درخواست #آزادی #دانشجویان #زندانی در #دانشگاه_تهران
روز دوشنبه-دوم آذرماه- نشستی با عنوان «بازگشت به دانشگاه» - در دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد. این نشست از طرف انجمن اسلامی داشجویان دانشگاه تهران و علومپزشکی برگزار شده و با سخنرانی «محمد علی نجفی» از کاندیداهای ورزات علوم و فناوری دولت #روحانی همراه بود.
در این برنامه که با محوریت «بورسیههای علمی در دولت #مهرورزی» آغاز شد میزگردی درباره «#نابرابری در دانشگاه و #حقوق_دانشجویان» شکل گرفت. همچنین به موضوع #محرومیت از #تحصیل دانشجویان نیز پرداخته شد. شرکتکنندگان این نشست طی مراسم پلاکاردهایی در دست داشتند که در آن خواهان آزادی دانشجویان زندانی چون «#بهاره_هدایت» و «#ضیاء_نبوی» بودند. همچنین آنها خواهان بازگشت #اساتید اخراجی و دانشجویان محروم از تحصیل چون «#مهدیه_گلرو» بودند. دانشجویان شعار «#امید بذر #هویت ماست» از سخنان «#میرحسین #موسوی» را نیز در دست داشتند.
درباره دانشجویان زندانی و محروم از تحصیل بیشتر بخوانید:
بهار در زندان: نگاهی به زندگی بهاره هدایت: https://goo.gl/QSf2DZ
ضیا نبوی؛ طراوت فکر کنشگرانه: https://goo.gl/6wZvNZ
مهدیه گلرو، ستارهای در میان دانشجویان ستارهدار: https://goo.gl/uEbtXj
#جنبش_دانشجویی #ایران #دموکراسی #حقوق_بشر #شهامت #جوانان #حق_تحصیل #کنشگری #خودانگیختگی #شهروندی #مسوولیت
@Tavaana_Tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
روز دوشنبه-دوم آذرماه- نشستی با عنوان «بازگشت به دانشگاه» - در دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد. این نشست از طرف انجمن اسلامی داشجویان دانشگاه تهران و علومپزشکی برگزار شده و با سخنرانی «محمد علی نجفی» از کاندیداهای ورزات علوم و فناوری دولت #روحانی همراه بود.
در این برنامه که با محوریت «بورسیههای علمی در دولت #مهرورزی» آغاز شد میزگردی درباره «#نابرابری در دانشگاه و #حقوق_دانشجویان» شکل گرفت. همچنین به موضوع #محرومیت از #تحصیل دانشجویان نیز پرداخته شد. شرکتکنندگان این نشست طی مراسم پلاکاردهایی در دست داشتند که در آن خواهان آزادی دانشجویان زندانی چون «#بهاره_هدایت» و «#ضیاء_نبوی» بودند. همچنین آنها خواهان بازگشت #اساتید اخراجی و دانشجویان محروم از تحصیل چون «#مهدیه_گلرو» بودند. دانشجویان شعار «#امید بذر #هویت ماست» از سخنان «#میرحسین #موسوی» را نیز در دست داشتند.
درباره دانشجویان زندانی و محروم از تحصیل بیشتر بخوانید:
بهار در زندان: نگاهی به زندگی بهاره هدایت: https://goo.gl/QSf2DZ
ضیا نبوی؛ طراوت فکر کنشگرانه: https://goo.gl/6wZvNZ
مهدیه گلرو، ستارهای در میان دانشجویان ستارهدار: https://goo.gl/uEbtXj
#جنبش_دانشجویی #ایران #دموکراسی #حقوق_بشر #شهامت #جوانان #حق_تحصیل #کنشگری #خودانگیختگی #شهروندی #مسوولیت
@Tavaana_Tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
tavaana.org
بهار در زندان: نگاهی به زندگی بهاره هدایت | Tavaana Article
شرححالهای اختصاصی توانا نگاه عمیقی به زندگی کنشگران برجسته و رهبران جامعه مدنی در ایران دارد. در این بخش با بهاره هدایت، از برجستهترین فعالان دانشجویی ایران آشنا شوید؛ بهاره از سال ۱۳۸۸ به دلیل پیگیری حقوق زنان ایرانی زندانی است. یک مرور سریع
چرا دانشجویان بهایی باید از تحصیل محروم شوند؟
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آموزش برای همه مورد تاکید قرار گرفته است و هیچ اصل و بندی نیست که بتوان با استناد به آن، شهروندان بهائی را از تحصیل محروم کرد. حتی اگر بهائی بودن جرم محسوب شود، باز هم نمیتوانند مجرم را از #حق_تحصیل محروم کنند. بند دوم اصل سوم این قانون میگوید: «دولت موظف است همه امکانات خود را در مورد آموزش و پرورش رایگان برای همه در تمام سطوح و #تسهیل و #تعلیم آموزش عالی به کاربرد.» همچنین اصل سیام قانون اساسی ایران میگوید: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش #رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور بهصورت رایگان گسترش دهد.» همانطور که از این قوانین میتوان استنباط نمود حق تحصیل برای همه اقشار جامعه در قانون پیشبینی شده است اما این #حق اساسی که باید هر #شهروند #ایرانی از آن برخوردار باشد از بهاییان ایران بهطور مداوم سلب میگردد. ازاینرو این پرسش مطرح میشود که آیا این #تبعیض بر اساس سیاست و برنامه است؟ به نظر میرسد پاسخ به این پرسش مثبت است. حکومت ایران #آگاهانه و #عامدانه از ورود بهاییان به دانشگاه و یا ادامه تحصیل آنان جلوگیری میکند گرچه آن را با بهانههای مختلف میپوشاند. معمولاً بهانه جلوگیری از ورود به دانشگاه همان بهانه قدیمی «نقص مدارک» است. بهعنوان مثال، حدود ۸۰۰ دانشجوی بهایی که در کنکور تابستان ۱۳۸۶ شرکت کرده بودند از سازمان #سنجش نامهای دریافت کردند مبنی بر اینکه پرونده آنها «ناقص» است و نمیتوانند وارد دانشگاه شوند. یکی از این موارد «هلاکو رحمانیان» بود که بهرغم کسب رتبه ۷۶ در کنکور از ورود وی به #دانشگاه جلوگیری شد.. او که با این رتبه خوب تا پاییز همان سال در هیچ دانشگاهی پذیرفته نشده بود با سازمان سنجش تماس گرفت و مشکل را مطرح کرد. مسئول مربوطه نیز از این مساله متعجب بود تا وقتیکه هلاکو اظهار کرد که بهایی است. «یکباره، بعد از گفتن کلمه "بهایی" ایشان تلفن را قطع کردند و مکالمه قطع شد.»
گفتنی است محرومیت از تحصیل بهاییان در دانشگاههای #ایران با استناد به مصوبهی ششم اسفند ۱۳۶۹ “شورای عالی انقلاب فرهنگی” صورت میگیرد که بهاییان را علاوه بر #محرومیت از #اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز #محروم میکند.
بر اساس بند سوم این مصوبه، نه تنها باید از ثبتنام #بهاییان در دانشگاهها جلوگیری به عمل آید بلکه چنانچه #هویت #بهایی فردی بعد از ثبتنام و “هنگام تحصیل” نیز احراز گردد، باید از تحصیل محروم شود.
( آیا حکومت حق دارد افرادی را به دلیل باورهای مذهبیشان از ادامه #تحصیل باز بدارد؟ )
#حقوق_بشر
@Tavaana_Tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آموزش برای همه مورد تاکید قرار گرفته است و هیچ اصل و بندی نیست که بتوان با استناد به آن، شهروندان بهائی را از تحصیل محروم کرد. حتی اگر بهائی بودن جرم محسوب شود، باز هم نمیتوانند مجرم را از #حق_تحصیل محروم کنند. بند دوم اصل سوم این قانون میگوید: «دولت موظف است همه امکانات خود را در مورد آموزش و پرورش رایگان برای همه در تمام سطوح و #تسهیل و #تعلیم آموزش عالی به کاربرد.» همچنین اصل سیام قانون اساسی ایران میگوید: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش #رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور بهصورت رایگان گسترش دهد.» همانطور که از این قوانین میتوان استنباط نمود حق تحصیل برای همه اقشار جامعه در قانون پیشبینی شده است اما این #حق اساسی که باید هر #شهروند #ایرانی از آن برخوردار باشد از بهاییان ایران بهطور مداوم سلب میگردد. ازاینرو این پرسش مطرح میشود که آیا این #تبعیض بر اساس سیاست و برنامه است؟ به نظر میرسد پاسخ به این پرسش مثبت است. حکومت ایران #آگاهانه و #عامدانه از ورود بهاییان به دانشگاه و یا ادامه تحصیل آنان جلوگیری میکند گرچه آن را با بهانههای مختلف میپوشاند. معمولاً بهانه جلوگیری از ورود به دانشگاه همان بهانه قدیمی «نقص مدارک» است. بهعنوان مثال، حدود ۸۰۰ دانشجوی بهایی که در کنکور تابستان ۱۳۸۶ شرکت کرده بودند از سازمان #سنجش نامهای دریافت کردند مبنی بر اینکه پرونده آنها «ناقص» است و نمیتوانند وارد دانشگاه شوند. یکی از این موارد «هلاکو رحمانیان» بود که بهرغم کسب رتبه ۷۶ در کنکور از ورود وی به #دانشگاه جلوگیری شد.. او که با این رتبه خوب تا پاییز همان سال در هیچ دانشگاهی پذیرفته نشده بود با سازمان سنجش تماس گرفت و مشکل را مطرح کرد. مسئول مربوطه نیز از این مساله متعجب بود تا وقتیکه هلاکو اظهار کرد که بهایی است. «یکباره، بعد از گفتن کلمه "بهایی" ایشان تلفن را قطع کردند و مکالمه قطع شد.»
گفتنی است محرومیت از تحصیل بهاییان در دانشگاههای #ایران با استناد به مصوبهی ششم اسفند ۱۳۶۹ “شورای عالی انقلاب فرهنگی” صورت میگیرد که بهاییان را علاوه بر #محرومیت از #اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز #محروم میکند.
بر اساس بند سوم این مصوبه، نه تنها باید از ثبتنام #بهاییان در دانشگاهها جلوگیری به عمل آید بلکه چنانچه #هویت #بهایی فردی بعد از ثبتنام و “هنگام تحصیل” نیز احراز گردد، باید از تحصیل محروم شود.
( آیا حکومت حق دارد افرادی را به دلیل باورهای مذهبیشان از ادامه #تحصیل باز بدارد؟ )
#حقوق_بشر
@Tavaana_Tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
Forwarded from آموزشکده توانا
چرا دانشجویان بهایی باید از تحصیل محروم شوند؟
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آموزش برای همه مورد تاکید قرار گرفته است و هیچ اصل و بندی نیست که بتوان با استناد به آن، شهروندان بهائی را از تحصیل محروم کرد. حتی اگر بهائی بودن جرم محسوب شود، باز هم نمیتوانند مجرم را از #حق_تحصیل محروم کنند. بند دوم اصل سوم این قانون میگوید: «دولت موظف است همه امکانات خود را در مورد آموزش و پرورش رایگان برای همه در تمام سطوح و #تسهیل و #تعلیم آموزش عالی به کاربرد.» همچنین اصل سیام قانون اساسی ایران میگوید: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش #رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور بهصورت رایگان گسترش دهد.» همانطور که از این قوانین میتوان استنباط نمود حق تحصیل برای همه اقشار جامعه در قانون پیشبینی شده است اما این #حق اساسی که باید هر #شهروند #ایرانی از آن برخوردار باشد از بهاییان ایران بهطور مداوم سلب میگردد. ازاینرو این پرسش مطرح میشود که آیا این #تبعیض بر اساس سیاست و برنامه است؟ به نظر میرسد پاسخ به این پرسش مثبت است. حکومت ایران #آگاهانه و #عامدانه از ورود بهاییان به دانشگاه و یا ادامه تحصیل آنان جلوگیری میکند گرچه آن را با بهانههای مختلف میپوشاند. معمولاً بهانه جلوگیری از ورود به دانشگاه همان بهانه قدیمی «نقص مدارک» است. بهعنوان مثال، حدود ۸۰۰ دانشجوی بهایی که در کنکور تابستان ۱۳۸۶ شرکت کرده بودند از سازمان #سنجش نامهای دریافت کردند مبنی بر اینکه پرونده آنها «ناقص» است و نمیتوانند وارد دانشگاه شوند. یکی از این موارد «هلاکو رحمانیان» بود که بهرغم کسب رتبه ۷۶ در کنکور از ورود وی به #دانشگاه جلوگیری شد.. او که با این رتبه خوب تا پاییز همان سال در هیچ دانشگاهی پذیرفته نشده بود با سازمان سنجش تماس گرفت و مشکل را مطرح کرد. مسئول مربوطه نیز از این مساله متعجب بود تا وقتیکه هلاکو اظهار کرد که بهایی است. «یکباره، بعد از گفتن کلمه "بهایی" ایشان تلفن را قطع کردند و مکالمه قطع شد.»
گفتنی است محرومیت از تحصیل بهاییان در دانشگاههای #ایران با استناد به مصوبهی ششم اسفند ۱۳۶۹ “شورای عالی انقلاب فرهنگی” صورت میگیرد که بهاییان را علاوه بر #محرومیت از #اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز #محروم میکند.
بر اساس بند سوم این مصوبه، نه تنها باید از ثبتنام #بهاییان در دانشگاهها جلوگیری به عمل آید بلکه چنانچه #هویت #بهایی فردی بعد از ثبتنام و “هنگام تحصیل” نیز احراز گردد، باید از تحصیل محروم شود.
( آیا حکومت حق دارد افرادی را به دلیل باورهای مذهبیشان از ادامه #تحصیل باز بدارد؟ )
#حقوق_بشر
@Tavaana_Tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آموزش برای همه مورد تاکید قرار گرفته است و هیچ اصل و بندی نیست که بتوان با استناد به آن، شهروندان بهائی را از تحصیل محروم کرد. حتی اگر بهائی بودن جرم محسوب شود، باز هم نمیتوانند مجرم را از #حق_تحصیل محروم کنند. بند دوم اصل سوم این قانون میگوید: «دولت موظف است همه امکانات خود را در مورد آموزش و پرورش رایگان برای همه در تمام سطوح و #تسهیل و #تعلیم آموزش عالی به کاربرد.» همچنین اصل سیام قانون اساسی ایران میگوید: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش #رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور بهصورت رایگان گسترش دهد.» همانطور که از این قوانین میتوان استنباط نمود حق تحصیل برای همه اقشار جامعه در قانون پیشبینی شده است اما این #حق اساسی که باید هر #شهروند #ایرانی از آن برخوردار باشد از بهاییان ایران بهطور مداوم سلب میگردد. ازاینرو این پرسش مطرح میشود که آیا این #تبعیض بر اساس سیاست و برنامه است؟ به نظر میرسد پاسخ به این پرسش مثبت است. حکومت ایران #آگاهانه و #عامدانه از ورود بهاییان به دانشگاه و یا ادامه تحصیل آنان جلوگیری میکند گرچه آن را با بهانههای مختلف میپوشاند. معمولاً بهانه جلوگیری از ورود به دانشگاه همان بهانه قدیمی «نقص مدارک» است. بهعنوان مثال، حدود ۸۰۰ دانشجوی بهایی که در کنکور تابستان ۱۳۸۶ شرکت کرده بودند از سازمان #سنجش نامهای دریافت کردند مبنی بر اینکه پرونده آنها «ناقص» است و نمیتوانند وارد دانشگاه شوند. یکی از این موارد «هلاکو رحمانیان» بود که بهرغم کسب رتبه ۷۶ در کنکور از ورود وی به #دانشگاه جلوگیری شد.. او که با این رتبه خوب تا پاییز همان سال در هیچ دانشگاهی پذیرفته نشده بود با سازمان سنجش تماس گرفت و مشکل را مطرح کرد. مسئول مربوطه نیز از این مساله متعجب بود تا وقتیکه هلاکو اظهار کرد که بهایی است. «یکباره، بعد از گفتن کلمه "بهایی" ایشان تلفن را قطع کردند و مکالمه قطع شد.»
گفتنی است محرومیت از تحصیل بهاییان در دانشگاههای #ایران با استناد به مصوبهی ششم اسفند ۱۳۶۹ “شورای عالی انقلاب فرهنگی” صورت میگیرد که بهاییان را علاوه بر #محرومیت از #اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز #محروم میکند.
بر اساس بند سوم این مصوبه، نه تنها باید از ثبتنام #بهاییان در دانشگاهها جلوگیری به عمل آید بلکه چنانچه #هویت #بهایی فردی بعد از ثبتنام و “هنگام تحصیل” نیز احراز گردد، باید از تحصیل محروم شود.
( آیا حکومت حق دارد افرادی را به دلیل باورهای مذهبیشان از ادامه #تحصیل باز بدارد؟ )
#حقوق_بشر
@Tavaana_Tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
۱۴ شهروند بهایی در شیراز بازداشت شدند
goo.gl/2JbWgE
به گزارش کمپین نه به آزار و زندان هموطنان بهایی: چهارده شهروند بهایی ساکن شیراز در تاریخ هفتم مهر ماه ۱۳۹۵ در حدود ساعت نه شب بازداشت شدند. اسامی
این افراد عبارتند از: شمیم اخلاقی و همسرش صهبا فرحبخش ، صهبا مصلحی و همسرش عهدیه عنایتی ، مهیار سفیدی و همسرش شادی صادق اقدم و ورقا کاویانی ، مرجان و مژگان غلامپور ، فرید و فرزاد شادمان و پریسا روحی زادگان ، مریم اسلامی و سروش ایقانی در شيراز دستگير شدند.
در سالهای اخیر فشار بر شهروندان بهایی در کشور افزایش چشمگیری داشته است. محرومیت از تحصیل، پلمپ محل کسب و تخریب گورستان بهائیان نمونهای از نقض حقوق این اقلیت مذهبی در ایران است.
رواداری یا تلورانس یکی از پروژههای تواناست. از طریق سایت زیر میتوانید به منابع جامعی که آموزشکده تهیه کرده است دسترسی پیدا کنید:
bit.ly/1RtZYec
اطلاعات بیشتر دربارهی مدارای مذهبی : http://bit.ly/1ZppjIC
حقوق اقلیتها در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
http://bit.ly/1QUEeV6
goo.gl/2JbWgE
به گزارش کمپین نه به آزار و زندان هموطنان بهایی: چهارده شهروند بهایی ساکن شیراز در تاریخ هفتم مهر ماه ۱۳۹۵ در حدود ساعت نه شب بازداشت شدند. اسامی
این افراد عبارتند از: شمیم اخلاقی و همسرش صهبا فرحبخش ، صهبا مصلحی و همسرش عهدیه عنایتی ، مهیار سفیدی و همسرش شادی صادق اقدم و ورقا کاویانی ، مرجان و مژگان غلامپور ، فرید و فرزاد شادمان و پریسا روحی زادگان ، مریم اسلامی و سروش ایقانی در شيراز دستگير شدند.
در سالهای اخیر فشار بر شهروندان بهایی در کشور افزایش چشمگیری داشته است. محرومیت از تحصیل، پلمپ محل کسب و تخریب گورستان بهائیان نمونهای از نقض حقوق این اقلیت مذهبی در ایران است.
رواداری یا تلورانس یکی از پروژههای تواناست. از طریق سایت زیر میتوانید به منابع جامعی که آموزشکده تهیه کرده است دسترسی پیدا کنید:
bit.ly/1RtZYec
اطلاعات بیشتر دربارهی مدارای مذهبی : http://bit.ly/1ZppjIC
حقوق اقلیتها در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
http://bit.ly/1QUEeV6
Instagram
.
۱۴ شهروند #بهایی در شیراز بازداشت شدند
به گزارش کمپین نه به آزار و زندان هموطنان بهایی: چهارده #شهروند بهایی ساکن شیراز در تاریخ هفتم مهر ماه ۱۳۹۵ در حدود ساعت نه شب بازداشت شدند. اسامی این افراد عبارتند از: شمیم اخلاقی و همسرش صهبا فرحبخش ، صهبا مصلحی…
۱۴ شهروند #بهایی در شیراز بازداشت شدند
به گزارش کمپین نه به آزار و زندان هموطنان بهایی: چهارده #شهروند بهایی ساکن شیراز در تاریخ هفتم مهر ماه ۱۳۹۵ در حدود ساعت نه شب بازداشت شدند. اسامی این افراد عبارتند از: شمیم اخلاقی و همسرش صهبا فرحبخش ، صهبا مصلحی…
خبر بسیار تلخ بود، احد احد صمد دو کودک زبالهگرد در آتش سوختند...
goo.gl/CiKfBS
◼️ روایت جمعیت امام علی از وضعیت "احد" و "صمد"
دو برادر ۷ و ۸ ساله که با کار اجباری سهم عمدهای در تامین مایحتاج خانواده بر عهده داشتند؛ اما دیگر در بین ما نیستند. آن ها در حریق گاراژ محل جمع آوری ضایعات که در آن کار می کردند زنده زنده سوختند و فریادشان را کسی توان یاری نبود.
▪️"اعتیاد والدین و حضانت احد و صمد"
پدر تجربه پنج بار ترک ناموفق اعتیاد را در دو سال گذشته داشته است و مادر در زمان وقوع حادثه در کمپ ترک اعتیاد است.
علی رغم مشخص شدن اعتیاد والدین و عدم صلاحیت آن ها در نگهداری از بچه ها، بهزیستی احد و صمد را به پدر تحویل می دهد. شاید امروز خود پدر هم فکر میکند که کاش حداقل تا زمانی که بتواند از اعتیادی که زندگی او را به اینجا رسانده جدا شود، بچه ها را به او نمیدادند.
حتما امروز خودش هم راضی نیست که بچه ها را به خاطر انگیزه ی درمان یا کمک خرج پیش خودش در وضعیت خطرناک نگه داشته است.
▪️"نبود اوراق هویت و محرومیت از تحصیل"
هیچ یک از دو کودک شناسنامه، کارت اقامت یا گذرنامه نداشتند. به همین دلیل از تحصیل محروم می مانند. پدر و مادر نیز به دلیل اعتیاد و بسیاری مشکلات دیگر از گرفتن کارت آبی از اداره اتباع برای رفتن آن ها به مدرسه سر باز می زنند. رفتن کودکان به مدرسه، میتوانست به آنها فرصت دهد کودکی کنند، اما ظرفیت مدارس و زمان محدود ارائهی کارت هویت و هزینه های تحصیل باعث شد این حق هم از این کودکان دریغ شود.
▪️"به سوی قربانگاه"
احد و صمد در چهارراه های شهر کرج کار می کردند؛ اما با ورود بهزیستی به زندگی این دو برادر و تهدید آنها به رد مرز کردن، پدر که ازین مساله واهمه داشت محل کار کودکان را تغییر می دهد و آن ها را به یک گاراژ جمع آوری ضایعات که خود نیز در آن جا کار می کند، می برد. به این طریق، کودکان زباله گرد می شوند و این بار در جایی ناامن و به دور از چشم مردم به کار خود ادامه می دهند.
بچه ها پس از یک نوبت کار صبح به اتاقی در گاراژ برمی گردند تا خود را گرم کنند و دوباره به سر کار بروند. کپسول آتش می گیرد، منفجر می شود و کودکان در اتاق حبس می شوند.
نجم الدین (پدر بچهها) با دیدن صحنه به کمک پسرها می شتابد اما خود نیز دچار سوختگی شدید می شود و کاری از او ساخته نیست. تا زمان آمدن ماشین های آتش نشانی هر لحظه بر شدت آتش افزوده می شود... احد و صمد به همراه پدر به بیمارستان یافت آباد منتقل می شوند اما کاری از دست کادر پزشکی بیمارستان هم برنمی آید.
▪️"مشکلات دفن"
به دلیل نداشتن اوراق هویت کودکان، بیمارستان از تحویل پیکر کودکان امتناع می کند. پدر نیز هیچ گونه اوراق هویتی نداشته، ازدواجهای او هیچ جا ثبت نشده است و با توجه به درصد بالای سوختگی توانایی تحویل گرفتن کودکان را نداشته. بنابراین یکی از اقوام احد و صمد پیگیر امور اداری تحویل اجساد می شود و پس ازچند روز اجازه دفن کودکان گرفته می شود. گفته می شود کودکان در امامزاده ای دفن شده اند، اما آن ها با کمال تاسف در بیابانی خارج از محدوده امامزاده و نزدیک به آن در خاک آرام گرفته اند.
احد و صمد رفتند. رفتند تا با رفتنشان ما را از خواب غفلت بیدار کنند. دیگر کار از کار گذشته؛ اما احدها و صمدها بسیارند؛ مانند جاوید، دوست این دو برادر که روز حادثه همراهشان بود اما جدا شدن او از بچه ها برای خرید خوراکی او را از این مهلکه نجات داد. هزاران جاوید و احد و صمد شب و روز در این دیار زباله گردی می کنند و انسانیت همچنان رنگ می بازد.
اعضای جمعیت خیریه دانشجویی امام علی اعلام کردند که برای اطلاعرسانی درباره وضعیت کودکان زبالهگرد و برای استثمار نشدن کودکان برای بازیافت زبالهها؛ بر روی سطلهای زباله محل زندگیمان کاغذی نصب میکنیم و اعلام میکنیم که #زباله_گردی_حق_کودکان_نیست ،و تصویر آن را در صفحات اجتماعی خود با دیگران به اشتراک میگذاریم.
تجربه یکی از اعضای این تشکل مردم نهاد:
ساعت از سه شب گذشته بود. رفتم به سطل زباله کوچهمون کاغذ رو بچسبونم. کارگر شهرداری که داشت در سرما آروم آروم جارو میزد ازم پرسید: داری چیکار میکنی؟ بهش گفتم: دو تا کودک زبالهگرد امروز تو آتیش سوختن! اینو که شنید گفت: بده من کاغذو بچسبونم. اسمشو پرسیدم. جواب داد: علی! علی فقط پونزده سال داشت و از مهاجرای افغان بود. شمع رو برام گرفت که عکس بگیرم؛در همون حال دوباره به نوشته روی کاغذ خیره شد و با بغضی فروخورده و لحن محکمی گفت: خب راست میگه! #زباله_گردی_حق_کودکان_نیست !
مرتبط:
کودکان کار، ستمدیدگان بیصدا
http://bit.ly/1nUB4YK
حقوق کودک و نوجوان:از تولد تا هجده سالگی
http://bit.ly/1fGyUup
عدالت برای کودکان و نوجوانان -حسین رییسی
https://goo.gl/MbSQUp
برای کودکان کار و خیابان چه باید کرد؟
http://bit.ly/2jnOqxO
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/CiKfBS
◼️ روایت جمعیت امام علی از وضعیت "احد" و "صمد"
دو برادر ۷ و ۸ ساله که با کار اجباری سهم عمدهای در تامین مایحتاج خانواده بر عهده داشتند؛ اما دیگر در بین ما نیستند. آن ها در حریق گاراژ محل جمع آوری ضایعات که در آن کار می کردند زنده زنده سوختند و فریادشان را کسی توان یاری نبود.
▪️"اعتیاد والدین و حضانت احد و صمد"
پدر تجربه پنج بار ترک ناموفق اعتیاد را در دو سال گذشته داشته است و مادر در زمان وقوع حادثه در کمپ ترک اعتیاد است.
علی رغم مشخص شدن اعتیاد والدین و عدم صلاحیت آن ها در نگهداری از بچه ها، بهزیستی احد و صمد را به پدر تحویل می دهد. شاید امروز خود پدر هم فکر میکند که کاش حداقل تا زمانی که بتواند از اعتیادی که زندگی او را به اینجا رسانده جدا شود، بچه ها را به او نمیدادند.
حتما امروز خودش هم راضی نیست که بچه ها را به خاطر انگیزه ی درمان یا کمک خرج پیش خودش در وضعیت خطرناک نگه داشته است.
▪️"نبود اوراق هویت و محرومیت از تحصیل"
هیچ یک از دو کودک شناسنامه، کارت اقامت یا گذرنامه نداشتند. به همین دلیل از تحصیل محروم می مانند. پدر و مادر نیز به دلیل اعتیاد و بسیاری مشکلات دیگر از گرفتن کارت آبی از اداره اتباع برای رفتن آن ها به مدرسه سر باز می زنند. رفتن کودکان به مدرسه، میتوانست به آنها فرصت دهد کودکی کنند، اما ظرفیت مدارس و زمان محدود ارائهی کارت هویت و هزینه های تحصیل باعث شد این حق هم از این کودکان دریغ شود.
▪️"به سوی قربانگاه"
احد و صمد در چهارراه های شهر کرج کار می کردند؛ اما با ورود بهزیستی به زندگی این دو برادر و تهدید آنها به رد مرز کردن، پدر که ازین مساله واهمه داشت محل کار کودکان را تغییر می دهد و آن ها را به یک گاراژ جمع آوری ضایعات که خود نیز در آن جا کار می کند، می برد. به این طریق، کودکان زباله گرد می شوند و این بار در جایی ناامن و به دور از چشم مردم به کار خود ادامه می دهند.
بچه ها پس از یک نوبت کار صبح به اتاقی در گاراژ برمی گردند تا خود را گرم کنند و دوباره به سر کار بروند. کپسول آتش می گیرد، منفجر می شود و کودکان در اتاق حبس می شوند.
نجم الدین (پدر بچهها) با دیدن صحنه به کمک پسرها می شتابد اما خود نیز دچار سوختگی شدید می شود و کاری از او ساخته نیست. تا زمان آمدن ماشین های آتش نشانی هر لحظه بر شدت آتش افزوده می شود... احد و صمد به همراه پدر به بیمارستان یافت آباد منتقل می شوند اما کاری از دست کادر پزشکی بیمارستان هم برنمی آید.
▪️"مشکلات دفن"
به دلیل نداشتن اوراق هویت کودکان، بیمارستان از تحویل پیکر کودکان امتناع می کند. پدر نیز هیچ گونه اوراق هویتی نداشته، ازدواجهای او هیچ جا ثبت نشده است و با توجه به درصد بالای سوختگی توانایی تحویل گرفتن کودکان را نداشته. بنابراین یکی از اقوام احد و صمد پیگیر امور اداری تحویل اجساد می شود و پس ازچند روز اجازه دفن کودکان گرفته می شود. گفته می شود کودکان در امامزاده ای دفن شده اند، اما آن ها با کمال تاسف در بیابانی خارج از محدوده امامزاده و نزدیک به آن در خاک آرام گرفته اند.
احد و صمد رفتند. رفتند تا با رفتنشان ما را از خواب غفلت بیدار کنند. دیگر کار از کار گذشته؛ اما احدها و صمدها بسیارند؛ مانند جاوید، دوست این دو برادر که روز حادثه همراهشان بود اما جدا شدن او از بچه ها برای خرید خوراکی او را از این مهلکه نجات داد. هزاران جاوید و احد و صمد شب و روز در این دیار زباله گردی می کنند و انسانیت همچنان رنگ می بازد.
اعضای جمعیت خیریه دانشجویی امام علی اعلام کردند که برای اطلاعرسانی درباره وضعیت کودکان زبالهگرد و برای استثمار نشدن کودکان برای بازیافت زبالهها؛ بر روی سطلهای زباله محل زندگیمان کاغذی نصب میکنیم و اعلام میکنیم که #زباله_گردی_حق_کودکان_نیست ،و تصویر آن را در صفحات اجتماعی خود با دیگران به اشتراک میگذاریم.
تجربه یکی از اعضای این تشکل مردم نهاد:
ساعت از سه شب گذشته بود. رفتم به سطل زباله کوچهمون کاغذ رو بچسبونم. کارگر شهرداری که داشت در سرما آروم آروم جارو میزد ازم پرسید: داری چیکار میکنی؟ بهش گفتم: دو تا کودک زبالهگرد امروز تو آتیش سوختن! اینو که شنید گفت: بده من کاغذو بچسبونم. اسمشو پرسیدم. جواب داد: علی! علی فقط پونزده سال داشت و از مهاجرای افغان بود. شمع رو برام گرفت که عکس بگیرم؛در همون حال دوباره به نوشته روی کاغذ خیره شد و با بغضی فروخورده و لحن محکمی گفت: خب راست میگه! #زباله_گردی_حق_کودکان_نیست !
مرتبط:
کودکان کار، ستمدیدگان بیصدا
http://bit.ly/1nUB4YK
حقوق کودک و نوجوان:از تولد تا هجده سالگی
http://bit.ly/1fGyUup
عدالت برای کودکان و نوجوانان -حسین رییسی
https://goo.gl/MbSQUp
برای کودکان کار و خیابان چه باید کرد؟
http://bit.ly/2jnOqxO
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. خبر بسیار تلخ بود، احد احد صمد دو کودک زبالهگرد در آتش سوختند... . ◼️ روایت جمعیت امام علی از وضعیت "احد" و "صمد" دو برادر ۷ و ۸ ساله که با کار اجباری سهم عمدهای در تامین مایحتاج خانواده بر عهده داشتند؛ اما دیگر در بین ما نیستند. آن ها در حریق گاراژ…
محرومیت از درمان سارا موسیقی، زندانی سیاسی، در زندان قرچک
سارا موسیقی، ۴۲ ساله، مهندس معمار، کوهنورد و زندانی سیاسی محبوس در بند ۸ زندان قرچک ورامین، با وجود مشکلات جسمی جدی همچنان از اعزام به مرکز درمانی خارج از زندان و معاینه توسط پزشک متخصص محروم مانده است.
گزارشهای منتشرشده حاکی است مسئولان زندان با وجود ادامه عوارض جسمی، با انتقال او به مرکز درمانی تخصصی موافقت نکردهاند. پیشتر نیز گزارشهایی درباره آسیبدیدگی کتف و مشکلات جسمی او پس از بازداشت و بازجویی منتشر شده بود.
سارا موسیقی روز اول اردیبهشت ۱۴۰۵ در جریان یورش نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد. گزارش شده مأموران برای ورود به خانه در را شکسته و او را با اعمال خشونت بازداشت کردهاند. سه روز بعد، در چهارم اردیبهشت، او به بند ۸ زندان قرچک ورامین منتقل شد.
پرونده موسیقی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری رسیدگی شد و او بابت اتهامهایی از جمله «توهین به رهبری»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «توهین به مقدسات» و «ارتباط با دولتهای متخاصم» در مجموع به شش سال حبس محکوم شد.
سارا موسیقی اتهام همکاری با اسرائیل یا موساد را رد کرده و گفته فعالیتهای مورد استناد در پرونده، محدود به انتشار چند استوری در صفحه شخصیاش بوده است.
یک منبع نزدیک به خانواده همچنین گفته وکیل انتخابی او در جریان رسیدگی به پرونده از دسترسی مؤثر به محتویات پرونده محروم بوده است. حکم صادرشده مورد اعتراض قرار گرفته و پرونده اکنون در مرحله تجدیدنظر قرار دارد.
در هفتههای گذشته گزارشهایی نیز درباره اعمال خشونت در بازجویی منتشر شده است. منابع نزدیک به خانواده مدعی شدهاند او با سلاح تهدید شده، از ناحیه کتف و کمر آسیب دیده و برای گرفتن اعتراف تحت فشار قرار گرفته است.
اکنون، در کنار ابهامهای مربوط به روند دادرسی، محرومیت از درمان تخصصی به یکی از مهمترین نگرانیها درباره وضعیت سارا موسیقی تبدیل شده است؛ بهویژه با توجه به ادامه عوارض جسمی و خودداری از اعزام او به پزشک متخصص.
#سارا_موسیقی #محرومیت_از درمان #توهین_به_مقدسات
@Tavaana_TavaanaTech
سارا موسیقی، ۴۲ ساله، مهندس معمار، کوهنورد و زندانی سیاسی محبوس در بند ۸ زندان قرچک ورامین، با وجود مشکلات جسمی جدی همچنان از اعزام به مرکز درمانی خارج از زندان و معاینه توسط پزشک متخصص محروم مانده است.
گزارشهای منتشرشده حاکی است مسئولان زندان با وجود ادامه عوارض جسمی، با انتقال او به مرکز درمانی تخصصی موافقت نکردهاند. پیشتر نیز گزارشهایی درباره آسیبدیدگی کتف و مشکلات جسمی او پس از بازداشت و بازجویی منتشر شده بود.
سارا موسیقی روز اول اردیبهشت ۱۴۰۵ در جریان یورش نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد. گزارش شده مأموران برای ورود به خانه در را شکسته و او را با اعمال خشونت بازداشت کردهاند. سه روز بعد، در چهارم اردیبهشت، او به بند ۸ زندان قرچک ورامین منتقل شد.
پرونده موسیقی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری رسیدگی شد و او بابت اتهامهایی از جمله «توهین به رهبری»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «توهین به مقدسات» و «ارتباط با دولتهای متخاصم» در مجموع به شش سال حبس محکوم شد.
سارا موسیقی اتهام همکاری با اسرائیل یا موساد را رد کرده و گفته فعالیتهای مورد استناد در پرونده، محدود به انتشار چند استوری در صفحه شخصیاش بوده است.
یک منبع نزدیک به خانواده همچنین گفته وکیل انتخابی او در جریان رسیدگی به پرونده از دسترسی مؤثر به محتویات پرونده محروم بوده است. حکم صادرشده مورد اعتراض قرار گرفته و پرونده اکنون در مرحله تجدیدنظر قرار دارد.
در هفتههای گذشته گزارشهایی نیز درباره اعمال خشونت در بازجویی منتشر شده است. منابع نزدیک به خانواده مدعی شدهاند او با سلاح تهدید شده، از ناحیه کتف و کمر آسیب دیده و برای گرفتن اعتراف تحت فشار قرار گرفته است.
اکنون، در کنار ابهامهای مربوط به روند دادرسی، محرومیت از درمان تخصصی به یکی از مهمترین نگرانیها درباره وضعیت سارا موسیقی تبدیل شده است؛ بهویژه با توجه به ادامه عوارض جسمی و خودداری از اعزام او به پزشک متخصص.
#سارا_موسیقی #محرومیت_از درمان #توهین_به_مقدسات
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔7