنها راه اطمینان از صحت یا غلط بودن ادعاهای سنگین حکومت است. اگر روایت رسمی درست باشد، استقبال از تحقیق مستقل نه تنها تهدیدی ندارد، بلکه آن را تقویت میکند.
امتناع از تشکیل کمیته، خود قرینهای علیه روایت رسمی است. وقتی ادعاها بزرگ اما سندها اندک است و نهادهای مستقل از بررسی محرومند، تردید عمومی اجتنابناپذیر میشود. این امتناع نشان میدهد که روایت رسمی نه بر حقیقت، بلکه بر کنترل روایت و حذف مسئولیت استوار است.
حق حقیقتیابی تهدید امنیت نیست؛ حق قربانیان و جامعه است. خانوادهها حق دارند بدانند چه کسی، چگونه و با چه مجوزی عزیزشان را کشته است. جامعه حق دارد روایت درست را بشنود و مسئولیتها روشن شود. بدون شفافیت، پرسشها خاموش نمیشوند؛ فقط بیاعتمادی عمیقتر میگردد.
کمیته حقیقتیاب مستقل، ابزار عدالت و حافظ انسانیت است. هر امتناعی از آن، نه دفاع از امنیت، بلکه پنهانکردن مسئولیت و کنترل روایت است. جامعهای که حقیقت را نبیند، تنها حافظه خود را از دست میدهد؛ خون را نمیتوان پاک کرد، اما میتوان از فراموشی و تحریف جلوگیری کرد.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #حقیقت #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
اگر حق با شماست، چرا از بررسی مستقل میترسید؟
پیام همراهان
پس از کشتار خونین هجدهم و نوزدهم دی، حکومت بارها ادعاهای سنگین مطرح کرده است: معترضین «تروریست مسلح» بودند، کشتهها «کشتهسازی» شده و هر دو طرف کشته دادهاند. اما هیچ سند مستقل و قابل راستیآزمایی ارائه نشده است. در چنین شرایطی، یک مطالبه بدیهی و قانونی وجود دارد: تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل.
کمیته مستقل یعنی نهادی خارج از نهادهای متهم، با دسترسی کامل به اسناد، امکان مصاحبه با خانوادههای قربانی، و انتشار عمومی نتایج. چنین تحقیقاتی در سطح جهانی استاندارد است و تنها راه اطمینان از صحت یا غلط بودن ادعاهای سنگین حکومت است. اگر روایت رسمی درست باشد، استقبال از تحقیق مستقل نه تنها تهدیدی ندارد، بلکه آن را تقویت میکند.
امتناع از تشکیل کمیته، خود قرینهای علیه روایت رسمی است. وقتی ادعاها بزرگ اما سندها اندک است و نهادهای مستقل از بررسی محرومند، تردید عمومی اجتنابناپذیر میشود. این امتناع نشان میدهد که روایت رسمی نه بر حقیقت، بلکه بر کنترل روایت و حذف مسئولیت استوار است.
حق حقیقتیابی تهدید امنیت نیست؛ حق قربانیان و جامعه است. خانوادهها حق دارند بدانند چه کسی، چگونه و با چه مجوزی عزیزشان را کشته است. جامعه حق دارد روایت درست را بشنود و مسئولیتها روشن شود. بدون شفافیت، پرسشها خاموش نمیشوند؛ فقط بیاعتمادی عمیقتر میگردد.
کمیته حقیقتیاب مستقل، ابزار عدالت و حافظ انسانیت است. هر امتناعی از آن، نه دفاع از امنیت، بلکه پنهانکردن مسئولیت و کنترل روایت است. جامعهای که حقیقت را نبیند، تنها حافظه خود را از دست میدهد؛ خون را نمیتوان پاک کرد، اما میتوان از فراموشی و تحریف جلوگیری کرد.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #حقیقت #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👍18🕊3
خانوادههای جانباختگان اعتراضات مردمی دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان ملکشاهی استان ایلام، با انتشار بیانیهای خواستار روشن شدن حقیقت و پاسخگویی آمران و عاملان تیراندازی شدند.
در این بیانیه که ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ صادر شده و به امضای جمعی از خانوادهها رسیده، آمده است تیراندازی به شهروندان معترض و جانباختن لطیف کریمی، محمدرضا کرمی، مهدی امامیپور، رضا عظیمزاده و محسن (فارص) محمدی، از داخل ساختمان سپاه ملکشاهی صورت گرفته و این موضوع با اسناد، تصاویر و شواهد موجود «مسجل و غیرقابل انکار» است.
خانوادهها نوشتند: «خونخواه هستیم و تمام فرماندهان سپاه در لحظه تیراندازی در داخل ساختمان حضور و مسئولیت داشتهاند، بهویژه فرمانده سپاه ملکشاهی به نام رسول مرادیان را مسئول میدانیم.»
خانوادههای دادخواه تأکید کردهاند هدفشان دستیابی به حقیقت و اجرای عدالت از مسیرهای قانونی است و در صورت ایجاد مانع در روند رسیدگی داخلی، پیگیری پرونده را از مجاری حقوقی و بینالمللی ادامه خواهند داد
در پایان بیانیه، امضاکنندگان بر تداوم دادخواهی و ایستادگی بر حق تأکید کردهاند.
این نامه دادخواهی با بیتی از شاهنامه فردوسی آغاز شده است:
ستم نامهٔ عزل شاهان بود
چو درد دل بیگناهان بود
#دادخواهی #ملکشاهی #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
خانوادههای جانباختگان اعتراضات مردمی دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان ملکشاهی استان ایلام، با انتشار بیانیهای خواستار روشن شدن حقیقت و پاسخگویی آمران و عاملان تیراندازی شدند.
در این بیانیه که ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ صادر شده و به امضای جمعی از خانوادهها رسیده، آمده است تیراندازی به شهروندان معترض و جانباختن لطیف کریمی، محمدرضا کرمی، مهدی امامیپور، رضا عظیمزاده و محسن (فارص) محمدی، از داخل ساختمان سپاه ملکشاهی صورت گرفته و این موضوع با اسناد، تصاویر و شواهد موجود «مسجل و غیرقابل انکار» است.
خانوادهها نوشتند: «خونخواه هستیم و تمام فرماندهان سپاه در لحظه تیراندازی در داخل ساختمان حضور و مسئولیت داشتهاند، بهویژه فرمانده سپاه ملکشاهی به نام رسول مرادیان را مسئول میدانیم.»
خانوادههای دادخواه تأکید کردهاند هدفشان دستیابی به حقیقت و اجرای عدالت از مسیرهای قانونی است و در صورت ایجاد مانع در روند رسیدگی داخلی، پیگیری پرونده را از مجاری حقوقی و بینالمللی ادامه خواهند داد
در پایان بیانیه، امضاکنندگان بر تداوم دادخواهی و ایستادگی بر حق تأکید کردهاند.
این نامه دادخواهی با بیتی از شاهنامه فردوسی آغاز شده است:
ستم نامهٔ عزل شاهان بود
چو درد دل بیگناهان بود
#دادخواهی #ملکشاهی #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔22👍11❤8🕊3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چند دانشآموز از معلمشان میخواهند برای این روزهای سنگین شعری بخواند، معلم شعر از خون جوانان وطن را میخواند و کلاس درس تبدیل میشود به حافظه جمعی یک نسل.
در اعتراضات مسالمتآمیز ۱۴۰۴ هزاران ایرانی به دست دیکتاتوری که صدای مردم را با گلوله پاسخ داد، کشته شدند. به گفته تشکل های صنفی فرهنگیان بیش از ۱۶۰ دانشآموز در این اعتراضات جان باختند کودکانی که باید در کلاس میبودند نه در فهرست قربانیان.
خواندن این شعر فقط اجرای یک قطعه ادبی نیست، یادآوری جنایتی است که نباید عادی شود و زخمی است که بدون دادخواهی هرگز ترمیم نخواهد شد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
در اعتراضات مسالمتآمیز ۱۴۰۴ هزاران ایرانی به دست دیکتاتوری که صدای مردم را با گلوله پاسخ داد، کشته شدند. به گفته تشکل های صنفی فرهنگیان بیش از ۱۶۰ دانشآموز در این اعتراضات جان باختند کودکانی که باید در کلاس میبودند نه در فهرست قربانیان.
خواندن این شعر فقط اجرای یک قطعه ادبی نیست، یادآوری جنایتی است که نباید عادی شود و زخمی است که بدون دادخواهی هرگز ترمیم نخواهد شد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤32🕊17👍5
مادر جاویدنام عرفان رضایی: حتی با اسلحه هم نمیتوانید صدای مادری را که برای حق فرزندش میجنگد خاموش کنید
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی از جانباختگان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱، با انتشار تصویری از خود در کنار مزار فرزندش، متنی سرشار از سوگ، دادخواهی و ایستادگی منتشر کرد.
او در این نوشته چنین میگوید:
«من مادرم، مادری که درد را در عمق جانش حس میکند، مادری که خون پسرش را در رگهایش جاری میبیند و هنوز چشم به راه عدالت است. من طلبکارم، طلبکار از آنهایی که پسرم را به جرم خواستن آزادی، به جرم اعتراض به ظلم، به خاک و خون کشیدند. طلبکارم از آنهایی که جوانی پسرم را با ظلم و بیرحمی ربودند، از آنهایی که صدای او را خاموش کردند، نفسش را بریدند و قلبم را شکستند.
اما من تنها نیستم؛ من نماد هزاران مادری هستم که فرزندانشان را در راه حق از دست دادهاند، مادری که دردش را فریاد میزند و دادخواهی میکند. من به آنها میگویم: نمیتوانید با سکوت و بیعدالتی، حقیقت را دفن کنید. هر گلولهای که شلیک کردید، هر نفسی که بریدید، آتشی در دلها روشن کردید که خاموششدنی نیست.
من مادرم، و تا آخرین نفس، تا آخرین قطره خونم، دادخواهی میکنم. پسرم را پس میخواهم، عدالت را میخواهم، آیندهای روشن برای همه جوانان را میخواهم. و به آنهایی که گمان میکنند میتوانند صدای دادخواهی را خاموش کنند میگویم: شما حتی با اسلحهتان نمیتوانید صدای مادری را که برای حق پسرش میجنگد خاموش کنید. ما زندهایم، ما قویایم، و عدالت را از شما میگیریم.»
انتشار این نوشته در فضایی همراه با نگرانی و فشار بر خانوادههای جاویدنامان صورت گرفته است؛ با این حال، تأکید بر دادخواهی و حفظ صدا نشان میدهد که ایستادگی و استواری این خانوادهها همچنان ادامه دارد و روایت آنان به بخشی ماندگار از حافظه جمعی جامعه تبدیل شده است.
#فرزانه_برزه_کار #دادخواهی #عرفان_رضایی_نوایی #ما_زنده_ایم #ما_ادامه_داریم
@Tavaana_TavaanaTech
مادر جاویدنام عرفان رضایی: حتی با اسلحه هم نمیتوانید صدای مادری را که برای حق فرزندش میجنگد خاموش کنید
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی از جانباختگان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱، با انتشار تصویری از خود در کنار مزار فرزندش، متنی سرشار از سوگ، دادخواهی و ایستادگی منتشر کرد.
او در این نوشته چنین میگوید:
«من مادرم، مادری که درد را در عمق جانش حس میکند، مادری که خون پسرش را در رگهایش جاری میبیند و هنوز چشم به راه عدالت است. من طلبکارم، طلبکار از آنهایی که پسرم را به جرم خواستن آزادی، به جرم اعتراض به ظلم، به خاک و خون کشیدند. طلبکارم از آنهایی که جوانی پسرم را با ظلم و بیرحمی ربودند، از آنهایی که صدای او را خاموش کردند، نفسش را بریدند و قلبم را شکستند.
اما من تنها نیستم؛ من نماد هزاران مادری هستم که فرزندانشان را در راه حق از دست دادهاند، مادری که دردش را فریاد میزند و دادخواهی میکند. من به آنها میگویم: نمیتوانید با سکوت و بیعدالتی، حقیقت را دفن کنید. هر گلولهای که شلیک کردید، هر نفسی که بریدید، آتشی در دلها روشن کردید که خاموششدنی نیست.
من مادرم، و تا آخرین نفس، تا آخرین قطره خونم، دادخواهی میکنم. پسرم را پس میخواهم، عدالت را میخواهم، آیندهای روشن برای همه جوانان را میخواهم. و به آنهایی که گمان میکنند میتوانند صدای دادخواهی را خاموش کنند میگویم: شما حتی با اسلحهتان نمیتوانید صدای مادری را که برای حق پسرش میجنگد خاموش کنید. ما زندهایم، ما قویایم، و عدالت را از شما میگیریم.»
انتشار این نوشته در فضایی همراه با نگرانی و فشار بر خانوادههای جاویدنامان صورت گرفته است؛ با این حال، تأکید بر دادخواهی و حفظ صدا نشان میدهد که ایستادگی و استواری این خانوادهها همچنان ادامه دارد و روایت آنان به بخشی ماندگار از حافظه جمعی جامعه تبدیل شده است.
#فرزانه_برزه_کار #دادخواهی #عرفان_رضایی_نوایی #ما_زنده_ایم #ما_ادامه_داریم
@Tavaana_TavaanaTech
💔37🕊6💯5❤4
آیا در فرهنگ ایرانی مرثیه تقدیس میشود و خشم تقبیح؟
خوانشی روانکاوانه در ستایش اشک و هراس از اعتراض!
پیام همراهان
در تاریخ فرهنگی ما، رنج اغلب شأنی قدسی یافته است. صبر، تحمل، سوختنِ بیصدا و فروبردن درد، نهفقط فضیلت اخلاقی شمرده شده، بلکه نشانهای از پاکی و حقانیت تلقی گردیده است. در مقابل، خشم، حتی وقتی پاسخی طبیعی و موجه به بیعدالتی است، با برچسبهایی چون طغیان، بیصبری، گناه و شر همراه شده. این دوگانهی نابرابر، بهتدریج در ناخودآگاه جمعی ما رسوب کرده است.
در چنین افقی، انسانِ رنجکشیده محترم است، اما انسانِ خشمگین مشکوک. کسی که اشک میریزد، قابل همدردی است، اما کسی که مطالبه میکند، مزاحم نظم موجود تلقی میشود. زبان رایج فرهنگ ما—در ادبیات، آیینهای سوگواری و روایتهای تاریخی، بارها این پیام پنهان را بازتولید کرده است: رنج را تحمل کن، اما اعتراض نکن.
این تقدیس رنج البته بیکارکرد نبوده است؛ همبستگی ساخته، معنا داده و امکان بقا فراهم کرده. اما بهای روانی و اجتماعی آن سنگین بوده است. خشمی که میتوانست نیرویی اخلاقی برای مرزبندی، خطابکردن و تغییر باشد، یا سرکوب شده یا به انفجارهایی کور و بیسرانجام بدل گشته است. جامعهای که خشم را شیطانی میداند، ناگزیر یا در مظلومیتی مزمن میماند، یا هر از گاه به فورانی میرسد که چیزی را اصلاح نمیکند.
شاید زمان آن رسیده باشد که این جابهجایی عاطفی را دوباره بیازماییم: نه برای نفی رنج، بلکه برای خارجکردن آن از مقام قدسیِ فلجکنندهاش؛ و نه برای ستایش خشونت، بلکه برای بازگرداندن کرامت به خشمِ آگاهانه، خشمی که مرز میگذارد، مخاطب دارد و مسئولیت میطلبد.
بدون این بازاندیشی، اشک همچنان ستوده میشود،
اعتراض همچنان هراسانگیز میماند،
و تغییر، همچنان به آیندهای نامعلوم حواله داده میشود.
#خشم #نه_به_جمهورى_اسلامى #همبستگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
آیا در فرهنگ ایرانی مرثیه تقدیس میشود و خشم تقبیح؟
خوانشی روانکاوانه در ستایش اشک و هراس از اعتراض!
پیام همراهان
در تاریخ فرهنگی ما، رنج اغلب شأنی قدسی یافته است. صبر، تحمل، سوختنِ بیصدا و فروبردن درد، نهفقط فضیلت اخلاقی شمرده شده، بلکه نشانهای از پاکی و حقانیت تلقی گردیده است. در مقابل، خشم، حتی وقتی پاسخی طبیعی و موجه به بیعدالتی است، با برچسبهایی چون طغیان، بیصبری، گناه و شر همراه شده. این دوگانهی نابرابر، بهتدریج در ناخودآگاه جمعی ما رسوب کرده است.
در چنین افقی، انسانِ رنجکشیده محترم است، اما انسانِ خشمگین مشکوک. کسی که اشک میریزد، قابل همدردی است، اما کسی که مطالبه میکند، مزاحم نظم موجود تلقی میشود. زبان رایج فرهنگ ما—در ادبیات، آیینهای سوگواری و روایتهای تاریخی، بارها این پیام پنهان را بازتولید کرده است: رنج را تحمل کن، اما اعتراض نکن.
این تقدیس رنج البته بیکارکرد نبوده است؛ همبستگی ساخته، معنا داده و امکان بقا فراهم کرده. اما بهای روانی و اجتماعی آن سنگین بوده است. خشمی که میتوانست نیرویی اخلاقی برای مرزبندی، خطابکردن و تغییر باشد، یا سرکوب شده یا به انفجارهایی کور و بیسرانجام بدل گشته است. جامعهای که خشم را شیطانی میداند، ناگزیر یا در مظلومیتی مزمن میماند، یا هر از گاه به فورانی میرسد که چیزی را اصلاح نمیکند.
شاید زمان آن رسیده باشد که این جابهجایی عاطفی را دوباره بیازماییم: نه برای نفی رنج، بلکه برای خارجکردن آن از مقام قدسیِ فلجکنندهاش؛ و نه برای ستایش خشونت، بلکه برای بازگرداندن کرامت به خشمِ آگاهانه، خشمی که مرز میگذارد، مخاطب دارد و مسئولیت میطلبد.
بدون این بازاندیشی، اشک همچنان ستوده میشود،
اعتراض همچنان هراسانگیز میماند،
و تغییر، همچنان به آیندهای نامعلوم حواله داده میشود.
#خشم #نه_به_جمهورى_اسلامى #همبستگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👍13❤8👌1💯1
سوگِ مقاوم
روایت خانوادههای جانباختگان که بهجای عزاداری، آیین شادی و رقص برپا میکنند
پیام همراهان
در آیینهای مرسوم سوگواری فرهنگ ما، مرثیهخوانی، قرآنخوانی و نوحه، زبانهای آشنای مواجهه با مرگاند. این زبانها رنج را تسلی میدهند، اما اغلب به صبر، سکوت و انفعال فرامیخوانند.
با اینهمه، در ماههای اخیر، خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه، دست به ابتکاری تازه زدهاند: در برخی مراسم خاکسپاری و یادبود، بهجای مرثیه و نوحه، بر مزار عزیزانشان میرقصند.
این رقص، نه انکار فقدان است و نه سبکانگاری مرگ. آنچه دیده میشود، کنشی نمادین، سنگین و آمیخته با اندوه است. میتوان آن را نوعی «سوگِ مقاوم» نامید؛ سوگی که از قالبهای مرسوم ناله و آه فراتر میرود و میکوشد عاملیت بازماندگان را حفظ کند.
در فرهنگی که رنج اغلب تقدیس شده و انتظار میرود بازماندگان فقط بسوزند و سکوت کنند، این امتناع از مرثیه خود پیام دارد. رقص بر مزار، بهمثابه یک اعتراض بیکلام است: نه از مسیر فریاد و خشونت، بلکه از مسیر بدن، حرکت و حضور در زندگی.
سوگِ مقاوم، مرگ را انکار نمیکند، اما اجازه نمیدهد مرگ، معنای نهایی را تعیین کند. در این شیوه، رنج قدسی نمیشود و خشم به ناله فروکاسته نمیگردد. آنچه برجسته میشود، ایستادگی و حفظ کرامت انسانی است: ایستادگی در برابر حذف، فراموشی و عادتدادن جامعه به مرثیههای بیاثر.
شاید این ابتکار تازه، نشانهی تغییری عمیقتر باشد؛ تلاشی جمعی برای یافتن زبان تازهای که سوگ فقط گریه نباشد، بلکه شکلی از مقاومت و حضور فعال نیز باشد.
#دادخواهی #همبستگی #سوگواری #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایستادگی
@Tavaana_TavaanaTech
روایت خانوادههای جانباختگان که بهجای عزاداری، آیین شادی و رقص برپا میکنند
پیام همراهان
در آیینهای مرسوم سوگواری فرهنگ ما، مرثیهخوانی، قرآنخوانی و نوحه، زبانهای آشنای مواجهه با مرگاند. این زبانها رنج را تسلی میدهند، اما اغلب به صبر، سکوت و انفعال فرامیخوانند.
با اینهمه، در ماههای اخیر، خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه، دست به ابتکاری تازه زدهاند: در برخی مراسم خاکسپاری و یادبود، بهجای مرثیه و نوحه، بر مزار عزیزانشان میرقصند.
این رقص، نه انکار فقدان است و نه سبکانگاری مرگ. آنچه دیده میشود، کنشی نمادین، سنگین و آمیخته با اندوه است. میتوان آن را نوعی «سوگِ مقاوم» نامید؛ سوگی که از قالبهای مرسوم ناله و آه فراتر میرود و میکوشد عاملیت بازماندگان را حفظ کند.
در فرهنگی که رنج اغلب تقدیس شده و انتظار میرود بازماندگان فقط بسوزند و سکوت کنند، این امتناع از مرثیه خود پیام دارد. رقص بر مزار، بهمثابه یک اعتراض بیکلام است: نه از مسیر فریاد و خشونت، بلکه از مسیر بدن، حرکت و حضور در زندگی.
سوگِ مقاوم، مرگ را انکار نمیکند، اما اجازه نمیدهد مرگ، معنای نهایی را تعیین کند. در این شیوه، رنج قدسی نمیشود و خشم به ناله فروکاسته نمیگردد. آنچه برجسته میشود، ایستادگی و حفظ کرامت انسانی است: ایستادگی در برابر حذف، فراموشی و عادتدادن جامعه به مرثیههای بیاثر.
شاید این ابتکار تازه، نشانهی تغییری عمیقتر باشد؛ تلاشی جمعی برای یافتن زبان تازهای که سوگ فقط گریه نباشد، بلکه شکلی از مقاومت و حضور فعال نیز باشد.
#دادخواهی #همبستگی #سوگواری #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایستادگی
@Tavaana_TavaanaTech
👌14💔8🕊5❤2👍1
سردار آزمون، بازیکن تیم ملی فوتبال ایران، این استوری و پست را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد.
در روزهایی که جمهوری اسلامی تلاش میکند صداها را حذف کند، معترضان را «اغتشاشگر» و «تروریست» و حتی اعتراضات را «کودتا» بنامد، انتشار همین تصویرها و همین جملهها، اهمیتی دوچندان دارد اینها تبدیل به سند میشوند.
دادخواهی فقط در دادگاهها شکل نمیگیرد؛ در حافظه جمعی، در روایتهای شخصی و در ایستادن چهرههای شناختهشده کنار مردم معنا پیدا میکند. حمایت ورزشکاران و افراد شاخص از اعتراضات، شکستن دیوار سکوت است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
در روزهایی که جمهوری اسلامی تلاش میکند صداها را حذف کند، معترضان را «اغتشاشگر» و «تروریست» و حتی اعتراضات را «کودتا» بنامد، انتشار همین تصویرها و همین جملهها، اهمیتی دوچندان دارد اینها تبدیل به سند میشوند.
دادخواهی فقط در دادگاهها شکل نمیگیرد؛ در حافظه جمعی، در روایتهای شخصی و در ایستادن چهرههای شناختهشده کنار مردم معنا پیدا میکند. حمایت ورزشکاران و افراد شاخص از اعتراضات، شکستن دیوار سکوت است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤34🕊7💔7👍1