آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.2K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
مرثیه‌ای برای صحنه‌ی خاموش
به بهانه ۲۷ مارس، روز جهانی تئاتر
✍️سیاوش آبان

در سرزمینی که کلمات را تیغ می‌زنند و پرده‌ها، پیش از آن‌که بالا روند، فرو می‌افتند، دیگر تئاتر آیینه نیست؛ تابوتی‌ست که هر شب، اندیشه‌ای نو در آن مدفون می‌شود.

نویسنده، کاغذ را با واژه‌هایی پُر می‌کند که باید خط بخورند، باید حذف شوند و نباشند. کارگردان و بازیگر، با هزار امید، نقشی را می‌پرورانند که هرگز اجازه‌ی تولد نمی‌یابد. و اما مسئولینی که از هنر و اصطلاحاتش، تنها اسامی‌اش را آن‌هم ناقص، می‌شناسند و می‌نشیند پشت میزی بلند و بر بودن یا نبودن ما، حکم می‌دهند.

ظاهرا در اکثر کشور‌های دنیا، می‌گویند تئاتر زنده است، اما در ایران، تئاتر در اتاق‌های بی‌هوا، سرد و بی‌روح، زیر نگاه‌های بی‌احساس با سانسور‌هایی که از مغز استخوان هم عبور می‌کند، زنده‌به‌گور می‌شود.

اما ما هنوز بازی می‌کنیم، نه برای دیده شدن
بلکه برای آن‌که هرچند در حاشیه، هرچند در سکوت، هرچند در غریب‌خانه وطن و شاید در تبعید، فراموش نکنیم که زنده‌ایم.

نمایش ما، نمایش سایه‌هاست، نمایش نجواها و نیافته‌ها‌ست! اما هنوز، نمایش است و هنوز، جان دارد. نمایش ما چیزی شبیه به خودمان است؛ خسته، خفه، تبعیدی، اما هنوز نمرده است.
ما در زیرزمین‌های نمور، در اتاق‌هایی تاریک، سرد و در ذهن‌هایمان با واژه‌هایی که هنوز سانسور نشده‌اند، تمرین می‌کنیم؛ زیرا امید داریم که هنوز چشم‌هایی هست که می‌فهمند، هرچند خاموش و هنوز قلب‌هایی هست که می‌تپند برای روزی که پرده دوباره بالا رود، البته نه با مجوز بلکه با حقیقت در روز آزادی.


#تئاتر #ممیزی #سانسور #آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍267
بیستم فروردین سالروز تولد مهشید امیرشاهی، نویسنده ایرانی، است.

شاید بشود گفت که او تنها روشن‌فکری بود که پیش از در رسیدن انقلاب اسلامی و سیطره‌ی اسلام انقلابی بر ایران علیه اسلام‌گرایان موضع گرفت و از شاپور بختیار حمایت کرد.

امیرشاهی در مورد نوشتن این مقاله که از معدود مقاله‌های او در حوزه‌‌ی سیاست است می‌گوید:
«من خودم می‌دانم چرا آن راهی را که رفتم، رفتم. برای اینکه اعتقاد راسخی به لائیسیته داشتم و دارم. همیشه در پی عدالت اجتماعی بودم و هستم. بسیار هم خوب می‌دانستم که آرمان‌ها و خواسته‌هایم برای وطنم، زادگاهم بدون جدایی دین از دولت و بدون عدالت اجتماعی میسر نیست. در مذهبی بودن انقلاب از ابتدا هم که نمی‌شد شک کرد. برای اینکه رهبرش، کارگردان‌هایش،‌ نمادهایش، شعارهایش شکی در این مسئله باقی نمی‌گذاشت که در چه راهی دارد می‌رود. احتمال دارد بسیاری، یا مختصری، نمی‌دانم چگونه فکر می‌کردند که این راه دیگریست و در آن دموکراسی و این جور چیزها هست.من مطلقا و اصلا چنین چیزی را نمی‌دیدم. مسئله دیگری هم که درباره‌اش شکی نداشتم این است که ذات مذهب زورگو و تام گرا و انحصارطلب است و من این جور چیزها را برای مملکتم نمی‌خواستم.»

مهشید امیرشاهی پیش از انقلاب به نویسنده‌ مطرحی تبدیل شد.
پس از انقلاب رمان‌های «در حضر» و «در سفر» و رمان چهار جلدی یا «چارپاره مادران و دختران» را به چاپ رساند.
هیچ‌کدام از آثار او پس از انقلاب در ایران اجازه‌ انتشار پیدا نکردند.

بیش‌تر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Mahshid_Amirshahi

#زنان #مهشید_امیرشاهی
#جمهوری_اسلامی #سانسور #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
26👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پرستو کماسی، اینفلوئنسر فعال در حوزه مد و فشن در اینستاگرام، در زمانی که ساکن ایران بود، به دلیل فعالیت‌هایش در این شبکه اجتماعی، بارها از سوی پلیس فتا و دستگاه قضایی احضار شد. او و خانواده‌اش تحت فشار، تهدید و آزار قرار گرفتند.
این تنها تجربه‌ پرستو کماسی نیست، بلکه واقعیتی تلخ و تکراری‌ست که بسیاری از زنان و فعالان فضای مجازی با آن مواجه‌اند. فشارها و تهدیدهای نهادهای امنیتی، به رویه‌ای معمول بدل شده است. صفحات این افراد به دستور مقامات قضایی مسدود می‌شود و عملا از دسترس‌شان خارج می‌گردد.

حالا، او با انتشار این ویدئو و در پیامی خطاب به دادستان و مأموران پلیس فتا، نوشته است:
«این پست تقدیم به آقای حسینی مامور پلیس فتا و قاضی و دادستانی
که ۲سال تمام زندگی من و خانوادمو تحت شدیدترین فشار گذاشتن

تقدیم به شما که حتی بعد از خارج شدنم از ایران، باز برام پرونده جدید باز کردید و خانوادمو به دادگاه کشوندین و حکم غیابی دادید و نذاشتین دیگه رنگ کشورمو ببینم فقط بخاطر اینکه من یک مدل دخترم و به گفته شما حتی اجازه کار خارج از ایرانم ندارم!
شما کاری با من کردید که هرشب با گریه و دلتنگی خوابیدم و با گریه بیدار شدم.

خواستم بگم ثانیه به ثانیه لحظه هایی که با پای تو آتل پله های “جهنمی” به اسم وزرا و دادستانی رو بالا و پایین میکردم و منو جلوی خانوادم مُجرم و مُتهم صدا میکردید یادم هست، ولی:
همون دختر الان اینجاست، با موفقیت‌هایی که یه روز فقط آرزو بودن.
و هنوزم داره ادامه میده، برای آزادی، برای کشورش، برای همه‌ی دخترایی که مثل خودش هستن.»

#زن_زندگی_آزادی #سانسور #حجاب_اجباری

@tavaanatech
💔29👍8😍2
سعید زرگوش، اهل آبدانان، امروز یک‌شنبه ۳۱ فروردین‌ماه، بازداشت شد.
بنا به گفته منابع موثق سعید زرگوش به دلیل انتشار پست‌های اعتراضی بازداشت شده است.
بازداشت سعید زرگوش، در حالی صورت می‌گیرد که آزادی بیان در ایران با محدودیت‌های فزاینده‌ای روبه‌رو است و فضای مجازی به‌شدت تحت نظارت و کنترل نهادهای امنیتی قرار دارد.
طی سال‌های اخیر، بسیاری از روزنامه‌نگاران، فعالان اجتماعی و کاربران شبکه‌های اجتماعی تنها به دلیل ابراز عقیده یا انتقاد از حکومت، با احکام قضایی، بازداشت و تهدید مواجه شده‌اند.

سرکوب آزادی بیان و تشدید سانسور آنلاین بخشی از سیاست‌های مداوم جمهوری اسلامی برای محدود کردن گردش آزاد اطلاعات و کنترل افکار عمومی به شمار می‌رود.

#آزادی_بیان #سانسور
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #سعید_زرگوش
@Tavaana_TavaanaTech
💔24🕊42👍2
امروز سوم ماه می، روز جهانی آزادی مطبوعات است. در تازه‌ترین گزارش سازمان گزاررشگران بدون مرز، ایران با قرار گرفتن در رتبه ۱۷۶، از جمله بدترین کشورها از نظر آزادی رسانه است.
در گزارش این سازمان آمده است؛ «تمام دیدگاه‌های انتقادی در ایران سرکوب می‌شوند، روزنامه‌نگاران ناچار به خودسانسوری هستند و اعمال فشارهای فیزیکی و اقتصادی بر آنان مشهود است.»
جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر علاوه بر کنترل مطالب رسانه‌ها از طریق تماس تلفنی نهادهای امنیتی و ممنوع‌کردن انتشار مطالبی خاص، در بسیاری مواقع حتی به آنها دستور می‌دهد که نسبت به نوشتن مطلبی خاص و یا برگزیدن فلان تیتر اصلی هم اقدام کنند!
طرح از شاهرخ حیدری
https://tavaana.org/worldpressfreedomday/
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا #سانسور #خفقان

@Tavaana_TavaanaTech
👍12🕊51
Forwarded from گفت‌وشنود
‏‌
نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، می‌توانست رویدادی فرهنگی و پویا و ملی باشد که نویسندگان، ناشران و علاقه‌مندان به کتاب را گرد هم آورد. اما امروز، این نمایشگاه بیش از آن‌که جلوه‌ای از تنوع فکری و شکوفایی فرهنگی باشد، به ویترینی برای تبلیغ ایدئولوژی حاکم بدل شده است؛ جایی برای نمایش کتاب‌های حکومتی، تولیدات ارگان‌های امنیتی و نشرهایی که با حمایت و رانت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می‌کنند. هر سال، این نمایشگاه کم‌فروغ‌تر و بی‌رمق‌تر از قبل برگزار می‌شود؛ بدون گفت‌وگو، بدون چالش فکری، و بدون صدای مستقل.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برخلاف نامش، بیش از آن‌که حامی فرهنگ و هنر باشد، نقش بازوی سانسور و سرکوب اندیشه را ایفا کرده است. سانسور گسترده، حذف نویسندگان منتقد، رد مجوز آثار ارزشمند به دلایل سیاسی و عقیدتی، و خفقان حاکم بر فضای فرهنگی، همه نشانه‌هایی هستند که این نهاد را نه به حافظ فرهنگ، که به خصم آن بدل کرده‌اند. بسیاری از نویسندگان، شاعران، فیلم‌سازان و هنرمندان مستقل یا به سکوت کشیده شده‌اند، یا به حاشیه رانده شده‌اند، یا ناچار به مهاجرت شده‌اند.

در چنین شرایطی، چگونه می‌توان از "فرهنگ" سخن گفت وقتی که دروازه‌بان اصلی آن، نهاد سانسور و پروپاگانداست؟
آیا وزارت ارشاد، ابزاری برای پالایش فرهنگ دلخواه نظام نیست؟
پالایشی که نه از سر حمایت از ارزش‌ها، بلکه برای حذف هر صدای مستقل و هر اثر غیرهم‌سو با سیاست‌های نظام صورت می‌گیرد. چرا بودجه این وزارتخانه صرف حمایت از ناشران حکومتی، تولید کتاب‌های ایدئولوژیک و نمایش تبلیغاتی می‌شود، اما صدها نویسنده مستقل حتی امکان چاپ کتاب‌های خود را هم ندارند؟

آیا زمان آن نرسیده که به‌جای پذیرش این ساختار فریبنده، پرسشی جدی مطرح کنیم؟ اساساً نهادی به نام "ارشاد اسلامی" با این عملکرد، در یک جامعه متکثر و چند فرهنگی چه جایگاهی دارد؟

آیا بهتر نیست آن را به‌مثابه نهادی ناکارآمد و رانت‌ساز ، وزارت ضدفرهنگ، سانسور و پروپاگاندا بنامیم؟
پرسشی که نه فقط اهل قلم، که همه جامعه باید با آن مواجه شوند.

#ارشاد_اسلامی #فرهنگ #کتاب #سانسور #پروپاگاندا #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍192
در جریان جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، سرکوبگران حکومتی با توسل به تمام ابزارهای امنیتی، قضایی و تبلیغاتی خود، کنترل روایت جنگ را به‌طور کامل در دست داشتند.
این تلاش‌ها تنها با ابزار سانسور و فیلترینگ انجام نشد، بلکه سرکوب هدفمند و سازمان‌یافته‌ای هم علیه روزنامه‌نگاران، رسانه‌ها و کاربران فضای مجازی صورت گرفت.
تنها ساعاتی پس از آغاز حملات اسرائیل، دادستانی کل و وزارت اطلاعات با صدور بیانیه‌هایی به رسانه‌ها و کاربران درباره بازنشر «اخبار غیرواقعی» هشدار دادند و بلافاصله خبر احضار، بازداشت و توقیف رسانه‌ها منتشر شد.

رسانه‌ها در ایران همواره با انواع و اقسام سانسور از سوی حکومت مواجه هستند. نهادهای مختلفی هم مامور هستند تا جلو آزادی بیان را بگیرند. یک روز به اسم «حمایت از حقوق کاربران در فضای مجازی» و یک بار به اسم «اینترنت ملی».
رسانه‌ها در سایه سانسور
طرح از شاهرخ حیدری
https://tech.tavaana.org/cartoon/media-censorship-in-iran/

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #سانسور #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
24👍4💔3

زنان و جمهوری اسلامی
مهشید امیرشاهی، نویسنده‌ای که تنها ماند

شاید بشود گفت که او تنها روشن‌فکری بود که پیش از در رسیدن انقلاب اسلامی و سیطره‌ی اسلام انقلابی بر ایران علیه اسلام‌گرایان موضع گرفت و از شاپور بختیار حمایت کرد.

امیرشاهی در مورد نوشتن این مقاله که از معدود مقاله‌های او در حوزه‌‌ی سیاست است می‌گوید:
«من خودم می‌دانم چرا آن راهی را که رفتم، رفتم. برای اینکه اعتقاد راسخی به لائیسیته داشتم و دارم. همیشه در پی عدالت اجتماعی بودم و هستم. بسیار هم خوب می‌دانستم که آرمان‌ها و خواسته‌هایم برای وطنم، زادگاهم بدون جدایی دین از دولت و بدون عدالت اجتماعی میسر نیست. در مذهبی بودن انقلاب از ابتدا هم که نمی‌شد شک کرد. برای اینکه رهبرش، کارگردان‌هایش،‌ نمادهایش، شعارهایش شکی در این مسئله باقی نمی‌گذاشت که در چه راهی دارد می‌رود. احتمال دارد بسیاری، یا مختصری، نمی‌دانم چگونه فکر می‌کردند که این راه دیگریست و در آن دموکراسی و این جور چیزها هست.من مطلقا و اصلا چنین چیزی را نمی‌دیدم. مسئله دیگری هم که درباره‌اش شکی نداشتم این است که ذات مذهب زورگو و تام گرا و انحصارطلب است و من این جور چیزها را برای مملکتم نمی‌خواستم.»

مهشید امیرشاهی پیش از انقلاب به نویسنده‌ مطرحی تبدیل شد.
پس از انقلاب رمان‌های «در حضر» و «در سفر» و رمان چهار جلدی یا «چارپاره مادران و دختران» را به چاپ رساند.
هیچ‌کدام از آثار او پس از انقلاب در ایران اجازه‌ انتشار پیدا نکردند.

بیش‌تر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Mahshid_Amirshahi

#زنان #مهشید_امیرشاهی
#جمهوری_اسلامی #سانسور #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
16👍8
فشار بی‌سابقه‌ معاونت هنری وزارت ارشاد بر رسانه‌ها

پس از صدور کارت زرد نمایندگان برای سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلیل ضعف مدیریتی، ناکارامدی و حاشیه‌های بی‌پایان نادره رضایی معاون هنری وزیر، مدیران زیرمجموعه فشار بی‌سابقه‌ای را به رسانه‌های منتقد وارد می‌آورند تا از انتشار مطالب نقادانه جلوگیری کرده تا بر ضعف‌ها ناکارآمدی‌های معاون هنری سرپوش بگذارند.

همچنین آنها با فشار بر رسانه‌های دولتی آنها را مجبور به تهیه مصاحبه و گزارش‌هایی در تعریف و تمجید از عملکرد این معاون حاشیه‌ساز کردند و چنین مطالبی را با فشار و تهدید در سایر رسانه‌ها هم منتشر می‌کنند با این خیال که انتشار چنین مطالب سفارشی به نفع معاون وزیر تمام خواهد شد.

این درحالی است که انتشار این مطالب در رسانه‌هایی که تا دیروز منتقد عملکرد رضایی بودند، آنقدر گل‌درشت و غلوآمیز به نظر می‌رسد که سفارشی بودن آنها بیش از خود مطالب به چشم می‌آید و اتفاقا تاثیر عکس و منفی برجا خواهد گذاشت.‌ همه اینها از کم‌هوشی این مدیران ناشی می‌شود که حتی دفاع از مدیر بالادستی خود را به تخریب او بدل می‌کند.

به همه اینها عملکرد برخی از معاونت‌های وزارت ارشاد و مدیر روابط‌ عمومی آن را هم بیافزایید.

صالحی از ابتدای آمدنش به وزارتخانه فردی را به عنوان رییس مرکز روابط عمومی خود انتخاب کرد که از دوستان و همکاران قدیمی‌اش بود. نیکنام حسینی‌پور به واسطه حضور در موسسه هنرمندان پیشکسوت و فعالیت به عنوان مشاور مدیرعامل صندوق اعتباری هنر چهره‌ای ناشناس در میان هنرمندان نبود. اما کاش پیشنهاد رفیق قدیمی خود را نمی‌پذیرفت، به روابط عمومی وزارت ارشاد نمی‌آمد و در همان سمت‌هایی فعالیت می‌کرد که به نفع و کمک اهالی هنر باشد.

منش و روش حسینی‌پور تفاوت‌های آشکار و تازه‌ای با دیگر  مدیران روابط عمومی وزارتخانه دارد و فعالیت‌هایی انجام می‌دهد که در طول این بیش از چهل سال این وزراتخانه، حتی در دوران مدیران  تندرو سیاسی هم بی‌نظیر است. او از ارتباط معاونان و مدیران این وزارتخانه استفاده کرده و مطالبی که علیه و مخالف  وزارت ارشاد منتشر می‌شود از روی خروجی خبرگزاری‌ها و سایت‌ها حذف می‌کند. اتفاقی که پیش از این به ندرت و تنها در موارد محدود مربوط به مطالب سیاسی تهدید‌کننده امنیت ملی و... رخ می‌داد.

جالب اینجاست که مدیر روابط عمومی وزارت ارشاد حتی به خود زحمت تکذیب و یا توضیح درباره چنین مطالبی را هم نمی‌دهد و تنها درصدد حذف آنهاست. جالب‌تر اینکه او نه تنها چنین اقداماتی را ناپسند و قبیح نمی‌داند، بلکه از این کار به عنوان افتخارات مدیریتی خود نام می‌برد و در جمع‌های مختلف با نام بردن از مطالبی که باعث حذف آنها شده، چنین کاری را جز فعالیت‌های برتر خود عنوان می‌کند.

نمونه‌هایش هم کم نیستند، گزارشی با عنوان «چه کسی حکم وزیر ارشاد را دستکاری کرد»  روی خروجی خبرآنلاین منتشر شد اما چند ساعت پس از انتشار با فشار مدیران و معاونان همراه حسینی‌پور از روی این خبرگزاری محو شد. یا نامه سرگشاده رییس هیات مدیره انجمن مستندسازان ایران که به همین سرنوشت دچار اما نویسنده آن با قراردادن تصویر نامه منتشر شده بر خبرآنلاین در صفحه مجازی‌اش از حذف آن توسط مدیران سازمان سینمایی و وزارت ارشاد خبر داد. این دو گزارش هنوز روی خروجی برخی سایت‌های موجود است.

معلوم نیست سیدعباس صالحی تا چه زمانی می‌خواهد از چنین مدیرانی که او را تا لبه استیضاح پیش بردند، حمایت کند و مدافع آنان باشد. انتخاب معاونی ناکارآمد و مدیران‌ میانی ضعیف تبدیل به پاشنه‌آشیل وزیری شده که تا همین یک سال پیش یکی از وزرای خوشنام و باسابقه بود و هزینه‌های را برای او و کل وزارتخانه بوجود آوردند که منجر به تخریب آبرو و عملکردش و این وزارتخانه شده. کاش صالحی بیش از اینکه دیر شود، فکری به حال خود و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کند و مانع از ایجاد هزینه‌های بیشتر برای آن شود.


ـ مطلب فوق را یکی از مخاطبان توانا، از روزنامه‌نگاران ایران، ارسال کرده است.

#سانسور #وزارت_ارشاد #ممیزی #آزادی_بیان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍212