ایمان افشاری، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، یکی از چهرههای بدنام دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در صدور احکام سنگین علیه فعالان سیاسی، مدنی و معترضان است. نام او در سالهای اخیر بارها در کنار احکام اعدام و حبسهای طولانی برای زندانیان عقیدتی و سیاسی مطرح شده؛ احکامی که اغلب پس از دادرسیهای ناعادلانه، اعترافات اجباری و محرومیت متهمان از حقوق اولیه صادر شدهاند.
در روزهای گذشته ایمان افشاری، به دلیل نقش مستقیم در نقض فاحش حقوق بشر و مشارکت در سرکوب معترضان، از سوی اتحادیه اروپا تحریم شد. این تحریمها در چارچوب پاسخ به سرکوب خشونتبار اعتراضات و استفاده سیستماتیک از مجازات مرگ اعمال شدهاند.
احکام صادرشده توسط این قاضی نقش مستقیمی در تشدید چرخه سرکوب، ارعاب جامعه و گسترش اعدام در ایران داشته است. بسیاری از متهمان در پروندههای تحت رسیدگی او از حق دسترسی مؤثر به وکیل، دادگاه علنی و روند قضایی شفاف محروم بودهاند.
درباره این قاضی بدنام بخوانید:
https://tavaana.org/imanafshari/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در روزهای گذشته ایمان افشاری، به دلیل نقش مستقیم در نقض فاحش حقوق بشر و مشارکت در سرکوب معترضان، از سوی اتحادیه اروپا تحریم شد. این تحریمها در چارچوب پاسخ به سرکوب خشونتبار اعتراضات و استفاده سیستماتیک از مجازات مرگ اعمال شدهاند.
احکام صادرشده توسط این قاضی نقش مستقیمی در تشدید چرخه سرکوب، ارعاب جامعه و گسترش اعدام در ایران داشته است. بسیاری از متهمان در پروندههای تحت رسیدگی او از حق دسترسی مؤثر به وکیل، دادگاه علنی و روند قضایی شفاف محروم بودهاند.
درباره این قاضی بدنام بخوانید:
https://tavaana.org/imanafshari/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍13❤2
هشدار! حاوی تصاویر دلخراش
تصاویر دریافتی نشان میدهد شمار زیادی از پیکرهای جانباختگانی که در ۱۸ دیماه کشته شده بودند، به کهریزک منتقل شدهاند.
این ویدیو در صبح روز ۱۹ دیماه ضبط شده و انبوه پیکرهای قربانیان را پس از سرکوب مرگبار اعتراضات به تصویر میکشد و شواهدی تصویری از ابعاد کشتار و انتقال جانباختگان به کهریزک ارائه میدهد.
لینک توییت انگلیسی
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
تصاویر دریافتی نشان میدهد شمار زیادی از پیکرهای جانباختگانی که در ۱۸ دیماه کشته شده بودند، به کهریزک منتقل شدهاند.
این ویدیو در صبح روز ۱۹ دیماه ضبط شده و انبوه پیکرهای قربانیان را پس از سرکوب مرگبار اعتراضات به تصویر میکشد و شواهدی تصویری از ابعاد کشتار و انتقال جانباختگان به کهریزک ارائه میدهد.
لینک توییت انگلیسی
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔18❤3
مهدی کروبی، در بیانیهای که ساعتی پیش منتشر کرد، به روزهای خونین ایران و مسئولیت مستقیم حاکمیت در این فاجعه اشاره کرد.
او با تأکید بر حق اعتراض مردم، کشتار معترضان و بیاحترامی به جانباختگان را جنایتی میداند که هیچ توجیهی برای آن قابل قبول نیست. کروبی ریشه وضعیت اسفبار امروز کشور را در سیاستهای ویرانگر علی خامنهای، بهویژه در حوزه داخلی و بینالمللی، میداند و تصریح میکند که راه نجات ایران نه در خشونت و مداخله نظامی، بلکه در رجوع به اراده مردم و برگزاری یک همهپرسی آزاد است.
او همچنین خواستار تشکیل هیأتی مستقل برای روشنشدن ابعاد کشتار، آزادی بدون قید و شرط معترضان و پایان دادن به برخوردهای امنیتی و قضایی با مردم شده و یادآوری میکند که آزادی و دموکراسی تنها با اراده بیدار ملت به دست میآید.
ـ لازم به ذکر است، میزان جنایتی که جمهوری اسلامی انجام داده، مشمول «جنایت علیه بشریت» است و این امر به مداخله بشردوستانه مشروعیت میدهد. میزان کشتار آنقدر زیاد بوده که پیامهای متعددی از مردم ایران میرسد که خواهان مداخله خارجی برای سرنگونی رژیم هستند.
ـ مهدی کروبی گرچه به ویژه در دهه شصت و هفتاد از مقامات عالیه رژیم بود، بعد از جنبش سبز ابتدا به واسطه ایستادگی در برابر خامنهای، محبوبیت کسب کرد، ولی به علت وفادار ماندن به اصل نظام و شخص خمینی و شرکت در انتخابات، مورد انتقاد قرار گرفته است.
متن کامل بیانیه مهدی کروبی به شرح ذیل است:
انا لله وانا الیه راجعون
اینروزها سراسر ایران در غم، اندوه و ماتم جنایتیست که زبان و قلم از بیان ابعاد آن قاصر است. بهراستی که بر این ماتم باید خون گریست. این فاجعه بزرگ را به همهی خانوادههای معظم داغدار که در مظلومیت تمام حتی نگذاشتند مراسمی در شأن عزیزانشان برگزار نمایند و نیز به مردم بزرگ ایران تسلیت میگویم و از خداوند متعال برای همهی قربانیان رحمت و برای بازماندگان آنها طلب صبر و اجر میکنم.
و اما چند نکته؛
۱. اعتراض حق مردم و حفظ جان و تأمین امنیت شهروندان از وظایف نهادهای امنیتی و انتظامی حکومت است. مسئولیت هرگونه کوتاهی در قبال امنیت و حضور احتمالی عوامل بیگانه برعهده حکومت است. عمق فاجعه البته آنقدر عمیق است که هیچ عذر و بهانهای برای توجیه و یا سرپوش گذاشتن بر این کشتار فجیع و بیرحمانه و همچنین بیاحترامی به أجساد قربانیان قابل پذیرش نیست.
۲. روشن شدن ابعاد این جنایت از جمله آمار دقیق از جانباختگان، مجروحین و آسیب دیدهها نیازمند هیاتی مستقل از نهادهای مدنی و افراد مورد وثوق مردم است. مقامات قضایی هم لازم است به جای صدور کیفرخواستهای سیاسی و ابلاغ احکام دیکته شده، زمینه رهایی و آزادی بدون قید و شرط مردم معترض را فراهم آورند.
۳. وضعیت اسفبار امروز ایران، نتیجه مستقیم دخالتها و سیاستهای ویرانگر داخلی و بینالمللی آقای خامنهایست که یک نمونه آن اصرار بر پروژه پرهزینه و بیحاصل هستهای و پیامدهای سنگین تحریمها در دو دهه گذشته بر کشور و مردم است.
۴. ایشان پس از کشتار بیرحمانه مردم معترض به شرایط اسفبار اقتصادی مدعی شدند اعتراض را به رسمیت میشناسند. این سخن ادعاییست نادرست، چراکه وی تاکنون جز به طرفداران خود یا آتش به اختیارهایش اجازه صدور مجوزی برای تجمع ندادهاند؟ در بهمن ۸۹ اینجانب و مهندس موسوی مطابق نص صریح قانون اساسی از وزارت کشور درخواست راهپیمایی کردیم که سهم مردم در آن روز باتوم و چماق و ضربوشتم و گلوله در کوچه و خیابانها بود و سهم ما فحاشی و هتاکی، ویرانی خانه و کاشانه و سپس اعمال حصر و حبس خودسرانه.
۵. رسیدن به آزادی و دموکراسی در أراده بیدار یک ملت و یکی شدن آنان تحقق پیدا خواهد کرد نه در بمبهای دول خارجی. ببینید با این ملت چه کردید که بخش قابل توجهی از مردم حتی حاضر نیستند هشدارهای دلسوزانه و مشفقانه صاحبنظران را نسبت به وخیمتر شدن أوضاع کشور در صورت مداخله نظامی خارجی بشنوند. این همان ملتیست که در جنگ تحمیلی با ایثار و رشادت کمنظیرش تمامیت ایران را حفظ کرد.
۶. تنها راه برون رفت مسالمتامیز از این بحران رجوع به مردم و به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت آنان در یک همهپرسی آزاد است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
او با تأکید بر حق اعتراض مردم، کشتار معترضان و بیاحترامی به جانباختگان را جنایتی میداند که هیچ توجیهی برای آن قابل قبول نیست. کروبی ریشه وضعیت اسفبار امروز کشور را در سیاستهای ویرانگر علی خامنهای، بهویژه در حوزه داخلی و بینالمللی، میداند و تصریح میکند که راه نجات ایران نه در خشونت و مداخله نظامی، بلکه در رجوع به اراده مردم و برگزاری یک همهپرسی آزاد است.
او همچنین خواستار تشکیل هیأتی مستقل برای روشنشدن ابعاد کشتار، آزادی بدون قید و شرط معترضان و پایان دادن به برخوردهای امنیتی و قضایی با مردم شده و یادآوری میکند که آزادی و دموکراسی تنها با اراده بیدار ملت به دست میآید.
ـ لازم به ذکر است، میزان جنایتی که جمهوری اسلامی انجام داده، مشمول «جنایت علیه بشریت» است و این امر به مداخله بشردوستانه مشروعیت میدهد. میزان کشتار آنقدر زیاد بوده که پیامهای متعددی از مردم ایران میرسد که خواهان مداخله خارجی برای سرنگونی رژیم هستند.
ـ مهدی کروبی گرچه به ویژه در دهه شصت و هفتاد از مقامات عالیه رژیم بود، بعد از جنبش سبز ابتدا به واسطه ایستادگی در برابر خامنهای، محبوبیت کسب کرد، ولی به علت وفادار ماندن به اصل نظام و شخص خمینی و شرکت در انتخابات، مورد انتقاد قرار گرفته است.
متن کامل بیانیه مهدی کروبی به شرح ذیل است:
انا لله وانا الیه راجعون
اینروزها سراسر ایران در غم، اندوه و ماتم جنایتیست که زبان و قلم از بیان ابعاد آن قاصر است. بهراستی که بر این ماتم باید خون گریست. این فاجعه بزرگ را به همهی خانوادههای معظم داغدار که در مظلومیت تمام حتی نگذاشتند مراسمی در شأن عزیزانشان برگزار نمایند و نیز به مردم بزرگ ایران تسلیت میگویم و از خداوند متعال برای همهی قربانیان رحمت و برای بازماندگان آنها طلب صبر و اجر میکنم.
و اما چند نکته؛
۱. اعتراض حق مردم و حفظ جان و تأمین امنیت شهروندان از وظایف نهادهای امنیتی و انتظامی حکومت است. مسئولیت هرگونه کوتاهی در قبال امنیت و حضور احتمالی عوامل بیگانه برعهده حکومت است. عمق فاجعه البته آنقدر عمیق است که هیچ عذر و بهانهای برای توجیه و یا سرپوش گذاشتن بر این کشتار فجیع و بیرحمانه و همچنین بیاحترامی به أجساد قربانیان قابل پذیرش نیست.
۲. روشن شدن ابعاد این جنایت از جمله آمار دقیق از جانباختگان، مجروحین و آسیب دیدهها نیازمند هیاتی مستقل از نهادهای مدنی و افراد مورد وثوق مردم است. مقامات قضایی هم لازم است به جای صدور کیفرخواستهای سیاسی و ابلاغ احکام دیکته شده، زمینه رهایی و آزادی بدون قید و شرط مردم معترض را فراهم آورند.
۳. وضعیت اسفبار امروز ایران، نتیجه مستقیم دخالتها و سیاستهای ویرانگر داخلی و بینالمللی آقای خامنهایست که یک نمونه آن اصرار بر پروژه پرهزینه و بیحاصل هستهای و پیامدهای سنگین تحریمها در دو دهه گذشته بر کشور و مردم است.
۴. ایشان پس از کشتار بیرحمانه مردم معترض به شرایط اسفبار اقتصادی مدعی شدند اعتراض را به رسمیت میشناسند. این سخن ادعاییست نادرست، چراکه وی تاکنون جز به طرفداران خود یا آتش به اختیارهایش اجازه صدور مجوزی برای تجمع ندادهاند؟ در بهمن ۸۹ اینجانب و مهندس موسوی مطابق نص صریح قانون اساسی از وزارت کشور درخواست راهپیمایی کردیم که سهم مردم در آن روز باتوم و چماق و ضربوشتم و گلوله در کوچه و خیابانها بود و سهم ما فحاشی و هتاکی، ویرانی خانه و کاشانه و سپس اعمال حصر و حبس خودسرانه.
۵. رسیدن به آزادی و دموکراسی در أراده بیدار یک ملت و یکی شدن آنان تحقق پیدا خواهد کرد نه در بمبهای دول خارجی. ببینید با این ملت چه کردید که بخش قابل توجهی از مردم حتی حاضر نیستند هشدارهای دلسوزانه و مشفقانه صاحبنظران را نسبت به وخیمتر شدن أوضاع کشور در صورت مداخله نظامی خارجی بشنوند. این همان ملتیست که در جنگ تحمیلی با ایثار و رشادت کمنظیرش تمامیت ایران را حفظ کرد.
۶. تنها راه برون رفت مسالمتامیز از این بحران رجوع به مردم و به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت آنان در یک همهپرسی آزاد است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
👍12❤3💔3
روانشناسی قدرت در جمهوری اسلامی؛
ترس، تقدس، خشونت و انکار!
پیام همراهان
قدرت در جمهوری اسلامی را اگر صرفاً با مفاهیم حقوقی یا سیاسی بسنجیم، بسیاری از رفتارهایش «غیرمنطقی» بهنظر میرسد. اما وقتی به آن از زاویه روانشناسی نگاه کنیم، الگویی نسبتاً منسجم آشکار میشود: قدرتی که بر ترس بنا شده، با تقدس مشروعیت میگیرد، با خشونت خود را تثبیت میکند و با انکار، از فروپاشی روانی میگریزد.
در لایه نخست، ترس قرار دارد؛ ترسی مزمن و ساختاری. این قدرت خود را همواره در محاصره دشمن میبیند: دشمن خارجی، دشمن داخلی، حتی دشمن بالقوه. چنین ذهنیتی، هر اعتراض را نه مطالبه، بلکه تهدید وجودی تلقی میکند. در این فضا، گفتوگو ضعف است و مدارا خطر.
برای مهار این ترس، قدرت به تقدس پناه میبرد. پیوند زدن بقا به دین، انقلاب یا امر قدسی، کارکردی روانی دارد: تعلیق وجدان. وقتی اطاعت «واجب» شد، خشونت نه فقط مجاز، که فضیلت جلوه میکند. تقدس، بار اخلاقی تصمیمها را از دوش قدرت برمیدارد.
اما تقدس بهتنهایی کافی نیست؛ اینجاست که خشونت وارد میشود. خشونت در این نظام فقط ابزار سرکوب دیگری نیست، راهیست برای آرامکردن اضطراب خود قدرت. نمایش قهر، شلیک، بازداشت و ارعاب، نوعی خوداطمینانبخشی است؛ اثبات اینکه «هنوز کنترل داریم».
پس از خشونت، نوبت انکار است. انکار واقعیت، انکار رنج، انکار مسئولیت. این مکانیسم دفاعی اجازه میدهد ساختار قدرت بدون مواجهه با حقیقتِ اعمالش ادامه حیات دهد. قربانی مقصر میشود و حقیقت، «دروغ دشمن».
در مجموع، با قدرتی مواجهایم که میترسد، مقدس میشود، میکُشد و انکار میکند؛ چرخهای که نه تصادفی، بلکه بازتولیدشونده است. فهم این روانشناسی، شرط دیدن واقعیت است؛ واقعیتی که تا زمانی که به پرسش کشیده نشود، تکرار خواهد شد
#استبداد_دینی #ولایت_فقیه #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
روانشناسی قدرت در جمهوری اسلامی؛
ترس، تقدس، خشونت و انکار!
پیام همراهان
قدرت در جمهوری اسلامی را اگر صرفاً با مفاهیم حقوقی یا سیاسی بسنجیم، بسیاری از رفتارهایش «غیرمنطقی» بهنظر میرسد. اما وقتی به آن از زاویه روانشناسی نگاه کنیم، الگویی نسبتاً منسجم آشکار میشود: قدرتی که بر ترس بنا شده، با تقدس مشروعیت میگیرد، با خشونت خود را تثبیت میکند و با انکار، از فروپاشی روانی میگریزد.
در لایه نخست، ترس قرار دارد؛ ترسی مزمن و ساختاری. این قدرت خود را همواره در محاصره دشمن میبیند: دشمن خارجی، دشمن داخلی، حتی دشمن بالقوه. چنین ذهنیتی، هر اعتراض را نه مطالبه، بلکه تهدید وجودی تلقی میکند. در این فضا، گفتوگو ضعف است و مدارا خطر.
برای مهار این ترس، قدرت به تقدس پناه میبرد. پیوند زدن بقا به دین، انقلاب یا امر قدسی، کارکردی روانی دارد: تعلیق وجدان. وقتی اطاعت «واجب» شد، خشونت نه فقط مجاز، که فضیلت جلوه میکند. تقدس، بار اخلاقی تصمیمها را از دوش قدرت برمیدارد.
اما تقدس بهتنهایی کافی نیست؛ اینجاست که خشونت وارد میشود. خشونت در این نظام فقط ابزار سرکوب دیگری نیست، راهیست برای آرامکردن اضطراب خود قدرت. نمایش قهر، شلیک، بازداشت و ارعاب، نوعی خوداطمینانبخشی است؛ اثبات اینکه «هنوز کنترل داریم».
پس از خشونت، نوبت انکار است. انکار واقعیت، انکار رنج، انکار مسئولیت. این مکانیسم دفاعی اجازه میدهد ساختار قدرت بدون مواجهه با حقیقتِ اعمالش ادامه حیات دهد. قربانی مقصر میشود و حقیقت، «دروغ دشمن».
در مجموع، با قدرتی مواجهایم که میترسد، مقدس میشود، میکُشد و انکار میکند؛ چرخهای که نه تصادفی، بلکه بازتولیدشونده است. فهم این روانشناسی، شرط دیدن واقعیت است؛ واقعیتی که تا زمانی که به پرسش کشیده نشود، تکرار خواهد شد
#استبداد_دینی #ولایت_فقیه #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
❤8💯5👍4
سلامت ذهن و روان در شرایط دشوار، ۲- سرکوب سیاسی: آسیب به روان انسان
شرایط دشوار، رویدادهای ناگوار سیاسی و اجتماعی (مانند تجربه خشونت سرکوب بازداشت یا زندان) ممکن است افراد را با فشار طاقتفرسای ذهنی و روانی روبرو کند و آنها را در مسیر خوشبختی، سلامت روانی و رشد و شکوفایی شخصیت دچار چالش کند.
بعضی عوامل آسیبرسان به روح و روان
خشونت و سرکوب سیاسی
مشاهده خشونت علیه دیگران
نقض حقوق انسانی
بازداشت و زندان
تهدید و احضار
تبعیض
شکنجه
بر اساس حقوق بشر، هر انسانی حق دارد از آزادی و امنیت فردی برخوردار باشد و نباید مورد ظلم، شکنجه، مجازاتهای غیرانسانی یا گفتار و رفتار تحقیرآمیز قرار گیرد.
https://tavaana.org/mental-health-for-prisoners-2/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
شرایط دشوار، رویدادهای ناگوار سیاسی و اجتماعی (مانند تجربه خشونت سرکوب بازداشت یا زندان) ممکن است افراد را با فشار طاقتفرسای ذهنی و روانی روبرو کند و آنها را در مسیر خوشبختی، سلامت روانی و رشد و شکوفایی شخصیت دچار چالش کند.
بعضی عوامل آسیبرسان به روح و روان
خشونت و سرکوب سیاسی
مشاهده خشونت علیه دیگران
نقض حقوق انسانی
بازداشت و زندان
تهدید و احضار
تبعیض
شکنجه
بر اساس حقوق بشر، هر انسانی حق دارد از آزادی و امنیت فردی برخوردار باشد و نباید مورد ظلم، شکنجه، مجازاتهای غیرانسانی یا گفتار و رفتار تحقیرآمیز قرار گیرد.
https://tavaana.org/mental-health-for-prisoners-2/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍15❤2
مطهره گونهای:
در جنگ و نسلکشی، طلب استمداد از مجامع بینالمللی یک ضرورت است
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی تحلیلی با تأکید بر اینکه آنچه در ایران رخ داده صرفاً «سرکوب» نیست بلکه «نسلکشی» است، معتقد است در مواجهه با حکومتی تا بندندان مسلح که تنها زبان گلوله را میفهمد، مفاهیمی چون گذار دموکراتیک و پرهیز مطلق از مداخله خارجی کارایی خود را از دست دادهاند و «دفاع مشروع» به ضرورتی گریزناپذیر برای نجات ایران بدل شده است.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
میتوان از آدمها بت نساخت، آنها را تقدیس نکرد، اما سخنانشان را شنید و به نقد کشید.
دستکم سه سال فرصت وجود داشت تا جزئیات پیشنهاد «نجات ایران» تکمیل و ارائه شود. اکنون، در بحبوحه گذار اعتراض به انقلاب، باید منتظر اراده مردم و پیامدهای آن ماند. در چنین شرایطی حتی سخن گفتن از «دموکراتیک بودن» گذار نیز بیمعناست.
ما با حکومتی تا بندندان مسلح روبهرو هستیم؛ حکومتی که تنها زبان گلوله و موشک را به رسمیت میشناسد. این امکان وجود داشت که مجموعه نیروهای سیاسی ـ که برخی از آنها هویت خود را بیش از هر چیز در نفی و انکار جریان مقابل خود تعریف میکنند ـ به جای این رویکرد سلبی، بر اتحاد درونی و همبستگی با دیگر نیروهای دارای پایگاه اجتماعی و ظرفیت واقعی تمرکز کنند. استفاده از کلیدواژههای مبهم یا جملاتی که حتی به اندازه یک دقیقه به تداوم حیات حاکمیت کمک میکنند، دیگر نمیتواند نقش «راهنما» ایفا کند.
این روزها شاهد صدور بیانیههایی از سوی فعالان سیاسی هستیم که برخی از آنها بر عدم «مداخله خارجی» تاکید میکنند.
اعلام مخالفت صریح با «عدم مداخله خارجی» بدون بازتعریف روشن این مفهوم، یا در قالب کلیگویی، پاسخی متناسب با وضعیت ویرانگر کنونی نیست.
نام بزرگ آنچه این روزها بر ایران گذشته را نمیتوان صرفاً به «سرکوب»، «کشتار» یا «جنایت بشری» تقلیل داد. آنچه در واقع رخ داد، «نسلکشی» بود. امروز میتوان با قاطعیت گفت که تمامیت مردم ایران در برابر تمامیت مرجعیت شیعه و استبداد دینی صفآرایی کردهاند؛ حتی اگر بهای آن تکهتکه شدن کشور یا بدتر از آن، جنگ باشد. با این حال، باید تأکید کرد که جنگ اصلی هماکنون در خاک این سرزمین جریان دارد و دشمن اصلی، خامنهای و جمهوری اسلامیاند که ملت را به نابودی میکشانند.
از این رو، «دفاع مشروع» و حتی «حمایت از مداخله خارجی» در برابر این تمامیت خون، جنون و ستم، نهتنها مذموم و مصداق «وطنفروشی» نیست، بلکه عین «وطنپرستی» است و در عین حال، گریزناپذیر خواهد بود. تروریسمی که این روزها بهطور گسترده در ادبیات امنیتی و تبلیغاتی نظام تکرار میشود، یادآور ارعاب دهه شصت است؛ دههای که هم رخدادهایش و هم سرکوب بیسابقهاش با هدف شکستن اراده مردم رقم خورد.
نباید از سرسختی خامنهای در حفظ قدرت و پیرویاش از قرائت عاشورایی از سیاست غافل شد. او از شکست «امت» در برابر «ملت» خشمگین است؛ خشمی که حتی نوزاد بیگناه را نیز در آتش انتقام خود میسوزاند. امروز دشمن دیگر دیش ماهواره، اینترنت یا «غربزدگی» نیست؛ دشمن کتاب، دانشگاه و رسانه آزاد است. حتی جمعی کوچک که در چایخانهای درباره گرانی بنزین صحبت میکنند نیز تحمل نمیشود.
در نتیجه، خرد و کلان، پیر و جوان، با یاری ساختار دولتی «خالص» و «مخلص»، به شکلی سیستماتیک حذف میشوند؛ یا در خیابان با گلوله جنگی از پشت هدف قرار میگیرند، یا از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میشوند. مردم دیگر در آمار حکومت جایی ندارند و این فیلتر جلادِ خالصساز، به فرمان خامنهای آنقدر میکُشد تا جز مدیحه رهبر چیزی شنیده نشود.
مردم با دست خالی و سنگ، این بار نه صرفاً از سر استیصال، بلکه آگاهانه و با خشمی فزاینده، در نبردی نابرابر با خدا، کتاب و مکتب جمهوری اسلامی ـ که همگی در خدمت حفظ نظام و ولایت مطلقه فقیهاند ـ جان میبازند.
منطق و تجربه تاریخی حکم میکند که در شرایط جنگ و نسلکشی، باید از مجامع بینالمللی طلب استمداد کرد. این امر نه «دخالت نامشروع» است و نه «اشغال سرزمینی»، بلکه تلاشی برای «نجات ایران» از سالها ویرانیِ پیوند دین و قدرت است. این خاک قرار نیست اشغال شود؛ چهبسا همین امروز نیز در اشغال جمهوری اسلامی، ماجراجوییهای آن و عطش سیریناپذیر قدرت و استبداد خامنهای باشد. در چنین وضعیتی، راهی جز «دفاع مشروع» باقی نمانده است.
امید که ایران، دوباره ایران شود.
#مداخله_بشردوستانه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #ایران #مطهره_گونهای
@Tavaana_TavaanaTech
در جنگ و نسلکشی، طلب استمداد از مجامع بینالمللی یک ضرورت است
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی تحلیلی با تأکید بر اینکه آنچه در ایران رخ داده صرفاً «سرکوب» نیست بلکه «نسلکشی» است، معتقد است در مواجهه با حکومتی تا بندندان مسلح که تنها زبان گلوله را میفهمد، مفاهیمی چون گذار دموکراتیک و پرهیز مطلق از مداخله خارجی کارایی خود را از دست دادهاند و «دفاع مشروع» به ضرورتی گریزناپذیر برای نجات ایران بدل شده است.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
میتوان از آدمها بت نساخت، آنها را تقدیس نکرد، اما سخنانشان را شنید و به نقد کشید.
دستکم سه سال فرصت وجود داشت تا جزئیات پیشنهاد «نجات ایران» تکمیل و ارائه شود. اکنون، در بحبوحه گذار اعتراض به انقلاب، باید منتظر اراده مردم و پیامدهای آن ماند. در چنین شرایطی حتی سخن گفتن از «دموکراتیک بودن» گذار نیز بیمعناست.
ما با حکومتی تا بندندان مسلح روبهرو هستیم؛ حکومتی که تنها زبان گلوله و موشک را به رسمیت میشناسد. این امکان وجود داشت که مجموعه نیروهای سیاسی ـ که برخی از آنها هویت خود را بیش از هر چیز در نفی و انکار جریان مقابل خود تعریف میکنند ـ به جای این رویکرد سلبی، بر اتحاد درونی و همبستگی با دیگر نیروهای دارای پایگاه اجتماعی و ظرفیت واقعی تمرکز کنند. استفاده از کلیدواژههای مبهم یا جملاتی که حتی به اندازه یک دقیقه به تداوم حیات حاکمیت کمک میکنند، دیگر نمیتواند نقش «راهنما» ایفا کند.
این روزها شاهد صدور بیانیههایی از سوی فعالان سیاسی هستیم که برخی از آنها بر عدم «مداخله خارجی» تاکید میکنند.
اعلام مخالفت صریح با «عدم مداخله خارجی» بدون بازتعریف روشن این مفهوم، یا در قالب کلیگویی، پاسخی متناسب با وضعیت ویرانگر کنونی نیست.
نام بزرگ آنچه این روزها بر ایران گذشته را نمیتوان صرفاً به «سرکوب»، «کشتار» یا «جنایت بشری» تقلیل داد. آنچه در واقع رخ داد، «نسلکشی» بود. امروز میتوان با قاطعیت گفت که تمامیت مردم ایران در برابر تمامیت مرجعیت شیعه و استبداد دینی صفآرایی کردهاند؛ حتی اگر بهای آن تکهتکه شدن کشور یا بدتر از آن، جنگ باشد. با این حال، باید تأکید کرد که جنگ اصلی هماکنون در خاک این سرزمین جریان دارد و دشمن اصلی، خامنهای و جمهوری اسلامیاند که ملت را به نابودی میکشانند.
از این رو، «دفاع مشروع» و حتی «حمایت از مداخله خارجی» در برابر این تمامیت خون، جنون و ستم، نهتنها مذموم و مصداق «وطنفروشی» نیست، بلکه عین «وطنپرستی» است و در عین حال، گریزناپذیر خواهد بود. تروریسمی که این روزها بهطور گسترده در ادبیات امنیتی و تبلیغاتی نظام تکرار میشود، یادآور ارعاب دهه شصت است؛ دههای که هم رخدادهایش و هم سرکوب بیسابقهاش با هدف شکستن اراده مردم رقم خورد.
نباید از سرسختی خامنهای در حفظ قدرت و پیرویاش از قرائت عاشورایی از سیاست غافل شد. او از شکست «امت» در برابر «ملت» خشمگین است؛ خشمی که حتی نوزاد بیگناه را نیز در آتش انتقام خود میسوزاند. امروز دشمن دیگر دیش ماهواره، اینترنت یا «غربزدگی» نیست؛ دشمن کتاب، دانشگاه و رسانه آزاد است. حتی جمعی کوچک که در چایخانهای درباره گرانی بنزین صحبت میکنند نیز تحمل نمیشود.
در نتیجه، خرد و کلان، پیر و جوان، با یاری ساختار دولتی «خالص» و «مخلص»، به شکلی سیستماتیک حذف میشوند؛ یا در خیابان با گلوله جنگی از پشت هدف قرار میگیرند، یا از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میشوند. مردم دیگر در آمار حکومت جایی ندارند و این فیلتر جلادِ خالصساز، به فرمان خامنهای آنقدر میکُشد تا جز مدیحه رهبر چیزی شنیده نشود.
مردم با دست خالی و سنگ، این بار نه صرفاً از سر استیصال، بلکه آگاهانه و با خشمی فزاینده، در نبردی نابرابر با خدا، کتاب و مکتب جمهوری اسلامی ـ که همگی در خدمت حفظ نظام و ولایت مطلقه فقیهاند ـ جان میبازند.
منطق و تجربه تاریخی حکم میکند که در شرایط جنگ و نسلکشی، باید از مجامع بینالمللی طلب استمداد کرد. این امر نه «دخالت نامشروع» است و نه «اشغال سرزمینی»، بلکه تلاشی برای «نجات ایران» از سالها ویرانیِ پیوند دین و قدرت است. این خاک قرار نیست اشغال شود؛ چهبسا همین امروز نیز در اشغال جمهوری اسلامی، ماجراجوییهای آن و عطش سیریناپذیر قدرت و استبداد خامنهای باشد. در چنین وضعیتی، راهی جز «دفاع مشروع» باقی نمانده است.
امید که ایران، دوباره ایران شود.
#مداخله_بشردوستانه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #ایران #مطهره_گونهای
@Tavaana_TavaanaTech
👍24❤6💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اردلان مامه در بخش دوم ویدئو درباره ناپدید سازیقهری، بر اهمیت رسانهایکردن اخبار بازداشت عزیزان تأکید میکند و میگوید اطلاعرسانی عمومی در بسیاری از موارد باعث میشود مأموران قضایی و امنیتی با احتیاط بیشتری با فرد بازداشتی برخورد کنند. به گفته او، رسانهایشدن پروندهها موجب میشود نهادهای بینالمللی و حقوق بشری از وضعیت بازداشتی مطلع شوند و این خود نوعی مستندسازی و ثبت حقیقتِ نقض حقوق بشر است؛ مستندسازیای که یکی از ابزارهای مؤثر مبارزه مدنی به شمار میآید.
اردلان مامه توضیح میدهد که اطلاعرسانی، علاوه بر کاهش احتمال شکنجه و بدرفتاری، به انعکاس صدای بازداشتی به بیرون از زندان و گسترش شبکه ارتباطات برای آزادی او کمک میکند و توجه فعالان، سازمانها و نهادهای حقوق بشری را جلب میسازد.
او تأکید میکند که اطلاعرسانی درباره بازداشتها هیچ منع قانونی ندارد و خانوادهها با ممنوعیت قانونی در این زمینه مواجه نیستند. در قوانین موجود ایران، از جمله قانون کیفری، قانونی برای منع رسانهایکردن اخبار بازداشتشدگان وجود ندارد. به گفته او، فشار مقامات قضایی، امنیتی یا اطلاعاتی بر خانوادهها برای سکوت، خود جرم است و قابلیت پیگرد قانونی دارد.
بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری و آییننامه سازمان زندانها، خانواده باید از محل دقیق نگهداری و اتهامات انتسابی بازداشتی مطلع شوند و عدم ارائه این اطلاعات، به معنای بازداشت غیرقانونی و خودسرانه است.
اردلان مامه، فرزند عثمان مامه، قربانی ناپدیدسازی قهری، و شهین عبدالقادری از آسیبدیدگان انقلاب مهسا، است.
پدر اردلان، عثمان مامه، از ۲۷ آبان ۱۴۰۱ ربوده شده و تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت و محل نگهداری او در دست نیست.
#عثمان_مامه #ناپدیدسازی_قهری
@Tavaana_TavaanaTech
اردلان مامه توضیح میدهد که اطلاعرسانی، علاوه بر کاهش احتمال شکنجه و بدرفتاری، به انعکاس صدای بازداشتی به بیرون از زندان و گسترش شبکه ارتباطات برای آزادی او کمک میکند و توجه فعالان، سازمانها و نهادهای حقوق بشری را جلب میسازد.
او تأکید میکند که اطلاعرسانی درباره بازداشتها هیچ منع قانونی ندارد و خانوادهها با ممنوعیت قانونی در این زمینه مواجه نیستند. در قوانین موجود ایران، از جمله قانون کیفری، قانونی برای منع رسانهایکردن اخبار بازداشتشدگان وجود ندارد. به گفته او، فشار مقامات قضایی، امنیتی یا اطلاعاتی بر خانوادهها برای سکوت، خود جرم است و قابلیت پیگرد قانونی دارد.
بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری و آییننامه سازمان زندانها، خانواده باید از محل دقیق نگهداری و اتهامات انتسابی بازداشتی مطلع شوند و عدم ارائه این اطلاعات، به معنای بازداشت غیرقانونی و خودسرانه است.
اردلان مامه، فرزند عثمان مامه، قربانی ناپدیدسازی قهری، و شهین عبدالقادری از آسیبدیدگان انقلاب مهسا، است.
پدر اردلان، عثمان مامه، از ۲۷ آبان ۱۴۰۱ ربوده شده و تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت و محل نگهداری او در دست نیست.
#عثمان_مامه #ناپدیدسازی_قهری
@Tavaana_TavaanaTech
💔12👍4❤3
جاویدنام ارشان قاسمی، شهروند ایرانی–کانادایی ۱۸ ساله، با شلیک گلوله جنگی سرکوبگران در تهران جان باخت
ارشان قاسمی، شهروند ایرانی–کانادایی ۱۸ ساله، در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴ در محدوده میدان هفتتیر تهران با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه گردن جان باخت.
بر اساس اطلاعات رسیده، این تیراندازی در جریان اعتراضات مردمی رخ داده است.
جمهوری اسلامی، با شلیک مستقیم به مردم و کشتار دهها هزار نفر، مرتکب جنایتی بیسابقه شد که مصداق «جنایت علیه بشریت» است.
#ارشان_قاسمی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
ارشان قاسمی، شهروند ایرانی–کانادایی ۱۸ ساله، در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴ در محدوده میدان هفتتیر تهران با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه گردن جان باخت.
بر اساس اطلاعات رسیده، این تیراندازی در جریان اعتراضات مردمی رخ داده است.
جمهوری اسلامی، با شلیک مستقیم به مردم و کشتار دهها هزار نفر، مرتکب جنایتی بیسابقه شد که مصداق «جنایت علیه بشریت» است.
#ارشان_قاسمی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔15👍2❤1