آموزشکده توانا
51.3K subscribers
38.9K photos
40.9K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
دور جدید سرکوب روشنفکران: تحلیل تئوریکی یک بحران نهادی

پیام همراهان


فضای دانشگاهی و هنری ایران یک بار دیگر شاهد موجی از برخوردهای خشونت‌بار، حذف و اخراج استادان، منتقدان و هنرمندان است. گزارش‌ها از تشدید فعالیت نهادهای امنیتی- ایدئولوژیک در محیط‌های آکادمیک حکایت دارد؛ نهادهایی که با تشکیل پرونده‌های امنیتی و اتهام‌زنی‌های سیاسی و اعتقادی، به خاموش کردن صداهای مستقل و انتقادی می‌پردازند.
در دانشگاه‌ها و به‌خصوص واحدهای دانشگاه آزاد، مسئولین حراست‌، مسئولین گزینش، مسئولین بسیج اساتید، دفتر فرهنگ اسلامی با همراهی برخی از رؤسای دانشگاه، تیم‌هایی تشکیل داده‌اند و با تشکیل پرونده‌، اخراج اساتید را از سر گرفته‌اند.
برای درک عمق این رویداد، باید فراتر از تحلیل‌های سیاسی روزمره رفت و آن را در چارچوب تئوریکی و با توجه به نظریه‌های قدرت، نظارت و میدان‌های نبرد نمادین بررسی کرد.

در قلب این پدیده، تقابلی تاریخی میان دو گونه از «قدرت» نهفته است: قدرت نهادی‌شده (حکومتی) و قدرت نمادین. دانشگاه و عرصه هنر، به عنوان کانون‌های تولید «قدرت نمادین»، یعنی قدرت تعریف واقعیت، مشروعیت‌بخشی به گفتمان‌ها و شکل‌دهی به ذهنیت‌ها، همواره در کانون توجه نظام‌های سیاسی اقتدارگرا بوده‌اند.
روشنفکران و استادان دانشگاه، با تولید دانش و نقد، این قدرت نمادین را در اختیار دارند. هنگامی که گفتمان مسلط
حکومت با چالش‌های فکری و ایدئولوژیک روبرو می‌شود، طبیعی است که به سرکوب تولیدکنندگان گفتمان‌های رقیب روی آورد. این سرکوب، نه یک واکنش تصادفی، بلکه استراتژیی برای حفظ انحصار در تعریف «حقیقت» و «امنیت» است.

از منظر نظریه «زیست‌قدرت» فوکو، این رویدادها را می‌توان نمونه‌ای از «مدیریت جمعیت» دانست.
حکومت‌های مدرن تنها به کنترل جسم افراد اکتفا نمی‌کنند، بلکه می‌کوشند «زندگی» را در تمامی ابعادش، از جمله افکار، باورها و هویت، مدیریت و کنترل کنند. دانشگاه و محیط‌های هنری، فضاهایی هستند که در آنها «سوژه»های مستقل و نقاد شکل می‌گیرند. حمله نظام‌مند به این فضاها، تلاشی است برای بازتولید «سوژه‌های مطیع»؛ افرادی که نه تنها در رفتار، بلکه در اندیشه و اعتقاد نیز با هنجارهای تعیین‌شده از سوی قدرت همسو هستند. اتهام‌های «اعتقادی- فکری» نشان می‌دهد که قدرت، قلمرو خصوصی اندیشه را نیز قلمرو عمومی خود می‌داند و حق دخالت در آن را برای خود محفوظ می‌دارد.

این فرآیند با مفهوم «هژمونی» آنتونیو گرامشی نیز قابل تحلیل است.
حکومت می‌کوشد با استفاده از ابزارهای «اجبار» (نهادهای سرکوبگر)، توازن را در «میدان نبرد هژمونیک» به نفع خود تغییر دهد. زمانی که قانع‌کردن (اقناع) و جلب رضایت، که ارکان اصلی هژمونی هستند، با مشکل مواجه می‌شوند، ابزارهای قهری و خشن به میدان می‌آیند. اخراج استادان و سکوت تحمیل‌شده بر هنرمندان، نشانه‌ای از تضعیف هژمونی موجود و تلاش برای جبران این ضعف از طریق اعمال خشونت نهادی است. این اقدام در بلندمدت می‌تواند به مشروعیت نظام لطمه بزند، زیرا آشکارا نشان می‌دهد که وفاداری ایدئولوژیک بر شایستگی علمی و استقلال فکری اولویت دارد.

پیامدهای این رویدادها ویرانگر است. اولاً، این اقدامات به «فرار مغزها» و «فرار اندیشه‎ها» دامن می‌زند. با بسته شدن فضای نقد و گفت‌وگو، بسیاری از نخبگان فکری یا کشور را ترک می‌کنند یا به سکوت و انزواء روی می‌آورند. این امر منجر به فقر علمی و فرهنگی و قطع ارتباط دانشگاه و هنر ایران با جریان‌های جهانی فکر می‌شود. ثانیاً، فضای بی‌اعتمادی و ترس در دانشگاه‌ها نهادینه می‌شود. رابطه استاد و دانشجو مخدوش شده و به جای خلاقیت و پرسشگری،  همشکلی و تقلید ترویج می‌شود. در چنین فضایی، دانشگاه دیگر «میدان تولید دانش» نیست، بلکه به «دستگاه ایدئولوژیک دولت» تبدیل می‌شود.

در نهایت، این دور جدید سرکوب را باید نشانه‌ای از یک بحران بزرگتر دانست: بحران گفت‌وگو. هنگامی که یک ساختار سیاسی، توانایی و ظرفیت شنیدن، تحمل و پاسخ منطقی به صدای مخالف را از دست می‌دهد، تنها راه چاره را در حذف فیزیکی و نمادین مخالف می‌بیند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت فضایی به ظاهر آرام ایجاد کند، اما در عمق جامعه، گسل‌های اجتماعی را تعمیق کرده و نارضایتی را به سوختی زیر خاکستر تبدیل می‌کند. تاریخ نشان داده است که حذف روشنفکران، آتش اندیشه را خاموش نمی‌کند، بلکه تنها آن را به کوره‌های زیرزمینی می‌برد تا روزی با شدتی بیشتر شعله‌ور شود.


#سرکوب_دانشگاه #استبداد #عرصه_عمومی #کنترل #توتالیتاریسم #ولایت_فقیه #حکومت_ایدئولوژیک #دانشگاه #سرکوب_اساتید #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
12🕊3👍2
Forwarded from گفت‌وشنود
آخور یا آخِر؟ مسئله مرجعیت شیعه!

جدایی‌راه قم و نجف در نسبت دین و دولت

پیام همراهان

توصیه اخیر آیت‌الله علی سیستانی مبنی بر پرهیز مؤمنان از اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق می‌گیرند، بار دیگر تفاوت نگرش دو حوزه بزرگ شیعه، قم و نجف، را برجسته کرده است. سیستانی این توصیه را نه از باب طعن به عدالت روحانیان حقوق‌بگیر، بلکه برای مصون نگه‌داشتن جایگاه دینی از هرگونه دخالت دولت، امروز یا فردا، طرح می‌کند. این نگاه ادامه سنتی است که در نجف بر استقلال نهادی و مالی روحانیت تأکید می‌کند؛ سنتی که تجربه دخالت دولت‌ها در امور دینی را خطری دائمی برای مرجعیت می‌داند.

در مقابل، ساختار روحانیت در ایران به دلایل تاریخی، فقهی و سیاسی با دولت گره خورده است. از عصر صفویه تا امروز، بسیاری از علما در ایران رابطه‌ای نزدیک با حکومت داشته‌اند و با استقرار جمهوری اسلامی این پیوند نهادمندتر شده است. بودجه سالانه برای امامان جماعت و جمعه، سازمان‌های دینی وابسته به دولت، و نقش سیاسی مکرر خطبه‌ها بر این رابطه مهر تأیید می‌زند. البته نباید این واقعیت پیچیده را به یکسان‌سازی فروکاست: در قم نیز طیف‌هایی وجود دارند که از حکومت فاصله گرفته یا منتقد آن‌اند. اما ساختار کلی حوزه قم با دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.

در نجف نیز نمی‌توان از «پرهیز مطلق از سیاست» سخن گفت. سیستانی در مقاطع حساس عراق، از سقوط صدام تا مقابله با داعش و بحران‌های سیاسی اخیر، نقش‌آفرینی داشته است. بااین‌حال، نوع سیاست‌ورزی نجف محتاطانه، غیرنهادی و اخلاق‌محور است؛ سیاست‌ورزی‌ای که برای حفظ فاصله با قدرت طراحی شده، نه برای ادغام شدن در آن.

همین تفاوت در «نوع نسبت با سیاست» است که توصیه اخیر سیستانی را مهم می‌کند. او یادآور می‌شود که رابطه مالی با دولت دیر یا زود استقلال دینی را تهدید می‌کند، حال آن‌که در ایران این رابطه به بخشی از ساختار رسمی روحانیت تبدیل شده است.

در نهایت، مسئله نه یک دوگانه قطعی میان قم و نجف، بلکه پرسشی بنیادی درباره آینده مرجعیت شیعه است:
آیا دین می‌تواند در کنار دولت بایستد و همچنان مستقل بماند، یا استقلال دینی تنها با فاصله‌گذاری سنجیده از قدرت حفظ می‌شود؟

#دین_حکومتی #حکومت_دینی #مرجعیت_شیعه #نجف #قم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍146