Forwarded from گفتوشنود
علی خامنهای: «جنگ نظامي، جنگ فکرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است… هرکس علاقهمند به امام حسین است، یعنی علاقهمند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است.» (۱۳۹۲)
ایرانیان آزادیخواه، سلامت روان و آسیبها
منظور خامنهای از «جنگ روحی و اجتماعی» چه بود؟
ورق بزنید
علی خامنهای در سال ۱۳۹۲، ضمن تعریف و تمجید از اسلام «مقاتله» (به معنی مبارزه یا کُشتار)، برای پیروان فرقه خود از «انواع جنگ» که در این نوع اسلام باید دنبال شود سخن گفت. یکی از این انواع، «جنگ روحی» و دیگری «جنگ اجتماعی» بود. منظور خامنهای از این اصطلاحات چه بود؟ و روشهای جنگ روحی و اجتماعی و مقابله با آنها چیستند؟
به نظر میرسد در سالهای پس از استقرار نظام اسلامی، به ویژه در دو دهه گذشته، وضع جامعه ایران از نظر سلامت روانی بدتر شده است. گزارشها نشان از میزان بالای اختلالات روانی، خودکشی، رواج افسردگی، استرس و سایر مشکلات روحی و روانی میان ایرانیان دارد. از نظر اجتماعی نیز جامعه ایران با فقر و خشونت، مانند خشونت مامورین نظام یا خشونتهای کلامی و روانی، روبهرو بوده است. آیا بخشی از این روندها، میتواند نتیجه سیاستهای سیستماتیک و سازوکارهای «جنگ روحی و اجتماعی» نظام اسلامی باشد؟
در سالها و روزهای اخیر، به نظر میرسد فشار روانی فرقه حاکم بر ایران بر مردم افزایش چشمگیری یافته است. از سویی، فشار اقتصادی شدید ناشی از سیاستهای نظام باعث ایجاد اضطراب و استیصال در میان بخشی از مردم شده است. رابطه مستقیم میان فشار اقتصادی و وضع سلامت روانی با مطالعات متعدد علمی تایید شده است.
از سوی دیگر، محروم کردن عمدی و گسترده میلیونها نفر از اینترنت آزاد و با قیمت مناسب، آزار روانی شدیدی را بر مردم تحمیل کرده است. در غیاب دسترسی به اینترنت، ایرانیان به نوعی زندان دیجیتال فرستاده شدهاند، در حالی که پیروان فرقه ولایت به اینترنت آزاد دسترسی دارند؛ وضعیتی که میتواند آپارتاید دیجیتال نامیده شود.
زندگی در سایه ظلم و تبعیض دائمی و سلطه تکبرآمیز فرقه ولایت، خود عاملی برای شکست روان و عزت نفس و نابودکننده احساس کرامت انسانی افراد است. به علاوه، تهدید علنی مردم در تلویزیون و خیابان با زبانی پلشت و دهنکجی به احساسات مردم و جانباختگان اعتراضات نیز بر زخمهای روانی مردم افزوده است. شایان توجه است که تمامی این اعمال نظام آگاهانه و برنامهریزیشده است، و برای آنها بودجه و پرسنل در نظر گرفته شده است.
در کنار اینها، به نظر میرسد نیروهای نظام در زمینه تفرقهافکنی اجتماعی، به ویژه میان مخالفان نظام نیز به شدت فعال هستند. به نظر میرسد آنان با استفاده از سیمکارتهای سفید به رواج روایات دروغ، توهین و تمسخر مردم، و با ساختن پروفایلهای جعلی، به فحاشی و لجنپراکنی میپردازند، و جو گفتمان سیاسی اجتماعی را مسموم و بیمار میکنند.
به نظر میرسد فرقه ولایت فقیه، به عنوان بخشی از سیاستهای سیستماتیک خود در برابر ملت ایران، درگیر یک «جنگ روحی-روانی» تمامعیار با مردم ایران نیز است. شاید بتوان گفت نظام اسلامی، آمریکا را «دشمن شماره یک» خود نمیداند، و در واقع، اکنون دشمن اصلی خود را ایرانیان آزادیخواه در نظر گرفته است.
در نتیجه این سیاستها، به نظر میرسد بخش بزرگی از جامعه با آلام روحی و روانی، فرسایش احساس کرامت و عزت نفس، احساس شکنجهشدگی، ترس و انزوا، افسردگی، احساس بیآیندگی، هراس دائمی، و خستگی و فرسودگی روانی روبهرو شده است.
راههای مقابله با این جنگ روحی چیستند؟ برای مثال، شناخت تکنیکهای فرسایش روح و روان ـ بهویژه فعالیتهای سایبری و عملیات تفرقهافکنانه در لباس مخالفان ـ میتواند به خنثی کردن بخشی از این فشارها کمک کند. همچنین درگیر نشدن در خشونت کلامی، تقویت همبستگی میان مردم، کمک به حفظ روحیه یکدیگر، دور هم جمع شدن، استفاده بهموقع از استراحت روحی و روانی، و اختصاص زمانهایی برای مراقبه، ورزش، بازی، موسیقی، رقص و حضور در طبیعت میتواند مؤثر باشد.
هدف از این کنشها عادیسازی شرایط نیست، بلکه ایجاد فرصت برای تنفس و بازسازی روانی، دستیابی به آرامش نسبی، احیای احساس کرامت انسانی، کمک به یکدیگر با محبت و احترام ـ بهویژه نسبت به مخالفان فکری در میان معترضان ـ و نیز تقویت روشنبینی، توجه به عقل و واقعیت، و جلوگیری از بازی خوردن توسط احساسات و هیجانات است. چنین رویکردی میتواند به کنشگری مؤثرتر و حفظ سلامت روحی و روانی افراد کمک کند.
#اسلام_مقاتله #جنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ایرانیان آزادیخواه، سلامت روان و آسیبها
منظور خامنهای از «جنگ روحی و اجتماعی» چه بود؟
ورق بزنید
علی خامنهای در سال ۱۳۹۲، ضمن تعریف و تمجید از اسلام «مقاتله» (به معنی مبارزه یا کُشتار)، برای پیروان فرقه خود از «انواع جنگ» که در این نوع اسلام باید دنبال شود سخن گفت. یکی از این انواع، «جنگ روحی» و دیگری «جنگ اجتماعی» بود. منظور خامنهای از این اصطلاحات چه بود؟ و روشهای جنگ روحی و اجتماعی و مقابله با آنها چیستند؟
به نظر میرسد در سالهای پس از استقرار نظام اسلامی، به ویژه در دو دهه گذشته، وضع جامعه ایران از نظر سلامت روانی بدتر شده است. گزارشها نشان از میزان بالای اختلالات روانی، خودکشی، رواج افسردگی، استرس و سایر مشکلات روحی و روانی میان ایرانیان دارد. از نظر اجتماعی نیز جامعه ایران با فقر و خشونت، مانند خشونت مامورین نظام یا خشونتهای کلامی و روانی، روبهرو بوده است. آیا بخشی از این روندها، میتواند نتیجه سیاستهای سیستماتیک و سازوکارهای «جنگ روحی و اجتماعی» نظام اسلامی باشد؟
در سالها و روزهای اخیر، به نظر میرسد فشار روانی فرقه حاکم بر ایران بر مردم افزایش چشمگیری یافته است. از سویی، فشار اقتصادی شدید ناشی از سیاستهای نظام باعث ایجاد اضطراب و استیصال در میان بخشی از مردم شده است. رابطه مستقیم میان فشار اقتصادی و وضع سلامت روانی با مطالعات متعدد علمی تایید شده است.
از سوی دیگر، محروم کردن عمدی و گسترده میلیونها نفر از اینترنت آزاد و با قیمت مناسب، آزار روانی شدیدی را بر مردم تحمیل کرده است. در غیاب دسترسی به اینترنت، ایرانیان به نوعی زندان دیجیتال فرستاده شدهاند، در حالی که پیروان فرقه ولایت به اینترنت آزاد دسترسی دارند؛ وضعیتی که میتواند آپارتاید دیجیتال نامیده شود.
زندگی در سایه ظلم و تبعیض دائمی و سلطه تکبرآمیز فرقه ولایت، خود عاملی برای شکست روان و عزت نفس و نابودکننده احساس کرامت انسانی افراد است. به علاوه، تهدید علنی مردم در تلویزیون و خیابان با زبانی پلشت و دهنکجی به احساسات مردم و جانباختگان اعتراضات نیز بر زخمهای روانی مردم افزوده است. شایان توجه است که تمامی این اعمال نظام آگاهانه و برنامهریزیشده است، و برای آنها بودجه و پرسنل در نظر گرفته شده است.
در کنار اینها، به نظر میرسد نیروهای نظام در زمینه تفرقهافکنی اجتماعی، به ویژه میان مخالفان نظام نیز به شدت فعال هستند. به نظر میرسد آنان با استفاده از سیمکارتهای سفید به رواج روایات دروغ، توهین و تمسخر مردم، و با ساختن پروفایلهای جعلی، به فحاشی و لجنپراکنی میپردازند، و جو گفتمان سیاسی اجتماعی را مسموم و بیمار میکنند.
به نظر میرسد فرقه ولایت فقیه، به عنوان بخشی از سیاستهای سیستماتیک خود در برابر ملت ایران، درگیر یک «جنگ روحی-روانی» تمامعیار با مردم ایران نیز است. شاید بتوان گفت نظام اسلامی، آمریکا را «دشمن شماره یک» خود نمیداند، و در واقع، اکنون دشمن اصلی خود را ایرانیان آزادیخواه در نظر گرفته است.
در نتیجه این سیاستها، به نظر میرسد بخش بزرگی از جامعه با آلام روحی و روانی، فرسایش احساس کرامت و عزت نفس، احساس شکنجهشدگی، ترس و انزوا، افسردگی، احساس بیآیندگی، هراس دائمی، و خستگی و فرسودگی روانی روبهرو شده است.
راههای مقابله با این جنگ روحی چیستند؟ برای مثال، شناخت تکنیکهای فرسایش روح و روان ـ بهویژه فعالیتهای سایبری و عملیات تفرقهافکنانه در لباس مخالفان ـ میتواند به خنثی کردن بخشی از این فشارها کمک کند. همچنین درگیر نشدن در خشونت کلامی، تقویت همبستگی میان مردم، کمک به حفظ روحیه یکدیگر، دور هم جمع شدن، استفاده بهموقع از استراحت روحی و روانی، و اختصاص زمانهایی برای مراقبه، ورزش، بازی، موسیقی، رقص و حضور در طبیعت میتواند مؤثر باشد.
هدف از این کنشها عادیسازی شرایط نیست، بلکه ایجاد فرصت برای تنفس و بازسازی روانی، دستیابی به آرامش نسبی، احیای احساس کرامت انسانی، کمک به یکدیگر با محبت و احترام ـ بهویژه نسبت به مخالفان فکری در میان معترضان ـ و نیز تقویت روشنبینی، توجه به عقل و واقعیت، و جلوگیری از بازی خوردن توسط احساسات و هیجانات است. چنین رویکردی میتواند به کنشگری مؤثرتر و حفظ سلامت روحی و روانی افراد کمک کند.
#اسلام_مقاتله #جنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍1
چهار ماه از بازداشت و بلاتکلیفی مریم نوری، همسر جاویدنام اشکان ترابزاده، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ میگذرد؛ در حالی که وضعیت حقوقی و انسانی او همچنان نامشخص باقی مانده و نگرانیها درباره شرایط نگهداریاش افزایش یافته است.
بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، مریم نوری در تاریخ ۲۴ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی مشهد بازداشت و به بند «آرامش» زندان وکیلآباد منتقل شد. او از آن زمان تاکنون، نزدیک به ۱۲۰ روز است که در وضعیت بلاتکلیفی و بدون تعیین تکلیف قضایی مشخص به سر میبرد.
بازداشت او در شرایطی صورت گرفته که همسرش، اشکان ترابزاده، در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در حالی که داخل خودروی شخصی خود بود، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد. اکنون مریم نوری، بهعنوان همسر یک جانباخته، در شرایطی دشوار و همراه با فشار روانی شدید، در بازداشت است.
به گفته منابع مطلع، در این مدت نه تنها روند رسیدگی عادلانه به پرونده او با تأخیر و ابهام مواجه بوده، بلکه همچنان از حق دادرسی مؤثر و دسترسی روشن به روند قضایی محروم مانده است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، مریم نوری در تاریخ ۲۴ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی مشهد بازداشت و به بند «آرامش» زندان وکیلآباد منتقل شد. او از آن زمان تاکنون، نزدیک به ۱۲۰ روز است که در وضعیت بلاتکلیفی و بدون تعیین تکلیف قضایی مشخص به سر میبرد.
بازداشت او در شرایطی صورت گرفته که همسرش، اشکان ترابزاده، در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در حالی که داخل خودروی شخصی خود بود، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد. اکنون مریم نوری، بهعنوان همسر یک جانباخته، در شرایطی دشوار و همراه با فشار روانی شدید، در بازداشت است.
به گفته منابع مطلع، در این مدت نه تنها روند رسیدگی عادلانه به پرونده او با تأخیر و ابهام مواجه بوده، بلکه همچنان از حق دادرسی مؤثر و دسترسی روشن به روند قضایی محروم مانده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔7
بازداشت هادی عباسیان، معترض اهل شیروان؛ بیخبری از وضعیت او پس از انتقال به زندان شیروان
هادی عباسیان، از معترضان شناختهشده شهرستان شیروان، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۵ با انتشار ویدیوهایی از مردم خواسته بود از حق طبیعی خود برای اعتراض استفاده کنند.
بر اساس گزارشهای دریافتی، او پس از آن بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار و تهدید شد و ناچار بود بهصورت مخفیانه زندگی کند.
در جریان اعتراضات دیماه، گفته شده بود که هادی عباسیان بازداشت و کشته شده است، که این خبر درست نبود.
طبق این گزارش، هادی عباسیان شامگاه چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، حوالی ساعت هفت عصر، در منطقه فرهنگ شهر شیروان، پس از محاصره محل توسط نیروهای سپاه پاسداران و نیروی انتظامی بازداشت شد.
به گفته منابع مطلع، او روز بعد به زندان شیروان منتقل شده اما تاکنون هیچ تماسی با اعضای خانواده خود نداشته و اطلاعی از وضعیت او در دست نیست. تنها اطلاعات موجود مربوط به لحظه بازداشت اوست که توسط برخی شهروندان و همسایگان مشاهده شده است.
هادی عباسیان متولد آبان ۱۳۶۷ است.
بازداشت افرادی به دلیل دعوت به استفاده از حق اعتراض مسالمتآمیز، در حالی صورت میگیرد که آزادی بیان و حق تجمع از حقوق بنیادین شهروندان به شمار میرود و طبق موازین حقوق بشری، هیچ فردی نباید به دلیل استفاده از این حقوق تحت تعقیب، تهدید یا مجازات قرار گیرد.
#هادی_عباسیان #شیروان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
هادی عباسیان، از معترضان شناختهشده شهرستان شیروان، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۵ با انتشار ویدیوهایی از مردم خواسته بود از حق طبیعی خود برای اعتراض استفاده کنند.
بر اساس گزارشهای دریافتی، او پس از آن بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار و تهدید شد و ناچار بود بهصورت مخفیانه زندگی کند.
در جریان اعتراضات دیماه، گفته شده بود که هادی عباسیان بازداشت و کشته شده است، که این خبر درست نبود.
طبق این گزارش، هادی عباسیان شامگاه چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، حوالی ساعت هفت عصر، در منطقه فرهنگ شهر شیروان، پس از محاصره محل توسط نیروهای سپاه پاسداران و نیروی انتظامی بازداشت شد.
به گفته منابع مطلع، او روز بعد به زندان شیروان منتقل شده اما تاکنون هیچ تماسی با اعضای خانواده خود نداشته و اطلاعی از وضعیت او در دست نیست. تنها اطلاعات موجود مربوط به لحظه بازداشت اوست که توسط برخی شهروندان و همسایگان مشاهده شده است.
هادی عباسیان متولد آبان ۱۳۶۷ است.
بازداشت افرادی به دلیل دعوت به استفاده از حق اعتراض مسالمتآمیز، در حالی صورت میگیرد که آزادی بیان و حق تجمع از حقوق بنیادین شهروندان به شمار میرود و طبق موازین حقوق بشری، هیچ فردی نباید به دلیل استفاده از این حقوق تحت تعقیب، تهدید یا مجازات قرار گیرد.
#هادی_عباسیان #شیروان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔1
Forwarded from گفتوشنود
عشق میان دو دنیا: ازدواج با گرایشهای دینی متفاوت
ممکن است در آینده نزدیک اصطلاح ازدواج بیندینی (Interfaith marriage) یا ازدواج فرادینی را بیشتر از گذشته بشنویم. این اصطلاح به معنی پیوند میان افراد با باورها یا پیشینههای مذهبی متفاوت است؛ از جمله میان افرادی که یکی از آنها خود را در چارچوب دین خاصی تعریف نمیکنند. ازدواج فرادینی نمونهای از این میتواند باشد که عشق و هماهنگی انسانی فراتر از شکافهای مذهبی خواهد رفت. محبت و احساسهای مشترک، احترام متقابل، درک و مدارا و آزادی در سیر و سلوک معنوی هر یک از طرفین ارزشهایی است که رابطه و زندگی افراد با هم را دوام و عمق میبخشد؛ چه از یک زمینه دینی باشند و چه از زمینههای دینی متفاوت یا بدون باورهای دینی.
به نظر میرسد با تغییرات اجتماعی، مذهبی و فرهنگی گسترده از یک سو و تغییر الگوهای همسرگزینی از سوی دیگر، ازدواج فرادینی شاهد افزایش قابل توجهی بوده است. از آنجایی که جوامع به طور فزایندهای به هم پیوسته میشوند، افراد با پیشینههای مذهبی متنوع بیشتر در محیطهای مختلف اجتماعی، آموزشی و حرفهای با یکدیگر روبرو میشوند. این افزایش مواجهه با افراد متنوع، منجر به پذیرش فزاینده دیگران و عادیسازی روابط کسانی شده که در گذشته برای هم بیگانه بودهاند.
علاوه بر این، گسترش توان مسافرت و مهاجرت و نیز توسعه امکانات ارتباطی، شکستن موانع جغرافیایی را تسهیل کرده است و به مردم از گوشه و کنار جهان این امکان را میدهد تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، روابط معناداری را شکل دهند و از مرزهای فرهنگی و مذهبی فراتر روند. به همین دلیل شاید بتوان گفت که درک و شناخت و پذیرش و مدارا با تنوع مذهبی به مهارتهایی ضروری تبدیل شده است که همدلی، صلح، آزادی و هماهنگی بیشتر را در یک جامعه کثرتگرای امروزی ضروری میکند. تنوع اندیشه و تجربه موجود در طرفین ازدواج فرادینی روابط فردی را غنی میکند، به پوشش گستردهتر تنوع مذهبی و فرهنگی کمک میکند و فرهنگی فراگیرتر و مهربانانهتر را ترویج میکند.
این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود توانا بخوانید
https://dialog.tavaana.org/different-religion-marriage/
#ازدواج #عشق #تفاوت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ممکن است در آینده نزدیک اصطلاح ازدواج بیندینی (Interfaith marriage) یا ازدواج فرادینی را بیشتر از گذشته بشنویم. این اصطلاح به معنی پیوند میان افراد با باورها یا پیشینههای مذهبی متفاوت است؛ از جمله میان افرادی که یکی از آنها خود را در چارچوب دین خاصی تعریف نمیکنند. ازدواج فرادینی نمونهای از این میتواند باشد که عشق و هماهنگی انسانی فراتر از شکافهای مذهبی خواهد رفت. محبت و احساسهای مشترک، احترام متقابل، درک و مدارا و آزادی در سیر و سلوک معنوی هر یک از طرفین ارزشهایی است که رابطه و زندگی افراد با هم را دوام و عمق میبخشد؛ چه از یک زمینه دینی باشند و چه از زمینههای دینی متفاوت یا بدون باورهای دینی.
به نظر میرسد با تغییرات اجتماعی، مذهبی و فرهنگی گسترده از یک سو و تغییر الگوهای همسرگزینی از سوی دیگر، ازدواج فرادینی شاهد افزایش قابل توجهی بوده است. از آنجایی که جوامع به طور فزایندهای به هم پیوسته میشوند، افراد با پیشینههای مذهبی متنوع بیشتر در محیطهای مختلف اجتماعی، آموزشی و حرفهای با یکدیگر روبرو میشوند. این افزایش مواجهه با افراد متنوع، منجر به پذیرش فزاینده دیگران و عادیسازی روابط کسانی شده که در گذشته برای هم بیگانه بودهاند.
علاوه بر این، گسترش توان مسافرت و مهاجرت و نیز توسعه امکانات ارتباطی، شکستن موانع جغرافیایی را تسهیل کرده است و به مردم از گوشه و کنار جهان این امکان را میدهد تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، روابط معناداری را شکل دهند و از مرزهای فرهنگی و مذهبی فراتر روند. به همین دلیل شاید بتوان گفت که درک و شناخت و پذیرش و مدارا با تنوع مذهبی به مهارتهایی ضروری تبدیل شده است که همدلی، صلح، آزادی و هماهنگی بیشتر را در یک جامعه کثرتگرای امروزی ضروری میکند. تنوع اندیشه و تجربه موجود در طرفین ازدواج فرادینی روابط فردی را غنی میکند، به پوشش گستردهتر تنوع مذهبی و فرهنگی کمک میکند و فرهنگی فراگیرتر و مهربانانهتر را ترویج میکند.
این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود توانا بخوانید
https://dialog.tavaana.org/different-religion-marriage/
#ازدواج #عشق #تفاوت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادعای علی اکبر رائفیپور سوژه طنز کاربران در فضای مجازی!
صحبتهای علی اکبر رائفیپور بعد از جنگ ۱۲ روزه، این روزها دوباره دستمایه طنز کاربران در شبکههای اجتماعی شده است.
او ادعا میکند:
او حتی کلمه "ابسیلون" را نیز به غلط تلفط میکند. منظور او از «ابسیلونی» همان اپسیلون یا epsilon است.
💸 tavaanatech
صحبتهای علی اکبر رائفیپور بعد از جنگ ۱۲ روزه، این روزها دوباره دستمایه طنز کاربران در شبکههای اجتماعی شده است.
او ادعا میکند:
«مطلع بهتون میگم؛ ابسیلونی نگران جنگ نباشید»
او حتی کلمه "ابسیلون" را نیز به غلط تلفط میکند. منظور او از «ابسیلونی» همان اپسیلون یا epsilon است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1👌1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
قابلیت “پنهانسازی دامنه” یا “MITM-DomainFronting” برای اتصال به اینترنت چیست؟
در روزهایی که دسترسی آزاد به اینترنت برای بسیاری از کاربران محدود یا مختل شده، نام یک روش تازه بیشتر شنیده میشود: MITM-DomainFronting. تعداد بسیاری از کاربران میگویند این روش توانسته اتصال برخی ابزارها مثل سایفون را ممکن کند. اما باید این موضوع را در نظر گرفت که این روش اینترنت آزاد و کامل در اختیار کاربر نمیگذارد و یک راهحل جادویی نیست. در بهترین حالت، فقط میتواند برای بعضی مسیرها و بعضی سرویسها کمککننده باشد.
🔴اما شیوه اصلی به زبان سادهتر، به این صورت است:
یک واسطه محلی روی دستگاه کاربر و تکنیکی به نام Domain Fronting. یعنی در Domain Fronting (پنهانسازی دامنه)، ترافیک اینترنتی طوری بستهبندی میشود که از بیرون شبیه اتصال به یک دامنه مجاز یا کمتر حساس دیده شود، اما مقصد واقعی درخواست در لایه دیگری از ارتباط قرار بگیرد. این تکنیک پیش از این هم در ابزارهای ضدسانسور استفاده شده اما همواره با محدودیت، هزینه، شناساییپذیری و واکنش شرکتهای بزرگ زیرساختی روبهرو بوده است
در نسخههایی مثل PsiphonOverMITM، کاربر روی ویندوز برنامهای را اجرا میکند که Xray را آماده میکند، یک گواهی شخصی میسازد، آن را در بخش گواهیهای مورد اعتماد ویندوز نصب میکند و سپس یک آدرس محلی و پورت به کاربر میدهد. بعد کاربر میتواند این آدرس را در بخش Upstream Proxy سایفون وارد کند تا سایفون از این مسیر کمکی استفاده کند.
اما بخش حساس و مهم ماجرا همینجاست: این روش برای کارکردن، به نصب یک مجوز (Certificate) شخصی روی دستگاه نیاز دارد. این یعنی سیستم یا مرورگر شما به آن مجوز اعتماد میکند. اگر این مجوز واقعا توسط خودتان ساخته شده باشد و کلید خصوصی آن فقط روی سیستم خودتان بماند، ریسک قابل کنترلتر است. اما اگر مجوز یا کلید خصوصی (private key) را از فرد ناشناس، کانال تلگرامی، فایل آماده یا فروشنده کانفیگ بگیرید، عملا اعتماد مخاطرهآمیزی به آن منبع کردهاید که میتواند امنیت شما را بر باد بدهد.
🔴به زبان ساده
فایل مجوز و مخصوصا private key را نباید از کسی گرفت و نباید برای کسی فرستاد. اگر کلید خصوصی لو برود، آن گواهی دیگر قابل اعتماد نیست. خود پروژههای مرتبط با این روش هم دقیقا روی همین نکته تأکید کردهاند: گواهی باید شخصی باشد، از منبع نامطمئن گرفته نشود و فایل کلید خصوصی فقط روی دستگاه خود کاربر بماند.
🔴نکته مهم دیگر:
اینکه Domain Fronting همیشه و همهجا کار نمیکند. شرکتهایی مثل مایکروسافت در سالهای گذشته اعلام کردهاند که برای محدودکردن یا جلوگیری از Domain Fronting در زیرساختهای خود اقدام کردهاند. دلیل آن هم فقط سانسور نیست؛ این روش میتواند در حملات سایبری، پنهانسازی ترافیک بدافزارها و دور زدن سامانههای امنیتی هم استفاده شود. به همین دلیل بخشی از صنعت امنیت سایبری آن را بهعنوان یک رفتار قابل شناسایی و قابل مسدودسازی بررسی میکند.
بنابراین برخورد درست با MITM-DomainFronting این است: نه باید آن را معجزه اتصال معرفی کرد، نه باید بدون توضیح فنی و هشدار امنیتی آن را تبلیغ کرد. این روش ممکن است برای بعضی کاربران و در بعضی شرایط مفید باشد، اما فقط وقتی که کاربر بداند چه چیزی روی سیستمش نصب میکند، فایلها را از کجا میگیرد، کلید خصوصی کجاست و بعد از پایان استفاده چطور گواهی نصبشده را مدیریت یا حذف کند.
ادامه مطلب در وبسایت تواناتک📱
مشاهده ویدئو آموزشی📱
منبع آموزشی MITM-DomainFronting در گیت هاب📱
شیوه اتصال به سایفون از طریق ویندوز📱
دانلود اپلیکیشن شیر و خورشید📱
💸 tavaanatech
در روزهایی که دسترسی آزاد به اینترنت برای بسیاری از کاربران محدود یا مختل شده، نام یک روش تازه بیشتر شنیده میشود: MITM-DomainFronting. تعداد بسیاری از کاربران میگویند این روش توانسته اتصال برخی ابزارها مثل سایفون را ممکن کند. اما باید این موضوع را در نظر گرفت که این روش اینترنت آزاد و کامل در اختیار کاربر نمیگذارد و یک راهحل جادویی نیست. در بهترین حالت، فقط میتواند برای بعضی مسیرها و بعضی سرویسها کمککننده باشد.
🔴اما شیوه اصلی به زبان سادهتر، به این صورت است:
یک واسطه محلی روی دستگاه کاربر و تکنیکی به نام Domain Fronting. یعنی در Domain Fronting (پنهانسازی دامنه)، ترافیک اینترنتی طوری بستهبندی میشود که از بیرون شبیه اتصال به یک دامنه مجاز یا کمتر حساس دیده شود، اما مقصد واقعی درخواست در لایه دیگری از ارتباط قرار بگیرد. این تکنیک پیش از این هم در ابزارهای ضدسانسور استفاده شده اما همواره با محدودیت، هزینه، شناساییپذیری و واکنش شرکتهای بزرگ زیرساختی روبهرو بوده است
در نسخههایی مثل PsiphonOverMITM، کاربر روی ویندوز برنامهای را اجرا میکند که Xray را آماده میکند، یک گواهی شخصی میسازد، آن را در بخش گواهیهای مورد اعتماد ویندوز نصب میکند و سپس یک آدرس محلی و پورت به کاربر میدهد. بعد کاربر میتواند این آدرس را در بخش Upstream Proxy سایفون وارد کند تا سایفون از این مسیر کمکی استفاده کند.
اما بخش حساس و مهم ماجرا همینجاست: این روش برای کارکردن، به نصب یک مجوز (Certificate) شخصی روی دستگاه نیاز دارد. این یعنی سیستم یا مرورگر شما به آن مجوز اعتماد میکند. اگر این مجوز واقعا توسط خودتان ساخته شده باشد و کلید خصوصی آن فقط روی سیستم خودتان بماند، ریسک قابل کنترلتر است. اما اگر مجوز یا کلید خصوصی (private key) را از فرد ناشناس، کانال تلگرامی، فایل آماده یا فروشنده کانفیگ بگیرید، عملا اعتماد مخاطرهآمیزی به آن منبع کردهاید که میتواند امنیت شما را بر باد بدهد.
🔴به زبان ساده
فایل مجوز و مخصوصا private key را نباید از کسی گرفت و نباید برای کسی فرستاد. اگر کلید خصوصی لو برود، آن گواهی دیگر قابل اعتماد نیست. خود پروژههای مرتبط با این روش هم دقیقا روی همین نکته تأکید کردهاند: گواهی باید شخصی باشد، از منبع نامطمئن گرفته نشود و فایل کلید خصوصی فقط روی دستگاه خود کاربر بماند.
🔴نکته مهم دیگر:
اینکه Domain Fronting همیشه و همهجا کار نمیکند. شرکتهایی مثل مایکروسافت در سالهای گذشته اعلام کردهاند که برای محدودکردن یا جلوگیری از Domain Fronting در زیرساختهای خود اقدام کردهاند. دلیل آن هم فقط سانسور نیست؛ این روش میتواند در حملات سایبری، پنهانسازی ترافیک بدافزارها و دور زدن سامانههای امنیتی هم استفاده شود. به همین دلیل بخشی از صنعت امنیت سایبری آن را بهعنوان یک رفتار قابل شناسایی و قابل مسدودسازی بررسی میکند.
بنابراین برخورد درست با MITM-DomainFronting این است: نه باید آن را معجزه اتصال معرفی کرد، نه باید بدون توضیح فنی و هشدار امنیتی آن را تبلیغ کرد. این روش ممکن است برای بعضی کاربران و در بعضی شرایط مفید باشد، اما فقط وقتی که کاربر بداند چه چیزی روی سیستمش نصب میکند، فایلها را از کجا میگیرد، کلید خصوصی کجاست و بعد از پایان استفاده چطور گواهی نصبشده را مدیریت یا حذف کند.
ادامه مطلب در وبسایت تواناتک
مشاهده ویدئو آموزشی
منبع آموزشی MITM-DomainFronting در گیت هاب
شیوه اتصال به سایفون از طریق ویندوز
دانلود اپلیکیشن شیر و خورشید
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👌1
آیا «مبارزه بیتضمین» ممکن است؟
تأملی بر صبر و آزادی
پیام همراهان
بخش بزرگی از تراژدیِ جوامعی مثل ما که در آرزوی آزادیاند، از ناتوانی در تحملِ زمان سرچشمه میگیرد. ما آزادی را میخواهیم، اما نه در افقِ تاریخ؛ در ضربانِ همین لحظه. رنج، انسان را بیقرار میکند و بیقراری، ذهن را تشنهٔ «نتیجه فوری» میسازد. در چنین وضعی، هر وعدهای که نویدِ پایانِ نزدیک بدهد، اغواکننده میشود: یک منجی، یک انفجار نهایی، یک فروپاشی ناگهانی، یک پیروزیِ قطعی.
اما تاریخ بارها نشان داده است که عجله برای آزادی، اغلب قاتلِ خودِ آزادی میشود.
مغز انسان برای بقا در وضعیتهای فوری تکامل یافته، نه برای ساختن آیندهای بلندمدت. در طبیعت، ابهام خطر بود و شتاب، ابزار نجات. هنوز هم بخشهایی از ذهن ما میخواهند هرچه زودتر از اضطراب رها شوند؛ میخواهند بدانند «آخرش چه میشود». همین میلِ عمیق به قطعیت است که انسان را مستعدِ پذیرشِ اقتدار میکند. استبداد فقط با زور حکومت نمیکند؛ با سوءاستفاده از ترس، خستگی و عطشِ قطعیت نیز دوام میآورد.
ایدئولوژیهای منجیگرا دقیقاً بر همین نقطه دست میگذارند. آنها وعده میدهند که رنج، بهزودی پایان مییابد؛ کافیست یکبار همهچیز را به قمار بگذاریم. نتیجه اما اغلب چیزی جز بازتولید خشونت نیست: یا شتابزدگیِ ویرانگر، یا فرسودگی و تسلیم در انتظارِ نجاتدهندهای دیگر.
شاید دشوارترین شکلِ مبارزه، همان مبارزهای باشد که هیچ تضمینی برای پیروزی ندارد. مبارزهای که ارزشِ خود را نه از «نتیجه قطعی»، بلکه از وفاداری به حقیقت و کرامت انسانی میگیرد. در این نگاه، آزادی یک حادثه ناگهانی نیست؛ فرآیندی تاریخی و اخلاقی است که نسلها باید آن را حمل کنند.
آلبر کامو میگفت انسانِ آزاده کسی است که بدونِ وعدهٔ رستگاریِ نهایی، باز هم علیه تحقیر و دروغ میایستد. این ایستادگی، نوعی پذیرشِ ابهام است: اینکه ممکن است ما نتیجه را نبینیم، اما مسئولیتِ کاشتنِ بذر همچنان بر دوش ما باشد.
«دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند» فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ توصیفِ بلوغِ سیاسی و انسانی است. لحظهای که انسان میپذیرد معنای کنش، لزوماً در پاداشِ فوری آن خلاصه نمیشود. در چنین لحظهای، صبر دیگر انفعال نیست؛ شکلی از مقاومت است.
بیقراریِ ما اغلب از طلبِ «قرارِ نهایی» میآید؛ از میلِ پایان دادن به تردید و اضطراب. اما آزادی دقیقاً در تواناییِ زیستن با همین ابهام متولد میشود. جامعهای که نتواند تعلیق و زمان را تحمل کند، مدام میان شورِ انفجاری و خستگیِ مرگبار نوسان خواهد کرد.
آزادی یک قارچ نیست که ناگهان پس از باران سر برآورد؛ درختی است که ریشهگرفتنش زمان میخواهد، مراقبت میخواهد، و گاه نسلهایی که هرگز در سایهاش نخواهند نشست. شاید معنای عمیقِ مبارزه بیتضمین همین باشد: وفاداری به ارزشها، حتی وقتی تاریخ هنوز پاداشی نداده است.
#آزادی #مبارزه #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
تأملی بر صبر و آزادی
پیام همراهان
بخش بزرگی از تراژدیِ جوامعی مثل ما که در آرزوی آزادیاند، از ناتوانی در تحملِ زمان سرچشمه میگیرد. ما آزادی را میخواهیم، اما نه در افقِ تاریخ؛ در ضربانِ همین لحظه. رنج، انسان را بیقرار میکند و بیقراری، ذهن را تشنهٔ «نتیجه فوری» میسازد. در چنین وضعی، هر وعدهای که نویدِ پایانِ نزدیک بدهد، اغواکننده میشود: یک منجی، یک انفجار نهایی، یک فروپاشی ناگهانی، یک پیروزیِ قطعی.
اما تاریخ بارها نشان داده است که عجله برای آزادی، اغلب قاتلِ خودِ آزادی میشود.
مغز انسان برای بقا در وضعیتهای فوری تکامل یافته، نه برای ساختن آیندهای بلندمدت. در طبیعت، ابهام خطر بود و شتاب، ابزار نجات. هنوز هم بخشهایی از ذهن ما میخواهند هرچه زودتر از اضطراب رها شوند؛ میخواهند بدانند «آخرش چه میشود». همین میلِ عمیق به قطعیت است که انسان را مستعدِ پذیرشِ اقتدار میکند. استبداد فقط با زور حکومت نمیکند؛ با سوءاستفاده از ترس، خستگی و عطشِ قطعیت نیز دوام میآورد.
ایدئولوژیهای منجیگرا دقیقاً بر همین نقطه دست میگذارند. آنها وعده میدهند که رنج، بهزودی پایان مییابد؛ کافیست یکبار همهچیز را به قمار بگذاریم. نتیجه اما اغلب چیزی جز بازتولید خشونت نیست: یا شتابزدگیِ ویرانگر، یا فرسودگی و تسلیم در انتظارِ نجاتدهندهای دیگر.
شاید دشوارترین شکلِ مبارزه، همان مبارزهای باشد که هیچ تضمینی برای پیروزی ندارد. مبارزهای که ارزشِ خود را نه از «نتیجه قطعی»، بلکه از وفاداری به حقیقت و کرامت انسانی میگیرد. در این نگاه، آزادی یک حادثه ناگهانی نیست؛ فرآیندی تاریخی و اخلاقی است که نسلها باید آن را حمل کنند.
آلبر کامو میگفت انسانِ آزاده کسی است که بدونِ وعدهٔ رستگاریِ نهایی، باز هم علیه تحقیر و دروغ میایستد. این ایستادگی، نوعی پذیرشِ ابهام است: اینکه ممکن است ما نتیجه را نبینیم، اما مسئولیتِ کاشتنِ بذر همچنان بر دوش ما باشد.
«دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند» فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ توصیفِ بلوغِ سیاسی و انسانی است. لحظهای که انسان میپذیرد معنای کنش، لزوماً در پاداشِ فوری آن خلاصه نمیشود. در چنین لحظهای، صبر دیگر انفعال نیست؛ شکلی از مقاومت است.
بیقراریِ ما اغلب از طلبِ «قرارِ نهایی» میآید؛ از میلِ پایان دادن به تردید و اضطراب. اما آزادی دقیقاً در تواناییِ زیستن با همین ابهام متولد میشود. جامعهای که نتواند تعلیق و زمان را تحمل کند، مدام میان شورِ انفجاری و خستگیِ مرگبار نوسان خواهد کرد.
آزادی یک قارچ نیست که ناگهان پس از باران سر برآورد؛ درختی است که ریشهگرفتنش زمان میخواهد، مراقبت میخواهد، و گاه نسلهایی که هرگز در سایهاش نخواهند نشست. شاید معنای عمیقِ مبارزه بیتضمین همین باشد: وفاداری به ارزشها، حتی وقتی تاریخ هنوز پاداشی نداده است.
#آزادی #مبارزه #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤3👌2
Forwarded from گفتوشنود
مولوی عبدالحمید خواستار توقف اعدامهای سیاسی و پایان دادن اعترافهای اجباری شد
مولوی عبدالحمید امروز (۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵) در مراسم نماز جمعه زاهدان، از افزایش اعدام در کشور انتقاد کرد و با بیان اینکه اعدامهای سیاسی به ضرر کشور و حاکم و مردم هستند، خواستار توقف این اعدامها شد.
مولوی عبدالحمید در بخشی از سخنانش گفت: اعدامهایی که این روزها انجام میشوند برای کشور و ملت ایران ضرر دارند. البته «قصاص» حق و درست است و کسی که مرتکب قتل بشود کشته میشود، اما اعدامهای سیاسی به خیر کشور ما و به مصلحت حاکم و مردم نیستند.
او خاطرنشان کرد: این اعدامهای سیاسی در زمان پیامبر و خلفای راشدین نبودند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم و خلفای راشدین و حضرت علی رضیاللهعنهم مقتدایان و پیشوایان ما هستند و تمام فقها و علمای امت اسلام هر چه دارند از آن بزرگان دارند. برداشتهای فقها از هر مذهبی که باشند، از آیۀ «إنما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله…» باید با سیره و زندگانی پیامبر خدا مطابقت داشته باشد، زیرا آنحضرت بهترین و بیشترین فهم را از وحی داشتند.
او افزود: یکی دیگر از تبعات اعدام آن است که جهانیان میگویند ایرانیها مردمِ خودشان را میکُشند و این چیزیست که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم از آن میترسیدند و به همین دلیل، با درخواست کشتن منافقین موافقت نکردند. لذا بنده کمافیالسابق توصیه میکنم که اعدام راهحل نیست و این اعدامها را متوقف کنید.
امامجمعه زاهدان در ادامه، «اعتراف اجباری» را نیز مورد نکوهش قرار داد و گفت: اعتراف اجباری که در بازداشتگاههای کشور ما اتفاق میافتند، با شریعت اسلام و همچنین با قانون اساسی کشور ما و قوانین بینالمللی مطابقت ندارند. اعتراف اجباری نمیتواند بهعنوان سند و مدرک برای صدور حکم قرار گیرد.
او در پایان خاطرنشان کرد: سخنانی که از این تریبون بیان میشوند در جهت دفاع از شریعت اسلام و منافع مردم و به خیر و نفع همه است. ما خود را ملزم به خیرخواهی و انسجام جامعه میدانیم.
#مولوی_عبدالحمید #اعدام #اعتراف_اجباری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مولوی عبدالحمید امروز (۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵) در مراسم نماز جمعه زاهدان، از افزایش اعدام در کشور انتقاد کرد و با بیان اینکه اعدامهای سیاسی به ضرر کشور و حاکم و مردم هستند، خواستار توقف این اعدامها شد.
مولوی عبدالحمید در بخشی از سخنانش گفت: اعدامهایی که این روزها انجام میشوند برای کشور و ملت ایران ضرر دارند. البته «قصاص» حق و درست است و کسی که مرتکب قتل بشود کشته میشود، اما اعدامهای سیاسی به خیر کشور ما و به مصلحت حاکم و مردم نیستند.
او خاطرنشان کرد: این اعدامهای سیاسی در زمان پیامبر و خلفای راشدین نبودند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم و خلفای راشدین و حضرت علی رضیاللهعنهم مقتدایان و پیشوایان ما هستند و تمام فقها و علمای امت اسلام هر چه دارند از آن بزرگان دارند. برداشتهای فقها از هر مذهبی که باشند، از آیۀ «إنما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله…» باید با سیره و زندگانی پیامبر خدا مطابقت داشته باشد، زیرا آنحضرت بهترین و بیشترین فهم را از وحی داشتند.
او افزود: یکی دیگر از تبعات اعدام آن است که جهانیان میگویند ایرانیها مردمِ خودشان را میکُشند و این چیزیست که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم از آن میترسیدند و به همین دلیل، با درخواست کشتن منافقین موافقت نکردند. لذا بنده کمافیالسابق توصیه میکنم که اعدام راهحل نیست و این اعدامها را متوقف کنید.
امامجمعه زاهدان در ادامه، «اعتراف اجباری» را نیز مورد نکوهش قرار داد و گفت: اعتراف اجباری که در بازداشتگاههای کشور ما اتفاق میافتند، با شریعت اسلام و همچنین با قانون اساسی کشور ما و قوانین بینالمللی مطابقت ندارند. اعتراف اجباری نمیتواند بهعنوان سند و مدرک برای صدور حکم قرار گیرد.
او در پایان خاطرنشان کرد: سخنانی که از این تریبون بیان میشوند در جهت دفاع از شریعت اسلام و منافع مردم و به خیر و نفع همه است. ما خود را ملزم به خیرخواهی و انسجام جامعه میدانیم.
#مولوی_عبدالحمید #اعدام #اعتراف_اجباری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7👍3
بازداشت فروزان اسلامی، مدرس زبان انگلیسی توسط نیروهای امنیتی در ارومیه
روز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، فروزان اسلامی، شهروند اهل ارومیه، مدرس زبان انگلیسی و مدیر آکادمی زبان «نوجوان»، توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی اقدام به بازداشت این مدرس زبان کردهاند. فروزان اسلامی از بلاگرهای شناختهشده کُرد در ارومیه نیز به شمار میرود.
تا زمان تنظیم این خبر، اطلاعی درباره دلیل بازداشت، محل نگهداری و اتهامات احتمالی مطرحشده علیه او در دست نیست.
#فروزان_اسلامی #ارومیه #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
روز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، فروزان اسلامی، شهروند اهل ارومیه، مدرس زبان انگلیسی و مدیر آکادمی زبان «نوجوان»، توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی اقدام به بازداشت این مدرس زبان کردهاند. فروزان اسلامی از بلاگرهای شناختهشده کُرد در ارومیه نیز به شمار میرود.
تا زمان تنظیم این خبر، اطلاعی درباره دلیل بازداشت، محل نگهداری و اتهامات احتمالی مطرحشده علیه او در دست نیست.
#فروزان_اسلامی #ارومیه #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔7
Forwarded from گفتوشنود
حکم تاریخی دادگاه عراق؛ اجازه تغییر رسمی دین از اسلام به مسیحیت به یک زن جوان
یک دادگاه در عراق با صدور حکمی بیسابقه، به یک زن جوان به نام “مریم” اجازه داد تا وضعیت مذهبی خود را در پایگاه دادههای رسمی دولت از مسلمان به مسیحی تغییر دهد. این تصمیم میتواند راه را برای هزاران مسیحی در عراق که با مشکلات قانونی ناشی از تعیین اجباری دین مواجه هستند، هموار کند.
مریم، که در خانوادهای مسیحی متولد شده بود، بر اساس ماده ۲۶(۲) قانون شماره ۳ کارت ملی عراق (مصوب ۲۰۱۶)، به طور خودکار مسلمان طبقهبندی شده بود. این قانون فرزندان خردسالی را که یکی از والدینشان به اسلام گرویده باشد، مسلمان تلقی میکند. مادر مریم پس از جدایی از پدرش، با یک مرد مسلمان ازدواج کرده بود که منجر به ثبت اجباری دین اسلام برای مریم شد.
سازمان ADF International که از پرونده مریم حمایت کرده است، اعلام کرد که وی پس از رسیدن به سن قانونی، در ژانویه ۲۰۲۵ درخواست تغییر دین رسمی خود را ارائه داده بود. حکم اخیر دادگاه، حق مریم را برای انتخاب دین و ثبت صحیح آن در سوابق دولتی تایید میکند.
کلسی زورزی، مدیر بخش حمایت از آزادی مذهبی جهانی در ADF International، این تصمیم را پیامی قاطع مبنی بر عدم تحمیل طبقهبندیهای مذهبی دوران کودکی بر افراد در طول زندگی دانست و تاکید کرد که هیچ دولتی نباید قدرت تعیین دائمی دین و مذهب یک فرد را داشته باشد.
با وجود این حکم، دو خواهر کوچکتر مریم همچنان به طور قانونی مسلمان محسوب میشوند، اما ADF International اعلام کرده است که به محض رسیدن آنها به سن قانونی، اقدامات قانونی مشابهی برای تغییر وضعیت مذهبیشان آغاز خواهد شد.
مشکل “دین تعیینشده توسط دولت” در چندین کشور خاورمیانه و آسیا، از جمله عراق، مصر، پاکستان، مالزی و بنگلادش، رواج دارد. این رویه میتواند منجر به پیامدهای جدی برای افراد شود، از جمله ثبتنام اجباری کودکان در برنامههای آموزش دینی متفاوت از دین واقعیشان، موانع در ازدواج، پیچیدگیهای ارث، و قرار گرفتن غیرمسلمانان در معرض صلاحیت دادگاه شریعت./محبت نیوز
#آزادی_دین #مسیحی #مسلمان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
یک دادگاه در عراق با صدور حکمی بیسابقه، به یک زن جوان به نام “مریم” اجازه داد تا وضعیت مذهبی خود را در پایگاه دادههای رسمی دولت از مسلمان به مسیحی تغییر دهد. این تصمیم میتواند راه را برای هزاران مسیحی در عراق که با مشکلات قانونی ناشی از تعیین اجباری دین مواجه هستند، هموار کند.
مریم، که در خانوادهای مسیحی متولد شده بود، بر اساس ماده ۲۶(۲) قانون شماره ۳ کارت ملی عراق (مصوب ۲۰۱۶)، به طور خودکار مسلمان طبقهبندی شده بود. این قانون فرزندان خردسالی را که یکی از والدینشان به اسلام گرویده باشد، مسلمان تلقی میکند. مادر مریم پس از جدایی از پدرش، با یک مرد مسلمان ازدواج کرده بود که منجر به ثبت اجباری دین اسلام برای مریم شد.
سازمان ADF International که از پرونده مریم حمایت کرده است، اعلام کرد که وی پس از رسیدن به سن قانونی، در ژانویه ۲۰۲۵ درخواست تغییر دین رسمی خود را ارائه داده بود. حکم اخیر دادگاه، حق مریم را برای انتخاب دین و ثبت صحیح آن در سوابق دولتی تایید میکند.
کلسی زورزی، مدیر بخش حمایت از آزادی مذهبی جهانی در ADF International، این تصمیم را پیامی قاطع مبنی بر عدم تحمیل طبقهبندیهای مذهبی دوران کودکی بر افراد در طول زندگی دانست و تاکید کرد که هیچ دولتی نباید قدرت تعیین دائمی دین و مذهب یک فرد را داشته باشد.
با وجود این حکم، دو خواهر کوچکتر مریم همچنان به طور قانونی مسلمان محسوب میشوند، اما ADF International اعلام کرده است که به محض رسیدن آنها به سن قانونی، اقدامات قانونی مشابهی برای تغییر وضعیت مذهبیشان آغاز خواهد شد.
مشکل “دین تعیینشده توسط دولت” در چندین کشور خاورمیانه و آسیا، از جمله عراق، مصر، پاکستان، مالزی و بنگلادش، رواج دارد. این رویه میتواند منجر به پیامدهای جدی برای افراد شود، از جمله ثبتنام اجباری کودکان در برنامههای آموزش دینی متفاوت از دین واقعیشان، موانع در ازدواج، پیچیدگیهای ارث، و قرار گرفتن غیرمسلمانان در معرض صلاحیت دادگاه شریعت./محبت نیوز
#آزادی_دین #مسیحی #مسلمان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍13
به گزارش خبرگزاری «مهر» مقامهای قضایی در استان یزد از توقیف اموال ۵۱ شهروند به اتهام «همکاری با دشمن» و «همکاری با رژیم صهیونیستی علیه امنیت و منافع ملی» خبر دادهاند. بر اساس این گزارش، ۲۰ نفر از این افراد در داخل ایران و ۳۱ نفر دیگر خارج از کشور زندگی میکنند و پرونده آنان همچنان در حال بررسی است.
طبق اعلام رسانههای حکومتی، اموال توقیفشده شامل حسابهای بانکی، اموال منقول و غیرمنقول، سهام شرکتها و حتی «اموال وکالتی» بوده است. همچنین مقامهای قضایی اعلام کردهاند این اموال قرار است «به نفع مردم» و برای بازسازی اماکن آسیبدیده از جنگ هزینه شود.
نهادهای حقوق بشری بارها هشدار دادهاند که استفاده از مفاهیمی مبهم و گستردهای چون «همکاری با دشمن» یا «اقدام علیه امنیت ملی»، در جمهوری اسلامی سابقهای طولانی در سرکوب مخالفان، مصادره اموال و حذف منتقدان دارد؛ بدون آنکه روند دادرسی شفاف، مستقل و عادلانهای وجود داشته باشد.
@Tavaana_TavaanaTech
طبق اعلام رسانههای حکومتی، اموال توقیفشده شامل حسابهای بانکی، اموال منقول و غیرمنقول، سهام شرکتها و حتی «اموال وکالتی» بوده است. همچنین مقامهای قضایی اعلام کردهاند این اموال قرار است «به نفع مردم» و برای بازسازی اماکن آسیبدیده از جنگ هزینه شود.
نهادهای حقوق بشری بارها هشدار دادهاند که استفاده از مفاهیمی مبهم و گستردهای چون «همکاری با دشمن» یا «اقدام علیه امنیت ملی»، در جمهوری اسلامی سابقهای طولانی در سرکوب مخالفان، مصادره اموال و حذف منتقدان دارد؛ بدون آنکه روند دادرسی شفاف، مستقل و عادلانهای وجود داشته باشد.
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
راینر فورست و تبارشناسی رواداری
چگونه رواداری را از یک لطف به یک حق ساختاری تبدیل کنیم؟
راینر فورست (Rainer Forst)، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی برجسته آلمانی (متولد ۱۹۶۴)، از کلیدیترین اندیشمندان نسل چهارم مکتب انتقادی فرانکفورت است. او که از شاگردان مستقیم یورگن هابرماس و جان رالز بوده، در حال حاضر به عنوان استاد تئوری سیاسی و فلسفه در دانشگاه گوته فرانکفورت فعالیت میکند. فورست به خاطر پژوهشهای ژرف و منحصربهفردش در زمینه مفهوم «رواداری» (Toleration) و «عدالت توجیهی» شهرت جهانی دارد و آثار او از مهمترین منابع معاصر در این حوزه به شمار میروند.
نظریه فورست؛ از ساختار رواداری تا حق بنیادین توجیه
از دیدگاه فورست، رواداری مفهومی بسیار پیچیده و تناقضآمیز است که اغلب در جوامع مدرن به درستی فهمیده نمیشود. او رواداری را از یک ابزار سیاسی مصلحتجویانه برای حفظ صلح، به یک فضیلت اخلاقی و اصولی ارتقا میدهد. اندیشه او بر سه محور کلیدی استوار است:
۱. مولفههای سهگانه رواداری: فورست معتقد است رواداری واقعی سه بخش دارد: «مخالفت» (ما باید با عقیده یا رفتار دیگری به طور جدی مخالف باشیم، وگرنه مدارا بیمعناست)، «پذیرش» (باید دلایلی عقلانی و اخلاقی داشته باشیم که چرا نباید جلوی آن عقیده مخالف را بگیریم) و «محدودیت» (باید مرزهای مشخصی برای آنچه غیرقابلتحمل و آسیبرسان است، وجود داشته باشد).
۲. الگوی احترام به جای الگوی اجازه: فورست چهار مدل رواداری را در تاریخ شناسایی میکند، اما معتقد است جوامع دموکراتیک امروز باید بر «الگوی احترام» (Respect Conception) بنا شوند. در این الگو، رواداری یک رابطه بالا به پایین (که در آن قدرتمندان به اقلیتها «اجازه» بقا میدهند) نیست، بلکه شهروندان با وجود اختلافات عمیق مذهبی یا فرهنگی، یکدیگر را به عنوان اعضای برابر و قانونی جامعه میپذیرند و به رسمیت میشناسند.
۳. حق توجیه (The Right to Justification): مهمترین نوآوری فورست این است که بالاترین حق اخلاقی انسان را «حق توجیه» میداند. یعنی هیچ قانون، هنجار یا قدرت سیاسی نباید به شهروندان تحمیل شود، مگر اینکه دلایل آن برای همه افراد متاثر از آن جامعه (حتی مخالفان) به صورت عقلانی قابل توجیه و دفاع باشد. رواداری حقیقی یعنی احترام به دیگری به عنوان یک موجود عاقل که حق دارد برای هر محدودیتی، توجیه منطقی بخواهد.
از منظر فورست، رواداری و پذیرش واقعی، موضعی ترحمآمیز یا از روی ناچاری نیست، بلکه عمیقا با عدالت گره خورده است. جامعه روادار جامعهای نیست که تفاوتها را صرفا تحمل کند تا جنگی درنگیرد، بلکه ساختاری است که در آن هنجارهای جمعی بر پایه دلایلی مشترک و قابلقبول برای همگان استوار شدهاند. پذیرش دیگری در نگاه فورست، یعنی پذیرفتن این اصل که هیچ گروهی حق انحصار حقیقت را ندارد.
#راینر_فورست #رواداری #فلسفه #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه رواداری را از یک لطف به یک حق ساختاری تبدیل کنیم؟
راینر فورست (Rainer Forst)، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی برجسته آلمانی (متولد ۱۹۶۴)، از کلیدیترین اندیشمندان نسل چهارم مکتب انتقادی فرانکفورت است. او که از شاگردان مستقیم یورگن هابرماس و جان رالز بوده، در حال حاضر به عنوان استاد تئوری سیاسی و فلسفه در دانشگاه گوته فرانکفورت فعالیت میکند. فورست به خاطر پژوهشهای ژرف و منحصربهفردش در زمینه مفهوم «رواداری» (Toleration) و «عدالت توجیهی» شهرت جهانی دارد و آثار او از مهمترین منابع معاصر در این حوزه به شمار میروند.
نظریه فورست؛ از ساختار رواداری تا حق بنیادین توجیه
از دیدگاه فورست، رواداری مفهومی بسیار پیچیده و تناقضآمیز است که اغلب در جوامع مدرن به درستی فهمیده نمیشود. او رواداری را از یک ابزار سیاسی مصلحتجویانه برای حفظ صلح، به یک فضیلت اخلاقی و اصولی ارتقا میدهد. اندیشه او بر سه محور کلیدی استوار است:
۱. مولفههای سهگانه رواداری: فورست معتقد است رواداری واقعی سه بخش دارد: «مخالفت» (ما باید با عقیده یا رفتار دیگری به طور جدی مخالف باشیم، وگرنه مدارا بیمعناست)، «پذیرش» (باید دلایلی عقلانی و اخلاقی داشته باشیم که چرا نباید جلوی آن عقیده مخالف را بگیریم) و «محدودیت» (باید مرزهای مشخصی برای آنچه غیرقابلتحمل و آسیبرسان است، وجود داشته باشد).
۲. الگوی احترام به جای الگوی اجازه: فورست چهار مدل رواداری را در تاریخ شناسایی میکند، اما معتقد است جوامع دموکراتیک امروز باید بر «الگوی احترام» (Respect Conception) بنا شوند. در این الگو، رواداری یک رابطه بالا به پایین (که در آن قدرتمندان به اقلیتها «اجازه» بقا میدهند) نیست، بلکه شهروندان با وجود اختلافات عمیق مذهبی یا فرهنگی، یکدیگر را به عنوان اعضای برابر و قانونی جامعه میپذیرند و به رسمیت میشناسند.
۳. حق توجیه (The Right to Justification): مهمترین نوآوری فورست این است که بالاترین حق اخلاقی انسان را «حق توجیه» میداند. یعنی هیچ قانون، هنجار یا قدرت سیاسی نباید به شهروندان تحمیل شود، مگر اینکه دلایل آن برای همه افراد متاثر از آن جامعه (حتی مخالفان) به صورت عقلانی قابل توجیه و دفاع باشد. رواداری حقیقی یعنی احترام به دیگری به عنوان یک موجود عاقل که حق دارد برای هر محدودیتی، توجیه منطقی بخواهد.
از منظر فورست، رواداری و پذیرش واقعی، موضعی ترحمآمیز یا از روی ناچاری نیست، بلکه عمیقا با عدالت گره خورده است. جامعه روادار جامعهای نیست که تفاوتها را صرفا تحمل کند تا جنگی درنگیرد، بلکه ساختاری است که در آن هنجارهای جمعی بر پایه دلایلی مشترک و قابلقبول برای همگان استوار شدهاند. پذیرش دیگری در نگاه فورست، یعنی پذیرفتن این اصل که هیچ گروهی حق انحصار حقیقت را ندارد.
#راینر_فورست #رواداری #فلسفه #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Exclusive: Systematic Discrimination and Denial of Furlough for Female Political and Ideological Prisoners in Isfahan's Dowlatabad Prison
While reports indicate that temporary release (furlough) extensions are regularly granted to various non-political inmates across Iranian prisons, political and ideological prisoners remain systematically deprived of this basic right. According to an exclusive report obtained by Tavaana, this discriminatory policy is being heavily enforced against female political and religious detainees at Dowlatabad Prison in Isfahan, compounding the psychological pressure on both the prisoners and their families.
Targeted Exclusion of Baha'i Detainees
Since February 28, 2026, numerous non-political convicts who were able to post bail have been granted monthly renewable furloughs. In stark contrast, this process has entirely excluded political and ideological prisoners.
Among those denied are ten Baha'i women currently held in the financial crimes ward of Dowlatabad Prison:
• Neda Badakhsh
• Arezoo Sobhanian
• Parastoo Hakim
• Mojgan Shahrezaei
• Yeganeh Rouhbakhsh
• Bahareh Lotfi
• Shana Shoghifar
• Negin Khademi
• Neda Emadi
• Parva Behdad
According to an informed source, these ten women were only permitted a brief, mandatory three-day furlough approximately two weeks ago, with no further extensions allowed.
Heavy Sentences for Protesters and Dissidents
Dowlatabad Prison also houses several women arrested in connection with the recent 12-day war and its subsequent protests. Many of these individuals are serving severe sentences or are being held under prolonged, indefinite detention:
• Zahra Kabiri: A mother of two children, sentenced to 10 years in prison by Judge Hemmatnejad.
• Masoumeh Sarebanzadeh & Tara Sarebanzadeh: The mother and daughter are serving sentences of five years and six months, respectively.
• Yalda Emamdoost, Samira Layeghi, & Maryam Javadi: Each sentenced to seven and a half years in prison on charges of membership in the People's Mojahedin Organization of Iran (MEK).
• Azadeh Jafari: Serving a one-year prison sentence.
• Zahra Khayati: Facing a two-year prison term.
Additionally, Shamim Baharzadeh and Mahshad Keshani remain imprisoned under a 2023 case. Both were sentenced to six months of active imprisonment and a four-and-a-half-year suspended sentence. Keshani also faces a separate, open judicial case regarding her participation in the January protests.
Deliberate Placement in Violent Wards
The source further revealed to Tavaana that many of these political and religious dissidents are intentionally held in wards designated for high-risk and violent crimes. These wards suffer from severe overcrowding, forcing many political prisoners to sleep on the floor (kaf-khab). This environment is entirely inappropriate and dangerous for prisoners of conscience, presenting continuous safety and health risks.
The Psychological Toll on Families
The systematic denial of furloughs, combined with sub-standard living conditions and prolonged legal limbo, forms a calculated campaign of state pressure. This retaliatory treatment extends beyond the prison walls, inflicting severe emotional attrition and chronic anxiety on the families who are left waiting for months and often years for any sign of judicial fairness.
#HumanRights
#DowlatabadPrison
#PoliticalPrisoners
#BahaiRights
@Tavaana_TavaanaTech
While reports indicate that temporary release (furlough) extensions are regularly granted to various non-political inmates across Iranian prisons, political and ideological prisoners remain systematically deprived of this basic right. According to an exclusive report obtained by Tavaana, this discriminatory policy is being heavily enforced against female political and religious detainees at Dowlatabad Prison in Isfahan, compounding the psychological pressure on both the prisoners and their families.
Targeted Exclusion of Baha'i Detainees
Since February 28, 2026, numerous non-political convicts who were able to post bail have been granted monthly renewable furloughs. In stark contrast, this process has entirely excluded political and ideological prisoners.
Among those denied are ten Baha'i women currently held in the financial crimes ward of Dowlatabad Prison:
• Neda Badakhsh
• Arezoo Sobhanian
• Parastoo Hakim
• Mojgan Shahrezaei
• Yeganeh Rouhbakhsh
• Bahareh Lotfi
• Shana Shoghifar
• Negin Khademi
• Neda Emadi
• Parva Behdad
According to an informed source, these ten women were only permitted a brief, mandatory three-day furlough approximately two weeks ago, with no further extensions allowed.
Heavy Sentences for Protesters and Dissidents
Dowlatabad Prison also houses several women arrested in connection with the recent 12-day war and its subsequent protests. Many of these individuals are serving severe sentences or are being held under prolonged, indefinite detention:
• Zahra Kabiri: A mother of two children, sentenced to 10 years in prison by Judge Hemmatnejad.
• Masoumeh Sarebanzadeh & Tara Sarebanzadeh: The mother and daughter are serving sentences of five years and six months, respectively.
• Yalda Emamdoost, Samira Layeghi, & Maryam Javadi: Each sentenced to seven and a half years in prison on charges of membership in the People's Mojahedin Organization of Iran (MEK).
• Azadeh Jafari: Serving a one-year prison sentence.
• Zahra Khayati: Facing a two-year prison term.
Additionally, Shamim Baharzadeh and Mahshad Keshani remain imprisoned under a 2023 case. Both were sentenced to six months of active imprisonment and a four-and-a-half-year suspended sentence. Keshani also faces a separate, open judicial case regarding her participation in the January protests.
Deliberate Placement in Violent Wards
The source further revealed to Tavaana that many of these political and religious dissidents are intentionally held in wards designated for high-risk and violent crimes. These wards suffer from severe overcrowding, forcing many political prisoners to sleep on the floor (kaf-khab). This environment is entirely inappropriate and dangerous for prisoners of conscience, presenting continuous safety and health risks.
The Psychological Toll on Families
The systematic denial of furloughs, combined with sub-standard living conditions and prolonged legal limbo, forms a calculated campaign of state pressure. This retaliatory treatment extends beyond the prison walls, inflicting severe emotional attrition and chronic anxiety on the families who are left waiting for months and often years for any sign of judicial fairness.
#HumanRights
#DowlatabadPrison
#PoliticalPrisoners
#BahaiRights
@Tavaana_TavaanaTech
💔2👍1
آریا شیخینسب، فعال سیاسی و رسانهای ۲۹ ساله و مجری برنامه «آکادمی» در استودیو پات، بیش از چهار ماه است که در زندان شیبان اهواز نگهداری میشود؛ همچنین گزارشهای منتشرشده از اعمال خشونت و شکنجه علیه او نگرانیهای گستردهای ایجاد کرده است.
بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، آریا شیخینسب روز ۵ بهمنماه در منزل پدرش در مسجدسلیمان بازداشت شد. گفته میشود نیروهای امنیتی هنگام بازداشت او را بهشدت مورد ضربوشتم قرار دادهاند. او چند روز بعد به زندان سپیدار اهواز و سپس به زندان شیبان منتقل شد؛
منابع مطلع میگویند این فعال مدنی در دوران بازجویی تحت فشار شدید جسمی و روانی قرار گرفته و هدف بازجویان، گرفتن اعترافات اجباری علیه او و افراد مرتبط با استودیو پات بوده است. بنا بر این گزارشها، در بخشی از روند بازجویی، او را به برانکارد بسته، پتوی خیس روی بدنش انداخته و با کابل مورد ضربوشتم قرار دادهاند.
او پیشتر نیز در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ بازداشت شده بود و پس از بازداشت در اعتراضات سال ۱۳۹۸، از ادامه تحصیل در دانشگاه محروم شده بود.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، آریا شیخینسب روز ۵ بهمنماه در منزل پدرش در مسجدسلیمان بازداشت شد. گفته میشود نیروهای امنیتی هنگام بازداشت او را بهشدت مورد ضربوشتم قرار دادهاند. او چند روز بعد به زندان سپیدار اهواز و سپس به زندان شیبان منتقل شد؛
منابع مطلع میگویند این فعال مدنی در دوران بازجویی تحت فشار شدید جسمی و روانی قرار گرفته و هدف بازجویان، گرفتن اعترافات اجباری علیه او و افراد مرتبط با استودیو پات بوده است. بنا بر این گزارشها، در بخشی از روند بازجویی، او را به برانکارد بسته، پتوی خیس روی بدنش انداخته و با کابل مورد ضربوشتم قرار دادهاند.
او پیشتر نیز در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ بازداشت شده بود و پس از بازداشت در اعتراضات سال ۱۳۹۸، از ادامه تحصیل در دانشگاه محروم شده بود.
@Tavaana_TavaanaTech
💔4
وحید شریعت، رئیس انجمن روانپزشکان ایران، در گفتوگو با «ایلنا» از تشدید کمبود داروهای روانپزشکی خبر داده و گفته است که بحران دارویی در این حوزه، نسبت به ماههای گذشته و بهویژه پس از جنگ، به شکل قابلتوجهی وخیمتر شده است. او اختلال در تولید، کمبود مواد اولیه، محدودیت در توزیع و حتی ذخیرهسازی دارو از سوی برخی افراد به دلیل ترس و ناامنی را از عوامل این وضعیت عنوان کرده است.
این بحران بخشی از فرسایش گسترده سلامت روان جامعهای است که سالها زیر فشار سرکوب، ناامنی، بحران اقتصادی، سانسور، جنگ، اعدام، بازداشت و قطع مکرر اینترنت زندگی کرده است. میلیونها ایرانی در سالهای اخیر بارها تجربه «تعلیق زندگی» را پشت سر گذاشتهاند؛ وضعیتی که در آن ارتباط با جهان بیرون، کار، درمان، تماس با عزیزان و حتی دسترسی به اطلاعات ناگهان قطع میشود و جامعه در بیخبری و اضطراب رها میشود.
@Tavaana_TavaanaTech
این بحران بخشی از فرسایش گسترده سلامت روان جامعهای است که سالها زیر فشار سرکوب، ناامنی، بحران اقتصادی، سانسور، جنگ، اعدام، بازداشت و قطع مکرر اینترنت زندگی کرده است. میلیونها ایرانی در سالهای اخیر بارها تجربه «تعلیق زندگی» را پشت سر گذاشتهاند؛ وضعیتی که در آن ارتباط با جهان بیرون، کار، درمان، تماس با عزیزان و حتی دسترسی به اطلاعات ناگهان قطع میشود و جامعه در بیخبری و اضطراب رها میشود.
@Tavaana_TavaanaTech
💔2
سوگِ بیپایان خانوادههای دادخواه؛
نام جمیله شفیعی را فراموش نکنیم
زهرا ملوکی، دختر جاویدنام جمیله شفیعی، از کشتهشدگان خیزش دیماه ۱۴۰۴، با انتشار تصویری از پدر ۷۰ سالهاش در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق)، از رنج و فرسودگی خانوادهای نوشت که هنوز زیر بار فقدان و داغ عزیزشان ایستادهاند.
او در بخشی از نوشتهاش گفته است:
«این حال بابای عزیز ۷۰ سالهٔ منه بعد از کشته شدن مامانم… اما این پایان قصهٔ ما نیست. ما واقعاً اجازه نداریم اینجا تسلیم بشیم.»
زهرا ملوکی همچنین درباره شب کشتهشدن مادرش نوشته است:
«مامانم راهشو انتخاب کرده بود… فکر میکنم اول با آزادی چشم تو چشم شده بود و بعد با قساوت قاتلش.»
او تأکید کرده: «اگر از اینترنت فقط یک سوراخ باقی بماند، تا عمر دارم اسمش را فریاد میزنم.»
جمیله شفیعی، ۶۶ ساله، روز ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی اراک با شلیک گلوله نیروهای حکومتی کشته شد. بر اساس گزارشها، او در لحظه تیراندازی تلاش میکرد میان نیروهای سرکوبگر و جوانان معترض بایستد و از آنان محافظت کند.
@Tavaana_TavaanaTech
نام جمیله شفیعی را فراموش نکنیم
زهرا ملوکی، دختر جاویدنام جمیله شفیعی، از کشتهشدگان خیزش دیماه ۱۴۰۴، با انتشار تصویری از پدر ۷۰ سالهاش در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق)، از رنج و فرسودگی خانوادهای نوشت که هنوز زیر بار فقدان و داغ عزیزشان ایستادهاند.
او در بخشی از نوشتهاش گفته است:
«این حال بابای عزیز ۷۰ سالهٔ منه بعد از کشته شدن مامانم… اما این پایان قصهٔ ما نیست. ما واقعاً اجازه نداریم اینجا تسلیم بشیم.»
زهرا ملوکی همچنین درباره شب کشتهشدن مادرش نوشته است:
«مامانم راهشو انتخاب کرده بود… فکر میکنم اول با آزادی چشم تو چشم شده بود و بعد با قساوت قاتلش.»
او تأکید کرده: «اگر از اینترنت فقط یک سوراخ باقی بماند، تا عمر دارم اسمش را فریاد میزنم.»
جمیله شفیعی، ۶۶ ساله، روز ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی اراک با شلیک گلوله نیروهای حکومتی کشته شد. بر اساس گزارشها، او در لحظه تیراندازی تلاش میکرد میان نیروهای سرکوبگر و جوانان معترض بایستد و از آنان محافظت کند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔9❤2🕊1