آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.8K photos
41.3K videos
2.57K files
21.5K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز یکشنبه اظهار داشت واشینگتن با ایران در تماس است، اما درباره اینکه تهران برای انجام گفت‌وگوهای جدی به منظور پایان دادن به این درگیری آمادگی داشته باشد، ابراز تردید کرد.

ترامپ در هواپیمای ویژه ریاست‌جمهوری به خبرنگاران گفت که دولت او با ایران در حال گفت‌وگو است، اما افزود که «اما گمان نمی‌کنم آن‌ها آماده باشند.»

دونالد ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد که ایالات متحده ممکن است به‌زودی با کوبا به توافق برسد یا دست به اقدامات دیگری بزند؛ خبرگزاری رویترز نوشت که این اظهارات نشان‌دهندۀ آن است که تحولات در روابط پرتنش و دیرینۀ دو کشور می‌تواند به‌سرعت پیش برود.

ترامپ گفت: «کوبا نیز خواستار توافق است و فکر می‌کنم خیلی زود یا به توافق می‌رسیم و یا هر کاری را که لازم باشد انجام خواهیم داد. ما در حال گفت‌وگو با کوبا هستیم، اما پیش از آن به موضوع ایران می‌پردازیم.»

#نه_به_جمهورى_اسلامى #پایان_دیکتاتور
4
تجاوز جنسی و شکنجه شدید دو پرستار بازداشت‌شده در بیمارستان رجایی تهران


گزارش ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که دو پرستار بیمارستان رجایی قلب تهران که ۱۸ دی‌ماه به دلیل تلاش برای مداوای معترضان بازداشت شدند، در دوران بازداشت به‌شدت شکنجه شده و مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند.

بر اساس این گزارش، این دو پرستار در بازداشت تحت شکنجه‌های شدید و تجاوزهای مکرر قرار داشته‌اند؛ به‌گونه‌ای که در نتیجه آسیب‌های جسمی، بخش‌هایی از روده آن‌ها برداشته شده و اکنون با کیسه کلستومی زندگی می‌کنند.

یکی از این پرستاران زنی ۳۳ ساله است که در مدت بازداشت بارها مورد آزار و تجاوز قرار گرفته است. به گفته شاهدان، ماموران امنیتی او را به شیوه‌های مختلف مورد تجاوز قرار داده‌اند. علاوه بر تجاوز با انگشت، ماموران به صورت گروهی و دو یا سه نفره و در روزهای متوالی به او تجاوز می‌کردند. همچنین با وارد کردن یک جسم خارجی به مقعد این پرستار، به او تجاوز کردند که موجب خون‌ریزی شدید شد.

شدت آسیب‌های جسمی این پرستار به حدی بوده که بخشی از روده او برداشته شده و اکنون با کیسه کلستومی زندگی می‌کند. رحم او نیز دچار پارگی شدید شده و تاکنون دو بار تحت عمل جراحی قرار گرفته است. پزشکان احتمال داده‌اند که ممکن است مجبور شوند رحم او را به طور کامل خارج کنند.

یکی از منابع می‌گوید پیش از انتقال این پرستار به اتاق عمل، او بارها از پزشکان خواسته اجازه ندهند زنده بماند و گفته اگر از اتاق عمل زنده خارج شود، دست به خودکشی خواهد زد. وضعیت روحی او به حدی وخیم گزارش شده که برای جلوگیری از آسیب رساندن به خود، دستانش به تخت بیمارستان بسته شده و هم‌زمان تحت نظارت نیروهای امنیتی قرار دارد.

پرستار دیگری نیز از میان بازداشت‌شدگان تحت عمل جراحی قرار گرفته است. بخشی از روده این پرستار نیز به شدت آسیب دیده و به او کیسه کلستومی وصل شده است. همچنین به دلیل خونریزی شدید، رحم او به طور کامل خارج شده است.

گزارش‌ها همچنین حاکی است که خانواده یکی از این پرستاران برای آزادی او مجبور شده‌اند مبالغ قابل توجهی به یکی از ماموران اطلاعاتی پرداخت کنند تا برگه‌ای تنظیم شود مبنی بر اینکه این زن به عقد موقت یکی از ماموران درآمده است؛ اقدامی که گفته می‌شود با هدف فراهم کردن زمینه آزادی او انجام شده است. از این پرستار همچنین تعهد گرفته شده که پس از آزادی اعلام کند که مورد آزار و تجاوز از سوی «اغتشاشگران» قرار گرفته است.

بیمارستان رجایی قلب در محدوده ولیعصر تهران قرار دارد و در ساعات پایانی ۱۸ دی‌ماه با موجی از مجروحان مواجه شد. حدود ساعت ۹ شب به بعد شمار زیادی از افرادی که در اثر اصابت گلوله جنگی زخمی شده بودند به این بیمارستان منتقل شدند.

ماموران امنیتی پس از سرکوب معترضان به کارکنان بیمارستان اعلام کردند که از ارائه خدمات درمانی به مجروحان خودداری کنند. با این حال از میان ۲۷ نفر از پرسنل و پرستاران حاضر در بخش، ۱۴ نفر در برابر این دستور مقاومت کردند و تلاش کردند به مجروحان رسیدگی کنند.

در میان این افراد، دو پرستار مرد به دلیل اعتراض به وضعیت موجود و ابراز همدردی با مجروحان بازداشت شدند. از میان این ۱۴ نفر نیز تنها هفت پرستار زن توانستند تا ساعاتی بعد به کار امدادرسانی ادامه دهند.

این هفت پرستار تا حدود ساعت ۱۱ تا ۱۲ شب همچنان مشغول مداوای مجروحان بودند، اما در ادامه نیروهای سرکوبگر وارد بیمارستان شدند. آن‌ها به سمت برخی از مجروحان شلیک کردند و زمانی که پرستاران و کارکنان بیمارستان به این اقدام اعتراض کردند، با ضرب و شتم مواجه شده و به طبقه پایین بیمارستان و بخش انباری منتقل شدند.

به گفته شاهدان، در میان این هفت نفر، دو پرستار در برابر چشمان دیگران هدف گلوله قرار گرفتند و کشته شدند. به کارکنان هشدار داده شد که به پیکر آن‌ها دست نزنند و اجساد در همان محل باقی بماند.

چند روز بعد خانواده‌های این دو نفر پیکر آن‌ها را در کهریزک پیدا کردند. همچنین پنج پرستار زن دیگر بازداشت و به بازداشتگاه منتقل شدند و خانواده‌های آنان برای هفته‌ها از وضعیتشان بی‌خبر بودند.

#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #شکنجه

@Tavaana_TavaanaTech
💔143
گزارشی از زندان اوین: قطع آب گرم و کمبود شدید دارو برای زندانیان

بر اساس اطلاعات تازه‌ای که از خانواده‌های زندانیان زندان اوین به آموزشکده توانا رسیده، زندانیان در روزهای اخیر با شرایط دشوار و کمبود شدید امکانات اولیه روبه‌رو هستند.

به گفته منابع توانا، آب گرم در زندان اوین قطع شده و برق نیز قطع شده و گفته می‌شود برق برخی بخش‌ها تنها با استفاده از ژنراتورهای دیزلی تأمین می‌شود.

در همین حال، بسیاری از زندانیان دچار سرماخوردگی شده‌اند، اما امکانات درمانی بسیار محدود گزارش شده است. بر اساس این اطلاعات، تنها مقدار کمی شربت دیفن‌هیدرامین به زندانیان داده شده و از هر نفر خواسته شده تنها یک قاشق از آن مصرف کند. همچنین به هر زندانی تنها یک قرص سرماخوردگی داده شده که گفته می‌شود حتی به بسیاری از زندانیان نیز نرسیده است.

منابع می‌گویند در حال حاضر دسترسی به پزشک، دارو و حتی درمانگاه در زندان وجود ندارد و زندانیان عملاً از خدمات درمانی محروم مانده‌اند.

پیشتر نیز گزارش‌هایی منتشر شده بود مبنی بر اینکه به دلیل شرایط جنگی، بسیاری از کارکنان زندان در محل کار حاضر نمی‌شوند و در نتیجه زندانیان از دریافت بسیاری از خدمات ضروری محروم مانده‌اند.

این در حالی است که بارها فعالان حقوق بشر، خواستار آزادی زندانیان با توجه به شرایط جنگی، شده بودند.

عدم آزادی زندانیان سیاسی در شرایط فعلی، مصداق گروگانگیری غیر نظامیان است. زندانیان سیاسی گروگان یک فرقه تبهکار و تروریستی شده‌اند.

بسیاری از این زندانیان، فعال مدنی و سیاسی هستند و به دلیل فعالیت‌های مدنی بازداشت شده‌اند و خطری برای جامعه ندارند.

#زندان_اوین #جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی


@Tavaana_TavaanaTech
💔71
احمدرضا رادان، فرمانده‌کل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، اعلام کرد ۵۰۰ نفر به اتهام ارسال اطلاعات به «دشمن» و «رسانه‌های ضد ایرانی» بازداشت شده‌اند. او این افراد را «جاسوس» خواند و مدعی شد بخشی از آنان اطلاعات مربوط به «هدف‌ها» را منتقل کرده و با «گروهک‌ها» در ارتباط بوده‌اند.

با این حال رادان هیچ جزئیات یا مدارکی درباره این ادعاها ارائه نکرد و مشخص نکرد این بازداشت‌ها دقیقاً در چه زمانی و در کدام شهرها انجام شده است.

طی ۱۶ روزی که از آغاز حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد، تقریباً هر روز گزارش‌هایی از بازداشت شهروندان با اتهاماتی مانند «همکاری با دشمن» یا «ارسال اطلاعات به رسانه‌ها» منتشر شده است. این بازداشت‌ها در شرایطی رخ می‌دهد که حکومت با محدود کردن یا قطع اینترنت، دسترسی شهروندان به اطلاعات را نیز به شدت محدود کرده است.

در چنین شرایطی اطلاع‌رسانی درباره وضعیت بازداشت‌شدگان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
2
ارتش اسرائیل اعلام کرده است که هواپیمایی را در فرودگاه مهرآباد تهران هدف قرار داده که توسط علی خامنه‌ای و دیگر مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی برای سفرها و هماهنگی‌های مرتبط با فعالیت‌های نظامی و ارتباط با گروه‌های تروریستی منطقه‌ای مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

در سال‌های گذشته هم گزارش‌ها و روایت‌های متعددی درباره استفاده جمهوری اسلامی از پروازهای غیرنظامی برای انتقال نیرو، سلاح و تجهیزات نظامی منتشر شده بود؛ اقدامی که جان مسافران عادی را هم در معرض خطر قرار می‌داد.

از جمله این موارد، روایتی است که یکی از خلبانان شرکت هواپیمایی ماهان منتشر کرد. امیر اسداللهی، خلبان این شرکت، در خاطره‌ای از پروازی در سال ۱۳۹۲ گفته بود که هواپیمای مسافربری ماهان با حدود ۲۰۰ مسافر، علاوه بر مسافران، هفت تن «بار ممنوعه» – شامل محموله‌های تسلیحاتی – را به مقصد دمشق حمل می‌کرده است.

به گفته او، در این پرواز قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس سپاه پاسداران، حضور داشته و زمانی که هواپیما در فرودگاه بغداد برای بازرسی فرود آمده، برای جلوگیری از شناسایی، لباس مهندس پرواز پوشیده و در کابین خلبان پنهان شده است. این خلبان همچنین گفته است که در جریان بازرسی، به یکی از نیروهای بازرسی‌کننده رشوه داده شده تا از ادامه بررسی محموله‌ها صرف‌نظر کند.

پیش از این نیز ایالات متحده در سال ۲۰۱۱ شرکت هواپیمایی ماهان را به دلیل همکاری با سپاه پاسداران در انتقال مخفیانه نیرو و تجهیزات نظامی، از جمله به سوریه، تحریم کرده بود.

استفاده از هواپیماهای غیرنظامی برای انتقال سلاح، مهمات یا منابع مالی در واقع به معنای استفاده از دارایی‌های عمومی و امکاناتی است که متعلق به مردم ایران است، برای اهداف نظامی و منطقه‌ای حکومت. در چنین شرایطی، مسافران عادی عملا به «سپر انسانی» تبدیل می‌شوند.



#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👍3
در حالی که شانزدهمین روز جنگ سپری می‌شود، بخش بزرگی از مردم ایران همچنان با قطع یا اختلال شدید اینترنت روبه‌رو هستند؛ وضعیتی که دسترسی شهروندان به اطلاعات را قطع کرده و عملاً روایت رویدادهای جنگ از داخل کشور را در انحصار حکومت قرار داده است.

در همین شرایط، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفت‌وگویی با شبکه CBS از طریق برنامه «زوم» شرکت کرد. مجری برنامه با اشاره به تناقض موجود از او پرسید چگونه در حالی که اینترنت در ایران برای شهروندان قطع شده، او به‌راحتی از طریق اینترنت با یک رسانه خارجی گفت‌وگو می‌کند. عراقچی در پاسخ گفت: «چون من صدای ایرانیان هستم.»

این پاسخ نمونه‌ای از شکاف عمیق میان حکومت و مردم تلقی شد؛ حکومتی که در بحبوحه جنگ، دسترسی میلیون‌ها شهروند به جریان آزاد اطلاعات را قطع کرده، اما مقام‌هایش همچنان از همان ابزار برای حضور در رسانه‌های جهانی استفاده می‌کنند.
همین تناقض و وقاحت در محروم‌کردن مردم از ابتدایی‌ترین ابزار ارتباطی، در حالی که مقام‌های حکومتی بدون محدودیت از آن بهره می‌برند، دستمایه کاریکاتور تازه مانا نیستانی شده.

@Tavaana_TavaanaTech
@dw_farsi
@mananey
👍3
روایت گلشن فتحی از تهرانِ زیر جنگ: «انگار انسان برای زنده ماندن حتی به جهنم هم عادت می‌کند»


تهران برای زنده ماندن می‌جنگد.
با رخوت می‌جنگد، با ترس، با ناامیدی… و با خودِ جنگ میجنگد

به شکل عجیبی مرکز و جنوب شهر از شمال شلوغ‌ترند.
شاید چون مردم، برای ادامه دادن، چاره‌ای جز بیرون آمدن ندارند.
زندگی، حتی زیر صدای بمباران هم، دست از تقلا برنمی‌دارد.

امروز ذهنم درگیر یک سؤال بود:
آیا من برای دموکراسی به کشوری دیگر، که اسیر دیکتاتور است، خواهم جنگید؟

اگر خلبان باشم، یا در نیروی دریایی، یا زمینی…
یا حتی فقط یک سرباز معمولی، نمی‌دانم جوابم چیست. برای غزه و یمن و… نه تنها پاسخم نه قاطع است، بلکه همیشه منتقد هزینه کرد منابع کشورم در آنجا بودم.

برای وطنم؟ بی‌هیچ تردیدی، بله
و من می‌خواهم با خودم صادق باشم:
احتمالاً من هرگز، در هیچ سطحی، برای حمله نخواهم جنگید.

امروز تلاش کردم از رخوت فرار کنم.
شاید چون سیل جنگنده‌ها کمتر بود…
به جز چهار، پنج نقطه صدا، آتش، و ستون‌های دود، کمتر به چشم می‌آمد.

خدای من…
باورم نمی‌شود چه می‌نویسم. چهار، پنج نقطه بمباران می‌شود و این، حالا برایم «کم» شده است.

انگار انسان، برای زنده ماندن، حتی به جهنم هم عادت می‌کند.

امروز رفتم بازار گل.
می‌خواستم برای تراس خانه‌ام گیاه بگیرم.
هر سال همین روزها، تراسم پر از سبزی و زندگی می‌شد…

اما امروز، خودم را به زور کشاندم.
شهر، زیر لایه‌ای از دوده چرب و غبار خفه‌کننده دفن شده بود،  و با این حال زندگی، هنوز جریان داشت.
باریک، لرزان، مثل آبراهه‌ای که راهش را گم کرده
و از خشکسالی می‌ترسد.

در مسیر، بیش از ده ایست بازرسی بود.

یکی از آن‌ها متوقفم کرد.صندوق عقب، داشبورد، زیر صندلی‌ها همه‌جا را گشت.

بعد، با لحنی عجیب، همزمان محکم و معذب، گفت:
«موبایلتون رو لطف می‌کنید؟»

گفتم: جسارتاً، وسیله شخصی‌ست. این کار را نمی‌کنم.اما واقعا ترسیده بودم، انگار در دلم رخت میشستند. نگاه کردن به او به من اضطراب میداد

گفت: حکم داریم.

گفتم حکم را نشان بدهد.در حکم، چیزی از تفتیش تلفن نبود. فقط تحویل.

گوشی را خاموش کردم و به او دادم.
گفت: روشنش کنید.
این‌بار، لحنش جدی‌تر شد.

من هم، به همان اندازه جدی، گفتم:
به اندازه‌ای که مافوق‌تون دستور داده، تحویل دادم—
نه بیشتر.

مکث کرد. انگار میان «دستور» و «تردید» گیر کرده بود.

درشت اندام بود، ترسناک. ریش و سبیلش از زیر ماسک بیرون زده بود. اما عجیب اینجا بود که سنش
به نظرم از من هم کوچک‌تر می‌آمد.

عینک داشت…و از پشت آن، چشم‌های خرماییِ قشنگش پیدا بود.

و همان‌جا،در همان چند ثانیه،هزار فکر از سرم گذشت

پسر به این زیبایی… مادرش می‌داند شغلش چیست؟

می‌داند هر روز، میان ترس آدم‌ها می‌ایستد؟
می‌داند دست‌هایی را می‌گیرد که فقط می‌خواهند زندگی کنند؟ یا هنوز، در ذهنش، همان پسربچه‌ای‌ست
که شب‌ها از تاریکی می‌ترسید و به آغوش او پناه می‌برد؟

با خودم فکر کردم… اگر روزی عاشق شود چه؟

اگر دلش بلرزد برای کسی برای زنی که هر بار صدای انفجار می‌آید،قلبش فرو می‌ریزد…که نمی‌داند مردش،
کجای این شهر دودگرفته،میان کدام ایست بازرسی، ایستاده… یا افتاده…

عشق، در زمانه جنگ، شبیه راه رفتن روی لبه تیغ است نه می‌شود دوست نداشت، نه می‌شود از ترسِ از دست دادن، نفس کشید.

و اگر روزی بچه‌ای داشته باشد…
کودکی که از او بپرسد: بابا، شغلت چیه؟

چه خواهد گفت؟

بگوید «مراقبم»؟ یا «می‌ترسانم»؟

بگوید «برای امنیت ایستاده‌ام»؟ یا برای ترسی که در چشم‌های تو خانه می‌کند؟

کودکش، وقتی بزرگ شود، از او قهرمان می‌سازد…یا از او می‌ترسد؟

و من،
همان‌طور که به چشم‌هایش نگاه می‌کردم، فقط به یک چیز فکر می‌کردم

چقدر آدم‌ها شبیه هم‌اند. چقدر زندگی‌ها می‌توانستند ساده باشند…

اگر جنگ نبود، اگر ترس نبود، اگر این‌همه «باید» بین دل‌ها دیوار نکشیده بود.

او آن طرف ایستاده بود، من این طرف

و بین ما، نه فقط یک ایست بازرسی، که تمام فاصله‌ی یک جهانِ زخمی کشیده شده بود

‏بخش دوم روزنوشت جنگ یکشنبه ‎#تهران
گوشی را از دستم گرفت و به مردی مسن‌تر داد.

نمی‌دانم… دلم می‌خواست ریسک کنم؟ برای کامل ماندن این نوشته‌ها؟ یا از حقم دفاع کنم؟ یا فقط… زنده بمانم؟
هیچ فکری نکرده بودم. هیچ تصمیمی نگرفته بودم. انگار بدنم جلوتر از ذهنم حرکت می‌کرد.

نشست داخل ماشینم و گفت: «بزن بغل.»
نشستم، ساکت، و صدایم در نمی‌آمد.

آن‌قدر محکم گفت: «گوشی رو روشن کن، رمز رو بزن» که جرأت «نه» گفتن نداشتم—با اینکه حقم را می‌دانستم، با اینکه قانون را بلد بودم… اما ترس، گاهی از هر دانستنی قوی‌تر است.


ادامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/5y5tfd3s


#جنگ #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
1💔71
ساسان و پرستو چمن‌آرا در ایلام بازداشت شدند

یادداشت ساسان چمن‌آرا، پیش از رفتن به زندان:

آزادی از دل حذف بیرون نمی‌آید، همان‌طور که برابری بر شانه‌های نفرت ساخته نمی‌شود

بهروز چمن‌آرا پژوهشگر زبان و ادبیات کُردی اهل شهرستان ایلام، در حساب کاربری خود در شبکه ایکس اعلام کرد که روز دوشنبه ٢٥ اسفند ماه ١٤٠٤،نیروهای امنیتی با یورش به منزل خانوادگی وی در شهر ایلام، برادرش ساسان چمن‌آرا و خواهرش پرستو چمن‌آرا را بازداشت و بە مکان نامعلومی منتقل کردەاند.


ساسان چمن‌آرا، موزیسین و‌خواننده، محقق و کنش‌گر اجتماعی، چند ماه پیش که احتمال بازداشت شدن را می‌داد، متنی در دفاع از همبستگی به‌جای حذف نوشته بود. بیانیه‌ای که تأکید می‌کند آزادی از نفی دیگری زاده نمی‌شود، برابری بر نفرت بنا نمی‌گردد و تنها راه عبور از بن‌بست تاریخی، گردآمدن حول آزادی، برابری و عدالت به‌مثابه حقوق همگانی است، نه امتیاز پیروزمندان.


متن یادداشت ساسان چمن‌آرا که در اینستاگرام منتشر کرده، به شرح زیر است:


این کلمات را در لحظه‌ای می‌نویسم که چمدانم سبک است و سایه‌ام سنگین، در آستانه‌ی بازگشت به زندان؛ جایی که نام انسان آرام‌آرام به عدد فروکاسته می‌شود، اما من هنوز خودم را با نام صدا می‌کنم.


زندان برای من دیوار نیست؛ آزمون است. آزمون اینکه انسان تا کجا می‌تواند انسان بماند، بی‌آنکه به منطق دیوارها خو بگیرد. هراس من از بسته شدن درها نیست، بلکه از روزی‌ست که تنگی سلول طبیعی جلوه کند و آسمان از حافظه پاک شود.


می‌نویسم، چون نوشتن آخرین شکل نفس کشیدن حقیقت است. وقتی صداها هنوز سر بر نیاورده خفه می‌شوند، کلمه راه خودش را از میان خفقان پیدا می‌کند.


این نوشته رو به سوی همه دارد؛ قدرت مستقر و قدرت در آرزو مانده، حاکمان امروز و مدعیان فردا؛ به حاکمیتی که کنترل و سرکوب را جای مشروعیت نشانده است؛ به جریان‌هایی که آزادی را بر زبان می‌آورند، اما زبانشان به تحقیر عادت کرده است.


تاریخ بارها دیده که زور تنها بدن را مهار می‌کند، اما اندیشه مسیر خودش را می‌رود.


به قول اسپینوزا، اندیشه را نمی‌توان با زور نابود کرد و این جمله سال‌هاست در سلول‌ها زندگی می‌کند. آزادی از دل کلماتی بیرون می‌آید که حرمت انسان را نگه می‌دارند. دموکراسی در خاکی ریشه می‌دواند که پیش از هر چیز، اخلاق در آن خانه داشته باشد.


خشونت نشانه‌ی فقدان قدرت است؛ جایی که استدلال فرو می‌ریزد، مشت بالا می‌آید. جایی که زبان ناتوان می‌شود، فحش جای فکر را می‌گیرد و آنجا دیگر مسئله اختلاف نظر نیست؛ سقوط سیاست به لمپنیسم است. موضوعی که امروز گریبانمان را گرفته و ما را در باتلاق جاهلیت فرو می‌برد.


ما مردم سال‌هاست زیر بار روایت‌هایی زندگی می‌کنیم که خود را قیم می‌دانند و ما را نابالغ و نادان. اما جامعه با قیم رشد نمی‌کند؛ بلکه با مسئولیت قد می‌کشد.


امروز میان چند صورت از استبداد سرگردان مانده‌ایم؛ یکی با لباس قانون، یکی با خاطره‌ی قدرت و یکی دیگر با هیجان و خشم. در این سرگردانی طبیعی است که بسیاری از مردم بی‌پناه به هر صدای بلندی دل ببندند. وقتی زمین زیر پا سست است، حتی سایه هم پناه به نظر می‌رسد.


این را بی‌ابهام می‌گویم: رنج زندان دارایی هیچ پرچم و جریانی نیست. هیچ‌کس حق ندارد زخم انسان را به ابزار مشروعیت خود تبدیل کند. بچه‌های این سرزمین در زندان‌ها آهسته فرسوده می‌شوند؛ سال‌ها و جوانی‌شان در راهروهای بی‌پنجره هدر می‌رود. سرکوب تنها کار حکومت نیست؛ وقتی زبان نفرت زندانی را بی‌اعتبار می‌کند، دست سرکوبگر آزادتر می‌شود.


از همین جاست که اعتراض ما طلبکارانه پاسخ می‌گیرد؛ گویی رنج زندانی بدهی اوست و آزادی چکی که باید نقد شود. من نمی‌دانم این طلب از کجا آمده است و به چه حقی باید پرداخت شود. وقتی تمام دارایی زندانیان سیاسی زیر سؤال می‌رود، وقتی شأن و موجودیتشان با فحاشی به حاشیه رانده می‌شود، بهانه‌ای آماده به دست نیروهای امنیتی می‌افتد تا سرکوب را شدیدتر و بی‌پرواتر پیش ببرند. زبان بی‌طرف نیست؛ یا سپر است یا تیغ، و هر جمله‌ای که انسان دربند را از انسان بودن تهی کند، ناخواسته در همان سوی دیوار می‌ایستد.


من به حقیقتی وفادارم که با آن زیسته‌ام. هر قدمی که برداشته‌ام برای آن بوده که در سکوت شب، در برابر آینه شرمگین نباشم؛ برای خانواده‌ام، برای زندگی از دست رفته‌ام، برای آنان که عاشقانه دوستشان داشتم و دیگر نیستند، برای رفقایی که وجودشان دنیا را زیباتر می‌کند اما در بند زشتی و پلیدی گرفتارند؛ و برای آن بخشی از خودم که سال‌هاست در رفت‌وآمد میان دیوار بلند و خیابان از من جدا مانده است.


ادامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/3e4s78p2

#ساسان_چمن_آرا #پرستو_چمن_آرا #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
1
ابوالفضل ابوترابی، عضو مجلس شورای اسلامی، گفته است: «مردم در شب چهارشنبه‌سوری، با حضور در میادین و آتش زدن پرچم آمریکا و اسرائیل می‌توانند طرح‌های دشمن را خنثی کنند.»

جمهوری اسلامی در طول بیش از چهار دهه گذشته همواره با این جشن مخالفت کرده و کوشیده آن را محدود یا حذف کند. در این سال‌ها نیروهای انتظامی با برگزاری این جشن برخورد کرده‌اند و گزارش‌های متعددی از بازداشت برگزارکنندگان این مراسم منتشر شده است. حتی در مقاطعی تلاش شد نام این جشن در تقویم رسمی تغییر داده شود و به جای «چهارشنبه‌سوری» از عنوان‌ «روز تکریم همسایگان» استفاده شود.

با وجود این فشارها، چهارشنبه‌سوری همچنان به عنوان یک جشن ملی و مردمی در میان ایرانیان زنده مانده است. این آیین نه تریبونی برای شعارهای سیاسی، بلکه بخشی از سنت‌ها و هویت فرهنگی ایرانیان است؛ جشنی برای شادی، دور هم بودن و استقبال از نوروز، نه ابزاری برای تبلیغات سیاسی یا حکومتی.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #چهارشنبه_سوری

@Tavaana_TavaanaTech
3
در گزارش تازه‌ای که امروز در نشست‌های سازمان ملل مطرح شد، آمده است که در نبود جنگ نیز مجموعه اعدام‌ها، کشتارها و بازداشت‌های جمهوری اسلامی تنها در یک سال گذشته به بیش از ۶۰ هزار نفر رسیده است؛ آماری که شامل شهروندان بی‌سلاح، پزشکان، پرستاران، کودکان و همچنین مواردی مانند شلیک سیستماتیک به چشم معترضان می‌شود.

اما نماینده جمهوری اسلامی در واکنش به این گزارش، به جای پاسخگویی درباره این موارد، گفت بهتر است به جای «چیزهای پیش‌پاافتاده» درباره جنگ صحبت شود.

این نوع واکنش یادآور یکی از مشهورترین جملات روح‌الله خمینی است؛ «جنگ برای ما نعمت است.» جمله‌ای که نشان می‌دهد چگونه در نگاه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، شرایط جنگی و بحران می‌تواند به ابزاری برای سرپوش گذاشتن بر سرکوب داخلی تبدیل شود.

در چنین چارچوبی، جنگ و تنش خارجی فرصتی برای منحرف‌کردن توجه افکار عمومی از وضعیت حقوق بشر، سرکوب اعتراضات، اعدام‌ها و بازداشت‌های گسترده در داخل کشور است.


تصویر پست محمدجواد اکبرین در شبکه ایکس


@Tavaana_TavaanaTech
💔3
بهنام چگینی:
پس از بازداشت خواهرزاده‌ام داستا فرخی، خانواده و نزدیکانم تهدید شده‌اند

بهنام چگینی، فعال مدنی ساکن فرانسه، اعلام کرد که پس از بازداشت خواهرزاده‌اش «داستا فرخی»، خانواده و بستگان او از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی تهدید شده‌اند.

چگینی در متنی که منتشر کرده نوشته است:
«جمهوری‌اسلامی هفته گذشته خواهرزاده من داستا فرخی را بازداشت کرده و در ادامه خانواده و نزدیکان شناسنامه‌ای من را تهدید به محرومیت از شغل، اخراج، لغو پروانه‌های شغلی و… کرده. فارغ از تکثر و تفاوت دیدگاه در خانواده و نزدیکان من، تبهکاران جمهوری‌اسلامی همچنان به شیوه‌ی نظام‌های قبایلی در پی مجازات جمعی و فامیلی هستند و با اصل شخصی بودن جرائم و مجازات‌ها بیگانه‌اند.»


«داستا فرخی» (فاطمه)، دانشجوی ۲۰ ساله رشته ادبیات نمایشی دانشگاه سوره، روز دوشنبه گذشته، در منزل پدرش در شهر اراک توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد. مأموران وزارت اطلاعات با حضور در خانه پدر او، این دانشجو را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده‌اند.

جمهوری اسلامی در حالی به بازداشت و فشار بر خانواده‌های فعالان ادامه می‌دهد که گزارش‌های متعددی از تداوم سرکوب و بازداشت‌ها حتی در شرایط جنگی منتشر شده است.

#داستا_فرخی #از_بازداشتیها_بگو #اراک

@Tavaana_TavaanaTech
2