وزارت خارجه آمریکا: جمهوری اسلامی کودکان را از ۱۲ سالگی برای مقاصد نظامی جذب میکند
وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در گزارش سالانه جدید خود درباره قاچاق انسان، جمهوری اسلامی ایران را در پایینترین سطح ممکن یعنی «رده سوم (Tier 3)» قرار داد و اعلام کرد که حکومت ایران حداقل استانداردهای لازم برای مقابله با قاچاق انسان را رعایت نکرده و هیچگونه تلاش معناداری در این زمینه انجام نمیدهد.
این گزارش که روز پنجشنبه منتشر شد، مقامهای جمهوری اسلامی را به ارتکاب و تسهیل جرایم قاچاق انسان بدون مجازات متهم کرده و تصریح نموده است که ساختارهای حکومتی در ایران، سیاست سیستماتیکی را برای جذب اجباری کودکان در گروههای مسلح دنبال میکنند.
بر اساس یافتههای وزارت خارجه آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی شبهنظامی بسیج، علاوه بر کودکان ایرانی، مهاجران آسیبپذیر افغان، پاکستانی و سوری را نیز برای اهداف نظامی و امنیتی بهکار میگیرند. این گزارش میافزاید که سپاه پاسداران در جریان کارزارهای جذب نیروی خود، حداقل سن برای انجام برخی فعالیتهای امنیتی و نظامی را به ۱۲ سال کاهش داده است.
نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به استثمار کودکان و پناهجویان در ساختارهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی هشدار داده و این اقدامات را مصداق بارز جنایت و نقض فاحش کنوانسیونهای بینالمللی حقوق کودک دانستهاند.
#قاچاق_انسان #کودک_سرباز #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaabaTech
وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در گزارش سالانه جدید خود درباره قاچاق انسان، جمهوری اسلامی ایران را در پایینترین سطح ممکن یعنی «رده سوم (Tier 3)» قرار داد و اعلام کرد که حکومت ایران حداقل استانداردهای لازم برای مقابله با قاچاق انسان را رعایت نکرده و هیچگونه تلاش معناداری در این زمینه انجام نمیدهد.
این گزارش که روز پنجشنبه منتشر شد، مقامهای جمهوری اسلامی را به ارتکاب و تسهیل جرایم قاچاق انسان بدون مجازات متهم کرده و تصریح نموده است که ساختارهای حکومتی در ایران، سیاست سیستماتیکی را برای جذب اجباری کودکان در گروههای مسلح دنبال میکنند.
بر اساس یافتههای وزارت خارجه آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی شبهنظامی بسیج، علاوه بر کودکان ایرانی، مهاجران آسیبپذیر افغان، پاکستانی و سوری را نیز برای اهداف نظامی و امنیتی بهکار میگیرند. این گزارش میافزاید که سپاه پاسداران در جریان کارزارهای جذب نیروی خود، حداقل سن برای انجام برخی فعالیتهای امنیتی و نظامی را به ۱۲ سال کاهش داده است.
نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به استثمار کودکان و پناهجویان در ساختارهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی هشدار داده و این اقدامات را مصداق بارز جنایت و نقض فاحش کنوانسیونهای بینالمللی حقوق کودک دانستهاند.
#قاچاق_انسان #کودک_سرباز #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaabaTech
💔17
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مژگان افتخاری، مادر مهسا امینی(ژینا)، به مناسبت سالروز تولید مهسا این ویدئو را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد.
ژینا عاشق رقص و آواز بود، شوق زندگی در چشمانش میدرخشید و از جهان، سهم کوچکی از زیباییاش میخواست.
در رویایش شاید میخواست گوینده شود.
اما ماشین خاموشی و مرگ جمهوری اسلامی، در یک عصر پاییزی، سایه خود را بر سر آرزوهایش کشید.
مهسا،با خشونت و تیرگی گشت ارشاد، توسط جمهوری اسلامی به قتل رسید؛ اما داغ آن معصومیت پرپرشده، بر خاطره این سرزمین ماندگار شد.
💸 tavaanatech
ژینا عاشق رقص و آواز بود، شوق زندگی در چشمانش میدرخشید و از جهان، سهم کوچکی از زیباییاش میخواست.
در رویایش شاید میخواست گوینده شود.
اما ماشین خاموشی و مرگ جمهوری اسلامی، در یک عصر پاییزی، سایه خود را بر سر آرزوهایش کشید.
مهسا،با خشونت و تیرگی گشت ارشاد، توسط جمهوری اسلامی به قتل رسید؛ اما داغ آن معصومیت پرپرشده، بر خاطره این سرزمین ماندگار شد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔45❤4💯1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
افشاگری OpenAI؛ هفت خبرنگار جعلی از ایران، نزدیک به ۱۰۰ مقاله در رسانههای خارجی منتشر کردند
شرکت OpenAI از شناسایی یک عملیات سازمانیافته با منشأ ایران خبر داده است که گردانندگان آن با استفاده از هفت هویت جعلی خبرنگاری، موفق شدند نزدیک به ۱۰۰ مقاله درباره درگیری ایران و آمریکا را در رسانههای آنلاین خارجی منتشر یا بازنشر کنند.
بر اساس گزارش این شرکت، گردانندگان عملیات از ChatGPT برای ویرایش و آمادهسازی مقالههای انگلیسی، تطبیق آنها با معیارهای رسانههای مختلف و نوشتن ایمیلهای پیشنهاد انتشار به سردبیران استفاده میکردند.
این افراد خود را خبرنگاران مستقل غربی، عمدتا آمریکایی، معرفی میکردند و برای معتبر جلوه دادن هویتهای جعلی، در شبکههای اجتماعی مانند ایکس، اینستاگرام، فیسبوک و تردز نیز حساب ساخته بودند.
قدیمیترین مقاله شناساییشده به ژوئیه ۲۰۲۵ بازمیگردد و انتشار این مطالب پس از آغاز درگیری نظامی ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۶ به شکل چشمگیری افزایش یافته بود.
بخش دیگری از فعالیت این گروه به تولید انبوه نظرات در شبکههای اجتماعی اختصاص داشت. این نظرات عمدتا آمریکا را آغازگر تجاوز، اسرائیل را متحدی غیرقابل اعتماد و ایران را قربانی مقاوم در برابر حملات معرفی میکردند. برخی نظرات نیز برای حمایت ظاهری از مقالههای منتشرشده توسط همین گروه نوشته میشدند.
با این حال، بررسی OpenAI نشان داد که این نظرات بازخورد چندانی دریافت نکردهاند. گردانندگان عملیات حتی در گزارشهای داخلی خود، افزایش بازدید پستهای دیگران را به حساب تاثیر نظرات خود میگذاشتند تا میزان موفقیت فعالیتهایشان بیشتر از واقعیت به نظر برسد.
شرکت OpenAI اعلام کرده حسابهای مرتبط با این عملیات را مسدود کرده و اطلاعات آن را در اختیار مراجع مربوط قرار داده است.
💸 tavaanatech
شرکت OpenAI از شناسایی یک عملیات سازمانیافته با منشأ ایران خبر داده است که گردانندگان آن با استفاده از هفت هویت جعلی خبرنگاری، موفق شدند نزدیک به ۱۰۰ مقاله درباره درگیری ایران و آمریکا را در رسانههای آنلاین خارجی منتشر یا بازنشر کنند.
بر اساس گزارش این شرکت، گردانندگان عملیات از ChatGPT برای ویرایش و آمادهسازی مقالههای انگلیسی، تطبیق آنها با معیارهای رسانههای مختلف و نوشتن ایمیلهای پیشنهاد انتشار به سردبیران استفاده میکردند.
این افراد خود را خبرنگاران مستقل غربی، عمدتا آمریکایی، معرفی میکردند و برای معتبر جلوه دادن هویتهای جعلی، در شبکههای اجتماعی مانند ایکس، اینستاگرام، فیسبوک و تردز نیز حساب ساخته بودند.
قدیمیترین مقاله شناساییشده به ژوئیه ۲۰۲۵ بازمیگردد و انتشار این مطالب پس از آغاز درگیری نظامی ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۶ به شکل چشمگیری افزایش یافته بود.
بخش دیگری از فعالیت این گروه به تولید انبوه نظرات در شبکههای اجتماعی اختصاص داشت. این نظرات عمدتا آمریکا را آغازگر تجاوز، اسرائیل را متحدی غیرقابل اعتماد و ایران را قربانی مقاوم در برابر حملات معرفی میکردند. برخی نظرات نیز برای حمایت ظاهری از مقالههای منتشرشده توسط همین گروه نوشته میشدند.
با این حال، بررسی OpenAI نشان داد که این نظرات بازخورد چندانی دریافت نکردهاند. گردانندگان عملیات حتی در گزارشهای داخلی خود، افزایش بازدید پستهای دیگران را به حساب تاثیر نظرات خود میگذاشتند تا میزان موفقیت فعالیتهایشان بیشتر از واقعیت به نظر برسد.
شرکت OpenAI اعلام کرده حسابهای مرتبط با این عملیات را مسدود کرده و اطلاعات آن را در اختیار مراجع مربوط قرار داده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍19❤3👌1
روایت تکاندهنده شکنجه مادر یک متهم میدان علیخانی اصفهان برای گرفتن اعتراف؛ هفت نفر در این پرونده اعدام شدهاند
یک منبع موثق از شکنجه مادرِ یکی از متهمان پروندهای مرتبط با «میدان علیخانی» برای وادار کردن فرزند ۱۸سالهاش به اعتراف خبر داده است. بنا بر این روایت، مادر را در برابر چشم پسرش تهدید به اعدام کرده و با تعرض به او کوشیدهاند متهم را به اعتراف وادار کنند.
متن گفتههای منبع موثق، به شرح زیر است:
«یک موضوعی هستش که من فکر کنم تا الان رسانهای نشده ولی دیگه الان وقتشه.
ببین، مادر یکی از بچهها را آوردن، چشمبند زدن به مادرش. مادرش الان بازداشت نیستها، میآوردن شکنجه میکردن که اینا اعتراف کنن. بهش گفتن ساکت، اصلاً نباید حرف بزنیها. بعد که مامانش رو آوردن، یه طناب دار اونجا آویزون کرده بودن با چهارپایه.
جلوی این بچه ۱۸ ساله، از بچههای میدون علیخانیِ، دست کردن داخل لباس مادرش، ببخشید میگم، روی سینه مادرش و یک دستشون هم زدن روی... اصلاً آدم دیوانه میشه وقتی میگه، ...اندام تناسلی مادرش.... بعد به این میگفتن صدا بدی، همین الان مادرتو اعدام میکنیم.
چشمهای مادر هم بسته بوده و التماس میکرده، دستاشو بسته بودن التماس میکرد. بعد دیگه این بچه همه چیزو با دستخط خودش طبق سناریوی بازجو مینویسه.»
این روایت تکاندهنده از اعمال شکنجه و تهدید به اعدام مادر متهم برای گرفتن اعتراف حکایت دارد. در همین پرونده تاکنون هفت نفر اعدام شدهاند. اعترافی که زیر شکنجه یا تهدید گرفته شود، نمیتواند نشانهای معتبر از حقیقت یا مبنایی عادلانه برای صدور حکم باشد و احکام این پرونده و سایر پروندهها بر اساس اعترافاتی گرفته شده که اینگونه گرفته شده است و جان جوانان ایران را با چنین روشهای مجرمانه، جنایتکارانه و بیشرمانهای گرفتهاند.
#شکنجه #اعتراف_اجباری #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #میدان_علیخانی_اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
روایت تکاندهنده شکنجه مادر یک متهم میدان علیخانی اصفهان برای گرفتن اعتراف؛ هفت نفر در این پرونده اعدام شدهاند
یک منبع موثق از شکنجه مادرِ یکی از متهمان پروندهای مرتبط با «میدان علیخانی» برای وادار کردن فرزند ۱۸سالهاش به اعتراف خبر داده است. بنا بر این روایت، مادر را در برابر چشم پسرش تهدید به اعدام کرده و با تعرض به او کوشیدهاند متهم را به اعتراف وادار کنند.
متن گفتههای منبع موثق، به شرح زیر است:
«یک موضوعی هستش که من فکر کنم تا الان رسانهای نشده ولی دیگه الان وقتشه.
ببین، مادر یکی از بچهها را آوردن، چشمبند زدن به مادرش. مادرش الان بازداشت نیستها، میآوردن شکنجه میکردن که اینا اعتراف کنن. بهش گفتن ساکت، اصلاً نباید حرف بزنیها. بعد که مامانش رو آوردن، یه طناب دار اونجا آویزون کرده بودن با چهارپایه.
جلوی این بچه ۱۸ ساله، از بچههای میدون علیخانیِ، دست کردن داخل لباس مادرش، ببخشید میگم، روی سینه مادرش و یک دستشون هم زدن روی... اصلاً آدم دیوانه میشه وقتی میگه، ...اندام تناسلی مادرش.... بعد به این میگفتن صدا بدی، همین الان مادرتو اعدام میکنیم.
چشمهای مادر هم بسته بوده و التماس میکرده، دستاشو بسته بودن التماس میکرد. بعد دیگه این بچه همه چیزو با دستخط خودش طبق سناریوی بازجو مینویسه.»
این روایت تکاندهنده از اعمال شکنجه و تهدید به اعدام مادر متهم برای گرفتن اعتراف حکایت دارد. در همین پرونده تاکنون هفت نفر اعدام شدهاند. اعترافی که زیر شکنجه یا تهدید گرفته شود، نمیتواند نشانهای معتبر از حقیقت یا مبنایی عادلانه برای صدور حکم باشد و احکام این پرونده و سایر پروندهها بر اساس اعترافاتی گرفته شده که اینگونه گرفته شده است و جان جوانان ایران را با چنین روشهای مجرمانه، جنایتکارانه و بیشرمانهای گرفتهاند.
#شکنجه #اعتراف_اجباری #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #میدان_علیخانی_اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
💔72❤6🕊1
مولوی عبدالحمید:
زندانی کردن و اعدام، راهحل نیست
با شفافیت به جامعه جهانی اطمینان دهید که دنبال ساخت بمب هستهای نیستید
مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵، با ابراز نگرانی از تشدید فشارهای اقتصادی و احتمال وقوع جنگی دیگر، خواستار گفتوگوی واقعی در داخل کشور و عرصه بینالمللی، رفع تحریمها، رسیدگی به مطالبات مردم و توقف اعدامها شد.
به گزارش دفتر مولانا عبدالحمید، او با اشاره به دشواری معیشت مردم، تورم، گرانی، کاهش ارزش پول ملی و رکود کسبوکارها گفت بخشهایی از جامعه حتی برای تأمین نان روزانه خود با مشکل مواجهاند. او هشدار داد که وقوع جنگی دیگر، پس از دو جنگ پیشین و خسارات گسترده به زیرساختهای کشور، میتواند ویرانیهای بیشتری به دنبال داشته باشد.
امام جمعه زاهدان گفت نجات ایران در گرو توافق و گفتوگوهای واقعی است، نه مذاکرات صوری. او با اشاره به مناقشه هستهای تأکید کرد که اگر جمهوری اسلامی به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست، باید با شفافیت به جامعه جهانی اطمینان دهد و برای حل این اختلاف اقدام کند. به گفته او، رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران باید در اولویت قرار گیرد و منافع مردم رنجدیده بر سایر ملاحظات مقدم باشد.
مولانا عبدالحمید همچنین حل عادلانه مسئله فلسطین را از الزامات برقراری ثبات در خاورمیانه دانست و خواستار رعایت حقوق فلسطینیان و تشکیل دولتی مستقل شد تا مردم فلسطین بتوانند درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند. او بر ضرورت حل اختلافات منطقهای از مسیر تدبیر و توافق نیز تأکید کرد.
او در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مشکلات داخلی کشور گفت مسئولان باید به خواستههای بحق مردم گوش دهند و برای جلب رضایت آنان اقدام کنند. مولانا عبدالحمید مردم را سرمایه اصلی کشور و ولینعمت مسئولان خواند و هشدار داد که میدان دادن به تندروها میتواند بحرانها را تشدید کند. او همچنین نسبت به پیامدهای ویرانگر جنگ بر زیرساختها و آینده کشور هشدار داد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه با انتقاد از برخوردهای قهری با معترضان و گستردگی اعدامها گفت: «زندانی کردن و اعدام، راهحل نیست.» او تأکید کرد که اعدامها فاصله میان ملت و حاکمیت را بیشتر میکند و خشونت به گسترش کینه و خشونت متقابل میانجامد.
مولانا عبدالحمید راه برونرفت از شرایط بحرانی را پذیرش خواستههای درست مردم، مهربانی و گفتوگو دانست و از مسئولان خواست به جای تشدید برخوردها، با زندانیان سیاسی گفتوگو کنند و در کنار مردم قرار گیرند.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
زندانی کردن و اعدام، راهحل نیست
با شفافیت به جامعه جهانی اطمینان دهید که دنبال ساخت بمب هستهای نیستید
مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵، با ابراز نگرانی از تشدید فشارهای اقتصادی و احتمال وقوع جنگی دیگر، خواستار گفتوگوی واقعی در داخل کشور و عرصه بینالمللی، رفع تحریمها، رسیدگی به مطالبات مردم و توقف اعدامها شد.
به گزارش دفتر مولانا عبدالحمید، او با اشاره به دشواری معیشت مردم، تورم، گرانی، کاهش ارزش پول ملی و رکود کسبوکارها گفت بخشهایی از جامعه حتی برای تأمین نان روزانه خود با مشکل مواجهاند. او هشدار داد که وقوع جنگی دیگر، پس از دو جنگ پیشین و خسارات گسترده به زیرساختهای کشور، میتواند ویرانیهای بیشتری به دنبال داشته باشد.
امام جمعه زاهدان گفت نجات ایران در گرو توافق و گفتوگوهای واقعی است، نه مذاکرات صوری. او با اشاره به مناقشه هستهای تأکید کرد که اگر جمهوری اسلامی به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست، باید با شفافیت به جامعه جهانی اطمینان دهد و برای حل این اختلاف اقدام کند. به گفته او، رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران باید در اولویت قرار گیرد و منافع مردم رنجدیده بر سایر ملاحظات مقدم باشد.
مولانا عبدالحمید همچنین حل عادلانه مسئله فلسطین را از الزامات برقراری ثبات در خاورمیانه دانست و خواستار رعایت حقوق فلسطینیان و تشکیل دولتی مستقل شد تا مردم فلسطین بتوانند درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند. او بر ضرورت حل اختلافات منطقهای از مسیر تدبیر و توافق نیز تأکید کرد.
او در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مشکلات داخلی کشور گفت مسئولان باید به خواستههای بحق مردم گوش دهند و برای جلب رضایت آنان اقدام کنند. مولانا عبدالحمید مردم را سرمایه اصلی کشور و ولینعمت مسئولان خواند و هشدار داد که میدان دادن به تندروها میتواند بحرانها را تشدید کند. او همچنین نسبت به پیامدهای ویرانگر جنگ بر زیرساختها و آینده کشور هشدار داد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه با انتقاد از برخوردهای قهری با معترضان و گستردگی اعدامها گفت: «زندانی کردن و اعدام، راهحل نیست.» او تأکید کرد که اعدامها فاصله میان ملت و حاکمیت را بیشتر میکند و خشونت به گسترش کینه و خشونت متقابل میانجامد.
مولانا عبدالحمید راه برونرفت از شرایط بحرانی را پذیرش خواستههای درست مردم، مهربانی و گفتوگو دانست و از مسئولان خواست به جای تشدید برخوردها، با زندانیان سیاسی گفتوگو کنند و در کنار مردم قرار گیرند.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤23👍4🕊1
Forwarded from گفتوشنود
آزادی یعنی چه؟
«من آزادم.» جملهای ساده است، اما آیزایا برلین، فیلسوف سیاسی، در سخنرانی «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) نشان داد که این واژه دستکم دو معنای متفاوت دارد؛ معناهایی که گاهی با هم تنش پیدا میکنند.
نخست، «آزادی منفی» است: آزادی از دخالت. یعنی دیگران ــ از دولت تا افراد و عرف ــ تا چه اندازه در انتخابها و زندگی من مداخله نمیکنند؟ این آزادی از ما میپرسد: چه قلمرویی برای تصمیمگیری خودم دارم؟ هرچه دخالت و اجبار کمتر باشد، آزادی منفی بیشتر است؛ هرچند این آزادی بهتنهایی تضمین نمیکند که فرد توان یا امکانات لازم برای انجام هر کاری را داشته باشد.
دوم، «آزادی مثبت» است: آزادی برای خودفرمانی. پرسش این است که چه کسی بر من حکومت میکند؟ آیا میتوانم با آگاهی و تأمل، خودم درباره زندگیام تصمیم بگیرم؟ این معنا به عاملیت و توان انتخاب اشاره دارد؛ اما نباید آن را با این ادعا یکی گرفت که کسی دیگر بهتر از خود فرد خیر و صلاح او را میشناسد.
خطر از جایی آغاز میشود که «خود» را دوپاره کنیم: خودی «راستین» و عاقل در برابر خودی نادان و فریبخورده. آنگاه قدرتی مدعی میشود که خودِ راستین ما را بهتر میشناسد و میتواند به نام رهاییمان وادارمان کند. برلین هشدار میداد که چنین برداشتی از آزادی مثبت ممکن است به توجیه اجبار و استبداد بدل شود؛ نه اینکه هر خواستی برای خودفرمانی الزاماً به استبداد بینجامد.
موری روتبارد نیز در کتاب «اخلاق آزادی» به برداشت برلین از آزادی منفی میپردازد و آن را نقد میکند؛ یادآوریای که نشان میدهد مرز این مفاهیم محل بحث است. بااینحال، پرسش برلین همچنان راهگشاست: وقتی کسی از آزادی سخن میگوید، باید پرسید آزادی از چه و آزادی برای چه؟
و پرسشی دیگر: چه کسی حق دارد «خودِ واقعی» ما را تعریف کند؟ گفتوگوی آزاد به فضایی نیاز دارد که در آن کسی دهان دیگری را نبندد؛ و میتواند به ما کمک کند خودفهمی دیگران را بشنویم، بیآنکه معنای آزادی را به آنان تحمیل کنیم.
#آزادی #گفت_و_شنود
@Dialogue1402
آزادی یعنی چه؟
«من آزادم.» جملهای ساده است، اما آیزایا برلین، فیلسوف سیاسی، در سخنرانی «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) نشان داد که این واژه دستکم دو معنای متفاوت دارد؛ معناهایی که گاهی با هم تنش پیدا میکنند.
نخست، «آزادی منفی» است: آزادی از دخالت. یعنی دیگران ــ از دولت تا افراد و عرف ــ تا چه اندازه در انتخابها و زندگی من مداخله نمیکنند؟ این آزادی از ما میپرسد: چه قلمرویی برای تصمیمگیری خودم دارم؟ هرچه دخالت و اجبار کمتر باشد، آزادی منفی بیشتر است؛ هرچند این آزادی بهتنهایی تضمین نمیکند که فرد توان یا امکانات لازم برای انجام هر کاری را داشته باشد.
دوم، «آزادی مثبت» است: آزادی برای خودفرمانی. پرسش این است که چه کسی بر من حکومت میکند؟ آیا میتوانم با آگاهی و تأمل، خودم درباره زندگیام تصمیم بگیرم؟ این معنا به عاملیت و توان انتخاب اشاره دارد؛ اما نباید آن را با این ادعا یکی گرفت که کسی دیگر بهتر از خود فرد خیر و صلاح او را میشناسد.
خطر از جایی آغاز میشود که «خود» را دوپاره کنیم: خودی «راستین» و عاقل در برابر خودی نادان و فریبخورده. آنگاه قدرتی مدعی میشود که خودِ راستین ما را بهتر میشناسد و میتواند به نام رهاییمان وادارمان کند. برلین هشدار میداد که چنین برداشتی از آزادی مثبت ممکن است به توجیه اجبار و استبداد بدل شود؛ نه اینکه هر خواستی برای خودفرمانی الزاماً به استبداد بینجامد.
موری روتبارد نیز در کتاب «اخلاق آزادی» به برداشت برلین از آزادی منفی میپردازد و آن را نقد میکند؛ یادآوریای که نشان میدهد مرز این مفاهیم محل بحث است. بااینحال، پرسش برلین همچنان راهگشاست: وقتی کسی از آزادی سخن میگوید، باید پرسید آزادی از چه و آزادی برای چه؟
و پرسشی دیگر: چه کسی حق دارد «خودِ واقعی» ما را تعریف کند؟ گفتوگوی آزاد به فضایی نیاز دارد که در آن کسی دهان دیگری را نبندد؛ و میتواند به ما کمک کند خودفهمی دیگران را بشنویم، بیآنکه معنای آزادی را به آنان تحمیل کنیم.
#آزادی #گفت_و_شنود
@Dialogue1402
👌10💯2❤1
۱۰ اکتبر، روز جهانی مبارزه علیه اعدام، فرصتی است برای تاکید بر لغو مجازات اعدام در سراسر جهان و بررسی عواقب منفی آن بر حقوق بشر.
روز جهانی مبارزه علیه اعدام، علاوه بر تاکید بر حق حیات برای همه و نفی کلی این مجازات، تلاشی است برای پایاندادن به مجازاتهای غیرانسانی و حمایت از حقوق همه انسانها برای ابراز عقایدشان بدون ترس از اعدام یا سرکوب.
جمهوری اسلامی با صدور احکام اعدام قصد دارد ترس و ارعاب را در جامعه حاکم کند. اجازه ندهیم دیکتاتور با قتل حکومتی جامعه را نابود کند.
منبر خامنهای
طرح از شاهرخ حیدری
https://tavaana.org/fa/Khamenb
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
۱۰ اکتبر، روز جهانی مبارزه علیه اعدام، فرصتی است برای تاکید بر لغو مجازات اعدام در سراسر جهان و بررسی عواقب منفی آن بر حقوق بشر.
روز جهانی مبارزه علیه اعدام، علاوه بر تاکید بر حق حیات برای همه و نفی کلی این مجازات، تلاشی است برای پایاندادن به مجازاتهای غیرانسانی و حمایت از حقوق همه انسانها برای ابراز عقایدشان بدون ترس از اعدام یا سرکوب.
جمهوری اسلامی با صدور احکام اعدام قصد دارد ترس و ارعاب را در جامعه حاکم کند. اجازه ندهیم دیکتاتور با قتل حکومتی جامعه را نابود کند.
منبر خامنهای
طرح از شاهرخ حیدری
https://tavaana.org/fa/Khamenb
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤20💔9💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی میخاسی ماشه رو بکشی نگفتی این پسر یه مادری داره که چشم به راهش تا برگرده ؟
چجوری دلت امد با یه مادر این کارو بکنی ، تو انسانی ؟
مادری که ۲۵ سال زحمت کشید همچین دست گلی را بزرگ کرده حقش این نبود که بشینه به یاد پسر لباسهاشو بغل کنه و گریه کنه. حق مادر های وطنمون این نیس 💔
محسن پسری بود که آزارش به هیچکس نمیرسید پسری بود که لبخند از رو لب هاش گنار نمیرفت
برای مادر #جاوید_نام_محسن_چیت_ساز 😔🕊️
متن و ویدیو از صفحه یادبود جاوید نام محسن چیتساز
جاویدنام محسن جوان کارگری بود که در شاپور اصفهان قهوهفروشی داشت، او جمعه ۱۹ دیماه در دستگرد برخوار اصفهان
توسط شلیک مستقیم سرکوبگران کشته شد
#فرزند_ایران_و_جان_فدای_میهن #محسن_چیت_ساز #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
وقتی میخاسی ماشه رو بکشی نگفتی این پسر یه مادری داره که چشم به راهش تا برگرده ؟
چجوری دلت امد با یه مادر این کارو بکنی ، تو انسانی ؟
مادری که ۲۵ سال زحمت کشید همچین دست گلی را بزرگ کرده حقش این نبود که بشینه به یاد پسر لباسهاشو بغل کنه و گریه کنه. حق مادر های وطنمون این نیس 💔
محسن پسری بود که آزارش به هیچکس نمیرسید پسری بود که لبخند از رو لب هاش گنار نمیرفت
برای مادر #جاوید_نام_محسن_چیت_ساز 😔🕊️
متن و ویدیو از صفحه یادبود جاوید نام محسن چیتساز
جاویدنام محسن جوان کارگری بود که در شاپور اصفهان قهوهفروشی داشت، او جمعه ۱۹ دیماه در دستگرد برخوار اصفهان
توسط شلیک مستقیم سرکوبگران کشته شد
#فرزند_ایران_و_جان_فدای_میهن #محسن_چیت_ساز #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔42🕊5👍1
Forwarded from گفتوشنود
روز جهانی مبارزه علیه اعدام که هر ساله در ۱۰ اکتبر برگزار میشود، فرصتی است برای تاکید بر لغو مجازات اعدام در سراسر جهان و بررسی عواقب منفی آن بر حقوق بشر.
در ایران، اعدام بر اساس احکامی همچون توهین به مقدسات، ارتداد، سب النبی، و خداناباوری، یکی از مواردی است که همچنان باعث نگرانیهای جدی حقوق بشری است.
این قوانین، افراد را به دلیل باورهای شخصی یا نقد دین با خطر مجازات مرگ مواجه میکند.
این مجازاتها نه تنها نقض آشکار آزادی اندیشه، وجدان، و بیان است، بلکه فضای ترس و سرکوب ایجاد میکند که بهطور دائمی بر زندگی کسانی که با باورهای رسمی دینی همسو نیستند، سایه میاندازد.
خداناباوران و ناباورمندان در ایران در هراس از این احکام به سر میبرند، چرا که بیان عقایدشان میتواند به اتهامات سنگین منجر شود.
روز جهانی مبارزه علیه اعدام، علاوه بر تاکید بر حق حیات برای همه و نفی کلی این مجازات، تلاشی است برای پایان دادن به این نوع مجازاتهای غیرانسانی و حمایت از حقوق همه انسانها برای ابراز عقایدشان بدون ترس از اعدام یا سرکوب.
#نقد_دین #نه_به_اعدام #خداناباوران #ناباورمندان #گفتگو_توانا
@dialogue1402
در ایران، اعدام بر اساس احکامی همچون توهین به مقدسات، ارتداد، سب النبی، و خداناباوری، یکی از مواردی است که همچنان باعث نگرانیهای جدی حقوق بشری است.
این قوانین، افراد را به دلیل باورهای شخصی یا نقد دین با خطر مجازات مرگ مواجه میکند.
این مجازاتها نه تنها نقض آشکار آزادی اندیشه، وجدان، و بیان است، بلکه فضای ترس و سرکوب ایجاد میکند که بهطور دائمی بر زندگی کسانی که با باورهای رسمی دینی همسو نیستند، سایه میاندازد.
خداناباوران و ناباورمندان در ایران در هراس از این احکام به سر میبرند، چرا که بیان عقایدشان میتواند به اتهامات سنگین منجر شود.
روز جهانی مبارزه علیه اعدام، علاوه بر تاکید بر حق حیات برای همه و نفی کلی این مجازات، تلاشی است برای پایان دادن به این نوع مجازاتهای غیرانسانی و حمایت از حقوق همه انسانها برای ابراز عقایدشان بدون ترس از اعدام یا سرکوب.
#نقد_دین #نه_به_اعدام #خداناباوران #ناباورمندان #گفتگو_توانا
@dialogue1402
❤12🕊7💯5
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مصطفی میرسلیم:
خودروهای داخلی بیتقصیرند؛ مشکل از رانندههاست!
در منطق میرسلیم، ظاهرا صنعت خودرو به اصلاح نیاز ندارد؛ مردم باید طوری رانندگی کنند که ضعف خودرو هیچوقت آشکار نشود! میرسلیم بار دیگر انتقاد از نقش کیفیت خودروهای داخلی در تلفات جادهای را پس زده و بر نحوه رانندگی مردم تاکید کرده است.
این همان میرسلیمی است که گفت لندکروز و پژو ۲۰۶ «فرقی نمیکنند» و در مخالفت با واردات خودروهای کارکرده، از «دریوزگی تفاله دیگران» نوشت(خودروهای کارکرده خارجی را دورریز کشورهای دیگر میخواند)
خطای راننده، مسئولیت خودروساز را پاک نمیکند. سیستم ایمن باید خطای انسانی را هم در نظر بگیرد. اما با استدلال میرسلیم، لابد به جای آزمون ایمنی خودرو باید از مردم تعهد گرفت که هرگز اشتباه نکنند؛ خودروساز خودرو را بفروشد، خریدار هم شخصا تضمین کند که زنده میماند!
📱 tavaanatech
خودروهای داخلی بیتقصیرند؛ مشکل از رانندههاست!
در منطق میرسلیم، ظاهرا صنعت خودرو به اصلاح نیاز ندارد؛ مردم باید طوری رانندگی کنند که ضعف خودرو هیچوقت آشکار نشود! میرسلیم بار دیگر انتقاد از نقش کیفیت خودروهای داخلی در تلفات جادهای را پس زده و بر نحوه رانندگی مردم تاکید کرده است.
این همان میرسلیمی است که گفت لندکروز و پژو ۲۰۶ «فرقی نمیکنند» و در مخالفت با واردات خودروهای کارکرده، از «دریوزگی تفاله دیگران» نوشت(خودروهای کارکرده خارجی را دورریز کشورهای دیگر میخواند)
خطای راننده، مسئولیت خودروساز را پاک نمیکند. سیستم ایمن باید خطای انسانی را هم در نظر بگیرد. اما با استدلال میرسلیم، لابد به جای آزمون ایمنی خودرو باید از مردم تعهد گرفت که هرگز اشتباه نکنند؛ خودروساز خودرو را بفروشد، خریدار هم شخصا تضمین کند که زنده میماند!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔12🕊3❤2
خطر اعدام برای ۱۲ جوان اهوازی در پرونده «قلعه چنعان»
سازمان حقوق بشر کارون میگوید ۱۲ جوان اهوازی بازداشتشده در پرونده «قلعه چنعان» با اتهامهایی از جمله «محاربه» و «بغی» روبهرو شدهاند؛ اتهامهایی که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
به گزارش این سازمان، هفت ماه پس از یورش نیروهای اطلاعاتی به منطقه قلعه چنعان اهواز در ۱۸ اسفند ۱۴۰۴، شعبه دوم بازپرسی دادگاه کارون اتهامهای «اخلال در نظم عمومی از طریق ایجاد درگیری و هیاهو»، «محاربه از طریق تیراندازی به حوزههای مقاومت بسیج» و «قیام مسلحانه در برابر نظام (بغی)» را به پرونده افزوده است. پیشتر نیز اتهامهایی از جمله «انفجار لولههای نفت»، «نگهداری بمب دستساز» و «همکاری با آمریکا و اسرائیل» به بازداشتشدگان نسبت داده شده بود.
سازمان حقوق بشر کارون به نقل از یک منبع مطلع میگوید بازداشتشدگان از زمان بازداشت از دسترسی به وکیل انتخابی و مستقل محروم بودهاند و خانوادههای آنان نیز برای گرفتن وکیل تحت فشار قرار گرفتهاند. این سازمان همچنین درباره شکنجه و احتمال استفاده از اعترافات اجباری در روند پرونده ابراز نگرانی کرده است.
بر اساس این گزارش، در جریان یورش ۱۸ اسفند دستکم پنج نفر از جوانان با شلیک مستقیم نیروهای اطلاعاتی کشته یا بهشدت مجروح شدند. سازمان حقوق بشر کارون میگوید با گذشت هفت ماه، مقامها هنوز درباره سرنوشت آنان توضیح روشنی ندادهاند و پیکرهایشان را به خانوادهها تحویل ندادهاند.
این سازمان میگوید شماری از بازداشتشدگان پس از ماهها نگهداری در سلولهای انفرادی، در ۳۱ تیر ۱۴۰۵ به بند ۲ زندان شیبان منتقل شدند. به گفته این سازمان، طارق حسنیان و محمدعلی باوی در این مدت تماسی با خانوادههایشان نداشتهاند و حمید حسنیان نیز پس از شکنجه شدید، در تنها تماس کوتاه خود گفته است: «آنقدر مرا کتک زدهاند که انگار قصد دارند مرا بکشند.»
افرادی که در این گزارش بهعنوان متهمان پرونده معرفی شدهاند عبارتاند از: طارق حسنیان، حمید حسنیان، محمدعلی باوی، توفیق سیلاوی، محمد نیسی، حسین سیلاوی، حامد زهیری، بهادر زرگانی، منصور ناصری، احمد باویفرد، یوسف حسنیان و جاسم باوی، معروف به میلاد.
سازمان حقوق بشر کارون روند رسیدگی به این پرونده را فاقد وجاهت قانونی دانسته و خواستار روشنشدن سرنوشت جانباختگان، توقف شکنجه، دسترسی متهمان به وکیل مستقل و جلوگیری از صدور و اجرای احکام اعدام شده است.
#نه_به_اعدام #خوزستان #عرب_خوزستان
@Tavaana_TavaanaTech
خطر اعدام برای ۱۲ جوان اهوازی در پرونده «قلعه چنعان»
سازمان حقوق بشر کارون میگوید ۱۲ جوان اهوازی بازداشتشده در پرونده «قلعه چنعان» با اتهامهایی از جمله «محاربه» و «بغی» روبهرو شدهاند؛ اتهامهایی که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
به گزارش این سازمان، هفت ماه پس از یورش نیروهای اطلاعاتی به منطقه قلعه چنعان اهواز در ۱۸ اسفند ۱۴۰۴، شعبه دوم بازپرسی دادگاه کارون اتهامهای «اخلال در نظم عمومی از طریق ایجاد درگیری و هیاهو»، «محاربه از طریق تیراندازی به حوزههای مقاومت بسیج» و «قیام مسلحانه در برابر نظام (بغی)» را به پرونده افزوده است. پیشتر نیز اتهامهایی از جمله «انفجار لولههای نفت»، «نگهداری بمب دستساز» و «همکاری با آمریکا و اسرائیل» به بازداشتشدگان نسبت داده شده بود.
سازمان حقوق بشر کارون به نقل از یک منبع مطلع میگوید بازداشتشدگان از زمان بازداشت از دسترسی به وکیل انتخابی و مستقل محروم بودهاند و خانوادههای آنان نیز برای گرفتن وکیل تحت فشار قرار گرفتهاند. این سازمان همچنین درباره شکنجه و احتمال استفاده از اعترافات اجباری در روند پرونده ابراز نگرانی کرده است.
بر اساس این گزارش، در جریان یورش ۱۸ اسفند دستکم پنج نفر از جوانان با شلیک مستقیم نیروهای اطلاعاتی کشته یا بهشدت مجروح شدند. سازمان حقوق بشر کارون میگوید با گذشت هفت ماه، مقامها هنوز درباره سرنوشت آنان توضیح روشنی ندادهاند و پیکرهایشان را به خانوادهها تحویل ندادهاند.
این سازمان میگوید شماری از بازداشتشدگان پس از ماهها نگهداری در سلولهای انفرادی، در ۳۱ تیر ۱۴۰۵ به بند ۲ زندان شیبان منتقل شدند. به گفته این سازمان، طارق حسنیان و محمدعلی باوی در این مدت تماسی با خانوادههایشان نداشتهاند و حمید حسنیان نیز پس از شکنجه شدید، در تنها تماس کوتاه خود گفته است: «آنقدر مرا کتک زدهاند که انگار قصد دارند مرا بکشند.»
افرادی که در این گزارش بهعنوان متهمان پرونده معرفی شدهاند عبارتاند از: طارق حسنیان، حمید حسنیان، محمدعلی باوی، توفیق سیلاوی، محمد نیسی، حسین سیلاوی، حامد زهیری، بهادر زرگانی، منصور ناصری، احمد باویفرد، یوسف حسنیان و جاسم باوی، معروف به میلاد.
سازمان حقوق بشر کارون روند رسیدگی به این پرونده را فاقد وجاهت قانونی دانسته و خواستار روشنشدن سرنوشت جانباختگان، توقف شکنجه، دسترسی متهمان به وکیل مستقل و جلوگیری از صدور و اجرای احکام اعدام شده است.
#نه_به_اعدام #خوزستان #عرب_خوزستان
@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤4🕊4
صفحه اینستاگرام مصطفی مهرآئین، از بازداشت این استاد سابق دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی، برای گذراندن حکم ۸ سال حبس و انتقال او به زندان اطلاع داد.
مصطفی مهرآیین در سال گذشته پس از انتشار چند نامه سرگشاده خطاب به علی خامنهای و همچنین ارائه تحلیلها و انتقادهایی درباره شرایط سیاسی و اجتماعی کشور و درخواست کنارهگیری خامنهای از قدرت، بازداشت شد. او پس از مدتی با تودیع وثیقه به صورت موقت از زندان آزاد شد.
بر اساس حکمی که در بهمنماه ۱۴۰۴ صادر شد، دادگاه انقلاب اسلامی وی را از بابت اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس، از بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» به یک سال حبس و از بابت «اهانت به مقام رهبری» به دو سال حبس تعزیری محکوم کرد.
مجموع احکام صادرشده برای این جامعهشناس هشت سال حبس تعزیری اعلام شده است، که پنج سال آن قابل اجرا است.
#مصطفی_مهرآئین
@Tavaana_TavaanaTech
صفحه اینستاگرام مصطفی مهرآئین، از بازداشت این استاد سابق دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی، برای گذراندن حکم ۸ سال حبس و انتقال او به زندان اطلاع داد.
مصطفی مهرآیین در سال گذشته پس از انتشار چند نامه سرگشاده خطاب به علی خامنهای و همچنین ارائه تحلیلها و انتقادهایی درباره شرایط سیاسی و اجتماعی کشور و درخواست کنارهگیری خامنهای از قدرت، بازداشت شد. او پس از مدتی با تودیع وثیقه به صورت موقت از زندان آزاد شد.
بر اساس حکمی که در بهمنماه ۱۴۰۴ صادر شد، دادگاه انقلاب اسلامی وی را از بابت اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس، از بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» به یک سال حبس و از بابت «اهانت به مقام رهبری» به دو سال حبس تعزیری محکوم کرد.
مجموع احکام صادرشده برای این جامعهشناس هشت سال حبس تعزیری اعلام شده است، که پنج سال آن قابل اجرا است.
#مصطفی_مهرآئین
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18❤15💔1
کشتهشدن فرید مکاری در بازداشت؛ گزارشها از شکنجه پس از ادرار بر مزار خامنهای حکایت دارد
فرید مکاری، حدوداً ۳۷ساله و اهل زاهدشهر از توابع شهرستان فسا، پس از بازداشت در مشهد جان باخت. یک منبع مطلع و یک خبرنگار همشهری فرد کشتهشده میگویند او در بازداشت نیروهای سازمان اطلاعات سپاه مشهد تحت شکنجههای شدید قرار گرفته است.
به گفته این دو منبع، مکاری چندی پیش مادرش را برای زیارت به مشهد برده بود. او در سفری دیگر به مشهد، با حضور بر مزار رهبر پیشین جمهوری اسلامی، علی خامنهای، بر آن ادرار کرد و پس از آن بازداشت شد.
این منابع میگویند مکاری در بازداشت بهشدت شکنجه شده و استخوانهای بدنش شکسته بود. به گفته آنان، آثار صدها ضربه با جسمی تیز، از جمله قمه یا چاقو، نیز بر بدن او دیده میشد.
پیکر او پس از حدود دو هفته به خانوادهاش تحویل داده شد. به گفته منابع مطلع، مقامهای جمهوری اسلامی از خانواده خواستهاند علت مرگ را «سانحه تصادف» اعلام کنند؛ با این حال، روایت کشتهشدن او در زاهدشهر پیچیده است.
فرید مکاری روز دوشنبه ۱۳ مهر در آرامستان زاهدشهر به خاک سپرده شد.
همشهریهای آو در شبکههای اجتماعی از خصلتهای خوب او مینویسند. جوانی که نتوانست خشمش نسبت به دیکتاتور پیشین و عامل کشتار. هزاران ایرانی و فلاکت کشور پنهان کند.
#فرید_مکاری
@Tavaana_TavaanaTech
کشتهشدن فرید مکاری در بازداشت؛ گزارشها از شکنجه پس از ادرار بر مزار خامنهای حکایت دارد
فرید مکاری، حدوداً ۳۷ساله و اهل زاهدشهر از توابع شهرستان فسا، پس از بازداشت در مشهد جان باخت. یک منبع مطلع و یک خبرنگار همشهری فرد کشتهشده میگویند او در بازداشت نیروهای سازمان اطلاعات سپاه مشهد تحت شکنجههای شدید قرار گرفته است.
به گفته این دو منبع، مکاری چندی پیش مادرش را برای زیارت به مشهد برده بود. او در سفری دیگر به مشهد، با حضور بر مزار رهبر پیشین جمهوری اسلامی، علی خامنهای، بر آن ادرار کرد و پس از آن بازداشت شد.
این منابع میگویند مکاری در بازداشت بهشدت شکنجه شده و استخوانهای بدنش شکسته بود. به گفته آنان، آثار صدها ضربه با جسمی تیز، از جمله قمه یا چاقو، نیز بر بدن او دیده میشد.
پیکر او پس از حدود دو هفته به خانوادهاش تحویل داده شد. به گفته منابع مطلع، مقامهای جمهوری اسلامی از خانواده خواستهاند علت مرگ را «سانحه تصادف» اعلام کنند؛ با این حال، روایت کشتهشدن او در زاهدشهر پیچیده است.
فرید مکاری روز دوشنبه ۱۳ مهر در آرامستان زاهدشهر به خاک سپرده شد.
همشهریهای آو در شبکههای اجتماعی از خصلتهای خوب او مینویسند. جوانی که نتوانست خشمش نسبت به دیکتاتور پیشین و عامل کشتار. هزاران ایرانی و فلاکت کشور پنهان کند.
#فرید_مکاری
@Tavaana_TavaanaTech
💔48❤13
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نه ماه، مادران فرزندانشان را در وجود خود حمل کردند؛ سالها برای بزرگکردنشان کوشیدند و با عشق، امید و نگرانی قد کشیدنشان را تماشا کردند. حالا نه ماه است که جای خالی آنها را تاب میآورند؛ نه ماه از روزی که فرزندانشان کشته شدند.
در ویدیوهایی که مادران و خانوادههای جانباختگان دیماه منتشر کردهاند، نه سیب، نشانهی نه ماه انتظار برای آمدن فرزند است و همزمان یادآور نه ماهی که از نبودنش گذشته. هر سیب، یک ماه دلتنگی است؛ یک ماه زندگی با جای خالی پسری که هنوز در قلب مادرش حضور دارد.
این حرکت، صدای مادرانی است که سوگ شخصیشان را به یادآوری جمعی تبدیل کردهاند؛ شبیه کارزارهایی که با روشنکردن یک شمع یا تکرار یک نام، نمیگذارند یاد جانباختگان خاموش شود. نه ماه گذشته، اما نامها و روایتهایشان هنوز زنده است؛ در خانههایشان، در دل مادرانشان و در حافظهی ما.
این ویدیوها را کنار هم گذاشتهایم تا صدای مادران شنیده شود و نام فرزندانشان از یاد نرود.
#امیرحسین_خدادادی
#آرش_یزدانی
#علی_رحمانی
#حسین_فرهی
#بهنام_ابراهیمیان
#نه_ماه_دلتنگی
#مادران_دادخواه
#جانباختگان_دیماه
@Tavaana_TavaanaTech
در ویدیوهایی که مادران و خانوادههای جانباختگان دیماه منتشر کردهاند، نه سیب، نشانهی نه ماه انتظار برای آمدن فرزند است و همزمان یادآور نه ماهی که از نبودنش گذشته. هر سیب، یک ماه دلتنگی است؛ یک ماه زندگی با جای خالی پسری که هنوز در قلب مادرش حضور دارد.
این حرکت، صدای مادرانی است که سوگ شخصیشان را به یادآوری جمعی تبدیل کردهاند؛ شبیه کارزارهایی که با روشنکردن یک شمع یا تکرار یک نام، نمیگذارند یاد جانباختگان خاموش شود. نه ماه گذشته، اما نامها و روایتهایشان هنوز زنده است؛ در خانههایشان، در دل مادرانشان و در حافظهی ما.
این ویدیوها را کنار هم گذاشتهایم تا صدای مادران شنیده شود و نام فرزندانشان از یاد نرود.
#امیرحسین_خدادادی
#آرش_یزدانی
#علی_رحمانی
#حسین_فرهی
#بهنام_ابراهیمیان
#نه_ماه_دلتنگی
#مادران_دادخواه
#جانباختگان_دیماه
@Tavaana_TavaanaTech
💔36🕊8❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
اگر از تلگرام روی کامپیوتر استفاده میکنید، بهروزرسانی را عقب نیندازید. بر اساس گزارش پژوهشگر امنیتی BeakSec، آسیبپذیری CVE-2026-107181 در تلگرام دسکتاپ تا نسخه ۷.۲.۸ میتواند با کلیک روی یک لینک مخرب و فراهم بودن شرایط حمله، به سرقت فایلهای ورود و تصاحب حساب کاربری منجر شود. اجرای این حمله در ویندوز آزمایش و تایید شده است.
خطر فقط سرقت حساب نیست؛ این نقص امکان ارسال فایلهای موجود روی کامپیوتر به گروه تحت کنترل مهاجم را هم فراهم میکند، بدون اینکه تلگرام برای ارسال آنها تایید بگیرد. اگر برای تلگرام دسکتاپ رمز قفل محلی تعیین نکرده باشید، مهاجم میتواند از فایلهای ورود سرقتشده برای دسترسی به حساب شما استفاده کند.
به گفته پژوهشگر، این آسیبپذیری در نسخه ۷.۲.۹، منتشرشده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، برطرف شد؛ اما انتشار این اصلاح با هشدار امنیتی همراه نبود.
حتما آخرین نسخه تلگرام دسکتاپ را نصب کنید؛ نسخه شما باید دستکم ۷.۲.۹ باشد. محدود کردن دانلود خودکار فایلها و تعیین رمز قفل محلی قوی، خطر را کاهش میدهد؛ اما جای بهروزرسانی را نمیگیرد.
لینک دانلود نسخه تلگرام برای دسکتاپ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2💯1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
معاون وزیر ارتباطات از احتمال قطع دوباره اینترنت در صورت وقوع جنگ گفت؛ باز هم مردم باید تاوان بدهند؟
وحید یزدانیان، معاون توسعه شبکه ملی اطلاعات وزارت ارتباطات، در گفتوگو با سیتنا گفت در صورت وقوع دوباره جنگ یا ناآرامی، احتمال قطع اینترنت وجود دارد، اما سطح این محدودیت مشخص نیست. یزدانیان همچنین از احتمال پررنگتر شدن نقش مسعود پزشکیان در تصمیمگیری درباره قطع اینترنت سخن گفت.
علت این قطع احتمالی هنوز توضیح داده نشده است، اما وزارت ارتباطات در جریان جنگ قبلی، به بهانه جلوگیری از سوءاستفاده از شبکه ارتباطی برای اهداف نظامی و حفاظت از جان و مال مردم را دلیل اعمال محدودیت اعلام کرده بود!
حکومتی که از پیشرفت فناوری و قدرت دفاع سایبری میگوید، باید توضیح دهد چرا هنگام بحران، قطع ارتباط مردم همچنان روی میز است. مردم در زمان جنگ بیش از همیشه به خبر، تماس با خانواده و ادامه کار و درآمدشان نیاز دارند. افزودن بیخبری و قطع معاش به ترس و ناامنی، چگونه قرار است از آنها حفاظت کند؟
اینکه دستور قطع اینترنت را چه کسی صادر کند، جای پاسخ به پرسش اصلی را نمیگیرد؛ ضرورت این تصمیم چگونه اثبات میشود، محدودیت تا چه زمانی ادامه دارد و چه کسی پاسخگوی خسارت مردم است؟
📱 tavaanatech
وحید یزدانیان، معاون توسعه شبکه ملی اطلاعات وزارت ارتباطات، در گفتوگو با سیتنا گفت در صورت وقوع دوباره جنگ یا ناآرامی، احتمال قطع اینترنت وجود دارد، اما سطح این محدودیت مشخص نیست. یزدانیان همچنین از احتمال پررنگتر شدن نقش مسعود پزشکیان در تصمیمگیری درباره قطع اینترنت سخن گفت.
علت این قطع احتمالی هنوز توضیح داده نشده است، اما وزارت ارتباطات در جریان جنگ قبلی، به بهانه جلوگیری از سوءاستفاده از شبکه ارتباطی برای اهداف نظامی و حفاظت از جان و مال مردم را دلیل اعمال محدودیت اعلام کرده بود!
حکومتی که از پیشرفت فناوری و قدرت دفاع سایبری میگوید، باید توضیح دهد چرا هنگام بحران، قطع ارتباط مردم همچنان روی میز است. مردم در زمان جنگ بیش از همیشه به خبر، تماس با خانواده و ادامه کار و درآمدشان نیاز دارند. افزودن بیخبری و قطع معاش به ترس و ناامنی، چگونه قرار است از آنها حفاظت کند؟
اینکه دستور قطع اینترنت را چه کسی صادر کند، جای پاسخ به پرسش اصلی را نمیگیرد؛ ضرورت این تصمیم چگونه اثبات میشود، محدودیت تا چه زمانی ادامه دارد و چه کسی پاسخگوی خسارت مردم است؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌11🕊2
بیانیه رضا محمدحسینی، از زندان قزلحصار؛
به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام
«جمهوری اسلامی برای بقای خود چوبههای دار برپا کرده است؛ اما هیچ طناب داری نمیتواند ملتی را که برای آزادی برخاسته، تا ابد به زانو درآورد.»
۱۰ اکتبر؛ روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام
امروز، از پشت دیوارهای زندان قزلحصار، صدای خود را علیه اعدام و سرکوب بلند میکنم؛ علیه حکومتی که مرگ را به ابزار بقای خود تبدیل کرده و میپندارد با گرفتن جان انسانها میتواند اراده یک ملت را درهم بشکند.
اعدام عدالت نیست؛ انتقام است. نشانه اقتدار نیست؛ نشانه ناتوانی حکومتی است که بهجای شنیدن صدای مردم، زندان میسازد و بهجای پذیرش حق آزادی و انتخاب، چوبههای دار برپا میکند. اعدام چرخه خشونت را ادامه میدهد و خانوادهها را هر روز با ترس از ازدستدادن عزیزانشان روبهرو میکند.
جمهوری اسلامی نزدیک به ۴۸ سال است که ملت ایران را به گروگان گرفته است. زندان، شکنجه، سرکوب، کشتار و اعدام، ابزارهای حفظ قدرت این حکومت بودهاند. حکومتی که مشروعیتش را در اراده آزاد مردم نمییابد، بقای خود را در ایجاد وحشت جستوجو میکند؛ از سلول انفرادی تا خیابان و چوبه دار.
اما هر چوبه دار، نشانه هراس حکومت از آزادی است، نه پیروزی آن بر مردم. دیوار زندان نمیتواند حقیقت را برای همیشه دفن کند و تهدید به اعدام نمیتواند وجدان انسانی را خاموش سازد.
زندانی محکوم به اعدام، پیش از آنکه موضوع یک پرونده قضایی باشد، انسانی برخوردار از حق حیات و کرامت است. هیچ حکومتی حق ندارد با اتهامهای مبهم، محاکمه ناعادلانه، اعتراف اجباری یا محرومکردن متهم از دادرسی منصفانه، جان انسانها را ابزار تسویهحساب سیاسی و ارعاب عمومی کند.
از آبان ۱۳۹۸ تا دیماه ۱۴۰۴؛ تداوم سیاست سرکوب
تاریخ معاصر ایران زخمهای عمیقی از سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸، خیزش ۱۴۰۱ و کشتار خونین دیماه ۱۴۰۴ بر پیکر خود دارد. جنبش «زن، زندگی، آزادی» با خواست کرامت انسانی و رهایی از اجبار و سرکوب شکل گرفت، اما پاسخ حکومت بار دیگر خشونت، بازداشت، شکنجه و کشتار بود.
در دیماه ۱۴۰۴ نیز، در جریان انقلاب شیر و خورشید ایران، کشتاری گسترده و هولناک رخ داد؛ فاجعهای که آن را یکی از بزرگترین فجایع تاریخ معاصر ایران و جنایتی علیه بشریت میدانم. ابعاد آن باید مستقل و بیطرفانه بررسی شود و آمران و عاملانش در برابر عدالت پاسخگو باشند.
اکنون معترضان و بازداشتشدگان آن روزها با احکام سنگین و خطر اعدام روبهرو هستند. کشاندن آنان به پای چوبههای دار، ادامه همان سیاست سرکوب و کشتار است؛ تلاشی برای آنکه حکومت با طناب دار به آنچه با گلوله به دست نیاورده، برسد.
اعدام معترضان، حقیقت را تغییر نمیدهد و خون جانباختگان را از حافظه تاریخی مردم پاک نمیکند. تا زمانی که بیعدالتی، سرکوب و سلب آزادی پابرجاست، چوبه دار پاسخی به خواست یک ملت نخواهد بود.
مبارزه با اعدام، دفاع از حق حیات است
مخالفت با اعدام، نادیدهگرفتن رنج قربانیان جرم یا انکار ضرورت عدالت نیست. عدالت بر کشف حقیقت، رسیدگی منصفانه، پاسخگویی مسئولان و حمایت از قربانیان استوار است؛ نه بر انتقام و نمایش مرگ.
خواهان جامعهای هستیم که در آن هیچکس بهدلیل عقیده، اعتراض یا بیان حقیقت در معرض مرگ قرار نگیرد و هیچ خانوادهای هر روز با هراس از اجرای حکم عزیزش زندگی نکند.
در روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، خواستههای خود را اعلام میکنم:
- توقف فوری اجرای احکام اعدام و لغو احکام مرگ صادرشده علیه معترضان و زندانیان سیاسی؛
- پایاندادن به فشار بر زندانیان محکوم به اعدام، انتقالهای تنبیهی و استفاده از سلول انفرادی برای خاموشکردن صدای آنان؛
- تضمین دسترسی زندانیان به وکیل منتخب، خانواده و نهادهای مستقل ناظر؛
- آزادی فوری و بیقیدوشرط زندانیان سیاسی و عقیدتی؛
- پایاندادن به مجازات اعدام.
از جامعه جهانی، سازمان ملل متحد و نهادهای حقوق بشری میخواهم در برابر استفاده سیاسی از اعدام سکوت نکنند. جان زندانیان در معرض اعدام نباید قربانی مصلحتهای سیاسی یا فراموشی خبری شود.
طناب دار نمیتواند آزادی را اعدام کند
از پشت دیوارهای زندان قزلحصار، در کنار زندانیانی میایستم که بهدلیل عقیده، اعتراض یا رساندن حقیقت تحت فشار قرار گرفتهاند؛ بهویژه آنان که هر روز با خطر اعدام روبهرو هستند.
نباید بگذاریم اعدام عادی شود و مرگ به خبری روزمره بدل شود. هیچ حکومتی مالک جان مردم نیست و هیچ قدرتی حق ندارد حق حیات را ابزار تهدید کند.
ادامه در لینک زیر:
https://tinyurl.com/bddan3m5
#نه_به_اعدام #بیانیه #رضا_محمدحسینی
@Tavaana_TavaanaTech
به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام
«جمهوری اسلامی برای بقای خود چوبههای دار برپا کرده است؛ اما هیچ طناب داری نمیتواند ملتی را که برای آزادی برخاسته، تا ابد به زانو درآورد.»
۱۰ اکتبر؛ روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام
امروز، از پشت دیوارهای زندان قزلحصار، صدای خود را علیه اعدام و سرکوب بلند میکنم؛ علیه حکومتی که مرگ را به ابزار بقای خود تبدیل کرده و میپندارد با گرفتن جان انسانها میتواند اراده یک ملت را درهم بشکند.
اعدام عدالت نیست؛ انتقام است. نشانه اقتدار نیست؛ نشانه ناتوانی حکومتی است که بهجای شنیدن صدای مردم، زندان میسازد و بهجای پذیرش حق آزادی و انتخاب، چوبههای دار برپا میکند. اعدام چرخه خشونت را ادامه میدهد و خانوادهها را هر روز با ترس از ازدستدادن عزیزانشان روبهرو میکند.
جمهوری اسلامی نزدیک به ۴۸ سال است که ملت ایران را به گروگان گرفته است. زندان، شکنجه، سرکوب، کشتار و اعدام، ابزارهای حفظ قدرت این حکومت بودهاند. حکومتی که مشروعیتش را در اراده آزاد مردم نمییابد، بقای خود را در ایجاد وحشت جستوجو میکند؛ از سلول انفرادی تا خیابان و چوبه دار.
اما هر چوبه دار، نشانه هراس حکومت از آزادی است، نه پیروزی آن بر مردم. دیوار زندان نمیتواند حقیقت را برای همیشه دفن کند و تهدید به اعدام نمیتواند وجدان انسانی را خاموش سازد.
زندانی محکوم به اعدام، پیش از آنکه موضوع یک پرونده قضایی باشد، انسانی برخوردار از حق حیات و کرامت است. هیچ حکومتی حق ندارد با اتهامهای مبهم، محاکمه ناعادلانه، اعتراف اجباری یا محرومکردن متهم از دادرسی منصفانه، جان انسانها را ابزار تسویهحساب سیاسی و ارعاب عمومی کند.
از آبان ۱۳۹۸ تا دیماه ۱۴۰۴؛ تداوم سیاست سرکوب
تاریخ معاصر ایران زخمهای عمیقی از سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸، خیزش ۱۴۰۱ و کشتار خونین دیماه ۱۴۰۴ بر پیکر خود دارد. جنبش «زن، زندگی، آزادی» با خواست کرامت انسانی و رهایی از اجبار و سرکوب شکل گرفت، اما پاسخ حکومت بار دیگر خشونت، بازداشت، شکنجه و کشتار بود.
در دیماه ۱۴۰۴ نیز، در جریان انقلاب شیر و خورشید ایران، کشتاری گسترده و هولناک رخ داد؛ فاجعهای که آن را یکی از بزرگترین فجایع تاریخ معاصر ایران و جنایتی علیه بشریت میدانم. ابعاد آن باید مستقل و بیطرفانه بررسی شود و آمران و عاملانش در برابر عدالت پاسخگو باشند.
اکنون معترضان و بازداشتشدگان آن روزها با احکام سنگین و خطر اعدام روبهرو هستند. کشاندن آنان به پای چوبههای دار، ادامه همان سیاست سرکوب و کشتار است؛ تلاشی برای آنکه حکومت با طناب دار به آنچه با گلوله به دست نیاورده، برسد.
اعدام معترضان، حقیقت را تغییر نمیدهد و خون جانباختگان را از حافظه تاریخی مردم پاک نمیکند. تا زمانی که بیعدالتی، سرکوب و سلب آزادی پابرجاست، چوبه دار پاسخی به خواست یک ملت نخواهد بود.
مبارزه با اعدام، دفاع از حق حیات است
مخالفت با اعدام، نادیدهگرفتن رنج قربانیان جرم یا انکار ضرورت عدالت نیست. عدالت بر کشف حقیقت، رسیدگی منصفانه، پاسخگویی مسئولان و حمایت از قربانیان استوار است؛ نه بر انتقام و نمایش مرگ.
خواهان جامعهای هستیم که در آن هیچکس بهدلیل عقیده، اعتراض یا بیان حقیقت در معرض مرگ قرار نگیرد و هیچ خانوادهای هر روز با هراس از اجرای حکم عزیزش زندگی نکند.
در روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، خواستههای خود را اعلام میکنم:
- توقف فوری اجرای احکام اعدام و لغو احکام مرگ صادرشده علیه معترضان و زندانیان سیاسی؛
- پایاندادن به فشار بر زندانیان محکوم به اعدام، انتقالهای تنبیهی و استفاده از سلول انفرادی برای خاموشکردن صدای آنان؛
- تضمین دسترسی زندانیان به وکیل منتخب، خانواده و نهادهای مستقل ناظر؛
- آزادی فوری و بیقیدوشرط زندانیان سیاسی و عقیدتی؛
- پایاندادن به مجازات اعدام.
از جامعه جهانی، سازمان ملل متحد و نهادهای حقوق بشری میخواهم در برابر استفاده سیاسی از اعدام سکوت نکنند. جان زندانیان در معرض اعدام نباید قربانی مصلحتهای سیاسی یا فراموشی خبری شود.
طناب دار نمیتواند آزادی را اعدام کند
از پشت دیوارهای زندان قزلحصار، در کنار زندانیانی میایستم که بهدلیل عقیده، اعتراض یا رساندن حقیقت تحت فشار قرار گرفتهاند؛ بهویژه آنان که هر روز با خطر اعدام روبهرو هستند.
نباید بگذاریم اعدام عادی شود و مرگ به خبری روزمره بدل شود. هیچ حکومتی مالک جان مردم نیست و هیچ قدرتی حق ندارد حق حیات را ابزار تهدید کند.
ادامه در لینک زیر:
https://tinyurl.com/bddan3m5
#نه_به_اعدام #بیانیه #رضا_محمدحسینی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊23❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اثر “بیدار” جدالی است بین دو تفکرِ موافق و مخالفِ حُکمِ اعدام، حُکمی که در هر جای دنیا هم که باشد میتواند به اشتباه صادر شود و هرگز نمیتواند اشتباه خود را جبران کند.
تقدیم به تمام کسانی که در هر نقطهای از جهان به خاطر آزادی جانشان را از دست دادند، با احترام به تمامِ خانوادههای داغدار.
نام اثر: #بیدار
کلام و اجرا: توماج
ضربآهنگ SajjadSearch
طراحِ جلد: Annaki
بنویس #نه_به_اعدام
youtu.be/Ck8wXpsK6Uw
@Tavaana_TavaanaTech
تقدیم به تمام کسانی که در هر نقطهای از جهان به خاطر آزادی جانشان را از دست دادند، با احترام به تمامِ خانوادههای داغدار.
نام اثر: #بیدار
کلام و اجرا: توماج
ضربآهنگ SajjadSearch
طراحِ جلد: Annaki
بنویس #نه_به_اعدام
youtu.be/Ck8wXpsK6Uw
@Tavaana_TavaanaTech
❤27🕊10
گلشن فتحی در واکنش به قتل مریم یارمحمدی در قشم، زنکشی را پیامد ساختار مردسالارانهای دانست که از عرف تا قوانین و سیاستهای رسمی بازتولید میشود و حکومت را در برابر تأمین امنیت زنان و پیشگیری از خشونت مسئول میکند.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، مریم یارمحمدی، زن ۲۸ساله و مادر دو فرزند، بامداد ۱۳ مهر در قشم بهدست برادرش کشته و پیکرش مثله شد. این سازمان انگیزه قتل را «ناموسی» گزارش کرده است.
نوشته خانم فتحی به شرح زیر است:
مردسالاری در ایران، از عرف تا قانون، بازتولید میشود.
#زنکشی را نمیتوان به جنون لحظهای یک مرد، تعصب یک خانواده یا عقبماندگی فرهنگی تقلیل داد. ریشه زن کشی ساختار قدرتی است که قرنها استقلال زن را به رسمیت نشناخته و در جمهوری اسلامی، بخشی از این نابرابری را در قوانین و سیاستگذاریهای رسمی تثبیت کرده است.
وقتی قانون در حوزههایی از زندگی، اختیار مرد را بر استقلال زن مقدم میکند… وقتی پدر به موجب ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی از قصاص فرزند خود مستثنا میشود، یا ماده ۶۳۰ همین قانون که صراحتا شرایط کشتن زن مطرح میشود، وقتی حمایت جامع و مؤثری برای پیشگیری از خشونت علیه زنان وجود ندارد،منطقا نمیتوان زنکشی را صرفاً جنایتی خصوصی دانست و مسئولیت را به قاتل و خانواده قربانی محدود کرد.
آیا نظام حقوقی، در تمام مراحل زندگی یک زن، از حق حیات، امنیت و استقلال او بهطور برابر حمایت میکند؟
مردی که زنی را به دلیل انتخاب همسر، درخواست طلاق، پایان دادن به رابطه یا به پشتوانه استدلال فقهی مهدورالدم بودن یا حتی سرپیچی از خواستههایش میکشد، با خشونت فیزیکی مرتکب جنایت نشده است، او ادعای مالکیت بر حق انتخاب انسانی دیگر را به خون تبدیل کرده است. خطر زمانی عمیقتر میشود که منطق مالکیت، در قالب غیرت و ناموس توجیه اجتماعی و پشتوانه قانونی پیدا کند و نهادهای مسئول نتوانند پیش از وقوع قتل، امنیت زن را تضمین کنند.
حکومت مسئول رفتار یا انتخاب شخصی قاتل نیست، اما مسئول قوانین، سیاستها و سازوکارهای حمایتی خویش است. نمیتوان از یک سو درباره اخلاق و خانواده سخن گفت و از سوی دیگر، بدون پاسخگویی درباره نابرابریهای حقوقی، ضعف حمایت از قربانیان و فقدان پیشگیری مؤثر، از کنار زنانی گذشت که پیش از مرگ، بارها حق امنیتشان نادیده گرفته شده است.
در نگاه کلان مهم نیست که چه کسی ماشه را کشید یا ضربه را وارد کرد؛ این مسئله بسیار مهم است که چه ساختارهایی به سلطه مشروعیت میدهند، چه نهادهایی در پیشگیری ناکام میمانند و چه قوانینی باید اصلاح شوند تا هیچ مردی نتواند ادعای مالکیت به هرعنوانی (پدر، همسر، ولی، قیم، برادر، شارع و …) بر زن را به مصونیت از پاسخگویی تبدیل کند.
زنکشی، مسئلهای سیاسی است! زیرا قانونگذاری، توزیع قدرت، استقلال فردی و مسئولیت حکومت در برابر امنیت شهروندان را به چالش میکشد. تا زمانی که برابری زن در قانون و عمل تضمین نشود و امنیت او به اراده مردان خانواده وابسته بماند، نمیتوان از عدالت جنسیتی سخن گفت.
هیچ زنی به دلیل انتخاب زندگی خود مستحق مرگ نیست و هیچ حکومتی نمیتواند با مجازات قاتل پس از جنایت، از پاسخگویی درباره مسئولیت خود در پیشگیری از آن چشم بپوشد.
#مریم_یارمحمدی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای منتشر شده، مریم یارمحمدی، زن ۲۸ساله و مادر دو فرزند، بامداد ۱۳ مهر در قشم بهدست برادرش کشته و پیکرش مثله شد. این سازمان انگیزه قتل را «ناموسی» گزارش کرده است.
نوشته خانم فتحی به شرح زیر است:
مردسالاری در ایران، از عرف تا قانون، بازتولید میشود.
#زنکشی را نمیتوان به جنون لحظهای یک مرد، تعصب یک خانواده یا عقبماندگی فرهنگی تقلیل داد. ریشه زن کشی ساختار قدرتی است که قرنها استقلال زن را به رسمیت نشناخته و در جمهوری اسلامی، بخشی از این نابرابری را در قوانین و سیاستگذاریهای رسمی تثبیت کرده است.
وقتی قانون در حوزههایی از زندگی، اختیار مرد را بر استقلال زن مقدم میکند… وقتی پدر به موجب ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی از قصاص فرزند خود مستثنا میشود، یا ماده ۶۳۰ همین قانون که صراحتا شرایط کشتن زن مطرح میشود، وقتی حمایت جامع و مؤثری برای پیشگیری از خشونت علیه زنان وجود ندارد،منطقا نمیتوان زنکشی را صرفاً جنایتی خصوصی دانست و مسئولیت را به قاتل و خانواده قربانی محدود کرد.
آیا نظام حقوقی، در تمام مراحل زندگی یک زن، از حق حیات، امنیت و استقلال او بهطور برابر حمایت میکند؟
مردی که زنی را به دلیل انتخاب همسر، درخواست طلاق، پایان دادن به رابطه یا به پشتوانه استدلال فقهی مهدورالدم بودن یا حتی سرپیچی از خواستههایش میکشد، با خشونت فیزیکی مرتکب جنایت نشده است، او ادعای مالکیت بر حق انتخاب انسانی دیگر را به خون تبدیل کرده است. خطر زمانی عمیقتر میشود که منطق مالکیت، در قالب غیرت و ناموس توجیه اجتماعی و پشتوانه قانونی پیدا کند و نهادهای مسئول نتوانند پیش از وقوع قتل، امنیت زن را تضمین کنند.
حکومت مسئول رفتار یا انتخاب شخصی قاتل نیست، اما مسئول قوانین، سیاستها و سازوکارهای حمایتی خویش است. نمیتوان از یک سو درباره اخلاق و خانواده سخن گفت و از سوی دیگر، بدون پاسخگویی درباره نابرابریهای حقوقی، ضعف حمایت از قربانیان و فقدان پیشگیری مؤثر، از کنار زنانی گذشت که پیش از مرگ، بارها حق امنیتشان نادیده گرفته شده است.
در نگاه کلان مهم نیست که چه کسی ماشه را کشید یا ضربه را وارد کرد؛ این مسئله بسیار مهم است که چه ساختارهایی به سلطه مشروعیت میدهند، چه نهادهایی در پیشگیری ناکام میمانند و چه قوانینی باید اصلاح شوند تا هیچ مردی نتواند ادعای مالکیت به هرعنوانی (پدر، همسر، ولی، قیم، برادر، شارع و …) بر زن را به مصونیت از پاسخگویی تبدیل کند.
زنکشی، مسئلهای سیاسی است! زیرا قانونگذاری، توزیع قدرت، استقلال فردی و مسئولیت حکومت در برابر امنیت شهروندان را به چالش میکشد. تا زمانی که برابری زن در قانون و عمل تضمین نشود و امنیت او به اراده مردان خانواده وابسته بماند، نمیتوان از عدالت جنسیتی سخن گفت.
هیچ زنی به دلیل انتخاب زندگی خود مستحق مرگ نیست و هیچ حکومتی نمیتواند با مجازات قاتل پس از جنایت، از پاسخگویی درباره مسئولیت خود در پیشگیری از آن چشم بپوشد.
#مریم_یارمحمدی
@Tavaana_TavaanaTech
❤18👍6🕊4💔3💯2
Forwarded from گفتوشنود
وقتی پاسخ قطعی، گفتوگو را میبندد
در جامعهای متکثر، اختلاف نظر بخشی از زندگی مشترک ماست. آدمها تجربهها و باورهای متفاوتی دارند و طبیعی است درباره علت مشکلات و راهحل آنها همنظر نباشند. مسئله وقتی آغاز میشود که برداشت خود را تنها پاسخ ممکن بدانیم و مخالفت دیگری را به نادانی یا بدخواهی نسبت دهیم. آنوقت به جای سنجیدن ادعا و دلیل، درباره ارزش و نیت آدمها حکم میدهیم. این کار شاید لحظهای خیالمان را راحت کند، اما راه فهم اختلاف و زندگی در کنار یکدیگر را میبندد.
ایلانا رداستون در کتاب «تله قطعیت» توضیح میدهد که این دام به یک گرایش سیاسی محدود نیست. هرکدام از ما ممکن است باور خود را بدیهی بگیریم و نپرسیم چه شواهدی پشتیبان آن است. آریه کروگلانسکی برای میل ذهن به رسیدن به پاسخی روشن، اصطلاح «نیاز به بستهشدن شناختی» را به کار میبرد. این نیاز طبیعی است: نمیتوانیم هر موضوعی را تا رسیدن به یقین کامل بررسی کنیم. اما گاهی برای رهایی از ابهام، پیش از داشتن شواهد کافی جستوجو را متوقف میکنیم و اطلاعات تازه را فقط با پاسخ نخست میسنجیم.
خستگی، ترس، خشم و فشار جمع میتوانند این شتاب را بیشتر کنند. در چنین لحظههایی، برچسبزدن سادهتر از شنیدن استدلال به نظر میرسد. البته گفتوگو به معنای برابر دانستن همه ادعاها نیست. ادعای بیمدرک را نباید همسنگ ادعای مستند دانست؛ شنیدن حرف کسی هم به معنای تایید آن نیست. مدارا یعنی درباره گفتهها و رفتارها داوری کنیم، اما بر پایه دلیل و سند، نه حدسزدن نیت افراد.
جولیا گالف در کتاب «ذهن دیدهبان» میان دفاع از موضع خود و تلاش برای دیدن دقیقتر واقعیت فرق میگذارد. این نگاه از ما نمیخواهد ارزشهایمان را کنار بگذاریم یا در برابر بیعدالتی بیطرف بمانیم. میتوانیم از آزادی، برابری و کرامت انسان دفاع کنیم و همزمان بپذیریم که در تشخیص واقعیت یا انتخاب راهحل ممکن است اشتباه کنیم. تغییر نظر گاهی راه وفادارماندن به همان ارزشهاست.
در اختلاف بعدی، پیش از داوری بپرسیم: ادعای دقیق طرف مقابل چیست؟ شواهدش کداماند؟ من چه چیزی را نمیدانم؟ و چه اطلاعاتی میتواند نظرم را تغییر دهد؟ این پرسشها تصمیمگیری را متوقف نمیکنند؛ کمک میکنند بر پایه دانستههای امروز عمل کنیم و در برابر شواهد تازه، راه بازنگری را باز بگذاریم. همزیستی با حذف اختلاف به دست نمیآید؛ به فضایی نیاز دارد که بتوان در آن اختلاف را بدون تحقیر و طرد بررسی کرد.
#گفت_و_شنود #قطعیت #عدم_قطعیت
@Dialogue1402
وقتی پاسخ قطعی، گفتوگو را میبندد
در جامعهای متکثر، اختلاف نظر بخشی از زندگی مشترک ماست. آدمها تجربهها و باورهای متفاوتی دارند و طبیعی است درباره علت مشکلات و راهحل آنها همنظر نباشند. مسئله وقتی آغاز میشود که برداشت خود را تنها پاسخ ممکن بدانیم و مخالفت دیگری را به نادانی یا بدخواهی نسبت دهیم. آنوقت به جای سنجیدن ادعا و دلیل، درباره ارزش و نیت آدمها حکم میدهیم. این کار شاید لحظهای خیالمان را راحت کند، اما راه فهم اختلاف و زندگی در کنار یکدیگر را میبندد.
ایلانا رداستون در کتاب «تله قطعیت» توضیح میدهد که این دام به یک گرایش سیاسی محدود نیست. هرکدام از ما ممکن است باور خود را بدیهی بگیریم و نپرسیم چه شواهدی پشتیبان آن است. آریه کروگلانسکی برای میل ذهن به رسیدن به پاسخی روشن، اصطلاح «نیاز به بستهشدن شناختی» را به کار میبرد. این نیاز طبیعی است: نمیتوانیم هر موضوعی را تا رسیدن به یقین کامل بررسی کنیم. اما گاهی برای رهایی از ابهام، پیش از داشتن شواهد کافی جستوجو را متوقف میکنیم و اطلاعات تازه را فقط با پاسخ نخست میسنجیم.
خستگی، ترس، خشم و فشار جمع میتوانند این شتاب را بیشتر کنند. در چنین لحظههایی، برچسبزدن سادهتر از شنیدن استدلال به نظر میرسد. البته گفتوگو به معنای برابر دانستن همه ادعاها نیست. ادعای بیمدرک را نباید همسنگ ادعای مستند دانست؛ شنیدن حرف کسی هم به معنای تایید آن نیست. مدارا یعنی درباره گفتهها و رفتارها داوری کنیم، اما بر پایه دلیل و سند، نه حدسزدن نیت افراد.
جولیا گالف در کتاب «ذهن دیدهبان» میان دفاع از موضع خود و تلاش برای دیدن دقیقتر واقعیت فرق میگذارد. این نگاه از ما نمیخواهد ارزشهایمان را کنار بگذاریم یا در برابر بیعدالتی بیطرف بمانیم. میتوانیم از آزادی، برابری و کرامت انسان دفاع کنیم و همزمان بپذیریم که در تشخیص واقعیت یا انتخاب راهحل ممکن است اشتباه کنیم. تغییر نظر گاهی راه وفادارماندن به همان ارزشهاست.
در اختلاف بعدی، پیش از داوری بپرسیم: ادعای دقیق طرف مقابل چیست؟ شواهدش کداماند؟ من چه چیزی را نمیدانم؟ و چه اطلاعاتی میتواند نظرم را تغییر دهد؟ این پرسشها تصمیمگیری را متوقف نمیکنند؛ کمک میکنند بر پایه دانستههای امروز عمل کنیم و در برابر شواهد تازه، راه بازنگری را باز بگذاریم. همزیستی با حذف اختلاف به دست نمیآید؛ به فضایی نیاز دارد که بتوان در آن اختلاف را بدون تحقیر و طرد بررسی کرد.
#گفت_و_شنود #قطعیت #عدم_قطعیت
@Dialogue1402
👍11❤1👌1