Forwarded from گفتوشنود
جولیو پومپونیو لتا
معمار آکادمی، پیشگام اومانیسم روم
و مدافع استقلال فکر
جولیو پومپونیو لتا (۱۴۲۸–۱۴۹۸)، مربی و انسانگرای برجسته ایتالیایی، از چهرههای کلیدی رنسانس در رم بود که با تاسیس آکادمی روم، فضایی نو برای احیای اندیشههای کلاسیک و تفکر آزادمنشانه فراهم کرد. او با رویکردی ساختارشکنانه، سنتهای آموزشی خشک و تعصبات زمانه را به چالش کشید و بازگشت به خرد و ادبیات باستان را راهی برای شکوفایی انسان دانست.
محور اصلی اندیشه پومپونیو لتا، اصالتِ خردِ فردی و رهایی از بندهای استبداد مذهبی و جزماندیشی بود. او بر این باور بود که انسان برای شناخت جهان و جایگاه خویش، نیازی به واسطههای جزماندیش ندارد و باید با تکیه بر عقل خود، آزادیِ اندیشه را تجربه کند.
لتا در آکادمی خود محیطی ایجاد کرد که در آن اندیشمندان و جوانان میتوانستند بدون ترس از سانسورهای نهادهای دینی، به بحث و تبادل نظر درباره فلسفه، هنر و علوم پرداختند. او نگاه سنتی و بسته به دین را که مانع رشد آگاهی بشری بود، نقد میکرد و بر این عقیده بود که دانش حقیقی، ابزاری برای رهایی روح و خرد از تاریکی جهل است.
او اهمیت ویژهای برای مطالعهی آزادانه متون یونانی و رومی قائل بود و نشان داد که ارزشهای انسانی، مستقل از فرامینِ تعصبآمیز و تحمیلیِ کلیسا قابل تعریف و تحقق هستند. از نظر او، آموزش و فرهنگسازی تنها راه برای بازگرداندن کرامت از دسترفته به انسانِ دربندِ خرافات است.
پومپونیو لتا در زندگی شخصی نیز با بیاعتنایی به قدرتهای حاکم و تشریفات مذهبی زمانه، استقلال فکری خود را حفظ کرد و به عنوان یک معلمِ آزادیخواه شناخته شد. او زندگی خود را وقفِ آموزشِ نسلی کرد که میخواستند با تکیه بر خردِ زمینی و تجربی، جهان پیرامون خود را از نو بسازند.
اندیشه پومپونیو لتا دعوتی است به ایستادگی در برابر سلطه فکری و جستجوی حقیقت از مسیر عقل. او به ما میآموزد که انسانِ آزاد کسی است که با شجاعت، بندهای تحمیلیِ جهل و تعصب را بگسلَد و با چراغِ خرد، مسیرِ خودآگاهی و رهایی را هموار کند.
#اومانیسم #انسانگرایی #آزاداندیشی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معمار آکادمی، پیشگام اومانیسم روم
و مدافع استقلال فکر
جولیو پومپونیو لتا (۱۴۲۸–۱۴۹۸)، مربی و انسانگرای برجسته ایتالیایی، از چهرههای کلیدی رنسانس در رم بود که با تاسیس آکادمی روم، فضایی نو برای احیای اندیشههای کلاسیک و تفکر آزادمنشانه فراهم کرد. او با رویکردی ساختارشکنانه، سنتهای آموزشی خشک و تعصبات زمانه را به چالش کشید و بازگشت به خرد و ادبیات باستان را راهی برای شکوفایی انسان دانست.
محور اصلی اندیشه پومپونیو لتا، اصالتِ خردِ فردی و رهایی از بندهای استبداد مذهبی و جزماندیشی بود. او بر این باور بود که انسان برای شناخت جهان و جایگاه خویش، نیازی به واسطههای جزماندیش ندارد و باید با تکیه بر عقل خود، آزادیِ اندیشه را تجربه کند.
لتا در آکادمی خود محیطی ایجاد کرد که در آن اندیشمندان و جوانان میتوانستند بدون ترس از سانسورهای نهادهای دینی، به بحث و تبادل نظر درباره فلسفه، هنر و علوم پرداختند. او نگاه سنتی و بسته به دین را که مانع رشد آگاهی بشری بود، نقد میکرد و بر این عقیده بود که دانش حقیقی، ابزاری برای رهایی روح و خرد از تاریکی جهل است.
او اهمیت ویژهای برای مطالعهی آزادانه متون یونانی و رومی قائل بود و نشان داد که ارزشهای انسانی، مستقل از فرامینِ تعصبآمیز و تحمیلیِ کلیسا قابل تعریف و تحقق هستند. از نظر او، آموزش و فرهنگسازی تنها راه برای بازگرداندن کرامت از دسترفته به انسانِ دربندِ خرافات است.
پومپونیو لتا در زندگی شخصی نیز با بیاعتنایی به قدرتهای حاکم و تشریفات مذهبی زمانه، استقلال فکری خود را حفظ کرد و به عنوان یک معلمِ آزادیخواه شناخته شد. او زندگی خود را وقفِ آموزشِ نسلی کرد که میخواستند با تکیه بر خردِ زمینی و تجربی، جهان پیرامون خود را از نو بسازند.
اندیشه پومپونیو لتا دعوتی است به ایستادگی در برابر سلطه فکری و جستجوی حقیقت از مسیر عقل. او به ما میآموزد که انسانِ آزاد کسی است که با شجاعت، بندهای تحمیلیِ جهل و تعصب را بگسلَد و با چراغِ خرد، مسیرِ خودآگاهی و رهایی را هموار کند.
#اومانیسم #انسانگرایی #آزاداندیشی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤5👌1
بیانیه زرتشت احمدیراغب و مسعود فرهیخته از زندان کرج خطاب به نیروهای ارتش و سپاه
زرتشت احمدیراغب و مسعود فرهیخته، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان کرج، با انتشار بیانیهای خطاب به نیروهای ارتش و سپاه، از آنان خواستند با کنار گذاشتن سلاح و پیوستن به مردم، سرنوشت خود را به جمهوری اسلامی گره نزنند. آنان با تأکید بر اینکه نیروهای نظامی نیز «فرزندان این آبوخاک» هستند، از آنان خواستند پس از پایان جمهوری اسلامی، در کنار مردم از مرزها و امنیت ایران دفاع کنند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
خطاب به نیروهای ارتش و سپاه؛
برای نجات جان خود و عزیزانتان و برای پایان دادن به چرخه خشونتی که ناخواسته به ابزاری برای تداوم آن تبدیل شدهاید، اکنون که حکومت استبدادی جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط دستوپا میزند، اسلحه را زمین بگذارید و به مردم بپیوندید.
حکومت ولایت فقیه در واپسین روزهای عمر خود، میکوشد از طریق جنگ خارجی، سرکوب گسترده و اعدامهای جنایتبار، این سرزمین را به ویرانهای تبدیل کند که روزی نامش ایران بود. اما جمهوری اسلامی، دیر یا زود، سقوط خواهد کرد.
شما نیز فرزندان همین آبوخاک هستید. ایران پس از پایان جمهوری اسلامی، بیش از هر زمان دیگری به نیروهایی نیاز خواهد داشت که از مرزها، تمامیت ارضی و امنیت کشور دفاع کنند. سرنوشت خود را به حکومتی گره نزنید که هزاران نفر از هموطنانتان را در خیابانها کشته، به مجروحان تیر خلاص زده و زندگی میلیونها ایرانی را تباه کرده است.
ما این پیام را با امید به صلح، آرامش و نجات جان همه ایرانیان خطاب به شما مینویسیم. هنوز فرصت آن هست که راه خود را از این حکومت ستمگر جدا کنید و در کنار مردم بایستید. امید داریم که پیش از آنکه دیر شود، با انتخابی مسئولانه، زمینه بخشش و آشتی ملی را فراهم کنید.
پاینده ایران
زرتشت احمدی راغب
مسعود فرهیخته
زندان مرکزی کرج
۸ مرداد ۱۴۰۵
#مسعود_فرهیخته #زرتشت_احمدی_راغب #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
زرتشت احمدیراغب و مسعود فرهیخته، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان کرج، با انتشار بیانیهای خطاب به نیروهای ارتش و سپاه، از آنان خواستند با کنار گذاشتن سلاح و پیوستن به مردم، سرنوشت خود را به جمهوری اسلامی گره نزنند. آنان با تأکید بر اینکه نیروهای نظامی نیز «فرزندان این آبوخاک» هستند، از آنان خواستند پس از پایان جمهوری اسلامی، در کنار مردم از مرزها و امنیت ایران دفاع کنند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
خطاب به نیروهای ارتش و سپاه؛
برای نجات جان خود و عزیزانتان و برای پایان دادن به چرخه خشونتی که ناخواسته به ابزاری برای تداوم آن تبدیل شدهاید، اکنون که حکومت استبدادی جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط دستوپا میزند، اسلحه را زمین بگذارید و به مردم بپیوندید.
حکومت ولایت فقیه در واپسین روزهای عمر خود، میکوشد از طریق جنگ خارجی، سرکوب گسترده و اعدامهای جنایتبار، این سرزمین را به ویرانهای تبدیل کند که روزی نامش ایران بود. اما جمهوری اسلامی، دیر یا زود، سقوط خواهد کرد.
شما نیز فرزندان همین آبوخاک هستید. ایران پس از پایان جمهوری اسلامی، بیش از هر زمان دیگری به نیروهایی نیاز خواهد داشت که از مرزها، تمامیت ارضی و امنیت کشور دفاع کنند. سرنوشت خود را به حکومتی گره نزنید که هزاران نفر از هموطنانتان را در خیابانها کشته، به مجروحان تیر خلاص زده و زندگی میلیونها ایرانی را تباه کرده است.
ما این پیام را با امید به صلح، آرامش و نجات جان همه ایرانیان خطاب به شما مینویسیم. هنوز فرصت آن هست که راه خود را از این حکومت ستمگر جدا کنید و در کنار مردم بایستید. امید داریم که پیش از آنکه دیر شود، با انتخابی مسئولانه، زمینه بخشش و آشتی ملی را فراهم کنید.
پاینده ایران
زرتشت احمدی راغب
مسعود فرهیخته
زندان مرکزی کرج
۸ مرداد ۱۴۰۵
#مسعود_فرهیخته #زرتشت_احمدی_راغب #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
👍29❤4🕊4💯1
Forwarded from گفتوشنود
دادگاه فدرال هادی مطهر، عامل حمله به سلمان رشدی، را به دلیل «ارتکاب اقدام تروریستی» مجرم شناخت
هیئت منصفه دادگاه فدرال در آمریکا روز چهارشنبه، هفتم مردادماه، هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی-آمریکایی، را به دلیل ارتکاب «اقدام تروریستی» در حمله خونین سال ۲۰۲۲ مجرم شناخت.
در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا به نقل از دادستانهای فدرال آمده است که مطر، ۲۸ ساله، شهروند لبنانیتبار آمریکا، ماهها برای حمله به رشدی برنامهریزی کرده بود.
رشدی در این حمله در یک مرکز فرهنگی در ایالت نیویورک بارها با چاقو زخمی شد، تا آستانه مرگ پیش رفت و بینایی یک چشم خود را از دست داد.
مطر همچنین به حمایت از حزبالله لبنان محکوم شد. به گفته دادستانها، بازرسان در خانه او مطالبی مرتبط با این گروه مورد حمایت ایران پیدا کردهاند. آمریکا حزبالله لبنان را گروه تروریستی قلمداد میکند.
دادستانی اعلام کرد مطر از فتوای روحالله خمینی برای قتل رشدی پیروی کرده است؛ فتوایی که در سال ۱۹۸۹ پس از انتشار رمان «آیات شیطانی» صادر شد و بعدتر نیز از سوی علی خامنهای و حسن نصرالله مورد تأیید قرار گرفت.
مطر پیشتر در دادگاه ایالتی نیویورک به اتهام اقدام به قتل رشدی مجرم شناخته و به ۲۵ سال زندان محکوم شده بود. او همچنین به دلیل مجروح کردن مردی که همراه این نویسنده روی صحنه بود به هفت سال زندان محکوم شد.
مطر اکنون در پرونده فدرال با این حکم جدید با احتمال حبس ابد روبهرو است. قرار است حکم نهایی او روز سوم نوامبر، کمتر از چهار ماه دیگر، صادر شود.
#سلمان_رشدی #آزادی_بیان #توهین_به_مقدسات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هیئت منصفه دادگاه فدرال در آمریکا روز چهارشنبه، هفتم مردادماه، هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی-آمریکایی، را به دلیل ارتکاب «اقدام تروریستی» در حمله خونین سال ۲۰۲۲ مجرم شناخت.
در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا به نقل از دادستانهای فدرال آمده است که مطر، ۲۸ ساله، شهروند لبنانیتبار آمریکا، ماهها برای حمله به رشدی برنامهریزی کرده بود.
رشدی در این حمله در یک مرکز فرهنگی در ایالت نیویورک بارها با چاقو زخمی شد، تا آستانه مرگ پیش رفت و بینایی یک چشم خود را از دست داد.
مطر همچنین به حمایت از حزبالله لبنان محکوم شد. به گفته دادستانها، بازرسان در خانه او مطالبی مرتبط با این گروه مورد حمایت ایران پیدا کردهاند. آمریکا حزبالله لبنان را گروه تروریستی قلمداد میکند.
دادستانی اعلام کرد مطر از فتوای روحالله خمینی برای قتل رشدی پیروی کرده است؛ فتوایی که در سال ۱۹۸۹ پس از انتشار رمان «آیات شیطانی» صادر شد و بعدتر نیز از سوی علی خامنهای و حسن نصرالله مورد تأیید قرار گرفت.
مطر پیشتر در دادگاه ایالتی نیویورک به اتهام اقدام به قتل رشدی مجرم شناخته و به ۲۵ سال زندان محکوم شده بود. او همچنین به دلیل مجروح کردن مردی که همراه این نویسنده روی صحنه بود به هفت سال زندان محکوم شد.
مطر اکنون در پرونده فدرال با این حکم جدید با احتمال حبس ابد روبهرو است. قرار است حکم نهایی او روز سوم نوامبر، کمتر از چهار ماه دیگر، صادر شود.
#سلمان_رشدی #آزادی_بیان #توهین_به_مقدسات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16❤4😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم زادروز جاویدنام آیدا حیدری ز هشتم مرداد ماه بر سر مزارش با حضور جمع گستردهای از خانوادههای دادخواه و مردم برگزار شد
مادر آیدا حیدری، در سالروز تولد فرزندش بر مزار او میگوید که آیدا حیدری «شیرزنی» بود که جانفدای میهن شد.
آیدا حیدری، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران با شلیک گلوله جان باخت.
#آیدا_حیدری #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
مادر آیدا حیدری، در سالروز تولد فرزندش بر مزار او میگوید که آیدا حیدری «شیرزنی» بود که جانفدای میهن شد.
آیدا حیدری، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران با شلیک گلوله جان باخت.
#آیدا_حیدری #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤24💔16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدی رنجبری» ۱۸ دیماه بر اثر اصابت سه گلوله جنگی به شکمش زخمی شد و به بیمارستان بعثت منتقل شد. او ده روز بعد به شکلی ناگهانی جان باخت.
مادرش بر سر مزار فرزندش در سخنانی جانسوز از درد از دست دادن فرزندش میگوید.
او همچنین ضمن انتشار این ویدیو نوشته:
«مهدیِ من… هر روز میروم توی اتاقت، میان وسایلت مینشینم و لباسهایت را در آغوش میگیرم و بو میکنم؛ شاید هنوز عطر تنت رویشان مانده باشد، شاید برای چند لحظه باور کنم که هنوز خانهای و هر لحظه صدایم میزنی: «مادر…» هنوز باورم نمیشود رفتهای. باورم نمیشود دیگر درِ اتاقت باز نمیشود و صدایت در خانه نمیپیچد. دلم میخواهد چشمهایم را ببندم و وقتی بازشان میکنم، بفهمم تمام این روزهای تلخ فقط یک کابوس بوده است. پسرم، نبودنت کمرم را شکست، اما سرم را پایین نیاورد. من به تو افتخار میکنم؛ به پسری که جان شیرینش را برای آزادی و سربلندی وطنش داد. داغت تا آخرین نفس در قلبم میسوزد، اما نامت برای همیشه مایهٔ غرور من خواهد بود. آرام بخواب، مهدیِ مادر… تو از آغوش من رفتی، اما در قلب من، در حافظهٔ مردم و در تاریخ این وطن جاودانه شدی.»
#مهدی_رنجبری
@Tavaana_TavaanaTech
مادرش بر سر مزار فرزندش در سخنانی جانسوز از درد از دست دادن فرزندش میگوید.
او همچنین ضمن انتشار این ویدیو نوشته:
«مهدیِ من… هر روز میروم توی اتاقت، میان وسایلت مینشینم و لباسهایت را در آغوش میگیرم و بو میکنم؛ شاید هنوز عطر تنت رویشان مانده باشد، شاید برای چند لحظه باور کنم که هنوز خانهای و هر لحظه صدایم میزنی: «مادر…» هنوز باورم نمیشود رفتهای. باورم نمیشود دیگر درِ اتاقت باز نمیشود و صدایت در خانه نمیپیچد. دلم میخواهد چشمهایم را ببندم و وقتی بازشان میکنم، بفهمم تمام این روزهای تلخ فقط یک کابوس بوده است. پسرم، نبودنت کمرم را شکست، اما سرم را پایین نیاورد. من به تو افتخار میکنم؛ به پسری که جان شیرینش را برای آزادی و سربلندی وطنش داد. داغت تا آخرین نفس در قلبم میسوزد، اما نامت برای همیشه مایهٔ غرور من خواهد بود. آرام بخواب، مهدیِ مادر… تو از آغوش من رفتی، اما در قلب من، در حافظهٔ مردم و در تاریخ این وطن جاودانه شدی.»
#مهدی_رنجبری
@Tavaana_TavaanaTech
❤36💔20👍1
Forwarded from گفتوشنود
کوری خودخواسته؛ شریک خاموش جنایت
مارگارت هفرنان در کتاب کوری خودخواسته(Willful Blindness) توضیح میدهد که بسیاری از فجایع نه از نادانی، بلکه از انتخاب آگاهانهی ندیدن پدید میآیند. انسانها برای حفظ آرامش، امنیت یا منافع خود، چشم بر حقیقت میبندند. اما همین چشم بستن، همان سکوتی است که جنایت را ممکن میسازد.
ما ایرانیان این حقیقت تلخ را بارها تجربه کردهایم؛ از دههی ۶۰ تا آبان ۹۸، و بهویژه در سال ۱۴۰۱. زمانی که خیابانها پر از خون جوانان شد، هزاران نفر به زندان افتادند و خانوادههای بیشماری داغدار شدند. روایتها و تصاویر همه جا بود. هیچکس نمیتواند ادعا کند «نمیدانستم». اما بسیاری ترجیح دادند نادیده بگیرند.
این کوری خودخواسته در جامعهی ما شکلهای گوناگون دارد:
کارمندانی که برای حفظ شغل، چشمانشان را بر فساد و سرکوب بستند.
نیروهایی که با توجیه «دستور مافوق» ماشه را کشیدند.
شهروندانی که زیر فشار معیشت یا از ترس سرکوب، سکوت را انتخاب کردند و گفتند: «به ما ربطی ندارد».
نباید فراموش کنیم که ترس و هزینهها واقعیاند؛ اما همین ترسها نیز ابزار رژیم برای بازتولید سکوت است. اگر نپذیریم که انکار و بیتفاوتی بخشی از بازی قدرت است، خودمان بهسادگی در خدمت آن قرار میگیریم.
راه غلبه بر این کوری، فقط در شجاعت فردی خلاصه نمیشود. ما نیاز به تکنیکها و کنشهای جمعی داریم:
روایتگری جمعی: گفتن تجربهها، ثبت خاطرات و شهادتها برای شکستن دیوار انکار.
حلقههای گفتوگوی امن: فضاهایی که در آن بتوان پرسید، به اشتراک گذاشت و بدون ترس حقیقت را دید.
حمایت از افشاگران و کنشگران: کسانی که با خطرپذیری واقعیت را برملا میکنند.
یادآوری تاریخ: پیوند دادن امروز با دیروز تا تکرار چرخههای سرکوب عادیسازی نشود.
پیام کتاب برای ما این است: ندیدن، انتخابی بیطرفانه نیست؛ بلکه همدستی خاموش با جنایت است. هر بار که چشمها را میبندیم، در حقیقت دست جلاد را آزاد میکنیم.
آیندهی ما نه در سکوت، بلکه در دیدن و گفتن است. اگر امروز تصمیم نگیریم که ببینیم، فردا تاریخ ما را نه تماشاگر، بلکه شریک خاموش سرکوب خواهد نوشت.
#حقیقت #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مارگارت هفرنان در کتاب کوری خودخواسته(Willful Blindness) توضیح میدهد که بسیاری از فجایع نه از نادانی، بلکه از انتخاب آگاهانهی ندیدن پدید میآیند. انسانها برای حفظ آرامش، امنیت یا منافع خود، چشم بر حقیقت میبندند. اما همین چشم بستن، همان سکوتی است که جنایت را ممکن میسازد.
ما ایرانیان این حقیقت تلخ را بارها تجربه کردهایم؛ از دههی ۶۰ تا آبان ۹۸، و بهویژه در سال ۱۴۰۱. زمانی که خیابانها پر از خون جوانان شد، هزاران نفر به زندان افتادند و خانوادههای بیشماری داغدار شدند. روایتها و تصاویر همه جا بود. هیچکس نمیتواند ادعا کند «نمیدانستم». اما بسیاری ترجیح دادند نادیده بگیرند.
این کوری خودخواسته در جامعهی ما شکلهای گوناگون دارد:
کارمندانی که برای حفظ شغل، چشمانشان را بر فساد و سرکوب بستند.
نیروهایی که با توجیه «دستور مافوق» ماشه را کشیدند.
شهروندانی که زیر فشار معیشت یا از ترس سرکوب، سکوت را انتخاب کردند و گفتند: «به ما ربطی ندارد».
نباید فراموش کنیم که ترس و هزینهها واقعیاند؛ اما همین ترسها نیز ابزار رژیم برای بازتولید سکوت است. اگر نپذیریم که انکار و بیتفاوتی بخشی از بازی قدرت است، خودمان بهسادگی در خدمت آن قرار میگیریم.
راه غلبه بر این کوری، فقط در شجاعت فردی خلاصه نمیشود. ما نیاز به تکنیکها و کنشهای جمعی داریم:
روایتگری جمعی: گفتن تجربهها، ثبت خاطرات و شهادتها برای شکستن دیوار انکار.
حلقههای گفتوگوی امن: فضاهایی که در آن بتوان پرسید، به اشتراک گذاشت و بدون ترس حقیقت را دید.
حمایت از افشاگران و کنشگران: کسانی که با خطرپذیری واقعیت را برملا میکنند.
یادآوری تاریخ: پیوند دادن امروز با دیروز تا تکرار چرخههای سرکوب عادیسازی نشود.
پیام کتاب برای ما این است: ندیدن، انتخابی بیطرفانه نیست؛ بلکه همدستی خاموش با جنایت است. هر بار که چشمها را میبندیم، در حقیقت دست جلاد را آزاد میکنیم.
آیندهی ما نه در سکوت، بلکه در دیدن و گفتن است. اگر امروز تصمیم نگیریم که ببینیم، فردا تاریخ ما را نه تماشاگر، بلکه شریک خاموش سرکوب خواهد نوشت.
#حقیقت #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌22❤7👍7💯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از سخنان مادر دادخواه آیدا حیدری، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، منتشر شده است. او در این ویدیو از مردم ایران برای همراهی با خانوادهاش در این سال سخت و حمایت از خانوادههای دادخواه قدردانی میکند؛ همراهیای که برای خانوادههایی که عزیزانشان را در جریان سرکوب از دست دادهاند، معنایی فراتر از یک همدردی ساده دارد.
آیدا حیدری، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران با شلیک گلوله جان باخت.
مراسم زادروز آیدا نیز هشتم مردادماه بر سر مزار او با حضور جمعی از خانوادههای دادخواه و مردم برگزار شد. مادر آیدا در سالروز تولد دخترش، بر مزار او از آیدا به عنوان «شیرزنی» یاد کرد که جانش را فدای میهن کرد.
قدردانی مادر آیدا از مردمی که در کنار خانواده او ایستادهاند، یادآور اهمیت همراهی جامعه با خانوادههای دادخواه است؛ خانوادههایی که در کنار تحمل فقدان عزیزانشان، با فشارها و دشواریهای فراوان نیز روبهرو هستند. زنده نگه داشتن نام و یاد جانباختگان و تنها نگذاشتن خانوادههای آنان، بخشی از مسیر دادخواهی است.
#آیدا_حیدری
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
آیدا حیدری، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران با شلیک گلوله جان باخت.
مراسم زادروز آیدا نیز هشتم مردادماه بر سر مزار او با حضور جمعی از خانوادههای دادخواه و مردم برگزار شد. مادر آیدا در سالروز تولد دخترش، بر مزار او از آیدا به عنوان «شیرزنی» یاد کرد که جانش را فدای میهن کرد.
قدردانی مادر آیدا از مردمی که در کنار خانواده او ایستادهاند، یادآور اهمیت همراهی جامعه با خانوادههای دادخواه است؛ خانوادههایی که در کنار تحمل فقدان عزیزانشان، با فشارها و دشواریهای فراوان نیز روبهرو هستند. زنده نگه داشتن نام و یاد جانباختگان و تنها نگذاشتن خانوادههای آنان، بخشی از مسیر دادخواهی است.
#آیدا_حیدری
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤32💔16👍3
بازداشت و بیخبری از دو طراح و گرافیست؛ آریا کسایی و الهه نقیلو کجا هستند؟
آریا کسایی، طراح گرافیک و بنیانگذار استودیو «کارگاه»، و الهه نقیلو، طراح و گرافیست، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شدهاند و بیش از ۱۰ روز است که خانواده و نزدیکانشان از وضعیت و محل نگهداری آنها بیخبرند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، آریا کسایی روز ۲۸ تیرماه در تهران توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده است. با گذشت بیش از ۱۰ روز، هیچ اطلاعات روشنی درباره محل نگهداری، وضعیت جسمی و شرایط او یا دلیل بازداشتش منتشر نشده است.
الهه نقیلو، از دیگر طراحان گرافیک و همکار آریا کسایی، نیز بازداشت شده و از زمان بازداشت او نیز بیش از ۱۰ روز گذشته است؛ با این حال، خانواده و نزدیکانش همچنان از سرنوشت او بیخبرند.
گزارشها حاکی از آن است که این دو هنرمند چند روز پس از برگزاری رویدادی درباره چپدستی بازداشت شدهاند؛ با این حال، هیچ توضیح رسمی درباره ارتباط این رویداد با بازداشت آنان یا اتهامهای احتمالی علیه این دو طراح منتشر نشده است.
@Tavaana_TavaanaTech
آریا کسایی، طراح گرافیک و بنیانگذار استودیو «کارگاه»، و الهه نقیلو، طراح و گرافیست، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شدهاند و بیش از ۱۰ روز است که خانواده و نزدیکانشان از وضعیت و محل نگهداری آنها بیخبرند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، آریا کسایی روز ۲۸ تیرماه در تهران توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده است. با گذشت بیش از ۱۰ روز، هیچ اطلاعات روشنی درباره محل نگهداری، وضعیت جسمی و شرایط او یا دلیل بازداشتش منتشر نشده است.
الهه نقیلو، از دیگر طراحان گرافیک و همکار آریا کسایی، نیز بازداشت شده و از زمان بازداشت او نیز بیش از ۱۰ روز گذشته است؛ با این حال، خانواده و نزدیکانش همچنان از سرنوشت او بیخبرند.
گزارشها حاکی از آن است که این دو هنرمند چند روز پس از برگزاری رویدادی درباره چپدستی بازداشت شدهاند؛ با این حال، هیچ توضیح رسمی درباره ارتباط این رویداد با بازداشت آنان یا اتهامهای احتمالی علیه این دو طراح منتشر نشده است.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊20❤4💔2
Forwarded from گفتوشنود
دینخویی
فقر اندیشه در سایه جزماندیشی
آرامش دوستدار در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» مفهوم «دینخویی» را به عنوان بیماری بنیادین تفکر در بسترهای سنتی معرفی میکند.
دینخویی با وابستگی شدید و کورکورانه به باورها و آداب مذهبی تعریف میشود؛ حالتی که در آن انسان از تفکر انتقادی گریزان است،
از مواجهه با چالشهای فلسفی و تجربههای تازه هراس دارد و ذهن خود را به روی هر پرسش بنیادینی میبندد.
فرد دینخو هیچگاه پرسشگری نمیکند، زیرا پرسش، امنیت ذهنیِ شکننده او را تهدید میکند. او در بهترین حالت تنها به دنبال «استخبار» یا کسب خبر برای تأیید دانستههای پیشین خویش است. در این فضا، دین دیگر راهی برای تعالی انسان نیست، بلکه حصاری است که دور خرد کشیده میشود تا مانع از هرگونه پویایی و تحول فکری گردد.
چنین وضعیتی نشاندهنده امتناع از اندیشیدن است؛ جایی که سنت جایگزین عقل میشود و تکرارِ مناسک، جایگزین آگاهی میگردد.
دینخویی انسان را به موجودی تکساحتی تبدیل میکند که تابِ تحمل دگراندیشی را ندارد و هرگونه تردید را به مثابه تهدید مینگرد.
در این قاب، ایمان به جزمیت بدل میشود و حقیقت، جانی برای گفتوگو و بازآفرینی باقی نمیگذارد.
#دین_خویی #نقد_دین #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فقر اندیشه در سایه جزماندیشی
آرامش دوستدار در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» مفهوم «دینخویی» را به عنوان بیماری بنیادین تفکر در بسترهای سنتی معرفی میکند.
دینخویی با وابستگی شدید و کورکورانه به باورها و آداب مذهبی تعریف میشود؛ حالتی که در آن انسان از تفکر انتقادی گریزان است،
از مواجهه با چالشهای فلسفی و تجربههای تازه هراس دارد و ذهن خود را به روی هر پرسش بنیادینی میبندد.
فرد دینخو هیچگاه پرسشگری نمیکند، زیرا پرسش، امنیت ذهنیِ شکننده او را تهدید میکند. او در بهترین حالت تنها به دنبال «استخبار» یا کسب خبر برای تأیید دانستههای پیشین خویش است. در این فضا، دین دیگر راهی برای تعالی انسان نیست، بلکه حصاری است که دور خرد کشیده میشود تا مانع از هرگونه پویایی و تحول فکری گردد.
چنین وضعیتی نشاندهنده امتناع از اندیشیدن است؛ جایی که سنت جایگزین عقل میشود و تکرارِ مناسک، جایگزین آگاهی میگردد.
دینخویی انسان را به موجودی تکساحتی تبدیل میکند که تابِ تحمل دگراندیشی را ندارد و هرگونه تردید را به مثابه تهدید مینگرد.
در این قاب، ایمان به جزمیت بدل میشود و حقیقت، جانی برای گفتوگو و بازآفرینی باقی نمیگذارد.
#دین_خویی #نقد_دین #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14👍8👌1💯1
«با گرفتن حق حیات از انسانها، امنیت و کرامت به دست نمیآید.»
بیانیه ۱۰۰ فعال سیاسی، مدنی و حقوق بشری کردستان در مورد لزوم احترام حکومت به حق حیات
در پی کشتهشدن شماری از شهروندان در حوادث اخیر در کردستان و افزایش نگرانیها درباره استفاده از سلاح علیه شهروندان، ۱۰۰ فعال سیاسی، مدنی و حقوق بشری کردستان با انتشار بیانیهای خواستار روشنشدن حقیقت این حوادث، پاسخگویی عاملان و آمران و احترام به حق بنیادین حیات شدهاند.
متن کامل این بیانیه در ادامه میآید:
«با گرفتن حق حیات از انسانها، امنیت و کرامت به دست نمیآید
در یک ماه گذشته حوادث تلخ و ناگواری از مریوان تا سنندج جانهای بیگناهی را ستاند و خانوادههایی را داغدار نمود. حق حیات بنیادیترین اصل مکتوم و محترم تمامی ملل است که به راحتی و سهولت نمیتوان آن را گرفت. در قانون اساسی جمهوری اسلامی به ویژه اصول ۲۲، ۳۲ و ۳۴ حق حیات و عدم تعرض به جان و مال شهروندان به صراحت تاکید شده است.
متاسفانه استفاده از اسلحه در کردستان از رویههای قانونی فراتر رفته و در تازهترین مورد ماشین مهدی توکلی هنرمند و فعال مدنی سنندج به همراه مادر و خواهرش در جاده مریوان به بانه به گلوله بسته شد و هر سه جان باختند. پیشتر هم بهرگباربستن ماشین دیگری در جاده مریوان جان کودک ۸ سالهای به نام سامی حسنی را گرفت. اینگونه حوادث تلخ و ناگوار بیشک وجدان عمومی را به درد آورده و افکار عمومی خواهان روشنشدن ابعاد این فجایع جانسوز هستند.
ما شماری از فعالان مدنی، سیاسی، فرهنگی و حقوق بشری کردستان ضمن اظهار همدلی با خانواده جانباختگان اخیر، مصرانه از مسئولان قضایی و امنیتی میخواهیم به دور از هر گونه مصلحتسنجی، حقیقت و واقعیت این حوادث مرگبار را شفاف و روشن با افکار عمومی در میان بگذارند و عاملان و آمران آن نیز به محکمه سپرده شوند.
تردیدی نیست که تداوم این گونه برخوردها جز بذر کینه و تنفر دستاوردی نخواهد داشت.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بیانیه ۱۰۰ فعال سیاسی، مدنی و حقوق بشری کردستان در مورد لزوم احترام حکومت به حق حیات
در پی کشتهشدن شماری از شهروندان در حوادث اخیر در کردستان و افزایش نگرانیها درباره استفاده از سلاح علیه شهروندان، ۱۰۰ فعال سیاسی، مدنی و حقوق بشری کردستان با انتشار بیانیهای خواستار روشنشدن حقیقت این حوادث، پاسخگویی عاملان و آمران و احترام به حق بنیادین حیات شدهاند.
متن کامل این بیانیه در ادامه میآید:
«با گرفتن حق حیات از انسانها، امنیت و کرامت به دست نمیآید
در یک ماه گذشته حوادث تلخ و ناگواری از مریوان تا سنندج جانهای بیگناهی را ستاند و خانوادههایی را داغدار نمود. حق حیات بنیادیترین اصل مکتوم و محترم تمامی ملل است که به راحتی و سهولت نمیتوان آن را گرفت. در قانون اساسی جمهوری اسلامی به ویژه اصول ۲۲، ۳۲ و ۳۴ حق حیات و عدم تعرض به جان و مال شهروندان به صراحت تاکید شده است.
متاسفانه استفاده از اسلحه در کردستان از رویههای قانونی فراتر رفته و در تازهترین مورد ماشین مهدی توکلی هنرمند و فعال مدنی سنندج به همراه مادر و خواهرش در جاده مریوان به بانه به گلوله بسته شد و هر سه جان باختند. پیشتر هم بهرگباربستن ماشین دیگری در جاده مریوان جان کودک ۸ سالهای به نام سامی حسنی را گرفت. اینگونه حوادث تلخ و ناگوار بیشک وجدان عمومی را به درد آورده و افکار عمومی خواهان روشنشدن ابعاد این فجایع جانسوز هستند.
ما شماری از فعالان مدنی، سیاسی، فرهنگی و حقوق بشری کردستان ضمن اظهار همدلی با خانواده جانباختگان اخیر، مصرانه از مسئولان قضایی و امنیتی میخواهیم به دور از هر گونه مصلحتسنجی، حقیقت و واقعیت این حوادث مرگبار را شفاف و روشن با افکار عمومی در میان بگذارند و عاملان و آمران آن نیز به محکمه سپرده شوند.
تردیدی نیست که تداوم این گونه برخوردها جز بذر کینه و تنفر دستاوردی نخواهد داشت.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤21👍3👌2
واکنش معصومه قاسمیپور به اعدام؛ «پای نه به اعدام میایستیم»
معصومه قاسمیپور، بازیگر سینما و تلویزیون، در واکنش به افزایش اعدامها و برخورد قضایی با مخالفان اعدام، با انتشار استوریای از ایستادگی در برابر مجازات مرگ نوشت:
«بی هیچ ترس و هراسی
پای نه به اعدام میایستیم
چه میخواهید بکنید با ما؟
بیایید اندک صدایی که برای حفظ کرامت انسان و “انسان بودگی” در این سرزمین باقی مانده را هم خفه کنید..
آنوقت خواهید دید که نه از تاک نشانی خواهد ماند و نه تاکنشان … خواهید دید …»
این نخستین بار نیست که قاسمیپور در برابر سیاستهای جمهوری اسلامی و سرکوب معترضان موضع میگیرد. او پیشتر نیز با انتشار نوشتههایی صریح، از حکومت و حجاب اجباری اعلام برائت کرده و گفته بود پس از سالها فعالیت در سینما، دیگر حاضر نیست با «حجاب تحمیلی و تحقیرکننده» مقابل دوربین برود.
او در نوشتهای که پیشتر منتشر کرده بود، تأکید کرده بود ایستادگی در برابر ساختار حاکم و برداشتن حجاب اجباری را نه امری قهرمانانه، بلکه «انجام وظیفه» و ایستادن پای حقیقت و درستی میداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
معصومه قاسمیپور، بازیگر سینما و تلویزیون، در واکنش به افزایش اعدامها و برخورد قضایی با مخالفان اعدام، با انتشار استوریای از ایستادگی در برابر مجازات مرگ نوشت:
«بی هیچ ترس و هراسی
پای نه به اعدام میایستیم
چه میخواهید بکنید با ما؟
بیایید اندک صدایی که برای حفظ کرامت انسان و “انسان بودگی” در این سرزمین باقی مانده را هم خفه کنید..
آنوقت خواهید دید که نه از تاک نشانی خواهد ماند و نه تاکنشان … خواهید دید …»
این نخستین بار نیست که قاسمیپور در برابر سیاستهای جمهوری اسلامی و سرکوب معترضان موضع میگیرد. او پیشتر نیز با انتشار نوشتههایی صریح، از حکومت و حجاب اجباری اعلام برائت کرده و گفته بود پس از سالها فعالیت در سینما، دیگر حاضر نیست با «حجاب تحمیلی و تحقیرکننده» مقابل دوربین برود.
او در نوشتهای که پیشتر منتشر کرده بود، تأکید کرده بود ایستادگی در برابر ساختار حاکم و برداشتن حجاب اجباری را نه امری قهرمانانه، بلکه «انجام وظیفه» و ایستادن پای حقیقت و درستی میداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤31🕊5👍2💔1
بر اساس اطلاعات اختصاصی رسیده به ما، بنیامین وحیدی، نوجوان ۱۷ ساله اهل جرگلان بجنورد و از جامعه ترکمن، به دو سال حبس تعزیری و پرداخت ۱۰۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده است؛ حکمی که به گفته منابع، به صورت غیابی و بدون حضور وکیل صادر شده و اکنون برای اجرای آن، این نوجوان در منزل بازداشت شده است.
بنیامین وحیدی، کودک کار و ورزشکار رشتههای بوکس و امامای است. او در سال ۱۴۰۲ در رشته بوکس رتبه نخست را به دست آورده بود و برای راهیابی به تیم ملی تلاش میکرد. با این حال، آینده این نوجوان ورزشکار اکنون تحت تأثیر یک پرونده قضایی و حکم سنگین قرار گرفته است.
بر اساس اطلاعاتی که منابع در اختیار ما گذاشتهاند، یکی از شعب دادگاه انقلاب شهرستان بجنورد بنیامین وحیدی را به اتهامهای «اخلال در نظم و آسایش عمومی»، «تخریب اموال عمومی» و «درگیری با مأموران» به دو سال حبس تعزیری و ۱۰۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرده است.
این در حالی است که بنیامین وحیدی در جریان اعتراضات بازداشت نشده بود. او پیشتر به دوستانش گفته بود که نیروهای امنیتی در پی بازداشت او هستند. سرانجام، حکم صادرشده به صورت غیابی به اجرا گذاشته شد و نیروهای امنیتی او را با خشونت در منزل بازداشت کردند.
بر اساس اطلاعات منابع، بنیامین پس از بازداشت به بازداشتگاه کلانتری ۱۱ بجنورد منتقل شده و به خانواده اعلام شده است که تا زمان پرداخت ۱۰۰ میلیون تومان جریمه نقدی، از تماس و ملاقات با خانواده محروم خواهد بود.
گفته میشود بنیامین در جریان رسیدگی به پرونده از حق داشتن وکیل محروم بوده و حکم نیز بدون حضور او صادر شده است. منابع همچنین میگویند به خانواده اعلام شده که حکم نهایی است و پس از پرداخت جریمه نیز بنیامین باید دوران محکومیت حبس خود را سپری کند.
پرونده بنیامین وحیدی، نوجوانی ۱۷ ساله، نمونهای دیگر از برخورد قضایی سنگین با نسلی است که بسیاری از آنان هنوز به سن قانونی بزرگسالی نرسیدهاند؛ نوجوانی که به جای دنبال کردن رؤیای حضور در تیم ملی و ساختن آیندهای برای خود، اکنون پشت درهای بازداشتگاه و زندان قرار گرفته است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بنیامین وحیدی، کودک کار و ورزشکار رشتههای بوکس و امامای است. او در سال ۱۴۰۲ در رشته بوکس رتبه نخست را به دست آورده بود و برای راهیابی به تیم ملی تلاش میکرد. با این حال، آینده این نوجوان ورزشکار اکنون تحت تأثیر یک پرونده قضایی و حکم سنگین قرار گرفته است.
بر اساس اطلاعاتی که منابع در اختیار ما گذاشتهاند، یکی از شعب دادگاه انقلاب شهرستان بجنورد بنیامین وحیدی را به اتهامهای «اخلال در نظم و آسایش عمومی»، «تخریب اموال عمومی» و «درگیری با مأموران» به دو سال حبس تعزیری و ۱۰۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرده است.
این در حالی است که بنیامین وحیدی در جریان اعتراضات بازداشت نشده بود. او پیشتر به دوستانش گفته بود که نیروهای امنیتی در پی بازداشت او هستند. سرانجام، حکم صادرشده به صورت غیابی به اجرا گذاشته شد و نیروهای امنیتی او را با خشونت در منزل بازداشت کردند.
بر اساس اطلاعات منابع، بنیامین پس از بازداشت به بازداشتگاه کلانتری ۱۱ بجنورد منتقل شده و به خانواده اعلام شده است که تا زمان پرداخت ۱۰۰ میلیون تومان جریمه نقدی، از تماس و ملاقات با خانواده محروم خواهد بود.
گفته میشود بنیامین در جریان رسیدگی به پرونده از حق داشتن وکیل محروم بوده و حکم نیز بدون حضور او صادر شده است. منابع همچنین میگویند به خانواده اعلام شده که حکم نهایی است و پس از پرداخت جریمه نیز بنیامین باید دوران محکومیت حبس خود را سپری کند.
پرونده بنیامین وحیدی، نوجوانی ۱۷ ساله، نمونهای دیگر از برخورد قضایی سنگین با نسلی است که بسیاری از آنان هنوز به سن قانونی بزرگسالی نرسیدهاند؛ نوجوانی که به جای دنبال کردن رؤیای حضور در تیم ملی و ساختن آیندهای برای خود، اکنون پشت درهای بازداشتگاه و زندان قرار گرفته است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊2❤1
۵ سال حبس برای یک تتوآرتیست؛ سید مهدی حسینی به اتهامهای امنیتی محکوم شد
سید مهدی حسینی، ۲۹ ساله و تتوآرتیست اهل تهران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از رسیدگی قضایی به پنج سال حبس محکوم شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، حسینی با اتهامهای «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» مواجه شده و در نهایت به پنج سال حبس محکوم شده است.
صدور احکام سنگین حبس با استناد به اتهامهای کلی و امنیتی علیه معترضان، در حالی ادامه دارد که بسیاری از این پروندهها در پی فعالیتها و اعتراضات مسالمتآمیز شهروندان شکل گرفتهاند. زندان و مجازات نباید ابزاری برای خاموشکردن صدای معترضان و ایجاد هراس در جامعه باشد.
صدای بازداشتشدهها باشیم؛ نامشان را فراموش نکنیم و اجازه ندهیم در سکوت و بیخبری ناپدید شوند. رسانهایکردن نام و وضعیت زندانیان و بازداشتشدگان، پیگیری سرنوشت آنها و رساندن صدایشان به جامعه، یکی از راههای ایستادن در برابر سرکوب و بیخبری است.
#سید_مهدی_حسینی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سید مهدی حسینی، ۲۹ ساله و تتوآرتیست اهل تهران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از رسیدگی قضایی به پنج سال حبس محکوم شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، حسینی با اتهامهای «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» مواجه شده و در نهایت به پنج سال حبس محکوم شده است.
صدور احکام سنگین حبس با استناد به اتهامهای کلی و امنیتی علیه معترضان، در حالی ادامه دارد که بسیاری از این پروندهها در پی فعالیتها و اعتراضات مسالمتآمیز شهروندان شکل گرفتهاند. زندان و مجازات نباید ابزاری برای خاموشکردن صدای معترضان و ایجاد هراس در جامعه باشد.
صدای بازداشتشدهها باشیم؛ نامشان را فراموش نکنیم و اجازه ندهیم در سکوت و بیخبری ناپدید شوند. رسانهایکردن نام و وضعیت زندانیان و بازداشتشدگان، پیگیری سرنوشت آنها و رساندن صدایشان به جامعه، یکی از راههای ایستادن در برابر سرکوب و بیخبری است.
#سید_مهدی_حسینی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17❤4💔3
Forwarded from گفتوشنود
طالبان: آرایش و عطرزدن زن در مراسم عروسی و تبادل حلقه خلاف شرع است
وزارت ارشاد، حج و اوقاف طالبان از خطیبان نماز جمعه در افغانستان خواسته است در خطبههای نماز جمعه به مردم بگویند که آرایش عروس، عطر زدن زنان، تبادل حلقه، موسیقی و شماری دیگر از رسمهای عروسی خلاف شریعت است.
این وزارت متن خطبه روز جمعه را با عنوان «اجتناب از منکرات و رسوم خلاف شرع در محافل عروسی و سایر خوشیها» برای خطیبان مرکز و ولایتها فرستاده و از آنان خواسته است محتوای آن را برای مردم بیان کنند.
در این متن، دیدار خصوصی دختر و پسر نامزدشده پیش از عقد شرعی ناجایز خوانده شده است. این وزارت میگوید نامزدی به معنای عقد نیست و دختر و پسر تا پیش از نکاح به یکدیگر نامحرم هستند.
وزارت حج طالبان همچنین تبادل حلقه و حنا گذاشتن دختر و پسر بر دست یکدیگر را خلاف شریعت خوانده است. در متن آمده است که آنان پیش از عقد شرعی نباید دست یکدیگر را لمس کنند.
این وزارت حلقه ازدواج را رسمی «برگرفته از آیین مسیحیت» دانسته و گفته است مسلمانان نباید از «رسمهای غیرمسلمانان» پیروی کنند.
وزارت حج طالبان آرایش عروس در آرایشگاهها را نیز خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که تغییر ظاهر واقعی عروس با مواد آرایشی، نوعی «تدلیس، فریب و نیرنگ» است. این وزارت گفته است خانواده داماد باید چهره و زیبایی واقعی دختر را ببینند و ظاهر او نباید با مواد آرایشی تغییر داده شود.
استفاده از موی مصنوعی، برداشتن ابرو، خالکوبی، فاصله ایجاد کردن میان دندانها برای زیبایی، برجسته کردن لبها و استفاده از موادی که رنگ پوست را تغییر میدهد نیز در این متن ناجایز خوانده شده است.
این وزارت همچنین گفته است زنان نباید در عروسیها بهگونهای عطر بزنند که بوی آن به مردان نامحرم برسد.
این وزارت آوازخوانی، موسیقی و رقص زنان و مردان را هم خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که پخش و شنیدن موسیقی ضبطشده در مراسم عروسی نیز مجاز نیست.
وزارت حج طالبان نشاندن عروس و داماد در کنار یکدیگر و در برابر مهمانان را «نهایت بیحیایی و بیغیرتی» خوانده است. در این متن آمده است که داماد باید میان مردان باشد و عروس پشت پرده و در میان زنان حضور داشته باشد.
طالبان میگوید سیاستها و دستورهایش بر شریعت اسلامی و فقه حنفی استوار است.
این گروه پس از بازگشت به قدرت، برداشت خود از شریعت را در بخشهایی مانند آموزش، کار، پوشش و حضور اجتماعی زنان اجرا کرده است.
#طالبان #اسلام #شرع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وزارت ارشاد، حج و اوقاف طالبان از خطیبان نماز جمعه در افغانستان خواسته است در خطبههای نماز جمعه به مردم بگویند که آرایش عروس، عطر زدن زنان، تبادل حلقه، موسیقی و شماری دیگر از رسمهای عروسی خلاف شریعت است.
این وزارت متن خطبه روز جمعه را با عنوان «اجتناب از منکرات و رسوم خلاف شرع در محافل عروسی و سایر خوشیها» برای خطیبان مرکز و ولایتها فرستاده و از آنان خواسته است محتوای آن را برای مردم بیان کنند.
در این متن، دیدار خصوصی دختر و پسر نامزدشده پیش از عقد شرعی ناجایز خوانده شده است. این وزارت میگوید نامزدی به معنای عقد نیست و دختر و پسر تا پیش از نکاح به یکدیگر نامحرم هستند.
وزارت حج طالبان همچنین تبادل حلقه و حنا گذاشتن دختر و پسر بر دست یکدیگر را خلاف شریعت خوانده است. در متن آمده است که آنان پیش از عقد شرعی نباید دست یکدیگر را لمس کنند.
این وزارت حلقه ازدواج را رسمی «برگرفته از آیین مسیحیت» دانسته و گفته است مسلمانان نباید از «رسمهای غیرمسلمانان» پیروی کنند.
وزارت حج طالبان آرایش عروس در آرایشگاهها را نیز خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که تغییر ظاهر واقعی عروس با مواد آرایشی، نوعی «تدلیس، فریب و نیرنگ» است. این وزارت گفته است خانواده داماد باید چهره و زیبایی واقعی دختر را ببینند و ظاهر او نباید با مواد آرایشی تغییر داده شود.
استفاده از موی مصنوعی، برداشتن ابرو، خالکوبی، فاصله ایجاد کردن میان دندانها برای زیبایی، برجسته کردن لبها و استفاده از موادی که رنگ پوست را تغییر میدهد نیز در این متن ناجایز خوانده شده است.
این وزارت همچنین گفته است زنان نباید در عروسیها بهگونهای عطر بزنند که بوی آن به مردان نامحرم برسد.
این وزارت آوازخوانی، موسیقی و رقص زنان و مردان را هم خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که پخش و شنیدن موسیقی ضبطشده در مراسم عروسی نیز مجاز نیست.
وزارت حج طالبان نشاندن عروس و داماد در کنار یکدیگر و در برابر مهمانان را «نهایت بیحیایی و بیغیرتی» خوانده است. در این متن آمده است که داماد باید میان مردان باشد و عروس پشت پرده و در میان زنان حضور داشته باشد.
طالبان میگوید سیاستها و دستورهایش بر شریعت اسلامی و فقه حنفی استوار است.
این گروه پس از بازگشت به قدرت، برداشت خود از شریعت را در بخشهایی مانند آموزش، کار، پوشش و حضور اجتماعی زنان اجرا کرده است.
#طالبان #اسلام #شرع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔32👍2❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام عرفان گودرزی؛
جوانی که ۱۸ دیماه با شلیک نیروهای سرکوب در بروجرد جان باخت
عرفان گودرزی؛ ۳۲ ساله، اهل بروجرد، در تاریخ ۱۸ دیماه در شهر بروجرد با شلیک نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد.
همسر جاویدنام عرفان گودرزی با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرامش در سوگ همسرش نوشت:
🔸شبکههای اجتماعی امروز یکی از اصلیترین تریبون خانوادههای دادخواه برای سخن گفتن با جامعهاند؛ جایی که میتوانند روایت شخصی خود را بیواسطه منتشر کنند، اسناد و خاطرات عزیزانشان را به اشتراک بگذارند و دادخواهی را از یک رنج خانوادگی به مطالبهای عمومی و ماندگار تبدیل کنند.
#عرفان_گودرزی
💸 tavaanatech
جوانی که ۱۸ دیماه با شلیک نیروهای سرکوب در بروجرد جان باخت
عرفان گودرزی؛ ۳۲ ساله، اهل بروجرد، در تاریخ ۱۸ دیماه در شهر بروجرد با شلیک نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد.
همسر جاویدنام عرفان گودرزی با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرامش در سوگ همسرش نوشت:
«تو میرقصی و ما گریه میکنیم....🕊»
🔸شبکههای اجتماعی امروز یکی از اصلیترین تریبون خانوادههای دادخواه برای سخن گفتن با جامعهاند؛ جایی که میتوانند روایت شخصی خود را بیواسطه منتشر کنند، اسناد و خاطرات عزیزانشان را به اشتراک بگذارند و دادخواهی را از یک رنج خانوادگی به مطالبهای عمومی و ماندگار تبدیل کنند.
#عرفان_گودرزی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔23❤1🕊1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
پاداش ۱۵ میلیون دلاری آمریکا برای افشای شبکههای مالی و پهپادی سپاه پاسداران
برنامه «پاداش برای عدالت» وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد در ازای دریافت اطلاعاتی که به شناسایی یا مختل کردن شبکههای مالی سپاه پاسداران منجر شود، تا ۱۵ میلیون دلار پاداش میپردازد.
🔹در اطلاعیه منتشرشده در هشتم مرداد، از شرکت «کیمیا پارت سیوان» موسوم به «کیپاس» بهعنوان یکی از بازوهای تولید پهپاد برای نیروی قدس سپاه نام برده شده است. براساس ادعای وزارت امور خارجه آمریکا، مدیران ارشد این شرکت در آزمایش، توسعه و تأمین پهپادها نقش دارند و سپاه نیز از فروش پهپاد و دیگر تجهیزات نظامی برای تأمین بخشی از منابع مالی خود استفاده میکند.
🔹این برنامه از افرادی که به اطلاعاتی درباره مدیران کیپاس، شرکای تجاری آنها یا شبکههای مالی مرتبط دسترسی دارند، خواسته است گزارشهای خود را بهصورت محرمانه از طریق سامانهای مبتنی بر شبکه «تور» ارسال کنند. به گفته مقامهای آمریکایی، ارائهدهندگان اطلاعات مؤثر ممکن است علاوه بر دریافت پاداش، واجد شرایط انتقال به مکانی امن نیز شناخته شوند.
💸 tavaanatech
برنامه «پاداش برای عدالت» وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد در ازای دریافت اطلاعاتی که به شناسایی یا مختل کردن شبکههای مالی سپاه پاسداران منجر شود، تا ۱۵ میلیون دلار پاداش میپردازد.
🔹در اطلاعیه منتشرشده در هشتم مرداد، از شرکت «کیمیا پارت سیوان» موسوم به «کیپاس» بهعنوان یکی از بازوهای تولید پهپاد برای نیروی قدس سپاه نام برده شده است. براساس ادعای وزارت امور خارجه آمریکا، مدیران ارشد این شرکت در آزمایش، توسعه و تأمین پهپادها نقش دارند و سپاه نیز از فروش پهپاد و دیگر تجهیزات نظامی برای تأمین بخشی از منابع مالی خود استفاده میکند.
🔹این برنامه از افرادی که به اطلاعاتی درباره مدیران کیپاس، شرکای تجاری آنها یا شبکههای مالی مرتبط دسترسی دارند، خواسته است گزارشهای خود را بهصورت محرمانه از طریق سامانهای مبتنی بر شبکه «تور» ارسال کنند. به گفته مقامهای آمریکایی، ارائهدهندگان اطلاعات مؤثر ممکن است علاوه بر دریافت پاداش، واجد شرایط انتقال به مکانی امن نیز شناخته شوند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍18❤3🥰1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عمارت منشأ، محل برگزاری رویداد تابستانی «دستآفرید»، درست پیش از آغاز این رویداد پلمپ شد.
این رویداد قرار بود با حضور حدود ۲۰ برند و هنرمند در روزهای ۸ و ۹ مرداد برگزار شود. شرکتکنندگان طی هفتههای گذشته آثار و محصولات خود را برای عرضه آماده کرده بودند و برگزارکنندگان نیز برای تبلیغات، پذیرایی و دیگر تدارکات رویداد زمان، هزینه و انرژی قابل توجهی صرف کرده بودند.
با پلمپ عمارت منشأ، برگزاری این رویداد لغو شد. برگزارکنندگان با انتشار ویدیویی از محل، از مخاطبان خواستند این اطلاعرسانی را بازنشر کنند تا شهروندان برای شرکت در رویداد به عمارت منشأ مراجعه نکنند.
عمارت منشأ، محل برگزاری رویداد تابستانی «دستآفرید»، درست پیش از آغاز این رویداد و به دلایلی نامعلوم پلمپ شد؛ جایی که قرار بود دهها هنرمند و صنعتگر آثار و دستساختههای خود را به نمایش بگذارند و عرضه کنند.
در شرایط دشوار اقتصادی و فشار روانی حاکم بر جامعه، چنین رویدادهایی فقط یک بازارچه نیستند؛ آنها فضایی برای نفس کشیدن، دیدار، همکاری، خلق کردن و زنده نگه داشتن امیدند. ربکا سولنیت در کتاب امید در تاریکی یادآوری میکند که امید، انتظار منفعلانه برای آیندهای بهتر نیست؛ امید همان کاری است که انسانها در دل تاریکی انجام میدهند، بیآنکه از نتیجه مطمئن باشند. هر اثر هنری، هر بازارچه کوچک و هر جمع شدن داوطلبانه مردم، شکلی از همین امید است.
شاید به همین دلیل است که حکومتهای اقتدارگرا از چنین فضاهایی هراس دارند؛ زیرا این گردهماییها فقط محل خرید و فروش نیستند، بلکه شبکهای از اعتماد، همدلی، خلاقیت و کنش جمعی میسازند؛ چیزهایی که کنترلپذیر نیستند.
جوانانی که این رویداد را برپا کرده بودند، از موانع بیشماری عبور کردند. هفتهها وقت، سرمایه و انرژی گذاشتند تا رؤیاهایشان را به واقعیت تبدیل کنند. آنچه پلمپ شد، فقط درِ یک ساختمان نبود؛ تلاشی بود برای خاموش کردن چراغی که عدهای میخواستند در دل تاریکی روشن نگه دارند.
اما همانطور که ربکا سولنیت در کتاب امید در تاریکی مینویسد، تاریکی همیشه فقط محل ترس نیست؛ جایی است که امکان تولد آینده نیز در آن نهفته است. امید، دقیقاً از همان لحظهای آغاز میشود که انسانها، با وجود همه موانع، باز هم دست از آفریدن، کنار هم بودن و ساختن برنمیدارند.
جمهوری اسلامی همواره اقداماتی انجام داده تا امید را با ترس جابهجا کند و عرصه عمومی اجتماع را از فعالیتهای جمعی و همکاری و با هم بودن مردم تهی کند. حکومت های استبدادی افراد تکافتاده را راحتتر سرکوب میکنند...
@Tavaana_TavaanaTech
این رویداد قرار بود با حضور حدود ۲۰ برند و هنرمند در روزهای ۸ و ۹ مرداد برگزار شود. شرکتکنندگان طی هفتههای گذشته آثار و محصولات خود را برای عرضه آماده کرده بودند و برگزارکنندگان نیز برای تبلیغات، پذیرایی و دیگر تدارکات رویداد زمان، هزینه و انرژی قابل توجهی صرف کرده بودند.
با پلمپ عمارت منشأ، برگزاری این رویداد لغو شد. برگزارکنندگان با انتشار ویدیویی از محل، از مخاطبان خواستند این اطلاعرسانی را بازنشر کنند تا شهروندان برای شرکت در رویداد به عمارت منشأ مراجعه نکنند.
عمارت منشأ، محل برگزاری رویداد تابستانی «دستآفرید»، درست پیش از آغاز این رویداد و به دلایلی نامعلوم پلمپ شد؛ جایی که قرار بود دهها هنرمند و صنعتگر آثار و دستساختههای خود را به نمایش بگذارند و عرضه کنند.
در شرایط دشوار اقتصادی و فشار روانی حاکم بر جامعه، چنین رویدادهایی فقط یک بازارچه نیستند؛ آنها فضایی برای نفس کشیدن، دیدار، همکاری، خلق کردن و زنده نگه داشتن امیدند. ربکا سولنیت در کتاب امید در تاریکی یادآوری میکند که امید، انتظار منفعلانه برای آیندهای بهتر نیست؛ امید همان کاری است که انسانها در دل تاریکی انجام میدهند، بیآنکه از نتیجه مطمئن باشند. هر اثر هنری، هر بازارچه کوچک و هر جمع شدن داوطلبانه مردم، شکلی از همین امید است.
شاید به همین دلیل است که حکومتهای اقتدارگرا از چنین فضاهایی هراس دارند؛ زیرا این گردهماییها فقط محل خرید و فروش نیستند، بلکه شبکهای از اعتماد، همدلی، خلاقیت و کنش جمعی میسازند؛ چیزهایی که کنترلپذیر نیستند.
جوانانی که این رویداد را برپا کرده بودند، از موانع بیشماری عبور کردند. هفتهها وقت، سرمایه و انرژی گذاشتند تا رؤیاهایشان را به واقعیت تبدیل کنند. آنچه پلمپ شد، فقط درِ یک ساختمان نبود؛ تلاشی بود برای خاموش کردن چراغی که عدهای میخواستند در دل تاریکی روشن نگه دارند.
اما همانطور که ربکا سولنیت در کتاب امید در تاریکی مینویسد، تاریکی همیشه فقط محل ترس نیست؛ جایی است که امکان تولد آینده نیز در آن نهفته است. امید، دقیقاً از همان لحظهای آغاز میشود که انسانها، با وجود همه موانع، باز هم دست از آفریدن، کنار هم بودن و ساختن برنمیدارند.
جمهوری اسلامی همواره اقداماتی انجام داده تا امید را با ترس جابهجا کند و عرصه عمومی اجتماع را از فعالیتهای جمعی و همکاری و با هم بودن مردم تهی کند. حکومت های استبدادی افراد تکافتاده را راحتتر سرکوب میکنند...
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤5👍3
جان ۹ جوان اسفراینی در معرض خطر صدور حکم اعدام است
جان ۹ شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان اسفراین، در ارتباط با پروندهای موسوم به «پرونده حسینزاده»، با خطر صدور احکام سنگین از جمله اعدام مواجه است.
محمد آذری، رضا رضاپور، حسین مهرانگیز، سجاد شمسایی، علی ببری، امیرحسین نظرزاده، سجاد سنگسفیدی، مصطفی رجبعلیزاده و امیرحسین ساربان، پس از حادثه آتشسوزی یک کیوسک پلیس در شهر اسفراین و کشته شدن حسینزاده، دادستان اسفراین، و چند مأمور نیروی انتظامی بازداشت شدند.
بر اساس اطلاعات موجود، اتهامات انتسابی به این شهروندان شامل «محاربه، فساد فیالارض، قتل عمد، مشارکت در قتل عمد، تخریب عمدی، ایجاد حریق، اغوا و تحریک مردم به جنگ، اخلال در نظم و آسایش عمومی و برهم زدن امنیت کشور» عنوان شده است. رسیدگی به این پرونده در شعبه اول دادگاه انقلاب بجنورد در جریان است.
پیشتر متهمان نسبت به تمدید قرار بازداشت موقت خود اعتراض کرده بودند، اما این اعتراض مورد پذیرش قرار نگرفت. هشت نفر از آنان، شامل محمد آذری، رضا رضاپور، حسین مهرانگیز، سجاد شمسایی، علی ببری، امیرحسین نظرزاده، سجاد سنگسفیدی و مصطفی رجبعلیزاده، در بند امنیتی زندان اسفراین نگهداری میشوند و امیرحسین ساربان، نوجوان ۱۶ ساله این پرونده، در کانون اصلاح و تربیت زندان بجنورد به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، این شهروندان در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجه برای گرفتن اعتراف اجباری قرار گرفتهاند. همچنین اعترافات دو تن از آنان از صداوسیما پخش شده است؛ موضوعی که نگرانیها درباره روند رسیدگی به این پرونده و احتمال صدور احکام سنگین را افزایش داده است.
طبق اطلاعات موثق، تاکنون هیچیک از این افراد امکان دسترسی مؤثر به وکیل و اطلاعات کامل پرونده خود را نداشتهاند.
#اسفراین
@Tavaana_TavaanaTech
جان ۹ شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان اسفراین، در ارتباط با پروندهای موسوم به «پرونده حسینزاده»، با خطر صدور احکام سنگین از جمله اعدام مواجه است.
محمد آذری، رضا رضاپور، حسین مهرانگیز، سجاد شمسایی، علی ببری، امیرحسین نظرزاده، سجاد سنگسفیدی، مصطفی رجبعلیزاده و امیرحسین ساربان، پس از حادثه آتشسوزی یک کیوسک پلیس در شهر اسفراین و کشته شدن حسینزاده، دادستان اسفراین، و چند مأمور نیروی انتظامی بازداشت شدند.
بر اساس اطلاعات موجود، اتهامات انتسابی به این شهروندان شامل «محاربه، فساد فیالارض، قتل عمد، مشارکت در قتل عمد، تخریب عمدی، ایجاد حریق، اغوا و تحریک مردم به جنگ، اخلال در نظم و آسایش عمومی و برهم زدن امنیت کشور» عنوان شده است. رسیدگی به این پرونده در شعبه اول دادگاه انقلاب بجنورد در جریان است.
پیشتر متهمان نسبت به تمدید قرار بازداشت موقت خود اعتراض کرده بودند، اما این اعتراض مورد پذیرش قرار نگرفت. هشت نفر از آنان، شامل محمد آذری، رضا رضاپور، حسین مهرانگیز، سجاد شمسایی، علی ببری، امیرحسین نظرزاده، سجاد سنگسفیدی و مصطفی رجبعلیزاده، در بند امنیتی زندان اسفراین نگهداری میشوند و امیرحسین ساربان، نوجوان ۱۶ ساله این پرونده، در کانون اصلاح و تربیت زندان بجنورد به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، این شهروندان در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجه برای گرفتن اعتراف اجباری قرار گرفتهاند. همچنین اعترافات دو تن از آنان از صداوسیما پخش شده است؛ موضوعی که نگرانیها درباره روند رسیدگی به این پرونده و احتمال صدور احکام سنگین را افزایش داده است.
طبق اطلاعات موثق، تاکنون هیچیک از این افراد امکان دسترسی مؤثر به وکیل و اطلاعات کامل پرونده خود را نداشتهاند.
#اسفراین
@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊10❤3