گزارشی از کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس»
- گفتگو با فرهاد یگانه، یکی از مجروحان حوادث عاشورای ۸۸؛ کسی که میگوید ۱۵۰ تیر ساچمه ای به سر و بدنش برخورد کرده و دچار معلولیت شده
- محمد مهدویفر، شاعر کاشانی میگوید به خاطر سرودن شعر و نامه به رهبری دادگاهی شده
- عماد طایفه، فیلمساز جوان، از شکنجه در بازداشتگاه اطلاعات سپاه و شکستهشدن سر و دست خود میگوید
- گفتگو با لیلی نیکونظر روزنامهنگار درباره کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس»
منبع:
Iran Human Rights - سازمان حقوق بشر ایران
@Tavaana_Tavaanatech
#حقوق_بشر #حقوق_زنان #شکنجه #عاشورای_88
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
- گفتگو با فرهاد یگانه، یکی از مجروحان حوادث عاشورای ۸۸؛ کسی که میگوید ۱۵۰ تیر ساچمه ای به سر و بدنش برخورد کرده و دچار معلولیت شده
- محمد مهدویفر، شاعر کاشانی میگوید به خاطر سرودن شعر و نامه به رهبری دادگاهی شده
- عماد طایفه، فیلمساز جوان، از شکنجه در بازداشتگاه اطلاعات سپاه و شکستهشدن سر و دست خود میگوید
- گفتگو با لیلی نیکونظر روزنامهنگار درباره کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس»
منبع:
Iran Human Rights - سازمان حقوق بشر ایران
@Tavaana_Tavaanatech
#حقوق_بشر #حقوق_زنان #شکنجه #عاشورای_88
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
دلنوشتهی کوتاه "شهین مهینفر" مجری قدیمی رادیو و تلویزیون ایران در ششمین سالروز جان باختن فرزندش امیرارشد تاجمیر. امیرارشد ٢٥ ساله در #عاشورای_خونین تهران (۶ دی ۱۳۸۸) در حالی که برای کمک به دو دختر جوان با ماموران #پلیس درگیر شده بود، توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد و در حالی که روی زمین افتاده بود، خودرو پلیس سه بار از روی بدن مجروحش عبور کرد. او بعد از انتقال به بیمارستان از دنیا رفت.
برای پسر مبارزم، امیرارشد تاجمیر
این روزهای لعنتی. دستگیری. ضرب و شتم با باتومهای کشنده. آن هم توی سر و گردن...
و شعار در ایران کسی برای ابراز #عقیده در #زندان نیست
زندان. #شکنجه.. #هتک حرمت و دادن فحشهای ناموسی
تهدید به آزار سایر اعضای خانواده.. مشت و لگد و کشیدههای آبدار
حلقآویز کردن به بهانههای واهی. کشتن. کشتن. کشتن. به طرق گوناگون
مردمی مضطرب و افسرده و پریشان.. چشم بهراه آیندهای نامعلوم
این است مجموعهای به نام ملت ایران.
ما چقدر خوشبختیم!!!!!
در ایران کسی برای ابراز عقیده زندان نیست
منتشرشده در صفحهی فیسبوک شهین مهینفر
@Tavaana_Tavaanatech
برای پسر مبارزم، امیرارشد تاجمیر
این روزهای لعنتی. دستگیری. ضرب و شتم با باتومهای کشنده. آن هم توی سر و گردن...
و شعار در ایران کسی برای ابراز #عقیده در #زندان نیست
زندان. #شکنجه.. #هتک حرمت و دادن فحشهای ناموسی
تهدید به آزار سایر اعضای خانواده.. مشت و لگد و کشیدههای آبدار
حلقآویز کردن به بهانههای واهی. کشتن. کشتن. کشتن. به طرق گوناگون
مردمی مضطرب و افسرده و پریشان.. چشم بهراه آیندهای نامعلوم
این است مجموعهای به نام ملت ایران.
ما چقدر خوشبختیم!!!!!
در ایران کسی برای ابراز عقیده زندان نیست
منتشرشده در صفحهی فیسبوک شهین مهینفر
@Tavaana_Tavaanatech
- مصطفی کریمبیگی؛ از جاودانههای عاشورای ۸۸
.
این مرد جوان را به یاد میآوریم؟ «مصطفی کریمبیگی» را میشناسیم؟ عاشورای ۸۸ در خاطرمان هست؟ مصطفی جوان ۲۶ سالهای که در عاشورای ۸۸ با گلولهای که ماموران حکومتی به سرش زدند، جاودانه شد و از بین ما رفت.
مادر او «شهناز اکملی» که پس از جان باختن فرزندش و به یاد او نام خانوادگی خود را به کریم بیگی تغییر داد درباره روزهای پس از عاشورای ۸۸ و جان باختن فرزندش مصطفی می گوید: «پانزده شانزده روزی دنبال مصطفی گشتیم، به هر قیمتی که بود گشتیم و گشتیم آخر توی پزشکی قانونی کهریزک پیدایش کردیم با یک تیر توی سرش. بعد از پیگریها و مراحل قانونی باید میرفتیم پلیس امنیت و به هزاران سؤالشان باید پاسخ میدادیم. شبانه بچه مرا با مأموران امنیتی آوردند و ساعت هشت و نیم شب ۲۲ دی ماه به خاک سپردند.»
.
این مادر تاکید میکند که هیچگاه آن صحنهها از یاد او نخواهد رفت. به گفته او ماموران امنیتی حتی مانع از برگزاری یک مراسم کفن و دفن معمولی شدند: «مگر یک مسلمان را شبانه دفن میکنند؟ بچه من مسلمان بود، بچه من فقط یک اعتراض ساده داشت. بچه من چیزی نگفته بود، بچه من اسلحهای دستش نبود، چطور به خودشان اجازه دادند که همانجا رأی صادر کنند؟ بدون اینکه محاکمهای کنند. چه جوری بچههای ما را کشتند و اینطوری ما را داغدار کردند؟»
.
بیشتر بخوانید
«شهناز کریم بیگی؛ مادری که خونبهای فرزندش را آزادی ایران میداند»
https://bit.ly/2BI5ewk
یاد تمامی جانباختگان عاشورای ۸۸ گرامی باد.
#مصطفی_کریم_بیگی #عاشورای
@Tavaana_TavaanaTech
.
این مرد جوان را به یاد میآوریم؟ «مصطفی کریمبیگی» را میشناسیم؟ عاشورای ۸۸ در خاطرمان هست؟ مصطفی جوان ۲۶ سالهای که در عاشورای ۸۸ با گلولهای که ماموران حکومتی به سرش زدند، جاودانه شد و از بین ما رفت.
مادر او «شهناز اکملی» که پس از جان باختن فرزندش و به یاد او نام خانوادگی خود را به کریم بیگی تغییر داد درباره روزهای پس از عاشورای ۸۸ و جان باختن فرزندش مصطفی می گوید: «پانزده شانزده روزی دنبال مصطفی گشتیم، به هر قیمتی که بود گشتیم و گشتیم آخر توی پزشکی قانونی کهریزک پیدایش کردیم با یک تیر توی سرش. بعد از پیگریها و مراحل قانونی باید میرفتیم پلیس امنیت و به هزاران سؤالشان باید پاسخ میدادیم. شبانه بچه مرا با مأموران امنیتی آوردند و ساعت هشت و نیم شب ۲۲ دی ماه به خاک سپردند.»
.
این مادر تاکید میکند که هیچگاه آن صحنهها از یاد او نخواهد رفت. به گفته او ماموران امنیتی حتی مانع از برگزاری یک مراسم کفن و دفن معمولی شدند: «مگر یک مسلمان را شبانه دفن میکنند؟ بچه من مسلمان بود، بچه من فقط یک اعتراض ساده داشت. بچه من چیزی نگفته بود، بچه من اسلحهای دستش نبود، چطور به خودشان اجازه دادند که همانجا رأی صادر کنند؟ بدون اینکه محاکمهای کنند. چه جوری بچههای ما را کشتند و اینطوری ما را داغدار کردند؟»
.
بیشتر بخوانید
«شهناز کریم بیگی؛ مادری که خونبهای فرزندش را آزادی ایران میداند»
https://bit.ly/2BI5ewk
یاد تمامی جانباختگان عاشورای ۸۸ گرامی باد.
#مصطفی_کریم_بیگی #عاشورای
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - مصطفی کریم بیگی؛ از جاودانههای عاشورای ۸۸ . این مرد جوان را به یاد میآوریم؟ «مصطفی کریمبیگی» را میشناسیم؟ عاشورای ۸۸ در خاطرمان هست؟ مصطفی جوان ۲۶ سالهای که در عاشورای ۸۸ با گلولهای که ماموران حکومتی به سرش زدند، جاودانه شد و از بین ما رفت. مادر…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همخوانی سرود "یار دبستانی من" بر مزار #مصطفی_کریمبیگی از جانباختگان #عاشورای_۸۸
ده عاشورا گذشت و یاد آن عزیزان همواره زنده است...
@Tavaana_TavaanaTech
ده عاشورا گذشت و یاد آن عزیزان همواره زنده است...
@Tavaana_TavaanaTech
تجارب حکومتهای استبدادی در دنیا نشان داده است این حکومتها جدای از حامیان اصلی خود که به نوعی رشوهبگیر این حکومت هستند یا به صورت ایدئولوژیک از آن حمایت میکنند، جمعی از حامیان نیز دارند که از روی هراس از حکومت و ابزارهای تنبیهی آن به ستایش مستبد و دستگاه سرکوب رو میآورند.
نمونه اعلای این وضعیت کره شمالی است که مردم عادی با دیدن مستبد این کشور گریه میکنند در حالی که مستبد به آنان میخندد. وضعیتی بسیار غمانگیز و عبرتآموز.
ولی در عینحال باز تجربه حکومتهای دنیا نشان داده است که حتی در حکومتهای استبدادی نیز جمعی اقلیت وجود دارند که همیشه در تاریکترین لحظات حاکم بر جامعه به دل خطر میزنند و تلاش میکنند به تعبیر شاعر، شاخه نوری در دل تاریکی جنگل باشند. افرادی که اگرچه کم هستند ولی جرئت را به جامعه تزریق میکنند.
همین دست افراد بودند که طی ۴۰ سال استبداد جمهوری اسلامی اجازه ندادهاند، جمهوری اسلامی خیال راحت از وضعیت خود داشته باشد؛ ترکیبی از شجاعت مدنی و مسئولیتپذیری اجتماعی.
- طرحی از مانا نیستانی
#یاری_مدنی_توانا #آبان_۹۸ #عاشورای_۸۸ #دی_۹۶ #تیر_۱۴۰۰
@Tavaana_TavaanaTech
نمونه اعلای این وضعیت کره شمالی است که مردم عادی با دیدن مستبد این کشور گریه میکنند در حالی که مستبد به آنان میخندد. وضعیتی بسیار غمانگیز و عبرتآموز.
ولی در عینحال باز تجربه حکومتهای دنیا نشان داده است که حتی در حکومتهای استبدادی نیز جمعی اقلیت وجود دارند که همیشه در تاریکترین لحظات حاکم بر جامعه به دل خطر میزنند و تلاش میکنند به تعبیر شاعر، شاخه نوری در دل تاریکی جنگل باشند. افرادی که اگرچه کم هستند ولی جرئت را به جامعه تزریق میکنند.
همین دست افراد بودند که طی ۴۰ سال استبداد جمهوری اسلامی اجازه ندادهاند، جمهوری اسلامی خیال راحت از وضعیت خود داشته باشد؛ ترکیبی از شجاعت مدنی و مسئولیتپذیری اجتماعی.
- طرحی از مانا نیستانی
#یاری_مدنی_توانا #آبان_۹۸ #عاشورای_۸۸ #دی_۹۶ #تیر_۱۴۰۰
@Tavaana_TavaanaTech
👍32❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«از ظهر عاشورای ۸۸
تا شام غریبانِ زن، زندگی، آزادی…
نه اشتباه میگیریم، نه فراموش میکنیم.»
از صفحه محمدجواد اکبرین
عاشورای ۸۸ را فراموش نمیکنیم. درگیریهای اصلی در روز عاشورا در حد فاصل میدان انقلاب و میدان امام حسین (فوزیه سابق) صورت گرفته و پلیس با تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان سه تن از آنان را در زیر پل کالج به قتل رساند. پلیس تظاهرکننده چهارم را در چهارراه ولیعصر کشت. با این حال، شاهدان عینی شمار کشتهشدگان را بیش از این رقم اعلام کردند.
در میان کشتهشدگان سیدعلی حبیبی موسوی خامنه، خواهرزاده میرحسین موسوی یکی از کاندیدای معترض انتخابات ۸۸ نیز وجود داشت.
همچنین در میان کشتهشدگان امیر ارشد تاجمیر فرزند شهین مهینفر مجری باسابقه رادیو و تلویزیون نیز حضور داشت. امیرارشد در عاشورای ۱۳۸۸ توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته و کشته شد. خانم مهین فر، همزمان با دومین سالگرد تظاهرات جنبش سبز در عاشورای ۱۳۸۸ تهران سکوتش را شکست و در مصاحبه با "روز" گفت : « امیرارشد در تمام اعتراضات بعد از انتخابات همراه و همپای مردم بود و با شرافت و سربلندی جان داد، آن کسی که در فیلم ماشین نیروی انتظامی از رویش سه بار میگذرد و له اش میکند امیرارشد من است.»
اگر چه معترضان از اولین ساعات روز عاشورا اعلام کرده بودند که شماری از تظاهرکنندگان به دست نیروهای نظامی از پای درآمدند، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران کشتهشدن تظاهرکنندگان را در درگیریهای روز عاشورا قویاً تکذیب کرد. با این حال بعدتر احمدرضا رادان جانشین فرماندهی نیروی انتظامی تهران کشته شدن چهار تن در تظاهرات روز عاشورای تهران را تأیید کرد. به گفته رادان، ۲ نفر از کشتهشدگان در اثر تصادف با خودرو، یک نفر در اثر سقوط از پل و یک نفر در اثر تیراندازی با سلاح گرم جان خود را از دست دادند. پس از چندی، نیروی انتظامی آمار کشتهشدگان را ابتدا به ۵ و سپس به ۸ نفر افزایش داد و گفت که با توجه به عدم تجهیز این نیرو به سلاح گرم، کشته شدن شهروندان در اثر تیراندازی مشکوک بودهاست. در گزارش نیروی انتظامی، سه تن از کشته شدگان بر اثر اصابت گلوله، گلوله ساچمهای و گلوله ساچمهای شکاری و یک تن در اثر ضربات چاقو جان خود را از دست دادهاند.
در حالی احمدرضا رادان فرمانده انتظامی تهران بزرگ در تاریخ ۷ دی در تلویزیون مدعی شد که کشته شدن دو تن از جانباختان عاشورای تهران، در اثر تصادف با خودروی ناشناس بوده که تصاویر ضبط شده از سوی مردم با گوشی تلفن همراه نشان میداد این خودروها متعلق به پلیس بودهاست.
اسامی بعضی از جانباختگان عاشورای ۸۸:
۱-مصطفی کریم بیگی ۲۶ ساله، اصابت گلوله
۲-امیر ارشد تاجمیر، ۲۵ ساله، علت مرگ: زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی
۳-شاهرخ رحمانی، توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد.
۴-شبنم سهرابی ۳۴ ساله، توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد.
۵-سید علی موسوی حبیبی، ۴۲ ساله، علت مرگ اصابت گلوله
۶-شهرام فرجزاده، ۳۰ ساله، علت مرگ: زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی
۷-محمدعلی راسخی نیا، ۴۰ ساله، علت مرگ اصابت ساچمه شکاری
۸-جهانبخت پازوکی، ۵۰ ساله، علت مرگ نامشخص
۹-مهدی فرهادی راد، ۳۴ ساله بر اثر اصابت دو گلوله به سر و سینه کشته شد.
یادشان گرامی باد!
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/16193
#عاشورای_۸۸ #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تا شام غریبانِ زن، زندگی، آزادی…
نه اشتباه میگیریم، نه فراموش میکنیم.»
از صفحه محمدجواد اکبرین
عاشورای ۸۸ را فراموش نمیکنیم. درگیریهای اصلی در روز عاشورا در حد فاصل میدان انقلاب و میدان امام حسین (فوزیه سابق) صورت گرفته و پلیس با تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان سه تن از آنان را در زیر پل کالج به قتل رساند. پلیس تظاهرکننده چهارم را در چهارراه ولیعصر کشت. با این حال، شاهدان عینی شمار کشتهشدگان را بیش از این رقم اعلام کردند.
در میان کشتهشدگان سیدعلی حبیبی موسوی خامنه، خواهرزاده میرحسین موسوی یکی از کاندیدای معترض انتخابات ۸۸ نیز وجود داشت.
همچنین در میان کشتهشدگان امیر ارشد تاجمیر فرزند شهین مهینفر مجری باسابقه رادیو و تلویزیون نیز حضور داشت. امیرارشد در عاشورای ۱۳۸۸ توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته و کشته شد. خانم مهین فر، همزمان با دومین سالگرد تظاهرات جنبش سبز در عاشورای ۱۳۸۸ تهران سکوتش را شکست و در مصاحبه با "روز" گفت : « امیرارشد در تمام اعتراضات بعد از انتخابات همراه و همپای مردم بود و با شرافت و سربلندی جان داد، آن کسی که در فیلم ماشین نیروی انتظامی از رویش سه بار میگذرد و له اش میکند امیرارشد من است.»
اگر چه معترضان از اولین ساعات روز عاشورا اعلام کرده بودند که شماری از تظاهرکنندگان به دست نیروهای نظامی از پای درآمدند، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران کشتهشدن تظاهرکنندگان را در درگیریهای روز عاشورا قویاً تکذیب کرد. با این حال بعدتر احمدرضا رادان جانشین فرماندهی نیروی انتظامی تهران کشته شدن چهار تن در تظاهرات روز عاشورای تهران را تأیید کرد. به گفته رادان، ۲ نفر از کشتهشدگان در اثر تصادف با خودرو، یک نفر در اثر سقوط از پل و یک نفر در اثر تیراندازی با سلاح گرم جان خود را از دست دادند. پس از چندی، نیروی انتظامی آمار کشتهشدگان را ابتدا به ۵ و سپس به ۸ نفر افزایش داد و گفت که با توجه به عدم تجهیز این نیرو به سلاح گرم، کشته شدن شهروندان در اثر تیراندازی مشکوک بودهاست. در گزارش نیروی انتظامی، سه تن از کشته شدگان بر اثر اصابت گلوله، گلوله ساچمهای و گلوله ساچمهای شکاری و یک تن در اثر ضربات چاقو جان خود را از دست دادهاند.
در حالی احمدرضا رادان فرمانده انتظامی تهران بزرگ در تاریخ ۷ دی در تلویزیون مدعی شد که کشته شدن دو تن از جانباختان عاشورای تهران، در اثر تصادف با خودروی ناشناس بوده که تصاویر ضبط شده از سوی مردم با گوشی تلفن همراه نشان میداد این خودروها متعلق به پلیس بودهاست.
اسامی بعضی از جانباختگان عاشورای ۸۸:
۱-مصطفی کریم بیگی ۲۶ ساله، اصابت گلوله
۲-امیر ارشد تاجمیر، ۲۵ ساله، علت مرگ: زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی
۳-شاهرخ رحمانی، توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد.
۴-شبنم سهرابی ۳۴ ساله، توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد.
۵-سید علی موسوی حبیبی، ۴۲ ساله، علت مرگ اصابت گلوله
۶-شهرام فرجزاده، ۳۰ ساله، علت مرگ: زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی
۷-محمدعلی راسخی نیا، ۴۰ ساله، علت مرگ اصابت ساچمه شکاری
۸-جهانبخت پازوکی، ۵۰ ساله، علت مرگ نامشخص
۹-مهدی فرهادی راد، ۳۴ ساله بر اثر اصابت دو گلوله به سر و سینه کشته شد.
یادشان گرامی باد!
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/16193
#عاشورای_۸۸ #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤43💔21🕊7👎1
«قلبی که شانزده سال است گلولهای از ظلم را در خود حمل میکند، صدایی از اعماق زخم: شانزده سالگی عاشورای بهزاد یزدان پناه
شانزدهمین سالگرد عاشورای خونین ۱۳۸۸ را گرامی میداریم.
به یاد بهزاد یزدانپناه، قهرمان خاموش و آزادهی وطن، که در عاشورای خونین ششم دیماه ۸۸، با تنی پرامید و دلی پرشوق برای آزادی ایران، به دل امواج خروشان مردم زد و اما تیری از قلب ظلم، به فاصلهای تنها یک سانت از قلب مهربانش، در سینهاش جا خوش کرد و برای همیشه، پلههای زندگی را با ویلچری از جنس استقامت طی کرد.
عاشورای ۸۸ ، زیر پل کالج، بهزاد تنها با آرزوی دیدن طلوع آزادی آمده بود، اما گلولهای جنگی مزدوران رژیم جمهوری اسلامی در نزدیکی قلبش آرام گرفت و نخاعش را درید...
پزشکان درمانش را غیرممکن دانستند؛ نه از سمت نخاع راهی بود، نه از ناحیهی سینهاش، چرا که جان شیرینش به خطر میافتاد. و حالا شانزده سال است که قلبی مهربان، بیوقفه و بیادعا، از آن گلولهی ناحق پرستاری میکند گویی وجدان زخمی یک ملت در آن سینه به تپش افتاده است.
اما اگر ویلچر بهزاد را نبینی، باور نمیکنی که قامتش شکسته است. لبخندش، نگاهش، صدایش، همه هنوز استوار است. او قامت خم نکرد، حتی اگر پاهایش دیگر توان رفتن نداشتند.
من افتخار آشنایی با این مرد بزرگ را از سال ۸۸، از طریق بانوی صبور، پروین فهیمی (مادر سهراب اعرابی شهید جنبش سبز) پیدا کردم. و هر لحظهی این شناخت، برای من درسی از مقاومت، بزرگی، و مهربانی بوده است. او بزرگ است، نه برای آنکه زخمی شد، بلکه برای آنکه پس از زخم هم انسان ماند. دلش لبریز از عشق به ایران ماند و لبخندش را از مردمش دریغ نکرد.
برادر عزیزم، بهزاد جان!
تو برای ما نماد ایستادگی هستی، تو قهرمانی بیادعا هستی که نه در میدان جنگ، بلکه در میدان مردم بودن، جان دادی و هنوز ایستادهای.
به تو قول میدهیم، روزی حق تو و تمام آسیب دیدگان و جانباختگان این سرزمین را از چنگال ظلم پس خواهیم گرفت. قول میدهیم آن تیر ناپاک را، که پیکرت را زمینگیر کرد، در دادگاه تاریخ از سینهات بیرون بکشیم نه با تیغ بلکه با عدالت.
ما به تو افتخار میکنیم.
به صبوریات، به ایمانات، به لبخند بیادعایت، و به آن قلب پر امیدی که هنوز میتپد، با مهمانی سنگین در سینهاش.
صدای مظلومیت، شجاعت و صبوریِ بهزاد یزدانپناه باشیم.
او نه تنها یک نام، که یک راه است... یک وجدان بیدار برای ملت»
✍️ مسعود علیزاده
masoudalizadeh___
byazdanpanah66
#عاشورای_خونین_۸۸
#بهزاد_یزدان_پناه
#علیه_فراموشی
#برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شانزدهمین سالگرد عاشورای خونین ۱۳۸۸ را گرامی میداریم.
به یاد بهزاد یزدانپناه، قهرمان خاموش و آزادهی وطن، که در عاشورای خونین ششم دیماه ۸۸، با تنی پرامید و دلی پرشوق برای آزادی ایران، به دل امواج خروشان مردم زد و اما تیری از قلب ظلم، به فاصلهای تنها یک سانت از قلب مهربانش، در سینهاش جا خوش کرد و برای همیشه، پلههای زندگی را با ویلچری از جنس استقامت طی کرد.
عاشورای ۸۸ ، زیر پل کالج، بهزاد تنها با آرزوی دیدن طلوع آزادی آمده بود، اما گلولهای جنگی مزدوران رژیم جمهوری اسلامی در نزدیکی قلبش آرام گرفت و نخاعش را درید...
پزشکان درمانش را غیرممکن دانستند؛ نه از سمت نخاع راهی بود، نه از ناحیهی سینهاش، چرا که جان شیرینش به خطر میافتاد. و حالا شانزده سال است که قلبی مهربان، بیوقفه و بیادعا، از آن گلولهی ناحق پرستاری میکند گویی وجدان زخمی یک ملت در آن سینه به تپش افتاده است.
اما اگر ویلچر بهزاد را نبینی، باور نمیکنی که قامتش شکسته است. لبخندش، نگاهش، صدایش، همه هنوز استوار است. او قامت خم نکرد، حتی اگر پاهایش دیگر توان رفتن نداشتند.
من افتخار آشنایی با این مرد بزرگ را از سال ۸۸، از طریق بانوی صبور، پروین فهیمی (مادر سهراب اعرابی شهید جنبش سبز) پیدا کردم. و هر لحظهی این شناخت، برای من درسی از مقاومت، بزرگی، و مهربانی بوده است. او بزرگ است، نه برای آنکه زخمی شد، بلکه برای آنکه پس از زخم هم انسان ماند. دلش لبریز از عشق به ایران ماند و لبخندش را از مردمش دریغ نکرد.
برادر عزیزم، بهزاد جان!
تو برای ما نماد ایستادگی هستی، تو قهرمانی بیادعا هستی که نه در میدان جنگ، بلکه در میدان مردم بودن، جان دادی و هنوز ایستادهای.
به تو قول میدهیم، روزی حق تو و تمام آسیب دیدگان و جانباختگان این سرزمین را از چنگال ظلم پس خواهیم گرفت. قول میدهیم آن تیر ناپاک را، که پیکرت را زمینگیر کرد، در دادگاه تاریخ از سینهات بیرون بکشیم نه با تیغ بلکه با عدالت.
ما به تو افتخار میکنیم.
به صبوریات، به ایمانات، به لبخند بیادعایت، و به آن قلب پر امیدی که هنوز میتپد، با مهمانی سنگین در سینهاش.
صدای مظلومیت، شجاعت و صبوریِ بهزاد یزدانپناه باشیم.
او نه تنها یک نام، که یک راه است... یک وجدان بیدار برای ملت»
✍️ مسعود علیزاده
masoudalizadeh___
byazdanpanah66
#عاشورای_خونین_۸۸
#بهزاد_یزدان_پناه
#علیه_فراموشی
#برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔52❤15🕊9